انارک نیوز - 1 آبان ماه 1399 پنجشنبه: روز آمار و برنامه ریزی - شهادت آیت ا... حاج سید مصطفی خمینی (1356)
2 آبان: انعقاد عهدنامه گلستان میان ایران دوره قاجاریه و روسیه تزاری (1192) - تأسیس سازمان ملل متحد (1324) - روز جهاني  توسعه اطلاعات (24 اكتبر) - شروع هفته خلع سلاح (24 تا 30 اكتبر) 
3 آبان: انتصاب رضاخان به نخست وزيري (1302) - روز جهانی هنرمند (۲۵ اکتبر)
4 آبان (تعطیل): شهادت حضرت امام حسن عسکری (ع) و آغاز امامت حضرت‌مهدی (عج) (8 ربیع الاول 260 ه.ق برابر با 16 دی 252 خورشیدی) - اعتراض و افشاگری حضرت امام خمینی (ره) علیه پذیرش کاپیتولاسیون (1342)
5 آبان: مخالفت دولت (به نخست وزيري ژنرال رضاخان پهلوي) با بازگشت احمد شاه قاجار از اروپا به وطن (1304) - روز جهانی میراث سمعی و بصری (27 اکتبر)
6 آبان: واكنش امام خميني(ره) نسبت به طرح «فهد» (1360)
7 آبان: روز کورش بزرگ
8 آبان: ولادت حضرت رسول اکرم (ص) به روایت اهل سنت (12 ربیع الاول 53 سال قبل از هجرت) و آغاز هفته وحدت - شهادت محمدحسین فهمیده (بسیجی 13 ساله در سال 1359)، روز نوجوان و بسیج دانش آموزی - روز پدافند غیر عامل
9 آبان: تصویب قطعنامه ۵۴۰ شورای امنیت (جنگ شهرها در سال 1362)
10 آبان: شهادت آیت ا... قاضی طباطبایی اولین شهید محراب به دست مجاهدین خلق (1358) - آبان روز، جشن آبانگان
11 آبان: شهادت طيب و اسماعيل رضايي (1342)
12 آبان: اسارت «محمدجواد تندگویان» (1370)
13 آبان (تعطیل): ولادت حضرت رسول اکرم (ص) (17 ربیع الاول 53 سال قبل از هجرت) و روز اخلاق و مهرورزی - ولادت حضرت امام جعفر صادق (ع) موسس مذهب جعفری (17 ربیع الاول 83 ه.ق برابر با 3 اردیبهشت 81 خورشیدی) - تسخیر لانه جاسوسی آمریکا به دست دانشجویان پیرو خط امام (1358)، روز ملی مبارزه با استکبار جهانی- روز دانش آموز - تبعید امام خمینی (ره) از ایران به ترکیه (1342)
14 آبان: روز فرهنگ عمومی
15 آبان: جشن میانه پاییز - روز جهانی پيشگيري از سوء استفاده از محيط زيست در جنگ و مناقشات مسلحانه (6 نوامبر)
16 آبان: اعلام ايران به عنوان تنها ابر قدرت جهان توسط شاپور يكم ساسانی (260 م)
17 آبان: اشغال قزوين توسط سپاهيان روس (1294)
18 آبان: روز کیفیت - سالگرد فروپاشی دیوار برلین (1368)
19 آبان: اعدام حسین فاطمی وزیر امور خارجه ایران از ۱۳۳۱ تا ۱۳۳۲ (سال 1333) - آتش بس جنگ جهانی اول با شکست آلمان (آتش‌بس ۱۱ نوامبر ۱۹۱۸ یا آتش‌بس کومپین با پانزده میلیون تن کشته پس از چهار سال در سال 1297) - روز جهانی علم در خدمت صلح و توسعه (10 نوامبر)
20 آبان: اعلام کردن بحرین به عنوان استان ۱۴ ایران توسط هئیت وزیران (۱۳۳۶)
