امروز: شنبه 02 تیر 1397 برابر با 23 جون 2018

چهارشنبه, 20 ارديبهشت 1396 18:06
مهندس بیجندی مدیرکل هواشناسی استان اصفهان در دیدار با آقای جمالی فرماندار شهرستان نایین گفت :رونمایی از سامانه هشدار سریع در هواشناسی اصفهان یکی از موفقیت ها و دستاوردهای بزرگ برای استان پهناور اصفهان است ایشان در ادامه از راه اندازی سامانه پایش گرد و خاک در نایین در صورت تامین اعتبار خبر داد.
وی خواستار همکاری مسئولان شهرستان با اداره هواشناسی نایین در جهت توسعه هواشناسی شد و افزود : در خواست احداث ایستگاه خودکار در انارک در صورت تخصیص مکان مناسب عملیاتی خواهد شد. وی فعالیت های هواشناسی در دولت تدبیر و امید را بسیار چشمگیر خواند و گفت: امروز هواشناسی از هواشناسی محض به سمت هواشناسی کاربردی حرکت کرده است و در این زمینه اهداف بلندی دارد.
محمود جمالی فرماندار نایین با بیان اینکه نایین یکی از شهرستان های وسیع استان اصفهان است گفت : شهرستان نایین از هواشناسی انتظار خدمات در زمینه های پیشگیری از بحران های جوی را دارد و در این زمینه از طرحهای هواشناسی از جمله راه اندازی ایستگاه خودکار در انارک حمایت و پشتیبانی می نماید.
(فرمانداری شهرستان نایین - ۱۳۹۶/۰۲/۱۹)
شنبه, 16 ارديبهشت 1396 11:20
انارک نیوز - روزگاری عاشق پزشکی بودم و چه لذتی داشت نقش آقای دکتر در بازی های کودکانه. بزرگتر شدم، قلم شد همدم روزهای تنهایی ام. هر روز عصاره وجودم را می گرفت و بر تن کاغذ می نشاند. کمی بعد عاشق فوتبال شدم و چه گل ها که نثار دروازه نکردم اما عطرش مرا سرمست نکرد. عاشق سینما شدم و رویایم سیمرغ شد اما پرواز خسته ام کرد روی زمین نشستم و عاشق پول شدم تا جایگزین همه نداشته هایم شود. من بدو، پول بدو و هرگز معشوقه ام نشد؛ این عشق یک طرفه بود گفتم تو را هم نمی خواهم؛ رهایش کردم. گفتم عشق لایق انسان هاست و در جستجوی معشوقه ای زیبارو چشمانم را به شیطان سپردم، یکی پس از دیگری آمدند و نماندند. خدای من پس آرام جان من کجاست؟ دل بریدم از همه عشق ها و معشوقه ها و چشمانم را بستم. دلم را در دستان خودم گرفتم و از خدا هیچ نخواستم همه چیز خوب خوب شد من شدم راضی به رضای خودش. اندکی بعد چشمانم را باز کردم تو را یافتم بدون آنکه تو را خواسته باشم؛ تو سال هاست با منی و من چشمم دیگری را جستجو می کرد تو شدی همه داشته من، همه نداشته من. چه عجیب است هر چه را جستجو می کنی و برای داشتنش پا به زمین می کوبی، نمی یابی مگر از داشتنش دل بکنی. دل کندم و حالا هر روز صبح یکی به در می زند و می گوید فرستاده خداست. دل بکن عزیز دل، کسی پشت در منتظر ایستاده است، دل بکن عزیز دلم.
[ جمعه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۶ ] [ 9:29 ] [ سینا ایرانپور انارکی ]
یکشنبه, 27 فروردين 1396 21:55
رییس مرکز آموزش فنون و خدمات هوایی گفت: هواپیمای فلایت‌چک شرکت فرودگاه‌ها و ناوبری هوایی ایران امروز(۲۷ فروردین ۹۶) راهی فرودگاه بوشهر می‌شود تا چک دوره‌ای دستگاه‌های کمک ناوبری ILS، VOR و چراغ‌های پاپی را انجام دهد.
عبدالرحیم کاشف‌علیپور در گفت‌وگو با روابط عمومی شرکت فرودگاه‌‌ها و ناوبری هوایی ایران عنوان کرد: هواپیمای فلایت‌چک در آخرین ماموریت خود وارد فرودگاه بین‌المللی اصفهان شد و دستگاه کمک ناوبری ILS و چراغ‌هاي PAPI این فرودگاه را وارسی پروازی را طی ۶۶ ساعت انجام داد.
