امروز: پنج شنبه 27 تیر 1398 برابر با 17 جولای 2019

جمعه, 15 تیر 1397 21:56
انارک نیوز - اما من همینقدر پول دارم. جوان فروشنده روش نشد به او "نه" بگوید. پیش جوانی دیگر که صاحب مغازه بود رفت. از دور به او که که بیش از نیم قرن داشت و رد گذر زمان در چهره اش مانده بود اشاره ای کرد.
با خوشحالی برگشت و گفت: مبارکتان باشد، تلویزیون خوبی است.
جمعه, 08 تیر 1397 18:51

انارک نیوز - قدرت، صورتهای سه گانه و هزار دست دارد که در سه زمینه مختلف کاربرد دارد، زر و زور و تزویر یا برده کشی و چپاول و خرکردن. 
این سه چهره در نظام ساختار زورمندی یکی است و فقط در زمینه های عملیاتی و از حیث شیوه های استفاده با هم متفاوتند. 

با چهره مصلح و خدمتگزار و در پس چهره  فریبکار به خدمتکاران خود می باورانند آنچه می گویند حق است و همان است که باید باشد. خیالات و اوهام را با استفاده از جهل و نادانی می گسترانند. با دستهای نامرئی خود چشمان و گوشها و دهان قربانی را می بندند تا دربست در خدمت باشد. عذاب و پاداش را وعده می دهند و وفاداری محض را درخواست می کنند. فرمانبردار بایستی خود نیز فریب را آینه ذهن نماید و از همان دید به جهان بنگرد. هرگاه ناهمگونی دید بداند حقیر است و دست به سینه از فریبکار بپرسد!

با چهره عادل و در پس چهره زورگو و ظالم به خدمتکاران می فهمانند حساب و کتابی در کار است و اگر بخواهد به خطوط قرمز نزدیک شود زبانش بریده می شود. با کمک فریب خوردگان و زورگویان او را با انگ زدن از دیگران جدا می کنند. با چماق و درفش و داغ و سیاه چال با او برخورد می شود. برای حفظ امنیت باید بهایی بپردازد. با هوچی گری او را بی آبرو و طرد می کنند. کاری می کنند تا بیاید و گفته های قبلی خود را تکذیب کند و از کرده های خود ابراز پشیمانی نماید. تلاش می کنند تا او را بشکنند و از نو آن جور که می خواهند شکل دهند.

با چهره خیّر و ارباب و در پس چهره چپاولگر و غارتگر به خدمتکاران می آموزند با خدمت خود پاداشی دریافت می کنند که متناسب با کاسه لیسی و پابوسی آنان است. با کور و کر و لال بودن و کرنش، نانی در حد خوردن و از گشنگی نمردن، با زدن پس گردنی و خاموش کردن اعتراض ها در نطفه، مقام و منصب آب و ناندار و ریزه نان خوردن پس مانده‌ی سفره اما با غلام حلقه به گوش بودن و اجرای اوامری که انسانی نیست، خوردن از سفره ای که پهن شده است.

منابع اقتصادی مردم با بهره کشی، امتیاز دادن، سرمایه گذاری، اجازه بهره برداری، تسهیلات، رانت، حق استفاده ناعادلانه از منابع و سوء استفاده نصیب آنها می شود. آنان منابعی را که از مردم است قبضه می کنند و با پول مردم، زور چماق، تبلیغ، سانسور و جوّ اختناق بر ارکان آزادی  و آگاهی مسلط می شوند.

از یاد نبرید خروسی که سحرگاهان مردم را از خواب غفلت بیدار نماید پاداشش بریده شدن سر است! در پایان به داستانی کوتاه می پردازم.
فردی وارد دهی شد که همه خود را می خاراندند. اهالی با پند و اندرز از او خواستند خود را مداوا نماید. حیرت کرد پس به ناچار او را کشان کشان پیش ملا بردند تا مرضش را دوا کند و خود را بخاراند!

