امروز: شنبه 02 تیر 1397 برابر با 23 جون 2018

شنبه, 19 اسفند 1396 22:04
انارک نیوز - شهيد مهندس منوچهر عظيمى انارکی فرزند شادروان عباس، هنگام شهادت در ۱۷ اسفند ماه ۱۳۶۰ کارمند شرکت توانیر، متأهل و یک فرزند داشت. 
وی در بهمن ماه ۱۳۲۶ در خانواده اى متدين چشم به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی را در زادگاهش انارك به اتمام رسانید و برای ادامه تحصیل به تهران رفت.
تحصیلات متوسطه را در دبیرستان دارالفنون با نمرات عالی گذراند. سپس در رشته مهندسی مکانیک دانشكده فنى دانشگاه تهران به تحصیلاتش ادامه داد و به اخذ درجه فوق لیسانس نائل گرديد.
پس از چند سال خدمت در وزارت نيرو جهت آموزش فيزيك هسته اى و آمادگى براى ادامه کار در نيروگاه اتمى بوشهر براى مدت ٤ سال به كشور آلمان اعزام شد.
هم زمان با اوج گیری نهضت شکوهمند اسلامى براى پيوستن به مبارزات مردمی به ايران بازگشت و مجدداً در شركت توانير (وابسته به وزارت نيرو) مشغول به كار شد و با بهره گیری از تجربیات و اندوخته‌های علمی‌اش در این عرصه نیز خدمتگزاری صدیق و بی آلايش و بسيار گشاده رو و خوش برخورد بود. 
نحوه شهادت: در هفدهم اسفند ماه ۱۳۶۰ برای انجام مأموریت در نیروگاه توس مشهد، عازم این شهر مقدس بود و بدین منظور به سمت فرودگاه مهرآباد حركت نمود. هنوز اندکی پیش نرفته بود که سه نفر از تروریست‌های منافق که در جستجوی قربانی و کشتار امت حزب الله در خیابان‌ها با یک اتومبیل سرقتی تردد می‌کردند، راه را بر آنان بسته و در ترورى كور و بدون شناخت و آگاهى اتومبيل آنها را به گلوله بسته و متواری می‌شوند.
در اثر این حمله ددمنشانه مهندس عظیمی و شمس الله شیدایی کارمند شرکت نفت به شهادت می‌رسند و با عروجی خونین بار دیگر مظلومیت امت مسلمان را به اثبات می‌رسانند.
یاد و خاطره شان گرامی باد.
دوشنبه, 14 اسفند 1396 12:43
چین تهدید جمعیت بیش از یک میلیاردی خود را به فرصتی برای رشد اقتصادی تبدیل کرد و اکنون تمام معادلات اقتصادی جهان به این کشور وابسته است.

همچنین کشورهای اروپایی از جمله منطقه اسکاندیناوی و همچنین کانادا سال هاست از جمعیت رو به پیری و کمبود نیروی انسانی رنج می برند و به صورت هدفمند دانشجو و نیروی انسانی جذب می کنند تا روند توسعه در آنها متوقف نشود. 
اما کشور ایران که چند هزار نفر جوان را در طی وقایع انقلاب اسلامی و هشت سال جنگ به خاک سپرده است و هر سال نیز هزاران نفر را به دلیل تصادفات جاده ای روانه قبرستان می کند در اداره هشتاد میلیون جمعیت درمانده شده است!!!

از ابتدای انقلاب هیچ کدام از مشکلات ساختاری کشور حل نشده است و مسئولان بی مسئولیت یکی پس از دیگری به جای اقدامات ساختاری، حل مشکلات را حواله به آینده داده اند.

کارکرد آمار، اقتصاد و مدیریت در این کشور فقط طعنه و کنایه به گذشته است و بس. آخرین راهبرد مدیریت کلان کشور هم که دم از تدبیر و امید می زد برای دلخوشی جوانان هم نمونه ای از تدبیر در مدیریت را به نمایش نگذاشت که حداقل در یک زمینه امیدوار باقی بمانیم.

در عرصه بین الملل تجربه به دست آوردیم که ما زبان دنیا را نمی فهمیم حتی اگر برجام در دستمان باشد؛ در عرصه اقتصاد نه نظام پولی و بانکی اصلاح شد و نه محیط کسب و کار تسهیل گردید.

