امروز: چهارشنبه 27 دی 1396 برابر با 16 ژانویه 2018

پنج شنبه, 07 ارديبهشت 1396 22:22
برکناری مرتضی سقائیان نژاد، شهردار سابق اصفهان آن هم پس از 12 سال سکانداری کرسی شهرداری یکی از رویدادهای مهم چهارمین دوره شورای شهر اصفهان بود. برکناری شهردار با نفوذ اصفهان از یک‌سو و تغییر ریاست شورای شهر در همان ابتدای دوره از عباس حاج رسولی به رضا امینی حکایت از انجام اصلاحات اساسی در مدیریت شهری اصفهان داشت. انتصاب مهدی جمالی نژاد بر کرسی شهرداری اصفهان به همان اندازه که عده‌ای را به وجد آورد عده‌ای دیگر را از تجربه کم این مدیر جدید دچار نگرانی کرد.
پس از امپراتوری سقائیان نژاد به عنوان یک مدیر شهری توانمند که بسترساز اجرای بسیاری از  پروژه‌های بزرگ عمرانی در کلان‌شهر اصفهان شده بود؛ پذیرش مسئولیت شهرداری کار آسانی نبود. مهدی جمالی نژاد باوجود جوانی و تجربه کم ثابت کرد قادر است یک شورای شهر کم‌تجربه و دوقطبی را با خود همسو کند. جمالی نژاد بسیار آگاه بود که با کاهش چشمگیر درآمد شهرداری اصفهان و بحران‌های سیاسی شهر سیاست زده اصفهان در این پست باقی نخواهد ماند مگر رفیق گرمابه و گلستان همه بزرگان شهر شود.
شهردار جدید اصفهان برخلاف شهردار سابق تخت امپراتوری را کنار گذاشت و هر چه بزرگان شهر گفتند وی تعظیم کرد. شهردار شد پای ثابت جلسات شورای شهری که سقائیان نژاد اصلاً برای آن ارزشی قائل نبود. زرگرپور استاندار اصفهان را ستود و استاندار هم متقابلاً.
نمایندگان مجلس هم در برابر تواضع و حرف‌شنوی جمالی نژاد وی را گزینه‌ای مناسب برای دستیابی به اهداف خود دانستند. شهردار جدید اصفهان باید محبوب سرمایه‌داران این شهر نیز باشد تا پروژه‌ها در این روزهای کم‌درآمد شهرداری بر زمین نماند؛ پس به دست‌بوسی بزرگان اتاق بازرگانی اصفهان هم رفت و شد عزیز دل سرمایه‌داران از همه‌جا مانده و در حال ورشکستگی که توافق و همکاری با شهرداری اصفهان می‌توانست برای هر دو آن‌ها راهگشا باشد.
بدین ترتیب شهردار اصفهان شهر را فتح کرد و امپراتوری سقائیان نژاد در هم شکست. جمالی نژاد برای ماندن باید همه را راضی نگه دارد و برای پیشرفت باید چهره‌ای متفاوت از یک مدیر شهری را به نمایش بگذارد و داستان از اینجا به بعد اوج می‌گیرد. یک نمایش بی‌نظیر که می‌تواند همه نگاه‌ها را به‌سوی اصفهان جلب کند. جمالی نژاد بدون تردید کارگردان خوبی است چرا که برای فروش نمایش خود رسانه‌های شهر را نیز با خود همسو کرده است تا منتقدی باقی نماند.
"اصفهان شهر دوچرخه" نخستین طرح شهردار جدید اصفهان است. بازگشت به گذشته و ترویج فرهنگ  دوچرخه‌سواری در شهر دوچرخه یعنی اصفهان. هم نوستالژی دارد هم با رویکردهای نوین مدیریت شهری همسو است. طرح ایستگاه‌های دوچرخه اگرچه در زمان سقائیان نژاد اجرایی شده است اما جمالی نژاد این طرح را تا اندازه یک طرح ملی بر سر زبان‌ها می‌اندازد و ضمن افزایش تعداد این ایستگاه‌ها، برند شهری اصفهان روی موضوع شهروندان دوچرخه‌سوار تقویت می‌شود.
شهر گرفتار ترافیک وحشتناک و آلودگی دردناکی است. تونل مترو پیشرفت آنچنانی ندارد و اتوبان‌های اطراف شهر دیگر با خیابان‌های پر ترافیک تفاوت آنچنانی ندارند. مهدی جمالی نژاد برگ دیگری را برای قرار گرفتن در صدر اخبار رو می‌کند.
 "سه‌شنبه‌های بدون خودرو" این طرح آنقدر سر و صدا به پا می‌کند که اجرای آن در شهرهای دیگر و به  عنوان یک طرح ملی بر سر زبان‌ها می‌افتد. خیابان چهارباغ عباسی که نیمی از آن به دلیل حفر تونل مترو بن‌بست شده است با اجرای طرح سه‌شنبه‌های بدون خودرو کامل بسته می‌شود تا ترافیک خیابان‌های هم‌جوار آن افزایش یابد اما شهردار اصفهان هر روز معروف‌تر می‌شود.
این آغاز یک ایده زیبا اما پر چالش است؛ چهارباغ عباسی پیاده‌رو می‌شود. چه بسیار افراد که بابت این طرح و ایده هوراها برای جمالی نژاد کشیدند و آفرین آفرین گفتند تا قند در دل شهردار جدید اصفهان آب و اندکی به شکل‌گیری امپراتوری خود در شهر امیدوار شود.
اعضای شورای شهر اصفهان که برکناری سقائیان نژاد را کاری بزرگ می‌دانستند و با حذف وی به خود  می‌بالیدند با اقدامات جمالی نژاد فرصت را غنیمت دانسته و بازار سلفی گرفتن سر طرح‌های شهردار جدید بسیار داغ شد. یک پای ثابت تمام طرح‌های کوچک و بزرگی که در شهر گشایش می‌یافت اعضای بی‌خاصیت شورای شهر اصفهان بودند. اعضایی که به‌جای بررسی و تحلیل نقاط قوت و ضعف شهرداری و مدیریت شهری و بهره‌گیری از مشاوران دارای تخصص برای دستیابی به راهکارهای قانونی جهت توسعه شهر کارشان شده بود حضور در مراسم‌ها، افتتاح‌ها، ملاقات پیشکسوتان ورزشی و بسیاری از اموری که فقط وقت‌گذرانی بود و بس.
