امروز: شنبه 16 آذر 1398 برابر با 07 دسامبر 2019

جمعه, 15 آذر 1398 19:23

 انارک نیوز - چند ماهی است که در حال بررسی طرح یک کسب و کار در فضای نت هستم و با اپلیکیشن ها و نرم افزارهای خاصی اشنا شدم که گاهی اتفاقات عرصه فناوری من را حیرت زده کرده است. 
- من قدم اول برای راه اندازی یک کسب و کار اینترنتی را برداشتم و اگر خدا بخواد و البته من هم کم نزارم این کار در آینده ای نه چندان دور رونمایی خواهد شد. اما این پرسه زدن در کسب و کارهای مجازی عجیب من را به فکر وادار کرده و امروز دارم به این فکر می کنم که آیا حرفه پزشکی تا یک دهه آینده وجود خواهد داشت یا نه؟!
- به نظرم به زودی ربات هایی به عرصه می آیند که جایگزین پزشکان خواهند شد. ربات هایی که وقتی روبروی آنها قرار می گیری تمام بدن ما را اسکن می کنند و در یک لحظه با گرفتن یک قطره خون از بدن آن را آنالیز می کنند و به سادگی بیماری را تشخیص و به صورت سیستمی و با لحاظ شرایط جسمی بیمار، نسخه درمانی پیرینت را تحویل بیمار می دهند.
- در زمینه جراحی هم که از همین الان دخالت ربات ها در اتاق های جراحی شروع شده و به همین سادگی یک شغل پر طرفدار آرام آرام حذف و فقط محققان پزشکی برای تقویت دانش ربات های پزشک باقی می مانند.
- احتمالا در اینده نه چندان دور تخت های بیمارستانی هم تبدیل به ربات های پرستار خواهند شد و تمام خدمات نگهداری یک بیمار توسط یک ربات که به صورت تخت طراحی شده ارائه می شوند.
به زودی به جای وکیل و قاضی نیز در دادگاه ها یک قاضی حکم صادر خواهد کرد و متهم و مجرم را یک ربات پلیس به دادگاهی کاملا متفاوت تر از دادگاه های شلوغ و پر استرس امروز خواهد برد.
- دو حرفه پر طرفدار امروز در آینده نه چندان دور سهم زیادی از اشتغال کشورها را نخواهند داشت و این اتفاق هم ترسناک است هم خوشحال کننده. ترس از حذف انسان و خوشحال از حکومت سیستم های نوآورانه با کمترین خطا.
- در آینده نه چندان دور مشاغلی باقی خواهند ماند که در آنها خلاقیت و فکر سهم دارند و مابقی کارها توسط ربات ها انجام خواهد شد و مطمئنم با این سرعت پیشرفت و تحول فناوری برای این اتفاق شاید کمتر از یک دهه زمان لازم باشد.
- با این اوصاف ایا شغل و کسب و کار شما در آینده وجود خواهد داشت و یا از الان باید در فکر تحول کسب و کار خود باشید؟
(سینا ایرانپور انارکی - کارشناس ارشد مدیریت اجرایی)

پنج شنبه, 23 آبان 1398 20:00
کردزبانان مخاطب شبکه سحر می بینند: مستند «کویر بهشت فراموش شده»
مستند دیدنی «کویر ، بهشت فراموش شده» از این هفته از کانال کردی شبکه جهانی سحر پخش می شود. مستند 13 قسمتی «کویر، بهشت فراموش شده» که به بررسی کویر و زندگی در آن، زیبا شناسی و معرفی شهرها و مکان های تاریخی محصور کویر با سیری داستان گونه می پردازد، از کانال کردی شبکه سحر به نمایش درمی آید.
به گزارش روابط عمومی معاونت برون مرزی رسانه ملی، این مستند که زهرا کیانی پور برای کانال کردی دوبله و زبانگردانی کرده است ، درباره کویرهای ایران از جمله کویر کاشان و همچنین معرفی روستای ورزنه ، معماری شهرستان نائین ، انارک ، خور و اردستان است. بهمن داوری کارگردان این مستند است که در صداوسیمای مرکز اصفهان در سال 90 تولید شده ا ست.مستند «کویر بهشت فراموش شده» که در 13 قسمت 30 دقیقه ای تهیه شده، ساعت 20:30 فردا جمعه 24 آبان ماه به وقت تهران از کانال کردی شبکه سحر پخش می شود.
