امروز: پنج شنبه 31 خرداد 1397 برابر با 21 جون 2018

چهارشنبه, 19 شهریور 1393 20:21
ایسنا- کوتاه‌ترین مسیر جاده‌ای جنوب به شمال کشور با تکمیل جاده اردکان – چوپانان رسما به زیر بار ترافیک خواهد رفت. مسیری که بندرعباس را مستقیما به بندر امیرآباد متصل خواهد کرد.
به گزارش ایسنا، به دلیل فراهم نبودن زیرساخت‌های لازم تاکنون محموله‌های ترانزیتی که در مسیر شمال به جنوب و بر عکس در حال تردد بودند باید مسافت زیادی را می‌پیمودند تا به مقصدی در شمال شرقی کشور برسند.
خودروهایی که از استان‌های جنوبی مانند هرمزگان قصد رفتن به سمت استان گلستان را دارند، در حال حاضر پس از طی مسافت مستقیم و عبور از استان‌های فارس و اصفهان باید تغییر مسیر داده به سمت تهران حرکت کنند و سپس از طریق ساری به استان‌های همجوار برسند. مسیری طولانی که از یک سو بار ترافیک راه‌های اصلی کشور در نقاط مرکزی را افزایش می‌دهد و از سوی دیگر مصرف سوخت را بالا می‌برد.
این مسائل باعث شده تکمیل کریدور جنوب به شمال در اولویت‌های شرکت ساخت و توسعه زیربناهای کشور قرار گیرد، کریدوری که در نقش یک میانبر ایفای نقش خواهد کرد و جنوب را مستقیما به شمال شرق ایران وصل می‌کند.
این کریدور بناست با عبور از کنارگذر شرقی استان اصفهان، مسیری را از دل کویر عبور کند و سپس از طریق دامغان به گلوگاه و در نهایت به بندر امیرآباد متصل شود. در صورت نهایی شدن احداث قطعات باقی مانده از این راه در کنار حل معضلات موجود، دو بندر بزرگ صادراتی کشور در کوتاه‌ترین زمان ممکن با یکدیگر ارتباط خواهند یافت و امکان ترانزیت بین دریایی که از سال‌ها پیش مطرح بوده تسهیل می‌شود.
راه اصلی اردکان – چوپانان در حال حاضر اصلی ترین قطعه به جا مانده در احداث این کریدور است. این جاده 102 کیلومتری، میانبر اصلی این راه طولانی است که به گفته معاون شرکت ساخت کار احداث آن ادامه دارد و در صورت تامین منابع لازم در آینده‌ای نزدیک تکمیل خواهد شد.
طبق برآوردهای سازمان راهداری کل کشور در صورتی که رشد اقتصادی ایران در سال‌های آینده روند مثبت خود را پی گیرد، حجم ترانزیت کالا در افق 1404 افزایش چند برابری خواهد داشت و جاده‌ها نقش اصلی را در انتقال محموله‌ها ایفا خواهند کرد و شاید آغاز به کار رسمی کریدور جنوب به شمار یکی از گروه‌های اصلی در این حوزه را باز کند.
(سرویس: اقتصادي - راه و ساختمان/ کد خبر: 93061609244 / یکشنبه ۱۶ شهریور ۱۳۹۳ - ۰۹:۰)
چهارشنبه, 05 شهریور 1393 12:24
» سرویس: بين الملل - گزارش و تحليل
"در کنار یک میلیارد مسلمان در سراسر جهان، هر روز برای عبادت به سمت مکه درعربستان سعودی می‌ایستم، اما زمانی که به شهرهای مقدس مکه و مدینه، شهر آرامگاه پیامبر اسلام (ص) سفر می‌کنم، مجبورم که این شهرهای محل تولد اسلام را که سراسر پوشیده از قدرت افراط گراهایی است که از کشتن لذت می‌برند، ترک کنم. غیرمسلمانان حق ورود به این قسمت از کشور را ندارند؛ بنابراین هیچ تحقیق بین‌المللی درباره عقاید یا فعالیت‌های اثر گذار بر 13 میلیون مسلمانی که هر سال از مکه دیدن می‌کنند، وجود ندارد."
به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، "اد حسین"، تحلیلگر مسلمان مسائل خاورمیانه روزنامه نیویورک تایمز در مطلبی تحت عنوان "سعودی‌ها باید از ترویج افراطی‌ گری دست بکشند" می‌نویسد: «هفته پیش، عربستان سعودی 100 میلیون دلار به سازمان ملل و برای تخصیص به یک آژانس ضد تروریستی اهدا کرد. اهدای این مبلغ یک اقدام خوشایند بود، اما سال پیش عربستان سعودی عضویت ادواری در شورای امنیت سازمان ملل را نپذیرفت. این اقدامات عربستان که مصداق "یکی به نعل و یکی به میخ" هستند بازتابی از ناتوانی داخلی دولت آن در ارتباط با افراطی گری اسلام گرایان سنی است. دولت عربستان می‌خواهد خشونت‌ را متوقف کند اما اشاره‌ای به سلفی‌ها نمی‌کند چرا که سلفی‌ها به مشروعیت دولت کمک می‌کنند.
بگذارید واضح‌تر بیان کنم: القاعده، دولت اسلامی (داعش)، بوکوحرام، الشباب و سایر گروه‌ها، همگی گروه‌های سنی سلفی افراطی هستند و پنج دهه است که عربستان سعودی اسپانسر رسمی سنی‌های سلفی در سراسر جهان بوده است.
اغلب مسلمانان سنی در سراسر دنیا و در واقع تقریبا 90 درصد جمعیت مسلمانان، سلفی نیستند. سلفی‌ها به عنوان گروهی بسیار متعصب و انعطاف ناپذیر و جدا از جریان اصلی اسلام شناخته می‌شوند. در حالی که مذهب شیعه و سایر مذاهب 10 درصد مسلمانان را شکل می‌دهند، فرقه سلفی و سایر افراطی‌ها تنها 3 درصد مسمانان جهان را تشکیل داده‌اند.