21 آبان: انتخاب اصفهان به عنوان پایتخت ایران توسط شاه عباس یکم صفوی (977) - روز جهانی الکترونیک هواپیمایی (12 نوامبر)
22 آبان: اعلام مغایرت مشروطیت با مشروعیت توسط شیخ فضل الله نوری (1287)
23 آبان: منصرف کردن احمدشاه از انتقال پایتخت به اصفهان (1294) - روز جهاني ديابت (14 نوامبر)
24 آبان: روز کتاب، کتابخوانی و کتابدار - روز بزرگداشت علامه سید محمد حسین طباطبایی (1360)
25 آبان- تأسیس یونسکو (۱۳۲۴) - روز جهانی بردباری (16 نوامبر)
26 آبان: سالگرد آزادسازی سوسنگرد (1359) - روز جهانی بیماری های مزمن انسداد ریوی (17 نوامبر) - روز جهانی فلسفه (17 نوامبر)
27 آبان: مصاحبه خليل طهماسبي با مطبوعات پس از تصويب قانون معاف شدنش از مجازات (1331)
28 آبان: در پي رفع ممانعت شوروي، اعزام واحدها از تهران براي حل مسئله آذربايجان (1325) - روز جهانی مرد (19 نوامبر)
29 آبان: آغاز ساخت ایستگاه فضایی بین‌المللی در مدار زمین (1377)
30 آبان: ولادت حضرت عبدالعظیم حسنی (4 ربیع الثانی 173 ه.ق برابر با ۱۳ شهریور  ۱۶۸ خورشیدی) - نمایش دختر لر نخستین فیلم ناطق ایرانی (1312) - روز جهاني تلویزيون (21 نوامبر)

انارک نیوز - حضرت امام رضا (ع) در 11 ذی قعده 148 هجری (12 دی ماه 144 خورشیدی) و مصادف با سال وفات امام صادق (ع)) در شهر مدينه پا به دنيا گذاشت. پدرش امام موسی کاظم (ع) هفتمین امام و  مادر آن حضرت کنیزی به نام تکتم بود و بعد از ولادت حضرت رضا او را طاهره نامید. کنيه آن حضرت ابوالحسن و مشهورترين لقبش رضا (به معنای خشنودی می‌باشد) و دیگر از القاب مشهورش "عالم آل محمد" است. آن حضرت قامتی معتدل و ميانه داشت. در تابستان بر حصير و در زمستان بر پلاس بود. جامه خشن می پوشيد و چون در ميان مردم می آمد آن را زينت می داد. 
عمر آن حضرت در روز وفات پدرش که در سال 183 ﻫ.ق. به دست هارون عباسی به شهادت رسیدند، 35 سال بوده و آن حضرت پس از پدرش بيست سال در جهان زندگی کرد که اين مدت، روزگار امامت و خلافت آن حضرت است. در طول اين مدت آن حضرت ده سال حکومت هارون رشيد، سپس پنج سال بعد از‌ آن که مقارن با خلافت امین بود و دوران آرامش امام (ع) می باشد و پس از آن مامون به خلافت تکيه زد و بيست سال حکومت کرد. خطری که حکومت مامون را تهدید می‌کرد علویان بودند.
او نامه ای به حضرت رضا (ع) نگاشت و او را به خراسان دعوت کرد. امام نيز عذر و بهانه بسيار آورد اما وی همچنان به آن حضرت نامه می نگاشت و از آن حضرت خواستار آمدن می شد. تا آنجا که امام رضا (ع) دانست که چاره ای جز اين ندارد. پس با فرزندش ابوجعفر (امام نهم(ع)) که هفت سال داشت از مدينه رهسپار مرو شد.
