زندگینامه حضرت محمد مصطفی (ص)

  • سه شنبه, 14 آذر 1396
  • اندازه قلم کاهش اندازه قلم افزایش اندازه قلم
حضرت ابوالقاسم محمد بن عبدالله (ص) آخرین و برترین فرستاده‌ی خدا و پنجمین رسول از پیامبران اولوالعزم است. خداوند او را به همراه بهترین کتاب آسمانی یعنی قرآن کریم که در آن کامل ترین نسخه دین مطابق با فطرت، که توسط حضرت ابراهیم اسلام نامیده شده فرستاده که دینی جهان شمول است.
محمد بن عبد الله (ص) در تورات و برخى كتب آسمانى «احمد» نامیده شده است. آمنه مادر حضرت محمد (ص) پیش از نامگذارىِ فرزندش توسط عبدالمطلب به محمّد، وى را «احمد» نامیده بود. كنیه اش ابوالقاسم و ابوابراهیم و القاب ایشان رسول اللّه، نبى اللّه، مصطفى، محمود، امین، امّى، خاتم، مزّمل، مدّثر، نذیر، بشیر، مبین، كریم، نور، رحمت، نعمت، شاهد، مبشّر، منذر، مذكّر، یس، طه‏ و...  نخستین معصوم در دین مبین اسلام می باشند.

روز جمعه، هفدهم ربیع الاول عام الفیل (عام الفیل، همان سالى است كه ابرهه، با چندین هزار مرد جنگى از یمن به مكه یورش آورد تا خانه خدا (كعبه) را ویران سازد و همگان را به مذهب مسیحیت وادار سازد؛ اما او و سپاهیانش در مكه با تهاجم پرندگانى به نام ابابیل مواجه شده، به هلاكت رسیدند و به اهداف شوم خویش نایل نیامدند. آنان چون سوار بر فیل بودند، آن سال به سال فیل (عام الفیل) معروف گشت) برابر با سال 570 میلادى (به روایت شیعه اما بیشتر علماى اهل سنّت تولد آن حضرت را روز دوشنبه دوازدهم ربیع الاول آن سال دانسته‏ اند) در مكه معظمه، پدرش عبدالله بن عبدالمطلب بن هاشم (عمرو) بن عبدمناف بن قصّى بن كلاب بن مرّة بن كعب بن لوىّ بن غالب بن فهر بن مالك بن نضر (قریش) بن كنانة بن خزیمة بن مدركة بن الیاس بن مضر بن نزار بن معد بن عدنان و مادرش آمنه دختر وهب بن عبد مناف بوذ.
فاصله بین عدنان تا حضرت اسماعیل، فرزند ابراهیم خلیل الرحمن (ع) به هفت پشت مى‏ رسد.
ولادت پیامبر با معجزاتی در جهان همراه بود که از آنها می توان به موارد زیر اشاره کرد:
  • ممنوع شدن شیاطین از رفتن به آسمان های هفتگانه و گرفتن خبر
  • سرنگون شدن همه بت ها
  • ترک برداشتن کنگره های طاق کسری و فروریختن چهارده کنگره آن
  • خشک شدن دریاچه ساوه که برای ایرانیان مقدس بود
  • باطل شدن سحر، ساحران و جادوی جادوگران و قطع شدن ارتباط کاهنان با همزادان شیطانی آنها
عبدالله، پدر حضرت محمد(ص) پیش از ولادت فرزندش از دنیا رفته بود، مادرش پس از تولد حضرت محمّد(ص) دو سال و چهارماه و به روایتى شش سال زندگى كرد. محمد را پس از تولد طبق عادت مرسوم، به دایه‌ای به نام حلیمه بنی سعد سپرد  و پس از آن عبدالمطلب پدربزرگ۸۰ ساله، سرپرستی حضرت محمد (ص) را برعهده گرفت.
در ۸ سالگی عبدالمطلب نیز درگذشت و ابوطالب، عمویش (که در آن هنگام نفوذ زیادی در مکه داشت) سرپرستی او را برعهده گرفت. در ۱۲ سالگی همراه ابوطالب با کاروانی به شام سفر کرد. در این سفر با بحیرا سرجیوس (یک راهب مسیحی) دیدار کرد و بشارت پیامبریش را از وی شنید و ایشان را از خطر یهود در مورد نبی مکرم اسلام (ص) مطلع کرد.
