امروز: چهارشنبه 02 اسفند 1396 برابر با 21 فوریه 2018

دوشنبه, 01 خرداد 1396 13:19
مدیر کل میراث فرهنگی استان اصفهان عصر روز گذشته یکشنبه 31 اردیبهشت در دیدار با اعضای تشکل موزه داران اصفهان تاکید کرد: همایش معرفی گویش ها و لهجه های محلی شرق استان اصفهان در شهر تاریخی انارک برگزار می شود.
به گزارش روابط عمومی اداره کل میراث فرهنگی استان اصفهان؛ عصر روز گذشته، همزمان با هفته میراث فرهنگی ، فریدون اله یاری مدیر کل میراث فرهنگی استان اصفهان و جمعی از مدیران اداره کل با اعضای تشکلهای موزه داران استان اصفهان دیدار نمودند. در این دیدار که جمعی از مدیران موزه های دولتی و خصوصی شهرستانهای استان اصفهان حضور داشتند، مدیر کل میراث فرهنگی استان اصفهان ضمن عرض خیر مقدم به حضار و تبریک فرا رسیدن هفته میراث فرهنگی و همچنین عرض تبریک به مناسبت خلق حماسه مردم ایران در روز 29 اردیبهشت با ایراد سخنانی تاکید کرد: با استمرار دولت تدبیر و امید همچون گذشته محکم و استوار به توسعه کمی و کیفی تشکلهای مردم نهاد می اندیشیم.
فریدون اله یاری د رادامه سخنانش ادامه داد: بدون شک موزه ها شناسنامه و هویت یک ملت هستند، لذا باید کاری کنیم که مردم در بازدید از موزه ها درس زندگانی بگیرند. زیرا از نظر ما موزه، مکانی برای زیستن انسانها بوده و تداوم بخش حیات آنها در آینده است، لکن برخلاف این نظر معتقدند موزه ها صرفا به گذشته ها می پردازند. او همچنین تاکید کرد: کارکردن در حوزه فرهنگ افتخاری است که نصیب هر کس نمی شود، بنابراین شما فرهیختگان انسانهائی هستید که با فروتنی به فعالیت در موزه ها پرداخته، لذا همگی افتخار میکنیم که با انسانهای فرهیخته و شریفی همچون شما ارتباط داریم.
مدیر کل میراث فرهنگی استان اصفهان در همین رابطه افزود: اگر نگاهی به تاریخ پر فراز و فرود این سرزمین داشته باشیم، در می یابیم که ما ایرانیان همواره در طول تاریخ کهن خود دچار تهدیدهای جدی شده ایم ، لکن هویت فرهنگی ما همواره باعث نجات این سرزمین از تهدیدهای مکرری شده که دائما برای حیات مردم این جامعه مخاطره انگیز بود. اله یاری همچنین گفت: امروز این تلاشهای گسترده فرهنگی نیاکان در قالب میراث فرهنگی متبلور شده است که همچون سرمایه ای ارزشمند بیانگر هویت این ملت بزرگ است ، پس بکوشیم تا از این سرمایه اجتماعی به بهترین نحو ممکن برای آگاه سازی نسلهای آینده ایرانی بهره مند شویم.
اله یاری در پایان تصریح کرد : با هماهنگی به عمل آمده با هیئت مدیره انجمن موزه داران مصمم هستیم همایش ملی شناخت گویش های محلی منطقه شرق استان اصفهان را در شهریور ماه سال جاری در شهر تاریخی انارک با همکاری این انجمن و اداره کل میراث فرهنگی استان اصفهان و با مشارکت پژوهشکده میراث فرهنگی سازمان میراث فرهنگی کشور برگزار نمائیم.
(تاریخ و زمان تایید: 1396/03/01 10:40)
شنبه, 30 ارديبهشت 1396 11:49
سینا ایرانپور انارکی فرزند علی در تاریخ 25/2/1364 در شهر انارک از توابع شهرستان نائین به دنیا آمد. وی تا مقطع دیپلم علوم تجربی را در شهر انارک گذارند و پس از آن برای ادامه تحصیل همراه با خانواده به شهر اصفهان مهاجرت کرد. وی همزمان با تحصیل در مقطع پیش دانشگاهی وارد رادیو اصفهان شد و تلاش کرد مهارت نویسندگی خود را در حوزه رسانه به کار گیرد اما موانع و شرایط خاص فعالیت در صدا و سیما منجر شد پس از دو سال از ادامه همکاری منصرف شود.
