امروز: سه شنبه 17 تیر 1399 برابر با 07 جولای 2020

سه شنبه, 18 ارديبهشت 1397 20:16
پیت ها در دست
انارک نیوز - یکی از روزهای نوروز 1391، همان اوایل انتخاب شدن آقای سید حمیدرضا طباطبایی نایینی به عنوان نماینده مردم شهرستانهای نایین و خور و بیابانک بود که جلسه ای در خانه یکی از دوستان در انارک با حضور تعدادی از دلسوزان - که بیشتر آنها سن و سالدار بودند - تشکیل شد.

در آن زمان تأمین آب انارک خیلی سخت و توسط تانکر آب به رانندگی آقای علی اکبر ثابتی از نایین به انارک صورت می گرفت. ایشان بطور متناوب و بی وقفه از حدود 2 نیمه شب تا غروب آفتاب در هوای گرم تابستانی و سرما، تعطیل و غیر تعطیل، در چندین نوبت آب انارک را به تنهایی با تانکر بنز می آورد. جا دارد تشکر ویژه از این کارمند بازنشسته شهرداری انارک برای زحمات شبانه روزی و بدون منّت او برای انارک و مردم انارک داشته باشیم. خدا خیرش دهد.
آب آشامیدنی بایستی از آب انبارها با دبه های ده و بیست لیتری و فرغون به خانه ها برده می شد.
در پاییز و زمستان وبهار نیز پر کردن مخزن نفت بخاری های نفتی با پیت های ده لیتری در چند نوبت شبانه روز انجام و در بقیه روزها نیز آبگرمکن نفتی باید استفاده و از نفت پر شود.
در انارک جوان کم و اکثریت پیر و از کارافتاده هستند و آوردن آب و نفت برای آنان بسیار مشکل می باشد. علاوه بر این حمل کپسول های گاز هم دشوار است.

دوستان مشکلات انارک را به خوبی مطرح کردند تا نوبت به آقای "جعفر رفیعی" که چندی پیش دوم بهمن ماه 1393 جان به جان آفرین تسلیم کرد، رسید. یادش گرامی باد.
گفت: آقا، کاری کن که این پیت ها از دستمان گرفته شود (منظورش ظرف های حمل نفت و آب بود که عذابی برای مردم انارک می باشد). او عادت به قول دادن نداشت ولی وعده هایی داد.
دوشنبه, 17 ارديبهشت 1397 13:15
انارک نیوز - "دایی جان" انارک را بیش از همه چیز دوست دارد و می گوید: حوض هر چند زیبا، بدون ماهی ارزشی نداره، انارک هم بدون نسل جوان صفایی نداره.
قبلاً نیز به نمایندگان و مسئولین شهرستان و بخش خصوصی که استخدام می کردند از کمی جمعیت و مهاجرت جوانان گفته بود و آنها هم قول مساعد داده بودند اما ...

آخرین روز فصل خزان سال 1393 بود. پس از مراسم 28 ماه صفر و پراکنده شدن عزاداران در میدانگاه اصلی انارک، رو به مهندس م.ب کرد و گفت: شما حرفتون پیش مهندس م.گ (معدن مس مسکنی) دررو داره پس بهش بگید: موقع استخدام، به شرکت کنندگان از هر جایی که هستند، بگند که باید در انارک زندگی کنند و سرویس رفت و آمد به نایین در اختیارشون نمی ذارند.
او هم سری تکان داد و دور شد!