"هر هفته چند افتتاح" حرکت دیگری بود که باهدف رویداد سازی در شهرداری اصفهان کلید خورد.  رسانه‌های شهر ذوق‌زده شدند و خبرنگارهای خود را بسیج کردند که مبادا از این رویداد آگهی ساز غفلت شود. از خاطرم نمی‌رود روزگاری را که سقائیان نژاد بابت خرید رسانه‌های شهر مورد انتقاد بود اما خبر نداشت پس از خودش کسی بر این صندلی تکیه خواهد زد که رسانه‌ها را نه‌تنها می‌خرد بلکه کاملاً با خود همسو می‌کند.
هزینه آگهی و رپرتاژ آگهی‌ها در این دوره دو چندان می‌شود و رسانه‌ها فراموش کرده‌اند که شهر در  حال خفه شدن است؛ رسانه‌ها از یاد بردند که اصفهان بیش از رویداد نیازمند تدبیر و عقلانیت در مدیریت شهری است. رسانه‌ها یا نمی‌دانستند یا نخواستند بدانند که نصف جهان حتی یک خیابان استاندارد ندارد با تأکید می‌گویم در هیچ دوره‌ای از شهرداران و شوراهای شهر اصفهان حتی یک خیابان استاندارد ساخته نشده است.
شهر خلاق اصفهان با مدیرانی عقب‌مانده به‌جای آنکه راهکارهایی جدید برای دستیابی به درآمدهای پایدار شهری طراحی کند تمام خلاقیت اعضای شورای شهر و شهردارش طراحی بسته تخفیف برای فروش تراکم در این شهر پر تراکم بود!
جمالی نژاد هر روز طرحی نوین برای شهر داشت و مشاورانش خوب می‌دانستند این شهردار نوپا پا نمی‌گیرد مگر مثل بادکنک آن را باد کنند. این بار نوروز فرصت اجرای ایده جدید مدیریت شهری بود.
 قواره‌ای نو برای شهر اصفهان دوختند؛ قواره‌ای زیبا  برای شهروندان ظاهربین. نزدیک عید دیوارهای شهر با قراردادی چند میلیاردی در اختیار دانشجویان هنر قرار گرفت. هنرمندانی که سهم ناچیزی از قرارداد میلیاردی شهرداری و دانشگاه داشتند اما تمام سختی کار با آنها بود تا شهردار و شورای شهر همه جا از زیبایی شهر سخن بگویند و استاندار هم با گفتن جمله چهره شهر متحول شده است مهر تائید پای عملکرد مدیران شهری زد.
دیوارهای شهر نقاشی شدند و نمادها بر سر چهارراه‌ها و میدان‌ها نشستند تا مردم شهر در ترافیک بی‌پایان شهر که امیدی به پایانش نداشتند به تماشای نقش و نگار بنشینند و در دل خود بگویند عجب شهردار خوبی، شهر را برایمان کرده نگارخانه! شهر زیبا شد اما بر تعداد مبل‌ها و نیمکت‌ها افزوده نشد؛ شهر زیبا شد اما در جستجوی یک سرویس بهداشتی باید تمام شهر را زیر پا بگذاری؛ شهر زیبا شد اما باید همانند ماهی در آکواریوم من و شما هم در خودرو با شیشه‌های بسته در و دیوارهای را به نظاره بنشینیم و فراموش کنیم که این شهر پارکینگ کافی ندارد.
شهر زیبا شد اما مردم جایی برای ماندن در این شهر ندارند. جای خالی هنر معماری، جای خالی طراحی استاندارد، جای خالی ایمنی و بهداشت، جای خالی محیط‌های تفریحی و جای خالی مدیری که دلش برای مردم بسوزد نه برای امپراتوری که می‌تواند داشته باشد و نباید از دست بدهد بدجور خالی است.
اقتصاد شهر واژه‌ای است که مدیران شهری اصفهان درکی از آن ندارند و در هر زمینه که مدعی  باشند در این حوزه برای نمایش هم هیچ اقدامی نکرده‌اند. مشاغل شهری از رونق افتاده‌اند و بستر کارآفرینی شهری نیز به هیچ‌وجه فراهم نیست. مغازه‌ها و فروشگاه‌ها یکی پس از دیگری تعطیل می‌شوند و مجتمع‌های تجاری رونقی ندارند. تمام حرف شورا و شهردار در اقتصاد، گردشگری است و شادمان هستند از افزایش گردشگر خارجی و داخلی در نوروز اما خوب می‌دانند این رشد گردشگر مقطعی است و ربطی به اقدامات آنها ندارد.
این شهر چگونه شهر دوچرخه‌ها شود در حالی که مسیر دوچرخه‌سواری در هیچ خیابانی طراحی نشده است؟ دوچرخه هوا را تازه نمی‌کند اکنون جان مردم این شهر را در میان آهن‌پاره‌ها می‌ستاند.
این شهر چگونه شهر خلاق نام‌ گرفته است در حالی که هیچ خیابان و محیط مناسبی برای تردد معلولان و جانبازان ندارد اما تا دلتان بخواهد هر هفته شهردار آن پروژه‌ها افتتاح می‌کند!
این شهر چگونه شهر شادمانی و نشاط می‌شود در حالی که مراکز تفریحی‌اش از تعداد انگشتان دو دست تجاوز نمی‌کند! هر بار شهروندانش از خود باید بپرسند کجا برویم و سرانجام تمام تفریحشان می‌شود سیتی سنتر!
این شهر چگونه نصف جهان است در حالی که میراث فرهنگی خود را به لودرها سپرده است تا از روی آن رد شوند تا برای من و شما خیابان و میدانی جدید بسازند چرا که قادر به نگهداری میراث به جا مانده نیستند.
این شهر چگونه قطب گردشگری است در حالی که تمام مردم آن برای تفریح سیتی سنتر را بر می‌گزینند؟! شهری که حتی زیر ساخت آماری مناسب برای محاسبه تعداد گردشگران و برنامه‌ریزی برای پاسخگویی نیازهای آنها ندارد. یک هتل پنج ستاره واقعی و رانندگان تاکسی آموزش دیده در اختیار ندارد.
این شهر نه زیباست و نه خلاق، این شهر دیگر شهر شیخ بهایی نیست. اینجا امپراتوری مدیران عقب افتاده‌ای است که تشنه قدرت و شهرت هستند و بس. اینجا اصفهان نیست پاتوق سیاست‌مداران سیاست زده است. اما خاطرمان باشد این شورای بی تخصص و شهردار بی‌تدبیر را من و شما انتخاب کرده‌ایم؛ یادمان باشد خوب هم یادمان باشد.
