امروز: دوشنبه 01 مرداد 1397 برابر با 23 جولای 2018

پنج شنبه, 17 خرداد 1397 22:47
انارک نیوز - انارک در حال خالی شدن از جوانان انارکی می باشد و باید دریابیم مشکلات ما در انارک چیست و بدنبال یافتن راه حلهای کوتاه مدت و دراز مدت برای آن باشیم. در واقع برای پیشرفت اقتصادی انارک چه باید کرد؟ 
برای این کار به یکی از روش های کارساز در حل مسایل در چند گام ساده می پردازیم. که عبارتند از پرسش، پیامد (معلول)، چرایی (علت)، چاره (راه حل) و انجام.

ابتدا با پرسش از انارکی های ساکن انارک در می یابیم که انارک در این چند دهه در مواردی ضعیف گردیده و برخی از امکاناتی را هم که داشته یا به سختی بدست آورده از دست داده  است.

پیامدهای زیر مشکلات قابل مشاهده در انارک می باشند:
شهری است که بسیاری از امکانات شهری و زیرساخت ها را ندارد. خدماتی در شهرها موجود است که در انارک دیده نمی شود. جمعیت آن کم است. در مدارس آن کلاس های چندپایه است و بودجه آموزشی کم است. چرخ کسب و کارهای فروشگاهی نمی چرخد. جوانان کمتر در سطح شهر دیده می شوند. برخی از مسئولین تأثیرگذار به قول معروف پروازیند و در انارک ساکن نیستند. در انارک سرمایه گذاری برای ایجاد کار نمی شود یا میزان آن ناچیز است. چند نفری هم که در کارخانه پاکت سازی کار می کردند بیکار شدند. سرویس رفت و برگشت به نایین و اصفهان را از دست داده است. اکثر بچه های دبستانی برای دبستان رفتن در انارک نمی مانند و کوچ می کنند. در انارک کمتر انارکی می بینی. انارک از درون در حال خالی شدن است. دبیرستان پایه دوم را مدتها است از دست داده است. تعداد دانش آموزان در همه پایه ها از دختر و پسر، دبستانی و دبیرستانی کمتر از صد نفر است. بسیاری از این که فرزندانشان در کنارشان نیستند آزرده اند. انارک محیطی مناسب برای تفریح جوانان ندارد. فرهنگسرا و سینما ندارد. فروشگاه های لوازم خانگی و سوپرمارکت بزرگ ندارد. خشکشویی و فروشگاه لوازم یدکی ماشین و تعمیرگاه مجهز ندارد. نرخ ازدواج پایین و اعتیاد بالا و دزدی دیده شده است. درمانگاه بهداشتی آن در حد کهنسالان آن نیست. کارخانه آجر آژند آن هم به جایی که انتظار می رفت نرسید و ...

اما چرایی همه این مشکلات بیکاری جوانان شهر و نداشتن انگیزه برای ماندن در انارک می باشد.

راه حل نیز سرمایه گذاری در رشته های مختلف می باشد. 

اما انجام راه حل به شرح زیر می باشد:
1- ایجاد تیم کارزایی در انارک.
2- هماهنگی مستقیم با نماینده محترم در جهت تسهیل و همکاری مسئولین شهرستان با سرمایه گذاران در انارک.
3- دعوت از دانشگاهیان و افراد خبره رشته های مختلف اقتصاد، مدیریت کارآفرینی، صنایع و ... برای بررسی توانایی های موجود و قابل ابجاد در شهر و بخش انارک.
4- تعریف پروژه های اولیه کارآفرینی در انارک.
5- دل بریدن از سرمایه گذاران انارکی و دعوت از سرمایه گذاران در رشته های مختلف از جمله صنعت، گردشگری، معدن، کشاورزی. (تا الان مشخص شده سرمایه داران همه به فکر جیب خودشان هستند نه انارک و در بهترین حالت آنان فقط  یک تعطیلی باشد که بتوانند چند روز بیایند جمع شوند، تفریح کنند و بعد بروند.)
6- تکمیل و بازنویسی پروژه های قابل اجرا در انارک با توجه به گزارش ها و نظرات سرمایه داران دعوت شده به انارک.
7- حل مشکلات در پیش راه سرمایه گذاران در هماهنگی مستقیم با نماینده محترم.
8- اجرای پروژه هایی که سرمایه گذار مایل به انجام آن است.
9- بازسازی و اجاره کم بها برای مکان هایی که می تواند برای اسکان کارکنان و خانواده آنها مورد استفاده قرار گیرد.
10- برای افزایش جمعیت انارک، اول انارکی سپس غیر انارکی ساکن انارک استخدام شود.

