امروز: سه شنبه 29 خرداد 1397 برابر با 19 جون 2018

یکشنبه, 20 خرداد 1397 19:02
انتخابی دیگر از کتاب «الف لام خمینی» / تیراندازی در خانه آقای گلپایگانی/ اعلامیه شدیداللحن برای تکلیف وعاظ در ماه مبارک رمضان 
ماه مبارک رمضان در پیش بود. این دلهره را می‌توان در نامه‌ای که ساواک خراسان به شهربانی آن استان نوشت حس کرد. «اخیراً از طرف روح‌الله خمینی اعلامیه شدیداللحنی در مورد تکلیف وعاظ در ماه مبارک رمضان و چگونگی تبلیغات علیه حکومت شاهنشاهی صادر و در نظر است در مشهد تکثیر و پخش شود. 

به گزارش ذاکرنیوز،‌ کتاب «الف لام خمینی» اثر هدایت‌الله بهبودی که انتشارات موسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی آن را منتشر کرده و برای نخستین بار در سی و یکمین نمایشگاه کتاب تهران به دست علاقه‌مندان رسید، اثری روان و خوش‌خوان از کودکی بنیانگذار جمهوری اسلامی تا چند ماه پس از انقلاب اسلامی است... نگران برادر: 
امام خمینی پس از تبعید برادرش، آیت‌الله سید مرتضی پسندیده به انارک، همواره پی جوی حال‌وروز او بود. نگران بود، مبادا کهولت و پیری، او را در تبعیدگاه از پای درآورد. می دانست که برادر پا به سن گذاشته‌اش به‌تنهایی نمی‌تواند از پس کارهای روزمره‌اش برآید.در نامه‌نگاری با نزدیکان خواست که خبر سلامت برادر را به او برسانند؛ فردی را برای کمک‌حال او از قم به انارک بفرستند و یا از آقای محمد صدوقی خواسته شود ملازمی برای او تعیین کند. «فوق‌العاده نگران هستم. لازم است یک خادم پیش ایشان باشد... من منتظرم که شما به من سلامت ایشان و رفاه ایشان را اطلاع دهید. موکول نکنید به دیگران. خودتان مستقیماً دخالت کنید. این‌جانب را از اضطراب و ناراحتی بیرون بیاورید و اگر ایشان کسالت دارند، طیب از هر جا ممکن است ببرید و مرا مطلع کنید.» می‌توان باور کرد که دستگاه امنیتی هم از جانبی دیگر دلواپس بود؛ اگر اتفاقی برای این پیرمرد 84 ساله بیفتد، برادر همو که پس از مرگ پسرش، نظم شاهنشاهی ایران به هم ریخت، آشفتگی‌های سیاسی اجتماعی پسین چگونه باید رفع و رجوع گردد؟ کمتر از بیست روز پس از صدور حکم تبعید، محل اقامت اجباری آقای پسندیده از انارک اصفهان به داران اصفهان تغییر داده شد؛ از کویر به کوهستان. نخستین ماه تابستان 1357ش به نیمه نرسیده بود که هیأت حاکمه تصمیم گرفت حکم تبعید را از سر آقای پسندیده برداشته، او را به زادگاهش، خمین، بفرستد؛ همان‌جا تحت نظر باشد و از آن منطقه بیرون نرود...
... سیاست سازش: در پی تبعید آیت‌الله سید مرتضی پسندیده از قم، خبرهایی به ساواک رسید که نشان می‌داد سازوکار دستگاه مالی امام خمینی، نه روی زمین، بلکه پنهانی و در زیرزمین ادامه پیدا خواهد کرد. از دیگر سو خبر داده شد که این بار نه یک نفر، بلکه کسانی نقش وکالت را در گرفتن و پیش و بخش وجوهات شرعی به عهده خواهند گرفت. اینها خبرهای خوبی برای دستگاه امنیتی از این مأموران سازمان اطلاعات و امنیت کشور، با یک نفر شناخته شده روبرو بودند. مراقبت از او و جمع‌آوری اطلاعات، بسیار ساده‌تر از کسانی بود که زین پس، پنهانی امور مالی آیت‌الله خمینی را به عهده می‌گرفتند. از دیگر سو پس از بخشوده شدن حکم تبعید آقای پسندیده، و اقامت در زادگاهش، خمین، خبر داده شد که مردم وجوهات را به خمین برده، تحویل پسندیده می‌دهند و رسید می‌گیرند.