(چهارشنبه ۶ اردیبهشت ۱۳۹۶ / 21:39 / سینا ایرانپور انارکی - روزنامه نگار و کارشناس ارشد مدیریت اجرایی)
لطفا در انتشار این یادداشت همراه با ذکر منبع در شبکه های اجتماعی بنده را مورد حمایت قرار دهید.
پنج شنبه, 31 فروردين 1396 12:09
صنایع پتروشیمی و شیمیایی حلقه‌های یک زنجیره بزرگ و دارای ارزش‌افزوده فراوان هستند. این زنجیره با حذف هر یک از حلقه‌ها منجر به نابودی دیگری می‌شود. ایران به دلیل برخورداری از نفت و گاز در هر دو بخش برای تولید و توسعه دارای مزیت رقابتی است و بدون تردید این دو صنعت به‌عنوان بخش فرآوری مواد نفتی از جایگاه ارزنده‌ای در رشد تولید ناخالص ملی برخوردار هستند. در صنعت پتروشیمی، ارزش‌افزوده واقعی مطابق آمارهای جهانی به تکمیل زنجیره ارزش و ایجاد صنایع پایین‌دستی پیوند خورده است و این یعنی بخش بزرگی از ارزش‌افزوده، مربوط به تولید محصولات پایین‌دستی است که نزدیکی بیشتری به بازار مصرف نهایی دارند. در سال‌های اخیر سیاست‌گذاری‌های کلان کشور در چگونگی عرضه مواد اولیه و نرخ‌گذاری خوراک یک تهدید جدی برای زنجیره بزرگ صنایع پتروشیمی و شیمیایی کشور به شمار می‌رود.
سایت بهین یاب انتظارات را برآورده نکرده است:  تأمین مواد اولیه در صنایع شیمیایی کشور یکی از موانع بزرگ در راستای توسعه این صنعت شناخته می‌شود. اکنون بیشتر صنایع شیمیایی در زمینه‌های مختلف تولیدی برای تأمین مواد اولیه و یا گازهای تولیدشده در پتروشیمی‌ها همانند اتیلن اکساید و ... با محدودیت عرضه و قیمت بالا مواجه هستند.
محصولات پایین‌دستی صنایع شیمیایی کشور با ادامه این روند در عرضه مواد اولیه به دلیل قیمت پایین محصولات مشابه وارداتی به‌زودی از یک تولیدکننده به واردکننده محصولات شیمیایی در کشور تبدیل می‌شوند. از یک‌سو سایت بهین یاب که باهدف تسهیل فرآیندهای اداری و افزایش شفافیت در وزارت صنعت، معدن و تجارت طراحی و ایجاد شد همچنان با محدودیت‌های فراوانی در دریافت و ثبت اطلاعات مواجه است و به‌جای کاهش فرآیند اداری تمام امور دریافت مجوزها را دچار یک پروسه طولانی و دردسر ساز کرده است.
کارشناسان وزارتخانه نیز قادر به رفع موانع موجود در سایت بهین یاب و پاسخگویی به موقع نیستند و از این رو دریافت یک مجوز و گاهی حتی ثبت درست یکسری اطلاعات در این سایت ماه‌ها یک فعالیت تولیدی را به تعویق می‌اندازد.
بورس کالا به عرضه منصفانه مواد اولیه کمکی نمی‌کند: ماهیت راه‌اندازی و توسعه بورس کالا افزایش شفافیت در عرضه و قیمت‌گذاری مناسب است اما در مواد اولیه صنایع شیمیایی، بورس کالا با وجود رانت و محدودیت‌های قانونی از یک‌سو و رفتار سودجویانه پتروشیمی‌ها از سودی دیگر نیازهای صنایع پایین‌دستی برآورده نمی‌شود.
تولیدکنندگان کوچک و متوسط در صنایع پایین‌دستی معتقدند مواد اولیه‌ای که از طریق بورس کالا عرضه می‌شود، پاسخگوی نیاز آن‌ها نیست و از سوی دیگر قیمت برخی محصولات در بازارهای داخلی آن‌قدر بالاست که تولیدکننده قدرت خرید این مواد را ندارد و یا افزایش قیمت تمام‌شده کالای تولیدی را به همراه خواهد داشت.
پتروشیمی‌ها با توجه به اهمیت صادرات و جذابیت‌های موجود در بازار صادراتی خوراک خود را باقیمت پایین‌تر در بازار هدف عرضه می‌کنند و بدین ترتیب صنایع پایین‌دستی قادر به عرضه محصولات تولیدی به قیمت و کیفیت مناسب نخواهند بود و در برابر محصولات وارداتی از بازار حذف و در بسیاری موارد ناگزیر به ترجیح واردات بر تولید داخلی می‌شوند.
ثبات نرخ مهم‌ترین راهبرد برای توسعه است: تعیین نرخ خوراک هر سال چالش بزرگ صنایع پتروشیمی در محاسبه سود و برنامه‌ریزی تولید به شمار می‌رود. نبود ثبات در قیمت‌گذاری خوراک بسترساز رانت‌خواری، ترغیب سرمایه‌گذاران به دلالی و واردات، تضعیف صنایع پایین‌دستی و جلوگیری از جذب سرمایه‌های خارجی می‌شود.
دیدگاه‌های موجود در سطوح مدیران ارشد صنایع شیمیایی بیانگر تلاش برای کاهش نرخ خوراک به‌ عنوان یک راهبرد در راستای توسعه شناخته ‌شده است. این دیدگاه نادرست به بی‌ثباتی در صنعت پتروشیمی و شیمیایی کشور دامن زده است. مهم‌ترین عامل جذب سرمایه‌گذار داخلی و خارجی در این صنعت و هر صنعتی پیش‌بینی سود در بلندمدت به شمار می‌رود که وضعیت 10 سال گذشته نشان می‌دهد برنامه‌ریزی بلندمدت در این صنعت امکان ندارد.
