امروز: جمعه 28 تیر 1398 برابر با 19 جولای 2019

پنج شنبه, 06 ارديبهشت 1397 19:00

عظمت از دست رفته 
انارک نیوز - از زمان ترک دیار سالهای زیادی گذشته بود ولی همه ساله چندین بار برای زیارت اقوام ندیم و دوستان قدیم به آنجا می شدم تا هجران از دل بزدایم و ادای دین بنمایم. 
یک بار که بر این باب به دیار رفته بودم هوای دیدن کوچه های قدیمی شهر در سر افتاد و لنگان و آهسته به کوچه ها درآمدم. به هر خانه ای می رسیدم بر در و دیوار آن می نگریستم و خاطرات گذشته در ذهنم زنده می گردید و گاه طاقت از کف میدادم و بر گذشته افسوس می خوردم.
ناگهان خود را در ابتدای یکی از کوچه های منشعب از راسته بازار یا همان راسه کیچه قدیم خودمان یافتم.  دکانی با دربی فلزی متعلق به مرحوم محمد مهدی.
ایستادم و زمانی بر در و دیوار آن نگریستم. به خاطر آوردم ایام طفولیت و عنفوان شباب خود و سایر دوستان را که کیسه ای در دست به آن دکان می شدیم برای خرید قند و چای و دیگر مایحتاج زندگی. کله قندی را وزن می کرد و با چرتکه محاسبه و در دفتر حساب خود به خط سیاق یادداشت می نمود.
دلم گرفت. به راه شدم . در مسیر خود دکانهای بسته را دیدم یکی پس از دیگری.
لحظه ای دوران قدیم را در خاطر خود زنده گردانیدم. صبح را که با آفتابه ای از آب مقابل هر دکانی آب پاشی می شد و ساعتی از ظهر گذشته را که تعدادی از بازاریان برسکوی درب مغازه مرحوم آقا حسین می نشستند و اخبار رادیو را با جان و دل می نشینند و با هم بحث می کردند. اخبار داغ جنگ ویتنام و تفسیر سیاسی روز را.
راسته بازار نه این بود که اکنون جلوه گر است با معدود مغازه به اندازه انگشتان یک دست.
روزگاری جمعیت دیار ما انارک شاید از پنج هزار نفر تجاوز می کرده. مدارس پربود از دانش آموز و معادن مملو از کارگر و دانش اندوز. همه اصحاب به کار و زندگی ها برقرار و دکانها پر بود از خوراکی ها و پارچه و دیگر مایحتاج زندگی.
به هر درب دکان قدیم که می رسیدم سیمای محجوب و خنده زلال و چهره گشاده صاحب دکان را که اکنون به جز یکی دو نفر از آنها در قید حیات نیستند به خاطر می آورم.
خداوند تمام آنها را بیامرزد و رحمتشان کند و آنهایی را که در قید حیات اند سلامت بدارد. 
به هر روی راسته بازار عظمتی داشت بس والا. بازاریانی با انصاف و قانع . کسی از بازاریان در پی کسب سود و اندوختن مال از راه حرام نبود. کاسبی بود و گذران زندگی. نه شکایتی می شد از ایشان و نه حکایتی بود از خلاف آنان و پیشه ورانی بودند که به کارهای مختلفی اشتغال داشتند.