از سیاست و دیپلماسی عمومی هم حرفی نزنیم بهتر است چرا که دغدغه ما پس از سال ها ادعای دموکراسی در حجاب بر سر نیزه رفته دختران، ورزشگاه های بدون زنان و فیلترینگ شبکه های مجازی خلاصه شده است.

راستش را بخواهید مطمئنم عیب از ما دهه شصتی هاست. بی موقع به دنیا آمدیم آخر قرار بود جنگ حالاها حالاها ادامه یابد و ما نیز در جمع شهدا باشیم اما افسوس که آتش بس را پذیرفتند بدون آنکه به عاقبت ما فکر کنند.

شیر خشک را از ما دریغ کردند تا از همان ابتدای تولد عقده ای شویم اما چه سودها که عاید واردکنندگان شیر خشک و وسایل کودکان که نکردیم. 
مدرسه هایمان اینقدر شلوغ بود که از درس هیچ نفهمیدیم اما در عوض خوب پول به جیب متولیان مدارس غیر انتفاعی کردیم.

اگر دهه شصتی ها نبودند که پشت کنکور اشک بریزند و آینده را بدون تحصیل سیاه متصور بشوند چگونه متولیان دانشگاه آزاد و پیام نور کاسبی می کردند؟

ما دهه شصتی ها برای کارفرمایان هم نعمت بودیم تعدادمان اینقدر زیاد بود که هیچ کارفرمایی نیازی به حفظ ما نداشت. کمترین حقوق و مزایا را دریافت کردیم و از سنوات و بیمه و عیدی هم محروم بودیم تا کارفرماها گردنشان کلفت تر شود و هر موقع که اعتراضی داشتیم گفتند خوش آمدید چیزی که زیاد است دهه شصتی بیکار و الاف.

ما دهه شصتی ها اشتباهی هستیم، اشتباه به دنیا آمدیم اشتباه ادامه دادیم اما مطمئنم از وجود ما کیسه های فراوانی پر از پول شد. 
ما اضافه هستیم همچنان، چون آمار دولت را خراب کرده ایم چون دولت مردان ما هر چه کار می کنند پاسخگوی تعداد دهه شصتی ها نیست. 
ما اضافه هستیم چون دیگر شیر خشک و مدرسه و دانشگاه و ... نمی خواهیم که جیب یک عده را پر از پول کنیم. ما شغل می خواهیم، درآمد می خواهیم بیمه و آینده می خواهیم و اینها همه زیان است و برای مسئولان خرج دارد.

این دهه شصتی ها هر چه سنشان بیشتر شود هزینه هایشان هم بیشتر می شود. بیمه بیکاری، هزینه های درمانی و بازنشستگی ما دهه شصتی ها نمی گذارد عده ای بیش از این کاسبی کنند.

دولت عزیز و مسئولان گرامی ما دهه شصتی ها خودمان پذیرفته ایم که یا باید برویم یا بمیریم لطفاً اگر نمی توانید جنگ دیگری را آغاز کنید و ما را به قتلگاه بفرستید یک گور دسته جمعی همه ما را مهمان کنید و از این مرگ تدریجی نجاتمان دهید.

لطفاً اندیشه افزایش جمعیت شیعه هم به فراموشی بسپارید اجازه بدهید همین دهه شصتی ها عبرت تاریخی برای تمام دوران این مملکت باشند.
(سینا ایرانپور انارکی / دوشنبه ۱۴ اسفند ۱۳۹۶)