اظهارات برخی تحلیلگران صنایع پتروشیمی د‌‌ر رابطه با تعیین سقف 85د‌‌رصد‌‌ی نرخ خوراک د‌‌ر ماد‌‌ه 53 برنامه توسعه نسبت به نرخ کشورهای عمد‌‌ه تولید‌‌کنند‌‌ه نشان می‌دهد اکنون واحد‌‌های پتروشیمی به فوب خلیج‌فارس عاد‌‌ت کرد‌‌ه‌اند‌‌ و این موضوع که قانون‌گذار به سقف 85د‌‌رصد‌‌ی تمایل نشان می‌دهد برای واحد‌‌هایی که نرخ گاز را باقیمت فوب خرید‌‌اری ‌کرد‌‌ه‌اند‌‌ یک مزیت است. از طرف د‌‌یگر واحد‌‌های تولیدی که خوراک را ارزان‌تر خریداری ‌کرد‌‌ه‌اند‌‌ به ‌احتمال زیاد با مشکل مواجه می‌شوند. اما به‌طور کلی 85د‌‌رصد‌‌ رقم سقف است و امکان کاهش آن نیز وجود دارد به‌ویژه در محصولات پروپیلن و پلی پروپلین که دولت روی قیمت‌گذاری آن‌ها حساس است و تلاش می‌کند نرخ خوراک آن‌ها را محدود سازد.
اما به‌طور کلی مهم‌ترین عامل مؤثر برای سرمایه‌گذاری، نه ارزانی و گرانی قیمت خوراک بلکه ثابت بود‌‌ن آن است. سرمایه‌گذار تمایل دارد که در وضعیت ثبات و پیش‌بینی آینده به این عرصه وارد شود و بنابراین مدیران اجرایی و قانون‌گذاران ‌باید‌‌ با همکاری اتحاد‌‌یه‌ها و انجمن‌های تولید‌‌کنند‌‌گان محصولات پتروشیمی به یک فرمول ثابت و نهایی برای حداقل 10 سال آینده دست پیدا کنند.
(سینا ایرانپور انارکی / کارشناس ارشد مدیریت اجرایی و تحلیلگر اقتصادی / انتشار: مجله صنعت و شیمی / [ چهارشنبه ۳۰ فروردین ۱۳۹۶ ] [ 10:54 ])
سه شنبه, 22 فروردين 1396 11:42
هدف از تشکیل شورای شهر واگذاری امور از بخش دولتی به مردم و پرهیز از دخالت‌های دولت در امور مدیریت شهری بوده است. طبق ماده یک قانون شوراها، شورای اسلامی شهر و روستا به‌منظور پیشبرد سریع برنامه‌های اجتماعی، اقتصادی، عمرانی، بهداشتی، فرهنگی، آموزشی، پرورش و سایر امور رفاهی از طریق همکاری مردم و نظارت بر امور روستا، بخش، شهر و شهرک تشکیل می‌شود. سال 1396 آغاز پنجمین دوره این شورا خواهد بود اما همچنان این نهاد به محیطی تخصصی برای مدیریت شهری و توسعه پایدار شهرها تبدیل نشده است. اعضای شورای شهر را به دلیل نبود نظارت کافی و فیلترهای مناسب جهت گزینش، افرادی فاقد تخصص و گاه بیکار تشکیل می‌دهند و از این رو شورا مزیت ویژه‌ای برای شهر ایجاد نکرده و به فرصتی برای گشت‌وگذار در شهر و برخورداری از حقوق و مزایای عالی برای یک عده افراد نالایق تبدیل‌شده است؛ چهره‌هایی که شورای شهر برای آن‌ها حکم بازی چرخ چرخ عباسی کودکان را دارد.
شورا یا خانه هنرمندان و ورزشکاران: در ایران هنر و ورزش به‌عنوان یک حرفه و تخصص جایگاه خود را به دست نیاورده است. باوجود استعدادهای فراوان در عرصه‌های مختلف هنری و ورزشی و علاقه جوانان ایرانی به این زمینه‌ها حاکمیت نتوانسته است هنر و ورزش را به در قالب یک صنعت مورد حمایت قرار دهد. از این رو بسیاری از هنرمندان و ورزشکاران باوجود شهرت و کسب عنوان قهرمانی فاقد درآمدهای کافی برای زندگی شخصی هستند و یا پس از گذراندن دوران جوانی یا دوران قهرمانی برای ادامه زندگی و کسب درآمد با مشکلات فراوانی روبرو می‌شوند.
این خلأ سیاست‌گذاری در حاکمیت موجب شده است بسیاری از هنرمندان و ورزشکاران برای جلوگیری از بیکاری و کسب درآمد، شهرت خود را ابزاری برای ورود به عرصه‌های سیاسی قرار دهند. افرادی که بسیاری از آن‌ها تحصیلات و تخصص‌های غیرکاربردی در عرصه‌های سیاسی و مدیریتی دارند و از سوی دیگر درایت و کفایت لازم برای تصمیم‌گیری در عرصه‌های کلان شهر و کشور را ندارند.
تشکیل شوراهای شهر و روستا بسترساز حضور افراد مشهور در عرصه سیاست بوده است. برخی از افرادی که تا پیش از این به دلیل ماهیت و جایگاه مجلس ورود آن‌ها به عرصه سیاست دشوار بود اکنون شورای شهر به خانه آرزوهای آن‌ها تبدیل‌شده است.
در شهر اصفهان چهره‌های به نسبت معروفی همچون مهدی باقربیگی، ندا واشیانی پور و رسول جزینی باسابقه بازیگری، اجرای تلویزیونی و مربیگری کشتی در دوره چهارم با آرای به نسبت بالا و بدون برخورداری از تخصص و سابقه مناسب و فقط به دلیل شهرت توانستند پای به عرصه شورای شهر بگذارند و پس از تهران، شورای شهر اصفهان نیز به خانه هنرمندان و ورزشکاران تبدیل شد. افرادی که پیش از آن هرگز چهره شناخته شده‌ای در هیچ‌یک از حوزه‌های مدیریت و تحلیلگری اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی، عمرانی و به‌طورکلی شهری نبوده‌اند فقط به‌صرف شهرت، صاحب کرسی تصمیم‌گیری برای مردم یک شهر شدند.
برخی از این چهره‌ها حتی سابقه کارمندی و پرداخت بیمه تأمین اجتماعی نیز نداشته‌اند و در حوزه هنر و ورزش نیز اگرچه مستعد به شمار می‌روند اما به هر دلیل در حوزه تخصصی خود نیز به جایگاه درخور توجهی دست نیافته‌اند. اکنون چهار سال است که از حقوق و مزایا و رانت خوبی برخوردار شده‌اند اما در شورای شهر و تصمیم‌گیری‌های کلان شهری تأثیر چندانی ندارند.
