امروز: پنج شنبه 27 تیر 1398 برابر با 17 جولای 2019

سه شنبه, 08 خرداد 1397 10:30
حجت الاسلام و المسلمین اکبر حمید زاده گیوی از خطيبان مشهور پس از يك دوره طولانى بيمارى درگذشت. وى كه از مبارزان دوران پهلوى بود پس از انقلاب به عنوان نماينده مردم بويين زهرا و آوج انتخاب شده بود. 
زندگینامه حجت الاسلام و المسلمین اکبر حمید زاده گیوی: 
متولد1327، شهرستان خلخال . دروس ابتدائی را در دبستان حافظ زادگاه خودش پشت سر گذاشت و پس از مهاجرت به تهران دوره متوسطه را دردبیرستان نوبختی آغاز کرد و هم زمان به خواندن ادبیات عرب در حوزه علمیه شاه چراغی مشغول شد، از محضر اساتید بزرگواری استفاده کرد و به دلیل بر خورداری از استعداد بالا سریعا مراحل رشد را طی کرد و توسط مرحوم اقا میرزا علی اصغر هرندی و مرحوم اقای فلسفی به موسسه علمی یکی از مراجع بزرگوار وقت معرفی و مشغول تحصیل شد، در پانزده خرداد سال پنجاه دستگیر و پس ازدو ماه بازداشت در ساواک قم برای سربازی به کازرون اعزام شد و از انجا به تایباد تبعید شد، در جریان فوت سپهبد ضرغام، که فرمانده ژاندرمری وقت بود، توسط سرهنگ شرفی رئیس ساواک تایباد وادار به سخنرانی شد، که به دلیل انجام وظیفه دستگیر و به بازداشتگاه ناحیه ژاندرمری مشهد منتقل شد، که پس از دو ماه باز داشت، به تایباد بر گردانده شد.
پس از سپری شدن این دوران تصمیم گرفت در مشهد بماند و از اساتید مشهد استفاده کند، و در عین حال ارتباط بسیار نزدیکی با تهران، قم و محافل سخنرانی داشت، در دماوند پس از یک سخنرانی دستگیر و به پنج سال زندان محکوم شد ,حدود بیست و شش ماه در زندان اوین و قصر زندانی بود، پس از آزادی، در مجلس چهلم شهدای تبریز سخنرانی و پس از آن دستگیر و به کمیته مشترک ضد خرابکاری انتقال داده شد، و پس از مدتی به نقده تبعید شد، پس از روی کار آمدن شریف امامی سخنرانی و دستگیر شد، مدتی در زندان نقده و با تظاهرات مردم، که آزادی ایشان را می خواستند به زندان ارومیه انتقال دادند و از انجا به انارک نائین تبعید کردند که تا پیروزی انقلاب به طول انجامید.

آثار:
سی گفتار راه تربیت، پدیدآورنده اکبر حمیدزاده گیوی تاریخ نشر ۱۳۹۰ ناشر چاپ و نشر عروج
تدبیر و سیاست در نهج‌البلاغه حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر اکبر حمیدزاده
مجموعه ۱۲ جلدی شرحی بر نهج البلاغه نوشته حجت‌الاسلام اکبر حمیدزاده
(نوانديش / 
کد خبر: ۷۵۶۲۰ / 
تاریخ انتشار: ۰۸ خرداد ۱۳۹۷ - ۰۴:۱۶)
دوشنبه, 07 خرداد 1397 10:40
انارک نیوز - نام "نخلک" بی درنگ یادآور معادن سرب غنی، و نخستین کارخانه ی فرآوری مواد معدنی ایران است؛ منطقه ای در بخش "انارک" (31 کیلومتری شمال شرقی انارک) و 120 کیلومتری شمال شرقی شهر نایین در منطقه ی کویری استان اصفهان. در اینجا، یک چهارتاق "آتشگاه" از عهد ساسانی همچنان استوار و پابرجا مانده است. 

نمایی از چهارتاقی نخلک (عکس از: آرشیو سازمان میراث فرهنگی استان اصفهان)
 آتشگاه و چهارتاق ِ نخلک
 
«... هرچند که امروزه دیوارهای شمال غربی و شمال شرقی این چهارتاقی باز است، ولی آثار پی ها در زیر این دو قوس و نیز بخشی از تیغه ی قوس جنوب شرقی، و باز وجود پی دیوار قوس جنوب غربی نشان می دهند که این چهارتاقی در اصل محصور بوده استبه این معنی که این مکان "آتشگاهی" بوده که در آن آتش مقدس، محفوظ از آلودگی و چشم نامحرم زنده نگهداشته می شده است. در قوس جنوب شرقی، بخش بزرگی از تیغه ای که داخل قوس ساخته بوده اند، بجا مانده است. به علت آسیبی که دیوارهای شمال غربی و شمال شرقی دیده اند، نمی توان امروزه تشخیص داد که این دیوارها به بیرون باز می شده اند یا نه. چهار دیواری (تیغه ای) که قوس ها را پر کرده اند، تعمیر یا تکمیل بعدی نبوده است. علت اصلی فرو ریختن دیوار (تیغه) های درون قوس ها ممکن است این باشد که ابتدا قوس زده شده، سپس بخش بالایی دیوار چیده شده است. اکنون در سمت جنوب شرقی، مشاهده می شود که بقایای دیوار درون قوس، از بالا به پایین ترک خورده است و ممکن است به زودی فرو ریزد.

