امروز: سه شنبه 01 بهمن 1398 برابر با 21 ژانویه 2020

دوشنبه, 23 دی 1398 00:19

انارک نیوز - دارم می پکم. نمی دونم گریه کنم، خشم فروخورده خود را بر سر زمین و زمان خالی کنم یا ... ؟ راه برم، بشینم یا خواب که پر از کابوسه! 

هفته ی گذشته تمام خبراش فاجعه بود. از شهادت سردار سلیمانی در پاسی از نیمه شب گذشته ی آدینه در بغداد گرفته تا آخریش که دیروز بود. مشخص شدن  اینکه هواپیمای اوکراینی با 176 سرنشین که چند دقیقه بعد از برخاستن از فرودگاه امام خمینی (ره)، چهارشنبه صبح با پرتاب موشک پدافند هوایی سپاه، به اشتباه پس از چند ساعت از انجام عملیات انتقام خون شهید سلیمانی، سقوط منجر به مرگ تمام سرنشیناش را که اکثراً هموطنم بودند، داشت و تمام باورهام را بهم ریخت. تا قبل از اون توی صدا وسیما و روزنامه ها همه ش حرف از سقوط بر اثر عیب فنی بود و هر احتمال دیگه ای غیرعلمی بود.
خدایا، هیچ هواپیمایی در اون ساعتها نباید پرواز می کرد ولی با ندانم کاری یک یا چند نفر به سوی مرگ پرید. 

مگه می شه؟ هنوزم باور نمی شه! دو شقه شدم. یکی قبل از 21 دی ماه که در اون روز مونده و دیگری پس از 21 دی ماه که دیگه نمی دونه چی رو باور کنه.
اشک و آه و وسواس ولم نمی کنه حتی تو خواب. خیال می کنم اونا از کوچیک و بزرگ، زن و مرد، با بدنهای جزغاله و پاره پاره و گم شده در زمان به من خیره شده اند و چیزی می خوان اما نمی تونند که چیزی بگن. با بدنی تمام عرق کرده از خواب می پرم و در حالی که هنوز له شدن خودم رو زیر نگاه سنگینشون حس می کنم دستام رو چندبار با صابون می شورم اما جرأت نمی کنم توی آینه خودما نگاه کنم. وقتی هم ناخواسته زیرچشمی، چشمم بهش می افته، دیگه نمی شناسمش.

خدایا .... 21 دی ماه 98 چه روزی بود و آبستن چه روزها و شبهایی است؟ بیشتر غمگینمون می کنه یا شاد؟!

شنبه, 23 آذر 1398 11:20

انارک نیوز - شعری در اشاره به وعده‌های نامزدهای انتخاباتی "کاندیدای مجلس شورای اسلامی" " شهرستان خوروبیابانک " 

مصلحت دانسته خود را، وقف شورا می‌کنم    /    من به آرای شما در خـــــور ، غوغا می‌کنم 
آن‌چنان شهری بسازم ، در دلِ دشت کویر    /    شهرت و آوازه‌اش، در بوق و کُرنا می‌کنم

آب دهزیر و کلاغو را به جِد شیرین کنم    /    پای کُلِّ خـــــوریان را هر کجا وا می‌کنم
من مسیرِ خـــــور را تا مرکزِ اُستانِ خود    /    می‌کنم ، آزادراه و غــــرقِ گل‌ها می‌کنم

چون فرامُش شد زبان مادری در شهر خور    /    در کتابِ درسی، این گویش مُهیّا می‌کنم
خطِ ریلِ مشهد از این شــهر ، باید بگذرد    /    یا تمام بودجه اش صرفِ فرودگا(ه) می‌کنم

آبِ دریایِ خــــزر را می‌کشانم تا کویـــر    /   جنگلی را در جَوارِ خـــــور اِحیا می‌کنم
تاغ و گَز را کَنده، جایش موز و کیوی میزنم    /   این کویرِ شور را، ریحان و نعنا می‌کنم

ای جوانِ خوریِ محروم از ورزش، بدان    /    من زمین های چمن، باشگاه، بر پا میکنم
سینما می‌سازم و یک سینمایی شهرکی    /    من هنر را کُلّهُم، در خـــــور پویا می‌کنم

