امروز: جمعه 13 تیر 1399 برابر با 03 جولای 2020

شنبه, 19 خرداد 1397 14:22
انارک نیوز - نمی دونم اولین کسی که به فکرش رسید اینجا بمونه، کی بوده و کِی بوده!؟ تنها بوده یا یه گروه بودند؟ اما بالاخره سنگاش را با خودش واکرده و تصمیم کبری گرفته، من که اینجا را انتخاب کردم و می مونم.
بعدش هم عده ای به دیدنش اومدند یا عده ای را دعوت کرده و اونها هم به اون آفرین گفتند و شد اون چیزی که باید می شد و نطفه "نارسینه" بسته شد. حالا اناری هم کنار چشمه بوده را هم من نمی دونم. اما می دونم با همدلی و امید اینجا بنا شد.
خانواده ها تشکیل و جامعه کوچک اولیه از یه عده آدم سختکوش که حتماً معدن نخلک را می شناخته اند و ساربان هم میونشون بوده و حتماً ارزش معدن مس مسکنی را هم می دانسته اند یا بعدها کشفش کرده اند، بوجود آمده. اینها شبا وقتی به آسمون نگاه می کردند، می دونستند به سرزمین آرزوهاشون رسیدند و حتی دزدانی هم که به اموالشون نظر داشتند می تونستند یه باره لختشون کنند اما دفعه بعدش بایستی خواب اموال را می دیدند.
اینا فقط با دورنگری اینجا را بوجود آوردند. ریشه دووندند و این بچه را بزرگ کردند و هر رور بزرگتر و بزرگتر و از نظر مالی قوی تر و قوی تر شد تا جمعیتش از دور و برش خیلی بیشتر شد. سارباناش بار را تا دورترین نقاط می بردند، حمل و نقل و صداقت اینها آوازه شان را به همه جا برده بود. از معدن نخلکش نگو که قبل ار انارک شناخته شده بود. مسش هم که در هر خانه ای یافت می شد.
آلمانها آمدند و در این وادی با اسب و پای پیاده گشتند و معادن بیشتری یافتند و هر روز معادنش بیش از پیش شکوفا شد. برای خودش بیمارستان و دکترایی داشت. دستش به دهنش می رسید و چشمش به بودجه های دولتی نبود، هرچند حقش بود و بهش می دادند. در اقتصاد ایران جایی برای خودش باز کرده بود و پنجاهمین شعبه بانک ملی را به خودش اختصاص داده بود. برای خودش نیروگاه برقی داشت و قبل از خیلی جاها شعبه سازمان تامین اجتماعی داشت. برای خودش اسمی در کرده بود و خارج از ایران هم به خاطر معادنش می شناختندش.
اما به یکباره جنگ و ویرانی اومد. پرش یقه انارک را هم گرفت. وکیل و نماینده هم به این مملکت داد اما شروع به ضعیف شدن کرد. دیگه اون جوون هشیار و قوی نبود. سرمایه هاش که جوون های درس خونده ش بودند که به ریاضیات و مهندسی و حسابداری دل بسته بودند و از رنجی که پدران کارگرشان می بردند آگاه بودند، برای آبادانی این مملکت به جاهای دیگر رفتند. در معادنش هنوز هم مدرسه بود و در خودش تا دیپلم را داشت، کم کم خالی شد.
دیگه  اونایی که چوپونون را درآوردند هم پیر شدند. مزارع اطراف هم آخرین بازمانده هاش را با مرگ از دست داد. معادن دست دولت افتاده بود و دیگه براش صرف نمی کرد اونا را راه اندازی کند. همه چیز عوض شده بود. شهری که روزی فقط چند پیرمرد به تریاک روی می آوردند، از تک و تا افتاد. چند تا جوونش از مصرف مواد مردند. دکتراش و مهندساش همه جا پراکنده بودند اما در خودش نبودند.
عده ای حتی یادشون رفت انارک کجاست و انارکی را هم از جلوی فامیلشون برداشتند. اما انارک به پیری خردمند تبدیل شد. درسته سرویس رفت و اومدش و مهمتر از اون شاگردای مدرسه هاش را هم از دست داد، دکونهاش تعطیل شد و به خاطر نزدیکی به نایین، اونجا را ترجیح دادند. کاروانسرای موقوفه اش هم برای اولین بار به دست غریبه ای افتاد تا شهره ی دور دستها بشه، اما شهره به چی؟
با این همه ناملایمات، گل های نونهالش هنوز هستند و با اینکه هرگز نارسینه را ندیده اند اما از پدرا و مادراشون شنیده اند و اونا برای ما نگه داشته اند. خواستند براش کاری کنند، کارخونه آجر بزنند که بلندپروازی بود اما مرغداری که زدند و اینا افتخارای این پیر خردمند هستند. از دور و بر هم اومدند و نگذاشتند تنهاتر بشه.
ریشه های این شهر که امید داشتند جاودانی شود هنوز زنده اند و فرزنداش دنباله روی همت بلند اوناند. هنوز هم وقتی ازش یاد می کنیم دلمون برای رفتن به اونجا پر می کشه! تا دو روز تعطیلی دنبال هم باشه اونجا مالامال از مردمش می شه. با اینکه داره زبونش هم از یاد ما می ره اما وقتی خواب می ریم تو رویامون، کودکیمون را می بینیم که برفراز این شهر همیشه جاودان پرواز می کنیم. آرزومون برگشتن به اونجاست. سوم فروردینش و دره انجیر، نشونه ای از دلبستگی همه ما به ریشه هامونه.
هر کی انارک رو دیده پسندیده و خاطره ای خوش ازش داره. مردمش با جون و قربون و عشق به همدیگه و دیگران حرف می زنند. دستشون خالی اما روحشان بزرگ است. اینجا انارک است و ما هر یک دونه ای از میوه ی اناری کوچک، همون میوه ی بهشتی، از تک درختی در کنار چشمه ای که آن را سیراب می کرد، هستیم.
 انارک هنوز هم بهشت کویر و خانه خیلی از ماست.
پنج شنبه, 17 خرداد 1397 22:47
انارک نیوز - انارک در حال خالی شدن از جوانان انارکی می باشد و باید دریابیم مشکلات ما در انارک چیست و بدنبال یافتن راه حلهای کوتاه مدت و دراز مدت برای آن باشیم. در واقع برای پیشرفت اقتصادی انارک چه باید کرد؟ 
برای این کار به یکی از روش های کارساز در حل مسایل در چند گام ساده می پردازیم. که عبارتند از پرسش، پیامد (معلول)، چرایی (علت)، چاره (راه حل) و انجام.