وی ادامه داد: سپس این هواپیما دستگاه‌هاي كمك ناوبري فرودگاه انارك را با همكاري و پشتيباني واحدهاي زيرمجموعه عمليات هوانوردي و فرودگاهي فرودگاه اصفهان مورد بررسي قرار داد.
به گفته رییس مرکز آموزش فنون و خدمات هوایی؛ هواپیمای فلایت‌چک امروز(۲۷ فروردین ۹۶) راهی فرودگاه بوشهر می‌شود.
(۲۷ فروردين ۱۳۹۶ ساعت ۱۰:۳۷)
پنج شنبه, 24 فروردين 1396 23:46
همشهریان عزیز. بهار است و نسیم صبحگاهان تقدیم بشما از حال و هوای بهاری ولایت درانارک
خوش نسیم از کوهسار اید همی
چون مسیحا میوزد دَم برجمال ادمی
پاگذارم چون به خاک مانده از دوران او
خویش را دریابم ازبود و نبود خود کمی
گر چه دردشت کویرو خشک دارد جایگاه
کوهسارانش شود ( خرم بهشتی) با نَمی
چون نظر برکوچه های تنگ و باریکش کنم
زیر لب درمدح. اواز دل بخوانم تَرنمی
تا بیاد ارم زمان خردی و عهد شباب
پا نهد در دل چوکوه دره انجیرش غمی
خاطرات خویش تا یاد اورم هر نیمه شب
دل سپارم کوچه هایش را به هر پیچ و خمی
هرکسی دیدار بگشاید به روی خاک او
اشک بنشیند بروی گونه هاش، چون شبنمی
سر فرو افکنده گر دیوار سخت کوچه هاش
بهر ترمیمش نه بینم محرم و نا محرمی
من گرفتارم به عشق دیدن ویرانه هاش ،
تا گشایم دل به یاد روزگارانش دمی
تا درخت توت و انجیر و انارش شد فنا
اهل دل افراشتند بر بام کویش پرچمی
سوزم از سوز دیار و نالم از دست زمان
ای فلک بگذار بر الام شهرم مرهمی
بگذریم گر از درشتیها و سختی های دهر
گر کویر انگشتری باشد تو انرا خاتمی
هر چه امد پیش رو هیچ است بایدچشم بست
چون همین امروز هم زیباتر از شهر بمی
(تقدیم به هم ولایتی های بزرگوار ازمحمد رجایی انارکی)
شاد باش و دیر زی ای شهر زیبای خدا
چون در این صحرای سوزان قلب مارا همدمی
گر رجایی وصف تو گوید به چندین بیت شعر
عشق ورزیدن به تو دارد برایش عالمی
(تقدیم به همشهری های بزرگوار ازمحمد رجایی انارکی)
دوشنبه, 10 آبان 1395 13:03
... مدتی است تیتر بیشتر روزنامه‌ها خبر از سردرگمی اصولگراها برای معرفی نامزد ریاست جمهوری می‌دهد. از طرف دیگر همزمان انتخابات ریاست جمهوری آمریکا نزدیک است و در نظرسنجی ها هر روز فاصله ترامپ از کلینتون کمتر و کمتر می‌شود و شاید ریاست جمهوری ترامپ خیلی هم دور از ذهن به نظر نرسد. ترامپ پس از چهره جنگ طلبانه و متوحشی که از خود به نمایش گذاشت با رسوایی جنسی و اخلاقی خیال همه را راحت کرد که یک دیوانه و شاهکار دیگری در حال ظهور است. روزگاری جرج بوش ظهور کرد و خاورمیانه برآشفت و پس از آن احمدی‌نژاد روی کار آمد و ایران متلاشی شد. اکنون ترامپ در راه است و ظاهراً باید منتظر جنگ جهانی دیگری بود و با این اوصاف انتخاب رئیس‌جمهور جدید ایران بسیار اهمیت دارد.
