امروز: چهارشنبه 25 تیر 1399 برابر با 15 جولای 2020

جمعه, 29 فروردين 1393 11:12

انارک نیوز - در انارک موارد زیر را داریم:
- فرهنگسرای طاهری انارکی 
- موسسه خیریه حضرت امام رضا (ع) 
- شهر سالم 
- مدیریت پسمانداری هسته ای کشور 
- شرکت های مستقر یا دارای دفتر در انارک 
- ایستگاه باران سنجی انارك 
- صندوق قرض الحسنه والفجر انارک 


فرهنگسرای طاهری انارکی
بگذارید من هم در اعتلای فرهنگ شهرتان انارک سهمی داشته باشم.

محبتی کردند اخوان طاهری: حاج باقر و علی و بازماندگان برادران مرحومشان زنده یاد ابوالقاسم و عبدالرحیم، و بانی خیر شد دیگر برادر فرهیخته و دانشمندشان دکتر منصور طاهری انارکی استاد برجسته ی دانشگاه و چهره ی ماندگار سال 1387 در رشته ی شیمی. و خانه پدری را هبه کردند تا انارک علیرغم نداشتن امکانات فراوان، از نعمت فرهنگسرا برخوردار شود. اِن الله لا یُضیع اجرالمحسنین. خداوند پاداش نیکان را ضایع نمی کند.
دو سال پیش جناب دکتر طاهری مدارک اولیه خانه را در اختیار اینجانب قرار دادند تا نسبت به تهیه ی سند مالکیت آن اقدام نمایم. رفت و آمد های مکرر به ادارات مختلف و ثبت اسناد و درج در روزنامه در سه نوبت و بردن مأمور برای بازدید و مساحی انجام گرفت و سند مالکیت آماده شد.
خانه در بافت سنتی شهر و در خیابان مکارم (سنگفرش) واقع شده و معماری زیبای آن متعلق به دوره ی قاجاریه است. با آنکه افراد زیادی مایل به خرید خانه بودند با این وصف استاد طاهری مطلقا تمایلی به فروش نداشته و با دادن وکالت تام الاختیار اینجانب را مخیر کردند تا آن را به یکی از سازمانها ی دولتی صرفا جهت استفاده ی فرهنگی واگذار کنم. نخستین مراجعه ی من به سازمان میراث فرهنگی استان اصفهان بود که کمبود هزینه برای تعمیرات و نگهداری آن را عنوان کرده و معذور شدند. به ذهنم رسید که آن را جهت ایجاد فرهنگسرا در اختیار شهرداری انارک قرار دهم. با روی کارآمدن شورای جدید که فرهنگی و فرهنگدوست هستند این مهم صورت پذیرفت و هیأت امنایی تعیین گردید و صلحنامه ای تدوین شد. روزچهارشنبه برای انتقال سند به دفتر خانه ی اسناد رسمی در نایین به سر دفتری آقای انواری مراجعه کردم. پس از اتمام کار که با سرعت انجام گرفت و خود جای تشکر دارد و بها دادن به این امر خیر از طرف سر دفتر، میزان هزینه ی این نقل و انتقال را از او خواستار شدم . آنچه از زبان او شنیدم . پاداشی بود برای دوسال دوندگی هایم در این راه که بوی حق شناسی و فرهنگ دوستی می داد و بیانگر بهایی بود که انسانها برای امور خیر قایلند. و مرا که سخت مجذوب دیدگاه انسانی او شده بودم برآن داشت تا این چند بیت را تقدیمش کنم. او گفت:  "ابراهیمی جان بگذارید من هم در راه اعتلای فرهنگ شهرتان انارک سهمی داشته باشم." و من گفتم: چیست کار کمال انواری /  یا شعار کمال انواری/
خدمت بنده ی خدا کردن  /   شده کار کمال انواری/
باشد از آفتاب روشنتر  /  کار و بار کمال انواری/
شهدآگین و شاد و خرم باد  /  روزگار کمال انواری/
نشود هیچگه فراموشم  /  یادگار کمال انواری/ 
نوشته شده توسط محمدعلی ابراهیمی انارکی (کویر) http://kavireanarak.blogfa.com دوشنبه چهاردهم بهمن 1392 و ساعت 9:45


موسسه خیریه حضرت امام رضا (ع) انارک
نظر به ماده 8 آیین نامه ثبت موسسات غیر تجاری، به اطلاع می‌رساند موسسه خیریه امام رضا (ع) شهر انارک که در تاریخ 92.03.22 تحت شماره 60 در اداره ثبت نایین به ثبت رسیده تا تحت نظارت فرمانداری نایین فعالیت نماید.
اهداف موسسه شامل : کمک و یاری به ایتام، فقراء، و مستمندان واقعی - تامین بخشی از ارزاق و البسه نیازمندان واقعی - تامین بخشی از جهیزیه بی‌بضاعتان - کمک به ایجاد کتابخانه و امور علمی و آموزشی و فرهنگی - کمک به بیماران بیبظاعت و مستمند و . . .
آدرس این موسسه نایین انارک خ امام خمینی جنب کتابخانه عمومی و اسامی موسسین به شرح زیر می‌باشد: 
حسن طریقتی عبدالکافی، ابراهیم زاهد انارکی، محمد علی نعمتی انارکی، ابراهیم مسعود، محمد رجایی انارکی، غلام عباس طریقتی انارکی، عبدالله کریمدادی، سید عباس خدایی، محمد حسین زمانی بهابادی.

همشهریان گرامی جهت واریز کمکهای نقدی خود می‌توانند از طریق شماره حساب جاری سیبا بانک ملی انارک به نام موسسه خیریه امام رضا (ع) به شماره 0109389556000 اقدام نمایند.


مسئول بهداشت محیط مرکز بهداشت استان اصفهان در گفتگو با ایمنا: شهرک انارک به عنوان شهر سالم معرفی می شود. مشارک مردمی مهمترین فاکتور شهر سالم است
خبرگزاری ایمنا: مشارکت مردمی، سلامت مدارس و اماکن، کیفیت خوب راه ها و خیابان ها، ایدآل بودن سیستم فاضلاب و آب شهری، رعایت بهداشت در مراکز توزیع مواد غذایی از جمله فاکتورهای لازم برای شهر سالم هستند.مسئول بهداشت محیط مرکز بهداشت استان اصفهان در گفتگو با ایمنا افزود: شهری که ۶۰ درصد از امکانات سلامت را در خود داشته باشد شهر سالم می نامند.
صفاری تصریح کرد: سلامت مدارس و اماکن، کیفیت خوب راه ها و خیابان ها، ایدآل بودن سیستم فاضلاب و آب شهری، رعایت بهداشت در مراکز توزیع مواد غذایی از جمله فاکتورهای لازم برای شهر سالم هستند. 
وی مشارکت مردمی را یکی دیگر از فاکتورهای شهر سالم معرفی کرد و اظهارداشت: برای اینکه شهری به عنوان شهر سالم معرفی شود مهم است که مردم آن از این رویداد استقبال و در محقق شدن آن تلاش کنند. 
مسئول بهداشت محیط مرکز بهداشت استان اصفهان با بیان اینکه به زودی شهرک انارک در اصفهان به عنوان شهر سالم معرفی می شود، گفت: شهرداری ها و شورای شهر یکی دیگر از فاکتورهای شهر سالم به شمار می روند و از آنجایی که شهرداری انارک پیشنهاد نامگذاری شهر انارک به شهر سالم را مطرح کرد، در جلسه ای موضوع بررسی شد و موافقت با این کار صورت گرفت. 
صفاری عنوان کرد: در این جلسه که با حضور شهردار انارک، اعضای شورای شهر و بخشدار این شهرک برگزار شد مقرر گردید یک سری از شرایط در این شهرک ایجاد شود تا فاکتورهای سلامت به ۱۰۰ درصد ارتقاء پیدا کند و پس از آن یک برند به همراه اعتبار مالی و وجاهت قانونی از سوی سازمان بهداشت جهانی برای این شهرک در نظر گرفته شود.
وی با اشاره به اهمیت مشارکت مردم در شهر سالم خاطرنشان کرد: شهر سالم از چندین کمیته شامل فرهنگی، ورزشی، نونهالان، جوانان و بهداشت و سلامت تشکیل می شود که هر یک بصورت هیئت امنایی و از سوی مردم اداره می شوند.
http://www.imna.ir/vdcfx1dy0w6dyta.igiw.html داخلی خبر علم و فناوری/ کد مطلب : 119502/ یکشنبه ۱۴ مهر ۱۳۹۲ - ۱۱:۰۱


برگزاری جلسه توجیهی اجرای برنامه شهر سالم در شهرداری انارک 
در تاریخ 4/7/92 جلسه توجیهی اجرای برنامه شهر سالم در محل شهرداری انارک با حضور مدیر گروه و کارشناس بهداشت محیط استان اصفهان و کارشناس مسئول بهداشت محیط شهرستان، شهردار و بخشدار انارک و اعضای شورای اسلامی شهر و بنیاد کویر سبز انارک و تنی چند از مسئولین ادارات تشکیل گردید.
در این جلسه در ارتباط با اهداف شهر سالم و زیر ساختهای آن و برنامه ابتکارات جامعه محور و تشریح جزئیات برنامه توسط مدیر گروه محترم بهداشت محیط و کارشناس محترم بهداشت محیط استان مطالبی بیان گردید.


سوخت راکتور نیروگاه بوشهر آماده ساخت است
معاون چرخه سوخت سازمان انرژی اتمی سوخت گفت : پس از موفقیت متخصصان منطقه هسته ای اصفهان در طراحی و ساخت سوخت راکتور تحقیقاتی تهران و راکتور IR40 اراک، طراحی و ساخت سوخت راکتور بوشهر نیز به زودی آغاز می شود.

