امروز: یکشنبه 27 مرداد 1398 برابر با 18 آگوست 2019

دوشنبه, 27 ارديبهشت 1395 12:00
صدایش کردم پاسخم را نداد
مدت هاست با او سخن می گویم اما پاسخی نمی شنوم
شاید دلخور است
شاید دلتنگ
شاید دل نگران
شاید ....
نمی دانم فقط می دانم پای دل وسط است
پای دل که وسط می آید نگاهش هم یخ می زند
آب می آورم
پرده را کنار میزنم، نور می آورم
نه آب،  نه نور
دلش که می گیرد نه آب نه نور هیچکدام آرامش نمی کند
سجده می کنم
حمد می خوانم
دیگر دلم طاقت نمی آورد
گریه می کنم
گریه هایم تنها چیزی است که بی طاقتش می کند
طاقت اشکم هایم را هیچوقت نداشت
هنوز هم ندارد
می نشیند کنارم
نوازش می کند، باران می شوم
صدایش می کنم، نور می شود
مادر است دیگر قاب عکسش هم برای فرزند دل دل می کند.

تقدیم به همه مادران سرزمینم، اگر دلتان لرزید یک فاتحه نثار همه مادرهای اسمانی کنید. 
(نویسنده: سینا ایرانپور انارکی - دوشنبه 27 اردیبهشت 1395)
سه شنبه, 04 اسفند 1394 07:31
انارک نیوز - انتخاباتی دیگر در راه است و همچون گذشته تلاش فراوانی از سوی رسانه‌ها و احزاب برای تشویق مردم به حضور پای صندوق‌های رأی انجام می‌شود. ذهنیت بیشتر مردم چه آن‌ها که رأی می‌دهند و چه آن‌ها که رأی نمی‌دهند بی‌تأثیری آرای مردمی در بهبود شرایط معیشت و زندگی است. بنابراین باور عمومی آن‌ها که رأی می‌دهند چند دلیل را عنوان می‌کنند: ۱-اعتقاد به حمایت از نظام و کشور به‌عنوان یک وظیفه عمومی ۲-رأی دادن به‌عنوان یک وظیفه دینی و اسلامی ۳-نگرانی از اینکه شاید رأی ندادن آینده شغلی و خانوادگی آن‌ها را تهدید کند. ۴- اثرگذاری انتخاب افراد اصلح در بهبود شرایط کشور در بررسی تفاوت مجلس و دولت‌های مختلف و شرایط خوب و بد گذشته. اما گروهی که رأی نمی‌دهند نیز چند دلیل دارند آن‌ها معتقدند: ۱-رأی آن‌ها هیچ تأثیری در بهبود شرایط کشور ندارد و هر نامزد که برگزیده شود تفاوتی حاصل نمی‌شود. ۲-آرا و افراد از قبل تعیین‌شده‌اند. ۳-گزینه مناسبی وجود ندارد. ۴-مخالفت با نظام. در این یادداشت قصد بررسی درستی و نادرستی این دلایل و باور‌ها را ندارم و ترجیح می‌دهم واقعیت دیگری را از پشت پرده آرای مردمی مطرح کنم. فرض کنید بد‌ترین باورهایی که اشاره‌شده یعنی عدم تأثیرگذاری آرای مردم در سرنوشتشان و همچنین تعیین افراد برگزیده از سوی کارگزاران نظام صحت داشته باشد. به‌یقین اگر چنین رویدادی واقعیت داشته باشد یعنی بزرگ‌ترین ظلم به مردم صورت گرفته است و هیچ جای ملاحظه‌ای باقی نخواهد گذاشت و با توجه به اینکه حضور گسترده مردم در انتخابات از سوی کارگزاران نظام نوعی مشروعیت بخشیدن به‌نظام سیاسی کشور و حمایت از مسئولان عالی نظام عنوان می‌شود شاید باید به همه‌کسانی که رأی نمی‌دهند حق داد؛ اما نتیجه رأی ندادن حتی باوجوداین شرایط چیست؟ باوجوداین واقعیت فرضی چند پرسش جدی مطرح می‌شود. آیا با عدم‌حمایت از نظام، نظام اصلاح می‌شود؟ آیا نظامی که از مردم حمایتی نمی‌بیند خودخواسته تصمیم به اصلاح می‌گیرد یا منزوی‌تر و خودخواه‌تر می‌شود؟ آیا نظام‌های گذشته ایران با عدم‌حمایت مردم اصلاح شدند و یا با حذفشان یک دولت وابسته به بیگانه سر کار آمد؟ آیا پس از نابودی آن نظام‌ها و دولت‌ها، نظام ایده آلی قدرت را در دست گرفت؟ آیا بارأی ندادن افراد شایسته حداقلی شانسی برای حضور در جایگاهی که شایستگی آن را دارند، خواهند یافت؟ این‌ها پرسش‌هایی هستند که برای پاسخ به آن‌ها باید عاقلانه و با تأمل اندیشید و تحت تأثیر شخص و رسانه و یا گروه خاصی قرار نگرفت. این‌ها پرسش‌هایی هستند که باید هر فرد بنابر دانش، جهان‌بینی و اعتقادات خود به آن پاسخ دهد. اما هر پاسخی که به این پرسش‌ها دارید من به شما پیشنهاد می‌کنم لطفاً رأی ندهید! شاید این پیشنهاد من را با آنچه در بالا مطرح کردم در تضاد بدانید اما پشت پرده‌ای که در ابتدا به آن اشاره کردم همین‌جا آشکار می‌شود. من از شما می‌خواهم با شرایط زیر رأی ندهید.
 1- اگر نامزدهای را به‌خوبی نمی‌شناسید، رأی ندهید
 بار‌ها در انتخابات مختلف شاهد بوده‌ام که افراد درزمانی که پای صندوق رأی می‌آیند تازه پیگیر می‌شوند به چه کسی رأی بدهند و از حاضران در صف می‌پرسند. بار‌ها شاهد بوده‌ام که افراد به‌راحتی برگه خود را به دیگری می‌سپارند تا وی به‌جای آن‌ها نام نامزد‌ها را در برگه رأی وارد کند. بار‌ها شاهد بوده‌ام که برگه‌های سفید را روانه صندوق رأی کرده‌اند. باور کنید در مدت کوتاهی که برای تبلیغات نامزدها وجود دارد دستیابی نسبت به شناخت و انتخاب حداقل یک نفر وجود دارد پس یا رأی ندهید که فردی نالایق را روانه مجلس کنید و یا اگر رأی می‌دهید حداقل نام یک نفر را که شایسته تشخیص داده‌اید در برگه وارد کنید و تمام جاهای خالی را پر نکنید که مبادا رأی به فردی نالایق نداده باشید.