حضرت محمد (ص) در تجارت با شریف ترین زن قریش، خدیجه کبری دختر خویلد شرکت کرد و بعد از این مشارکت نظر خدیجه که خواستگارانی بسیار از اشراف داشت به آن حضرت جلب شد و بعد از آنکه توسط یکی از بستگان تمایل خود را به اطلاع حضرت محمد (ص) رساند ، آن حضرت در 25 سالگی با خدیجه کبری که سنی بین ۴۰ تا ۴۵ سال داشت ازدواج کرد.
از اتفاقات مهم دوران کودکی و جوانی حضرت می توان به :
  • انتخاب کردن شغل چوپانی که شغل اکثر انبیا بوده است.
  • مشهور شدن به صفت امین به دلیل امانت داری ایشان
  • در حالی که بیست ساله بود شرکت در پیمان جوانمردانه حلف الفضول که برای حمایت از مظلومان بین جوانان قریش در خانه عبدالله بن جدعان بسته شد.
  • حل اختلاف به وجود آمده بین سران قریش بر سر نصب حجرالاسود، که نزدیک بود به جنگی خانگی منجر شود.
پیش از اسلام حنیف به دو دسته افراد اطلاق می‌شد: عرب‌هایی که پیرو آیین ابراهیم بودند و بت پرستانی که تنها برخی از مراسم دینی مربوط به آیین ابراهیم مانند حج یا ختنه را انجام می‌دادند.
حضرت محمد (ص) قبل از رسالت نیز یکتا پرست بودند و ناخشنود از روش زندگی مردم مکه، گهگاه در غار حرا در یکی از کوه‌های اطراف آن دیار به تفکر و عبادت می‌پرداخت. از 27 رجب سال چهلم عام الفیل (610 میلادى)، كه در سن چهل سالگى جبرییل بر محمد (ص) ظاهر شد و ۳ بار به او گفت: «إقرأ — بخوان!» و سپس این آیه‌ها را برایش خواند: ( إقرأ بِاسمِ رَبّك الّذي خَلَق. خَلَقَ الإنسانَ مِن عَلَق. إقرأ وربُّك الأكرَم، الَّذي عَلَّمَ بِالقَلَم، عَلَّمَ الإنسانَ ما لَم يَعلَم.)
بخوان به نام پروردگارت که آفرید؛ که انسان را از خون بسته (علق) آفرید. بخوان که پروردگار بسیار بخشنده‌است، آن که با قلم آموزش داد. به انسان آموخت آنچه را که نمی‌دانست. (سوره علق، آیه‌های ۱ تا ۵) به رسالت مبعوث شد تا 28 صفر سال یازدهم هجرى، كه رحلت فرمود، به مدت 23 سال عهده‏ دار امر رسالت و نبوت بود.
پیامبر اکرم (ص) در سه مرحله به ابلاغ رسالت پرداخت:
  1. دعوت سری که اولین مرحله دعوت ایشان بود. تخستین زنی که به پیامبر اسلام (ص) ایمان آورد ، همسر ایشان ام المؤمنین خدیجه (س) بود و پس از ایشان نخستین مردی که ایمان آورد، علی بن ابی طالب (ع) پسرعموی ده ساله بوده است.
  2. دعوت خویشان و نزدیکان که با نزول آیه انذار صورت گرفت و به یوم الدار معروف است. و در آن روز رسول خدا (ص) ، حضرت علی (ع) را به جانشینی خود انتخاب کرد.
  3. پس از سه سال دعوت علنی
در آن شرایط سختی که مشرکان قریش بر رسول خدا(ص) تحمیل کرده بودند، دو حامی رسول خدا (ص) یعنی عموی ایشان ابوطالب (ع) و همسر مهربان ایشان، ام المؤمنین خدیجه (س) بودند که فشارهای سیاسی،اجتماعی ،اقتصادی و روحی را از ایشان برداشتند و تا زمانی که عموی ایشان زنده بود، کسی جرآت آزار و اذیت های جسمانی و کشیدن نقشه قتل حضرت را نداشت.