 حضور در مراسم‌های مختلف از مراسم ختم گرفته  تا تجلیل از پیشکسوتان و سایر برنامه‌ها بخش بزرگی از زمان ملاقات‌ مردمی ناکارآمد این اعضا را به خود اختصاص داده است. البته این دردی است که بیشتر اعضای شورای شهر به آن مبتلا هستند.
... انتخاب با شماست همشهری: بدون تردید ملاقات و ارتباط آسان مردم با مدیران شهری یک ضرورت به شمار می‌رود و اگر ساختار مناسبی برای ارتباط‌های مردمی ایجاد شود برخی از این ارتباط‌ها منجر به ارائه پیشنهاد‌ها و راهکاری مؤثر جهت بهبود مدیریت شهری خواهد بود اما ملاقات تشریفاتی و غیر هدفمند که بیشتر جنبه جلب آرا عموم مردم را دارد آیا ظلم به همین مردم نخواهد بود.
تمام اعضای شورای شهر از امکانات کامل شهرداری اصفهان برخوردار هستند و یک اتومبیل اختصاصی با راننده به صورت تمام‌وقت در اختیار آن‌هاست و این حداقل امتیازی است که شهرداری برای آن‌ها فراهم کرده است اما جالب اینجاست که بدانید بسیاری از این رانندگان محترم به‌جای اینکه برای رسیدگی به امور شهری در اختیار اعضای شورا باشند، امور شخصی آن‌ها را پیگیری می‌کنند.
کسانی که تا پیش از ورود به شورای شهر برخورداری از یک حقوق دو میلیون تومانی در ماه آرزویشان بوده است اکنون با مزایا و پاداش‌هایی که خودشان مصوب می‌کنند یا شهرداری به آن‌ها هدیه می‌دهد درآمدهای نجومی دارند؛ از رانت‌ها چیزی نگویم بهتر است.
اکنون انتخابات دیگری در راه است و بازهم مردم باید انتخاب کنند و بازهم بازار وعده‌ها و دروغ‌ها چقدر داغ می‌شود. می‌توانید مجری، بازیگر، ورزشکار و افراد ناکارآمد و فاقد تخصص اما معروف را به شورا وارد کنید؛ می‌توانید هم کمی با تحقیق افرادی حداقل دارای شایستگی‌های اولیه و برخوردار از دانش و تخصص که البته در جستجوی رانت نیستند را بر کرسی شورای شهر بنشانید. اکنون انتخاب با شماست چهار سال شاهد بازی چرخ چرخ عباسی مدیران شهری باشید یا توسعه آگاهانه شهر با کارشناسان با تجربه.
[دوشنبه ۲۱ فروردین ۱۳۹۶ ] [ 11:46 ] [ سینا ایرانپور انارکی ]
چهارشنبه, 16 فروردين 1396 11:11
امید کارآفرینان به کمپین‌های حمایتی: اگر مشکل اول اقتصادی و اجتماعی کشور را اشتغال بدانیم آیا وظیفه هر قوه و نهاد و سازمانی برای حل این مشکل، جز اصلاح رویکردها و برداشتن گام‌های عملی در راستای حل این مشکل است؟
به گزارش کسب و کار نیوز رهبر انقلاب در سال جدید اشتغالزایی را در کنار اقتصاد مقاومتی مورد تاکید قرار دادند و رئیس‌جمهوری نیز در دومین سفر استانی دولت در سال جدید، صیانت از سرمایه‌گذار و کارآفرین را با بگیر و ببندهای قضایی منافی دانستند. با این حال اتفاقاتی که در فضای اقتصاد کشور می‌افتد نشان‌دهنده امنیت ناکافی سرمایه‌گذاران و کارآفرینان است، چنانکه اخیرا برخی از آنها که در مسیر فعالیت دچار مشکلات ناخواسته شده‌اند، با اظهار دلسردی از اصلاح رویکردهای قضایی و بانکی، به کمپین‌های حمایتی پناه برده‌اند. 
در همین زمینه ۱۱۰ تولید‌کننده و کارآفرین اصفهانی با تحریم بانک ملت حساب‌های خود را به بانک‌های دیگر منتقل کردند. گفته می شود همسر مرحوم محمدعلی موسی‌خانی با شکایت بانک ملت بازداشت شد. این امر موجب اعتراض تولید کنندگان اصفهانی قرار گرفته است. موسی‌خانی صاحب برند و کارخانجات صنایع غذایی کافی‌کولا و کیک خویی بود که سال ۹۴ پس از طی یک دوره بیماری درگذشت.
اشتغال بدون حمایت از کارآفرینان غیر ممکن است: یک تحلیل‌گر اقتصادی اشتغالزایی را بدون حمایت عملی از کارآفرینان غیر ممکن دانست و در توضیح این مطلب به «کسب‌وکار» گفت: اشتغالزایی در کشور ما تاکنون بیشتر وظیفه دولت تلقی شده و در واقع ما نگاه دولتی به بحث اشتغالزایی داشته‌ایم اما این رویکرد ما را به هدفی که در نظر داشته‌ایم یعنی به کار گرفتن منابع انسانی و جلوگیری از هرز رفتن آنها نرسانده است.
سینا ایرانپورانارکی افزود: دولت به عنوان سیاست‌گذار و مجری قانون می‌تواند بسترساز اشتغال باشد و نهادهای دیگر همچون مجلس و قوه قضائیه نیز در این مهم سهیم هستند، اما این کارآفرینان بخش خصوصی هستند که باید میدان‌داری و محوریت عرصه اشتغالزایی را به عهده بگیرند، حال آنکه متاسفانه نه دولت، نه مجلس و نه قوه قضائیه نه تنها وظیفه مهیا کردن ساختارهای لازم برای اشتغالزایی و کارآفرینی را به درستی فراهم نمی‌کنند بلکه در مواردی برعکس با قوانین نادرست، سیاست‌گذاری‌های غیرعلمی اقتصادی و اجرای شتابزده این سیاست‌ها و نهایتا بگیر وببندهای غیرمنطقی قضایی موجب فرار سرمایه‌ها و نابودی کارآفرینان را فراهم می‌کنند. این وضعیتی است که بارها و بارها در اقتصاد کشور ما تکرار شده و اگر می‌خواهیم مشکل اشتغال را حل کنیم، راهی جز تغییر آن نداریم. 
