امروز: چهارشنبه 04 ارديبهشت 1398 برابر با 24 آوریل 2019

سه شنبه, 04 ارديبهشت 1397 16:25
انارک نیوز - در هر شهری تعدادی انگشت شمار هستند که خود را عقل کل می دانند! ازمابهترانی که آقاییشان از آنجا است اما خود را آقای آنجا می دانند. خود را دورنگر می دانند هرچند حتی تا نوک بینی خود را هم درست نمی بینند. اینان همیشه نخود هر آشی که منفعتی برایشان داشته باشد هستند. اینها خود را صاحب اختیار و قیم دیگران می پندارند و حقی برای دیگران قایل نیستند. همراهانشان هم کم، اما نان را به نرخ روز می خورند. اینان اگر قرار باشد بین منافع خود و منافع زادگاهشان یکی را انتخاب کنند، آبی نمی آورند و سبو را هم می شکنند. بگذریم. 

در سال 1378 شرکتی برای ایجاد اشتغال با پول عده ای از مردم که با نیت پاک پا پیش گذاشته بودند، تاسیس شد. در کمتر از یک سال قسمتی از سرمایه نابود و مقداری ماشین آلات باقی ماند که فروختند. فلانی سهم خود را کمال و تمام برداشت و بی انصاف بقیه اش را هم بین دیگر سهامداران تقسیم نکرد و خود می داند با پول دیگران چه کرد! بگذریم.

مزار قدیمی را خراب می کنند تا فضای سبز شود! اما آیا کل طرح فضای سبر محدود به مزار می شد؟ آیا به احساسات مردم احترام گذاشته شد؟ شهردار این تصمیم را گرفت یا شورای شهر؟ گفتا ز که نالیم؟ که از ماست که بر ماست! بگذریم.

کم کم اعتیاد باعث مرگ یکی دو نفری شد. زمزمه هایی از سرقت اموال شخصی و عمومی پیش آمد که عاملان آن بسیار جوان بودند. از خویشان ما که نبودند. گذشتیم.

مدارس رو به تعطیلی و پدر و مادرها با فرزندانشان راهی مرکز شهرستان و استان های مجاور شدند. فرزندان ما حاشیه نشینیان شهرهای بزرگ شدند. جلسات متعددی با شرکت همشهریان گرفته می شود. سخنرانی های پرشوری می شود اما نتیجه ای حاصل نمی شود! چرا؟ شاید همدرد نیستیم.

از همه اینها با دلی پردرد گذشتیم اما خدا را شکر که عده ای از نقاط دیگر آمدند تا اینجا را برای ما نگهدارند و گرنه شاید امروز از اینجا فقط نامی مانده بود. خدا خیرشان دهد.

