امروز: جمعه 15 آذر 1398 برابر با 06 دسامبر 2019

جمعه, 29 فروردين 1393 12:43

پیش گفتار

انارک و معدنکاری انارکی، نامی درخشان در تاریخ معدنکاری ایران زمین است. استعدادزمین در جای دادن معادن و نشانه های معدنی کوچک و بزرگ در دل خویش، و شرایط کویری انارک در پروراندن مردمی هوشمند و پرتوان دست به دست هم داد و فرهنگی گرانبها از دانش زمین شناسی و کانی شناسی و معدنکاری بر برگ های گوهر بار تاریخ میهنمان افزود.

رها شدن معادن این ناحیه که خود زاییده شرایط در آمدهای افسانه ای نفت بود. تخصصهای پرورش یافته در این آزمایشگاه و کارگاه گسترده طبیعی را به دیگر معدن ایران گسیل داشت.

در سال 1354، دولت برای سرپا نگه داشتن و دوباره پویا کردن معادن این ناحیه بر پایه قراردادی با موسسه تکنواکسپورت شوروی، کار پژوهش های زمین شناسی و معدنی شناسی این ناحیه را به آنان واگذار کرد. شیوه کار شوروی ها، هرچند بر پایه نمونه گیری های متراکم و بر پایه نیروی انسانی فراوان و زیاد از حد استوار بود ولی با هزینه ای بسیار اندک به انجام رسید.

روش های ژئوفیزیکی هوایی، بویژه روشهای فیزیکی، صحرایی ویژه خود آنان بود و در کمتر نقطه ای در جهان کاربرد داشت و برای پیشبرد روش های IP از تخصص سازمان زمین شناسی کشور استفاده شد.

روش های ژئوشیمیایی بکار برده شده از قاطعیتی بسیار بالا برخوردار بود و نتایج بسیار درستی ارائه داد.این روش که یافته خود آنان بود بنام روش ضرایب بکار گرفته می شود. پایه این روش که با الگوسازی از رها شدن عناصر از ماگما در سیر تسلسل ساخته می شود و با آنالیز عناصر موجود سنگ و ضرب چند عنصر بالای سیر تسلسل و تقسیم حاصل ضرب بر حاصل ضرب چند عنصر پائین سیر تسلسل می توان به تمرکز هر عنصر و جای کانی سازی در روند فرسایش پی برد.

این روش ژئوشیمیایی در ناحیه انارک به گستردگی بکار گرفته شد و نتایج ی بسیرا ارزنده به بار آورد. بعدها این روش، در سال 1371، بر سونگون اعمال شد که فرجام آن ردیابی مس پورفیری در زیر بخش های سترون بود. بنابراین هرجا در این گزارش از ژئوشیمی ضرایب نام برده می شود مقصود همان روش بویس-گرگوریان است که متأسفانه در فرهنگ زمین شناسی اکتشاف، جای شایسته برای خویش باز نکرد.

پیش درآمدی بر زمین شناسی ایران مرکزی در گستره انارک

پی سنگ ایران مرکزی سنی برابر با پروتروزوئیک بالایی دارد، که از آن میان، کهن ترین ها در پیکره توده های گنیسی است بنام گنیس چاه تک که در محدوده انارک، پل هاوند دیده شده اند.

بر روی این گنیس ها شیستهای جندق می نشینند که در بخش جنوب جندق در نواحی انارک این دو واحد گنیس و شیست، واحدی یگانه از شیست هایی را پدید می آورند که به شیست های محمد آباد نام گرفته است. بدینسان دیده می شود که متامورفیسم ناحیه ای دربخش شمالی بسیار شدیدتر از بخش جنوبی است. بطور کلی متامورفیت های انارک سنگهایی گوناگون را در پوشش خویش دارد. بر روی این دو واحد از پروتروزوئیک بالایی، متامورفیت های انارک از سه واحد آهک های لاخ، شیست های چاه گربه شیست های درختک نشسته اند. در این متامورفیت ها آهکهای ستبر درون شیست های بدلیل ناسازگاری، در اثر حرکات گوناگون از بستر خویش کنده شده و در مکانهای ساختاری مختلفی قرار گرفته است.

بر روی متامورفیک های انارک، سازند کهر (بنابر گزارشهای پیشین) و در برخی نواحی کوه چاه پلنگ، کوه جهاز خانه و کوه معراجی دارد و از سه واحدمرمر، شیست سبز و بزرگ از مرمرهای درون شیست در اصل متعلقه به پالئوزوئیک اند که فرآیند متامورفیسم بر آنها بگونه ای اثر کرده است که تشخیص آنها را دشوار نموده است.

تریاس با سازند شتری و شمشک بویژه در بخش جنوب خاوری ناحیه گسترش دارد. گستره ای کوچک با ارتباطی بسیار پیچیده ، در ناحیه نخلک رخنمون می یابد و تنها در این نقطه دیده می شود که با سه سازند خویش علم، باغ قرق و اشین مشخص است. کرتاسه در بخش باختری از ایران مرکزی گسترشی اندک دارد و از انارک بسوی خاور و از جنوب بسوی شمال گرچه بتدریج بر ستبرا و تنوع سازنده هایش افزوده می شود ولی در عین حال رفتاری هورست-گرابن مانند دارد. کرتاسه در ایران مرکزی با کنگلومرای کبودان آغاز و بر روی آن سازندهای شاه کوه، بیابانک، میرزا، دبرسو، هفتومان و فرخی می نشینند.

پالئوسن به آهک های پلاژیک بر روی کرتاسه می نشیند و در نخلک کانی سازی در آن اتفاق می افتد. ائوسن در ناحیه با تکاپویی بسیار شدید و فوران آتش فشان و پیدایش گدازه سنگهای فراوان در ناحیه بویژه بسوی باختر گسترش چشم گیر دارد که تکاپوهایی ماگمایی نفوذی نیز با آن همراه است.

سازندهای الیگومیوسن، قرمز، پائینی، قم، قرمز بالایی بخش بسیار بزرگ از ناحیه را می پوشاند که بسوی شمال پیشرونده اند.

سیمای متالوژی ناحیه ایران مرکزی

جایگیری کانی سازی در سازندهای گوناگون با سنهای بسیار ناهمسان، در آغاز زایشی سن ژنتیک را تداعی می کرد. بر پایه باور فراگیر آن زمان و با دیدن کانی سازی در مرز میان شیست و آهک چنین گمان می رفت که با کانی سازی استراتاباندی سرکار باشد که آسانترین شیوه اکتشاف آن پیجویی این افق ها باشد. ولی این کانی سازیها در این نواحی با همان ویژگی یاد شده در سازندهای بالایی نیز دیده شده است.

چاه میله(شیست های درختک-آهک پالئوزوئیک). چاه گربه (شیست های چاه گربه-مرمر)پتیار(شیست های پتیار-مرمر)عباس آباد(شیست های درختک مرمرهای پالئوزوئیک)، عروسان (شیست های چاه گربه-مرمر کبودان)، گورچه (قرمز زیرین-آهک قم)، حاجی آباد(شیست های شمشک-آهک کرتاسه) نخلک(شیست های سازند اشین-آهک کرتاسه). گرگاب (کنگلومرای کرتاسه-آهک کرتاسه).

چاه خربزه (اهک کرتاسه)

اشکال بزرگ کار این بود که در آغاز بخش بزرگ از شیست ها و مرمرها سنی یکسان(پرکامبرین)انگاشته می شد ولی بعدها چنین دریافت شد که این شیست ها و آهک به زمان های بسیار ناهمسان وابسته اند و کانی سازی در آنها با همسانی چشم گیر تنها به یک کنترل لیتولوژیکی وابسته است.

در جریان کار، با مشاهده توده بزرگ کال کافی و مشاهده کانی مولیبدنیت در آن و دنبال کردن آن در بخش های گوناگون و حتی درون کانسار های وابسته به سنگهای اولترابازیک چنین دریافت شده که مولیبدن در پیکره کانی و ولفنتیت در بسیاری از کانسارها نظیر کال کافی، چاه گربه، چاه میله، چاه خربزه، نخلک، عباس آباد یافت می شود. با توجه به ویژگی هم آیندی و وابستگی مولیبدن با توده های اسیدی و مشاهده کانی مولیبدن در سنگهای اسیدی، به این نتیجه رسیده شده که تکاپوهای ولکانیکی ائوسن، بویژه آلودگی توده های نفوذی ناحیه باین عنصر، به هنگام شستشوی توده های اولترابازیک و پدیداری زونهای لیستونیتی عناصر نیکل، کبالت، مس را از آنان آزاد و مولیبدن و طلای خویش را بر آن می افزوده است و مجموعه را بعنوان هم آیندی بسیار در هم از عناصر اورانیوم ،طلا، طلا-کبالت، نیکل و مس جمع آوری شده زائد است.

1-15-4-کانسار کال کافی
کانسار کال کافی در 60 کیلومتری خاور انارک و 50 کیلومتری جنوب خاور کانسار نخلک جای دارد. برای دسترسی به کانسار، نخست از طریق جاده اسفالته انارک-خور استفاده می شود. پس ازگذر از مقابل کویر منظریه توسط جاده ای فرعی و شوسه به آبادی منظریه می رسد. با ادامه مسیر از میان کویر ماسه بادی تا کانسار از دشت کواترنر، بدون استفاده از جاده ای معین، می توان به توده معدن و دره میان خونی و کالکافی رسید. پس از آن از مسیر جاده ای که حاشیه باختری توده گرانیتوئید را دور می زند می توان به معدن که در پایانی نقطه جنوبی است دست یافت.

در 15 کیلومتری معدن، دهکده منظریه است با چاهی از آب شور که تأمین کننده آب مصرفی کشاورزی مختصر ناحیه است. در این نقطه کاروانسرایی قدیمی وجود دارد که بتازگی کشاورزان رفسنجانی زمین های اطراف آن را برای کشت پسته آماده کرده اند. آبدهی کنونی چاه 15 لیتر در ثانیه است و یک کیلومتر بسوی خاور، در دره کال کافی چشمه ای با آب شیرین وجود دارد. در حدود 7 تا 8 کیلومتر شمال خاوری معدن نیز چشمه فصلی آب شیرین یافت می شود.

سنگهای ناحیه برای مصارف ساختمانی مناسب تشخیص داده شده اند و کوه خونی که از مرمر و دولومیت تشکیل شده می تواند بعنوان معدن سنگ ساختمانی مورد بهره برداری قرار گیرد.

1-1-15-4-اکتشافات انجام شده در ناحیه
1- برداشت نقشه زمین شناسی 1:100000 بر پایه نقشه های توپوگرافی 1:50000 و همزمان با آن برداشتهای ژئوشیمیائی و تهیه نقشه های 1:50000 ژئوشیمی و اکتشافات چکشی.
2- برداشت نقشه های زمین شناسی 1:20000
3- برداشت نقشه 1:50000
4- برداشت های ژئوفیزیک هوایی از کل ناحیه
5- تهیه نقشه های ژئوفیزیکی IP.

6- گمانه زنی
2-1-15-4-زمین شناسی کال کافی
کهن ترین سنگهای شناخته شده در ناحیه کال کافی، بخش بالایی پروتروزوئیک بالایی، یعنی دو سازند چاه گربه و شیستهای درختک است.

شیست های چاه گربه بخش محوری کوه کشکی، کوه خونی و بخشهای شمالی، خاوری و جنوب خاوری کال کافی را می سازند. گرانیتوئید کال کافی به شیست های چاه گربه یورش برده است و در همبریشان هورنفلس و بندرت اسکارن پدید آمده است. دره ای خاوری-باختری که کوه خونی را از گرانیتوئید کال کافی جدا می سازد، از زون همبری می گذرد و در دو سوی آن می توان زون متاسوماتیک را دید. رگه های سیلیسی که از گرانیت بدرون شیست دویده است. در زون همبری دارای دانه های ریز طلا می باشد. گرانیتوئید کال کافی در بخش شمالی خویش روشنترین همبری متاسوماتیکی را با شیست های چاه گربه دارد و دیگر مرزهایش، بیشتر، توسط نهشته های کواترنر پوشیده شده است.

شیست های درختک در ناحیه کال کافی بنوبه خویش بدو زیر واحد بشخ می شوند یکی کالک شیست ها که در دو ناحیه جدا افتاده از هم جای گرفته اند. الف-بخش شمالی خاوری کوه کشکی و ب-در کوه های کال کافی: زیرواحد دیگر در ختک در ناحیه کال کافی از سریهای یکنواخت کوارتز-کلریت و کوارتز-کلریت-سریسیت شیستها با آمیزه های کربنات، همراه با مرمرهای دولومیتی شده و دولومیت ها تشکیل شده است که بنام شیست های چاه گربه نامگذاری شده است، ولی در پایانه بخش شمالی خاوری ناحیه کال کافی شیست های چاه گربه به گونه ای همساز، بر روی شیست های درختک می نشینند.

الف-کرتاسه
سنگهای کرتاسه در کوه کشکی باندهایی را با راستای تقریباً عرضی، گاه بصورت لکه هایی کوچک با کنگلومرای قاعده درون ولکانیک های ائوسن می سازند. در مجموع 5 سازند در ناحیه دیده شده است که دو تای نخست، سازندهای شاه کوه و بیاضه به کرتاسه زیرین و سه تای دیگر سازندهای دبرسو، هفتومان و فرخی به کرتاسه بالا تعلق دارند. ویژگی پزودوائولیتیک و سیلیسی و ماسه ای اند و در آنها آثار زیستی دیده می شود.

ب-ائوسن
ائوسن در ناحیه کال کافی از همتافتی ولکانیک پدید آمده که بگونه پیشرونده بر روی آهکهای کرتاسه می نشیند و گاه نیز بر روی پروتروزوئیک بالایی. هورست و گراین های میان کوه کشکی، کوه خونی و کوه کال کافی بوسیله این سنگها پوشیده می شود. سنگهای ائوسن با یک سری توف-کنگلومرا در پائین ترین بخش آغاز می شود. توف ها، روانه ها، آندزیت –بازالت و آهکها بر روی این نهشته قاعده ای می نشیند.

فزون بر دلایل استراتیگرافی که سن این سنگها را ائوسن می داند. تعیین سن مطلق با روش K/Ar، برای این سنگها سنی برابر 53 میلیون سال تعیین می کند. فسیلهای فراوان گرد آمده از این سنگها نیز یافته های سن مطلق را تأیید می کند. بر پایه یافته های فسیل شناسی، گروه فسیل های یافت شده در این ناحیه گویای سنی برابر با ائوسن پایین تا میانی است.

ج-کواترنر
نهشته های ماسه های بادی بخشی بزرگ از ناحیه را فراگرفته است بگونه ای که کوه میرزا، کوه کشکی و کوه خونی که در راستای تقریباً خاوری باختری کشیده شده اند بصورت جزیره ای درون نهشته های کواترنر قرار گرفته اند، بویژه توده گرانیتوئید کال کافی همانند شبه جزیره ای درون این نهشته ها جای دارد.

3-1-15-4-توده نفوذی کال کافی
همتافت ولکانوپلوتونیک ائوسن در برگیرنده سنگهای نفوذی است با ترکیب اسیدی متوسط و الکالینیته بالا. این همتافت از توده ها پلوتونیک کال کافی. دایک های وابسته بدان و نیز سنگ های ولکانیک و نیمه ژرف همراه با آن پدید آمده است. توده نفوذی کال کافی بدرون هسته یک هورست-آنتی کلین بنام کال کافی ساخته شده از شیست های پروتروزوئیک بالایی نفوذ کرده است. توده نفوذی هم شیب با سنگهای فراگیر است و در سطح بشکل تخم مرغ است با ابعاد 5*85 کیلومتر مربع، که در راستای شمال- جنوب کشیدگی دارد. مرزبندی حاشیه باختری آن که بزیر واریزه های کواترنر رفته است بوسیله بررسی های ژئوفیزیکی هم امکان پذیرنشد. حاشیه شمالی آن با شیبی ملایم 25 تا 35 درجه به زیر شیست های پروتروزوئیک می رود در حالیکه حاشیه جنوبی آن شیبی بسیار تند دارد (60 تا 75 درجه)

در سمت خاور، سنگهای نیمه ژرف و ولکانیکها در راستای گسله ای با روند N-S وجود دارد. در خاور، این گسله نیمه ژرف، استوکی (0-8Km2) را در خویش جای می دهد که خود متعلق به بخش فروافتاده ای است که تنها بخشی از آن برونزد دارد. این مطلب را از متاسوماتیزمی می توان دریافت که سنگهای فراگیر را در ناحیه میان استوک و گسله متأثر ساخته است.

