امروز: شنبه 01 ارديبهشت 1397 برابر با 20 آوریل 2018

جمعه, 01 بهمن 1395 23:40
اقتصاد ایران کم ثبات و پر نوسان است و در یک اقتصاد متلاطم دستیابی به یک ساحل امن تنها با به‌کارگیری راهبردهای متمایز امکان پذیر می‌شود. استراتژی تمایز را باید در نوع محصول تولیدی و یا راهکارهای عرضه و فروش جستجو کرد و با توجه به شرایط اقتصاد صنعتی در ایران تمرکز بر تولید محصولات جدید که کمتر در بازار یافت می‌شوند اما مطابق با نیاز مصرف‌کننده هستند یک استراتژی قدرتمند برای تثبیت جایگاه در بازار و حفظ یک بازار بلندمدت به شمار می‌رود. در حقیقت تولید محصولات دانش‌بنیان که در بند دو سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی نیز بر پیشتازی آن به‌منظور ارتقا جایگاه جهانی کشور و کسب رتبه نخست اقتصاد دانش‌بنیان در منطقه تأکید شده است راهبردی کلان و مؤثر برای توسعه صنعتی هم‌زمان با رشد تجارت بین‌المللی ایران محسوب می‌شود.
صنایع شیمیایی کشور را باید به دلیل گستردگی زمینه فعالیت و تنوع بی‌نظیر، یک صنعت کاملاً منحصربه‌فرد برای بهبود جایگاه علمی و صنعتی ایران دانست و آگاه بود که فعالیت‌های متمرکز بر محصولات دانش‌بنیان به دلیل ارزش‌افزوده بسیار بالا فرصتی طلایی در این صنعت شناخته می‌شود.
-بخش‌های سودآور صنایع شیمیایی کشور
اکنون بر طبق آمارهای معاونت علمی و فناوری ریاست‌جمهوری 31 شرکت به‌صورت رسمی در حوزه مواد شیمیایی فعالیت می‌کنند که البته برخی از شرکت‌هایی که فعالیت دانش‌بنیان دارند در این صنعت هنوز اقدام به دریافت گواهینامه شرکت‌های دانش‌بنیان نکرده‌اند.
بنا بر گزارش وزارت صنعت، معدن و تجارت صنایع تولید مواد و محصولات شیمیایی، فلزات اساسی، سایر محصولات کانی غیرفلزی، تولید وسایل نقلیه موتوری و صنایع غذایی و آشامیدنی بیش از 80 درصد از ارزش‌افزوده تولیدشده توسط بخش صنعت را به خود اختصاص داده‌اند.صنعت تولید مواد و محصولات شیمیایی نیز که در سال‌های اخیر همواره پیشتاز بوده است، بر اساس آخرین گزارش‌ها توانسته حدود 26 درصد از ارزش‌افزوده تولیدشده در صنعت را به خود اختصاص دهد.
کارشناسان و صاحب‌نظران صنایع شیمیایی کشور اعتقاددارند با توجه به اینکه مزیت عمده کشور وجود منابع سرشار هیدروکربنی اعم از نفت خام و گاز طبیعی است و درحال‌حاضر قسمت عمده آن به‌صورت خام و با ارزش‌افزوده به نسبت پایین به خارج از کشور صادر می‌شود از این‌رو شرکت‌های دانش‌بنیان می‌توانند در دو حوزه کلی صنایع بالادستی و صنایع پایین‌دستی صنعت نفت فعالیت کنند.
صنایع بالادستی شامل توسعه فرآیندها به‌ویژه کاتالیزورهای جدید برای پالایش بهتر مواد خام نفتی و گاز است. صنایع پایین‌دستی شامل به وجود آوردن ارزش‌افزوده بیشتر با استفاده از محصولات پتروشیمی، منابع گیاهی و جنگلی در راستای رفع نیاز کشور به مواد شیمیایی در صنایع مختلف ازجمله داروسازی (آرایشی و بهداشتی)، پلیمر، خودرو، ساختمان، پوشاک و... است.
همان‌طور که مشاهده می‌شود با توجه به مزیت‌ها و توانمندی‌های کشور به‌سادگی می‌توان اولویت‌های سرمایه‌گذاری با بالاترین میزان سودآوری و کمترین زمان ممکن را شناسایی و بدین ترتیب از هدر رفت سرمایه‌گذاری و اتلاف زمان جلوگیری کرد.
-راهبرد کسب درآمد پایدار در صنایع شیمیایی
پس از شناخت فرصت‌های سرمایه‌گذاری و اولویت‌های سودآور باید راهبردهای مناسب برای کسب درآمد پایدار در صنایع شیمیایی را برگزید. مهم‌ترین راهبرد در صنایع شیمیایی سرمایه‌گذاری وسیع بر روی تحقیق و توسعه و تمرکز بر تولید محصولات تخصصی و سنتز شده در صنایع و معادن مختلف است. فعالان صنایع شیمیایی کشور اکنون با یک چالش بزرگ مواجه هستند و آن هم واردات گسترده و البته ارزان قیمت محصولات شیمیایی از کشورهایی همچون هند، مالزی و چین است و بنابراین رقابت قیمتی برای فعالان این صنعت از سهم آن‌ها در بازار خواهد کاست.
برای رفع این چالش همراه با افزایش تعرفه‌های گمرکی به‌صورت کوتاه‌مدت باید صنایع کشور را ترغیب به تولید محصولاتی سنتز شده برای صنایع کرد. باید ارتباط خطوط تولید و واحدهای تحقیق و توسعه در صنایع شیمیایی افزایش یابد و دانشگاه‌ها نیز به‌عنوان حلقه واسط تلاش کنند ضمن بهبود این زنجیره، دانش و فناوری‌های تئوریک خود را در ارتباط با صنعت عملیاتی و قابل‌استفاده کنند.
تعداد فراوان فارغ‌التحصیلان رشته شیمی با گرایش‌های مختلف در ایران اگرچه بازار کار این صنعت را با محدودیت مواجه کرده است اما از سوی دیگر یک فرصت استثنایی برای رشد فعالیت‌های پژوهشی-کاربردی را برای صنایع کشور فراهم کرده است که مدیران و سرمایه‌گذاران صنایع شیمیایی کشور باید از این فرصت نهایت بهره‌برداری را داشته بتاشند و حداقل 5 درصد از سود شرکت‌های خود را به فعالیت‌های پژوهشی اختصاص دهند.
مزیت‌هایی همچون معافیت مالیاتی شرکت‌های دانش‌بنیان، حذف عوارض گمرکی مواد اولیه وارداتی آن‌ها، معافیت مالیاتی متناسب با میزان سرمایه‌گذاری پژوهشی شرکت‌های خارج از فهرست دانش‌بنیان و بسیاری از مزایای دیگر عوامل خوبی برای ترغیب جهت ایجاد و توسعه شرکت‌های دانش‌بنیان و پژوهش محور به شمار می‌روند که معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری و وزارت صنعت، معدن و تجارت باید برای بهبود این مزایا و تسهیل فعالیت این نوع شرکت‌ها در زمینه تولید، کاهش قیمت تمام‌شده و حمایت‌های معنوی راهکارهای دیگری را نیز مدنظر قرار دهند.
-حمایت‌های زیرساختی از صنعت شیمیایی
برای توسعه صنعت شیمیایی کشور بهبود زیرساخت‌های کلان اقتصادی و ضرورت تولید باکیفیت و ارزان مواد اولیه صنایع شیمیایی در پتروشیمی از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است. افزایش تعداد شرکت‌های فعال در صنعت شیمیایی بدون تردید بازار گسترده‌تری را پیش روی پتروشیمی‌ها خواهد گشود و از این رو پتروشیمی‌ها نیز باید این را یک فرصت طلایی دانسته و تلاش کنند تا آنجا که امکان دارد نیازهای اولیه صنایع شیمیایی را در داخل با قیمت مناسب تولید و عرضه کنند. پتروشیمی‌ها در ایران هر سال در موضوع نرخ خوراک و نرخ ارز وضعیت سودآوری آن‌ها زیر سؤال می‌رود و این چالش آینده آن‌ها را برای توسعه پایدار با تهدید مواجه کرده است. پتروشیمی‌های ایران باید همسو با شرکت‌های فعال در صنایع شیمیایی و باهدف حمایت از صنایع شیمیایی دانش‌بنیان، سیاست‌های اقتصادی و رویکردهای مدیریتی خود را اصلاح کنند و ضمن کاهش قیمت تمام‌شده و محدودیت‌های موجود در عرضه محصول تولیدی خود تنوع و دانش‌محوری را در راهبردهای کلان خود تثبیت کنند.
صنایع شیمیایی ایران یک زنجیره تکمیلی بسیار گسترده با سطح اشتغال‌زایی بالا و البته درصد سود فراوان را در اختیار دارد که  علاوه بر توسعه صنعتی و رشد صادراتی کشور می‌تواند فرصت‌های اشتغال را از وضعیت اپراتوری و کارگری به کارشناس محوری ارتقا دهد و کیفیت شغلی نیروی انسانی کشور را نیز بهبود بخشد.
(تاريخ : جمعه ۱ بهمن ۱۳۹۵ | 21:49 | نویسنده : سینا ایرانپور انارکی / ماهنامه تخصصی صنعت و شیمی (آبان و آذر 1395 ))
چهارشنبه, 29 دی 1395 09:09
مدیریت مالی یکی از گرایش‌های نوین و تخصصی رشته مدیریت است که تفاوت چشمگیری با رشته حسابداری دارد. در ایران مدیر مالی به کسی اطلاق می‌شود که در زمینه حسابداری دارای تخصص و مهارت باشد و امور مالی بر پایه مفاهیم و دانش حسابداری تعریف و تدوین شده است. مدیریت مالی دانشی فراتر از مفاهیم و امور حسابداری است و یک مدیر مالی حرفه‌ای باید در چهار زمینه اقتصاد، بازرگانی، حسابداری و مدیریت دارای تخصص باشد.
مدیران مالی در کشورهای توسعه‌یافته و صاحب صنعت نقشی فراگیر و اثرگذار در تدوین استراتژی‌های کلان و به‌ویژه سرمایه‌گذاری‌ها و شرایط حضور در بازار دارند. یک مدیر مالی از حسابداری به‌عنوان یک ابزار برای طراحی ساختار مالی بنگاه‌های اقتصادی استفاده می‌کند و با آگاهی و تسلط بر شرایط بازار و اقتصاد کشور تصمیم می‌گیرد دارایی‌های نقد و غیر نقد آن بنگاه چگونه مدیریت و هزینه شود. در ادامه سه راهکار ساختاری برای رفع موانع تأمین مالی شرح داده می‌شود.
-ایجاد یک حلقه واسط تحلیلگر در بنگاه‌های ایرانی