دوشنبه, 03 ارديبهشت 1397 00:39
انارک نیوز - بعد از فراز معادن و فرغون سازی، در زمان آقای مهندس رضوی، کارخانه سیمان و یک گرد همایی بزرگ در اصفهان برای کارخانه سیمان را داشتیم. نایین داشت جلو می رفت اما انارک درجا می زد.
دیگر از اینکه شاهد باشم که کاری اساسی برای بکارگیری جوانان نمی شود خسته شدم. حوانان برای رأی گیری استفاده و بعد از گردونه خارج می شوند.
توی فاز ساخت کارخانه ای برای انارک و استفاده از درآمدش در انارک شدم. جوانانی که در انارک زندگی کنند و خانواده تشکیل دهند. کار و افزایش جمعیت جوانان و رونق اقتصادی انارک را همزمان با هم می خواستم. بدنبالش به فکر فروشگاه لوازم خانگی بزرگ و وام به کارکنان برای رفاه آنان هم بودم.
سال 1386 با دوستان جلسات دنبال همی برای یافتن کاری که در انارک جواب دهد داشتیم که نتیجه اش همین کارخانه آجر بود که قبلاً خشتش را زده بودند و دق پیوک هم برای خاک رس موردنیاز می توانست مورد استفاده قرار گیرد. خاکش را هم به کمک یار گرامی آقای محسن ثابتی به جندق فرستادیم که از آن تعریف شد و وزنش کمتر و محکم بود. رنگش هم زیبا و گل بهی بود.
از نظر تجربی همه چیز روبراه بود. برای اطمینان بیشتر، در اردیبهشت ماه 87 خاک رس دق برای آزمایش به اداره کل آزمایشگاه فنی و مکانیک خاک استان اصفهان ارسال که مناسب تشخیص داده شد. شادی ما قابل وصف نبود.
اینک خانهای دریافت مجوز دولتی بایستی شروع می شد.
اردیبهشت ماه 1387 پیگیر جواز تأسیس از سازمان صنایع و معادن استان اصفهان شدم که به خانه صنعت و معدن استان معرفی و با قرار با کارشناس آنان در دق و چاه کندن و برداشت خاک از عمق، بالاخره با کمک دوست گرامیم غ.م. آنرا دریافت کردم. بنظر خیلی شکاک شاید هم ناشی می آمدند. شاید فکر می کردند پول بادآورده سراغ داریم و می خواهیم با نام کارخانه آجر آنرا تاراج نماییم.
خان اول با صرف وقت و هزینه زیاد طی شد.
هیچ طرحی بدون مطالعه و مشاور خبره به نتیجه نمی رسد. پس از رایزنی های زیاد، قراردادی با مشاور صنایع سفال بستم. ایشان هم خاک را دوباره در آزمایشگاه دیگر آزمایش و پس از پختن در کوره تأیید نمودند.
الزام بعدی گرفتن معدن خاک رس دق پیوک بود که 5 تیرماه درخواست مکان یابی در منطقه محروم انارک را به استانداری دادم. اواسط تیرماه با پیگیری مستمر، مراحل اداری طی و رویاروی با استعلام های مختلف دولتی شدم.
تابستان داغ بود و یک پایم انارک و پای دیگرم اصفهان که توانستم با تلاش و مراجعات متناوب، نظر مثبت آنان حتی اداره میراث فرهنگی را بگیرم. از حسن نیت و سرعت پاسخگویی آنان سپاسگزارم.
اما اداره کل منابع طبیعی استان اصفهان وضعیتی دیگر داشت و اینجا بود که اولین چالش وقت بر و سد راه را تجربه که در شهریور ماه به درخواست ملاقات با استاندار محترم آقای بختیاری برای حل مشکل انجامید.
یکشنبه, 02 ارديبهشت 1397 12:44
انارک نیوز - رسانه رکن چهارم دموکراسی است اما در ایران دموکراسی به معنای واقعی وجود ندارد. اینکه رسانه‌ها در ایجاد و توسعه دموکراسی عملکرد خوبی نداشته‌اند یا حاکمان به رسانه معتقد نیستند جای تأمل و بحث فراوان دارد. رسانه نقش بسزایی در هدایت حاکمان یک کشور دارد و مردم به واسطه رسانه بسیاری از حقوق خود را می‌توانند مطالبه کنند و ناظر بر عملکرد مسئولان باشند. 

اصفهان یکی از مهم‌ترین قطب‌های صنعتی و گردشگری کشور به شمار می‌رود اما این قطب قدرتمند هرگز از ابزار رسانه بهره‌برداری مناسبی نداشته است. رسانه در اصفهان بیش از آنکه مستقل و نوآور عمل کند مطیع و وابسته شناخته می‌شود و از این رو مهم‌ترین مطالبات مردم این استان از جمله موضوع آب، خشکی زاینده‌رود، تقسیم غیرمنصفانه حق آبه کشاورزان، رشد بی‌رویه مالیات صنایع و کمبود بودجه دریافتی، فرار سرمایه‌داران، عدم گزینش مدیران لایق برای مقام‌های ارشد استانی و بسیاری موارد دیگر بر زمین مانده است.
(سینا ایرانپور انارکی / یکشنبه ۲ اردیبهشت ۱۳۹۷)
یکشنبه, 02 ارديبهشت 1397 10:24
انارک نیوز - دیروز اول اردیبهشت ماه روز بزرگداشت سعدی، امروز روز تاسیس سپاه انقلاب اسلامی (1358)، سالروز اعلام انقلاب فرهنگی (1359)، روز زمین پاک و فردا روز بزرگداشت شیخ بهایی یا روز معمار می باشد. 

به یاد روزی افتادم که در بهار 59، به بهانه انقلاب فرهنگی، عده ای را به دانشگاه ها فرستادند تا به برخی از دانشجویان بفهمانند دیگر جایی برای ماندن در دانشگاه ندارند و دانشگاه ها باید اسلامی شود.

بهمن 62 که دانشگاه ها بازگشایی شد، چهره ها تغییر کرده بود و عده ای از دانشجویان اخراج، گروهی شهید، برخی از نخبگان جذب و بورسیه دانشگاه های خارج از کشور و تعدادی خودخواسته جذب بازار کار و یا دچار مشکلات روحی شده بودند. یک دانشجو هم که قبل از انقلاب فرهنگی حدود 14 سال داشت و همیشه بحث بود که از پس امتحانات رشته مهندسی بر می آید یانه؟ اکنون بزرگ شده بود.

استادان نیز گروه گروه اخراج یا ترک وطن کرده بودند و آنی که قبلاً مربی حل تمرین ریاضی بود، حالا ریاضی درس می داد.

