انارک نیوز: ادویه طعم‌دهنده‌ی اصلی غذاها است و در هر کشور و منطقه‌ای طعم و رنگ منحصر به فرد خود را دارد. 
در این بین انارکی ها هم ادویه خاصی دارند که همسایگان آنان در شهرهای دیگر بسیار می پسندند و سفارش می دهند. این ادویه مخلوط "گرمی" است. 

ترکیب گرمی از ادویه های مختلف به شرح زیر می باشد:
زردچوبه : ۲ کیلوگرم
زیره سبز: ۱ کیلوگرم
فلفل سیاه : ۲۵۰ گرم
علف پیاز (برگ سبز پیاز): ۰/۵ کیلوگرم
دارچین: ۲۵۰ گرم (به دلخواه)
زنجبیل: ۲۵۰ گرم (به دلخواه)
زیره سیاه: ۵۰ گرم (به دلخواه برای عطر و بوی ادویه، البته به خاطر قیمت زیاد آن کمتر کسی استفاده می کند.)

گرمی انارکی را حتماً از انارک تهیه فرمایید و از استفاده آن در آشپزی لذت ببرید. به همسایگان خود نیز پیشنهاد کنید  گرمی را از انارک تهیه نمایند.

گروه امنیتی دفاعی خبرگزاری فارس- پرونده ویژه « نیم قرن با اشباح ایرانی»: در بخش پیشین از علت سفارش و سپس سفر بدون بازگشت فانتوم های کشورمان سخن گفتیم که پس از کشمکش های سیاسی بسیار، عاقبت کنگره آمریکا با فروش آنان به ایران موافقت کرد تا اولین دسته چهار فروندی از این جنگنده ها، پس از ورود به ایران، به تاریخ  27 شهریور ماه 1347 خورشیدی عملیاتی شوند. 
... رزمایش‌ها نقش به سزایی در افزایش توان رزمی ایفا می‌کردند چرا که خلبانان ایرانی با ساعات پروازی بالا نیازمند میادینی بودند که بتوانند قابلیت‌های عملیاتی خود را به رخ کشیده و به نمایش بگذارند، لذا تمرینات پروازی مختلف از جمله رزمایش‌های داخلی در بازه‌های زمانی گوناگون یا شرکت در مانورهای مشترک با کشورهای عضو سازمان پیمان مرکزی (یا سنتو شامل پاکستان، ترکیه، ایران و بریتانیا) و ناتو، توانمندی خلبانان ایرانی را بیش از پیش افزایش داد.
به عنوان نمونه، خلبانان فانتوم آمریکایی مستقر در پایگاه های هوایی «رامشتاین» آلمان، «آویانو» ایتالیا و «اینجرلیک» ترکیه با پروازهای برد بلند و بهره‌گیری از سوخت‌گیری هوایی مشترک از ناوگان سوخت‌رسان بوئینگ 707 و 747 کشورمان، به صورت مشترک با فانتوم‌های ایرانی در تمرینات بمباران یا جنگ الکترونیک در میدان تیر «انارک» شهرستان نائین اصفهان شرکت می‌کردند.
این میدان تیر که تا آن زمان تنها مرکز جنگال (جنگ الکترونیک) مستقر در خاورمیانه و با قابلیت‌های بالایی در راستای تمرینات هوا به هوا و هوا به زمین، همچنین تست غلاف‌های جنگ الکترونیک و انواع سامانه‌های پروازی به شمار می‌رفت به عنوان مرکزی جهت اجرای انواع رزمایش‌ها در نظر گرفته می‌شد.
(۱۳۹۷/۰۷/۱۴ :: ۰۰:۰۳)

به گزارش سرویس فرهنگی و اجتماعی خبرگزاری رسا، اسامی و مشخصات علماء، وعاظ، اساتید حوزه علمیه قم و روحانیون تبعیدی در سال ۱۳۵۶ و ۱۳۵۷ به شرح ذیل است.
اسامی علماء، روحانیون، وعاظ، اساتید حوزه علمیه قم که در چند ماه گذشته تبعید شده‌اند:
1ـ حجت‌الاسلام والمسلمین حاج سید مرتضی پسندیده ـ محل سکونت قم. محل تبعید انارک ـ دارن (۸۵ ساله)
... 5ـ حجت‌الاسلام و المسلمین شیخ محمدصادق خلخالی* – محل سکونت ـ قم محل تبعید رفسنجان ـ لار 
۶ ـ حجت‌الاسلام والمسلمین ناصر مکارم  ـ محل سکونت قم ـ محل تبعید چاه‌بهار ـ مهاباد ـ انارک
... 12ـ حجت‌الاسلام و المسلمین سیدهادی خسروشاهی ـ محل سکونت قم ـ محل تبعید انارک نائین
13ـ حجت‌الاسلام واعظ محترم سیداحمد کلانتر ـ محل سکونت قم ـ محل تبعید انارک نائین.
14ـ حجت‌الاسلام شیخ عباس ضیغمی ـ محل سکونت قم ـ محل تبعید انارک نائین
(زمان : ۱۳۹۷/۶/۲۸ - ۰۷:۲۱ - شناسه خبر: ۵۷۸۱۹۸)


انارک نیوز: *محمدصادق صادقی گیوی معروف به صادق خلخالی بوده است.
7- حجت الاسلام و المسلمین اکبر حمید زاده گیوی
8- آیت الله سیدحبیب الله طاهری گرگانی
9- آيت‌الله سيد‌محمد صادق روحانی
10- حجت الاسلام والمسلمين محمد صادق کرباسچي تهرانی