2-به افراد ترسو و محافظه‌کار رأی ندهید
بسیاری از نامزد‌ها باوجود تحصیلات، تخصص و توانمندی‌های علمی و اجرایی افرادی محافظه‌کار و ترسو هستند که باوجود آگاهی از بسیاری مشکلات، قانون‌گریزی‌ها و تصمیمات نادرست در بدنه دولت و نظام جسارت کافی برای طرح آن در مجلس و پیگیری حقوقی آن ندارند و بدون تردید دانش و آگاهی آن‌ها در عمل کارایی برای مردم نخواهد داشت. این افراد همیشه برای طرح مشکلات بهانه‌هایی چون مصلحت نظام، مصلحت کشور، جلوگیری از هیاهو و... را پوششی برای پنهان‌سازی ترس خود قرار می‌دهند و بنابراین نفعی به مردم نخواهند رساند. البته این نکته نیز باید مدنظر قرار گیرد معترضان و یا سخنرانان بی‌پروا نیز که دانش و تخصص کافی ندارند و فقط از کف زدن حاضران در سالن به ذوق می‌آیند نیز نفعی به مردم نخواهد رسید و چه‌بسا با نادانی خود آسیب‌زا نیز باشند.
3-به افراد معمولی و فاقد طرح و ایده رأی ندهید
بسیاری از افرادی که در انتخابات نامزد شده‌اند هیچ‌گونه طرح و برنامه و ایده‌ای برای حضور در مجلس ندارند و حتی بسیاری می‌دانند که رأی نخواهند آورد اما فقط در جستجوی کسب یک وجهه اجتماعی فرصت تبلیغاتی انتخابات را فرصت مناسبی برای خودنمایی تشخیص داده‌اند. همچنین تردید نکنید افراد تائید صلاحیت شده از شورای نگهبان بر اساس شایستگی برای مجلس تائید نشده‌اند بلکه فقط از جنبه‌های تحصیلات، التزام به‌نظام، دیانت و سوءسابقه رزومه و گذشته آن‌ها بررسی‌شده است و بنابراین بسیار اهمیت دارد که کدام فرد را انتخاب کنید و به هرکسی رأی ندهید.
4-به کسانی که وعده‌های فراوان می‌دهند، رأی ندهید
مجلس یا قوه مقننه محلی برای قانون‌گذاری و نظارت بر اجرای قانون است نه محلی برای اجرای قانون و یا کسب امتیاز برای شهر و روستای شما بنابراین اگر نامزدی تأکید دارد که قادر به ایجاد امکانات ویژه برای منطقه خود است بدون تردید یا از وظایف و مسئولیت‌های نماینده مجلس آگاه نیست و یا قصد جلب آرا و فریب مردم را دارد. البته هر نماینده با توجه به ظرفیت‌ها و مزیت‌های منطقه خود می‌تواند به‌صورت قانونی بستر توسعه شهر یا روستای موردنظر را فراهم کند.
5-به چهره‌های مشهور هنری و ورزشی رأی ندهید
برخی از چهره‌های مشهور هنری و ورزشی به‌واسطه حضور فراوان در رسانه‌ها و علاقه خاص مردم به آن‌ها شهرت فراوانی به دست می‌آورند که تجربه نشان می‌دهد اگر این افراد برای یک جایگاه سیاسی- اجرایی نامزد شوند عموم مردم تحت تأثیر شهرت فرد و احساسات شخصی خود به وی رأی خواهند داد. نمونه این رویداد را در انتخابات شورای شهر اصفهان و تهران و حتی نمایندگی مجلس شاهد بوده‌ایم که قهرمانان ورزشی، بازیگران و مجریان صداوسیما بدون تخصص لازم و سوابق اجرایی و یا حداقل رزومه پژوهشی به‌سادگی و با آرای بالا توانسته‌اند به شورای شهر و یا مجلس راه یابند. شاید در میان این چهره‌های مشهور گزینه استثنایی و شایسته برای این نوع جایگاه‌های سیاسی و اجرایی نیز وجود داشته باشد اما بیشتر این افراد مشهور حتی با تحصیلات بالا گزینه‌های مناسبی برای نمایندگی امور مردم به شمار نمی‌روند کما اینکه آگاه باشید برخی از این افراد مشهور وضعیت درآمدی مناسب و جایگاه تثبیت‌شده شغلی در‌‌ همان حرفه نیز ندارند و باهدف فرار از بیکاری و کسب درآمد بهترین راهکاری که با تشخص آن‌ها سازگار باشد را حضور در شورای شهر و مجلس تشخیص می‌دهند درحالی‌که حتی به‌اندازه یک کارمند خوب هم توانایی ندارند. این افراد اگر فعالیت هنری خود را جدی و متمرکز دنبال کنند بیشتر برای مردم مفید خواهند بود.
6-به سرمایه‌داران برخوردار از رانت و وابسته رأی ندهید
بسیاری از افراد مدعی کارآفرینی و فعالیت در بخش خصوصی هستند و این ویژگی را نیز عامل برتری خود نسبت به عام جامعه می‌دانند. بدون تردید کارآفرینی و ایجاد اشتغال بسیار ارزشمند و ستودنی است اما گاهی بسیاری از سرمایه‌داران در لباس بخش خصوصی اما بهره‌برداری از رانت، تسهیلات بانکی بالا و وابستگی به دولت و چهره‌های سیاسی اقدام به راه‌اندازی و توسعه کسب‌وکار می‌کنند و به‌هیچ‌وجه شایسته عنوان کارآفرین نیستند. حتی بررسی سوابق برخی از آن‌ها نشان می‌دهد درگذشته در دستگاه‌های دولتی و امنیتی فعالیت داشته‌اند. این افراد باهدف نمایندگی مردم به مجلس نمی‌روند بلکه قصد دستیابی به رانت بیشتر و کسب منافع شخصی افزون‌تر را دارند.
