امروز: شنبه 02 تیر 1397 برابر با 23 جون 2018

چهارشنبه, 18 آذر 1394 08:58
شاید خیلیا ندونن که املاء درست اسم من "مسَـیّـِب" هست، نه مصیّب!
در دوران راهنمایی، کلاس هفتم، معلم املای ما آقای حسین میرزابیگی بودند. همون میرزابیگی که در همایش 88 ازش تقدیر بعمل اومد و من و مابقی شاگرداش کلی از دیدار دوبارش خوشحال شدیم. توی امتحان ثلث حسابی خونده بودم. با کلی آمادگی رفتم سر جلسه. بالای برگه نام و نام خانوادگی و بقیه اطلاعاتا پر کردم و بعد رفتم سراغ املا. البته یه شیطنت کودکانه انجام دادم و علیرغم علم به اینکه اسمم با "س" نوشته مشه اون بالا نوشتم "مصیّب کلانتری". املا که تموم شد برگه را تحویل دادم و خوشحال و خندون رفتم به سمت خونه.
دوروز بعد آقای میرزابیگی برگه ها را تصحیح کرده بودن و اوردن کلاس. یکی یکی اسم بچها و نمرهاشونا میخوندن و بچها برگهاشونا میگرفتن و مینشستن. منم خوشحال و با خیال راحت منتظر بودم که اسمما بلند بخونه و با خودم فکر مکردم یکی از بالاترین نمرهای کلاسا اورده باشم. رسید نوبت من و بلند خوند اسمما: "مسیّب کلانتری.... صفر". خشکم زده بود. رفتم برگه را از معلم گرفتم و بی صدا و آروم رو نیمکتم نشستم. دیدم آقای میرزابیگی اصلاً برگما تصحیح نکرده. یه ضربدر قرمز سرتاسر صفحه کشیده و زیرش نوشته : "دانش آموزی که هنوز اسمشا بلد نیست بنویسه ، صـفـــــــــر"
(چوپانان آباد / خاطره ای از کربلایی مسیب کلانتری / نقل از کانال تلگرامی سلام چوپانان)
سه شنبه, 17 آذر 1394 10:58
رونمايی از آماری خوشايند که پشت ميز رقم خورده نه در واقعيت!
در ده سال گذشته سازمان ملل دو ميليون دلار بودجه برای حفاظت از یوزپلنگ آسيایی تخصيص داد و افزایش آن جزو برنامه های آینده سازمان ملل است. اکنون عدد و رقم دقيقی مشخص نيست٬ ولی در حال مذاکره برای تعيين دقيق آن هستيم. مراسم روز جهانی یوزپلنگ امسال یک اتفاق شگفت انگيز بزرگ داشت؛ اتفاقی که ظاهرا یوزها رقم زده اند٬ ولی احتمالا خودشان هم از رقم زدن آن بی اطلاعند!
ابتدا: خبر مسرت بخشی که سال هاست انتظار شنيدنش را داریم به گزارش «تابناک»٬ روز گذشته٬ در حاشيه روز جهانی یوزپلنگ خبری منتشر شد که سال هاست انتظار شنيدنش را می کشيم؛ خبری که تا پيش از برگزاری مراسم ویژه این روز هم کسی درباره آن نشنيده بود و از این روی٬ بيان آن موجب تعجب دوستداران محيط زیست و حيات وحشت ایران شد. ماجرا از این قرار بود که معاون رئيس جمهوری و رئيس سازمان حفاظت محيط زیست٬ ضمن اشاره به افزایش جرایم ضرر و زیان یوزپلنگ آسيایی٬ از حضور 18 توله جدید یوزپلنگ خبر داد؛ خبری که حکایت از نتيجه بخش بودن اقدامات صورت گرفته برای نجات این گونه بی نظير از خطر انقراض دارد٬ زیرا نتایج سرشماری جمعيت این گونه در سالهای گذشته نشان میداد جمعيت یوز ایرانی به کمتر از 50 قلاده رسيده و متاسفانه رو به زوال است.
