امروز: چهارشنبه 25 تیر 1399 برابر با 15 جولای 2020

چهارشنبه, 26 شهریور 1393 10:04
بسیاری از ما بدون آنکه از خواص پیاز مطلع باشیم به صورت سنتی و مداوم کنار غذا آن را مصرف می‌کنیم غافل از اینکه پیاز اثرات درمانی زیادی مانند پیشگیری از سرطان، کنترل قند خون و نقش آنتی‌بیوتیکی قوی‌ای دارد.
به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران، متخصص تغذیه در مورد خواص پیاز و علت مصرف آن در کنار غذا گفت: پیاز از دیرباز در غذای ایرانیان چه به صورت سرخ‌کرده و چه به صورت خام وجود داشته و گفته می‌شود که از حدود 6 هزار سال پیش تاکنون به عنوان یک داروی سنتی مورد استفاده قرار می‌گرفته است.
وی با اشاره به اینکه پیاز سرشار از ترکیبات گوگردی است و قادر به متوقف کردن روند تغییر شکل سلول‌ها است افزود: به همین دلیل گفته می‌شود که این نوع ماده غذایی خطر ابتلا به سرطان از جمله سرطان سینه را تا حد زیادی کاهش می‌دهد و کسانی که با غذای خود کمی پیاز خام می‌خورند کمتر به سرطان مبتلا می‌شوند.

وی تصریح کرد: همچنین ماده‌ای به نام پروپیل‌سولفات در پیاز وجود دارد که از ابتلا به سرطان معده و روده جلوگیری می‌کند اما نباید فراموش کرد که پیاز خام تأثیر بیشتری نسبت به پیاز پخته شده بر سلامت بدن دارد. 

به گفته این متخصص تغذیه همچنین ترکیبات گوگرددار در پیاز عضلات صاف ریه را تحریک کرده و باعث باز شدن شریان‌های کوچک و نایژه می‌شود و برای همین به آن‌هایی که دچار سرماخوردگی می‌شوند مصرف پیاز به صورت خام یا در کنار غذا توصیه می‌شود.
ترکیبات گوگرددار در پیاز عضلات صاف ریه را تحریک کرده و باعث باز شدنشریان‌های کوچک و نایژه می‌شود و برای همین به آن‌هایی که دچارسرماخوردگی می‌شوند مصرف پیاز به صورت خام یا در کنار غذا توصیه می‌شود.
فرجی با تاکید بر اینکه پیاز در تنظیم قند خون نیز بسیار مۆثر است تصریح کرد: در پیاز ترکیباتی مانند یک نوع انسولین گیاهی وجود دارد که قند خون را تنظیم می‌کند. ولی نباید فراموش کرد که افرادی که دچار قند خون می‌شوند نباید بیش از حد پیاز مصرف کنند.
عضو انجمن علمی تغذیه ایران گفت: شاید جای سۆال باشد که چرا در کنار کباب یا غذاهای بین راهی پیاز خورده می‌شود اما جالب اینجاست که این ماده غذایی یک آنتی‌بیوتیک بسیار قوی بوده و در از بین بردن میکروب‌های مختلف نقش مۆثری دارد به همین جهت معمولاً در کنار غذاهای گوشتی و پرچرب و مهمان‌خانه‌های بین راهی توصیه می‌شود تا حتماً پیاز در کنار غذا به صورت خام خرده شود.
(کد خبر:۴۹۸۲۱۳۶ تاریخ انتشار: ۲۶ شهريور ۱۳۹۳ - ۰۳:۵۰)

دوشنبه, 24 شهریور 1393 10:42
سلامانه: یک جراح سرطان گفت: برای انواع سرطان به طور کلی ۱۰ نشانه وجود دارد اما سابقه سرطان در خانواده بسیار مهم است و به دردهایی که طولانی‌مدت ادامه می‌یابد و دلیل و منشأ مشخصی ندارند نیز باید توجه کرد.

  علی رحمانی در گفت‌وگو با فارس در مورد علائم سرطان‌ها، گفت: کاهش وزن سریع بدون ‌دلیل بدون داشتن رژیم غذایی و ورزش از نشانه سرطان است البته گاهی به دلیل پرکاری تیروئید هم ایجاد می شود که در هر دو صورت باید سریع به پزشک مراجعه کرد.

وی ادامه داد: احساس درد در برخی نواحی بدن مانند شکم یا لگن که از علائم سرطان تخمدان در زنان است، سیری زودرس یا نفخ کردن نیز حتی وقتی غذایی خورده نمی‌شود می‌تواند از علائم سرطان معده باشد.

این جراح سرطان گفت: در برخی از سرطان‌ها نیز نشانه‌های ظاهری بروز داده می‌شود مثلا تغییرات رنگ پوست به همراه خونریزی یا ورقه ورقه شدن پوست که از علائم سرطان پوست است.

رحمانی ادامه داد: وجود خون در مدفوع از نشانه‌های ابتلا به سرطان روده بزرگ است که نباید با بیماری بواسیر اشتباه گرفته شود. سرطان مثانه و کلیه نیز با مشاهده خون در ادرار، احساس درد و سوزش و افزایش ادرار تشخیص داده می‌شود.

وی افزود: سرفه‌های مکرر، بروز خلط خونی، سنگین شدن و احساس شدید درد در سینه از علائم سرطان ریه است و هر نوع زخم در دهان، گلو زبان که درمان نشود نیز از علائم سرطان دهان و گلو است.

این جراح سرطان گفت: تغییرات سینه در زنان و مردان از نشانه‌های سرطان سینه است قرمزی و ضخیم شدن پوست سینه، وجود جوش یا دانه‌ای روی پوست سینه که بیشتر از یک هفته باقی ماند تغییرات در نوک سینه، بروز ترشحات غیرعادی از علائم سرطان سینه است که باید جدی گرفته شود.

وی با اشاره به اینکه مشکل بلع غذا از علائم سرطان مری است، گفت: به طور کلی مشکلات مربوط به بلع و هضم غذا به صورت طولانی مدت از علائم سرطان‌های دستگاه گوارش است.

رحمانی اظهار کرد: با وجود تمام این علائم مردم باید بدانند که سابقه سرطان در خانواده در بروز سرطان بسیار موثر است و به دردهایی که طولانی مدت ادامه می‌یابد و دلیل و منشأ مشخصی ندارند نیز باید توجه کرد و به پزشک مراجعه کرد.

دوشنبه, 16 تیر 1393 00:00

ایران ویچ- واقعیت این است که یکی از اتفاقات وحشتناک در هنگام رانندگی، بریدن ترمز است. بیایید یاد بگیریم در این شرایط چه کاری از دست ما ساخته است:
راهکارهای پیشنهادی:
۱. عصبانی نشوید. از حرکت زیادی خودداری کنید. حرکت زیادی باعث می شود که شرایط را برای خود خطرناک تر سازید. پس زیاد مانور ندهید و سعی کنید حرکات کمی داشته باشید. کنترل اعصاب و جسمتان را در دست داشته باشید.
۲. پدال گاز را رها کنید و اگر کروزکنترل دارید، حتماً مطمئن شوید آن را خاموش کرده اید.
۳. بررسی رفتار پدال ترمز:
اگر پدال ترمز نرم است، ممکن است که روغن ترمز کم کرده اید یا سیلندر اصلی آن خراب شده باشد. در این حالت شاید بتوانید با چندبار فشار دادن ترمز، کنترل وسیله را بدست آورید. اگر پدال ترمز سفت است، سریعاً بررسی کنید که چیزی(مثل بطری آب) در زیر پدال گیر نکرده باشد. سعی کنید از پای خود و یا دیگر مسافران برای چک کردن این مورد استفاده کنید. از جاده چشم بر ندارید.
۴. پدال ترمز را فشار دهید: پدال ترمز را چندین بار پشت سرهم فشار دهید تا مقدار فشار لازم برای توقف اتومبیل را فراهم آورید. این کار ممکن است مدتی طول بکشد. حتی اگر سیستم ترمز اتومبیل شما از نوع ABS باشد، باز هم این کار را انجام دهید. چرا که ترمز ABS تنها زمانی فعال می شود که به شدت ترمز بگیرید. به هر حال به شدت و تا آخرین حد چندین بار پدال ترمز را فشار دهید.
۵. معکوس بکشید: به دنده پایین تر شیفت کنید. اگر اتومبیل شما اتومات است، آن را در حالت دستی قرار داده و دنده را ۱ یا ۲ کنید. اگر اتومبیل شما دنده دستی است، سعی کنید کم کم دنده را کم کنید. یعنی اول دنده را ۳ و پس از کمی حرکت و کم شدن سرعت، دنده را ۲ کنید. دقت کنید که بطور ناگهانی به دنده پایین (۱ و ۲) شیفت نکنید چون ممکن است کنترل اتومبیل را از دست بدهید.
۶. از ترمز دستی استفاده کنید: سعی کنید ترمز دستی را کم کم بکشید و سرعت اتومبیل را کاهش دهید. البته در نوع اتوماتیک، باید پدال ترمز اضطراری را کم کم فشار دهید. دقت کنید که به ناگهان ترمز دستی را تا انتها نکشید. زیرا چرخ های عقب اتومبیل قفل می کند و ممکن است کنترل اتومبیل را از دست بدهید. اگر احساس کردید که چرخ های عقب قفل شده و صدا می دهد، کمی ترمز دستی را رها کنید تا چرخ ها حرکت کند؛ سپس در همین نقطه ترمز دستی را نگه دارید تا به کاهش سرعت اتومبیل شما کمک کند و شما هم کنترل مناسبی روی وسیله نقلیه داشته باشید.
۷. چشمان خود را به جاده بدوزید: به چیزهایی که در جلوی شماست، نگاه کنید. از ترافیک سنگین و موانع خطرناک دوری کنید
۸. به دیگر راننده ها هشدار دهید: چراغ های خطر(فلاشرها) اتومبیل را روشن کنید. بوق بزنید و چراغ بزنید و به دیگر رانندگان اطلاع دهید که در چه وضعیتی هستید. چون آنها ممکن است متوجه وضعیت شما نشوند. شیشه ها را پایین داده و با سر و صدا به عابران پیاده و دیگر رانندگان در صورت لزوم هشدار دهید. هرچند که با پایین دادن شیشه ها،اصطکاک هوا نیز به توقف اتومبیل شما کمک می کند.
۹. از اصطکاک جاده استفاده کنید: اگر جاده پیش روی شما، دارای حاشیه است(مثل حاشیه های این شکلی |||||||| )، بر روی آنها حرکت کنید و فرمان را کمی به چپ و راست جابجا کنید تا در اثر اصطکاک سرعت شما کم شود. کار دیگری که می توانید انجام دهید، تغییر لاین از سمت چپ جاده به سمت راست و بالعکس می باشد تا سرعت شما در اثر اصطکاک کاهش یابد. البته این کار در سرعت بالا ممکن است باعث واژگونی اتومبیل شود. پس دقت کنید.
۱۰. از موانع محیطی استفاده کنید: اگر هیچکدام از روش های بالا موثر واقع نشد، و یا اگر مجبور بودید به سرعت توقف کنید، باید از موانع طبیعی بهره بگیرید. این کار به هیچ عنوان راه حل مناسبی نیست و کنترل اتومبیل را به شدت کاهش می دهد. اما اگر مجبور هستید، به عنوان آخرین راه حل از آن استفاده کنید:
الف: استفاده از عوارض زمین: به دنبال پستی و بلندی های جاده باشید. سرعت گیرها، دست اندازها، حاشیه های جاده همه می تواند در کاهش سرعت موثر باشد. اگر این موارد موثر واقع نشد، سعی کنید معکوس بکشید و با ترمز دستی سرعت را کاهش دهید.
ب: استفاده از کیسه های سیمان یا بشکه های آب: در برخی مواقع این نوع بازدارنده ها در جاده وجود دارند. تلاش کنید تا لاستیک اتومبیل را از بغل به آنها تماس دهید تا سرعت شما کاهش یابد. دقت کنید که با سر یا بدنه به آن برخورد نکنید. چرا که باعث رسیدن آسیب به اتومبیل و خود شما می شود. تا حد امکان لاستیک را با آنها تماس دهید.
۱۱. تماس با موانع کوچک مثل درختچه ها: موانعی همچون بوته ها و درختچه های کوچکتر از ۱ متر می تواند اتومبیل شما را متوقف سازند. همواره باید درختچه ها و بوته های کوچک را انتخاب کنید زیرا اگر طول آنها بزرگتر از ۱ متر باشد و یا خیلی محکم و استوار باشند، ممکن است با خطر مرگ مواجه شوید.
راهکارهایی اظطراری:
۱. برخورد با پشت اتومبیل های دیگر:اگرچه به عنوان اولین راه حل پیشنهاد نمی شود، اما برخورد به پشت دیگر اتومبیل های جاده، سرعت شما را کاهش می دهد. در این حالت اتومبیلی را انتخاب کنید که هم سرعت با شماست و از استحکام خوبی برخوردار است( البته ضربه زدن به اتومبیل هایی با سرعت کمتر، باعث توقف اتومبیل و کاهش سرعت شدید شما می شود). قبل از برخورد با بوق زدن آنها را متوجه خطر سازید. ضربه را به طور مستقیم وارد کنید و از زدن ضربه های کشیدنی و ظریف خودداری کنید. چرا که اگر از گوشه ضربه بزنید، باعث منحرف شدن هر دو اتومبیل از مسیر شده و وضعیت خطرناکی را خلق می کنید. تا جایی که می توانید سرعت شما باید آهسته باشد. شاید کیسه هوای اتومبیل شما خاموش باشد!
۲. یافتن مکانی مناسب برای ساییدن یا تصادف: جاده را بررسی کنید تا یک نقطه ایمن برای سایش پیدا کنید. اگر قادر نیستید تا اتومبیل خود را بطور کامل متوقف سازید، بدنبال یک محیط باز باشید؛ جایی که بتوانید بدون برخورد با چیزی به حرکت ادامه دهید.
۳. اگر تمام گزینه های ذکر شده در بالا موثر واقع نشد، بدنبال چیزی برای تصادف باشید. بهترین چیز پیدا کردن یک برآمدگی پرپشت است که با ساییدن به آن سرعت اتومبیل را تا نصف کاهش دهید. اگر این برآمدگی را پیدا نکردید، دنبال علف های پرپشت باشید و در طول آنها رانندگی کنید تا سرعت شما کاهش یابد.
۴. اگر هیچکدام از این موارد پیدا نشد، به خاکی بکشید. هرچند که جاده خاکی(شنی یا ماسه ای) ناپایدار است و سرعت شما را به شدت کاهش می دهد. پس مراقب باشید.
اگر به دنبال یک محیط ایمن می گردید، جدول ها را انتخاب کنید اما به چند نکته توجه داشته باشید:
جدول کم عمق را انتخاب کنید که پس از برخورد با آن دوباره به ترافیک باز نگردید
فرمان را سفت بگیرید زیرا در اثر برخورد، کنترل اتومبیل از دست شما خارج می شود
توصیه ها:
۱. تنها با تعویض لنت های ترمز در زمان مناسب و همچنین بازدید دوره ای سطح روغن ترمز، می توانید از بسیاری از این موارد دوری کنید. در واقع بهترین راه حل، بازدید به موقع سیستم کنترل و اهمیت دادن به تغییرات آن است.
۲. ترمز گرفتن در سرازیری: اگر در سرازیری حرکت می کنید، از گرفتن ترمز بیش از حد خودداری کنید. زیرا لنت های ترمز بیش از حد داغ می شود و سیستم ترمز از دست می رود. لذا اگر نیاز به ترمز دارید، کمی ترمز کنید، معکوس بکشید و ترمز را رها کنید؛ بعد از آنکه کمی جلوتر رفتید دوباره ترمز بگیرید و سرعت را کم کنید. هیچ وقت بصورت پیوسته ترمز را نگه ندارید. در سرازیری از معکوس کشیدن و ترمز دستی بیشتر استفاده کنید.
۳. اگر موتور اتومبیل در ترمز گیری به شما کمک نکرد و همچنان با همان سرعت به حرکت ادامه داد، اتومبیل را به مسیری رهنمایی کنید که موتور دود کند. دنده را هم خلاص کنید. هرچند این کار باعث آسیب رسیدن به موتور می شود، اما شما مشکل بزرگتری دارید.
۴. بسیاری از مشکلات سیستم ترمز در اثر گیر کردن چیزی در زیر پدال ها اتفاق میفتد. بطری های آب معدنی، اسباب بازی، لیوان و … . همیشه اتومبیل خود را تمیز نگاه دارید. از ریختن و قرار دادن وسایل بخصوص نزدیک به صندلی راننده اجتناب کنید. همیشه جایی برای قرار دادن وسایل مورد نیاز خود در نظر بگیرید. همانند سبدهای مخصوص نگهداری لیوان و بطری آب و تلفن همراه.
۵. در هنگام حرکت هرگز اتومبیل های دنده اتومات را در وضعیت (P) یعنی “پارک” قرار ندهید. این کار باعث قفل شدن خودکار فرمان می شود و دیگر قاد به کنترل وسیله نقلیه نخواهید بود.
۶. چراغ ترمز عقب علاوه بر نشان دادن اینکه شما در حال ترمز گرفتن هستید، نکته های دیگری را بازگو می کند. قبل از شروع به رانندگی حتماً این چراغ ها را کنترل کنید. اگر با گرفتن ترمز روشن می شوند، سیستم ترمز مشکلی نخواهد داشت. البته دقت کنید که اگر مجبور هستید به شدت ترمز را بگیرید تا این چراغ ها روشن شوند، نصف قدرت سیستم ترمز شما از دست رفته است. احتمالاً یا لنت های ترمز سایییده شده و یا روغن ترمز کم شده است. نکته بعدی در خصوص چراغ های ترمز این است که اگر در حین رانندگی به طور خودکار روشن شدند، نشان از وجود نقص در سیستم ترمز است. بنابراین کار عاقلانه، توقف اتومبیل در کم ترین زمان ممکن و در مکانی ایمن است.
۷. لنت ترمز خیس، قدرت ترمز گیری را به شدت کاهش می دهد. بنابراین در روزهای بارانی یا رد شدن از مکان های خیس، بهترین کار روشن کردن چراغ های عقب، حرکت با دنده سنگین و گرفتن ترمز کم می باشد. وقتی از منطقه خیس خارج شدید( و یا باران بند آمد) جهت خشک کردن لنت ها، کافی است تا کمی ترمز را فشار دهید( پدال را تا ته فشار ندهید. فقط کمی که آن را تا نزدیک نقطه ترمز گرفتن فشار دهید). این عمل را جند بار تکرار کنید و پدال را رها کنید تا لنت ها خشک شوند.
هشدارها:
۱. معکوس کشیدن نامناسب باعث صدمه زدن به موتور می شود. بخصوص اگر دنده عقب را جا بزنید. شما کاری را که لازم است باید انجام دهید؛ نه هر کاری را.
۲. هنگامیکه موفق به توقف اتومبیل شدید، تا زمانیکه مطمئن نشده اید که مشکل حل شده، به هیچ وجه دوباره شروع به حرکت نکنید.
۳. هرگز در هنگام رانندگی و ترمز گرفتن، اتومبیل را خاموش نکنید چرا که سیستم هیدرولیک و ترمز به موتور وابسته هستند. اگر اتومبیل را خاموش کنید، سیستم هیدرولیک قدرت پمپینگ ترمز را سه برابر افزایش می دهد. بنابراین در شرایط اظطرار، فقط سوئیچ را در حالت دوم(چرخش مرحله دوم سوئیچ) قرار دهید. بدین ترتیب سیستم تعلیق قفل نخواهد شد.

