امروز: شنبه 01 ارديبهشت 1397 برابر با 20 آوریل 2018

سه شنبه, 30 خرداد 1396 13:31
حدود 30 درصد از مساحت استان اصفهان را بیابان‌ها تشکیل می‌دهند.
یک میلیون و 20 هزار هکتار از اراضی موجود استان را بیابان ها تشکیل می دهند. این زمین های خشک و بی آب و علف، حالا بحرانی به وجود آورده اند به نام بحران بیابان زایی. «زلزله خاموش»، نام دیگر این پدیده است. مشکلات زیست محیطی روز به روز افزایش می یابند و به گسترش بیابان ها دامن می زنند. این روند آرام و خاموش پیش می رود. بیابان ها هر روز فربه تر از روز قبلشان می شوند و همانند افعی، دهان باز می کنند و منابع طبیعی را می بلعند. از سوی دیگر باعث آسیب رساندن به اکوسیستم طبیعی می شوند.
این موضوعی است که حسینعلی نریمانی، رئیس اداره امور بیابان اداره کل منابع طبیعی استان در گفت و گو با «اصفهان زیبا» به آن اشاره می کند. آن طور که او می گوید: «حدود 30 درصد از مساحت استان اصفهان را بیابان ها تشکیل می‌دهند که در هشت شهرستان آران و بیدگل، اصفهان، اردستان، برخوار، کاشان، نطنز، نائین و خور و بیابانک پراکنده شده اند. از این مقدار، بالغ بر یک میلیون و 92 هزار هکتار جزء کانون های بحرانی فرسایش بادی هستند.» رئیس اداره امور بیابان اداره کل منابع طبیعی استان اصفهان در ادامه سخنانش می گوید: «از آن رو به این مناطق، کانون های بحرانی گفته می شود که گرد و غبارها در این نواحی، خسارت های زیادی را به منابع زیستی وارد می کنند. علاوه بر این، باعث آسیب رساندن به جاده ها و مناطق مسکونی و اراضی کشاورزی و ...  می‌شوند.»
این کانون‌های بحرانی:سال 49 بود که گسترش بیابان‌ها کم کم نگرانی‌هایی را در اصفهان به وجود آورد و اداره منابع طبیعی را به فکر مقابله با آن انداخت، چرا که با استناد به برآوردی که در سال 89 در این باره صورت گرفت، این کانون ها خسارتی معادل با 390 میلیارد ریال به منابع اقتصادی وارد می کنند. مهار بیابان زایی با روند مطلوبی صورت گرفت تا به آنجا که حالا و در وضعیتی که 47 سال از اولین اقدامات برای جلوگیری از  این زمین‌های خشک و بی‌آب، می‌گذرد، بیابان های شهرستانی های اردستان و نطنز  و خور و بیابانک و کاشان به مرحله تثبیت پایداری رسیده‌اند. این در حالی است که کارشناسان وضعیت کانون های موجود را در شهرستان اصفهان (دشت سگزی تا گاوخوی)  همچنین محور انارک به نائین و منطقه نصرآباد در شهرستان آران و بیدگل بحرانی می‌دانند.
(سه شنبه ۳۰ خرداد ۱۳۹۶ شماره روزنامه:  شماره 2956)
دوشنبه, 29 خرداد 1396 21:27
محله مرداویج، محله‌ای تازه‌ساز و با فرهنگ خاص خود است که بیشتر کارمندانی با اصالت غیراصفهانی را در خود جا داده است.‬‬
اصفهان امروز: آپارتمان‌های سازمانی آجری چهل‌ساله‌ی یک‌شکل با محوطه مشترک، از دهه‫ 1350 زمان شکل‌گیری مرداویج حکایت می‌کند و آپارتمان‌های پنج شش طبقه با نمای عموماً سنگی از دهه‌های اخیر آن. رستوران‌های پرزرق‌وبرق با دیوارکوب‌های چوبی قهوه‌ای تیره، درخت‌های کاج، ماشین‌های مدل‌بالا، گل‌فروشی‌ها و کافه‌ها هم وجوه دیگری از این محله حالا بالاشهر هستند. محله‌ای که تاکنون فضای فرهنگی خاص و تأثیرگذاری سیاسی و اجتماعی نداشته است.
اسم مرداویج که می‌آید، بیش از هر چیز واژه «دور-دور» به ذهن بسیاری از جوانان اصفهانی‫ می‌رسد. محله‌ای در نزدیکی هوانیروز و در نزدیکی دامنه رشته‌کوه‌های جنوبی شهر و به‌اصطلاح «دور دور»های شب‌های تعطیلِ آن در نزدیکی پاساژ ارمغان و خیابان برج معروف است.
محله‌ای امن و آرام که مردمی از فرهنگ‌های مختلف و اغلب تحصیل‌کرده در آن ساکن هستند. مردمی که بیشتر از میان ارتشی‌ها، فرهنگیان و کارمندان بازنشسته معدن هستند، به‌طوری‌که مرداویج به محله فرهنگیان هم معروف بوده است.
محمد عمادی که بازنشسته صنایع و معادن است و از ابتدای انقلاب در این محله ساکن بوده، یکی از آن‌هاست. او اهل انارک نائین است و در معدن این شهر کار می‌کرده و از ابتدا در یکی از خانه‌های سازمانی سازمان صنایع و معادن در این محله ساکن شده است، از سال‌های دهه 50 که زمین‌های این محله را به کارمندان دولت دادند.
در آن سال‌ها، این محله کاملاً جدید به‌حساب می‌آمد. عمادی می‌گوید: «قبلاً به‌جای این محله، بیابان بود و از ابتدای انقلاب، ساختمان‌سازی در آن رواج یافت.» همان‌طور که این محله قدمت چندانی در اصفهان ندارد، اهالی آن‌هم چنین هستند و کمتر می‌توان اصفهانی اصیل در میان آن‌ها یافت و به گفته عمادی 90 درصد آن‌ها، مهاجرانی از اطراف اصفهان هستند. طبیعی است که چنین محله‌ای ابتدای شکل‌گیری محله‌ای ارزان به‌حساب می‌آمد و کم‌کم به یک محله اصطلاحاً بالاشهری تبدیل شد.