معضل مالیاتی که زنجیر تولید را از هم گسیخت: حمایت نکردن از کارآفرینان، مثال‌های فراوانی در کشور ما دارد و برای نمونه با یکی از مطلعان موارد اخیر آن گفتگو کردیم. الهام موسی‌خانی، دختر مرحوم موسی خانی از کارآفرینان صاحب‌نام کشور درباره شرایطی که منجر به تعطیلی دو کارخانه ایشان و بیکاری بیش از هزارنفر از کارکنان این کارخانه‌ها در استان اصفهان شد به «کسب‌وکار» گفت: یک معضل مالیاتی که می‌توانست با مساعدت مسئولان سازمان امور مالیاتی و با رویکرد حمایت از تولید‌کننده و کارآفرین برطرف شود متاسفانه با نوعی سیاست زدگی در دولت نهم و دهم، به گره کور تبدیل شد و با توقیف کارخانه‌ها و پلمب انبارها و تجهیزات و ساختمان‌ها، زنجیره فعالیت‌های این کارخانه‌ها از هم گسیخت. به این ترتیب دو برند خوشنام در صنایع غذایی که توسط یک کارآفرین خلاق از نقطه صفر و بدون هیچ گونه حمایت یا رانت بنا شده بود به ورطه نابودی کشیده شد و بیش از هزار نفر از پرسنل این دو کارخانه - کافی‌کولا و کیک خویی - هم بیکار شدند. وی با بیان اینکه بانک‌ها و سازمان تامین اجتماعی هم به جای کمک به حل مشکل، گره روی گره زدند افزود: متاسفانه فشارهای روحی و روانی موجب تشدید بیماری و فوت آقای موسی خانی شد و قوه قضائیه، بانک‌ها و دیگر ارگان‌های مرتبط هم به جای رفع توقیف و اجازه فروش اموال آقای موسی‌خانی برای پرداخت بدهی‌های مرتبط با این دو کارخانه، همسر  آقای موسی‌خانی را که هیچ دارایی در تصرف ندارند و حتی مستمری آنها نیز توقیف شده، بازداشت می‌کنند. الهام موسی‌خانی با بیان اینکه گروهی از فعالان اقتصادی و معتمدان و تجار اصفهان برای نشان دادن همبستگی خود با خانواده آن مرحوم حساب‌های خود در بانکی که حکم بازداشت همسر مرحوم موسی خانی را اجرا کرد، بسته‌اند، افزود: البته مشکل بازداشت همسر مرحوم موسی خانی با کفالت شخصی سهل‌آبادی رئیس محترم اتاق بازرگانی اصفهان مرتفع شد اما کماکان مشکل پرداخت نشدن بدهی‌ها به دلیل توقیف اموال آن مرحوم و حساب‌های کارخانه‌ها باقی مانده است و حل نشدن این مشکل به خوبی نشان‌دهنده نگاه نادرست برخی مسئولان و ارگان‌ها به مقوله کارآفرینی و سرمایه‌گذاری است. 
مسئولان اعتماد را به فعالان اقتصادی بازگردانند: ایرانپورانارکی نیز معتقد است اتفاقاتی همچون آنچه در اصفهان و درباره کارآفرین خوشنامی مثل موسی‌خانی اتفاق افتاد مطمئنا ترغیب‌کننده کارآفرینی و اشتغالزایی نیست. وی با بیان اینکه بیش از 60 نفر از فعالان اقتصادی استان اصفهان با راه‌اندازی کمپینی تحت عنوان نه به بى احترامى بانک ملت به خانواده کارآفرین فقید اصفهان، بستن حساب‌های بانکی خود را در این بانک را هدف‌گذاری کرده‌اند، افزود: شکل‌گیری این قبیل کمپین‌ها نشان‌دهنده دلسردی فعالان اقتصادی از اصلاح رویکرد بانک‌ها به تولید و کارآفرینی است و این امر می‌تواند هشداری برای مسئولان ارشد کشور باشد که هر چه سریع‌تر نسبت به اصلاحات ضروری در بخش‌هایی که با کار و اشتغال و سرمایه‌گذاری مرتبط هستند، اقدام کنند و اعتماد از دست رفته تجار و فعالان اقتصادی به سیاست‌گذاری‌ها و رویکردها را باز گردانند.
(انتشار در دوشنبه 14 فروردین 1396 روزنامه کسب و کار صفحه 4)
چهارشنبه, 09 فروردين 1396 16:49
شهرستان نائین از شمال به استان سمنان، از شرق به شهرستان خور و بیابانک، از جنوب به استان یزد و از غرب به شهرستان‌ اصفهان محدود می‌شود. 
این شهرستان با مساحتی برابر 25 هزار کیلومتر مربع وسیعترین شهرستان استان اصفهان که در حال حاضر شامل دو بخش مرکزی، انارک و سه شهر به نامهای نائین،بافران، انارک و پنج دهستان شامل کوهستان به مرکزیت روستای بلان، بهارستان به مرکزیت روستای کجان، بافران به مرکزیت روستای بافران تشکیل شده است.
ﺳﻄﺢ زﯾﺮﮐﺸﺖ ﻣﺤﺼﻮﻻت زراﻋﯽ ﺳﺎﻟﺎﻧﻪ اﯾﻦ ﺷﻬﺮﺳـﺘﺎن سه هزار ﻫﮑﺘﺎر وﺳﻄﺢ ﺑﺎغ های آن 2.5 هزار هکتار است.
ﻣﻬﻤﺘﺮﯾﻦ ﻣﺤـﺼﻮﻻت زراﻋـﯽ ﺷﻬﺮﺳـﺘﺎن ﮔﻨﺪم، ﺟﻮ، ، ﺣﺒﻮﺑﺎت،پنبه،گیاهان علوفه ای ، ﮔﯿﺎﻫـﺎن داروﯾـﯽ ازﺟﻤﻠﻪ زﻋﻔﺮان، روﻧﺎس، زﯾﺮه ﺳﺒﺰ و ﻏﯿﺮه ﺑﻮده و از ﻣﺤﺼﻮﻻت ﺑﺎﻏﯽ ﻣﯽ ﺗﻮان ﭘﺴﺘﻪ، اﻧـﺎر، ﺑﺎدام، ﮔﺮدو، را ﻧﺎم ﺑﺮد. همچنین سطح زیر کشت گلخانه صیفی این شهرستان حدودا 1 هکتار است. 