ابتدا با پرسش از انارکی های ساکن انارک در می یابیم که انارک در این چند دهه در مواردی ضعیف گردیده و برخی از امکاناتی را هم که داشته یا به سختی بدست آورده از دست داده  است.

پیامدهای زیر مشکلات قابل مشاهده در انارک می باشند:
شهری است که بسیاری از امکانات شهری و زیرساخت ها را ندارد. خدماتی در شهرها موجود است که در انارک دیده نمی شود. جمعیت آن کم است. در مدارس آن کلاس های چندپایه است و بودجه آموزشی کم است. چرخ کسب و کارهای فروشگاهی نمی چرخد. جوانان کمتر در سطح شهر دیده می شوند. برخی از مسئولین تأثیرگذار به قول معروف پروازیند و در انارک ساکن نیستند. در انارک سرمایه گذاری برای ایجاد کار نمی شود یا میزان آن ناچیز است. چند نفری هم که در کارخانه پاکت سازی کار می کردند بیکار شدند. سرویس رفت و برگشت به نایین و اصفهان را از دست داده است. اکثر بچه های دبستانی برای دبستان رفتن در انارک نمی مانند و کوچ می کنند. در انارک کمتر انارکی می بینی. انارک از درون در حال خالی شدن است. دبیرستان پایه دوم را مدتها است از دست داده است. تعداد دانش آموزان در همه پایه ها از دختر و پسر، دبستانی و دبیرستانی کمتر از صد نفر است. بسیاری از این که فرزندانشان در کنارشان نیستند آزرده اند. انارک محیطی مناسب برای تفریح جوانان ندارد. فرهنگسرا و سینما ندارد. فروشگاه های لوازم خانگی و سوپرمارکت بزرگ ندارد. خشکشویی و فروشگاه لوازم یدکی ماشین و تعمیرگاه مجهز ندارد. نرخ ازدواج پایین و اعتیاد بالا و دزدی دیده شده است. درمانگاه بهداشتی آن در حد کهنسالان آن نیست. کارخانه آجر آژند آن هم به جایی که انتظار می رفت نرسید و ...