این روند در دوره کوتاه مدت تبعید او نیز وجود داشت.
آن روزها راه انارک و رادان، که تا آن وقت از خلوت‌ترین و کم گذرترین راه‌ها بود، شلوغ و پر رفت‌وآمد شده بود. آقای پسندیده تعهد داده بود که «به منزل خمینی رفت‌وآمد نداشته، به امور وی مداخله ننماید.» اما گفته بود که من نمی‌توانم از دریافت وجوهات شرعی و سهم امام خودداری کنم. «من از جانب خمینی مجاز به دریافت این‌گونه وجوه هستم، لذا شرعاً نمی‌توانم قبول نکنم و از سایر آیات همچنین اجازه‌ای دارم و برای آنان هم پول جمع‌آوری می‌کنم.»
(کد خبر ۵۰۴۱۴۷انتشار : ۲۰ خرداد ۱۳۹۷ ساعت ۰۵:۴۴)
سه شنبه, 08 خرداد 1397 10:30
حجت الاسلام و المسلمین اکبر حمید زاده گیوی از خطيبان مشهور پس از يك دوره طولانى بيمارى درگذشت. وى كه از مبارزان دوران پهلوى بود پس از انقلاب به عنوان نماينده مردم بويين زهرا و آوج انتخاب شده بود. 
زندگینامه حجت الاسلام و المسلمین اکبر حمید زاده گیوی: 
متولد1327، شهرستان خلخال . دروس ابتدائی را در دبستان حافظ زادگاه خودش پشت سر گذاشت و پس از مهاجرت به تهران دوره متوسطه را دردبیرستان نوبختی آغاز کرد و هم زمان به خواندن ادبیات عرب در حوزه علمیه شاه چراغی مشغول شد، از محضر اساتید بزرگواری استفاده کرد و به دلیل بر خورداری از استعداد بالا سریعا مراحل رشد را طی کرد و توسط مرحوم اقا میرزا علی اصغر هرندی و مرحوم اقای فلسفی به موسسه علمی یکی از مراجع بزرگوار وقت معرفی و مشغول تحصیل شد، در پانزده خرداد سال پنجاه دستگیر و پس ازدو ماه بازداشت در ساواک قم برای سربازی به کازرون اعزام شد و از انجا به تایباد تبعید شد، در جریان فوت سپهبد ضرغام، که فرمانده ژاندرمری وقت بود، توسط سرهنگ شرفی رئیس ساواک تایباد وادار به سخنرانی شد، که به دلیل انجام وظیفه دستگیر و به بازداشتگاه ناحیه ژاندرمری مشهد منتقل شد، که پس از دو ماه باز داشت، به تایباد بر گردانده شد.
پس از سپری شدن این دوران تصمیم گرفت در مشهد بماند و از اساتید مشهد استفاده کند، و در عین حال ارتباط بسیار نزدیکی با تهران، قم و محافل سخنرانی داشت، در دماوند پس از یک سخنرانی دستگیر و به پنج سال زندان محکوم شد ,حدود بیست و شش ماه در زندان اوین و قصر زندانی بود، پس از آزادی، در مجلس چهلم شهدای تبریز سخنرانی و پس از آن دستگیر و به کمیته مشترک ضد خرابکاری انتقال داده شد، و پس از مدتی به نقده تبعید شد، پس از روی کار آمدن شریف امامی سخنرانی و دستگیر شد، مدتی در زندان نقده و با تظاهرات مردم، که آزادی ایشان را می خواستند به زندان ارومیه انتقال دادند و از انجا به انارک نائین تبعید کردند که تا پیروزی انقلاب به طول انجامید.