منتظر نظرات کلیه دوستان و دست اندرکاران می مانیم.
جمعه, 11 خرداد 1397 23:17
انارک نیوز - ساده ترین و پرکاربردترین روش جذب و به بندکشیدن دیگران استفاده از سلاح چرب زبانی و تزویر می باشد. در این روش برخورد فیزیکی و درگیری وجود ندارد پس هزینه آن برای حیله گر ناچیز است، کافی است رو در رو و چشم در چشم به گونه ای زیرکانه دروغ بگوید که باور کنی. کلاهبرداری برد زیادی دارد و می تواند توسط فریب خوردگان افزون تر شود. 

در این روش با پنبه سر می برند. چماق و هویج نشان داده می شود. هنگام نقش آفرینی شرایط دشوارت، دوستانه دست در جیبت می کنند تا به رضایت به آنان بدهی. کافی است اشخاص بهراسند که در حال از دست دادن مال، سلامتی، آموزش و ... و در همان زمان، امید و وعده های توخالی و پوشالی برای زندگی بهتر را بدهند. گول می زنند یا به زبان ساده تر خرکردن گرسنه و خرسواری سیر می باشد.

فروشندگان بادند و با مال و آنچه داری برایت خانه ای بر بنیاد باد می سازند. شاید هرگز از خوشحالی تا آخر عمر متوجه نشوی چه کلاهی سرت رفته است و خود باعث شوی اطرافیان و فرزندانت راه ترا پیش بگیرند. عادت به سواری دادن که بکنی دیگر کارت تمام است.
به راحتی خوابت می کنند، جیب و خانه ات را خالی. خودت را از خویشتنت جدا و افکار پوشالی را جایگزین عقلت می نمایند. دردت دیگر درد خود نمی باشد و درد خیالی دیگران را درد خود می دانی. گلو برای دیگری پاره می کنی. گرسنه ای اما غصه دیگری را می خوری. دزد اندیشه را پاس می داری و مریدش می شوی.
از خودت بیگانه و جن زده می شوی. دیگر خودت را جلوی آینه نمی شناسی.
امید می دهند ولی این امید یک خیالبافی می باشد که هرگز به سرانجام نمی رسد. خانه ات را می گیرند و قصر را وعده می دهند. پولت را می گیرند و جیرینگ جیرینگ بهم خوردن سکه های زر را تحویل می دهند و می گویی انگار. 

در جامعه ای که آگاهی کمی دارند اگر نیرنگ گروهی، فرقه ای و کیشی شود ایجاد مرکزیت قوی می کند و می تواند انسانها را به صورت جمعی به بند بکشد. دروغگویان پا بر گرده دیگران می نهند و بالا می روند و حقوقی را برای خود قایلند که دیگران از آن محرومند. راست و دروغ را چنان قاطی می کنند که تشخیض حقیقت دشوار می شود.

امروز دنیا با وجود رسانه های گوناگون خیلی کوچک شده و نمایش گول به حدی زیاد است که نظر فرد را کاملاً تغییر می دهد. وقتی از خود تهی شدی هرچیز را بخواهند در ذهنت می نشانند.

تنها راه تشخیص تزویر خردورزی می باشد و به یاد داشته باشید: کسی به لطف به درماندگان نظر نکند، درین معامله، دلها ز سنگ و پولادند.