شنبه, 15 ارديبهشت 1397 19:41
انارک نیوز - از همان ابتدا می گفتند زمین برای کارخانه آجر در جانمایی های نایین خیلی کم باقی مانده و اگر می خواهی زود بجنب. حتی سری هم به معدن خاک رس نایین زدیم که چشمم را نگرفت.
امکانات نایین از جمله زمین، برق، آب و نزدیکی به گاز کامل بود و مهمتر از همه استفاده از وام هم مهیا بود. در انارک مشکل آب و برق و اصولا زیربناها را داشتیم. اما اگر این فکرها را بکنیم که از انارک رفع محرومیت نمی شود.
با دانستن همه این مزایا و معایب زمین انارک را انتخاب کرده بودم. کار برای انارکی ها در انارک یا کار برای انارکی ها در نایین. عقل اقتصتادگرا رأی به نایین می داد اما من برخلاف آب شنا کردم و انارک را می خواستم که سالها بعد عواقب تلخ آنرا چشیدم.
یادی از آقای سید مجتبی ایزدی فرماندار نایین هم لازم است که در مجموع با توجه به زیرساخت ها و مشکلات انارک مرا دچار تردید کرد ولی در همه حال برخورد خوبی با کارآفرین داشت و به حرفهایتان گوش می کرد. دیگران حتی در ساعت بازدید عمومی منتظرند که زودتر بروی یا حواسشان به موبایل می باشد.
در مجموع فهمیدم نایینی و یا انارکی های پولدار بی درد انارک همانند هم می اندیشند و موافق پیشرفت انارک نیستند. نه تنها کمک نمی کنند بلکه آب را هم گل آلود می کنند تا دیرتر مجوزها را بگیری و برای دریافت وام ترا ضعیف جلوه دهند.

برای پیگیری مشکل مجوز کارخانه آجر در میانه تابستان 1388 نزد استاندار محترم آقای بختیاری که انارک را خیلی دوست داشت رفتم که در هامش نامه دستور "موضوع با قید فوریت پیگیری و چنانچه باید از طریق استان حل شود مکاتبه فرمایید" را صادر فرمودند.
هفته بعد مجوز بنیاد مسکن انقلاب اسلامی شهرستان نایین صادر و پرونده به کمیته فنی کارگروه تخصصی مسکن و شهرسازی استان محول گردید.
بیش از یک سال از مجوزهای مربوطه گذشته بود و چندتایی از آنها بایستی تمدید می شد و مجوزهای دولتی دیگری هم نیاز بود تا اینکه یکی یکی با رفتن به اصفهان و نایین صادر شد.
بالاخره اواخر بهار سال 1389 موفق به تنظیم سند اجاره دوساله با امور اراضی استان و اواخر تیرماه تحویل زمین از اداره منابع طبیعی و آبخیزداری شهرستان شدم.
حال با گذاردن هزاران ساعت وقت و تلاش بی وقفه با پرداخت میلیونها تومان هزینه و استفاده از چندین مشاور، مجوزهای دولتی و زمین دریافت و نوبت شروع پیشرفت فیزیکی ساخت کارخانه بود.
ساخت و ساز صنعتی در انارک داستان خود را دارد که خلاصه ای از آن را در ادامه خواهم آورد.
جمعه, 14 ارديبهشت 1397 15:37
بهشت من انارک
انارک نیوز - انارکی ها مردمی سخت کوش می باشند که با دیدن زندگی سخت پدران خود و شرایط خشن کویری، بیشترین تحصیل کرده را در رشته ریاضی در منطقه دارند. اکثریت آنها تحصیل کرده و "مهندس"، "حسابدار" یا "معدنکار" خوب می باشند. دکتر مهندسین مشهور و پزشکان فوق تخصص بسیار خوبی هم در سطح ملی دارند.

انارکی ها افرادی هستند که سرشان را بالا نگه می دارند و حواسشان به دور و برشان است. کاری نمی کنند که به ناحق مدیون دیگری شوند و اگر کسی برای آنها کاری بکند بخاطر معرفت و شناخت توانایی هایشان است. با این حال خوبی دیگران را هرگز فراموش نمی کنند و تا آخر عمر برای تلافی آن می کوشند.
از راه راست به هیچ قیمت خارج نمی شوند و راستی را با هیچ گوهری عوض نمی کنند. اما وای بر احوال کسی که بخواهد به همشهریانم نارو بزند. خود او و دور و بری هایش روزگارش را سیاه می کنند تا دیگر این عمل تکرار نشود. مردم انارک عشق ویژه ای به انارک و خانواده و همشهریانشان دارند و حاضرند دار و ندار و جان خود را در راه انارک بدهند.