مأمون، امام رضا(ع) را از مدينه به بصره، اهواز، فارس و از آنجا به نيشابور آورد.  وی  به هر شهری که قدم می گذاشت مردم آن شهر به سويش می آمدند و در خصوص مسايل دينی خود از وی پرسش می کردند و او نيز پاسخشان می داد و برای آنان احاديث بسياری از پدر و پدرانش، از علی (ع) و رسول خدا (ص) نقل مي کرد.
علی بن موسی الرضا (ع) چون به نيشابور قدم نهاد، حدیث سلسلة الذهب را نقل کرد: مرا پدرم موسی کاظم از پدرش جعفر صادق از پدرش محمد باقر از پدرش علی زين العابدين از پدرش حسين شهيد کربلا از پدرش علی بن ابی طالب حديث کرد که گفت: عزيزم و نور چشمانم رسول خدا (ص) می فرمايد: کلمه " لا اله الا الله " دژ من است. هر که آن را بگويد به دژ من وارد گشته است و آن که به دژ من وارد شده از عذاب من ايمن و آسوده است. او چند قدمی حرکت کرد و سپس برگشت و گفت: به شرط‌ های آن و من از جمله شرط‌ های آن هستم.
مأمون در مرو همراهان امام را در يک خانه و علی بن موسی  الرضا (ع) را در خانه ای ديگر جای داد و وی را مورد اکرام و بزرگداشت قرار داد. به آن حضرت پيشنهاد کرد که امارت و خلافت را بپذيرد. اما آن حضرت امتناع کرد و در اين باره گفت و گوهای بسيار در گرفت که حدود دو ماه طول کشيد. در تمام اين مدت امام رضا (ع) از پذيرش آن پيشنهاد سر باز مي زد.
پس بار ديگر يادداشتی به آن امام داد که: حال که از پذيرش آنچه بر شما پيشنهاد می شود امتناع می کنی پس بايد ولايت عهدی مرا بپذيری. امام (ع) به سختی از اين کار امنتاع کرد. مأمون آن حضرت را خصوصی پيش خود خواند و در خلوت که جز فضل بن سهل و آن دو کسی ديگر حضور نداشت به آن حضرت گفت: شما ناگزير بايد آنچه من خواسته ام بپذيری و من گريزی از آن ندازم.
امام رضا (ع) به وی گفت: من خواسته تو را مبنی بر ولی عهد کردن خودم می پذيرم بدان شرط که نه امر کنم و نه نهی. نه فتوا دهم و نه داوری کنم. نه کسی را منصوب و نه کسی  را معزول گردانم و هيچ چيزی را که برپاست تغيير ندهم. مأمون همه اين شرايط را پذيرفت.
مأمون به خط و انشای خويش عهدنامه ولايت عهدی  امام رضا (ع) را در هفتم ماه رمضان سال ۲۰۱  (13 فروردین ماه 196 خورشیدی) نوشت و بر آن نيز شاهد گرفت و امام رضا (ع) نيز به خط شريف خود بر اين عهد نامه نگاشت. آنگاه اين عهد نامه در جميع آفاق و در کعبه و ميان قبر رسول الله (ع) و منبر وی خوانده شد و خواص مأمون و بزرگان دانشمند بر آن شهادت دادند.
مأمون فرمان داد سکه ها را به نام آن حضرت ضرب کردند و بر آنها نام رضا (ع) بزنند و در هر شهری از ولايت عهدی حضرت رضا (ع) خطبه خواندند. امام رضا (ع) در پاسخ کسانی که علت پذیرفتن ولایت عهدی را از او می‌پرسیدند می‌گفت: من تحت فشار و اکراه این امر را پذیرفته ام.
چون عید (ظاهراً عید فطر سال ۲۰۱ه‍.ق) رسید مأمون از امام خواست تا نماز عید بخواند، اما امام بر مبنای شرایطی که در ابتدای ولایتعهدی با مأمون ذکر کرده بود از پذیرش اقامه نماز عید عذر خواست. مأمون اصرار کرد و امام ناچار قبول کرد و فرمود: پس من همچون رسول خدا (ص) به نماز خواهم رفت. مأمون نیز پذیرفت.
