امروز: چهارشنبه 27 دی 1396 برابر با 16 ژانویه 2018

پنج شنبه, 12 آذر 1394 21:25

خبرنگار افشاگر اصفهانی شیر نیست 
مصطفی ابراهیمی

سینا را از سال 84 می شناسم. همزمان با هم به دانشگاه وارد شدیم. او یک تفاوت عمده با بقیه داشت برخلاف بیشتر دانشجویان قبل از دانشگاه کار را شروع کرده بود و حتی رشته مدیریت را هم بعدها که بیشتر با او آشنا شدم، ثابت کرد بی هدف انتخاب نکرده است. به کمک سینا هم من و هم برخی از دانشجویان دیگر دانشگاه در شرکتی که سینا مدیر بازاریابی آن بود مشغول به کار شدیم و از همان روزها عده زیادی را به سمت خودش جلب کرد. سینا حتی بعد از فارغ التحصیلی نیز سهم زیادی در معرفی به کار دوستانش داشت و شاید همین رفتار سینا موجب شد علیرغم اتفاقاتی که سال های بعد رخ داد هیچکس فکر بدی در مورد او نکند. او به یکه تاز کلاس های درس مدیریت تبدیل شد و در تمام کلاس ها که بیشتر دانشجویان خدا خدا می کردند تمام شود و بروند او با تمام اساتید بحث می کرد و گاهی حتی برخی از اساتید از اطلاعات سینا دچار حیرت می شدند. خاطرم نیست دقیقا چه سالی بود اما در همان دوران دانشجویی فعالیت روزنامه نگاری اش را شروع کرد و در کنار کار شرکت توانست مسئولیت صفحه دانشجو را در روزنامه جام جم بر عهده بگیرد.
از خاطرم نمی رود که همیشه از دانشگاه که بر می گشتیم به اولین دکه روزنامه فروشی که می رسید چند روزنامه می خرید و وقتی از او می پرسیدم واقعا می رسی هر روز سه چهار تا روزنامه بخونی، پاسخ می داد هیچ چیز به اندازه خواندن روزنامه حالم را خوب نمی کند. بی دلیل نبود که اساتید دانشگاه به او اجازه می دادند تا این اندازه سر کلاس ها آزادانه اظهار نظر کند واقعا اطلاعات اقتصادی سینا حرف نداشت. جالب اینجاست در حوزه های مختلف مدیریتی ورود پیدا کرد و تجربه عملی هم کسب کرد. خاطرم هست نابغه حسابداری بود همیشه سر کلاس پای تخته تمرین حل می کرد. از اصول حسابداری که بیست گرفت، بلافاصله به صورت خصوصی دوره کارگاهی حسابداری را گذارند و مدتی هم کار حسابداری انجام می داد. دوره ایزو هم که گذارند؛ مسئولیت تضمین کیفیت یکی از شرکت های وابسته به سایپا در اصفهان را به او سپردند .
دوره بازاریابی هم گذارند و می دانم سال هاست کار تحقیقات بازار انجام می دهد. از قرار سینا آمادگی فعالیت در تمام زمینه های مدیریتی را داشت. آن سال ها به منزل سینا هم می رفتم اتاق سینا دو بخش داشت یک بخش از پایین تا بالا روزنامه روی هم چیده شده بود و بخش دیگر پر از کتاب های مدیریتی بود. سال آخر دانشگاه با ویژگی هایی که از خود بروز داده بود معاونت دانشجویی دانشگاه به او پیشنهاد داد برای ارائه یکسری خدمات به دانشجویان تعاونی دانشجویی راه اندازی کند و سینا هم که سرش درد می کرد برای دردسر قبول کرد و خیلی زود چند نفر دانشجو از جمله خود من که به او نزدیک بودیم را برگزید و بر خلاف ما که هیچ از این کار سر در نمی آوردیم خودش پیگیر کار ثبت و تاسیس شرکت و گرفتن مجوزها شد. خاطرم هست فقط روز جلسه هیات موسس که در اداره تعاون مبارکه برگزار شد ما را دعوت کرد و بعد هم طبیعی بود خودش مدیرعامل باشد چون اصلا ما نمی دانستیم شرکت داری یعنی چی. روی دیگر سینا از این زمان نمایان شد؛ سینا خیلی زود پیگیر برعهده گرفتن خدمات مختلف دانشگاه شد اما فهمید هیچ مناقصه ای برگزار نمی شود و همه چیز سوری است. دانشگاه که خودش پیشنهاد راه اندازی تعاونی را به سینا داده بود حاضر به همکاری نشدند. هیچوقت سینا نگفت که در آن مدت چه چیز فهمید که ناگزیر شد کاری را انجام دهد که همه آنها که می شناختندش باورش برایشان سخت بود.
فریادهای معاون مالی دانشگاه که نامه سینا را از دانشگاه آزاد منطقه مرکزی برایش فکس کرده بودند را خوب بخاطر دارم پیگیر کارهای وام دانشجویی بودم که متوجه شدم یک دانشجو نامه ای هفت صفحه ای را از عملکرد دانشگاه آزاد مبارکه به واحد بازرسی دانشگاه آزاد ارسال کرده است. سر هر کلاس که می رفتیم اساتید مختلف سینا را به باد انتقاد می گرفتند و گلایه می کردند که اشتباه کردی و این حرف های تو در مورد دانشگاه و مدیران آن صحت ندارد. هیچ کار غیر قانونی در معاملات دانشگاه و بخش مالی اتفاق نیافتاده است. سینا بی پرده و عصبانی پاسخ همه را می داد و حیرت همه از این بود سینا در همان زمان قانون تجارت را از حفظ بود هر جا بحث می شد به مفاد قانون تجارت اشاره می کرد. حتی به استادی که بسیار رابطه صمیمی با وی داشت برخورد تندی کرد او را هم حواله به قانون داد. نامه سینا باعث شد دانشگاه آزاد مبارکه مورد بازرسی کامل قرار بگیرد و مدت ها آشوبی که سینا به پا کرده بود ادامه داشت همه به سینا می گفتند مرد حسابی با این کار محال است بگذارند فارغ التحصیل شوی. بسیج دانشگاه هم درگیر این موضوع شده بود چون سینا در بخشی از آن نامه علیه بسیج دانشگاه هم نکاتی را مطرح کرده بود.
هر بار یک از بخش های دانشگاه او را می خواست و سینا هم می رفت و بعد هم کلمه ای برای هیچکس تعریف نکرد که چه اتفاقی افتاد. مدتی بعد دانشگاه برای نخستین بار برای واگذاری بخش های مختلف خدماتی مناقصه برگزار کرد. نمی دانم سینا پیروز نبرد شد و یا پشت پرده اتفاق های دیگری رخداد اما برایم جالب بود سینا با همه کسانی که با او برخورد کردند دوستی اش را حفظ کرد. سینا زودتر از همه ما و در هفت ترم فارغ التحصیل شد و روز آخر هم در حیرت همه دانشجویان و اساتید متن ادبی اما با محتوای مدیریتی را به تک تک مدیران دانشگاه و اساتیدی که با آنها کلاس داشت در قالب یک برگه تهذیب هدیه کرد و دیگر هم پای به دانشگاه نگذاشت. من دو ترم بعد از سینا در دانشگاه درسم طول کشید و شاهد بودم که هر استادی به کلاس می آمد یا متن سینا را برای دانشجویان می خواند و یا درباره متن سینا حرف می زد و سینا را تحسین می کرد. سینا برای دانشگاه مبارکه به یک بت تبدیل شد اما برخی گفتند آن نامه موجب شد مدیران دانشگاه با وی تعامل پشت پرده ای داشته باشند و سینا هم به همین دلیل با نوشتن آن متن در روز آخر و انتشار آن در دانشگاه به گونه ای دیگر پاسخ تعامل آنها را داده است تا اذهان دانشجویان نسبت به اساتید و مدیران منفی نگردد.