شدیداً به "انارک" عشق می ورزند به گونه ای که جمعیت این شهر در ایام خاص از جمله عیدنوروز، جشن سوم فروردین درنجیل انارک، تاسوعا و عاشورا و ... به یکباره تا هفت برابر افزایش می یابد.
انارکم را دوست دارم و همشهریانم را هم همینطور فقط و فقط به خاطر مهر و محبت و عشقشان به یکدیگر و دیگر انسانها و ....

اما با این همه اشتیاق به ریشه هایشان کمتر دور هم گرد هم می آیند و عمده گردهم آیی آنان در مراسم خاص* تجلی می یابد. چرا؟
انارکی ها "استقلال اندیشه" و "آزادی اراده" دارند. استقلال فکری همان "خردورزی" بر اساس استدلال، تحلیل، زدودن ظواهر و رسیدن به "کنه مطلب" می باشد. که نقطه مقابل تقلید کورکورانه، بستن اندیشه ورزی و ظاهربینی می باشد.
استقلال فکری پایه ی دوست داشتن دیگران و راضی نشدن به زیان دیگران برای نفع خود، پایبندی به حرف خویش و فراهم کننده حقوق برابر برای همگان می باشد.
انارکی ها هنگامی گرد هم می آیند که توسط خودشان مدیریت شود و اجباری برای شرکت در آن نداشته باشند و شخصاً هر فرد  بتواند رابطه خویش با دیگران را تعیین نماید. ما دوست داریم به میل خود در جمع با همه ولی در ابتدا با چند همفکر و همدرد گروه های کوچکی تشکیل دهیم. تبادل اندیشه، آگاهی از پیرامونمان و  پیگیری احوال آنان که در آن جمع نیستند را بنماییم و هربار که بنگری افراد این گروه های خودخواسته تغییر می کند.
انارک را دوست دارم چون مردمش از صمیم دل دیگران را دوست دارند.
پنج شنبه, 13 ارديبهشت 1397 12:09
انارک / تنهاییانارک نیوز - گاهی وقت ها حتی وقتی وسط روز بیرون میای جز یکی دوتا پیرمرد که توی میدون در کناری نشسته اند هیشکی را نمی بینی.
مسافرا وقتی هاج و واج می پرسند فلان چیزا می خوایم آدم توش می مونه چطور بگه هنوز باز نکردن. اما اینا که گشنه ن چه فکری می کنن؟
چهارشنبه, 12 ارديبهشت 1397 13:35
انارک نیوز - 23 بهمن ماه 1396 خبری تحت عنوان آیین کلنگ‌زنی مرکز محیط‌بانی و پایش‌های زیست محیطی انارک داشتیم.  
خلاصه خبر این بود که: به گزارش خبرگزاری مهر آیین کلنگ زنی و آغاز احداث مرکز محیط بانی و پایش های زیست محیطی بخش انارک روز گذشته با حضور مدیرکل حفاظت محیط زیست استان اصفهان، نماینده ولی فقیه و امام جمعه شهرستان نایین، نماینده شهرستان نایین و خوروبیابانک در مجلس شورای اسلامی، فرماندار نایین و بخشدار انارک، اعضای شورای اداری، سمن های زیست محیطی و مردم شهرستان نایین برگزار شد.
مدتی قبل آقای علیزاده در یکی از گروه های تلگرامی پیگیر این کلنگ زنی و چند و چون آن شد که خوشبختانه بنظر می رسد در 11 اردیبهشت پاسخ را از آقای مهندس لوکی دریافت می کند: واما اقای علیزاده چند روز قبل در خصوص احداث ساختمان محیط زیست پرسید که قبل از عید کلنگ زنی شد. طبق وظیفه پیگیری کردم و جای تاسف داره که بگم چرا شورای شهر دعوت میکنه کلنگ زنی میکنن ولی روی زمینی که بعد ساز مخالف میزنند و می گویند امکان واگذاری زمین نیست. به هر حال ساختمان محیط بانی در محلی که کلنگ زده شد و مانور داده شد احداث نخواهد شد. ولی قراره زمین شهری کنار راهدارخانه انارک زمینی به محیط زیست واگذار کنه که اگه یه روزی انجام شد و پولی باقی مونده بود شاید یه اداره به انارک اضافه بشه. که چشم من اب نمیخوره. تبریک به شورای شهر که اهمیتی براشون نداره و همین اندک بودجه هم پرید.
حالا مانده ام که آیا این همه مقام مسئول برای افتتاح "هیچ" به انارک آمده بودند؟ همانند کاری که چند سال پیش برای کارخانه کاشی سازی شد و کلنگ زنی با حضور معاون سازمان صنایع و معادن استان و نماینده وقت آقای دکتر حسین حسنی و آقای مهندس حمیدی و ... صورت گرفت. 
و یا اینطور نیست و تا چندی دیگر شاهد ساخت این پروژه خواهیم بود.
دم خروس را باور کنم یا قسم حضرت عباس!
شنبه, 08 ارديبهشت 1397 18:23
انارک نیوز - کارخانه های متفاوتی را در ابتدا برای استقرار در انارک بررسی نموده بودیم از جمله کارخانه ساخت لوازم موجود در تابلوهای الکتریکی فشار ضعیف با مجوز از شرکت های درجه یک آلمانی تا شرکت های شیمیایی با محصولات متنوع که همه آنها ارزش افزوده زیاد و حجم کمی هم می داشتند.
همه آنها تکنولوژی بالایی داشتند اما با تحریم های مختلف اروپا و آمریکا می توانستند ما را زمینگیر نمایند. دوری از تهران و زمان لازم برای تعمیرات و تهیه قطعات یدکی و ناپایدار بودن قوانین در رابطه با صادرات و واردات می توانست مشکلات بزرگی را بوجود آورد.
اما تولید آجر در انارک جدای از همه اینها بود. از مزایای کارخانه آجر این بود که برای قطعات، لوازم یدکی و مواد اولیه آن به خارج وابسته نبودیم. کلیه ماشین آلات ایرانی و متخصصین ساخت در اصفهان و خاک رس در انارک موجود بود. تعداد روزهای آفتابی زیاد و روزهای بارانی و یخبندان کم بود. آب شور چاه انارک مخلوط با آب شیرین تهیه آب را ممکن می نمود. بازار نیز همیشه به محصولش که آجر بود نیاز دارد.