مهم‌ترین پاتوق اهالی این محله، پارک مرداویج است. پارکی که به گفته عمادی ابتدا به دلیل بزرگی خانه‌های این محله، قرار نبوده، ساخته شود، اما به دلیل اعتراض اهالی از ابتدای انقلاب ساخته شد. این پارک به گفته عمادی، معروف است و به همین دلیل، مردم محله‌های اطراف هم به آن می‌آیند، در کنار محصل‌های دو مدرسه دخترانه و پسرانه خرازی و بهشتی در نزدیکی آن. دخترها و پسرهای جوان محله‌های پایین‌تر هم البته برای قدم زدن و گپ زدن به پارک مرداویج علاقه خاصی دارند.
طبیعی است که به دلیل سکونت بسیاری از بازنشسته‌های دولت در این محله، پیرمردها و نیز زنان پابه‌سن گذاشته زیادی هم در این پارک دورهم جمع می‌شوند. به گفته عمادی، زن و بچه اهالی این محله اما کمتر به پارک مرداویج می‌آیند و روزهای تعطیل هم بیشتر خانواده‌هایی از راه‌های دور برای پیک‌نیک به سمت این پارک سرازیر می‌شوند.
زمین‌بازی این پارک هم حال و هوای خودش را دارد. کودکان در اسباب‌بازی‌های آن، سرسره‫سواری و تاب‌بازی می‌کنند و مادرانشان در گوشه زمین‌بازی باهم گپ می‌زنند.
به دلیل قرار گرفتن این پارک در محله‌ای بالاشهر طبیعی است که میزهای پینگ‌پنگ و شطرنج زیادی هم می‌توان در آن یافت که البته اغلب پیرمردها در حال بازی تخته‌نرد بر روی میزهای شطرنج هستند و برخی جوان‌ها در حال چک کردن موبایل‌هایشان در پشت آن‌ها و نوجوان‌هایی هم در حال درس خواندن. البته نوجوانان و جوانانی را هم می‌شود دید که پشت برخی از میزهای پرتعداد شطرنج یا روی نیمکت‌های پارک باهم در گپ و گفتند، در کنار نوجوان‌های در حال نرمش با وسایل ورزشی پارک.
در کنار پارک این محله، مسجد المهدی خودنمایی می‌کند و چند دهه پیش هم بخشی از پارک به ساختمان مخابرات تبدیل‌شده است. سالن مطالعه مسجد و خیریه شیخ کلینی را هم کمی جلوتر می‌توان دید.
پاساژ قائم، پاتوق مهم دیگر اهالی این محله است. عمادی می‌گوید: «وقتی پاساژ قائم را اول انقلاب ساختند، مغازه‌های این پاساژ اجاره شد و از آن زمان تاکنون، درآمد حاصل از این پاساژ هم که در مالکیت اوقاف است، خرج مسجد المهدی می‌شود.» به گفته او، بیشتر اهالی این محله به پاساژ قائم می‌روند و کسی از دیگر محلات برای خرید به آن نمی‌آید، پاساژی که گرچه در طبقه همکف آن، صرافی، بلورفروشی، قصابی، نانوایی و لباس‌فروشی، موبایل‫فروشی، آرایشگری، چینی‌فروشی، خرده‌فروشی، لوازم‌آرایشی، کادویی، طلافروشی، اسباب‌بازی‌فروشی و بدل‫فروشی یافت می‌شود، اما در طبقه بالای آن‌هم می‌شود آتلیه، کافی‌نت، مزون و چند مطب دکتر پوست را هم دید. طبقه پایین پاساژ اما بیشتر شبیه به پارکینگ است و مغازه‌های لباس‌فروشی، لوازم‌آرایشی، پرده‫فروشی، قصابی و مغازه برق دارد. کاناپه‌ای مستعمل هم در وسط این طبقه برای نشستن مشتری‌ها قرارگرفته است.
گرچه در این پاساژ نمی‌توان شکوهی یافت، اما چند سالی است مغازه‌های نزدیک برج کبوترخانه این محله رواج زیادی یافته‌اند، مغازه‌هایی آن‌قدر گران که لباس‌های مجلسی با قیمت یک‌میلیون و هشت‌صد هزار تومان را هم می‌توان در آن یافت.
کافه‌های این محله هم که در سال‌های اخیر زیاد شده، پاتوق‌های جوان‌پسندی است که جوانان را از محلات دیگر برای گذران وقت و گپ‫و‫گفت‌های روزانه به خود جلب می‌کند. در کنار کافه‌های پرتعداد این محله می‌توان بستنی‌فروشی و پیتزافروشی‌های زیادی هم یافت.
شب‌های تعطیل این محله حال و هوای خاص خود را دارد و فرهنگ گشت‌زنی‌ها و تفریح با خودرو که اصطلاحاً به آن دوردور می‌گویند، در نزدیکی برج رونق دارد، با ماشین بوق می‌زنند و سر چهارراه‌ها معطل می‌کنند. جوان‌هایی که به گفته عمادی اغلب بچه‌های محله مرداویج هستند، اما واقعیت اینجا میعادگاه همه جوانان شهر در جشن‌هایی ازجمله جشن صعود اخیر ایران به جام جهانی است.
این محله آموزشگاه‌ها و باشگاه‌های معروفی هم دارد، از آموزشگاه علوی بگیر تا مرکز آموزش جهاد دانشگاهی.
( 1396/03/29 ؛ ساعت: 15:16 - شناسه خبر : 9042)
چهارشنبه, 17 خرداد 1396 12:51

صنایع شیمیایی در ایران با توجه به مزیت‌ها و فرصت‌های سرمایه‌گذاری یکی از سودآورترین صنایع کشور به شمار می‌رود. این صنعت گسترده و با حلقه‌های تکمیلی فراوان در بخش پایین‌دستی اما همچنان با رویه‌های سنتی و غیر سیستمی مدیریت می‌شود. حاشیه سود فراوان از یک سو و نبود نظارت کافی در قیمت‌گذاری و تشخیص بهای تمام‌شده در صنایع شیمیایی کشور موجب شده است دلالی در این صنعت مهم‌ترین عامل عدم توسعه شناخته شود. تقریباً بیشتر محصولات شیمیایی تولیدی در کشور فاقد قیمت ثابت و مشخصی است و این رقابت ناسالم به نام تولید اما به کام دلال تمام می‌شود تا تولیدکننده در لباس تولید دلالی کند.