برخلاف اکثریت سنی‌ها، سلفی‌ها اوانجلیست‌هایی هستند که آرزو دارند عقاید مسلمانان و سایرین را به نوع "ناب‌تر" اسلام خود تغییر دهند؛ مذهبی که آن‌ها آن را آلوده نشده توسط مدرنیته می‌دانند. در این راه سلفی‌ها به شدت از طرف دولت سعودی حمایت شده‌اند؛ حمایت‌هایی که معمولا از طریق تعیین مامور ویژه آن‌ها در سفارت‌های عربستان در کشورهای مسلمان و در جهت نفوذ در آن‌ها صورت می‌گیرد. این پادشاهی هم چنین به ائمه جماعت سلفی‌ها دسترسی ویژه برای مراسم حج سالیانه، پشتوانه مالی بیش از حد از سوی سازمان‌های اسلامی مانند لیگ جهانی مسلمانان و مجمع جهانی جوانان مسلمان اعطا کرده است.
 پس از 11 سپتامبر با فشار آمریکایی‌ها، مقدار زیادی از این حمایت‌های مالی از بین رفت اما استحکامات سلفی‌ها با اجرای احکام قدیمی که از سوی اکثریت مسلمانان رد شده‌اند همچنان در عربستان محکم است. فقط از ابتدای ماه اوت، 19 تن در عربستان سر خود را از دست داده‌اند در حالی که حدود نیمی از آن‌ها دارای جرایم شدیدی نبودند.
ما به شدت از سر بریدن جیمز فولی (خبرنگار آمریکایی) توسط گروه داعش عصبانی هستیم اما از اجرای حکم سربریدن در عربستان که با مجوز دولت صورت می‌گیرد، چشم می‌پوشیم. عربستان با اجازه دادن به چنین بربریتی، باعث طبیعی جلوه دادن چنین تنبیهاتی در نقاط مختلف جهان شده و غیرمستقیم این گونه اقدامات را تشویق می‌کند. وقتی کشوری مانند عربستان این اقدام را انجام می‌دهد، این پیام بازتاب جهانی پیدا می‌کند.
من در سال 2005 در جده، آزادترین شهر عربستان سعودی زندگی کردم. آن‌ سال، در تلاشی برای بازکردن عقاید متعصبانه سلفی‌ها، ملک عبدالله از گفت‌وگو با مردم سایر مذاهب حمایت کرد. اما در مسجدی که من در آن نماز می‌خواندم، روحانی در مراسم نماز جمعه‌اش این گفت‌وگوها را ممنوع کرد و معتقد بود که این گفت‌وگوها اسلام را با "مذاهب غلط" در یک ردیف قرار می‌دهد.
او معتقد بود که این گفت‌وگوها مسیر لغزنده‌ای در جهت آزادی، دموکراسی و برابری جنسیتی و در واقع در جهت "اقدامات فاسد غربی‌های کافر است."
این تنش‌های بین ملک عبدالله و روحانی‌های سلفی عامل اصلی ناتوانی عربستان در انجام اصلاحات است. پادشاه عربستان یک اصلاح طلب است اما او و مشاورانش تمایل ندارند تا صلح 270 ساله قومی بین دولت سعودی و پایه‌گذار وهابیت را از بین ببرند. قرارداد بیابانی که در سال 1744 منعقد شده اکنون باید لغو شود.
تاثیراتی که روحانیون سلفی در اداره امور دارند بی رقیب است. حتی قهرمانان توییتری عربستانی‌ها نیز چهره‌های مذهبی هستند؛ مانند محمد العرفی، یک روحانی افراطی، کسی که سال گذشته به علت حمایت از همسر‌آزاری و تنفر از یهودیان توسط اتحادیه اروپا تحریم شد. این در حالی است که توییتر او بیش از 9 میلیون دنبال کننده دارد.
تعصب سلفی‌ها باعث تخریب میراث اسلام در مکه و مدینه شده است. اگر داعش در حال نابود کردن مقدسات است، از اقدام صورت گرفته توسط دولت سعودی در سال 1925 آموخته است که در آن دولت سعودی با نفوذ وهابی‌ها آرامگاه 1400 ساله واقع در قبرستان بقیع در مدینه را نابود کرد. طی دو سال گذشته سلفی‌های متعصب با منفجر کردن عبادتگاهها از لیبی تا پاکستان و از مالی تا عراق،‌ به اقدامات فرقه‌گرایی مشابه‌ای دست زده‌اند و در سوریه نیز نیروهای حزب‌الله لبنان مجبور شده‌اند تا برای حفاظت از مکان‌های مقدس وارد عمل شوند.
کتب درسی در مدارس و دانشگاه‌های عربستان سعودی، این نوع اسلام را آموزش می‌دهند. دانشگاه مدینه، دانشجویانی را از سراسر جهان به خدمت گرفته که آن‌ها را با تعصب سلفی‌ها آموزش می‌دهد و سپس آن‌ها را به جوامع مسلمانان در مکان‌هایی همچون کشورهای حوزه بالکان، آفریقا، اندونزی، بنگلادش و مصر اعزام می‌کند؛ جایی که این تندروهای آموزش دیده توسط عربستان سعودی برای از بین بردن مذاهب محلی و سازگار اسلام فعالیت می‌کنند.
آیا افراط‌گرایی مذهبی قصد اعمال شریعت به عنوان قانون کشور را دارد؟ این دقیقا چیزی است که داعش قصد دارد با خلافت خود انجام دهد. تا ما این مفهوم غیر اسلامی، غیر عملی و ناقص از تلاش حکومت توسط تفسیر انعطاف ناپذیر شریعت را به چالش نکشیم هیچ یک از اقدامات آژانس‌های سازمان ملل نمی‌تواند تروریسم افراطی را برچیند.
عربستان سعودی این هیولا را که تروریسم سلفی است، به وجود آورده است. در حال حاضر نمی‌توانیم از بین بردن این هیولا را به سازمان ملل واگذار کنیم. ریشه‌های مذهبی و ایدئولوژیک افراط گرایی باید در خانه و در همان مکه و مدینه بررسی شوند. اصلاح مهد اسلام اقدام بزرگی در راستای پیروزی در برابر افراط گرایی در جنگ جهانی عقاید و ایده‌ها محسوب می‌شود.»
کد خبرنگار: 71525کد خبر: 93060503095 چهارشنبه ۵ شهریور ۱۳۹۳ - ۱۱:۴۵
سه شنبه, 10 تیر 1393 00:00