برگردیم به خان بعدی در گرفتن مجوزهای دولتی، بالاخره با کمک دوست گرامی مهندس ط.ن. در روابط عمومی اداره کل منابع طبیعی استان اصفهان و گفتمان سازنده با استانداری، نظر مثبت این اداره دریافت و در اوایل اسفند ماه 87 موفق به دریافت مصوبه هیأت رسیدگی به امور معادن استان برای بلوکه شدن معدن خاک رس دق پیوک گردیدم.
با داشتن مجوز معدن خاک رس از استانداری و پروانه تأسیس از سازمان صنایع و معادن استان اصفهان، بلافاصله از سازمان درخواست واگذاری زمین در اطراف "انارک" را نمودم که به امور اراضی استان معرفی و بدنبال آن به مدیریت جهاد کشاورزی شهرستان نایین واگذار شدم.
با کمک مهندس ک.ل.ا که از ایشان سپاسگزارم، کروکی محل زمین درخواستی و معدن تهیه و در اواسط اسفندماه با پرداخت حقوق دامدار دق پیوک رفع معارض گردید.
استعلامهای چندگانه دولتی را دستم دادند و دوباره یک پایم انارک و دیگری در نایین و رایزنی با دوستان برای دریافت هرچه زودتر نظر مساعد ادارات مختلف شهرستان نایین شروع شد که شامل شبکه بهداشت و درمان نایین هم می شد. گهگاهی هم با درهای بسته مدیران در جلسات مختلف یا مأموریت مواجه و دست از پا درازتر به انارک بر می گشتم.
این چند خان را با موفقیت گذراندم تا در اردیبهشت ماه 88 در فرمانداری شهرستان نایین، صورتجلسه موافقت با واگذاری زمین در پنج کیلومتری جاده انارک به نایین را مشاهده نمودم. با دیدن آن خستگی را فراموش کردم.
اما این پایان ماجرا نبود. هنوز نتوانسته بودم پاسخ مثبت بنیاد مسکن شهرستان را بگیرم.
پنج شنبه, 06 ارديبهشت 1397 19:00