ادامه
شنبه, 30 ارديبهشت 1396 12:46
دوشنبه اول خرداد ماه 1396: روز بهره وری و بهینه سازی مصرف - روز بزرگداشت ملا صدرا (صدرالمتالهین) - جشن گرما
3 خردادماه: فتح خرمشهر در عملیات بیت المقدس (1361) و روز مقاومت، ایثار و پیروزی
4 خرداد ماه: روز مقاومت و پایداری - روز دزفول
5 خرداد ماه: روز نسیم مهر (روز حمایت از خانواده زندانیان)
6 خرداد ماه: جشن خردادگان (روز خرداد)
7 خردادماه: افتتاح اولین دوره مجلس شورای اسلامی (1359)
10 خرداد ماه: روز جهانی بدون دخانیات (31 ماه می)
14 خرداد ماه (تعطیل): رحلت حضرت امام خمینی (ره) رهبر کبیر انقلاب و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران (1368) و انتخاب حضرت آیت ا... خامنه ای به رهبری (1368)
15 خردادماه(تعطیل): وفات حضرت خدیجه (س) (3 سال قبل از هجرت) - قیام خونین 15 خرداد (زندانی شدن حضرت امام خمینی (ره) به دست ماموران ستم شاهی پهلوی (1342)) - روز جهانی محیط زیست (5 ژوئن)
20 خرداد ماه: ولادت حضرت امام حسن مجتبی (ع) (15 رمضان 3 ه.ق) و روز اکرام - شهادت آیت ا... سید محمدرضا سعیدی (۱۳۴۹) - روز جهانی صنایع دستی (10 ژوئن)
23 خرداد ماه: شب قدر (18 رمضان)
24 خرداد ماه: ضربت خوردن حضرت امام علی (ع) (40 ه.ق)
25 خرداد ماه: شب قدر (20 رمضان)
26 خرداد ماه (تعطیل): شهادت حضرت امام علی (ع) (40 ه.ق) - شهادت سربازان دلیر اسلام بخارایی، امانی، صفار هرندی و نیک نژاد (1344)
27 خرداد ماه: شب قدر (22 رمضان) - روز جهاد کشاورزی (تشکیل جهاد سازندگی به فرمان حضرت امام خمینی (ره) (1358)) - روز جهانی بیابان زدایی (17ژوئن)
29 خرداد ماه: درگذشت دکتر علی شریعتی (1356) - حمله ناوگان آمریکایی به هواپیمای مسافربری جمهوری اسلامی ایران (1367)
30 خردادماه: شهادت زائران حرم رضوی (ع) به دست ایادی آمریکا (عاشورای 1372)
31 خرداد ماه: شهادت دکتر مصطفی چمران (1360) - روز بسیج استادان
شنبه, 30 ارديبهشت 1396 11:49
سینا ایرانپور انارکی فرزند علی در تاریخ 25/2/1364 در شهر انارک از توابع شهرستان نائین به دنیا آمد. وی تا مقطع دیپلم علوم تجربی را در شهر انارک گذارند و پس از آن برای ادامه تحصیل همراه با خانواده به شهر اصفهان مهاجرت کرد. وی همزمان با تحصیل در مقطع پیش دانشگاهی وارد رادیو اصفهان شد و تلاش کرد مهارت نویسندگی خود را در حوزه رسانه به کار گیرد اما موانع و شرایط خاص فعالیت در صدا و سیما منجر شد پس از دو سال از ادامه همکاری منصرف شود.
سال 84 پیش از ورود به دانشگاه فعالیت خود را در سازمان آگهی های سرپرستی روزنامه همشهری استان اصفهان آغاز کرد که این تجربه بسترساز ورود وی به عرصه فعالیت های بازرگانی گردید. همزمان با فعالیت در سازمان آگهی ها تحت آموزش های مرحوم محمد رضا ثقفیان از اساتید حوزه خبر، نگارش متون مختلف برای حاشیه نیازمندی های جامع شهر را آغاز کرد.
در مهر ماه 1384 وارد دانشگاه آزاد واحد مبارکه شد و ظرف مدت 7 ترم در مقطع کارشناسی(لیسانس) در رشته مدیریت صنعتی فارغ التحصیل گردید. تحصیل همزمان در رشته مدیریت و کار در واحد بازاریابی و فروش شرکت هایی همچون همشهری ، چهل پنجره اسپادانا، دهکده جهانی سینا و در صنایع مختلف موجب شد دانش و مهارت های مدیریتی خود را ارتقا دهد.
آشنایی با گروه تحقیقات بازار پیک سانگ (آوای تصویر) و تجربه آموزی در این حوزه علاقه وی به رشته مدیریت را افزایش داد و کم کم خود را به عنوان یک تحلیلگر و مشاور مدیریت معرفی کرد. تجربه کار در صنعت و اجرای سیستم های ایزو در شرکت های قطعه سازی خودرو و مواد غذایی، حلقه دانش و مهارت های مدیریتی این کارشناس را تکمیل کرد.  در اسفند ماه 1388 در حالی عازم خدمت سربازی در نیروی زمینی ارتش شد که سابقه چهار سال فعالیت را در روزمه خود داشت.
ایرانپور انارکی با وجود تحصیلات مدیریت و کار در بخش های صنعتی و بازرگانی هرگز نتوانست نوشتن را کنار بگذارد و در آذر ماه 1385 همکاری خود را با سرویس اجتماعی روزنامه سراسری جام جم آغاز نمود که نخستین تجربه حرفه ای وی در حوزه رسانه های مکتوب به شمار می رفت.
وی در خاطرات خود می گوید: در کلاس سوم دبستان مطلب کوتاهی را برای مجله پوپک(ویژه کودک و نوجوان) ارسال کردم که در شماره جدید آن منتشر شد و این نخستین بار بود که نام خود را در یک نشریه مشاهده کردم و از شدت خوشحالی در پوست خود نمی گنجیدم.
پس از خدمت سربازی به فعالیت خود در عرصه بازاریابی و فروش ادامه داد اما پس از مدتی دغدغه هایی که برای نوشتن داشت موجب شد کار با روزنامه هایی همچون همشهری و زاینده رود را آغاز کند و با گذشت چند ماه به عنوان دبیر سرویس اقتصادی به استخدام روزنامه اصفهان امروز در آمد.