کد خبر : 1850994 تاریخ انتشار : ۱۵ تیر ۱۳۹۳

جمعه, 13 تیر 1393 00:00

زنجان- ایرنا- مدیر گروه بهداشت محیط استان زنجان، گفت: شهروندان از خرید هندوانه به شرط چاقو اجتناب کنند.
جمال ناصحی روز پنجشنبه در گفت و گو با خبرنگار ایرنا، افزود: همزمان با فصل گرما، فروش و خرید انواع میوه های رنگارنگ به ویژه هندوانه بیش از گذشته افزایش می یابد و در این میان لزوم توجه مردم به نکاتی اهمیت بسزایی دارد.
وی یادآورشد: خرید هندوانه به شرط چاقو هم اکنون بیش از گذشته در میادین و گذرگاههای شهری مشاهده می شود و این میوه آبدار و خوشرنگ مسافران و رهگذران را به دلیل گرمای هوا بیشتر به خود جذب می کند.
ناصحی افزود: بر خلاف تصور عموم، پوست هندوانه به دلیل تماس مستقیم با سطح زمین انواع میکروب ها و آلودگی ها را دارد و هنگام خرید هندوانه به شرط چاقو این میوه بدون شستشوی سطح آن برش داده شده و آلودگی های سطح آن به داخل میوه منتقل می شود.
وی تصریح کرد: علاوه بر آن برای آبیاری این نوع محصول از منابع فاضلاب استفاده می شود و این روند به مراتب آلودگی های میکروبی آن را افزایش می دهد. 
مدیر گروه بهداشت محیط استان زنجان، گفت: بسیاری از مردم پس از خرید هندوانه بدون شستن آن نسبت به برش و سپس مصرف اقدام می کنند که متاسفانه در این فرآیند آلودگیهای موجود در سطح پوست هندوانه مشکلات گوارشی و بیماری های اسهالی را در مصرف کنندگان ایجاد می کند.
وی، یادآورشد: بر این اساس به عموم مردم توصیه می شود پس از خرید هندوانه و قبل ازمصرف با مایع ظرفشویی نسبت به شستشوی آن اقدام کنند.
به گفته این مسوول هم اکنون یک مورد بیماری شدید اسهالی مشکوک در اثر مصرف هندوانه آلوده در زنجان گزارش شده است که توجه به این موضوع مهم بیش از گذشته ضروری به نظر می رسد. 
تاریخ خبر:12/04/1393 ساعت:10:26

یکشنبه, 31 فروردين 1393 12:53

 انارک نیوز 

متن سخنرانی مهندس حمید رحیم پور انارکی برای مردم شهرستان نائین که هرگز نگذاشتند یا نشد که در زمان رسمی تبلیغات انتخابات مجلس هشتم (اسفند 86) ایراد شود.

بسم الله الرحمن الرحیم

سخنم را با یاد و نام خداوند جان و خرد آغاز می کنم. من حمید رحیم پور انارکی مهندس برق از دانشگاه صنعتی اصفهان هستم و سال ها است هیچ مسئولیت دولتی را نپذیرفته ام و در بخش خصوصی به کار مشغولم. توجه داشته باشید پس از پایان سخنرانی هم جلسه پرسش و پاسخ خواهیم داشت.