(آبان ۲۳, ۱۳۹۸ ۱۳:۳۹)
چهارشنبه, 22 آبان 1398 20:43
انارک نیوز - خاطره تلخ و شیرین زیر را از آقای کریم سهیلی داریم که برای شما می آوریم. 

یادمه که بعضی روزها که مدارس تعطیل بود، می رفتیم سمت جنوب نخلک برای هیزم آوردن. هیزم هم برای نان پختن و گرمایش خانه ها مورد استفاده قرار می گرفت. اکثر خونه ها کرسی داشتند و ماهم از این قاعده مستثنی نبودیم اما هیزمی که ما با کول می آوردیم بیشتر به درد پختن نان می خورد.
اکثر مواقع اونایی که شتر داشتند کنده تاق می آوردند و ما هم فوری کنده ها را می بردیم تو خونه و روی هم تلنبار می کردیم. بعدازظهرها جلو در خانه، تو منقل، آتش روشن می کردیم و همسایه ها هم دور آتش جمع می شدند و مرحوم رسول بهروز از داخل خونه اش شلغم می آورد و دیزی سیاهی داشت و روی آتش شلغم بار می گذاشت و چقدر لذت داشت. جای همگی خالی.
موقع اذان هم که می شد دیگه شلغمها پخته بود و رفته رفته همسایه ها می رفتند داخل منازلشان و بوی آبگوشت و دمپخت و ... از هر خانه ای به مشام می رسید. یادمه که اکثر کارگران با زن و بچه، نخلک زندگی می کردند. یکروز همسر علی قیصری، بلقیس خانم که نمی دونم در قید حبات هستند یا خیر، اگر هستند که خداوند بهشون عمر طولانی بده و اگر هم مرحوم شدند با فاطمه زهرا محشور بشوند به مادرم گفت: مریم بیگم فردا بریم هیزم.
مادرم هم گفت: باشه. و رفتند.
بعد از اینکه هیزم ها را پشته می کنند و از گدار می آیند پایین، باران سختی گرفت و اینا تا خودشان را از دهانه ای  که در جنوب نخلک بود - و دوتا کوه جنوب نخلک را از هم جدا می کرد و مواقع بارندگی سریع از دهانه سیلهای سنگینی راه می افتاد - این دونفر هم با هیزم که حالا خیس و سنگینیش هم دوبرابر شده، باید از داخل سیل بیرون بیایند. من سریع رفتم نزدیک دهانه،.
خوشبختانه دیدم مادرم و بلقیس خانم از دهانه بیرون آمده و دارند به طرف خانه حرکت می کنند. در همین حال سیل هم از پشت سرشان آمد. مرحوم علی قیصری با پسرش فریدون و مرحوم اسدالله ثابتی و چند نفر دیگه آمدند و پشته ها را را با فرقون بردند دم در خانه. بعدها مادرم می گفت: اگر نجنبیده بودیم سیل ما را می برد.
یکروز که نشسته بودیم، مادرم به بلقیس خانم گفت: بازم می آیی، بریم هیزم؟
گفت: ابداً، برای هفت پشتم بس بود، نزدیک بود الکی الکی خودمان را به کشتن بدهیم.