در ایران نقش مدیران مالی در اندازه مدیران حسابداری تنزل یافته است و بیش از آنکه سیاست‌گذار باشند و راهبردهای کلان ارائه دهند به امور اپراتوری در زمینه حسابداری به‌ویژه مالیات مشغول هستند و این یک آسیب جدی برای بنگاه‌های اقتصادی در ایران به شمار می‌رود. نبود دانش مالی در شرکت‌های ایرانی و کمبود مدیران مالی متخصص موجب شده است حلقه واسط میان بخش‌های حسابداری، بازرگانی و اقتصاد هرگز ایجاد نشود و مدیران عامل و ارشد قادر به تصمیم‌گیری‌های مؤثر در عرصه سرمایه‌گذاری‌ها و مدیریت هزینه‌های راهبردی نباشند.
ایجاد یک واحد تخصصی مدیریت مالی با مدیریت و کارکنان متخصص در زمینه‌های مورد اشاره کمک می‌کند ساختار مالی در بنگاه‌های اقتصادی از وضعیت اپراتوری جهت ثبت اطلاعات مالی و حسابداری و تمرکز بر موضوع مالیات به سمت دستیابی به راهبردهای کلان و تخصصی برای مدیریت سرمایه‌گذاری و نقدینگی‌ها گرایش یابند. بنگاه‌های ایرانی همچنان از دانش اقتصاد و مدیریت و کاربردی ساختن این دو با اطلاعات حسابداری محروم هستند و نبود این واحد و ساختار تخصصی یکی از عوامل مهم در مدیریت سرمایه‌های نقد و غیر نقد و تضعیف قدرت مالی و تأمین نقدینگی به شمار می‌رود. مدیران عامل و سرمایه‌گذاران بخش خصوصی و دولتی در ایران ضرورت دارد با تغییر دیدگاه‌های سنتی خود در حوزه مالی و حسابداری و به کارگیری دانش نوین مدیریت مالی در مرحله نخست یک ساختار تخصصی برای پیشگیری از چالش‌های مالی فراهم آورند.
در بخش دیگر لزوم اجرای سیستم بهای تمام شده از دیگر ساختارهای تخصصی مورد نیاز بنگاه‌های ایرانی است که همچنان این سیستم و ساختار نیز به صورت تخصصی اجرا نشده است. محاسبه بهای تمام شده به صورت تخصصی نقش کلیدی در مدیریت هزینه‌های بنگاه‌های اقتصادی و بهبود نقدینگی آن‌ها ایفا می‌کند که نباید از آن غفلت کرد.
-حضور مؤثر در بورس و بهبود ابزارهای مالی
تردیدی نیست که حجم نقدینگی میان اقشار مختلف جامعه بالاست و این را تمام اقتصاددانان تائید می‌کنند اما چرا باوجود حجم نقدینگی بالا همچنان بنگاه‌های ایرانی با چالش تأمین مالی مواجه هستند؟
در ایران تمایل به سرمایه‌گذارهای گروهی و مدیریت در قالب سیستم و تیم بسیار کم است. پدیده مدیر مالکی و پرهیز از شراکت و علاقه به انحصارگری در مدیریت که از ضعف فرهنگ کار گروهی در ایران ناشی می‌شود اجرای مدیریت علمی و سیستمی را در بنگاه‌های اقتصادی دشوار می‌کند. بنگاه‌داری و دستیابی به یک برند مطرح و تأثیرگذار در سطح ملی و جهانی با رویکردهای انحصاری و شخص محوری دیگر امکان‌پذیر نیست. سرمایه‌گذاری و مدیریت مالی اکنون یک تخصص غیرقابل انکار است که به کار گروهی و سرمایه‌گذاری‌های مشترک جدی نیاز دارد.
عدم اعتماد به سهامداران، نبود تفاهم و توافق با شرکا، قوانین نامناسب و ترس از شفافیت موجود، چهار مانع بزرگ برای سرمایه‌گذاران جهت ورود به عرصه سرمایه‌گذاری‌های نوین به شمار می‌روند. اگرچه این چهار مانع تا اندازه زیادی پذیرفتنی و قابل درک هستند اما نباید بهانه و دستاویزی برای پرهیز از سرمایه‌گذاری‌های نوین و برخورداری از روش‌های تأمین مالی جدید شوند.
مدیران در بنگاه‌های اقتصادی باید آگاه باشند دیگر با دیدگاه‌های سنتی قادر نخواهند بود سودهای کلان به دست آورند و اگر سودی هم به دست آید با روش‌های کنونی در بلندمدت پایدار نخواهد بود. بنابراین همان‌طور که دولت به کندی تلاش می‌کند موانع را رفع و قوانین را برای فعالیت‌های اقتصادی بهبود بخشد مدیران بخش خصوصی نیز باید فرهنگ مدیریتی خود را ارتقا دهند و از پذیرفتن شریک در سرمایه‌گذاری یا عرضه سهام و واگذاری مدیریت نگرانی نداشته باشند. این راهی است که باید دیر یا زود پیموده شود و هر چقدر آن را به تأخیر بیاندازیم از عمر بنگاه خود کاسته‌ایم.
تردیدی نیست که بنگاه‌داری با حضور سهامداران فراوان چه در قالب سهامی عام و خاص و چه تعاونی بسیار دشوار است اما این دشواری را باید با اصلاح فرهنگی و رویکردهای مدیریتی به مرور تسهیل کرد. باید اقتصاد از انحصار در دست یک یا چند گروه خاص به عمق جامعه و اقشار مردم انتقال یابد تا ضمن برخورداری از منابع درآمدی خرد و هدایت سرمایه‌های کوچک، دانش اقتصادی نیز به سطح عمومی جامعه انتقال یابد.
 این رویداد با همه دشواری‌ها فرصت‌های زیادی در جهت توسعه اقتصادی فراهم می‌آورد. سرمایه‌های خرد مردم که بیشتر در قالب سپرده بانکی و طلا و ارز ذخیره می‌شود با ورود به عرصه صنعت و خدمات می‌تواند  نجات‌بخش بسیاری از بنگاه‌های کوچک و بزرگ و جلوگیری از اخذ تسهیلات گران بانکی برای آن‌ها شود. هدایت سرمایه‌های خرد و شراکت و سهامداری عموم مردم در بنگاه‌ها، فاصله طبقاتی را نیز به مرور کم و توزیع ثروت را نیز عادلانه می‌کند. افزایش انگیزه اقشار مختلف مردم و بهبود رضایتمندی آن‌ها نیز از مزایای پنهان این رفتار فرهنگی- اقتصادی است.
 شفافیت مالی نیز از نگرانی‌های بزرگ سرمایه‌داران و صاحبان صنعت برای ورود به بورس و بهره‌مندی از روش‌های نوین تأمین مالی است که باید آگاه بود گریزی از آن وجود ندارد و هر چقدر زمان سپری شود و تکنیک‌ها و فناوری‌ها بهبود یابند فرار و پنهان‌کاری‌های مالی و اقتصادی دشوارتر می‌شود. چه دولت و چه بخش خصوصی باید هر دو برای ورود به اتاق شیشه‌ای پیش‌قدم شوند و هرگز نیز تلاش نکنند توپ را به میدان دیگری بیاندازند. باید تمام اعضای جامعه عملکرد شفافی داشته باشند تا بتوان آگاهانه تصمیم گرفت و ساختارها را اصلاح کرد اگرچه شفافیت همیشه در آغاز هزینه‌هایی را نیز به دنبال خواهد داشت.
بخش خصوصی باید از فرصت‌های موجود در بورس و ابزارهای مالی آن در جهت توسعه بهره‌برداری کند و از سوی دیگر دولت نیز باید تلاش کند روش و ابزارهای تأمین مالی این نهاد بزرگ و کارآمد را بهبود بخشد و انگیزه‌های بیشتری را برای عرضه سهام شرکت‌های کوچک و بزرگ در بورس فراهم آورد. هر چقدر سرمایه موجود در بورس و شفافیت مالی افزایش یابد به مرور شاهد  بهبود شاخص‌های اقتصادی از جمله تسهیل محیط کسب‌وکار، سرانه ملی و رفاه و سلامت اداری خواهیم بود.
 -بهبود نظام بانکداری و حضور بانک‌های خارجی
بخش بانکداری ایران با توجه به تجارت پول در کشور و ناکارآمدی سایر بخش‌ها یکی از پاشنه‌های آشیل اقتصادی جهت توسعه به شمار می‌رود. بانکداری سنتی ایران یکی از عوامل ضد انگیزشی برای سرمایه‌گذاری در صنعت و تجارت آزاد است که تا زمانی که اقتصاد ایران وابستگی سیاسی و عملیاتی خود به بانک‌ها را کاهش و ساختار نهادهای مالی را اصلاح نکند در بهبود عملکرد سایر بخش‌ها نیز شاهد تحول آنچنانی نخواهیم بود. بانک‌ها نشان داده‌اند که بسیار آیین‌نامه گریز هستند و نمی‌توان آن‌ها را با آیین‌نامه‌ها مجبور به اصلاح فرآیند کرد. دولت و مجلس باید ساختار بانکداری را با قوانین مؤثر و دارای قوه نظارتی قدرتمند اصلاح کنند و با ورود بانک‌های خارجی و ایجاد رقابت میان آن‌ها از تمرکز سرمایه در این بخش جلوگیری کنند. بانک‌ها عامل عدم گردش سرمایه و افزایش علاقه به تجارت پول در کشور شده‌اند و بنگاه‌ها هرگز قادر نخواهند بود در برابر بهره‌های بانکی بالا از تسهیلات آن‌ها بهره‌برداری مؤثری داشته باشند. قدرت گیری بورس و تسهیل شرایط ورود و حضور در بورس‌های مختلف کشور به عنوان یک رقیب می‌تواند راهکار دیگری برای اجبار بانک‌ها برای اصلاح ساختاری باشد.
(سینا ایرانپور انارکی / انتشار در روزنامه دنیای اقتصاد صفحه 22؛ دوشنبه 27 دی 1395)
سه شنبه, 21 دی 1395 19:05
یکشنبه شب 19 دی ماه 95 بعد از یک جلسه کاری که دو ساعتی به طول انجامید نزدیک ساعت 8:30 به سمت منزل حرکت کردم. پیام‌های تلگرام را بررسی کردم که ناباورانه با خبر مرگ آیت اله هاشمی رفسنجانی در چند کانال خبری مواجه شدم. از راننده تاکسی موضوع را پرسیدم که وی هم خبر را تائید کرد. ناخودآگاه اشک در چشمانم حلقه زد؛ دل‌بستگی خاصی به هیچ‌کدام از شخصیت‌های سیاسی ندارم اما مرگ نابهنگام هاشمی من را هم نگران کرد. به منزل که رسیدم تلویزیون را روشن و تا پایان شب برنامه‌های مرتبط با فوت رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام را تماشا کردم.
-هاشمی به یکباره محبوب رسانه ملی شد