کمترین انتظار از کسانی که وارد رقابت‌های انتخابانی می‌شوند، این است که یا منشأ فکر و اندیشه‌ای تازه و یا حامل و حامی تفکری رایج برای نظام تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری کشور باشند.
درد مردم را خوب می‌شناسم. همین حالا هم که وضع معیشتی زندگیم طوری ا‌ست که ماشین شخصی دارم، تا حدود زیادی از وسایل نقلیه عمومی استفاده می‌کنم تا در بطن جامعه باشم درددل‌های مردم را بشنوم. در حقیقت نمی‌خواهم بین من و جامعه‌ام فاصله‌ای باشد.
به نظرم مجلس نهادی ا‌ست که در حالی که سیاست‌های کلان کشور را تبیین می‌کند، بیشتر باید نگاهی تخصصی به مسائل داشته باشد پس به متخصص بیشتر نیاز دارد.
من در این سال‌ها کشورهائی را از نزدیک دیده‌ام. کشورهای فقیر یا ثروتمندی که باعث شده تجربیات خوبی داشته باشم و بتوانم کشور خودم را از نظر منابع معدنی و مالی با آنها مقایسه کنم. این تجربه می‌تواند به من کمک بسیاری کند تا دید بازتری داشته باشم و با مشکلات مالی آسان تر برخورد کنم.
اصلاً نمی‌خواهم تبلیغ کنم. من نیامده ام که هزینه کنم که به مجلس بروم چون اصلاً کیسه‌ای برای این کار ندوخته ام. فکر می‌کنم اسمم این قدر شناخته شده هست که اگر مردم بدانند در انتخابات شرکت کرده‌ام نیازی به تبلیغ نداشته باشم. اگر بخواهند به من رأی می‌دهند و اگر هم نخواهند رأی نمی‌دهند.
من همیشه به شهرم، منطقه ام و کشورم احساس تعلق خاصی داشته ام. حضورم در انتخابات به واسطه مشورت‌هایی بود که در یک‌ونیم سال گذشته با بسیاری از دوستانم داشتم. از ابتدا خیلی راغب به این کار نبودم اما بعد به این نتیجه رسیدم که حضورم می‌تواند موثر و مفید باشد.
شما کسی را می‌خواهید که بتواند مدافع حقوقتان باشد و نگاه جامع‌تری نسبت به اجتماع داشته باشد و شاید کسی که هیچ مسئولیت دولتی نداشته باشد ترسی هم از از دست دادن آن نخواهد داشت پس راحت تر از حقوق شما دفاع خواهد کرد.
مهم این است که نماینده مجلس این ظرفیت را داشته باشد که برای خود مشاورانی دلسوز و آگاه از سطح جامعه و نهادهای مدنی تدارک ببیند تا آن مشاوران تحولات را در تمامی عرصه‌های سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی رصد کرده و به آن نماینده اطلاع دهند تا وی نسبت به تحولات اشراف دقیق و روزآمد داشته باشد و به موقع عکس العمل یا عمل لازم را انجام دهد.
نباید فراموش کرد که وظیفه اصلی شخصی که به عنوان نماینده مردم در مجلس حضور می‌یابد، تدوین برنامه‌ها و قانون‌گذاری به شکل عام است و بنابراین باید دارای صلاحیت‌هایی چون دارابودن نگاه عمیق سیاسی و اجتماعی به مسایل کشور در سطحی ملی و جهانی باشد. در مجموع نماینده مردم در مجلس شورا باید فارغ از دغدغه‌های شخصی و صنفی، دارای دیدی عمیق و ژرف باشد و به همراه یک پشتوانه قوی سیاسی- اجتماعی در این صحنه حیاتی حضور یابد.
جایی که نماینده بدان راه یافته است، خواه‌ناخواه وظیفه‌ای سنگین در سطح ملی و بین‌المللی بر دوش او گذارده بنابراین توجه به مشکلات شهرستانی که به عنوان نماینده آن انتخاب شده است، تنها بخش کوچکی از کاری است که باید انجامش دهد. این البته بدان معنا نیست که کم توجه باشد به مسایل و دغدغه‌های موکل، به خصوص آنکه با اشرافی که به موضوعات مربوط به حوزه نمایندگی خود دارد، می‌تواند دیگر کمیسیون‌های مربوطه و کل نمایندگان را نسبت به موضوع توجیه کند.
اصلاً تصور کنید مجلسی را که افق دید تمام اعضایش فقط حل مشکلات و مسایل مربوط به خودشان باشد. هیچ کس نمی‌تواند بیشتر از آن چه می‌داند کاری انجام دهد.
دولت‌ها با مجالس شورا قانون‌ها را به وجود می‌آورند، اما اینکه آن را چگونه اجرا کنند و پلیس‌ها چگونه رفتار کنند به عواملی از جمله خلق ‌و ‌خوی عمومی مردم کشور بستگی دارد.
اگر اکثریت مردم به آزادی بیان علاقمند باشند، آزادی بیان وجود خواهد داشت، حتی اگر آن را غیرقانونی اعلام کنند. اگر مردم نسبت به اقلیت‌ها حس خوبی نداشته باشند، حتی در صورت حمایت قانون، آن‌ها سرکوب خواهند شد.
یک سیاستمدار اصلاح‌طلب، سیاستمداری است که اگر چه در اهداف، انقلابی می‌اندیشد اما در عمل و رفتار، واقعیت‌ها را درمی‌یابد و گاه برخی محافظه‌کاری‌ها را نیز چه بسا پذیرا می‌شود تا فاصله خویش از رفتارهای غیر قانونی و خشونت‌آمیز را حفظ کرده باشد.
قانون اساسی قانونی بشری است و نمی‌تواند بی‌عیب باشد و انسان همواره در حال تحول، تکامل و تجربه است ولی در همین قانون اداره کشور با آرای عمومی است.
دیدگاهم متفاوت است و با شیوه های مختلفی کار می کنم، ارتباطات گسترده ای دارم. در سطح اجرائی و مقامات دوستان متنفذی دارم که بی شک برای گسترش منطقه و رشد شهرستان به کمکمان خواهند آمد.
بیائید احساساتی نباشیم که به خویش و قوم خود رأی بدهیم یا به همشهری خود رأی بدهیم. بیائید روی منطق پیش برویم و هر نماینده ای که انتخاب می شود صاحب فکر و حرف حسابی باشد تا همه منتفع شویم.
ازانگیزه هایم فعال شدن گروه ها و تشکل های مردمی است. من یاور شما هستم. داشتن آب و نان و مسکن حق همه است. تشکیل و تحکیم خانواده حق همه ما است. نداشتن چشم انداز روشنی برای طبقه فقیر مشکل همه ما است. این حق شما است که حرف هایتان مستقیماً به گوش مسئولین برسد.
شهرستان نائین با جمعیتی حدود 55755 نفر (1.37% جمعیت استان) و نسبت تقریباً برابر زن و مرد با دو سوم جمعیت شهرنشین می باشد.
15643 نفر کمتر از 18 سال (28.1% جمعیت) ، 9985 نفر 18 تا 24 ساله و 5132 نفر 25 تا 29 ساله یعنی 15117 نفر 18تا 29 ساله (27.1% جمعیت)، 4004 نفر 30 تا 34 ساله و 3610 نفر 35 تا 39 ساله (7614 نفر 30 تا 39 ساله 13.7% جمعیت)، 10196 نفر 40 تا 59 ساله (18.3% جمعیت)، 5971 نفر 60 تا 79 ساله (10.7% جمعیت)، 1214 نفر سنین بالاتر (2.1% جمعیت) هستند.
جمعیت باسواد حدود 15919 خانوار یا 41790 نفر است.
مساحت شهرستان 35757.625 کیلومتر مربع (33.67% مساحت استان) و تراکم نسبی 1.5 نفر در هر کیلومتر مربع ( 4% تراکم استان) می باشد.
وسعت بیابان 39.6% استان (871750 هکتار) و وسعت شن زار 62.8% استان (626825 هکتار) می باشد.
دارای مرتع خوب 34250 هکتار (4.14% از مراتع استان) است.
رتبه سیزدهم در جذب سرمایه در استان (16 شهرستان ) را دارد.
اگر فکر می کنید با این اعداد و ارقام به همین وضع قانعید حرفی برای گفتن نیست اما اگر خواهان تغییر وضعیت موجود هستید به دیگر سخنانم توجه فرمائید.
انتقاد اقتصادی به سیستم و انتقاد به بیکاری ها دارم. با توجه به منابع عظیم نفتی، طبیعتاً «اقتصاد ما باید مبتنی بر نفت و غیرمتکی بدان باشد» در واقع ثروت نفت باید به عنوان استارت موتور اقتصاد ایران عمل نماید تا بتواند پویایی و تحرک لازم را در بخش صنعت و تولید که اساساً موتور اقتصاد ایران هستند به وجود آورد.
برخی را اعتقاد بر این است که با رهاسازی و عدم کنترل اجتماعی مداخله‌گرا و عرضه کالاها و خدمات به قیمت واقعی بازار و تخصیص بهینه عوامل و منابع تولید، سود بنگاه‌های تولیدی افزایش می‌یابد که به نوبه خود به انباشت سرمایه صاحبان این بنگاه‌ها و به تبع آن، افزایش ظرفیت‌های تولیدی منجر می‌شود. در نتیجه، تقاضا برای نیروی کار افزایش می‌یابد و با افزایش دستمزدهای نیروی کار، سرمایه انباشته شده مجدداً ریزش می‌کند و فقر کاهش می‌یابد.
مبنای استدلالی این سیاست‌ها این است که رشد اقتصادی نیازمند انباشت سرمایه است و فقرا دهان‌های بازی هستند که افزایش درآمد یا دستمزد آنها یا کمک‌های یارانه‌ای و رفاهی و افزایش قدرت خرید آنها به دلیل نیاز شدید به پس‌انداز منجر نمی‌شود. بنابراین باید با اجرای سیاست‌های تورمی، آنها را وادار به کاهش مصرف و کاهش تقاضا کرد. از طرف دیگر، افزایش درآمدها باید نصیب ثروتمندانی شود که به لحاظ نیازهای مصرفی اشباع شده‌اند و هرگونه درآمد اضافی آنان به معنای افزایش پس‌اندازها و در نتیجه انباشت سرمایه است. به عبارت دیگر،کار ویژه دولت در این گونه برنامه‌ها و سیاست‌ها، امکان‌پذیر ساختن انباشت هرچه بیشتر سرمایه برای صاحبان سرمایه است. لذا مکانیزم بازار و سیاست‌های اقتصاد کلان باید به‌گونه‌ای باشد که درآمد از قاعده هرم گروه‌های درآمدی به سمت قله هرم حرکت کند و پس از انباشت سرمایه، از طریق مکانیزم رخنه به پایین به واسطه سرمایه‌گذاری‌های تولیدی و ایجاد اشتغال صاحبان سرمایه، به‌ تدریج گروه‌های کم‌درآمد و فقیر از اشتغال و افزایش درآمد منتفع خواهند شد. به‌زعم این نظریه، رشد اقتصادی از طریق مکانیزم‌های بازار، خود‌به‌خود فقر و نابرابری‌های اجتماعی را از میان بر‌می‌دارد.
اکثر صاحب ‌نظران اقتصادی معتقدند که در طی اجرای این سیاست‌ها در دوره گذار اقتصادی تا تحقق یافتن رخنه به پایین، حداقل در کوتاه‌مدت فقر افزایش می‌یابد و فقرای جدیدی به وجود می‌آیند.
اگر متوسط جمعیت خانوار را در مناطق شهری 4.5 نفر در نظر بگیریم، در سال 1383، حدود 20 میلیون نفر از جمعیت کشور زیر خط فقر نسبی قرار داشته‌اند. همان‌طور که پیش‌بینی‌های سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی نشان می‌دهد، در سال 1388، جمعیت زیر خط فقر مطلق به 14.25 میلیون نفر افزایش خواهد یافت و جمعیت زیر خط فقر نسبی هم از 20.2 میلیون نفر در سال 83 به 22.85 میلیون نفر در سال 88 افزایش خواهد یافت.
با توجه به اینکه در طول این سال‌ها نرخ رشد جمعیت کاهش می‌یابد، دلایل این افزایش فقر را باید در سیاست‌های اقتصادی و اجتماعی دولت و بازار جست‌وجو کرد.
یکی از عمده‌ ترین دلایل گستردگی فقر در ایران نرخ بالای بیکاری است.
بررسی‌های انجام شده حاکی از آن است که %75 بیکاران عضو خانواده‌های فقیر هستند. در چنین شرایطی، رقم بالای تورم که بین 10 تا 15 درصد در نوسان بوده است، در کنار نبود سیاست‌های حمایتی کافی و پوشش تأمین‌اجتماعی، موجب سود بردن لایه‌های بالایی درآمدی و گسترش فقر و محرومیت و تبعیض و فشار بیشتر بر زندگی اقشار پایین به ویژه کارگران مزد بگیر، حقوق‌بگیران ثابت و کشاورزان فقیر شده است. گسترش نابرابری‌های اجتماعی در سال‌های اخیر به مهاجرت‌های ناشی از فقر دامن زده است.
قاچاق و اعتیاد به مواد مخدر نیز یکی از معضلات اجتماعی جدی است که به‌طور مستقیم و غیرمستقیم به فروپاشی روابط خانوادگی و اجتماعی بهنجار و آسیب‌پذیری جدی کودکان دامن می‌زند.
من می گویم تنها راه برون رفت از این وضعیت در این منطقه توسعه صنعتی و استفاده گسترده از معادن منطقه می باشد.
موج جدید را از طریق آزادیخواهی و سخنان تأئید آمیز شما می خواهم. اگر خواهان ادامه وضع موجود هستید من حرفی برای گفتن ندارم اما اگر خواهان تغییر در وضع موجود هستید که عموماً هستید حرف های من معترض، من منتقد به درد شما می خورد. قول می دهم میخکوب!؟ شوید.

سقف شریعت بر ستون معشیت بنا شده است (چون فقر از دری وارد شود دین از در دیگر خارج می شود).
حرف طرف مقابل، حرف مخالف شنیده شود و بعد هم بهترینش اجرائی شود.

 اصل شرافت انسانی و حرمت انسان غیر قابل تعرض است.

دروغگو دشمن خداست.

اعتراض به سیاست و اجتماع دارم که باید بتوانی حرف بزنی. تمایل به اینکه همه تلاش کنیم حرفی بزنیم، انتقادی بکنیم، ایرادی بگیریم، رهنمودی بگیریم تا از این همه یکی شکفته شود.
امر به معروف و نهی از منکر مشروط به تاثیر مثبت است و این موضوع در مسائل اجتماعی و سیاسی کنونی از پیچیدگی‌های بیشتری برخوردار است. کسی پیدا شده که حرف های شما را به بالائی ها برساند. چه نماینده بشوم و چه نشوم یادآور می شوم که وظیفه نماینده است که حداقل هر شش ماه یکبار به مردم گزارش دهد و این جور نباشد که فقط در نزدیکی های رأی دادن پیدایش شود.
چه خواهم کرد؟ شعار نمی دهم و دقیقاً نمی دانم چه می توانم بکنم ولی این مطالب در نظرم است: تقریباً بیکاری جوانان یا در شغل مناسب با تحصیل شان، نداشتن مسکن، کمبود آب، ازدواج و دردهای مردم و مسایل و مشکلاتی که از زبان شما گفته شد که در راه تحقق و حل آنها مشکلاتی هم وجود دارد اما وعده پیگیری و انجام را با سعی می دهم.

با توجه به موقعیت و میدان عمل می بینم چه می توان کرد و کدام را می توان زودتر انجام داد و کدام را دیرتر انجام داد.

تمام تلاشم را خواهم کرد و در خود می بینم تا حد زیادی آنها را پیش ببرم و بلکه با کمک شما بطور کامل به سرانجام مقصود برسانم.

انتظار از نماینده این که نماینده با مدیران می آید و وقت ندارد و اگر کسی مثلاً از فرماندار ناراحت باشد نمی تواند پیش او سخن بگوید و حرف زدن و انتقاد از او مشکل ساز می شود به گونه ای که دیگر کسی اعتراض نمی کند. تغییر این وضعیت در جهت مردم کار آسانی است.
انتظار و توقع دارم با هم ارتباط بیشتری داشته باشیم، مسائل و مشکلات را از زبان خودتلن بشنوم تا بشود با تلاش و پیگیری حل کرد. از قشرهای مختلف با من تماس بگیرند و مشکلاتشان را بگویند. هروقت که لازم است بخواهید تا من تنظیم بکنم و بیایم و در محل حل و فصل کنیم.
از نمایندگان قبلی کم و بیش تشکر می کنم و بهیچ وجه در تضاد قرار نمی گیرم و انتقاد نمی کیم. واقعاً نمایندگان قبلی به نحوی هر یک خصلت های مثبتی داشته اند و کارهائی مثبت کرده اند. مطالبی را پیش برده اند و من این سرنخ ها را اگر نماینده بشوم لابد اطلاعاتش را به من می دهند و من از آنها خواهم گرفت. هرچه را ناتمام گذاشته اند من پیگیری خواهم کردو تعصبی ندارم که راه هائی را که دیگران رفته اند من نباید بروم. هر کار خیری بخواهم بکنم با توجه به سابقه اش خواهد بود. این نماینده مسئله آب را جائی رسانده است و آن دیگری مسئله گاز را به جائی رسانده، دیگری صحبت از آوردن صنایع عظیم کرده است و آن دیگری ردیف بودجه ملی را گرفته است. این ها قدم های بزرگی است دستشان هم درد نکند.
خوش قلبی و خیرخواهی داشته اند و دارم. من هم اگر نماینده شوم احتمالاً قصوراتی خواهم داشت که با پیشنهادات و انتقادات شما کم خواهد شد و به چیزهائی که شما می خواهید نزدیکتر می شوم. به میان شما خواهم آمد و با شما صحبت خواهم کرد.
اگر همه ما که اینجا هستیم اختیارمان فقط دست یک نفر باشد و یک نفر مثل من گوینده باشد هرگز شما به مقصودتان نخواهید رسید. شما وقتی به مقصد خواهید رسید که همگی شما بتوانید در حد تخصص، دانش، توقعتان و توانتان نظرتان را ابراز نمائید و تصمیم گیرندگان بشنوند.
ممکن است در بین این سخنان اشتباهی هم باشد ولی چه بسا میان این همه اشتباه باز هم دو کلام حرف حساب باشد که کارگشا باشد.
اگر ما توقعمان را روی این بگذاریم که بایستی کار مردم انجام شود اولین آن این است که مردم بتوانند حرف بزنند و نظرشان را ابراز نمایند و با سانسور و خود سانسوری مواجه نباشند.
اجازه نخواهم داد اطرافیان افکارم را منحرف نمایند و هم زمان با مقامات دولتی کمتر حرکت خواهم کرد و وقتم در اختیار شما خواهد بود و بایستی میان کلیه افراد از جمله مخالفان نظرم هم بروم تا همگی حرف های هم را بشنویم و افکار شکوفا شود.
بایستی صحبت کردن با هم را یاد بگیریم و به افکار دیگران احترام بگذاریم. شنیدن و وسط حرف دیگران صحبت نکردن را بیاموزیم و قبل از گوش دادن تصمیم نگیریم.
معمولاً عادت کرده ایم گوینده باشیم تا شنونده و در شوراها وقتی سریع به نتیجه می رسیم که همگی غایب و فقط یک نفر حضور داشته باشد. روی مایه گذاشتن روی انتقاد و اعتراض تأکید می کنم. من نماینده ای خواهم بود که منتقد و معترض به پاره ای از سیاست ها هستم و توقع دارم که شما هم منتقد و معترض باشید. بخواهید و ببینید چه شد و چه نشد؟ پیگیری کارهایتان را بکنید، چه کارهائی شدیا نشد و قبل از چهار سال کلیه اخطارها را به من داده باشید، چه جاهائی قوی بوده ام؟ کجا را پیگیری نکرده ام؟ کجا سست بوده ام؟ حق هم ندارم دلخور و ناراحت شوم و به هر حال نماینده آن که حتی رأی هم نداده است هم هستم.
نماینده شهرستان نائین واقعاً بایستی نماینده شهرستان باشد، نماینده تمام ملت باشد نه نماینده دولت که فقط کارهای دولت پیش رود و من فقط جلوی شما سر خم خواهم کرد نه وزیر و وکیل.
نظارت بر مصرف منابع در شرکت های دولتی و ممیزی آنها باید صورت پذیرد تا منابع اتلاف نشوند. رفع بیکاری و سرمایه گذاری در صنایع، تسهیلات وام و اشتغال زائی از برنا مه هایم است.
وام دانشجوئی، کارآموزی مفید دانشجویان که واقعی نه کلیشه ای کا را یاد بگیرند و وضعیت عمرانی از دیگر برنامه هایم است. همه در برابر قانون برابرند و کسی به دلیل منصبش نمی تواند بگیر و ببند راه بیندازد و پاسخگوی اعمالش نباشد.
در رابطه با فقر و اعتیاد و مواد مخدر و این که اعتیاد بیماری است. آدم هائی بیمار بوده اند یا شده اند و به اعتیاد پناه برده اند و اگر پیشگیری های اجتماعی موثری می شد تا این حد گسترده نمی شد. باید نسبت به درمان اقداماتی شود که این مسئله ای ملی است که منطقه ای هم هست.
عوامل بوجود آورنده آن پیچیده است، اعتیاد، بیکاری، طلاق و .. و.. به هم وابسته اند و یک زنجیره به هم پیوسته هستند و هریک تشدید کننده دیگری است و آسیب های اجتماعی می باشند که من و تو و همه ما مقصریم.
بیماری بوده است و مشکلاتی داشته و شرایط هم مهیا بوده است و خودش هم سستی نشان داده است پس معتاد شده.البته شخص مسئول اعمالش است و شاید اگر من هم در آن شرایط و آن سن و آن محیط اجتماعی و آن مشکلات بودم من هم ای بسا می شدم. یا ژنش در من نبوده و یا بر محیط و مشکلات غلبه کرده ام و یا به نحو دیگری بیمار نشدم.
شاید هم به نحو دیگری مریض شده ام و خود نمی دانم.
به هرحال همه با هم مریض نمی شوند و توان افراد با هم تفاوت می کند.