جمعه, 12 مهر 1398 21:46
برنامه کتابخانه‌های عمومی اصفهان برای هفته سوم مهرماه اعلام شد برنامه کتابخانه‌های عمومی اصفهان برای هفته سوم مهرماه اعلام شد 
کتابخانه‌های عمومی استان اصفهان در هفته سوم مهرماه ۱۳۹۸ با برگزاری برنامه‌های متنوع فرهنگی، پذیرای اعضا و علاقه‌مندان کتاب و کتابخوانی هستند. به گزارش ایمنا، پایگاه اطلاع‌رسانی نهاد کتابخانه‌های کشور برنامه‌های فرهنگی کتابخانه‌های عمومی استان اصفهان در هفته سوم مهرماه ۱۳۹۸ را به شرح جدول ذیل اعلام کرد:
... کتابخانه عمومی علی بن موسی الرضا(ع) شهر انارک شهرستان نایین با برنامه "جام باشگاه های کتابخوان + نشست کتاب خوان" در ۱۵ مهر  ساعت ۱۷
(۱۲ مهر ۱۳۹۸ - ۰۸:۴۲ - کد خبر 391981)
دوشنبه, 01 مهر 1398 22:51
مدیر آموزش و پرورش نایین گفت: در برخی از مدارس سطح شهرستان از بخاری نفتی استفاده می‌شود که نیازمند نگاه خیران نایینی است.استفاده بخاری نفتی در برخی از مدارس نایین / بهره برداری از مدرسه خیرساز مسکن مهر قائمیه از اواسط مهرماه / ۳۰ درصد معلمین نایین را بازنشستگان تشکیل می‌دهند 
رحمت اله رضایی مدیر آموزش و پرورش نایین در گفت و گو با خبرنگار گروه استان های باشگاه خبرنگاران جوان از اصفهان، گفت: آموزش و پرورش سازمانی است که مردم ارزشمند‌ترین و طلایی‌ترین سرمایه‌های خود را به آن می‌سپارند و ما باید درمقابل آن امانت دار خوبی باشیم که نیازمند نگاه ویژه مسئولین، معتمدین و شورا‌های شهر و روستا است.
او با اشاره به تشکیل مجمع خیرین آموزش در نایین افزود: با مشارکت خیّرین آموزشی و مدرسه‌ساز می‌توانیم در جهت فضاسازی، تامین امکانات آموزشی موفق عمل کنیم.
رضایی، کم جمعیت بودن مدارس روستایی، مشکل سرویس‌های رفت و آمد معلمان را یکی از مشکلات آموزش و پرورش دانست وگفت: امروز دانش آموزان چوپانانی از یک طرف، از نبود وسیله گرمایشی رنج می‌برند و از طرفی معلمینی که بایستی کیلومتر‌ها در روستا‌های خارج از شهرستان خدمت کنند از کیفیت سرویس مطلوبی برخوردار نیست که نیاز‌مند نگاه خیرانه نایینی است.
او با اشاره به وضعیت سیستم گرمایشی مدارس شهرستان نایین اظهار کرد: از مدرسه سمیه چوپانان بازدید و مشاهده شد که از بخاری تابشی استفاده می‌شود، ولی مدرسه ستوده این روستا هنوز بخاری‌های نفتی داریم و قول‌های مساعدی داده شده که در آینده هم در انارک و هم در چوپانان روستا‌هایی که از شهرستان دور هستند استاندارد سازی لازم انجام شود که در برخی از مدارس بخاری نفتی استفاده می‌شود.
(کد خبر: ۷۰۸۰۴۱۵ - ۰۱ مهر ۱۳۹۸ - ۲۱:۰۶)
یکشنبه, 31 شهریور 1398 12:18
انارک نیوز -  نشانه مصدری در  گویش گزی "مون یا امون" است.
ویگیتامون = برداشتن، وکشامون = کشیدن، وراشمارتامون = شمردن، انیشتامون = نشستن، خو شومون = خواب رفتن،
برای آشنایی بیشتر به مجله دکتر احمد فاضل (مجله علوم اجتماعی و انسانی دانشگاه شیراز) مراجعه کنید.خطر از بیخ گوش گویش گزی گذشت 
برخورداری از دستور زبان مستقل و کامل، گستردگی جغرافیایی چشمگیر و قابل‌توجه در نقاط مختلف کشور، قدمت تاریخی و برخورداری از صورت مکتوب بارزترین ویژگی‌های گویش گزی، میراث ناملموس ثبت شده در فهرست میراث ملی کشورمان است. این گویش، امروز گویش رسمی‌مردمان شهر گز و برخوار در 10کیلومتری اصفهان است که نشانه‌های تاریخی،  از قدمت بیش از 3 هزار ساله این کهن شهر حکایت‌ها دارد.  