سال ها از آن اتفاق می گذرد اما هر بار اتفاقی یکی از اساتید دانشگاه یا مدیران آن را در جایی می بینم و برای عرض ادب خدمتشان می روم برایم عجیب است که هنوز سراغ سینا را می گیرند و می پرسند خبر داری الان کجاست؟ مدت هاست تعامل خاصی با سینا ندارم اما دورا دور مطالبش را می خوانم کسی که مقطع فوق لیسانس را هم در رشته مدیریت اجرایی گذرانده اما سال هاست کار خبرنگاری اقتصادی می کند. در اصفهان خیلی زود توانایی های خود را اثبات کرد و برای کار حرفه ای به تهران رفت و در مدتی کوتاه دبیری بورس روزنامه اقتصادی تعادل را به وی سپردند. سینا هر چه هم نمی دانست و بلد نبود بی شک در همکاری با روزنامه نگار برجسته و معروفی همچون محمد صادق جنان صفت در زمان حضورش در تهران آموخته است اما شاید بازگشتش به اصفهان اشتباه بزرگ او بود.
مدتی پیش گزارشی را از وضعیت نا به سامان سرمایه گذاری صنعتی و معدنی در اصفهان منتشر کرد و واکنش عجیب روابط عمومی سازمان صنعت و معدن به آن گزارش برای اولین بار سینا را به حاشیه برد اگرچه می دانم چند سال پیش هم گزارشی را علیه وضعیت تولید سیگار در اصفهان منتشر کرده بود و آن سال هم گرفتار حاشیه های شرکت دخانیات اصفهان شد. گزارش انتقادی سینا علیه اتاق بازرگانی اصفهان مرا بیشتر یاد رفتاری که با مدیران دانشگاه داشت می اندازد. سینا بیشتر از هر کسی نهادهای اقتصادی استان را می شناسد و اگر قرار باشد نقد کند می دانم قلمش ویرانگر است گزارشی که در مورد عملکرد مالی دانشگاه منتشر کرده بود را خوانده ام و خوب می دانم که اگر اراده کند علیه کسی بنویسد آنقدر قدرتمند و حاشیه ساز می نویسد که افراد مسئول روی سازمان مورد نظر حساس شوند. نمی دانم این بار پشت پرده بین سینا و اتاق چه رخ خواهد داد و رخ داده است اما می دانم سینا دیگر دانشجو نیست و اطلاعات و دانش او هم نسبت به آن دوران چند برابر شده است.
به خاطر دارم در آن زمان یکی از اهدافش کاندید شدن برای مجلس بود و اکنون هم نزدیک انتخابات مجلس و سینا هم 30 سالگی را پشت سر گذاشته است اما بعید می دانم هنوز هم آمادگی ورود به مجلس داشته باشد. سینا اگرچه به جهت دانش اقتصادی شرایط مالی اش یک سر و گردن بالاتر از همکارانش است اما مطمئنم اوضاع مالی او هم تعریفی آنچنانی ندارد و بعید هم نیست در انتشار این گزارش به مسائل مالی هم فکر کرده باشد. اما از یک چیز مطمئنم خبرنگار افشاگر اصفهانی شیر نیست چرا که هنوز سلطان جنگل رسانه ای اصفهان نشده است. هنوز رسانه های اصفهان اگر چه بر توانایی های او آگاه هستند و می دانند در عرصه اقتصادی همتایی در استان ندارد اما سینا نتوانسته آنها را با خود همسو نماید. سینا به جای همسو کردن آنها با خود از آنها بریده است. رسانه های استان همگی درگیر رانت هستند هیچ رسانه ای در اصفهان جرات ندارد نقدی را بر علیه شرکت ها و سازمان های مهم استان منتشر کند. شهرداری، فولاد مبارکه، ذوب آهن، پالایشگاه، باشگاه های ورزشی بزرگ و ... که رسانه های استان را خریده اند و نهادهایی همچون اتاق اصفهان که از روز نخست گفته اند ما اصلا مسئولیت اجرایی نداریم نیز خود را از گزند رسانه ها دور داشته اند. شکی نیست گزارش سینا بر علیه اتاق اصفهان را هیچ رسانه ای استانی منتشر نمی کرد چرا که علاقمند هستند روابط خود را با سرمایه گذاران بزرگ اصفهان حفظ کنند تا شاید در بلند مدت منفعت مادی هم برای آنها به ارمغان آورد.
همین عملکرد رسانه های استان موجب شده است اصفهان هرگز رسانه قدرتمندی در اختیار نداشته باشد و نتواند خواسته های به حق خود را از مسئولان کشوری مطالبه کند. رسانه های ضعیف اصفهان قصه پر دردی برای استان هستند که مسئولان هم تلاشی در جهت حمایت و توسعه آنها نمی کنند. سینا شیر نیست مگر رسانه های استان را با خود همسو کند نه اینکه از آنها به دلیل محدودیت هایشان بگریزد. هم سینا به رسانه های استان نیاز دارد و هم رسانه های استان نباید اجازه دهند خبرنگار توانمندی که در میان خود آنها پرورش یافته است به این سادگی کنار برود و خانه نشین شود.
سینا اگر روند افشاگری خود را بدین ترتیب ادامه دهد یا سال ها بعد باید تصویر او را در بی بی سی و من و تو و ... ببینیم که اگر چنین هم بشود خیلی بد نیست اما نگران آن هستم که هیچ اثری از آثارش باقی نماند و همانند بسیاری از خبرنگاران توانمند دیگری که خواستند ساختارشکنی کنند اما نتوانستند کسی را با خود همسو کنند تنها خاطره این سال ها برایش باقی بماند و بس. 

این مطلب را یکی از دوستان من منتشر کرده است و با اینکه با خیلی از بخش های آن مخالفم اما به دلیل صداقت متن و رعایت برخی از اصول ترجیح میدم خودم هم آن را نشر دهم.