سال 84 پیش از ورود به دانشگاه فعالیت خود را در سازمان آگهی های سرپرستی روزنامه همشهری استان اصفهان آغاز کرد که این تجربه بسترساز ورود وی به عرصه فعالیت های بازرگانی گردید. همزمان با فعالیت در سازمان آگهی ها تحت آموزش های مرحوم محمد رضا ثقفیان از اساتید حوزه خبر، نگارش متون مختلف برای حاشیه نیازمندی های جامع شهر را آغاز کرد.
در مهر ماه 1384 وارد دانشگاه آزاد واحد مبارکه شد و ظرف مدت 7 ترم در مقطع کارشناسی(لیسانس) در رشته مدیریت صنعتی فارغ التحصیل گردید. تحصیل همزمان در رشته مدیریت و کار در واحد بازاریابی و فروش شرکت هایی همچون همشهری ، چهل پنجره اسپادانا، دهکده جهانی سینا و در صنایع مختلف موجب شد دانش و مهارت های مدیریتی خود را ارتقا دهد.
آشنایی با گروه تحقیقات بازار پیک سانگ (آوای تصویر) و تجربه آموزی در این حوزه علاقه وی به رشته مدیریت را افزایش داد و کم کم خود را به عنوان یک تحلیلگر و مشاور مدیریت معرفی کرد. تجربه کار در صنعت و اجرای سیستم های ایزو در شرکت های قطعه سازی خودرو و مواد غذایی، حلقه دانش و مهارت های مدیریتی این کارشناس را تکمیل کرد.  در اسفند ماه 1388 در حالی عازم خدمت سربازی در نیروی زمینی ارتش شد که سابقه چهار سال فعالیت را در روزمه خود داشت.
ایرانپور انارکی با وجود تحصیلات مدیریت و کار در بخش های صنعتی و بازرگانی هرگز نتوانست نوشتن را کنار بگذارد و در آذر ماه 1385 همکاری خود را با سرویس اجتماعی روزنامه سراسری جام جم آغاز نمود که نخستین تجربه حرفه ای وی در حوزه رسانه های مکتوب به شمار می رفت.
وی در خاطرات خود می گوید: در کلاس سوم دبستان مطلب کوتاهی را برای مجله پوپک(ویژه کودک و نوجوان) ارسال کردم که در شماره جدید آن منتشر شد و این نخستین بار بود که نام خود را در یک نشریه مشاهده کردم و از شدت خوشحالی در پوست خود نمی گنجیدم.
پس از خدمت سربازی به فعالیت خود در عرصه بازاریابی و فروش ادامه داد اما پس از مدتی دغدغه هایی که برای نوشتن داشت موجب شد کار با روزنامه هایی همچون همشهری و زاینده رود را آغاز کند و با گذشت چند ماه به عنوان دبیر سرویس اقتصادی به استخدام روزنامه اصفهان امروز در آمد.
فعالیت وی به صورت تخصصی در حوزه اقتصاد و پیگیری های گسترده وی در ارتباط با فعالان اقتصادی و چالش های این بخش مهم کشور بسترساز شهرت ایشان به عنوان یکی از روزنامه نگاران خوش آتیه در استان اصفهان گردید. دو سال متوالی موفق به دریافت جایزه یادداشت برتر در بخش فنی و موضوعی در سال های 1392 و 1393 از جشنواره مطبوعات استان اصفهان شد و بدین ترتیب جایگاه خود را در عرصه رسانه های مکتوب استانی تثبیت کرد. همکاری با هفته نامه سراسری دنیای کسب و کار بار دیگر کمک کرد این روزنامه نگار با مطبوعات تهران ارتباط برقرار کند و توانایی های خود را در سطح ملی به نمایش بگذارد.
سال 1392 تصمیم به ادامه تحصیل در رشته مدیریت گرفت و این بار در مقطع کارشناسی ارشد مدیریت اجرایی گرایش استراتژیک در دانشگاه آزاد واحد تهران مرکز پذیرش شد. همزمان در دوره های بنیادی و تکنیکال بورس نیز شرکت کرد و توانست با فعالیت در بورس دانش اقتصادی خود را نیز افزایش دهد.