ایرنا - هفته گذشته -روز سوم تیر - نمایندگان مجلس شورای اسلامی با کلیات طرح یک فوریتی افزایش نرخ باروری و پیشگیری از کاهش نرخ رشد جمعیت موافقت کردند. ماده ی اول این طرح مبنی بر این است که تمام اقدامات جراحی برای پیشگیری از بارداری (وازکتومی، توبکتومی) مشمول دو تا پنج سال حبس می شود.
این طرح ضمن رو به رو شدن با مخالفت برخی نمایندگان مجلس، بازتاب گسترده ای در افکار عمومی، روزنامه ها و فضای مجازی داشته است. مردم لطیفه های تلخی را دست به دست و پیامک به پیامک به هم منتقل کردند.
این قبیل لطیفه های تلخ، اشعار و داستانک ها هر چند برای لحظاتی کوتاه لبخند بر لبان می آورد،اما مخالفت های هوشمندانه و غیرمستقیم مردم است که از تصمیم گیرندگان و نمایندگان خود انتظار دارند تا کارشناسی تر به مسایل مطرح توجه کنند. 
در یکی از سایت ها در واکنش به این اقدام مجلس این گونه درج شد:« آیا آنها (نمایندگان مجلس) این قدر قوه تمیز و تفکیک را ندارند که بدانند سیاست افزایش جمعیت یک چیز است و حق خانواده ها برای تنظیم تعداد فرزندان و زمان فرزند آوری یک چیز دیگر؟
... به گفته «حمید رضا طباطبایی نائینی» نماینده مردم نائین در مجلس شورای اسلامی، هیچ کس بر ضرورت افزایش جمعیت در کشور تردید ندارد اما طرحی که امروز ارایه شده اشکالات اساسی دارد.
طباطبایی نائینی با بیان اینکه مگر زندان های ما خالی است که هر کس اقدام به عقیم سازی کرد او را زندانی کنیم! تاکید می کند: مجلس باید به کیفیت جمعیت توجه کند و باید توجه داشته باشیم که چه کسانی در سال های گذشته عقیم سازی کرده اند. 
وی ادامه می دهد: عده ای از این افراد بیماری های صعب العلاج داشتند و بارداری عده ای دیگر نیز احتمال خطر معلولیت ذهنی و جسمی فرزند را بدنبال داشت و عقیم سازی در این موارد برای این بود که نسل آینده سالم باشد و باید کیفیت جمعیت را در نظر بگیریم.
وی با بیان این که باید به اصول عملی اسلام همچون اصل اباهه و اصل صحت توجه کنیم ، می گوید: کجای فتوای مشهور بوده که این کار ممنوعیت شرعی دارد و هر حرام شرعی نباید مستلزم مجازات باشد. شما مجازات سقط جنین را برای مجازات اعمال جراحی تعیین کردید و برای هیچ کدام از عوامل که تفاوتی قائل نشدید. 
طباطبایی نائینی می افزاید: اگر هدف طرح، این است که برای عقیم سازی تبلیغ نشود این موضوع با بخشنامه هم قابل حل است. دولت می تواند با ارایه بخشنامه ای تبلیغ در این زمینه را ممنوع کند. تصویب مجازات برای کاری که حجیت شرعی بر حرمت آن نداریم ، کار صحیحی نیست و خلاف سیاست های کلی کشور است و سودی هم برای افزایش جمعیت ندارد. 