اما چرایی همه این مشکلات بیکاری جوانان شهر و نداشتن انگیزه برای ماندن در انارک می باشد.

راه حل نیز سرمایه گذاری در رشته های مختلف می باشد. 

اما انجام راه حل به شرح زیر می باشد:
1- ایجاد تیم کارزایی در انارک.
2- هماهنگی مستقیم با نماینده محترم در جهت تسهیل و همکاری مسئولین شهرستان با سرمایه گذاران در انارک.
3- دعوت از دانشگاهیان و افراد خبره رشته های مختلف اقتصاد، مدیریت کارآفرینی، صنایع و ... برای بررسی توانایی های موجود و قابل ابجاد در شهر و بخش انارک.
4- تعریف پروژه های اولیه کارآفرینی در انارک.
5- دل بریدن از سرمایه گذاران انارکی و دعوت از سرمایه گذاران در رشته های مختلف از جمله صنعت، گردشگری، معدن، کشاورزی. (تا الان مشخص شده سرمایه داران همه به فکر جیب خودشان هستند نه انارک و در بهترین حالت آنان فقط  یک تعطیلی باشد که بتوانند چند روز بیایند جمع شوند، تفریح کنند و بعد بروند.)
6- تکمیل و بازنویسی پروژه های قابل اجرا در انارک با توجه به گزارش ها و نظرات سرمایه داران دعوت شده به انارک.
7- حل مشکلات در پیش راه سرمایه گذاران در هماهنگی مستقیم با نماینده محترم.
8- اجرای پروژه هایی که سرمایه گذار مایل به انجام آن است.
9- بازسازی و اجاره کم بها برای مکان هایی که می تواند برای اسکان کارکنان و خانواده آنها مورد استفاده قرار گیرد.
10- برای افزایش جمعیت انارک، اول انارکی سپس غیر انارکی ساکن انارک استخدام شود.

منتظر نظرات کلیه دوستان و دست اندرکاران می مانیم.
جمعه, 11 خرداد 1397 23:17
انارک نیوز - ساده ترین و پرکاربردترین روش جذب و به بندکشیدن دیگران استفاده از سلاح چرب زبانی و تزویر می باشد. در این روش برخورد فیزیکی و درگیری وجود ندارد پس هزینه آن برای حیله گر ناچیز است، کافی است رو در رو و چشم در چشم به گونه ای زیرکانه دروغ بگوید که باور کنی. کلاهبرداری برد زیادی دارد و می تواند توسط فریب خوردگان افزون تر شود. 

در این روش با پنبه سر می برند. چماق و هویج نشان داده می شود. هنگام نقش آفرینی شرایط دشوارت، دوستانه دست در جیبت می کنند تا به رضایت به آنان بدهی. کافی است اشخاص بهراسند که در حال از دست دادن مال، سلامتی، آموزش و ... و در همان زمان، امید و وعده های توخالی و پوشالی برای زندگی بهتر را بدهند. گول می زنند یا به زبان ساده تر خرکردن گرسنه و خرسواری سیر می باشد.