فعالیت وی به صورت تخصصی در حوزه اقتصاد و پیگیری های گسترده وی در ارتباط با فعالان اقتصادی و چالش های این بخش مهم کشور بسترساز شهرت ایشان به عنوان یکی از روزنامه نگاران خوش آتیه در استان اصفهان گردید. دو سال متوالی موفق به دریافت جایزه یادداشت برتر در بخش فنی و موضوعی در سال های 1392 و 1393 از جشنواره مطبوعات استان اصفهان شد و بدین ترتیب جایگاه خود را در عرصه رسانه های مکتوب استانی تثبیت کرد. همکاری با هفته نامه سراسری دنیای کسب و کار بار دیگر کمک کرد این روزنامه نگار با مطبوعات تهران ارتباط برقرار کند و توانایی های خود را در سطح ملی به نمایش بگذارد.
سال 1392 تصمیم به ادامه تحصیل در رشته مدیریت گرفت و این بار در مقطع کارشناسی ارشد مدیریت اجرایی گرایش استراتژیک در دانشگاه آزاد واحد تهران مرکز پذیرش شد. همزمان در دوره های بنیادی و تکنیکال بورس نیز شرکت کرد و توانست با فعالیت در بورس دانش اقتصادی خود را نیز افزایش دهد.
سال 1393 با ناامیدی از محدودیت های فعالیت های رسانه ای در استان اصفهان عازم تهران شد و فعالیت خود را به عنوان خبرنگار سرویس صنعت و معدن در روزنامه اقتصادی تعادل آغاز کرد. کار در کنار خبرنگاران حرفه ای و با تجربه و تحت نظارت یکی از روزنامه نگاران برجسته کشور یعنی محمد صادق جنان صفت موجب شد مهارت های روزنامه نگاری وی ارتقا یابد و پس از سه ماه نیز توانست دبیری سرویس اقتصادی تعادل را بر عهده بگیرد. فعالیت ایرانپور در تهران متاسفانه دوام چندانی نداشت و به دلایل خانوادگی ناگزیر به بازگشت به اصفهان شد.
سینا در بازگشت به اصفهان بار دیگر به عنوان دبیر سرویس اقتصادی فعالیت خود را در روزنامه اصفهان امروز از سر گرفت و پس از مدتی نخستین ویژه نامه روزانه اقتصادی در استان اصفهان را در این روزنامه منتشر کرد. درآمد کم، محدودیت های رسانه ای، احتیاط بیش از اندازه مدیر مسئول بار دیگر وی را از ادامه فعالیت در رسانه ناامید کرد و این بار تصمیم گرفت برای همیشه کار در رسانه را رها کند و مرتبط با رشته تحصیلی و بخش بازرگانی فعالیت خود را ادامه دهد.
سال 1394 یکی از سال های دشوار زندگی سینا بود. پس از قطع همکاری با روزنامه اصفهان امروز بر خلاف انتظار مدت ها بیکار شد و در همان مقطع مادر خود بر اثر جراحی قلب باز از دست داد که وی از این اتفاق به ناگوارترین رویداد زندگی خود یاد می کند. پس از آن شرایط بسیار دشوار شد اما مثل همیشه در اوج ناامیدی نتوانست تلاش خود را متوقف کند و سرانجام در بهمن ماه همان سال به عنوان کارشناس تحقیقات بازار در یک شرکت تولیدکننده مواد شیمیایی استخدام شد.
ایرانپور انارکی پس از جدایی از رسانه اما باز هم نتوانست نوشتن را کنار بگذارد و در اوج مشکلات خیلی زود نوشتن را از سر گرفت و با وجود شرایط دشوار زندگی و آسیب های روحی بر روی وبلاگ خود متمرکز شد و انتشار یادداشت های جنجالی در وبلاگ شخصی اش چهره ای متفاوت از آقای نویسنده به نمایش گذاشت. یادداشت های چالش بر انگیز وی درباره عملکرد اتاق بازرگانی اصفهان و شهرداری اصفهان نام وی را بر سر زبان ها انداخت و کم کم برند سینا ایرانپور انارکی به جایگاه بالاتری نزد افکار عمومی بویژه فعالان اقتصادی دست پیدا کرد.
سینا درباره واکنش های فعالان اقتصادی درباره یادداشت هایش می گوید: برایم بسیار عجیب بود برخی افراد از هیات نمایندگان اتاق اصفهان با من تماس می گرفتند و یادداشت های من را تقدیر می کردند اما همان ها در جلسات خصوصی اتاق مدعی شده بودند ایرانپور از ما پول خواسته است و چون پولی به وی پرداخت نکرده ایم بر علیه ما این یادداشت ها را منتشر می کند. وی در ادامه می گوید:پس از مدتی حتی ریاست اتاق با من جلسه گذاشت و پیشنهاد داد به عنوان مشاور و با حقوق و مزایای خیلی خوب در اتاق حضور داشته باشم و فشار قلمم را از روی اتاق بردارم اما با مشورت دوستان متوجه شدم هدف از این پیشنهاد صرفا خریدن قلم من هست و با پذیرفتن پیشنهاد آنها در حقیقت تمام حرف هایی که درباره ام می زدند را تایید خواهم کردم. هرگز نپذیرفتم و 10 روز بعد یادداشت تندتری را منتشر کردم.
وبلاگ دانسته های یک عشق نویسندگی (anaraki.blogfa.com  ) هر روز با رشد تعداد بازدید کننده روبرو بود و به خوبی توانست خلاء رسانه های موجود را که گرفتار خط قرمزهای فراوان و مدیران محتاط بود، جبران کند. با گذشت یکسال دوری از رسانه ها در حالی که همکاران رسانه ای فکر می کردند سینا از رسانه ها طرد شده است و کسی حاضر به انتشار نوشته های وی نیست با درخواست روزنامه دنیای اقتصاد همکاری خود را با این رسانه جهت ارائه یادداشت های تخصصی شروع کرد. انتشار یادداشت های تخصصی وی در این روزنامه پرمخاطب اثبات کرد وقتی هدفمند و با علاقه کار کنی شاید کمی دیر اما حتما مخاطب و مشتری خود را خواهی یافت.
اگرچه اکنون رسانه های استانی و سراسری از وی درخواست همکاری و ارائه یادداشت و گزارش دارند اما سینا به شدت معتقد است وقتی برای دل خودش و به دور از محدودیت های رسانه ای دست به قلم می شود لذت بیشتری از نوشتن می برد. دیگر نویسندگی برای سینا یک شغل نیست او نویسندگی را برای خود یک عشق متصور است که با آن می تواند همه نداشته هایش را فراموش کند و فقط بر روی هدفش متمرکز باشد.