معصومه ابتکار در تشریح این خبر گفت: یک سوم از مناطق حفاظت شده تحت مدیریت سازمان حفاظت محيط زیست٬ زیستگاه یوزپلنگ است و مهمترین تلاش ما حفاظت از این زیستگاه در سراسر کشور است. با نصب دوربين های تله ای در این زیستگاه ها٬ از ابتدای سال جاری تا کنون 18 توله مشاهده شد که نتيجه تلاش جمعی سازمان محيط زیست٬ پروژه حفاظت از یوزپلنگ٬ محيط بانان٬ جوامع محلی٬ کارشناسان٬ متخصصان و سازمان ملل است...
دیده بان محيط زیست و حيات وحش ایران ضمن مردود خواندن آمار مشاهده 18 توله یوز٬ می نویسد: از ابتدای سال جاری تاکنون تنها از چهار توله یوزپلنگ آن هم فقط در پناهگاه حيات وحش مياندشت مشاهده و تصویربرداری شده و تصویربرداری از ۱۸ توله یوز به هيچ عنوان صحت ندارد. در ادامه این گزارش آمده: به اعتقاد همه کارشناسان و محيط بانان٬ در سایر زیستگاههای یوزپلنگ در کشور در استان های یزد٬ اصفهان٬ کرمان٬ خراسان جنوبی و رضوی بيش از سه سال است که هيچ مورد مستندی از زادآوری یوزپلنگ به ثبت نرسيده و حتی یک تصویر از توله یوزپلنگ یا یوزپلنگ ماده در این زیستگاه ها وجود ندارد. بدین ترتيب مشخص میشود که نه تنها خبر خوش ابلاغ شده در همایش روز جهانی یوزپلنگ ریشه در واقعيت ندارد٬ بلکه مستندات ثبت شده از دوربين های تله ای٬ حکایت از آن دارد که شمار یوزهای ماده که زادآوری این گونه را عهده دار هستند٬ به شدت کاهش یافته و مشاهده شان به اتفاقی نادر تبدیل شده است؛ مستنداتی که معنای آن هر چه باشد٬ وارونه شدن روند انقراض این گونه ارزشمند نيست!
ادامه: مستنداتی که نگرانی هایمان را تشدید میکند نگرانی ها در این خصوص زمانی اوج می گيرد که نگاهی دقيق تر به مستندات مرتبط با زادآوری و تداوم نسل باقی مانده خانواده بزرگ یوزپلنگ های آسيایی٬ یعنی یوز ایرانی بيندازیم و بررسی نمایيم که منظور رئيس سازمان حفاظت محيط زیست کشورمان از زیستگاه های یوز ایرانی کدام مناطق است و در هر منطقه چه وضعيتی به ثبت رسيده. دیده بان محيط زیست و حيات وحش ایران در این خصوص این گونه گزارش میدهد: زیستگاه هایی که بيش از سه سال است هيچ موردی از زادآوری یوزپلنگ (حضور یوز ماده و توله) در آنها به ثبت نرسيده است: پناهگاه حيات وحش دره انجير – منطقه حفاظت شده کوه بافق – پارک ملی و منطقه حفاظت شده سياه کوه اردکان – منطقه شکار ممنوع آریز بافق ­ منطقه حفاظت شده کالمند – پناهگاه حيات وحش عباس آباد نایين – پناهگاه حيات وحش نایبندان طبس ­ پناهگاه حيات وحش دربند راور – پارک ملی و منطقه حفاظت شده کویر ...
واقعيت به شکلی عجيب در این خصوص قلب شده و در اقدامی غيرقابل قبول٬ آمارهای مخدوش جای واقعيت های بسيار تلخ را گرفته است. اما چگونه چنين اتفاق زشتی رقم خورده و چه شده که اطلاعاتی کذب٬ جای واقعياتی که میتوانند آخرین هشدارها در این خصوص باشند را گرفته است؟ برای پاسخ به این پرسش بد نيست که از همایش روز گذشته شروع کنيم و به سراغ سخنان یکی از مهمانان این همایش برویم که ابهامات فراوانی در بطن آن نهفته است؛ سخنان نماینده مقيم سازمان ملل در تهران در این همایش که حکایت از توجه شدید نهاد متبوعش به تداوم نسل یوز ایرانی و اختصاص بودجه ای از جانب سازمان ملل به این موضوع دارد.