فروشندگان بادند و با مال و آنچه داری برایت خانه ای بر بنیاد باد می سازند. شاید هرگز از خوشحالی تا آخر عمر متوجه نشوی چه کلاهی سرت رفته است و خود باعث شوی اطرافیان و فرزندانت راه ترا پیش بگیرند. عادت به سواری دادن که بکنی دیگر کارت تمام است.
به راحتی خوابت می کنند، جیب و خانه ات را خالی. خودت را از خویشتنت جدا و افکار پوشالی را جایگزین عقلت می نمایند. دردت دیگر درد خود نمی باشد و درد خیالی دیگران را درد خود می دانی. گلو برای دیگری پاره می کنی. گرسنه ای اما غصه دیگری را می خوری. دزد اندیشه را پاس می داری و مریدش می شوی.
از خودت بیگانه و جن زده می شوی. دیگر خودت را جلوی آینه نمی شناسی.
امید می دهند ولی این امید یک خیالبافی می باشد که هرگز به سرانجام نمی رسد. خانه ات را می گیرند و قصر را وعده می دهند. پولت را می گیرند و جیرینگ جیرینگ بهم خوردن سکه های زر را تحویل می دهند و می گویی انگار. 

در جامعه ای که آگاهی کمی دارند اگر نیرنگ گروهی، فرقه ای و کیشی شود ایجاد مرکزیت قوی می کند و می تواند انسانها را به صورت جمعی به بند بکشد. دروغگویان پا بر گرده دیگران می نهند و بالا می روند و حقوقی را برای خود قایلند که دیگران از آن محرومند. راست و دروغ را چنان قاطی می کنند که تشخیض حقیقت دشوار می شود.

امروز دنیا با وجود رسانه های گوناگون خیلی کوچک شده و نمایش گول به حدی زیاد است که نظر فرد را کاملاً تغییر می دهد. وقتی از خود تهی شدی هرچیز را بخواهند در ذهنت می نشانند.

تنها راه تشخیص تزویر خردورزی می باشد و به یاد داشته باشید: کسی به لطف به درماندگان نظر نکند، درین معامله، دلها ز سنگ و پولادند.

پنج شنبه, 10 خرداد 1397 13:18
چهارشنبه, 09 خرداد 1397 00:30
انارک نیوز - در ماه مبارک رمضان روزه می گیریم تا درکی هرچند سطحی و ظاهری از رنج گرسنگی بی چیزان و سختی زندگی آنها داشته باشیم. آنان که هر روز بدون چشمداشت به افطاری یا شام که بودنش برای ما حتمی و رنگین است، فرزندان ما را می بینند که در حال خوردن تنقلات هستند اما آنان نان شب هم ندارند. ماشین های آخرین مدل ما را می بینند اما حتی قدرت خرید دوچرخه را هم ندارند تا فرزندانشان با آن به مدرسه بروند. 
تفاوت است بین کسی که نمی داند شب می تواند نانی برای فرزندانش و همسرش تهیه نماید با ما که هم در سحری و هم در افطار سفره ای بزرگتر و پربار تر از ماه های دیگر داریم.
نمی دانیم و باور نداریم وقتی فقر دامنگیر جامعه ای شود دزدی و از دیوار دیگران بالا رفتن، فروش بدن و کلیه ی خود، اعتیاد، قتل و طلاق و ... بدنبال آن می آید و آنگاه ایمان رخت بر می بندد. این وعده الهی است.
وقتی تبعیض را می بینیم و لب فرو می بندیم، حمایت از ظلم آشکار است و بایستی در مسلمانی خود شک کنیم.