عظمت از دست رفته 
انارک نیوز - از زمان ترک دیار سالهای زیادی گذشته بود ولی همه ساله چندین بار برای زیارت اقوام ندیم و دوستان قدیم به آنجا می شدم تا هجران از دل بزدایم و ادای دین بنمایم. 
یک بار که بر این باب به دیار رفته بودم هوای دیدن کوچه های قدیمی شهر در سر افتاد و لنگان و آهسته به کوچه ها درآمدم. به هر خانه ای می رسیدم بر در و دیوار آن می نگریستم و خاطرات گذشته در ذهنم زنده می گردید و گاه طاقت از کف میدادم و بر گذشته افسوس می خوردم.
ناگهان خود را در ابتدای یکی از کوچه های منشعب از راسته بازار یا همان راسه کیچه قدیم خودمان یافتم.  دکانی با دربی فلزی متعلق به مرحوم محمد مهدی.
ایستادم و زمانی بر در و دیوار آن نگریستم. به خاطر آوردم ایام طفولیت و عنفوان شباب خود و سایر دوستان را که کیسه ای در دست به آن دکان می شدیم برای خرید قند و چای و دیگر مایحتاج زندگی. کله قندی را وزن می کرد و با چرتکه محاسبه و در دفتر حساب خود به خط سیاق یادداشت می نمود.
دلم گرفت. به راه شدم . در مسیر خود دکانهای بسته را دیدم یکی پس از دیگری.
لحظه ای دوران قدیم را در خاطر خود زنده گردانیدم. صبح را که با آفتابه ای از آب مقابل هر دکانی آب پاشی می شد و ساعتی از ظهر گذشته را که تعدادی از بازاریان برسکوی درب مغازه مرحوم آقا حسین می نشستند و اخبار رادیو را با جان و دل می نشینند و با هم بحث می کردند. اخبار داغ جنگ ویتنام و تفسیر سیاسی روز را.
راسته بازار نه این بود که اکنون جلوه گر است با معدود مغازه به اندازه انگشتان یک دست.
روزگاری جمعیت دیار ما انارک شاید از پنج هزار نفر تجاوز می کرده. مدارس پربود از دانش آموز و معادن مملو از کارگر و دانش اندوز. همه اصحاب به کار و زندگی ها برقرار و دکانها پر بود از خوراکی ها و پارچه و دیگر مایحتاج زندگی.
به هر درب دکان قدیم که می رسیدم سیمای محجوب و خنده زلال و چهره گشاده صاحب دکان را که اکنون به جز یکی دو نفر از آنها در قید حیات نیستند به خاطر می آورم.
خداوند تمام آنها را بیامرزد و رحمتشان کند و آنهایی را که در قید حیات اند سلامت بدارد. 
به هر روی راسته بازار عظمتی داشت بس والا. بازاریانی با انصاف و قانع . کسی از بازاریان در پی کسب سود و اندوختن مال از راه حرام نبود. کاسبی بود و گذران زندگی. نه شکایتی می شد از ایشان و نه حکایتی بود از خلاف آنان و پیشه ورانی بودند که به کارهای مختلفی اشتغال داشتند.
بازاری بود خود ساخته و بی پرده. بزرگتر ها خوب به یاد دارند اسامی آنها را. مرحومان :