7-به کسانی که بیش از سه دوره نماینده بوده اند، رأی ندهید
بسیاری از مردم دچار این دیدگاه نادرست هستند که افرادی که چند دوره در یک جایگاه قرار می‌گیرند باتجربه شده‌اند و بهتر از افراد باتجربه قادر به فعالیت در آن موقعیت قرار دارند و همین دیدگاه نادرست موجب می‌شود فرصت را از افراد جوان، خلاق، فعال و توانمند بگیرند تا بازهم چهره‌های مسن و به‌اصطلاح باتجربه رأی بیاورند. باید آگاه بود که فردی که بیش از سه دوره ۴ ساله یعنی ۱۲ سال در مجلس حضور یافته فرصت کافی برای اجرای ایده‌ها و طرح‌ها، بروز خلاقیت و تلاش برای بهبود شرایط داشته است و به‌ویژه اگر پس‌ازاین مدت طرح خاصی از وی مشاهده نمی‌شود دیگر نباید وی را شایسته این جایگاه دانست. نمونه این نامزد‌ها را اکنون به‌صورت انگشت‌شمار در انتخابات شاهد هستیم و متأسفانه به دلیل رویه ارتباطات فردی گسترده با عام مردم همیشه نیز آرای بالایی را به خود اختصاص می‌دهند و فرصت را از افراد جوان و توانمند دریغ می‌کنند.البته برخی از نمایندگان باسابقه نیز هستند که به جهت توانمندی‌های منحصربه‌فرد همچنان شایسته حضور در مجلس هستند اما بهتر است اجازه دهیم این افراد باتجربه فرصت خدمت در جایگاهی دیگر را برای خود فراهم آورند.
8-به مدارک تحصیلی نامزدها رأی ندهید
اکنون حداقل تحصیلات برای نامزدهای مجلس شورای اسلامی کار‌شناسی ارشد (فوق‌لیسانس) است مگر کسانی که در دوره‌های گذشته سابقه حضور در مجلس را داشته‌اند. به نظر می‌رسد باوجوداین میزان تحصیلات شاهد تبلیغات گسترده نامزد‌ها بر روی مدرک دکترا و تحصیلات تخصصی خود باشیم و متأسفانه در کشور ما مردم نیز بسیار تحت تأثیر عنوان دکترا قرار دارند و فکر می‌کنیم برخورداری از مدرک دکترا معادل وجود سواد و تخصص در فرد است. باید آگاه باشیم در ایران باوجود رشد دانشگاه‌ها و تسهیل ادامه تحصیلات از یک‌سو و امکان اخذ مدرک تحصیلی معادل فوق‌لیسانس و دکترا در داخل و خارج از سوی برخی مراکز اینکه یک فرد دیپلمه نیز پس از مدتی مدعی درجه دکترا شود چیز دور از دسترسی نیست؛ نمونه آن را در وزیر کشور دولت گذشته به‌خوبی به خاطر داریم. نکته دیگر موضوع رشته تحصیلی است که آیا این تحصیلات در مجلس کاربردی خواهد داشت؟ بنابراین افراد دارای مدرک کار‌شناسی ارشد و دکترا بدون سوابق پژوهشی، سیاسی و اجرایی و جسارت دفاع از ملت و همچنین تخصص موردنیاز گزینه مناسبی برای ورود به مجلس نخواهند بود.
9-به جنسیت نامزد‌ها رأی ندهید
جنسیت نیز اگرچه موضوع چالش‌برانگیزی در انتخابات کنونی به شمار نمی‌رود اما بسیار از زنان و مردان همچنان گرفتار دیدگاه‌های مردسالارانه یا زن سالارانه هستند و یکی را بر دیگر بر‌تر می‌دانند. باید آگاه باشیم در دوره کنونی با توجه به افزایش مشارکت زنان در کشور و دستیابی آن‌ها به مسئولیت‌های مختلف در دولت و بخش خصوصی و موفقیت‌هایی که به دست آورده‌اند دیگر جنسیت را نباید ملاک گزینش قرار داد و نامزد‌ها باید بر اساس سوابق، توانایی و دانش و تخصص و جسارت دفاع از حقوق مردم مورد تحلیل و بررسی قرار گیرند.

بازهم تأکید می‌کنم به افرادی که ویژگی‌های بالا را دارند لطفاً رأی ندهید و اگر تصمیم به حضور در پای صندوق‌های رأی را دارید با توجه به نکات مشروحی که گفته شد دو ویژگی زیر را برای انتخاب نامزد موردنظر خود در اولویت قرار دهید.
۱-قدرت تحلیلگری در حوزه‌های بین‌الملل، مدیریت، اقتصاد و فرهنگ
یک نماینده مجلس مسئولیت اجرایی ندارد اما با توجه به مسئولیت قانون‌گذاری باید از ذهن خلاق، دانش بالا و مهارت تحلیلگری با توجه به تخصص خود برخوردار باشد تا بتواند به‌خوبی لوایح دولت و طرح‌های پیشنهادی مجلس را ارزیابی کند و بهترین تصمیم را برای قانون‌گذاری، اصلاح قوانین و تصویب برنامه‌های بلندمدت کشور اتخاذ کند. این مهم‌ترین ویژگی یک نماینده است که اهمیت آن از سوابق اجرایی وی هم بیشتر است. پژوهشگران، تحلیلگران، سخنوران، نویسندگان، روزنامه‌نگاران، منتقدان و مشاوران سازمانی در حوزه‌های مختلف بیشترین توانمندی را درزمینهٔ تحلیلگری دارند و هر چه نامزدهای کنونی در زمینه‌های مورداشاره تجربه بیشتری داشته باشند اولویت خواهند داشت. بدون تردید در دوره کنونی با توجه به شرایط توسعه‌ای کشور افراد توانمند در بخش‌های بین‌الملل، مدیریت، اقتصاد و فرهنگ در اولویت قرار دارند.
۲-جسارت دفاع از مردم و بازگویی حقایق
یک نماینده مجلس در عمل وکیل مدافعه ملت به شمار می‌رود و یک وکیل خوب باید ضمن برخورداری از دانش و اطلاعات کافی و به‌روز جسارت طرح و دفاع از آن را نیز داشته باشد. این وکیل خوب باید بتواند در هر موضوع، قانون و پرونده‌ای کار را به نفع و صلاح مردم در کوتاه‌مدت و بلندمدت مدیریت کند و نگرانی از بابت جایگاه اجتماعی و سیاسی و تهدید افراد و گروه‌ها نداشته باشد. در پایان برای آگاهی بیشتر و به‌صورت مختصر به بخشی از وظایف مجلس شورای اسلامی ایران اشاره می‌شود.