مردم انتظار داشتند که امام رضا (ع) همچون خلفا با آداب و رسوم خاصی از خانه خارج خواهد شد، اما شگفت زده دیدند که حضرت با پای برهنه در حالی که تکبیر می‌گوید به راه افتاد. امیران که با لباس رسمی و معمول این گونه مراسم آمده بودند، با دیدن این وضع، یکباره از اسبها فرود آمده و کفش ها را از پا درآوردند و با گریه و تکبیرگویان پشت سر امام به راه افتادند. امام در هر قدم که می‌رفت سه بار تکبیر می‌گفت.
فضل به مأمون گفت: اگر امام رضا (ع) بدین صورت به مصلّی برسد، مردم فریفته او می‌شوند، بهتر آن است که از او بخواهی برگردد. پس مأمون فردی را فرستاد و از امام خواست که برگردد. آن حضرت کفش خود را خواست، آن را به پا کرد و سوار بر مرکب شد و بازگشت.
مأمون بارها او را با پرسش درباره هر چيزی  می آزمود و امام به او پاسخ می داد و پاسخ وی کامل بود و به آياتی از قرآن مجيد تمثل می جست. مأمون دانشمندان ديگر اديان را جمع می کرد و آنگاه حضرت رضا (ع) را نيز احضار می کرد . آنان از امام پرسش می کردند و آن حضرت يکی پس از ديگری آنان را شکست می داد.
مأمون دخترش ام حبيبه را در آغاز سال ۲۰۲ به ازدواج وی در آورد.
دیگر بار شورش عباسیان در عراق برخاست. مأمون در سال ۲۰۲ ه‍.ق. از مرو رهسپار بغداد شد و ولیعهدش امام رضا (ع) و وزیرش فضل بن سهل ذوالریاستین همراه وی بودند. 
مامون انديشيد که جز با کشتن وزیر سیاستمدار و رییس سپاهش فضل و حضرت امام رضا (ع) نمی تواند مخالفان و انتقاد گران عباسی و شورشیان علوی را از مخالفت باز دارد. از اين رو فضل را در حمام سرخس از پای در آورد. چون به توس رسیدند، به امام رضا(ع) سمی خوراندند، بیماری آن حضرت بیش از چند روز نبود و در ۳۰ صفر سال ۲۰۳ ه‍.ق. (18 شهریور ماه 197 خورشیدی) وفات نمودند.
مأمون در پی  محمد بن جعفر و گروهی از اهل بيت و خاندان ابوطالب که در خراسان بودند، فرستاد. خبر مرگ امام (ع) را به ايشان داد و گريست و بسيار بی تابی کرد و جنازه آن حضرت را بديشان نشان داد. سپس دستور داد آن حضرت را غسل دهند و خود جنازه را برداشت به همين جايی که اکنون مدفن آن حضرت است، آوردند و به خاک سپرد  و در همان جا نيز قبر هارون الرشيد بود. قبر حضرت رضا (ع) پس روی هارون و در قبله او قرار گرفته است.
همسران: وی همسری به نام سبیکه داشت که از خاندان ماریه همسر پیامبر (ص) بوده است و مادر امام محمد تقی جواد (ع) می باشد و ام حبیبه دختر مامون که فرزندی برایش ذکر نشده است.
فرزندان: در شماره و اسامی فرزندان وی اختلاف است، پنج پسر و يک دختر به نامهای محمد (امام نهم(ع)) ، حسن، جعفر، ابراهيم، حسن و عايشه. یا چهار پسر و يک دختر و یا تنها فرزندش محمد بن علی جواد (ع) و یا دو پسر داشت که نام آنها محمد (ع) و موسی بود و یا دختر دیگری.

شاه عباس اول از اصفهان پياده به خراسان آمد و دستور داد گنبد و بارگاه آن حضرت را تذهيب کنند. کار تذهيب گنبد امام رضا (ع) در سال 1010 هجری شروع و در سال 1016 هجری پايان پذيرفت.


