امروز: پنج شنبه 27 تیر 1398 برابر با 17 جولای 2019

شنبه, 06 بهمن 1397 21:22
انارک نیوز: در فرهنگ عامه پشت سرگذاشتن چلّه‌ها و از آن میان چلّه زمستان به‌عنوان سخت‌ترین هنگام سال (آغاز آن شب چلّه نامیده می‌شود)، با آداب خاصى همراه است. چلّه زمستان به همراه چند موقعیت دیگر (شامل سده، چارچار، سرما پیرزن و...)، عملا تمامى فصل زمستان را می‌پوشاند.
چلّه زمستان در آغاز زمستان، هریك متشكل از دو بخش بزرگ (چهل روز) و كوچك (بیست روز)، از اول دى ماه آغاز می‌شود كه شب قبل از آن، شب چلّه (یلدا)، واجد آیین هاى بسیارى در ایران است. دهم بهمن ماه آخرین "روز چلّه بزرگ" است كه با جشن سده گرامى داشته می‌شود و فردایش "چلّه کوچک" شروع می شود که تا پایان بهمن ماه ادامه می یابد.
دوره برخورد چلّه‌هاى بزرگ و كوچك (به‌عبارت دیگر، روزهاى پایانى چلّه بزرگ و روزهاى نخستین چلّه كوچك) چارچار نامیده می‌شود كه احتمالا مخفف چهارچهار (چهار روز پایانى چلّه بزرگ و چهار روز اول چلّه كوچك) است و در اين هشت روز سردی هوا به آخرين حد خود مي‌رسد؛ چون دو چله در حال مشاجره با هم هستند و به هم گوشه و کنايه می زنند و چله کوچک می گويد اگر من به اندازه تو عمر داشتم همه پيرزن‌های کنار اجاق و همه ميش‌های لاغر و مریض دنبال گله را از سرما سیاه و کبود، نابود می کردم.
از هفتم بهمن تا 14 بهمن "چارچار" می باشد که معتقد بودند سردترین روزهای زمستان می باشد و پس از آن یعنی 15 بهمن ماه به قول انارکی ها "تیوشک Tivoshk" در می آید و دیگر سرما به اندازه ای نخواهد بود که برف روی زمین بنشیند و به قولی "زمین نفس می کشد"!
نظام گاه‌شمارى مبتنى بر چلّه و اجزاى آن (شامل اهمن و بهمن، چارچار و مانند آن) مجموعه سه ماهیت اسطوره‌اى، گاه‌شمارانه و فرهنگ عامه است. از دید اسطوره‌اى، چلّه و مهم‌ترین تظاهر آیینى آن در دوران گذشته، یعنى سده یا جشن سده، آیین هایى براى تقدیس خورشید بوده‌اند.
ابوریحان بیرونی می‌نویسد: «سده یعنی صد و آن یادگار اردشیر بابکان است و در علت و سبب این جشن گفته‌اند که هرگاه روزها و شب‌ها را جداگانه بشمارند، میان آن و آخر سال عدد صد بدست می‌آید».
سه شنبه, 27 آذر 1397 12:56
انارک نیوز: دوستم را در خیابان دیدم. خیلی حالش خراب بود و داشت منفجر می شد. کمی گیج بود و تو کار خودش مونده بود. درد دل را شروع کرد، از او خواستم پیاده با هم تا خونه ما بریم. پذیرفت. 
گفت: گرونی داره بیداد می کنه! 
گفتم: برو سخنرانی رییس دولت را گوش کن. خیلی زحمت کشیدیم تا رو کار بیاد. 
به روی خودش نیاورد و گفت: دو تا جوون دارم که تو خونه نشسته اند و از درد بیکاری نمی دونند چطور شب را صبح و صبح را شب کنند؟
گفتم: برو سخنرانی رییس دولت را گوش کن.
گفت: دیگه نمی تونند پراید هم بخرند تا مسافر کشی کنند.
گفتم: برو سخنرانی رییس دولت را گوش کن.
گفت: دیگه ازدواج برا جوونا بی معنی شده و به اون فکر هم نمی کنند!
گفتم: برو سخنرانی رییس دولت را گوش کن.
گفت: تو اداره ها هم که می ریم گوششون بدهکار نیست و از این میز به اون میز پاسمون می دند و آخرش مشکلی که حل نمی کنند، پیشکششون. صد تا مشکل دیگه هم رو مشکلاتمون می گذارند.
گفتم: برو سخنرانی رییس دولت را گوش کن.