وقتی وارد کلاس واحد تخصصی شدیم، جوانی وارد کلاس شد که او را به عنوان استاد، تشخیص ندادیم اما گفت دکترای مهندسی فارغ التحصیل M.I.T امریکا است. ما عموماً 23 ساله و او 27 ساله بود.

استادی را به یاد می آورم که قدرش را ندانستم و الکترومغناطیس را چنان درس می داد که همان دم جذب می کردی و با یکبار شنیدن نام هر دانشجو او را به نام  به خاطر می سپرد. اما او را هم تحمل نکردند و پس از بازگشایی، بالاخره کاری کردند تا به خارج از کشور جایی که قدر او را می دانستند برود.

خلاصه زمانه، زمانه فرار مغزها یا به قولی فرار مغزهای پوسیده بود.

پنج شنبه, 30 فروردين 1397 12:33

انارک نیوز - از قول شادروان حبیب یغمائی تعریف می کنند که در دوره رضاشاه که عزاداری، سینه زنی و قمه زنی ممنوع شده بود، یک روز ملک الشعرای بهار به شوکت الملک (امیر بیرجند) گفته بود: سپاس خدای را که در این دیار هم برق دارید، هم آب، هم مدرسه، هم سالن نمایش، همه چیز دارید. این که بعضی ها هنوز شکایت می کنند دیگر چه می خواهند؟
شوکت الملک گفته بود: این ها برق نمی خواهند، این ها محرم می خواهند.! این ها مدرسه نمی خواهند، روضه خوانی می خواهند. کربلا را به اینها بدهید، همه چیز داده اید.
شکر خدا حالا هم این را داریم هم آنرا. فقط می خواهند یک شبکه اجتماعی "تلگرام" را از ما بگیرند چقدر در رادیو و تلویزیون باید اعلام کنند. می دانید خرج هر ثانیه تبلیغات چقدر می شود و با آن چند از خدا بی خبر را می توان به راه آورد و ثوابش به همه برسد که حالا گناهش به حساب همه ما نوشته می شود؟
وزیر و دولت مجبور شده اند برای ارشاد و انتخاب آزادانه ما، اجباراً بخشنامه صادر نمایند که ایها الناس می خواهیم تلگرام را فیلتر کنیم از پیام رسان داخلی استفاده نمایید. فردا نگویید ای هوار وای هوار! نمی دانستیم و کار و بارمان چنین شد و چنان. بدبخت شدیم ما!
اما کو گوش شنوا؟ الحق، ما ملت قدرنشناسی هستیم!