توده نفوذی کال کافی در دو فاز پدید آمده است. فاز نخست با جایگیری هورنبلند مینیت، گرانوسینیت، گرانیت، مونزودیوریت و مونزونیت مشخص می شود و فاز دوم یا جایگیری گرانیت ریزدانه بیوتیتی، گرانودیوریت و گرانیت پورفیری مرکب از دو توده استوک مانند، در مرکز توده مشخص می شود و کانی سازی بر همین توده رخ داده است.

4-1-15-4-گسله ها
د رناحیه کال کافی گسیختگی هایی بوسیله گسله هایی نرمال و راستالغز، با جابجائیهایی که ایجاد شده اند که با زونهای شکستگی، چین خوردگی ها و درزه دار شدگی های شدید، همراهند. به گمان، این پدیده در بخش کانی شناسی بر روی توده نقشی بزرگ داشته است. در این راستا دو سیستم گسله شمالی-جنوبی و نزدیک به خاوری-باختری عمل کرده اند. برخورد این دو سیستم گسله جایی شایسته برای کانی سازی بوده است و بدینسان استوک ورک(داربست) هستی گرفته است. از عکسهای هوایی و برداشت های ژئوفیزیکی می توان دریافت که سیستم شکستگی های تقریباً خاوری-باختری کانی سازی پیریت نخستین مس و مولیبدن را کنترل کرده اند. گسله های شمالی-جنوبی کانی سازی رگه ای کوارتز-کربنات و پلی متالیک-طلا را کنترل کرده اند.

بدینسان جابجایی چندباره شکستگی و خردشدگی رگه ها و در همان حال سنگهای دربرگیرنده کانی را بدنبال آورد که فرجام آن سرشت تپش گونه کانی سازی و انباشته های کانی است. پس از کانی سازی نیز،در این سیستم جابجایی هایی در مقیاس چند متر و حتی 20-25 متر پدیدآمده است.

5-1-15-4-دگرسانی
سنگ میزبان کانی سازی کال کافی دچار دگرسانی هایی گوناگون شده است. این دگرسانی ها بیشتر از گونه متاسوماتیک اند. نخستین دگرسانی از گونه پتاسیم متاسوماتیزم است که بطور فلدسپاتی شدن و بیوتیتی شدن جلوگر شده که اساساً در راستای درزه های سنگ،در بخش مرکزی کانسار هویدا شده است(چاه 34، 24، 25، 26) ،فرایند متاسوماتیزم از نوع آرژیلی شدن است که با ظهور کانیهای رسی نمایان می شود و بر روی سنگ اولیه اثر کرده است. سنگ ها د رراستای پیرامون بیشتر زونهای آرژیلی شدن، سیلیسی شدن، آلبیتی شدن و کربناتی شدن را در خود نشان می دهد. پیشرفته ترین دگرسانی گرانیتوئید، که تا پیدایش کوارتزیت های ثانویه به پیش رفته، در بخش جنوب خاوری انباشته ، در جنوب گمانه 22 دیده شده است. آلبیتی شدن و کربناتی شدن شدید مشخصه سنگها در بخش باختری انباشته است.

6-1-15-4-ویژگی های کانی سازی
از نقطه نظر ریخت شناسی و ترکیب کانی شناسی، کال کافی را می توان بدو گروه تقسیم کرد: مس-مولیبدن و پلی متالیک-طلا(سرب، روی و طلا)

1- کانی سازی مس-مولیبدن: این تیپ کانی سازی که دولومیت نخست را دارد در زون همبری جنوبی استوک ورک. با ترکیب سنگ شناسی بیوتیت گرانیت ریزدانه، گرانودیوریت و گرانیت پورفیری که درون گرانیت-گرانوسینیت های متوسط تا درشت دانه بیوتیت-هورنبلنددار، قرار گرفته دیده می شود. کانی سازی در همه سنگهای یاد شده وابسته به گسله های شمالی-جنوبی و خاوری-باختری است. این کانی سازی شبکه ای است متراکم و فشرده از رگچه ها، باروریها و آغشتگی ها درون گرانیتوئیدهای دگرسان، به گفته ای دیگر استوک ورکی کشیده در راستای خاوری باختری بدرازای 1300-1400 متر و پهنایی 700 متر.
2- مرز استوک با مطالعات ژئوفیزیکی معلوم گردیده است. از دیدگاه ریخت شناسی، گمان می رود گنبدی باشد که همبری شمالی آن شیبی تند و بسوی شمال و شیبی ملایم بسوی شمال باختر، در بخشهای باختری و جنوب باختری استوک ورک، داشته باشد. مرز همبری در بخش خاوری تقریباً عمودی است. درون استوک ورک رگچه ها با شیب (56 تا 70) بسوی شمال فراوان دیده می شود. مرزهای زیرین استوک ورک با گمانه زنی بدست نیامده است و همچنین ژرفترین گمانه ها، گمانه شماره 21 (m4/400(، از کانی سازی بیرون نرفته است. ساختمان درون استوک ورک بسیار پیچیده است. این توده توسط گسله های پس از کانی سازی قطع شده و بلوکهایی را پدید آورده است که روند نزدیک به خاوری-ارزیابی شده است از آن میان سه تای آن در زیر همبری افقی و 13 تای دیگر درون توده بوده است. فزون بر این با نمونه برداریهای شیاری، بخش بزرگ برونزدهای استوک ورک و نواحی پیرامون آن بررسی شده است.

انتشار کانی درون توده های بی نظم است. به منظور ارزیابی، زون کانیسازی با عیار آستانه ای (Cut off)02/0% مولیبدن در نظر گرفته شد. در ژرفا بی نظمی دیده می شود. یک زون باطله بر روی توده مشاهده می شود. نمونه برداری از گمانه ها عیاری کم از مس و مولیبدن را نشان می دهد. ولی پراکندگی کانه در سنگ تقریباً یکنواخت است، عیار مولیبدن از چند هزارم درصد تا 1/1% (گمانه 21، فاصله 4/167-169 متری) ،و عیار مس از چند صدم درصد تا 63/1 درصد تغییر می کند. عیار میانگین در ناحیه 26/0 درصد مس و 026/0 درصد مولیبدن محاسبه شده است. نسبت MO/Cu=1/10 در تمام سطوح و ژرفا ثابت نیست.

با استفاده از گامالاگینگ (Gamma logging)، در گمانه های 21، 23، 24 ناهنجاری رادیواکتیویته دیده شد، در آنالیز با کمک پرتوهای مجهول، 6-49*10-4 درصد اورانیوم و 12-21*10-4 درصد توریم دیده شد.

زون اکسیده و شسته شده در این کانسار بخوبی تکوین نیافته است. در بخشهای بالایی، سوای کالکوسیت مقادیری فراوان کانیهای ثانویه مس را می توان دید، حال آنکه بخشهای پائین، تنها، کانیهای اولیه را در خود دارند.

7-1-15-4-ترکیب کانی شناسی و دگرسانی
کانی سازی مس-مولیبدن با پیدایش دگرسانی استوک ورک بر سنگ میزبان بصورت سریسیتی و سیلیسی شدن همراهی می شود.

کانیهای اصلی فلزی استوک ورک را مولیبدنیت، کالکوپیریت، پیریت، و کانیهای درجه دوم را منیتیت هماتیت، بورنیت، مس خاکستری(انترائدریت)، شیلیت، ایلمنیت، اسفالریت، گالن، ارسفوپیریت، پیروتیت، مارکازیت، کانیهای بیسموت و طلا را تشکیل می دهد.

کانیهای زون اکسیده را مالاکیت، کالکوسیت، کولیت، بورنیت، بورشانتیت، کریزوکولا، کوپریت و تنوریت. مس طبیعی، پولیت، و ولفنیت، کالامین ،سروزیت، انگلزیت، ژاروزیت، هیدرواکسید آهن، ئیدرواکسید منگنز، پدید می آورند.

8-1-15-4-ذخیره
کانسار مس-مولیبدن کال کافی با کاربرد همزمان روش های نقشه برداری زمین شناسی 1:5000 سطحی، ترانشه زنی، گمانه زنی، بررسی های ژئوشیمیایی و ژئوفیزیکی و نمونه برداری های گوناگون، ذخیره یابی شده است. در مجموع 16 گمانه بر روی این کانسار زده شده است. سطح کانسار 12/1 کیلومتر مربع در نظر گرفته شده است. در این گسترده با توجه به گمانه هایی که ژرفای آنها از 250 متر بیشتر نبود و هیچگاه از زون کانی سازی افشان بیرون نرفت ذخیره ای برابر 245 میلیون تن با عیار 26/0 درصد مس و 260 گرم در تن مولیبدن محاسبه شد. 

فاکتورهایی مثبت و منفی، که عبارتند از بهره برداری و دنبال کردن پژوهش ها را بر روی این کانسار تشویق یا منبع می کند عبارتند از:
1- کمبود آب صنعتی و آب آشامیدنی در منطقه
2- بودن طلا و دیگر فلزات همراه با کانه مس و مولیبدن
3- نزدیک بودن کانسارنخلک به کال کافی و امکان بهره گیری از نیروهای مادی و معنوی آن، بویژه با نگرش با سود دهی کم کانسار نخلک.
4- وجود اندیس های اورانیم درون توده معدنی.
5- امکان به کارگیری توده های گرانیتی و سینیتی بعنوان سنگ ساختمانی
6- پائین بودن عیار فلزات بویژه مس
7- ملاحظات اشتغال زایی، بدلیل فقیر بودن و طبیعی ناحیه
8- امکان دسترسی به نیروهای کاری با استعداد، با توجه به گذشته درخشان معدن کاری در ناحیه.
9- نادگرسان بودن سنگ و بالا بودن هزینه های خردایش سنگ
10- گمانه ها ادامه کانی سازی را در ژرفای بیشتر از جایی که متوقف شده اند نشان می دهد.

9-1-15-4-فشرده یافته ها
1- انباشته های ناحیه کال کافی شکلی تخم مرغ مانند دارند با گستره 6/0*4/1 کیلومتر مربع وابسته اند به همبری استوک گرانیتوئید بیوتیتی که بدرون گرانیت های هورنبلند، گرانیتوسینیت و سینیت های متعلق به فازنخست نفوذ کرده اند. کانه سازی وابسته است به زونهایی با درزه دار شدگی شدید و خردشدگی هایی که در اثر برخورد گسله های شمالی-جنوبی و خاوری-باختری پدید آمده اند.
2- پیدایش کانسار در گامهایی چند انجامیده است که جابجایی های تکتونیکی را پدید آورده است. در نخستین گامها پس از پیدایش زونهای فلدسپاتی شدن و سیلیسی شدن نخستین، مولیبدنیت بصورت رگه های نازک و آغشتگی های تک کانی در سنگی انباشته شده است که بیشتر، دگرسانی را داشته است. این فاز با انباشتگی کوارتز به همراه کانه های پیریت، مولیبدنیت و کالکوپیریت دنبال شده است.
پس از توقفی، رگه ها و زونهای کانی سازی طلا-پلی متالیک جایگزین شده اند.
3- نخستین بررسی ها نشان می دهد که کال کافی انباشته ای است از مس، مولیبدن از نوع متوسط با ذخیره ای برابر حدود 245 میلیون تن، با عیار 26/0 درصد مس و 026/0 درصد مولیبدن و هم ارزی مولیبدن 064/0 درصد.
4- بخش خاوری کانسار با افزایش ذخیره و کاهش عیار مولیبدن مشخص است. سطح فرسایش کانسار زیاد ژرف نیست. بررسی های ژئوشیمیایی و زمین شناسی نشان می دهد که کانه تا ژرفای 500 متر و حتی بیشتر ادامه می یابد. بررسی های آینده می تواند گویای ذخیره ای بیشتر برای کانسار باشد.
5- فزون بر مس و مولیبدن، کانه در برگیرنده طلاست که می تواند ارزش اقتصادی آنرا بالا برد. سریهای از گسله ها با روند شمالی-جنوبی که نشان دهنده طلای تأخیری برای کانسار است، در توده معدنی مشاهده شده است.
6- آنالیز های جدایش کانه نشان داد که بایک فلوشیت استاندارد می توان به جدایش کانه هاپرداخت، تغلیظ شده های کانه دربرگیرنده طلا ،نقره، روی، سرب اند و چند عنصر کمیاب نیز نظیر اورانیوم، سلنیوم و تلوریوم در آن پیدا شد.
7- کانسار کال کافی را می توان به یک کانسار متوسط با عیار کم مس و مولیبدن دانست. معدن کاری جهانی گویای این است که کانسارهایی از این نوع بهره برداری شده اند. برای پی بردن به ارزش اقتصادی این کانسار، بررسی پیشرفته تر با آنالیز پارامترهای اقتصادی این کانسار الزامی است.
الف-ادامه گمانه زنیها با شبکه ای 200*200 متر، توجه بیشتر باید به نواحی شمالی و باختری معطوف شود که در آن کشف زونهای جدید در ژرفاهای محلی 150*200 متر امکان پذیر است.
ب- برای کنترل گمانه زنی و نمونه برداری حفر یک چاه با دستکهایی در اطراف یکی از چاهها، مثلا ًچاه شماره 224 ضروری است.
ج- برای تخمین و ارزیابی کانی سازی پلی متالیک-طلا انجام یک پژوهش تفصیلی بر روی آن الزامی است. این بررسی باید با تلفیق اطلاعات زمین شناسی، ژئوفیزیکی و گمانه زنی باشد.

2-15-4-نشانه معدنی پیروزی
نشانه معدنی پیروزی، در 20 کیلومتری خاور نخلک، 7/4 کیلومتری جنوب جاده انارک-خور جای دارد. در اینجا یک زون بشدت دگرسانی گرمابی(متاسوماتیک) در ولکانیک ها، که دارای پیریت است و همراه مولیبدن و کانی سازی پلی متالیک، در جریان برداشتهای زمین شناسی 1:20000 در ناحیه کشف شد. سپس این ناحیه با گمانه زنی مورد جستجو قرار گرفت. از ناحیه ای دربرگیرنده سنگهای دگرسان نقشه زمین شناسی 1:5000 تهیه شد. برنامه اکتشافی، دربرگیرنده بررسی های ژئوفیزیکی (منیتومتری و بررسی های الکتریکی) ،برداشت های زمین شناسی، گمانه زنی و نمونه برداری های مغزه، و ژئوشیمی بود.

ا زدیدگاه ژئومورفولوژی، ناحیه مورد بررسی بخشی از یک ناحیه جلگه ای است با تپه های کوتاه که از سوی جنوب خاوری به پای تپه های کوه کشکی می پیوندد. تپه ها با شیب ملایم و از ولکانیک های دگرسان گرمابی و سنگهای نیمه ژرف و نیز سنگهای پیروکلاستیک رسوبی پدید آمده اند.

1-2-15-4-ویژگی های زمین شناسی
ناحیه مورد بررسی بوسیله سنگهای آذرین خروجی و گونه های هم ماگمایی آنها پوشیده شده است. مقادیری کم آهک، ماسه سنگ و گراول، میان لایه هایی را در افق های بالایی سنگهای آذرین خروجی می سازند. در مجموع ناحیه بوسیله سنگهای آتش فشانی و آتش فشانی – رسوبی با سن ائوسن پوشیده شده است.

سنگهای ائوسن از دو واحد پدید آمده اند: واحد زیرین از کنگلومراهای توفی (E1+C) که بقایای کوچک اند از توده ای نیمه ژرف در بخش خاوری ناحیه. این واحد بگونه ای همساز بوسیله واحد بالایی شامل توف، توف-برش و لاواهای تراکی آندزیت پوشیده می شود.

نیمه ژرف ها که بخش خاوری انباشته را می پوشانند ، بصورت توده های ایزومترند با نمادی سینوسی و با زبانه هایی که بسوی سنگ میزبان گسترده شده است. توده نیمه ژرف از تراکی آندزیت پدید آمده که بخش های پائینی آن به دیوریت پورفیری و گرانودیوریت پورفیری تبدیل می شود.

2-2-15-4-دگرسانیها
دگرسانیهای پروپیلیتی شدن، فلدسپاتی شدن، سیلیسی شدن، آرژیلی شدن در سنگهای آتش فشانی پیشرفت کرده است. پروپیلیتی شدن و آرژیلی شدن نخستین و گسترده ترین دگرسانی است که بوسیله روش های ژئوفیزیکی به آسانی قابل ردیابی است. این پدید نخستین گام در دگرسانی ناحیه است که پس از جایگیری سنگهای نیمه ژرف بر ناحیه رخ داده است و در راستای گسله ای با روند NW-NE خویش را نشان می دهد. این فرایند ها فنوکریستال ها را دگرسان می کند و سرانجام در سنگ کانیهای کلریت، کربنات، اکسید آهن و گهگاه نیز اکتینولیت، اپیدوت، کلریت و کربنات پدید می آورد ،پروپیلیتی شدن همه سنگها را در بر می گیرد.