بازاری بود خود ساخته و بی پرده. بزرگتر ها خوب به یاد دارند اسامی آنها را. مرحومان :
غلامحسین قاسمی نژاد (روغنی) بقال- علی واحدی (حلبی ساز)- حسین رجایی (تعمیرکار سماور)- آقا غضنفر (بقال)- آقاحسین مرتضوی (بقال)- سید حسین جوادزاده (بقال)- صمد صمدی (ساعت ساز)- حسن عرب (بقال)- نرگس عرب (بقال)- جعفرقلی بقایی (قصاب)- عزیزا.. قادرزاده (قصاب)- محمدرضا یاور (کافی) قصاب- حسین صدیقی (بقال)- محمد داماد نرگس عرب (بقال)- عمویی (بقال)- حاجی سعیدی (بقال)- حاج عباس معصومی (بقال)- علی آقا هاشمی (بقال)- حسین زواره ای (فرش فروش)- عبدالحمید زواره ای (پینه دوز و تعمیرکار گیوه)- محمد روحانی (بقال)- حاج باقر طاهری (بقال)- خدیجه صفاری (میوه فروش)- استاد رضا محمدی (میوه فروش در تابستانها)- محمد وکیل زاده (وکیلی) نجار- استاد محمد جندقی (آرایشگر و دندان کش) و آقایان اسماعیل بنیادی (بقال) و حسن صحرایی (حلبی ساز) و شاید نزدیک به ده مورد نانوایی خانگی در محله های مختلف شهر.
توضیح این که در بقالی های شهر علاوه بر مواد خوراکی همه نوع وسیله و از جمله پارچه – باطری چراغ قوه- ظروف نیکلی آشپزخانه- شیرینی و تقریبا تمام احتیاجات آن زمان خانواده ها یافت می شد و کسی برای خرید به سایر بلاد مسافرت نمی کرد.
به یاد دارم دکتر دندان پزشکی در شهر نبود و استاد محمد جندقی با وسیله مخصوص به خود شخص مریض را در مغازه بر روی صندلی می نشانید و مشغول کشیدن دندان وی می شد که گاه از شدت درد مریض ناتوان از صندلی بر زمین می نشست و گاهی تا نیمه راه راسته بازار در حالی که استاد مشغول کشیدن دندان وی بود بر زمین می غلتید زیرا در آن زمان داروی بی حسی برای دندان وجود نداشت ولی اینک کسی صبحگاهان راسته بازار را آب و جارو نمی کند. صدای خنده کودکان به گوش نمی رسد تا با قهقه و شادی خود قلم شیرینی یک ریالی را به رخ دیگران بکشند و با ده شاهی جیبی پر از تخمه کنند.
دیگر سیمای بشاش بازاریان به چشم نمی آید. بوی ادویه محلی در راسته بازار مشام ساکنین را عطر آگین نمی کند. چند درب مغازه باقی مانده بسیار سوت و کور است. اگر آقایان شفیعی و بلوچی و یکی دو صاحب مغازه دیگر نبودند فقط نامی از آن بود چون جسمی بدون روح.
یاد باد آن راسته بازار قدیم *** با بزرگانی چو گل شاد و بسیم
خوش سخن چون بلبلان نغمه خوان *** نیک خو چون دایه های مهربان
بود شاهین ترازوشان دقیق *** با همه بودند چون یاری صدیق
با ملایک بود کار و بارشان *** کم فروشی کس ندید در کارشان
روحشان با رحمت حق باد شاد *** یادشان پیوسته اندر یاد باد
(کلامی از محمد رجایی انارکی)