وظایف نمایندگان مجلس بر اساس قانون
الف - قانون‌گذاری: بر اساس اصل هفتاد و یکم قانون اساسی، مجلس شورای اسلامی صلاحیت عام قانون‌گذاری را دار است: «مجلس شورای اسلامی در عموم مسائل در حدود مقرر در قانون اساسی می‌تواند قانون وضع کند». بر این اساس: یکم: پیشنهاد و پیش‌نویس قوانین تحت دو عنوان لایحه و یا طرح به مجلس وارد می‌شود: «لایحه» مصوبه‌ای است که از طرف دولت پس از گذراندن مراحل قانونی برای تصویب به‌صورت قانون به مجلس ارائه می‌شود که ممکن است چند منشأ داشته باشد: ۱. دولت، ۲. رئیس قوه قضائیه، ۳. شورای عالی استان‌ها. «طرح» پیشنهادی است که توسط حداقل پانزده نفر از نمایندگان مجلس یا شورای عالی استان‌ها به مجلس ارائه می‌شود. دوم: قوانینی که جنبه تصویبی دارند نظیر: ۱. قانون بودجه (اصل ۵۲ قانون اساسی) ۲. عهدنامه‌ها و قراردادهای بین‌المللی (اصل ۷۷ قانون اساسی) ۳. تغییر خطوط مرزی (طبق اصل ۷۸ قانون اساسی) ۴. محدودیت‌های ضروری کشور در شرایط اضطراری نظیر جنگ و... (اصل ۷۹ قانون اساسی) ۵. اخذ وام و کمک مالی (اصل ۸۰ قانون اساسی). ۶. استخدام کار‌شناسان خارجی (اصل ۸۲ قانون اساسی) ۷. انتقال بنا‌ها و اموال دولتی (اصل ۸۳ قانون اساسی). سوم: تفسیر قانون عادی: بر اساس اصل ۷۳ قانون اساسی: «شرح و تفسیر قوانین عادی در صلاحیت مجلس شورای اسلامی است...».
ب - نظارت مجلس: ۱. نظارت (دخالت) مجلس در تشکیل دولت: وزرا پس از انتخاب توسط رئیس‌جمهور، برای گرفتن رأی اعتماد به مجلس معرفی می‌شوند (اصل ۱۳۳ قانون اساسی) و مجلس باید نظر خود را مبنی بر اعتماد یا عدم اعتماد به فرد فرد آن‌ها اعلام کند (اصل ۸۷ قانون اساسی). ۲. نظارت عام نمایندگان: یکم - تذکر: تذکر شفاهی: هر یک از نمایندگان می‌تواند در نطق بیش از دستور خود هرگونه کوتاهی مجریان در اجرای قوانین را به‌طور شفاهی تذکر دهد. تذکر کتبی: در صورت نقض قانون یا سوء جریان امور در دستگاه‌های اجرایی، نمایندگان مجلس می‌توانند از طریق رئیس مجلس به وزیر مسئول یا رئیس‌جمهور به‌طور کتبی تذکر دهند. دوم - سؤال: بر اساس اصل ۸۸ قانون اساسی: «در هر مورد که حداقل یک‌چهارم کل نمایندگان مجلس شورای اسلامی از رئیس‌جمهور و یا هر یک از نمایندگان از وزیر مسئول درباره یکی از وظایف آنان سؤال کنند، رئیس‌جمهور یا وزیر موظف است در مجلس حاضرشده و به سؤال جواب دهد». سوم - استیضاح رئیس‌جمهور، وزرا و هیئت‌وزیران: (بر اساس اصل ۸۹ قانون اساسی) ۳. نظارت بر امور مختلف کشور: یکم - تحقیق و تفحص: طبق اصل ۷۶ قانون اساسی «مجلس شورای اسلامی حق تحقیق و تفحص در تمام امور کشور را دارد». بر این اساس موضوع تحقیق و تفحص عام است و شامل کلیه بخش‌های کشور علاوه بر وزارتخانه‌ها و دولت می‌شود. دوم - اصل نود قانون اساسی: بر اساس این اصل «هرکسی شکایتی از طرز کار مجلس یا قوه مجریه یا قوه قضائیه داشته باشد می‌تواند شکایت خود را کتباً به مجلس شورای اسلامی عرضه کند. مجلس موظف است به این شکایت رسیدگی کند و پاسخ کافی بدهد و در مواردی که شکایت به قوه مجریه و یا قوه قضائیه مربوط است رسیدگی و پاسخ کافی را از آن‌ها بخواهد و در مدت متناسب نتیجه را اعلام کند و در مواردی که مربوط به عموم باشد به اطلاع عامه برساند». ۴. نظارت اطلاعی: یکم - صلح دعاوی: طبق اصل ۱۳۹ قانون اساسی: «صلح دعاوی راجع به اموال عمومی و دولتی یا ارجاع آن به داوری در هر مورد، موکول به تصویب هیئت‌وزیران است و باید به اطلاع مجلس برسد». دوم - اطلاع از رسیدگی به اتهام برخی از مجریان: بر اساس اصل ۱۴۰ قانون اساسی: «رسیدگی به اتهام رئیس‌جمهور و معاونان او و وزیران در مورد جرائم عادی بااطلاع مجلس شورای اسلامی و در دادگاه‌های عمومی دادگستری انجام می‌شود». سوم - ارسال تصویب‌نامه‌ها و آیین‌نامه‌های دولت برای رئیس مجلس: به‌موجب اصل ۱۳۸ قانون اساسی: «... تصویب‌نامه‌ها و آیین‌نامه‌های دولت و مصوبات کمیسیون‌های مذکور در این اصل، ضمن ابلاغ برای اجرا به اطلاع رئیس مجلس شورای اسلامی می‌رسد تا در صورتی که آن‌ها را برخلاف قوانین باید با ذکر دلیل برای تجدیدنظر به هیئت‌وزیران بفرستد. ۵. نظارت مالی: یکم - تصویب بودجه سالانه (اصل ۵۲ قانون اساسی) دوم - دیوان محاسبات کشور مستقیماً زیر نظر مجلس شورای اسلامی است و.. (اصل ۵۴ و ۵۵ قانون اساسی).

(تاريخ : دوشنبه ۳ اسفند۱۳۹۴ | 18:36 | نویسنده : سینا ایرانپور انارکی)
چهارشنبه, 18 آذر 1394 08:58
انارک نیوز - شاید خیلیا ندونن که املاء درست اسم من "مسَـیّـِب" هست، نه مصیّب! 
در دوران راهنمایی، کلاس هفتم، معلم املای ما آقای حسین میرزابیگی بودند. همون میرزابیگی که در همایش 88 ازش تقدیر بعمل اومد و من و مابقی شاگرداش کلی از دیدار دوبارش خوشحال شدیم. توی امتحان ثلث حسابی خونده بودم. با کلی آمادگی رفتم سر جلسه. بالای برگه نام و نام خانوادگی و بقیه اطلاعاتا پر کردم و بعد رفتم سراغ املا. البته یه شیطنت کودکانه انجام دادم و علیرغم علم به اینکه اسمم با "س" نوشته مشه اون بالا نوشتم "مصیّب کلانتری". املا که تموم شد برگه را تحویل دادم و خوشحال و خندون رفتم به سمت خونه.