به گزارش خبرنگار باشگاه خبرنگاران اصفهان، محمد قنادی مراغه دیروز در آیین روز ملی فناوری هسته ای در منطقه هسته ای اصفهان افزود: وی با تاکید بر اینکه در این کار از هیچ کشور خارجی کمکی گرفته نشده است، تصریح کرد: سانتریفیوژها در حال فعالیت و غنی سازی 20 درصد بمنظور تولید سوخت است.
وی ساخت سوخت راکتور تحقیقاتی تهران را یکی از بزرگترین افتخارات شرکت سوخت راکتورهای هسته ای (سوره) در منطقه هسته ای اصفهان خواند و تاکید کرد UCF اصفهان نقطه عطفی برای به اوج رساندن عزت ایران و اجرای طرح های بزرگ هسته ای کشور است.
معاون سازمان انرژی اتمی با اشاره به اینکه ما دارای چرخه سوخت کامل هسته ای در کشور هستیم گفت: انتهای این چرخه مدیریت پسمانداری آن است که در این امر نیز به موفقیت رسیده ایم.
وی افزود: سایت انارک بمنظور مدیریت پسمانداری هسته ای کشور در حال فعالیت است.
قنادی با اشاره به اینکه چرخه سوخت هسته ای شامل سلسله فرایندهای هسته ای پیچیده با فناوری بالاست، اظهار کرد: اکتشاف معادن اورانیوم اولین قدم در این چرخه است که ایران در این زمینه فعالیتهای بسیار خوبی انجام داده است.
وی با بیان اینکه بخش اعظمی از کشور تحت اکتشاف اورانیوم قرار گرفته ادامه داد: مقادیری اورانیوم در ساغند و بندرعباس شناخته شده و بقیه مناطق در حال شناسایی است.
وی مرحله بعدی چرخه سوخت را تجهیز و استخراج اورانیوم عنوان و تصریح کرد: در سالهای 79 و 80 قراردادی با چین برای استخراج اورانیوم از معادن داشتیم که قرار بود دو چاه با عمق 375 متر حفر شود.
قنادی با بیان اینکه قرار است 120 هزار تن سنگ معدن در ساغند استخراج شود، افزود: این سنگها برای فرآوری و تولید کیک زرد به کارخانه ای در اردکان با ظرفیت تولید 60 تن کیک زرد حمل می شود.
وی تصریح کرد: دو کشور چین و روسیه برای احداث کارخانه اردکان فقط نقشه های آن را تحویل دادند و توانستیم این کارخانه را با تخصص داخلی و امکانات بومی تجهیز و راه اندازی کنیم.
وی با اشاره به اینکه کیک زرد اولین محموله در چرخه سوخت هسته ای برای تولید UF6 است گفت: ما برای تولید UF6 در سال 1371 با چین قرار بستیم اما تا 1376 آنها فقط به ما نقشه های ناقص تحویل دادند.
معاون سازمان انرژی اتمی کشور افزود: رییس وقت سازمان در سالهای 76 و 77 تلاش کرد تا با چین کنار بیاید و این طرح آغاز شود اما چین این کار را انجام نداد و کشورهایی مانند انگلیس، آرژانتین و روسیه نیز حاضر به همکاری برای ساخت کارخانه نشدند.
وی با اشاره به اینکه در سال 1378 تقاضا کردیم تا نقشه ها توسط متخصصان داخلی کشور بررسی شود، تصریح کرد: با وجود مخالفتهای بسیار داخلی و خارجی حدود 400 نفر از دانش آموختگان دانشگاهها و پژوهشگران سازمان انرژی اتمی درگیر این کار شدند.
وی ادامه داد: عملیات اجرایی ساخت این کارخانه در اصفهان از سال 1379 آغاز شد و در اسفند 82 مورد بهره بهرداری قرار گرفت در حالیکه شرکت چینی می خواست این طرح را در مدت 11 سال انجام دهد.
وی با تاکید بر اینکه ایران هفتمین کشور دنیا در تولید UF6 است، گفت: شرکت چینی گفته بود که تولید UF6 در این کارخانه شش ماه طول می کشد اما ما پس از 74 روز به آن دست یافتیم.
قنادی با اشاره به اینکه شرکت چینی برای اجرای این طرح 45 میلیون دلار از ما پول گرفته بود ادامه داد: ما علاوه بر پس گرفتن این مبلغ حدود 17 میلیون و 500 هزار دلار نیز بعنوان خسارت از این شرکت دریافت کردیم.
معاون سازمان انرژی اتمی تاکید کرد: تمام این موارد گویای توانایی بالای متخصصان داخلی کشورمان در بحث فناوری هسته ای و عزم جدی آنها برای خودکفایی است.
گفتنی است آیین روز ملی فناوری هسته ای دیروز در منطقه هسته ای اصفهان برگزار شد. /س
کد خبر:۴۳۳۶۷۴۳ از باشگاه خبرنگاران به آدرس khabarfarsi.com/ext/4945677/ تاریخ انتشار: ۲۲ فروردین ۱۳۹۲ - ۱۳:۰۸/ اصفهان/


شركت سیمان عمران انارك (سهامی خاص) (كارخانه سیمان دلیجان) (ثبت 198843 تهران): تولید انواع سیمان خاکستری و رکلینکر در تیپ های مختلف و سیمان پوزولانی/ کارخانه: دلیجان، جنب روستای راوه/ دفتر مرکزی: تهران/ به همت جمعی از اناركی ها و فعالان بخش های اقتصادی ساختمان و معدن در سال 1382 تاسیس شد. هدف موسسان، احداث كارخانه سیمان در بخش انارك بود اما به علت وجود كارخانه سیمان نایین منتفی شد. پس از آن شهرستان دلیجان به عنوان محل احداث كارخانه سیمان 3300 تنی عمران انارك انتخاب گردید.
شرکت های مستقر یا دارای دفتر در انارک عبارتند از:
شرکت آجر آژند انارک (سهامی خاص) (تاسیس 1389): تولید آجر و مصالح ساختمانی/ کارخانه: کیلومتر 5 جاده انارک نائین/ دفتر مرکزی: کیلومتر 5 جاده انارک نائین
شرکت توسعه سیمان ویژه انارک (سهامی خاص) [زیر مجموعه گروه باریت ابران] (در 1383/10/22 و تحت شماره ۲۳۸۵۷۰ در اداره ثبت شرکتها در تهران به ثبت رسیده است): احداث کارخانه تولید سیمان ویژه و صنایع جنبی وابسته به آن، تهیه و تامین کلیه مواد و دستگاه ها، ماشین آلات و تجهیزات موردنیاز این صنایع از داخل و خارج کشور، اکتشاف، استخراج و بهره برداری از کلیه معادن موردنیاز این صنعت به ظرفیت 1500 تن در روز، محصولات این شرکت سیمان پرتلند نوع 2، سیمان پرتلند نوع 5، سیمان پرتلند نوع کلاس G نوع HSR مخصوص حفاری چاه های نفت/ دفتر مرکزی: تهران/ این شرکت به نقل از صورتجلسه هیات مدیره شرکت فرآوری پارسیان سپهر مورخ 22/2/89، از سهامداران سپهر می باشد.
شرکت توسعه عمران انارک (سهامی خاص) (شماره ثبت 229 نایین)/ دفتر مرکزی: تهران
شرکت تولید پودر انارک (سهامی خاص) [زیر مجموعه گروه باریت ابران] (در ۸۲/۳/۶ و تحت شماره ۲۷۳ در اداره ثبت شرکتها در شهرستان نائین به ثبت رسیده است.): تولید پودرهای صنعتی/ کارخانه: ناحیه صنعتی انارک کیلومتر 3 جاده انارک نائین/ دفتر مرکزی: تهران- شرکت فراز معادن انارک (سهامی خاص) (شماره ثبت 163 نایین)/ دفتر مرکزی: انارک
شرکت فرآوری پارسیان سپهر (سهامی خاص) [زیر مجموعه گروه باریت ابران] (با شماره 2257 در مورخ 1378/12/16 در اداره ثبت شركت های قم و سپس تحت شماره 355 در اداره ثبت شرکتها در شهرستان نائین به ثبت رسیده است.): تهیه و تولید پاکت های کاغذی و لمینیت جهت مصارف گوناگون از جمله پاکت های بنتونیتی، باریتی، کربناتی، فروباری و سیمانی و .../ کارخانه: ناحیه صنعتی انارک کیلومتر 3 جاده انارک نائین/ دفتر مرکزی: تهران


ایستگاه بارانسنجی انارك در سال ۱۳۵۰ عملیاتی شده، همچنین ایستگاه بارانسنجی انارك تأسیس گردید.


صندوق قرض الحسنه (و خیریه) والفجر انارک

جمعه, 29 فروردين 1393 11:09

شهر انارك يا (نارسينه) با خانه هاي خشتي، مساجد آجري و كوچه هاي باريك مانند ياقوتي زيبا در دشت كوير قرار دارد.
به گزارش خبرنگار حوزه ميراث فرهنگي باشگاه خبرنگاران، انارك اين حاشيه نشين كوير همچون ياقوتي زيبا در دشت كوير قرار دارد نام محلي آن (نارسينه) است كه معني انارستان مي دهد.
بافت قديمي آن كوچه هايي باريك با خانه هاي خشتي ومساجد آجري، برج ها و آتشگاه است.
انارك داراي هفت محله بوده كه با كوچه هاي باريك وزيبا به هم متصل هستند.
بنابر اين گزارش، اين شهر در ميان كوه هاي برهنه قرار دارد و مجموعه اي است از 48مزرعه و روستاي داير و باير و داراي بافتي كهن با چشمه هاي قديمي، بام هاي كاهگلي و بادگيرهاي استوار بر بام هاي قوسي بوده كه در نوع خود منحصر به فرد است.
بنابر اين گزارش، انارك موزه مردم شناسي كوچكي نيز دارد كه در سال 83تاسيس شده است.
بافت تاريخي انارك، بعنوان يكي از زيباترين بافت تاريخي منطقه از تنوع فضايي و معماري سنتي خاص برخوردار است در دوره هاي صفويه و قاجاريه اين بافت داراي رونق بسيار خوبي بوده و با توجه به حمله متعدد بيگانگان بر اين شهر مردم نيز تأسيسات و تجهيزاتي براي دفاع از شهر ساخته بودند.
اين تأسيسات شامل وجود چهار برج در چهار قسمت از تپه هاي اطراف و داخل شهر و حصار مربوط به حصار شاهي كه دور تا دور شهر انارك را در بر گرفته است.
چهار برج موجود در بافت تاريخي شهر انارك در چهار قسمت به طور جداگانه بوده كه هر كدام محوطه اي از اطراف شهر را زير نظر داشته است.
مهمترين برج شهر انارك در حال حاضر بلندترين و بزرگترين برج محسوب مي شود معروف به برج كوه سراب يا برج سفيد بوده كه بر روي بزرگترين تپه شهر واقع شده است.
بنا بر اين گزارش اين برج از سنگ و ملات گل و آهك ساخته شده كه به صورت مدور و داراي سه طبقه بوده كه از بالاي آن تقريباً اكثر مناطق شهر قابل رويت است./ي2
گزارش از مرضيه اميري.