پنج شنبه, 10 خرداد 1397 13:18
پنج شنبه, 03 خرداد 1397 14:30
انارک نیوز - از تیرماه 1390 به بعد زمان به سرعت به زیان کارخانه آجر آژند می گذشت. با توجه به آماده بودن سوله های صنعتی، سالن تولید با امکان نصب جراثقال سقفی و انبارها، فونداسیون های ماشین آلات و سیلوها، سالن برق، ساختمان اداری و مسکونی، بیش از صد و سی هزار خشت آماده برای ساخت کوره، معدن خاک رس و پیش پرداخت خرید ماشین آلات هر روز دیرتر شروع به کار کردنش زیان به حساب می آمد.
زمان انجام این پروژه از شروع تا پایانش سه سال در نظر گرفته شده بود و به همین دلیل جزو کارخانه های زود بازده بود. بوروکراسی اداری برای دادن مجوزهای دولتی توجهی به زمان انجام آن نداشت. هرچند وقتی موضوع طولانی شدن زمان ساخت را پیش کشید و از آن برای فسخ قرارداد اجاره زمین استفاده کرد به هیچوجه مسئله تعهد تأمین مطمئن آب آنرا که بر عهده اداره آب بود را نپذیرفت . کارآفرین در انارک با مردم سرتاپا امیدوار تنها بود.
بهره برداری از این کارخانه می توانست باعث اشتغال مستقیم حداقل چهل نفر و بطور غیرمستقیم همین تعداد نفر و با در نظر گرفتن هر خانوار چهار نفر، بهره مند شدن حداقل سیصد نفر از قشر کم درآمد گردد.