دوروز بعد آقای میرزابیگی برگه ها را تصحیح کرده بودن و اوردن کلاس. یکی یکی اسم بچها و نمرهاشونا میخوندن و بچها برگهاشونا میگرفتن و مینشستن. منم خوشحال و با خیال راحت منتظر بودم که اسمما بلند بخونه و با خودم فکر مکردم یکی از بالاترین نمرهای کلاسا اورده باشم. رسید نوبت من و بلند خوند اسمما: "مسیّب کلانتری.... صفر". خشکم زده بود. رفتم برگه را از معلم گرفتم و بی صدا و آروم رو نیمکتم نشستم. دیدم آقای میرزابیگی اصلاً برگما تصحیح نکرده. یه ضربدر قرمز سرتاسر صفحه کشیده و زیرش نوشته : "دانش آموزی که هنوز اسمشا بلد نیست بنویسه ، صـفـــــــــر"
(چوپانان آباد / خاطره ای از کربلایی مسیب کلانتری / نقل از کانال تلگرامی سلام چوپانان)
پنج شنبه, 12 آذر 1394 21:25

خبرنگار افشاگر اصفهانی شیر نیست 
مصطفی ابراهیمی

انارک نیوز - سینا را از سال 84 می شناسم. همزمان با هم به دانشگاه وارد شدیم. او یک تفاوت عمده با بقیه داشت برخلاف بیشتر دانشجویان قبل از دانشگاه کار را شروع کرده بود و حتی رشته مدیریت را هم بعدها که بیشتر با او آشنا شدم، ثابت کرد بی هدف انتخاب نکرده است. به کمک سینا هم من و هم برخی از دانشجویان دیگر دانشگاه در شرکتی که سینا مدیر بازاریابی آن بود مشغول به کار شدیم و از همان روزها عده زیادی را به سمت خودش جلب کرد. سینا حتی بعد از فارغ التحصیلی نیز سهم زیادی در معرفی به کار دوستانش داشت و شاید همین رفتار سینا موجب شد علیرغم اتفاقاتی که سال های بعد رخ داد هیچکس فکر بدی در مورد او نکند. او به یکه تاز کلاس های درس مدیریت تبدیل شد و در تمام کلاس ها که بیشتر دانشجویان خدا خدا می کردند تمام شود و بروند او با تمام اساتید بحث می کرد و گاهی حتی برخی از اساتید از اطلاعات سینا دچار حیرت می شدند. خاطرم نیست دقیقا چه سالی بود اما در همان دوران دانشجویی فعالیت روزنامه نگاری اش را شروع کرد و در کنار کار شرکت توانست مسئولیت صفحه دانشجو را در روزنامه جام جم بر عهده بگیرد.
از خاطرم نمی رود که همیشه از دانشگاه که بر می گشتیم به اولین دکه روزنامه فروشی که می رسید چند روزنامه می خرید و وقتی از او می پرسیدم واقعا می رسی هر روز سه چهار تا روزنامه بخونی، پاسخ می داد هیچ چیز به اندازه خواندن روزنامه حالم را خوب نمی کند. بی دلیل نبود که اساتید دانشگاه به او اجازه می دادند تا این اندازه سر کلاس ها آزادانه اظهار نظر کند واقعا اطلاعات اقتصادی سینا حرف نداشت. جالب اینجاست در حوزه های مختلف مدیریتی ورود پیدا کرد و تجربه عملی هم کسب کرد. خاطرم هست نابغه حسابداری بود همیشه سر کلاس پای تخته تمرین حل می کرد. از اصول حسابداری که بیست گرفت، بلافاصله به صورت خصوصی دوره کارگاهی حسابداری را گذارند و مدتی هم کار حسابداری انجام می داد. دوره ایزو هم که گذارند؛ مسئولیت تضمین کیفیت یکی از شرکت های وابسته به سایپا در اصفهان را به او سپردند .
دوره بازاریابی هم گذارند و می دانم سال هاست کار تحقیقات بازار انجام می دهد. از قرار سینا آمادگی فعالیت در تمام زمینه های مدیریتی را داشت. آن سال ها به منزل سینا هم می رفتم اتاق سینا دو بخش داشت یک بخش از پایین تا بالا روزنامه روی هم چیده شده بود و بخش دیگر پر از کتاب های مدیریتی بود. سال آخر دانشگاه با ویژگی هایی که از خود بروز داده بود معاونت دانشجویی دانشگاه به او پیشنهاد داد برای ارائه یکسری خدمات به دانشجویان تعاونی دانشجویی راه اندازی کند و سینا هم که سرش درد می کرد برای دردسر قبول کرد و خیلی زود چند نفر دانشجو از جمله خود من که به او نزدیک بودیم را برگزید و بر خلاف ما که هیچ از این کار سر در نمی آوردیم خودش پیگیر کار ثبت و تاسیس شرکت و گرفتن مجوزها شد. خاطرم هست فقط روز جلسه هیات موسس که در اداره تعاون مبارکه برگزار شد ما را دعوت کرد و بعد هم طبیعی بود خودش مدیرعامل باشد چون اصلا ما نمی دانستیم شرکت داری یعنی چی. روی دیگر سینا از این زمان نمایان شد؛ سینا خیلی زود پیگیر برعهده گرفتن خدمات مختلف دانشگاه شد اما فهمید هیچ مناقصه ای برگزار نمی شود و همه چیز سوری است. دانشگاه که خودش پیشنهاد راه اندازی تعاونی را به سینا داده بود حاضر به همکاری نشدند. هیچوقت سینا نگفت که در آن مدت چه چیز فهمید که ناگزیر شد کاری را انجام دهد که همه آنها که می شناختندش باورش برایشان سخت بود.
فریادهای معاون مالی دانشگاه که نامه سینا را از دانشگاه آزاد منطقه مرکزی برایش فکس کرده بودند را خوب بخاطر دارم پیگیر کارهای وام دانشجویی بودم که متوجه شدم یک دانشجو نامه ای هفت صفحه ای را از عملکرد دانشگاه آزاد مبارکه به واحد بازرسی دانشگاه آزاد ارسال کرده است. سر هر کلاس که می رفتیم اساتید مختلف سینا را به باد انتقاد می گرفتند و گلایه می کردند که اشتباه کردی و این حرف های تو در مورد دانشگاه و مدیران آن صحت ندارد. هیچ کار غیر قانونی در معاملات دانشگاه و بخش مالی اتفاق نیافتاده است. سینا بی پرده و عصبانی پاسخ همه را می داد و حیرت همه از این بود سینا در همان زمان قانون تجارت را از حفظ بود هر جا بحث می شد به مفاد قانون تجارت اشاره می کرد. حتی به استادی که بسیار رابطه صمیمی با وی داشت برخورد تندی کرد او را هم حواله به قانون داد. نامه سینا باعث شد دانشگاه آزاد مبارکه مورد بازرسی کامل قرار بگیرد و مدت ها آشوبی که سینا به پا کرده بود ادامه داشت همه به سینا می گفتند مرد حسابی با این کار محال است بگذارند فارغ التحصیل شوی. بسیج دانشگاه هم درگیر این موضوع شده بود چون سینا در بخشی از آن نامه علیه بسیج دانشگاه هم نکاتی را مطرح کرده بود.