گفت: این ترامپ دیوونه هم که با تحریم ها کمرمون را شکسته.
گفتم: برو سخنرانی رییس دولت را گوش کن.
گفت: فلان و بهمان!
گفتم: برو سخنرانی رییس دولت را گوش کن.
دیگه طاقتش طاق شد، قرمز شد و گفت: منو سر کار گذاشتی؟
گفتم: ببین رفیق، این مشکلات که تو رو کردی برای همه س.
من هم مثل تو بودم و داشتم خودم، خودم را مثل خوره می خوردم. یه شب جلو تلویزیون بودم که مصاحبه می کرد و تا جایی که یادم میاد با آرامش و روی خندان می گفت: اگه دو نفر تو خیابون به هم تنه زدند که دادگاه نمی رند. با یه پوزش و روی هم رو بوسیدن، با رفاقت مشکلشون را حل می کنند.
خیالم راحت شد که همه خیالات ما درباره گرونی و دلار جهانگیری و بیکاری و معضل ازدواج و اعتیاد و هزاران مشکلی که به ذهنت هم خطور نمی کنه، را در هیئت دولت دارند با رفاقت حل می کنند.
بنده خدا، در خدمت به امثال من و تویی که قدرشون را نمی دونیم، خواب ندارند. حالا تو داری این حرفا را می زنی. در دیزی بازه، حیای گربه کجا رفته؟
یه نگاه سفیه اندر عاقل بم انداخت و خیالش راحت شد که می دونم چی می گه! خنده ای بر لباش نشست که راستش ترسیدم.
گفتم: برا اینکه از دلت در آرم جوک حل مشکل چاله را برات می گم تا بدونی من هم سرم تو حسابه.
گفتم: در یكی از خیابان های اصلی شهری، چاله ای بود كه باعث بروز حوادث متعدد برای شهروندان می‌شد.
مديران شهر طی جلسه ای بر آن شدن كه مشكل را حل كنند.
مدیر اول گفت: باید آمبولانسی همیشه در كنار چاله آماده باشه تا مصدومین را به بیمارستان برسونه.
مدیر بالاتر گفت: نه، وقت تلف می‌شه. بهتره بیمارستانی در كنار چاله احداث كنیم.
مدیر ارشد گفت: نه، بهترین كار اینه كه این چاله را پر كنیم و چاله مشابهی در نزدیكی بیمارستان احداث كنیم.
بروبر نگاهی بم کرد، جل و پلاسش رو جمع کرد و چایی نخورده بلند شد که بره.
گفتم: یه چایی دیگه بخور.
گفت: برم تا برق تو هم منو نگرفته.
حیرون تا دم در مشایعتش کردم و برگشتم تا نوار را گوش کنم.
سه شنبه, 20 آذر 1397 20:18
حمیدرضا امیرخانی انارک نیوز: ۴۰كیلومتر مسیر محور نایین- انارك - خور - طبس در دستور كار است كه ۱۸ كیلومتر آن آسفالت و ۲۲ كیلومتر دیگر با تامین قیر بزودی آسفالت خواهد شد. 
به گزارش پایگاه خبری وزارت راه و شهرسازی به نقل از روابط عمومی اداره کل راه وشهرسازی استان اصفهان، طی نشستی با حضور حمیدرضا امیرخانی سرپرست راه وشهرسازی استان و عباسعلی پوربافرانی نماینده مردم نایین و خوروبیابانك در مجلس شورای اسلامی و جمالی فرماندار نایین موارد درخواستی شهرستان در حوزه راه و شهرسازی بررسی و راهكارهای لازم جهت رفع موانع موجود ارائه شد. 
سرپرست راه وشهرسازی استان با توجه به موارد مطروحه در این نشست و خواست مردم شهرستان در خصوص تكمیل جاده نایین – انارك – خور – طبس گفت: این محور به‌ طول ۲۸۰كیلومتر در حوزه استان اصفهان است كه ۳۷ كیلومتر به بهره‌برداری رسیده و ۴۰ كیلومتر آن در دست اجراست كه از این میزان ۱۸ كیلومتر آسفالت و ۲۲ كیلومتر باقیمانده این مسیر آماده قیرپاشی و آسفالت است كه با تصمیماتی كه اتخاذ شد و با تامین قیر مورد نظر پروژه عملیات آسفالت این پروژه بزودی انجام خواهد شد.