(به نقل از باشگاه حبرنگاران     www.yjc.ir/fa/news/4323692  با کد خبر:۴۳۲۳۶۹۲ و تاریخ انتشار: ۱۰ فروردين ۱۳۹۲ - ۱۲:۵۳)

جمعه, 29 فروردين 1393 11:04

جشن با شکوه نوروز در انارک

انارک نیوز - در نوروز 1390 بین عده ای خوش فکر انارکی از دختر و پسر، زن و مرد، تصمیم گرفته شد از همگی انارکی ها و وابستگانشان، در سوم فروردین ماه بین ساعات 16 تا 18 در درنجیل که تفریحگاهی قدیمی در نزدیکی انارک می باشد دعوت شود گرد هم جمع گردند تا دیدارها تازه گردد بخصوص برای آنان که نتوانسته اند در این زمان کوتاه هم را ببینند.
در دست نوشته کوتاهی آمده بود:
برآمد باد صبح و بوی نوروز
به کام دوستان و بخت پیروز
مبارک بادت این سال و همه سال
همایون بادت این روز و همه روز
منتظر حضور گرم شما در همایش بزرگ انارکی ها
چهارشنبه 90/1/3 درهّ انجیر ساعت 16
این دعوت گردهمایی در روز و ساعت و مکان مشخص، دهان به دهان و بدون دعوت رسمی بود و حساسیت هایی را برانگیخت اما بطور محدود و بدون پذیرایی انجام شد.

در نوروز 1391 دعوت با چسباندن دعوت نامه پشت شیشه چندین فروشگاه در انارک و دعوت از بعضی مقامات شهر انجام شد که شامل پذیرایی با "چای آویشن و شکلات" بود اما علیرغم برگزاری مناسب و پایکوبی، کمبود پارکینگ مناسب، خاطره شادی باهم بودن را برای برخی کمرنگ نمود. تعداد شرکت کنندگان حدود 800 نفر بود.
در دعوت نامه آمده بود:
"به نام دگرگون کننده فصل ها"
شیشه عطر بهار، لب دیوار
شکست و همه جا پر شد از بوی
خدا
عیدتنی نیبارک
وعده ما هر سال 3 فروردین، ساعت 4 بعداز ظهر تا 6، درنجیل
ساو زیمینی اتشی ویرتنی ونشو

  در نوروز 1392 با توجه به استقبال گسترده انارکی ها و خویشاوندانشان و این که همشهریان از ماه ها قبل سراغ می گرفتند تا پیشاپیش از تشکیل آن خیالشان راحت شود برنامه گسترده تر گردید و هیچ دعوت رسمی و چسباندن دعوت نامه در انارک انجام نشد و پذیرایی با "چای اسطوخودوس و شیرینی حاج بادام" همراه با "بادبادک بازی" و "راهپیمایی خانوادگی" بود. در ضمن بطور خودجوش "موسیقی و پایکوبی" نیز به این جشن حال و هوای خوشتری داد. تعداد شرکت کنندگان از مرز هزار نفر گذشت.
دیدار ها به گونه ای بود که خود پس از بیش از بیست سال یکی از دوستان قدیمی را که دخترش عروس انارکی ها شده بود را ناباورانه در آغوش کشیدم و دوست دیگرم را که از شهری دیگر فقط برای بودن در این آیین آمده بود.
جالب توجه بود که پذبرایی با کمک دوستان، خودخواسته و بدون توقع انجام شد و شنیدم دوستی به خاطر صفای دلش، وجهی را برای این جشن در نظر گرفته بود که بدلیل کثرت شرکت کنندگان و نتوانستن شرکت در این گردهمایی که به دبگری واگذار کزده بود به سال آتی موکول شد.
 
برای پذیرایی از لیوان های یکبار مصرف کاغذی استفاده شد و در پایان، برخی از دوستان خودخواسته به جمع آوری آنها پرداختند که از آنها سپاسگزاریم.
امسال به همت بعضی دوستان وضعیت پارکینگ کمی بهبود یافته بود و درهم ریختگی و نارضایتی مشاهده نشد. برخی نیز بلافاصله پس از پایان جشن انارک را به سوی محل زندگیشان ترک نمودند.
گلایه برخی از همشهریان از نبود برنامه های بیشتر از جمله موسیقی محلی همراه با آواز و بلندگو برای سخنرانی یا تغییر محل جشن بود که فعلاً برای اولی به مجوز ارشاد و دومی امکاناتبشتر نیاز است که مخالفانی هم دارد.


بی شک آیین های نیک، جشن ها با ما یا بی ما، پابرجا می مانند و هر سال بهتر از سال گذشته به راه خود ادامه می دهند. امید است این جشن باستانی نیز سرآغازی دوباره باشد بر برآورده شدن آرزوهای جوانان و امیدهای کهن سالانی که بر باد رفته است.

جمعه, 29 فروردين 1393 11:00

گزارش محمدرضا فاضلی – زمستان 1391 /  اطلاعات هفتگی شماره 3549 چهارشنبه 25 بهمن 1391 (صفحات 10 و 11)


«انارک» ولایتی است در دامنه کوه های بیابان مرکزی ایران موسوم به کوه های «سرخ» که در دشت کویر واقع شده است. برای دست یابی به این ولایت باید از اصفهان به سمت نایین بروید و پس از نایین به سمت شمال شرقی کشور در جاده نایین _خور بیابانک که جاده ای است باریک و دو طرفه طی طریق کنید. 
پس از طی 75 کیلومتر، این جاده شما را به ولایتی آرمیده در سینه کوه به نام «انارک» خواهد رساند. در طول مسیر شما از بیابانی بی آب و علف که سطح آن را سنگریزه های سیاه رنگ پوشانده، عبور خواهید کرد که با توجه به شیب زمین وافق دید انسان در نیمروز امکان مشاهده «سراب» را در دریایی خیالی پوشیده از آب خواهید داشت که هرگز دست مبارکتان به آب آن، تر نخواهد شد. شاید نام قدیمی ترین محله انارک و چشمه ای به همین نام به نام «چشمه سراب» که هسته اولیه گردهمایی جمعیت در انارک بوده، به همین خاطر باشد.
انارک که در گویش محلی «نارسینه» نام دارد تاریخی پر فراز و نشیب را در طول تاریخ طی کرده و عمارتی برج مانند بر فراز تپه ای که انارک بر سینه آن آرمیده «برج سفید» نام دارد. من در ادامه تحقیقاتم پیرامون دریای باستانی ایران آثار آب را در اطراف انارک شناسایی کردم و شکی بر آن نیست که با توجه به آثار دریایی به جای مانده در پیرامون، این وادی را روزگاری آب فرا گرفته بوده و فعالیتهای کوه زایی در ادوار گذشته زمین، آثار فلزات بسیاری در انواع مختلفه به جای گذاشته است به گونه ای که من این شهر را گهواره تمدن بشر در کشف فلز و صنعت ذوب در کویر مرکزی ایران می خوانم.
گواه بر این ادعا وجود یکی از قدیمی ترین و باستانی ترین معدن سرب و نقره به نام «نخلک» در این سرزمین است که آزمایش رادیو کربن 14 روی آثار آتشکده این معدن تاریخی فراتر از 2500 سال قدمت را نشان می دهد. اگر چه با نظر به بناهای به جای مانده و آثار ساخت و سازهای قدیمی در خود انارک چیزی از ماقبل تاریخ به چشم نمی خورد ولی در اطراف انارک آثاری وجود دارد که خلاف این باور را ثابت و طبق اسناد و نوشته های انارک و باور مردم، زمانی که اولین گروه مهاجر به این سرزمین پای نهادند آثاری از تمدن های کهنه در این ولایت وجود داشته است. وجود آتشکده های پراکنده و مخروبه و برج های سنگی بسیار و معدن مس و نقره و آهن و سرب و روی، و شناسایی 28 معدن که یکی دیگر از آن ها معدن قدیمی «تالمسی» می باشد به همراه ده ها کوره مخروبه ذوب فلز و انبوه سرباره های کوره، نشان می دهد که تمدن های ساکن در مرکز ایران روزگاری در این وادی زندگی می کردند و نشان می دهد که تمدن عظیم و پر قدرت دولت هخامنشی روزگاری از ذخایر عظیم معدنی این منطقه در فتح و فتوحات و کشورگشایی و برقراری امپراتوری بزرگ مشرق زمین نقش داشته است.
اما قدیمی ترین سند وجود این ولایت سفرنامه «اسون هدین» سوئدی و ذکر نام انارک در حدود و حوالی این منطقه در دهی قدیمی به نام «علم» است. اما هدین، انارک را ندید و از آن چیزی نمی نویسد ولی به نظرم قدیمی تر از آن سفرنامه ناصر خسروی قبادیانی در سال 444 هـ .ق. بوده که در راه برگشت از سرزمین های اسلامی از اصفهان به نایین و از آنجا به انارک و سپس به دهی به نام جرمق می رود، که با توجه به راه های کویر و آب انبارهای موجود و استراحتگاه ها باید در انارک به سمت «جرمق» تغییر مسیر داده باشد و هسته اصلی جمعیت در آن زمان در ده «عشین» متمرکز بوده که از انارک قدیمی تر است.
آثار شلاق و ستم بر گرده مردم این ولایت از ظلم و تجاوز دولتهای بی کفایت قاجاری بسیار و این ولایت از تجاوز و تعدی دزدان و راهزنان بیابان مرکزی در امان نمانده و آثار تعدی و ستم «نایب حسین خان کاشی» و دار و درسته «علی ورامینی» دامنگیر مردم در قرون گذشته بوده و بر همین اساس فرمانی از امیر کبیر خطاب به والی انارک موجود است که حفاظ و حصاری مطمئن بر گرد شهر ساخته شود و جان و مال و ناموس مردم از تخطی و تعدی در امان بماند که آثار مکتوب آن در کتاب «انارک» تالیف نویسنده مشهور این ولایت استاد محمدعلی ابراهیمی انارکی موجود است.
ریشه اصلی مهاجرین این ولایت را از ولایات شرقی ایران می دانند و بنیان گذار انارک فعلی را منسوب به «محمد پهلوان» که جوانی از همین ایلات مهاجر بوده می دانند. انارک را زبان و گویشی خاص بوده که تنها این گویش در ایالات باستانی مرکزی چون گرمه و خور و نایین به چشم می خورد و ریشه ای اوستایی و زرتشتی دارد که خود سند دیگری در قدمت این منطقه است. انارک را در قدیم هفت محله بوده که اقوام مختلفی در این محله ها در صلح و صفا زندگی می کردند. آن ها پذیرای فرهنگ های مختلف از قبایل دیگر بودند. نام هفت محله این ولایت محله بیابانک، بیک علی، قافله گاه، جویباره، عرب ها، پشت حصار و محله سراب به عنوان قدیمی ترین محله که روزگاری در انارک ساکنینی در برداشته است.
تراکم و تردد شتر در این منطقه از روزگاران قدیم رواج داشته و انارک به سان ترمینالی در کویر باعث جدایی راه های شمالی و شرقی بوده و آثار آب انبارهای مخروبه و کاروانسرای مشجری، باقی مانده این راه ها هستند. بناهای قدیمی از لاشه های سنگ و گاهاً با خشت و گل ساخته شده و رشد و گسترش ریشه گیاهان با توجه به ساختار کوه و سنگ در لایه زیرین خاک امکان پذیر نیست و پوشش گیاهی به مزارع دور و اطراف چون مزرعه زیبای «اسماعیلان» انتقال پیدا کرده است.
انارک همواره با مشکل کم آبی دست و پنجه نرم می کند. در کل، منطقه کویر مرکزی مردمی به فهیمی و با فرهنگی انارک ندیدم. توجه این مردم به کسب علم و مهاجرت به شهرهای بزرگ و کسب تجربه، زندگی نسلی را در انارک حاکم کرده که بسیار آگاه به مسایل اطراف خویش هستند و رشد و آبادی را در فرهنگ در برداشته است. اگر خواستید شب ها ستاره ای از آسمان کویر چیده و آن را در طبق اخلاص از عظمت خواند به چشمانتان هدیه کنید، حتما شبی را در کویر انارک سپری کنید. انارک اکنون بخشی از توابع نایین اصفهان است.