غلامحسین قاسمی نژاد (روغنی) بقال- علی واحدی (حلبی ساز)- حسین رجایی (تعمیرکار سماور)- آقا غضنفر (بقال)- آقاحسین مرتضوی (بقال)- سید حسین جوادزاده (بقال)- صمد صمدی (ساعت ساز)- حسن عرب (بقال)- نرگس عرب (بقال)- جعفرقلی بقایی (قصاب)- عزیزا.. قادرزاده (قصاب)- محمدرضا یاور (کافی) قصاب- حسین صدیقی (بقال)- محمد داماد نرگس عرب (بقال)- عمویی (بقال)- حاجی سعیدی (بقال)- حاج عباس معصومی (بقال)- علی آقا هاشمی (بقال)- حسین زواره ای (فرش فروش)- عبدالحمید زواره ای (پینه دوز و تعمیرکار گیوه)- محمد روحانی (بقال)- حاج باقر طاهری (بقال)- خدیجه صفاری (میوه فروش)- استاد رضا محمدی (میوه فروش در تابستانها)- محمد وکیل زاده (وکیلی) نجار- استاد محمد جندقی (آرایشگر و دندان کش) و آقایان اسماعیل بنیادی (بقال) و حسن صحرایی (حلبی ساز) و شاید نزدیک به ده مورد نانوایی خانگی در محله های مختلف شهر.
توضیح این که در بقالی های شهر علاوه بر مواد خوراکی همه نوع وسیله و از جمله پارچه – باطری چراغ قوه- ظروف نیکلی آشپزخانه- شیرینی و تقریبا تمام احتیاجات آن زمان خانواده ها یافت می شد و کسی برای خرید به سایر بلاد مسافرت نمی کرد.
به یاد دارم دکتر دندان پزشکی در شهر نبود و استاد محمد جندقی با وسیله مخصوص به خود شخص مریض را در مغازه بر روی صندلی می نشانید و مشغول کشیدن دندان وی می شد که گاه از شدت درد مریض ناتوان از صندلی بر زمین می نشست و گاهی تا نیمه راه راسته بازار در حالی که استاد مشغول کشیدن دندان وی بود بر زمین می غلتید زیرا در آن زمان داروی بی حسی برای دندان وجود نداشت ولی اینک کسی صبحگاهان راسته بازار را آب و جارو نمی کند. صدای خنده کودکان به گوش نمی رسد تا با قهقه و شادی خود قلم شیرینی یک ریالی را به رخ دیگران بکشند و با ده شاهی جیبی پر از تخمه کنند.
دیگر سیمای بشاش بازاریان به چشم نمی آید. بوی ادویه محلی در راسته بازار مشام ساکنین را عطر آگین نمی کند. چند درب مغازه باقی مانده بسیار سوت و کور است. اگر آقایان شفیعی و بلوچی و یکی دو صاحب مغازه دیگر نبودند فقط نامی از آن بود چون جسمی بدون روح.
یاد باد آن راسته بازار قدیم *** با بزرگانی چو گل شاد و بسیم
خوش سخن چون بلبلان نغمه خوان *** نیک خو چون دایه های مهربان
بود شاهین ترازوشان دقیق *** با همه بودند چون یاری صدیق
با ملایک بود کار و بارشان *** کم فروشی کس ندید در کارشان
روحشان با رحمت حق باد شاد *** یادشان پیوسته اندر یاد باد
(کلامی از محمد رجایی انارکی)