امیرخانی افزود: ۴۲ كیلومتر دیگر مسیر در محدوده مشجری به صورت چهارخطه عمل می كند و از مشجری تا چوپانان نیز در دست مطالعه قرار دارد و بعد از برآورد و تهیه نقشه، مراحل انتخاب پیمانكار در این مسیر انجام خواهد گرفت.
وی درباره ورودی سایت مسكن مهر شهر نایین به عنوان مطالبات مردمی در این حوزه بیان داشت: این پروژه در مرحله برگزاری مناقصه و انتخاب پیمانكار است كه به محض انجام تشریفات قانونی در دستور كار قرار خواهد گرفت.
پوربافرانی نماینده مردم شهرستان در مجلس شورای اسلامی درخصوص انتظارات شهرستان در حوزه راه وشهرسازی خاطر نشان ساخت: احداث و تكمیل جاده های روستایی شهرستان، احداث زیرگذر ورودی مسكن مهر و جاده مشجری تا چوپانان از جمله مواردی است كه تلاش می شود با پیگیری های لازم و با همیاری راه وشهرسازی استان در شهرستان به سرانجام برسد كه امید است با تامین قیر لازم بتوان پروژه های راهسازی شهرستان را تكمیل و به بهره برداری برسانیم.
(۲۰ آذر ۱۳۹۷ - ۱۰:۱۴)
دوشنبه, 28 آبان 1397 14:56
انارک نیوز: دیشب یکشنبه 27 آبان ماه پیام زیر را از دوستی گرامی داشتیم که عیناً در زیر آمده است و امید است مورد توجه مسئولین مربوطه قرار گیرد. 
سلام همشهریان عزیز شبتون خوش، عکسهایی راکه در زیر مشاهده می کنید مربوط به سرویس بهداشتی ورودی شهر انارک سمت نانوایی می باشد.
کمی تأمل کنید و ببینید آب چطور هدر می ره، اونم دراین خشک سالی های متوالی و کم آبی. البته ناگفته نمونه که هیچ رسیدگی در این امر وجود ندارد، به دلیل اینکه از تابستان تا الان مایع دستشویی توسط خود رانندگان یا مغازه های مجاور تامین می شود و حتی در محل شستشوی دست با این ترافیک جاده یک عدد شیر وجود ندارد. حتی شیری که خراب بوده نیز پس از چند روز توسط خودم و یکی دیگر از دوستان باز و درپوش گذاشته شد که شیر خراب آن نیز موجود می باشد. به شخصه شاهد بودم که رانندگان حتی اقدام به تأمین مایع دستشویی برای این سرویس کرده اند.
آیا به نظر شما خدمات شهری و شهرداری شهر نباید رسیدگی کنند، هرچند بارها به مسئول خدمات شهر گفته شده ولی هنوز ...؟
به هر صورت فقط می شه اینا گفت که این سرویس در این سوی شهر برازنده نیست. لطفاً اگر اعضا محترم شورا مشاهده کردند رسیدگی کنند. ممنون
انارک نیوز از نگذاردن عکس ها پوزش می خواهد و منتظر پاسخ درخور مسئولان خواهد ماند.

چهارشنبه, 23 آبان 1397 22:28
انارک نیوز: اواخر سال 96 کارخانه پاکت سازی یا شرکت فرآوری پارسیان سپهر در سه کیلومتری جاده انارک-نایین تعطیل شد. 
از همان ابتدای تعطیلی، عده ای که سرشان در حساب و کتاب بود آنرا به هیچوجه کارخانه ای ضررده نمی دانستند و زمزمه هایی شنیده شد که قرار است واگذار و به کارخانه ساخت سیم و کابل مسی تبدیل شود. در واقع به آقای م.گ.ا. بدهند.
در آخرین روزهای تیرماه 97 به مدت دو سال، آقایان محمدعلی فیضی انارکی به عنوان عضو هیأت مدیره، حمیدرضا نیکان پور و مسعود تفقدی به عنوان رئیس و نایب رییس به نمایندگی از شرکت های سیمان عمران انارک و باریت فلات ایران انتخاب و سولماز قلیزاده خارج از هیأت مدیره مدیرعامل شد.
حال بایستی در انتظار تصمیمات سرنوشت ساز آنان باشیم تا میزان در نظر گرفتن صرفه و صلاح سهامداران کوچک سنجیده شود.
یکشنبه, 06 آبان 1397 12:12
انارک نیوز: امان از سه گانه زر و زور و تزویر که جامعه را به بند و رنج و عذاب می کشاند. 