انارک نیوز: پیش خودم گفتم بازیهای محلی را تا اونجایی که حافظه ام یاری می کنه نام ببرم و قوانین اونها را بگم. 
1- یکی کایه اله یا الک دولک که تقریبا همه قانونشو می دونن و معمولا بازی عصرهای زمستان و خصوصا روز عرفه (یکروز مانده به عید) که قدیمیا کتهاشونو برعکس می پوشیدند تا کایه اله اکیرن با چه شور و شوقی.
2- دوم بازی تگ و بالا که سه نقطه داره که بهش بکه bokke می گن، بکه بالا و بکه پایین، نقطه وسط که می گن نیم چوسکه nimchoska و دودسته می شن یک عده بالا و دومی پایین تا به تعداد رفیقان همه توپ را بزنن و کسی که اصطلاحاً سوخته در فاصله زمانی طی کردن توپ که معمولا دورتر پرتاب می شد براثر ضربه طرفی که از گردونه خارج شده باید بیاد بکه پایین و برگرده بالا.
اگر  دراین فاصله تیم پایینی توپ را گرفت و به بازیکنی که درحال بالا و پایین دویدنه زد وتوپ اصابت کرد طرف دوباره می سوزه. الغرض دم در خونه ما هر روز بعداز ظهر مخصوصاً زمستونا تا غروب آفتاب بازی می کردیم. از همه جای نخلک می اومدن و بازی می کردند. آدم بزرگا هم بودن، خلاصه خوش بود اون روزا. اینم بگم روی بکه هرکی ایستاده بود درامان بود از ضربه توپ و نهایتا سوختن.
3- بازی بعدی داجوال یا سرخ وکینو بود که تو یک چار دیواری جمع می شدیم وبا توپهای تنیس همدیگر را می زدیم. یک شور و حال خاصی داشت و به دو صورت اجرا می شد.
یکی اینکه هرکی می خورد، می نشست بیرون. اصطلاحاً می سوخت و نهایتا یک نفر می موند و صورت دیگرش این بود که همه همدیگه را با توپ می زدن. اینقدر همدیگه را با توپ می زدن تا تاریک می شد یا خسته می شدن یا مادر پدرا می اومدن و به ضرب کتک بچه ها را می بردند.
چه شور و حالیش دارت دی کایه داجوال یا همی سرخ وکینو.
4-  بازی دیگه که نیاز به نشستن داشت و متشکل از چند نفر بود و با سنگ و چوب و اینها انجام می شد. ابزار بازی اینها بود چوب خط گندی یا کلفتی. پهنک .مندیل که دستها را می بردیم پشت سرمون و از طرف مقابل می خواستیم که حدس بزنه تو دست طرف چیه؟
اگر درست می گفت که هیچی ولی اگر غلط می گفت پشت دستی می خورد. این بازی هم مختص عصرهای زمستان و پاییز بود.
5- یکی دیگه از بازیها کایه سنگ بی به سه صورت انجام می شد، یکی یک قل دوقل سه سنگی بود به اینصورت که مرحله اول دوتا سنگ زمین بود و یکی تو دست. سنگ را می انداختیم بالا و قبل از اینکه سنگ بیفته اون یکی سنگ را از زمین برمی داشتیم.
مرحله دوم با یک سنگ دو تا برمی داشتیم.
مرحله سوم دو تا سنگ تو دست بود و یکی را می انداختیم بالا و با نوک انگشت سبابه رو زمین می کشیدیم.
مرحله چهارم یک سنگ را می انداختیم بالا و د وتای دیگه را می گذاشتیم زمین، دوباره سنگ را می انداختیم بالا و دو تای دیگه را برمی داشتیم. اگر سنگ را که بالا انداخته بودیم به سینه اصابت می کرد و می گرفتیم باید سنگ را بالا میانداختیم و هفت بار به سینه می زدیم یا هفت مرحله سنگ را بالا انداخته و با دست به زمین و سینه می زدیم و می گفتیم هفت برسینه.
مرحله پنجم انگشت سبابه را روی انگشت بلند می گذاشتیم و با انگشت شست دروازه ای درست میکردیم و یکی از سنگها را به عنوان عروس انتخاب می کردیم و باید این سنگها با بالا انداختن سنگی که در دست بود به داخل دروازه هدایت می کردیم و سنگی که نشان شده بود با یک ضرب داخل دروازه هدایت می شد و بعد جمع کردن سنگهایی که به داخل دروازه هدایت شده بود، با پرتاب سنگ به بالا جمع می شد.
مرحله بعد آبشار بود به این ترتیب که سنگهارا می ریختیم زمین و ابتدا یک سنگ بالا می رفت و سنگ دیگری را جمع می کرد، دوباره دوسنگ بالا می رفت و سنگ دیگری را جمع می کرد.
البته این روند به همین سادگی نبود چندین بار سنگ می افتاد و به اصطلاح می سوختیم.
مرحله بعد تخم کن بود به این ترتیب که همه سنگها را در دست می گرفتیم و یکی یکی می گذاشتیم زمین، یک سنگ تو کف دست نگه می داشتیم و با اون سنگ کف دست را با سنگ زمین عوض می کردیم.
مرحله بعد بشکن بود که حتما باید سنگ روی هم بخوره و صدای آن را همبازیا بشنوند.
مرحله بعد نشکن بود که سنگ نباید صدا داشته باشه. البته همه مراحل پرتاب سنگ به بالا رکن اصلی بازی بود.
پنج سنگی هم همین مراحل را داشت و کمی سخت تر، نوبت بازی هم با بالا انداختن همه سنگها و گرفتن با پشت دست انجام می شد.
(کریم سهیلی - 16 و 21 شهریور ماه 1397)

در صورت دریافت بازی های دیگر از آقای کریم سهیلی یا دیگر دوستان، این خبر تکمیل خواهد شد.

مقالات دیگر...