در شبکه خبر محمدرضا باهنر(نماینده ادوار مجلس) و مصطفی پورمحمدی(وزیر دادگستری دولت یازدهم) که هر دو نیز اصالتاً کرمانی و همشهری هاشمی بودند شخصیت و جایگاه وی را تبیین کردند. در شبکه دو و برنامه گفتگوی ویژه خبری محسن رضایی(دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام و فرمانده اسبق کل سپاه) مهمان برنامه بود. در شبکه یک و برنامه «این شب‌ها» احمد توکلی(نماینده ادوار مجلس) و سید مهدی طباطبایی(عضو جامعه روحانیت مبارز و نماینده ادوار مجلس) از خاطرات خود با هاشمی و نقش وی در پیروزی انقلاب اسلامی سخن گفتند. 
کسانی که برای بررسی شخصیت هاشمی رفسنجانی به تلویزیون دعوت شده بودند هیچ‌کدام در سطح و جایگاه هاشمی نبودند و در رسانه ملی طی چند سال گذشته نیز چندین برابر هاشمی حضور داشتند. استوانه جمهوری اسلامی در حالی زندگی را بدرود گفت که طی یک دهه گذشته مغضوب رسانه ملی بود. فراموش نمی‌کنیم مستندهای رسانه ملی درباره دولت‌های بعد از انقلاب و مجلس‌های بعد از انقلاب را که در تمام این مستندها دوران هاشمی رفسنجانی به‌عنوان یکی از بدترین دوره‌های مدیریتی کشور و با تأکید بر رشد افسار گسیخته تورم، تولید و پخش شده بود و از اتفاق مجری برنامه گفتگوی ویژه خبری یکی از کسانی بود که به‌صراحت دوران ریاست جمهوری هاشمی را در این مستندها دوران زندگی دشوار مردم ایران معرفی کرد.
تلویزیون تلاش کرد با پخش مصاحبه مقام معظم رهبری درباره علاقه و نزدیکی ایشان به آقای هاشمی تا اندازه زیادی رویکرد غیرمنصفانه خود در قبال هاشمی را جبران کند اما یک پرسش اساسی در اذهان عمومی شکل گرفت که چرا به یکباره صداوسیمایی که در چند سال گذشته فقط به هنگام انتخابات دعوت عمومی مردم به مشارکت از سوی هاشمی را پخش کرده بود و انتشار سایر دیدگاه‌های وی را صحیح نمی‌دانست اکنون حتی راضی شده است سخنان رهبری درباره علاقه و نزدیکی این دو رفیق دیرین را نمایش دهد؟!
هاشمی یک‌شب عزیز رسانه ملی شد تا شاید بتواند با این حرکت جلوی جریان سازی خبری رسانه‌های خارجی و اختلافات رهبر و ریاست مجمع را بگیرد اما غافل بود که پیش از این آن‌قدر هاشمی را سانسور و حذف کرده است که باور این رفتار رسانه‌ای برای مردم آسان نیست. افتضاح آنجا بود که رسانه ملی مستندات کافی از زندگی و فعالیت‌های هاشمی طی چند سال گذشته در اختیار نداشت و بیشتر عملکرد و سخنرانی‌های هاشمی در آغاز انقلاب را پخش کرد.
هاشمی آن‌قدر در پیش و بعد از انقلاب نفوذ و حضور داشته است که باید از زندگی ایشان، فیلم مستند و حتی داستانی ساخته شود. هاشمی با هر نوع دیدگاه و عملکرد آن‌قدر بزرگ است که تلاش و همت این مرد بزرگ و تحمل رنج‌هایی که قبل و بعد از انقلاب بروز داده است می تواند الگوی بسیاری از جوانان شود. رسانه ملی از لحظه مرگ تلاش کرد با پوشش مستمر اخبار مرتبط با این شخصیت و حضور همکاران و هم‌سنگران ایشان گذشته را جبران کند و شاید اغراق نباشد. اگر بگوییم این نوع پوشش خبری تا پیش‌ازاین در عروج ملکوتی امام خمینی و فرزند عزیزشان دیده شده بود.
 اما با این وجود رسانه ملی اگر قصد دارد همچنان رسانه محبوب مردم باقی بماند بهتر است رویکردهای جناحی خود را تعدیل و هوشمندانه شخصیت‌ها و عملکردشان را بررسی کند تا ناگزیر به جبران کوتاهی و بی انصافی گذشته در یک شب نشود.
تیترها خوب نبود
صبح روز بعد از فوت هاشمی در جستجوی یک تیتر و عکس منحصربه‌فرد در روزنامه‌ها و خبرگزاری‌ها بودم. انتظار داشتم رسانه‌هایی همچون روزنامه‌های هفت صبح، وطن امروز، قانون، اعتماد، شرق و کیهان و از سوی دیگر خبرگزاری‌های تسنیم، ایسنا، سایت‌های خبری الف، تابناک و ... حرفی متمایز را منتشر کنند اما هر چه مشاهده کردم به دلم ننشست. دلم یک تیتر دو کلمه‌ای می‌خواست فکر می‌کردم وطن امروز با آنکه رویکرد رسانه‌ای آن را نمی‌پسندم اما تیتری خاص را برای آیت اله در نظر بگیرد اما وطن امروز هم موفق نبود.
هفت صبح و شرق هم چیزی بیشتر از دیگران برای گفتن نداشتند. اما یک روزنامه کمتر شناخته شده که اتفاقاً اصفهانی هم هست تیتر دو کلمه‌ای جذاب‌تری را برگزید. "داغ زمستانی" تیتری داغ‌تر نسبت به تیترهای سایر رسانه‌ها بود اما محتوای آن چیزی فراتر از دیگران نداشت. افتضاح رسانه‌ای هم به روزنامه‌هایی تعلق داشت که آن‌قدر زود در روز گذشته صفحات خود را برای چاپ ارسال کرده بودند که از خبر فوت هاشمی جا ماندند و این به‌خوبی نشان می‌دهد چه کسانی برای رسانه داری به بلوغ نرسیده‌اند.
سوژه‌هایی که از آن غفلت شد
از صبح ذهنم مشغول بود؛ به نظرم رسانه‌ها نتوانستند آن‌چنان‌که باید و شاید تیتری ماندگار و گزارشی متفاوت را از مرگ نفر دوم نظام به لحاظ جایگاه معنوی منتشر کنند. شاید آن‌قدر فوت هاشمی رفسنجانی ناگهانی بود که رسانه‌ها بیش از آنکه در فکر تحلیل و تفسیر مراودات چالش برانگیز و دیدگاه‌های قابل بحث پیرامون این شخصیت و یا اتفاقات بعد از مرگ هاشمی باشند بیشتر تلاش کردند در فرصت باقیمانده برای هماهنگی با چاپخانه فقط از خبر مرگ وی مطمئن شوند و یک سرگذشت از ایشان برای نشر آماده کنند. برخی رسانه‌ها نیز تقارن زمان فوت ایشان با سالمرگ امیرکبیر را موضوعی برای مقایسه این دو شخصیت قرار دادند که البته باورپذیری آن برای مخاطب با توجه به جایگاه خاص امیرکبیر نزد افکار عمومی بسیار اندک بود.
هاشمی از معدود سیاستمداران ایرانی است که خود را موظف به مستندسازی و نشر خاطرات و رویدادهای دوران خود می‌دانست و انتشار کتاب خاطرات وی بیانگر ارزش‌گذاری ایشان بر موضوع تاریخ انقلاب و عملکرد مسئولان است. در کشورهای دیگر نگارش سرگذشت و خاطرات چهره‌ها و شخصیت‌ها یک وظیفه و فرهنگ ملی برای پاسخگویی به افکار عمومی شناخته می‌شود اما در ایران کمتر چهره‌های شاخص، خاطرات و سرگذشت خود را می‌نویسند.
علی‌اکبر هاشمی بهرمانی اما به این وظیفه خود نیز به‌خوبی عمل کرده است و با وجود حضور مستمر در سمت‌های اجرایی پس از انقلاب و زندان‌ها و شکنجه‌های بلندمدت در پیش از انقلاب دست از نوشتن برنداشته و به نظر من شخصیت فرهنگی هاشمی مغفول مانده است. کتاب‌های هاشمی و خاطرات وی اکنون که دیگر نیست در رسانه‌ها مطرح می‌شوند و حال که در میان ما وجود ندارد از توانایی‌های نویسندگی و تحلیل گری‌های ایشان در دوران مختلف یاد می‌شود.
جا داشت رسانه‌ها بیش از آنکه به مرگ آیت اله بها دهند؛ وقایع چالش‌برانگیز مرتبط با هاشمی در قبل و بعد از انقلاب را مورد تحلیل قرار دهند. هاشمی بنا بر اظهار چهره‌های شاخص انقلاب بدترین شکنجه‌ها را در زندان های ساواک تحمل کرده است.تدابیر و سیاست‌های زیرکانه هاشمی در بازی سیاستمداران وقت دوره محمدرضا شاه، ارتباط بسیار نزدیک هاشمی با امام خمینی نسبت به سایر سیاستمداران کشور، نقش تأثیرگذار هاشمی در انتخاب آیت اله خامنه‌ای به‌عنوان رهبر، دلایل افول این چهره پس از دوران ریاست جمهوری در عرصه سیاست کشور، صحنه‌گردانی این سیاستمدار کهنه‌کار در انتخاب حسن روحانی به ریاست جمهوری ایران، شاهکار سیاسی وی در تغییر ترکیب مجلس خبرگان و مجلس شورای اسلامی در دوره اخیر که نشان داد هاشمی می‌تواند رهبر نباشد اما رهبری کند. شاید از همه این‌ها جذاب‌تر پرداخت نسبت به دیدگاه مردم درباره ثروت و قدرت هاشمی و واقعیت‌های زندگی این مرد بزرگ بود و همگی این‌ها سوژه‌هایی است که از قلم رسانه‌ها جا ماند.
پاس گل‌های هاشمی فراموش شد
یکی از تیترهایی که حتی تصمیم داشتم برای همین یادداشت در نظر بگیرم پاس گل‌های هاشمی بود. وقتی به صحنه‌گردانی‌های هاشمی فکر کردم ناخودآگاه یاد علی دایی افتادم؛ علی دایی اسطوره فوتبال ایران شد درحالی‌که در حماسی‌ترین بازی‌های تیم ملی گل نزد اما پاس گل‌های طلایی وی فراموش‌نشدنی است. پاس گل علی دایی به خداد عزیزی در بازی ایران و استرالیا و پاس گل وی به مهدی مهدوی کیا در بازی ایران و امریکا نقش تأثیرگذار دایی را در فوتبال ایران بیش از گل‌های تأثیرگذار وی نشان می‌دهد.