یادش بخیر
دور از هیاهوی شهرهای صنعتی و بوی دود اتومبیل. فضایی آرام با بوی دلنشین آتش هیزم و صدای سماور در حال جوش با آبی از سراب.
چه دلچسب چای آتش پز قند پهلو در پیاله و خوردن با همان پا پیاله خودمان بی مزاحمت و بی دردسر و هیاهوی همسایه.
یادش بخیر قدما که نانی را در آبدوغ یا آب کشکی رقیق همانند رنگ آسمان به ظرفی بزرگ لقمه می کردند و دست جمعی در هوای گرم تابستان زیر ساباط بر گرد آن می نشستند و به نوبت با قاشقی آن را نوش جان می کردند و یا با دست لقمه بر دهان می نهادند و لذت می بردند.
خوردن دمپخت روی آتش کیلک با قابلمه مسی زیر ساباط روی گیلیم جُلی چه کیفی داره یادش بخیر از اون روزها فقط خاطره ای مانده هیهات.... یادش بخیر
(عکس از سابات خانه خاله رباب)


یادی از کامیونداران قدیم
در زمانهای قدیم از حدود سنه 1320 تا دهه 40 کامیوندارانی می‌زیستند که زحمات بسیاری متحمل می‌شدند. سالیان دراز را در جاده خاکی انارک نائین پشت فرمان اینترناش‌ها و دیگر خودرو‌ها راندند تا سنگ معادن انارک را به بنادر ایران از جمله بندر پهلوی و دیگر نقاط حمل کنند. آن روز‌ها استاد رضا با یک دستگاه کمپرسی خدمات این کامیون‌ها را انجام می‌داد. آن روزگار خدمات پستی انارک را یک دستگاه کامیون استودی دو کابین از آقای محمود قاضبی انجام می‌داد.
یادی کنیم از تمام این زحمتکشان پشت فرمان که روزگاری آبادانی و رونق را به انارک هدیه می‌آوردند ولی اکنون اسیر خاک گشته.
یادشان گرامی و فاتحه‌ای نثار روح این عزیزان می‌کنیم، عزیزانی چون حاج علی آقا طاهری، میرزا اشرف، مهدی اشرف، حسین عرب، حبیب صفاری، عبد الرحیم طالبی، حسن نوروزی، آقای محمدی و دیگرانی که از قلم نگارنده جا ماندند. (hasar در 1392/04/01)


 حسین نوروزی انارکی كاشف معدن مس سرچشمه
29 فروردین سال جاری, پرسشی در فیس بوک مطرح کردم که کاشف معادن مس سرچشمه کرمان که یک شخصیت انارکی بوده است , نامش چیست؟
ما انارکی ها که به حق ادعا داریم, سابقه قدیمی ترین معادن ایران را داریم, سابقه ای که قدمت ان به چند هزار سال می رسد, کسی پاسخ صحیح ام را نداد.
همواره در میان هر قوم, قبیله و ملت, گروهی که در زمره روشنفکران محسوب میشوند و عمرشان را در کارهای پژوهشی و تحقیقاتی صرف کرده اند, چنین وظایفی بر دوش آنهاست.باید با اگاه کردن سایرین, دستاوردها و افتخارات خود را خبررسانی کنند. افسوس! شتر را گم کرده ایم و دنبال افسارش می گردیم.