مسلمانان روزه دار افطار را گرامی می دارند و برای دادن افطاری از هم پیشی می گیرند. اما برای برخی به تنها چیزی که توجه نمی شود افطاری دادن به ناتوانان جامعه هم می باشد. خداوند افطاری دادن را قرار داده است تا روزه دار بخشی از غذای خود را با دیگرانی که ناتوان در تهیه غذای خانواده خود هستند شریک شود. این امتحان الهی است زیرا سیر از گرسنه خبر ندارد و بایستی خود را به محک آزمایش گذارد. اما هدف بسیاری از ما برخلاف نزدیکی به خداوند نزدیکی به بندگان او می باشد.
ماه روزه داری، ماه مهمانی خداوند برای تهیدستان هم است که به فراموشی سپرده می شوند. ثواب زیاد می خواهیم ببریم بدون اینکه به یاد آوریم باطن عبادت چیست؟ حفظ ظاهر ارزش چندانی ندارد. ریا که هیچ ارزشی ندارد و در واقع ضد ارزش است..
هر عبادتی به نیت رضای خداوند برای خلوص بیشتر و کنار هم بودن برای برآورده شدن حاجات و دعاهای جمعی می باشد. باید از خود بگذریم تا به حقیقت الهی برسیم. اما برخی از ما راه را عوضی می روند تا به میز و مقام و بزرگی برسند.
حضرت محمد (ص) و خاندان پربرکت ایشان با دانه ای خرما افطار می کردند و آنچه را داشتند با فقرا تقسیم می کردند.
وای به روزی که از جیب مردم این افطاری ها را بدهیم یا به غیر اهلش بدهیم که برکت از سفره ها خواهد رفت!

گوش دل بسپاریم به حرف دل شیخ بهایی و به خود آییم:

همه روز روزه بودن، همه شب نماز كردن
همه ساله حج نمودن، سفر حجاز كردن

شب جمعه ها نخفتن بخدای راز گفتن
ز وجود بی نیازش، طلب نیاز كردن

به مساجد و معابد همه اعتكاف جستن
ز مناهی و ملاهی همه احتراز كردن

ز مدینه تا به كعبه، سرو پا برهنه رفتن
دو لب از برای لبیك به وظیفه باز كردن

بخدا كه هیچ یك را ثمر آنقدر نباشد
كه به روی نا امیدی در بسته باز كردن
یکشنبه, 06 خرداد 1397 11:54
انارک نیوز - وقتی نوجوان بودم و سینما می رفتم بر روی پرده بزرگ سینما عشق و امید را می دیدم. 
جوانی بی چیز دیگران را نجات می داد و انتظار دریافت پاداش را نداشت. با اینکه خودشان فقیر بودند اما اگر از پا افتاده ای را می دیدند دست اورا می گرفتند و بلندش می کردند انتظاری هم نداشتند. در بدبختی بزرگ شده بود اما لقمه نان حرام از گلویش پایین نمی رفت.
در فیلم هایی که می رفتم در بیشتر آنها اذان و منار مسجد و امید و آرزو برای نیازمندان دیده می شد. تفاوت آدم خوب و بد را می دیدی که آدم بد همیشه بازنده و آدم خوب برنده بود حتی اگر آدم بد ثروتش بی شمار بود. 
ایمان اینها یک جور دیگر بود. این یکی مسجد و آن یکی کاباره می رفت اما هیچکدام ریا نمی کرد. وقتی نگاهشان می کردی می فهمیدی با کی طرفی! آدمها ساده تر بودند و شناختنشان از روی تبپشان خیلی سخت نبود و هر چیزی می دیدی تقریباً همان چیزی بود که نشان می داد.
آدمهای بی چیز ولی با روح های بزرگ می توانستند آدمهای پولداری را که روحهای حقیری داشتند را تغییر دهند. طرف آواره و هزارتا غم داشت اما اسمش علی بی غم بود و تخم امید را می افشاند و دیگران را خوشحال می کرد.
توی فیلمها کمتر تفنگ بود و چاقو و قمه می دیدی. یکی برای از پشت زدن و دیگری برای دفاع از ناموس بود. هم خوب می دیدی و هم بد. آخر همه فیلمها هم خوبی و امید برنده می شد و بدی محکوم به نابودی بود. می دیدی آرزوها دست یافتنی هستند هرچند بنظر دور از دسترس می آمدند. گنج قارون هم در اندیشه ها می گنجید. می توانستی سلطان قلبها شوی. 
فیلمها را با هنرپیشه هایش انتخاب می کردم که محمدعلی فردین را خیلی دوست داشتم. بیش از دیگران امید را در دل دیگران زنده می کرد. بهروز وثوقی تیپ جدید و جدای از دیگران و رو به رشد بود. داشت سینمای جدیدی را معرفی می کرد. ناصر ملک مطیعی هم تیپ خاصی از مردان بود که داشتند کم کم جای خود را از دست می دادند. آخرین فیلمی را که رفتم سفر سنگ از سعید راد بود.
دیروز پنجم خرداد ماه 1397 ناصر ملک مطیعی از بین ما رفت و امروز او را به خاک می سپارند. قبل از آن هم محمدعلی فردین رفته بود. یادشان بخیر.
داشتم قکر می کردم اینان چهل سال پیش با پیروزی انقلاب پرشور اسلامی هنگامی که یادها و خاطره هایشان را زنده زنده دفن کردیم اما خودشان در بین ما بودند و نفس می کشیدند، مردند یا وقتی جان به جان آفرین تسلیم کردند یا وقتی در گور آرام گرفتند؟ یا هنوز زنده اند تا موقعی که یادی از آنان می شود؟