شنبه, 12 اسفند 1396 21:46
انارک نیوز - مدتی است "چالش نه به سبزه عید" دست به دست می گردد و از ایرانیان می خواهد به جای سبزه ها از نهال استفاده کنید و در روز سیزده بدر آنرا در طبیعت بکارید. اگر 5% از مردم ایران به جای سبزه نهال بکارند از هدر شدن 400 تن غلات و حبوبات جلوگیری می شود و جنگلی با 4 میلیون درخت خواهیم داشت.
کار به ظاهر پسندیده ای است اما پیشنهاد می کنم رسوم جشن نوروز را مانند گذشتگان که هزاران سال است پیشینه دارد به جا آورید. این رسوم از تاریخ ما ریشه گرفته و بی شک بجا نیاوردن آن، صدمه اش به فرهنگ تاریخی ما بیش از صرفه اقتصادی آن می باشد که آرزوی برخی می باشد.
بی شک با این بی بند و باری های اقتصادی و اسرافها که در تک تک روزهای سال می بینیم کاشت سبزه سفره هفت سین یکی از آخرین مشکلاتی است که باید به آن بیندیشیم. شکر خدا در این دوره گل و بلبل بهتر است سبزه را قربانی این جنگل که در ذهن گروهی خوش اندیش در حال رشد است نفرمایید و نوروز را مانند گذشته به جا آوریم.
قبلاً هم از تاوانی که نوروز برای این کشور دارد و تعطیلی چند روزه آن چه صدمه ای به اقتصاد این مملکت می زند بسیار شنیده ایم پس بیایید جشن نوروز را آنطور که شایسته و بایسته آن است به جا آوریم و اندیشه خود را برای هرچه با شکوهتر برگزار کردن آن بگذاریم. اگر هم می خواهیم برای اقتصاد چاره ای بیندیشیم نقطه آغاز آنرا به نوروز و هفت سین گره نزنیم.
شاد باشید و روزگار سخت را به کام خود شیرین نمایید.
چهارشنبه, 02 اسفند 1396 17:14
به دنبال کارآفرینی در انارکیم اما حتی بک بار از یکی از مسئولین شنیده نشده بگوید در پنج کیلومتری انارک به سمت نایین، سوله ای صنعتی و بزرگ با قابلیت نصب جراثقال سقفی و کلی فونداسیون و خشت و ساختمانی مسکونی و جاده ای عریض وجود دارد که سالها است آنجا افتاده ولی چرا تکمیل نمی شود؟

معلوم است یک شیر پاک خورده ای با کمک همین مردمی که توی کوچه و خیابان های انارک آنان را می بینیم پروژه آجر را رقم زده است. همین مردم کهنسالی که تقریباً همه بازنشسته اند و حقوق بخور و نمیری دارند ولی به صد تا از آنهایی که پول تو جیبی فرزندشان بیش از مستمری اینان است و نه تنها در جلسات با مدیران اشاره ای به آن نکرده اند  بلکه سنگ هم انداختند! می ارزند.
بگذریم! اما بخاطر خلف وعده سازمان آب دارند آنرا از فلانی و مردمی که امیدشان به اتمام آن بود را دارند می گیرند تا به دولت منتقل شود. چون زمین از دولت بوده و این بنده خدا به اجبار پروژه را رها کرده و فریادش را مسئولین که بارها به هریک از آنها مراجعه شده و بجای یاری او را به دیگری و در انتها به او که خود، این خرابکاری را کرده محول کرده اند، نمی شنوند. روزی اشک گرم او و آه سرد مردم دامان آنان را هم خواهد گرفت.

یک ریال وام نگرفته اما باید از او بگیرند تا روزی روزگاری شاید چندرغاز از پولش را  که هر روز از دیروزش بی ارزشتر می شود را بدهند. عجب روزگاری است!
گنه کرد در بلخ آهنگری   /    به شوشنر زدند گردن مسگری

بارها وکیل و معاون وزیر و فرماندار و ... از کنار آن رد شده اند و لابد خوش بینانه فکر کرده اند این هم وام را گرفته و خورده و فرار کرده! و گرنه انتظار می رفت یکی از آنان او را صدا می زد و مشکل بر زمین ماندن پروژه را می پرسید. هرچند الحمدا... این همه کارآفرین در انارک داریم و حرفزن که اینان را دعوت می کنند و از پیشرفتها و خرجهایی که کرده اند می گویند . آنان ممکن است پیش خود فکر کنند که اگر مشکلی بود که این همشهریان انارک دوست کاسب گرامی ناگزیر به آن اشاره می کردند.