آثار:
سی گفتار راه تربیت، پدیدآورنده اکبر حمیدزاده گیوی تاریخ نشر ۱۳۹۰ ناشر چاپ و نشر عروج
تدبیر و سیاست در نهج‌البلاغه حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر اکبر حمیدزاده
مجموعه ۱۲ جلدی شرحی بر نهج البلاغه نوشته حجت‌الاسلام اکبر حمیدزاده
(نوانديش / 
کد خبر: ۷۵۶۲۰ / 
تاریخ انتشار: ۰۸ خرداد ۱۳۹۷ - ۰۴:۱۶)
یکشنبه, 06 خرداد 1397 11:54
انارک نیوز - وقتی نوجوان بودم و سینما می رفتم عشق و امید را می دیدم. 
جوانی بی چیز دیگران را نجات می داد و انتظار دریافت پاداش را نداشت. با اینکه خودشان فقیر بودند اما اگر از پا افتاده ای را می دیدند دست اورا می گرفتند و بلندش می کردند انتظاری هم نداشتند. در بدبختی بزرگ شده بود اما لقمه نان حرام از گلویش پایین نمی رفت.
در فیلم هایی که می رفتم در بیشتر آنها اذان و منار مسجد و امید و آرزو برای نیازمندان دیده می شد. تفاوت آدم خوب و بد را می دیدی که آدم بد همیشه بازنده و آدم خوب برنده بود حتی اگر آدم بد ثروتش بی شمار بود. 
ایمان اینها یک جور دیگر بود. این یکی مسجد و آن یکی کاباره می رفت اما هیچکدام ریا نمی کرد. وقتی نگاهشان می کردی می فهمیدی با کی طرفی! آدمها ساده تر بودند و شناختنشان از روی تبپشان خیلی سخت نبود و هر چیزی می دیدی تقریباً همان چیزی بود که نشان می داد.
آدمهای بی چیز ولی با روح های بزرگ می توانستند آدمهای پولداری را که روحهای حقیری داشتند را تغییر دهند. طرف آواره و هزارتا غم داشت اما اسمش علی بی غم بود و تخم امید را می افشاند و دیگران را خوشحال می کرد.
توی فیلمها کمتر تفنگ بود و چاقو و قمه می دیدی. یکی برای از پشت زدن و دیگری برای دفاع از ناموس بود. هم خوب می دیدی و هم بد. آخر همه فیلمها هم خوبی و امید برنده می شد و بدی محکوم به نابودی بود. می دیدی آرزوها دست یافتنی هستند هرچند بنظر دور از دسترس می آمدند. گنج قارون هم در اندیشه ها می گنجید. می توانستی سلطان قلبها شوی. 
فیلمها را با هنرپیشه هایش انتخاب می کردم که محمدعلی فردین را خیلی دوست داشتم. بیش از دیگران امید را در دل دیگران زنده می کرد. بهروز وثوقی تیپ جدید و جدای از دیگران و رو به رشد بود. داشت سینمای جدیدی را معرفی می کرد. ناصر ملک مطیعی هم تیپ خاصی از مردان بود که داشتند کم کم جای خود را از دست می دادند. آخرین فیلمی را که رفتم سفر سنگ از سعید راد بود.
دیروز پنجم خرداد ماه 1397 ناصر ملک مطیعی از بین ما رفت و امروز او را به خاک می سپارند. قبل از آن هم محمدعلی فردین رفته بود. یادشان بخیر.
داشتم قکر می کردم اینان چهل سال پیش با پیروزی انقلاب پرشور اسلامی هنگامی که یادها و خاطره هایشان را زنده زنده دفن کردیم اما خودشان در بین ما بودند و نفس می کشیدند، مردند یا وقتی جان به جان آفرین تسلیم کردند یا وقتی در گور آرام گرفتند؟ یا هنوز زنده اند تا موقعی که یادی از آنان می شود؟

ما چگونه زندگی می کنیم و زنده ایم یا مرده؟ قضاوت را به شما می سپارم!