از سرمایه گذاری مردم انارک هم شش ماه می گذشت و اگر وام را می دادند با توجه به پیش پرداخت خرید ماشین آلات که انجام شده و موعد تحویل آنها فرا رسیده بود در مدت سه ماه نصب و همزمان ساخت کوره شروع می شد. یک ماه پس از آن تست و راه اندازی بود.
اواخر بهار سال 91 ادامه پروژه با توجه به گرانی و تورم غیراقتصادی شد و بنظر می رسید عاجزانه با دست خالی بی نتیجه بر درب بسته می کوبیم و اراده ای جدی جمعی برای کم کردن معضل بیکاری با رفع محرومیت از این منطقه نیست. انارک همچنان محروم باقی می ماند. 
دی ماه 91 پس از چهار سال و نیم از شروع آن بر هیچیک از ما پوشیده نبود که نه از آب خبری هست و نه از وام. پروژه کارخانه آجر آژند انارک با شکست کامل همراه شده بود و تنها راه تغییر پروژه بود تا حداقل قسمتی از سرمایه جان سالم به در برد.
شرکت نیز بیشترین فعالیتش را برای برداشتن موانع کرده بود اما راه به جایی نبرد. از مردم پوزش خواست هر چند از مدتها قبل شروع به پس دادن اصل سرمایه پرداختی مردمی کرده بود که با هزاران امید آنرا جهت ایجاد کار برای جوانانشان و تشکیل خانواده آنان داده بودند.  با آرزوهای برباد رفته چه می شد کرد؟
خرداد ماه سال 93 شرکت در اطلاعیه شماره 5 خود اعلام کرد که نمی تواند بیش از این زیان حاصل از سرمایه گزاری بی نتیجه در پروژه انارک را تحمل نماید. 
جهاد کشاورزی هم کوتاه نمی آمد و بدون توجه به خشکسالی درازمدت، نبود آب در انارک و تأکید مسئولین بر انجام پروژه های کم نیاز به آب همچنان بر تکمیل کارخانه آجر پر نیاز به آب پافشاری و تهدید می کرد!
من ماندم و مردم.
چهارشنبه, 02 خرداد 1397 12:25
این روزها حال دریاچه ارومیه چندان مساعد نیست. خشکسالی‌ها، هجوم ریزگردها و بروز دیگر چالش‌ها از عواقب خشکی این دریاچه محسوب می‌شود. بر اساس تاکیدات کارشناسان امر اگر دریاچه ارومیه خشک شود، ریزگردهای آن کشور را با چالش روبه‌رو می‌کند. ...
آنچه در ادامه می‌خوانید نظرات محمد درویش، کارشناس محیط‌زیست در گفت‌و‌گو با «آرمان» درباره ماحصل پروژه‌های انتقال آب در کشور است.
برخی از کارشناسان حوزه محیط‌زیست پروژه‌ انتقال آب از دریاچه وان را یکی از راهکارها برای مقابله با خشکی دریاچه ارومیه می‌دانند. این در حالی است که با بررسی نتایج پروژه‌های انتقال آب در کشور این اقدام با تبعات محیط‌زیستی متعدد همراه بوده است. پروژه‌های انتقال آب باعث شده تا سیستم هیدرولیکی در طبیعت از بین برود. در این شرایط می‌توان به‌جای جنگ با قوانین طبیعت از طریق شناخت قوانین حاکم بر آن چیدمانی را انتخاب کرد تا اقدامات انجام شده پایدار و همخوان با واقعیت‌های اکولوژیکی، اقلیمی و هیدرولوژیکی باشد.
در مدیریت آب، رفتن به سمت غلبه بر تفکرات سازه‌ای یک خطای راهبردی است که در بسیاری از کشورها مسئولان محیط‌زیست متوجه این خطا شده و در تلاش برای رفع آن هستند. مسئولان امر باید بدانند که لازم نیست، وسیله‌ای را از ابتدا اختراع و سپس استفاده کرد، بلکه با استفاده از تجربیات گذشته می‌توان تمامی مشکلات را برطرف کرد. در این شرایط نیاز به تکرار تجربیات ناخوشایند در این‌باره نیست. 
هم‌اکنون بودجه مناسب برای جبران این خسارت‌ها وجود ندارد... برای مثال در حال حاضر به 9‌هزار‌میلیارد برای خلاصی از سد گوند نیاز است، اما به‌دلیل نبود چنین هزینه‌هایی باید خطر شور شدن کارون را به جان خرید. پس در این شرایط باید اقدامی کرد تا حتی الامکان پروژه‌های انتقال آب در کشور اجرا نشود.
در وضعیت کنونی کشور باید از هر گونه طرح انتقال آب جلوگیری کرد. باید دانست که طرح‌های انتقال آب همچون مرفین عمل کرده و سبب می‌شود تا اهالی آن منطقه به‌جای استفاده خردمندانه از آب همچنان بی‌مبالات به هدر رفت آب ادامه دهند. باید تلاش شود تا مصرف را بهینه کرده و در حوزه آبخیز معیشت‌هایی را متناسب با توان اکولوژیکی پروژه آبخیز طراحی کرد. در حوزه آبخیز دریاچه ارومیه نیز نیازی به طرح انتقال آب از دریاچه‌های وان، ارس، زاب و خرز نیست، بلکه دریاچه ارومیه بیش از دو برابر متوسطه کشور ریزش‌های آسمانی دارد.
...
**در کشور ما شهرهای متعدد با چالش کم آبی و بی‌‌‌آبی مواجه هستند. آیا در مناطق متضرر از خشکسالی می‌توان اقدامات دیگر برای حل این معضل انجام داد؟ 
بله. باید دانست هم‌اکنون بحران آب در استان‌های اصفهان، یزد و کرمان بروز کرده است. تمامی آنها ناشی از طرح‌های انتقال آب است. در این میان به ازای هر لیتر آبی که وارد این خاک به‌دلیل طرح‌های انتقال آب‌ شده، چندین برابر بارگذاری می‌شود. اگر طرح‌های انتقال آب در اصفهان اجرا نمی‌شد، طبیعتا هرگز کارخانه فولاد در این استان تاسیس نمی‌شد و وسعت اراضی کشاورزی به پنج برابر افزایش نمی‌یافت. درضمن هرگز صنایع پتروشیمی در استان اصفهان مستقر نمی‌شد. همچنین در صورت عدم اجرای طرح‌های انتقال آب هرگز در یزد شاهد احداث 15 کارخانه نبودیم.
در این میان استان یزد می‌توانست از محل تقویت زیرساخت‌های بومی مسئولانه در حوزه مسائل تاریخی، فرهنگی و ... بودجه تولید کند و نیازی به ایجاد صنایع و کشاورزی پرمصرف نبود. امید است به‌جایی برسیم تا تمامی افراد بدانند که صرف هزینه برای طرح‌های انتقال آب و سدسازی‌های بی‌رویه همچون تزریق مرفین به یک بیمار برای کاهش میزان درد است. این در حالی است که در روند درمان باید منشأ بیماری مشخص و نسبت به رفع عارضه اقدامات درمانی انجام داد و فقط به صرف تزریق مرفین اقدام مناسبی برای درمان بیمار انجام نمی‌شود.
**هم‌اکنون اصفهان، یزد، کرمان و ... با مشکلات بی‌آبی و کم‌آبی مواجه هستند. این مساله هجوم ریزگردها، خشکسالی، از بین رفتن رونق کشاورزی و صنعت در آن مناطق را به‌دنبال دارد. برای کاهش این مقوله چه اقداماتی می‌توان انجام داد؟
هم‌اکنون در استان اصفهان طرح‌های مناسبی در این‌باره در حال اجرا است. در این استان شاهد تقویت بوم‌گردی‌ها، اکوکمپ‌ها و تقویت زیرساخت‌های لازم برای رونق گردشگری طبیعی و بیابانی هستیم. این مقوله باعث بروز مهاجرت معکوس شده است. این اقدامات باعث شده تا بر تعداد ساکنان در شهرهای بیابانک، انارک،‌ نرمه، جندق و ... افزوده شود. این اقدامات نو باعث شده تا بدون کاهش آب زیر زمینی و بروز آلودگی اقدامات مناسب انجام شود. این الگو را می‌توان در دیگر مناطق استان اصفهان و یزد به‌دلیل بروز بحران‌های فراوان امتداد داد. برای مثال هم‌اکنون در استان اصفهان شاهد احداث شهرک سلامت، ایجاد مجتمع‌های گردشگری جذاب همچون سی تی سنترها هستیم. این اقدامات می‌تواند تمامی روستاهای استان اصفهان را به یک مرکز مناسب برای جذب گردشگری تبدیل کند.
...
شهر یزد در این بستر باید تلاش کند تا با احیای تاریخ از جذابیت‌های خود استفاده کند. برای مثال در این شهر می‌توان گردشگران را به‌جای اجرای پروژه‌های متعدد به تماشای یخدان‌ها، بادگیرها و قنات‌های ترغیب کرد. در این وضعیت نیازی به اخذ مجوز و ایجاد کارخانه‌های آن‌چنانی در این شهر نیست، بلکه استان‌های یزد و اصفهان باید اتصال بزرگ‌ترین نیروگاه‌های خورشیدی و بادی را طراحی کرده و به این شکل بتوانند با بحران خشکسالی مقابله کنند.
(کد خبر: 82923478 (6514131)  تاریخ خبر: 1397/03/02 ساعت: 8:55)
دوشنبه, 31 ارديبهشت 1397 21:38
انارک نیوز - وِجْدان به نیروی درونی هر فرد گفته می‌شود که خوب و بد یک کردار را به وسیلهٔ آن درک می‌کند. 
دورکیم به‌عنوان اولین جامعه‌شناسانی که از وجدان جمعی سخن به میان آورده است، وجدان جمع یا «روح جمع» را دلیل تداوم جامعه و پیوند نسل‌ها در طی هزارها سال و خوبی و بدی عمل را تابع وجدان جمع می داند. و آن را به عنوان واقعیتی آشکار، جدا از وجدان‌های فردی در جهت بیان امر اجتماعی به کار برده است. هر قدر وجدان جمعی قوی‌تر باشد خشم بر ضد جرم یعنی بر ضد تخطی از فرمان‌های اجتماعی شدیدتر است.
وجدان جمعی نماد نظر جامعه در مورد نقض قانون می باشد. پس در جامعه پیشرفته وجدان عمومی تصمیم می گیرد قانونی نقض شده است یا خیر و بر اساس آن دادگاه حکم را صادر می نماید.
مدتی است تلگرام فیلتر شده و طبق نظر دادگاه رسانه و گروهی از دولتیان باعث فساد، ناامنی جامعه، اخلال در سیستم اقتصادی و حتی افزایش قیمت دلار و ... می شد. که با فیلتر شدن آن خیلی از مشکلات جامعه بایستی حل شده باشد. اما به گفته وزیر مخابرات از کاربرانی که بین 40 تا 45 میلیون نفر در این پیامرسان اجتماعی بودند علیرغم فیلتر شدن و فیلتر شدن فیلتر شکن ها هنوز چند ده میلیون نفر از آن استفاده می کنند. ده ها میلیاردها تومان هم به چند شرکت داده شده تا پیامرسان مشابه داخلی را در بستر آن ایجاد و فیلتر تلگرام را غیر قابل نفوذ نمایند که موفقیت آنان چندان نبوده است.
دولت خرج می کند تا کاربران نتوانند از آن استفاده کنند و میلیونها کاربر خرج می کنند تا از فیلتر بگذرند که در هر صورت یک بازی باخت-باخت و خرج از جیب مردم می باشد!
در این مورد مردم را آگاه ننموده اند و اینک وجدان عمومی نظری مخالف قانون دارد که قابل تأمل است اما توجهی به آن نمی شود و می تواند باعث افزایش نافرمانی های مدنی گردد.
جمعه, 28 ارديبهشت 1397 13:40
انارک نیوز - در تابستان سال 1390 برای تکمیل ساخت کارخانه آجر آژند انارک با دو چالش روبرو بودیم آب و کمبود سرمایه.
آب در بوق و کرنا بود که با لوله کشی به انارک می رسد و تسهیلات بانکی هم برای منطقه محروم به سادگی پرداخت می شود. رئیس سابق بانک ملی انارک که نائینی بود و خیلی نزد انارکی ها مورد احترام بود نیز در مرکز بانک ملی مرکز استان فرد با نفوذی بود.