منادی همبستگی ملی هستم. وقتی کسی نماینده شد دیگر خیلی برایش خور و نائین و جندق و انارک تفاوتی نمی کند که اولاً نماینده کل شهرستان می باشد و انگهی این می گنجد که از کل منابع ملی استفاده نماید.
یعنی ابتدا به ملت نگاه می کند و سپس به این گوشه ملت و تازه این را در رابطه با جهان می بیند. یک نماینده برگزیده باید بتواند در موضعی قرار گیرد که دید جهانی داشته باشد تا بتواند تعاملی با دیگر ممالک داشته باشد تا کلیه ارتباطات بهتر شود.
بتواند از امکانات دیگر کشورها استفاده نماید تا وضعیت مملکت بهتر شود و از تضادها، تنش ها و وضعیت های نه جنگ نه صلح بگریزد و به آن دامن نزند.
اولاً من بشری هستم که از اینجا برخاسته ام، که بیشتر به اینجا و این محیط متعلقم و در ایرانم که در جهانم و از سوئی دیگر ابتدا من یک بشرم که به کل جهان تعلق دارم و با جهان باید زیست کنم، محیط هم باید با جهان زیست کند، با ملت بایستی همنوائی، هم نواختی، هماهنگی و همکاری داشته باشیم و بعد در منطقه موثر باشم.
که خب آبت که جائی نمی رود، گازت که جائی نمی رود ما پیگیری می کنیم ولی یک مقدار به مسائل مملکت هم توجه داشته باش.
یعنی اینکه من نماینده فقط کارم این نیست که فقط به آب و نان منطقه برسم مملکت را باید با قواعد و قانون اداره کرد ولی مترقی و رو به پیشرفت و رو به جوامع جهانی بایستی داشته باشیم.
برای عبور از شرایط کنونی اقتصاد ایران که تورم همراه با رکود دو دهه‌ای در کارنامه خود دارد، مطالعه تجربه کشورهای امریکای; لاتین، چین و هند در زمینه رشد و تقویت سرمایه‌داری ملی برای اندیشمندان و سیاستگذاران اقتصادی لازم و ضروری است.
ما نبایستی که نظر به افغانستان و عراق و پاکستان داشته باشیم حتی ترکیه هم مورد نظر ما نیست. نظر به اروپا باید داشت. توسعه و تلاش، ابتکار و خلاقیت بایستی رو به اروپا و غرب باشد. رو به دنیای پیشرفته باید نگاه کنیم.
مردم نباید از ترقی و از چیزهای مدرن بترسند.
بایستی به سنت های خود بیندیشیم و چیزهائی را که به دلایلی سنت شده اند و مانده اند ولی حالا بایستی منسوخ شوند، بایستی زیرش بزنیم همانطور که شاهنشاهی تا قرن ها و هزاره ها مد شده بود و جا افتاده بود و سیستم بود. به وقتش تحول کردیم
ثمره نخست این انقلاب روی آوردن به صورت‌های قانونی و دموکراتیک بود، موضوعیت قانون اساسی و میزان شدن رای مردم دستاورد بزرگ نظامی بود که «جمهوریت» و «اسلامیت» را در پیوندهای هم‌سرشت با یکدیگر می‌دید. جمهوری هم بدون دموکراسی صوری است و دموکراسی یعنی اشخاص و نماینده هر ایل و طایفه بتواند بگوید می خواهم بیایم و نماینده شوم و جداسازی هم در حد امکان نشود. نه تنها انتخابات از دل این انقلاب برآمد، بلکه مبنا و مدار و دوام و استمرار آن هم قلمداد شد. منشأ قدرت مردم شدند و دروازه سرنوشت ملت بر پایه حق حاکمیت او چرخید.
اصلاحات در کجا شکل گرفت؟ در ادامه انقلاب و برای پیگیری آرمان‌های نخست آن یعنی در آنجا که احساس می‌شد در راه نیل به این آرمان‌ها موانع و یا حداقل کاستی‌ها و کندی‌هایی به وجود آمده است.
انشاا.. مشکلی هم در تأئید صلاحیت ها نبوده است و نیست و در سلامت برگزاری انتخابات سالم هم انشاا.. به یاری خداوند مشکلی نخواهد بود و شمارش آرا درست خواهد بود و اظهار تأسف از اینکه تعدادی از نامزدها حذف شده اند و ای کاش ساز و کاری بود که اینها را مردم می توانستند حذف کنند و مردم این قدر آگاهی دارند که سره را از ناسره تا حدودی تشخیص دهند حتی اگر همه جا به دقت هم نتوانند. به هر حال قوانینی وجود دارد که اجرا می شود و تا این قانون هست همه باید اجرا کنیم.
نماینده نباید بدون توجه به قابلیت ها و شناخت مدیران را عوض نماید تا مجبور شود در زمان کوتاهی چند نفر را عوض نماید و صرفاً به دلیل این که افکارش یا رأیش مخالف است آنها را عوض نماید.
نماینده باید بتواند جهانی فکر کند. ضعف مفرط ایران در رویارویی با استعمار و قدرت‌های اروپایی باعث جدا شدن پاره‌ای از سرزمین‌ها - در قفقاز و ماوراءالنهر و بخش‌هایی از افغانستان- شد. پدیده‌ای که در طول تاریخ و در دوره‌های فترت ایران بارها اتفاق افتاده بود، اما هیچ‌گاه منجر به پیدایش کشورها و ملت‌هایی با هویت جدید، آن هم در برابر هویت ایرانی نشده بود، که این بار چنین شد.
یک مسئله قابل توجه دیگر این است که در عصر جدید در جوار ایران و در بیشتر موارد درون ایران زمین تاریخی، سرزمین‌هایی به عنوان کشور و محل زیست ملت‌های جدیدالولاده و نوظهور با نام‌های جدید پدید آمده‌اند که تقریباً هیچ یک به عنوان کشور و ملت بیش از صد سال تاریخ ندارند. دولت‌های اینگونه کشورها در پروژه‌های ملت‌سازانه خویش به شدت به تاریخ احساس نیاز می‌کنند. در میان مؤلفه‌های سازنده ملت هیچ یک مهم‌تر و مؤثرتر و بنیادی‌تر از تاریخ و خاطره‌های مشترک تاریخی و میراث فرهنگی نیستند. کشورهای نوظهور هر یک به دنبال سهم خود از مواریث مشترک منطقه هستند. میراثی که بخش عظیمی از آن تا گذشته ‌های نه چندان دور به عنوان میراث تاریخی ایران و ایرانی به شمار می‌آمد و تعریف می‌شد.
اینک ما چه بخواهیم و چه نخواهیم با جنگ و جدالی بر سر تاریخ و در تارخ روبه‌روایم. هر کس به گونه‌ای در تلاش است تاریخ را به نفع خود تفسیر و تسخیر کرده و بر آن فرمان براند. اگر تاریخ را به گونه یک سرزمین فرض کنیم می‌توان گفت که هم‌اکنون میان ملت‌ها و دولت‌ها بر سر فرمانروایی بر آن جنگ و جدالی تمام عیار در جریان است.
گویی جریان موسوم به جهانی شدن نیز به تندترشدن آتش آن- دست کم در منطقه ما- انجامیده است. اینک ما درباره ایران نه با تجزیه جغرافیایی که پیش و بیش از آن با تجزیه تاریخی رو در روایم. در بسیاری از فیلم‌ها، رمان‌ها و دیگر محصولات فرهنگی و هنری غربی- آمریکایی، این غرب است که به عنوان محور تاریخ جهانی معرفی می‌شود و دیگران حول محور او به گردش در می‌آیند و معنای هستی خود را از او می‌گیرند.
پیداست که ایران برای رویارویی با چالش‌های بنیان‌کنی که هویت و هستی تاریخی‌اش را تهدید می‌کنند به ابزار و فنون جدید نیازمند است. از جمله مهمترین چیزهایی که ایران به آن نیازمند است علوم تاریخی زنده، پویا، هشیاری، آگاهی و توجه عمومی جدی همه ایرانیان به میراث در معرض تهدید و غارت تاریخی خویش است.
از یاد نبریم که گذشته چون غولی است که اگر ما بر شانه‌های او نشستیم به همان اندازه بزرگ و نیرومند می‌شویم و اما اگر او بر شانه‌های ما نشست ما را زیر نیروی سهمگین خویش نیست و نابود می‌کند. نیز بیندیشیم و بدانیم آنان که بر تاریخ (گذشته) حکم می‌رانند فرمانروایان اکنون و آینده‌اند! اگر ما خود را در تاریخ و جغرافیای جهان کنونی و آینده تعریف نکنیم دیگران ما را به مقتضای منافع و اهداف خود تعریف خواهند کرد.
در روزگار ما تجزیه کشورها از تاریخ آغاز می‌شود و به جغرافیا می‌انجامد.
باید در ارتباطمان با افکار عمومی غربی کاملاً شفاف و عقلائی عمل کنیم. ملت‌های غربی را نمی‌توان با ایراد سخنرانی ایدئولوژیک که چانه‌زنی بر نمی‌تابد و همین‌طور با تمرکز بر عقیده، عاطفه و فراموش کردن عقل و منطق جذب کرد.
آمریکا بیشترین ادعاها را علیه کلیت سیاست خارجی ایران مطرح می کند و بر 4 ایراد خود به جمهوری اسلامی ایران پای خواهند فشرد.این ایرادها عبارتند از:
* دستیابی به سلاح‌های هسته‌ای، حمایت از تروریسم جهانی، نقض حقوق بشر و خرابکاری در روند صلح اعراب و اسرائیل. امریکا برای هیچ یک از این چهار اتهام دلیل و سند محکمه‌پسندی ارائه نمی‌دهد.
جمعیت جوان چه می خواهد، چه انتظاراتی دارد؟ جمعیت جوان هیچ قابل مقایسه با گذشته و حتی بیست سال قبل نیست. فرزندی که در برابر پدر و مادر مودب می‌نشست و از حرف‌زدن و دخالت خودداری می‌کرد و منتظر اشاره پدر و مادر بود، با فرزند امروز که اطلاعات بسیار دارد و از رسانه‌های داخل و خارج استفاده می‌کند و انگیزه‌های فراوان بشری در او زنده و بیدار شده و طالب و تشنه رسیدن به مقاصد است و خود را رها و آزاد احساس می‌کند، بسیار متفاوت است.
وقتی از دانشجویان می‌پرسی برای چه به دانشگاه می‌روید، دانشجویان خیلی بی‌انگیزه و بی‌تفاوت هستند. عشق و علاقه‌ای که مثلاً زمانی که من به دانشگاه می‌رفتم وجود داشت را کمتر می‌توان دید.
من می‌بینم که فرد دانشجوست، بزرگ شده اما به واقع فرصت رشد عالی را پیدا نکرده است.