فریاد اگر فریاد من و گوش اگر گوش تو، البته آنچه به جایی نرسد فریاد است. باکی نیست روزی دادم را از دادرس بی پناهان خواهم گرفت.
دوشنبه, 30 بهمن 1396 20:52
انارک نیوز همدردی و همبستگی خود را با بازماندگان حادثه هوایی تهران - یاسوج که دیروز صبح  یکشنبه 29 بهمن ماه 1396 از صفحه رادار ناپدید شد ابراز می کند.
بی شک تمامی ملت ایران در این حادثه داغدارند و از شنیدن آن و حوادث دیگر ریلی، جاده ای، هوایی، آبی، آتش سوزی، زمین لرزه و ... که به دفعات رخ داده و می دهد متأثر هستند.
اما تأسف خود را از وجود مدیران بی لیاقت که هنوز لاشه هواپیما را پیدا نکرده فاتحه تمامی مسافرین و خدمه پرواز را خوانده اند و شاید خوشحالند که اینان بیمه حوادث می باشند و اظهار نظر های مشابه و ناچار از گیجی و سردرگمی و بی عرضگی دارند و خواهند داشت اعلام می کنیم.
تا پرسشگر نباشیم که چرا ار دست رفتگان ما در چنین حوادثی چندین برابر استانداردهای جهانی است و پس از چندین روز فراموش کنیم چرا چنین شده است و در سطح مدیران تغییری حاصل نشود و بی منطقی "کی کی بود من نبودم و یا من نبودم دستم بود تقصیر آستینم بود" حاکم باشد و در گفتن تسلیت از یکدیگر پیشی بگیریم اما پاسخگویی را ناچیز شماریم بایستی منتظر حادثه بعدی باشیم.
تا علل حوادث را نیابیم و آنرا قضا و قدر بدانیم و یا مردم را در روشن کردن دلایل آن نامحرم بدانند، در روی همین پاشنه خواهد چرخید و تنها چیزی که ارزش نخواهد داشت جان هایی است که بر اثر بی مبالاتی مدیران بی دانش و بی مسئولیت از دست خواهد رفت.
پیشاپیش حوادث متعدد بعدی را که در صورت بررسی حوادث قبلی قابل پیشگیری است را به کلیه هموطنان گرامی تسلیت می گوییم! یاد و خاطره مان زنده باد!
پنج شنبه, 05 بهمن 1396 11:22
در فرهنگ عامه پشت سرگذاشتن چلّه‌ها و از آن میان چلّه زمستان به‌عنوان سخت‌ترین هنگام سال (آغاز آن شب چلّه نامیده می‌شود)، با آداب خاصى همراه است. چلّه زمستان به همراه چند موقعیت دیگر (شامل سده، چارچار، سرما پیرزن و...)، عملا تمامى فصل زمستان را می‌پوشاند.
چلّه زمستان در آغاز زمستان، هریك متشكل از دو بخش بزرگ (چهل روز) و كوچك (بیست روز)، از اول دى ماه آغاز می‌شود كه شب قبل از آن، شب چلّه (یلدا)، واجد آیین هاى بسیارى در ایران است. دهم بهمن ماه آخرین "روز چلّه بزرگ" است كه با جشن سده گرامى داشته می‌شود و فردایش "چلّه کوچک" شروع می شود که تا پایان بهمن ماه ادامه می یابد.
دوره برخورد چلّه‌هاى بزرگ و كوچك (به‌عبارت دیگر، روزهاى پایانى چلّه بزرگ و روزهاى نخستین چلّه كوچك) چارچار نامیده می‌شود كه احتمالا مخفف چهارچهار (چهار روز پایانى چلّه بزرگ و چهار روز اول چلّه كوچك) است و در اين هشت روز سردي هوا به آخرين حد خود مي‌رسد؛ چون دو چله در حال مشاجره با هم هستند و به هم گوشه و کنايه مي‌زنند و چله کوچک مي‌گويد اگر من به اندازه تو عمر داشتم همه پيرزن‌هاي کنار اجاق و همه ميش‌هاي لاغر و مريض دنبال گله را از سرما سیاه و کبود، نابود مي‌کردم.