هر بار یک از بخش های دانشگاه او را می خواست و سینا هم می رفت و بعد هم کلمه ای برای هیچکس تعریف نکرد که چه اتفاقی افتاد. مدتی بعد دانشگاه برای نخستین بار برای واگذاری بخش های مختلف خدماتی مناقصه برگزار کرد. نمی دانم سینا پیروز نبرد شد و یا پشت پرده اتفاق های دیگری رخداد اما برایم جالب بود سینا با همه کسانی که با او برخورد کردند دوستی اش را حفظ کرد. سینا زودتر از همه ما و در هفت ترم فارغ التحصیل شد و روز آخر هم در حیرت همه دانشجویان و اساتید متن ادبی اما با محتوای مدیریتی را به تک تک مدیران دانشگاه و اساتیدی که با آنها کلاس داشت در قالب یک برگه تهذیب هدیه کرد و دیگر هم پای به دانشگاه نگذاشت. من دو ترم بعد از سینا در دانشگاه درسم طول کشید و شاهد بودم که هر استادی به کلاس می آمد یا متن سینا را برای دانشجویان می خواند و یا درباره متن سینا حرف می زد و سینا را تحسین می کرد. سینا برای دانشگاه مبارکه به یک بت تبدیل شد اما برخی گفتند آن نامه موجب شد مدیران دانشگاه با وی تعامل پشت پرده ای داشته باشند و سینا هم به همین دلیل با نوشتن آن متن در روز آخر و انتشار آن در دانشگاه به گونه ای دیگر پاسخ تعامل آنها را داده است تا اذهان دانشجویان نسبت به اساتید و مدیران منفی نگردد.
سال ها از آن اتفاق می گذرد اما هر بار اتفاقی یکی از اساتید دانشگاه یا مدیران آن را در جایی می بینم و برای عرض ادب خدمتشان می روم برایم عجیب است که هنوز سراغ سینا را می گیرند و می پرسند خبر داری الان کجاست؟ مدت هاست تعامل خاصی با سینا ندارم اما دورا دور مطالبش را می خوانم کسی که مقطع فوق لیسانس را هم در رشته مدیریت اجرایی گذرانده اما سال هاست کار خبرنگاری اقتصادی می کند. در اصفهان خیلی زود توانایی های خود را اثبات کرد و برای کار حرفه ای به تهران رفت و در مدتی کوتاه دبیری بورس روزنامه اقتصادی تعادل را به وی سپردند. سینا هر چه هم نمی دانست و بلد نبود بی شک در همکاری با روزنامه نگار برجسته و معروفی همچون محمد صادق جنان صفت در زمان حضورش در تهران آموخته است اما شاید بازگشتش به اصفهان اشتباه بزرگ او بود.
مدتی پیش گزارشی را از وضعیت نا به سامان سرمایه گذاری صنعتی و معدنی در اصفهان منتشر کرد و واکنش عجیب روابط عمومی سازمان صنعت و معدن به آن گزارش برای اولین بار سینا را به حاشیه برد اگرچه می دانم چند سال پیش هم گزارشی را علیه وضعیت تولید سیگار در اصفهان منتشر کرده بود و آن سال هم گرفتار حاشیه های شرکت دخانیات اصفهان شد. گزارش انتقادی سینا علیه اتاق بازرگانی اصفهان مرا بیشتر یاد رفتاری که با مدیران دانشگاه داشت می اندازد. سینا بیشتر از هر کسی نهادهای اقتصادی استان را می شناسد و اگر قرار باشد نقد کند می دانم قلمش ویرانگر است گزارشی که در مورد عملکرد مالی دانشگاه منتشر کرده بود را خوانده ام و خوب می دانم که اگر اراده کند علیه کسی بنویسد آنقدر قدرتمند و حاشیه ساز می نویسد که افراد مسئول روی سازمان مورد نظر حساس شوند. نمی دانم این بار پشت پرده بین سینا و اتاق چه رخ خواهد داد و رخ داده است اما می دانم سینا دیگر دانشجو نیست و اطلاعات و دانش او هم نسبت به آن دوران چند برابر شده است.
به خاطر دارم در آن زمان یکی از اهدافش کاندید شدن برای مجلس بود و اکنون هم نزدیک انتخابات مجلس و سینا هم 30 سالگی را پشت سر گذاشته است اما بعید می دانم هنوز هم آمادگی ورود به مجلس داشته باشد. سینا اگرچه به جهت دانش اقتصادی شرایط مالی اش یک سر و گردن بالاتر از همکارانش است اما مطمئنم اوضاع مالی او هم تعریفی آنچنانی ندارد و بعید هم نیست در انتشار این گزارش به مسائل مالی هم فکر کرده باشد. اما از یک چیز مطمئنم خبرنگار افشاگر اصفهانی شیر نیست چرا که هنوز سلطان جنگل رسانه ای اصفهان نشده است. هنوز رسانه های اصفهان اگر چه بر توانایی های او آگاه هستند و می دانند در عرصه اقتصادی همتایی در استان ندارد اما سینا نتوانسته آنها را با خود همسو نماید. سینا به جای همسو کردن آنها با خود از آنها بریده است. رسانه های استان همگی درگیر رانت هستند هیچ رسانه ای در اصفهان جرات ندارد نقدی را بر علیه شرکت ها و سازمان های مهم استان منتشر کند. شهرداری، فولاد مبارکه، ذوب آهن، پالایشگاه، باشگاه های ورزشی بزرگ و ... که رسانه های استان را خریده اند و نهادهایی همچون اتاق اصفهان که از روز نخست گفته اند ما اصلا مسئولیت اجرایی نداریم نیز خود را از گزند رسانه ها دور داشته اند. شکی نیست گزارش سینا بر علیه اتاق اصفهان را هیچ رسانه ای استانی منتشر نمی کرد چرا که علاقمند هستند روابط خود را با سرمایه گذاران بزرگ اصفهان حفظ کنند تا شاید در بلند مدت منفعت مادی هم برای آنها به ارمغان آورد.