منبع : دانسته های یک عشق نویسندگی
سه شنبه, 10 آذر 1394 19:13

سینا ایرانپور انارکی

با گسترش وظایف و بهبود جایگاه های اتاق بازرگانی به مرور در محافل سیاسی و اجتماعی این نهاد به پارلمان بخش خصوصی در ایران شهرت یافت. پارلمان یا مجلس یک نهاد قانونگذار و ناظر شناخته می شود که اعضای آن منتخب مردم هستند. اتاق بازرگانی نیز اعضای هیات نمایندگان آن به وسیله اعضای رسمی اتاق انتخاب می شوند و افراد منتخب نمایندگان بخش خصوصی در هر شهر به شمار می روند. مجموعه این افراد منتخب در سراسر کشور هیات نمایندگان اتاق ایران را تشکیل می دهند. همانطور که گفته شد پارلمان مسئولیت قانونگذاری و نظارت بر اجرا را بر عهده دارد که نمونه آن مجلس شورای اسلامی به عنوان قوه مقننه و نهاد قانونگذار است. انتقاد نسبت به عملکرد نمایندگان مجلس در هر دو بخش قانونگذاری و نظارت فراوان دیده می شود اما نهادی که خود را پارلمان بخش خصوصی در اصفهان معرفی می کند تا چه اندازه به وظایف قانونگذاری و نظارتی خود عمل کرده است؟ شاید برخی از مدیران اتاق اصفهان این ادعا را مطرح کنند که اتاق بازرگانی همچون مجلس مورد حمایت قانونی قرار نگرفته است و اختیارت و مسئولیت های آن محدود است و مقایسه آن با مجلس شورای اسلامی نادرست باشد. بدون تردید نویسنده نسبت به این موضوع اگاهی کافی دارد و دایره وظایف و اختیارات اتاق را می شناسد و در بررسی عملکرد اتاق اصفهان در دو بخش قانونگذاری و نظارت، اسنادی همچون گزارش عملکرد شش ماهه اتاق اصفهان( در وب سایت اتاق اصفهان منتشر شده است)، قانون اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی ایران، قانون بهبود مستمر محیط کسب و کار و وعده های مدیران و هیات نمایندگان اتاق را ملاک قرار خواهد داد. بر اساس گزارش عملکرد شش ماهه انتشار یافته به وسیله اتاق اصفهان این پارلمان بخش خصوصی در مدت یاد شده بیش از ۷۲ جلسه و در مجموع ۴۴۵۸ نفر ساعت در بخش کمیسیون های تخصصی و کمیته ها، ۶ جلسه شورای گفتگو با بیش از ۲۴ مصوبه استانی و ۱۲ مصوبه ملی، ۵۷۰ جلسه و مشاوره از سوی دبیر کل و ۵۳۶ جلسه در حوزه ریاست داشته است. از سوی دیگر ۱۴ هیات خارجی در این مدت به اتاق اصفهان آمده اند و یک تفاهم نامه نیز با گروه بین المللی گیفت(زمینه سازی برای سرمایه گذاری در صنایع سیب سمیرم) به امضا رسیده است. تشکیل ۹ کمیسیون که در حال افزایش به ۱۱ کمیسیون است بخش دیگری از فعالیت های اتاق اصفهان به شمار می رود.
۱-قانونگذاری و ایجاد سیستم مدیریتی
اکنون هیات نمایندگان دوره هشتم اتاق اصفهان در آغاز ماه نهم از فعالیت خود قرار دارند آن طور که گزارش خود آنها نشان می دهد در موضوع قانونگذاری که بیشتر در قالب شورای گفتگو تعریف شده است به نسبت عملکرد خوبی داشته اند اما آیا مصوبات شورای گفتگو شاخص خوبی برای ارزیابی عملکرد اتاق اصفهان در بخش قانونگذاری است؟ برای پاسخ به این پرسش باید سوالات دیگری را مطرح کرد. آیا اتاق بازرگانی به عنوان پارلمان بخش خصوصی در موضوع ترویج فرهنگ قوانین اقتصادی در میان فعالان اقتصادی تاکنون اقدامی انجام داده است؟ آیا اتاق اصفهان در کمک به اجرای قانون اصل ۴۴ تاکنون قدمی برداشته است؟ آیا اتاق اصفهان به وظایف خود در قانون بهبود مستمر محیط کسب و کار عمل کرده است؟ تاکنون اتاق اصفهان در شفاف سازی امور مالی اعضای خود اقدام هیچ رویکرد فرهنگی را پیش گرفته است؟ و از آن مهمتر چرا پارلمان بخش خصوصی اصفهان به عنوان الگوی تمام فعالان اقتصادی، اسناد مالی خود را شفاف ارائه نمی دهد و در این زمینه هیچ گزارشی منتشر نشده است؟ اتاق در قبال موضوع پایبندی اعضای خود به قوانین اقتصادی مختلف تاکنون نه کمیسیون و کمیته ای تشکیل داده و نه طرحی حداقل فرهنگی را به اجرا در آورده است. کما اینکه اتاق اصفهان می تواند در دایره اختیارات خود پیرامون چالش های ساختاری بخش خصوصی که ناشی از سو مدیریت فعالان اقتصادی است نیز قانون و یا طرح هایی را که موجب ارتقا عملکرد مدیریتی آنها شود تصویب و برای اجرا نیز راهکارهای انگیزشی داشته باشد. به طور مثال آیا اتاق اصفهان نمی تواند در موضوع مدیریت مصرف انرژی در صنایع استان و یا افزایش بهره وری در صنایع مصوبه ای داشته باشد و اگر از دولت نمی تواند در این زمینه امتیازی بگیرد حداقل به اعضای خود در پرداخت حق عضویت و تمدید کارت و سایر درآمدهای اتاق تخفیف دهد؟ بدون تردید اتاق گاهی به جای پیگیری موضوعات کلان اقتصادی که بیشتر آنها نیز یا به نتیجه نمی رسد و یا در بلند مدت نتیجه خواهد داد می تواند قوانینی را همراه با رهکارهای انگیزشی میان اعضای خود به اجرا درآود که سود آن بسیار بیشتر از تلاشی است که در راستای کاهش مالیات پرداختی فعالان اقتصادی انجام می دهد. وظیفه اتاق محدود به موضوع مالیات، بیمه و تسهیلات بانکی نیست و بسیاری از مباحث ساختاری باید در این نهاد پیگیری شود.