جمعه, 29 فروردين 1393 10:53

شاهرود
محدوده‌ شهر در محله بيدآباد فعلي، كهن‌ترين بخش بافت قديم شهر است.شاهرود به عنوان يك دژ محكم درمقابل مهاجمان به ويژه در دوره شبيخون افغانها و ستيزهاي داخلي دوره نادرشاه ( 1160-1148 ه.ق) و پس از آن تا ساليان دراز مأمن ساكنان وقافله ها بود.امّا اوضاع عمومي اين دوران مانع رشد شهرسازي و شهر نشيني شاهرود بود. محققان و تاريخ نگاران، مهم‌ترين علل و انگيزه هاي رشد و نضج شهرهاي قومس را در دوره قاجار نزديكي اين منطقه به جايگاه و پايگاه سنتي ايل قاجار در حوزه گرگان و نزديكي به پايتخت كشور يعني تهران دانسته‌اند. علاوه برآن، بازرگاني و تجارت فزاينده با روسيه از راه خراسان و مشهد و موقعيت نظامي آن موجب رونق بيش از پيش آن گرديد.
شاهرود به خاطر موقعيت نظامي خود، در زمان فتحعلي شاه قاجار رونق اساسي يافت، چند كاروانسراي بزرگ در آن ساخته شد و چندين كمپاني روسي در اين شهر تأسيس شدند. سپس بازرگانان اناركي و يزدي به اين شهر آمدند و ساكن آن شدند و شاهرود، مركز صادرات ايران به روسيه شد. اقليت‌ هاي مذهبي از جمله ارامنه رسي همزمان در شهر اقامت گزيدند و به سرعت، قلعه ‌اي بر قلعه قبلي شهر اضافه شد و بازاري جديد نيز به بازار قديمي شهر به نام بازار قلعه نو افزوده شد.
بازار شاهرود اين بازار در مركز شهر شاهرود قرار دارد و قدمت احداث آن به دوره قاجار مي رسد. مجموعه بازار شاهرود از زمان ساخت تا كنون همواره توسعه يافته و بخش هاي جديدي به آن الحاق شده است.در بدنه بازار بناهايي چون كاروانسرا، بارانداز، مسجد و گرمابه تعبيه شده است. بازار شاهرود از دو راسته اصلي به نام' راسته بازار' و 'بازار اناركي ها' تشكيل شده و داراي پنج ورودي اصلي است. اولی روبروی خیابان شبدری، ورودی دوم از ابتدای خیابان شهید صدوقی نبش میدان جمهوری اسلامی به نام راسته بازار انارکی ها و سوم از خیابان فردوسی روبروی پاساژ محمدی به نام راسته بازار قلعه نو.
نوع معماری بازار کویری بوده که بصورت سرپوشیده و گنبدی شکل است که باعث شده دمای بیرون و داخل بازار محسوس باشد. اين مجموعه با مساحتي بالغ بر 18 هزار متر مربع داراي بيش از 250 باب مغازه است. شالوده اصلي بازار خشت خام است و پوشش گنبد ها از خشت و آجر است كه با چهار فرم مختلف اجرا شده است. لازم به ذكر است بخش هايي از گنبدها و گرمابه وجداره بازار اصلي در سال هاي گذشته مرمت شده است. اين بنا به شماره 2285 در فهرست آثار ملي ايران بهبت رسيده است.
البته در گذشته شاهرود داراي بازار تاريخي در بافت قديم شهر (محله بيدآباد) بوده است كه باتوسعه شهر، بازار قديم از بين رفته است.

جمعه, 29 فروردين 1393 10:51

• مجلس شورای ملی
• دوره ۱۴
• نشست  ۳۱
مذاکرات مجلس شورای ملی ۲۸ اردیبهشت ۱۳۲۳

قرائت گزارش شعبه راجع بانتخابات شاهرود و موکول شدن به جلسه دیگر
(آقای فاطمی مخبر شعبه پنجم گزارش شعبه راجع بانتخابات شاهرود و نمایندگی آقای صدریه را بشرح ذیل خواندند:)
انتخابات شاهرود در تاریخ ۲۲/۴/۲۷ بر طبق دستور وزارت کشور شروع می‌شود ولی قبل از اینکه انجمن تشکیل شود از طرف فرماندار محل بنفع یک نفر از کاندیدها اعمال نظر خصوصی می‌شود که وزارت کشور بازرس مخصوص روانه و چون موضوع حقیقت داشته لهذا فرماندار منفصل و منتظر خدمت می‌شود و فرماندار دیگری به محل می‌رود و انجمن نظارت را در تاریخ ۲۲/۶/۱۶ تشکیل می‌دهد ولی پس از چند روز کلیة اعضاء انجمن استعفا می‌دهند سپس در تاریخ ۲۲/۱۰/۲۰ مجدداً از طبقات لازمه دعوت و انجمن تشکیل و شروع بکار می‌نماید و در نتیجه از کلیة آراء که ۱۰۱۷۰ رأی بوده آقای سید عبدالکریم صدریه به اکثریت ۵۶۲۳ رأی حائز اکثریت می‌شوند و در ضمن جریان انتخابات چون کاندیدها زیاد بوده‌اند شکایات مخالف و موافقی می‌رسد که انجمن هر یک را بشرحی که در صورت مجلس نوشته شده قانوناً وارد ندانسته و رد کرده‌اند شعبة پنجم هم با مطالعه کامل در پرونده امر چون شکایات واصله غالباً ارتباطی با آقای صدریه نداشته و مربوط به کاندیدهای دیگر بوده و در اساس جریان هم تأثیری نداشته لهذا صحت نمایندگی آقای سید عبدالکریم صدریه را از شاهرود تصدیق نماید.
رئیس- آقای مخبر فرهمند.
مخبر فرهمند- مخالفم.
رئیس- آقای نبوی.
نبوی- بنده هم مخالفم.
رئیس- موکول به جلسه بعد می‌شود.