پلانِ چهارتاقی آتشگاه نخلک (ترسیم در سال 1971 میلادی)- مدخل این آتشگاه در دیوار فرو ریخته ی قوس ِجنوب شرقی با یک خط افقی نشان داده شده است. 
(مأخذ: مقاله ی "دژ، آتشگاه و چهارطاق نخلک؛ بقایایی از یک آبادی معدنچیان دوره ی ساسانی" )
 آتشگاه و چهارتاق ِ نخلک

این چهارتاقی از سنگ لاشه ساخته شده، و طول هر ضلع پلان مربعی آن، 8.8 متر است. در اصل، داخل و خارج بنا را با گل و آهک روکش کرده بودند. قسمت اعظم این پوشش در دیوارهای خارجی در نتیجه ی نفوذ عوامل جوی، تجزیه شده و فرو ریخته است، ولی پوشش داخلی دیوارها هنوز برجاست.
خصوصیت دیگری که در این بنا دیده می شود، وجود مجموعاً هشت تاقچه (تاقنما) در سطوح داخلی چهار جرز و ستونِ است. ارتفاع کف هرتاقنما از کف بنا، 65 سانتیمتر و ارتفاع کف تاقنما تا رأس آن 90 سانتیمتر است. عرض هر تاقنما 60 سانتیمتر و عمق آن 25 سانتیمتر است. سطح داخلی تاقنماها نیز مانند تمام قسمت های داخلی بنا، در اصل پوششی از گل و آهک داشته است. تاقچه هایی شبیه به این در بنای مضاعف "تنگ چک چک" دیده می شود. جالب اینکه در آنجا نیز در آتشگاه، تاقچه هایی به عمق 45 سانتیمتر در دیوار موجود است.

در جوار آتشگاه، اثری از ساختمان های دیگر به چشم نمی خورد. البته این نکته با در نظر گرفتن اینکه بنا عبادتگاهی بوده است تعجب انگیز نیست. آتشگاه مذکور، تقریباً در 30 متری مدخل دژی قرار دارد. اضلاع پلان دژ، به طول تقریبی 45 × 40 متر است. دژ بر تپه ی سنگلاخ کشیده ای قرار دارد که در سمت های شمال غربی و جنوب شرقی به دو بستر عمیق رودخانه ی خشکی محدود می گردد. مسیر نامنظم این نهرهای خشک، باعث شده است که پلان دژ تا اندازه ای به شکل ذوزنقه درآید.
در چهار گوشه ی دژ، برجهای سه ربعی (سه ربع از بدنه ی آن از دیوار آزاد است) وجود داشته، ولی اینک به شدت آسیب دیده است. دیوارهای دژ را نیز مانند دیوارهای آتشگاه، از سنگ لاشه ساخته اند. عرض دروازه ی دژ کمی بیش از 2 متر است و دو برج پیش آمده در طرفین خود دارد.

پلانِ دژ نخلک (ترسیم در سال 1971 میلادی)
(مأخذ: مقاله ی "دژ، آتشگاه و چهارطاق نخلک؛ بقایایی از یک آبادی معدنچیان دوره ی ساسانی" )
 دژ ِ نخلک
علت ساخت این دژ و چهارتاقی آتشگاه اش را در این بیابان دور افتاده باید در معادن بسیار غنی سرب نخلک جستجو نمود. در زمان ساسانیان، ظاهراً نقره که همراه سرب یافت می شود، تنها علت تأسیس معدن در اینجا بوده است. مسکن معدنچیان زیادی در نزدیکی همین محل بوده است و چهارتاق آتشگاه برای عبادت روزانه ی این معدنچیان و عوامل دولتی برپا شده است. بنای دژ نیز برای حفظ محصول ارزشمند این معدن بوده است. لزوم انبار کردن فلز قیمتی در کناره ی کویر وسیعی که با وجود تسلط کامل حکومت، از امنیت مطلق برخوردار نمی بوده، تأسیس دژ و گماردن سربازان را توجیه می کند.
بر اساس بسیاری از مشخصات فنی معماری، می توان این "آتشگاه" و "دژ" را با احتمال نزدیک به یقین متعلق به دوره ی ساسانی دانست. ضمن بررسی ساختمان دروازه ی دژ، در دیوار آن، بقایای دو تکه چوب به دست آمد. یکی از این دو تکه چوب به مؤسسه ی دانشگاهی بن فرستاده شد تا با استفاده از شیوه ی سنجش کربن رادیواکتیو، سن آنرا تعیین کنند. نمونه برداری در سال 1971 میلادی انجام شد و سن آن 20 ± 1820 سال تعیین شد. با اتکا به این گزارش، دژ و آتشگاه در حدود اواسط قرن دوم میلادی بنا شده اند، در حالیکه می دانیم قدرت گرفتن حکومت ساسانی حداقل از 100 سال بعد اش بوده است. جهت توجیه این تناقض باید در نظر داشت که کربن رادیو اکتیو سنجیده شده در این روش، معرف زمانی ست که این عنصر در بافت گیاه تثبیت شده و زمان قطع درخت و استفاده از این چوب در بنای دژ، با آن یکی نیست.»
(نک: "دژ، آتشگاه و چهارطاق نخلک؛ بقایایی از یک آبادی معدنچیان دوره ی ساسانی"- نوشته ی "اولریش و. هالی یر" در مجموعه مقالات "گزارشهای باستانشناسی در ایران؛ تألیف هیئت باستانشناسی آلمانی"- ترجمه ی "سروش حبیبی"- بنگاه ترجمه و نشر کتاب- تهران، 1354- صص 403-440)

نمای دروازه ی دژ نخلک از خارج. (عکس از: آرشیو سازمان میراث فرهنگی استان اصفهان)
دژ نخلک

(از: savepasa.ipower.com/2009-November/rooz-esfahan/Atashgaah-jarghoyeh.htm و با تشکر از وبلاگ "چوپانان آباد")