۲-عمل به قانون و نظارت
در ارزیابی بخش نظارت و اجرای اتاق اصفهان ابتدا به قانون بهبود مستمر محیط کسب و کار و قانون اتاق ایران رجوع می کنیم. تمام مدیران اتاق اصفهان اعتقاد دارند دولت به وظایف خود در قانون بهبود مستمر محیط کسب و کار عمل نکرده است این درحالی است که بسیاری از امور در این قانون به اتاق ها واگذار شده و اتاق اصفهان نیز به عنوان یکی از اتاق های کشور به وظایف قانونی خود عمل نمی کند. بر اساس ماده ۴ این قانون اتاق ها موظفند به منظور اطلاع سیاست گذاران از وضعیت محیط کسب و کار در کشور، شاخص های ملی محیط کسب و کار در ایران را تدوین و به طور سالانه و فصلی حسب مورد و به تفکیک استان ها، بخش های و فعالیت های اقتصادی، سنجش و اعلام کنند. بر اساس ماده ۵ این قانون اتاق ها مکلفند فهرست ملی تشکل های اقتصادی را تهیه و تغییرات را اعلام کنند. ماده ۱۷ این قانون نیز می گوید اتاق ها به منظور توانمندسازی، ارزیابی و ارتقا شایستگی مدیریت بخش ها و بنگاه ها باید سازمان نظام مشاوره مدیریت در قالب شخصیت حقوقی مستقل غیر دولتی و غیر انتفاعی تشکیل دهند. بخشی از قوانین بالا باید با همکاری اتاق ایران اجرا شود اما اتاق اصفهان در محدوده اختیارات خود در اصفهان و از سوی دیگر در قالب وظایف ملی خود نیز هیچ اقدامی در اجرای قوانین مورد اشاره انجام نداده است. اما بر اساس ماده ۵ قسمت (ه) قانون اتاق ایران، تشکیل نمایشگاه های تخصصی و بازرگانی داخلی و خارجی با مجوز وزارتخانه و شرکت در سمینارها و کنفرانس های مربوط به فعالیت های بازرگانی، صنعتی، معدنی و کشاورزی، در قسمت (و) همین ماده قانونی کوشش در راه شناسایی بازار کالاهای صادراتی ایران در خارج از کشور، قسمت (ط) ایجاد و اداره مرکز آمار و اطلاعات اقتصادی به منظور انجام وظایف و فعالیت های اتاق، قسمت (ل) دایر کردن دوره های کاربردی در رشته های مختلف بازرگانی و … نیز از وظایف قانونی است که مدیران اتاق اصفهان در اجرای آن کوتاهی کرده اند. تشکیل مرکز آمار و اطلاعات و واحد تحقیقات بازار بین المللی از وظایف قانونی اتاق اصفهان است. در این بخش از اقدامات انجام شده به وسیله اتاق اصفهان می توان از تشکیل کمیته حمایت قضایی و همچنین مرکز داوری نام برد.
۳-وعده های اجرایی و برنامه های عملیاتی
یکی از شعارهای مدیران کنونی اتاق اصفهان، اتاقی برای همه و همه برای نجات اقتصاد بوده است. در دوره جدید سیاست حضور حداکثری اعضای اتاق و به ویژه جوانان در کمیسیون ها و کمیته ها به کار گرفته شد. این مهم تا اندازه زیادی تحقق یافت و اکنون با وجود ۱۱ کمیسیون و بیش از ۶۰ کمیته افراد با گرایش های مختلف اقتصادی و اجتماعی می توانند در یکی از این بخش ها عضو شوند و همکاری داشته باشند. اگر چه این اتفاق خوب است اما نقطه ضعف آن نیز موازی کاری بسیاری از کمیته ها و بازخورد ضعیف تعدد جلسات و کمیته هاست. در واقع بسیاری از این جلسات فاقد کارکردهای اجرایی هستند با این همه اتاق به بخش نخست شعار خود یعنی اتاقی برای همه پایبند بوده است و در این راستا گام برداشته است اگر چه در زمینه انتصاب مدیران و افراد با نفوذ در اتاق حلقه بسیار تنگ تر از گذشته شده و بخش های مدیرتی اتاق در انحصار گروه خاصی قرار گرفته است. همچنان که موضوع تخصص و صلاحیت برای انتصاب ها آنچنان مدنظر مدیران اتاق اصفهان نبوده است. تشکیل دو معاونت جوانان و بانوان نیز از تصمیم های خوب این دوره اتاق بود که البته رویکردها نشان می دهد این دو معاونت همچنان در اتخاذ سیاست ها سردرگم هستند و جذب اعضای جوان و بانو در این ۸ ماه گذشته بیشتر از رویکردهای اجرایی و ساختاری هدف بوده است و باید منتظر ماند و شاهد فعالیت های این دو معاونت در ماه های آینده بود. در بخش امور اداری و اجرایی اکنون اتاق از یک سو به دلیل ناهمگونی تفکرات هیات نمایندگان و از سوی دیگر تعدد تصمیم گیرندگان اجرایی با یک بی نظمی مواجه است و این بی نظمی در روابط میان واحدهای سازمانی اتاق نیز بسیار مشاهده می شود. تعدد قدرت های تصمیم گیرنده مانند مشاوران اتاق، دبیر و معاون دبیر کل، امور کمیسیون ها و همچنین ایجاد دو معاونت جدید موجب شده است اتاق دچار یک بحران اداری و سازمانی شود و این در بلند مدت آسیب های سنگینی به بدنه بخش خصوصی وارد خواهد کرد. ضرورت دارد ریاست اتاق اصفهان برای جلوگیری از جنگ قدرت در اتاق، وظایف و اختیارات اشخاص را محدود و کنترل کند و وحدت فرماندهی بوجود آورد. اما در بخش آخر به وعده های مدیران اتاق اشاره می کنم؛ ایجاد واحد رتبه بندی اعضا پیش از شش ماه نخست سال جاری، راه اندازی کارگو ترمینال در پایان مهرماه سال جاری، راه اندازی بندر خشک تا پایان سال، تشکیل کمیته فرهنگ و رسانه، تدوین و اجرای برنامه راهبردی اتاق، تقدیر از منتقدان برنامه راهبردی اتاق اصفهان، تحول در چگونگی حضور هیات های تجاری و تسهیل تعامل فعالان اقتصادی با این هیات ها، انتشار کتاب زندگی نامه کارآفرینان برجسته استان، بهبود کیفیت نشریه اتاق بازرگانی و تقدیر از خبرنگاران نمونه اقتصادی استان از مهمترین وعده های مدیران اتاق در دوره جدید بوده است که هیچکدام با گذشت هشت ماه از سال اجرایی نشده اند در حالی که بسیاری از آنها اجرای این موارد را برای شش ماه نخست وعده داده بودند. کلام آخر پارلمان بخش خصوصی اصفهان با وجود ادعای به کارگیری کارشناسان اقتصادی و نخبگان کارآفرینی و چهره های برجسته فعالیت های تشکیلاتی همچنان به جای ایجاد یک ساختار و سیستم مدیریتی به روش هیات های مذهبی اداره می شود و همچنان سیستم بر این نهاد ارزشمند اقتصادی-اجتماعی حاکم نشده است. پارلمان بخش خصوصی اصفهان نه در بخش قانونگذاری و ایجاد سیستم و نه اجرای برنامه های تحول ساز هنوز نتوانسته نمره خوبی دریافت کند و رشد نفر ساعت جلسات و افزایش حضور هیات های تجاری و همچنین حضور گسترده اعضا بدون وجود یک ساختار و سیستم توانمند و رو به بهبود نمی تواند گام موثری برای بخش خصوصی اصفهان بردارد. این پارلمان با این رویکرد ضعیف در عرصه قانونگذاری و فرهنگسازی و برنامه های اجرایی بیشتر یادآور ضرب المثل شیر بی یال و دم اشکم است. شیری که اکنون بیشتر گرفتار آفتابه لگن هفت دست، شام و ناهار هیچی شده و قدرت قانونگذاری، اجرا و نظارت و پیگیری خود را محدود به جلسات فراوان و کم بها کرده است و بدین ترتیب نمی تواند نماینده خوبی برای توسعه اقتصادی استان باشد. مدیران اتاق باید به جای سیاست زدگی در امر مدیریت سازمان باید در مرحله نخست خود و نهاد اتاق را الگوی بخش خصوصی بدانند و در همین راستا به جای بهانه جویی پیرامون محدویت ها در فکر راهکارهای علمی و تخصصی در رفع چالش ها و موانع باشند. امید است پارلمان بخش خصوصی اصفهان بر خلاف مردان دولتی ظرفیت پذیرش نقد را داشته باشد و این نوشتار را وسیله ای برای حمایت فکری تلقی کند و نه زیر سوال بردن عملکرد اتاق اصفهان.