مژده‌ای دارم جوانان، ای که بیکاری هنوز    /    حکم استخدامتان را بنده امـــضا می‌کنم
آی... همشهری بگو درخواست‌های نابِ خود    /    چون به مجلس پا نهم بالجمله اجرا می‌کنم

وعده هایم را شنیدید، ملت خوبِ کویر؟    /    من ز شوقِ رای ها، این پا و آن پا می‌کنم
قول هایی می‌دهم، همچون "مدیرانِ جدید"    /    چون خَرَم از پُل گذشت، از بیخ، حاشا میکنم...
(مجتبی زمانی ؛ رضا خان / آذر ۹۸)

جمعه, 15 آذر 1398 19:23

 انارک نیوز - چند ماهی است که در حال بررسی طرح یک کسب و کار در فضای نت هستم و با اپلیکیشن ها و نرم افزارهای خاصی اشنا شدم که گاهی اتفاقات عرصه فناوری من را حیرت زده کرده است. 
- من قدم اول برای راه اندازی یک کسب و کار اینترنتی را برداشتم و اگر خدا بخواد و البته من هم کم نزارم این کار در آینده ای نه چندان دور رونمایی خواهد شد. اما این پرسه زدن در کسب و کارهای مجازی عجیب من را به فکر وادار کرده و امروز دارم به این فکر می کنم که آیا حرفه پزشکی تا یک دهه آینده وجود خواهد داشت یا نه؟!
- به نظرم به زودی ربات هایی به عرصه می آیند که جایگزین پزشکان خواهند شد. ربات هایی که وقتی روبروی آنها قرار می گیری تمام بدن ما را اسکن می کنند و در یک لحظه با گرفتن یک قطره خون از بدن آن را آنالیز می کنند و به سادگی بیماری را تشخیص و به صورت سیستمی و با لحاظ شرایط جسمی بیمار، نسخه درمانی پیرینت را تحویل بیمار می دهند.
- در زمینه جراحی هم که از همین الان دخالت ربات ها در اتاق های جراحی شروع شده و به همین سادگی یک شغل پر طرفدار آرام آرام حذف و فقط محققان پزشکی برای تقویت دانش ربات های پزشک باقی می مانند.
- احتمالا در اینده نه چندان دور تخت های بیمارستانی هم تبدیل به ربات های پرستار خواهند شد و تمام خدمات نگهداری یک بیمار توسط یک ربات که به صورت تخت طراحی شده ارائه می شوند.
به زودی به جای وکیل و قاضی نیز در دادگاه ها یک قاضی حکم صادر خواهد کرد و متهم و مجرم را یک ربات پلیس به دادگاهی کاملا متفاوت تر از دادگاه های شلوغ و پر استرس امروز خواهد برد.
- دو حرفه پر طرفدار امروز در آینده نه چندان دور سهم زیادی از اشتغال کشورها را نخواهند داشت و این اتفاق هم ترسناک است هم خوشحال کننده. ترس از حذف انسان و خوشحال از حکومت سیستم های نوآورانه با کمترین خطا.
- در آینده نه چندان دور مشاغلی باقی خواهند ماند که در آنها خلاقیت و فکر سهم دارند و مابقی کارها توسط ربات ها انجام خواهد شد و مطمئنم با این سرعت پیشرفت و تحول فناوری برای این اتفاق شاید کمتر از یک دهه زمان لازم باشد.
- با این اوصاف ایا شغل و کسب و کار شما در آینده وجود خواهد داشت و یا از الان باید در فکر تحول کسب و کار خود باشید؟
(سینا ایرانپور انارکی - کارشناس ارشد مدیریت اجرایی)