سال 1393 با ناامیدی از محدودیت های فعالیت های رسانه ای در استان اصفهان عازم تهران شد و فعالیت خود را به عنوان خبرنگار سرویس صنعت و معدن در روزنامه اقتصادی تعادل آغاز کرد. کار در کنار خبرنگاران حرفه ای و با تجربه و تحت نظارت یکی از روزنامه نگاران برجسته کشور یعنی محمد صادق جنان صفت موجب شد مهارت های روزنامه نگاری وی ارتقا یابد و پس از سه ماه نیز توانست دبیری سرویس اقتصادی تعادل را بر عهده بگیرد. فعالیت ایرانپور در تهران متاسفانه دوام چندانی نداشت و به دلایل خانوادگی ناگزیر به بازگشت به اصفهان شد.
سینا در بازگشت به اصفهان بار دیگر به عنوان دبیر سرویس اقتصادی فعالیت خود را در روزنامه اصفهان امروز از سر گرفت و پس از مدتی نخستین ویژه نامه روزانه اقتصادی در استان اصفهان را در این روزنامه منتشر کرد. درآمد کم، محدودیت های رسانه ای، احتیاط بیش از اندازه مدیر مسئول بار دیگر وی را از ادامه فعالیت در رسانه ناامید کرد و این بار تصمیم گرفت برای همیشه کار در رسانه را رها کند و مرتبط با رشته تحصیلی و بخش بازرگانی فعالیت خود را ادامه دهد.
سال 1394 یکی از سال های دشوار زندگی سینا بود. پس از قطع همکاری با روزنامه اصفهان امروز بر خلاف انتظار مدت ها بیکار شد و در همان مقطع مادر خود بر اثر جراحی قلب باز از دست داد که وی از این اتفاق به ناگوارترین رویداد زندگی خود یاد می کند. پس از آن شرایط بسیار دشوار شد اما مثل همیشه در اوج ناامیدی نتوانست تلاش خود را متوقف کند و سرانجام در بهمن ماه همان سال به عنوان کارشناس تحقیقات بازار در یک شرکت تولیدکننده مواد شیمیایی استخدام شد.
ایرانپور انارکی پس از جدایی از رسانه اما باز هم نتوانست نوشتن را کنار بگذارد و در اوج مشکلات خیلی زود نوشتن را از سر گرفت و با وجود شرایط دشوار زندگی و آسیب های روحی بر روی وبلاگ خود متمرکز شد و انتشار یادداشت های جنجالی در وبلاگ شخصی اش چهره ای متفاوت از آقای نویسنده به نمایش گذاشت. یادداشت های چالش بر انگیز وی درباره عملکرد اتاق بازرگانی اصفهان و شهرداری اصفهان نام وی را بر سر زبان ها انداخت و کم کم برند سینا ایرانپور انارکی به جایگاه بالاتری نزد افکار عمومی بویژه فعالان اقتصادی دست پیدا کرد.
سینا درباره واکنش های فعالان اقتصادی درباره یادداشت هایش می گوید: برایم بسیار عجیب بود برخی افراد از هیات نمایندگان اتاق اصفهان با من تماس می گرفتند و یادداشت های من را تقدیر می کردند اما همان ها در جلسات خصوصی اتاق مدعی شده بودند ایرانپور از ما پول خواسته است و چون پولی به وی پرداخت نکرده ایم بر علیه ما این یادداشت ها را منتشر می کند. وی در ادامه می گوید:پس از مدتی حتی ریاست اتاق با من جلسه گذاشت و پیشنهاد داد به عنوان مشاور و با حقوق و مزایای خیلی خوب در اتاق حضور داشته باشم و فشار قلمم را از روی اتاق بردارم اما با مشورت دوستان متوجه شدم هدف از این پیشنهاد صرفا خریدن قلم من هست و با پذیرفتن پیشنهاد آنها در حقیقت تمام حرف هایی که درباره ام می زدند را تایید خواهم کردم. هرگز نپذیرفتم و 10 روز بعد یادداشت تندتری را منتشر کردم.
وبلاگ دانسته های یک عشق نویسندگی (anaraki.blogfa.com  ) هر روز با رشد تعداد بازدید کننده روبرو بود و به خوبی توانست خلاء رسانه های موجود را که گرفتار خط قرمزهای فراوان و مدیران محتاط بود، جبران کند. با گذشت یکسال دوری از رسانه ها در حالی که همکاران رسانه ای فکر می کردند سینا از رسانه ها طرد شده است و کسی حاضر به انتشار نوشته های وی نیست با درخواست روزنامه دنیای اقتصاد همکاری خود را با این رسانه جهت ارائه یادداشت های تخصصی شروع کرد. انتشار یادداشت های تخصصی وی در این روزنامه پرمخاطب اثبات کرد وقتی هدفمند و با علاقه کار کنی شاید کمی دیر اما حتما مخاطب و مشتری خود را خواهی یافت.