(۷ آذر ۱۳۹۴ , ۱۳:۱۱ اتاق بازرگانی)
پنج شنبه, 14 آبان 1394 20:42
دیروز از نارسانا بودن رسانه ها نوشتم امروز بابت همون گزارش(اصفهان در سرمایه گذاری صنعت و معدن یازدهم شد که در نسل فردا منتشر شد) باید از حق شارژ خودم بنویسم. حتما تعجب کردید، بله حق شارژ.
امروز یکشنبه 10 آبان 94 یعنی یک روز پس از انتشار گزارش یاد شده، دوست عزیزی از سازمان صنعت، معدن و تجارت اصفهان تماس گرفت و گفت لطفا به سازمان تشریف بیاورید تا درباره گزارش مربوطه و تعامل با رسانه صحبت کنیم بنده هم با روی باز پذیرفتم و مراجعه کردم. جلسه در حضور دو تن از مدیران سازمان و مدیر روابط عمومی برگزار شد.پس از مقدمه چینی و اظهار فضل مدیر روابط عمومی پیرامون رسالت رسانه، روبه من فرمودند من می خوام بدونم کی تو را شارژ می کنه؟ به کدوم گروه وابسته هستی که علیه سازمان گزارش منتشر می کنی؟
من در حالی که مات و متحیر از طرز بیان این آقا بودم یک سوال پرسیدم ؛ گفتم گزارش را مطالعه کردید؟ گفت: بله، گفتم جایی از آمار و اطلاعات گزارش دروغ یا کذب بود؟ گفت: نه، پرسیدم آیا منبع آماری گزارش خود وزارت صنعت، معدن و تجارت نبود؟ گفت: چرا، ولی تو سیاه نمایی کردی. باز پرسیدم آیا شروع گزارش جمله من درباره رشد سرمایه گذاری در اصفهان نبود؟ گفت: چرا همه اطلاعات گزارش و آمارها درست بود اما تیترش سیاه نمایی بود. مجدد پرسیدم؛ آیا اصفهان در سرمایه گذاری صنعتی یازدهم نشده است؟ بازم گفت: بله شده است ولی لزومی نداشت این موضوع تیتر بشود!!! گفتم شما حتی یک ایراد از این گزارش من نمی تونید بگیرید اون وقت راست راست تو چشم من نگاه می کنی و می گی چه کسی شارژت می کنه؟ به چه گروهی وابسته ام؟
اینها را کسی به من گفت که یکی از ضعیف ترین روابط عمومی ها در سطح استان را اداره می کنه و یکی از مشکلات صنعت و معدن استان هم بحران روابط عمومی و پنهان کاری همین حضرات هست. من که خبرنگارم کارم شفاف سازی و انتشار واقعیت هاست اما از این ناراحت شدم که دو نفر از همشهری های من تو این سازمان جزو مدیران رده بالا هستند و تهمت زدن که این دو نفر تو را شارژ می کنند تا گزارش های منفی بنویسی و خودشون از آب گل آلود ماهی بگیرند در حالی که این دو تا بنده خدا امروز برای اولین بار تو زندگیشون من را ملاقات می کردند.
ولی مهم نیست خدا را شکر که همینقدر رسانه هامون تاثیر دارند و همین قدر هم قلم من قوت داره که امثال این دوستان را کمی دچار وحشت کنه. راستی یکی منو شارژ کنه میگن حق شارژ شانتاژ خبری خیلی بالاست نمیدونم پس چرا به من نمیدن نامردا! 30 سالم شده فوق لیسانس مدیریت دارم و 3 سال هست به صورت حرفه ای و تخصصی در حوزه اقتصادی در رسانه های مختلف می نویسم. حتی یک پراید زیر پام نیست اون وقت به من می گه کی شارژت می کنه؟!!!
(سینا ایرانپور انارکی)
جمعه, 30 مرداد 1394 13:22
نمی دونم اولین کسی که به فکرش رسید اینجا بمونه، کی بوده و کِی بوده!؟ تنها بوده یا یه گروه بودند؟ اما بالاخره سنگاش را با خودش واکرده و تصمیم کبری گرفته، من که اینجا را انتخاب کردم و می مونم .
بعدش هم عده ای به دیدنش اومدند یا عده ای را دعوت کرده و اونها هم به اون آفرین گفتند و شد اون چیزی که باید می شد و نطفه "نارسینه" بسته شد. حالا اناری هم کنار چشمه بوده را هم من نمی دونم. اما می دونم با همدلی و امید اینجا بنا شد.
خانواده ها تشکیل و جامعه کوچک اولیه از یه عده آدم سختکوش که حتماً معدن نخلک را می شناخته اند و ساربان هم میونشون بوده و حتماً ارزش معدن مس مسکنی را هم می دانسته اند یا بعدها کشفش کرده اند، بوجود آمده. اینها شبا وقتی به آسمون نگاه می کردند، می دونستند به سرزمین آرزوهاشون رسیدند و حتی دزدانی هم که به اموالشون نظر داشتند می تونستند یه باره لختشون کنند اما دفعه بعدش بایستی خواب اموال را می دیدند.
اینا فقط با دورنگری اینجا را بوجود آوردند. ریشه دووندند و این بچه را بزرگ کردند و هر رور بزرگتر و بزرگتر و از نظر مالی قوی تر و قوی تر شد تا جمعیتش از دور و برش خیلی بیشتر شد. سارباناش بار را تا دورترین نقاط می بردند، حمل و نقل و صداقت اینها آوازه شان را به همه جا برده بود. از معدن نخلکش نگو که قبل ار انارک شناخته شده بود. مسش هم که در هر خانه ای یافت می شد.
آلمانها آمدند و در این وادی با اسب و پای پیاده گشتند و معادن بیشتری یافتند و هر روز معادنش بیش از پیش شکوفا شد. برای خودش بیمارستان و دکترایی داشت. دستش به دهنش می رسید و چشمش به بودجه های دولتی نبود، هرچند حقش بود و بهش می دادند. در اقتصاد ایران جایی برای خودش باز کرده بود و پنجاهمین شعبه بانک ملی را به خودش اختصاص داده بود. برای خودش نیروگاه برقی داشت و قبل از خیلی جاها شعبه سازمان تامین اجتماعی داشت. برای خودش اسمی در کرده بود و خارج از ایران هم به خاطر معادنش می شناختندش.
اما به یکباره جنگ و ویرانی اومد. پرش یقه انارک را هم گرفت. وکیل و نماینده هم به این مملکت داد اما شروع به ضعیف شدن کرد. دیگه اون جوون هشیار و قوی نبود. سرمایه هاش که جوون های درس خونده ش بودند که به ریاضیات و مهندسی و حسابداری دل بسته بودند و از رنجی که پدران کارگرشان می بردند آگاه بودند، برای آبادانی این مملکت به جاهای دیگر رفتند. در معادنش هنوز هم مدرسه بود و در خودش تا دیپلم را داشت، کم کم خالی شد.