از هفتم بهمن تا 14 بهمن "چارچار" می باشد که معتقد بودند سردترین روزهای زمستان می باشد و پس از آن یعنی 15 بهمن ماه به قول انارکی ها "تیوشک Tivoshk" در می آید و دیگر سرما به اندازه ای نخواهد بود که برف روی زمین بنشیند و به قولی "زمین نفس می کشد"!
نظام گاه‌شمارى مبتنى بر چلّه و اجزاى آن (شامل اهمن و بهمن، چارچار و مانند آن) مجموعه سه ماهیت اسطوره‌اى، گاه‌شمارانه و فرهنگ عامه است. از دید اسطوره‌اى، چلّه و مهم‌ترین تظاهر آیینى آن در دوران گذشته، یعنى سده یا جشن سده، آیین هایى براى تقدیس خورشید بوده‌اند.
ابوریحان بیرونی می‌نویسد: «سده یعنی صد و آن یادگار اردشیر بابکان است و در علت و سبب این جشن گفته‌اند که هرگاه روزها و شب‌ها را جداگانه بشمارند، میان آن و آخر سال عدد صد بدست می‌آید».
شنبه, 30 دی 1396 13:19
نزدیک به یک دهه است که در ایران مفاهیم جدیدی مانند قانون جذب، انرژی مثبت، راه‌های موفقیت و ... به لطف فعالیت رو به افزایش مدرسان و سخنران‌های انگیزشی مطرح شده‌اند.
مربیانی که از چهره‌های سرشناسی همچون آنتونی رابینز، وین دایر، دارن هاردی، کریس گاردنر و ... الگوبرداری می‌کنند و زندگی، سوابق، تجارب و شرایط زندگی آن‌ها هیچ شباهتی به این سخنران‌های انگیزشی بین‌المللی ندارد اما صرفاً با مطالعه چند کتاب خود را در جایگاه آن‌ها می ببینند و نخست در صفحات مجازی با انتشار محتواهایی کپی شده در قالب عکس و ویدئو خود را معرفی می‌کنند و در مرحله بعد پیگیر برگزاری کلاس و دوره می‌شوند.
در ایران متأسفانه بعد از انقلاب دانشگاه و حوزه در تربیت اساتید و طلاب مؤلف و صاحب‌نظر بسیار غفلت کرده و از این رو اکنون بازار بکری برای رشد چنین سخنران‌های فاقد تخصص و حتی تحصیلات مرتبط به وجود آمده است. جامعه‌ای که بخش بزرگی از آن به دلایل مختلف از افسردگی و بیماری‌های روحی از یک‌طرف و از طرفی دیگر در تلاطم‌های فراوان معضلات اجتماعی و اقتصادی در رنج به سر می‌برد شیفته کت و شلوار و کراوات و جملات زیبای کپی شده این چهره‌ها می‌شود.
»تو می‌توانی» جمله کلیدی این سخنرانان و مشاورانی است که بدون پشتوانه تخصصی و مطالعات عمیق نه در یک زمینه بلکه چندین رشته و تخصص خود را صاحب‌نظر می‌دانند. این افراد هم‌زمان در زمینه بازاریابی و فروش، رفتار مصرف‌کننده، روابط عمومی و تبلیغات، ارتباط کلامی، زبان بدن، تعالی فردی و سازمانی، منابع انسانی، کارآفرینی و ... اقدام به برگزاری دوره و سمینار آموزشی می‌کنند و در رسانه‌های مجازی نیز با کلیپ و تصاویر مختلف و جملات فاقد پشتوانه خود را در معرض دید عموم قرار می‌دهند. کاش به همین زمینه‌ها نیز اکتفا می‌کردند اما به مرور در زمینه روانشناسی، فلسفه و اخلاق نیز اقدام به اظهارنظر و الگوسازی می‌کنند.
جامعه ایرانی هم به جهت مطالعه کم از یک‌سو و ظاهربینی از سوی دیگر به سادگی تحت تأثیر ظاهر و کلام این‌گونه افراد قرار می‌گیرد و آن‌ها نیز به‌خوبی احساسات مردم را تحریک می‌کنند. آرام آرام فالوور جذب و آهسته آهسته عده‌ای رو دنباله‌رو خود می‌کنند و بدین ترتیب شبکه کاری خود را وسعت می‌بخشند و کاسبی‌هایشان رونق می‌گیرد.
ظهور و نفوذ چنین چهره‌هایی نه تنها آگاهی و تخصص جامعه را افزایش نداده است بلکه هر روز شاهد رشد انسان‌های متوهم هستیم. فروش توهم مهم‌ترین تخصص و توانایی این شومن های نادان است.