دایی توپ‌های بسیاری را گل نکرد اما با پاس گل‌های طلایی خود بازی‌هایی تاریخی خلق کرد. شاید مقایسه دایی و هاشمی معقول به نظر نرسد اما مقایسه فوتبال و سیاست برای همه ما پذیرفتنی است. هاشمی بااینکه پس از امام خمینی بانفوذترین چهره سیاسی ایران برای دستیابی به جایگاه رهبری بود اما کمی عقب‌تر ایستاد و پاس گل داد تا آیت اله خامنه‌ای به رهبری ایران برگزیده شود.
 هاشمی در سال 92 نیز به‌راحتی و بدون دعوا و دردسر حذف نامزدی از انتخابات ریاست جمهوری توسط شورای نگهبان را پذیرفت زیرا از قبل یار دیگری را به صحنه فرستاده بود تا به وی پاس گل دهد که اتفاقاً این بار هم پاس هاشمی به روحانی تبدیل به گل شد.
هاشمی پاس گل دیگری را هم پیش از مرگ خود ارسال کرد؛ یک سانتر فوق‌العاده آینده‌نگر برای سید حسن خمینی ارسال شد. پاس گلی که گلزنش جوان بود و کم‌تجربه و نتوانست از آن یک گل تاریخی بسازد. هاشمی، سید حسن را چهره‌ای کاریزماتیک می‌دانست که با حضور در مجلس خبرگان و بهبود جایگاه سیاسی و اجتماعی به‌مرور می‌توانست خود را به‌عنوان رهبر آینده ایران معرفی کند.
بعد از آیت اله مهم‌تر از مرگ آیت اله بود
از زمان شنیدن خبر مرگ هاشمی بدان می‌اندیشیدم که اگر رسانه‌ای در اختیار داشتم فردای آن روز چه موضوعی را تیتر یک می‌کردم. مرگ هاشمی و عکس بزرگ ایشان در صفحه یک کاری بود که همه رسانه‌ها انجام می‌دادند اما تیتر متفاوت چه می‌توانست باشد؟
من به تیتر" بعد از آیت اله" رسیدم. بعد از آیت اله هم می‌توانست مفهوم پایان دوره هاشمی را برساند و هم  بیانگر اتفاقات بعد از مرگ ایشان باشد. تردید ندارم طی 24 تا 48 ساعت پس از تدفین پیکر علی‌اکبر هاشمی بهرمانی(معروف به رفسنجانی) جایگزین وی در مجمع تشخیص مصلحت نظام از سوی رهبری معرفی می‌شود. رهبری نشان داده است در انتصاب افراد جایگزین در هر شرایطی تعلل نمی‌کنند و هیچ نهادی را بلاتکلیف نمی‌گذارند. اما جایگزین هاشمی چه کسی می‌تواند باشد؟ آیا می‌توان فردی هم‌سطح وی را معرفی کرد؟
از چهره‌هایی که انتظار می‌رود جایگزین وی برای ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام باشند باید از سید علی‌اکبر جمشیدی معروف به ناطق نوری(رئیس دفتر بازرسی نهاد رهبری و رئیس اسبق مجلس شورای اسلامی)، سید محمود هاشمی شاهرودی(رئیس سابق قوه قضاییه)، علی‌اکبر ولایتی(مشاور رهبری در امور بین‌الملل)، احمد جنتی(رئیس هم‌زمان شورای نگهبان و مجلس خبرگان)، غلامعلی حداد عادل(رئیس سابق مجلس شورای اسلامی)، محسن رضایی(دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام)، محمدرضا باهنر(نایب‌رئیس سابق مجلس شورای اسلامی)، آیت اله محمدتقی مصباح یزدی (عضو سابق مجلس خبرگان رهبری)،آیت اله محمد یزدی(عضو سابق مجلس خبرگان رهبری) و احمد خاتمی(عضو هیئت‌رئیسه مجلس خبرگان) نام برد.
موضوع جانشین هاشمی از ابعاد مختلفی دارای اهمیت است چراکه این جایگاه اگرچه جایگاهی اجرایی به شمار نمی‌رود و جنبه سیاست‌گذاری در سطح کلان کشور دارد اما ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام در حکم مشاور رهبری در تمام امور خواهد بود. کما اینکه هاشمی نیز به‌صورت مستمر هفتگی یا دو هفته یک‌بار جلسات خصوصی با مقام رهبری داشته‌اند.
البته هاشمی رفسنجانی شخصیتی فراتر از سمت خود داشته که این در بیانیه رهبر به مناسبت درگذشت ایشان نیز اشاره ‌شده است. بنابراین رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام باید به لحاظ جایگاه فکری و سیاسی به رهبری نزدیک باشد که این موضوع انتخاب را دشوار می‌کند. بدون تردید رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در تعدیل نظرات و تصمیمات رهبری نقش مؤثری داشته است و انتظار می‌رود رئیس جدید نیز فراتر از یک رئیس مجمع و حتی رئیس قوه و به‌عنوان یک مشاور و همفکر در کنار رهبری قرار بگیرد.
شیخ نور جایگزین آیت اله شود
در میان چهره‌های مطرح برای ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام از جهت سوابق اجرایی و سیاسی علی‌اکبر جمشیدی معروف به ناطق نوری یا همان شیخ نور جایگاه بالاتری نسبت به سایر افراد دارد. ناطق متولد 1322 و دارای تحصیلات حوزوی تا مقطع خارج فقه و اصول است. وی همچنین در رشته الهیات گرایش فلسفه و حکمت اسلامی از دانشگاه تهران لیسانس گرفته است.
وی نماینده مجلس شورای اسلامی در دوره‌های اول، دوم، سوم و رئیس قوه مقننه در دوره‌های چهارم و پنجم بوده است. نمایندگی امام خمینی در وزارت جهاد سازندگی و وزارت کشور در دولت اول میرحسین موسوی (۱۳۶۰ تا ۱۳۶۴) از دیگر سمت‌های وی به شمار می‌رود. ناطق نوری در انتخابات دوره هفتم ریاست جمهوری کاندیدای جناح محافظه کار (شامل جامعه روحانیت بازار و تشکل‌های همسو و جامعه مدرسین حوزه علمیه) بود ولی با به دست آوردن نزدیک به ۷ میلیون رأی در مقابل سید محمد خاتمی شکست خورد. وی در انتخابات یازدهمین دوره ریاست جمهوری از روحانی حمایت کرد.
ناطق نوری در کنار هاشمی رفسنجانی طی چند سال گذشته به‌عنوان یک چهره معتدل و میانه‌رو تلاش کرده است جناحی متعادل از گروه‌های اصلاح‌طلب و اصولگرا را رهبری و حمایت کند و باوجود اصرار شخصیت‌ها مبنی بر حضور در انتخابات مجلس شورای اسلامی و خبرگان حاضر به کاندیداتوری نشد و ترجیح داد در پشت‌صحنه از دولت یازدهم حمایت کند.
وی با 73 سال سن، همکاری و همراهی با امام خمینی و مقام رهبری، تجربه ریاست قوه مقننه و حضور در دولت و رویکردهای غیر افراطی در موضوعات سیاسی  بهترین گزینه برای ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام به شمار می‌رود. اگرچه ناطق نوری و فرزندانش همچون هاشمی رفسنجانی از سوی احمدی‌نژاد به ثروت‌اندوزی و رانت‌خواری متهم شده‌اند و بدون تردید در نزد افکار عمومی با این اتهامات مواجه هستند اما رفتار معقول و معتدل در چند سال گذشته بر محبوبیت وی نزد دو جناح افزوده است. شاید حضور کم‌رنگ ناطق در عرصه سیاست در دوره اخیر به پاشنه آشیل این چهره شاخص برای عدم انتصاب به ریاست مجمع تبدیل شود.
وضعیت سید محمد خاتمی و میرحسین موسوی در شرایط کنونی که می‌توانستند جایگزین مطمئنی برای هاشمی باشند بیش از گذشته طرفداران دو جناح اصلاح‌طلب و معتدل را از رویدادهای سال 88 پشیمان می‌کند. اما در هر صورت این دو چهره شاخص دیگر مورد اعتماد نظام نیستند.
انتصاب هر کس به‌غیراز ناطق نوری به ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام از موفقیت روحانی در انتخابات ریاست جمهوری سال آینده نیز خواهد کاست چراکه بزرگ‌ترین حامی وی دیگر زنده نیست و ناطق به‌عنوان یک چهره تأثیرگذار با دوری از سمت‌های رسمی شاید آن‌چنان‌که باید و شاید نتواند روحانی را مورد حمایت قرار دهد.
همان‌طور که مشاهده می‌شود موضوعات فراوانی در قبل و بعد از مرگ آیت اله هاشمی رفسنجانی وجود دارد که رسانه‌ها و فعالان سیاسی باید در زمان کنونی و تا پیش از سرد شدن داغ این مرد بزرگ به بررسی آن مشغول شوند. هاشمی بخش بزرگی از تاریخ ایران را رقم زده و از آینده سیاسی ایران نیز غافل نبوده است و انتظار می‌رود علاقه‌مندان و همفکران وی نیز بیش از این غفلت نکنند. هاشمی دیگر در میان ما نیست با تمام تصمیمات درست و نادرستش در اداره کشور اما این خط پایان هاشمی است نه خط پایان نظام؛ باید منصفانه و منطقی تحلیل کرد و برای آینده آگاهانه‌تر تصمیم گرفت.
(سه شنبه ۲۱ دی۱۳۹۵ | 12:57 | نویسنده : سینا ایرانپور انارکی)
جمعه, 17 دی 1395 22:41
ایران سرزمینی ثروتمند اما فقیر است که فقر در این کشور ثروتمند با دروغ و ریا ریشه دوانده است. کشوری که چه در ابعاد جغرافیایی و چه مواد و محصولات زمینی و معدنی و چه ابعاد انسانی بسیار مستعد است اما باوجود تنوع در فرصت‌های درآمدزایی، سرانه ملی آن بر اساس شاخص قدرت خرید در سال2014 و طبق برنامه توسعه سازمان ملل  15 هزار 440 دلار اعلام‌شده و رتبه 74 بین ۱۸۷ کشور جهان را به خود اختصاص داده است. همچنین ارزیابی پژوهشگران موسسه بین‌المللی لگاتوم نشان می‌دهد در حالی که ایران رتبه 106  شاخص رفاه در کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا در میان ۱۴۲ کشور و در سال ۲۰۱۵ را کسب کرده است؛ کشور امارات رتبه 30، کویت 36، عربستان 42 ، ترکیه 78، مراکش 79، اردن 88، الجزایر 96، تونس 97 و لبنان رتبه 98 را به دست آورده‌اند.