پس از آنکه اشراف مشرک قریش دیدند، نمی توانند به هیچ صورتی جلوی نشر اسلام را بگیرند و با توجه به حامیان رسول خدا (ص) قادر به آسیب رساندن به ایشان نیستند، شروع به آزار و اذیت تازه مسلمانان کردند. هر قبیله مسؤولیت آزار و اذیت مسلمانان خود را به عهده گرفت و آنان که هیچ قبیله یا عشیره ای یا حامی نداشتند،مجبور به تحمل انواع آزار و اذیت ها شدند. سمیه بنت خباب که به عنوان نخستین زن شهید اسلام شهرت دارد، بردهٔ ابوجهل بود. او با نیزهٔ اربابش به این دلیل که نمی‌خواست از اسلام برگردد، کشته شد. بلال حبشی، یک مسلمان بردهٔ دیگر، به دست اربابش امیة بن خلف شکنجه می‌شد.
پس از آنکه آزار و اذیت های مشرکان افزایش یافت و مسلمانان نیز که دیگر طاقت این شکنجه ها را نداشتند، پیامبر (ص) دستور هجرت به حبشه را صادر کردند. هجرت به حبشه در سال پنجم بعثت صورت گرفته است و در آن حدود هشتاد نفر مسلمان مرد و زن حضور داشته اند. سرپرستی این کاروان را جعفر بن ابی طالب به عهده داشت. عمرو بن عاص و عبدلله بن ربیعة به همراه هدایان فروان، بلافاصله بعد از هجرت مسلمانان راهی حبشه شدند تا اینان را به مکه برگرداند. آن دو ابتدا با دادن هدایایی به درباریان نجاشی آنان را به طرف خود کشانیدند ولی با سخنان هوشمندانه و شجاعانه جعفر بن ابی طالب ،اقدامات آنان بی اثر ماند. همچنین جعفر در پاسخ سؤال نجاشی در مورد حضرت عیسی (ع) آیاتی از سوره مریم را برای او خواند،که تأثیر عمیقی در نجاشی گذاشت. پس از این سخنان ، نجاشی به فرستادگان قریش گفت که به هیچ عنوان حاضر به برگرداندن مسلمانان نیست و آنان تا هر زمان که بخواهند می توانند در حبشه زندگی کنند.
پس از آنکه قریش موفق به برگرداندن مهاجران به حبشه نشد، شروع به مبارزه به صورت ، محاصره اقتصادی و اجتماعی بنی هاشم کرد.
وضعیت اسفبار بنی هاشم در شعب ابیطالب به مدت سه سال ادامه داشت به گونه ای ناله های فرزندان آنان، آرام آرام، موجب نرمی دل های بعضی از متنفذان قریش شد. به همین دلیل تصمیم گرفتند تا این پیمان نامه را پاره کنند. از طرف دیگر جبرئیل خبر خورده شدن پیمان نامه توسط موریانه ها را به رسول خدا (ص) داد. این دو رویداد موجب شد تا بنی هاشم از شعب بیرون آیند و به زندگی عادی خود بازگردند.
پس از آن دو اتفاق تلخ برای رسول خدا (ص) افتاد تا ایشان سال دهم بعثت را سال غم و اندوه بنامند. این دو اتفاق ،یکی وفات عموی ایشان حضرت ابوطالب (ع) بود و دیگری به فاصله چند روز، وفات همسر با وفای ایشان ام المؤمنین حضرت خدیجه (س) در ۶۵ سالگی بود. حضرت هر دوی این بزرگواران را در قبرستان مُعَلیّ در کنار جدشان عبدالمطلب دفن کردند.
پس از فوت ابوطالب،ریاست بنی هاشم به ابولهب رسید و او حمایت بنی هاشم را از پیامبر (ص) برداشت. پیامبر(ص) بر اثر اختناق محیط مکه ، تصمیم گرفت به محیط دیگری برود و بدین منظور شهر طائف را انتخاب نمود.