زادروز ایشان شنبه 12 دی ماه 144 خورشیدی یا 2 ژانویه 766 میلادی، ولایتعهدی شنبه 13 فروردین ماه 196 خورشیدی یا 2 آوریل 817 میلادی و شهادت شنبه 18 شهریور ماه 197 خورشیدی یا 9 سپتامبر 818 میلادی می باشد.

انارک نیوز - امام حسن (ع) فرزند امير مؤمنان حضرت علی بن ابيطالب (ع) و حضرت فاطمه زهرا (س) دختر پيامبر خدا (ص) است و در پانزدهم رمضان سال سوم هجرت (13 اسفندماه 3 خورشیدی) در مدينه تولد يافت. وي نخستين پسر این خاندان بود. رسول اکرم (ص) بلافاصله پس از ولادتش او را گرفت و در گوش چپش اقامه گفت. سپس برای او گوسفندی قربانی کرد، سرش را تراشيد و هم وزن موی سرش نقره به مستمندان داد و از آن هنگام آيين عقيقه و صدقه دادن به هم وزن موی سر نوزاد سنت شد. اين نوزاد را "حسن" نام داد و اين نام در جاهليت سابقه نداشت. کنيه او را ابومحمد نهاد و اين تنها کنيه اوست. لقب های او سبط، سيد، زکي و از همه معروفتر "مجتبي" اشاره به بخشندگی مي باشد. از اهل بیت و نیز پنج تن آل عبا (پیامبر (ص) حضرات علی و فاطمه و حسن و حسین (ع) را زیر عبای خود گرفت و آنها را اهل بیت نامیده و بیان داشت که اینها از هر گونه گناه و آلودگی پاک هستند) به شمار می‌آید. 
پيامبر اکرم (ص) به حسن و برادرش حسين علاقه خاصی داشت و بارها مي فرمود که حسن و حسين فرزندان منند و به پاس همين سخن علی به ساير فرزندان خود مي فرمود : "شما فرزندان من هستيد و حسن و حسين فرزندان پيغمبر خدايند ".
امام حسن (ع) کمی بیش از هفت سال  زمان جد بزرگوارش را درک نمود و در آغوش مهر آن حضرت به سر برد و پس از رحلت پيامبر (ص) که با رحلت حضرت فاطمه (س) دو ماه يا سه ماه بيشتر فاصله نداشت، تحت تربيت پدر بزرگوار خود قرار گرفت.
امام حسن (ع) از جهت منظر و اخلاق و پيکر و بزرگواری به رسول اکرم (ص) بسيار مانند بود. دارای رخساری سفيد آميخته به اندکی سرخي، چشمانی سياه، گونه ای هموار، محاسنی انبوه، گيسوانی مجعد و پر، گردنی سيمگون، اندامی متناسب، شانه اي عريض، استخوانی درشت، ميانی  باريک، قدی ميانه. سيمايی نمکين و چهره ای در شمار زيباترين و جذاب ترين چهره ها.
حسن به همراه فرزندان دیگر صحابیون نامدار محمد، مانند عبدالله بن زبیر و عبدالله بن عمر، در هنگام محاصره عثمان، در دفاع از وی شرکت داشته‌است. پس از به خلافت رسیدن پدرش امام علی(ع) و شروع جنگ‌های داخلی، او به کوفه فرستاده شد تا از بیعت مردم کوفه با حکومت پدرش اطمینان حاصل کرده و در صورت امکان، سپاهی از مردم آن شهر را برای حمایت لشکریان پدر در جنگ جمل فراهم آورد. او همچنین پدرش را در جنگ صفین یاری کرد.