یکشنبه, 06 خرداد 1397 11:54
انارک نیوز - وقتی نوجوان بودم و سینما می رفتم بر روی پرده بزرگ سینما عشق و امید را می دیدم. 
جوانی بی چیز دیگران را نجات می داد و انتظار دریافت پاداش را نداشت. با اینکه خودشان فقیر بودند اما اگر از پا افتاده ای را می دیدند دست اورا می گرفتند و بلندش می کردند انتظاری هم نداشتند. در بدبختی بزرگ شده بود اما لقمه نان حرام از گلویش پایین نمی رفت.
در فیلم هایی که می رفتم در بیشتر آنها اذان و منار مسجد و امید و آرزو برای نیازمندان دیده می شد. تفاوت آدم خوب و بد را می دیدی که آدم بد همیشه بازنده و آدم خوب برنده بود حتی اگر آدم بد ثروتش بی شمار بود. 
ایمان اینها یک جور دیگر بود. این یکی مسجد و آن یکی کاباره می رفت اما هیچکدام ریا نمی کرد. وقتی نگاهشان می کردی می فهمیدی با کی طرفی! آدمها ساده تر بودند و شناختنشان از روی تبپشان خیلی سخت نبود و هر چیزی می دیدی تقریباً همان چیزی بود که نشان می داد.
آدمهای بی چیز ولی با روح های بزرگ می توانستند آدمهای پولداری را که روحهای حقیری داشتند را تغییر دهند. طرف آواره و هزارتا غم داشت اما اسمش علی بی غم بود و تخم امید را می افشاند و دیگران را خوشحال می کرد.
توی فیلمها کمتر تفنگ بود و چاقو و قمه می دیدی. یکی برای از پشت زدن و دیگری برای دفاع از ناموس بود. هم خوب می دیدی و هم بد. آخر همه فیلمها هم خوبی و امید برنده می شد و بدی محکوم به نابودی بود. می دیدی آرزوها دست یافتنی هستند هرچند بنظر دور از دسترس می آمدند. گنج قارون هم در اندیشه ها می گنجید. می توانستی سلطان قلبها شوی. 
فیلمها را با هنرپیشه هایش انتخاب می کردم که محمدعلی فردین را خیلی دوست داشتم. بیش از دیگران امید را در دل دیگران زنده می کرد. بهروز وثوقی تیپ جدید و جدای از دیگران و رو به رشد بود. داشت سینمای جدیدی را معرفی می کرد. ناصر ملک مطیعی هم تیپ خاصی از مردان بود که داشتند کم کم جای خود را از دست می دادند. آخرین فیلمی را که رفتم سفر سنگ از سعید راد بود.
دیروز پنجم خرداد ماه 1397 ناصر ملک مطیعی از بین ما رفت و امروز او را به خاک می سپارند. قبل از آن هم محمدعلی فردین رفته بود. یادشان بخیر.
داشتم قکر می کردم اینان چهل سال پیش با پیروزی انقلاب پرشور اسلامی هنگامی که یادها و خاطره هایشان را زنده زنده دفن کردیم اما خودشان در بین ما بودند و نفس می کشیدند، مردند یا وقتی جان به جان آفرین تسلیم کردند یا وقتی در گور آرام گرفتند؟ یا هنوز زنده اند تا موقعی که یادی از آنان می شود؟

ما چگونه زندگی می کنیم و زنده ایم یا مرده؟ قضاوت را به شما می سپارم!

شنبه, 05 خرداد 1397 11:42

انارک نیوز - نوم نارسینه وقتی ابیرن‏ اتش‏های دلم روشن اکیرن(‏1)

شهرکی است در 12 فرسنگی نایین و در کویر بی‏کران مرکزی ایران، به گفته کهن‏سالان و آگاهان و دانایان محلی تاریخچهء پیدایش آن از حدود سیصد و پنجاه سال نمیگذرد و مربوط به دوران شاه عباس کبیر میشود باین شرح که در محل فعلی انارک چشمهء آب شیرین و درخت کوچک انار (انارک) بود و کاروانیانی که آن‏زمان از نایین و اردکان و زواره و اردستان از راه کویر مرکزی‏ به سمنان و دامغان و شاهرود و ورامین و گرمسار کالا می‏بردند از آن چشمه‏ سار می‏ گذشتند و از مراتع پرگیاه و آب چشمه و بارانداز آن برای شتران خود استفاده می‏کردند، تصادفاً یکی از شترداران خراسانی به نام محمد گربه (پهلوان‏ محمد) به این چشمه راه یافت و با استفاده از موقعیت طبیعی محل (به خصوص‏ غار کوهستانی نزدیک چشمه) به راه‏زنی و دستبرد به کالاها و بار کاروانیان پرداخت‏ و اموالی را که از این راه به دست می‏آورد در پناهگاه و غار ترسناک و صعب ‏العبور خود به نام (کال محمد گربه‏ ای) پنهان می‏ کرد تا سرانجام اخبار دزدی‏های آن‏ گربهء بیابان و کوهستان به اصفهان پایتخت صفویان رسید و شاه عباس کبیر چند تن‏ سپاهی تفنگدار را مأمور داشت تا به سرزمین انارک بروند و راهزن کاروانیان را دستگیر و راه را از خار و خس زحمت او پاک سازند ولی محمد گربه با شنیدن این‏ خبر در پناهگاه محکم و استوار خود پنهان شد و از خوار و بار و آذوقه‏ ای که در آن‏جا ذخیره کرده بود می‏ خورد و با خیال راحت می‏زیست تا این‏که سپاهیان‏ تفنگدار برای دست یافتن به محمد نزدیک پناه‏گاه او رسیدند.

در این هنگام آن راهزن ناقلا از روزنهء پناه‏گاهش که در بلندی و تیررس‏ مأموران قرار داشت با تفنگ خود به سوی آنها نشانه‏ روی کرد و گفت: زود تفنگ‏های خود را به زمین بگذارید و دست‏های یکدیگر را ب‏بندید و گر نه‏ همه را می‏کشم.