کد خبر:81221456 (4100236)/ تاریخ خبر:10/04/1393/ ساعت:8:31

چهارشنبه, 29 آذر 1396 22:50
نیاکان ما به موارد ظریفی توجه داشته اند از جمله اگر نور را نشانه ی خیر (و خرد) و تاریکی را نشانه ی شر (و نادانی) بدانیم و اصل را بر مبارزه ی حق با باطل بدانیم به دو نام زیبا می رسیم که شب یلدا (طولانی ترین شب در نیم کره شمالی) و نوروز (آغاز بزرگ تر شدن طول روز از شب) می باشند.
در شب یلدا که پس ازاوج اقتدار شب به شروع قوّت روز می رسیم، تا پاسی از شب جشن می گیریم تا زایش خورشید (یا مهر) و پاکی نور را ببینیم. باور می کنیم که حتی در اوج ضعف با هم سوئی و امید به فردائی بهتر، بر غم پیروز خواهیم شد و دیگری نوروز که تولد زمین و آفرینش عشق می باشد. سرما رخت بر می بندد و توان روشنگری از تاریکی نادانی جلوتر می افتد.
شب یَلدا یا شب چلّه بلندترین شب سال در نیم‌کرهٔ شمالی زمین است. این شب به زمان بین غروب آفتاب از ۳۰ آذر (آخرین روز پاییز) تا طلوع آفتاب در اول ماه دی (نخستین روز زمستان) اطلاق می‌شود. ایرانیان و بسیاری از دیگر اقوام شب یلدا را جشن می‌گیرند. این شب در نیم‌کره شمالی با انقلاب زمستانی مصادف است و به همین دلیل از آن زمان به بعد طول روز بیش‌تر و طول شب کوتاه‌تر می‌شود.
واژهٔ «یلدا» ریشهٔ سریانی دارد و به‌معنای «ولادت» و «تولد» است. منظور از تولد، زایش خورشید (مهر/ میترا) است.
جشن یلدا و عادات مرسوم در ایران: ایرانیان نزدیک به چند هزار سال است که شب یلدا آخرین شب پاییز را که درازترین و تاریکترین شب در طول سال است تا سپیده دم بیدار می‌مانند و در کنار یکدیگر خود را سرگرم می‌دارند تا اندوه غیبت خورشید و تاریکی و سردی روحیهٔ آنان را تضعیف نکند و با به روشنایی گراییدن آسمان به رختخواب روند و لختی بیاسایند.
جشن یلدا در ایران امروز نیز با گرد هم آمدن و شب‌نشینی اعضای خانواده و اقوام در کنار یکدیگر برگزار می‌شود. متل‌گویی که نوعی شعرخوانی و داستان‌خوانی است در قدیم اجرا می‌شده‌است به این صورت که خانواده‌ها در این شب گرد می‌آمدند و پیرترها برای همه قصه تعریف می‌کردند. آیین شب یلدا یا شب چله، خوردن آجیل مخصوص، هندوانه، انار و شیرینی و میوه‌های گوناگون است که همه جنبهٔ نمادی دارند و نشانهٔ برکت، تندرستی، فراوانی و شادکامی هستند، در این شب هم مثل جشن تیرگان، فالگرفتن از کتاب حافظ مرسوم است. حاضران با انتخاب و شکستن گردو از روی پوکی و یا پُری آن، آینده‌گویی می‌کنند.
خوراکی‌ها: انار و هندوانه جزو مهم ترین ملزومات شب یلدا هستند. همچنین اجیل شب یلدا نیز در ایران طرفدار بسیاری دارد.

پیشینه: چله و جشن‌هایی که در این شب برگزار می‌شود، یک سنت باستانی است. نور و روشنایی و تابش خورشید نماد نیک و موافق بوده و با تاریکی و ظلمت شب در نبرد و کشمکش‌اند. از همین رو آنرا شب زایش خورشید نامیده، این به معنی بشارت پیروزی اورمزد بر اهریمن و روشنی بر تاریکی است در برهان قاطع ذیل واژه «یلدا» چنین آمده است: یلدا شب اول زمستان و شب آخر پاییز است که اول جَدی و آخر قوس باشد و آن درازترین شب‌هاست در تمام سال و در آن شب و یا نزدیک به آن شب، آفتاب به برج جدی تحویل می‌کند و گویند آن شب به غایت شوم و نامبارک می‌باشد.
تاریکی نماینده اهریمن بود و چون در طولانی‌ترین شب سال، تاریکی اهریمنی بیشتر می‌پاید، این شب برای ایرانیان نحس بود و چون فرا می‌رسید، آتش می‌افروختند تا تاریکی و عاملان اهریمنی و شیطانی نابود شده و بگریزند، مردم گرد هم جمع شده و شب را با خوردن، نوشیدن، شادی و پایکوبی و گفتگو به سر می‌آوردند و خوانی ویژه می‌گستردند، هرآنچه میوه تازه فصل که نگاهداری شده بود و میوه‌های خشک در سفره می‌نهادند. سفره شب یلدا، «میَزد» Myazd نام داشت و شامل میوه‌های تر و خشک، نیز آجیل که از لوازم این جشن و ولیمه بود، به افتخار و ویژگی «اورمزد» و «مهر» یا خورشید برگزار می‌شد.
روز پس از شب یلدا (یکم دی ماه) را خورروز (روز خورشید) و دی گان؛ می‌خواندند و به استراحت می‌پرداختند و تعطیل عمومی بود. خورروز در ایران باستان روز برابری انسان‌ها بود در این روز همگان از جمله پادشاه لباس ساده می‌پوشیدند تا یکسان به نظر آیند و کسی حق دستور دادن به دیگری نداشت و کارها داوطلبانه انجام می‌گرفت نه تحت امر. در این روز جنگ کردن و خونریزی حتی کشتن گوسفند و مرغ هم ممنوع بود این موضوع را نیروهای متخاصم با ایرانیان نیز می‌دانستند و در جبهه‌ها رعایت می‌کردند و خونریزی به طور موقت متوقف می‌شد و بسیار دیده شده که همین قطع موقت جنگ به صلح طولانی و صفا تبدیل شده است. در این روز بیشتر از این رو دست از کار می‌کشیدند که نمی‌خواستند احیاناً مرتکب بدی شوند که آیین مهر ارتکاب هر کار بد کوچک را در روز تولد خورشید گناهی بسیار بزرگ می‌شمرد. ایرانیان به سرو به چشم مظهر قدرت در برابر تاریکی و سرما می‌نگریستند و در خورروز در برابر آن می‌ایستادند و عهد می‌کردند که تا سال بعد یک سرو دیگر بکارند.