امام حسن (ع) پس از شهادت پدر بزرگوار خود به امر خدا و طبق وصيت آن حضرت، به امامت رسيد و مقام خلافت را نيز اشغال کرد، بعد از مرگ پدر، عبیدالله بن عباس مردم را به بیعت با امام حسن (ع) فرا خواند. مردم با شوق و رغبت با امام حسن (ع) بيعت کردند. و اين روز، همان روز وفات پدرش، يعنی روز بيست و يکم رمضان سال چهلم از هجرت بود. نزديک به شش ماه به اداره امور مسلمين پرداخت. 
امام حسن (ع) در این مدت وقتی  طغيان و عصيان معاويه را در برابر خود ديد يا نامه هايی  او را به اطاعت و عدم توطئه و خونريزی فرا خواند ولی معاويه در جواب امام (ع) تنها به اين امر استدلال می کرد که: من درحکومت از تو با سابقه تر و در اين امر آزموده تر و به سال از تو بزرگترم ! گاه معاويه در نامه های  خود با اقرار به شايستگی امام حسن (ع) می نوشت: "پس از من خلافت از آن توست زيرا تو از هر کس بدان سزاوار تری". در اين مدت ، معاويه که دشمن سرسخت امام علی (ع) و خاندان او بود و سالها به طمع خلافت (در آغاز به بهانه خونخواهی عثمان) جنگيده بود، به عراق که مقر خلافت امام حسن (ع) بود لشکر کشيد و جنگ آغاز کرد.
 در مظلم ساباط، یکی از خوارج به نام جراح بن سنان اسدی در حالی که فریاد می‌کشید که تو همانند پدرت علی کافر شده‌ای، با خنجری به امام حسن (ع) حمله برد و رانش را زخمی کرد که از آن خون بسیاری رفت. بهر حال وضعی برای امام (ع ) پيش آمد که جز "صلح" با معاويه، راه حل ديگری نماند. امام حسن (ع) پيشنهاد صلح کرد. سرانجام پيشنهاد صلح معاويه مورد قبول امام حسن (ع) واقع شد، از شرط هايی که در قرار داد صلح آمده بود اينهاست: معاويه موظف است درميان مردم به کتاب و خدا و سنت رسول خدا (ص) و سيرت خلفای شايسته عمل کند و بعد از خود کسی را به عنوان خليفه تعيين ننمايد و مکری عليه امام حسن (ع) و اولاد علی (ع) و شيعيان آنها درهيچ جای کشور اسلامی نينديشد و نيز سب و لعن بر علی (ع) را موقوف دارد و ضرر و زيانی به هيج فرد مسلمانی نرساند. معاويه با افراد به کوفه آمد تا قرارداد صلح در حضور امام حسن (ع) اجرا شود و مسلمانان در جريان امر قرار گيرند.  امام حسن (ع ) پس از چند روزی آماده حرکت به مدينه شد. 
حسین ابن علی (ع) نیز در دوران حکومت معاویه صلح را بر جنگ برگزید و اگر امام حسن (ع) یا امام حسین با معاویه می‌جنگیدند کشته می‌شدند و برای اسلام کمترین سودی نمی‌بخشید و در برابر سیاست حق به جانبی معاویه که خود را صحابی و کاتب وحی و خال المؤمنین معرفی کرده و هر دسیسه را به کار می‌برد، تاثیری نداشت.
امام حسن (ع) پس از ده سال امامت، سر انجام در ۲۸ صفر سال پنجاهم هجری (10 فروردین ماه 49 خورشیدی) به تحريک معاويه بدست همسر خود (جعده ) مسموم و شهيد شد.
امام حسن (ع) وصیت کرده بود که در مسجدالنبی و در کنار قبر پدربزرگش حضرت محمد (ص) به خاک سپرده شود. اما عایشه و مروان بن حکم مانع شدند که امام حسین (ع) این کار را انجام دهد.  امام حسین (ع) به اتحادیه قریش (حلف الفضول) شکایت کرد و خواستار احقاق حقوق بنی هاشم در برابر بنی امیه گردید. چیزی نمانده بود که بر سر این مساله لشکرکشی آغاز شود. امام حسن (ع) وصیت کرده بود که در صورت مخالفت دیگران، می‌تواند در بقیع دفن شود.