• مجلس شورای ملی
• دوره ۱۴
• جلسه ۳۳
مذاکرات مجلس شورای ملی ۷ خرداد ۱۳۲۳

تصویب نمایندگی آقای (سید عبدالکریم) صدریّه (انارکی) از شاهرود
رئیس- اعتبارنامه آقای صدریه مطرح است آقای مخبر فرهمند بفرمایند.
مخبر فرهمند- عرض کنم مخالفت بنده با راپرت شعبه ۵ نسبت بانتخابات شاهرود مربوط بصلاحیت آقای صدریه نیست برای اینکه با ایشان بنده سابقه ای نداشته ام و آنچه را هم که در این چند روز بعضی از رفقای مجلس اظهار کرده اند ایشان را شخص صالح و خیر مفیدی معرفی کرده اند البته فرمایشات آقایان برای بنده سند است ولی چیزی که بنده را وادار بمخالفت کرد جواب از سئوال مقدر که چرا نسبت به پرونده های دیگر مخالفت نکرده ام و آن این است که در قسمتی از پرونده ها که پرونده صحتش مجهول بود رأی نداده و بعضی را هم که گزارش از شعبه داده و در اطرافش صحبتی نبود رأی داده و موافقت کردم اما در قسمت پرونده شاهرود قضیه این است که در جلسه ای با عدة‌ از اعضای انجمن نظار شاهرود که به تهران برای شکایت آمده بودند مواجه شدم بعد از اینکه بنده را شناختند که نماینده مجلس هستم بعد از یک سلسله آه و ناله و شکایت از دولت و از اشخاصی که جریان انتخابات در دست آنها بوده شرح دادند و از من خواستند که مطالب آنها را بعرض مجلس شورای ملی برسانم. بنده هم تا این اندازه با آنها مساعدت کرده قول دادم که در موقع خود عرایض آنها را بسمع آقایان نمایندگان برسانم. چون قول داده بودم ناچار بایستی این عرایض را بسمع برسانم. این است که بنده از طرف آنها که شش نفرشان از اعضای اصلی انجمن مرکزی شاهرود و دو چند نفر دیگر هم علی البدل بودند عرایضی عرض میکنم و بنابراین با مراجعه به پرونده ای که برله و علیه تشکیل شده و اظهارات آنها را تأیید میکند قناعت بقرائت یک عریضه که بمقام ریاست مجلس نوشته اند مینمایم عریضه ای که بمقام ریاست نوشته شده است این است:
جناب آقای طباطبائی ریاست محترم مجلس
انجمن مرکزی انتخابات شاهرود که مسئول صحت جریان انتخابات است بر اثر شکایات واصله از کلیه حوزه ها و بازرسی چندین حوزه بشرح محتویات پرونده تشخیص داده اند که انتخابات برخلاف ماده ۴۴ قانون جریان یافته و اکثریت انجمن در تاریخ ۲۲/۱۲/۲۹ ضمن صورت جلسه با دلائل مثبته رأی به بطلان کلیه آراء ماخوذه داده و تقاضای تهیه مقدمات تجدید توزیع تعرفه و اخذ آراء را خواستار شدند که مراتب بفرمانداری محل اعلام رونوشت آنهم بوزارت کشور ارسال و تلگرافی هم بوزارت کشور بعرض رسانید که تا وصول اعلامیه نامبرده از صدور هر گونه دستوری خودداری فرمایند با این توصیف دفعتاً در ۲۳/۱/۸ آقای کلهر فرماندار بدون هیچگونه مجوز قانونی و رعایت مقررات و اینکه وقعی به نظریه اکثریت انجمن که قانون حکم بقطعیت آن را داده است بگذارد با حضور سه نفر از کارمندان اصلی و دعوت دو نفر اعضاء علی البدل مورد نظر بدون رعایت ماده ۱۸ تعرفه و آراء باطله مردود را با بستن درب اطاق محرمانه استخراج و خاتمه انتخابات را اعلام داشته. اینک اینجانبان اکثریت انجمن برای آراء توضیحات لازمه و اینکه تخلفات معلومه را بسمع اولیاء محترم برسانند بمرکز عزیمت تقاضا میشود پرونده مربوطه را مورد دقت و مطالعه قرار داده رعایت حقوق نود هزار جمعیت حوزه انتخابیه شاهرود را ملحوظ فرمایند و عملی را که فرماندار وقت برخلاف مقررات نموده مردود سازید. کارمندان انجمن مرکزی انتخابات شاهرود شش نفر هم امضا کرده اند و این عریضه ای است که عرض شده است و مطابق دو سه فقره صورت مجلسی هم که در فرمانداری تهیه شده است این مطالب را تأیید میکند و یکی از شکایتها این بوده است که یکی از آن اعضاء قبلاً استعفا داده بوده است و او را آورده اند و وادار کرده اند که امضاء کند و استعفانامه آن شخص هم هست آنجا عرض کنم ما اگر بگوئیم صورت مجلسی که بامضای سه نفر عضو اصلی و دو نفر علی البدل که یکی از آن دو نفر هم قبلاً استعفا داده و استعفانامه او و شش نفر دیگر از اعضای علی البدل که موجود است صحیح است چه دلیلی بررد اظهارات شش نفر عضو اصلی انجمن که اکثریت را تشکیل میدهند داریم از کجا معلوم شد آن ۵ نفر بآن کیفیت قضاوتشان موجه و این شش نفر اظهارات و نظریه شان مردود است؟ دعوت عضو علی البدل باید در مقابل استعفای عضو اصلی باشد آنهم پس از مکاتبه و در صورت رد او باید بحکم قرعه علی البدل غیر مشخص را دعوت کنند والا در صورتی که اعضاء انجمن تصمیمی اتخاذ کردند که مطابق میل کاندید یا مأمورین اجرا نبود آنوقت اگر بدون رسیدگی و یا لااقل با حفظ صورت دیگری را دعوت کند این عمل برخلاف قانون و برخلاف حق قانونی انجمن است. من ایرادی باشخاصی که خود را کاندید کرده یا مبارزه انتخابی میکنند ندارم. البته این حق برای همه محفوظ است و بسا میشود بین اشخاص هم افرادی پیدا میشوند که اگر مبلغ گزافی هم خرج میکنند از نظر ربودن صندلی وکالت برای خدمت بکشور است. همچنانکه در دنیای امروز و دنیای ماورای ما در میدان های جنگ جان و مال و زن و فرزند و همه چیز خود را فدای وطن میکنند خدا کند ما هم باین نیت صرف مال کرده ضرر و خسارتی را که میبریم برای کشور باشد نه بضرر و خسارت کشور ولی ایراد من بیک جا است که این مفاسد از آنجا سرچشمه میگیرد و آن دولت و جریان قانون است بجای جلوگیری از تهدید و تطمیع خود موجب و مسبب این دو عمل است خود تطمیع میشود و تهدید میکند ودیک طمع دیگران را هم بجوش میآورد ادوار گذشته را دوره های دستوری و سفارشی می نامیدند آیا در این دوره از هر مقام و طبقه و ادارة‌ همان دستورات صادر نمیشود؟ آنوقت تطمیع و رشوه خواری بد اخلاقی نبوده؟ همه انتظار داشتند دوره ۱۴ غلطهای ادوار گذشته را بر طرف کند نه تنها آن غلط ها اصلاح نشد بلکه مجلس ۱۴ تمام آنها را تأیید و تصدیق نمود. عرض کنم این تقصیر را با دولتهای گذشته میدانم خودم شخصاً شکایتی ندارم برای اینکه دولتهای گذشته نسبت بحوزه انتخابیه بنده بهیچوجه مداخله نکرد یعنی نتوانستند مداخله کنند یعنی طرز عمل وفکر و تدبیر اهل محل طوری بود که مجال مداخله به دولت و دیگران را نداد پس از شروع به کار تمام سران قوم نشستند و صحبت کردند و در چند جلسه مذاکره کردند و آنها متفقاً کاندیدشان را اعلام کردند و از روی آن هم عمل شده است پس اگر بنده عرض میکنم از روی دلتنگی با دولت نیست بهر حال بنده چون مقتضی نیست وقت مجلس را بیش از این بگیرم و کمتر هم میخواهم مسائلی بگویم که دیگران اتخاذ سند بکنند این است که خاتمه میدهم و بالاخره بایستی برای اصلاح کار انتخابات یک فکر اساسی کرد و آن تنها این است که باید سازمان اداری مملکت را اصلاح کرد (صحیح است)‌ والا اصلاح قانون انتخابات هیچ فایده ای ندارد تمام خرابی های کشور و این فاصله زیاد بین فقر و غنا که در این مملکت ایجاد شده است تمام از سازمان کشور است و مربوط بهیچ طبقه ای نیست هر کسی حق دارد که نسبت به تعالی و ترقی خودش خرج بکند دولت است که باید جلوگیری از این کارهای بی رویه بکند.
رئیس- آقای فاطمی.
- بیانات نماینده محترم تصور میکنم در آخر بیاناتشان جواب خودشان را دادند که بایستی تشکیلات مملکتی را درست شود و البته همه ما موافقیم و تا وقتی که همانطور بوده است تقریباً انتخابات را می شود گفت که سرو ته یکی است و تفاوتی ندارد. ولی باید در اینجا دو موضوع را برای استحضار آقایان نمایندگان محترم بعرض برسانم. در شاهرود اتفاقاً یکی از نقاطی است که در دوره گذشته مبارزه بوده است چند نفر در آنجا بوده اند یکی دکتر قزل ایاغ و یکی دکتر تاج بخش و یکی صدریه و یکی هم آقای حسین آقایان اهل محل (یکی از نمایندگان- آقای نواب را هم بفرمائید)… و یکی هم آقای سیف الله خان نواب و در آخر کار هم نظر بتمایل یکعده از اهالی آقای اعتبار الدوله را کاندید کردند و بعد در مذاکراتی که با آقای اعتبارالدوله شد خودشان صرفنظر کردند و رفتند کنار ولی سایرین در محل ماندند و مبارزه کردند و همینطور آقای حسین آقایان که دو دوره هم وکیل مجلس بوده است. این شخص آمده بود و حقوق خودش را واگذار کرده بود به آقای اعتبارالدوله و بعد از اینکه آقای اعتبارالدوله صرف نظر کرد طرفداران حسین آقایان هم تلگراف کردند که عبارتش این بود که از تاریخ اول اسفندماه نظر باینکه ایشان واگذار بآقای اعتبار کرده بودند و آقای اعتبار هم قبول نکرده بودند از این به بعد کاندید ما هم صدریه است و این است که آنجا مبارزه بوده است و آقای صدریه هم درست است که شخصاً اهل شاهرود نیست ولی انارکی هائی که تقریباً از دویست سال پیش از انارک بواسطه آب و هوا مهاجرت کرده اند ورفته اند در آنجا و یکعدة را در آنجا تشکیل می دهند اینها ویک جماعتی از وجوه اهالی شاهرود که تلگرافشان همه موجود است در پرونده موجود است (طباطبائی- خود آقای صدریه هم مدتی در شاهرود بوده است)… عرض کردم اصلاً اهل شاهرود نیستند فقط گفتم که یکعدة‌ از انارکیهای مقیم شاهرود ایشان را کاندید کرده اند. ولی یک اعتراضی که فرمودند راجع باعضای انجمن است که تا روزی که انتخابات خاتمه یافته است هیچ شکایتی نداشته اند ولی وقتی که انتخابات خاتمه می یابد نظر باینکه سه چهار نفر از اینها طرفدار یکی از آقایان بوده اند اینها استعفا میکنند و میروند و بعد یکنفر از آنها چنانچه اظهار کردند که دو مرتبه استعفای خودش را پس میگیرد و میرود دو مرتبه امضاء میکند بنابراین بنده تصوری نمیکنم که یک اتفاق تازه ای در شاهرود واقع شده باشد که در سایر نقاط واقع نشده باشد اهالی شاهرود حاضرند و یکی دو سه نفر از اهالی آنجا این شکایت را داشته اند و حقی در یکی از نقاطی که آنها مدعی بودند که صندوقش مخدوش بوده است بنده در حضور آقای مخبر فرهمند عرض میکنم که آقای صدریه در آنجا در آن صندوق اکثریت ندارد و اکثریت در آن صندوق مال سیف الله خان نواب است بنابراین بنظر من هیچگونه اعتراضی وارد نیست (جمعی از نمایندگان مذاکرات کافی است(
رئیس- رأی میگیریم به کفایت مذاکرات.
بعضی از نمایندگان- مذاکرات کافی است دیگر رأی نمیخواهد باعتبارنامه رأی بگیرید.
رئیس- موافقین با کفایت مذاکرات قیام فرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد
بنابراین رأی میگیریم باعتبارنامه آقای صدریه آقایان موافقین قیام فرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد.