دهم بهمن ماه آخرین "روز چلّه بزرگ" (شروع: اول دی ماه به مدت چهل روز) است و فردایش "چلّه کوچک" شروع می شود که تا پایان بهمن ماه (دوره: بیست روز) می باشد.
از هفتم بهمن تا 14 بهمن "چهار چهار" می باشد (چهار روز پایانی چله بزرگ و چهار روز ابتدایی چله کوچک) که معتقد بودند سردترین روزهای زمستان می باشد و پس از آن یعنی 15 بهمن به قول انارکی ها "تیوشک Tivoshk" در می آید و دیگر سرما به اندازه ای نخواهد بود که برف روی زمین بنشیند و به قولی "زمین نفس می کشد"!چلّه ، در آغاز زمستان (دى ماه)، هریك متشكل از دو بخش بزرگ (چهل روز) و كوچك (بیست روز).
نظام گاه‌شمارى مبتنى بر چلّه و اجزاى آن (شامل اهمن و بهمن، چارچار و مانند آن) مجموعه سه ماهیت اسطوره‌اى، گاه‌شمارانه و فرهنگ عامه است. از دید اسطوره‌اى، چلّه و مهم‌ترین تظاهر آیینى آن در دوران گذشته، یعنى سده یا جشن سده، آیین هایى براى تقدیس خورشید بوده‌اند.

در فرهنگ عامه پشت سرگذاشتن چلّه‌ها و از آن میان چلّه زمستان به‌عنوان سخت‌ترین هنگام سال (آغاز آن شب چلّه نامیده می‌شود)، با آداب خاصى همراه است. 
چلّه زمستان به همراه چند موقعیت دیگر (شامل سده، چارچار، سرما پیرزن و...)، عملا تمامى فصل زمستان را می‌پوشاند.

چلّه زمستان از اول دى آغاز می‌شود كه شب قبل از آن، شب چلّه، واجد آیین هاى بسیارى در ایران است. چلّه بزرگ تا دهم بهمن به طول می‌انجامد كه پایان آن با جشن سده گرامى داشته می‌شود. دوره برخورد چلّه‌هاى بزرگ و كوچك (به‌عبارت دیگر، روزهاى پایانى چلّه بزرگ و روزهاى نخستین چلّه كوچك) چارچار نامیده می‌شود كه احتمالا مخفف چهارچهار (چهار روز پایانى چلّه بزرگ و چهار روز اول چلّه كوچك) است و در اين هشت روز سردي هوا به آخرين حد خود مي‌رسد؛ چون دو چله در حال مشاجره با هم هستند و به هم گوشه و کنايه مي‌زنند و چله کوچک مي‌گويد اگر من به اندازه تو عمر داشتم همه پيرزن‌هاي کنار اجاق و همه ميش‌هاي لاغر و مريض دنبال گله را از سرما سیاه و کبود، نابود مي‌کردم. پایان چلّه كوچك (اول اسفند) را روز جشن مادرِ زمین دانسته اند. ظاهرآ این جشن همان است كه ابوریحان بیرونى آن را اسفندارمذ ذكر كرده و البته آن را روز پنجم اسفند دانسته است. پنج روز اختلاف بین برگزارى جشن اسفندارمذ در روزهاى مورد نظر ابوریحان بیرونى  ناشى از اختلاف پنج روز سال در دو گاه‌شمارى رسمى ایران در دوره ساسانى است.
از پایان چلّه كوچك تا هنگام نوروز در بخشهاى مختلف ایران دوره‌هاى زمانى گوناگونى وجود دارد كه فصل مشترك همه آنها پر كردن روزهاى باقى مانده بین اسفند تا حوالى نوروز است. از جمله این دوره‌هاى زمانى، سرما پیرزن یا چلّه پیرزن در یك دوره هفت روزه است. چلّه بزرگ و كوچك، به‌ترتیب، اهمن و بهمن نیز نامیده می‌شوند. براساس یك داستان، اهمن و بهمن فرزندان سرما پیرزن هستند. اهمن فقط چهل روز و پس از آغاز زمستان زندگى كرد و بهمن فقط بیست روز .
در گذشته هریك از شبهاى آغاز چلّه بزرگ و كوچك آداب خاص خود را داشته، اما امروزه در ایران تمامى این آداب حول شب آغاز چلّه بزرگ (شب چلّه) متمركز است.
چهارشنبه, 13 فروردين 1393 17:36

صبح راه افتادیم از انارک بریم ونچه. جاده خاکی با عرض عبور یک ماشین و حسابی موجدار بود. از همان ابتدا گرفتار ماشینی شدیم که با سرعت بیست کیلومتر در ساعت می رفت و تمامی ماشین ها که صفی طولانی را تشکیل می دادند، پشت سرش خاک می خوردند. بنده خدا نمی دانست در جاده موجدار، سرعت خیلی کم عذاب آور است و بایستی با سرعت بیشتری برود. چندتایی به جاده آسفالت زدند که عمل خیلی خطرناکی بود.

پیش خود فکر می کردم چه شد جاده آسفالت را از ما گرفتند و به جایش این جاده خاکی را دادند؟

 

 

 

یکشنبه, 12 فروردين 1397 00:18

انارک نیوز - سیزده‌بدر سیزدهمین روز فروردین ماه و از جشن های نوروزی است. در تقویم‌های رسمی ایران این روز روز طبیعت نامگذاری شده‌است و از تعطیلات رسمی است. برخی بر این باورند در این روز باید برای راندن نحسی از خانه بیرون روند و نحسی را در طبیعت به در کنند. امروزه بیشتر مردم، با رفتن به دامان طبیعت در جشن سیزده بدر، جشن‌های نوروزی را به طور رسمی پایان می‌دهند.