رسول خدا (ص) به همراه زید بن حارثه عازم طائف شدند تا با بزرگان قبیله ثقیف دیدار کرده و آنان را به اسلام دعوت کنند. ولی آنها دست رد به سینه پیامبر (ص) زدند و سفیهان و بردگان خود را مجبور کردند تا با دشنام و به دنبال رسول خدا (ص) رفته و او را سنگباران کنند. رسول خدا پس از ده روز توقف در طائف و ناامیدی از حمایت قبیله بنی ثقیف راه مکه را در پیش گرفت.
در ۲ یا ۳ سال پیش از هجرت به مدینه، در یک شب به سفری به نام معراج، از مسجدالاقصی به آسمان رفتند. مسلمانان در۲۷ رجب «لیلةالاسراء و المعراج» را جشن می‎‎‎گیرند. بنا به نظر بیش‌تر مفسران قرآن، آیه‌های آغازین سوره اسراء به معراج اشاره دارند.
نخستین مسلمانان یثرب در یک گروه شش نفری در سال یازدهم بعثت نزد رسول خدا (ص) در مکّه اسلام آوردند. زمانی که اینان برای حج به مکه آمده بودند،رسول خدا (ص) به دعوت قبایل در موسم حج مشعول بودند، در «عقبه» به پیامبر (ص) برخورد کردند و رسول خدا (ص) از آنان خواست تا بنشینند تا برای آنان سخن بگوید. آنان پذیرفتند. آن حضرت اساس دعوت اسلام را برایشان عرضه کرد و آیاتی از قرآن تلاوت نمود. آنها پیش از آن خبر ظهور پیامبری را از یهودیان شنیده بودند، وی را همو دانسته و دعوتش را پذیرفتند و اظهار امیدواری کردند که با پذیرفتن دعوت رسول خدا(ص) با یکدیگر متحد شوند.
در موسم حج سال سیزدهم بعثت، تعداد هفتاد مرد و دو زن در عقبه با پیامبر (ص) بعیت کردند. به این صورت که زمانی حجاج در منی بودند، مسلمانان یثربی با هم قرار گذاشتند تا به عقبه رفته و با رسول خدا(ص) بیعت کنند. پس از اعلام حمایت نظامی یثربیان از پیامبر (ص) و شیوع اسلام در آن، بیشتر مسلمانان از مکه به مدینه هجرت کردند.
در دارالندوه  پیشنهاد داده شد تا از هر خاندان قریش کسی به نمایندگی از آن خاندان، شبانه به رسول خدا (ص) حمله کنند و ایشان را به قتل برسانند . چهل نفر از مشرکان قریش داوطلب شدند تا ایشان را بکشند. مورخین این روز را، روز « یوم الزحمه» می نامند.
جبرئیل خبر این توطئه را به ایشان داد. رسول خدا (ص) به حضرت علی (ع) گفت تا به جای او بخوابد و از همان برد یمانی سبز رنگی که رسول خدا (ص) روی خود می کشید ، استفاده کند.

مشرکان  چون متوجه شدند گمراه شده اند به تکاپو افتاده و به دنبال ایشان گشتند و توسط یک راهنما تا پای کوه ثور که رسول خدا (ص) به همراه ابوبکر در آنجا پنهان شده بودند، آمدند، و با مشاهده تارهای عنکبوبت بر در غار به داخل غار نرفتند.
رسول خدا (ص) در قبا منتظر رسیدن یار و پسر عم خود حضرت علی (ع) شدند که بعد از هجرت رسول خدا (ص) به همراه کاروانی که شامل زنان و دختران پیامبر (ص) و بنی هاشم می شد، از جمله - حضرت زهرا (س) و فاطمه بنت اسد - و سایر کسانی که هنوز موفق به هجرت نشده بودند ، به سمت مدینه در حرکت بود.
همراهان پیامبر (ص)  که با او از مکه به مدینه مهاجرت کردند به مهاجران شهرت یافتند و مردم یثرب که پیامبر و مهاجران را یاری رسانده بودند، انصار نامیده شدند.