اواخر سال های 1950 میلادی, یک محقق معدنشناس انگلیسی مستر واتس, به معادن کرومیت اسفندقه کرمان - بندرعباس ماموریت پیدا کرد تا از ذخایر و عیار سنگهای این معادن اطلاع پیدا کند. مرحوم پدرم مباشر و استادکار آن معادن بود.
قرار شد شخص دیگری را نیز که نظیر مستر واتس, معدنشناس باشد معرفی گردد تا در حومه کرمان و رفسنجان کاوشگری کند و چنین وظیفه ای را انجام دهد. پدر, حسین نوروزی انارکی را که در معادن انارک یا اصفهان مشغول کار بود, معرفی کرد و اعزام شدند. با یک قمقمه اب و یک چکش, در کوهها و بیابانهای کرمان رهایش کردند تا کاوشگری کند. همراهانش, دو نفر از مردم بومی منطقه به عنوان راهنما بودند. انواع مشقت ها را متحمل شد. مارگزیدگی, مالاریا, گرسنگی و بی غذائی. سرگردان در کوه و بیابان بود و دست بردار نبود. می گفت نا امید نیستم. هنوز چند منطقه مانده است که باید کاوش کنم. منظورم از این نوشته ها, پرداختن به غیرت و شرف انارکی ست. دست خالی برگشتن را ننگ خود میدانست. نمونه سنگ هائی که در اخرین کاوش ها یافته بود به معدن اسفندقه, نزد پدر اورد و گفت: معدنی یافته ام که مس چکشی دارد. یعنی اینکه اگر با چکش بر روی سنگ بزنید, بجای انکه سنگ بشکند, خم می شود.
نزد مهندس واتس و پدر عیار آن سنگ مس را و اینکه در هر تن آن چه میزان باید طلا و نقره باشد, با لمس انگشتانش تعین کرد و چنین نیز بود.
اکتشاف حسین نوروزی, برای دولت وقت - علی امینی - آنقدر اهمیت داشت که مهندس قراگوزلو, مدیرعامل معادن و فلزات, ایشان را به هیات دولت برد تا مورد قدر دانی قرار گیرد. در هیات دولت و شخص نخست وزیر, ستایش بسیاری از ایشان به عمل آمد و تصویب شد که ماهی هزار تومان علاوه بر حقوق ماهانه تعلق گیرد. مهندس واتس در مجله تایم, مقاله ای نوشت و اقای نوروزی را به عنوان Scanner - کاوشگر معدن معرفی کرد. هنوز در معادن انگلیس, در میان کارگران و معدنکاران آنجا, کسی را که سنگ شناس برجسته معدن باشد را نوروزی اسکنر می نامند. بزرگواری این مرد و شخصیت بی نظیرش مثال زدنیست دنبال شهرت نبود. در همان موقع کسانی بودند که پیشنهادهای مالی سنگینی به او می دادند که اگر معدنی پیدا کرد, قبل از انکه به دولت خبر دهد به آنها بگوید تا بتوانند جواز آن معدن را کسب کنند که انجام چنین کاری را دور از شان خود می دانست. چندی پیش در همین فیس بوک از خانواده اش پرسیدم که آیا می دانید مرحوم پدرتان چه شخصیت بزرگی بوده و چه کرده است؟ اطلاعی نداشتند.
انارکی یعنی عزت نفس , شرف , بی نیازی در عین نیازمندی. باید به این مردم سخت کوش, احترام گذاشت. میر جلال فاطمی (hasar در 1392/06/05)