ما چگونه زندگی می کنیم و زنده ایم یا مرده؟ قضاوت را به شما می سپارم!

پنج شنبه, 03 خرداد 1397 14:30
انارک نیوز - از تیرماه 1390 به بعد زمان به سرعت به زیان کارخانه آجر آژند می گذشت. با توجه به آماده بودن سوله های صنعتی، سالن تولید با امکان نصب جراثقال سقفی و انبارها، فونداسیون های ماشین آلات و سیلوها، سالن برق، ساختمان اداری و مسکونی، بیش از صد و سی هزار خشت آماده برای ساخت کوره، معدن خاک رس و پیش پرداخت خرید ماشین آلات هر روز دیرتر شروع به کار کردنش زیان به حساب می آمد.
زمان انجام این پروژه از شروع تا پایانش سه سال در نظر گرفته شده بود و به همین دلیل جزو کارخانه های زود بازده بود. بوروکراسی اداری برای دادن مجوزهای دولتی توجهی به زمان انجام آن نداشت. هرچند وقتی موضوع طولانی شدن زمان ساخت را پیش کشید و از آن برای فسخ قرارداد اجاره زمین استفاده کرد به هیچوجه مسئله تعهد تأمین مطمئن آب آنرا که بر عهده اداره آب بود را نپذیرفت . کارآفرین در انارک با مردم سرتاپا امیدوار تنها بود.
بهره برداری از این کارخانه می توانست باعث اشتغال مستقیم حداقل چهل نفر و بطور غیرمستقیم همین تعداد نفر و با در نظر گرفتن هر خانوار چهار نفر، بهره مند شدن حداقل سیصد نفر از قشر کم درآمد گردد.