در مقایسه شاخص کل سهولت کسب‌وکار ایران و کشورهای منتخب در سال 2015 میلادی در گزارش بانک جهانی، جایگاه ایران رتبه 130 است و در میان کشورهای خاورمیانه امارات متحده عربی با رتبه 22 جهانی رتبه نخست را در اختیار دارد. این آمارها را در حالی سازمان‌های جهانی محاسبه و اعلام می‌کنند که مورد تائید نهادهای دولتی ایران نیز هستند. این‌ها واقعیت‌های آشکار اقتصاد ایران است که باوجود همه دروغ‌ها پنهان شدنی نیست.ایران از سال 1357 با شکل‌گیری تئوری حکومت اسلامی ساختاری متفاوت را در حکومت‌داری پایه‌گذاری کرد. حکومتی که بنا بر دیدگاه یکی از بزرگ‌ترین تئوریسین‌های آن یعنی شهید دکتر مرتضی مطهری، اقتصاد در آن ستون حکومت اعلام شده است. دیدگاه‌های اسلام درباره رشد اقتصادی در چند بند قابل بیان است:
1 ـ اصل مالکیت انسان‏ها نسبت به یکدیگر پذیرفته است، ولی تمام انسان‏ها نسبت به خداوند، امین و نائب‌اند نه مالک.
2 ـ مجموع اموال، متعلق به مجموع انسان‏هاست.
3 ـ مال، به منزله خون بدن و به مثابه ستون فقرات جامعه انسانی است.
4 ـ قرار دادن مال در اختیار سفیه ممنوع است و صرف آن به نحو اسراف یا اتراف نارواست.
5 ـ احتکار ثروت و اکتناز مال، ممنوع است و جریان آن لازم هست.
6 ـ جریان ناقصِ مال، ممنوع هست و دَوْر کامل آن لازم است.
7 ـ جریان عمومی مال، گذشته از راه‏های پیش ‏بینی شده در شرع مانند ارث و بخشش، همانا بر اساس تجارت با رضایت است.
باوجود این دیدگاه‌های مدرن در اقتصاد اسلامی اما 38 سال پس از پایه‌گذاری بزرگ‌ترین حکومت اسلامی در جهان این پرسش مطرح است که چرا دست از دروغ و تظاهر بر نمی‌داریم و دیدگاه ناب اسلام در حوزه اقتصاد اجرایی نمی‌شود؟ در ادامه برخی از بزرگ‌ترین دروغ‌های اقتصاد ایران را بررسی می‌کنیم.
1-خصوصی‌سازی
قصه معناداری است که در ایران هر برنامه‌ای که تعریف می‌شود بلافاصله برای آن‌یک سازمان و نهاد راه‌اندازی می‌کنیم. نهادهایی که باید فرا سازمانی عمل کنند اما همیشه در اندازه یک سازمان باقی می‌مانند تا منحل شوند. خصوصی‌سازی از برنامه‌های توسعه‌ای کشور بوده است که برای اجرای آن سازمان خصوصی‌سازی تأسیس و اساسنامه اوليه آن در تاریخ 29/01/1380 توسط هیئت‌وزیران تصویب و پس از تأیید شوراي نگهبان، در تاریخ 16/02/1380 ابلاغ گردید. با تصويب «قانون اجراي سیاست‌های كلي اصل (44) قانون اساسي» در تیرماه سال 1387، سازمان خصوصی‌سازی موظف گرديد تا در چارچوب اساسنامه جديد (مصوب مورخ 26/12/1388) و با اهدافي ازجمله «گسترش مالکیت در سطح عموم مردم»، «ارتقای کارایی بنگاه‌های اقتصادي»، «افزایش سهم بخش‌های خصوصی و تعاونی در اقتصاد ملی» و «کاستن از بار مالی و مدیریتی دولت در تصدی فعالیت‌های اقتصادی»، نسبت به انجام وظایف قانوني خود عمل کند.