ایرنا - کد خبر: 82477073 (5901237) | تاریخ خبر: 09/01/1396 | ساعت: 13:40|)
 
دوشنبه, 07 فروردين 1396 21:14
دوستان، با همیاری شما در سال 1395 که سومین سال انتشار سایت انارک نیوز بود، فراز و نشیب های زیادی را رد کردیم و به فضل الهی و همت شما تعداد بازدید رسمی اخبار انارک در مجموع به بیش از یک میلیون و چهل و سه هزار هفتصد و بیست و پنج عدد و اخبار منتشر شده از مرز 1305 خبر گذشت. از پارسال کانال تلگرامی انارک نیوز نیز مورد استفاده قرار گرفت.
امید است امسال بیش از پیش در خدمت و برآورده کردن سلایق شما باشیم. امید است ما را در هرچه بارورتر شدن سایت خودتان راهنمایی فرمایید.
منتظر خبرها و نظرات، پیشنهادات و آنچه که می تواند در ساختن بهتر شهر انارک کارساز باشد می مانیم.
جمعه, 04 فروردين 1396 15:02
جشن همدلی و همبستکی سوم فروردین 1396 درنجیل انارکامروز سوم فروردین ماه 1396 هوا ابری و دلپذیر بود و امید به بارش باران می رفت. از ساعت 14 که اندک اندک جمع دوستداران این گردهم آیی بزرگ تشکیل می شد بنظر می رسید امسال با سالهای پیش تفاوتهایی هم دارد.
جایی که افراد با سماورو کتری و شیرینی از سالها پیش با آویشن از دوستان و همشهریانی که از راههای دور و نزدیک خود را می رساندند که در این مراسم شرکت نمایند با چادری که می گفت مجوز فروش در این تفریحگاه قدیمی انارکیها یعنی دره انجیر یا به قول بومی ها "درنجیل" را دارد اشغال شده بود و آنها به گوشه ای دورتر و بی نشان در این بازار مکاره رانده شده بودند.
هر آن به دوستداران بی قرار که خواهان دیدار آنانی بودند که سالها چشم انتظارشان بودند و شاید در خواب هم نمی دیدند که آنها را ببینند افزوده می شد.
ساعت 16 شلوغی عبور و مرور سواری ها در میدانگاه اصلی که قسمتی از آن به مانند گذشته صاف شده بود اما هنوز قسمتی دیگر به بهانه درختکاری بی استفاده مانده به اوج رسید.
در گوشه ای و چادری سیرابی شتر و دمنوش فروخته می شد و بدنبالش سوغات انارک و کارهای دستی و آش انغوزه و برو تا ذرت مکزیکی. و در گوشه ای دورافتاده نذری آش می دادند که بسیار قابل تقدیر و سپاسگزاری است تا دوستان قدیمی که پذیرایی با چای آویشن در لیوانهای کاغذی و شیرینی حاج بادام می دادند ولی در میان این بازار گم شده بودند و عده ای می خواستند پول به آنها بدهند که با خنده می گفتند اینجا همانند سالهای گذشته رایگان است و فقط خنده رضایت شما کافی است.

همگی از پیر و جوان، دختر و پسر، زن و مرد خوشحال بودند و خنده و شادی این فضای همدلی و همبستگی را که خداپسندانه بود پر کرده بود و بسیاری می گفتند ای کاش این ساعات خوش که بی هیچ هزینه ای مهیا شده بارها در این روزها تکرار می شد. چقدر ساده می توانیم شاد شویم.
قطراتی از باران الهی را داشتیم که باید گفت ببار ای بارون، ببار و حاکی از رضایت الهی از این گردهم آیی خودخواسته و بدون هیچ تبلیغی از پیش بود و از بانیان بی چشمداشت این مراسم و آنان که نذری خود را در این گردهم آیی آورده بودند کمال تشکر را داریم.
هنگام نظرخواهی نوشتاری، تنها یک نفر با پرخاشگری و برافروختگی به دختر خانم کوچکی که نزدش رفته بود گفته بود، غرضتان از این کارها چیست؟ که پاسخش داده شده بود، دیدار دوستان!
مگر شاد بودن هم قصد و غرض است. ای کاش این دید و بازدید نوروزی که خودجوش است به محلی برای تجارت و کیسه برای عده ای تبدیل نمی شد و همت عالیه و نذری بیش از پیش همه گیر می شد.

ساعت 18 بود که گروه گروه به خانه های خود بازگشتند و برخی راهی شهرهای دور خود تا شادی خود را در خانه های خود نیز تقسیم نمایند. امسال از سالهای پیش افزونتر بودند و چند گروه گردشگری نیز با شنیدن گوش به گوش این گردهم آیی حضور به هم رسانده بودند. خدا نگه دارشان باشد این هزاران نفر را هم.

در نظرخواهی از همشهریان گرامی موارد انتقادی زیر دیده می شود.
1- بیش از همه بازار مکاره ای که سادگی دید و بازدید را مشکل کرده بود تا در نظر عده ای هدف تشکیل این گردهم آیی را تغییر دهد.
2- نبود پارکینگ درخور این جمعیت انبوه
3- نبود دستشویی
4- سنگ اندازی در دادن سماور اوقافی به دست اندرکاران چای آویشن که حاصلش چای نیم گرم بود که دلیلش ازدحام همزمان یاران بود.
5- سطل زباله بجای کیسه زباله.
6- زشتی منظره کوه درنجیل که همچنان از آن بهره برداری سودجویانه می شود.
7- نبود مدیریت متمرکز برای هر چه با شکوه تر برگزار کردن این جمع دوستانه.

و موارد دیگر از جمله:
1- باور نکردن حضور این جمعیت انبوه قبل از آمدن.
2- نبود جعبه ای برای واریز وجه برای آنانی که می خواهند برای دل خود و رفاه همشهریان در سالهای آتی کمک نمایند تا کاستی ها کاهش یابد.
3- سپاسگزاری و تداوم با شکوهتر.
4- سپاس از جمع آوری زباله ها توسط چند تن از همشهریان طبیعت دوست.

و در پایان یکی از نظرات را می آوریم.
با سلام و درود بر بنیان گذاران کار نیک و شاد جمعی! برپاکردن رسمی بسیار مشکل است و توش و توان می خواهد و برپا نگه داشتن آن بسیار مشکلتر. می توان گفت شمایان تنها زنده گان این زمان این دیارید.