محل دفن امام حسن (ع) مکانی زیارتی به خصوص برای شیعیان گردید و گنبدی بزرگ بر فراز آن ساخته شد. اما این گنبد دو بار توسط وهابیان در سالهای ۱۸۰۶ و ۱۹۲۷ میلادی تخریب گردید.
همسران امام (ع ) عبارتند از: ام بشیر دختر ابومسعود انصاری مادر زید و ام‌الحسن و ام‌الحسین، خوله دختر منظور بن ریان مادر حسن مثنی، ام الحق دختر طلحه بن عبيد الله  مادر حسین اترم و طلحه- حفصه دختر عبد الرحمن بن ابی بکر- هند دختر سهيل بن عمد و جعده دختر اشعث بن قيس. امّ اسحاق مادر فاطمه. کنیزی به نام نفیله مادر عمرو، قاسم و عبدالله که هر سه در کربلا در کنار امام حسین (ع) کشته شدند و کنیزی به نام صافیه مادر عبدالرحمن که عبدالرحمن با امام حسین (ع) از مدینه تا مکه همراه بود که با لباس احرام در ابواء از دنیا رفت و نتوانست در کربلا حاضر شود. 
فرزندان آن حضرت از دختر و پسر 15نفر بوده اند 8 پسر بنامهاي : زيد، حسن، عمرو، قاسم، عبدالله، عبدالرحمن، حسن اثرم و طلحه و دخترها بنام ام الحسن، ام الحسين، فاطمه، ام سلمه، رقيه، ام عبد الله (همسر امام سجّاد (ع)  و مادر امام محمّدباقر (ع))، و فاطمه. نسل او فقط از دو پسرش حسن و زيد باقی ماند.


زادروز ایشان آدینه 13 اسفندماه 3 خورشیدی یا 4 مارس 625 میلادی و شهادت چهارشنبه 10 فروردین ماه 49 خورشیدی یا 30 مارس 670 میلادی می باشد.

اصفهان؛ هدیه زاینده‌رود
اصفهان؛ هدیه زاینده‌رود

ایسنا/اصفهان همان‌طور که مصر را هدیه نیل دانسته‌اند، اصفهان نیز هدیه زاینده‌رود است.
شهر اصفهان در حاشیۀ کویرهای حوزه داخلی ایران، بخش مهمی از اعتبار و عظمت تاریخی، علمی، اقتصادی، هنری و سیاسی خود را مدیون زاینده‌رود و تداوم جریان و توزیع متناسب آن در سطح شهر است؛ چه اصفهان، بدون زاینده‌رود هرگز قادر نبوده به چنین ویژگی‌هایی که در مجموع آن را به نصف جهان موصوف نموده، نائل شود.

اصفهان به‌طور طبیعی از نظر عرض جغرافیایی تقریباً با شهرهای اردکان، میبد، یزد و ... هم‌عرض است، حتی شهرهای یزد و اردکان و میبد به ‌واسطۀ قرار گرفتن در پای ارتفاعات بلند شیرکوه و بارندگی متوسط سالانه ۱۸۰ میلی‌متر از اصفهان با متوسط طولانی‌ مدت حدود ۱۱۰ میلی‌متر به ‌مراتب دارای منابع آب زیرزمینی بیشتر و عملاً مرطوب‌تر هستند، اما آنچه اصفهان را به این آوازه در جهان رسانده تنها رودخانۀ زاینده‌رود است و بدون زاینده‌رود بهتر است گفته شود از نظر امکان زیست طبیعی چیزی در حدود شهرهای نائین، انارک و خور است.
(یکشنبه / ۲۰ مهر ۱۳۹۹ / ۰۸:۵۷)

مقالات دیگر...