سه شنبه, 12 آذر 1398 08:37

انارک نیوز - ظاهراً امروز ثبت نام نامزدهای انتخابات مجلس شروع شده، کاری ندارم می خواهید رأی بدین یا نه ولی یه لطفی کنید دوستان بقال، چقال، بنگاهی، لیسانس و فوق لیسانس های بیکار، حضرات فسیل شده روی صندلی های مدیریتی، پیر پاتال های عشق خدمت صف نبندین برای ثبت نام.
توهم کمک به مردم و نجات مملکت هم نداشته باشید. قربونت، بشین تو خونه و سر کاسبیت، دست از این مجلس تشریفاتی بخور بخور بردار.
اگه به من هست که می گم مجلس اگر قراره اینجوری اداره بشه و این افراد نماینده ما باشن، قربونت بشم تعطیلش کن. همه امور هم بسپارید دست یه نفر به خدا راضیم.
این ادعای اصولگرا ، اصلاح طلب هم فدات بشم بزار کنار. نه اصول خواستیم نه اصلاح، جفتش ابزاری هست برای سر کیسه کردن مردم.
حاجی جان، عزیز جان، ملت خادم نخوان کی رو باید ببینن؟
این عکس هم میوه ای هست به نام انگشت یا دست بودا. یه چیزی شبیه دست نماینده های مجلس که چنگ زدن به دار و ندار ملت.
دوست داشتید هشتک کاندیدا نشو هم ترویج کنید.
(سینا ایرانپور انارکی)

پنج شنبه, 25 مهر 1398 12:27
انارک نیوز - بیایید لحظه ای با خود روراست باشیم و در یک رویارویی با خود ببینیم چند_چند هستیم!  اکسیژن هوا را مصرف، خوابیده و خورده و  منابع را به هدر داده ایم یا دمی هم آدم بوده ایم.
می خواهم هر یک عمر مفید خود را دریابیم؟ روش کار خیلی ساده است. زمان هایی را که خواب بوده ایم، دروغ گفته ایم، راست نگفته ایم یا تمامی واقعیت را نگفته ایم، ، نیرنگ زده ایم، دیگران را دوست نداشته ایم، بی شخصیت و بی شعور بوده ایم و کاری نکرده ایم تا جامعه ای بهتر بسازیم و لبخندی بر لبی بنشانیم را صفر در نظر می گیریم.
حتی زمانهایی را که دلی را آزرده ایم و اشکی را درآورده ایم یا روزگاری را سیاه کرده ایم، متظاهر و مسئولیت ناپذیر بوده ایم، پشت پا زده ایم، زیر پایی را خالی کرده ایم، خنجر از پشت زده ایم، هل داده ایم تا به گودال یا چاهی بیفتد، تقصیرهایمان را به گردن دیگری انداخته ایم، خواسته ایم آدم خوبه باشیم، بحران درست کرده ایم، زور گفته ایم، برده پول یا بنده دیگری بوده ایم، خود را از دیگران بالاتر دانسته ایم،  ظلمی دیده ایم و چشمان  خود را بسته ایم یا بی طرف بوده ایم را به خود صفر می دهیم!
اما زمان هایی را که سعی کرده اید آدم بهتری باشید، دیگران را دوست داشته اید، مشکلی را حل کرده اید، خدمتی به دیگران کرده اید، تلاش کرده اید جامعه بهتری بسازید، لبخند بر لب دیگران حتی کودکی خردسال بیاورید، دست افتاده ای را گرفته اید، ثانیه هایش را هم به حساب آورید.
این زمان های آدم بودن را با هم جمع کن تا به عددی  کوچک یا بزرگ برسی که همان عمر مفید یا عمر واقعی می باشد نه عمری را که تلف کرده ای یا بلایی برای دیگران بوده ای که نبودنت از بودنت بهتر بوده است!
بی شک این عمر از صفر تا چند ثانیه، دقیقه، ساعت، روز، ماه یا چند سالی بیشتر نخواهد بود و به ندرت به سن نوجوانان می رسد یا از آن عبور می کند. شگفت انگیز است که بیشتر ما این زمان را انکار می کنیم و نمی پذیریم. وقتی هم بپذیریم آنرا توجیه و فرافکنی می کنیم. زمین و زمان را به هم می بافیم تا آنرا به دیگران نسبت دهیم. از لاک بی شعوری در آمدن سخت و حتی گاهی غیرممکن است.
پس از آن وقتی کلاهمان را قاضی نماییم، با خود مواجه شویم و خود را کنکاش و رفتارمان را در کفه ترازوی وجدان بگذاریم و اشتباهات خود را بپذیریم، می توانیم با اظهار پشیمانی از خودخواهی ها و پستی هایمان به مرز آدم شدن نزدیک و به صفات انسانی بازگردیم. از خواب خودخواسته بیدار و هرگز فراموش نکنیم چه دیوی بوده ایم، قادر خواهیم بود راه درست آینده ی خود را ترسیم کنیم.
آدم شویم و آدم بمانیم.
به گونه ای باشیم که بعد از کهنسالی و مرگ فیزیکی ما نگویند: او چو به دنیا آمد، بمرد!