یکشنبه, 03 تیر 1397 16:48
انارک نیوز - بهش زل می زنم، نمی شناسمش. آخه اون کیه؟ اون هم مثل جن زده ها بهم خیره شده و تعجب می کنه چطور نمی شناسمش! نمی تونم ریختشو تحمل کنم. 
به دور و برم نگاه می کنم، نقابمو پیدا می کنم و رو صورتم می ذارم. حالا شد. خودم را تو آینه می بینم!
جمعه, 01 تیر 1397 10:44

انارک نیوز - پیرزن هم کنار جاده خاکی منتهی به مزار نشسته بود و با بردباری به ماشین هایی که پر بودند و رد می شدند، نگاه می کرد. دل تو دلش نبود و منتظر بود یکی ار آنها او را سوار نماید. از خانه اش تا خانه دوست درگذشنه اش و تا اینجا پشت آمبولانس او را همراهی کرده بود. اما پاهای لرزانش دیگر بیش از این او را همراهی نمی کرد. 

بالاخره به مزار رسید اما او هماغوش خاک شده بود. نتوانسته بوذ آخرین خداحافظی را با او بکند. دوستش نرگس، همبازیش، 11همین فرزند متولد سال 11 و دیروز که از میان ما رفته بود، 11 خرداد ماه بود.

با خود می اندیشید بازماندگان که این همه خرج کرده اند و از راههای دور شبانه خود را رسانده اند عزادار عزیزشانند و شاید به مغزشان هم خطور نکند که مانند دیگر شهرها، شهرداری می تواند وسیله رفت و آمد به مزار را به ازای مبلغی در اختیار آنها قرار دهد، اما شورای شهر که می داند، چرا چنین نمی کند و مصوبه ای در این مورد ندارد!؟
(16 خرداد ماه 1393)

پنج شنبه, 31 خرداد 1397 14:32
انارک نیوز - در جوامع بی سواد و کم سواد که بی تردید فقر نیز دامنگیر آنان می باشد برای سوار شدن زورمندان بر گرده بینوایان و دست در جیب آنان کردن به گونه ای که با میل خود تن دهند به آنچه آنان می خواهند استفاده از سلاح فریب ضروری می باشد. 
افکار خود را به او می دهند به گونه ای که از خود بیخود می شود و تمامی آنچه او را از این وضعیت خلاص می کند را مخالف رفاه و آسایش و آینده خود می پندارد. یک غلام حلقه به گوش مفت و مجانی می شود. از ترس لولو خورخوره به آنکه شیره تن او را می مکد پناه می برد. لاغر هر روز بیش از روز پیش لاغرتر و چاق، چاق تر می شود.

همیشه عده ای پیدا می شوند که خودباختگی شخصیت و فرهنگ ندارند و نمی خواهند زیر بار روند. پس اگر کسی خواست از این بند رها شود به ناچار بایستی با سلاح زور با او برخورد نمایند. در این مورد برخورد فیزیکی با خیره سر لازم است که از عهده چرب زبانان خارج است. 
اینان می توانند همان چاکران بی مزد و مواجب زورگویان یعنی گول خوردگان باشند. که لازم هستند اما کافی نیستند بنابراین طایفه قلدر و قلچماق نیاز است که چماق و درفش و داغ داشته باشند.
این مزدوران در روز روشن ایجاد وحشت می نمایند تا هر ندای حقی را در گلوها خفه کنند. می زنند و می برند و جان می گیرند و خودباختگان بیش از پیش به دامان زورگویان رانده می شوند. هر چه بیشتر به خانواده و مال و بدبختی خود می چسبند.
اینها بیداران را حبس و زندان و به گور می سپارند. اما به این قناعت نمی کنند و  عامل قتل و غارت و چپاول مال و جان و ناموس آنانی می شوند که خاموش می مانند یا با بدفهمی خود کنار می آیند. بایستی فقیر، فقیرتر شود تا هرچه بیشتر کمر خم نماید و شلاق راحتتر بر گرده اش نشیند. ایجاد وحشت و ترس همراه با ایجاد خیال روزی دور با دشواری های کمتر لازم و ملزوم یکدیگرند.