گری لویيس در این باره گفت: امروز علاوه بر اینکه به مناسبت روز جهانی حفاظت از یوزپلنگ گرد هم آمده ایم٬ 12 سال همکاری مشترک سازمان ملل و سازمان محيط زیست را در راستای حفاظت از یوز نيز جشن میگيریم؛ در خلال این سال ها٬ سازمان ملل به کمک سازمان حفاظت محيط زیست آمد و برای تهيه دوربين های تله ای در زیستگاه یوزها کمک کرد. به طوری که امروزه روند انقراض این گربه سان ارزشمند معکوس شده است. وی افزود: همچنان نيز فرصت داریم تا از یوزها و زیستگاه های آنها محافظت کنيم٬ حفظ یوز در برنامه سازمان ملل است و سازمان ملل از هر کمکی که دولت ایران بخواهد٬ دریغ نمی کند؛ در 10 سال گذشته سازمان ملل دو ميليون دلار بودجه برای حفاظت از یوزپلنگ آسيایی تخصيص داد و افزایش آن جزو برنامه های آینده سازمان ملل است. اکنون عدد و رقم دقيقی مشخص نيست اما در حال مذاکره برای تعيين دقيق آن هستيم.
با این حساب می توان فهميد که آمار منتشره از مشاهده 18 قلاده توله یوز٬ نه اشتباهی سهوی٬ که آماری ارائه شده به سازمان است؛ آماری که با توجه به بودجه اختصاص داده شده توسط این سازمان به حفاظت از یوز و افزایش آن در آینده (که لویيس به صراحت به آن اشاره کرده) ابهامات فراوانی پدید می آورد و جا دارد که هرچه سریع تر با توضيحات دقيق و کامل مسئولان سازمان محيط زیست٬ شفاف سازی شود٬ چون سایه شوم آن٬ وضعيت حفاظت از جمعيت بسيار کوچک بازماندگان یوز آسيایی را بسيار تيره و تار کرده است!
(آذر ۱۶:تاریخ ۵۵۲۶۷۵ :خبر کد)
سه شنبه, 17 آذر 1394 10:31
بارش برف برخی محورهای مواصلاتی استان اصفهان را امروز لغزنده و مه آلوده کرده است.
به گزارش خبرگزاری صدا و سیما مسئول مرکز مدیریت راههای اداره کل راه وشهرسازی استان اصفهان امروز گفت: بارش شدید برف که از دیروز آغاز شده ، محور انارک – چوپانان را لغزنده کرده است.
نوید کازرونی افزود: هم اکنون در محور داران- الیگودرز مه آلودگی و کاهش میدان دید گزارش شده است. وی به رانندگان توصیه کرد برای تردد در این محورها وسایل نقلیه خود را به وسایل گرمایشی مجهز و با احتیاط رانندگی کنند.
سرپرست پیش بینی هوای اداره کل هواشناسی استان اصفهان نیز گفت: در 24 ساعت گذشته چوپانان با 16 سانتیمتر برف بیشترین میزان بارش را داشته است. حسن خدابخش افزود: احتمال بارش برای مناطق شرق وجود دارد و از بعد از ظهر امروز سامانه بارش زا از شرق استان خارج می شود و سردی هوا تا آخر هفته ادامه دارد.
(اصفهان / خبرگزاری صدا و سیما/ اجتماعی - 1394\09\17 - 9:30)
شنبه, 07 آذر 1394 08:51
انارک نیوز - مدتی بود که اوضاع مدارس چوپانان به هم ریخته بود . جمعیت روستا رو به کاهش بود و معلم های بومی همه ترک وطن کرده بودند. به واسطه تعداد کم دانش آموزان نایینی ها هم اذیت می کردند و معلم نمی فرستادند. اما شورای روستا به ریاست حاج عباس خیلی پیگیر بودند و مردم هم زیر بار کلاسهای چندپایه و تداخل جنسیتی نمی رفتند. بالاخره با هزاران مشقت خانم معلمی برای دبستان متروکه سمیه (ایراندخت) فرستادند.