اکنون بسیاری به واسطه خرید و فروش توهم دچار بیماری شده‌اند که من نام آن را «بیل گیتسیم » می‌گذارم. همه در یک توهم خواهان تبدیل‌شدن به بیل گیتس، ثروتمندترین مرد جهان هستند و فکر می‌کنند با صرف تلقین به خود و مثبت نگری می‌توانند بر بالای قله‌های موفقیت دنیا را به تماشا بنشینند.
 شومن هایی که بدون درک میزان توانایی و استعداد و شرایط افراد همگی را در مسیر کسب ثروت، شهرت و حتی کارآفرینی قرار می‌دهند و افراد زودباور هم به سادگی تحت تأثیر کلمات و جملات قرار می‌گیرند غافل از آنکه بدون درک واقعیت‌های درونی هیچ انسانی قادر به توسعه فردی نخواهد بود.
هر چه رنج می‌بریم از این بی‌سوادی و کمبود مطالعه است و تردیدی نیست ملتی برای یادگیری و مطالعه دغدغه ندارد هرگز به توسعه دست نمی‌یابد.
چهره‌های مکتبی عصر حاضر که همگی در دوره خود با تسلط بر یک یا دو علم، سخنرانی‌ها و کتاب‌های تأثیرگذاری را به‌جای گذاشته‌اند و تربیت‌کننده یک نسل بوده‌اند را با کدام‌یک از این کرواتی‌های امروز یا ریشوهای دیروز می‌توان مقایسه کرد؟
دکتر علی شریعتی، دکتر مرتضی مطهری، آیت اله طالقانی، غلامحسین ساعدی، جلال آل احمد، دکتر عبدالکریم سروش، دکتر حسین الهی قمشه‌ای، دکتر غلامحسین ابراهیمی دینانی و بسیاری نام‌های دیگر که در عرصه دین، اخلاق، فلسفه، روایتگری همگی در کنار تحصیلات دانشگاهی با بهره‌مندی از اساتید سخت‌گیر و البته تأمل و مطالعه فراوان بدون برخورداری از امکانات رسانه‌ای امروز به برندهای واقعی تعالی فردی و اجتماعی تبدیل شده‌اند.
سخنران‌های کنونی که همگی در کنار بازاریابی و فروش متخصص اخلاق، فلسفه و روانشناسی نیز هستند تا چه اندازه کلامشان عمق دارد؟ اولویتشان علم و اخلاق است یا شهرت و پول؟
این‌ها که ادعای تخصص و علم‌ دارند و به همه می‌گویند شما می‌توانید؛ چرا خودشان نمی‌توانند در یک دانشگاه مورد تائید وزارت علوم در زمینه‌ای که مدعی آن هستند مدرک دانشگاهی اخذ کنند؟
آیا آنتونی رابینز و بسیاری دیگر از سخنران‌های مطرح جهان نیز مانند شومن های ایرانی پای به عرصه سخنرانی گذاشته‌اند یا پس از تجربه یک زندگی پرتلاطم و دشوار و گذر از مشکلات فراوان ابتدا زندگی خود را متحول کرده‌اند و بعد از سال‌های مطالعه و تحقیق پای به عرصه سخنرانی، آموزش و مشاوره گذاشته‌اند؟
بد نیست عموم مردم آگاه باشند که بسیاری از این شومن های مطرح و معروف نه تحصیلات مناسبی دارند و نه حتی توانسته‌اند شغل مناسبی برای خود دست و پا کنند بلکه از سر بیکاری خود را مشاور و سخنران نامیده‌اند و از ناآگاهی جامعه نهایت بهره‌برداری را می‌کنند. مشاورانی که بخش بزرگی از کلاس‌هایشان به استندآپ کمدی و رفتارهای نمایشی می‌گذرد تا مخاطب را جذب کنند و سپس چند اصطلاح تخصصی هم به کار می‌برند که مخاطب احساس کند مطلب جدیدی آموخته است.
به خودم و عموم مردم پیشنهاد می‌کنم به جای حضور در این سمینارهای بی‌فایده اندکی برای مطالعه زمان بگذاریم و نسبت به زندگی هم دچار توهم نباشیم بلکه واقعیت وجودی و توانایی‌های خود را درک کنیم و با الگوبرداری‌های نادرست بر استرس‌های روزمره خود نیافزاییم. آگاه باشیم که صبر و پشتکار مهم‌ترین عامل دستیابی به کمال است.