تنها اتوبوس مسافربری انارک
مدلش قدیمی بود و راننده اش بومی. سالها بود که هر صبحدم از انارک بسوی اصفهان حرکت می کرد و شبانگاه برمی گشت. تعداد مسافرش در اغلب اوقات کم بود از این رو به زحمت مخارج خود و راننده اش را تأمین می کرد. محمد که نام پدرش را برای شناسایی استفاده می کرد از 1350 در این خط رفت و آمد می کرد. می گفت: سالهاست قصد تعویض اتوبوس را دارم، امکاناتم اجازه نمی دهد و کسی هم حمایتم نمی کند. بسیار به این در و آن در زده ام اما نتیجه ای نگرفته ام.*
بالاخره در تابستان 92 مجبور به فروش اتوبوس شد و مردم برای رفتن به نایین و اصفهان دچار سختی بسیار شدند. (* برگزیده از کتاب " انارک از دیدگاه تاریخی، جغرافیایی و اجتماعی" اثر محمدعلی ابراهیمی انارکی)

چهارشنبه, 05 ارديبهشت 1397 00:22
انارک نیوز - باید دریابیم مشکلات ما چیست و بدنبال یافتن راه حلی برای آن باشیم.
برای این کار به یکی از روش های کارساز در حل مسایل در چند گام ساده می پردازیم. که عبارتند از پرسش، پیامد (معلول)، چرایی (علت)، چاره (راه حل) و انجام.
1- به جای فکر کردن، «برو و ببین»: بررسی مسئله باید با مشارکت افرادی که از نزدیک با مشکل و کار مربوطه در ارتباط هستند صورت گیرد نه با فکر کردن در اتاق‌های جلسات و توسط افرادی که هیچ نقشی در مواجهه با مشکل نداشتند. 
2- یافتن مشکل: باید مسئله بطور واضح و صحیح مطرح و شاخ و برگ های دور و برش را که علایم ناشی از بروز مشکل می باشند را بررسی نمایید. حواشی باعث می شوند ذهن به بیراهه رود و مشکل اصلی پنهان بماند. با چند پرسش "چرا" به مشکل نزدیکتر و نزدیکتر شوید تا آنرا بیابید.
تا مشکل اصلی را نیافته اید راه حلی برای آن یافت نخواهد شد. 
3- چرایی ریشه ای: پس از یافتن مشکل، آنرا بایستی تجزیه و تحلیل کنید تا راحت‌تر به راه حل برسید. برای یافتن و حل مشکل اضطراب، ذهن را فلج  می کند.  
چرایی رخ دادنش را بررسی و حواشی را حذف نمایید تا علل ریشه ای مشکل نمایان شود. پس از یافتن علل بروز مشکل، حل مشکل ساده می شود.
بایستی توجه شود که تفاوت بین واقعیات و فرضیات را بدانید و این دو را با هم قاطی نکنید. با موشکافی و ارزیابی واقعیات علل باید علت ریشه ای را بیابید.
4- راه حل ها: وقتی عقل‌هایتان را روی هم می‌گذارید، نتیجه یقیناً بهتر خواهد‌ شد. پس بگذارید در گروه گفتگو شکل بگیرد و افراد آزادانه صحبت نمایند. بر روی راه حل خود پافشاری نکنید تا  افکار و راه حل ها تقویت و خرد جمعی تصمیم نهایی را بگیرد.
پس از اینکه لیست راهکارهای جایگزین را تهیه کردید، جدولی شامل مزایا و معایب هر یک تهیه شود. زمانی که مشغول بررسی مزایا و معایب هر یک از راهکارهای جایگزین هستید، عواقب هر کدام را در کوتاه، میان و بلند مدت در نظر داشته باشید. پس از تهیه این جدول، می‌توانید ارزیابی دقیقی از هر یک از راهکارهای پیشنهادی داشته باشید.
برای حل نباید به راه حل موقت بسنده کنید. اقدام پیشگیرانه را انجام و سپس اقدام نمایید.
5- اجرا و پیاده‌سازی راه‌حل: پس از آنکه راه‌ حل نهایی را انتخاب کردید، زمان آن است تا روند اجرا و پیاده‌سازی آن را به دقت بررسی و برنامه‌ریزی کنید. این روند قرار نیست روندی پیچیده باشد، بلکه در آن شما گام‌های لازم برای اجرایی کردن راه حل نهایی را تعیین می‌کنید.
بدین ترتیب برای اجرای و پیاده‌سازی راه‌ حل یک نقشه‌ راه دقیق در اختیار دارید.
سه شنبه, 04 ارديبهشت 1397 16:25
انارک نیوز - در هر شهری تعدادی انگشت شمار هستند که خود را عقل کل می دانند! ازمابهترانی که آقاییشان از آنجا است اما خود را آقای آنجا می دانند. خود را دورنگر می دانند هرچند حتی تا نوک بینی خود را هم درست نمی بینند. اینان همیشه نخود هر آشی که منفعتی برایشان داشته باشد هستند. اینها خود را صاحب اختیار و قیم دیگران می پندارند و حقی برای دیگران قایل نیستند. همراهانشان هم کم، اما نان را به نرخ روز می خورند. اینان اگر قرار باشد بین منافع خود و منافع زادگاهشان یکی را انتخاب کنند، آبی نمی آورند و سبو را هم می شکنند. بگذریم. 

در سال 1378 شرکتی برای ایجاد اشتغال با پول عده ای از مردم که با نیت پاک پا پیش گذاشته بودند، تاسیس شد. در کمتر از یک سال قسمتی از سرمایه نابود و مقداری ماشین آلات باقی ماند که فروختند. فلانی سهم خود را کمال و تمام برداشت و بی انصاف بقیه اش را هم بین دیگر سهامداران تقسیم نکرد و خود می داند با پول دیگران چه کرد! بگذریم.