تفنگداران شاهی به ناچار دستور محمد پهلوان را به کار بستند و سپس به‏ دستور او از یک دیگر فاصله گرفتند و نفر آخر نیز با اشاره محمد و بدون تفنگ‏ از همراهان خود دور شد، و با به کار بردن این نیرنگ محمد از پناهگاه خود بیرون جست و دست نفر آخر را بست و تفنگ آنان را به داخل غار پناهگاه برد و جوان‏مردانه با آن‏ها رهسپار اصفهان شد و در پای‏تخت خود را معرفی کرد و از کارهای گذشته و گناهانش پوزش خواست. شاه عباس از گناهانش درگذشت و چون او را مردی لایق و با کفایت دید راه‏داری ناحیه انارک را به او سپرد و اجازه‏ فرمود از هرشتر هنگام عبور یک عباسی‏(2) دریافت دارد و با آن امان‏ نامه محمد در کنار چشمه آب انارک و نزدیک پناه‏گاه راه‏زنی های خود اتاقکی ساخت و باین ترتیب‏ شهرک انارک به وجود آمد و مردم (به خصوص دامداران (از دیگر نقاط(نائین-اردکان-اردستان-زواره)) به آن‏جا رو آوردند و چون این ناحیه آب کافی و زمین مناسب جهت کشت و کار نداشت و در این راه هر کوششی بیهوده بود ساکنان‏ انارک با استفاده از موقعیت و طبیعت محل به شترداری و حمل کالا به کاشان و اصفهان و چهار محال بختیاری و سمنان و دامغان و حتی سیستان و بلوچستان‏ پرداختند و گله های گوسفند و شتران خود را در مراتع اطراف می ‏چراندند.

(گویند در زمان صدارت میزا تقی خان امیر کبیر مردم انارک حدود سی هزار شتر داشته ‏اند و بارهای شترها و گوسفندان مردم انارک در معرض غارت دزدان بلوچی‏ قرار گرفت و یک بار که بلوچها گوسفند و شتر مردم آن ناحیه را به یغما به خور وبیابانک بردند تا از راه کویر به بلوچستان بروند مردم غارت‏زده انارک به ابراهیم دستان‏ پسر یغما که در آن موقع سلطان سربازان محلی بوده شکایت بردند و با بلوچها در حدود خور جنگیدند و 27 نفر کشته دادند و در نتیجه این پیش‏آمد و بی‏ احتیاطی‏ یغمای ثانی به طهران احضار و مورد خطاب و سرزنش امیر کبیر (3) قرار گرفت).

*** آقای محمد رضا انارکی که حدود 80 سال دارد و اکنون بسلامت در دهکده چوپانان انارک میزید تاریخچه پیدایش این شهر را و سرگذشت محمد گربه ‏ای را با اندک تفاوتی چنین نقل می‏کند: در دوره سلطنت شاه عباس صفوی گروهی از شترداران خراسانی برای پیدا کردن چراگاه به سرزمین انارک آمدند و مرتع تل جنگ‏ها را (واقعست در یک‏ فرسنگی چوپانان و عباس‏ آباد انارک) برای چراگاه مناسب یافتند و در اطراف آن‏ تل بطور موقت اقامت گزیدند و چون در این موقع مالیات خراسان از راه کویر و ناحیه خور و بیابانک به اصفهان پایتخت صفویان برده می شد و عده‏ ای از دزدان‏ بلوچ در تعقیب مأموران حامل مالیات بودند نایب الحکومه وقت جندق و بیابانک‏ به شترداران اطراف تل جنگ نامه‏ ای نوشت و از آنها خواست که مالیات خراسان‏ را باصفهان ببرند و در حفظ آن مراقبت نمایند. چند تن از شترداران به خور آمدند و مالیات دولت را تحویل گرفتند صحیح و سالم به اصفهان رساندند و آن عده از دزدان‏ بلوچ که مترصد دستبرد به مالیات دولت بودند و از همکاری شترداران خراسانی‏ برای رساندن مالیات اطلاع یافتند به انتقام این همکاری بآنها شبیخون زدند، اموال‏ و احشامشان را غارت کردند و عده‏ ای از آنها را کشتند و چون افرادی که مالیات‏ را به اصفهان برده بودند در مراجعت اوضاع و احوال همراهان و همسفران خود را آشفته و اندوهبار دیدند ترسیدند و بناچار به خراسان برگشتند،مگر یک نفر از آنها که محمد گربه‏ ای نام داشت و در غار کوه نزدیک چشمه انار مأوا گرفت و با استفاده از موقعیت محل به راهزنی پرداخت تا اینکه اخبار راهزنی های او به اصفهان‏ و به اطلاع شاه عباس رسید و هنگامیکه شاه عباس برای زیارت مرقد امام هشتم‏ علیه السلام) از حدود انارک می گذشت راهزن عیار دستگیر شد ولی با تردستی خود را از چنگ مأموران نجات داد، به این شرح که به آنها گفت:در غار کوه اموال و سیم‏ و زر بسیار دارم و حاضرم آن‏ها را تحویل بدهم بیایید و ب‏بینید و همراه ببرید.

بدستور شاه عباس 5 نفر تفنگدار مأمور شدند با او به غار بروند و اموال‏ گران‏بها را بیاورند و چون به نزدیک غار رسیدند محمد محل گنجینه‏ ها را نشان‏ داد و گفت به غار بروید و اموال با بیرون بیاورید اما چون راه رفتن به غار سخت‏ دشوار بود مأموران گفتند خودت برو و اموال را بیرون بیاور. محمد داخل غار شد و به جای گنجینه‏ های گران‏بها با تفنگی که در آن‏جا پنهان کرده بود مأموران‏ مراقب خود را تهدید کرد و گفت تفنگهای خود را به زمین بگذارید و کفشهایتان‏ را از پا درآورید و پر از خاک نموده به گردن خود بیاویزید و به اردوگاه برگردید.