به علاقه‌مندان عرصه مشاوره و سخنرانی هم پیشنهاد می‌کنم اندکی از توهم فضای مجازی فاصله بگیرند و در دنیای واقعی ابتدا به صورت میدانی کسب تجربه کنند، تحصیلاتشان را در زمینه‌ای تخصصی به پایان برسانند و ذره‌ای برای خود چالش ایجاد کنند و با گذراندن اندکی دشواری کروات مشاوره را بر گردن خود گره بزنند و اگرنه گرهی که نمی‌گشایند هیچ، گرهی پاپیونی بر زندگی ملت و صاحبان کسب و کارها خواهند زد که جز بدنامی خودشان و فعالان متخصص این حرفه نتیجه‌ای نخواهد داشت.
 نه ریش ملاها از آن‌ها کارشناس و متخصص ساخت و نه کروات و یقه دیپلمات، من و شما را مشاور می‌کند. روزی از این طرف بام و روز دیگر از آن طرف بام می افتیم اصل موضوع نیز همیشه فراموش می‌شود. باز کن این گره را عزیز دل بدون کروات و دکمه سرآستین هم می‌شود مشاور و متخصص بود.
با سپاس از دکتر مجید سدیدی (مشاور بازاریابی و فروش) که این نوشتار نتیجه جلسه و تبادل نظر درباره رویکردهای کار مشاوره و سخنرانی با ایشان بود.
(سینا ایرانپور انارکی - 29 دی‌ماه 1396)
چهارشنبه, 13 دی 1396 10:37
طولانی شدن بوروکراسی اداری دغدغه سرمایه گذاران است.
یکی از دغدغه ها و مشکلات سرمایه گذاران برای ایجاد شغل ، طولانی شدن استعلام ها توسط نهادهای ذیربط و در واقع بوروکراسی است.
به گزارش ایرنا دکتر عباسعلی پوربافرانی شامگاه سه شنبه درجلسه کارگروه اشتغال شهرستان نایین افزود : در حوزه اشتغال عدم تبیین درست و نبود حمایت های لازم از سمت نهادهای ذیربط باعث شده تا اشتغال موجود حذف و به درستی سرمایه گذاری انجام نگیرد درنتیجه فرد به اهدافی که داشته نتوانسته دست پیدا کند. این نماینده مجلس با اشاره به اینکه نایین نسبت به وسعت از جمعیت کمی برخوردار است ، گفت: پرداخت مالیات واحدهای صنعتی نباید در نایین با سایر شهرهای کشور متفاوت باشد چرا که نایین نسبت به جمعیت با سایر شهرها از جمعیتی کمی برخوردار است و بایستی در این زمینه اشتغال های موجود را حمایت و به نحو مطلوب همراهی کرد.  
پوربافرانی در ادامه به پروژه های نیمه تمام شهرستان اشاره و آن را به عنوان دومین موضوع رسیدگی در کارگروه اشتغال عنوان کرد. وی افزود : طبیعی است که راه اندازی پروژه های نیمه تمام در اولویت اصلی قرار دارد چرا که از طرفی سرمایه ای ایجاد شده باید به سرانجام برسد و از طرفی سرمایه گذار را نسبت به هدفی که داشته نزدیک تر کرد. وی با تاکید بر اینکه آب ،گاز و برق الزاماً زیرساختهای سرمایه گذاری نیست تصریح کرد : سرمایه گذار به منظور ایجاد شغل بیشتر به پتانسیل آن شهر را مورد بررسی قرار خواهد داد چرا که نایین از پتانسیل های خوب سرمایه گذاری برخوردار است. 
پوربافرانی در ادامه افزود : نایین با وجود وجود معادن متعدد از پتانسیل های خوبی برخوردار بوده چرا که شهر انارک جدول عناصر تناوبی است ومتاسفانه از این ظرفیت به نحو مطلوب استفاده نشده است. 
وی همچنین بیان داشت : در بخش های کشاورزی ، دامداری ،مرغداری مواردی است که می تواند در ایجاد اشتغال اثرگذار باشد. 