یادش بخیر
دور از هیاهوی شهرهای صنعتی و بوی دود اتومبیل. فضایی آرام با بوی دلنشین آتش هیزم و صدای سماور در حال جوش با آبی از سراب.
چه دلچسب چای آتش پز قند پهلو در پیاله و خوردن با همان پا پیاله خودمان بی مزاحمت و بی دردسر و هیاهوی همسایه.
یادش بخیر قدما که نانی را در آبدوغ یا آب کشکی رقیق همانند رنگ آسمان به ظرفی بزرگ لقمه می کردند و دست جمعی در هوای گرم تابستان زیر ساباط بر گرد آن می نشستند و به نوبت با قاشقی آن را نوش جان می کردند و یا با دست لقمه بر دهان می نهادند و لذت می بردند.
خوردن دمپخت روی آتش کیلک با قابلمه مسی زیر ساباط روی گیلیم جُلی چه کیفی داره یادش بخیر از اون روزها فقط خاطره ای مانده هیهات.... یادش بخیر
(عکس از سابات خانه خاله رباب)


یادی از کامیونداران قدیم
در زمانهای قدیم از حدود سنه 1320 تا دهه 40 کامیوندارانی می‌زیستند که زحمات بسیاری متحمل می‌شدند. سالیان دراز را در جاده خاکی انارک نائین پشت فرمان اینترناش‌ها و دیگر خودرو‌ها راندند تا سنگ معادن انارک را به بنادر ایران از جمله بندر پهلوی و دیگر نقاط حمل کنند. آن روز‌ها استاد رضا با یک دستگاه کمپرسی خدمات این کامیون‌ها را انجام می‌داد. آن روزگار خدمات پستی انارک را یک دستگاه کامیون استودی دو کابین از آقای محمود قاضبی انجام می‌داد.
یادی کنیم از تمام این زحمتکشان پشت فرمان که روزگاری آبادانی و رونق را به انارک هدیه می‌آوردند ولی اکنون اسیر خاک گشته.
یادشان گرامی و فاتحه‌ای نثار روح این عزیزان می‌کنیم، عزیزانی چون حاج علی آقا طاهری، میرزا اشرف، مهدی اشرف، حسین عرب، حبیب صفاری، عبد الرحیم طالبی، حسن نوروزی، آقای محمدی و دیگرانی که از قلم نگارنده جا ماندند. (hasar در 1392/04/01)