فلدسپاتی شدن بگونه ای محلی در دره ها دیده می شود. بسوی مرکز توده شدت آن افزایش می یابد، بویژه بسوی ژرفا، بموجب یک قاعده کلی اورتوکلازهای گلی رنگ به همراه کوارتز بعد از فلدسپات تکوین می یابد بیوتیت در مجموع پس از هورنبلند پدید می آید.

سیلیسی شدن نیز پدیده ای محلی است و در بخش شمالی دیده می شود. گاه فلدسپاتی شدن با کوارتز همراه است. سیلیسی شدن نیز همانند فلدسپاتی شدن پیش از پیدایش مولیبدنیت رخ داده است.

آرژیلی شدن تأخیری نیز پدیده ای محلی است و با زونهای دوباره فعال شده پروپیلیتی مربوط است. کربناتی شدن ،کربنات های نوزاد همراه با پروپیلیتی شدن و احتمالاً با آرژیلی شدن درناحیه خاوری پیروزی پراکنده و فراوان است. 
3-2-15-4-کانی سازی
ولکانیتهای دگرسان شده متاسوماتیک همراه با کانی سازی سولفوره زونی را می سازند به ابعاد 5/1*5/2 کیلومتر. بجز چند برونزد که در آنها کانی سازی سوپرژن بسیار کم مایه ای در درزه های درون ولکانیت های آرژیلی شده دیده می شود تراکی آندزیت های نیمه ژرف با آهکهای سیلیسی شدن نشانی از کانی سازی سولفوره اساساً به سنگهیا پروپیلیتی شده و آرژیلی شده در همبری زونی میان توده های ولکانیک و نیمه ژرف، وابسته است و معمولاً به زونهای درزه دار شدگی و انشعابی از گسله هایی با روند NS، NW-NE وابسته اند. گسله هایی که کانی را در خود پذیرفته اند. روند NS و شیب 45 تا 60 بسوی باختر دارند. بر پایه ترکیب کانی، کانی سازی به دو نوع مولیبدن و چند فلزی بخش شدنی است که هر دو با پیریتی شدن شدید همراهند.

کانی سازی مولیبدن درون مغزه های گمانه، در ولکانیک های دگرسان وسنگ آهک پیدا شده است. مولیبدن تک کانیهایی را در شبکه های با قطر 3 تا 5 میلی متر، باروریها، رگه ای موئین و قشرها و پوسته هایی را در سنگهای ولکانیک بشدت درزه دار آرژیلی شده و فلدسپایت شده پدید می آورد. در نمونه های دستی مولیبدن در سنگی خاکستری، فشرده و متراکم و شکسته همراه با پیریت بسیار متراکم ریزدانه، خودنمایی می کند. در مقاطع صیقلی پیریت، گالن و اسفالریت همراه با رگه های کوارتز دیده می شود. در مجموع عیار مولیبدن پائین است و از 002/0% بیشتر نیست. بندرت فواصلی در گمانه با عیار 02/0 تا 005/0 درصد دیده می شود. زونهای با عیار بالای مولیبدن در گمانه های 45 و 47 دیده شده است.

4-2-15-4-فشرده
کانسار پیروزی در زونی گسترده از سنگهای نیمه ژرف دگرسان شده متاسوماتیک ائوسن، در همبری توده های نیمه ژرف تراکی آندزیت جای دارد.

کانه پیریت به سنگهای ولکانیک آرژیلی و آتش فشانی-رسوبی وابستگی دارد و بوسیله سیستمی از گسله های NS و NE-NW کنترل می شود.

دو گونه کانی سازی دیده می شود، مولیبدن و پلی متال، گمانه ها تنها فواصلی کوتاه از کانی سازی را قطع می کند. بر روی هم ،کانی سازی با عیار پائین از مولیبدن 002/0 تا 006/0 درصد، سرب 9/1-52/0% مس تا 25/0% و طلا تا 2/0 گرم در تن مشخص می شود.

بررسیهای گوناگون زمین شناسی، گمانه زنی، ژئوفیزیکی و ژئوشیمیایی نشانه می دهد که درون زون دگرسانی متاسوماتیک کانی سازی اقتصادی وجود ندارد. در عین حال بودن یک زون کانی سازی افشان مولیبدن درون سنگهای ولکانیک ائوسن باید انگیزه ای برای پژوهش باشد.

3-15-4-مس در ناحیه چاه خربزه
در این ناحیه 18 نشانه معدنی مس دیده شده است که آنرا می توان به سه گروه تقسیم کرد.

گروه نخستین، در شمال این ناحیهف به گسله ای با روند تقریباً خاوری-باختری ارتباط دارد و درون شیست های درختک پدید آمده است. زونهای لیمونیتی شده در شیست ها در راستای گسله ها دیده می شود. در سه نقطه جدا این زونها دربرگیرنده باروریها و آغشتگی های کانیهای ثانویه مس اند. زونها شیب عمودی دارند. و یا شیب تند 80 درجه بسوی شمال. کشیدگی نقاط کانیدار از 2 تا 10 متر و ستبرای آنها 5/0 تا 1 متر است. بر پایه آنالیزهای شیمیایی از چهار نمونه شیاری، عیار مس به 34/0% می رسد.

گروه دوم بوسیله 9 نشانه مس در ناحیه شیست های چاه گربه مشخص می شود که به همبری گسله ی مرمرها و شیست ها و نیز به گسله های مورب در همان سنگها ارتباط دارد. کانی سازی با قشرها و پوسته های کانی و شبکه های کانی سازی ثانویه مس و زونها در خردشدگی مرمرها در همبریشان با شیستها دیده می شود.

پرمایه ترین کانی سازی از این گونه در 500 متری شمال باختری چاه خربزه در کانسار چاه میله جای دارد. دو تونل در آنجا دیده می شود که زون کانه داری را نمایان می سازد که وابسته به گسله های است با شیب 70 درجه بسوی شمال باختر و انشعاب های گسلی فروافتاده آن که ساختمان کنترل کننده کانی را در چاه میله نمایان می سازد. گسله فروافتاده شیبی برابر 80درجه بسوی شمال خاور دارد. کانی سازی در زون برشی شده مرمر پدید آمده است و از کانیهای ثانویه مس فراهم آمده است که بصورت پوسته، پوشش و پاکت هایند. گسترش کانی سازی تا 5 متر است. آنالیز دو نمونه شیاری عیار مس را 45/0% و عیار سرب را 61/0% نشان داد. مقدار نقره در یک نمونه 2/27 گرم بود. گروه سوم شامل 6 نشانه معدنی، که 5 تای آنها در بخش مرکزی اند و یکی در بخش جنوبی ناحیه. اینها در شکستگی هایی بازیک اولترابازیک و در همبریشان با شیست ها رخ داده اند. کانی سازی بوسیله پوسته ها، بگونه ای کمتر بوسیله پاکت های کانیهای ثانویه برونزد دارند. ستبرای بخش کانی سازی شده از 2/0 تا 8 متر تغییر می کند، و گسترش آن از یک تا 15 متر. آنالیز شیمیائی 15نمونه شیاری، مس را در یکی دو مورد تا 35/1% نشان می دهد. این گروه کانه بوسیله هاله های ژئوشیمیایی چند عنصری سرب، روی،نقره مشخص اندعیار هاله اصلی چنین است: سرب چند صدم درصد روی تا 3/0%.

خاستگاه همه این رگه ها را به تکاپوهای گرمابی نسبت داده اند. عیار آنها ناچیز و ذخیره شان کم است، و بنابراین بدور از هرگونه ارزش اقتصادی اند.

پنج کانسار از نوع پلی متالیک در ناحیه عبارتند از:
1- چاه خربزه
2- چاه میله
3- چاه گربه
4- پتیار باختری
5- معلی

سنگ فراگیر این پنج کانسار بگونه ای فراگیر، شیست های پروتروزوئیک بالایی از متامورفی کهای انارک است که به سه واحد و زیرواحد بخش شده اند. متامورفیت ها بوسیله سنگهای کربناتی خشکی زاد و نهشته های الیگومیوسن و ملاس های پلیوسن پوشیده شده اند. در بخش مرکزی و جنوبی ناحیه توده های سرپانتینی شده بدرون شیست های پروتروزویک بطور مکانیکی رانده شده اند. ناحیه چاه خربزه – پتیار بوسیله کانی سازی سرب روی و مس معرفی شده است. در بخش جنوبیش کانیهای آنتی موان و نیکل نیز دیده می شوند (کانسار پتیار)، سنگ فراگیر و میزبان برای کانی سازی سرب، روی و مس(به جز کانسار چاه خربزه) دگرگونه های پروتروزوئیک بالایی است. گسله های فروافتاده تقریباً خاوری-باختری و گسله های فروافتاده (قیچی)، ساختمان های کنترل کننده و تغذیه کننده کانی سازیند. توده های کانی معمولاً در همبری میکاشیست ها و مرمرها و یا کمتر سرپانتینت هاست. کانی آنتیموان در جنوب ناحیه وابسته به گسله های فروافتاده با راستای شمال باختری است. کانه نیکل از نقطه نظر فضایی، به سرپانتینت ها وابسته است. بررسی کانه سازی های چاه گربه، چاه میله ،چاه خربزه، معلی پتیار با ویژگی های چند فلزی نشان می دهد که این کانی سازیها خاستگاه گرمابی دارند. این نواحی با ابعادی کوچک، با ناهماهنگی در بخش کانی، مشخصند. بخشهای پرماهی کانسنگ بهره برداری شده است. این ملاحظات، امکان اقتصادی بودن این کانسارها را نفی می کند. همه تظاهرات کانی سازی به تکاپوهای گرمابی وابستگی دارد. با وجود آن که این جای جای این کانسارها جای آثار پرمایه از مس دارند ولی بدلیل اندازه های کوچکشان امیدبخش نیستند.

www.gsi.ir/General/Lang_fa/Page_29/Start_0/GroupId_00/TypeId_5/DataId_1930/PageLimit_3/Action_Pn4/ WebsiteId_3/نمايش.اطلاعات.شرح.کامل.،.صفحه.html

زمين شناسى اقتصادى
عنوان کتاب : کانسار مس در ایران
نويسنده : ناصرخوئی- منصورقربانی- پیمان تاجبخش
تاريخ نشر : اسفند 1378
عنوان فصل : فصل چهارم- کانسارها و نشانه های معدنی مس در ارومیه-دختر مرکزی(انارک، یزد،اصفهان)
عنوان زير فصل : 15-4-کانسار ها و نشانه های مس در ناحیه انارک

جمعه, 29 فروردين 1393 11:36
انارک نیوز - کویر «ریگ جنّ»
- مشاهده کوچکترین گربه‌سان جهان در "ریگ جن"

کویر «ریگ جنّ»
از صعب العبورترین نواحی دنیا، منطقه کویری و پر از تپه های شنی (تلماسه) و باتلاق های نمکی در کویر مرکزی ایران است. در حال حاضر در این منطقه هیچ علایمی از حیات دیده نمی شود. این کویر در جنوب غربی و غرب دشت کویر، جنوب سمنان، جنوب شرق گرمسار، شرق منطقه حفاظت شده کویر، شمال انارک و غرب جندق قرار گرفته است و وسعتی برابر با 3800 کیلومتر مربع دارد. هیچ گونه چشمه یا چاه آبی در این منطقه وجود ندارد. در بیشتر نقشه ها نامی از این منطقه نبرده شده است. تنها دو کویر شناس اروپایی در گذشته در سفرنامه های خود به وجود چنین کویری در ایران اشاره ای کرده اند.
از دیدگاه زمین شناسی توده های عظیمی از تپه های ماسه ای متحرک و فعال، فاقد پوشش گیاهی (متعلق به دوره کواترنری) محدوده را می پوشانند. زیربنای ریگ جن یک دشت فرسایش یافته است که درحال حاضر تپه های ماسه ای (برخان) و تپه های ماسه ای هرمی آن را اشغال کرده است. تمام ریگ جن دارای رسوبات نمکی فراوان بوده که عمده رسوبات و مواد فرسایش یافته البرز شکل گرفته است.
کویر ریگ جن دومین ماسه زار بزرگ کشور است که بخشی از دشت کویر محسوب می شود. این منطقه بین 33.45 تا 34.45 شمالی و 53 تا 54.45 شرقی قرار دارد. وجود تپه های بلند شنی در ریگ جن، عملاً عبور شتر یا وسایل نقلیه را از این منطقه غیر ممکن می کند. اگر از محلی ها (منظورم اهالی انارک، جندق یا روستاهای کوچک حاشیه ی این منطقه است) سراغ ریگ جن را بگیرید یا در بین آنها پی راهنمای محلی برای عبور از این منطقه بگردید احتمالاً جوابی نخواهید شنید. بدون GPS یا در صورت وجود توفان شن عبور از این منطقه تقریباً غیرممکن است.

خرافات: مردم محلی معتقدند این سرزمین نفرین شده است. در قدیم کاروان ها و مسافران هرگز از این کویر عبور نمی کردند. قدیمی ها معتقد بودند، این سرزمین نفرین شده و پایگاه شیطان ها و ارواح پلید است. مردمی که در اطراف این کویر زندگی می کنند بر همین باور هستند. این مردم محلی می گویند هر کسی که وارد این سرزمین شده زنده نمانده و ناپدید شده است. ریگ جن را مثلث برمودای ایران هم می نامند.
ریگ جن برای مردم محلی نوعی منطقه ی ممنوعه محسوب می شود. البته باید به آنها برای وجود چنین ترسی در قلب هایشان حق داد، این منطقه به دلیل وسعت زیاد و نداشتن چشمه یا چاه آب در گذشته محل عبور کاروان‌ها نبوده است.
چگونه از آن می توان به سلامت عبور کرد: این منطقه با کسی شوخی ندارد و فقط باید با بلدان آن که محدود هم هستند و گروهی مجهز و با تجربه به این سفر بروند که در غیر این صورت چنانچه خودسرانه تصمیم به رفتن به چنین جائی بگیرید برگشتی از این سفر نخواهند داشت.
سفر به ریگ جن انارک: شروع از کلاته باباخالد به سمت مرکز ریگ جن و خروج از مابین جندق و کلاته چوپانان جاده انارک طبس، حدود 320 کیلومتر در دل کویری وحشی به نام ریگ جن که هیچ موجود زنده ای در آن نمی بینید. بهترین و تنها فصل برای سفر به ریگ جن ماه بهمن می باشد و توجه داشته باشید حتی در بهمن در بعضی از نقاط گرمای هوا تا 45 درجه سانتیگراد بالای صفر در ظهر و در شب هم به شدت سرما طاقت فرسا خواهد بود تا 15- درجه (زیر صفر).
شرح مسیر حرکت: از پمپ بنزین انارک به سمت جندق، از جاده قدیم راه را ادامه می دهیم بعد از گردنه زنجیرگاه دست چپ فرعی خاکی را ادامه تا ده نیمه متروکه عشین که بسیار زیباست و تمام آن از سنگ است و بسیار قدیمی است را رد کرده بعد از آنجا به کلاته یا ده بابا خالد می رسیم که آنجا هم زیباست و قلعه قدیمی از گل دارد که جالب است اینجا دیگر به غیر از مزرعه دکتر جعفری آخرین آبادی و نشانه انسان است و آب نیمه شیرین قابل آشامیدن دارد. از این به بعد سفر اصلی به ریگ جن آغاز می شود و ادامه راه را به طرف شمال شرق در بستر رودخانه ای خشک شده که از شرق باباخالد می گذرد پیش می گیریم.
وصف این حدود 320 کیلومتر کویر نوردی که در پیش داریم یعنی منطقه ریگ جن به هفت رشته جبال کوه شنی که بعضی از انها تا 300 متر ارتفاع و حدود 30 کیلومتر طول دارند و مابین این ارتفاعات دشتی کفی و صاف با خاکی لورگ و بسیار پوک و در زیر گل که این چند دشت هم هر کدام حدود 20 کیلومتر و بعضی هم بیشتر طول دارند که در مجموع اصطلاحاً به هر رشته کوه شنی و دشت آن یک کوچه گفته می شود و شما باید هفت کوچه را رد کنید تا از این منطقه زیبا و در عین حال خطرناک خارج شوید. شما اگر خیلی وارد و گروهتان مجهز باشد هر یک روز دو کوچه را رد خواهید کرد یعنی در بهترین شرایط 3.5 روز راه خواهید داشت. در طی مسیر در رشته کوه های شنی به دلیل وزش بادهای شدید، دائم تپه ها جابجا می شوند و به همین خاطر هم به آنها ریگ جن می گویند.
شب كویر هم كه خیال انگیز و توصیف نشدنی است چنــانكه در هیچ جای دیگری نمی توان شب های سرمه ای و پرستاره را این چنین تجربه كرد. شب كه بر كویر چتر می گسترد می خواهی دستت را به هوای چیدن ستاره ها بالاببری. اینجا آسمان و زمین بهم نزدیك ترینند. هر چه روزها آسمان و خورشید پرفروغش به نامهربانی بر زمین سوخته و تفتیده كویر گرما و آتش می پاشند شب ها اما به جبران آن، گویی با مهربانی تمام فاصله ها را از میان برمی دارند و آسمان ستاره های زیبایش را به سخاوت تمام به زمین می بخشد.