هنوز یک ماه نشده بود که خبر داغی  در آبادی دهان به دهان می چرخید. خانم معلم جدید باردار بود و از چوپانان رفته بود و تا ۶ ماه مرخصی است.
خانواده ها نگران تحصیل بچه ها بودند و به شورا فشار می آوردند که پیگیر مطالباتشان باشد.
حاج عباس مثل بمب متحرکی شده بود و با جرقه ای تا سر حد انفجار پیش می رفت.
و جرقه شکل گرفت...
تعدادی از مسئولین به چوپانان آمدند و اهالی در مسجد جمع شدند. شاید کسی فکر نمی کرد حاج عباس، برافروخته و فریادزنان دیالوگی را بر زبان جاری کند که هنوز پس از سالها بر سر زبانها باشد و بعنوان اصطلاحی رایج و شیرین و خاطره انگیز از آن نام برده شود.

چرا این معلمهای "پیشه‌اُوِس" را برای چوپانان می فرستید؟!!!

حاج عباس عزیز
دوستت داریم
خسته نباشی مرد بزرگ چوپانان

اُوِس=آبستن
پیشه اُوِس= کسی که پیش از موعد مقرر و موردانتظار آبستن شده باشد
(چوپانان آباد  به نقل از: سلام چوپانان/ جمعه 6 آذر 1394)
پنج شنبه, 05 آذر 1394 12:50
«سیاه گوش» جزو سنگین ترین و سریع ترین گربه های کوچک در جهان است.
این حیوان به تنهایی می تواند جان یک گراز را بگیرد. خیلی وقت است که به جز ایران هیچ کشوری اعلام نکرده است که چنین گربه ای را در طبیعتش رویت کرده. زیستگاه اصلی این گربه در حاشیه کویر مرکزی ایران است و چندی پیش در مرکز حفاظت شده «نایین» نیز دیده شده است.
مطالعات ژنتیکی نشان داده است گربه طلایی آفریقایی و یوز گربه، نزدیکترین خویشاوندان این «اعجاب انگیز» وطنی هستند. این موجود به عنوان یکی از زیباترین گربه های جهان شناخته شده است.
(الف / کد مطلب: 313005 / تاریخ انتشار : پنجشنبه ۵ آذر ۱۳۹۴ ساعت ۰۹:۴۳)
یکشنبه, 26 مهر 1394 14:50
ثبت تصوير گربه شني در عباس آباد اصفهان، بستر مطالعه براي شناسايي گونه هاي مختلف اين جانور را فراهم كرد.
اصفهان - ايرنا - معاون نظارت و پايش اداره كل حفاظت محيط زيست استان اصفهان از ثبت تصوير « گربه شني » در پناهگاه حيات وحش عباس آباد نايين توسط دوربين تله اي خبر داد و آن را مقدمه اي براي بررسي وضعيت هشت گربه سان در استان اصفهان دانست.  به گزارش روز يكشنبه پايگاه اطلاع رساني محيط زيست اصفهان، سعيد يوسف پور گفت: تا به امروز از هشت گربه سان كشور، شش گربه سان در استان اصفهان مشاهده شده است. وي پيش بيني كرد: هشت گربه سان كشور در استان اصفهان وجود داشته باشند و اثبات اين مهم نيازمند انجام كارهاي پژوهشي، مطالعاتي و پايش مستمر و دقيق است. معاون نظارت و پايش حفاظت محيط زيست استان اصفهان افزود: در اين زمينه بايد وضعيت زيستگاهها، رفتار حيوان و پراكنش آن بررسي و مطالعات مستمري در حوزه ژنتيكي آن انجام شود.