شاید گفتار زیر زبان آنانی باشد که فریاد کشیدند و آنانی که شنیدند و فریادرس نشدند!
اول به سراغ یهودی‌ها رفتند، من یهودی نبودم ، اعتراضی نکردم.
پس از آن به لهستانی‌ها حمله بردند، من لهستانی نبودم و اعتراضی نکردم.
آن‌گاه به لیبرال‌ها فشار آوردند، من لیبرال نبودم ، اعتراض نکردم.
سپس نوبت به کمونیست‌ها رسید، کمونیست نبودم ، بنابراین اعتراضی نکردم.
سرانجام به سراغ من آمدند، هر چه فریاد زدم کسی نمانده بود که اعتراضی کند…

زورمند از دو سلاح تزویر و فریب برای سواری رایگان و زور برای برده کشی بهره گرفت اما سلاح سومی بنام زر برای چپاول و غارت دارد که در سخن آتی به آن پرداخته می شود.
شنبه, 26 خرداد 1397 12:09
انارک نیوز - هرچند می دانست آنان می دانند اما با این حال این دست و آن دست کرد و بالاخره سرش را بلند کرد و گفت این چند روز بین تعطیلی تمام شد و فردا صبح می رویم. اشک در چشمانش حلقه زد. فرزندش، همسرش و نوه هایش را در آغوش کشید و بوسید. بوسه خداحافظی. 
صبحانه و سفره را آماده کرده بود، چای تازه دم در فلاسک آنها ریخته و سبد را با میوه و چند تخم مرغ و نان گرم و غذایی سبک و کمی سبزی خوردن کناری گذاشته بود. روی تاقچه، سینی آینه و قرآن با چند اسکناس برای صدقه و لیوانی از آب و گلی در آن خودنمایی می کرد.
پدر آنها را از زیر سینی رد کرد و پشت سرشان آب پاشید.
همگی قبل از خروج از خانه با مادرشان که می دانستند در کنجی کز کرده است خداحافظی کرده بودند. می دانستند خودش را از آنها قایم می کند. آخر او تاب خداخافظی با عزیزانش را نداشت. در چشمانشان اشک حلقه زده بود و با چشمانی باز و گشاده به آسمان می نگریستند.
چهارشنبه, 23 خرداد 1397 11:16

انارک نیوز - داشتند ماشین را که آهسته راه می افتاد با پاشیدن کاسه ای آب به پشتش بدرقه می کردند. آنها خداحافظی کرده بودند و با "خدا بهمراهتان" و "تا رسیدید خبر کنید" راهی شده بودند. 

قبل از عید که آمده بودند، مثل این بود که دنیا را به پدر و مادرش داده بودند. اما حالا وقت رفتن بود و از زیر سینی قرآن و آینه با صدقه ای که لای قرآن گذاشته بودند و کاسه ای آب رد شدند. سوار شدند و در چشمان پدر و مادر اندوه نمایان بود، چند شاخه گل شب بو لای برف پاک کن که شیشه را تمیز می کرد، دیده می شد. دوباره تنها شده بودند. آسمان نیز دیروز غروب و دیشب گریسته بود.

پدر و مادر هر دو چشم به راه بازگشت دوباره آنان بودند که خانواده ای با دو فرزند بود. ماه بعد چند روز تعطیلی دنبال هم داشت و تعطیلات تابستانی هم در راه بود.
خدا به همراه مسافران.