مأموران مراقب به ناچار چنین کردند و سرگذشت خود و محمد را گزارش‏ دادند ولی محمد بعد از این ماجرا از کار خود پشیمان شد و خود را به اردوگاه شاهی‏ (در محل مشجری یا منظریه فعلی انارک) رسانید و شبانگاه بطور ناشناس داخل‏ اردوی شاهی شد، شاه عباس هنگام صبح در اطراف اردوگاه گله‏ های آهو دید و دستور فرمود سپاهیان و همراهان یک یا دو آهو به دو بگیرند ولی هیچکس نتوانست‏ و از عهده این کار برنیامد مگر محمد گربه‏ ای ناشناس که با زرنگی و چالاکی خود چند آهو گرفت و نزد شاه آورد و چون شاه صفوی زرنگی و چالاکی او را در انجام‏ دستور دید پرسید از کدام دسته و قسمت هستی محمد گربه‏ ای خود را معرفی کرد و از گناهش پوزش خواست، بخشیده شد و به پاداش زرنگی و چابکی و هوشیاری‏ راهداری از سیاهکوه عقدای اردکان تا سیاهکوه ورامین و از حوض پیرزن (3 فرسنگی نائین) تا کوه قلاورخانه (یک فرسنگی چوپانان) به او سپرده شد و فرمان‏ راهداری محمد را به پوست یکی از آهوانی که بوسیله او شکار شده بود نوشتند.

(1) این شعر به لهجه انارکیست و گوینده آن حاج محمد رضا غفاری آموزگار بازنشسته‏ انارک است و برگردان آن به زبان فارسی چنین است:«نام انارک را وقتی میبرند آتش‏های‏ دلم را برمی‏افروزند».
(2) عباسی: واحد پول که در زمان شاه عباس بزرگ ایجاد شد.وزن رسمی آن معادل‏ یک مثقال یا 64ر4 گرم بود و یک تومان آن زمان معادل 50 عباسی بود: فرهنگ معین‏ صفحه 2273
(3) ابراهیم دستان: فرزند ابو الحسن یغما شاعر قرن 13 هجری
(یغما » تیر 1356 - شماره 346 / پایگاه مجلات تخصصی نور)

یکشنبه, 30 ارديبهشت 1397 10:28
انارک نیوز – سه شنبه اول خرداد ماه 1397: روز بهره وری و بهینه سازی مصرف - روز بزرگداشت ملا صدرا (صدرالمتالهین) - جشن گرما - روز جهانی تنوع زیستی (22 می) 
3 خردادماه: فتح خرمشهر در عملیات بیت المقدس (1361) و روز مقاومت، ایثار و پیروزی
4 خرداد ماه: روز دزفول - روز مقاومت و پایداری
5 خرداد ماه: وفات حضرت خدیجه (س) (3 سال قبل از هجرت) - روز نسیم مهر (روز حمایت از خانواده زندانیان)
6 خرداد ماه: جشن خردادگان (روز خرداد)
7 خردادماه: افتتاح اولین دوره مجلس شورای اسلامی (1359)
10 خرداد ماه: ولادت حضرت امام حسن مجتبی (ع) (15 رمضان 3 ه.ق) و روز اکرام - روز جهانی بدون دخانیات (31 ماه می)
13 خرداد ماه – شب قدر (18 رمضان)
14 خرداد ماه (تعطیل): ضربت خوردن حضرت امام علی (ع) (19 رمضان 40 ه.ق) - رحلت حضرت امام خمینی (ره) رهبر کبیر انقلاب و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران (1368) و انتخاب حضرت آیت ا... خامنه ای به رهبری (1368) - روز جهانی کودکان بی گناه قربانی تجاوز و تعرض (4 ژوئن)
15خردادماه (تعطیل) : شب قدر (20 رمضان)  - قیام خونین 15 خرداد (زندانی شدن حضرت امام خمینی (ره) به دست ماموران ستم شاهی پهلوی (1342)) - روز جهانی محیط زیست (5 ژوئن)
16 خرداد ماه (تعطیل): شهادت حضرت امام علی (ع) (21 رمضان 40 ه.ق)
17 خرداد ماه: شب قدر (22 رمضان)
18 خرداد ماه: روز جهانی قدس (آخرین جمعه ماه مبارک رمضان)
20 خرداد ماه: شهادت آیت ا... سید محمدرضا سعیدی (۱۳۴۹) - روز صنایع دستی (=10 ژوئن)
22 خرداد ماه: روز حهانی علیه کار کودک (12 ژوئن)
24 خرداد ماه: روز جهانی اهدای خون (14 ژوئن)
25خرداد ماه (تعطیل): عید سعید فطر -  روز گل (=15 ژوئن)
26 خرداد ماه (تعطیل): به مناسبت عید سعید فطر - شهادت سربازان دلیر اسلام بخارایی، امانی، صفار هرندی و نیک نژاد (1344)
27خرداد ماه: روز جهاد کشاورزی (تشکیل جهاد سازندگی به فرمان حضرت امام خمینی (ره) (1358)) - روز جهانی بیابان زدایی (17ژوئن)
29خرداد ماه: درگذشت دکتر علی شریعتی (1356) - حمله ناوگان آمریکایی به هواپیمای مسافربری جمهوری اسلامی ایران (1367)
30 خردادماه: شهادت زائران حرم رضوی (ع) به دست ایادی آمریکا (عاشورای 1372) - روز جهانی پناهندگان (20 ژوئن)
31 خرداد ماه: شهادت دکتر مصطفی چمران (1360) و روز بسیج استادان
چهارشنبه, 26 ارديبهشت 1397 10:08
انارک نیوز - هنگام ناامنی منازل (ایستگاه کاروانها) مورد تاخت و تاز یاغیان و دزدان بوده است به طوری که ملا حیدر انارکی گفته است:
هر آن کس بار تهران را بگیرد /   امیدوارم جلودارش بمیرد
تمام منازل حالی به حالی  /   سفید و قیلاقه آتش بگیرد
مگو تهران بگو ویرانه ی غم  /   به بالای سرش کوه دماوند
صدوسی و سه چشمه دارد کوه البرز  /   نمی ارزد به یک جرعه آب انارک
توضیح: در هنگام حمله، تلفات کاروانیان زیاد و دو منزل ذکر شده از بقیه نا امن تر بوده است که توصیه به نرفتن می کند.
هم چنین:
فلک ویران شوی ویرانه کردی  /   انارک را همه غم خانه کردی
به بالاخانه ها بستی صف جنگ  /   پی خونریزی خلق کردی آهنگ
و از دیگر شعر های فکاهی این شاعر انارکی:
الاغ جعفر معصوم بس که هشیار است  /   ز روی صاحب خویش آن الاغ بیزار است
نه کاه و نه جوی می دهد به آن حیوان  /   ز گشنگی نظرش سوی کاه دیوار است