دل‌گویه های یک جوان ایرانی را برایتان می گویم. "وقتی سخن از انتظارات و مطالبات جوان امروزی جامعه ما به میان می‌آید شاید آنچه که بیش از هر چیز دیگری به ذهن خود او و یا مسئولین و متولیان امر، متبادر می‌شود اموراتی همچون اشتغال، ازدواج، مسکن و امثالهم می باشد. اما در ورای تمامی اینها که هیچ عقل سلیمی منکر اهمیت یا اولویتشان نمی‌گردد، و البته در تمامی این کره خاکی نیز به نوعی جزء دغدغه‌ها و برنامه‌های اصلی سیاستمداران و گردانندگان عرصه اقتصادی و اجتماعی کشورها می‌باشند، مطلبی هست که چندان عجیب نیست اگر آن را ریشه تمامی معضلات و مشکلات یاد شده قلمداد کنیم. آری قیم‌مآبی و آن هم در کثیف‌ترین و منزجرکننده‌ترین شکل خود یعنی استفاده ابزاری و شعاری و تبلیغاتی از جوان، بی‌شک آزاردهنده‌ترین مسئله‌ای است که جوان اصیل ایرانی حتی به قیمت نبود شرایط ازدواج و اشتغال و ... حاضر به پذیرفتن و تن در دادن به آن نمی‌باشد.
همان جوانی که وقتی صحبت از میدان دادن یا مسئولیت‌پذیری او به میان می‌آید نه تنها موجودی ارزشمند و قابل توجه نیست بلکه به رذائلی همچون احساساتی بودن، اعمال انفعالی، هواهای جوانی، غرور کاذب و ... متهم می‌شود.جای بسی تعجب است که همین جوان و با همین مختصات، بهانه و سرفصل تمامی شعارها و تبلیغات و برنامه‌های تشنگان قدرت و ثروت قرار می‌گیرد. و در این قالب ناگهان او بدل می‌شود به موجودی مملو از نشاط و شادابی جوانی، انرژی‌های سرشار و مثبت و پویا، دارای ذهنی خلاق و مبتکر و به‌طور کلی موجودی نازنین و دوست داشتنی.
و به راستی چه نیکو شترمرغی است این جوان ایرانی در دست دلسوزانش!!!
آری من یک جوان ایرانی هستم. من نه اشتغال می‌خواهم، نه ازدواج، نه مسکن. قبل از همه اینها می‌خواهم: مرا پله نردبان آمال و آرزوهای خود قرار ندهید."
اما ای جوان من می گویم هم اشتغال، هم ازدواج، هم مسکن و هم استفاده نکردن ابزاری از شما همه با هم حق شما است.
زنان می‌توانند نقش مهمی در روند توسعه، در کار و تولید، در نظم و ثبات و در پیشرفت جامعه داشته باشند. البته سطح اقتصادی جامعه هم به ایجاد شرایط بهتر برای زنان کمک می‌کند. دو موضوع مهم دیگر- یکی آموزش و مهارت و دیگری اشتغال و درآمد- نیز به رشد شخصیت زنان، کسب هویت و رهایی آنان یاری می‌رساند، و همین مسائل است که توسعه را به وجود می‌آورد.
به زنان اجازه داده شود خودشان فعال شوند. این نوع نگاه به زن بستگی به سطح توسعه صنعتی جامعه دارد که اگر بالا باشد، به زن نیز به عنوان نیرویی فعال و کارگزار نگاه می‌شود و زن به جای منفعل بودن، عامل اصلی تلقی می‌شود.
با بی‌توجهی به رشد زنان، آنان را از چرخه کار و تولید خارج می‌کنیم، در حالی که این برای جامعه در حال توسعه اولویت دارد. ما باید بتوانیم شرایط و زمینه‌ای را فراهم کنیم که توانایی‌های زنان به بار بنشیند.
در جامعه سنتی همیشه به زن القا شده که تو ضعیف هستی، تو تابعی، تو باید اطاعت کنی، تو نقش فرودستی در این ساختار اجتماعی داری، و وظیفه تو بچه‌داری و خانه‌داری و آشپزی است.
حتی زمانی که زن تخصص و مهارت دارد، نمی‌تواند کار تخصصی‌اش را انجام دهد و شغل دیگری به او می‌دهند که در نتیجه آن، تقسیم کار اجتماعی آسیب می‌بیند.
در نگاه کنترلی به زن، او فردی تابع تصور می‌شود که نمی‌تواند بزرگ شود و برای خودش تصمیم بگیرد زیرا عقل ناقصی دارد. توانایی‌های زنان خدشه‌دار می‌شود. اینکه می‌گویند طبیعت زن این است که ضعیف و لطیف باشد، در حالی که ظرافت‌ها و لطافت‌های زن به معنای ضعیف بودن او نیست. اگر اجازه بدهیم زن آموزش ببیند، مهارت کسب کند و شرایط برابر با مردان داشته باشد، آن وقت می‌بینیم در خیلی از حوزه‌هایی که گفته می‌شود کار زن نیست، زنان توانایی‌هایی از خود نشان می‌دهند ای بسا بیشتر از مردان.
اشتغال و به رسمیت شناختن حق مالکیت زن، همراه با آموزش و کسب مهارت زنان، مسائلی است که به آنها توجه نمی‌شود.
اصل شکوفایی انسان‌هاست. زنان چه ‌بسا از جنبه‌هایی می‌توانند نقش مهم‌تر از مردان در فرآیند توسعه ایفا کنند.
مردان با ذهنیت‌های کاملاً نادرستی با زنان برخورد می‌کنند. سکوت زنان بر این برخوردها می‌افزاید.
امنیت در جامعه برای زنان دغدغه اصلی است، آرامش ندارند و به چشم حقارت به آنها نگاه می شود که مشکل فرهنگی است. امکانات برایشان مهیا نیست.
روی تعریف و تمجید از تحصیلات و تحصیل کرده ها و جذب قشر دانشجو تاکید می کنم. قشر جوان ما که در این زمانه به هر حال به هر طریق وارد دانشگاه ها می شوند با مسائل جدیدی آشنا می شوند. افق های جدیدتری را جلوی خود می بینند و ممکن است در تضادهائی با محیط و پدر ومادر خود قرار گیرند که انعکاساتی دارد. اما باید دانست که آنها فرهیخته ترین جوانان ما هستند. کسانی هستند که بی گدار به آب نمی زنند. نپخته و نخواسته و یا با تعریف حرفی نمی زنند. بنابراین آنها بایدبیشتر میدانداری کنند و در وسط میدان باشند.
پیام رسان باشند، پیام ده باشند و اجتماعاتی را برای آنها داشته باشیم مانند باشگاه جوانان که بتوانند ایده های خود را بگویند و سرگرم باشند.
به باشگاه ها و کلوپ های ورزشی برای جوانان می پردازم. باید سالنی باشدکه شب جوانان دور هم جمع شوند و مقالاتی را بخوانند، نظریاتی را مطرح کنند و نقد و تفسیر نمایند. هنری باشد و قابلیت نقد. صاحب اختیاری باشد ولی دخالت بیجا نباشد.
برخوردهای آزادانه باشد و بدون ترس و وحشت حرف های خود را بزنند حتی اگر به نظر ما خطا باشد، حتی اگر اشتباه کنند و در این اشتباهات است که پخته می شوند. ما الان در مملکتمان جوّی را فراهم کرده ایم که چهار نفر روراست نمی توانند با هم حرف بزنند. عده ای با ماسکی و ریائی و تظاهری ابراز وجود می کنند و بعداً هرکدام هر کار دلشان خواست می کنند فارغ از هر حرفی که زده اند و قول و قراری که با هر کسی گذاشته اند و این سالوس و نیرنگ و ریا است که باید با برخوردهای بین همی خیلی عمیق برطرف شود و این فقط در یک محیط آزاد تحقق می یابد.
انسان‌ها سرمایه‌اند. آنها هم یاری‌رسان به توسعه و هم هدف توسعه‌اند.
جذب قشر تحصیل کرده وظیفه همه ما است. بایستی نالید از این که پس از سی سال از گذشت انقلاب هنوز ارزش تحصیلات و تخصص ها آن طور که باید شناخته شده نیست. بعضی وقت ها می بینیم کسی که نه تجربه دارد و نه تحصیلات عالی و نه تخصصی، پست و مقامی را اشغال می کند که بعداً معلوم می شود کارآئی ندارد. سپس تقصیر عملکرد بدش را به شانس و وضع هوا و زمین و دیگران می اندازد.
در حالی که این همه جوان که تخصص و تحصیل و تجربه را دارند ما آنها را از تخصص و تحصیل شان منفک می کنیم و به کارهای نامربوط دیگر می فرستیم و به جای دیگر.
یعنی هر چه خرج کرده ایم به هدر می دهیم و کسی را می گذاریم که باید به شانس و غیب و دیگر چیزها تکیه کند و در واقع با راندمان بسیار کمی از تحصیلات استفاده می کنیم. باید این نگاه را تقویت کنیم که دیگر دنیا تخصصی شده و ما هم باید بیشتر روی تخصص ها کار کنیم.
کسی می تواند پزشکی کند که پزشکی خوانده باشدو گذشت آن دوران حکیم باشی ها و این قضایا. کسی می تواند مهندسی کند و روی توسعه صنعتی و مهندسی ژنتیک و مهندسی اجتماع و مهندسی گام به گام ، مهندسی معکوس و هزاران نوع مهندسی دیگر کار کند که مهندسی را خوانده باشد و تجاربش را به دست آورده باشد. مطمئن باشید به این سادگی ها به این ها نمی توان مفتی گفت بروید پی کارتان.
بایستی این ها را جذب کنیم و به آنها بها دهیم. ما این همه تحصیل کرده و پروفسور در مملکت داریم و در منطقه خودمان هم، اما چقدر برای آنها مشغولیت درست کرده ایم. خب اینها امکانات توسعه ای هستند که باید استفاده کرد. این ها بزرگترین سرمایه های ما هستند. این ها سرمایه های ماندگار هستند که جهان می خواهد آنها را از ما بقاپد.
باید کارگاه ها و کارخانه ها و تأسیسات را راه بیندازیم و برای آنها متخصص مربوطه را هم بیاوریم. و اگر از روش های سنتی و قدیمی استفاده کنیم کم راندمان خواهد بود و آخرش هم چیزی جز تعطیلی و ورشکستگی نخواهد بود. تاکید می کنم بایستی روی تحصیلکرده بنا را بگذاریم و همبستگی ها را بیشتر کنیم. فلانی در خور است و برای آنجا کار می کند و دیگری در نائین است و برای آنجا کار می کند. ما همه در یک شهرستانیم و همه باید برای شهرستان کار نمائیم.
دیدید وقتی توانستیم مردم و شورای خور و انارک با هم باشیم و تومار بنویسیم که ما آب می خواهیم و بایستی آبرسانی به مقداری باشد که به هر دو برسد قطر لوله را زیاد کردند. در رابطه با راه و گاز هم مشکل داریم و نیاز داریم. خواستن توانستن است.
اگر خود انارک بود آبی و گازی در کار نبود. خور برای کارخانه پتاس گاز می خواهد به انارک هم می رسد.
پس یک شهرستانیم و اگر باهم شکوفا شود به درد می خورد و افتخار می کنیم. اگر فقط مرکز شهرستان رشد کند برای ما خوب نیست و ننگ است. وقتی با هم رشد کنیم خوب است و بایستی همه با هم فکر کنیم چطور می توانیم شهرستان مان را رونق دهیم.
همه جزو یک شهرستانیم و همه باید تلاش کنیم که همه با هم پیشرفت کنیم و مثلاً اگر خور رشد کند و جندق رشد نکند هر روز اختلاف بیشتر می شود. باید با هم باشیم و بنشینیم و همه فکر کنیم که چطور همه با هم برویم بالا و پله های ترقی را طی کنیم.
این را باید انجام دهیم و بایستی استاندارد زندگی را در همه شهرستان ارتقا دهیم و در همه مملکت این کار را بکنیم تا دیگر غصه اقواممان را در دیگر نقاط نخوریم که بیکارند یا در رفاه نیستند.
اگر واقعاً نمی توان این کار را کرد و خور و نائین با هم مشکل دارند بهتر است دو شهرستان شوند ولی تا یک شهرستان هستند بایستی همبستگی باشد.
اگر نماینده به این برسد و به آن نرسد بایستی دو نماینده داشته باشد ولی حالا که یک نماینده دارد بایستی به همه جا برسد تا این اختلاف از بین برود و گرنه خور بایستی به سمتی برود و نائین به سمتی دیگر.اگر قرار است در یک شهرستان با هم زندگی کنیم بیائید با هم کار کنیم. نائینی ها اگر بگویند نائین و خوری ها اگر بگویند خور ما می گوئیم ما مانند یک درختیم که اگر شاخه ها را خشک نمائیم تنه درخت خشک می شود و اگر تنه را خشک نمائیم باز شاخه ها و درخت خشک می شود. پس انارکی و خوری و جندقی و نائینی نداریم و شهرستان مان باید پیشرفت کند و بایستی همبستگی داشته باشیم.
مردم صاحب حق هستند چه دانسته رأی بدهند چه ندانسته. نمایندگی تکلیفی است که به گردن من گذاشته می شود تا نماینده شما باشم، خدمتگزار شما شوم و این وظیفه من است و منتّی هم نخواهم داشت. دیگر نمایندگان را هم به شهرستان خواهم آورد تا از نزدیک مشکلات شما را ببینند. برای شما وقت می گذارم. با شما خواهم بود و در میان شما خواهم بود. مدیران عالی رتبه را هم به میان شما خواهم فرستاد.
تا حالا عموماً از بچگی که یادمان می آید تا حالا، نماینده جماعت با افراد و قشر خاصی سر و کار دارد و یک پیرامونی مشخصی دارند که اینها کارچرخان او هستند و راهبرش هستند و ارتباطش هستند. خیلی هم به بقیه بهائی نمی دهند. وقتی هم فلان نماینده می خواهد بیاید و تو هم به گونه ای خبر می شوی که دارد می آید یا آمده خانه فلان آقا یا فلان جا، جلسه ای است و هیشکی هم به تو نگفته. نمی دانی بروی یا نروی. اگر هم بروی در چه حد می توانی بگوئی و این اهانتی به شعور افراد می باشد.
من جلساتی عمومی خواهم داشت با اطلاع قبلی و فکر می کنم سیستم باید این جوری باشد که نماینده اولاً بیشتر به حوزه خود سر بزند. ثانیاً با اطلاع قبلی هم سر بزند.
مسئولین منطقه را هم خبر کند، از طریق مقامات محلی قبلاً حضور خود را به اطلاع برساند تا دیگران با اطلاع باشند، از پیش فکر و اندیشه ای کرده باشند تا بتوانند نماینده را به صلاّبه بکشند که تو یک ماه، یک سال یا فلان قدر وقت گذشته و توقع مان این بوده و بر آن بوده، اشکال کجا بوده که پیش نرفته و این جور نباشد که چهار تا آدم خاص پچ پچ کنند و در گوشی و با روشی خاص نماینده را راه ببرند و نماینده با بطن مردم برخورد نداشته باشد.
مردم می خواهند با نماینده صحبت کنند و درددل دارند. نماینده را تا چهار سال نمی شود عوض کرد و چنین نماینده ای را باید تحمل کرد پس بایستی در بین مردم بتوان او را استیضاح کرد و او بایستی پاسخگو باشد.
شعار هایمان باید برای زندگی بهتر و مدنی تر و رو به ییشرفت باشد. از عوام فریبی بپرهیزیم، از شعارهای دهن پرکنی که هیچوقت یک نفر به تنهائی قدرت انجام آن را ندارد یا جوّی برای انجام آن نیست بپرهیزیم.
ما باید بتوانیم رو در روی نماینده بایستیم و بتوانیم بر خلاف نظراتی که مورد قبول ما نیست صحبت کنیم. ما آقا بالا سر انتخاب نمی کنیم تا حتی زمان آمدنش را هم فقط بعضی ها خبردار شوند.
این گونه نمایندگان به حقوق شما اعتقادی ندارند یا اگر دارند جرأت نمی کنند از حقوق شما دفاع کنند این بی احترامی به شما است.
ختم کلام این که برای من و شما و ما همه با هم، انسان هائی که با هم خواهیم بود بن بستی وجود نخواهد داشت چون بر این باوریم که "یا راهی خواهیم یافت یا راهی خواهیم ساخت". باور کنید ما می توانیم.   (اسفند 86)