اگرچه اکنون رسانه های استانی و سراسری از وی درخواست همکاری و ارائه یادداشت و گزارش دارند اما سینا به شدت معتقد است وقتی برای دل خودش و به دور از محدودیت های رسانه ای دست به قلم می شود لذت بیشتری از نوشتن می برد. دیگر نویسندگی برای سینا یک شغل نیست او نویسندگی را برای خود یک عشق متصور است که با آن می تواند همه نداشته هایش را فراموش کند و فقط بر روی هدفش متمرکز باشد.
نگارش داستان های کوتاه، شعر، متن های ادبی، طنز و بسیاری قالب های نگارشی را در این دو سال تجربه کرده است تا بتواند با بهبود سبک نگارشی و کیفیت متن در درجه نخست مخاطب را شیفته نوشته های خود کند. به جای مطالعه بیشتر، تامل و تفکر روی موضوعات و ساده نویسی را سر لوحه کار خود قرار داده است و بازخوردهایی که از عموم مردم و افراد اهل فن دریافت کرده نشان می دهد جذابیت نگارشی متون خود را تا اندازه زیادی بالا برده است.
ایرانپور انارکی در 24/9/94 از پایان نامه کارشناسی ارشد خود با عنوان برنامه ریزی راهبردی شرکت نساجی گلنثار با رویکرد بازار دفاع کرد و این پایان نامه به زودی در قالب یک کتاب تخصصی منتشر خواهد شد. وی یک مجموعه داستان کوتاه و مجموعه یادداشت نیز در دست نگارش دارد که در صورت تامین هزینه های لازم در بازار نشر عرضه خواهد شد.
این نویسنده و تحلیلگر اقتصادی اکنون مدیر بازرگانی یک شرکت تولید مواد شیمیایی در بخش خصوصی است و در کنار آن فعالیت های رسانه ای و اجتماعی خود را نیز ادامه می دهد.
مهمترین هدف شخصی که وی دنبال می کند بهبود کیفیت نگارشی و لذت مخاطب از مطالعه متون تولیدی است. وی معتقد است اگر مخاطب از مطالعه متن لذت ببرد می توان به مرور از طریق قلم فرهنگ و نگرش جامعه را بهبود بخشید و هیچ چیز در دنیا جذابتر از این نیست که کسی به تو بگوید نوشته ات را خواندم حالم را خوب کرد. 
این کارشناس ارشد مدیریت با هدف اصلاح ساختارهای سازمانی در مدیریت شهری و بهسازی نیروی انسانی شهر تصمیم گرفته است در پنجمین دوره انتخابات شورای شهر اصفهان شرکت کند و شعار "شهر را علمی مدیریت کنیم" برای خود انتخاب کرده و یادداشتی را با همین عنوان در وبلاگ شخصی خود منتشر کرده است.
[ پنجشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۶ ] [ 8:34 ] [ سینا ایرانپور انارکی ]
چهارشنبه, 20 ارديبهشت 1396 18:17
اشتغال، مسکن، ازدواج، رشد اقتصادی، مبارزه با فساد و آزادی بیان مهمترین دروغ های بزرگ کاندیداهای ریاست جمهوری ایران است.
می گویم دروغ چون هر شش مورد وعده هایی که داده می شود نتیجه یک برنامه اجرایی هستند نه راهکارهای دستیابی به این نتایج. نامزدهای کنونی بویژه سه نامزد اصولگرا که تجربه اجرایی کافی ندارند تمام حرفشان روی نتایج متمرکز شده و حتی در یک مورد قادر به تشریح روش دستیابی به نتایج مورد اشاره نیستتد و فقط توجیهشان ظرفیت ها و استعداهای طبیعی و انسانی موجود در کشور است؛ همانند ظرفیت های گردشگری ایران که همگی به آن اشاره می کنند اما هیچ درکی از مدیریت تخصصی و علم گردشگری ندارند مشاوری هم در این حوزه استخدام نکرده اند. حرف زدن از نتیجه مانند حرف زدن از آرزو و رویاست همیشه جذاب است اما وقتی راهکاری نداشته باشیم رویاها همیشه رویا باقی می مانند. زیر سوال بردن عملکرد گذشته دیگری و اتهام فساد هم راهکار نخ نما شده ای است که مردم ایران فقط به آن می خندند و در دل خود می گویند یعنی خود تو سواستفاده نکرده ای؟ در سازمانی که مدیر بوده ای چه ساختاری برای جلوگیری از فساد ایجاد کرده ای؟ آیا مالیات را پرداخت کرده ای؟ سازمان تحت مدیریت تو چقدر رشد اقتصادی داشته است؟
خودتی آقای کاندیدا !!! این ملت در این چهار دهه آنقدر دروغ شنیده اند که دروغ سنج درونیشان فعال شده است؛ پس خودت را خسته نکن عزیز دلم لااقل دروغ جدیدتری بگو شاید باورمان شد.