مزار قدیمی را خراب می کنند تا فضای سبز شود! اما آیا کل طرح فضای سبر محدود به مزار می شد؟ آیا به احساسات مردم احترام گذاشته شد؟ شهردار این تصمیم را گرفت یا شورای شهر؟ گفتا ز که نالیم؟ که از ماست که بر ماست! بگذریم.

کم کم اعتیاد باعث مرگ یکی دو نفری شد. زمزمه هایی از سرقت اموال شخصی و عمومی پیش آمد که عاملان آن بسیار جوان بودند. از خویشان ما که نبودند. گذشتیم.

مدارس رو به تعطیلی و پدر و مادرها با فرزندانشان راهی مرکز شهرستان و استان های مجاور شدند. فرزندان ما حاشیه نشینیان شهرهای بزرگ شدند. جلسات متعددی با شرکت همشهریان گرفته می شود. سخنرانی های پرشوری می شود اما نتیجه ای حاصل نمی شود! چرا؟ شاید همدرد نیستیم.

از همه اینها با دلی پردرد گذشتیم اما خدا را شکر که عده ای از نقاط دیگر آمدند تا اینجا را برای ما نگهدارند و گرنه شاید امروز از اینجا فقط نامی مانده بود. خدا خیرشان دهد.

دوشنبه, 03 ارديبهشت 1397 00:39
انارک نیوز - بعد از فراز معادن و فرغون سازی، در زمان آقای مهندس رضوی، کارخانه سیمان و یک گرد همایی بزرگ در اصفهان برای کارخانه سیمان را داشتیم. نایین داشت جلو می رفت اما انارک درجا می زد.
دیگر از اینکه شاهد باشم که کاری اساسی برای بکارگیری جوانان نمی شود خسته شدم. حوانان برای رأی گیری استفاده و بعد از گردونه خارج می شوند.
توی فاز ساخت کارخانه ای برای انارک و استفاده از درآمدش در انارک شدم. جوانانی که در انارک زندگی کنند و خانواده تشکیل دهند. کار و افزایش جمعیت جوانان و رونق اقتصادی انارک را همزمان با هم می خواستم. بدنبالش به فکر فروشگاه لوازم خانگی بزرگ و وام به کارکنان برای رفاه آنان هم بودم.
سال 1386 با دوستان جلسات دنبال همی برای یافتن کاری که در انارک جواب دهد داشتیم که نتیجه اش همین کارخانه آجر بود که قبلاً خشتش را زده بودند و دق پیوک هم برای خاک رس موردنیاز می توانست مورد استفاده قرار گیرد. خاکش را هم به کمک یار گرامی آقای محسن ثابتی به جندق فرستادیم که از آن تعریف شد و وزنش کمتر و محکم بود. رنگش هم زیبا و گل بهی بود.
از نظر تجربی همه چیز روبراه بود. برای اطمینان بیشتر، در اردیبهشت ماه 87 خاک رس دق برای آزمایش به اداره کل آزمایشگاه فنی و مکانیک خاک استان اصفهان ارسال که مناسب تشخیص داده شد. شادی ما قابل وصف نبود.
اینک خانهای دریافت مجوز دولتی بایستی شروع می شد.
اردیبهشت ماه 1387 پیگیر جواز تأسیس از سازمان صنایع و معادن استان اصفهان شدم که به خانه صنعت و معدن استان معرفی و با قرار با کارشناس آنان در دق و چاه کندن و برداشت خاک از عمق، بالاخره با کمک دوست گرامیم غ.م. آنرا دریافت کردم. بنظر خیلی شکاک شاید هم ناشی می آمدند. شاید فکر می کردند پول بادآورده سراغ داریم و می خواهیم با نام کارخانه آجر آنرا تاراج نماییم.
خان اول با صرف وقت و هزینه زیاد طی شد.
هیچ طرحی بدون مطالعه و مشاور خبره به نتیجه نمی رسد. پس از رایزنی های زیاد، قراردادی با مشاور صنایع سفال بستم. ایشان هم خاک را دوباره در آزمایشگاه دیگر آزمایش و پس از پختن در کوره تأیید نمودند.
الزام بعدی گرفتن معدن خاک رس دق پیوک بود که 5 تیرماه درخواست مکان یابی در منطقه محروم انارک را به استانداری دادم. اواسط تیرماه با پیگیری مستمر، مراحل اداری طی و رویاروی با استعلام های مختلف دولتی شدم.
تابستان داغ بود و یک پایم انارک و پای دیگرم اصفهان که توانستم با تلاش و مراجعات متناوب، نظر مثبت آنان حتی اداره میراث فرهنگی را بگیرم. از حسن نیت و سرعت پاسخگویی آنان سپاسگزارم.
اما اداره کل منابع طبیعی استان اصفهان وضعیتی دیگر داشت و اینجا بود که اولین چالش وقت بر و سد راه را تجربه که در شهریور ماه به درخواست ملاقات با استاندار محترم آقای بختیاری برای حل مشکل انجامید.
یکشنبه, 02 ارديبهشت 1397 12:44
انارک نیوز - رسانه رکن چهارم دموکراسی است اما در ایران دموکراسی به معنای واقعی وجود ندارد. اینکه رسانه‌ها در ایجاد و توسعه دموکراسی عملکرد خوبی نداشته‌اند یا حاکمان به رسانه معتقد نیستند جای تأمل و بحث فراوان دارد. رسانه نقش بسزایی در هدایت حاکمان یک کشور دارد و مردم به واسطه رسانه بسیاری از حقوق خود را می‌توانند مطالبه کنند و ناظر بر عملکرد مسئولان باشند. 