با  احمد فاضل که تنظیم و ارائه پرونده ثبتی این گویش را بر عهده داشته است، درباره اهمیت این میراث ناملموس، سابقه تاریخی‌ و مراحل ثبت ملی‌اش گفت و گویی انجام داده‌ایم، به این امید که نسل نو آشنایی بیشتری با این میراث مهم ایرانیان پیدا کنند و در میـــــــراث‌داری‌اش بیش از اینهــــــا، بکوشند. حقیقت تلخ و غیرقابل انکار درباره زبان‌ها، گویش‌ها و لهجه‌های بومی، محلی و قدیمی‌در کشور ما این است که این میراث ارزشمند آوایی مدت‌هاست درحال کمرنگ شدن است و نسل‌های جدید به دلایل مختلفی که جای بحث درباره آنها مجال دیگری می‌طلبد، تمایلی به استفاده از این گویش‌ها و زبان‌ها ندارند. به همین دلیل هم امروز باید ردپای این میراث را در دل شهرها و روستاهای کوچک و بر سر زبان زنان و مردان سالخورده ای جست‌وجو کرد که تنها حافظان این میراث هستند.برای دانستن مابقی ماجرا بهتر است پای حرف‌های دکتر احمد فاضل، پژوهشگر تاریخ، فرهنگ و زبان و استاد ادبیات فارسی بنشینید که تامین محتوای علمی ‌پرونده ثبتی گویش گزی را برعهده داشته است. پرونده‌ای که از سال 1382 روند جمع آوری اطلاعات درباره آن توسط حجت الله ذکاوتمند، کارشناس میراث فرهنگی،  آغاز شده و در سال 1389 دکتر احمد فاضل با ارائه مدارک علمی ‌بر مستندات آن افزوده است و سرانجام این اثر در یازدهم بهمن ماه سال 96 به شماره 1530 در فهرست ملی میراث فرهنگی ناملموس به ثبت رسیده است.
اصفهانی‌ها و شماری از ایرانیان به گویش گزی صحبت می‌کردند
احمد فاضل با اشاره به اینکه گویش گزی از نظر تقسیمات لهجه شناسی و گویش شناسی جزو گویش‌های مرکزی ایران محسوب می‌شود، گفت: «سابقه این گویش به زبان‌های ایران باستان برمی‌گردد و چنانکه در آثار متعدد ذکر شده، گویش گزی ادامه زبان پهلوی است. براساس آنچه محققان اعلام کرده اند این گویش نه تنها در اطراف اصفهان بلکه در خود شهر اصفهان هم تا قبل از صفویه رایج بوده و از زمان صفویه چون اصفهان به پایتختی انتخاب می‌شود کم کم زبان فارسی جای گویش اصیل را می‌گیرد و مردم فارسی زبان می‌شوند. بنابراین اهمیت و گستردگی گویش گزی از جهات مختلف قابل بحث است. » به روایت او، دکتر احمــــد تفضلی، زبان‌شناس و ایران شناس، نیز در کتابش تاکید کرده که مردم اصفهان تا قبل از صفویه به همین گویش تکلم می‌کرده‌اند که بعد از آن به تدریج منسوخ می‌شود.چنانکه در پرونده ثبتی این اثر آمده، گویش گزی از گویش‌های بسیار قدیمی‌ در ایران است که در شهر گز و برخوار در 18 کیلومتری اصفهان به طور متمرکز و به عنوان زبان رسمی ‌شناخته می‌شود و البته در شهرهای مجاور و تا شعاع صد کیلومتری آن در شهرهایی مانند خورزوق، خمینی‌شهر، کمشچه، محسن آباد، وزوان، میمه، جوشقان، ونداده، ورزنه و ... مردمانی به آن سخن می‌گویند و در شهرهای زواره، اردستان، خوانسار، ابوزیدآباد، کاشان و نائین نیز مشابهت دارد.همچنین نمونه گویش گزی را می‌توان در زیارتگاه زرتشتیان چک چک اردکان یزد مشاهده کرد که در 44 کیلومتری شمال اردکان و در دل کوه قرار  دارد.در این پرونده همچنین به نقل از کتاب «گویش کلیمیان اصفهان» ذکر شده که ایران کلباسی، زبان شناس برجسته کشورمان معتقد است نمونه گویش گزی در نقاطی از همدان، کرمان، کاشان، بروجرد و چند شهر دیگر و حتی در حوزه‌هایی در خارج از کشور مانند نواحی قفقاز رواج دارد.
(اصفهان زیبا - یکشنبه ۳۱ شهریور ۱۳۹۸)

 

پنج شنبه, 24 مرداد 1398 13:15
کاروان سراها نماد مهمان نوازی ایرانیان / سرمایه گزاری برای تبدیل کاروانسراها به واحدهای بوم گردی و اقامتی
در طول تاریخ، یکی از علل شکل‌گیری کاروانسراها پناه دادن به مسافرین خسته و حفاظت از جان و مال آنها بوده که بعضی از کاروانسراها وقف عام بودند و این نکته نشانی از محبت و مهمان‌نوازی ایرانیان دارد. 