و

«به آفتاب سلامی دوباره خواهم کرد»
سلام بر همه شما!
گویا هنوز باید دعای داریوش کبیر هخامنشی را بخوانیم که: خداوندا ملت مرا از دروغ و ریا به دور دار!
گویا داریوش می‌دانسته که دروغ و تزویر و ریا کالای رایجی است که جا را برای تمدن تنگ می‌کند، اما یقیناً به درستی نمی‌دانسته که منشأ تزویر و ریا ترس از گزمه‌های خود اوست!
وقتی قدرتمندان می‌ترسند سانسور را حاکم می‌کنند و وقتی فرودستان بترسند خودسانسوری حاکم می‌شود و بادمجان دور قاب و فرصت‌طلبان بله قربان گو، از آب گل‌آلود هم میگو می‌گیرند!
تا ما نتوانیم رک و راست با هم گفتگو کنیم و از عواقب حرفمان به شدت بترسیم! همه چیز از جمله انتخابات در گرداب ریا و دروغ و فرصت طلبی غوطه می‌خورد.
آزادی اندیشه و بیان و نشر که نباشد هر چه نخواهی خواهد بود! با آزادی اندیشه و بیان است که مشت رسوایان وا می‌شود و تشت رسوایان به زمین می‌افتد.
من به عنوان یکی از شما داوطلب نمایندگی شما شده‌ام با این همت و امید که جمع زیادی از شما را همراه کنم و بذر آزادی اندیشه را بکاریم و بارور کنیم. یقیناً به تدریج هزاران گل شکفته خواهد شد و شهامت ابراز اندیشه بارور خواهد شد، مشکلات و راه حل‌ها نمایان خواهند شد و راه از کژ راهه مشخص خواهد شد و منطقه و کشور علمی و منطقی مدیریت خواهد شد، و هر مسئولی گزارشگر و پاسخگو خواهد شد یا از سر جای خود خواهد رفت.
من از کسانی که هوادار این خط فکری هستند تقاضای همراهی در انتخابات و بعد از انتخابات را دارم. لازمه چنین حرکتی هوشیاری و پیگیری و امیدواری است.
باید بتوانیم و می‌توانیم لایه فرهیخته و تحصیلکرده‌ی منطقه و کشور را امیدوار کنیم که چند گل هم نشانه‌ای از بهار است معلمین و دانشجویان نیروهای کم و کم‌اثری نیستند، زنان که بیش از نیمی از جمعیت ما را تشکیل می‌دهند وزنه سنگین تصمیم‌گیری‌ها هستند، جوانان با آن تعداد زیاد و انرژی فراوان موتور حرکت اندیشه‌های جدیدند.
امروزه باید درک کرده باشیم که بشر موجودی اجتماعی است و اندیشه و حرکت فردی تا اجتماعی نشود برد چندانی نخواهد داشت. می‌توانیم اندیشمندان خود را امیدوار به حرکات اجتماعی کنیم و از آنها کمک بگیریم تا مردم ما بیشتر روحیه اجتماعی بگیرند و کسانی که درد مشترک دارند بیشتر و صمیمی‌تر در ارتباط با هم باشند و نیروهایشان را هم‌سو بکار گیرند. یک نماینده باید بتواند زمینه‌های لازم را ایجاد نماید.
حرکت اجتماعی بر مبنای حقوق بشر ایده‌آل من است و «دست من از دست شما می‌کند طلب!»
من به عنوان داوطلب نمایندگی شما اگر بتوانم موج حرکات اجتماعی را اندکی به جلو هل دهم احساس رضایت می‌کنم و اگر شما پذیرفتید و نماینده شما شدم، می‌دانم که با حمایت شما خواهم توانست نیروهای منطقه‌ای را به کمک بگیرم و با مشکلات عمرانی و اجتماعی و فرهنگی و سیاسی موفق برخورد کنم. در صورت وجود میدان، متخصصین و کارشناسان از عهده‌ی حل مسایل ما برمی‌آیند، تأمین بودجه برای اجرای نظر کارشناسی در این منطقه کویری اگر «مشکل» هم باشد، «بسیار مشکل» نیست! با تدبیر و استدلال و مدیریت و پیگیری قابل حل است.
نمایندگان سابق هر کدام قدم هایی برداشته‌اند خشت‌هایی بر خشت‌هایی نهاده‌اند و نماینده بعد همواره می‌تواند از سکوی موجود راهی به سوی سکوی ایده‌آل ایجاد کند.
مشکلات ما مثل مشکلات همه‌ی کشور است! محرومیت، بیکاری، بی‌درآمدی، فقر، بیماری، افسردگی، اعتیاد و ... بعضی در بعضی مناطق پررنگ‌ترند و بعضی کم ‌رنگ‌تر.
شور و نشاط خود را از دست داده‌ایم، حتی جوان ما شور و نشاط و دلگرمی لازم را ندارد، بزرگترها بجای آنکه از جوان ها نشاط بگیرند در غم کار آنها افسرده می‌شوند و بازتاب می‌دهند. کمی تا قسمتی به نفرین شده‌ها می‌مانیم.
از دید من سیاست حذف که این سال ها رواج داشته و هر گروه و دارودسته‌ای تا مسئولیتی را پذیرفته به قلع و قمع قبلی‌ها پرداخته بزرگترین خسارات را به ما وارد کرده. خوب است و لازم است که منادی جذب باشیم و از دفع و حذف نیروهای باتجربه پرهیز کنیم و تجربه و علمی بر تجربه و علم موجود بیفزائیم. خوب است که علم و مدیریت علمی را بهایی دهیم و مسایل را از طریق کارشناسان مسایل حل و فصل کنیم. لازم است که مردم درد را بگویند لازم است که نماینده صدای مردم را بشنود و حس کند و انتقال دهد و با هوشیاری پیگیری کند. وقتی مردم جمع باشند و هر کس فقط پیگیر مسایل شخصی خود نباشد صداها بهم شبیه و نزدیک خواهند شد. راه‌حل‌های زیادی برای هر مشکل پیدا خواهد شد و کارشناسانه بهترین راه‌حل پیدا خواهد شد.
نظرم این است که اگر ارتباط صادقانه و شفاف باشد جایی برای فرار از مسئولیت و نیاز به دروغ و ریا نخواهد بود و اگر ارتباط گسترده باشد جایی برای غفلت نخواهد بود. نیروی انجام کارها را در همبستگی با همفکران و میدان دادن به فکرهای مخالف و متفاوت و جدید می‌توان فراهم کرد.
توقع من به عنوان داوطلب نمایندگی این است که این بار و هر بار دیگر هم در انتخاب نماینده بیشتر به سمت و سوی فکری داوطلب توجه شود که در گفتار و کردارش نمود پیدا می‌کند. کمتر به دنبال زوایای کوچک فامیل‌گرایی، همشهری گرایی یا منافع جزئی و شخصی باشیم. ما مردمانی هستیم که در میان خود سیاستمداران و اندیشمندان و نویسندگان و شاعران قابل توجهی داشته‌ایم و داریم. ما اصولاً بیشتر مردمانی اخلاقی و فرهنگی هستیم و حیف است که از این پشتوانه‌ها استفاده نکنیم.
ضروری است که از محدوده کوچک خود فراتر بنگریم و محدوده خود را در ارتباط با منطقه و کشور و جهان تماشا کنیم و از این ایستگاه حرکت کنیم.
در انتها سرفصل هدف های خود را در خطوط زیر ارائه می‌کنم:
1. حرکت در جهت برقراری آزادی اندیشه و بیان و نشر اندیشه.
2. حرکت در جهت حذف سانسور، خود سانسوری و ریا و تزویر.
3. حرکت در جهت همبستگی منطقه‌ای و ملی و جهانی.
4. حرکت در جهت شناخت ریز مشکلات هر محل، پیگیری اقدامات انجام شده و آغاز اقدام جدید.
5. حرکت در جهت سامان‌دهی زنان و جوانان در تشکل‌های مردمی پیشرفته.
6. حرکت در جهت جذب افراد و امکانات و پرهیز از حرکات دفعی و حذفی.
7. حرکت در جهت ایجاد ارتباط مردمی گسترده و فعال.
8. حرکت در جهت توسعه صنعتی و معدنی منطقه و رفع معضل بیکاری که مادر بسیاری از مشکلات است.
9. حرکت در جهت کویرزدایی و احیای جنگل های کویری.
10. حرکت در جهت اقتصاد علمی و توسعه پایدار.
11. حرکت در جهت پیشگیری و درمان بیماری اعتیاد در منطقه و در کشور.

جمعه, 29 فروردين 1393 11:36
انارک نیوز - کویر «ریگ جنّ»
- مشاهده کوچکترین گربه‌سان جهان در "ریگ جن"

کویر «ریگ جنّ»
از صعب العبورترین نواحی دنیا، منطقه کویری و پر از تپه های شنی (تلماسه) و باتلاق های نمکی در کویر مرکزی ایران است. در حال حاضر در این منطقه هیچ علایمی از حیات دیده نمی شود. این کویر در جنوب غربی و غرب دشت کویر، جنوب سمنان، جنوب شرق گرمسار، شرق منطقه حفاظت شده کویر، شمال انارک و غرب جندق قرار گرفته است و وسعتی برابر با 3800 کیلومتر مربع دارد. هیچ گونه چشمه یا چاه آبی در این منطقه وجود ندارد. در بیشتر نقشه ها نامی از این منطقه نبرده شده است. تنها دو کویر شناس اروپایی در گذشته در سفرنامه های خود به وجود چنین کویری در ایران اشاره ای کرده اند.
از دیدگاه زمین شناسی توده های عظیمی از تپه های ماسه ای متحرک و فعال، فاقد پوشش گیاهی (متعلق به دوره کواترنری) محدوده را می پوشانند. زیربنای ریگ جن یک دشت فرسایش یافته است که درحال حاضر تپه های ماسه ای (برخان) و تپه های ماسه ای هرمی آن را اشغال کرده است. تمام ریگ جن دارای رسوبات نمکی فراوان بوده که عمده رسوبات و مواد فرسایش یافته البرز شکل گرفته است.
کویر ریگ جن دومین ماسه زار بزرگ کشور است که بخشی از دشت کویر محسوب می شود. این منطقه بین 33.45 تا 34.45 شمالی و 53 تا 54.45 شرقی قرار دارد. وجود تپه های بلند شنی در ریگ جن، عملاً عبور شتر یا وسایل نقلیه را از این منطقه غیر ممکن می کند. اگر از محلی ها (منظورم اهالی انارک، جندق یا روستاهای کوچک حاشیه ی این منطقه است) سراغ ریگ جن را بگیرید یا در بین آنها پی راهنمای محلی برای عبور از این منطقه بگردید احتمالاً جوابی نخواهید شنید. بدون GPS یا در صورت وجود توفان شن عبور از این منطقه تقریباً غیرممکن است.

خرافات: مردم محلی معتقدند این سرزمین نفرین شده است. در قدیم کاروان ها و مسافران هرگز از این کویر عبور نمی کردند. قدیمی ها معتقد بودند، این سرزمین نفرین شده و پایگاه شیطان ها و ارواح پلید است. مردمی که در اطراف این کویر زندگی می کنند بر همین باور هستند. این مردم محلی می گویند هر کسی که وارد این سرزمین شده زنده نمانده و ناپدید شده است. ریگ جن را مثلث برمودای ایران هم می نامند.
ریگ جن برای مردم محلی نوعی منطقه ی ممنوعه محسوب می شود. البته باید به آنها برای وجود چنین ترسی در قلب هایشان حق داد، این منطقه به دلیل وسعت زیاد و نداشتن چشمه یا چاه آب در گذشته محل عبور کاروان‌ها نبوده است.
چگونه از آن می توان به سلامت عبور کرد: این منطقه با کسی شوخی ندارد و فقط باید با بلدان آن که محدود هم هستند و گروهی مجهز و با تجربه به این سفر بروند که در غیر این صورت چنانچه خودسرانه تصمیم به رفتن به چنین جائی بگیرید برگشتی از این سفر نخواهند داشت.
سفر به ریگ جن انارک: شروع از کلاته باباخالد به سمت مرکز ریگ جن و خروج از مابین جندق و کلاته چوپانان جاده انارک طبس، حدود 320 کیلومتر در دل کویری وحشی به نام ریگ جن که هیچ موجود زنده ای در آن نمی بینید. بهترین و تنها فصل برای سفر به ریگ جن ماه بهمن می باشد و توجه داشته باشید حتی در بهمن در بعضی از نقاط گرمای هوا تا 45 درجه سانتیگراد بالای صفر در ظهر و در شب هم به شدت سرما طاقت فرسا خواهد بود تا 15- درجه (زیر صفر).
شرح مسیر حرکت: از پمپ بنزین انارک به سمت جندق، از جاده قدیم راه را ادامه می دهیم بعد از گردنه زنجیرگاه دست چپ فرعی خاکی را ادامه تا ده نیمه متروکه عشین که بسیار زیباست و تمام آن از سنگ است و بسیار قدیمی است را رد کرده بعد از آنجا به کلاته یا ده بابا خالد می رسیم که آنجا هم زیباست و قلعه قدیمی از گل دارد که جالب است اینجا دیگر به غیر از مزرعه دکتر جعفری آخرین آبادی و نشانه انسان است و آب نیمه شیرین قابل آشامیدن دارد. از این به بعد سفر اصلی به ریگ جن آغاز می شود و ادامه راه را به طرف شمال شرق در بستر رودخانه ای خشک شده که از شرق باباخالد می گذرد پیش می گیریم.
وصف این حدود 320 کیلومتر کویر نوردی که در پیش داریم یعنی منطقه ریگ جن به هفت رشته جبال کوه شنی که بعضی از انها تا 300 متر ارتفاع و حدود 30 کیلومتر طول دارند و مابین این ارتفاعات دشتی کفی و صاف با خاکی لورگ و بسیار پوک و در زیر گل که این چند دشت هم هر کدام حدود 20 کیلومتر و بعضی هم بیشتر طول دارند که در مجموع اصطلاحاً به هر رشته کوه شنی و دشت آن یک کوچه گفته می شود و شما باید هفت کوچه را رد کنید تا از این منطقه زیبا و در عین حال خطرناک خارج شوید. شما اگر خیلی وارد و گروهتان مجهز باشد هر یک روز دو کوچه را رد خواهید کرد یعنی در بهترین شرایط 3.5 روز راه خواهید داشت. در طی مسیر در رشته کوه های شنی به دلیل وزش بادهای شدید، دائم تپه ها جابجا می شوند و به همین خاطر هم به آنها ریگ جن می گویند.
شب كویر هم كه خیال انگیز و توصیف نشدنی است چنــانكه در هیچ جای دیگری نمی توان شب های سرمه ای و پرستاره را این چنین تجربه كرد. شب كه بر كویر چتر می گسترد می خواهی دستت را به هوای چیدن ستاره ها بالاببری. اینجا آسمان و زمین بهم نزدیك ترینند. هر چه روزها آسمان و خورشید پرفروغش به نامهربانی بر زمین سوخته و تفتیده كویر گرما و آتش می پاشند شب ها اما به جبران آن، گویی با مهربانی تمام فاصله ها را از میان برمی دارند و آسمان ستاره های زیبایش را به سخاوت تمام به زمین می بخشد.