اصفهان یکی از مهم‌ترین قطب‌های صنعتی و گردشگری کشور به شمار می‌رود اما این قطب قدرتمند هرگز از ابزار رسانه بهره‌برداری مناسبی نداشته است. رسانه در اصفهان بیش از آنکه مستقل و نوآور عمل کند مطیع و وابسته شناخته می‌شود و از این رو مهم‌ترین مطالبات مردم این استان از جمله موضوع آب، خشکی زاینده‌رود، تقسیم غیرمنصفانه حق آبه کشاورزان، رشد بی‌رویه مالیات صنایع و کمبود بودجه دریافتی، فرار سرمایه‌داران، عدم گزینش مدیران لایق برای مقام‌های ارشد استانی و بسیاری موارد دیگر بر زمین مانده است.
(سینا ایرانپور انارکی / یکشنبه ۲ اردیبهشت ۱۳۹۷)
یکشنبه, 02 ارديبهشت 1397 10:24
انارک نیوز - دیروز اول اردیبهشت ماه روز بزرگداشت سعدی، امروز روز تاسیس سپاه انقلاب اسلامی (1358)، سالروز اعلام انقلاب فرهنگی (1359)، روز زمین پاک و فردا روز بزرگداشت شیخ بهایی یا روز معمار می باشد. 

به یاد روزی افتادم که در بهار 59، به بهانه انقلاب فرهنگی، عده ای را به دانشگاه ها فرستادند تا به برخی از دانشجویان بفهمانند دیگر جایی برای ماندن در دانشگاه ندارند و دانشگاه ها باید اسلامی شود.

بهمن 62 که دانشگاه ها بازگشایی شد، چهره ها تغییر کرده بود و عده ای از دانشجویان اخراج، گروهی شهید، برخی از نخبگان جذب و بورسیه دانشگاه های خارج از کشور و تعدادی خودخواسته جذب بازار کار و یا دچار مشکلات روحی شده بودند. یک دانشجو هم که قبل از انقلاب فرهنگی حدود 14 سال داشت و همیشه بحث بود که از پس امتحانات رشته مهندسی بر می آید یانه؟ اکنون بزرگ شده بود.

استادان نیز گروه گروه اخراج یا ترک وطن کرده بودند و آنی که قبلاً مربی حل تمرین ریاضی بود، حالا ریاضی درس می داد.