همین عملکرد رسانه های استان موجب شده است اصفهان هرگز رسانه قدرتمندی در اختیار نداشته باشد و نتواند خواسته های به حق خود را از مسئولان کشوری مطالبه کند. رسانه های ضعیف اصفهان قصه پر دردی برای استان هستند که مسئولان هم تلاشی در جهت حمایت و توسعه آنها نمی کنند. سینا شیر نیست مگر رسانه های استان را با خود همسو کند نه اینکه از آنها به دلیل محدودیت هایشان بگریزد. هم سینا به رسانه های استان نیاز دارد و هم رسانه های استان نباید اجازه دهند خبرنگار توانمندی که در میان خود آنها پرورش یافته است به این سادگی کنار برود و خانه نشین شود.
سینا اگر روند افشاگری خود را بدین ترتیب ادامه دهد یا سال ها بعد باید تصویر او را در بی بی سی و من و تو و ... ببینیم که اگر چنین هم بشود خیلی بد نیست اما نگران آن هستم که هیچ اثری از آثارش باقی نماند و همانند بسیاری از خبرنگاران توانمند دیگری که خواستند ساختارشکنی کنند اما نتوانستند کسی را با خود همسو کنند تنها خاطره این سال ها برایش باقی بماند و بس. 

این مطلب را یکی از دوستان من منتشر کرده است و با اینکه با خیلی از بخش های آن مخالفم اما به دلیل صداقت متن و رعایت برخی از اصول ترجیح میدم خودم هم آن را نشر دهم.

منبع : دانسته های یک عشق نویسندگی
سه شنبه, 17 شهریور 1394 19:00
انارک نیوز - ديروز شنيه در جريان معارفه ي شهردار جديد نارُسّنه (آقای طباطبایی) بر عملكرد شوراي شش ساله صحه گذاشته شد و از كرده ها و ناكرده هايشان به طور شفاهي تقدير به عمل آمد. در پايان جلسه شنيدم شهروندي مي گفت: دو تا ... رئيس گرتاين و اختيارشني از بقيه هگيره و هيمِيّاشني ويرونه كه و هيمكّيشني ناراضي سات. نيصپي مردم رهشني شينيگيره و ايشيين. اُو گُ نَيُمه، گازي جي گُ نَيُمه، مدرسه هامني جي گُ ايشي. پي و ماي ها جي گُ بي در بيلا گرتاين. اسمه جي مُزّي دس هئگيرن، چيرا هَنَگيرن؟
مخاطبش پرسيد : غير از مزار اَبي كياشني خيراب كه؟
گوينده گفت :ايشُ ري قَله وَ پَشتي بالابو ها ايوين. ايشُ تو كيچه ها و گشت ايزن و خيراب و خوروبي ها ايوين.
شهروند ديگري كه استراق سمع مي كرد ابرو بالا انداخته گفت: گِندش بعد براِية، وِيُسّيت.
(نوشته شده توسط محمدعلی ابراهیمی انارکی در یکشنبه سی و یکم شهریور 1392)
جمعه, 13 شهریور 1394 11:24
انارک نیوز - اولین سفرش به انارک  با تلخکامی همراه بود. می گفت: راه درازی را پشت سر گذاشته تا به خانه ی پدری رسیده است . پزشک متخصص بود و تحصیل کرده ی خارج. ته لهجه اش نشان می داد که فرزند کویر است همانجا که پدرش دیده به جهان گشوده و پدر بزرگش در خاک آن  آرمیده است. آوازه ی زیبایی شهر، آرامش روز و سکوت شبانه ی  آن، او را در گرمای کشنده ی تابستان به کویر کشانده بود. نه او کسی را می شناخت که در حکم غریبه بود و نه کسی او را  به جا می آورد که  ساکنان هم، دیگر بومی نبودند . و چه دشوار است تحمل دردی که انسان در خانه ی پدری احساس غربت کند.
 از موتور سوار جوانی که جلو اتومبیلش ویراژ داد سراغ سالمندان و پیران ولایتی را گرفت. بی اطلاعی جوان از شناخت معمرین او را به فکر فرو برد. " پدرم می گفت در اینجا ،همه یکدیگر را می شناسند! " کمی جلو تر آمد. مردی میان سال  کپسولهای خالی گاز را  بر ترک موتور می بست. کنارش ترمز کرد." سلام . شما انارکی هستید؟ "   "بله ."    " ممکن است بگویید مسن ترین مرد آین آبادی کیست ؟ " مرد با انگشت پیرمردی را در خیابان مکارم نشان داد که روی چارپایه ای نشسته و به عصایش تکیه زده بود. " اون آقا ست ، اسمش آمحمد است . از او پیر تر نداریم . انارکی خالص است .
" به سراغ آمحمد رفت . چشمش که به سنگفرش خیابان افتاد چهره اش متبسم شد. از آنچه می دید احساس شادی می کرد. غرور ملی یعنی همین. از اتومبیل پیاده شد. سلام کرد و بی آن كه  منتظر پاسخ بماند دستانش را بر شانه ی پیرمرد گذاشت و چهره اش را بوسید. چهره ی یک مرد ولایتی را . نود سال زحمت و تلاش و محرومیت را . خودش را معرفی کرد پدرش را و پدر بزرگش را هم. و منتظر جواب ماند . آمحمد نگاه در نگاهش دوخت . دکتر سر فرود آورد و با صدای بلند گفته هایش را تکرار کرد. پیرمرد  مکثی کرد ، کوتاه  و گذرا، کمتر از ده ثانیه و این مختصر زمان کافی بود تا او پرونده ی یکی از معتمدان یک قرن پیش آبادی را مرور کند که شتر فراوان داشت و  امین و بخشنده بود. و خانه در محله ی بیک علی داشت و آرامگاهش بالا دست  اتاقک خشتی (سرد خانه) در قبرستان قدیم بود. دکتر با کاشتن بوسه وداع بر پیشانی پیرمرد روانه ی آرامستان شد.