مشاهده کوچکترین گربه‌سان جهان در "ریگ جن"
گربه شنی کوچکترین عضو خانواده گربه‌سانان است که با جثه‌ای کوچک اقداماتی خارق‌العاده انجام می‌دهد و هر انسانی را مبهوت فعالیت‌های خود می‌کند.
به گزارش خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، منطقه اصفهان، این گربه‌سان کوچک از کمیاب‌ترین گونه‌های حیات وحش ایران و جهان محسوب می‌شود و تنها گربه‌ای است که در بیابان‌های واقعی یافت می‌شود و سازگاری عجیبی با تغییر دمای مناطق ماسه‌ای و شنی دارد. گربه شنی به علت تراکم جمعیتی پایینی که دارد اصولا به عنوان گونه‌ کمیاب معرفی می‌شود و همیشه در منطقه خطر قرار می‌گیرد. طبق بررسی‌های سال 2008 اتحادیه بین المللی حفاظت از طبیعت (IUCN) این گونه در لیست قرمز قرار گرفته است.
برای پیدا کردن گربه شنی شاید روزها زمان لازم باشد چراکه به هیچ وجه رد پایش بر روی شن و ماسه باقی نمی‌ماند و پس از دیدن نورهای مصنوعی سریعا چشمان خود را می‌بندد. این گونه دارای شنوایی قویی است چنان که اصوات ماورای صوت را هم می‌شنود و حرکت جانوران را علاوه بر روی زمین در زیر زمین نیز رصد می‌کند.
گربه شنی دارای جثه‌ای کوچک است، اما شکارهایی که انجام می‌دهد هر بیننده‌ای را متحیر می‌کند. این گربه‌سان بین یک و نیم تا سه کیلوگرم وزن دارد، اما گاهی گزارش شده که گوسفند، بز و حتی گوساله بوفالو را هم شکار می‌کند و در شکار پرندگان نیز عملکردی بی‌نظیر دارد.
حسین اکبری، رییس اداره حفاظت محیط زیست شهرستان نایین، در گفت‌وگو با خبرنگار ایسنای منطقه اصفهان خاطرنشان کرد: به استناد بررسی‌های علمی سال‌های اخیر، مجموعه پهناور "ریگ جن" غنی‌ترین زیستگاه گربه شنی در کشور و یکی از مهمترین زیستگاه‌های این گونه کمیاب و شاخص در جهان می‌باشد به طوری که بیشترین مشاهدات و مستندات این گونه در زیستگاه‌های ایران در سال‌های اخیر از این منطقه به دست آمده است.
وی ادامه داد: گربه شنی با نام علمی (felis margarita) کوچکترین عضو از خانواده گربه سانان ایران و یکی از کمیاب‌ترین گونه‌های حیات وحش کشور است که مختص زیستگاه‌های ماسه‌ای و بیابانی اطراف کویر مرکزی و نواحی شرق و جنوب شرق ایران است.
رییس اداره حفاظت محیط زیست شهرستان نایین با بیان اینکه این جانور نادر و شاخص یکی از شاهکارهای سازگاری با شرایط سخت محیط های بیابانی است، افزود: دمای هوا در عرصه‌های ماسه‌ای و شنی بیابان‌ها بسیار متغیر بوده و در برخی نواحی در اوج تابستان به 60 درجه بالای صفر رسیده و در زمستان هم ممکن است تا 25 درجه زیر صفر برسد و یخبندان شدید ایجاد شود.
وی گفت: یکی از ویژگی‌های حیاتی این گونه زیبا و جذاب، وجود موهای فشرده سیاه یا قهوه‌ای رنگ در کف دست و پاهای حیوان است تا به عنوان یک عایق، تحمل دمای سوزان ماسه‌ها را در گرمای تابستان به راحتی میسر سازد و هم‌چنین با ایجاد سطح بیشتر، مانع از فرو رفتن دست و پا و پنجه‌ها در ماسه‌ها و سهولت حرکت و جابه‌جایی شود.
رییس اداره حفاظت محیط زیست شهرستان نایین افزود: گوش‌های این حیوان هم دارای موهای بلند و فشرده‌ای بوده تا از یک سو از وارد شدن ماسه‌ها و گرد و خاک به داخل گوش جلوگیری شود و از سوی دیگر به شنوایی و تشخیص جهات صدا کمک کند.
اکبری به ویژ‌گی منحصر به فرد این گربه اشاره کرد و ادامه داد: گربه شنی در هنگام برخورد با نورهای غیر طبیعی از جمله نور خودرو معمولا به سرعت چشمانش را بسته تا مانع انعکاس نور توسط چشم‌ها و درنتیجه دیده نشدن و شناسایی آن توسط انسان شده و آن را از خطرات احتمالی صیانت کند.
وی با بیان اینکه این گونه شب فعال بوده و معمولا از اوایل غروب تا طلوع آفتاب به شکار رفته و در طول روز در لانه و مخفیگاه‌های خود استراحت می‌کند، ادامه داد: تغذیه این گربه معمولا از جوندگانی مانند موش‌ها، دوپاها و خزندگان است و با وجود جثه کوچک قادر به شکار پرندگانی مانند باقرقره، چکاوک‌ها و هوبره است.
رییس اداره محیط زیست شهرستان نایین تاکید کرد: گربه شنی بی‌تردید یک ذخیره و سرمایه بسیار ارزشمند اکولوژیکی در طبیعت، گنجینه گردشگری گرانبها و یک بستر مهم پژوهشی و آموزشی به شمار می‌رود.
اکبری از برنامه‌ریزی و آغاز مطالعات مقدماتی برای اجرای پروژه بررسی الگوهای پراکنش و تراکم جمعیتی گربه شنی با استفاده از فناوری دوربین‌های خودکار (camera trap) در مجموعه زیستگاهی عظیم و منحصر بفرد "ریگ جن" خبر داد و گفت: این پروژه با مشارکت و همکاری حفاظت محیط زیست استان اصفهان، مراکز دانشگاهی، انجمن‌های تخصصی مردم نهاد و کارشناسان بین‌المللی در سال 1393 اجرا خواهد شد.
وی در خصوص چگونگی اجرای پروژه اظهار کرد: پروژه بررسی الگوی پراکنش و تراکم گربه شنی در سه مرحله شامل مطالعات مقدماتی و مکان‌یابی مناسب برای دوربین گذاری، نصب اصولی دوربین‌ها در مکان‌های تعیین شده، جمع آوری و تجزیه و تحلیل داده‌ها و تهیه بانک اطلاعاتی و برنامه‌های مدیریتی مربوطه انجام می‌شود و هم‌چنین تهیه عکس‌های حرفه‌ای نیز بخش دیگری از اهداف این پروژه است.
رییس اداره محیط زیست شهرستان نایین افزود: به کارگیری فناوری دوربین‌های تله‌ای در مطالعات بوم شناسی اکنون روشی موثر و کارآمد در جهان برای مطالعات حیات وحش به‌ ویژه گونه‌های کمیاب و نادر محسوب شده و اطلاعات ارزشمندی از جمله الگوهای پراکنش زمانی و مکانی، تراکم جمعیت، ثبت و مستند سازی حضور گونه هدف، برخی الگوهای رفتاری و مسیرهای جابه‌جایی در اختیار محققان قرار داده و این اطلاعات در اتخاذ برنامه‌های حفاظتی و مدیریتی گونه‌های جانوری و زیستگاه‌ها بسیار با ارزش و موثر است.
اکبری از برنامه‌های مدیریتی و تحقیقاتی دیگر در عرصه‌های حفاظت شده استان در خصوص گربه شنی خبر داد و افزود: تحقیقاتی توسط متخصصان دانشگاهی برای تهیه بانک اطلاعاتی و حفاظت شایسته و موثر از این گونه در عمق زیستگاه‌های شهرستان نایین، عرصه‌های کویر مرکزی از جمله زیستگاه‌های عظیم ریگ جن، پناهگاه حیات وحش عباس آباد، منطقه شکار ممنوع کوه بزرگی انارک، مجموعه هیزم چاه و منطقه دق سرخ انارک انجام شده است.
وی اضافه کرد: این تحقیقات دستاوردهای موثری در مستند سازی، شناسایی نواحی پراکنش، درمان، احیا و بازگشت به طبیعت نمونه‌های مصدوم، ترویج و آموزش جوامع محلی و جلب مشارکت عمومی در حفاظت، شناخت، مقابله و رفع تهدیدها از جمله شکار غیر مجاز و تخریب زیستگاه‌ها داشته است.
(کد خبرنگار: 13023 خبرگزاری ایسنا/  سرویس: استان ها - اصفهان/ کد خبر: 92110100606/ سه‌شنبه ۱ بهمن ۱۳۹۲ - ۱۴:۲۴)

جمعه, 29 فروردين 1393 11:18

سوغات سبز از دق سرخ
 اصفهان- براستي كوير با طبيعت شگرف و رنگ به رنگش چه بازي هايي بر سر آدم درمي آورد.