جمعه, 29 فروردين 1393 10:51
  • 1- گازگشی
  • 2- تکمیل لوله کشی آب
  • 3- حل مشکلات کارآفرینان
  • 4- بهره برداری از معادن
  • 5- ایجاد فرهنگسرا در محیط رباط و محیطی مناسب برای فعالیت جوانان و خانم ها
  • 6- ایجاد جو مناسب برای گوش دادن به حرف حساب
  • 7- آسفالت راه عبور به مزارع در جاده گردنه زنجیرگاه
جمعه, 29 فروردين 1393 10:44

یغما » تیر 1355 - شماره 334  /  پایگاه مجلات تخصصی نور  /   محمد تقی سیاه پوش


انارک قریه‏ ای است در کویر مرکزی ایران،که در حدود چهل و پنج کیلومتری مشرق‏ نائین واقع شده و مانند همه آبادی‏های کویری از جهات عدیده جالب و شایان مطالعه‏ میباشد. مثلا این یک سؤال بسیار مهمی است که آیا حدود انارک همیشه مانند امروز خشک و بی آب بوده و یا در گذشتهء نه چندان دور رطوبت بیشتری داشته است؟هم‏چنین است مسئله‏ قدمت این آبادی که مسلما با مسئله آب و هوا بی ارتباط نیست و خصوصیات لهجه، فولکلور، معتقدات و مراسم محلی.
انارک در وسط یک ناحیهء معدن‏خیز کویر واقع شده و نگارنده از آذرماه سال 1316 شمسی قریب دو سال به عنوان شیمیست در آنجا کار می‏کردم. از بدو ورود این قریه را از حیث‏ خصوصیات زیستی و اخلاقی مردم که جمله از نیکانند و از حیث نوع معماری جالب یافتم و با اطمینان می‏توانم بگویم که ایام اقامت در انارک از شیرین‏ ترین روزهای عمر من بود.
در زمینهء معماری، صرف نظر از حصاری که مردم بدور قریه کشیده بودند و برج‏های‏ دیده ‏بانی متعددی که بر بالای تپه‏ ها ساخته بودند و حکایت از ناامنی‏های اواخر دوران‏ قاجاریه می‏کرد و صرف نظر از گنبدهای خشتی و بادگیری‏های زیبا و صفه‏ های مصفائی که‏ از ویژگی‏های معماری کویری هستند، چیزی که از همان نگاه اول توجه مرا جلب کرد بنائی بود که در وسط میدانگاه کوچکی در محل تقاطع دو کوچه قرار داشت. این بنا شکل‏ یک نیم ستون هشت ضلعی را داشت به ارتقاع تقریبی یک متر و بیست و به قطر تقریبی یک متر که‏ بر روی یک پایهء سنگی به ارتقاع یقریبی 30 سانتیمر قرار داشت و از آجر اعلا و بسیار محکم و زیبا ساخته شده بود. توپر بود و هیچگونه دریچه یا منفذی نداشت و سطح بالائی آن‏ صاف و هموار بود.
در مقابل این پرسش که این بنا چیست و برای چه ساخته شده یا هیچکس جواب درستی‏ نمیداد بطوری که گوئی در این زمینه رازی نهفته بود که از افشای آن به بیگانگان و یا شاید فقط به «متجددین» اکراه داشتند. می‏گفتند سابق در چهار راه‏های دیگری از قریه‏ نیز چنین بناهائی بوده که به تازگی خراب‏شان کرده‏ ایم. اتفاقا همین یکی را هم به اندک فاصله‏ خراب کردند. ولی خوشبختانه من در همان اوایل ورود عکسی از آن تهیه کرده بودم.
***
استاد حبیب یغمائی غزل معروفی دارند به مطلع «به جستجوی ورق پاره نامه‏ای دیروز چو روزهای دگر عمر خود هبا کردم» که در حقیقت زبان حال همهء اهل کتابی است که ضمن‏ نابسامانی‏های دیگر بایگانی درستی هم ندارند. من هم به مصداق همان احوال سال‏ها بود که‏ آن عکس را گم کرده بودم ولی اخیرا ضمن یک خانه تکانی با یکدنیا مسرت بارش یافتم و نیم ستون هشت ضلعی در میدانگاه کوچکی از قریهء انارک بسال 1316 شمسی بر بالای تپه یک برج دیده بانی است؟؟؟ آمد که مجددا به نحوی دفن گردد و مضمون آن برای همیشه ندیده بماند.لذا عکس‏ مزبور را با اندک توضیحی تقدیم میدارم تا در مجلهء یغما چاپ شود که قطعا زمانی از نظر اهل‏ علم در حد مغتنم خواهد بود.
***
مطلب مهم دربارهء این بنا البته عبارت از مبنای تاریخی و نیز مفهوم فرهنگی آن در زمان حاضر است.
آقای سید محمد تقی مصطفوی استاد باستان شناسی ضمن مقاله‏ ای تحت عنوان «آثار سنن پیش از اسلام در اماکن متبرک اسلامی ایران*» مینویسند:
«...در بعضی ابنیهء اسلامی ایران در وسط صحن یا محوطهء آن سکو و یا پایه ‏ای برای‏ جای افروختن آتش بنا می‏نماید و ضمن انجام مراسم مذهبی بر فراز آنها آتش می‏افروزند.
اینگونه سکوها و یا پایه‏ها که عموما به صورت هشت ضلعی و احیانا مدور ساخته شده است‏ بنام کلک خوانده می‏شود و کسانی که بوضع آبادیها و روستاهای دور و نزدیک یزد و کرمان‏ آشنا هستند اظهار میدارند که احداث این‏گونه کلک‏ها در تکیه‏ها و حسینیه ‏ها و حتی در محل‏ تقاطع بسیاری از کوچه ‏های آبادیهای آن نواحی امری معمول و متداول است.»
بنابراین قول باید نیم‏ستون انارک را یادگاری از دوران زردشتی گری در ایران‏ دانست،ولی با این حال مسئله‏ ای که در بالا طرح شد یعنی مبنای تاریخی و مفهوم فرهنگی‏ بنا هم‏چنان مجهول باقی میماند.توضیح اینکه هنوز جای این سئوالات باقیست که آیا این‏ بنا یک ابتکار زردشتی بوده و یا دین زردشت نیر آنرا از یک آئین باستانی‏تری بارث برده‏ است؟و نیز آیا علت بقا و دوام این بنا که حسینیه‏ها و تکایا که محل سوگواری هستند چیست؟هم‏چنین آیا بنای این آثار در محل تقاطع کوچه‏ها چه معنائی دارد؟و یا بعبارت دیگر آیا امروزه نقش فرهنگی آنان در اجتماعات مربوطه چیست؟و بالاخره آیا این بناها چرا غالبا بصورت هشت ضلعی ساخته شده‏اند؟
***
دربارهء مجموع مسائل بالا بعنوان یک پیشنهاد آزمایشی باید بگوئیم که باحتمال قوی نیم‏ ستون مورد بحث نمودار سمبولیک درخت زندگی است-«درختی»که خود یک سمبول خیلی‏ باستانی است و با معتقدات و مراسم ملل بسیاری عجین است.
بررسی مسئله زمان و مکان پیدایش سمبولیزم درخت زندگی و چگونگی گسترش جهانی‏ آن ما را با پاره‏ای از غوامض علم انسان‏شناسی مواجه میسازد که تابحال هم‏چنان مبهم‏ و لاینحل مانده‏ اند.در عین‏ حال این نکته شایان تذکر است که مسائل غامض مزبور در پرتو دانشی که امروزه دربارهء جغرافیای باستانی آذربایجان ایران در دست است به آسانی قابل حل‏ می‏باشد ولی طبعا طرح آن مستلرم مقدمات بسیاری است. لذا عجالتا همین قدر باید بگوئیم‏ که به احتمال قریب به یقین نمونهء اولیه و سرچشمه اصلی همه درخت‏های زندگی جهان درخت‏ ویسپوبیس اساطیر ایرانی است که «ما در همهء داروها و رستنی‏هاست» و در یک زمان خیلی‏ باستانی در دریای «فرافکرت» یعنی بحر خزر وسیع آن زمان قرار داشته است. احتیاج به گفتن‏ ندارد که بدین طریق باید سمبولیزم مورد بحث را خیلی باستانی دانست و در حقیقت گسترش‏ بسیار وسیع آن در جهان امروزی هم نمودار و مؤید همین اصل است.
سمبولیزم درخت زندگی در فرهنگ ملل بصورت بسیار گوناگونی خودنمائی می‏کند ولی‏ به آسانی می‏توان یک ارتباط بنیادی را در بین آنان تشخیص داد. من باب مثال سه نوع مختلف‏ آنرا ذیلا معرفی می‏کنیم:
1-استعمارگران اروپائی قرون اخیر ضمن کشورگشائی‏های خود گاهی با اقوامی‏ مواجه می‏شدند که درختی را بعنوان نمودار زندگی قومی خود می‏شناختند بطوریکه قطع آن‏ درخت موجب آن‏چنان افسردگی و دل‏مردگی مردم می‏گردید که آنان علاقه به زندگی را از دست می‏دادند و اجتماع مربوطه از هم می‏پاشید و مضمحل می‏شد.
2-در مجلهء«بررسی‏های تاریخی»مورخهء فروردین-اردیبهشت 1350 ضمن مقاله‏ ای دربارهء داغستان قفقاز می‏بینیم که به نقل از ابو سعید گردیزدی می‏نویسد: «...و به ده فرسنگی‏ سریر درختی است که هیچ برندارد و هر چهارشنبه مردمان این شهر بیایند و از هر میوه بیاورند و بر آن درخت بیاویزند پس آنرا سجده کنند و قربان‏ها کنند.»
3-در موقع عظمت روم در بیشهء مقدسی در نزدیکی‏های شهر مزبور بر کنار دریاچهء نمی‏ Nemi درختی بود که به واسطهء کاهنی که از بردگان میبود با شمشیر آخته محافظت می‏شد.
در هر سه مورد بالا بدیهی بنظر می‏رسد که درخت موردنظر نمودار یک سرزمین بارور یعنی یک کشور است که طبعا نمودار و ضامن حیات ملت مربوطه نیز می‏باشد. ضمنا چنانکه ذیلا خواهیم دید درخت زندگی برحسب تداعی مفهوم کشور تبدیل به درخت مراد با مفاهیم وسیع‏ آن میگردد و بالاخره ممکن است نمودار شخصی نیز قرار گیرد که مظهر خیر و برکت و یا مظهر مهر و وفا و یا تقوی و پرهیزکاری و یا همهء اینها بوده و در نتیجه نمایندهء خواسته‏های مردم است.