به گزارش خبرنگار گروه استان های باشگاه خبرنگاران جوان از اصفهان، از مهمترین آثار معماری که از گذشتگان در کشورمان به یادگار ماندهکاروان سرا‌های تاریخی است، این مکان‌های ارزشمند در طول تاریخ در بین جاده ها، راه‌ها و بعضا در داخل شهر‌ها ایجاد شده که کارکرد آن استفاده مسافران و کاروان‌هایی بود که در مسیر راه جهت استراحت توقف می‌نمودند. 
طی قرون سپری شده، کاروانسرا‌های درون‌شهری و برون‌شهری بارانداز و استراحتگاه کاروان‌ها و کاروانیان اقصی نقاط معمور آن روزگاران به‌شمار می‌آمدند و محل تعاطی و تعامل اندیشه‌ها و تبادل و تقابل آداب و رسوم اقوام و ملل مختلف بودند، و بی تردید، این تماس و تلاقی انسان‌ها و اندیشه‌های گوناگون، تأثیری شگرف بر زندگی مردم این مرز و بوم کهنسال داشته‌است.
در مسیر جاده ابریشم این مکان‌ها زیاد به چشم می‌خورد که کاروان‌ها در بین مسیری که عبور می‌کردند طبق برنامه‌ای که از قبل صورت گرفته بود کاروان سرا‌ها را جهت اقامت و استراحت در چند شبانه روز انتخاب می‌کردند.
یکی دیگر از علل شکل‌گیری کاروانسرا‌ها پناه دادن به مسافرین خسته و حفاظت از جان و مال آن‌ها در جاده‌ها بوده که بعضی از کاروانسرا‌ها وقف عام بودند و این نکته نشانی از محبت و مهمان‌نوازی ایرانیان دارد.
کاروان سرا‌ها ابعاد مختلفی دارند و معمولا چهار ضلعی و گرد هستند و تعداد اندکی از این بنا‌های تاریخی دارای برج هستند. در شهر تاریخی نایین هفت کاروان سرا با ابعاد مختلف وجود دارد که قدیمی‌ترین کاروان سرای نایین کاروان سرای شاه جوان در ۷ کیلومتری نایین قرار دارد که از دوره سلجوقیه به جای مانده و امروز بخشی عظیمی از این کاروان سرا تخریب شده است.
امروز با پیشرفت تکنولوژی و توسعه یافتن وسایل نقلیه، افول کاروان سرا‌ها از یک قرن پیش تاکنون رقم خورد که این عدم کارایی باعث تخریب و   رسیدگی نکردن به آن‌ها شده است. امروز کارشناسان میراث فرهنگی و گردشگری با برنامه ریزی‌های مدون و احیا همچنین جذب سرمایه گذار توانسته این مکان‌ها را به یک مکان اقامتی یا بومگردی تبدیل کنند.
برنامه ریزی برای تبدیل کاروانسرا‌ها به اقامت گاه‌های بومگردی
کاروان سراها نماد مهمان نوازی ایرانیان / سرمایه گزاری برای تبدیل کاروانسراها به واحدهای بوم گردی و اقامتیمحمود مدنیان در گفت و گو با خبرنگار گروه استان های باشگاه خبرنگاران جوان از اصفهان، می‌گوید: در طی ۱۵ سال گذشته برنامه‌ای که میراث تدوین کرده مبنی بر تبدیل این مکان‌ها به مجموعه‌های اقامتی گردشگری و پذیرایی به وسیله سرمایه گذاران با نظارت میراث فرهنگی بوده که از نمونه‌های بارز این کاروان سرا، کاروان سرای انارک است که بیش از ۱۱ سال مرمت شده و به عنوان مرکز بوم گردی فعال امروز مورد استفاده قرار گرفته است.
مدیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی نایین با بیان به اینکه ۸۰ درصد مالکیت این کاروان سرا با نهاد‌های اوقاف و امور خیریه است، افزود: برای در اختیار گذاشتن این گونه مکان‌ها برای سرمایه گذاری با مشکلاتی روبه رو هستیم که برای مرمت و احیا این بنا‌ها بروکراسی‌های اداری در فواصل زمانی طولانی صورت بگیرد. 