مشاهده کوچکترین گربه‌سان جهان در "ریگ جن"
گربه شنی کوچکترین عضو خانواده گربه‌سانان است که با جثه‌ای کوچک اقداماتی خارق‌العاده انجام می‌دهد و هر انسانی را مبهوت فعالیت‌های خود می‌کند.
به گزارش خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، منطقه اصفهان، این گربه‌سان کوچک از کمیاب‌ترین گونه‌های حیات وحش ایران و جهان محسوب می‌شود و تنها گربه‌ای است که در بیابان‌های واقعی یافت می‌شود و سازگاری عجیبی با تغییر دمای مناطق ماسه‌ای و شنی دارد. گربه شنی به علت تراکم جمعیتی پایینی که دارد اصولا به عنوان گونه‌ کمیاب معرفی می‌شود و همیشه در منطقه خطر قرار می‌گیرد. طبق بررسی‌های سال 2008 اتحادیه بین المللی حفاظت از طبیعت (IUCN) این گونه در لیست قرمز قرار گرفته است.
برای پیدا کردن گربه شنی شاید روزها زمان لازم باشد چراکه به هیچ وجه رد پایش بر روی شن و ماسه باقی نمی‌ماند و پس از دیدن نورهای مصنوعی سریعا چشمان خود را می‌بندد. این گونه دارای شنوایی قویی است چنان که اصوات ماورای صوت را هم می‌شنود و حرکت جانوران را علاوه بر روی زمین در زیر زمین نیز رصد می‌کند.
گربه شنی دارای جثه‌ای کوچک است، اما شکارهایی که انجام می‌دهد هر بیننده‌ای را متحیر می‌کند. این گربه‌سان بین یک و نیم تا سه کیلوگرم وزن دارد، اما گاهی گزارش شده که گوسفند، بز و حتی گوساله بوفالو را هم شکار می‌کند و در شکار پرندگان نیز عملکردی بی‌نظیر دارد.
حسین اکبری، رییس اداره حفاظت محیط زیست شهرستان نایین، در گفت‌وگو با خبرنگار ایسنای منطقه اصفهان خاطرنشان کرد: به استناد بررسی‌های علمی سال‌های اخیر، مجموعه پهناور "ریگ جن" غنی‌ترین زیستگاه گربه شنی در کشور و یکی از مهمترین زیستگاه‌های این گونه کمیاب و شاخص در جهان می‌باشد به طوری که بیشترین مشاهدات و مستندات این گونه در زیستگاه‌های ایران در سال‌های اخیر از این منطقه به دست آمده است.
وی ادامه داد: گربه شنی با نام علمی (felis margarita) کوچکترین عضو از خانواده گربه سانان ایران و یکی از کمیاب‌ترین گونه‌های حیات وحش کشور است که مختص زیستگاه‌های ماسه‌ای و بیابانی اطراف کویر مرکزی و نواحی شرق و جنوب شرق ایران است.
رییس اداره حفاظت محیط زیست شهرستان نایین با بیان اینکه این جانور نادر و شاخص یکی از شاهکارهای سازگاری با شرایط سخت محیط های بیابانی است، افزود: دمای هوا در عرصه‌های ماسه‌ای و شنی بیابان‌ها بسیار متغیر بوده و در برخی نواحی در اوج تابستان به 60 درجه بالای صفر رسیده و در زمستان هم ممکن است تا 25 درجه زیر صفر برسد و یخبندان شدید ایجاد شود.
وی گفت: یکی از ویژگی‌های حیاتی این گونه زیبا و جذاب، وجود موهای فشرده سیاه یا قهوه‌ای رنگ در کف دست و پاهای حیوان است تا به عنوان یک عایق، تحمل دمای سوزان ماسه‌ها را در گرمای تابستان به راحتی میسر سازد و هم‌چنین با ایجاد سطح بیشتر، مانع از فرو رفتن دست و پا و پنجه‌ها در ماسه‌ها و سهولت حرکت و جابه‌جایی شود.
رییس اداره حفاظت محیط زیست شهرستان نایین افزود: گوش‌های این حیوان هم دارای موهای بلند و فشرده‌ای بوده تا از یک سو از وارد شدن ماسه‌ها و گرد و خاک به داخل گوش جلوگیری شود و از سوی دیگر به شنوایی و تشخیص جهات صدا کمک کند.
اکبری به ویژ‌گی منحصر به فرد این گربه اشاره کرد و ادامه داد: گربه شنی در هنگام برخورد با نورهای غیر طبیعی از جمله نور خودرو معمولا به سرعت چشمانش را بسته تا مانع انعکاس نور توسط چشم‌ها و درنتیجه دیده نشدن و شناسایی آن توسط انسان شده و آن را از خطرات احتمالی صیانت کند.
وی با بیان اینکه این گونه شب فعال بوده و معمولا از اوایل غروب تا طلوع آفتاب به شکار رفته و در طول روز در لانه و مخفیگاه‌های خود استراحت می‌کند، ادامه داد: تغذیه این گربه معمولا از جوندگانی مانند موش‌ها، دوپاها و خزندگان است و با وجود جثه کوچک قادر به شکار پرندگانی مانند باقرقره، چکاوک‌ها و هوبره است.
رییس اداره محیط زیست شهرستان نایین تاکید کرد: گربه شنی بی‌تردید یک ذخیره و سرمایه بسیار ارزشمند اکولوژیکی در طبیعت، گنجینه گردشگری گرانبها و یک بستر مهم پژوهشی و آموزشی به شمار می‌رود.
اکبری از برنامه‌ریزی و آغاز مطالعات مقدماتی برای اجرای پروژه بررسی الگوهای پراکنش و تراکم جمعیتی گربه شنی با استفاده از فناوری دوربین‌های خودکار (camera trap) در مجموعه زیستگاهی عظیم و منحصر بفرد "ریگ جن" خبر داد و گفت: این پروژه با مشارکت و همکاری حفاظت محیط زیست استان اصفهان، مراکز دانشگاهی، انجمن‌های تخصصی مردم نهاد و کارشناسان بین‌المللی در سال 1393 اجرا خواهد شد.
وی در خصوص چگونگی اجرای پروژه اظهار کرد: پروژه بررسی الگوی پراکنش و تراکم گربه شنی در سه مرحله شامل مطالعات مقدماتی و مکان‌یابی مناسب برای دوربین گذاری، نصب اصولی دوربین‌ها در مکان‌های تعیین شده، جمع آوری و تجزیه و تحلیل داده‌ها و تهیه بانک اطلاعاتی و برنامه‌های مدیریتی مربوطه انجام می‌شود و هم‌چنین تهیه عکس‌های حرفه‌ای نیز بخش دیگری از اهداف این پروژه است.
رییس اداره محیط زیست شهرستان نایین افزود: به کارگیری فناوری دوربین‌های تله‌ای در مطالعات بوم شناسی اکنون روشی موثر و کارآمد در جهان برای مطالعات حیات وحش به‌ ویژه گونه‌های کمیاب و نادر محسوب شده و اطلاعات ارزشمندی از جمله الگوهای پراکنش زمانی و مکانی، تراکم جمعیت، ثبت و مستند سازی حضور گونه هدف، برخی الگوهای رفتاری و مسیرهای جابه‌جایی در اختیار محققان قرار داده و این اطلاعات در اتخاذ برنامه‌های حفاظتی و مدیریتی گونه‌های جانوری و زیستگاه‌ها بسیار با ارزش و موثر است.
اکبری از برنامه‌های مدیریتی و تحقیقاتی دیگر در عرصه‌های حفاظت شده استان در خصوص گربه شنی خبر داد و افزود: تحقیقاتی توسط متخصصان دانشگاهی برای تهیه بانک اطلاعاتی و حفاظت شایسته و موثر از این گونه در عمق زیستگاه‌های شهرستان نایین، عرصه‌های کویر مرکزی از جمله زیستگاه‌های عظیم ریگ جن، پناهگاه حیات وحش عباس آباد، منطقه شکار ممنوع کوه بزرگی انارک، مجموعه هیزم چاه و منطقه دق سرخ انارک انجام شده است.
وی اضافه کرد: این تحقیقات دستاوردهای موثری در مستند سازی، شناسایی نواحی پراکنش، درمان، احیا و بازگشت به طبیعت نمونه‌های مصدوم، ترویج و آموزش جوامع محلی و جلب مشارکت عمومی در حفاظت، شناخت، مقابله و رفع تهدیدها از جمله شکار غیر مجاز و تخریب زیستگاه‌ها داشته است.
(کد خبرنگار: 13023 خبرگزاری ایسنا/  سرویس: استان ها - اصفهان/ کد خبر: 92110100606/ سه‌شنبه ۱ بهمن ۱۳۹۲ - ۱۴:۲۴)

جمعه, 29 فروردين 1393 11:18

سوغات سبز از دق سرخ
 اصفهان- براستي كوير با طبيعت شگرف و رنگ به رنگش چه بازي هايي بر سر آدم درمي آورد.