يوسف پور يادآور شد: در پناهگاه حيات وحش عباس آباد نايين با نصب يك دوربين تله اي گربه شني در آن منطقه ثبت شد. معاون نظارت و پايش اداره كل حفاظت محيط زيست استان اصفهان با بيان اينكه بررسي وضعيت رفتار زيستي و زيستگاه هاي گربه شني در پنج استان آغاز شده است، گفت: اصفهان يكي از اين استانهاست. وي گفت: در اين زمينه مقرر شد با همكاري يكي از دانشگاههاي استان، مطالعات جامعي درباره گربه سانان در معرفي خطر انقراض انجام شود. وي افزود: در اين راستا ، هفته گذشته اولين تصوير از گربه سانان گرفته شد و آن مقدمه اي براي بررسي وضعيت گربه سانان در استان اصفهان است.
پناهگاه حيات وحش عباس آباد با وسعت بيش از ۳۰۰ هزار هكتار در ۹۰ كيلومتري شمال شرق شهر نايين واقع است. منطقه عباس آباد داراي انواع پستانداران، پرنده بومي، گونه خزنده و طيف وسيعي از پرندگان مهاجر و نيز گونه نادر يوزپلنگ آسيايي است. تاكنون وجود چندقلاده يوز پلنگ در اين منطقه اثبات شده و پيش بيني مي شود جمعيت آن حدود ۱۰ قلاده باشد. اين منطقه يكي از غني ترين و ارزشمند ترين مجموعه هاي گربه سانان و سگ سانان كشور از جمله پلنگ، يوزپلنگ، گربه شني، گربه وحشي، كاراكال، گربه پالاس و نيز شاه روباه، روباه شني و روباه معمولي را در خود جاي داده است. گونه هاي جانوري متعدد ديگري نيز در اين منطقه ديده مي شوند كه مهمترين آنها جبير، آهو ، قوچ و ميش، كل و بز، بحري و زاغ بور است.
چهارمنطقه تحت مديريت و شكار ممنوع عباس آباد، منطقه حفاظت شده و پارك ملي سياهكوه، منطقه شكار ممنوع كوه بزرگي و منطقه شكار ممنوع هيزم چاه با بيش از ۷۰۰ هزار هكتار مساحت در محدوده شرق استان اصفهان قرار دارد. اين مناطق با زيستگاه هاي غني و متنوع، داراي جايگاه ممتازي به لحاظ ظرفيت هاي طبيعي و جمعيت هاي حيات وحش است.
منطقه حفاظت شده عباس آباد در ۱۹۰ كيلومتري شرق نايين واقع شده است.
(۱۰:۴۳ - ۲۶/۰۷/۱۳۹۴ :خبر تاريخ | ۸۱۸۰۳۵۱۷ :خبر كد)
سه شنبه, 17 شهریور 1394 18:29
دوربين هاي مستقر در منطقه حفاظت شده عباس آباد نايين بتازگي تصاويري از يك قلاده پلنگ ايراني ثبت كردند.
به گزارش ايرنا، تحليل عكس هاي گرفته شده از سوي كارشناسان حفاظت محيط زيست نشان دهنده تفاوت هاي ظاهري اين گربه سان نادر ايراني با ساير پلنگ هايي است كه پيش از اين در عباس آباد ديده شده است. حسين اكبري فيض آبادي رييس اداره حفاظت محيط زيست شهرستان نايين اظهار كرد: يكي از دوربين هاي تله اي اداره حفاظت محيط زيست شهرستان نايين تصاوير جديدي از يك پلنگ ايراني در كوهستان پناهگاه حيات وحش عباس آباد نايين به ثبت رساند كه اين محل با مكان تصوير برداري از يك پلنگ ديگر در اواسط مرداد ماه يكسان است .