وقتی وارد کلاس واحد تخصصی شدیم، جوانی وارد کلاس شد که او را به عنوان استاد، تشخیص ندادیم اما گفت دکترای مهندسی فارغ التحصیل M.I.T امریکا است. ما عموماً 23 ساله و او 27 ساله بود.

استادی را به یاد می آورم که قدرش را ندانستم و الکترومغناطیس را چنان درس می داد که همان دم جذب می کردی و با یکبار شنیدن نام هر دانشجو او را به نام  به خاطر می سپرد. اما او را هم تحمل نکردند و پس از بازگشایی، بالاخره کاری کردند تا به خارج از کشور جایی که قدر او را می دانستند برود.

خلاصه زمانه، زمانه فرار مغزها یا به قولی فرار مغزهای پوسیده بود.

پنج شنبه, 30 فروردين 1397 12:33

انارک نیوز - از قول شادروان حبیب یغمائی تعریف می کنند که در دوره رضاشاه که عزاداری، سینه زنی و قمه زنی ممنوع شده بود، یک روز ملک الشعرای بهار به شوکت الملک (امیر بیرجند) گفته بود: سپاس خدای را که در این دیار هم برق دارید، هم آب، هم مدرسه، هم سالن نمایش، همه چیز دارید. این که بعضی ها هنوز شکایت می کنند دیگر چه می خواهند؟
شوکت الملک گفته بود: این ها برق نمی خواهند، این ها محرم می خواهند.! این ها مدرسه نمی خواهند، روضه خوانی می خواهند. کربلا را به اینها بدهید، همه چیز داده اید.
شکر خدا حالا هم این را داریم هم آنرا. فقط می خواهند یک شبکه اجتماعی "تلگرام" را از ما بگیرند چقدر در رادیو و تلویزیون باید اعلام کنند. می دانید خرج هر ثانیه تبلیغات چقدر می شود و با آن چند از خدا بی خبر را می توان به راه آورد و ثوابش به همه برسد که حالا گناهش به حساب همه ما نوشته می شود؟
وزیر و دولت مجبور شده اند برای ارشاد و انتخاب آزادانه ما، اجباراً بخشنامه صادر نمایند که ایها الناس می خواهیم تلگرام را فیلتر کنیم از پیام رسان داخلی استفاده نمایید. فردا نگویید ای هوار وای هوار! نمی دانستیم و کار و بارمان چنین شد و چنان. بدبخت شدیم ما!
اما کو گوش شنوا؟ الحق، ما ملت قدرنشناسی هستیم!

سه شنبه, 28 فروردين 1397 20:55
وکلای ملت بر لزوم توجه بیشتر مسؤولان دولتی به وضعیت معیشت و اشتغال مردم تاکید کردند. 
به گزارش خبرنگار پارلمانی خبرگزاری رسا، ... عباسعلی پوربافرانی در نطق میان دستور خود در صحن علنی مجلس شورای اسلامی ضمن تبریک اعیاد شعبانیه و ... کشورهای به اصطلاح مدافع حقوق بشر اما ظالم‌ترین حکومت‌ها در تاریخ بشریت آمریکا و هم‌پیمانان جنایتکار و خیانتکارش در نظام سلطه و غلام حلقه به گوش آنها رژیم جاهل و خائن آل سعود بداند که حملات مذبوحانه آنها به ملت و دولت سوریه نه‌تنها نمی‌تواند در جبهه گسترده مقاومت رخنه ایجاد کند بلکه باتلاقی است برای مزدوران جنگ نیابتی و تروریست‌های تکفیری ... ضمن تشکر از دست‌اندرکاران حوزه گاز، تسریع در اجرای پروژه گازرسانی به چهار شهر انارک، خور، جندق و فرخی و روستاهای چوپانان و انارک در دستور کار مسئولین قرار بگیرد.
(۱۳۹۷/۱/۲۸ - ۱۸:۰۸ - شناسه خبر: ۵۶۱۵۱۲)