یکشنبه, 30 ارديبهشت 1397 10:28
انارک نیوز – سه شنبه اول خرداد ماه 1397: روز بهره وری و بهینه سازی مصرف - روز بزرگداشت ملا صدرا (صدرالمتالهین) - جشن گرما - روز جهانی تنوع زیستی (22 می) 
3 خردادماه: فتح خرمشهر در عملیات بیت المقدس (1361) و روز مقاومت، ایثار و پیروزی
4 خرداد ماه: روز دزفول - روز مقاومت و پایداری
5 خرداد ماه: وفات حضرت خدیجه (س) (3 سال قبل از هجرت) - روز نسیم مهر (روز حمایت از خانواده زندانیان)
6 خرداد ماه: جشن خردادگان (روز خرداد)
7 خردادماه: افتتاح اولین دوره مجلس شورای اسلامی (1359)
10 خرداد ماه: ولادت حضرت امام حسن مجتبی (ع) (15 رمضان 3 ه.ق) و روز اکرام - روز جهانی بدون دخانیات (31 ماه می)
13 خرداد ماه – شب قدر (18 رمضان)
14 خرداد ماه (تعطیل): ضربت خوردن حضرت امام علی (ع) (19 رمضان 40 ه.ق) - رحلت حضرت امام خمینی (ره) رهبر کبیر انقلاب و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران (1368) و انتخاب حضرت آیت ا... خامنه ای به رهبری (1368) - روز جهانی کودکان بی گناه قربانی تجاوز و تعرض (4 ژوئن)
15خردادماه (تعطیل) : شب قدر (20 رمضان)  - قیام خونین 15 خرداد (زندانی شدن حضرت امام خمینی (ره) به دست ماموران ستم شاهی پهلوی (1342)) - روز جهانی محیط زیست (5 ژوئن)
16 خرداد ماه (تعطیل): شهادت حضرت امام علی (ع) (21 رمضان 40 ه.ق)
17 خرداد ماه: شب قدر (22 رمضان)
18 خرداد ماه: روز جهانی قدس (آخرین جمعه ماه مبارک رمضان)
20 خرداد ماه: شهادت آیت ا... سید محمدرضا سعیدی (۱۳۴۹) - روز صنایع دستی (=10 ژوئن)
22 خرداد ماه: روز حهانی علیه کار کودک (12 ژوئن)
24 خرداد ماه: روز جهانی اهدای خون (14 ژوئن)
25خرداد ماه (تعطیل): عید سعید فطر -  روز گل (=15 ژوئن)
26 خرداد ماه (تعطیل): به مناسبت عید سعید فطر - شهادت سربازان دلیر اسلام بخارایی، امانی، صفار هرندی و نیک نژاد (1344)
27خرداد ماه: روز جهاد کشاورزی (تشکیل جهاد سازندگی به فرمان حضرت امام خمینی (ره) (1358)) - روز جهانی بیابان زدایی (17ژوئن)
29خرداد ماه: درگذشت دکتر علی شریعتی (1356) - حمله ناوگان آمریکایی به هواپیمای مسافربری جمهوری اسلامی ایران (1367)
30 خردادماه: شهادت زائران حرم رضوی (ع) به دست ایادی آمریکا (عاشورای 1372) - روز جهانی پناهندگان (20 ژوئن)
31 خرداد ماه: شهادت دکتر مصطفی چمران (1360) و روز بسیج استادان
پنج شنبه, 30 فروردين 1397 13:00
انارک نیوز - شنبه اول اردیبهشت ماه 1397: ولادت حضرت ابوالفضل العباس (ع) (4 شعبان 26 ه.ق) و روز جانباز - روز بزرگداشت سعدی 
2 اردیبهشت ماه: ولادت حضرت امام زین العابدین (ع) (5 شعبان 38 ه.ق) - تاسیس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (1358) - سالروز اعلام انقلاب فرهنگی (1359) - روز زمین پاک (=22 آوریل) - جشن گیاه آوری