در گاه شماری ایرانی، هر روز ماه، نام ویژه ای داشت. روز سیزدهم هر ماه تیر روز نامیده می شد و متعلق به ایزد تیر بود. تیر هم نام تیشتر، ایزد باران می باشد. با توجه به اطلاق گرفتن نام ایزد باران، می توان گفت که تیر در نزد ایرانیان باستان نمادی از رحمت الهی بوده است.
تیر در کیش مزدیسنی مقام بلند و داستان شیرین و دلکشی دارد و جشن بزرگ تیر روز از تیر ماه نیز که جشن تیرگان است به نام او می باشد.
در آثار الباقیه ابوریحان بیرونی، جدولی برای سعد و نحس بودن روز ها قرار دارد که در آن برای سیزدهم نوروز که تیر روز نام دارد، کلمهٔ سعد به معنی نیک و فرخنده آمده‌است.
برخی از محققان عقیده دارند که عقیده به نحوست عدد سیزده اثری است که از ارتباط و مجاورت با عالم مسیحیت انتقال یافته‌است.

مشهور است که واژه ی «سیزده به در» به معنای «در کردن نحسی سیزده» است. اما وقتی به معانی واژه ها نگاه کنیم برداشت دیگری از این واژه می توان داشت. «در» به جای «دره و دشت» می تواند جایگزین شود. پس با نگاهی کلی می توان گفت واژه «سیزده به در» به معنای « سیزدهم به سوی در و دشت شدن» می باشد که همان معنی بیرون رفتن و در دامان طبیعت سر کردن را می دهد.
آیین‌ سیزده‌بدر:
- گره زدن سبزه (یکی از آیین های این روز سبزه گره زدن است که معمولاً جوانان در این روز این کار را انجام می دهند. گره زدن سبزه به معنای گره زدن زندگی با طبیعت است که هیمشه سبز و شاداب باقی بمانیم.
فلسفه سبزه گره زدن: افسانه ی آفرینش در ایران و مسأله ی نخستین بشر و نخستین شاه و دانستن روایاتی درباره ی کیومرث حائز اهمیت زیادی است. در اوستا چندین بار از کیومرث سخن به میان آمده و او را اولین پادشاه و نیز نخستین بشر نامیده است. مشیه و مشیانه که دختر و پسر دوقلوی کیومرث بودند، روز سیزدهم فروردین برای اولین بار در جهان با هم ازدواج نمودند. در آن زمان چون عقد و ازدواجی شناخته شده نبود آن دو به وسیله ی گره زدن دو شاخه ی مورد، پایه ی ازدواج خود را بنا نهادند و چون ایرانیان باستان از این راز به خوبی آگاهی داشتند، آن مراسم را -به ویژه دختران و پسران دم بخت- انجام می دادند و امروز هم دختران و پسران برای بستن پیمان زناشویی نیت می کنند و علف گره می زنند.)
- سبزه به رود سپردن
- خوردن کاهو و سکنجبین
- پختن غذاهای متنوع به ویژه آش رشته

شعر "سیزده بدر" انارکی:
سيزده به در چهارده به تو   /   درد بلام تو اون كتو
سيزده به در چهارده به تو   /   نا صافيام زير اتو
سيزده به در چهارده به تو   /   كيف پولم شد پت پتو
سيزده به در چهارده به تو   /   ديگر نخور تو قوتو
سيزده به در چهارده به تو   /   ديگر نرين زير پتو
سيزده به در چهارده به تو   /   ديگر نكن تو چت چتو
سيزده به در چهارده به تو   /   شروع شده باز نق نقو
سيزده به در چهارده به تو   /   لعنت بر آدماي قت قتو

چهارشنبه, 23 اسفند 1396 17:01
انارک نیوز - نوروز برابر با یکم فروردین ماه (روزشمار خورشیدی)، جشن آغاز سال و یکی از کهن‌ترین جشن‌های به جا مانده از دوران باستان است. خاستگاه نوروز در ایران باستان می‌باشد و هنوز مردم مناطق مختلف فلات ایران نوروز را جشن می‌گیرند. امروزه زمان برگزاری نوروز، در آغاز فصل بهار است.
نوروز، جشنی با ریشه ایرانی که قدمتی بیش از ۳ هزار سال دارد و امروزه بیش از ۳۰۰ میلیون نفر آن را جشن می‌گیرند توصیف شده‌است.

جشن نوروز از لحظهٔ اعتدال بهاری آغاز می‌شود. این لحظه، لحظه اول برج حمل نامیده می‌شود و با نخستین روز (هرمز روز یا اورمزد روز) از ماه فروردین برابر است. نوروز در تقویم میلادی با ۲۰، ۲۱ یا ۲۲ مارس مطابقت دارد.