وي روز سه شنبه در گفت و گو با ايرنا افزود: زاويه مناسب عكسبرداري ، بررسي و تحليل شكل و تفاوت الگوي خالهاي سطح بدن پلنگ نشان مي دهد اين تصوير متعلق به يك قلاده جديد از پلنگ ايراني در نقطه قبلي است . وي افزود: شكل و الگوي خالهاي سطح بدن در تصاوير قبلي و كنوني متفاوت است بطور مثال اين تفاوت در دست راست هر دو پلنگ آشكار است. وي با بيان اينكه تعداد و تراكم خالها در تصوير جديد نسبت به تصوير قبل كمتر و بازتر است ، گفت : انتهاي دم در يكي از پلنگ ها سياه و در ديگري سفيد است. وي افزود: مشاهده دو قلاده پلنگ در نقطه اي يكسان باوجود آنكه جنسيت آنها مشخص نيست به لحاظ سهولت جفت يابي و استمرار زاد و ولد بسيار اميد بخش است و از سويي ديگر كارايي فن آوري دوربين هاي تله اي در مطالعات علمي حيات وحش و ضرورت تامين آن را به حد كافي براي مناطق و زيست بوم ها را نشان مي دهد .
به گفته كارشناسان شكل و خال هاي سطح بدن در گونه هاي شاخص مانند يوزپلنگ و پلنگ مانند اثر انگشت انسان در هر فرد منحصر بفرد است و تصوير برداري و تحليل الگوهاي خالها يك ابزار علمي و كارآمد در شناسايي گربه سانان و تشخيص وضعيت پراكنش و تخمين اندازه جمعيت و برنامه ريزي موثرتر حفاظتي است .
پناهگاه حيات وحش عباس آباد نايين با وسعتي افزون ۳۲۰ هزار هكتار زيستگاه انواع وحوش و پرندگان در شرق استان اصفهان است. پلنگ ايراني يكي ازبزرگ ترين زيرگونه هاي پلنگ است كه به عنوان حيوان بومي غرب آسيا و در شمار گونه هاي در خطر انقراض محسوب مي شود. منطقه حفاظت شده عباس آباد همچنين زيستگاه ۳۲گونه جانوري چون يوزپلنگ آسيايي، جبير، آهو، كاراكال، گربه شني، قوچ و ميش، كل و بز است. شهرستان نايين در۱۴۰كيلومتري شرق اصفهان وعباس آباد در۹۰كيلومتري شرق نايين قراردارد.
(۹:۳۷ - ۱۷/۰۶/۱۳۹۴ :خبر تاريخ | ۸۱۷۵۱۷۹۵ :خبر كد)
شنبه, 19 خرداد 1397 14:22
انارک نیوز - نمی دونم اولین کسی که به فکرش رسید اینجا بمونه، کی بوده و کِی بوده!؟ تنها بوده یا یه گروه بودند؟ اما بالاخره سنگاش را با خودش واکرده و تصمیم کبری گرفته، من که اینجا را انتخاب کردم و می مونم.
بعدش هم عده ای به دیدنش اومدند یا عده ای را دعوت کرده و اونها هم به اون آفرین گفتند و شد اون چیزی که باید می شد و نطفه "نارسینه" بسته شد. حالا اناری هم کنار چشمه بوده را هم من نمی دونم. اما می دونم با همدلی و امید اینجا بنا شد.
خانواده ها تشکیل و جامعه کوچک اولیه از یه عده آدم سختکوش که حتماً معدن نخلک را می شناخته اند و ساربان هم میونشون بوده و حتماً ارزش معدن مس مسکنی را هم می دانسته اند یا بعدها کشفش کرده اند، بوجود آمده. اینها شبا وقتی به آسمون نگاه می کردند، می دونستند به سرزمین آرزوهاشون رسیدند و حتی دزدانی هم که به اموالشون نظر داشتند می تونستند یه باره لختشون کنند اما دفعه بعدش بایستی خواب اموال را می دیدند.
اینا فقط با دورنگری اینجا را بوجود آوردند. ریشه دووندند و این بچه را بزرگ کردند و هر رور بزرگتر و بزرگتر و از نظر مالی قوی تر و قوی تر شد تا جمعیتش از دور و برش خیلی بیشتر شد. سارباناش بار را تا دورترین نقاط می بردند، حمل و نقل و صداقت اینها آوازه شان را به همه جا برده بود. از معدن نخلکش نگو که قبل ار انارک شناخته شده بود. مسش هم که در هر خانه ای یافت می شد.