شنبه, 05 مرداد 1398 18:38
انارک نیوز - گزارش تصویری از تخریب دیوار و پایین انداختن گلدسته آستان مقدس زیارتگاه شهر انارک و شکستن حرمت زیارتگاه توسط یگان حفاظت مسکن و شهر سازی شهرستان نایین در حضور بخشدار و شهردار و یکی از اعضای شورای شهر انارک در روز سه شنبه مورخ اول مرداد ماه 1398 صورت پذیرفت. 

لازم بذکر است:
- این تخریب بدون هیچ ابلاغی به هیات امناء زیارتگاه انجام شده است .مگر می شود یک روزه و بدون اطلاع رسانی و بدون حکمی، تخریب انجام، آن هم دیوار ورودی امامزاده و پایین انداختن گلدسته آن انجام شود.
- این اقدام با لودر و ماشین های شهرداری انارک و توسط پرسنل شهرداری صورت پذیرفته است که آن هم جای بسیار سوال دارد.
- همچنین همه درختهایی که در آن محدوده بوده توسط افراد دست اندرکار از ریشه به بیرون کشیده شده است. به جز یک درخت (ارزش و اندازه کاشت و نگهداشت درخت در کویر با توجه به ریزگردهای منطقه چقدر است؟)
- بلوک های به کار گرفته شده در دیوار به دستور ارگان مربوطه و توسط پرسنل شهرداری شهر انارک و در حضور بخشدار شهر انارک تاجمیری و شفیعی یکی از اعضای منتخب شورای شهر جمع آوری و از امامزاده شهر انارک به بیرون برده شده است و مکان دپو این همه بلوک مشخص نیست. لازم بذکر است این اقلام توسط دولت خریداری نشده است که این افراد آنرا بدون اجازه حمل نمایند و با خود ببرند. تک تک بلوک ها، ذره ذره سیمان ها و هزینه کارگر و استاد بناها ...  با نذورات مردمی تهیه شده است.
نام این عمل آقایان را چه می توان گذاشت. مصادره ؟

آقایان علاوه بر اهانت به مقدسات و تخریب دیوار و پایین انداختن گلدسته ورودی به اعتقادات مردم شهر انارک بی احترامی نموده اند.
طبق تماس با ریاست محترم شورا ی شهر انارک جناب آقای پاکروان شورای شهر انارک اصلاً در جریان تخریب دیوار ها و انداختن گلدسته های ورودی زیارتگاه شهر انارک نبوده است. شهردار انارک یا مسئول وقت که در شهرداری فعالیت می کند به چه حکم و قانونی، بدون اجازه و مصوبه شورای اسلامی شهر انارک مجوز داده تا (لودر  ماشین آلات و نیروی کار) از شهرداری در اختیار افراد قرار گیرد؟ مگر در قانون شهرداری هر گونه تخریب، آن هم دیوار و گلدسته امامزاده مجوز نمی خواهد؟
شما با انجام اینکار به مقدسات و اعتقاد هزاران نفر از همشهریان انارکی و جوانان شهر توهین کرده اید؟ ملت ایران همه با هم فرقی نمی کند از دولتمرد تا کارگر، کوچک و بزرگ، پیر و جوان، زن و مرد طبق دستور و فتوای امام خمینی (ره) هر ساله در روز قدس نفرین بر سر اسراییل می زنند. ولی افسوس دید بعضی از بزرگواران با دید آنها یکسان است.

اقدامات انجام شده:
- شکایت نامه ای توسط هیات امناء زیارتگاه به مدیریت اوقاف شهرستان نایین ارسال شده و جناب آقای مهندس جبلی پیگیر شکایت می باشد.
- پیگیری جهت ساخت مجدد دیوار و پرداخت هزینه تخریب.
- گزارش تصویری جهت اطلاع رسانی به آحاد مردم به خبرنگاران باشگاه خبرنگاران جوان و سازمان صدا و سیما ی استان اصفهان ارسال گردیده است.
- هماهنگی با آقای دکتر پور بافرانی نماینده محترم شهرستان و مهندس جمالی فرماندار محترم شهر نایین
- و ....