در کشورهایی مانند ایران و افغانستان که تقویم هجری شمسی به کار برده می‌شود، نوروز، روز آغاز سال نو است. اما در کشورهای آسیای میانه و قفقاز، تقویم میلادی متداول است و نوروز به عنوان آغاز فصل بهار جشن گرفته می‌شود و روز آغاز سال محسوب نمی‌شود.
واژه نوروز یک اسم مرکب است که از ترکیب دو واژهٔ فارسی «نو» (تازه - جدید) و «روز» (رووز-رز-روژ در فارسی میانه به چم خورشید و آفتاب هم بکار می رفته است).
به باور احسان یارشاطر بنیان‌گذار دانشنامه ایرانیکا، نگارش این واژه در الفبای لاتین با توجه به قواعد آواشناسی، به شکل Nowruz توصیه می‌شود. این شکل از املای واژه نوروز، هم‌اکنون در نوشته‌های یونسکو و بسیاری از متون سیاسی به کار می‌رود.
پیشینه: پدید آوری نوروز در شاهنامه، بدین گونه روایت شده‌است که جمشید در حال گذشتن از آذربایجان، دستور داد تا در آنجا برای او تختی بگذارند و خودش با تاجی زرین بر روی تخت نشست. با رسیدن نور خورشید به تاج زرین او، جهان نورانی شد و مردم شادمانی کردند و آن روز را روز نو نامیدند.

در دوران سلجوقیان، به دستور جلال‌الدین ملک‌شاه سلجوقی تعدادی از ستاره شناسان ایرانی از جمله خیام برای بهترسازی گاه شمار ایرانی گرد هم آمدند. این گروه، نوروز را در یکم بهار (ورود آفتاب به برج حمل) قرار دادند و جایگاه آن را ثابت نمودند. بر اساس این گاه شمار که به تقویم جلالی معروف شد، برای ثابت ماندن نوروز در آغاز بهار، مقرر شد که حدوداً هر چهار سال یک‌بار، تعداد روزهای سال را به‌جای ۳۶۵ روز برابر با ۳۶۶ روز در نظر بگیرند. این گاه شمار از سال ۳۹۲ هجری خورشیدی آغاز شد.
سرآغاز گاه‌شماری هجری شمسی روز جمعه «۱ فروردین سال ۱ هجری خورشیدی»  برابر با ۲۲ مارس۶۲۲ میلادی (گرگوری) و ۲۹ شعبان ۱ سال پیش از هجرت است. که 119 روز قبل از اول محرم (اولین روز اولین ماه قمری) سال 1 ه.ق. (پنجشنبه 26 تیرماه سال 1 هجری خورشیدی) می باشد. البته روز اول سال یک هجری شمسی (از ۱ فروردین تا ۲۴ شهریور) ۵ ماه و ۲۴ روز پیش از هجرت پیامبر (کمتر از یک سال) است.
پس آغاز هجرت پیامبر اسلام از مکه روز دوشنبه (۱ ربیع‌الاول/ ۲۴ شهریور سال ۱ هجری خورشیدی) برابر با ۱۶ سپتامبر ۶۲۲ میلادی و ورود پیامبر به مدینه روز ۸ ربیع‌الاول همان سال می‌باشد.
این تقویم بر پایه سال اعتدالی خورشیدی برابر با ۳۶۵٫۲۴۲۱۹۸۷۸ روز است؛ که سال تقویمی آن ۳۶۵ و ۳۶۶روزه (کبیسه) می‌باشد. هر سال دارای ۴ فصل  و هر فصل ۳ ماه دارد و هر ماه تقریباً ۴ هفته و هر هفته ۷ روز دارد. هر سال با ۱ فروردین و فصل بهار آغاز می‌شود. طول ماه‌ها در نیمه اول سال ۳۱ روزه و در نیمه دوم سال ۳۰ روزه است با این تفاوت که ماه پایانی (اسفند) ۲۹ روزه است و تنها در سالهای کبیسه ۳۰ روز خواهد داشت.
نام ماههای تقويم هجری شمسی ريشه اوستايی دارند: «دی» يكي از القاب اهورامزدا و نام 11 ماه بقيه، اسامي فرشتگان و ياوران اهورامزدا است.
رديف نام معني
1 فروردين نيروی پيش‌برنده
2 ارديبهشت راستی و پاكی
3 خرداد كمال و رسايي
4 تير باران
5 مرداد جاودانگی و بي مرگی
6 شهریور كشور برگزيده
7 مهر عهد و پيمان
8 آبان آبها
9 آذر آتش
10 دی آفريدگار، دادار
11 بهمن انديشه نيك
12 اسفند فروتنی و بردباری

نوروز (آغاز بزرگ تر شدن طول روز از شب) می باشد و در نوروز که تولد زمین و آفرینش عشق می باشد، سرما رخت بر می بندد و توان روشنگری از تاریکی نادانی جلو می افتد.

گفته می شود که مردم چین از سال ۲۶۰۰ قبل‎از میلاد، یعنی در زمان «هوانگ دی»، امپراطور زرد هر سالی را بر اساس یک چرخه ی 12 ساله، به ترتیب، به نام یک حیوان نام گذاری کرده بود که عبارت بودند از: موش، گاو نر، ببر، خرگوش، اژدها، مار، اسب، بز، میمون، خروس، سگ و خوک.
سابقاً به تبعیّت از تقویم ترکان ایغوری که برای هر سال نامی نهاده بودند، در ایران نیز سال ها برای یک دوره دوازده ساله نام گذاری شده بود. نام های 12 گانه سال ها به ترتیب نام هائی است که ابونصر فراهی در کتاب نصاب الصبیان آنها را در این رباعی به نظم در آورده است .
موش   و   بقر    و   پلنگ   و  خرگوش              زین چار چو  بگذری ، نهنگ  آید  و مار 
و آنگاه به اسب و گوسفند است شمار              حمدونه و مرغ و سگ و خوک آخر کار
(ترجمه  واژگان عربی: بقر = گاو، حمدونه = میمون)