از دیگر شعرای قدیمی انارک ملا عزیز انارکی بوده است که نقل می کنند:
عده ای از ساربانان برای پیدا کردن شتر هایشان منزل به منزل سراغ می گیرند تا به شیراز می رسند و در کاروانسرائی اطراق می کنند. چند نفر جهت خرید سوروسات (مایحتاج) به شهر می روند.
در یکی از میدان ها شاعری بساط خود را جهت مشاعره پهن کرده ولی همانندی نمی یافته و می گوید عجب شهر علم و ادبی است که کسی نیست با من مشاعره کند!
بچه های انارکی می گویند ما شاعری داریم که می تواند با تو مشاعره نماید و قرار فردا را در همان زمان و مکان می گذارند.
فردای آن روز ملا عزیز انارکی به همان میدان می رود و در بین مردم خوش ذوق شیراز که برای مشاعره جمع شده اند قرار می گیرد. شاعر بار و بنه خود را از الاغش پیاده می کند و داد سخن می دهد و سراغ شاعر انارکی را که بایستی با او مشاعره کند می گیرد.
ملا عزیز انارکی با ریخت و قیافه ساربانی پا پیش می گذارد که شاعر با دیدن آن قیافه او را هجو می کند و می گوید:
شاعر که توئی به لب لبانت ......   /   از مغز سرت تا زیر زبانت .....!
ملا عزیز انارکی در جواب هجو را پاسخ می دهد که:
 این حرف خوش و روی خوشت من دیدم   /    بر ریش و سبیل پدرت من .....!
این .......... خری که یک من تبریز است    /   سیصد درمش به خواهرت بخشیدم!
مردم پس از این حاضر جوابی به کف زدن و شادباش به ملا عزیز انارکی می پردازند و شاعر پشیمان از این مشاعره بار و بنه خود را جمع می کند و از معرکه خارج می شود.
یکشنبه, 16 ارديبهشت 1397 12:26

انارک نیوز - شهر انارک (تأسیس شهرداری سال 1337)، مرکز بخش انارک و از بخش های شهرستان نائین، استان اصفهان در ایران است که در 75 کیلو متری شمال خاوری نائین و در راه آسفالته ای که از نائین به سمت شمال خاوری منشعب گردیده قرار دارد.
انارک در دامنه جنوب خاوری مرتفع ترین کوه این بخش یعنی دره انجیر با 2438 متر ارتفاع واقع شده است.
آب وهوا: هوای انارک معتدل متمایل به گرم و خشک بوده، بیشترین درجه حرارت در تابستان ها 41 درجه سانتی گراد بالای صفر و کمترین آن در زمستان ها 7 درجه زیر صفر می باشد. میزان بارندگی سالیانه ی انارک به طور متوسط 150 میلی متر بوده است.
پیشینه تاریخی: از بنای اولیه و وجه تسمیه انارک اطلاع دقیقی در دست نیست و دورترین تاریخ باقیمانده در آن مربوط به رباطی است که تاریخ 1301 هجری قمری را دارد.
اهمیت کنونی انارک به خاطر معادن اطراف آن است. انارک باغات انار داشته است.
جمعیت: بر اساس سر شماری 1355 نزدیک به 2700 نفر را شامل می گردد.
نژاد: آریائی.
زبان: فارسی با گویش محلی.
دین: اسلام، شیعه دوازده امامی.
فرآورده ها: گندم، جو، انار و پسته به مقدار کم در حوالی انارک.
آب کشاورزی فقط از طریق کاریز تهیه می شود و آب آشامیدنی در منبع ذخیره و پس از کلریزه شدن از طریق لوله کشی در اختیار اهالی قرار می گیرد. برق مصرفی شهر انارک از برق سراسری تأمین می گردد.
صادرات: قالی و قالیچه با طرح نائین و نقشه های افشان، ترنجی و بته ای از صادرات محلی انارک است که به مقدار کم صادر می شود. سرب از صادرات مهم انارک از معدن سرب نخلک به شمار می رود که در دست بخش دولتی است.
رستنی ها: از درختان گز و تاغ و از گیاهانی که کاربرد داروئی دارند، به مقدار کم آویشن در پیرامون انارک می روید. هم چنین پوشش گیاهی در حد بسیار ضعیف جهت چرای دام در بعضی از فصول موجود است.
جانوران و پرندگان: روباه، شغال، گرگ و خرگوش در پیرامون انارک دیده می شود.
سازمان های دولتی و ملی: دارای ادارات بخشداری، شهرداری، بهداری، کلانتری، آموزش و پرورش، پست، مخابرات و بانک ملی می باشد.
هم چنین درمانگاه، دو دبستان، دو مدرسه راهنمائی تحصیلی، دو دبیرستان، یک کتابخانه عمومی، دو (یا سه) باب مسجد و مغازه های گوناگون وجود دارد.
راه ها: دو راه از انارک به اطراف کشیده شده که عبارتند از:
    - راه آسفالته به طول 75 کیلومتر به سمت جنوب باختری که تا نائین امتداد یافته است.
    - راه آسفالته که به طول حدود 325 کیلومتر به سمت خاور کشیده شده و به مشهد منتهی می شود.
بخش انارک: از شمال به شهرستان های سمنان و دامغان، از خاور به خور و بیابانک، از جنوب به خرانق (از بخش های اردکان)، از جنوب باختری به حومه نائین و از باختر به شهرستان اردستان محدود می گردد.
تقسیمان کشوری: بخش انارک از شهر انارک و دهستان چوپانان تشکیل گردیده است.
بخش انارک به علت قرار گرفتن در منطقه نیمه کویری از داشتن رودخانه بی بهره بوده و کوه های قابل توجهی نیز در آن به چشم نمی خورد. تنها کوه نسبتاً مرتفع آن دره انجیر است.
کان ها: این منطقه مانند اکثر نقاط کویری و نیمه کویری دیگر از معادن زیر زمینی فراوان و نیز معادن سنگ (مانند سنگ صورتی انارک) بهره مند گردیده که می توان به معدن مس مسکنی (واقع در 30 کیلومتری باختر انارک)، معدن مس تال مسی (واقع در 35 کیلومتری شمال باختری انارک)، معدن سرب نخلک (واقع در 55 کیلومتری شمال خاوری انارک در کوه قلعه بزرگ)، معدن سرب چاه خربزه (واقع در 30 کیلومتری شمال خاوری انارک)، معدن آهن خالو حیدر (واقع در 15 کیلومتری شمال انارک)، معدن آهن بته علم (در 30 کیلومتری شمال انارک)، معدن منگنز (واقع در دامنه باختری کوه باباخالد) و معادن مس باقرق، مس تلخه، مس چاه خونی، نیکل چاه شوره، سرب چاه میله، مس سبرز، مس و طلای کال کافی، مس کوه یزرگی، مس کپه حلوانی، مس ونیکل گودمراد، مس و نیکل چشمه کریم، مس کن مس، مس چاه پلنگ، مس وطلای خونی، مس قبله، مس تنوره، مس پوزه، مس قنده هاری، سرب مرغه، سرب چاه معلا، سرب و طلای ریزآب دم، سرب دم سفید، آهن خواروبوالعظیم، سرب و زغال سنگ سیاه کوه، آهن چاه سفید، آهن خالوحیدر، آهن بوته اسماعیلان، آهن فالگاه، سرب خومو، سرب گودر، سرب بزکش، سرب سوزابه، زاج چاه لقه، کرومیت دم عبدوله، زاج گردنه زاغاب، فیروزه و آهن چفت چغو، گوگرد معلا، گوگرد سنگ آب، گوگرد آفتاب رو، آنتیموان و طلای پتیار، ترکمانی و ... اشاره کرد.
جمعیت بخش انارک: بر اساس سرشماری 1355 نزدیک به چهار هزار نفر.
وضع اقتصادی: از نظر اقتصادی بخش انارک در سطح پائینی قرار دارد و به علت نامساعد بودن شرایط محیطی و آب و هوائی هیچگونه کشاورزی و دامداری درخور توجهی صورت نمی گیرد. کشاورزی منحصر است به کشت مقداری گندم و جو که تکافوی جمعیت بسیار کم این بخش را نمی کند و از محصولات باغی، مقدار ناچیزی انار و پسته در این بخش بدست می آید. تنها ممر درآمد اهالی  از نظر صادراتی قالی و قالیچه با طرح نائین و نقشه های افشان، ترنج و بته ای بافته می شود.
سنگ ساختمانی صورتی انارک اینک جایگاهی در بازار سنگ ایران دارد.
حداکثر جمعیت این بخش را کارگران معادن که از نقاط مجاور به این منطقه مهاجرت کرده اند تشکیل می دهند.