پوربافرانی یکی از دغدغه ها و مشکلات سرمایه گذاران در ایجاد شغل طولانی شدن استعلام طرح ها توسط مسئولان دانست و تاکید کرد : وقتی توجیه فنی ، اقتصادی و زیست محیطی طرح به سرمایه گذاران تبیین شد از معطل و طولانی شدن آن جلوگیری کنید چرا که در حوزه اشتغال نباید کسی معطل شود. وی همچنین افزود : پرداخت تسهیلات با آگاهی و روشن سازی امتیازات تسهیلات به تولید کنندگان می تواند آنها را در مسیری که قدم برداشته اند به هدفشان نزدیک کند. 
نماینده نایین و خوربیابانک در ادامه با اشاره به اینکه بانک ها با دراختیار داشتن منابع مالی خوب از وضعیت مطلوبی برخوردار هستند گفت: با فراهم کردن امتیازات و پیشنهادهای خوب مردم را در ایجاد شغل در سرمایه گذاری سهیم کنید. 
محسن نیرومند مدیر کل تعاون، کار و رفاه اجتماعی استان اصفهان نیز یکی از راهکارهایی که اشتغال را تشکیل جلسات کارگروه و اهمیت دادن به آن دانست. وی با بیان اینکه تاکنون سیاست اشتغال نداشتیم گفت : تولید و سرمایه گذاری از سیاست هدف همه دولت ها بود اما امسال برنامه ای که دولت برای ایجاد شغل دارد سیاست های اشتغال است.
نیرومند با بیان کاهش نرخ بیکاری در اصفهان افزود : کاهش 2/3 درصدی نرخ بیکاری نشان از تاثیرات اشتغال در استان داشته که باید نرخ بیکاری به 6 درصد برسانیم. وی در ادامه با اشاره به نرخ فصلی 12.08 درصدی بیکاری اعلام شده در نایین خاطرنشان کرد : نرخ 10.9 درصدی بیکاری نسبت به استان کافی نیست ولی باید آن را کاهش دهیم. 
مدیرکل تعاون و رفاه اجتماعی استان اصفهان در ادامه با اشاره به طرح تکاپو گفت: این طرح به عنوان یکی از طرح های مهم دولت بوده که از طریق وزارت تعاون، کار ورفاه اجتماعی استان اصفهان پیگیری می شود. وی با اشاره به اجرای طرح تکاپو با هدف ایجاد اشتغال گفت: براساس این طرح قابلیت‌ها و ظرفیت هایی چون عبابافی ، فرش و معادن متعدد که در نایین وجود دارد بایستی توسط مسئولان کارگروه اشتغال به ما معرفی و اعتبارات لازم و اقدامات لازم برای آن صورت گیرد. 
نیرومند در پایان خاطرنشان کرد: اشتغال و کارآفرینی همواره حوزه پر تلاطمی بوده که برطرف شدن مسائل و مشکلات آن نیازمند تدبیر، پشتکار و برنامه ریزی های مدون و اختصاص زمان کافی برای غلبه بر این مشکلات است.
محمود جمالی فرماندار شهرستان نایین نیز در این جلسه مهمترین دغدغه های استاندار اصفهان اشتغال ، آب و حذف بروکراسی سخت اداری عنوان کرد که در این زمینه باید طبق فرمایشات مقام معظم رهبری در راستای اقتصاد مقاومتی و اشتغال و تولید گام برداریم.
جلسه کارگروه اشتغال با حضور نماینده مردم شهرستان های نایین و خور و بیابانک در مجلس شورای اسلامی ، فرماندار نایین ، مدیر کل تعاون ،کار و رفاه اجتماعی استان اصفهان ، انجمن کارآفرینان شهرستان نایین ، مدیران بانک های عامل کارآفرینان و مدیران صنایع و اعضای کارگروه اشتغال شهرستان نایین در فرمانداری برگزار شد.
در شهرستان نایین 14 واحد صنعتی بزرگ 40 واحد صنعتی از5 نفر تا 50 نفر و 6 هزارو700 واحد صنفی وجود دارد. درمجموع بیش از 10هزار کارگر بیمه شده در شهرستان نایین وجود دارد .
(کد خبر: 82784188 (6327199) /  تاریخ خبر: 1396/10/13ساعت: 9:21 )