نگارش داستان های کوتاه، شعر، متن های ادبی، طنز و بسیاری قالب های نگارشی را در این دو سال تجربه کرده است تا بتواند با بهبود سبک نگارشی و کیفیت متن در درجه نخست مخاطب را شیفته نوشته های خود کند. به جای مطالعه بیشتر، تامل و تفکر روی موضوعات و ساده نویسی را سر لوحه کار خود قرار داده است و بازخوردهایی که از عموم مردم و افراد اهل فن دریافت کرده نشان می دهد جذابیت نگارشی متون خود را تا اندازه زیادی بالا برده است.
ایرانپور انارکی در 24/9/94 از پایان نامه کارشناسی ارشد خود با عنوان برنامه ریزی راهبردی شرکت نساجی گلنثار با رویکرد بازار دفاع کرد و این پایان نامه به زودی در قالب یک کتاب تخصصی منتشر خواهد شد. وی یک مجموعه داستان کوتاه و مجموعه یادداشت نیز در دست نگارش دارد که در صورت تامین هزینه های لازم در بازار نشر عرضه خواهد شد.
این نویسنده و تحلیلگر اقتصادی اکنون مدیر بازرگانی یک شرکت تولید مواد شیمیایی در بخش خصوصی است و در کنار آن فعالیت های رسانه ای و اجتماعی خود را نیز ادامه می دهد.
مهمترین هدف شخصی که وی دنبال می کند بهبود کیفیت نگارشی و لذت مخاطب از مطالعه متون تولیدی است. وی معتقد است اگر مخاطب از مطالعه متن لذت ببرد می توان به مرور از طریق قلم فرهنگ و نگرش جامعه را بهبود بخشید و هیچ چیز در دنیا جذابتر از این نیست که کسی به تو بگوید نوشته ات را خواندم حالم را خوب کرد. 
این کارشناس ارشد مدیریت با هدف اصلاح ساختارهای سازمانی در مدیریت شهری و بهسازی نیروی انسانی شهر تصمیم گرفته است در پنجمین دوره انتخابات شورای شهر اصفهان شرکت کند و شعار "شهر را علمی مدیریت کنیم" برای خود انتخاب کرده و یادداشتی را با همین عنوان در وبلاگ شخصی خود منتشر کرده است.
[ پنجشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۶ ] [ 8:34 ] [ سینا ایرانپور انارکی ]
شنبه, 23 ارديبهشت 1396 16:40
توسعه یک مفهوم کیفی و همه‌جانبه بر پایه سه رکن اقتصاد، محیط‌ زیست و محل سکونت است. شهر یا محل سکونت سومین رکن از حلقه توسعه شناخته می‌شود و بالاترین میزان اثرگذاری بر انسان به عنوان محور توسعه را دارد. شهر به تنهایی خود یک مفهوم گسترده را شامل می‌شود که ارتباطات انسانی، فرهنگ، هنر، سیاست، اقتصاد، محیط‌زیست و دانش را به خوبی در خود می‌گنجاند. این یعنی شهر، منطقه، محله و به طور کلی محل سکونت یک شهروند مهم‌ترین بخش از زندگی وی را تشکیل می‌دهد و اگر رکن سوم توسعه یعنی شهر به خوبی مدیریت نشود نه تنها توسعه تحقق نمی‌یابد بلکه با افول شاخص کیفیت زندگی، انسان به عنوان محور توسعه دچار از هم گسیختگی و پریشان حالی خواهد شد. تردیدی نیست که چنین مفاهیم گسترده و مهمی بدون برخورداری مدیران شهری از دانش و تخصص‌های کاربردی قابل اجرا نخواهد بود و بنابراین باید شهر را علمی مدیریت کنیم.
طراحی و معماری شهری: شهر اصفهان به نصف جهان شهرت دارد که این شهرت را مدیون مدیریت صفویه و مدیر نخبه‌ای همچون شیخ بهایی است. اصفهان در دوره‌ای که مدرن‌ترین شهرهای کنونی جهان حرفی برای گفتن در عرصه گردشگری نداشته‌اند با رویکرد علمی طراحی شده است. طراحی خارق العاده و جامع میدان شاه یا نقش‌جهان نمونه‌ای حیرت‌انگیز  از طراحی علمی و مبتنی بر نیاز بشر به شمار می‌رود. این میدان قرن‌ها پیش یک سیتی سنتر بزرگ و جامع را به شهر اصفهان تقدیم کرده است. پس از دوران صفوی و باوجود رشد دانشگاه‌ها و حضور مدیرانی با مدرک دکترا در پست شهرداری و شورای شهر، همچنان شهروندان حتی شاهد ساخت و راه‌اندازی یک خیابان و یا پل استاندارد در شهر اصفهان نبوده‌اند. در این شهر حتی یک خیابان مسطح که آب باران در آن انباشت نشود وجود ندارد. کدام‌یک از خیابان‌های حتی تازه‌ساخت شهر اصفهان با استانداردهای عمرانی، محیط زیستی، طراحی و استانداردسازی برای عبور و مرور دوچرخه و عبور و مرور افراد معلول و با عرض مناسب طراحی‌شده‌اند؟ این یک فاجعه است که چهار دهه پس از انقلاب و با وجود ادعای بی‌شمار مدیران شهری تحصیل‌کرده حتی یک خیابان استاندارد و مدرن در اصفهان وجود ندارد. ترافیک اصفهان از رشد تعداد اتومبیل‌ها نیست بلکه از بی‌تدبیری در طراحی اصولی و تخصصی اتوبان‌ها و خیابان‌های سطح شهر، طراحی نادرست و رشد ناچیز حمل و نقل عمومی و کمبود پارکینگ در نقاط مختلف شهر ناشی می‌شود.