اکنون 15 سال از تأسیس این سازمان می‌گذرد و همچنان 80 درصد اقتصاد کشور دولتی است. بسیاری از واگذاری‌های این نهاد به بزرگ‌ترین چالش‌های اقتصادی کشور تبدیل‌شده است و شرکت‌های واگذار شده اکنون در شرایط خوبی به سر نمی‌برند در حالی که روزی از بزرگ‌ترین و سودآورترین صنایع ایران به شمار می‌رفتند. شرکت پلی اکریل، پتروشیمی اصفهان و صنایع کاشی اصفهان نمونه‌های مطرح ناموفق خصوصی‌سازی در ایران هستند.

 از سوی دیگر واگذاری بلوک‌های شرکت‌های دیگر ازجمله ایران‌خودرو، سایپا، مخابرات، فولاد مبارکه، ذوب‌آهن اصفهان، معدن چادرملو، معدن گل گوهر، بیشتر بانک‌ها، پتروشیمی‌ها و شرکت‌های نفتی مختلف و بسیاری شرکت‌های بزرگ دیگر هرگز بسترساز خصوصی‌سازی در این شرکت‌ها نشده است. همچنان بزرگ‌ترین سهامدار این شرکت‌ها دولت است و بلوک سهام آن‌ها را نیز نهادها و بنیادهای وابسته به دولت مانند بنیادهای وابسته به نیروهای مسلح، شرکت سرمایه‌گذاری تأمین اجتماعی و صندوق‌های بازنشستگی خریداری کرده‌اند و از آن مهم‌تر مدیرعامل و هیئت‌مدیره این شرکت‌ها را همچنان دولت معرفی می‌کند.

تنها نوع هویت این شرکت‌ها تغییر کرده است و از عنوان دولتی به سهامی عام تبدیل شده‌اند. دولت یا نمی‌داند یا نمی‌خواهد باور کند که خصوصی‌سازی فقط یک عنوان نیست بلکه یک روش و تغییر ساختار در اقتصاد به شمار می‌رود و اگر با کاهش تصدی‌گری دولت همراه نباشد و سهم بخش خصوصی در اداره اقتصاد کشور را افزایش ندهد عملاً واریز پول از یک جیب به جیب دیگر و انتقال مسئولیت از یک سازمان به سازمان دیگر به شمار می‌رود و این بدون تردید نه‌تنها منفعت اقتصادی به دنبال ندارد بلکه بسترساز ایجاد رانت و فساد و سوءاستفاده‌های مدیران ارشد خواهد بود.

خصوصی‌سازی در ایران یک دروغ بزرگ است که دولت و بخش خصوصی این دروغ بزرگ را خود نیز به مسخره می‌گیرند و عنوان خصولتی بر آن می‌نهند. خصولتی ها شرکت‌هایی بی‌هویت و فاقد بهره‌وری به شمار می‌روند که هرگز تأثیر کارآمدی در اقتصاد ایران نخواهند داشت و توسعه برای آن‌ها یک شوخی بزرگ به شمار می‌رود. سقوط خودروسازها، صنایع نساجی، بانک‌ها و بسیاری از صنایع بزرگ دیگر به‌خوبی نشان داده است خصولتی یعنی مرگ یک شرکت.
2-توزیع عادلانه ثروت
بدون تردید توزیع عادلانه ثروت در حکومت اسلامی بزرگ‌ترین هدف اقتصادی است. دولت‌های ایران هر یک تلاش کرده‌اند با ابزارهای مختلف عدالت و رفاه اجتماعی را برای جامعه ایرانی فراهم کنند اما همیشه فراموش‌شده است که عدالت یک‌رویه سازمان یافته برای تمام بخش‌های اقتصادی و غیراقتصادی است و با یک ابزار نمی‌توان عدالت را برای جامعه به ارمغان آورد. دولت‌های ایران با افزایش دستمزد، پرداخت یارانه نقدی، سهمیه‌بندی سوخت، مسکن مهر،کاهش هزینه درمان، کاهش تورم، افزایش تسهیلات بانکی و بسیاری روش‌های دیگر مردم کشور خود را گدایانی متصور شده‌اند که باید به آن‌ها نان به گدایی دهند و با مبالغ جزئی و بی‌هدف رضایت آن‌ها را جلب کنند. چه ستادها و نهادها که برای این نان گدایی راه‌اندازی نشد و چه ثروت‌ها که فنا کردیم تا رای مردم را در سبد خود بریزیم و هر روز اقتصاد را که نیازمند سیستم و ساختار سازمان‌یافته و مدرن است با رفتارهای کودکانه متزلزل‌تر کردیم.

شاخص رفاه و سرانه ملی ایرانیان گواه هر چیزی است به‌جز توزیع عادلانه ثروت. اقتصاد یک مجموعه روش سازمان‌یافته است که نباید به آن نگاه پروژه‌ای داشت باید اقتصاد را یک سیستم زنده و پایدار قلمداد کنیم و از تصمیمات مقطعی بپرهیزیم اما چه سود که در این کشور دولت‌ها برای نام و نان خود تصمیم می‌گیرند نه مردمی به وسعت یک سرزمین. عدالت با یارانه و نرخ دستمزد و تورم عملیاتی نمی‌شود باید نخست افراد را عادلانه منصوب و عادلانه اختیار و قدرت داد و به‌جای تغییر گروه‌ها و حزب‌ها ساختارها را اصلاح کرد.  
3-بورس و بازار آزاد
کدام بورس، کدام بازار آزاد؟ وقتی بخش بزرگی از اقتصاد یک کشور در خارج از بورس اداره می‌شود و بخش بزرگی از بورس خصولتی است چگونه بازار آزاد تحقق می‌یابد؟ بورس یک بازار مدرن است که باهدف بسترسازی برای معاملاتی عادلانه با رقابتی سالم و شفاف راه‌اندازی شده است اما بورس ایران نه سالم است و نه شفاف چه برسد به آنکه آزاد باشد. بازار آزاد در ایران همچنان یک رویاست که باید نیم‌قرن دیگر نیز به انتظار نشست تا شاید تحولات جامعه جهانی ما را ناگزیر به اصلاح درونی اقتصاد کشورمان کند.

 اقتصاد ایران با این بازار آشفته و پر حفره برای رانت و فساد نه شبیه اقتصاد اسلامی است و نه شبیه اقتصاد سرمایه‌داری. اقتصاد ایران را باید "اقتصاد ایران" نام نهاد اقتصادی که درگیر نام‌هاست. اقتصادی که خود نیز نمی‌داند چه چیزی را جستجو می‌کند! اقتصادی که شورای رقابت راه‌اندازی می‌کند تا قیمت و رقابت را کنترل کند اما حرف از خصوصی‌سازی می‌زند و بار ورشکستگی شرکت‌های بزرگش را دولت و مردم به دوش می‌کشند. اقتصادی که دولتش در فکر منافع دولتی است و هر جا کم بیاورد مالیات را می‌افزاید و برای آنکه آرای مردمی را از دست ندهد با زور قیمت‌ها را تحت نظارت خود در می‌آورد.