***
دربارهء سمبولیزم درخت در فرهنگ ایرانی شرح بسیار ارزنده‏ ای را در نشریهء دانشکدهء ادبیات دانشگاه آذر آبادگان تبریز (شمارهء بهار سال 1353 ص 80) به قلم آقای دکتر جلال‏ خالقی مطلق داریم که می‏نویسد: «در ایران پرستش درخت همیشه معمول بوده. بهترین نمونهء آن سرو کاشمر و سرو فریومد است که ذکر آن توسط مورخین ایران و عرب آمده و مفصل‏ترین‏ صورت آنرا ابو الحسن علی بن زید بیهقی در تاریخ بیهقی آورده. در شاهنامه نیز سرو کاشمر که زردشت از بهشت آورد و در جلوی آتشکده کاشت تا شاهد دین آوردن گشتاسب باشد به قلم‏ دقیقی آمده. علاوه بر آن در میان تصاویر و استعارات شاهنامه درخت از همه زبده ‏تر و با ابهت ‏تر است و به کرات آدمی و اندیشه‏ های او و رفتار و کردارش به درخت، ریشه، تنه، شاخ، برگ، گل، بار، سایه و قامت آن تشبیه می‏شود. نگاهی دقیق در این ابیات نشان می‏دهد که در پس‏ این تشبیهات و استعارات شعری،عقاید قدیمی دینی نسب به درخت نهفته است. مثلا ستایش‏ درخت در بیت زیر ریشه پرستش آنرا نشان می‏دهد. سودابه به کیکاوس دربارهء رفتن سیاوش‏ به حرم و پذیرائی خواهران از او میگوید:
نمازش برند و نثار آورند  /   درخت پرستش ببار آورند.
در شاهنامه از درختی نیز که از خون سیاوش روئیده و مردم آنرا ستایش می‏کرده‏ اند نام برده شد: ز خاکی که خون سیاوش بخورد به ابر اندر آمد درختی ز گرد نگاریده بر برگ‏ها چهر او همی بوی مشک آمد از مهر او به دی مه نشان بهاران بدی‏ «پرستشگه سوگواران بدی»
یادگار چنان تعبیرات باستانی را امروزه در درخت‏های مرادی داریم که مردم بر شاخه‏ های‏ آنان دخیل می‏بندند. هم‏چنین بالاخص در مازندران درخت‏هائی را می‏بینیم که ضمن جنگل‏ براندازی‏ها از جوراره و جفای تبر مصون مانده و کهن شده‏ اند.این درخت‏ها که غالبا چند اصله دور هم بوده و دایرهء کوچکی را تشکیل می‏دهند گاهی یک بنای کوچک و؟؟؟را هم‏ در پناه خود دارند. تک درخت‏هائی از نوع همیشه‏ بهار که خیلی کهن شده‏ اند گاهی در؟؟؟ البرز نیز مشاهده می‏گردد. که مانند درختان مازندران هنوز باید ارج و مقام معتقتداتی امروزی‏ آنها، یعنی نوع و مقدار توجهی که مردم به انان دارند، مورد تحقیق و بررسی محلی قرار گیرد. بقاع درختی گوناگونی در آذربایجان و دیگر قسمت‏های کشور نیز وجود دارد که مورد نذر و نیاز مردمند و مسلما شایان بررسی هرچه عمیق‏تر می‏باشند.
 یک رسم بسیار جالب باستانی دربارهء درخت که امروزه فقط شبحی از آن باقیست عبارت‏ از رسم «درخت قدر» است. در آذربایجان (و یا لا اقل در قصبهء زنوز پنجاه سال پیش) وقتیکه‏ از کسی زیادی تعریف بکنند طرف صحبت گاهی به طنز می‏گوید: پس باید برایش درخت قدر نشاند» و مسلما باید این اصطلاح را یادگار زمانی دانست که به قدردانی اشخاص لایق و خدمتگذار واقعا درختی بنام «درخت قدر» میکاشته‏ اند و بدین طریق انسان از خود می‏پرسد که آیا درخت سروی که زردشت بیاد دین آوردن وشتاسب کاشت در حقیقت نوعی«درخت قدر» نبوده است؟
صورت دیگری از سمبولیزم درخت را در محل «نخل»های ماه محرم داریم. امروزه‏ معروف‏ترین«نخل»های ایران در شهر یزد است که یکی از آنها واقع در میدان امیر خچماق در حدود ده تن وزن دارد (روزنامه کیهان مورخه 13 بهمن 52 و 2 بهمن 53). این دستگاهها علی الرغم عنوان «نخل» به سرو شباهت دارند. و بدین طریق سروهای کاشمر و فرومد را به‏ خاطر میاورند. این شباهت مخصوصا موقعی چشمگیر است که «نخل»ها در پارچهء سیاه که‏ نمودار تجدید حیات است می‏پیچند.
از نظر معنا و مفهوم «نخل» در مراسم ماه محرم و جنبهء شاعرانهء آن ابیات زیر از آقای‏ ادیب برومند جالب است.ایشان ضمن قصیده غرائی بمطلع:
«سزد گر که ایمان براه خدا شود پارسا مرد را رهنما» میگویند: «در این ره‏نوان بخشی جاودان‏ بود حوی نو باوهء مرتضی‏ خجسته نهال همایون ثمر تناور درختی بهشتی صفا خرامنده سرو چمن‏زار دین‏ فروزنده مهر سپهر عطا» احتیاج به گفتن ندارد که «نخل» مراسم ماه محرم در حقیقت تعبیهء عینی تشبیهات بالاست‏ و در مصرع «خرامنده سرو چمن‏زار دین» گوئی عینا تصویر نخلی که برفراز امواج جمعیت‏ در حرکت باشد مجسم شده‏ است.
*** از مطالب آقای دکتر خالقی مطلق که بگذریم محقق ارجمند دیگری بنام ژرژر لکلر C. lecaler شرح بسیار جالب و ارزنده ‏ای را دربارهء «درخت زندگی» با تصاویر فراوان (در حدود 150 فقره) در نشریهء « Arts laslamica »(مورخه 1937 از دانشگاه Ann Arbdr ؟؟؟) به چاپ رسانیده که نشان میدهد سمبول مزبور در ضمن قرون و دهور چه شکل‏های گوناگونی بخود گرفته است. *اتفاقا تعداد شایان توجهی از این شکل‏ها در پارچه ‏های ایرانی‏ عهد ساسانی و بعد از آن منعکس است که آن پارچه‏ ها بمناسبت همین نقش‏های مقدسی که دارند در کلیساهای قدیمی اروپا مورد استفاده قرار گرفته و در نتیجه تابحال محفوظ مانده ‏اند.
یکی از شکل‏های درخت زندگی که در تصاویر مقالهء ژرژ لکلر دیده میشود شکل یک‏ ستون و یا نیم‏ستون است که بصور مختلف زینتی طرح شده‏ است،تا حدی که اصطلاح‏ «ستون جهان» the world Column مرادف اصطلاح«درخت زندگی»میگردد.
تردیدی نیست که سمبولیزم ستون به هر صورتی که باشد نمودار تنهء درخت است که شکل‏ آنرا بعنوان یک «صنم» در کنده ‏کاری ماقبل تاریخی کورانگون فارس دیدیم (مجلهء یغما شمارهء اسفندماه 54). ضمنا در هیچکدام از تصاویر پارچه‏ های ایرانی که ژرژ لکلر نقل می‏کند تصویری که عینا شبیه نیم‏ستون انارک باشد وجود ندارد ولی در پارچه‏ ای که به قرن هفتم میلادی‏ در اسکندریه بافته شده و ما تصویر آنرا ذیلا نقل می‏کنیم شکلی که به نیم‏ستون انارک شباهت‏ کامل دارد مشاهده میگردد. مقالهء ژرژ لکر مخصوصا ارتباط «ستون جهان» را با «چرخ آفتاب» که در غالب تصاویر دارای هشت پره میباشد منعکس میکند و بدین طریق خیلی جالب است که هر دو نیم‏ستون نامبرده، یعنی هم از آن انارک و هم از آن اسکندریه، هشت ضلعی هستند. حرمت عدد هشت‏ در «هشتی» های معماری سنتی ایران نیز بصورت دالان‏های دخولی هشت ضلعی خودنمائی میکند.
(تصویر درخت زندگی از یک پارچهء بافت اسکندریه‏ بقرن هفتم میلادی)
(*)ما رونوشتی از این مقاله را در سال‏های پیش تهیه کرده و بعدا گم کرده‏ بودیم. اخیرا فتوکپی‏ آنرا که امروزه طبعا کمیاب است جناب آقای جابر عناصری از یکی از موزه‏ های لندن تهیه‏ کرده و برای ما فرستادند. لذا باید از این فرصت استفاده کرده از حضور ایشان تشکر بکنیم. توفیق هرچه بیشتر ایشان را در راه بسط معرفت از درگاه خداوندی خواهانیم.
در بالای نیم‏ستون اسکندریه‏ای دو برادر دوقلو که هویت آنها با اساطیر یونانی مربوط است ایستاده ‏اند بطوریکه گوئی قائم بر درخت زندگی بوده و در عین حال حافظ و نگهبان آن‏ میباشند. ضمنا نیم‏ستون مزبور بواسطهء ملائکه‏ هائی که در دوطرف آن قرار دارند حراست‏ میشود و در پهلوهای آن دو گاو را برای قربانی می‏آورند. اما در نیم‏ستون انارک هیچگونه‏ علائم و آثاری که حاکی از قربانی کردن و یا حتی افروختن آتش باشد مشاهده نمیشد و در نتیجه‏ معنا و مفهومی که این بنا عملا در اجتماع انارک داشته هم‏چنان مجهول باقی میماند. لذا ناچار به شرحی که از آقای مصطفوی نقل شد بر میگردیم و از خود میپرسیم که آیا علت واقع بودن‏ نیم‏ستون‏های مورد بحث در تکیه‏ ها و حسینیه‏ ها چیست؟
تردیدی نیست که واقع بودن بناهای مزبور در تکایا و حسینیه‏ ها حاکی از نوع ارتباط آنها با مراسم سوگواری در ازمنهء باستانی است و در نتیجه طبعا این سئوال پیش میاید که‏ آیا مبنای ارتباط درخت زندگی با مراسم سوگواری در ازمنهء قبل از اسلام چه بوده است؟ در پاسخ این سئوال در وهلهء اول درخت سوگواری سیاوش در زمان‏های افسانه‏ ای بخاطر میاید، ولی سرگذشت سیاوش از نظر یک پدیدهء تاریخی دارای آن‏چنان اهمیت و نفوذی نیست‏ که توانسته باشد موجب پیدایش و بقا و دوام تا این حد طولانی سمبولیزم مورد بحث گردد.
ضمنا سوگواری برای خداوند گیاهان یکی از وجوه معروف مراسم بابل و مصر و یونان‏ باستان میباشد و یگانه توضیح قانع ‏کننده‏ ای که برای پیدایش مراسم مزبور میتوان قائل شد عبارت‏ از خشک سالی‏های مهم و ممتدی است که موجب این امر شده است. بدینطریق علی ‏الاصول‏ باید پیدایش این رسم را در ایران نیز که درخت زندگی سمبل سوگواری باشد مبتنی بر خشک سالی ‏های مهم باستانی دانست، خشک سالی‏ هائی که به احتمال قوی همهء آسیای‏ جنوبی‏ غربی را شامل میشده و خیلی باستانی ‏تر از سیاوش و کیکاوس و یا زردشت بوده است گو اینکه‏ طبق قرائنی باحتمال قریب به یقین خود زردشت نیز در یک زمان خشک سالی ظهور کرده است.
؟؟؟علت بقا و دوام مراسم مزبور را در ازمنهء بعدی ‏تر نیز باید در استمرار احتیاج‏ ؟؟؟؟؟؟؟؟؟دانست،به طوری که گریه‏ کردن برای باران در؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟؟؟؟؟؟؟یک امر طبیعی است.