گاهي در سكوت مطلقش حتي مي تواني صداي بال زدن سنجاقكي را هم بشنوي و لختي بعد از غرش مهيب طوفانش مي خواهي كر شوي، گاهي بر اثر گرماي روزش به آتش ذغالي مي ماني و در سرماي شبش به بيد لرزاني، گاهي كوره سوزان روزش از ديدن آبي آسمانش سيرت مي كند و جادوي هوشبر شبش اسير، گاهي در ژلاتين ماسه هايش اصلا نمي تواني قدم از قدم برداري اما در بستردق سفت و سختش حتي هواپيما هم مي تواند نشست و برخاست كند و گاهي....
زيبايي كوير تنها به دلارامي، سكوت و دست نخوردگيش نيست، هنر خلق يكجاي اين همه تضاد در آلبوم آفرينشش، بخش ديگري از تنوع رنگ به رنگ و جذابيت هاي دلفريبي است كه بيننده را مسحور جمالش مي كند.
دقdagh (به فتح د)، گوشه چشمي از مظاهر متلون مناطق كويري است كه توجه هر كس را به خود جلب مي كند.
هنوز درست نمي دانم وجه تسميه كلمه دق چيست اما در بعضي جاها آمده است: دَق يا دَغ همان داغ است به معني زمين خشك.
دَق در لغت نامه دهخدا بدين معناست: دَق.(صفت) سر بي مو.(برهان). دغ و رجوع به دغ شود. معني دَغ در برهان نيز چنين است:زمين بي علف، يعني زميني كه هرگز گياه در آن نرسته باشد و در(فرهنگ) آنندراج به معني زمين بي علف معني شده است.(تبيان، ۲۹/۵/۹۱)
با اين حال، از نظر نگارش فارسي،دغ(دال با غين) به معني زمين بي گياه صحيح است نه دق (با دال و قاف) به معني كوبيدن، با اين وصف در زمان حاضر در بيشتر منابع علمي دغ را با دال وقاف بكار برده ­اند.
در كتاب فرهنگ نظام (جلد سوم تأليف سيد محمد علي داعي الاسلام) دق (با دال و قاف ) به معني كوبيدن و دق الباب به معناي كوبيدن در خانه و آرد كردن آورده شده در حالي كه دغ(با حروف نوشتاري دال و غين ) را زمين بي گياه آورده و دغسر را به كسي كه پيش سرش مو نداشته باشد، اطلاق كرده است.در همان منبع نيز آمده كه: در زبان محلي اناركي‘ دغ زميني است كه بر آن سيلاب آمده و خشكيده و يك طبقه از گل محكم احداث شده كه مانع روئيدن چيزي است.
همچنين در فرهنگ فارسي معين و عميد، دغ به معني زميني كه علف و گياه در آن نرويد، آورده شده و دغسر به سر بي موي طاس و كسي كه ريش و سبيل و ابرو و مژه را پاك بتراشد، گفته شده است. تنها در فرهنگ فارسي عميد علاوه بر اين از كلمه دك نيز براي دغ استفاده شده و دك را به معني ريگستان يا زمين هموار و كوبيده و هموار، همچنين مترادف با دغ ، سر بي مو، زمين خشك و سخت، زمين بي آب و علف، درخت بي برگ گفته شده است.در همين منبع دك و لك به معني خشك و خالي، زمين بي آب و علف كه با نگارش دق و لق يا دغ و لغ نيز بكار برده شده است.درهر حال، آنچه مسلم است از نظر نوشتاري دغ صحيح است و منظور زمين بي گياه است كه محدوديتي مانع رويش در آن مي ­شود.(عباسي، كوه ها و بيابان هاي ايران)
قدر مسلم در فرهنگ ما استفاده از دق ريشه ديرينه دارد براي نمونه وجه تسميه شهر دو هزار ساله جندق واقع در شمال ‌شرقي استان اصفهان به همين واژه بازمي گردد چون نامش مشتق از دو كلمه جنب(كنار) و دق است.
در تعريف دق چنين آمده است:
دق، زمين هاي رسي بسيار همواري هستند كه فاقد نمك اند و يا نمك آنها ناچيز است. معمولا سطح آنها از مواد كربناته سفيد مي شود، به همين دليل رنگ اين مناطق غالبا بسيار روشن و براق است. دق هايي به رنگ هاي نخودي و خاكستري نيز وجود دارند، اغلب آنها در حاشيه داراي ترك هاي گلي هستند و در قسمت هاي داخلي بسيار سخت و كاملا هموارند.دق ها چنان صاف و صيقلي هستند كه مي توان از آنها بعنوان باند پرواز استفاده كرد. دق در قسمت هاي كم شيب بويژه حوضه ي انتهايي مسيل ها و رودخانه هاي مناطق بياباني شكل مي گيرد.نحوه پيدايش آن هنوز بطور دقيق روشن نيست.به نظر مي رسد به هنگام پايين بودن سطح آب زير زميني، جريان هاي سطحي فصلي سبب رسوب ريز دانه هاي رس و امثال آن و همچنين تشكيل قشر سختي شده كه در اثر وزش باد سطح آن صاف و صيقلي مي شود.(سلوتي، بابانيانوري، ص۲۳-۲۴)
يك تعريف ديگر از دق حاكيست: دق به سرزمين‌هاي نسبتاً همواري گفته مي‌شود كه رودخانه‌اي در آن جريان دارد و بدليل شيب ناچيز و كم، رسوبات ريزدانه در آنها ته ‌نشين مي‌شود و اشكال نسبتاً مسطح و همواري به رنگ‌هاي روشن را به وجود مي‌آورند.(نگاهي به جغرافياي طبيعي استان كرمان)
در هر صورت آنچه از تعاريف برمي آيد، اين است كه دق به زمين‌هاي سخت، كوبيده شده، برآمده و در عين حال صيقلي گفته مي شود كه براحتي كنده نمي شود و علف و گياهي هم در آن نمي رويد.
درواقع دق، پايين ترين سطح يك منطقه بياباني و كويري است كه رسوب آبرفتها و سيلابهاي منشعب از نقاط مرتفع اطراف در آن جمع و بر اثر تبخير و وزش باد بر سطح آن، به قطعات مشبك داراي سطوح مقطع برآمده و سخت تبديل مي شود.
دق در بعضي جاها مانند دق سرخ انارك فاقد شوري و در بعضي جاها مانند
كوير دق سرخ اردستان قليايي است.
رنگ دق ها هم با يكديگر تفاوت دارد مثل همين دق سرخ كه مايل به رنگ اخرايي است و دق كبوترخان كرمان يا دق بانو انارك كه روشن و خاكستري است.
شكل هندسي و اندازه اشكال مشبك دق ها نيز بر حسب نوع رسوبات و خاك آنها با يكديگر فرق دارد.
در حرير شنزار كوير بخصوص هنگام بدمستي باد مي توان هنر لطيف طبيعت را در خلق آفرينه ها و خط خطي هاي موزونش بر روي سطح ريزدانه هاي جواهرآساي شني ديد و بر فراز سينوس شنهايش از اينسو به آنسو غلتيد و به نرمي بر شيب سرسره ي تلماسه هاش لغزيد و سپس در قفاي مسير طي شده، رد پاي خود را بوضوح و دقت جاي اثر انگشت ديد.
اما در دق كه در نقاط پست مناطق كويري و بياباني تشكيل مي شود، انگار زمين عمدا مي خواهد چهره عبوس و زمختش را به وجهي معكوس به رخ بكشد تا در كنار جلد ژله اي و روكش لطيف اطلسي اش(رمل)، شدت پوست كلفتي و انعطاف ناپذيرش را هم نشان بدهد و با نمايشي توام از اوج نرمي و سختي، بازيگوشي و رنديش را در هنرواره آميزه اضدادش ثابت كند.
در دق برخلاف ريتم منعطف و صاف ماسه زار كوير، زمين آنقدر سفت، چاك چاك و برجسته و برآمده است كه هر رهنوردي، مي تواند تمام خلل و فرج زير پايش را كاملا حس كند.
اين زمين آنچنان محكم و سفت و پرجنم است كه حتي هواپيماهاي غول آسا هم مي توانند در آن فرود آيند كه نمونه اش عمليات ناموفق آزادسازي گروگان هاي آمريكايي به كمك نيروي ارتش اين كشور است كه از دق هاي اطراف طبس بعنوان باند فرودگاه استفاده شده بود.(سلوتي، بابانيانوري، ص۲۳)
من امروز اينجا در گستره دق سرخ (dagh-sorkh) جايي در۱۹۰ كيلومتري شمال شرق شهرستان نايينم در حالي كه زير پايم از چينش پازل هاي صيقلي از جنس خاك رس، يكدست قلمبه سلمبه است، پازل هايي شبيه قطعات سنگ فرش خيابان هاي قديمي اما با رنگ و لعاب مسي.
دق اينجا به نمدي سرخ مي ماند كه پاي باد و باران و دماي هواي طبيعت كويري ، آنقدر آن را ورماليده و درهم تنيده كه حسابي سفت و سخت و زمخت شده است.
دق سرخ انارك در پنج قطعه كوچك و بزرگ از۵۰ هكتار تا دو هزار هكتار و در مجموع با وسعت حدود هشت هزار هكتار در۵۰ كيلومتري شرق نايين قرار دارد.
وسعت دق هاي شهرستان نايين از جمله دق هاي سرخ، آشتيان و بانو به۱۰ هزار هكتار برآورد مي شود.
البته غير از دق سرخ انارك واقع در شهرستان نايين، دق بزرگتر ديگري هم وجود دارد كه از قضا نامش نيز شبيه همين جاست با اين فرق كه آن راكوير دق سرخ اردستان يا زواره مي خوانند كه وسعتش حدود۶۳۹ كيلومترمربع(با عرض تقريبي۲۳ و طول ۲۷.۵ كيلومتر)است با زميني شور و اشكالي هندسي به ريخت گل كلمي و چندضلعي‌ كه خود چندضلعي هايش هم به سه نوع كاسه اي، گمبدي و دروازه اي تقسيم مي شوند.
دقي كه گذر امروزم به آنجا افتاده، يعني دق سرخ انارك خود شامل پنج قطعه است كه من تنها در باره مشاهداتم از يكي از آنها دارم قلم مي زنم و از حال آن چهار تاي ديگر بي خبرم، هر چند كه ظاهرا تفاوت چنداني با هم ندارند.
در منتهي اليه شرق دق اينجا كه زمينش به سرخ اخرايي مي زند، كوه بند انارك قرار دارد و در غربش ارتفاعات شيركوه يا كوه زرد.
شمال دق سرخ نيز به منطقه شكار ممنوع كوه بزرگي (ملاهادي) انارك مي رسد و جنوب غربش به منطقه حفاظت شده كهياز و جنوب و جنوب شرقش به دشت و نواحي كوهستاني روستاهاي سهيل و سپرو.
در مجاور دق سرخ بدليل غني بودن سفره هاي آب زير زميني، مزارع سرسبزي هم وجود دارد.
يك خط آهن شرقي – غربي در موازات بستر دق سرخ كشيده شده كه هرازگاه قطاري مانند ماري تيره گون از بيخ گوشش بيرون مي خزد و به راهش مي رود و با نفير سرفه هايش و نعره سوت هايش، آرامش دق را برهم مي زند.
در وسط اين بخش دق، يك چاه پلمپ شده هم وجود دارد كه همراهانم، آن را چاه نفت مي خوانند، گرچه ريختش اصلا به چاه نفت نمي خورد اما اگر راستش را بخواهيد اين سرزمين مادري پرگوهرمان، آنقدر ما را به داشتن همه نعمات خدادادي عادت داده است كه اگر همين الان هم از همين دق ناخن خشكش، درياي الماس هم بيرون بريزد، دور از انتظار نيست، گرچه بعد از مراجعتم از كوير،
حسين اكبري رييس محيط زيست نايين، اين ادعاي نفتي را بكل رد كرد و گفت: چون در اين خطه سطح آبهاي تحت الارضي بالاست، تعدادي چاه براي كار كشاورزي حفر شده اما در برخي از آنها پلمپ شده كه اين هم يكي از آنهاست.
در سيرواسير گستره چشم اندازم، افق جنوب دق سرخ به آغاز خط زلال بركه يا آبگيري مي ماند كه هي در پيش چشمم بالا و پايين مي رود.اولش باورم نمي شود، آخر چطور ممكن است در دل تفته كوير، طراوت دريا را ديد، پس بي اختيار و با كمي ترديد بسويش قدم برمي دارم اما هرچه مي روم، درجا مي زنم، انگار از آب و آبگير خبري نيست، بازهم كمي ديگر جلو مي روم و بازهم پيشتر و پيشتر، اما، نه، انگار ول معطلم.
خوب نبايد هم غير از اين انتظاري داشته باشم، انگار طبيعت پرحوصله و رند دشت كوير، حسابي مرا دست انداخته است، چون در منتهاي ديدرسم، خط سرابي پيش چشمم گشوده و با نشان دادن در باغ سبز اغواگرش، مرا به بازي گرفته است.
با اين حال از دستش آزرده نمي شوم، چون حتي پنداره اغواي زلال سرابش وقتي با لعاب لعلگون دقش درهم مي آميزد، منظره ي دلفريبي را در پيش چشم زيبايي طلبم مي گشايد.
اگر مي خواهيد ته حرفم را بفهميد كافي است رخسار عروس ملوس لاله گوني را در پيش چشمتان مجسم كنيد كه نواري از توري سفيد را بر فرق سرش آراسته اند.
البته شهرستان نايين دق هاي ديگري هم دارد: يكي دق آشتيان و ديگري دق بانو.
دق آشتيان با ابعاد دو در سه كيلومترش در جوار تلماسه هاي ريگ جن واقع است.
اگر شش كيلومتر به سمت غرب چوپانان برويد در حالي كه۱۶۰ كيلومتر از شمال شرق نايين دور افتاده باشيد به همين دق مي رسيد، به دق آشتيان كه نامش نيز برگرفته از يك روستاست به همين نام در همين جا.
رسوبات زمين دق ها اغلب از جنس رس، شيل و مارن است و جنس زمين دق آشتيان از جنس دق سرخ است، يعني خاك رس با همان رنگ و رخساره.
دق آشتيان در نوع خود كم نظير بحساب مي آيد چون دشت سرخي است در حصار تپه ماهورهاي مرتفع ريگ جن با چشم اندازهاي بسيار بديع و دلنواز.
اين دق در فصل پاييز و زمستان و در صورت وجود بارش هاي رگباري و ايجاد سيلاب، به آبگيري تبديل مي شود كه بصورت موقت پذيراي پرندگان مهاجر است.
تاغزارهاي پيرامون دق آشتيان محل زندگي گونه هاي بسيار با ارزشي مانند هوبره ، گربه شني، انواع دوپا مثل موش پامسواكي، روباه شني و معمولي، كاركال و انواع پرندگان و خزندگان خشكزي است.
بطوركلي دق ها را معمولا بر حسب رنگ و لعاب، جنس خاك يا قرابت مختصات محلي آنها نامگذاري مي كنند، مثل دق سرخ كه رنگش به سرخي مي زند يا دق آشتيان كه نام روستاي همجوار با آن است.
اما برخي دق ها هم وجود دارند كه از اسمشان نمي توان به باطنشان پي برد مثل دق بانو كه برخلاف تصور، منتسب به يك زن نيست بلكه منتسب به شخصي به نام محمدرضا بانو اهل انارك است كه در جريان يك درگيري در اين شهر كشته شده و نام اين دق و يك آب آنبار احداثي در آن را به نام وي نامگذاري كرده اند.
همچنين است دق سياه كوه انارك كه برخلاف اسمش، دقي است با روكش سفيد قليائي عين دق تيوك(عروس).
از دق هاي حوزه شهرستان خور و بيابانك مي توان از دق ملا، دق يه برزي، دق ميرزا، دق حجت آباد نيز نام برد.
البته اغلب اينها، دق هاي كوچكي است كه در مناطق مختلف كويري و بياباني حوزه شهرستان هاي نايين و خور و بيابانك پراكنده اند اما اگر بخواهيد بدانيد بزرگترين و مهمترين دق هاي كشور كدامند بايد از دق كبوترخان بين كرمان و رفسنجان، دق پترگان در ۱۳۵كيومتري قائنات و دق سرخ در شمال شهر اردستان نام ببرم.
درهر حال، هميشه چنته كوير براي شگفت زده كردن آدم پر است، حتي اگر دهها بارهم به آنجا رفته باشيد بازهم هميشه در واداي اسرارآميزش چيزي براي برانگيختن اعجابتان، رويش حس زيبايي طلبتان و در فرجام، بردن ره توشه اي و خاطره اي به ياد ماندني از آن با خود خواهيد يافت، عين بردن سوغاتي سبز از دقي سرخ.
منابع:
۱- سايت تبيان- ريشه نام جندق- ۲۹/۵/۹۱
۲- عباسي، حميد، تعاريف پايه از دق (دغ) و كوير، سايت كوه ها و بيابان هاي ايران
۳- نگاهي به جغرافياي طبيعي استان كرمان، سايت انجمن علمي و گروه آموزشي جغرافياي استان كرمان
۴- سلوتي، ساسان، بابانيانوري، معصومه، بيابان گردي در ايران، پاييز??، انتشارات ايرانشناسي، چاپ اول

از: محمدرضا شكراللهي
ایرنا /  کدخبر : 80711745(3386665) / تاریخ مخابره : ۱۳۹۲/۰۴/۰۴ / زمان مخابره : ۱۱:۲۷
سرویس خبر : فرهنگی- میراث فرهنگی و گردشگری- استانها- فرهنگی


پسته کاری در720 هكتار از زمین های شهرستان نایین
مدیر جهاد كشاورزی نایین از پسته کاری در 720 هکتار از زمین های این شهرستان خبر داد و گفت: كه 300هكتار آن در زمان حاضر بارور بوده و بقیه نهال است.
به گزارش خبرنگارباشگاه خبرنگاران اصفهان احمد رضا باقریان' امروزدر حاشیه كارگاه آموزشی ترویجی پیوند درختان پسته در نایین، اظهار داشت: از 320 هكتار طرح توسعه باغات پسته این شهرستان در منطقه 'دق سرخ 'كه از چهارسال قبل آغاز شده، حدود یكصد هكتار در سال جاری به مرحله پیوند زدن رسید.
وی افزود: در راستای افزایش بهبود و افزایش عملكرد محصول تولیدی پسته، درختان آن را در سال چهارم كاشت پیوند می زنند كه در صورت موفقیت پیوندها، از سال هفتم به بعد باردهی اقتصادی آن شروع می شود.
وی افزود:بیشتر رقم مورد استفاده در پیوند درختان در منطقه دق سرخ، رقم پسته 'اكبری' است كه در مجموع در شهرستان رقم های 'احمدآقایی'، 'فندقی' و 'خیابانی 'نیز كشت می شود.
در این كارگاه كه با هماهنگی واحدهای باغبانی و اداره آموزش و ترویج این مدیریت و شركت حامیان كشاورزی نایین در منطقه' دق سرخ 'برگزار شد، گروهی از باغداران پسته شهرستان شركت كردند.
شركت كنندگان در این دوره آموزشی یكروزه، علاوه بر كسب اطلاعات از مراحل پیوند زنی درختان پسته، از منطقه 'دق سرخ انارك 'در 80كیلومتری شرق شهرستان نایین نیز دیدن كردند./س
باشگاه خبرنگاران  /  کد خبر:۳۹۹۰۹۴۰  /  تاریخ انتشار: ۲۷ خرداد ۱۳۹۱ - ۱۲:۳۶  /  اصفهان/


برداشت گندم از 500 هکتار از زمین های شهرستان نایین اصفهان
مدیر جهاد كشاورزی نایین از پیش بینی برداشت دو هزار تن گندم از مزارع كویری 'دق سرخ انارك' و 'چوپانان ' این شهرستان خبر داد.
'احمد رضا باقریان 'در گفتگو با خبرنگارباشگاه خبرنگاران اصفهان افزود: برداشت گندم از دهه دوم خرداد ماه از كشتزارهای این مناطق آغاز شده است.
وی گفت: دو دستگاه كمباین نیز در كار برداشت مكانیزه گندم در این شهرستان فعال است.
باقریان اضافه كرد: سطح زیر كشت گندم در این شهرستان 500هكتار و متوسط عملكرد این محصول چهار تن در هكتار است.
وی گفت: از سال 84 تاكنون بذر رقم 'بم' برای افزایش بهره وری از منابع آب و خاك به زارعان این شهرستان معرفی شد كه از مزایای آن نسبت به ارقام محلی و 'روشن'، سازگاری به شوری و خشكی و مقاومت به ریزش و خوابیدگی و همچنین افزایش عملكرد در واحد سطح و كیفیت نانوایی بهتر است.
در سال جاری نرخ تضمینی خرید هر كیلوگرم گندم مازاد بر نیاز كشاورزان، چهار هزار و200 ریال اعلام شده استب/.
باشگاه خبرنگاران  /  کد خبر:۳۹۷۸۸۵۰  /  تاریخ انتشار: ۱۶ خرداد ۱۳۹۱ - ۱۰:۴۵  /  اصفهان/

جمعه, 29 فروردين 1393 11:12

انارک نیوز - در انارک موارد زیر را داریم:
- فرهنگسرای طاهری انارکی 
- موسسه خیریه حضرت امام رضا (ع) 
- شهر سالم 
- مدیریت پسمانداری هسته ای کشور 
- شرکت های مستقر یا دارای دفتر در انارک 
- ایستگاه باران سنجی انارك 
- صندوق قرض الحسنه والفجر انارک 


فرهنگسرای طاهری انارکی
بگذارید من هم در اعتلای فرهنگ شهرتان انارک سهمی داشته باشم.