انارک: کوچک ترین شهر استان اصفهان ولی بزرگ ترین بخش آن می باشد. انارک به طول جغرافیائی 53 درجه و 41 دقیقه و 56 ثانیه شرقی از نصف النهار گرینویج و عرض جغرافیائی ۳۳ درجه و ۱۸دقیقه و 42 ثانیه شمالی ازخط استوا قرار دارد. ارتفاع آن از سطح دریا 1474 متر می باشد.
انارک که بیمارستان 25 تختخوابی هم داشته، بیشترین لطمه را از جنگ جهانی دوم دیده است و پس از رفتن آلمانی ها از رشد اقتصادی افتاد.
قابل ذکر است که دومین فرودگاه هواپیمائی کشوری استان اصفهان در انارک و بانک ملی آن پنجاهمین واحد بانک ملی در ایران می باشد.
انارک شامل معادن بسیاری از جمله معدن سرب نخلک (معدن باستانی) می باشد و می گویند در انارک هر نوع ماده معدنی را می توان یافت.
مساجدش به اسامی جامع، حاج محمدرضا، زکریا و یک حسینیه و نیز مسجد چهارده معصوم در شهرک می باشد.
دارای یکی از زیباترین آسمان های شب (می خواهی دستت را به هوای چیدن ستاره ها بالاببری) و منطقه ای بسیار جذاب و مناسب برای شروع کویر نوردی است.


انارک قدیم: راه قدیمی مال رو شتران انارک به ورامین شامل 11 منزل به ترتیب زیر بوده است :
انارک به عشین (6 فرسخ)، عشین به گوهر (7 فرسخ)، گوهر به بوالعظیم (4 فرسخ)، بوالعظیم به چاه شور حاج امین (4 فرسخ)، چاه شور به سفیدآب (7 فرسخ)، سفیدآب به قیلاقه (7 فرسخ)، قیلاقه به باباهماد (4 فرسخ)، باباهماد به کریم خانی (6 فرسخ)، کریم خانی به حصار حسن بیگ (4 فرسخ)، حسن بیگ به قهوه خانه کویر (4 فرسخ) و کویر به ورامین (4 فرسخ)   مجموعاً 57 فرسخ.
هنگام ناامنی منازل مورد تاخت و تاز یاغیان و دزدان بوده است.
در سده قبل انارک دارای یک آسیاب بادی (اهر وا به زبان محلی که فقط تلی خاک از آن به جا مانده و در حدود یک کیلومتری جاده انارک بیدچاه بوده است)،  چهار آسیاب گاوی (یکی از آنها در محل منزل مرحوم عظیمی انارکی) و 14 دکان رنگرزی نخ بوده است.
از هفت محله قدیمی انارک محله ی عرب ها از بین رفته است و محل ایلیاتی ها جایگاه استراحت قافله ها بوده است.