3 اردیبهشت ماه: روز بزرگداشت شیخ بهایی و روز معمار - روز ملی کارآفرینی - جشن اردیبهشتگان (روز اردیبهشت) - روز جهانی کتاب و حق پدید آورنده (23 آوریل)
5 اردیبهشت ماه: شکست حمله نظامی آمریکا به ایران در طبس (1359) - روز جهانی مالاریا (25 آوریل)
6 اردیبهشت ماه: روز جهانی مالکیت معنوی (26 آوریل)
7 اردیبهشت ماه: روز ایمنی حمل و نقل
8 اردیبهشت ماه: ولادت حضرت علی اکبر (ع) (11 شعبان 33 ه.ق) و روز جوان - روز جهانی ایمنی و سلامت در محیط کار (28 آوریل)
9 اردیبهشت ماه: روز شوراها - روز روانشناس و مشاوره
10 اردیبهشت ماه: آغاز عملیات بیت المقدس (1361) - روز ملی خلیج فارس
11 اردیبهشت ماه: روز کار و کارگر (=اول می)
12 اردیبهشت ماه (تعطیل): ولادت حضرت قائم عجل ا... تعالی فرجه (15 شعبان 255 ه.ق) و روز جهانی مستضعفان - شهادت استاد مرتضی مطهری (1358) و روز معلم
13 اردیبهشت ماه: روز جهانی آزادی مطبوعات (سوم می)
15 اردیبهشت ماه: روز بزرگداشت شیخ صدوق - روز جهانی ماما (5 می) - جشن بهاربد (جشن میانه بهار) - روز پیام آوری زرتشت
18 اردیبهشت ماه: روز بیماری های خاص و صعب العلاج (=8 می) - روز جهانی صلیب سرخ و هلال احمر (8 می)
19 اردیبهشت ماه: روز بزرگداشت شیخ کلینی و روز اسناد ملی و میراث مکتوب 
24 اردیبهشت ماه: لغو امتیاز تنباکو به فتوای آیت ا.. میرزاحسن شیرازی (1270) 
25 اردیبهشت ماه: روز بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی و پاسداشت زبان فارسی - روز جهانی خانواده‌ها (15 می)
27 اردیبهشت ماه: روز ارتباطات و روابط عمومی (=17 می)
28 اردیبهشت ماه: روز بزرگداشت حکیم عمرخیام - روز جهانی موزه و میراث فرهنگی (18 می)
30 اردیبهشت ماه: روز ملی جمعیت
31 اردیبهشت ماه: روز اهدای عضو، اهدای زندگی - روز جهانی تنوع فرهنگی برای گفت و گو و توسعه (21 می)
سه شنبه, 28 فروردين 1397 17:28
انارک نیوز - قبل از سرمایه گذاری در کارخانه فرغون سازی در شرکت فراز معادن همین سیصد هزار تومان را سرمایه گذاری کرده بودم که تعریف آن هم خالی از لطف نیست. 
چند روزی از عید نوروز 1378 گذشته بود که زنگ منزل پدر خانمم را زدند و چند نفر از آقایان فعال طرفدار وکیل وارد شدند و گفتند با هدف فعال نمودن معادن متروكه انارك بخصوص مسکنی و ايجاد اشتغال در منطقه محروم انارک برای جوانان، شركتي را می خواهیم تأسیس نماییم.
از مهندس م.ب.ا پرسیدم: مهندس خود شما چقدر سرمایه گذاری می کنید؟ پاسخ شنیدم دو میلیون تومان.
با شناختی که از آقایان و بازی انتخابات داشتم قول سیصد هزار تومان را دادم که شنیدم دویست میلیون تومان سرمایه جمع شد و شرکت بانام فراز معادن انارك تأسيس شد.