به گفته مدنیان، کاروان سرای بلاباد نایین از جمله مکان‌هایی است که مراحل پایانی واگذاری آن طی شده که سرمایه گزار این بنای تاریخی علاوه بر ایجاد اقامتگاه و واحد بوم گردی، مجموعه گردشگری نیز در کنار این بنا راه اندازی می‌شود.
این کارشناس میراث فرهنگی و گردشگری نایین گفت: کاروان سرای مشجری در مزرعه مشجری که به سرمایه گذار تحویل داده شده امروز ۹۰ درصد پیشرفت نموده که با توجه به قرارگرفتن در مجاورت ریگ جن، منطقه زیست محیطی عباس آباد و روستای چوپانان، این مکان به عنوان یک مجتمع گردشگری با اقامت سنتی می‌شود که تولید گیاهان دارویی، پرورش حیوانات بومی مثل شتر را هم در پی خواهد داشت.
(کد خبر: ۷۰۳۲۴۵۹ - ۲۴ مرداد ۱۳۹۸ - ۰۶:۳۳)
سه شنبه, 15 مرداد 1398 12:59
انارک نیوز - خاطره تلخ و شیرین زیر را از آقای کریم سهیلی داریم که برای شما می آوریم. 

کلاس اول بودم با آقا جانم تو نخلک در همسایگی علی کوهستانی و سید محمد موسویان و سید داوود حسینی همسایه بودیم. بچه بودیم و شیطون. با غلامرضا طالبی و مرحوم ناصر نظر نژاد همکلاسی بودیم و رفیق هم بودیم. غلامرضا طالبی یک ترکه کوره گز دستش بود، دنبال هم کردیم، من فرار کردم اومدم خونه و در را بستم. از پشت در غلامرضا با ترکه می زد. نمی دونم کی به آقا جانم گفته بود که شب پس از اینکه نماز خونده بود از مسجد اومد و همین که رسید من را به باد کتک گرفت و از میخ مشک آویزونم کرد. من هم که جرأت سوال کردن نداشتم آویزان بودم که سید داوود خدابیامرز اومد، گفت: حسن چیکار اکیری؟ وچه هو کایشنی اکه، چیی جی نبی! برچیرا درش ابندی؟
خلاصه منو از میخ مشک پایین آورد و منم هق هق می کردم. شام دمپخت داشتیم با گوشت شکار برام گوشت و دمپخت ریخت و گفت: بخور.
حالا منم هی هی می کردم، اونم نخورد. برای اولین بار دیدم بابام گریه کرد، اشکاشو دیدم ولی جرأت اینکه به روش بیارم، نداشتم. اینم بگم که یک ناخنگیر داشت که گم کرده بودم، حالا یا پیدا کرده بود یا بیخیال شده بود. به هر حال اونشب شام خوردیم و خوابیدیم. نصف شب از درد کشاله ران از خواب پریدم، بابام دستپاچه شد و بردم پیش دکتر پور آید گفت: حسن آقا چکار کردی پاهاش سیاه شده؟
بابام دستپاچه شد، گفت: زدمش.
دکتر هیچی نگفت ولی دارو و پماد داد. بابام هر روز پاهام را چرب می کرد و داروها را می داد سروقت که بخورم.
روز چهارشنبه بود که از علی بلوچی خدابیامرز تفنگ را گرفت و رفت ‌سمت قلعه بزرگ. دیدم که غلامرضا صالحی شوهر عمه خوشقدم هم داره می ره سمت قلعه بزرگ، فهمیدم شکار دیدند. خلاصه بعداز دو، سه ساعت بعد آوردند و تو آویزه بابا یک پزان یا همون چپش (chaposh) زده بود و آورد خونه و پوستش را کند و تکه پاره کرد و گفت: میرزا کریم بلند شو اینها را ببر خونه دکتر، اولش برو خونه علی بلوچی.
من هم رفتم و گوشتها را دادم و برگشتم. گفت: برو خونه عمه خوشقدم تا من هم بیام.
رفتم خونه عمه و شب اونجا بودیم و شام خوردیم و اومدیم خونه ولی پام هنوز درد می کرد.
فردا هم پنجشنبه بود و رفتیم مزرا و گوشت را هم بردیم.