پیامبر(ص) در این مدت که در قبا بودند،اقدام به ساختن مسجد قبا کردند و پس از رسیدن کاروان حضرت علی (ع) ، به همراه ایشان راهی مدینه شدند. فاصله میان بیعت عقبه دوم و هجرت رسول خدا به مدینه بین هفتاد روز تا سه ماه بود،
آن حضرت علاوه بر رسالت، به مدت ده سال امر زعامت و زمامدارى مسلمانان را پس از مهاجرت به مدینه طیبه بر عهده داشت.
حضرت هنگام ورود به یثرب فرمودند،هر کجا که شترشان توقف کند،همانجا اقامت خواهند گزید. نخستین اقدام رسول خدا (ص) در کنار خانه، ساختن مسجدی است که امروزه به مسجد النبی معروف است.
طعنه های یهودیان بر قبله اول مسلمانان بیت المقدس، موجب آزار مسلمانان و رسول خدا (ص) می شد، تا اینکه در نیمه ماه رجب سال دوم آیه تغییر قبله، در مسجد بنی سالم بن عوف که امروزه به مسجد ذوالقبلتین معروف است، نازل شد و قبله مسلمانان به سمت مکه تغییر یافت.
در زمان رسول خدا (ص)، نبردهای مسلمانان به دو قسمت تقسیم می شد.
  1. جهادهایی که خود رسول خدا (ص) در آنها شرکت می کردند که به آنها غزوه می گفتند و تعداد آنها را 26 یا 27 عدد نوشته اند.
  2. جهادهایی که رسول خدا (ص) ، یکی از اصحاب خود را فرمانده سپاه می کردند و خود شخصاً در آن ها شرکت نمی کردند، که به آنها سریه می گویند و تعداد آنها به روایت ابن اسحاق 35 سریه است.
رسول خدا (ص) برای جلوگیری از تجارت مشرکان قریش، دستور به غارت کاروان ها دادند تا با ناامن کردن راه ها، اقتصاد قریش را مختل کنند. به همین دلیل به اصحاب خود دستور جهاد دادند.
در هفدهم رمضان سال دوم غزون بدر در نزدیکی چاه های بدر بین مسلمانان و مشرکین در گرفت که در این نبرد مسلمانان توانستند قریشیان را شکست سختی بدهند و بسیاری از سران قریش در این جنگ کشته یا اسیر شدند.
پیامبر(ص) در نبرد بدر پرچم را به دستان مبارک امام علی (ع) دادند و پس از آرایش سپاه خود در برابر مشرکین قرار گرفتند. در ابتدا نبرد تن به تنی بین سه تن از قریش به نام های عتبة بن ربیعه،شیبة بن ربیعة و ولید بن عتبة به ترتیب با حمزة سید الشهدا،عبیدة بن حارث و علی بن ابی طالب (ع) در گرفت که اینان توانستند هر سه مشرک قریشی را بکشند و اولین پیروزی را برای سپاه اسلام به دست آورند.
دیگر وقایع سال دوم:
  1. وجوب روزه ماه رمضان
  2. مقرّر شدن اذان اسلامی و تعیین فصول
  3. عروسی امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب (ع) با حضرت زهرا (س)
بی شک مهم ترین اتفاق سال سوم هجری غزوه احد است که در هفتم شوال آن سال اتفاق افتاد و مسلمانان بسیاری از جمله : حمزه بن عبدالمطلب (سید الشهدا)، مصعب بن عمیر و ... به شهادت رسیدند.
در این حمله حدود هفتاد نفر از اصحاب رسول خدا (ص) به شهادت رسیدند و خود ایشان مجروح شد و عده بسیاری از مسلمانان فرار کرده و به بالای کوه احد فرار کردند و تنها عده کمی چون حضرت علی (ع) در کنار رسول خدا (ص) باقی ماندند. و در این جنگ بود که ندای « لا فتی الا علی لاسیف الا ذوالفقار » شنیده می شد. به هر حال مشرکان پس از این پیروزی به مکه و مسلمانان به مدینه بازگشتند.
امام حسن مجتبی (ع) نیز در نیمه رمضان این سال متولد شدند.