محیط‌زیست و سلامت شهری: اینجا اصفهان است و سلامت شهروند را با اتوبوس سلامت تضمین می‌کنند! کسی نیست از اعضای شورای شهر و مدیران شهری جویا شود که برای یافتن سرویس بهداشتی در سطح شهر به عنوان حداقل نیاز بهداشتی شهروندان چقدر باید جستجو کرد؟ چرا سرویس‌های بهداشتی موجود تا این اندازه کثیف و غیربهداشتی هستند؟ شهری که حتی یکی از پارک‌ها و فضاهای سبزش نیمکت و تجهیزات ارگونومیک و استاندارد ندارد؛ شهرگردی موش‌ها و گربه‌ها در کنار شهروندان به امری عادی تبدیل شده است و کم‌کم این حیوانات هم به عنوان جمعیت شهری سرشماری نفوس و مسکن می‌شوند. شهری که برای یافتن یک سطل زباله در خیابان‌هایش باید کیلومترها زباله را در جیب خودت حمل کنی اما اگر شهروندی کیسه زباله‌اش را در زمان نامناسب و یا مکان نامناسب بیرون بیاورد چند روز بعد تصویر خود را در شهرداری منطقه باید مشاهده کند و مورد اهانت و جریمه قرار بگیرد. تجهیز شهر به سطل‌های زباله مناسب و امکانات بهداشتی حداقلی آنچنان هم کار پیچیده‌ای نیست اما شهردار اصفهان دوست دارد با دوچرخه، سلامتی را به شهر بازگرداند! دوچرخه‌ای که محلی برای عبور و مرور آن در خیابان‌ها طراحی نشده است.
برنامه محوری مدیران شهری: مدیریت مقاطع مختلفی دارد یک روز ساخت، روزی راه‌اندازی، روزی برندسازی و روزگاری دیگر توسعه و در هر دوره نیز توازن و تناسب در مدیریت جامع باید رعایت شود. مدیران با توجه به نیاز هر دوره و توانمندی‌هایی که از آن برخوردار هستند انتخاب می‌شوند اما در ایران برنامه‌ای وجود ندارد که با توجه به برنامه، مدیر منصوب شود. چهار دوره از شورای شهر به اتمام رسیده است اما همچنان شورای شهر محل استخدام افراد بیکار، بی تخصص و یا چهره‌های رانت طلب و جاه طلب است که به جرات می‌توان گفت از مدیریت علمی شهر هیچ نمی‌دانند. شورای شهر باید مرکز تحقیق و پژوهش‌های شهری و برنامه‌ریز مدیریت شهری باشد و مطابق با برنامه تدوین شده شهردار انتخاب کند اما از شورای شهری که حقوق‌بگیر شهرداری است چگونه باید انتظار مدیریت علمی داشت؟!
کسی مدعی نیست که اعضای شورای شهر و یا شهردار اصفهان کاری نکرده‌اند اتفاقاً بسیار کار کرده‌اند اما کار درست و مبتنی بر اصول علمی در کجا انجام شده است؟ شهر نیازمند انجام کار درست است و برای دستیابی به این هدف باید به کسانی فرصت ورود به شورای شهر را داد که قادر به طراحی و تدوین علمی پروژه‌های شهری باشند. شورای شهر جای مشاور املاکی، هنرمند، استاد فرسوده دانشگاه، کارمند ناتوان شهرداری و سیاستمدار بازنشسته نیست باید کار را به نخبگان عرصه اقتصاد، مدیریت، فرهنگ و محیط زیست شهرمان بسپاریم. حال این شما و این رکن سوم توسعه که مجریان آن را شما انتخاب می‌کنید و تردید نداشته باشید شورای شهر سهم بیشتری حتی از رئیس‌جمهور در کیفیت زندگی و آینده شما دارد.
[ جمعه ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۶ ] [ 12:8 ] [ سینا ایرانپور انارکی ] کاندیدای انتخابات پنجمین دوره شورای شهر اصفهان (کارشناس ارشد مدیریت اجرایی- روزنامه‌نگار اقتصادی)
چهارشنبه, 20 ارديبهشت 1396 18:17
اشتغال، مسکن، ازدواج، رشد اقتصادی، مبارزه با فساد و آزادی بیان مهمترین دروغ های بزرگ کاندیداهای ریاست جمهوری ایران است.
می گویم دروغ چون هر شش مورد وعده هایی که داده می شود نتیجه یک برنامه اجرایی هستند نه راهکارهای دستیابی به این نتایج. نامزدهای کنونی بویژه سه نامزد اصولگرا که تجربه اجرایی کافی ندارند تمام حرفشان روی نتایج متمرکز شده و حتی در یک مورد قادر به تشریح روش دستیابی به نتایج مورد اشاره نیستتد و فقط توجیهشان ظرفیت ها و استعداهای طبیعی و انسانی موجود در کشور است؛ همانند ظرفیت های گردشگری ایران که همگی به آن اشاره می کنند اما هیچ درکی از مدیریت تخصصی و علم گردشگری ندارند مشاوری هم در این حوزه استخدام نکرده اند. حرف زدن از نتیجه مانند حرف زدن از آرزو و رویاست همیشه جذاب است اما وقتی راهکاری نداشته باشیم رویاها همیشه رویا باقی می مانند. زیر سوال بردن عملکرد گذشته دیگری و اتهام فساد هم راهکار نخ نما شده ای است که مردم ایران فقط به آن می خندند و در دل خود می گویند یعنی خود تو سواستفاده نکرده ای؟ در سازمانی که مدیر بوده ای چه ساختاری برای جلوگیری از فساد ایجاد کرده ای؟ آیا مالیات را پرداخت کرده ای؟ سازمان تحت مدیریت تو چقدر رشد اقتصادی داشته است؟
خودتی آقای کاندیدا !!! این ملت در این چهار دهه آنقدر دروغ شنیده اند که دروغ سنج درونیشان فعال شده است؛ پس خودت را خسته نکن عزیز دلم لااقل دروغ جدیدتری بگو شاید باورمان شد.
[ سه شنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۶ ] [ 17:35 ] [ سینا ایرانپور انارکی ]
پنج شنبه, 07 ارديبهشت 1396 22:22
برکناری مرتضی سقائیان نژاد، شهردار سابق اصفهان آن هم پس از 12 سال سکانداری کرسی شهرداری یکی از رویدادهای مهم چهارمین دوره شورای شهر اصفهان بود. برکناری شهردار با نفوذ اصفهان از یک‌سو و تغییر ریاست شورای شهر در همان ابتدای دوره از عباس حاج رسولی به رضا امینی حکایت از انجام اصلاحات اساسی در مدیریت شهری اصفهان داشت. انتصاب مهدی جمالی نژاد بر کرسی شهرداری اصفهان به همان اندازه که عده‌ای را به وجد آورد عده‌ای دیگر را از تجربه کم این مدیر جدید دچار نگرانی کرد.