 ایران یک بازار آشفته است که باید در آن همانند عقاب لحظه‌ها و بخشنامه‌ها را نظاره کرد و یک روز ارز خرید روز دیگر طلا روز بعدش سهام و روزهای دیگرش زمین و ملک و آهن و هر چه پیش آمد. ایران سرزمین آزاد قیمت‌هاست فقط حوصله کن و ببین امروز قیمت کدام کالا پر پرواز می‌گیرد.
4-بخش خصوصی
بخش خصوصی در ایران بزرگ‌ترین دروغی است که دولت و ملت به یکدیگر می‌گویند و آن را باور کرده‌اند. اقتصادی که 80 درصد آن در سیطره دولت است و بخش خصوصی آن در سطح بسیار وسیعی کالا و خدمات تولیدی خود را ناگزیر است با بخش دولتی معامله کند و یا با رانت دولتی صادر و عرضه نماید و هیچ برند مطرح بین‌المللی هم ندارد چگونه می‌تواند بخشی به اسم خصوصی داشته باشد؟

نهادی با نام اتاق بازرگانی و با شهرت پارلمان بخش خصوصی در ایران یک کپی‌برداری از نهادهای دولتی است که دولت حتی در هیئت نمایندگان آن عضو رسمی دارد حتی گاهی در سطوح هیئت‌رئیسه! پارلمانی خصوصی که تائید نامزدهای انتخابات آن را دولت بر عهده دارد و انتخاب رئیس آن نیز بدون دخالت دولت امکان‌پذیر نیست. کدام بخش خصوصی، کدام پارلمان خصوصی این‌ها دروغ‌های بزرگی است که خودمان به خودمان تحویل داده‌ایم و آن‌قدر تکرار کرده‌ایم که باورمان شده است. آن‌ها که اتاق بازرگانی را مستقل می‌دانند پاسخ دهند درباره کدام بخش از فعالیت بخش خصوصی قدرت تصمیم و اجرا دارد؟

 تابه‌حال این اتاق کدام خانه را آباد کرده است جز اینکه به خانه‌ای برای سخنرانی ثروتمندان تبدیل‌شده است؛ همانند مجلس خواص. بخش خصوصی در ایران شاید فقط همان بقالی سر کوچه باشد یا همان تعمیرکار لوازم‌خانگی یا بنایی که نه بیمه دارد و نه امنیت و نه حقوقش را دولت می‌دهد. بخش خصوصی ایران که تعاونی‌ها را نیز باید به‌نوعی خصوصی نام نهاد درمجموع و کاملاً خوش‌بینانه کمتر از 5 درصد از کل اقتصاد ایران را در اختیار دارد.
5-جایگزینی برای درآمد نفت
دروغی که هر روز رسانه‌ای می‌شود، تلاش برای جایگزین درآمد نفتی است. تمام اقتصاد ایران بوی نفت می‌دهد حتی میوه و شیرینی ایرانی نیز بوی نفت می‌دهد. رسانه‌های ایران بوی نفت می‌دهند و چقدر بوی نفت را دوست داریم. هر چه نفتی‌تر پولدارتر، هر چی نفتی‌تر قدرتمندتر و این نفت سوخت زندگی ما شده است. یک روز حرف از توسعه معادن می‌زنیم به بهانه جایگزینی برای درآمد نفتی، روز دیگر صحبت از توسعه بنادر و کشتیرانی می‌شود و روز دیگر گردشگری و اندکی بعد شرکت‌های دانش‌بنیان پایان سال هم تعداد قراردادهای نفتی و مبالغ آن‌ها و حجم صادرات نفت را محاسبه می‌کنیم و خدا را شاکر می‌شویم که امسال هم با هر قیمت که بود نفت را فروختیم و کشور را از بحران نجات دادیم.

معادن تجهیزات مدرن و سرمایه‌گذاری بلندمدت می‌خواهند که نداریم، بنادر و کشتیرانی دانش و فناوری نوین و سرمایه خارجی می‌خواهند که نداریم، گردشگری نیز خوب است اما با آسیب‌های فرهنگی گردشگران خارجی و تبلیغ ناامنی علیه ایران چه کنیم؟! هیچ بی‌خیال آقا نفت را بفروش که بودجه نداریم و این پایان طرح خروج از تک‌محصولی و جایگزین برای نفت است.
6-بانکداری اسلامی
شکر خدا این دروغ را همه دیگر می‌دانیم دروغ است از مراجع تقلید گرفته تا مدیران و مسئولان و مردم همگی دیگر می‌دانیم بانک‌های ایران، اسلامی نیستند. کجایی هستند هم نمی‌دانیم چون هیچ کجای دنیا چنین سیستم بانکداری ندارد. به لطف خدا در زمینه بانکداری نیز صاحب سبک هستیم و بعد از شهرت سوئیس در بانکداری قطعاً سبک بانکداری ایران در دنیا متمایز است. سود به سپرده‌ها می‌دهیم و از تسهیلات بهره‌های سنگین می‌گیریم و با اندکی تغییر و نوسان در اعداد آن را اسلامی جلوه می‌دهیم. بانک‌هایمان هم دیگر فقط بانک نیستند یک دولت مستقل در دولت به شمار می‌روند که هر کاری می‌کنند به جز بانکداری و بزرگ‌ترین فسادهای مالی کشور هم در آن‌ها رقم می‌خورد. اکنون نیز تلاش می‌کنیم ورشکستگی آن‌ها را پنهان کنیم تا مبادا مردم سرمایه‌های خود را از این بنگاه‌داران سفته‌باز و رباخوار بیرون بیاورند. البته بیرون هم بیاورند کجا بگذارند!

دروغ در اقتصاد ایران و تظاهر به اصول و قوانینی که فقط نامشان شنیده می‌شود از اقتصاد ایران یک اقتصاد آشفته ساخته است. اقتصادی که ثبات ندارد و باید برای آن هر روز و هر لحظه تصمیم گرفت و اگر نه هرگز مالی به دست نخواهی آورد. سفته‌بازی، تجارت پول، رانت واردات، رانت ارز و بازی قیمت‌ها پشت واژه‌های دروغی همچون کارآفرینی، اشتغال‌زایی، صادرات، تولید ملی پنهان‌شده‌اند اما آن‌ها که خود را زرنگ و زیرک می‌دانند با همین دروغ‌های بزرگ و واقعیت‌های پنهان کسب سود می‌کنند و به مردم ساده پوزخند می‌زنند.

این دروغ‌ها روزی دارا و ندار را باهم غرق می‌کند اما شاید ندارها دستشان به صخره‌ای برسد اما داراها بعید می‌دانم از گردابی که خود درست کرده‌اند، نجات یابند. اقتصاد ایران درمان نمی‌شود مگر دست از دروغ و تظاهر برداریم و یک‌بار برای همیشه اقتصاد را سهم تک‌تک مردم این سرزمین بدانیم و کار را به نخبگان بسپاریم. فقط کمی شفاف‌تر باشیم، همین.
(پنجشنبه ۱۶ دی۱۳۹۵ | 22:43 | نویسنده : سینا ایرانپور انارکی

پنج شنبه, 27 آبان 1395 11:07
آب تمام شد! این تیتر، روزی مهم‌ترین تیتر تاریخ مطبوعات کشور خواهد بود. آب آنقدر آسان به دستمان می‌رسد که باور اینکه روزی نباشد برایمان قابل تصور نیست. روزگاری که آب را در قنات، آب انبار، چاه و چشمه‌ها می‌جستیم و حمام‌ها عمومی بود برای قطره‌قطره آن ارزش قائل بودیم. دشوارمان بود روزی چند بار سر چاه یا چشمه و آب انبار برویم و به همین دلیل ساده، ظرف آب در خانه حکم طلا داشت. آن روزگار را من فقط توصیفش را شنیده‌ام و هیچ درکی از آن ندارم اما خوب می‌دانم آب اگر در دسترس نباشد به سهولت آن را به فاضلاب روانه نمی‌کنیم.
اکنون شستشوی حیاط، هر روز دوش گرفتن، شستشوی اتومبیل و ... بخشی از لحظه‌های شاد زندگی ماست و بی‌خیال از همه دنیا آب را به هدر می‌دهیم تا هر روز به آن تیتر تاریخی نزدیک‌تر شویم. تجمع کشاورزان، دعوای استان‌ها، هشدار صاحب‌نظران فقط تیتر می‌شود و از آن سو هر روز سدها خالی‌تر و آسمان سخت‌گیرتر.
آب فقط با مصرف درست و عاقلانه مردم به سدها باز نمی‌گردد؛ ذخیره آب نیازمند تدبیر و دانش مسئولان است. سال‌هاست هشدار بی آبی شنیده اند اما تفکیک آب آشامیدنی از آب شستشو همچنان یک شوخی به شمار می‌رود. تجهیزات روز در زمینه لوله‌کشی و انتقال آب، بازچرخانی آب در صنایع، تصفیه مدرن آب فاضلاب‌ها، جمع‌آوری علمی آب باران،اجرای سیستم‌های آبخیزداری، شیرین سازی آب‌های شور و تولید آب با تکنولوژی‌های روز همچنان سهمی در سیاست‌گذاری‌های سیاستمداران ندارند.

استاد رنانی بزرگوار گفته بود آب باج یا رشوه حکومت به مردم است و من می‌گویم بی آبی سودی بی‌نهایت برای مردم دارد. آب اگر نباشد اندیشه درست مصرف کردن، اندیشه بهینه مصرف کردن و اندیشه تولید آن آینده بشر را تضمین می‌کند. آب که نباشد سیاست و اقتصاد مفهوم جدی‌تری می‌یابند.
آب که نباشد انتخابات عاقلانه‌تر برگزار و نامزدها صاحب صلاحیت برگزیده می‌شوند. آب را قطع کنید و ببینید چطور دموکراسی و عدالت برقرار می‌شود. آب را قطع کنید و ببینید چطور آن‌ها که عشق مقام و منصب در دل دارند چگونه ترک میز می‌کنند. آب را قطع کنید تا دروغ‌ها برملا و صداقت حکم‌فرما شود.