وقایع سال چهارم:
  1. میلاد امام حسین (ع) در سوم شعبان
  2. وفات فاطمه بنت اسد مادر حضرت علی (ع)
  3. نزول آیه تحریم شراب
بی شک مهم ترین رویداد سال پنجم هجری، غزوه احزاب یا خندق است.
پس از آنکه در غزوه بنی نضیر رسول خدا (ص) یهودیان را از شهر اخراج نمودند، چند تن از سران آنها به نزد قریشیان رفتند و با تحریک آنها و دادن وعده ی تامین مالی یک سپاه به فرماندهی قریش ، آنها را راضی به حمله به مدینه کردند. آنها همچنین قبیله های غطفان و بنی سلیم را نیز با دادن رشوه یک سال محصولات خیبر با خود همراه ساختند.
قبیله خزاعه که از هم پیمانان رسول خدا (ص) بودند،خبر این سپاه عظیم را به ایشان رساندند. حضرت نیز با جمع کردن اصحاب خود بار دیگر نظر آنها را در مورد نحوه برخورد با مشرکین جویا شدند. در این شورا همه تصمیم به دفاع در داخل شهر را گرفتند و به پیشنهاد سلمان فارسی، خندق هایی را در شمال مدینه کندند. به دلیل اینکه اعراب با خندق آشنایی نداشتند و از طرفی طول و عرض خندق ها بسیار وسیع بود، لشگر احزاب در پشت خندق ها متوقف شدند و نبرد تنها به صورت پرتاب تیر صورت می گرفت. همجنین در این نبرد، عمرو بن عبدود به همراه چند تن دیگر از خندق ها گذشتند. او که از قهرمانان و دلاوران عرب بود، پس از یک نبرد سخت با حضرت علی (ع) از پای درآمد و رسول خدا (ص) ضربتی را که حضرت علی (ع) در این روز زدند را از عبادت جن و انس بالاتر دانستند.
در اوایل جنگ حییّ بن اًخطب، به سوی قبیله بنی قریظه، تنها قبیله یهودی هم پیمان رسول خدا(ص) که هنوز در مدینه باقی مانده بود رفت، و با تحریک آنها، اینان را مجاب به حمله از پشت سر به سمت سپاهیان رسول خدا(ص) کرد.
پس از آنکه مشرکان متوجه شدند که نمی توانند از خندق ها عبور کنند و همچنین با سرد شدن هوا و اتمام آذوقه آنها و با خدعه ای که نعیم بن مسعود به آنها زد، مشرکان تصمیم گرفتند که به شهر خود بازگردند و پیروزی دیگری برای سپاه اسلام رقم خورد. پس از پایان غزوه خندق ، رسول خدا (ص) به سوی بنی قریظه رفتند و ریشه یهود را در غزوه بنی قریظه برای همیشه در مدینه کندند.
بی شک مهم ترین رویداد سال ششم صلح حدیبیه است که در قرآن در سوره فتح از آن به عنوان فتح المبین یاد می شود. همچنین در این سال رسول خدا (ص) نامه هایی را به همراه سفیرانی به سمت کشورهای روم، ایران، مصر، عمان، یمن و بحرین فرستادند.
در ذی القعده سال هفتم حج عمره ای که در سال گذشته محقق نشده بود، انجام شد که به عمرة القضاء معروف است.
مهم ترین اتفاق این سال غزوه خیبر است . در این غزوه رسول خدا (ص) خطر یهودیان را برای همیشه از بین برد. از دیگر اتفاقات این سال بازگشت مهاجران حبشه به مدینه است.
در سال هشتم پس از آنکه قریش پیمانی را که در حدیبیه با رسول خدا (ص) بسته بود، را شکست، رسول خدا (ص) به همراهی ده هزار نفر از مسلمانان از مدینه عازم مکه شدند. حرکت سپاه به صورت مخفیانه بود و تنها زمانی قریشیان از سپاه رسول خدا (ص) آگاه شدند که آتش های افروخته شده در اردوی سپاه اسلام را مشاهده نمودند. ابوسفیان که دید نمی تواند در برابر سپاه اسلام مقاومت کند، بالاجبار اسلام آورد و از رسول خدا(ص) امان خواست.
