امروز: سه شنبه 26 تیر 1397 برابر با 17 جولای 2018

"تو" کیستی؟ (2)

  • شنبه, 16 تیر 1397
  • اندازه قلم کاهش اندازه قلم افزایش اندازه قلم
انارک نیوز - یه آدم را از دور که ببینی مثل "1" می مونه. اما این شما را به اشتباه نندازه. همه "1" نیستند. کسی یکه که، بعداً می گم! 
حالا اگه همین آدم پول داشته باشه، می شه "10" یعنی جلوی این یک یه "0" قرار می گیره و یه باره بزرگ می شه. دیگه دستش به دهنش می رسه. اگه ماشین هم داشته باشه، یه صفر دیگه به "10" اضافه می شه که "100" می شه، می تونه حرکت کنه و دورتر بره. اگه پس انداز هم داشته باشه، یه صفر دیگه "1000"، دیگه خیالش راحت می شه و اگه هرچند مال و منال، خونه، کار خوب، کارخونه، مزرعه و همینطور برو جلو که به عددی می رسی که دیگه نمی تونی بخونی مثل "...1000000000000". بخونش یک جلوش بی نهایت صفرها. 
اگه از این آدم با کلی ثروت یا عدد خیلی خیلی بزرگ، صفراش را یکی یکی برداریم یعنی چیزای مادّی را یک به یک ازش بگیریم، کم کم کوچیک می شه و فقط آخرش "1" باقی می مونه. خودش با جیب های خالی.
حالا اگه همه ی صفراش سر جاش بمونه و فقط همون "1" را ازش بگیریم یهو چیزی که داریم یه عالمه صفره "...000000000000" که در عالم زندگی یعنی "هیچ". نفس می کشه و شاید اکسیژن حروم می کنه و نبودش بهتر از بودنش باشه!
آدم چیزفهم اون "1" چیه؟ اون "1" چیزی نیست جز "آدم بودن". اگه آدم باشی، مادّیات ترا بزرگ می کنه. اگه آدم نباشی با اون همه پول و پله "هیچّی". به جای این که پول در خدمت تو باشه، تو غلام پول می شی. یه بدبخت بی همه چیز. 

همین "1" هرچه بیشتر رفیق و کس وکار داشته باشه تعداد یکاش زیادتر می شه. با یه پشتیبان"11" و  با دو رفیق راه "111" و برو جلو تا "...111111111111" یعنی بی نهایت یک. که از یک جلوش بی نهایت صفرها هم می تونه بزرگتر شه. و بخونش مردمی که هم را و دیگران را دوست دارند یعنی مردمی مثل ما "انارکی ها"، فریادرس یکدیگر.

درد انسان امروز بی پولی نیست، بی کسی است. در زمین و هوا معلق بودن است. پول ابزار خیلی خیلی خوبی است که با استفاده صحیح از آن، رفاه و آسودگی به بار می آید اما جای "دوست" را نمی گیرد. پول محکی است برای اینکه "تو" خود و جایگاه خود را بشناسی.
حالا کلاهت را قاضی کن و از خودت بپرس: "تو هستی یا نیستی و اگر هستی، کیستی و چیستی؟".
منتشرشده در روشنگری
بازدید کد خبر: 863
محتوای بیشتر در این بخش: « بر ما چه می گذرد؟ (8) درد ما »

ارسال نظر