محبتی کردند اخوان طاهری: حاج باقر و علی و بازماندگان برادران مرحومشان زنده یاد ابوالقاسم و عبدالرحیم، و بانی خیر شد دیگر برادر فرهیخته و دانشمندشان دکتر منصور طاهری انارکی استاد برجسته ی دانشگاه و چهره ی ماندگار سال 1387 در رشته ی شیمی. و خانه پدری را هبه کردند تا انارک علیرغم نداشتن امکانات فراوان، از نعمت فرهنگسرا برخوردار شود. اِن الله لا یُضیع اجرالمحسنین. خداوند پاداش نیکان را ضایع نمی کند.
دو سال پیش جناب دکتر طاهری مدارک اولیه خانه را در اختیار اینجانب قرار دادند تا نسبت به تهیه ی سند مالکیت آن اقدام نمایم. رفت و آمد های مکرر به ادارات مختلف و ثبت اسناد و درج در روزنامه در سه نوبت و بردن مأمور برای بازدید و مساحی انجام گرفت و سند مالکیت آماده شد.
خانه در بافت سنتی شهر و در خیابان مکارم (سنگفرش) واقع شده و معماری زیبای آن متعلق به دوره ی قاجاریه است. با آنکه افراد زیادی مایل به خرید خانه بودند با این وصف استاد طاهری مطلقا تمایلی به فروش نداشته و با دادن وکالت تام الاختیار اینجانب را مخیر کردند تا آن را به یکی از سازمانها ی دولتی صرفا جهت استفاده ی فرهنگی واگذار کنم. نخستین مراجعه ی من به سازمان میراث فرهنگی استان اصفهان بود که کمبود هزینه برای تعمیرات و نگهداری آن را عنوان کرده و معذور شدند. به ذهنم رسید که آن را جهت ایجاد فرهنگسرا در اختیار شهرداری انارک قرار دهم. با روی کارآمدن شورای جدید که فرهنگی و فرهنگدوست هستند این مهم صورت پذیرفت و هیأت امنایی تعیین گردید و صلحنامه ای تدوین شد. روزچهارشنبه برای انتقال سند به دفتر خانه ی اسناد رسمی در نایین به سر دفتری آقای انواری مراجعه کردم. پس از اتمام کار که با سرعت انجام گرفت و خود جای تشکر دارد و بها دادن به این امر خیر از طرف سر دفتر، میزان هزینه ی این نقل و انتقال را از او خواستار شدم . آنچه از زبان او شنیدم . پاداشی بود برای دوسال دوندگی هایم در این راه که بوی حق شناسی و فرهنگ دوستی می داد و بیانگر بهایی بود که انسانها برای امور خیر قایلند. و مرا که سخت مجذوب دیدگاه انسانی او شده بودم برآن داشت تا این چند بیت را تقدیمش کنم. او گفت:  "ابراهیمی جان بگذارید من هم در راه اعتلای فرهنگ شهرتان انارک سهمی داشته باشم." و من گفتم: چیست کار کمال انواری /  یا شعار کمال انواری/
خدمت بنده ی خدا کردن  /   شده کار کمال انواری/
باشد از آفتاب روشنتر  /  کار و بار کمال انواری/
شهدآگین و شاد و خرم باد  /  روزگار کمال انواری/
نشود هیچگه فراموشم  /  یادگار کمال انواری/ 
نوشته شده توسط محمدعلی ابراهیمی انارکی (کویر) http://kavireanarak.blogfa.com دوشنبه چهاردهم بهمن 1392 و ساعت 9:45


موسسه خیریه حضرت امام رضا (ع) انارک
نظر به ماده 8 آیین نامه ثبت موسسات غیر تجاری، به اطلاع می‌رساند موسسه خیریه امام رضا (ع) شهر انارک که در تاریخ 92.03.22 تحت شماره 60 در اداره ثبت نایین به ثبت رسیده تا تحت نظارت فرمانداری نایین فعالیت نماید.
اهداف موسسه شامل : کمک و یاری به ایتام، فقراء، و مستمندان واقعی - تامین بخشی از ارزاق و البسه نیازمندان واقعی - تامین بخشی از جهیزیه بی‌بضاعتان - کمک به ایجاد کتابخانه و امور علمی و آموزشی و فرهنگی - کمک به بیماران بیبظاعت و مستمند و . . .
آدرس این موسسه نایین انارک خ امام خمینی جنب کتابخانه عمومی و اسامی موسسین به شرح زیر می‌باشد: 
حسن طریقتی عبدالکافی، ابراهیم زاهد انارکی، محمد علی نعمتی انارکی، ابراهیم مسعود، محمد رجایی انارکی، غلام عباس طریقتی انارکی، عبدالله کریمدادی، سید عباس خدایی، محمد حسین زمانی بهابادی.

همشهریان گرامی جهت واریز کمکهای نقدی خود می‌توانند از طریق شماره حساب جاری سیبا بانک ملی انارک به نام موسسه خیریه امام رضا (ع) به شماره 0109389556000 اقدام نمایند.


مسئول بهداشت محیط مرکز بهداشت استان اصفهان در گفتگو با ایمنا: شهرک انارک به عنوان شهر سالم معرفی می شود. مشارک مردمی مهمترین فاکتور شهر سالم است
خبرگزاری ایمنا: مشارکت مردمی، سلامت مدارس و اماکن، کیفیت خوب راه ها و خیابان ها، ایدآل بودن سیستم فاضلاب و آب شهری، رعایت بهداشت در مراکز توزیع مواد غذایی از جمله فاکتورهای لازم برای شهر سالم هستند.مسئول بهداشت محیط مرکز بهداشت استان اصفهان در گفتگو با ایمنا افزود: شهری که ۶۰ درصد از امکانات سلامت را در خود داشته باشد شهر سالم می نامند.
صفاری تصریح کرد: سلامت مدارس و اماکن، کیفیت خوب راه ها و خیابان ها، ایدآل بودن سیستم فاضلاب و آب شهری، رعایت بهداشت در مراکز توزیع مواد غذایی از جمله فاکتورهای لازم برای شهر سالم هستند. 
وی مشارکت مردمی را یکی دیگر از فاکتورهای شهر سالم معرفی کرد و اظهارداشت: برای اینکه شهری به عنوان شهر سالم معرفی شود مهم است که مردم آن از این رویداد استقبال و در محقق شدن آن تلاش کنند. 
مسئول بهداشت محیط مرکز بهداشت استان اصفهان با بیان اینکه به زودی شهرک انارک در اصفهان به عنوان شهر سالم معرفی می شود، گفت: شهرداری ها و شورای شهر یکی دیگر از فاکتورهای شهر سالم به شمار می روند و از آنجایی که شهرداری انارک پیشنهاد نامگذاری شهر انارک به شهر سالم را مطرح کرد، در جلسه ای موضوع بررسی شد و موافقت با این کار صورت گرفت. 
صفاری عنوان کرد: در این جلسه که با حضور شهردار انارک، اعضای شورای شهر و بخشدار این شهرک برگزار شد مقرر گردید یک سری از شرایط در این شهرک ایجاد شود تا فاکتورهای سلامت به ۱۰۰ درصد ارتقاء پیدا کند و پس از آن یک برند به همراه اعتبار مالی و وجاهت قانونی از سوی سازمان بهداشت جهانی برای این شهرک در نظر گرفته شود.
وی با اشاره به اهمیت مشارکت مردم در شهر سالم خاطرنشان کرد: شهر سالم از چندین کمیته شامل فرهنگی، ورزشی، نونهالان، جوانان و بهداشت و سلامت تشکیل می شود که هر یک بصورت هیئت امنایی و از سوی مردم اداره می شوند.
http://www.imna.ir/vdcfx1dy0w6dyta.igiw.html داخلی خبر علم و فناوری/ کد مطلب : 119502/ یکشنبه ۱۴ مهر ۱۳۹۲ - ۱۱:۰۱


برگزاری جلسه توجیهی اجرای برنامه شهر سالم در شهرداری انارک 
در تاریخ 4/7/92 جلسه توجیهی اجرای برنامه شهر سالم در محل شهرداری انارک با حضور مدیر گروه و کارشناس بهداشت محیط استان اصفهان و کارشناس مسئول بهداشت محیط شهرستان، شهردار و بخشدار انارک و اعضای شورای اسلامی شهر و بنیاد کویر سبز انارک و تنی چند از مسئولین ادارات تشکیل گردید.
در این جلسه در ارتباط با اهداف شهر سالم و زیر ساختهای آن و برنامه ابتکارات جامعه محور و تشریح جزئیات برنامه توسط مدیر گروه محترم بهداشت محیط و کارشناس محترم بهداشت محیط استان مطالبی بیان گردید.


سوخت راکتور نیروگاه بوشهر آماده ساخت است
معاون چرخه سوخت سازمان انرژی اتمی سوخت گفت : پس از موفقیت متخصصان منطقه هسته ای اصفهان در طراحی و ساخت سوخت راکتور تحقیقاتی تهران و راکتور IR40 اراک، طراحی و ساخت سوخت راکتور بوشهر نیز به زودی آغاز می شود.

به گزارش خبرنگار باشگاه خبرنگاران اصفهان، محمد قنادی مراغه دیروز در آیین روز ملی فناوری هسته ای در منطقه هسته ای اصفهان افزود: وی با تاکید بر اینکه در این کار از هیچ کشور خارجی کمکی گرفته نشده است، تصریح کرد: سانتریفیوژها در حال فعالیت و غنی سازی 20 درصد بمنظور تولید سوخت است.
وی ساخت سوخت راکتور تحقیقاتی تهران را یکی از بزرگترین افتخارات شرکت سوخت راکتورهای هسته ای (سوره) در منطقه هسته ای اصفهان خواند و تاکید کرد UCF اصفهان نقطه عطفی برای به اوج رساندن عزت ایران و اجرای طرح های بزرگ هسته ای کشور است.
معاون سازمان انرژی اتمی با اشاره به اینکه ما دارای چرخه سوخت کامل هسته ای در کشور هستیم گفت: انتهای این چرخه مدیریت پسمانداری آن است که در این امر نیز به موفقیت رسیده ایم.
وی افزود: سایت انارک بمنظور مدیریت پسمانداری هسته ای کشور در حال فعالیت است.
قنادی با اشاره به اینکه چرخه سوخت هسته ای شامل سلسله فرایندهای هسته ای پیچیده با فناوری بالاست، اظهار کرد: اکتشاف معادن اورانیوم اولین قدم در این چرخه است که ایران در این زمینه فعالیتهای بسیار خوبی انجام داده است.
وی با بیان اینکه بخش اعظمی از کشور تحت اکتشاف اورانیوم قرار گرفته ادامه داد: مقادیری اورانیوم در ساغند و بندرعباس شناخته شده و بقیه مناطق در حال شناسایی است.
وی مرحله بعدی چرخه سوخت را تجهیز و استخراج اورانیوم عنوان و تصریح کرد: در سالهای 79 و 80 قراردادی با چین برای استخراج اورانیوم از معادن داشتیم که قرار بود دو چاه با عمق 375 متر حفر شود.
قنادی با بیان اینکه قرار است 120 هزار تن سنگ معدن در ساغند استخراج شود، افزود: این سنگها برای فرآوری و تولید کیک زرد به کارخانه ای در اردکان با ظرفیت تولید 60 تن کیک زرد حمل می شود.
وی تصریح کرد: دو کشور چین و روسیه برای احداث کارخانه اردکان فقط نقشه های آن را تحویل دادند و توانستیم این کارخانه را با تخصص داخلی و امکانات بومی تجهیز و راه اندازی کنیم.
وی با اشاره به اینکه کیک زرد اولین محموله در چرخه سوخت هسته ای برای تولید UF6 است گفت: ما برای تولید UF6 در سال 1371 با چین قرار بستیم اما تا 1376 آنها فقط به ما نقشه های ناقص تحویل دادند.
معاون سازمان انرژی اتمی کشور افزود: رییس وقت سازمان در سالهای 76 و 77 تلاش کرد تا با چین کنار بیاید و این طرح آغاز شود اما چین این کار را انجام نداد و کشورهایی مانند انگلیس، آرژانتین و روسیه نیز حاضر به همکاری برای ساخت کارخانه نشدند.
وی با اشاره به اینکه در سال 1378 تقاضا کردیم تا نقشه ها توسط متخصصان داخلی کشور بررسی شود، تصریح کرد: با وجود مخالفتهای بسیار داخلی و خارجی حدود 400 نفر از دانش آموختگان دانشگاهها و پژوهشگران سازمان انرژی اتمی درگیر این کار شدند.
وی ادامه داد: عملیات اجرایی ساخت این کارخانه در اصفهان از سال 1379 آغاز شد و در اسفند 82 مورد بهره بهرداری قرار گرفت در حالیکه شرکت چینی می خواست این طرح را در مدت 11 سال انجام دهد.
وی با تاکید بر اینکه ایران هفتمین کشور دنیا در تولید UF6 است، گفت: شرکت چینی گفته بود که تولید UF6 در این کارخانه شش ماه طول می کشد اما ما پس از 74 روز به آن دست یافتیم.
قنادی با اشاره به اینکه شرکت چینی برای اجرای این طرح 45 میلیون دلار از ما پول گرفته بود ادامه داد: ما علاوه بر پس گرفتن این مبلغ حدود 17 میلیون و 500 هزار دلار نیز بعنوان خسارت از این شرکت دریافت کردیم.
معاون سازمان انرژی اتمی تاکید کرد: تمام این موارد گویای توانایی بالای متخصصان داخلی کشورمان در بحث فناوری هسته ای و عزم جدی آنها برای خودکفایی است.
گفتنی است آیین روز ملی فناوری هسته ای دیروز در منطقه هسته ای اصفهان برگزار شد. /س
کد خبر:۴۳۳۶۷۴۳ از باشگاه خبرنگاران به آدرس khabarfarsi.com/ext/4945677/ تاریخ انتشار: ۲۲ فروردین ۱۳۹۲ - ۱۳:۰۸/ اصفهان/


شركت سیمان عمران انارك (سهامی خاص) (كارخانه سیمان دلیجان) (ثبت 198843 تهران): تولید انواع سیمان خاکستری و رکلینکر در تیپ های مختلف و سیمان پوزولانی/ کارخانه: دلیجان، جنب روستای راوه/ دفتر مرکزی: تهران/ به همت جمعی از اناركی ها و فعالان بخش های اقتصادی ساختمان و معدن در سال 1382 تاسیس شد. هدف موسسان، احداث كارخانه سیمان در بخش انارك بود اما به علت وجود كارخانه سیمان نایین منتفی شد. پس از آن شهرستان دلیجان به عنوان محل احداث كارخانه سیمان 3300 تنی عمران انارك انتخاب گردید.
شرکت های مستقر یا دارای دفتر در انارک عبارتند از:
شرکت آجر آژند انارک (سهامی خاص) (تاسیس 1389): تولید آجر و مصالح ساختمانی/ کارخانه: کیلومتر 5 جاده انارک نائین/ دفتر مرکزی: کیلومتر 5 جاده انارک نائین
شرکت توسعه سیمان ویژه انارک (سهامی خاص) [زیر مجموعه گروه باریت ابران] (در 1383/10/22 و تحت شماره ۲۳۸۵۷۰ در اداره ثبت شرکتها در تهران به ثبت رسیده است): احداث کارخانه تولید سیمان ویژه و صنایع جنبی وابسته به آن، تهیه و تامین کلیه مواد و دستگاه ها، ماشین آلات و تجهیزات موردنیاز این صنایع از داخل و خارج کشور، اکتشاف، استخراج و بهره برداری از کلیه معادن موردنیاز این صنعت به ظرفیت 1500 تن در روز، محصولات این شرکت سیمان پرتلند نوع 2، سیمان پرتلند نوع 5، سیمان پرتلند نوع کلاس G نوع HSR مخصوص حفاری چاه های نفت/ دفتر مرکزی: تهران/ این شرکت به نقل از صورتجلسه هیات مدیره شرکت فرآوری پارسیان سپهر مورخ 22/2/89، از سهامداران سپهر می باشد.
شرکت توسعه عمران انارک (سهامی خاص) (شماره ثبت 229 نایین)/ دفتر مرکزی: تهران
شرکت تولید پودر انارک (سهامی خاص) [زیر مجموعه گروه باریت ابران] (در ۸۲/۳/۶ و تحت شماره ۲۷۳ در اداره ثبت شرکتها در شهرستان نائین به ثبت رسیده است.): تولید پودرهای صنعتی/ کارخانه: ناحیه صنعتی انارک کیلومتر 3 جاده انارک نائین/ دفتر مرکزی: تهران- شرکت فراز معادن انارک (سهامی خاص) (شماره ثبت 163 نایین)/ دفتر مرکزی: انارک
شرکت فرآوری پارسیان سپهر (سهامی خاص) [زیر مجموعه گروه باریت ابران] (با شماره 2257 در مورخ 1378/12/16 در اداره ثبت شركت های قم و سپس تحت شماره 355 در اداره ثبت شرکتها در شهرستان نائین به ثبت رسیده است.): تهیه و تولید پاکت های کاغذی و لمینیت جهت مصارف گوناگون از جمله پاکت های بنتونیتی، باریتی، کربناتی، فروباری و سیمانی و .../ کارخانه: ناحیه صنعتی انارک کیلومتر 3 جاده انارک نائین/ دفتر مرکزی: تهران


ایستگاه بارانسنجی انارك در سال ۱۳۵۰ عملیاتی شده، همچنین ایستگاه بارانسنجی انارك تأسیس گردید.