یغما » مرداد 1355 - شماره 335   /  پایگاه مجلات تخصصی  /    نورمحمد تقی سیاه پوش


یادگاری از انارک‏ -2-
با در نظر گرفتن مراتب بالا انسان از خود میپرسد که آیا محفوظ ماندن امروزی‏ کلک‏ها در مناطق کویری مانند یزد و کرمان علاوه ‏بر دوری و تا حدودی منزوی بودن مناطق‏ مزبور از نظر تحولات تاریخی با خشکیدن استثنائی مناطق مزبور از زمان‏های باستانی تا حال و آرزوی کم ‏و بیش ناخودآگاه مردم به تجدید حیات گل و گیاه نیز ارتباط ندارد؟
 بطوریکه دیدیم فردوسی در وصف درختی که از خون سیاوش روئید میگوید: «به‏دی‏ مه نشان بهاران بدی» و تردیدی نیست که کویرنشینان نیز باید به سمبولیزمی که در بیابان‏ به نحوی «نشان بهاران» باشد دلبستگی داشته باشند. ضمنا دلبستگی عمومی به گل ‏ وگیاه نیز در آخرین تجزیه به امید بهاران ختم میشود، امیدی که چنانکه گفتیم به احتمال قریب به یقین‏ علت اصلی بقا و دوام سمبولیزم مورد بحث بوده است.
اتفاقا دربارهء ارتباط احتمالی نیم‏ستون‏های مورد بحث با طلب باران نکتهء خاصی نیز جالب و معنی ‏دار بنظر می‏رسد و آن عبارت از برهنگی آنان است. توضیح اینکه تا اوایل‏ قرن بیستم ستون‏هائی با مقطع کثیر الاضلاعی(هشت ضلعی؟)که پیچکی پای آنها میکاشتند و بدین طریق از برگ پوشیده میشدند یکی از وجوه زیبائی پاره‏ ای پارک‏های اروپائی بود، و در تحت تأثیر سلیقهء اروپائی چنین ستون‏هائی تا این اواخر در پاره‏ ای از پارک‏ها و خانه‏ های‏ اعیانی تهران نیز مشاهده می‏شد. با در نظر گرفتن تأثیر مسلمی که اساطیر و سنن باستانی‏ در جوانب زینتی یک مفهوم معتقداتی نیز داشته، یعنی نمودار درخت زندگی‏ بوده‏ اند. بدین طریق میتوان تصور کرد که شاید کلک‏های ایرانی نیز که شباهت زیادی‏ به ستون‏های نامبرده دارند و فقط در حدود یک متر از آنها کوتاه‏تر هستند زمانی بواسطهء پیچک و یا گل ‏و گیاهی آراسته میشده ولی بعدا به ملاحظه‏ ای که ذیلا خواهد آمد پوشش گیاهی‏ خود را از دست داده‏اند.در تأئید تقریبی این احتمال اصطلاحی درختان مو بکار می‏روند«رسمی» می‏نامند و در نتیجه انسان از خود می‏پرسد که آیا زمانی در ایران این قبیل ستون‏ها که‏ درخت موی بپای آن کاشته باشند علاوه بر جنبهء فائدتی آنان یک جنبهء «مراسمی» نیز نداشته‏ است؟ و بدیهی است که در آن صورت رسم مزبور چیزی جز احیاء تصویر درخت زندگی‏ و یا «ستون جهان» نخواهد بود و این میتواند دال بر اینکه احتمالا نیم‏ستون‏های مورد بحث‏ ما نیز زمانی دارای یک چنین پوششی بوده‏ اند باشد. ضمنا ما در یک مقالهء قبلی («سمبولیزم رنگ سیاه» مجلهء یغما مورخهء (آذرماه 1345) به مراسمی دربارهء باران اشاره کردیم. که متضمن نمایش کمبود؟؟؟ناشیه از بی‏ آبی بودند و حالا باید این نکته را نیز اضافه‏ کنیم که بطوریکه در روزنامهء کیهان مورخه 20 دی‏ماه 1340 می‏بینیم: «وقتی باران نمی‏بارد و خطر خشک‏سالی میرود در بسیاری روستاها و از جمله در کلاردشت یا نماز باران میخوانند و یا اسم هفت ‏کچل را مینویسند و از درختی می‏آویزند و نیت می‏کنند که باران ببارد.» با در نظر گرفتن این اصل که مو سمبول آب است تردیدی نیست که این رسم به معنی اعلام بی‏ آبی‏ زمین و نیز صورت ساده ‏تر شده ‏ای از ارائه خود هفت‏ کچل‏ها در یک میدان میباشد- رسمی‏ که یادگار آنرا بصورت میدان «هفت‏ کچل» در تبریز دارم (و یا داشتیم). لذا بعید نیست‏ که نیم‏ستون هشت ضلعی ایرانی هم به عنوان درخت زندگی در آغاز دارای یک پوشش گیاهی‏ بوده ولی در یک زمان باستانی برهنه شده تا نمودار خشکی محیط و در نتیجه واسطه‏ ای برای‏ طلب باران نیز باشد و فراموش نکنیم که در مراسم کلاردشت هم یک درخت وسیلهء اعلام بی‏ آبی است.البته در عین حال کاملا ممکن است که این نیم ستون‏ها از آغاز به مناسبت ارتباط با خشک‏سالی همینطور برهنه طرح شده و در ازمنهء بعدی‏ تر به اروپا منتقل شده و در آنجا بر حسب سرسبزی محیط به سبزه آراسته شده باشد.
ضمنا بطریق بالا میتوان افروختن آتش در بالای کلک‏ها را نیز علاوه ‏بر احیای‏ احتمالی خاطرهء ارتباط درخت زندگی با آفتاب و علاوه ‏بر معنای معمولی سمبولیزم آتش‏ (به معنای گرمای زندگی و نور معرفت؟)(1) به معنی نموداری از خشکی محیط و طلب باران‏ نیز دانست.
اما با وجود مراتب بالا طبعا این سئوال هنوز به قوت خود باقیست که آیا نیم‏ستون‏هائی‏ که در مناطق کرمان و یزد و انارک در محل تقاطع کوچه‏ ها ساخته میشده عملا مورد استفادهء چه مراسمی بوده است.و این مطلبی است که شاید کسانی از خود آقایان انارکی‏ها که امروزه‏ اشخاص تحصیل‏کرده در بین‏شان کم نیست و یا کسانی از روستاهای یزد و کرمان که دارای‏ چنین بنائی بوده‏ اند بتوانند روشن کنند. نگفته نماند که ممکن است در ازمنهء اخیر احداث‏ بناهای مورد بحث در چهار راهها فقط بعنوان «شگون» بوده باشد ولی از آنجائیکه برای‏ یک چنین عنوانی هم مبنائی جز آنچه گذشت قابل تصور نیست در آن صورت نیز باید اصل‏ «شگون» را جامع همهء عوامل نامبردهء بالا دانست.
*** در خاتمه به اسم نیم ستون‏های مورد بحث می‏رسیم. امروزه «کلک» در زبان فارسی‏ معنای خوبی ندارد، یعنی به معنی حقه ‏بازی و حتی به معنی کاری پیچیده ‏تر و ریشه‏ دارتر از حقه‏ بازی است و در نتیجه انسان از خود می‏پرسد که آیا علت ارتباط این کلمه با نیم‏ستون‏های‏ مورد بحث چیست؟
این یک اصل مسلمی است که در طول تاریخ مفاهیم پاره‏ای کلمات برحسب تحول فرهنگ‏ عوض شده است. و طبیعی است که این تحول در زمینهء معتقدات گاهی توأم با سقوط مفهوم‏ کلمه یک سطح پائین‏تر اجتماعی بوده باشد، بطوریکه هرچه مفهوم کلمه قبلا عالی‏تر بوده‏ بعدا پست ‏تر شده است. نمونهء بسیار جالبی در این زمینه عبارت از کلمهء نیرنگ فارسی‏ است که در ازمنهء باستانی بمعنی دعا بوده و امروزه بمعنی فریب بکار می‏رود. بدین طریق‏ به احتمال قریب به یقین معنای امروزی کلمهء کلک نمودار نقش مهم و معنای عالی نیم‏ستونهای‏ مزبور در فرهنگ باستانی ایران است. اتفاقا اصطلاحی نیز در این زمینه وجود دارد که بسیار جالب و آموزنده است امروزه تقریبا در سرتاسر ایران «کندن کلک» کاری و یا چیزی به معنی خلاص کردن خود از دست آن است و بدین طریق باحتمال قریب به یقین‏ اصطلاح مزبور یادگار نفوذ عمیق و گسترش وسیع «کلک» ها در ایران در یک زمان گذشته‏ و کندن و دور ریختن تقریبا همگانی آنها در ازمنهء بعدی ‏تر است- کندن و دور ریختنی که‏ از نظر تاریخی بقدری مهم بوده که اصطلاحی را از خود بجای گذاشته و ما شاهد یکی از جدیدترین و شاید آخرین مراحل آن در انارک بودیم.
علی الاصول باید علت این «کلک کنی» تاریخی را در تنوع و تضاد ظاهری مفاهیمی‏ جستجو کرد که به ترتیبی که گذشت بتدریج در اطراف آنها متمرکز شده بوده است و بدین‏ طریق در جریان مزبور با انحلال به اصطلاح یک «عقده» و یا «پیچیدگی» فرهنگی مواجه هستیم. ولی تردیدی نیست نوع بشر در طول تاریخ طولانی خود بعد از هریک چنین جریانی‏ دوباره به اصل اصیل اولیه برگشته و راه خود را از آنجا توجیه کرده تا توانسته است که از صراط مستقیم زندگی منحرف نگردد. لذا جا دارد که حالا باز به این اصل که درخت نمودار و ضامن زندگی بشر است بیاندیشیم و چه بهتر که این اندیشه مانند عوالم دوران عبادت‏مان‏ که بقول استاد شهریار میدیدیم درختان هم به خدا سرفرود می‏آورند با جنبهء شاعرانه و روحانی‏ قضیه توأم باشد. ضمنا امید است کلک‏هائی که تا بحال از دستبرد حادثه در امان مانده ‏اند منبعد نیز بعنوان یادگار ارتباط عاطفی بسیار نزدیک اجداد ما با محیط زیست،و بالاخص‏ به عنوان یادآوران دائمی از کم آبی که همیشه درخت زندگی ما را تهدید کرده و میکند، هم‏ چنان محفوظ بمانند.


(*)نشریهء انجمن فرهنگ ایران باستان مورخهء شهریورماه 1347
(1)-در آفریقا سمبول جاودانگی است و ظاهرا در آتشکده ‏های ایرانی نیز متضمن‏ یک ‏چنین معنائی می‏باشد.کلمهء«دودمان»فارسی نیز که بمعنی استمرار خانواده ‏ها بکار میرود در این زمینه جالب بنظر می‏رسد.