اقدامات در شرف انجام:
- گزارش و ارسال عکس تخریب به بیت رهبری و اطلاع رسانی به رهبر انقلاب اسلامی حضرت آیت الله خامنه ای
- گزارش و ارسال عکس تخریب به ریاست محترم قوه قضاییه جناب آقای حجت الاسلام رئیسی
دوشنبه, 20 خرداد 1398 23:33
انارک نیوز - امسال، نوروز 1398 برای عرض تبریک شادباش نوروزی خدمت بخشدار محترم رسیدم.
خوشحال از اینکه یک میلیون تومان عوارض دیوارکشی را اواخر اسفند ماه پارسال با هزار سختی، هنگام پرداخت هزینه های سنگین دیوارکشی از جیب داده بودم، متوجه شدم که یک و نیم میلیون تومان برای عوارض سطح از سال 93 تا پایان سال 97 بدهکار شده ام. عوارض عطف به ماسبق شد در حالی که قبل از اواخر اسفند 97 هرگز هیچ سخنی از آن پیش نیامده بود و از اوایل سال 95 از پروژه آجر سفال توسط هیت نظارت جهاد کشاورزی استان هم خلع ید شده بود. پرداخت نقدی عوارض در شروع سال نو و بدهی های پروژه قوز بالای قوز شد.

8 استعلام مربوط به ادارات دولتی و ذیربط شهرستان نایین و شهر انارک را نیمه فروردین تحویل و با بقیه مدارک به جهاد شهرستان دادم و مختصر نمایم سرانجام شنبه 18 خرداد ماه 98 در جهاد کشاورزی استان آخرین حلقه خلع ید کامل و آخرین میخ بر تابوت پروژه زده شد و عرصه آن در اختیار نماینده دولت قرار گرفت و پروژه کارخانه آجر آژند انارک پس از گذشت زمان بیش از ده سال و فرازهای ناکامی بسیار در منطقه بحران آب انارک به تاریخ منطقه محروم انارک پیوست.
سه شنبه, 07 خرداد 1398 13:42
انارک نیوز: خاطره تلخ و شیرین زیر را از دوست گرامی آقای کریم سهیلی داریم که به شما تقدیم می شود. 

یادمه یکروز می خواستیم بریم ونچه (مزرعه ای نزدیک مزرا عبدالکافی). همین که حرکت کردیم هنوز از مزرا بیرون نرفته بودیم که یکدفعه پدرم گفت: وایسیت!
ماهم ایستادیم. به مادرم گفت: عقب تر اور تا تفنگه وری شونت نی.
تفنگ را گذاشت روی شونه مادرم و زد و دوید، دیدم یک شکار زد. خلاصه اونروز دیگه نرفتیم ونچه. البته این شکار چرا اونجا اومده بود نمی دونم ولی قسمت ما بود. همین که کار پوست کندن تموم شد و مادرم با دل و جگر، چغور و پغور درست می کرد، از طرف گدار، یشم حسن و مرحوم حسین طریقتی و مرحوم علی طریقتی آمدند و برای من طبق معمول آدامس خروس نشان آورده بودند. من چقدر آدامس خروس نشان دوست داشتم.
خلاصه پدر پرسید: کیا وبییت؟
حسن طریقتی هم گفت: دلومنی تنگ اییبی، یومیم.
پدر هم گفت: خاش اومیییت.
خلاصه نهار پیش ما بودند. بعدازظهر مرحوم خان بقایی و ابوالمظفر هم آمدند مزرا عبدالکافی، ولی نمیدونم چرا پدرم آنروز به آنها گوشت نداد. حتی حرفشم پیش نیومد! خان بقایی به پدرم گفت: حسن چن نفر ایند بر دی را گو قیناته وروفن، حیواسوت وشنی بو.
محمد پروری هم اومد، همین حرف را خان به ایشونم گفت و بعدشم رفتند. مادرم گفت: چیرا یک تیکه گوشتوت نداین؟
پدرم گفت: ابی نمداین.
خلاصه این هفته که نشد بریم ولی هفته بعد رفتیم. این بار پدرم یک زاغ زد و اونروز هم از سفره پربرکت طبیعت روزی خوبی قسمت ما شد. ولی یک چیزی بگم: پدرم شکارچی قابلی بود ولی نه مثل شکارچیهای امروزی که قلع و قمع می کنند. به اندازه نیازمون شکار می کرد خداوند رحمتش کنه.