به نظر من اگر ترامپ در آمریکا رئیس‌جمهور شود ما به رئیس‌جمهوری به‌مراتب دوست‌داشتنی‌تر از احمدی‌نژاد نیاز داریم. من یک پیشنهاد کاملاً استثنایی و کاریزما برای اصولگرایان دارم که مهارت ویژه‌ای در امور پوپولیستی و لمپونیسم دارد و بدون تردید ناجی اصولگرایان در این وضعیت بدون نامزد خواهد بود. به نظر من بعد از «محمود بی‌کله» و «اوس حسن کلیدساز» حالا دیگه نوبت «داش عبدالوهاب» دوست‌داشتنی خودمون هست. داش عبدالوهاب یکی از شاهکارهای مدیریتی کشور و یکی از بهترین گزینه‌های مطالعات دانشگاهی است که اگر اساتید بزرگ مدیریت پی به واقعیت‌های وجودی ایشان ببرند بدون تردید با مطالعه شخصیت و عملکرد وی نتایج بسیار گران بهایی در حوزه مسائل مدیریتی، سازمانی و حتی فرهنگی و اجتماعی ایران به دست خواهند آورد.
اصولگراها شک نداشته باشند که اگر ترامپ رئیس‌جمهور آمریکا شود قطعاً در برابر وی تنها یک ایرانی قادر به هماوردی با این جانور درنده خواهد بود و آن کسی نیست جز «داش عبدالوهاب». داش عبدالوهاب یکی از شاهکارهای مدیریتی است که پله‌های ترقی را یکی پس از دیگری طی کرد و از دکان‌داری و کار صنفی سر از ریاست اصناف در آورد و همان‌جا بود که باور کرد اگر اراده کند ریاست اصناف که هیچ ریاست اتاق بازرگانی هم هیچ با اندکی شامورتی‌بازی، رئیس‌جمهور هم می‌تواند بشود. حال این مرد نازنین دیپلم دارد یا ندارد موضوع خیلی مهمی نیست مدرک که به قول محمود بی‌کله کاغذ پاره‌ای بیش نیست مهم جنم انسان است که از اتفاق داش عبدالوهاب تا دلتان بخواهد جنم دارد. داش عبدالوهاب زندگی دشواری همچون هیتلر و صدام را پشت سر گذاشته است و هیتلر و صدام هم باآنکه خانواده‌ای نداشتند و حرف‌وحدیث پشت سر والده مکرمشان فراوان بوده است در هر صورت به بالاترین جایگاه سیاسی در کشور خود دست پیدا کرده‌اند. صد البته که عبدالوهاب گذشته‌اش بهتر از هیتلر و صدام می‌نماید. به نظرم نباید خیلی در گذشته افراد جستجو کرد چه بسا سر از سر چهارراه، قمه و عبارت نفس‌کش و ... در بیاوریم که خب طبیعتاً ناگزیر به سانسور می‌شویم پس به ما چه که در گذشته افراد چه گذشته! مهم آینده است که  این فرد می تواند رئیس‌جمهور شود. مگر محمود بی‌کله خودمان از کجا آمده بود که همین‌جوری قطعنامه دان بعضی‌ها را سرویس کرد و مدیریت جهان را در دست گرفت؟! پس باز هم می‌شود تاریخ را تکرار کرد و من تردید ندارم داش عبدالوهاب بسیار با استعدادتر از محمود بی‌کله است چرا که او خودش ممه را می‌برد و لولوی بنده خدا از ترس وقتی داش عبدالوهاب را می‌بیند فریاد خواهد زد لولو، لولو ....
وقتی به سخنرانی‌های سالیانه رئیس‌جمهور در سازمان ملل فکر می‌کنم و چهره داش عبدالوهاب را پشت آن تریبون متصور می‌شوم شک ندارم آنجا هم مرام و معرفت به خرج خواهد داد و از مالیات و بیمه و تسهیلات بانکی سخن خواهد گفت و هر چه رئیس جلسه بگوید آقا اینجا سازمان ملل است نه شورای گفتگوی بخش خصوصی با خودش بی‌فایده خواهد بود چون عبدالوهاب چیز دیگری نمی‌داند که از آن باب سخن براند. سرانجام نیز با عصبانیت از پشت تریبون کنار خواهد رفت و در حالی که هاله‌ای از نور او را احاطه کرده است منشور سازمان ملل را تکه‌تکه می‌کند و در حالی که فریاد نفس‌کش سر می‌دهد به سمت رئیس سازمان ملل هجوم خواهد برد و در حالی که شلوار این بنده خدا را در آورده است ...( از گفتن بقیه ماجرا عذر می‌خواهم چون سانسوری است).