سه شنبه, 28 فروردين 1397 20:55
وکلای ملت بر لزوم توجه بیشتر مسؤولان دولتی به وضعیت معیشت و اشتغال مردم تاکید کردند. 
به گزارش خبرنگار پارلمانی خبرگزاری رسا، ... عباسعلی پوربافرانی در نطق میان دستور خود در صحن علنی مجلس شورای اسلامی ضمن تبریک اعیاد شعبانیه و ... کشورهای به اصطلاح مدافع حقوق بشر اما ظالم‌ترین حکومت‌ها در تاریخ بشریت آمریکا و هم‌پیمانان جنایتکار و خیانتکارش در نظام سلطه و غلام حلقه به گوش آنها رژیم جاهل و خائن آل سعود بداند که حملات مذبوحانه آنها به ملت و دولت سوریه نه‌تنها نمی‌تواند در جبهه گسترده مقاومت رخنه ایجاد کند بلکه باتلاقی است برای مزدوران جنگ نیابتی و تروریست‌های تکفیری ... ضمن تشکر از دست‌اندرکاران حوزه گاز، تسریع در اجرای پروژه گازرسانی به چهار شهر انارک، خور، جندق و فرخی و روستاهای چوپانان و انارک در دستور کار مسئولین قرار بگیرد.
(۱۳۹۷/۱/۲۸ - ۱۸:۰۸ - شناسه خبر: ۵۶۱۵۱۲)
سه شنبه, 28 فروردين 1397 17:28
انارک نیوز - قبل از سرمایه گذاری در کارخانه فرغون سازی در شرکت فراز معادن همین سیصد هزار تومان را سرمایه گذاری کرده بودم که تعریف آن هم خالی از لطف نیست. 
چند روزی از عید نوروز 1378 گذشته بود که زنگ منزل پدر خانمم را زدند و چند نفر از آقایان فعال طرفدار وکیل وارد شدند و گفتند با هدف فعال نمودن معادن متروكه انارك بخصوص مسکنی و ايجاد اشتغال در منطقه محروم انارک برای جوانان، شركتي را می خواهیم تأسیس نماییم.
از مهندس م.ب.ا پرسیدم: مهندس خود شما چقدر سرمایه گذاری می کنید؟ پاسخ شنیدم دو میلیون تومان.
با شناختی که از آقایان و بازی انتخابات داشتم قول سیصد هزار تومان را دادم که شنیدم دویست میلیون تومان سرمایه جمع شد و شرکت بانام فراز معادن انارك تأسيس شد.
شرکت توانست با استفاده از اعتبار خوب زنان و مردان انارکی سهامدار که اکثراً در معادن نخلک مشغول یا بازنشسته بودند معدن سنگ باارزشی را که در گرفتنش دچار مشکل جدی شده بود بگیرد.
همچنین با پشتيباني نماينده مردم نایین آقای مهندس سید ابوالفضل رضوی علیرغم وجود اطلاعات اكتشافی دقيق و ميزان ذخیره قطعی توانست پروانه بهره برداری از معدن مس مسکنی را در سال 1379 بگیرد که هرگز فعال نشد.
حال هیئت موسس شرکت چه کسانی بودند و برای گرفتن معدن چه کسانی و چگونه به اداره معادن در تهران رفتند و پس از سوددهی و خرید ماشین آلات هریک از آقایان مهندسین بزرگ سهامدار چگونه توانستند میزان سهام خود را نجومی افزایش دهند در حالی که سهم مردم همان که بود ماند و چرا معدن مس مسکنی فعال نشد، داستانی دارد که فعلاً جایش اینجا نیست!
به هر حال زمستان 78 انتخابات مجلس شورای اسلامی برگزار و مردم انارک برایم سنگ تمام گذاشتند که در انارک حیرت انگیز و نزدیک به صد در صد بود. دوستان انارکی وکیل برای این که در شهرستان رأی نیاورم چه داستان های مزخرفی سر هم کردند گفتن ندارد که شرم آور است.
از طرف دیگر آنانی که می گفتند "دیانت ما عین سیاست ماست، سیاست ما عین دیانت ماست." داستانی دیگر دارند.
ای دل ز زمانه رسم احسان مطلب   /   وز گردش دوران سر و سامان مطلب
درمان طلبی درد تو افزون گردد   /   با درد بساز و هیچ درمان مطلب
شنبه, 25 فروردين 1397 23:18
انارک نیوز - زمانه به گونه ای شده که تقریباً کمتر کسی سر جای خود نشسته است. از بس هر کس وارد مباحثی می شود که ربطی به او ندارد دیگر فراموش کرده ایم چه چیزی به چه کسی مربوط است و چه چیزی را از چه کسی باید بخواهیم! 
گاهی برخی را می بینی وارد بحث کارآفرینی می شوند که تجربه ای در این مورد ندارند و اگر کار دولتی یا خصولتی یا رابطه ای را از ایشان بگیری کلاهشان پس معرکه است. با توجه به بی تجربه بودن یا ضعف اطلاعات به راحتی گول کسانی را می خورند که تخصصشان خوردن بودجه های بادآورده می باشد.
در جایی جلسه می گیرند و کارهایی را که نکرده اند به عنوان کرده به خورد ما می دهند. عجب آشفته بازاری است. برخی هم پس از خوش صحبتی درخواست همیاری می کنند. در جلساتشان که عکسش هم پخش می شود عده ای در حال خوردن یا بازی با موبایل یا خواب آلوده به به و چهچه می کنند. در این جلسات کاسه لیسان کاسب، کاسه داغتر از آشند.

یک تیپ از گروه مفتخورها همیشه با اعوان و انصارشان هستند که از کارآفرینی و حل مشکل جوانان دم می زنند و کافی است از آنان بپرسی چند نفر را به کار گرفته اید؟ دهها نفر شاید نزدیک به صد نفر.
با پرسش بعدی کمی بال و پرش می ریزد! چند نفر را در لیست بیمه به سازمان بیمه های اجتماعی رد می کنید؟ ممکن است ده، دوازده نفر را بگوید.
اما پرسش آخر. چند نفر از این افراد بیمه شده از اهالی انارک می باشند؟ اگر دوره اش کنی می بینی حتی به تعداد انگشتان یک دستش هم نمی تواند اسم ردیف کند.
پس چه کسانی را بیمه کرده است؟ معلوم است دیگر، خویشاوندانش و دور و بری هایش.  وقتی سراغ آنها را هم می گیری معمولاً نیستند و تنها یک یا دو افغانی را می بینی.
آنقدر همه چیز رو به راه است که فقط به خاطر رضای خدا فعالیت می کند اما فکر نکن از جیب خود خرج می کند. یک پول قلنبه را با یک عنوان قلابی گرفته که شاخ در می آوری از این همه نبوغ.
گاهی آدم می ماند دم خروس را قبول کند یا قسم حضرت عباس را.