گاهي در سكوت مطلقش حتي مي تواني صداي بال زدن سنجاقكي را هم بشنوي و لختي بعد از غرش مهيب طوفانش مي خواهي كر شوي، گاهي بر اثر گرماي روزش به آتش ذغالي مي ماني و در سرماي شبش به بيد لرزاني، گاهي كوره سوزان روزش از ديدن آبي آسمانش سيرت مي كند و جادوي هوشبر شبش اسير، گاهي در ژلاتين ماسه هايش اصلا نمي تواني قدم از قدم برداري اما در بستردق سفت و سختش حتي هواپيما هم مي تواند نشست و برخاست كند و گاهي....
زيبايي كوير تنها به دلارامي، سكوت و دست نخوردگيش نيست، هنر خلق يكجاي اين همه تضاد در آلبوم آفرينشش، بخش ديگري از تنوع رنگ به رنگ و جذابيت هاي دلفريبي است كه بيننده را مسحور جمالش مي كند.
دقdagh (به فتح د)، گوشه چشمي از مظاهر متلون مناطق كويري است كه توجه هر كس را به خود جلب مي كند.
هنوز درست نمي دانم وجه تسميه كلمه دق چيست اما در بعضي جاها آمده است: دَق يا دَغ همان داغ است به معني زمين خشك.
دَق در لغت نامه دهخدا بدين معناست: دَق.(صفت) سر بي مو.(برهان). دغ و رجوع به دغ شود. معني دَغ در برهان نيز چنين است:زمين بي علف، يعني زميني كه هرگز گياه در آن نرسته باشد و در(فرهنگ) آنندراج به معني زمين بي علف معني شده است.(تبيان، ۲۹/۵/۹۱)
با اين حال، از نظر نگارش فارسي،دغ(دال با غين) به معني زمين بي گياه صحيح است نه دق (با دال و قاف) به معني كوبيدن، با اين وصف در زمان حاضر در بيشتر منابع علمي دغ را با دال وقاف بكار برده ­اند.
در كتاب فرهنگ نظام (جلد سوم تأليف سيد محمد علي داعي الاسلام) دق (با دال و قاف ) به معني كوبيدن و دق الباب به معناي كوبيدن در خانه و آرد كردن آورده شده در حالي كه دغ(با حروف نوشتاري دال و غين ) را زمين بي گياه آورده و دغسر را به كسي كه پيش سرش مو نداشته باشد، اطلاق كرده است.در همان منبع نيز آمده كه: در زبان محلي اناركي‘ دغ زميني است كه بر آن سيلاب آمده و خشكيده و يك طبقه از گل محكم احداث شده كه مانع روئيدن چيزي است.
همچنين در فرهنگ فارسي معين و عميد، دغ به معني زميني كه علف و گياه در آن نرويد، آورده شده و دغسر به سر بي موي طاس و كسي كه ريش و سبيل و ابرو و مژه را پاك بتراشد، گفته شده است. تنها در فرهنگ فارسي عميد علاوه بر اين از كلمه دك نيز براي دغ استفاده شده و دك را به معني ريگستان يا زمين هموار و كوبيده و هموار، همچنين مترادف با دغ ، سر بي مو، زمين خشك و سخت، زمين بي آب و علف، درخت بي برگ گفته شده است.در همين منبع دك و لك به معني خشك و خالي، زمين بي آب و علف كه با نگارش دق و لق يا دغ و لغ نيز بكار برده شده است.درهر حال، آنچه مسلم است از نظر نوشتاري دغ صحيح است و منظور زمين بي گياه است كه محدوديتي مانع رويش در آن مي ­شود.(عباسي، كوه ها و بيابان هاي ايران)
قدر مسلم در فرهنگ ما استفاده از دق ريشه ديرينه دارد براي نمونه وجه تسميه شهر دو هزار ساله جندق واقع در شمال ‌شرقي استان اصفهان به همين واژه بازمي گردد چون نامش مشتق از دو كلمه جنب(كنار) و دق است.
در تعريف دق چنين آمده است:
دق، زمين هاي رسي بسيار همواري هستند كه فاقد نمك اند و يا نمك آنها ناچيز است. معمولا سطح آنها از مواد كربناته سفيد مي شود، به همين دليل رنگ اين مناطق غالبا بسيار روشن و براق است. دق هايي به رنگ هاي نخودي و خاكستري نيز وجود دارند، اغلب آنها در حاشيه داراي ترك هاي گلي هستند و در قسمت هاي داخلي بسيار سخت و كاملا هموارند.دق ها چنان صاف و صيقلي هستند كه مي توان از آنها بعنوان باند پرواز استفاده كرد. دق در قسمت هاي كم شيب بويژه حوضه ي انتهايي مسيل ها و رودخانه هاي مناطق بياباني شكل مي گيرد.نحوه پيدايش آن هنوز بطور دقيق روشن نيست.به نظر مي رسد به هنگام پايين بودن سطح آب زير زميني، جريان هاي سطحي فصلي سبب رسوب ريز دانه هاي رس و امثال آن و همچنين تشكيل قشر سختي شده كه در اثر وزش باد سطح آن صاف و صيقلي مي شود.(سلوتي، بابانيانوري، ص۲۳-۲۴)
يك تعريف ديگر از دق حاكيست: دق به سرزمين‌هاي نسبتاً همواري گفته مي‌شود كه رودخانه‌اي در آن جريان دارد و بدليل شيب ناچيز و كم، رسوبات ريزدانه در آنها ته ‌نشين مي‌شود و اشكال نسبتاً مسطح و همواري به رنگ‌هاي روشن را به وجود مي‌آورند.(نگاهي به جغرافياي طبيعي استان كرمان)
در هر صورت آنچه از تعاريف برمي آيد، اين است كه دق به زمين‌هاي سخت، كوبيده شده، برآمده و در عين حال صيقلي گفته مي شود كه براحتي كنده نمي شود و علف و گياهي هم در آن نمي رويد.
درواقع دق، پايين ترين سطح يك منطقه بياباني و كويري است كه رسوب آبرفتها و سيلابهاي منشعب از نقاط مرتفع اطراف در آن جمع و بر اثر تبخير و وزش باد بر سطح آن، به قطعات مشبك داراي سطوح مقطع برآمده و سخت تبديل مي شود.
دق در بعضي جاها مانند دق سرخ انارك فاقد شوري و در بعضي جاها مانند
كوير دق سرخ اردستان قليايي است.
رنگ دق ها هم با يكديگر تفاوت دارد مثل همين دق سرخ كه مايل به رنگ اخرايي است و دق كبوترخان كرمان يا دق بانو انارك كه روشن و خاكستري است.
شكل هندسي و اندازه اشكال مشبك دق ها نيز بر حسب نوع رسوبات و خاك آنها با يكديگر فرق دارد.
در حرير شنزار كوير بخصوص هنگام بدمستي باد مي توان هنر لطيف طبيعت را در خلق آفرينه ها و خط خطي هاي موزونش بر روي سطح ريزدانه هاي جواهرآساي شني ديد و بر فراز سينوس شنهايش از اينسو به آنسو غلتيد و به نرمي بر شيب سرسره ي تلماسه هاش لغزيد و سپس در قفاي مسير طي شده، رد پاي خود را بوضوح و دقت جاي اثر انگشت ديد.
اما در دق كه در نقاط پست مناطق كويري و بياباني تشكيل مي شود، انگار زمين عمدا مي خواهد چهره عبوس و زمختش را به وجهي معكوس به رخ بكشد تا در كنار جلد ژله اي و روكش لطيف اطلسي اش(رمل)، شدت پوست كلفتي و انعطاف ناپذيرش را هم نشان بدهد و با نمايشي توام از اوج نرمي و سختي، بازيگوشي و رنديش را در هنرواره آميزه اضدادش ثابت كند.
در دق برخلاف ريتم منعطف و صاف ماسه زار كوير، زمين آنقدر سفت، چاك چاك و برجسته و برآمده است كه هر رهنوردي، مي تواند تمام خلل و فرج زير پايش را كاملا حس كند.
اين زمين آنچنان محكم و سفت و پرجنم است كه حتي هواپيماهاي غول آسا هم مي توانند در آن فرود آيند كه نمونه اش عمليات ناموفق آزادسازي گروگان هاي آمريكايي به كمك نيروي ارتش اين كشور است كه از دق هاي اطراف طبس بعنوان باند فرودگاه استفاده شده بود.(سلوتي، بابانيانوري، ص۲۳)
من امروز اينجا در گستره دق سرخ (dagh-sorkh) جايي در۱۹۰ كيلومتري شمال شرق شهرستان نايينم در حالي كه زير پايم از چينش پازل هاي صيقلي از جنس خاك رس، يكدست قلمبه سلمبه است، پازل هايي شبيه قطعات سنگ فرش خيابان هاي قديمي اما با رنگ و لعاب مسي.
دق اينجا به نمدي سرخ مي ماند كه پاي باد و باران و دماي هواي طبيعت كويري ، آنقدر آن را ورماليده و درهم تنيده كه حسابي سفت و سخت و زمخت شده است.
دق سرخ انارك در پنج قطعه كوچك و بزرگ از۵۰ هكتار تا دو هزار هكتار و در مجموع با وسعت حدود هشت هزار هكتار در۵۰ كيلومتري شرق نايين قرار دارد.
وسعت دق هاي شهرستان نايين از جمله دق هاي سرخ، آشتيان و بانو به۱۰ هزار هكتار برآورد مي شود.
البته غير از دق سرخ انارك واقع در شهرستان نايين، دق بزرگتر ديگري هم وجود دارد كه از قضا نامش نيز شبيه همين جاست با اين فرق كه آن راكوير دق سرخ اردستان يا زواره مي خوانند كه وسعتش حدود۶۳۹ كيلومترمربع(با عرض تقريبي۲۳ و طول ۲۷.۵ كيلومتر)است با زميني شور و اشكالي هندسي به ريخت گل كلمي و چندضلعي‌ كه خود چندضلعي هايش هم به سه نوع كاسه اي، گمبدي و دروازه اي تقسيم مي شوند.
دقي كه گذر امروزم به آنجا افتاده، يعني دق سرخ انارك خود شامل پنج قطعه است كه من تنها در باره مشاهداتم از يكي از آنها دارم قلم مي زنم و از حال آن چهار تاي ديگر بي خبرم، هر چند كه ظاهرا تفاوت چنداني با هم ندارند.
در منتهي اليه شرق دق اينجا كه زمينش به سرخ اخرايي مي زند، كوه بند انارك قرار دارد و در غربش ارتفاعات شيركوه يا كوه زرد.
شمال دق سرخ نيز به منطقه شكار ممنوع كوه بزرگي (ملاهادي) انارك مي رسد و جنوب غربش به منطقه حفاظت شده كهياز و جنوب و جنوب شرقش به دشت و نواحي كوهستاني روستاهاي سهيل و سپرو.
در مجاور دق سرخ بدليل غني بودن سفره هاي آب زير زميني، مزارع سرسبزي هم وجود دارد.
يك خط آهن شرقي – غربي در موازات بستر دق سرخ كشيده شده كه هرازگاه قطاري مانند ماري تيره گون از بيخ گوشش بيرون مي خزد و به راهش مي رود و با نفير سرفه هايش و نعره سوت هايش، آرامش دق را برهم مي زند.
در وسط اين بخش دق، يك چاه پلمپ شده هم وجود دارد كه همراهانم، آن را چاه نفت مي خوانند، گرچه ريختش اصلا به چاه نفت نمي خورد اما اگر راستش را بخواهيد اين سرزمين مادري پرگوهرمان، آنقدر ما را به داشتن همه نعمات خدادادي عادت داده است كه اگر همين الان هم از همين دق ناخن خشكش، درياي الماس هم بيرون بريزد، دور از انتظار نيست، گرچه بعد از مراجعتم از كوير،
حسين اكبري رييس محيط زيست نايين، اين ادعاي نفتي را بكل رد كرد و گفت: چون در اين خطه سطح آبهاي تحت الارضي بالاست، تعدادي چاه براي كار كشاورزي حفر شده اما در برخي از آنها پلمپ شده كه اين هم يكي از آنهاست.
در سيرواسير گستره چشم اندازم، افق جنوب دق سرخ به آغاز خط زلال بركه يا آبگيري مي ماند كه هي در پيش چشمم بالا و پايين مي رود.اولش باورم نمي شود، آخر چطور ممكن است در دل تفته كوير، طراوت دريا را ديد، پس بي اختيار و با كمي ترديد بسويش قدم برمي دارم اما هرچه مي روم، درجا مي زنم، انگار از آب و آبگير خبري نيست، بازهم كمي ديگر جلو مي روم و بازهم پيشتر و پيشتر، اما، نه، انگار ول معطلم.
خوب نبايد هم غير از اين انتظاري داشته باشم، انگار طبيعت پرحوصله و رند دشت كوير، حسابي مرا دست انداخته است، چون در منتهاي ديدرسم، خط سرابي پيش چشمم گشوده و با نشان دادن در باغ سبز اغواگرش، مرا به بازي گرفته است.
با اين حال از دستش آزرده نمي شوم، چون حتي پنداره اغواي زلال سرابش وقتي با لعاب لعلگون دقش درهم مي آميزد، منظره ي دلفريبي را در پيش چشم زيبايي طلبم مي گشايد.
اگر مي خواهيد ته حرفم را بفهميد كافي است رخسار عروس ملوس لاله گوني را در پيش چشمتان مجسم كنيد كه نواري از توري سفيد را بر فرق سرش آراسته اند.
البته شهرستان نايين دق هاي ديگري هم دارد: يكي دق آشتيان و ديگري دق بانو.
دق آشتيان با ابعاد دو در سه كيلومترش در جوار تلماسه هاي ريگ جن واقع است.
اگر شش كيلومتر به سمت غرب چوپانان برويد در حالي كه۱۶۰ كيلومتر از شمال شرق نايين دور افتاده باشيد به همين دق مي رسيد، به دق آشتيان كه نامش نيز برگرفته از يك روستاست به همين نام در همين جا.
رسوبات زمين دق ها اغلب از جنس رس، شيل و مارن است و جنس زمين دق آشتيان از جنس دق سرخ است، يعني خاك رس با همان رنگ و رخساره.
دق آشتيان در نوع خود كم نظير بحساب مي آيد چون دشت سرخي است در حصار تپه ماهورهاي مرتفع ريگ جن با چشم اندازهاي بسيار بديع و دلنواز.
اين دق در فصل پاييز و زمستان و در صورت وجود بارش هاي رگباري و ايجاد سيلاب، به آبگيري تبديل مي شود كه بصورت موقت پذيراي پرندگان مهاجر است.
تاغزارهاي پيرامون دق آشتيان محل زندگي گونه هاي بسيار با ارزشي مانند هوبره ، گربه شني، انواع دوپا مثل موش پامسواكي، روباه شني و معمولي، كاركال و انواع پرندگان و خزندگان خشكزي است.
بطوركلي دق ها را معمولا بر حسب رنگ و لعاب، جنس خاك يا قرابت مختصات محلي آنها نامگذاري مي كنند، مثل دق سرخ كه رنگش به سرخي مي زند يا دق آشتيان كه نام روستاي همجوار با آن است.
اما برخي دق ها هم وجود دارند كه از اسمشان نمي توان به باطنشان پي برد مثل دق بانو كه برخلاف تصور، منتسب به يك زن نيست بلكه منتسب به شخصي به نام محمدرضا بانو اهل انارك است كه در جريان يك درگيري در اين شهر كشته شده و نام اين دق و يك آب آنبار احداثي در آن را به نام وي نامگذاري كرده اند.
همچنين است دق سياه كوه انارك كه برخلاف اسمش، دقي است با روكش سفيد قليائي عين دق تيوك(عروس).
از دق هاي حوزه شهرستان خور و بيابانك مي توان از دق ملا، دق يه برزي، دق ميرزا، دق حجت آباد نيز نام برد.
البته اغلب اينها، دق هاي كوچكي است كه در مناطق مختلف كويري و بياباني حوزه شهرستان هاي نايين و خور و بيابانك پراكنده اند اما اگر بخواهيد بدانيد بزرگترين و مهمترين دق هاي كشور كدامند بايد از دق كبوترخان بين كرمان و رفسنجان، دق پترگان در ۱۳۵كيومتري قائنات و دق سرخ در شمال شهر اردستان نام ببرم.
درهر حال، هميشه چنته كوير براي شگفت زده كردن آدم پر است، حتي اگر دهها بارهم به آنجا رفته باشيد بازهم هميشه در واداي اسرارآميزش چيزي براي برانگيختن اعجابتان، رويش حس زيبايي طلبتان و در فرجام، بردن ره توشه اي و خاطره اي به ياد ماندني از آن با خود خواهيد يافت، عين بردن سوغاتي سبز از دقي سرخ.
منابع:
۱- سايت تبيان- ريشه نام جندق- ۲۹/۵/۹۱
۲- عباسي، حميد، تعاريف پايه از دق (دغ) و كوير، سايت كوه ها و بيابان هاي ايران
۳- نگاهي به جغرافياي طبيعي استان كرمان، سايت انجمن علمي و گروه آموزشي جغرافياي استان كرمان
۴- سلوتي، ساسان، بابانيانوري، معصومه، بيابان گردي در ايران، پاييز??، انتشارات ايرانشناسي، چاپ اول

از: محمدرضا شكراللهي
ایرنا /  کدخبر : 80711745(3386665) / تاریخ مخابره : ۱۳۹۲/۰۴/۰۴ / زمان مخابره : ۱۱:۲۷
سرویس خبر : فرهنگی- میراث فرهنگی و گردشگری- استانها- فرهنگی


پسته کاری در720 هكتار از زمین های شهرستان نایین
مدیر جهاد كشاورزی نایین از پسته کاری در 720 هکتار از زمین های این شهرستان خبر داد و گفت: كه 300هكتار آن در زمان حاضر بارور بوده و بقیه نهال است.
به گزارش خبرنگارباشگاه خبرنگاران اصفهان احمد رضا باقریان' امروزدر حاشیه كارگاه آموزشی ترویجی پیوند درختان پسته در نایین، اظهار داشت: از 320 هكتار طرح توسعه باغات پسته این شهرستان در منطقه 'دق سرخ 'كه از چهارسال قبل آغاز شده، حدود یكصد هكتار در سال جاری به مرحله پیوند زدن رسید.
وی افزود: در راستای افزایش بهبود و افزایش عملكرد محصول تولیدی پسته، درختان آن را در سال چهارم كاشت پیوند می زنند كه در صورت موفقیت پیوندها، از سال هفتم به بعد باردهی اقتصادی آن شروع می شود.
وی افزود:بیشتر رقم مورد استفاده در پیوند درختان در منطقه دق سرخ، رقم پسته 'اكبری' است كه در مجموع در شهرستان رقم های 'احمدآقایی'، 'فندقی' و 'خیابانی 'نیز كشت می شود.
در این كارگاه كه با هماهنگی واحدهای باغبانی و اداره آموزش و ترویج این مدیریت و شركت حامیان كشاورزی نایین در منطقه' دق سرخ 'برگزار شد، گروهی از باغداران پسته شهرستان شركت كردند.
شركت كنندگان در این دوره آموزشی یكروزه، علاوه بر كسب اطلاعات از مراحل پیوند زنی درختان پسته، از منطقه 'دق سرخ انارك 'در 80كیلومتری شرق شهرستان نایین نیز دیدن كردند./س
باشگاه خبرنگاران  /  کد خبر:۳۹۹۰۹۴۰  /  تاریخ انتشار: ۲۷ خرداد ۱۳۹۱ - ۱۲:۳۶  /  اصفهان/


برداشت گندم از 500 هکتار از زمین های شهرستان نایین اصفهان
مدیر جهاد كشاورزی نایین از پیش بینی برداشت دو هزار تن گندم از مزارع كویری 'دق سرخ انارك' و 'چوپانان ' این شهرستان خبر داد.
'احمد رضا باقریان 'در گفتگو با خبرنگارباشگاه خبرنگاران اصفهان افزود: برداشت گندم از دهه دوم خرداد ماه از كشتزارهای این مناطق آغاز شده است.
وی گفت: دو دستگاه كمباین نیز در كار برداشت مكانیزه گندم در این شهرستان فعال است.
باقریان اضافه كرد: سطح زیر كشت گندم در این شهرستان 500هكتار و متوسط عملكرد این محصول چهار تن در هكتار است.
وی گفت: از سال 84 تاكنون بذر رقم 'بم' برای افزایش بهره وری از منابع آب و خاك به زارعان این شهرستان معرفی شد كه از مزایای آن نسبت به ارقام محلی و 'روشن'، سازگاری به شوری و خشكی و مقاومت به ریزش و خوابیدگی و همچنین افزایش عملكرد در واحد سطح و كیفیت نانوایی بهتر است.
در سال جاری نرخ تضمینی خرید هر كیلوگرم گندم مازاد بر نیاز كشاورزان، چهار هزار و200 ریال اعلام شده استب/.
باشگاه خبرنگاران  /  کد خبر:۳۹۷۸۸۵۰  /  تاریخ انتشار: ۱۶ خرداد ۱۳۹۱ - ۱۰:۴۵  /  اصفهان/

جمعه, 29 فروردين 1393 10:51
  • 1- گازگشی
  • 2- تکمیل لوله کشی آب
  • 3- حل مشکلات کارآفرینان
  • 4- بهره برداری از معادن
  • 5- ایجاد فرهنگسرا در محیط رباط و محیطی مناسب برای فعالیت جوانان و خانم ها
  • 6- ایجاد جو مناسب برای گوش دادن به حرف حساب
  • 7- آسفالت راه عبور به مزارع در جاده گردنه زنجیرگاه