از سرمایه گذاری مردم انارک هم شش ماه می گذشت و اگر وام را می دادند با توجه به پیش پرداخت خرید ماشین آلات که انجام شده و موعد تحویل آنها فرا رسیده بود در مدت سه ماه نصب و همزمان ساخت کوره شروع می شد. یک ماه پس از آن تست و راه اندازی بود.
اواخر بهار سال 91 ادامه پروژه با توجه به گرانی و تورم غیراقتصادی شد و بنظر می رسید عاجزانه با دست خالی بی نتیجه بر درب بسته می کوبیم و اراده ای جدی جمعی برای کم کردن معضل بیکاری با رفع محرومیت از این منطقه نیست. انارک همچنان محروم باقی می ماند. 
دی ماه 91 پس از چهار سال و نیم از شروع آن بر هیچیک از ما پوشیده نبود که نه از آب خبری هست و نه از وام. پروژه کارخانه آجر آژند انارک با شکست کامل همراه شده بود و تنها راه تغییر پروژه بود تا حداقل قسمتی از سرمایه جان سالم به در برد.
شرکت نیز بیشترین فعالیتش را برای برداشتن موانع کرده بود اما راه به جایی نبرد. از مردم پوزش خواست هر چند از مدتها قبل شروع به پس دادن اصل سرمایه پرداختی مردمی کرده بود که با هزاران امید آنرا جهت ایجاد کار برای جوانانشان و تشکیل خانواده آنان داده بودند.  با آرزوهای برباد رفته چه می شد کرد؟
خرداد ماه سال 93 شرکت در اطلاعیه شماره 5 خود اعلام کرد که نمی تواند بیش از این زیان حاصل از سرمایه گزاری بی نتیجه در پروژه انارک را تحمل نماید. 
جهاد کشاورزی هم کوتاه نمی آمد و بدون توجه به خشکسالی درازمدت، نبود آب در انارک و تأکید مسئولین بر انجام پروژه های کم نیاز به آب همچنان بر تکمیل کارخانه آجر پر نیاز به آب پافشاری و تهدید می کرد!
من ماندم و مردم.
چهارشنبه, 02 خرداد 1397 12:25
این روزها حال دریاچه ارومیه چندان مساعد نیست. خشکسالی‌ها، هجوم ریزگردها و بروز دیگر چالش‌ها از عواقب خشکی این دریاچه محسوب می‌شود. بر اساس تاکیدات کارشناسان امر اگر دریاچه ارومیه خشک شود، ریزگردهای آن کشور را با چالش روبه‌رو می‌کند. ...
آنچه در ادامه می‌خوانید نظرات محمد درویش، کارشناس محیط‌زیست در گفت‌و‌گو با «آرمان» درباره ماحصل پروژه‌های انتقال آب در کشور است.
برخی از کارشناسان حوزه محیط‌زیست پروژه‌ انتقال آب از دریاچه وان را یکی از راهکارها برای مقابله با خشکی دریاچه ارومیه می‌دانند. این در حالی است که با بررسی نتایج پروژه‌های انتقال آب در کشور این اقدام با تبعات محیط‌زیستی متعدد همراه بوده است. پروژه‌های انتقال آب باعث شده تا سیستم هیدرولیکی در طبیعت از بین برود. در این شرایط می‌توان به‌جای جنگ با قوانین طبیعت از طریق شناخت قوانین حاکم بر آن چیدمانی را انتخاب کرد تا اقدامات انجام شده پایدار و همخوان با واقعیت‌های اکولوژیکی، اقلیمی و هیدرولوژیکی باشد.
در مدیریت آب، رفتن به سمت غلبه بر تفکرات سازه‌ای یک خطای راهبردی است که در بسیاری از کشورها مسئولان محیط‌زیست متوجه این خطا شده و در تلاش برای رفع آن هستند. مسئولان امر باید بدانند که لازم نیست، وسیله‌ای را از ابتدا اختراع و سپس استفاده کرد، بلکه با استفاده از تجربیات گذشته می‌توان تمامی مشکلات را برطرف کرد. در این شرایط نیاز به تکرار تجربیات ناخوشایند در این‌باره نیست. 
هم‌اکنون بودجه مناسب برای جبران این خسارت‌ها وجود ندارد... برای مثال در حال حاضر به 9‌هزار‌میلیارد برای خلاصی از سد گوند نیاز است، اما به‌دلیل نبود چنین هزینه‌هایی باید خطر شور شدن کارون را به جان خرید. پس در این شرایط باید اقدامی کرد تا حتی الامکان پروژه‌های انتقال آب در کشور اجرا نشود.