آیین‌ نوروز:
- خانه‌تکانی (خانه‌تکانی یکی از آیین‌های نوروزی است که مردم بیشتر مناطقی که نوروز را جشن می‌گیرند به آن پایبندند. در این آیین، تمام خانه و وسایل آن در آستانه نوروز گردگیری، شستشو و تمیز می‌شوند. این آیین در کشورهای مختلف از جمله ایران، تاجیکستان و افغانستان برگزار می‌شود.)
- سبزه کاشتن
- آتش‌افروزی (در ایران، جمهوری آذربایجان و بخش‌هایی از افغانستان، این رسم به‌صورت روشن کردن آتش در شب آخرین چهارشنبه سال متداول است. این مراسم چهارشنبه‌سوری نام دارد. پریدن از روی آتش در ایام نوروز در ترکمنستان نیز رایج است.)
- سفره‌های نوروزی (سفره هفت سین از سفره‌های نوروزی است که در ایران، جمهوری آذربایجان و برخی از نقاط افغانستان رایج است. در این سفره هفت چیز قرار می‌گیرد که با حرف سین آغاز شده باشد؛ مثل سکه، سیر، سرکه، سنجد، سمنو، سماق، سیب، سبزه و... به هفت سینی که چیده می‌شود معانی خاصی نسبت داده‌اند. مثلاً سمنو نماد زایش و باروری، سیب را نماد زیبایی و تندرستی، سنجد را نماد عشق و دلباختگی واز مقدمات تولد و زایندگی، سبزه را نماد شادابی و سرسبزی و نشانگر زندگی و پیوند با طبیعت، سرکه را نماد شکیبایی و عمر، سماق را نماد (رنگ) طلوع خورشید، سیر را نماد پزشکی (درمان) و سکه را برکت، درآمد، رزق و روزی گفته‌اند. در این سفره بعضی چیزها فقط جنبه زیبایی داشت مانند آیینه ولی سایر چیزها برای خوردن و پذیرایی مهمانان بود و هر زمان که تمام می‌شد بلافاصله صاحبخانه ظروف را مجدد برای میهمانان جدید پر می‌کرد. ضمناً مردم قبل از نوروز به حمام می‌رفتند. شب نوروز همه پلو یا چلو خورش می‌خوردند بسیاری از خانواده‌ها سالی فقط یکبار می توانستند چلو خورش بخورند و آن هم شب نوروز بود.
روی سفره اجزای دیگری به‌ویژه آینه و کتاب مقدس هر دین در بالای سفره، شمع روشن و آب نیز حضور دارند. از دیگر اجزای سفرهٔ امروزی می‌شود از تخم مرغ آب پز رنگ‌شده و کتاب دیوان حافظ و شاهنامه یاد کرد. آینه نماد روشنایی، شمع نماد روشنگری،  آب نشانه برکت در زندگی و تخم مرغ نشانه زایش و آفرینش، نطفه و نژاد، کتاب نشانه خردورزی و تمدن و کاسه آب که سیب در آن غوطه ور است نشانه گردش زمین در فضا است.
یکی از متداول‌ترین خوراکی هایی که به مناسبت نوروز پخته می‌شود، سمنو است. این غذا با استفاده از جوانه گندم تهیه می‌شود.)
- عیدی دادن (رسمی به یادماندنی برای آنان که می گیرند بخصوص بچه ها می باشد که اسکناس های تا نکرده می باشد.)
- دید و بازدید (عید دیدنی یکی از سنت‌های نوروزی است که در بیشتر کشورهایی که آن را جشن می‌گیرند، متداول است. در برخی از مناطق، یاد کردن از گذشتگان و حاضر شدن بر مزار آنان در آخرین روز سال نیز رایج است.)
- جامه نو پوشیدن (در هنگام تحویل سال نو تلاش می شود جامه در حد امکان ار یک تکه تا کامل نو شود.)
- طبیعت‌گردی (مردم ایران روز سیزدهم فروردین، به مکان‌های طبیعی مانند پارک‌ها، باغ‌ها، جنگل‌ها و مناطق خارج از شهر می‌روند. این مراسم سیزده‌بدر نام دارد. از کارهای رایج در این جشن، گره زدن سبزه و گفتن دروغ سیزده است.)

روز جهانی نوروز: مجمع عمومی سازمان ملل متحد در تاریخ سه شنبه ۴ اسفند ۱۳۸۸ برابر با ۲۳ فوریه ۲۰۱۰ با تصویب قطعنامه‌ای روز ۲۱ مارس برابر با ۱ فروردین را در چارچوب ماده ۴۹ و تحت عنوان فرهنگ صلح به عنوان روز جهانی نوروز به تصویب رسانده و در تقویم خود جای داد، طی این اقدام که برای نخستین‌بار در تاریخ این سازمان صورت گرفت، نوروز ایرانی به‌عنوان یک مناسبت بین‌المللی به رسمیت شناخته شد.
نخستین بار نوروز ۱۳۹۱ را در صحن عمومی سازمان ملل و یونسکو به میزبانی ایران جشن گرفتند. بان کی مون دبیرکل سازمان ملل پیامی بدین مناسبت صادر کرد.
در ۷ فروردین ۱۳۸۹ نخستین دورهٔ جشن جهانی نوروز در تهران برگزار شد و این شهر به عنوان «دبیرخانهٔ نوروز» شناخته شد. در این جشن، سران کشورهایی که نوروز را جشن می‌گیرند گردهم می‌آیند و این آیین باستانی را گرامی می‌دارند. هر ساله یکی از این کشورها، میزبان جشن جهانی نوروز است.

در اینجا لازم است داستان عمونوروز و ننه سرما که پر از راز و رمز است چداگانه خوانده شود.