آب مورد نیاز به میزان 12000 متر مکعب در سال بود. بدون نامه تأمین مطمئن آب در سال 1389 امکان دریافت زمین نبود. شرکت آبفای منطقه نایین با عنایت به اجرای خط انتقال آبرسانی به شهر انارک آنرا تا پایان سال 89 امکان پذیر دانست. اما سال 1390 هم تمام شد و خبری از آن نبود. 
دومین چالش نیز کمبود سرمایه برای این پروژه بود. اواخر سال 90 برای اخد تسهیلات سرمایه ثابت از محل سهمیه باقیمانده سالهای 1384 تا 88 بنگاههای کوچک اقتصادی زودبازده و کارآفرین به بانک ملی معرفی شدیم که یکی از معاونان آن آقای مطهری نائینی رئیس قدیمی بانک ملی انارک بود که در ابتدا برخورد خوبی هم داشت. آقای عباس ایرانپور هم ملاقاتی با ایشان داشت. سپس ایشان معاون تسهیلاتی بانک شد اما پس از یک سال رفت و آمد نصیبمان فقط کفش پاره بود و بدتر اینکه قیمت ارز نیز تقریباً دو برابر شد.
در دی ماه 1391 دست به دامان نماینده محترم آقای سید حمیدرضا طباطبایی نائینی هم شدیم که نهایت تلاش خود را کردند. اما نتیجه همه این تلاشها هزینه، تلف شدن زمان و بوروکراسی اداری بود.