[ سه شنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۶ ] [ 17:35 ] [ سینا ایرانپور انارکی ]
شنبه, 16 ارديبهشت 1396 11:25
قسمت این بوده از اغاز که زن ناز کند.
انچه در دور و زمانست پراز رازکند
گر چه برمرد گهی نغمه بدساز کند
یا در عشوه برای دل او باز کند
چون دم عیسی مریم به زمانه نفسند
مردها بوالهوسند
در لطافت نتوان گفت کم از گل دارند
چون درختان ثمربخش همه پربارند
در دل مرد گل ازعشق ووفا میکارند. ابر مانند که بر دشت ودمن می بارند
لیک برمردنباشدیک ازاین چندپسند
مردها بوالهوسند
شعر مردان همه در وصف رخ زن باشد
زعشق زن پیرهن پاره ورا تن باشد
حیف درسینه ی اوقلب چو اهن باشد گر ورا زن چوعسل در دل مسکن باشد
گِرد زنهای دگرشیره خور همچون مگسند
مردها بوالهوسند
مرد را روشنی خانه زن زندگی است
کار زن راست بگویم همه اش بندگی است
باور عشق به زن دردل مردسادگی است
هرکه گفت عشق به کشتن دهدم یاوگی است
مردهاچون زخوش بخت به جایی برسند
همه شان بوالهوسند
گاه گاهی به حرم بهر هوسهای درون
زوجه دارند که. شاید شود از حد برون
فکر این مسیله سازد همه راغرق جنون
عجبا مرد چه کرده است دراین دهر زبون
مردها خود همه دانند که بی زن نه کسند
بی جهت بوالهوسند
مرد از دامن زن سر به ثریا سایید
ورنه کِی مردتوانست رود تا ناهید
مادری بود که او رازتن خود زایید
سالها همچو پرستار زمردن پایید
لیک در خانه زبد خلقی چومیرعسسند
مردها بوالهوسند
گر زن خوب رجایی شود از غیب نصیب
مرد را نیست نیازی به مداوای طبیب
چون دل هردوشودپاک چودلدار و حبیب
نهراسند که دزدانه شوند دست به جیب
گر چه گه تلخ مزاجند ولیکن ملسند
مردها بوالهوسند.
درپاسخ به شعر زیبایی که در کانال دوست گرامی جناب نوری در خصوص خانم ها امده لازم دیدم قطعه ای تقدیم کنم امیدوارم اقایان را گِلِه ای پیش نیاید. (رجا)انارکی
سه شنبه, 12 ارديبهشت 1396 12:45
بی تردید معلمی شبیه ترین شغل دنیا به پیامبری است؛ پیامبری که هدایت فرزندان سرزمینش و درخشش آنان در آینده تمام افتخار اوست. معلم ها خود نمی دانند که چگونه زندگی یک انسان را می سازند آن هم با یک جمله با یک نگاه با یک تشویق ساده. هرگز از زیاد نمی برم آقای سید عبدالکریم صدری معلم انشا خودم در سال دوم راهنمایی شهید مطهری انارک که چگونه من را عاشق نوشتن کرد. نام من را هر هفته آخر کلاس صدا می زد یک نمره ۲۰ در دفتر کلاسی می گذاشت و می گفت سینا بخون نخوانده به نوشته های من اعتماد داشت و نمی دانست سینا ۲۰ سال بعد جرات پیدا می کند خود را نویسنده بخواند. نمی دانم کجاست هر کجا هست آسمان زندگی اش پر از نور الهی باشد.