اما قصه به اینجا ختم نمی‌شود چون همان‌طور که گفتم داش عبدالوهاب جنم دارد و به این راحتی‌ها کوتاه نمی‌آید. سال بعد کنار ساختمان سازمان ملل یک سازمان ملل دیگر بنا می‌شود همان‌طور که در ایران خودمان کنار اتاق بازرگانی یک خانه صنعت ساخته شد! نام این سازمان را « سازمان ملل داش عبدالوهاب و شرکا» می‌گذارند و مجمع عمومی با حضور کشورهایی ازجمله ترینیدو توباگو بورکینافاسو، کنگو، مالاوی و ... برگزار می‌شود که در آن داش عبدالوهاب به ریاست این سازمان خواهد رسید و بدون تردید یک دکتر قلابی عینکی و سیه چهره هم مشاور ایشان خواهد بود.
 پس از آن دیگر مشکل ایران با غرب برطرف می‌شود چرا که داش عبدالوهاب و شرکا علاقه فراوانی به سفرهای اروپایی دورهمی دارند و البته یک تخصص منحصربه‌فرد دیگر هم دارند و آن اخذ پول زور از اعضای سازمان است که در این زمینه تجربه فراوانی به دست آورده‌اند. من به تمام مردم ایران و به‌ویژه بخش خصوصی اطمینان می‌دهم در دوره ریاست این مرد دوست‌داشتنی کوچک‌ترین فسادی رخ نخواهد داد زیرا پول‌ها، اصلاً به خزانه نمی‌رود که بعد از آن بخواهند با هزار دوز و کلک خارج سازند بلکه کاملاً منصفانه بین شرکا تقسیم می‌کنند و مابقی را برای مخارج سفر خارج از کشور و شیتیل دوستان در اختیار خزانه می‌گذارند. چه اشکال دارد؟ می‌توانند، هنرش را دارند شما هم می‌توانی انجام بده نمی‌توانی جلوی لولو را نگیر اگر گرفتی مثل ممه می‌بردت و .... در کل عرض ارادت دارم خدمت داش عبدالوهاب جون خودم. عاشقتم داش عبدالوهاب.
توضیح: داش عبدالوهاب: یک موجود خیالی است که اصلا نمونه آن در ایران پیدا نمی شود مگر تو بعضی از "اتاق ها".
اگر این یادداشت طنز را دوست داشتید نظر دهید تا ادامه بدهم.
(یکشنبه ۹ آبان۱۳۹۵ | 10:52 | طنزنویس: سینا ایرانپور انارکی)
شنبه, 22 خرداد 1395 10:50

انارک نیوز - نمی دونم نماز می خونی یا نه، نمی دونم می تونی روزه بگیری یا نه، نمی دونم دیروز دلت کجا بود و فردا فکرت کجاست ولی می دونم خدا را دوست داری. من که نمازم قضا شد، برای سحری هم خواب بودم، روزه ام هم شاید نتونم بگیرم مثل روزای گذشته.
اما امروز آرومم، می خوام آروم هم به پایان ببرم. دیروز هم فال گرفتم هم استخاره، هم خوب اومد هم بد، هم گناه داشتم هم بی گناه بودم، هم مالم رو صدقه دادم هم هدر؛ اما امروز بی فال و بی استخاره خوبم. من فقط صبح که بیدار شدم یک آرزو کردم ، آرام باشم و آرامش بخش. خدایا هر چی می خوای بدی، بده. هر چی می خوای بگیری، بگیر اما آرامش را از هیچکس نگیر.
راستی خدا جون اگر آرامشم را گرفتی ایمانم را اگر ندارم به من هدیه کن و هیچوقت از من نگیر.
روزتون سرشار از آرامش
(سینا ایرانپور انارکی)

دوشنبه, 24 اسفند 1394 17:02
انارک نیوز: از رسوم قبل از نوروز، آیین چهارشنبه سوری است که فردا شب، سه شنبه 25 اسفندماه 1394 انجام می شود. چهارشنبه سوری در محلات مختلف انارک طبق رسوم قدیمی و با شکستن کوزه انجام می شود. با مواظبت خود و دیگران از این جشن لذت ببرید.
چهارشنبه‌سوری یکی از جشن‌های ایرانی است که در شب آخرین چهارشنبهٔ سال (سه‌شنبه شب) برگزار می‌شود.