و این چنین بود که میانه تابستان 92 دست از پا درازتر دریافتیم دولت نه آب را تأمین می نماید و نه تسهیلات کم بازده را.
شروع پروژه میانه بهار 87 بود و اینک پس از بیش از پنج سال گذشت زمان به شدت مقروض و آبی هم در کار نبود. افزون بر آن گوش سازمان جهاد کشاورزی هم بدهکار این منطق نبود که بدون آب نمی توان اجرای پروژه را ادامه داد و خواهان اجرای کامل طرح تا اوایل پاییز 1393 بود.
همچنین تعهدی می خواست که در صورت تمام نشدن طرح تا اوایل پاییز 1393 دیگر هیچ ادعایی نسبت به اعیانی طرح نداشته باشم و حق هرگونه اعتراضی را از خود سلب و ساقط نمایم.
خلاصه اش اینکه آنها در تأمین آب بدعهدی کردند و من بایستی تاوانش را می دادم.

چه کنم چه نکنم که خودکرده را تدبیر نیست. با دلو دیگری به چاه رفتم و اینک در قعر چاه بودم. برای نجات سرمایه به این در و آن در زدم تا شاید قسمتی از سرمایه را با تغییر طرح نجات دهم که این خان را هم در ادامه خواهم آورد!
پنج شنبه, 27 ارديبهشت 1397 21:24
انارک نیوز - هوای بهاری دلپذیر و آفتاب تابان گرمای لذتبخشی داشت. نیمروز جوانی خوش اندام، دلچسب و خوشپوش با آوایی خوش آهنگ و گوشنواز سوار بر اسبی سفید همانند فرشته ای سوار بر ابر در دشت می تاخت. از دور مردی بی چیز و خسته را در راه دید، بدون از دست دادن وقت در آنی خود را به او رساند و پیاده شد. هر دو همراه شدند. 
مرد از دیدن او شگفت زده شد. او کجا و من کجا؟ امروز بخت با من یار است! در ذهن خود کاخ آرزوهای خود را ساخت. همراهی با همچون اویی را در خواب هم نمی دید. سکه های زر، آب و نان و جایی برای خفتن. جامه های ابریشمی و شراب گوارا. حتی تکه نانی کپک زده هم برای او بس بود.