تلاشتان همیشگی باشد و نتیجه همواره پرنشاط و شاد جمعی پایدار خواهد بود. هر سال از سال پیش بهتر بوده اید و بهتر هم خواهید شد. می گی نه، پارسال و پیرارسال و امسالش را قیاس کن و سال دیگر را پیش بینی کن.
به امید روزهای بی سایه ...، والسلام.

چهارشنبه, 18 اسفند 1395 17:56
اینکه گفته می‌شود تنها مردان از پس کارهای سخت بر می‌آیند و معدن یکی از سخت‌ترین کارها در جهان است که فقط در انحصار مردان قرار دارد، درست نیست و دلیل این ادعا نیز حضور پررنگ و فعال زنان در عرصه معدنکاری است. زنان ایرانی همواره نشان داده‌اند در هیچ فعالیت و شغل سختی از مردان کم نمی‌آورند. حال شده «سنگ جوری» معدن نخلک باشد یا سرکارگری معادن زیر زمینی زغال‌سنگ.
تاریخچه معدنکاری زنان در ایران: براساس آمار و اطلاعات موجود، تاریخچه فعالیت زنان در معادن ایران به سال‌های بسیار دور بازمی‌گردد که از نمونه‌های آن می‌توان به معدن سرب و روی نخلک اشاره کرد. حضور زنان در این معدن و انجام فعالیت‌هایی همچون سنگ‌جوری (جداسازی سنگ‌های حاوی مواد معدنی از باطله‌ها) در این معدن یکی از نمونه‌های کار زنان در معادن است که می‌توان به آن اشاره کرد. چندی پیش در همایش وفاق و همدلی معادن و صنایع معدنی در اتاق بازرگانی اصفهان، از یکی از فعالان زن این معدن که بانویی به نام عصمت بقایی است و حدود دو دهه پیشینه فعالیت در معدن نخلک دارد، قدردانی شد. بقایی پیشکسوت‌ترین معدنکار زن ایران متولد سال ۱۳۱۴ است و پیشه خانواده آنها معدنکاری بوده که بیشتر در معادن سرب و روی و معدن سنگ‌های تزئینی فعالیت داشتند. این بانو دارای ۳ فرزند پسر و ۳ دختر است که پسرانش نیز به تبعیت از پدر و مادر خود وارد این حرفه شده‌اند. به گفته یکی از پسران بانو بقایی (بهنام نظرنژاد) از سال ۱۳۵۵ که پدر خانواده از دنیا رفت، مادرش تصمیم گرفت برای امرار معاش، پیشه همسر را ادامه دهد و شغل معدنکاری را انتخاب کرد. به گفته فرزند این معدنکار پیشکسوت زن، فعالیت این بانو در کنار حدود ۵۰ زن دیگر در این معدن سنگ‌جوری بوده است. آنها بعد از گذراندن یک دوره آموزشی، سنگ‌های حاوی ماده معدنی و پرعیار را از باطله‌ها جدا می‌کردند. (اکنون ممکن است بسیاری از این زنان در قید حیات نباشند).
بانو بقایی ۲۲ سال است از ادامه فعالیت در معدن دست کشیده و بازنشسته شده و به گفته پسرش دلیل اصلی وی برای ادامه کار در معدن، داشتن شغل و درآمد بوده و به دنبال فوت همسرش در معدن سرب و روی نخلک مشغول شده تا بتواند از پس مخارج زندگی‌اش برآید و فرزندانش را به ثمر برساند. به گفته فرزند بانو بقایی با اینکه کار در معدن مشکلات و سختی‌های بسیاری داشت اما چاره‌ای جز ادامه کار در معدن نبود زیرا در منطقه کویری نخلک، شغل مناسب‌تری جز معدنکاری وجود نداشت که وی بتواند به آن بپردازد. در حال حاضر این بانوی مسن معدنکار سال‌هاست به دلیل سن بالا و از دست دادن بنیه، توانی برای انجام فعالیت معدنی در معدن سرب و نخلک ندارد و بازنشسته شده حتی خودش قادر به مصاحبه نیست. به گفته فرزند بانو بقایی در زمانی‌که وی در معدن نخلک فعال بود، کارشناسان و سرمایه‌گذارانی از کشورهای اروپایی همچون آلمان، روسیه و فرانسه نیز در این معدن حضور داشتند. از فرزند این بانوی معدنکار می‌پرسیم معدنکاری برای بانوان شغل مناسبی است؟ وی پاسخ می‌دهد: معدنکاری بسیار سخت است و به هیچ عنوان برای بانوان مناسب نیست. شاید تنها دلیلی که آنها را وادار به معدنکاری می‌کند شرایط زندگی و نبود موقعیت مناسب برای به‌دست آوردن روزی حلال است.
نگاهی به نخلک: مجتمع معدنی سرب نخلک در ۱۲۰ کیلومتری شمال شرقی شهر نائین و در ۴۵ کیلومتری شمال شرق انارک در استان اصفهان و حاشیه کویر مرکزی ایران واقع شده است. در این منطقه شواهد موجود حاکی است که با تجهیزات بسیار قدیمی معدنکاری که در این معدن یافت شده، قدمت معدنکاری در آن به بیش از ۲۰۰۰ سال می‌رسد و این معدن یکی از کهن‌ترین معادن فلزی و زیرزمینی کشور است. گفتنی است در حال حاضر این مجتمع زیر پوشش شرکت تهیه و تولید مواد معدنی ایران اداره می‌شود. به گزارش صمت اجرای طرح گردشگری معدنی یکی از طرح‌هایی است که برای معدن نخلک پیشنهاد شده و می‌توان با اجرایی کردن این طرح، ضمن ایجاد اشتغال، باعث رونق منطقه شد و گردشگرانی که برای بازدید از مکان‌های تاریخی اصفهان به این استان می‌آیند را با این معدن و پیشینه معدنکاری در ایران آشنا کرد. گفتنی است تعداد زیادی از آثار کارهای قدیمی، ابزار سنگی و وسایل ساخته‌شده از آهن‌خام در این ناحیه یافت شده و نشان می‌دهد ایرانیان از دوره‌های بسیار دور، دستی بر آتش داشته و در فرآوری مواد معدنی نیز مهارت داشته‌اند.
(اخبار فلزات - 18 اسفند 1395)