در شاهنامهٔ فردوسی اشاره‌هایی درباره بزم چهارشنبه‌ای در نزدیکی نوروز وجود دارد که نشان‌دهندهٔ کهن بودن این جشن است. مراسم سنّتی مربوط به این جشن ملّی، از دیرباز در فرهنگ سنّتی مردمان ایران زنده نگاه داشته شده‌است.
واژهٔ «چهارشنبه‌سوری» از دو واژهٔ چهارشنبه که نام یکی از روزهای هفته‌است و سوری در زبان کُردی که به معنی سرخ است ساخته شده‌است. آتش بزرگی (تا صبح زود و برآمدن خورشید) روشن نگه داشته می‌شود که این آتش معمولاً در بعد از ظهر زمانی که مردم آتش روشن می‌کنند و از آن می‌پرند آغاز می‌شود و در زمان پریدن می‌خوانند: «زردی من از تو، سرخی تو از من». به بیان دیگر شما خواهان آن هستید که آتش تمام رنگ پریدیگی و زردی، بیماری و مشکلات شما را بگیرد و بجای آن سرخی و گرمی و نیرو به شما بدهد. چهارشنبه‌سوری جشنی نیست که وابسته به دین یا قومیّت افراد باشد و در میان بیشتر ایرانیان رواج دارد.
پیشینه: آیین آتش‌افروزی تا روزگار ما بر جای مانده و نام «چهارشنبه سوری» بر خود گرفته‌است. در ایران باستان بخش‌بندی هفته به شنبه و چهارشنبه و... نبوده و در گاهشماری ایرانیان هر یک از ۳۰ روز ماه نامی ویژه داشته‌است (امرداد، دی بآذر، آذر،... ، سروش، رشن، فرودین، ورهرام،... ، شهریور، سپندارمزد، خورداد و..).
«هفته» ریشه در ادیان سامی دارد، که باور داشتند خداوند، جهان را در ۶ روز آفرید و روز هفتم به استراحت پرداخت. بخش‌بندی روزها به هفته از یهود به عرب و از اعراب به ایرانیان رسیده‌است. اعراب دربارهٔ هر یک از روزهای هفته باورهایی داشته‌اند؛ برای نمونه اینکه ۴شنبهٔ هر هفته روز شومی است.
منوچهری دامغانی هم اینگونه به این باور اشاره می‌کند: چهارشنبه که روز بلاست باده بخور / به ساتکین می‌خور تا به عافیت گذرد.
در ایران باستان در پایان هر ماه جشن و پای‌کوبی با نام سور مرسوم بوده‌است و از سوی دیگر چهارشنبه نزد اعراب از روزهای شوم و نحس به شمار می‌رفت و بر این باور بودند که روزهای نحس و شوم را باید با عیش و شادمانی گذراند تا شیاطین و اجنه فرصت رخنه در وجود آدمیان را نیابند. بدین ترتیب ایرانیان آخرین جشن آتش خود را به آخرین چهارشنبه سال انداختند و در آن به شادمانی و پایکوبی پرداختند تا هم جشن ملی خود را حفظ کنند و هم بهانه بدست دیگران ندهند و بدین ترتیب جشن سوری از حادثه روزگار مصون ماند و برای ایرانیان تا به امروز باقی ماند.
برخی آیین‌های سوری:
- شکستن کوزه (ایرانیان در شب چهارشنبه سوری کوزه‌های سفالی کهنه را بالای بام خانه برده، به‌زیر افکنده و آن‌ها را می‌شکستند.)
- آجیل مشگل‌گشا (در گذشته پس ار پایان آتش‌افروزی، اهل خانه و خویشاوندان گرد هم می‌آمدند و آخرین دانه‌های نباتی مانند: تخم هندوانه، تخم کدو، پسته، فندق، بادام، نخود، تخم خربزه، گندم و شاهدانه را که از ذخیره زمستان باقی مانده بود، روی آتش مقدس بو داده و با نمک تبرک می‌کردند و می‌خوردند.)
- فال‌گوشی و گره‌گشایی (دختران جوان نیت می‌کنند، پشت دیواری می‌ایستند و به سخن رهگذران گوش فرامی‌دهند و سپس با تفسیر این سخنان پاسخ نیت خود را می‌گیرند.)