پس از آنکه قریشیان تسلیم مسلمانان شدند، در سال نهم دیگر قبایل عرب نیز دیگر در خود توان ایستادگی در برابر رسول خدا (ص) را نمی دیدند، به همین دلیل همگی تسلیم اسلام شدند. در این سال همچنین آخرین غزوه رسول خدا (ص) یعنی غزوه تبوک در این سال اتفاق افتاد.
در سال دهم هجرى (632 م) که پایه هاى حکومت اسلام کاملاً مستحکم شده بود، پیامبر گرامى اسلام حضرت محمد (ص) به موازات مکاتبه با سران دولِ جهان و مراکز مذهبى، نامه اى نیز براى اسقف نجران یمن «ابو حارثه» فرستاد و اهالى آن منطقه را به اسلام دعوت کرد. در روز 24 ذی الحجه که روز مباهله رسول خدا (ص) با نصاراى نجران است؛ پیامبر پیش از آنکه مباهله کند، عبا بر دُوش مبارک گرفت و حضرت امیرالمؤمنین و فاطمه و حَسَن و حسین عَلیهمُ السلام را داخل در زیر عبا نمود و گفت: پروردگارا هر پیغمبرى را اهل بیتى بوده است که مخصوص ترین خلق بوده اند به او، خداوندا اینها اهل بیت من هستند پس از ایشان برطرف کن شک و گناه را و پاک کن ایشان را پاک کردنى. پس جبرئیل نازل شد و آیه تطهیر در شأن ایشان آورد. پس حضرت رسول (ص) آن چهار بزرگوار را بیرون برد از براى مباهله چون نگاه نصارى بر ایشان افتاد و حقّیّت آن حضرت و آثار نزول عذاب مشاهده کردند جُرأت مُباهله ننمودند و استدعاى مصالحه و قبول جزیه نمودند
حضرت رسول (ص) بعد از هجرت، ده سال در مدينه ماند و حج به جا نياورد تا آن كه در سال دهم خداوند عالميان اين آيه را فرستاد كه: «و اذّن فى النّاس بالحجّ يأتوك رجالا و على كلّ ضامر يأتين من كلّ فجّ عميق، ليشهدوا منافع لهم»؛ و در ميان مردم براى اداى حج بانگ برآور تا پياده و سوار بر هر شتر لاغرى كه از هر راه دورى مى آيند به سوى تو روى آورند.
وقتی حضرت رسول (ص) از اعمال حجة الوداع فارغ شد متوجه مدينه شد و حضرت اميرالمؤمنين (ع) و ساير مسلمانان در خدمت آن حضرت بودند و چون به غدیر خم رسيدند. حق تعالى اين آيه را فرستاد: «يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ».
يعنى: «اى پيغمبر بزرگوار! برسان به مردم آن چه فرستاده شده است بسوى تو از جانب پروردگار تو» در باب نص بر امامتعلى بن ابى طالب (ع) و خليفه نمودن او در ميان امت خود؛ پس فرمود: «وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ»؛ پس اگر نكنى رسالت خدا را نرسانده ای و خدا تو را نگاه مى دارد از شر مردم.
رسول اکرم (ص) در آنجا خطبه معروف غدیرخم را قرائت فرمودند و حضرت علی (ع) را به جانشینی خود معرفی کردند. سپس همه بر گرد رسول خدا (ص) و اميرالمؤمنين (ع) جمع شدند و با آن حضرت بيعت نمودند.
دوشنبه 28 صفر، بنا به روایت بیشتر علماى شیعه و دوازدهم ربیع الاول بنا به قول اكثر علماى اهل سنّت، در سال یازدهم هجرى، در سن 63 سالگى، در مدینه بر اثر زهرى كه زنى یهودى به نام زینب در جریان نبرد خیبر به آن حضرت خورانیده بود به شهادت رسیدند و در همان خانه‏ اى كه وفات یافته بود دفن شدند. هم اكنون مرقد مطهر آن حضرت، در مسجد النبى قرار دارد. در سقیفه بنی ساعده خلافت را از حضرت علی (ع) غضب کردند.