پس از امپراتوری سقائیان نژاد به عنوان یک مدیر شهری توانمند که بسترساز اجرای بسیاری از  پروژه‌های بزرگ عمرانی در کلان‌شهر اصفهان شده بود؛ پذیرش مسئولیت شهرداری کار آسانی نبود. مهدی جمالی نژاد باوجود جوانی و تجربه کم ثابت کرد قادر است یک شورای شهر کم‌تجربه و دوقطبی را با خود همسو کند. جمالی نژاد بسیار آگاه بود که با کاهش چشمگیر درآمد شهرداری اصفهان و بحران‌های سیاسی شهر سیاست زده اصفهان در این پست باقی نخواهد ماند مگر رفیق گرمابه و گلستان همه بزرگان شهر شود.
شهردار جدید اصفهان برخلاف شهردار سابق تخت امپراتوری را کنار گذاشت و هر چه بزرگان شهر گفتند وی تعظیم کرد. شهردار شد پای ثابت جلسات شورای شهری که سقائیان نژاد اصلاً برای آن ارزشی قائل نبود. زرگرپور استاندار اصفهان را ستود و استاندار هم متقابلاً.
نمایندگان مجلس هم در برابر تواضع و حرف‌شنوی جمالی نژاد وی را گزینه‌ای مناسب برای دستیابی به اهداف خود دانستند. شهردار جدید اصفهان باید محبوب سرمایه‌داران این شهر نیز باشد تا پروژه‌ها در این روزهای کم‌درآمد شهرداری بر زمین نماند؛ پس به دست‌بوسی بزرگان اتاق بازرگانی اصفهان هم رفت و شد عزیز دل سرمایه‌داران از همه‌جا مانده و در حال ورشکستگی که توافق و همکاری با شهرداری اصفهان می‌توانست برای هر دو آن‌ها راهگشا باشد.
بدین ترتیب شهردار اصفهان شهر را فتح کرد و امپراتوری سقائیان نژاد در هم شکست. جمالی نژاد برای ماندن باید همه را راضی نگه دارد و برای پیشرفت باید چهره‌ای متفاوت از یک مدیر شهری را به نمایش بگذارد و داستان از اینجا به بعد اوج می‌گیرد. یک نمایش بی‌نظیر که می‌تواند همه نگاه‌ها را به‌سوی اصفهان جلب کند. جمالی نژاد بدون تردید کارگردان خوبی است چرا که برای فروش نمایش خود رسانه‌های شهر را نیز با خود همسو کرده است تا منتقدی باقی نماند.
"اصفهان شهر دوچرخه" نخستین طرح شهردار جدید اصفهان است. بازگشت به گذشته و ترویج فرهنگ  دوچرخه‌سواری در شهر دوچرخه یعنی اصفهان. هم نوستالژی دارد هم با رویکردهای نوین مدیریت شهری همسو است. طرح ایستگاه‌های دوچرخه اگرچه در زمان سقائیان نژاد اجرایی شده است اما جمالی نژاد این طرح را تا اندازه یک طرح ملی بر سر زبان‌ها می‌اندازد و ضمن افزایش تعداد این ایستگاه‌ها، برند شهری اصفهان روی موضوع شهروندان دوچرخه‌سوار تقویت می‌شود.
شهر گرفتار ترافیک وحشتناک و آلودگی دردناکی است. تونل مترو پیشرفت آنچنانی ندارد و اتوبان‌های اطراف شهر دیگر با خیابان‌های پر ترافیک تفاوت آنچنانی ندارند. مهدی جمالی نژاد برگ دیگری را برای قرار گرفتن در صدر اخبار رو می‌کند.
 "سه‌شنبه‌های بدون خودرو" این طرح آنقدر سر و صدا به پا می‌کند که اجرای آن در شهرهای دیگر و به  عنوان یک طرح ملی بر سر زبان‌ها می‌افتد. خیابان چهارباغ عباسی که نیمی از آن به دلیل حفر تونل مترو بن‌بست شده است با اجرای طرح سه‌شنبه‌های بدون خودرو کامل بسته می‌شود تا ترافیک خیابان‌های هم‌جوار آن افزایش یابد اما شهردار اصفهان هر روز معروف‌تر می‌شود.
این آغاز یک ایده زیبا اما پر چالش است؛ چهارباغ عباسی پیاده‌رو می‌شود. چه بسیار افراد که بابت این طرح و ایده هوراها برای جمالی نژاد کشیدند و آفرین آفرین گفتند تا قند در دل شهردار جدید اصفهان آب و اندکی به شکل‌گیری امپراتوری خود در شهر امیدوار شود.
اعضای شورای شهر اصفهان که برکناری سقائیان نژاد را کاری بزرگ می‌دانستند و با حذف وی به خود  می‌بالیدند با اقدامات جمالی نژاد فرصت را غنیمت دانسته و بازار سلفی گرفتن سر طرح‌های شهردار جدید بسیار داغ شد. یک پای ثابت تمام طرح‌های کوچک و بزرگی که در شهر گشایش می‌یافت اعضای بی‌خاصیت شورای شهر اصفهان بودند. اعضایی که به‌جای بررسی و تحلیل نقاط قوت و ضعف شهرداری و مدیریت شهری و بهره‌گیری از مشاوران دارای تخصص برای دستیابی به راهکارهای قانونی جهت توسعه شهر کارشان شده بود حضور در مراسم‌ها، افتتاح‌ها، ملاقات پیشکسوتان ورزشی و بسیاری از اموری که فقط وقت‌گذرانی بود و بس.
"هر هفته چند افتتاح" حرکت دیگری بود که باهدف رویداد سازی در شهرداری اصفهان کلید خورد.  رسانه‌های شهر ذوق‌زده شدند و خبرنگارهای خود را بسیج کردند که مبادا از این رویداد آگهی ساز غفلت شود. از خاطرم نمی‌رود روزگاری را که سقائیان نژاد بابت خرید رسانه‌های شهر مورد انتقاد بود اما خبر نداشت پس از خودش کسی بر این صندلی تکیه خواهد زد که رسانه‌ها را نه‌تنها می‌خرد بلکه کاملاً با خود همسو می‌کند.