- قاشق‌زنی (دختران و پسران جوان، چادری بر سر و روی خود می‌کشند تا شناخته نشوند و به در خانهٔ دوستان و همسایگان خود می‌روند. صاحبخانه از صدای قاشق‌هایی که به کاسه‌ها می‌خورد به در خانه آمده و به کاسه‌های آنان آجیل چهارشنبه‌سوری، شیرینی، شکلات، نقل و پول می‌ریزد. دختران نیز امیدوارند زودتر به خانه بخت بروند.)

علاوه بر ایران در جمهوری آذربایجان و بخش‌هایی از افغانستان، این رسم به‌صورت روشن کردن آتش در شب آخرین چهارشنبه سال متداول است. پریدن از روی آتش در ایام نوروز در ترکمنستان نیز رایج است.
دوشنبه, 24 فروردين 1394 21:02
انارک نیوز - ما انارکی ها اگر خود را باور، روابط عمومی خویش را تقویت و اعتماد بیش از حد خود را تضعیف نمائیم می توانیم  تغییرات بزرگی در منطقه ایجاد نمائیم. هوش، صداقت و یکروئی، اخلاق و  رک گوئی در خون ماست. سریعاً موردقبول واقع می شویم و دوستانمان هرگز نمی خواهند ما را از دست بدهند.
بیائید غم دیروز را نخوریم، راستی و اخلاق را همچنان پاس بداریم و به انارکی بودن خود ببالیم. گرد هم آئیم و نگاهمان رو به جلو و به پیش رو باشد. حتماً پیروز و موفق خواهیم بود و توانائی هایمان هرچه بیشتر شکوفا خواهد شد.
بررسی زیرساختهای لازم برای صنعت توریستی انارک- زیرساخت های لازم گردشگری عبارتند از:
1- حمل و نقل، 2- جاده، 3- امکانات اولیه اقامت (محدود است)، 4- فرهنگ بومی و تفکر پذیرفتن گردشگر، 5- امنیت و 6- تبلیغات موثر (ناچیز است).

انارک از 5 نظر مناسب برای گردشگری است.
1-     شهر انارک و بافت تاریخی آن برای گردشگری تاریخی و فرهنگی
2-     جاذبه های اطراف انارک برای گردشگری تاریخی و فرهنگی
3-     معدن سرب نخلک برای گردشگری علمی
4-     طبیعت بکر برای گردشگری طبیعت‌گردی
5-     شب های پرستاره و آرامش کویر برای گردشگری سلامت

به جاذبه های گردشگری انارک می پردازیم.
1- آثار گذشتگان انارک:
- گویش محلی
- بافت تاریخی
- حصار شاهی
- محله ها
- برج های چهارگانه (یکی تخریب و به جایش منبع آب نشسته است)
- مساجد
- رباط (کاروانسرای) انارک
- امامزاده شاهچراغ در انارک و امامزاده پیرمردان در بیدچاه انارک
- موزه ی مردم شناسی کویر انارک
- حمام (از حالت اولیه خود خارج شده است)
2- جاذبه های اطراف انارک:
- رباط مشجری و رباط عباس آباد
- قلعه بزرگ و آتشگاه (چهارتاقی)
- دیگر قلعه ها و برج ها (قلعه اسماعیلان، اشین، برج معلا، زوار، پیوک، چاه گربه، زرگباد)
-- حوض (آب انبار)ها (حاج لطفی، کُتُل، مهندس اکبری، لاریون)
- معدن سرب نخلک
- اشین
3- معادن انارك فرصتي براي ايجاد قطب گردشگري معدني (بررسي ها نشان مي دهد در نخلك «آتشگاه»، «چهارطاقي» و «بقايايي از يك آبادي متعلق به معدنچيان دوره ساساني» برجاي مانده است كه حكايت از آن دارد كه در اين منطقه از روزگاران باستان، تأسيسات معدن وجود داشته است.)
4- طبیعت بکر (از خصوصیات این منطقه زیبا می باشد و با توجه به تنوع معادن و بافت خاک درخور توجه و چشم نواز می باشد.):
- ریگ جن (منطقه ای بکر و کویری و دارای تپه های ماسه ای (تلماسه) در شمال انارک قرار دارد. به دلیل وسعت زیاد و نداشتن چشمه یا چاه آب محل عبور کاروان ها نبوده است.)
- منطقه حفاظت شده عباس آباد (محیط زیست جانوران حفاظت شده و در حال انقراضی چون یوزپلنگ، هوبره، گربه شنی و سیاه گوش می باشد.)