در وضعیت کنونی کشور باید از هر گونه طرح انتقال آب جلوگیری کرد. باید دانست که طرح‌های انتقال آب همچون مرفین عمل کرده و سبب می‌شود تا اهالی آن منطقه به‌جای استفاده خردمندانه از آب همچنان بی‌مبالات به هدر رفت آب ادامه دهند. باید تلاش شود تا مصرف را بهینه کرده و در حوزه آبخیز معیشت‌هایی را متناسب با توان اکولوژیکی پروژه آبخیز طراحی کرد. در حوزه آبخیز دریاچه ارومیه نیز نیازی به طرح انتقال آب از دریاچه‌های وان، ارس، زاب و خرز نیست، بلکه دریاچه ارومیه بیش از دو برابر متوسطه کشور ریزش‌های آسمانی دارد.
...
**در کشور ما شهرهای متعدد با چالش کم آبی و بی‌‌‌آبی مواجه هستند. آیا در مناطق متضرر از خشکسالی می‌توان اقدامات دیگر برای حل این معضل انجام داد؟ 
بله. باید دانست هم‌اکنون بحران آب در استان‌های اصفهان، یزد و کرمان بروز کرده است. تمامی آنها ناشی از طرح‌های انتقال آب است. در این میان به ازای هر لیتر آبی که وارد این خاک به‌دلیل طرح‌های انتقال آب‌ شده، چندین برابر بارگذاری می‌شود. اگر طرح‌های انتقال آب در اصفهان اجرا نمی‌شد، طبیعتا هرگز کارخانه فولاد در این استان تاسیس نمی‌شد و وسعت اراضی کشاورزی به پنج برابر افزایش نمی‌یافت. درضمن هرگز صنایع پتروشیمی در استان اصفهان مستقر نمی‌شد. همچنین در صورت عدم اجرای طرح‌های انتقال آب هرگز در یزد شاهد احداث 15 کارخانه نبودیم.
در این میان استان یزد می‌توانست از محل تقویت زیرساخت‌های بومی مسئولانه در حوزه مسائل تاریخی، فرهنگی و ... بودجه تولید کند و نیازی به ایجاد صنایع و کشاورزی پرمصرف نبود. امید است به‌جایی برسیم تا تمامی افراد بدانند که صرف هزینه برای طرح‌های انتقال آب و سدسازی‌های بی‌رویه همچون تزریق مرفین به یک بیمار برای کاهش میزان درد است. این در حالی است که در روند درمان باید منشأ بیماری مشخص و نسبت به رفع عارضه اقدامات درمانی انجام داد و فقط به صرف تزریق مرفین اقدام مناسبی برای درمان بیمار انجام نمی‌شود.
**هم‌اکنون اصفهان، یزد، کرمان و ... با مشکلات بی‌آبی و کم‌آبی مواجه هستند. این مساله هجوم ریزگردها، خشکسالی، از بین رفتن رونق کشاورزی و صنعت در آن مناطق را به‌دنبال دارد. برای کاهش این مقوله چه اقداماتی می‌توان انجام داد؟
هم‌اکنون در استان اصفهان طرح‌های مناسبی در این‌باره در حال اجرا است. در این استان شاهد تقویت بوم‌گردی‌ها، اکوکمپ‌ها و تقویت زیرساخت‌های لازم برای رونق گردشگری طبیعی و بیابانی هستیم. این مقوله باعث بروز مهاجرت معکوس شده است. این اقدامات باعث شده تا بر تعداد ساکنان در شهرهای بیابانک، انارک،‌ نرمه، جندق و ... افزوده شود. این اقدامات نو باعث شده تا بدون کاهش آب زیر زمینی و بروز آلودگی اقدامات مناسب انجام شود. این الگو را می‌توان در دیگر مناطق استان اصفهان و یزد به‌دلیل بروز بحران‌های فراوان امتداد داد. برای مثال هم‌اکنون در استان اصفهان شاهد احداث شهرک سلامت، ایجاد مجتمع‌های گردشگری جذاب همچون سی تی سنترها هستیم. این اقدامات می‌تواند تمامی روستاهای استان اصفهان را به یک مرکز مناسب برای جذب گردشگری تبدیل کند.
...
شهر یزد در این بستر باید تلاش کند تا با احیای تاریخ از جذابیت‌های خود استفاده کند. برای مثال در این شهر می‌توان گردشگران را به‌جای اجرای پروژه‌های متعدد به تماشای یخدان‌ها، بادگیرها و قنات‌های ترغیب کرد. در این وضعیت نیازی به اخذ مجوز و ایجاد کارخانه‌های آن‌چنانی در این شهر نیست، بلکه استان‌های یزد و اصفهان باید اتصال بزرگ‌ترین نیروگاه‌های خورشیدی و بادی را طراحی کرده و به این شکل بتوانند با بحران خشکسالی مقابله کنند.
(کد خبر: 82923478 (6514131)  تاریخ خبر: 1397/03/02 ساعت: 8:55)