دیگه  اونایی که چوپونون را درآوردند هم پیر شدند. مزارع اطراف هم آخرین بازمانده هاش را با مرگ از دست داد. معادن دست دولت افتاده بود و دیگه براش صرف نمی کرد اونا را راه اندازی کند. همه چیز عوض شده بود. شهری که روزی فقط چند پیرمرد به تریاک روی می آوردند، از تک و تا افتاد. چند تا جوونش از مصرف مواد مردند. دکتراش و مهندساش همه جا پراکنده بودند اما در خودش نبودند.
عده ای حتی یادشون رفت انارک کجاست و انارکی را هم از جلوی فامیلشون برداشتند. اما انارک به پیری خردمند تبدیل شد. درسته سرویس رفت و اومدش و مهمتر از اون شاگردای مدرسه هاش را هم از دست داد، دکونهاش تعطیل شد و به خاطر نزدیکی به نایین، اونجا را ترجیح دادند. کاروانسرای موقوفه اش هم به دست غریبه ای افتاد تا شهره ی دور دستها بشه، اما شهره به چی؟
یا این همه ناملایمات، گل های نونهالش هنوز هستند و با اینکه هرگز نارسینه را ندیده اند اما از پدرا و مادراشون شنیده اند و اونا برای ما نگه داشته اند. خواستند براش کاری کنند، کارخونه آجر بزنند که بلندپروازی بود اما مرغداری که زدند و اینا افتخارای این پیر خردمند هستند. از دور و بر هم اومدند و نگذاشتند تنهاتر بشه.
ریشه های این شهر که امید داشتند جاودانی شود هنوز زنده اند و فرزنداش دنباله روی همت بلند اوناند. هنوز هم وقتی ازش یاد می کنیم دلمون برای رفتن به اونجا پر می کشه! تا دو روز تعطیلی دنبال هم باشه اونجا مالامال از مردمش می شه. با اینکه داره زبونش هم از یاد ما می ره اما وقتی خواب می ریم تو رویامون، کودکیمون را می بینیم که برفراز این شهر همیشه جاودان پرواز می کنیم. آرزومون برگشتن به اونجاست. سوم فروردینش و دره انجیر، نشونه ای از دلبستگی همه ما به ریشه هامونه.
هر کی انارک رو دیده پسندیده و خاطره ای خوش ازش داره. مزدمش با جون و قربون و عشق به همدیگه و دیگران حرف می زنند. دستشون خالی اما روحشان بزرگ است. اینجا انارک است و ما هر یک دونه ای از میوه ی اناری کوچک، همون میوه ی بهشتی، از تک درختی در کنار چشمه ای که آن را سیراب می کرد، هستیم.
 انارک هنوز هم بهشت کویر و خیلی از ماست.
یکشنبه, 11 مرداد 1394 16:53
با پیگیری برای ثبت ملی و جهانی معدن سرب نخلک در بخش انارک، استان اصفهان قطب گردشگری معدنی کشور می شود.
­ اصفهان امروز: چند سال پيش رييس اداره صنعت، معدن و تجارت شهرستان نايين با هدف توسعه معادن اين شهرستان و سرمايه گذاري بر روي گردشگري معدني شرق اصفهان عبارت ويژه اي را براي موقعيت معدني بخش انارك از توابع شهرستان نايين را مطرح كرد. وي از انارك با عنوان »آكواريوم معدني ايران» نام برد و اين منطقه را سرشار از مواد معدني مختلف و ارزشمند معرفي كرد اما اين برند مورد اقبال و حمايت استان قرار نگرفت و مسكوت ماند. براي نمونه مجتمع معدني سرب نخلك انارك در فاصله ۱۲۰ كيلومتري شمال شرق شهرستان نائين و ۴۵ كيلومتري بخش انارك در حاشيه كوير مركزي ايران قرار دارد و معروفترين معدن اين ناحيه به شمار ميرود كه با قدمتي بيش از ۲۰۰۰ سال ميتواند بهعنوان نماد معدني كشور و استان، قطب گردشگري معدني را به وجود آورد.
اكنون موضوع گردشگري معدني تااندازه اي اهميت يافته است كه به عنوان يك طرح ملي با همين عنوان در وزارت صنعت، معدن و تجارت مطرح است. كارشناس دفتر اكتشاف وزارت صنعت، معدن و تجارت و مجري طرح ملي گردشگري معدني سال گذشته اعلام كرده بود اين نوع گردشگري مي تواند در ايران توسعه يافته و درآمدزايي بالايي ايجاد كند.
اكنون معادن انارك فرصتي براي ايجاد قطب گردشگري معدني كشور محسوب مي شوند و مسوولان استان و سرمايه گذاران بخش خصوصي ميتوانند با سرمايه گذاري در اين طرح از يكسو بستر درآمدزايي جديد و از سوي ديگر ايجاد يك برند جديد براي استان اصفهان را فراهم آورند. بازديد هفته گذشته استاندار اصفهان و مديرعامل ايميدرو از اين منطقه اميدواري ها براي تحقق اين موضوع را افزايش داده است.
توسعه شرق استان اصفهان مبتني بر معادن هفته گذشته روز چهارشنبه هفتم تيرماه ۹۴ استاندار اصفهان در بازديد از معادن نخلك كه با همراهي معاون وزير صنعت، معدن و تجارت و رييس هيات عامل ايميدرو صورت گرفت، گفت: اين معادن از اهميت بالايي در حوزه اشتغال و گردشگري برخوردار هستند و عمده توسعه شرق اصفهان مبتني بر معادن است.
رسول زرگرپور با اشاره به اشتغال زايي بالاي اين معادن گفت: مديريت استان درصدد است كه با حضور صنايع وابسته به معدن در اين بخش اشتغال زايي معادن را افزايش دهد.مقام ارشد استان به قدمت بيش از ۲۰۰۰ سال اين معادن اشاره كرد و اظهار داشت: با توجه به اينكه يكي از محورهاي توسعه استان، گردشگري است، اين معادن مي تواند ثبت ملي شوند و مورد بازسازي قرار گيرند چراكه در حوزه گردشگري پتانسيل هاي بالايي در اين مناطق وجود دارد. زرگر پور با تأكيد بر اينكه بايد بتوانيم گردشگري معدني ايجاد كنيم، افزود: نظير اين نوع گردشگري در دنيا هم وجود دارد و در كنار گردشگري بهداشتي و طبيعي، گردشگري معدني ميتواند گردشگران داخلي و خارجي را به اين مناطق جذب كند.
استاندار اصفهان گفت: معادن نخلك از قديمي ترين معادن زيرزميني در حاشيه كوير مركزي ايران است كه به روش انبارهاي و پرشونده اقدام به استخراج ميكند.وي بابيان اينكه نخلك در سال هاي گذشته موفق شده بيش از ظرفيت اسمي خود محصول توليد كند، افزود: اين معادن با استخراج ۳۰ هزار تن سرب در سال، پس از فرآوري ساليانه ۳ هزار تن كنسانتره توليد مي كند.استاندار اصفهان افزود: احداث كارخانه فرآوري ۶ هزار تني، احياي معادن سرب منطقه انارك، انجام پروژه هاي اكتشافي جديد و احداث موزه معدني ايران در دستور كار اين معدن قرار گرفته است.