... در سال 1265ق (1227-1228 خورشیدی) عدّه ای از راهزنان بلوچ به انارک _ شهرکی در نزدیک خور _ حمله ور شده و ضمن منکوب کردن اهالی، تعدادی شتر و گوسفند و اموال انارکی ها را به سرقت برده و سپس به سوی خور آمده و در مزرعه کمال در 15 کیلومتری شمال شرقی آنجا به استراحت پرداختند. انارکی ها به ابراهیم سلطان فرمانده سربازان محلی شکایت بردند و او بی درنگ با افراد تحت امر خود به بلوچ های مهاجم حمله برد اما به سختی شکست خورد و جمعی از افرادش کشته شدند. چون خبر این واقعه به صدر اعظم وقت _ امیرکبیر _ رسید او را احضار و توبیخ کرد، اما ابراهیم سلطان شکایت مکتوب انارکی ها را نشان داد و به این ترتیب خود را از خشم امیر رها کرد. اما مناصب نظامی را از او گرفتند. امیر فرمان داد که شاعرزاده به جای نظامی گری باید به کسب دانش بپردازد.
... انارک در سی فرسنگی جندق و سمت قبله واقع است. «دربندان» که یکی از منازل عرض راه است اول خاک انارک و دوازده فرسخ تا آنجا مسافت دارد. قلعه ی مختصری از قدیم بر فراز کوه آنجا ساخته بودند. از زمان خاقان مرحوم طاب مضجه چند خانواری محض اخبار طایفه ی بلوچ که از آن بیابان به سمت یزد و کرمان عبور می کردند و در آن قلعه سکنا داشته اند.
شاهنشاه مغفور اعلی ا... درجاته بعد از ان که قدری دایر شده بود و مردم از اطراف در آنجا جمع شده بودند سه هزار تومان حسب الاستدعا به آنها مرحمت فرمودند، حصاری برای حفظ سکنه در ذیل آن جبل کشیدند.
الان (1301 ق= 1262 یا 1263 ش) هزار و دویست خانوارند. چهار هزار نفر ذکور و سه هزار اناث. شغل غالب آنها شترداری، گوسفند هم به قدر ضرورت دارند. پنجاه هزار نفر شتر متجاوز و بیست هزار گوسفند به طور متیقّن در دست آنها هست. و پیوسته به مسافرت و کرایه اشتغال دارند. معادن مس و سرب هم در آنجا هست. از جمله معدن چاه پلنگ است که سابق بر این روزی هفتصد نفر عمله در آنجا کار می کرد و مداخل کلّی سپرده اند و الان در معادن سرب مشغول کارند.
خانه های آنجا به واسطه ضیق محل دیوار و فضائی ندارد و اتاق ها ساخته و در آنها منزل کرده اند. ده درب خانه هم دارد که دیواری جزئی بر آن کشیده اند. دو مسجد و دو حمام دایر هم نیز دارد. این سال ها به واسطه ی امنیت و قطع طایفه ی ضاله ی بلوچ چند خانواری از قلعه بیرون آمده در خارج قلعه خانه ها بنا کرده اند، یک درب کاروانسرای بزرگ هم در بیرون ساخته اند.
آب آنجا منحصر به چشمه ای است که در پای همان کوه واقع شده قریب یک بند هم آب دارد. خیلی شیرین و خوشگوار. باغات خیلی مختصر که اشجار آن توت و انجیر است و از همین آب مشروب می شود. و این آب و ملک بر هفتاد و دو تقسیم شده که هر حصّه ای دوازده فنجان و هر فنجانی پنجاه تومان قیمت حالیه آن است که جمیعاً چهل و سه هزار و دویست تومان می شود.
در عهد صفویه جزو یزد بوده و پس از آن، آنچه قدما در نظر دارند و خبر می دهند از جزو یزد خارج شده در تحت حکومت سمنان بوده است. چند سال قبل به تیول مرحومه ی مغفوره مهدعلیا طاب ا... ثراها مقرّر شد. این ایّام به تیول جناب مهدی قلی خان مجدالدّوله مقرّر است.
ده پانزده مزرعه مختصر هم دارد که قابل ذکر نیست. چند درب دکان هم از هر قبیل دارد. پانصد تومان مالیات دیوانی آنجاست. ولی آنچه معروف است با رعیت دو هزار تومان معامله می شود. سرباز ندارد. تفنگچی و شکارزنان خوب دارد. اغلب آهل آنجا صاحب ثروت و سامان و وضع اشراف و اعیان آنجا این است که رجال آنها ده ذرع چلوار را یک زیرجامه می کنند. بسا آن که دو زیرجامه نیز بر روی هم می پوشند.
بعد از قصبه ی نائین به جندق از همه جا نزدیک تر است و به همین واسطه رعایای جندق را رعایت مراتع آسوده نمی گذارند. دوا و طبیب ندارد. مردم آنجا بسیار کم ناخوش می شوند. در نسوان آنها هم حجاب و پرده ای نیست، مثل اعراب بادیه نشین رجال و نسوان آنها مخلوط است.         فی شهر ذی حجّة الحرام سنه 1301 ق
... در 1301 ق جمعیت انارک 7000 نفر، خور 1703، جندق 810، فرّخی 939، بیاضه (=مفازه) 484، مهرجان 324، ایراج 240، اردیب 260، گرمه (=جرمق) 202، عروسان گرمه 62، آبگرم و هفتومان 92، بازیاب 83، خنج 80، دهنو 88 و حاجی آباد 98 نفر است. پس جمعیت خور و بیابانک و روستاهای تابعه  5465 نفر بوده است.
(از آینه ی میراث (فصل نامه ویژه نقد کتاب، کتاب شناسی و اطلاع رسانی در حوزه ی متون) دوره جدید سال چهارم، ضمیمه شماره 6، سال 1385/ کتاب جغرافیای جندق و بیابانک نوشته ابراهیم دستان [یغمای ثانی][1242-1310 ه.ق])