هزینه آگهی و رپرتاژ آگهی‌ها در این دوره دو چندان می‌شود و رسانه‌ها فراموش کرده‌اند که شهر در  حال خفه شدن است؛ رسانه‌ها از یاد بردند که اصفهان بیش از رویداد نیازمند تدبیر و عقلانیت در مدیریت شهری است. رسانه‌ها یا نمی‌دانستند یا نخواستند بدانند که نصف جهان حتی یک خیابان استاندارد ندارد با تأکید می‌گویم در هیچ دوره‌ای از شهرداران و شوراهای شهر اصفهان حتی یک خیابان استاندارد ساخته نشده است.
شهر خلاق اصفهان با مدیرانی عقب‌مانده به‌جای آنکه راهکارهایی جدید برای دستیابی به درآمدهای پایدار شهری طراحی کند تمام خلاقیت اعضای شورای شهر و شهردارش طراحی بسته تخفیف برای فروش تراکم در این شهر پر تراکم بود!
جمالی نژاد هر روز طرحی نوین برای شهر داشت و مشاورانش خوب می‌دانستند این شهردار نوپا پا نمی‌گیرد مگر مثل بادکنک آن را باد کنند. این بار نوروز فرصت اجرای ایده جدید مدیریت شهری بود.
 قواره‌ای نو برای شهر اصفهان دوختند؛ قواره‌ای زیبا  برای شهروندان ظاهربین. نزدیک عید دیوارهای شهر با قراردادی چند میلیاردی در اختیار دانشجویان هنر قرار گرفت. هنرمندانی که سهم ناچیزی از قرارداد میلیاردی شهرداری و دانشگاه داشتند اما تمام سختی کار با آنها بود تا شهردار و شورای شهر همه جا از زیبایی شهر سخن بگویند و استاندار هم با گفتن جمله چهره شهر متحول شده است مهر تائید پای عملکرد مدیران شهری زد.
دیوارهای شهر نقاشی شدند و نمادها بر سر چهارراه‌ها و میدان‌ها نشستند تا مردم شهر در ترافیک بی‌پایان شهر که امیدی به پایانش نداشتند به تماشای نقش و نگار بنشینند و در دل خود بگویند عجب شهردار خوبی، شهر را برایمان کرده نگارخانه! شهر زیبا شد اما بر تعداد مبل‌ها و نیمکت‌ها افزوده نشد؛ شهر زیبا شد اما در جستجوی یک سرویس بهداشتی باید تمام شهر را زیر پا بگذاری؛ شهر زیبا شد اما باید همانند ماهی در آکواریوم من و شما هم در خودرو با شیشه‌های بسته در و دیوارهای را به نظاره بنشینیم و فراموش کنیم که این شهر پارکینگ کافی ندارد.
شهر زیبا شد اما مردم جایی برای ماندن در این شهر ندارند. جای خالی هنر معماری، جای خالی طراحی استاندارد، جای خالی ایمنی و بهداشت، جای خالی محیط‌های تفریحی و جای خالی مدیری که دلش برای مردم بسوزد نه برای امپراتوری که می‌تواند داشته باشد و نباید از دست بدهد بدجور خالی است.
اقتصاد شهر واژه‌ای است که مدیران شهری اصفهان درکی از آن ندارند و در هر زمینه که مدعی  باشند در این حوزه برای نمایش هم هیچ اقدامی نکرده‌اند. مشاغل شهری از رونق افتاده‌اند و بستر کارآفرینی شهری نیز به هیچ‌وجه فراهم نیست. مغازه‌ها و فروشگاه‌ها یکی پس از دیگری تعطیل می‌شوند و مجتمع‌های تجاری رونقی ندارند. تمام حرف شورا و شهردار در اقتصاد، گردشگری است و شادمان هستند از افزایش گردشگر خارجی و داخلی در نوروز اما خوب می‌دانند این رشد گردشگر مقطعی است و ربطی به اقدامات آنها ندارد.
این شهر چگونه شهر دوچرخه‌ها شود در حالی که مسیر دوچرخه‌سواری در هیچ خیابانی طراحی نشده است؟ دوچرخه هوا را تازه نمی‌کند اکنون جان مردم این شهر را در میان آهن‌پاره‌ها می‌ستاند.
این شهر چگونه شهر خلاق نام‌ گرفته است در حالی که هیچ خیابان و محیط مناسبی برای تردد معلولان و جانبازان ندارد اما تا دلتان بخواهد هر هفته شهردار آن پروژه‌ها افتتاح می‌کند!
این شهر چگونه شهر شادمانی و نشاط می‌شود در حالی که مراکز تفریحی‌اش از تعداد انگشتان دو دست تجاوز نمی‌کند! هر بار شهروندانش از خود باید بپرسند کجا برویم و سرانجام تمام تفریحشان می‌شود سیتی سنتر!
این شهر چگونه نصف جهان است در حالی که میراث فرهنگی خود را به لودرها سپرده است تا از روی آن رد شوند تا برای من و شما خیابان و میدانی جدید بسازند چرا که قادر به نگهداری میراث به جا مانده نیستند.
این شهر چگونه قطب گردشگری است در حالی که تمام مردم آن برای تفریح سیتی سنتر را بر می‌گزینند؟! شهری که حتی زیر ساخت آماری مناسب برای محاسبه تعداد گردشگران و برنامه‌ریزی برای پاسخگویی نیازهای آنها ندارد. یک هتل پنج ستاره واقعی و رانندگان تاکسی آموزش دیده در اختیار ندارد.
این شهر نه زیباست و نه خلاق، این شهر دیگر شهر شیخ بهایی نیست. اینجا امپراتوری مدیران عقب افتاده‌ای است که تشنه قدرت و شهرت هستند و بس. اینجا اصفهان نیست پاتوق سیاست‌مداران سیاست زده است. اما خاطرمان باشد این شورای بی تخصص و شهردار بی‌تدبیر را من و شما انتخاب کرده‌ایم؛ یادمان باشد خوب هم یادمان باشد.
(چهارشنبه ۶ اردیبهشت ۱۳۹۶ / 21:39 / سینا ایرانپور انارکی - روزنامه نگار و کارشناس ارشد مدیریت اجرایی)
لطفا در انتشار این یادداشت همراه با ذکر منبع در شبکه های اجتماعی بنده را مورد حمایت قرار دهید.