دوشنبه, 21 خرداد 1397 20:41
انارک نیوز - تابستان 1392 تلنباری از دشواری ها برای کارخانه آجر آژند انارک وجود داشت. 
1- جهاد کشاورزی بدون توجه به عدم تأمین آب موردنیاز توسط آب و فاضلاب نایین بر تکمیل کارخانه آجر پافشاری می کرد. 
2- جهاد کشاورزی توجهی به درخواست تغییر کاربری پروژه نداشت. 
با شروع سال 1393 بر مشکلات غیر قابل حل بالا موارد زیر نیز افزون شد. 
1- شرکت آحر آژند انارک که برای تسهیل و سرعت گرفتن پروژه پا پیش گدارده بود با توجه به توقف اجباری پروژه و تورم لجام گسیخته با حدود 40% پیشرفت فیزیکی دچار مشکلات اقتصادی گردید.
2- سرمایه گذاری مردم انارک برای ایجاد اشتغال جوانانشان روی زمین ماند و امیدی به پیشرفت پروژه نبود پس از آنان درخواست شد برای دریافت سرمایه خود مراجعه نمایند.
3- یکی از همشهریان و دوستان گرامی وجدان درد گرفت و اختلاف فنی در پیمانکاری ساخت فونداسیون سوله ها را قبل از طرح در یک کمیته فنی به دادگاه کشاند که شلیک تیر خلاص بر پیکر نیمه جان و مردد شرکت آحر آژند انارک بود.

سال 1394 نیز تلاشهای مستمر برای یگانه راه حل که تغییر کاربری بود و زیان بزرگی نیز به سرمایه گذاری انجام شده در کارخانه آجر می زد راه به جایی نبرد.
اواخر سال نمایندگی شهرستانهای نایین و خور و بیابانک در مجلس شورای اسلامی به آقای عباسعلی پوربافرانی رسید.

بالاخره در اردیبهشت ماه 1395 رأی سازمان جهاد کشاورزی استان اصفهان مبنی بر فسخ قرارداد (اجاره اراضی ملی و دولتی برای دو سال) حمید رحیم پور انارکی ابلاغ شد. حال بایستی زمین بدون حق هرگونه ادعا و اعتراض مسترد می شد. زمینی که دیگر زمین بکر قبلی نبود و صدها میلیون تومان بابت ساخت کارخانه آجر خرجش شده بود.
سازمان جهاد کشاورزی رأی استرداد در صورت تکمیل نشدن کارخانه آجر بدون توجه به عدم تأمین آب آن را بر کرسی نشاند. سازمان علاوه بر قدرت در زمینه اجرایی، وکیل مجرب هم در زمینه دفاع قضائی دارد. پروژه آجر نابود شد و امید اهالی انارک بر باد رفت. سرمایه گذاران در ماتم تنهایی نشستند.

در زمستان 1395 با سختی بسیار مجوز و موافقت اصولی برای شترداری در قسمت بسیار کوچکی از آن زمین هم گرفته شد که بجز صرف هزینه و وقت ثمری نداشت. معلوم گشت در صورتی طرح شترداری قابل اجرا است که ابتدا سرمایه گذار آجر، بدون طرح در دادگاه همه آنچه را که ساخته به دولت انتقال دهد تا بعداً قسمتی از آن برگشت شود. این باخت مضاعف بود. طرحی را که مسئولین حمایت تمام می کردند به اینجا رسید وای بر طرح پرورش شتر پرواری در انارک که در آن اما و اگر بود.

از بهار 1395  در چند نوبت درخواست رفع تظلم از طریق سایت و فاکس و اظهار شفاهی به آقای پوربافرانی داده شد.

در سال 1396 قول شفاهی برای حل مشکل از سوی جهاد نایین و استان در حد حرف باقی ماند. بنای امید و انگیزه ها با این بدقولی به یکباره فروریخت. شکست سرمایه گذاری در منطقه محروم انارک پذیرفته شد.

اینک از مردمی که تابحال سرمایه خود را به امید تکمیل کارخانه دریافت نکرده اند عاجزانه درخواست می شود با در دست داشتن برگه سهام و فیش بانکی به آقایان رحیم پور یا جعفر زاهد در انارک مراجعه نمایند که به زودی با حکم دادگاه نایین از سرمایه گذار خلع ید می شود.
(21 خرداد ماه 1397)