صندوق قرض الحسنه (و خیریه) والفجر انارک

جمعه, 29 فروردين 1393 11:00

گزارش محمدرضا فاضلی – زمستان 1391 /  اطلاعات هفتگی شماره 3549 چهارشنبه 25 بهمن 1391 (صفحات 10 و 11)


«انارک» ولایتی است در دامنه کوه های بیابان مرکزی ایران موسوم به کوه های «سرخ» که در دشت کویر واقع شده است. برای دست یابی به این ولایت باید از اصفهان به سمت نایین بروید و پس از نایین به سمت شمال شرقی کشور در جاده نایین _خور بیابانک که جاده ای است باریک و دو طرفه طی طریق کنید. 
پس از طی 75 کیلومتر، این جاده شما را به ولایتی آرمیده در سینه کوه به نام «انارک» خواهد رساند. در طول مسیر شما از بیابانی بی آب و علف که سطح آن را سنگریزه های سیاه رنگ پوشانده، عبور خواهید کرد که با توجه به شیب زمین وافق دید انسان در نیمروز امکان مشاهده «سراب» را در دریایی خیالی پوشیده از آب خواهید داشت که هرگز دست مبارکتان به آب آن، تر نخواهد شد. شاید نام قدیمی ترین محله انارک و چشمه ای به همین نام به نام «چشمه سراب» که هسته اولیه گردهمایی جمعیت در انارک بوده، به همین خاطر باشد.
انارک که در گویش محلی «نارسینه» نام دارد تاریخی پر فراز و نشیب را در طول تاریخ طی کرده و عمارتی برج مانند بر فراز تپه ای که انارک بر سینه آن آرمیده «برج سفید» نام دارد. من در ادامه تحقیقاتم پیرامون دریای باستانی ایران آثار آب را در اطراف انارک شناسایی کردم و شکی بر آن نیست که با توجه به آثار دریایی به جای مانده در پیرامون، این وادی را روزگاری آب فرا گرفته بوده و فعالیتهای کوه زایی در ادوار گذشته زمین، آثار فلزات بسیاری در انواع مختلفه به جای گذاشته است به گونه ای که من این شهر را گهواره تمدن بشر در کشف فلز و صنعت ذوب در کویر مرکزی ایران می خوانم.
گواه بر این ادعا وجود یکی از قدیمی ترین و باستانی ترین معدن سرب و نقره به نام «نخلک» در این سرزمین است که آزمایش رادیو کربن 14 روی آثار آتشکده این معدن تاریخی فراتر از 2500 سال قدمت را نشان می دهد. اگر چه با نظر به بناهای به جای مانده و آثار ساخت و سازهای قدیمی در خود انارک چیزی از ماقبل تاریخ به چشم نمی خورد ولی در اطراف انارک آثاری وجود دارد که خلاف این باور را ثابت و طبق اسناد و نوشته های انارک و باور مردم، زمانی که اولین گروه مهاجر به این سرزمین پای نهادند آثاری از تمدن های کهنه در این ولایت وجود داشته است. وجود آتشکده های پراکنده و مخروبه و برج های سنگی بسیار و معدن مس و نقره و آهن و سرب و روی، و شناسایی 28 معدن که یکی دیگر از آن ها معدن قدیمی «تالمسی» می باشد به همراه ده ها کوره مخروبه ذوب فلز و انبوه سرباره های کوره، نشان می دهد که تمدن های ساکن در مرکز ایران روزگاری در این وادی زندگی می کردند و نشان می دهد که تمدن عظیم و پر قدرت دولت هخامنشی روزگاری از ذخایر عظیم معدنی این منطقه در فتح و فتوحات و کشورگشایی و برقراری امپراتوری بزرگ مشرق زمین نقش داشته است.
اما قدیمی ترین سند وجود این ولایت سفرنامه «اسون هدین» سوئدی و ذکر نام انارک در حدود و حوالی این منطقه در دهی قدیمی به نام «علم» است. اما هدین، انارک را ندید و از آن چیزی نمی نویسد ولی به نظرم قدیمی تر از آن سفرنامه ناصر خسروی قبادیانی در سال 444 هـ .ق. بوده که در راه برگشت از سرزمین های اسلامی از اصفهان به نایین و از آنجا به انارک و سپس به دهی به نام جرمق می رود، که با توجه به راه های کویر و آب انبارهای موجود و استراحتگاه ها باید در انارک به سمت «جرمق» تغییر مسیر داده باشد و هسته اصلی جمعیت در آن زمان در ده «عشین» متمرکز بوده که از انارک قدیمی تر است.
آثار شلاق و ستم بر گرده مردم این ولایت از ظلم و تجاوز دولتهای بی کفایت قاجاری بسیار و این ولایت از تجاوز و تعدی دزدان و راهزنان بیابان مرکزی در امان نمانده و آثار تعدی و ستم «نایب حسین خان کاشی» و دار و درسته «علی ورامینی» دامنگیر مردم در قرون گذشته بوده و بر همین اساس فرمانی از امیر کبیر خطاب به والی انارک موجود است که حفاظ و حصاری مطمئن بر گرد شهر ساخته شود و جان و مال و ناموس مردم از تخطی و تعدی در امان بماند که آثار مکتوب آن در کتاب «انارک» تالیف نویسنده مشهور این ولایت استاد محمدعلی ابراهیمی انارکی موجود است.
ریشه اصلی مهاجرین این ولایت را از ولایات شرقی ایران می دانند و بنیان گذار انارک فعلی را منسوب به «محمد پهلوان» که جوانی از همین ایلات مهاجر بوده می دانند. انارک را زبان و گویشی خاص بوده که تنها این گویش در ایالات باستانی مرکزی چون گرمه و خور و نایین به چشم می خورد و ریشه ای اوستایی و زرتشتی دارد که خود سند دیگری در قدمت این منطقه است. انارک را در قدیم هفت محله بوده که اقوام مختلفی در این محله ها در صلح و صفا زندگی می کردند. آن ها پذیرای فرهنگ های مختلف از قبایل دیگر بودند. نام هفت محله این ولایت محله بیابانک، بیک علی، قافله گاه، جویباره، عرب ها، پشت حصار و محله سراب به عنوان قدیمی ترین محله که روزگاری در انارک ساکنینی در برداشته است.
تراکم و تردد شتر در این منطقه از روزگاران قدیم رواج داشته و انارک به سان ترمینالی در کویر باعث جدایی راه های شمالی و شرقی بوده و آثار آب انبارهای مخروبه و کاروانسرای مشجری، باقی مانده این راه ها هستند. بناهای قدیمی از لاشه های سنگ و گاهاً با خشت و گل ساخته شده و رشد و گسترش ریشه گیاهان با توجه به ساختار کوه و سنگ در لایه زیرین خاک امکان پذیر نیست و پوشش گیاهی به مزارع دور و اطراف چون مزرعه زیبای «اسماعیلان» انتقال پیدا کرده است.
انارک همواره با مشکل کم آبی دست و پنجه نرم می کند. در کل، منطقه کویر مرکزی مردمی به فهیمی و با فرهنگی انارک ندیدم. توجه این مردم به کسب علم و مهاجرت به شهرهای بزرگ و کسب تجربه، زندگی نسلی را در انارک حاکم کرده که بسیار آگاه به مسایل اطراف خویش هستند و رشد و آبادی را در فرهنگ در برداشته است. اگر خواستید شب ها ستاره ای از آسمان کویر چیده و آن را در طبق اخلاص از عظمت خواند به چشمانتان هدیه کنید، حتما شبی را در کویر انارک سپری کنید. انارک اکنون بخشی از توابع نایین اصفهان است.

جمعه, 29 فروردين 1393 10:53

شاهرود
محدوده‌ شهر در محله بيدآباد فعلي، كهن‌ترين بخش بافت قديم شهر است.شاهرود به عنوان يك دژ محكم درمقابل مهاجمان به ويژه در دوره شبيخون افغانها و ستيزهاي داخلي دوره نادرشاه ( 1160-1148 ه.ق) و پس از آن تا ساليان دراز مأمن ساكنان وقافله ها بود.امّا اوضاع عمومي اين دوران مانع رشد شهرسازي و شهر نشيني شاهرود بود. محققان و تاريخ نگاران، مهم‌ترين علل و انگيزه هاي رشد و نضج شهرهاي قومس را در دوره قاجار نزديكي اين منطقه به جايگاه و پايگاه سنتي ايل قاجار در حوزه گرگان و نزديكي به پايتخت كشور يعني تهران دانسته‌اند. علاوه برآن، بازرگاني و تجارت فزاينده با روسيه از راه خراسان و مشهد و موقعيت نظامي آن موجب رونق بيش از پيش آن گرديد.
شاهرود به خاطر موقعيت نظامي خود، در زمان فتحعلي شاه قاجار رونق اساسي يافت، چند كاروانسراي بزرگ در آن ساخته شد و چندين كمپاني روسي در اين شهر تأسيس شدند. سپس بازرگانان اناركي و يزدي به اين شهر آمدند و ساكن آن شدند و شاهرود، مركز صادرات ايران به روسيه شد. اقليت‌ هاي مذهبي از جمله ارامنه رسي همزمان در شهر اقامت گزيدند و به سرعت، قلعه ‌اي بر قلعه قبلي شهر اضافه شد و بازاري جديد نيز به بازار قديمي شهر به نام بازار قلعه نو افزوده شد.
بازار شاهرود اين بازار در مركز شهر شاهرود قرار دارد و قدمت احداث آن به دوره قاجار مي رسد. مجموعه بازار شاهرود از زمان ساخت تا كنون همواره توسعه يافته و بخش هاي جديدي به آن الحاق شده است.در بدنه بازار بناهايي چون كاروانسرا، بارانداز، مسجد و گرمابه تعبيه شده است. بازار شاهرود از دو راسته اصلي به نام' راسته بازار' و 'بازار اناركي ها' تشكيل شده و داراي پنج ورودي اصلي است. اولی روبروی خیابان شبدری، ورودی دوم از ابتدای خیابان شهید صدوقی نبش میدان جمهوری اسلامی به نام راسته بازار انارکی ها و سوم از خیابان فردوسی روبروی پاساژ محمدی به نام راسته بازار قلعه نو.
نوع معماری بازار کویری بوده که بصورت سرپوشیده و گنبدی شکل است که باعث شده دمای بیرون و داخل بازار محسوس باشد. اين مجموعه با مساحتي بالغ بر 18 هزار متر مربع داراي بيش از 250 باب مغازه است. شالوده اصلي بازار خشت خام است و پوشش گنبد ها از خشت و آجر است كه با چهار فرم مختلف اجرا شده است. لازم به ذكر است بخش هايي از گنبدها و گرمابه وجداره بازار اصلي در سال هاي گذشته مرمت شده است. اين بنا به شماره 2285 در فهرست آثار ملي ايران بهبت رسيده است.
البته در گذشته شاهرود داراي بازار تاريخي در بافت قديم شهر (محله بيدآباد) بوده است كه باتوسعه شهر، بازار قديم از بين رفته است.

جمعه, 29 فروردين 1393 10:51
  • 1- گازگشی
  • 2- تکمیل لوله کشی آب
  • 3- حل مشکلات کارآفرینان
  • 4- بهره برداری از معادن
  • 5- ایجاد فرهنگسرا در محیط رباط و محیطی مناسب برای فعالیت جوانان و خانم ها
  • 6- ایجاد جو مناسب برای گوش دادن به حرف حساب
  • 7- آسفالت راه عبور به مزارع در جاده گردنه زنجیرگاه
جمعه, 29 فروردين 1393 10:39