آغاز بهره برداري از عمق ۲۴۰ متري معدن نخلك انارك همچنين در بازديد معاون وزير صنعت، معدن تجارت بهره برداري از عمق ۲۴۰ متري معدن نخلك به صورت رسمي آغاز شد. معاون وزير صنعت، معدن و تجارت در اين مراسم اظهار داشت: امروز به همراه استاندار از معدن نخلك كه معدني بيش از ۲۰۰۰ سال قدمت است، بازديد كرديم و خوشحال هستيم كه مي بينيم اين معدن مساله معاش، توليد و اشتغال را در اين منطقه، تا اندازه ممكن تأمين كرده است.
مهدي كرباسيان به برنامه وزارتخانه در حوزه معدن با اشاره به وضعيت تحريم ها گفت: ما يك كار وسيع در حوزه اكتشاف در كشور شروع كرديم كه استان اصفهان نيز در اين زمينه ظرفيت هاي بالايي را از خود نشان داد و بايد بدانيم كه معدن و صنايع معدني، نماد اقتصاد مقاومتي بوده و اين موضوع جزو محوري ترين كارهاي وزارتخانه است.وي افزود: با اشاره به تأكيدات مقام معظم رهبري، رياست جمهور و دولت در اين زمينه اميدواريم در برنامه ششم توسعه، حمايت بيشتري از بخش معدن صورت گرفته و پيش بيني مي شود در آينده در رشد اقتصادي كشور، معدن نقش به سزايي داشته باشد.
تونل ۵۰ متري معدن سرب نخلك، موزه مي شود اما در موضوع ايجاد گردشگري معدني در اين منطقه ساخت يك موزه در معدن سرب نخلك در چند سال پيش مطرح شد. بنابر اظهارات برخي مسوولان نيز آماده سازي اين موزه بودجه اي بالغ بر ۵۰۰ ميليون تومان نياز دارد اما تاكنون باگذشت چند سال هنوز اين موضوع محقق نشده است. تونل ۵۰ متري در اين معدن زيرزميني براي ايجاد موزه معدني در نظر گرفته شده و مكاتبات نيز با ميراث فرهنگي آغازشده است. معدن سرب نخلك بنابر اظهارنظر مديران منطقه ابتدا ثبت ملي و سپس براي ثبت جهاني آن اقدام خواهد شد و به نظر ميرسد اين فرآيند حداقل ۵ يا ۶ ماه زمان نياز داشته باشد.
بهره برداري از معدن سرب نخلك در دوره باستان اما چرا منطقه انارك و معدن سرب نخلك ظرفيت تبديل به قطب گردشگري معدني را دارد؟ معدن نخلك جزو قديمي ترين معادن ايران است و سابقه فعاليت معدنكاري در اين مجتمع به بيش از ۲۰۰۰ سال قبل مي رسد و در حال حاضر نيز اين مجتمع تحت پوشش شركت تهيه و توليد مواد معدني ايران اداره مي شود.
عليرضا ساعي، مديرعامل مجتمع معدني سرب نخلك در گفتگو با اصفهان امروز اظهار داشت: اكنون اين معدن به عنوان يك مركز معدني - صنعتي در حاشيه كوير مركزي ايران و در فاصله ۱۲۰ كيلومتري شمال شرق شهرستان نائين و ۴۵ كيلومتري انارك در حاشيه كوير مركزي ايران، در قسمت شرقي ي كرشته كوه منفرد واقع شده است. يك جاده شوسه ۳۵ كيلومتري از انارك تا معدن متروكه چاه خربزه و ازآنجا ۱۶ كيلومتر جاده آسفالت سرد، راه ارتباطي اين معدن با ساير نقاط كشور است.
وي افزود: معدن سرب نخلك از زمان هاي باستاني مورد بهره برداري قرارگرفته است و تعداد زيادي آثار كارهاي قديمي، ابزار سنگي و وسايل ساخته شده از آهن خام كه در اين ناحيه يافت شده است. به علاوه وجود يك كاروانسراي مخروبه قديمي مي تواند مبين عبور يك راه ارتباطي از جنوب شرقي معدن باشد. قدمت اين كارها كه عمق ۱۲۵ متري(نزديك سطح آب) ديده شده حدود ۲۰۰۰ سال حدس زده مي شود.
ساعي تشريح كرد: در دوران معاصر اين معدن ۵۳ سال پيش در حال بهره برداري ديده شده و تا سال ۱۳۳۲ كه به شركت سهامي كل معادن و ذوب فلزات ايران واگذارشده است، با كمك يك كوره ابتدائي كه به وسيله هيزم گرم ميشده به ذوب سرب نيز مبادرت مي ورزيده اند. مديرعامل مجتمع معدني سرب نخلك تاكيد كرد: توليد اصلي معدن نخلك كنسانتره سرب و مواد معدني استخراجي حاوي كاني هاي گالن يا سولفور سرب و سروزيت يا كربنات سرب است. ساعي ميزان توليد معدن سرب نخلك را ۲۰۰ تن كنسانتره در ماه اعلام كرد و افزود: مواد معدني از كارگاه هاي استخراج از عمق زمين با تلاش و كوشش كارگران اين مجتمع استخراج شده و توسط اسكيپ به سطح زمين منتقل ميشود.
بررسي ها نشان مي دهد در نخلك «آتشگاه»، «چهارطاقي» و «بقايايي از يك آبادي متعلق به معدنچيان دوره ساساني» برجاي مانده است كه حكايت از آن دارد كه در اين منطقه از روزگاران باستان، تأسيسات معدن وجود داشته است.
معادن «سرب نخلك»، «مس طالمسي»، «مس مسكني»، «سرب سياه كوه» و «طلاي خوني» از مهمترين معادن بخش انارك از توابع شهرستان نايين در شرق استان اصفهان به شمار مي آيند. در انارك بيش از ۴۰ معدن شناسايي شده است كه اكنون فقط معدن سرب نخلك و معدن سنگ فراز معادن فعال هستند.
(نويسنده : سينا ايرانپور اناركي ۹:۴۱ - ۱۳۹۴/۰۵/۱۰ ۶۹۳۷۲ : خبر كد)
یکشنبه, 14 تیر 1394 11:21
طرح جامع مطالعاتی - عملیاتی مدیریت کانون های گرد و غبار استان اصفهان آماده شد.
مدیرکل منابع طبیعی و آبخیزداری استان اصفهان گفت : این طرح مطالعاتی از مرداد93 آغاز شد و تا پایان خرداد امسال ادامه داشت. بر اساس این طرح شهرستان های اصفهان ، برخوار و شهر انارک به ترتیب اولویت ، مدیریت کنترل کانون های گرد وغبار را به خود اختصاص دادند.
محمد حسین شاملی ، مساحت کل محدوده مطالعاتی را بیش از 420 هزار هکتار اعلام کرد و افزود: حدود 10 درصد آن در اولویت احیای کنترل و تثبیت گرد و غبار قرار گرفتند. خبر دیگر این که نهال کاری کانون های گرد و غبار شناسایی شده در استان اصفهان به وسعت10 هزار هکتار در شهرستان های اصفهان و برخوار آغاز شد.