این هیولاهای قدرت، خشونت و شستشوی مغزی به راحتی چشم و گوش و دهان زیردستان را قبضه می کنند و انسانهای از خود بی خود شده را به بلندگوی نادانی و بی عملی تبدیل می نمایند. ابتدا با نفی واقعیات و تکرار مطالبی که زندگی را بی معنا می کند، سپس با دلهره ی بیم جان و غم نان با آنان کاری می کند تا به مرگ خود و لقمه ای نان راضی شوند. حاصل آن رضایت به نفس کشیدن به جای زندگی می باشد.
هرچه این هیولاها رابطه نزدیکتری با هم داشته باشند، خفقان و فشار زندگی شدیدتر می شود. وای به روزی که هر سه از دو یا یک تن سربرآورد. بدبختی و فساد به اوج خود می رسد.
اینان به ظاهر، مصلحت جامعه را می خواهند و حرفهای قشنگ می زنند اما هرچه بیشتر در مقابل آینه قرار گیرند زشتی کردار آنان هویداتر می شود. وای بر آنان وقتی که نور روشنگری بر آنها بتابد و مجبور شوند از پیله تاریک خود تنیده بیرون آیند. نبرد خیر و شر ادامه دارد اما صبح آگاهی نزدیک است!
جمعه, 13 مهر 1397 12:33
انارک نیوز: حرف های دل یک زن سرپرست خانواده که برای تامین معاش رفتگری می کند در کنار یک بازیگر و کارگردان سرشناس که از پائین ترین سطح جامعه به بالاترین جایگاه اجتماعی دست پیدا کرده آدمیزاد را متحیر می کند در آنچه خداوند رقم می زند.
- زندگی ما آدمیان نتیجه سرنوشت و تقدیر هست یا تلاش و پایداری؟
یکی محتاجی لقمه ای نان و دیگری هر چه بخواهد فراهم هست! گاهی در انصاف و عدالت هم دچار تردید می شوی!
- در برابر خداوند هرگز نمی شود قضاوت انسانی داشت؛ باید ببینی و گاهی اشک بر چشمانت جاری شود و گاهی لبخند بزنی بر خلقت خداوند.
- این کجا و آن کجا، تو کجا و خالق کجا؟
خدایا ما را اندکی صبر با چاشنی حکمت میهمان کن که زندگی بس دشوار است و درک آن بسیار دشوارتر.
(سینا ایرانپور انارکی - چهارشنبه 8 شهریور 1396)

جمعه, 23 شهریور 1397 21:45
انارک نیوز: جنگ زرگری جنگی ساختگی و دروغین میان دو تن برای فریفتن شخص سوم است. 
این جنگ که در ایام قدیم یکی از حیله های زرگران برای فریفتن مشتری و فروختن زیورآلات به او بوده است، رفته رفته از بازار طلافروشان فراتر رفته و در ادبیات فارسی به صورت اصطلاح درآمده است.
جنگ زرگری بدین صورت بوده است که هرگاه مشتری به ظاهر پولداری وارد دکان زرگری می شد و از کم و کیف و عیار و بهای جواهر پرسشی می کرد، زرگر فورا بهای جواهر مورد پرسش را چند برابر بهای واقعی آن اعلام می کرد و به شکلی (مانند علامت و چشمک یا فرستادن شاگردش) زرگر همسایه را خبر می کرد تا وارد معرکه شود.
زرگر دوم به بهانه ای خود را نزدیک می کرد و به مشتری می گفت که همان جواهر را در مغازه اش دارد و با بهای کم تری آن را می فروشد (این بها کم تر از بهای زرگر اولی اما هنوز بسیار بالاتر از بهای اصلی جواهر بود). در این حال زرگر اولی آغاز به جنگ و جدل با زرگر دومی می کرد و به او دشنام می داد که می خواهی مشتری مرا از چنگم درآوری و از این گونه ادعاها.
زرگر دوم هم به او تهمت می زد که می خواهی چیزی را که این قدر می ارزد به چند برابر بفروشی و سر مشتری محترم کلاه بگذاری .در این گیرو دار چنان قشقرقی به راه می افتاد و جنگی درمی گرفت که مشتری ساده لوح که این صحنه را حقیقی تلقی می کرد بی اعتنا به سروصدای زرگر اول به مغازه ی زرگر دوم می رفت و جواهر موردنظر را بدون کم ترین پرسش و چانه ای از او می خرید و نتیجه آن بود که مشتری ضرر می کرد و دو زرگر سود به دست آمده را میان خود تقسیم می کردند.