آلمانها آمدند و در این وادی با اسب و پای پیاده گشتند و معادن بیشتری یافتند و هر روز معادنش بیش از پیش شکوفا شد. برای خودش بیمارستان و دکترایی داشت. دستش به دهنش می رسید و چشمش به بودجه های دولتی نبود، هرچند حقش بود و بهش می دادند. در اقتصاد ایران جایی برای خودش باز کرده بود و پنجاهمین شعبه بانک ملی را به خودش اختصاص داده بود. برای خودش نیروگاه برقی داشت و قبل از خیلی جاها شعبه سازمان تامین اجتماعی داشت. برای خودش اسمی در کرده بود و خارج از ایران هم به خاطر معادنش می شناختندش.
اما به یکباره جنگ و ویرانی اومد. پرش یقه انارک را هم گرفت. وکیل و نماینده هم به این مملکت داد اما شروع به ضعیف شدن کرد. دیگه اون جوون هشیار و قوی نبود. سرمایه هاش که جوون های درس خونده ش بودند که به ریاضیات و مهندسی و حسابداری دل بسته بودند و از رنجی که پدران کارگرشان می بردند آگاه بودند، برای آبادانی این مملکت به جاهای دیگر رفتند. در معادنش هنوز هم مدرسه بود و در خودش تا دیپلم را داشت، کم کم خالی شد.
دیگه  اونایی که چوپونون را درآوردند هم پیر شدند. مزارع اطراف هم آخرین بازمانده هاش را با مرگ از دست داد. معادن دست دولت افتاده بود و دیگه براش صرف نمی کرد اونا را راه اندازی کند. همه چیز عوض شده بود. شهری که روزی فقط چند پیرمرد به تریاک روی می آوردند، از تک و تا افتاد. چند تا جوونش از مصرف مواد مردند. دکتراش و مهندساش همه جا پراکنده بودند اما در خودش نبودند.
عده ای حتی یادشون رفت انارک کجاست و انارکی را هم از جلوی فامیلشون برداشتند. اما انارک به پیری خردمند تبدیل شد. درسته سرویس رفت و اومدش و مهمتر از اون شاگردای مدرسه هاش را هم از دست داد، دکونهاش تعطیل شد و به خاطر نزدیکی به نایین، اونجا را ترجیح دادند. کاروانسرای موقوفه اش هم برای اولین بار به دست غریبه ای افتاد تا شهره ی دور دستها بشه، اما شهره به چی؟
با این همه ناملایمات، گل های نونهالش هنوز هستند و با اینکه هرگز نارسینه را ندیده اند اما از پدرا و مادراشون شنیده اند و اونا برای ما نگه داشته اند. خواستند براش کاری کنند، کارخونه آجر بزنند که بلندپروازی بود اما مرغداری که زدند و اینا افتخارای این پیر خردمند هستند. از دور و بر هم اومدند و نگذاشتند تنهاتر بشه.
ریشه های این شهر که امید داشتند جاودانی شود هنوز زنده اند و فرزنداش دنباله روی همت بلند اوناند. هنوز هم وقتی ازش یاد می کنیم دلمون برای رفتن به اونجا پر می کشه! تا دو روز تعطیلی دنبال هم باشه اونجا مالامال از مردمش می شه. با اینکه داره زبونش هم از یاد ما می ره اما وقتی خواب می ریم تو رویامون، کودکیمون را می بینیم که برفراز این شهر همیشه جاودان پرواز می کنیم. آرزومون برگشتن به اونجاست. سوم فروردینش و دره انجیر، نشونه ای از دلبستگی همه ما به ریشه هامونه.
هر کی انارک رو دیده پسندیده و خاطره ای خوش ازش داره. مردمش با جون و قربون و عشق به همدیگه و دیگران حرف می زنند. دستشون خالی اما روحشان بزرگ است. اینجا انارک است و ما هر یک دونه ای از میوه ی اناری کوچک، همون میوه ی بهشتی، از تک درختی در کنار چشمه ای که آن را سیراب می کرد، هستیم.
 انارک هنوز هم بهشت کویر و خانه خیلی از ماست.