امروز: شنبه 25 مرداد 1399 برابر با 15 آگوست 2020

شهر بهاران(بهارستان)

  • جمعه, 23 تیر 1396

تا پا به شهر خوب بهاران نهاده ام
گویی به شهر خویش رهی نو گشوده ام
گفت اصفهان خوشست به اوای زنده رود
بی زنده رود او به صفاهان روم چه سود
اینجا صفای کوه ودمن پاک وبی غش است
دارد هوای پاک که محبوب و دلکش است
صحرا پراز شکوفه وگلهای لاله گون
چون فرشی ازبهار که بوده به تیسفون
کبکان خوش خرام به هنگام صبحدم
ایند و نغمه ها به سرایند دم به دم
وقت غروب ورفتن خورشید شامگاه
زیباست اسمان زلالش ز نور ماه
رقص ستارگان ز پس شاخه های بید
شادابی ونشاط وصفارا دهد نوید
کهپایه های خرم و ازادی وحوش
بیننده را برد به فضایی زجنب وجوش
در پارک کوهساروبلندای این دیار
هر کس رود دمی بزداید زدل غبار
با جنگلی زسرو ودرختان رنگ رنگ
کز ابتدای شهر کشیدست بیدرنگ
تا انتهای شهر به دامان کوهسار
گردیده وعده گاه همه مردم دیار
اینجا جماعتی زهمه قوم درهم است
بی حاصل وفقیر زعقل وادب کم است
از کوچه های شهر اگر کرده ای گدر
بر مه رخان شهر اگر کرده ای نظر
شیراز وترک سیم وشش را رها کنی
صد شهر عشق را چو بخارا فدا کنی
این شهر محوریست زدانایی وادب
گر گویمش یهشت ندارید زمن عجب
گوید رجا چو مدح بهاران به صد غرور
خواهم من از خدا بدهد لدت حضور
(محمد رجایی انارکی)

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
بازدید کد خبر: 1397
برچسب‌ها