شوق لحظه ای بر مزار پدر بزرگ نشستن و فاتحه ای خواندن دلش را لبریز از شور و نشاط کرده بود. اتومبیلش را کنار تپه ی مولتانی نگاه داشت . به اطراف نگریست . اینجا كه .... نکند اشتباه آمده باشد.  از مردی که سبد پر از نان در دست داشت نشانی قبرستان قدیم را پرسید. " همین جاست . حال دیگر قبرستان نیست . پارکش کردند . می خواهند گل بکارند." دانه های درشت عرق بر پیشانی دکتر نشست. با یک نگاه عرصه ی پهناور  مزار را برانداز کرد. از اتومبیل پیاده شد. به بلوکهای  سیمانی روی تپه تکیه زد. آرنج ها را بر گردی استخوان زانو نهاد و سر را در فرو رفتگی دو دست گرفت. لختی در اندیشه فرو رفت .اندیشه ای پیوند خورده با اندوه ، اکنده از غم ، غمی گنگ و سنگین که به هیچ زبانی قابل توصیف نبود. " یعنی انارک هیچ اندیشمند و ادیب و خیر نداشته ؟  مزار طرب انارکی  آن شاعر خوش قریحه و پدرش حاج محمد رضا بانی مسجد کجاست ؟ حاج باقر بزرگ کجا مدفون است ؟  آرامگاه ملا ابوالحسن و پدرش آخوند ملا رضا  را کجا می توان یافت.؟
 پدرم افراد زیادی از بزرگان آبادی را نام می برد. بدون شک هویت تاریخی شهر با نابودی قبرستان از میان رفته  ، اگر تفکر خمیر مایه ی این کار بود هم قبرستان حفظ می شد و هم پارک ایجاد می گردید .افسوس.. " برای پرسش هایش پاسخی نداشت ،کسی هم  پاسخ گویش نبود. راه درازی آمده بود .بی حاصل .  اتومبیل ر ا به حرکت آورد پنجاه متر جاده خاکی قبرستان را با تأنی طی كرد و در  همواری جاده از نظر ناپدید شد. این اولین و آخرین سفر او به انارك بود.
(نوشته شده توسط آقای محمدعلی ابراهیمی انارکی در جمعه هفدهم شهریور 1391 و ساعت 12:48 در وب لاگ کویر انارک)
شنبه, 30 خرداد 1394 11:00
انارک نیوز - به نقل از چوپانان آباد و نوشته دکتر حمید زاهدی:
دوستان عزیزم، یک سری از همکاران پزشک در کلینیک درمانی تخصصی و فوق تخصصی واقع در خیابان کارگر شمالی تهران ،خیابان دوم امیراباد شمالی عصرها درحال فعالیت هستن که تعدادی از اساتید محترم هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران باتعرفه بسیار بسیار کم دراون مشغول طبابت بیماران نیازمند هستن با تعرفه بیمه ای متخصص 4هزار تومن و فوق تخصص 5هزار تومن و ازاد 15هزار تومن.
شامل تخصص های : ارتوپد، گوارش، عفونی،جراحی عمومی، درد، روماتولوژی، زنان و زایمان،جراحی زنان،پزشکی ورزشی، توانبخشی، ریه،قلب، کلیه و مجاری ادراری،ارولوژی،تغذیه ، داخلی مغز واعصاب، جراحی مغز و اعصاب، روانپزشک،غدد، کمر ولگن،جراحی قفسه سینه،داخلی و تعدادی تخصص دیگر.
البته فقط با نوبت قبلی. تلفن اخذ نوبت، شنبه تا چهارشنبه از 8صبح تا 8شب 02188004017 و 02188637093 و 02188027412

باتوجه به نرخ ناچیز ویزیت توسط خود اساتید دانشگاه لطفا این متن را تا حد امکان منتشر کنید تا به اطلاع همگان برسد تا اگر کسی بعلت عدم تمکن مالی از درمان باز مانده بتواند به درمان مناسب دست یابد.
(پنجشنبه 28 خرداد 1394 نویسنده: نسل سومی)

انارک نیوز به همت والای این دوستان عزیز آفرین می گوید و برای این خبررسانی سر تعظیم فرود می آورد. این اطلاع رسانی خود بازگو کننده انتظار درست از کلیه آنانی که به فکر دیگران می باشند، می باشد.
پنج شنبه, 21 خرداد 1394 19:54
به کجا چنین شتابان؟ 
انارک نیوز - این روزها "همشهریان بی درد" که نسل قبلی آنها یعنی پدر و مادرشان همین مردم مهربانی بودند که هر روز می بینیم، چنان از ما فاصله گرفته اند که انگار جذام داریم.
فراموش کرده اند پولی که به جیب زده اند و شرفشان به آن است از صدقه سر همین مردم بی ریا بدست آورده اند. این نوکیسه ها چنان خود را گم کرده اند که در جمع می گویند: "هرچه می گویم بکن، بکن".
رفتارشان مملو از خود محوری و تکبر بی حد است و چون می بینند عده ای دور آنها جمع شده اند، باورشان شده که هر چه می گویند حق است و دیگران که با آنها همراهی نمی کنند بایستی زیر پایشان له شوند. زهی خیال باطل.
حلقه ی خانواده آنها بسیار کوچک و منحصر به فرزندان و اگر کمی انصاف داشته باشند پدر و مادرشان می باشد و دیگران را نوکر حلقه به گوش خود می پندارند. سخن حق مردم را که اصلاً نمی توانند تحمل نمایند چون آنان را مشتی افراد کم سواد و قدر نشناس می دانند.
این مستبدین کوچک که بعضاً سال های سال قبل درسی هم خوانده اند یا از محل کار دولتی شان برای درس خواندن به جایی فرستاده شده اند بجز خود کسی را نمی بینند و خیال می کنند هر چه بلغور می کنند باید بشود، غافل از اینکه دنیا خیلی عوض شده و این فسیلان خیالباف باید افکار پلید مال پرستانه خود را عوض نمایند تا در بین مردم جایی پیدا کنند. اینان حاملان کتاب های فراموش شده هستند نه صاحبان فکر. وعده می دهند اما انجام نمی دهند. فراموشکار هستند و به راحتی رو در رو دروغ می گویند.
دروغگو دشمن خداست پس در این افراد دنبال اخلاقیات نگردید. اگر از اخلاق نیکو می گویند تا وقتی به نفعشان است و با تفسیر خودشان همخوانی دارد پیرو آن هستند و وقتی ورق برگردد و منافعشان را به خطر اندازد زیر کلیه اصول پذیرفته شده بشری می زنند. این مرام همیشگی آنها است. همه چیز برای اینان و هیچ چیز برای دیگران. لبخند به لب دارند در حالی که دست در جیب شما کرده اند و خنجری در دست دیگر دارند تا اگر اعتراض کنی حسابت را برسند. گول لبخند و حرف های زیبای اینان را نبایستی خورد که استادان شیطانند.
بهتر است به جای فاصله کرفتن از دیگران و پنهان شدن در تاریکحانه ها به روشنایی و ریشه خود در بین مردم برگردند. اگر دیگران را دوست ندارند و نمی خواهند دلی بدست آورند حداقل سنگ اندازی نکنند و دلی را نشکنند.

آقایان پیاده شوید تا با هم برویم. اینجا شهر کوچکی است. اینجا انارک است. شما بهتر از هر کسی می دانید حافظه مردمش خوب کار می کند و می دانند آنچه را که می خواهید از دیگران پنهان نمایید و همین واقعیت است که شما را می ترساند.