جوان بر دوشش ریسمان های خوشرنگ زیادی آویخته بود که دنباله آنها با نسیم ملایم حرکات نرمی می کردند. در بین آنها رسن های نازک و کلفت و مناسب با هر سلیقه ای دیده می شد. در خورجین اسب هم کیسه های زر، نقره و مسی بود که صدای به هم خوردن آنها وسوسه کننده بود. هر یک از آنها می توانست زندگی آن مرد را که به سختی گذران زندگی داشت دگرگون سازد.

مرد خوشحال از بخت خود که روزگار به او روی خوشش را نشان داده است از او مسیر و قصدش را پرسید که ده مجاور بود و برای رسیدگی به نعل اسبش نزد آهنگری می رفت که کارش زبانزد بود اما ظهر کار را ترک می کرد. وقت تنگ بود و کار زیاد.
از او درباره ریسمانها با رنگ های دلنواز  رنگین کمان پرسید که بدجوری چشمش را گرفته بود. پاسخ شنید از آن برای کمک به آنان که در راه مانده اند و نای آمدن ندارند استفاده می کنم! همچنین به گردن آنانی می اندازم که نمی خواهند مرا همراهی نمایند. با بستن این بندها به گردنشان آنان را همراه خود می کنم. پس از همراه شدن، مرید من و من مرادشان می شوم. 
از لباس بسیار زیبا و خیره کننده اش پرسید که گفت روزی از دشمنم حقیقت خواستم اگر مایل است باهم به شنا رویم. او که ساده بود وارد آب شد و من لباسش را پوشیدم. از آنروز با ظاهر آراسته و لباس حقیقت در راهم. شیفتگان حقیقت دیگر او را که راست را لخت و بی پروا می گوید دوست ندارند و مرا که ناراستی و راستی را درهم آمیخته و با چهره دوست داشتنی به آنان پیشنهاد می کنم بیشتر می پسندند.

به دهی ویرانه رسیدند و نزد آهنگر پیر رفتند. نزدیک ظهر بود و آهنگر جایگزینی نعل را نپذیرفت که جوان پیشنهاد سکه ای زر را برای کارش به او داد و آهنگر مشغول شد. صدای اذان آمد و خواست کارش را به بعد بیندازد که جوان سکه ای دیگر را بر مزد افزود. دوباره مشغول شد که به خود آمد و سکه های اضافی را نپذیرقت. از جوان اصرار و از پیرمرد انگار. پشت پا به کیسه سکه های طلا زد و با یاد خدا راهی مسجد شد. آخرت باقی را بر دنیای فانی ترجیح داد. جوان پوزخندی زد و به دنبال او به راه افتاد!
مرد دوباره به دنبالش دوید. نمی توانست از او دل بکند. از او پرسید پس چرا با ریسمان رنگی دلم را بدست نمی آوری و مرا تشویق نمی کنی؟ جوان گفت تو با پای خودت همراه من شدی و نیازی به آن نیست.
مشتاقانه نامش را پرسید که شیطان بود.
گوشش نخواست که چیزی بر خلاف آنچه تا بحال رشته بود و باور کرده بود، بشنود. غلام حلقه به گوش وی شد. بالاخره حقیقت ناب را نزد مراد خود یافته بود. حاضر بود جان ناچیز خود را فدای برآورده کردن خواسته ناگفته او  نماید.

هدفم از گفتن این داستان روشن کردن مثلث زر و زور و تزویر برای به بند کشیدن انسانها یا به زبانی دیگر چپاول (غارت) و خرحمالی (برده کشی) و خرکردن آنها است که در ادامه به آن خواهم پرداخت.