 حسین نوروزی انارکی كاشف معدن مس سرچشمه
29 فروردین سال جاری, پرسشی در فیس بوک مطرح کردم که کاشف معادن مس سرچشمه کرمان که یک شخصیت انارکی بوده است , نامش چیست؟
ما انارکی ها که به حق ادعا داریم, سابقه قدیمی ترین معادن ایران را داریم, سابقه ای که قدمت ان به چند هزار سال می رسد, کسی پاسخ صحیح ام را نداد.
همواره در میان هر قوم, قبیله و ملت, گروهی که در زمره روشنفکران محسوب میشوند و عمرشان را در کارهای پژوهشی و تحقیقاتی صرف کرده اند, چنین وظایفی بر دوش آنهاست.باید با اگاه کردن سایرین, دستاوردها و افتخارات خود را خبررسانی کنند. افسوس! شتر را گم کرده ایم و دنبال افسارش می گردیم.
اواخر سال های 1950 میلادی, یک محقق معدنشناس انگلیسی مستر واتس, به معادن کرومیت اسفندقه کرمان - بندرعباس ماموریت پیدا کرد تا از ذخایر و عیار سنگهای این معادن اطلاع پیدا کند. مرحوم پدرم مباشر و استادکار آن معادن بود.
قرار شد شخص دیگری را نیز که نظیر مستر واتس, معدنشناس باشد معرفی گردد تا در حومه کرمان و رفسنجان کاوشگری کند و چنین وظیفه ای را انجام دهد. پدر, حسین نوروزی انارکی را که در معادن انارک یا اصفهان مشغول کار بود, معرفی کرد و اعزام شدند. با یک قمقمه اب و یک چکش, در کوهها و بیابانهای کرمان رهایش کردند تا کاوشگری کند. همراهانش, دو نفر از مردم بومی منطقه به عنوان راهنما بودند. انواع مشقت ها را متحمل شد. مارگزیدگی, مالاریا, گرسنگی و بی غذائی. سرگردان در کوه و بیابان بود و دست بردار نبود. می گفت نا امید نیستم. هنوز چند منطقه مانده است که باید کاوش کنم. منظورم از این نوشته ها, پرداختن به غیرت و شرف انارکی ست. دست خالی برگشتن را ننگ خود میدانست. نمونه سنگ هائی که در اخرین کاوش ها یافته بود به معدن اسفندقه, نزد پدر اورد و گفت: معدنی یافته ام که مس چکشی دارد. یعنی اینکه اگر با چکش بر روی سنگ بزنید, بجای انکه سنگ بشکند, خم می شود.
نزد مهندس واتس و پدر عیار آن سنگ مس را و اینکه در هر تن آن چه میزان باید طلا و نقره باشد, با لمس انگشتانش تعین کرد و چنین نیز بود.
اکتشاف حسین نوروزی, برای دولت وقت - علی امینی - آنقدر اهمیت داشت که مهندس قراگوزلو, مدیرعامل معادن و فلزات, ایشان را به هیات دولت برد تا مورد قدر دانی قرار گیرد. در هیات دولت و شخص نخست وزیر, ستایش بسیاری از ایشان به عمل آمد و تصویب شد که ماهی هزار تومان علاوه بر حقوق ماهانه تعلق گیرد. مهندس واتس در مجله تایم, مقاله ای نوشت و اقای نوروزی را به عنوان Scanner - کاوشگر معدن معرفی کرد. هنوز در معادن انگلیس, در میان کارگران و معدنکاران آنجا, کسی را که سنگ شناس برجسته معدن باشد را نوروزی اسکنر می نامند. بزرگواری این مرد و شخصیت بی نظیرش مثال زدنیست دنبال شهرت نبود. در همان موقع کسانی بودند که پیشنهادهای مالی سنگینی به او می دادند که اگر معدنی پیدا کرد, قبل از انکه به دولت خبر دهد به آنها بگوید تا بتوانند جواز آن معدن را کسب کنند که انجام چنین کاری را دور از شان خود می دانست. چندی پیش در همین فیس بوک از خانواده اش پرسیدم که آیا می دانید مرحوم پدرتان چه شخصیت بزرگی بوده و چه کرده است؟ اطلاعی نداشتند.
انارکی یعنی عزت نفس , شرف , بی نیازی در عین نیازمندی. باید به این مردم سخت کوش, احترام گذاشت. میر جلال فاطمی (hasar در 1392/06/05)


تنها اتوبوس مسافربری انارک
مدلش قدیمی بود و راننده اش بومی. سالها بود که هر صبحدم از انارک بسوی اصفهان حرکت می کرد و شبانگاه برمی گشت. تعداد مسافرش در اغلب اوقات کم بود از این رو به زحمت مخارج خود و راننده اش را تأمین می کرد. محمد که نام پدرش را برای شناسایی استفاده می کرد از 1350 در این خط رفت و آمد می کرد. می گفت: سالهاست قصد تعویض اتوبوس را دارم، امکاناتم اجازه نمی دهد و کسی هم حمایتم نمی کند. بسیار به این در و آن در زده ام اما نتیجه ای نگرفته ام.*
بالاخره در تابستان 92 مجبور به فروش اتوبوس شد و مردم برای رفتن به نایین و اصفهان دچار سختی بسیار شدند. (* برگزیده از کتاب " انارک از دیدگاه تاریخی، جغرافیایی و اجتماعی" اثر محمدعلی ابراهیمی انارکی)