رسول زرگرپور استاندار اصفهان پریروز گفت: این کانون ها برای مهارکردن ریزگردها و آلودگی های ناشی از گرد و غبار شناسایی شده و با نهال کاری آنها در مدت دو سال، خاک آنها تثبیت می شود.
(خبرگزاری صداوسیما / اجتماعی / یکشنبه ۱۴ تیر ۱۳۹۴ ساعت ۱۱:۱۰)
دوشنبه, 01 تیر 1394 09:09
زندگینامه کارگردان جبهه ملی‏؛ پروژه جدید حوزه هنری خبرگزاری تسنیم: شخصیت های مانا‏ عنوان پروژه ای در حوزه هنری است که در آن به زندگینامه نام آوران و تأثیرگذاران در ادب و تاریخ معاصرمی پردازد. قرار است در یکی از مجلدات این مجموعه زندگینامه شهید فاطمی مورد بررسی قرار گیرد.
به گزارش خبرنگارفرهنگی خبرگزاری تسنیم،محمد چگینی، نویسنده کتاب زندگینامه سیدحسین فاطمی ازمجموعه کتابهای شخصیت های مانا، درباره این کتاب گفت: تاریخ ایران همیشه در هربرهه زمانی شخصیتهایی را پرورش داده که به دنبال حفظ استقلال ایران بوده اند و دکترفاطمی یکی از شخصیت های مؤثر در تاریخ ایران به شمارمی رود که دراین کتاب به زندگینامه ایشان پرداخته ام.
چگینی ادامه داد: دکتر فاطمی در سال ۱۲۹۶ در شهر نائین اصفهان متولد و در سال ۱۳۱۶ برای تحصیل و فعالیت مطبوعاتی به تهران مهاجرت می کند. از همین سال به مدت سه سال با روزنامه ستاره به همکاری می پردازد و در سال ۱۳۱۹ به اصفهان برمی گردد. مجدداً سال ۱۳۲۱ به تهران برمیگردد و اقدام به انتشار روزنامه باخترمیکند که تا سال ۱۳۲۴ ادامه می یابد. در همان سال فاطمی تصمیم می گیرد، برای ادامه تحصیل به فرانسه سفر کند و سرانجام در مهرماه ۱۳۲۷ در رشته حقوق فارغ التحصیل می شود و در بازگشت به ایران، دی ماه ۱۳۲۸ روزنامه باختر امروز را منتشرمی کند.
این نویسنده افزود: اواخر سال ۱۳۲۸ به دنبال تشکیل جبهه ملی، فاطمی در کنارمصدق قرارمی گیرد وروزنامه خود را ارگان جبهه ملی می کند. فعالیتها و برنامه ریزیهای او در جبهه ملی باعث میشود او را به عنوان کارگردان جبهه ملی ومشاور نزدیک دکترمصدق بشناسند. وی ادامه داد: با آغاز نخست وزیری دکترمصدق، حسین فاطمی به عنوان معاونت سیاسی و پارلمانی دولت وقت انتخاب می شود و نزدیک هشت ماه در این سمت باقی می ماند تا اینکه در اواخر آذرماه سال ۱۳۳۰ برای شرکت در انتخابات مجلس شورای ملی از سمت خود کناره گیری می کند.
در بهمن ماه ۱۳۳۰ در مراسمی که دکترفاطمی در آن مشغول به سخنرانی بود،مورد اصابت گلوله قرارمیگیرد که دراروپا تحت عمل جراحی و درمان قرارمی گیرد. چگینی اضافه کرد: در مهرماه ۱۳۳۱ فاطمی عهده دار وزارت امور خارجه می شود. در این سمت در اجرای سیاست خارجی دولت قاطعانه عمل می کند که عمده ترین کارهای اساسی او در وزارت امور خارجه قطع رابطه سیاسی با انگلستان و بستن سفارت انگلستان در تهران و کنسولگریهای این کشور در شهرستانها بود.
روز ششم اسفندماه ۱۳۳۲ فاطمی توسط مأموران فرمانداری نظامی دستگیرو در حین انتقال به شهربانی توسط عده ای مورد ضرب و شتم با چاقو ترور می شود که از این مهلکه هم جان به در می برد و سرانجام در مهرماه ۱۳۳۳ دادگاه حکم اعدام او را صادرمی کند و در ۱۹ آبان ماه ۱۳۳۳ تیرباران می شود.
چگینی هدف از نگارش این کتاب را آشنایی بیشتربا این شخصیت دکترفاطمی خواند و گفت: دکترفاطمی با وجود اینکه یکی از شخصیت های ارزشمند و جنجالی در تاریخ ایران بوده، ولی کمتر در آثارمکتوب به ایشان پرداخته شده است. بر همین اساس زندگی ایشان را به طور کامل بازگو کردم وتلاشم براین بود تا تمام خاطرات ایشان در این کتاب گنجانده شود.
(کدخبر: ۷۷۶۶۳۱ سرویس: فرهنگی تاریخ: ۳۱/خرداد/۱۳۹۴ - ۱۰:۳۳)
جمعه, 28 فروردين 1394 12:05
پس از سالها رفتم دفتر شرکتی که "مَحکم" یکی از مدیرانش بود. خانمی که شاید رییس دفتر بود گفت تشریف ندارند. روی مبلی نشستم و به خواندن مجله مشغول شدم. دید نمی روم غیبش زد و برگشت و اجازه دیدارش را به من سمج داد.
چنان به میزش چسبیده بود و از جایش تکان نمی خورد که انگار جانش است و آمده ای پسش بگیری. تا لب باز کردم و سربسته از مشکل پیش آمده بر اثر مدیریت نا بجای آقایان که خودش هم یکی از آنها بود گفتم، درد دلش شروع شد و انگار لای مثنوی هفتاد من را در ذهنش باز کرد و حالا نگو کی بگو از مشکلات. طوری می گفت که همه مقصرند به جز خودش. از اعتماد گفتم و او از وضعیت بد زمانه.
از در دیگر وارد شدم و مشکل را کمی بازتر کردم و رابطه اش را با کارآفرینی در انارک مطرح کردم. برایش روشن کردم نیاز به قسمتی از آنچه خود و امثال من در اختیارشان گذاشته اند تا آقایی کنند، دارم.
خیلی خود را مشتاق نشان می داد تا انارک به جایی برسد و حرف های دو پهلوی زیادی می زد و در واقع وعده سر خرمن می داد. هم خود می دانست و هم من. بزک نمیر بهار می آید.
من از صنم می گفتم و ایشان از یاسمن. به انارکی صحبت می کردیم اما همدرد نبودیم، حرف همدیگر را نمی فهمیدیم. از گوشی شنید و از گوش دگر یه در کرد. مرا به دیگری که نبود پاس داد. حیف وقتی که صرف او کردم. نگاهش کردم "مدیر وارونه" را در او هم دیدم.

اینان دردشان سیری بیش از حد است و درد انارک بی دردی اینان. اینان از تبار "عوضی" هایی هستند که "من، من" می کنند. پا بر شانه دیگران می گذارند تا بالا روند و وقتی به جایی رسیدند دیگر هیچ خدایی را بنده نیستند. همه چیز را برای خود و هم پالکی هایشان می خواهند. به کجا می روند چنین شتابان!