پس از ابوبکر، به ترتیب عمر بن خطاب، عثمان بن عفان و علی بن ابیطالب (ع) به خلافت رسیدند که به خلفای راشدینمشهورند. پس از آنان حکومت به بنی امیه و سپس به بنی عباس رسید. عبدالرحمان سوم و جانشینانش در آندلس، فاطمیان، حفصیان و مرینیان نیز خود را جانشین محمد می‌دانستند.
سلاطین عثمانی هیچ‌گاه رسماً خلیفه نبودند. تنها عبدالمجید دوم از ۱۹۲۲ تا ۱۹۲۴ خود را خلیفه تمامی مسلمانان خواند.

بعد از در گذشت خدیجه کبری ، پیامبر با زنان دیگری که اکثراً بیوه بودند ازدواج کرد.
همسران: سوده بنت زمعه بیوه‌ای ۳۵ ساله بود، عایشه بنت ابى بكر، امّ شریك بنت دودان، حفصه بنت عمر که شوهر اولش در جنگ بدر کشته شد و بیوه‌ ای ۲۰ ساله بود، ام حبیبه دختر ابوسفیان (رهبر اهالی مکه و مخالف پیامبر) بیوه عبید بود، امّ سلمه بنت عاتكه بیوه ابوسلمه بود، زینب بنت جحش زن طلاق‌گرفتهٔ زید (فرزندخواندهٔ حضرت محمد(ص)) بود، زینب بنت خزیمه بیوه عبیده بود و کمی پس از ازدواج در ۳۱ سالگی درگذشت، میمونه بنت حارث بیوه بود و در ۵۱ سالگی ازدواج کرد، جویریه بنت حارث دختر رئیس قبیله بنی‌مصطلق بود، صفیّه بنت حىّ بن اخطب از اسیران یهودی در جنگ خیبر بود که شوهرش پس از جنگ خیبر اعدام شده بود و ماریه را فرمانروای مصر هدیه داده بود و کنیز ایشان بود.
فرزندان: الف)  1. قاسم. او پیش از بعثت پیامبر اكرم (ص) تولد یافت. از این رو پیامبر (ص) را ابوالقاسم نامیدند. 2. عبدالله. این كودك چون پس از بعثت به دنیا آمده بود، وى را «طیّب» و «طاهر» مى‏ گفتند. 3. ابراهیم. او در اواخر سال هشتم هجرى متولد شد و در رجب سال دهم هجرى وفات یافت.
عبدالله و قاسم از خدیجه كبرى (س) و ابراهیم از ماریه قبطیه متولد شدند. و هرسه آنان در سنین كودكى از دنیا رفتند.
ب) دختران: 1. زینب (س). 2. رقیه (س). 3. ام كلثوم (س). 4. فاطمه زهرا (س).
دختران پیامبر اسلام (ص) همگى از حضرت خدیجه (س) متولد شدند و تمام فرزندان رسول خدا (ص) جز فاطمه زهرا (س) پیش از رحلت آن حضرت، از دنیا رفته بودند.
ام‌کلثوم و رقیه با عثمان ازدواج کردند و پیش از حضرت محمد (ص) درگذشتند . ماریه نیز پسری به نام ابراهیم آورد که در دو سالگی درگذشت.
تنها فرزندى كه از آن حضرت در زمان رحلتش باقى مانده بود، فاطمه زهرا (س)، آخرین دختر وى بود. این بانوى مكرّمه، افتخار بانوان عالم، بلكه همه انسان‏ ها و مورد تقدیس و تكریم فرشتگان عرشى است. همو است كه مادر سبطین و امّ الأئمة المعصومین(ع) است.گرچه پیامبر اسلام(ص) به تمام خاندان مؤمن خویش علاقه‏ مند بود، اما در میان همسرانش بیش از همه، به خدیجه كبرى (س) و در میان فرزندانش بیش از همه، به فاطمه زهرا (س) علاقه‏ مند بوده و اظهار محبت و لطف مى‏ فرمود.
منتشرشده در اجتماعی
بازدید کد خبر: 786
برچسب‌ها

ارسال نظر

کد امنیتی
بارگزاری مجدد