آنچه در پيش رو داريد اثري است از اينجانب كه بدنبال مطالعاتي در مورد انارك ( از توابع نائين) بويژه مطالعه كتاب انارك نوشته آقاي محمد علي ابراهيمي اناركي نگاشته شده است. با خواندن اين مقوله شما مي توانيد به اطلاعات جامعي در مورد اين شهر ومردم دوست داشتني آن پيدا كنيد.بزودي اين مجموعه بصورت مجلد به بازار خواهد آمد
پيش گفتار
قرن ها پيش، بزرگ مـردان و شير زناني با سـكونت در گوشـه اي از كويـــر مـركـزي ايـــران حماسـه اي بــزرگ را بنـا نهـادنـد كه تا به امروز جاري است. آنان با دستان پــر توان خويش ، خشونت كوير راتدبير كردند.از دل زمينهاي تفتيده، چشمه هايي جوشان جاري شد، آب انبارها به كمك قناتها تشنـگان در مسير راسيراب نمودند، بوته هاي سبز در مـزارع وسپـس درخـتان تنومند در باغات سر بر افراشتند، سپس مهاجران در كنار بوميان رحل سكونت افكندند ، براي خود سرپناهي ساختند كه خشت وگل آن بدست خودشان تهيه شده بود. در سركـوب يورش ياغيان در ادوار مختلف با يكديگر ، همدل و همرزم شدند ، خسته از رزم ولـي با سينه اي ستبر از عزت وافتخار ، دل كوهها را براي رسيدن به كاني هاي با ارزش شكافتند.
اگرچه به تكه ناني ساختند ولي ذوقشان از سر سوزنها فراتـر مي رفت.بدين سان آن حماسه ماندگاري خود را حفظ كرد، حماسه اي بنام انارك كه جوانان امـروزي به آن افتخار مي كنند،حتي آناني كه به هر دليل از ديار خود دور مانده اند.
آنچه مي خوانيد نگرشي اجمالي بر اين ديار است
تاريخچه
انارك ، سرز ميني است محصور در ميان چند كوه ، در دل كوير.
در ابتدا ضميمه سمنان بوده است ،از سال 1290 و بمدت 35 سال تيول(1) شخصي بنام حاج مجدالدوله مهدي قلي خان مي شود، در ادامه تحت فرمان يزد قرار گرفته واكنون تحت تابعيت استان اصفهان قرار دارد.
بناي اولين خشت آنرا به« محمد پهلوان »نسبت مي دهند، پهلوان دليري كه درزمان شاه عباس صفوي مي زيسته ، وبدليل نا امني حاصل از حمله بلوچ ها به اين مكان روي آورده ودر اين سرزمين سكني گزيده است.نسب او به «ملا ذكريا»ي بيرجندي مي رسد
نام انارك
در باب وجه تسميه انارك سخنها رفته است.
گروهي نام آنرا همچون نام بسياري از نقاط ديگر ايران زمين ، حاصل علاقه وافر ايرانيان به انتساب محل زندگي خود به ميوه ها مي دانند و بر همين اصل معتقدند انارك به «انار»منتسب است ، ميوه اي بهشتي كه نزد ايرانيان احترام خاصي دارد، و«ك»آنرا بمعناي تصغير مي دانند كه اضافه شدن آن به انتهاي كلمه در ساير مناطق نيز ديده مي شود.«نارسون» يا «نرستون»(2) ونام محلي آن«نار سينه» برهمين اساس واز نارستان يا انارستان مشتق مي شود.
به عقيده ديگران ، نام اين ديار ازمجموع «نا+ رس+ ينه»بمعني نم ونا+ خاك رس +پسوند نسبت ، گرفته شده است اگر چه گهگاه از «نار» به معناي آتش نيز سخن بميان آمده است.
گويش
گويش محلي اناركي ها با گويشهاي ميمه اي ، اردستاني و گزي مشابهت دارد .شباهت زياد اين گويش با زبان زرتشتي وبويژه با گويش ناييني با اندك تفاوتي در آواها ، نكته ايست كه بعضاَ ريشه در حوادث وبه تبع آن ارتباطات تاريخي اين مناطق با يكديگر دارد.
معماري انارك
سبك معماري بافت قديم بدليل كويري بودن منطقه از فرم خاصي پيروي مي كرده است.چشمه ي آب، كوچه هاي باريك، تكيه و مساجد،ديوارها وبناهاي خشتي با صفه وسقف هاي گنبدي ، مسطح، قوسي، يا طاق و چشمه دار بهمراه پشت بامهاي كاهگلي وگهگاه بادگيرهااز جذ به هاي بافت قديم است كه در بافت جديد كه بنام «شهرك» شناخته مي شود اثري از آنها به چشم نمي خورد.ا گر چه گهگاه خانه هايي بدون صفه وبادگير نيز در بافت قديم ديده مي شود.
بافت امروزي شهر ازدو قسمت قديم وجديد تشكيل شده است.
اولين معبر از «دروازه آقا» شروع شده وبا عبور از «راسته بازار» به« غريب خانه »ي امروزي مي رسد كه اكنون وپس از تخريب ، به ميدانگاهي تبديل شده است.
خيابان مكارم كه چند سالي محل زندگي آيت ا... مكارم شيرازي در هنگام تبعيد ايشان به اين شهر بوده است دومين گذرگاه است.
سومي بنام خيابان فرهنگ است و چهارمي كه از غريب خانه به محله ي بيابانك مي رود و سر از شهرك در مي آورد بنام خيابان فردوس نامگذاري شده است.
محله هاي هفتگانه انارك عبارتند از:
1- محله ي بيابانك
نام محليش« ويياونك»بوده و بدليل كوچ اهالي آن از بيابانك ، بدين نام خوانده مي شود . اين محله بر دامنه كوه واقع شده است.وبواسطه كوچه حمام از محله ي سر آب جدا مي شود.
2- محله ي سرآب
با نام محلي «سراو» يا «كمر ناردو» ، كه بدليل وجود چشمه ي آب شيرين با نام «چشمه ملو» در اين محله نامگذاري شده است. مكتب ملا ابوالحسن در اين محله قرار داشته است. اين محله در شمال محله ي بيابانك است.
3- محله ي بيك علي
سكونت يكي ازمعتمدين شهر به نام حاج محمدعلي بيك علي دراين محله، منشاءاين نامگذاري است. ثروتمندان وشتر داران دراين محله ساكن بوده اند.اين محله درشرق انارك است.
4- محله ي قافله گاه
«قافلگ» نام ديگر آن است. در گذشته بار انداز شتران درآن قرارداشته است. «آتشكده«بالا خانه ليلي و مجنون  و «ميدانگاه» در اين محله قرار دارند.
5 - محله ي جويباره
در ادامه ي محله قافله گاه بوده كه امروز مورد تخريب قرار گرفته است. (3) اين محله در انتهاي خود به حصار شاهي، دروازه و برج نگهباني ختم مي شود.
6 - محله ي عرب ها
نام محله از طوايف عرب مهاجر از زواره وشهراب گرفته شده است. ازاين محله امروز، چيزي جز خاطره ، آنهم در اذهان پيران انارك وجود ندارد. حمام عربها و برج محله ي عربها نيز نتوانستند بيش از سال 1340 دوام بياورند.
7 - محله ي پشت حصار
در اين محله كه محله اي پر جمعيت بوده است «ميدان آغله» قرار دارد كه محل بارانداز شتران وتجمع ساربانان درقديم بوده است. اين محله در شمال انارك واقع شده است.
«در وازه محمد حسن حاج غلام علي» درانتهاي اين محله است.
جمعيت
ساكنان امروزي انارك را بوميان ومهاجران تشكيل مي دهند.
ولي آنچه مشخص است اولين ساكنان اين ديار طوايفي از محمديه و كوه پايه هاي نايين بوده اند كه بدنبال مراتع خوب وچشمه سارهاي اطراف آن در اين مكان سكني گزيده اند و بدنبال آن سايرين از شهر هاي مجاور مثل زواره ، بيرجند، اردكان، بيابانك، شهر بابك و امثالهم به اين سو گسيل شدند. دور بودن انارك ازدسترسي حكومتهاي مركزي به آن و به تبع آن امنيتي نسبي، شايد از دلايلي ست كه گروهي ديگر را به سوي خود كشيده است، مسيله اي كه امروز نيز ادامه دارد اگرچه از آمار جمعيت بومي آن كاسته شود.
آخرين آمار جمعيت بر اساس اسناد موجود در بخشداري انارك مر بوط به سال 1380 وبالغ بر 1560 نفر مي باشد.
مزارع و روستاها
اولين خانه سازي ها در اطراف چشمه ي آب شيرين صورت پذيرفته ولي كم كم و به جهت استفاده از آب بيشتر، پراكندگي جمعيت به اطراف واكناف روي داد ه است، همراه با خانه سازي كشت و كار و كرت بندي زمينها نيز انجام شده و كشاورزي و باغداري رواج يافته است ، امري كه امروزه نه تنها بدليل كم آبي بلكه سياستگذاريهاي نادرست كم كم به فراموشي سپرده مي شود، بدين سبب گسترش روستاها ومزارع رخ داد تابه امروز كه 48 مزرعه وروستا را در منطقه انارك مي توان برشمرد كه بعضي از آنها خشك وبي آب وعلف بوده، و بعضي ديگر هنوز با وجود آب و آباداني، رگه هايي از حيات را در خود مي بينند.
با اينحال نبايد فراموش كرد كه قدمت بعضي از آنها بيش ازيك قرن وگاه بيش از خود انارك نيز ذكر مي شود.
اسمعيلان، چاه شور، چاه درختك، مغن، زرگر آباد، محمد آباد، معلا، چاه گربه، اشين، مزرعه حاج باقر، پيوك، جيربو، بيدچاه، سبرز، سهل محمد دهي، مزرعه حاج مهدي، مزرعه ي عبدالكافي، علم حاج باقري، علم صدر اباد، مرغاب ، زوار، قبله ، مزرعه ي دراز ، سهل طالب ، روسور وبالاخره چوپانان(4) نامهايي نيست كه از كنار آنها بسادگي بتوان گذشت . چراكه هر كدام از اينها تاريخي پر حادثه داشته اند.
اينكه از چه موقع وبه چه دليل خشت اول آنها بنا نهاده شده است ، اينكه مردماني پرشور را در خود جاي داده اند ، اينكه در روزگاراني نه چندان دور آباد بوده اند و سپس در روزگاراني مورد غارت وچپاول قرار گرفته اند و بالاخره اينكه بعضاَ از تب وتاب افتادند تا به اشكال امروزي در بيايند همه وهمه اتفاقاتي ا ست كه گاه از لابلاي برگهاي تاريخ وگاه از زبان پيران هر ديار مي توان به آنها دسترسي پيداكرد
ويژگيهاي طبيعي
از جنوب به اردكان ، از شمال به دشت كوير سمنان ، از شرق به چوپانان واز غرب به اردستان محدود است.
مساحت آن724/79 هكتار وفاصله آن از نايين 75 كيلو متر است. ارتفاع 1220 متراز سطح دريا وفاصله زميني 225 كيلومتر از اصفهان و فاصله هوايي 342 كيلومتر تا تهران، از ديگر مشخصات اين ديار است.
بدليل موقعيت جغرافيايي خاص،از آب وهواي بياباني بر خوردار است.هواي گرم وخشك، تبخير زياد آب، رطوبت وبارندگي كم بهمراه تابستانهاي طولاني و اختلاف زياد دماي شب وروز (حد اكثر40 درجه ي سانتيگراد بالاي صفر وحد اقل 12 درجه ي سانتيگراد زيرصفر) ميانگين دماي حدود 13/24 درجه ي سانتيگراد را بدنبال مي آورد.
فصل گرما از ارديبهشت تا اواخر شهريور ادامه دارد در حالي كه فصل سرما از دي تا نيمه اسفند طول ميكشد.
بجز ريزش باران كه براي منطقه اي اينچنين حياتي ست ، ريزش برف، كه گاه بايد چند سال براي آن چشم انتظاري كشيد وگاه در يكسال چندين ريزش دارد ، ونيز وزش باد وطوفان از ديگر عوامل جوي تا ثيرگذاربر منطقه است.
وزش باد در بيشتر ايام سال در ساعاتي از شبانه روز، احساس مي شود.قوس (باد خنك آذر ماه)، باد دزد (باد پاييزي) ، باد اسپند (از اول دي تا دهم بهمن) ، تله باد (گرد باد) ، تف باد (باد گرم تابستان) وسرخه باد (طوفاني كه هر چند سال يكباراز غرب مي وزد) از اين جمله است.
در خاك انارك رسوباتي از دوران پركامبرين و كرتاسه وجود دارد، وبهر صورت خاك آن عملاَ براي كشاورزي مناسب نيست اين مشكل وقتي خود را بروز بهتري مي دهد كه مشكل بزرگتري بنام كم آبي را نيز به آن اضافه كنيم (5).
حوض، چاه ، قنات ، آب انبار ، چشمه ، و بالاخره مخازن آب امروزي وتانكرهايي كه آب را به اين منطقه حمل مي كنند ، من جمله مواردي هستند كه در سير مطالعه مشكل آب در منطقه انارك با آن روبرو مي شويم.
تنوع بافت زمين در منطقه انارك باعث ببار نشستن محصولات گياهي زيادي شده و پوشش متنوعي را براي منطقه به ار مغان مي آورد.
گياهان دارويي از قبيل آويشن، درمنه، كاكوتي و انواعي از اين قبيل در اين منطقه مي رويند.
در مناطق كوهستاني بادام كوهي، انجير كوهي، پسته ي كوهي و آويشن مي رويند<.
ريواس ، انجدان ، هلندر و تنگس در مناطق صخره اي وناهموار مي رويند.
انواع گز ، پرشم ، چزه، شكر تيغال و گل تلخو نيز از روييدني هاي مناطق رودخانه اي هستند.
قيچ و درمنه در مناطق هموار وتاغ و ماش صحرايي در مناطق شنزار مي رويند.
در مجموع بيش از 200 گونه گياهي در اين منطقه شناسايي شده است.
كانونهاي پراكنده آب وتنوع در پوشش زمين شناختي منطقه وبه تبع آن پوشش گياهي آن ، محيط زيست مناسبي را براي حيوانات اهلي و وحشي فراهم آورده است.
از پرندگان منطقه انارك كبك، تيهو، كبوتر چاهي، عقاب طلايي، شاهين، شانه به سر، سبزه قبا، جغد، مرغ حق و انواع گنجشكان را مي توان نام برد.
در حالي كه روباه، گرگ، گور كن، گربه، شغال، كفتار وسياه گوش از جمله درندگان مي باشند.
سوسمار، لاك پشت، رطيل  مار، افعي و عقرب از خزندگان قابل ذكر هستند.
آهو، بز كوهي، كل نيز از حيوانات حلال گوشتي هستند كه وجود آنها براي شكار چيان غنيمتي ست. شكار چياني كه در طول تاريخ انارك با كلماتي مثل تير وكمان، قلباسنگ، انواع تله هاي فلزي- لختي- دبوك وامروزه با انواع تفنگها، از خود رد پا بجا گذاشته اند..
به اين جمع لاك پشت ، گورخر وخر گوش را نيز بايد اضافه كرد.
انواع سوسك، مورچه، پروانه، ملخ، كنه، سنجاقك و عنكبوت نيز ازانواع حشرات موجود در انارك مي باشند.
كشاورزي وباغداري
روي آوري مردم انارك به كشاورزي وباغداري تا حدي مربوط به شرايط حاكم بر انارك پس از نا امني ها وغارتگري هاي تاريخي ست كه بر اين ديار گذشته است.
گندم، جو، پسته، انار، توت، هندوانه، خيار، شلغم، انجير از محصولات بعمل آمده در اين مزارع است.
بدست آوردن خرما، پسته، رناس و پنبه دانه در اسمعيلان و علم كه ريگستاني شور هستند بهمان نسبت ارزش دارند كه برداشت زرد آلو، انجير، انگور، در معلا وسهل وانواع سبزي وغلات در اشين و گندم وجو مرغوب و انار و خربزه اي مثال زدني در چوپانان.
اينها در حاليست كه درختان توت، انجير، انار بهمراه بعضي از همين محصولات وبويژه انواع سبزي ها من جمله مواردي ست كه در باغات و« باغچو» ها ي انارك نيز بعمل مي آمده ، هنري كه امروزه، تنها شاهد آن وجود ديوارهاي چينه اي از جنس گل در جاي جاي انارك بخصوص در جنوب شهر وگاه در اطراف انارك مي باشد.
تعداد اين باغات كه از كوجك (150 متري) تا بزرگ (2000متري)وسعت داشته اند را گاه تا 180 باغ نيز ذكر كرده اند.
اگر چه بدست آوردن سبزي از زمينهاي انارك بسختي صورت مي پذيرد واين خود دليلي بر كمتر مصرف شدن آن در سفره غذايي اناركي هاست ولي چغندر، شلغم، زردك وبعضي ميوه ها كه از زمينها و باغات مذكور بدست مي آيد در اين ميان جاي خود را دارند.
خوراكي ها
استفاده از تخم مرغ وشير ماكيان وگوسفندان كه درفضاي باربند (بهاربند)(6) منازل نگهداري مي شوند از خوراكي هاي متداول امروزي مي باشند.
برنج ونان غذاي اصلي اناركي هاست ولي آبگوشت ، دمپخت ، كالجوش ، پلو ، آش ، كماچ ، سيرك ، كپي نان ، قاتق و كمه از خوراكي هاي مثال زدني ولذيذ انارك است.
مشاغل
اگر چه مجموع شرايط سخت آب وهوايي كه از آن ياد شد بهمراه دلايل متعدد ديگري از قبيل نا امني ودزديده شدن احشام، كم آبي و گرگ زدگي شغل دامداري را در اين منطقه با سختي روبرو كرده است ، با اينحال نبايد فراموش كرد كه بيابانهاي اطراف انارك بجز موارد ذكر شده فوق در گذشته اي نه چندان دور جولانگاه شتران وشتربانان زيادي بوده است.
شترداري
از قديم الايام شتر داري وپرورش شتربعنوان يك شغل وحرفه غالب، نظر مردم خونگرم انارك واطراف را به خود جلب كرده بود. ارتزاق از راه اين شغل براي اناركي ها ريشه اي تاريخي دارد. انتقال ما يحتاج ساكنان شهر هاي دور ونزديك توسط كاروان شترها كه تحت سرپرستي ساربان بوده اند، صورت مي گرفته است. ناامني هاي زيادي از سوي غارتگران وچپاولگران در مسير راه اين كاروانها رخ مي داده است كه در جاي جاي تاريخ انارك از آن سخنها به ميان آمده واز آن گله ها وشكايتهاشده است.
بهر صورت لازمه شغل شتر باني ، بيابانگردي ست كه اگر چه سخت وطاقت فرسابوده است ليكن بهره گيري از محصولات ساير مناطق واختلاط فرهنگي وآشنايي با آداب ورسوم ساير نقاط از پيامد هاي اين شغل بوده است.
فراموش نكنيم كه بيابانگردان از نظر اطلاعات عمومي وآشنايي به جغرافياي مناطق در سطح بالايي قرار داشته اند.
معدن
اكنون كه از شغل اناركي ها سخن به ميان آمد بد نيست راجع به يكي ديگر از مشاغل كه آنهم از ديرباز با زندگي مردم انارك در هم آميخته است سخن برانيم وآن شغل معدنكاري ست.
در منطقه انارك از دير باز معادن مختلفي وجود داشته است. در باب اهميت وجود اين معادن در منطقه محدودي مثل انارك نياز به توضيح اضافه اي نيست چرا كه نه تنها از نظر ايجاد اشتغال ، بلكه از نقطه نظر مهمتري مثل برقراري روابط در سطوح ملي وحتي فرا ملي نيز اين شغل قادر به ايفاي نقش بوده است، چيزي كه در تاريخ انارك هم به آن برمي خوريم . وهر از چند گاهي كه زمزمه تعطيلي يكي ازمعادن بگوش مي رسيده است اضطرابي سراسر وجود آنهارا فرا مي گرفته است.
اسناد ومدارك موجود نشان مي دهد كه مامورين دولتي به واسطه وجود اين معادن وبويژه بمنظوراخذ ماليات از در آمدهاي حاصله به اين منطقه گسيل بوده اند.حضور نيروهاي بيگانه قبل از جنگ جهاني دوم نيز گواه ديگري بر اين مدعا ست.
از قديمي ترين اين معادن مي توان به معدن نخلك اشاره كرد كه قدمت آن به قبل از ساسانيان مي رسد.معدني كه امروز در بين 46 معدن قديمي انارك بنوعي فعاليت خود را حفظ كرده است.(7)
معدن مس چاه پلنگ ، معدن زاچ ومس تلخه ، معدن آنتيموان پاتيار ، معدن مس باقرق ، معدن تالمسي ومعدن مسكني از نمونه هاي ديگرند.
حتي معادن طلا ونقره مثل معدن طلاي خوني نيز در تاريخ انارك از خود رد پايي دارند.
ساير مشاغل
دوره گري به معناي تعمير گيوه هايي كه اناركي ها بعنوان كفش از آن استفاده مي كرده اند شغل ديگري ست كه صاحبان اين حرفه زواره اي هايي بوده اند كه حجره آنها در غريب خانه قرار داشته است.
عصاري نيز از ديگر مشاغل بوده كه طي آن از دانه هاي روغني مثل منداب ، كرچك ، كنجد وپنبه دانه ، روغن تهيه مي كرده اند ، روغن منداب جدا از ساير خواص خود، كار سوختهاي نفتي امروزي را مي كرده است.
شغل آب كشي وسپس تقسيم آب از جمله مشاغلي ست كه در گذشته اي نه چندان دور در راستا ي مشكل هميشگي تاُمين آب در منطقه انارك وجود داشته است.
(1) واگذاري در آمد ناحيه اي از طرف دولت به اشخاص را تيول گويند- فرهنگ معين
(2) يادگارهاي يزد، جلد اول، صفحه 166، ايرج افشار معابر ، گذرگاهها ومحلات انارك انارك امروزي چهار گذر گاه اصلي و هفت محله قديمي دارد سه معبر اصلي شمالي- جنوبي كه به موازات هم قرار دارند ويك خيابان كه در غرب آنها قرار دارد ، چهار گذر گاه اصلي شهر را تشكيل مي دهند.
(3) خانه هاي متروكه اين محله در سال 1340 وبدستور شهرداري تخريب شد.
(4) شهرك آبادي در 90 كيلومتري شمال شرقي انارك
(5) زمين شناسي در ايران ، دكتر علي درويش زاده، ص289
(6) باربند يا بهار بند مكاني است جهت نگهداري گوسفندان وماكيان در فصول گرما
(7)مشخصات جغرافياي طبيعي ايران - ترجمه ح، گل گلاب - ص 38
© کپي رايت توسط مقاله نت بزرگترين بانك مقالات دانشجويي کليه حقوق مادي و معنوي مربوط و متعلق به اين سايت و گردآورندگان و نويسندگان مقالات است.
برداشت مقالات فقط با ذکر منبع امکان پذير است.
به نقل از ماهنامه الکترونيکي مهتاب / نوشته شده در تاریخ: 3/5/1385