شرکت توانست با استفاده از اعتبار خوب زنان و مردان انارکی سهامدار که اکثراً در معادن نخلک مشغول یا بازنشسته بودند معدن سنگ باارزشی را که در گرفتنش دچار مشکل جدی شده بود بگیرد.
همچنین با پشتيباني نماينده مردم نایین آقای مهندس سید ابوالفضل رضوی علیرغم وجود اطلاعات اكتشافی دقيق و ميزان ذخیره قطعی توانست پروانه بهره برداری از معدن مس مسکنی را در سال 1379 بگیرد که هرگز فعال نشد.
حال هیئت موسس شرکت چه کسانی بودند و برای گرفتن معدن چه کسانی و چگونه به اداره معادن در تهران رفتند و پس از سوددهی و خرید ماشین آلات هریک از آقایان مهندسین بزرگ سهامدار چگونه توانستند میزان سهام خود را نجومی افزایش دهند در حالی که سهم مردم همان که بود ماند و چرا معدن مس مسکنی فعال نشد، داستانی دارد که فعلاً جایش اینجا نیست!
به هر حال زمستان 78 انتخابات مجلس شورای اسلامی برگزار و مردم انارک برایم سنگ تمام گذاشتند که در انارک حیرت انگیز و نزدیک به صد در صد بود. دوستان انارکی وکیل برای این که در شهرستان رأی نیاورم چه داستان های مزخرفی سر هم کردند گفتن ندارد که شرم آور است.
از طرف دیگر آنانی که می گفتند "دیانت ما عین سیاست ماست، سیاست ما عین دیانت ماست." داستانی دیگر دارند.
ای دل ز زمانه رسم احسان مطلب   /   وز گردش دوران سر و سامان مطلب
درمان طلبی درد تو افزون گردد   /   با درد بساز و هیچ درمان مطلب
سه شنبه, 21 فروردين 1397 14:04
انارک نیوز - سال 1378 دو دو تا چار تا کردم و دیدم که این وکیلان که با مسئولین حکومتی سر به انارک می زنند، در مسجد خودشان چیزهایی می گویند و دفعه بعد که می آیند حرفهایشان از یادشان رفته است. پس خودم را نامزد نمایندگی مجلس کردم تا سرنوشت خود را خود بدست گیرم و کاری برای منطقه کنم.
نوچه های نماینده بخصوص هنگام انتخابات وعده و نویدهایی می دادندند که بعداً متوجه می شدی باد هوا و وعید بوده است. مثلاً امروز نایین بودیم و درست شد! چی درست شد؟ لوله کشی آب انارک.
یا می خواهیم مسئله بیکاری جوانان را ریشه ای حل نماییم. چطور؟ با ثبت شرکت توسعه و عمران انارک و چوپانان (زمان آقای مهندس رضوی بود و به رأی چوپانان هم نیاز بود). خب قبلاً هم که این حرف ها را زده اید! این بار اول جلسه می گیریم و نظرات را می شنویم، خودت هم بیا. در جلسه برگه ای دادند و از شرکت کنندکان خواستند میزان سرمایه گذاری خود را مشحص کنند. من سیصد هزار تومان نوشتم و بعداً شنیدم شرکت حدود هشت میلیون تومان سرمایه جمع کرد.
پس از تشکیل شرکت در سال 1379، پروفسورها فقط پول مرا گرفتند و شد فرغون سازی در ساختمان اداره معادن که شده بود دبیرستان قدیمی و بسیج و سپاه و متروکه که در اختیار آموزش و پرورش بود. خودشان هم مدیر شدند  و همه کاره شرکت و روزی به چشم خود از دور دیدم که یک صف دراز هشت نه نفری دارند می روند داخل آنجا در حالی که سه یا چهار کارگر بیشتر نداشت.
در کمتر از یک سال هم تعطیل شد و وسایلش را فروختند و سهم خود را برداشتند و به من هم هیچ ندادند. خدا خیرشان دهد.
ادامه دارد.