 آب روشنی است روشنی را بگیرید تا سیاهی‌ها هویدا گردد. آب، نرخ بیکاری، نرخ بهره، نرخ ارز، بیمه و مالیات نیست که ساده از کنارش گذر کنیم آن را قطع کنید یا قیمت آن را چند برابر کنید آن زمان به نظاره بنشینید که چگونه عدالت بر پا می‌شود و مردم چگونه برای هر اقدامی مشارکت می‌کنند. آب را قطع کنید تا کار گروهی و محبت میان مردم دو چندان شود. آب را قطع کنید تا مردان مرد میدان سیاست و اقتصاد رونمایی شوند.
آب زودتر از نفت تمام می‌شود و بی‌تردید بی‌آبی منفعتی صدچندان تر از بی نفتی برای کشور خواهد داشت. مردم ایران در کمبودها و نبودهای تاریخ ثابت کرده‌اند هر چه نداشته باشند راهکارهایی خارق‌العاده برای زندگی خلق می‌کنند. آب که نباشد در کویر برهوت کیلومترها قنات حفر می‌کنند که تاریخ همچنان در حیرت این تلاش خستگی‌ناپذیر مانده است. دشمنان به سرزمینشان نگاه نا به‌جا کرد و شاهد بودیم که چگونه کربلایی دیگر خلق شد. عاشورا یک روز بود و شهیدان آن هفتاد و دو تن اما مردم ایران هشت سال عاشورایی زندگی کردند و از جان هزاران جوان گذشتند.

آب را تمام کنید بیش از آنکه تمام شود تا دانش، صبوری، عدالت و سخت‌کوشی را به تماشا بنشینید و تردید نداشته باشید با همه بی آبی و خشکسالی، این مردم آب را با تدبیر و دانش به آن سوی دنیا هم صادر می‌کنند. بی‌آبی امروز سودآور است شاید وقتی دیگر باقی نمانده باشد.
(چهارشنبه ۲۶ آبان۱۳۹۵ | 21:28 | نویسنده : سینا ایرانپور انارکی)
دوشنبه, 24 آبان 1395 11:50
جلسه شورای شهرستان نایین با حضور نماینده مردم شهرستان های نایین و خور و بیابانک در مجلس شورای اسلامی ، فرماندار شهرستان نایین ، مدیر جهاد کشاورزی و رییس شرکت گاز نایین و اعضای شورای شهرستان  در محل فرمانداری نایین برگزار گردید.
در این جلسه مسایل و مشکلات بخش انارک و بخش مرکزی شهرستان نایین مورد بحث و بررسی قرار گرفت. پوربافرانی نماینده مردم شهرستان های نایین و خور و بیابانک در مجلس شورای اسلامی با اشاره به وظیفه خطیر این شورا برای شهرستان خواستار برگزاری منظم و متناوب این جلسات و پیگیری مشکلات با حمایت نماینده گردید. ایشان همچنین در خصوص بحث سرمایه گذاری عنوان نمود سرمایه گذارانی برای حضور در شهرستان نایین اعلام آمادگی نموده اند که باید با حمایت از آنها و عدم سنگ اندازی و همراهی مدیران و مردم شهرستان در جهت جلب این سرمایه گذاران تلاش نماییم.
سهراب مظفر نجفی فرماندار شهرستان نایین نیز در این جلسه ضمن تشکر از حضور نماینده مردم نایین و خور و بیابانک عنوان نمود جلسه ای که با حضور نمایندگان مردم برگزار می گردد می تواند بسیار حایز اهمیت باشد و خروجی مناسبی نیز در جهت رفع مشکلات داشته باشد . در ادامه فرماندار شهرستان نایین با اشاره به موارد مطرح شده در جلسه به ارایه راهکارهایی در این زمینه ها و صدور دستورات لازم به مدیران اجرایی در خصوص پیگیری مطالب مطروحه پرداخت.
(۱۳۹۵/۰۸/۲۰ - فرمانداری نایین)
 
پنج شنبه, 29 مهر 1395 11:52

لینک گروه "بهشتیان آسمان انارک": https://telegram.me/joinchat/BbJ1sz4N2__nhOGG0gMRMA اطلاع از آخرین درگذشتگان انارک و مراسم و ادای احترام به آنان.
لینک سوپرگروه "انارک بهشت گمشده": https://telegram.me/joinchat/BbJ1sz1yw8Jg2KuCmYIz7w هدف این سوپرگروه چت آزاد، گفتگو و هر متن و عکس و ... درباره انارک می باشد.
لینک "کانال انارک نیوز": https://telegram.me/anaraknews به گونه ای پشتیبان این سایت می باشد.

دوشنبه, 12 مهر 1395 13:37
سخنگوی سازمان انرژی اتمی گفت:در کارگاهی که در سازمان انرژی اتمی راه اندازی شده از متخصصان آژانس بين المللی انرژی اتمی دعوت کردهایم تا به تبيين و تشریح ابعاد و زوایای عضویت ایران در کنوانسيون مشترک ایمنی سوخت مصرف شده و پسماندهای دارای رادیو اکتيو بپردازند.
به گزارش خبرنگار گروه سياسی خبرگزاری ميزان، بهروز کمالوندی سخنگوی سازمان انرژی اتمی طی مصاحبه ای تلویزیونی با اشاره به راه اندازی کارگاه آموزشی هسته ای در سازمان انرژی اتمی پيرامون ایمنی سوخت مصرف شده و پسماندهای دارای رادیواکتيو اظهار کرد: با توجه به فعاليتهای چندساله راکتورهای هسته ای در کشور به تدریج ميزان انباشت سوخت مصرف شده و پسماندهای هسته ای افزایش یافت و در نتيجه بحث ایمنی و مراقبت از این مواد را به اولویت تبدیل کرد. وی با اشاره به تشکيل کنوانسيون مشترک ایمنی سوخت مصرف شده و پسماندهای دارای رادیواکتيو از سال 2001 گفت: عضویت ایران در کنوانسيون مزبور باید مسير قانونی خود را طی کند و پس از بررسی و تایيد در دولت، توسط مجلس تصویب شود. کمالوندی با اشاره به بررسی ابعاد عضویت ایران در کنوانسيون ایمنی سوخت مصرف شده در کارگاهی که دایر شده است، گفت: در کارگاهی که در سازمان انرژی اتمی راه اندازی کرده ایم از متخصصان آژانس بين المللی انرژی اتمی دعوت شده تا به تبيين و تشریح ابعاد و زوایای عضویت ایران در کنوانسيون مشترک ایمنی سوخت مصرف شده و پسماندهای دارای رادیو اکتيو بپردازند.
سخنگوی سازمان انرژی اتمی با بيان اینکه ایران در بين کشورهای دنيا بيشترین کار کارشناسی را بر روی کنوانسيون های صنعت هسته ای انجام داده است، تصریح کرد: ما از دو سال پيش کار بر روی موضوع ایمنی سوخت مصرف شده را آغاز کردیم و با توجه به اینکه کشورما یک کشور هسته ای است بنابر این به استانداردهای بالایی در زمينه ایمنی مواد، محيط زیست وافرادی که در صنعت هسته ای مشغول فعاليت هستند نياز داریم. وی ادامه داد: کارگاه تشکيل شده در سازمان انرژی اتمی پيرامون بررسی ابعاد عضویت ایران در کنوانسيون ایمنی سوخت مصرف شده، سه روزه است ودر این کارگاه علاوه بر اعضای سازمان انرژی اتمی افراد و متخصصانی از ریاست جمهوری و وزارت امور خارجه نيز حضور دارند.
کمالوندی با بيان اینکه ایران دارای یکی از بهترین مدیریتهای پسماندداری هسته ای در سطح دنيا است، گفت: اردیبهشت ماه بود که سایت پيشرفته انارک که قابليت دفن حجم بالایی از سوختهای مصرف شدهت و ضایعات هسته ای را دارد، توسط رئيس جمهور از طریق تله ویدئوافتتاح شد.
وی با اشاره به حضور متخصصان آژانس بين الملل انرژی اتمی در کارگاه آموزشی دایر شده درسازمان انرژی اتمی کشورمان گفت: پس از برگزاری کارگاهی آموزشی ایمنی سوخت مصرف شده ما گزارش کاملی را با بررسی ابعاد و زوایای گوناگون جهت پيوستن ایران به کنوانسيون مشترک ایمنی سوخت مصرف شده در اختيار دولت قرار می دهيم و پس از طی شدن مسير قانونی و تصویب در مجلس عضو کنوانسيون مزبور می شویم.
(کد خبر: ۲۲۷۶۴۵ ۱۱:۳۲ ­ ۱۳۹۵ مهر ۱۱ :تاریخ)