دوست دارم تاثیرگذارترین معلمان و اساتید دوران تحصیلم را اینجا معرفی کنم. مدیر دبستان فرخی انارک:مرحوم محمد علی عربی،کلاس اول: معصومه طالبی، کلاس دوم: منیره یعقوبی، کلاس سوم:فاطمه ذکریایی، کلاس چهارم: حسنقلی اشرف، کلاس پنجم: محمود توکلی، مدیر مدرسه راهنمایی شهید مطهری:میرزا محمد ایراندوست، دبیر پرورشی: یداله طالبی،دبیر ریاضی: عباسعلی نجفیان،دبیر عربی: آقای اکبری،دبیر تاریخ: محمود بقایی نیا،مدیر دبیرستان شهید باهنر انارک:حسین اناری،دبیر زیست شناسی: مرتضی غفرانی(همچنان هم دوست هست هم استاد )، دبیر شیمی:مهدی شبانی، دبیر ادبیات: آقای پوربافرانی. مقطع لیسانس: استاد درس های مدیریت تولید و مدیریت تعمیر و نگهداری: شهرام کرمی(همچنان هم دوست هست هم استاد)، ریاضی و آمار: عباس علوی شاد، پژوهش عملیاتی: مجتبی آقاجانی، اصول حسابداری: حسین ادیب، حسابداری صنعتی: فرید الدین علامه حائری. مقطع فوق لیسانس: درس مدیریت تحول: احمد ودادی. اساتید روزنامه نگاری: مرحوم محمد رضا ثقفیان، مهناز عرب، امیر اکبری، هادی نعمت الهی، محمد صادق جنان صفت. استاد تحقیقات بازار: علی صفامهر.
اینها نام هایی هستند که در دل و ذهن من تا زنده هستم زنده می مانند. هر کجا هستند خداوند پشت و پناهشان باشد. روز معلم بر همه پیامبران دوران مبارک.
(سه شنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۶ ] [ 1:36 ] [ سینا ایرانپور انارکی]
شنبه, 02 ارديبهشت 1396 18:10
من مغرور، خسته، عصبی و عجول اما همیشه با پشتکاری که داشته ام عیب هایم را پوشانده ام. سال ۹۴ و ۹۵ خدا چنان مرا زمین گیر کرد که غرورم شکست. من ماندم و یک دنیای کثیف، زشت و بی ارزش. هر روز عصبی تر هر روز بدتر از دیروز اما نمی دانم چرا در دلم امید نمرد. در اوج درماندگی آیه هایش را خواندم عجیب وصف حالم بود و چه معجزه گر مرا هدایت کرد. شعر، موسیقی، قدم زدن های بی پایان، عکاسی،نوشتن های شوق انگیز و چای خوش عطر شدند شادی روزهای پر تلاطم زندگی من و چقدر عجیب من بی تفاوت شدم و چه لذتی پیدا کرد زندگی. هیچ چیز را فراموش نکردم، هنوز هم زخم های قلبم مرهم نیافته اند اما دنیا را با خوب و بدش پذیرفتم و ایمان آوردم خدا در روزهای سخت بیشتر مراقب من است. روزهای سخت را پشت سر گذاشتم و امیدوار بودم سال ۹۶ را فقط با چالش انتخابات شورای شهر اصفهان شروع خواهم کرد اما از قرار خدا خیلی دوستم داشت و چالشی سخت را برایم خلق کرد؛ اندکی گریستم اما چه زود بی تفاوت شدم از قرار خدا دارد من را تمرین می دهد برای روزهای سخت تر و من هر روز قویتر می شوم. واقعیت را پذیرفتم
من تسلیم نمی شوم؛ این ها بازی خداست فقط من باید صبورتر شوم. سال هاست دعایم سر سجاده نماز درخواست ایمان و صبر است و چقدر صبورانه مرا صبور پرورش می دهد. چقدر پر طاقت شده ام چقدر بی تفاوت؛ آرامشم را به هیچ قیمتی نفروختم خیلی ها خریدارم شدند اما من فروشنده نبوده ام، نیستم و نخواهم بود. گوهری بس گران قیمت در درون خود یافته ام که آن را هرگز نخواهم فروخت نه به مقام نه پول و نه شهوت. آرامم آرام آرام با آنکه تمام داشته هایم همان شعر و موسیقی و دوربین و کاغذ و قلم است؛ داشته هایی که قیمت ندارند. هیچ نمی خواهم جز آرامشی که تو برایم مهیا ساخته ای و از آن که حرف میزنم بندگانت یا مرا دیوانه می خوانند یا حسرت به دل می شوند که چرا سختی ها بی طاقتش نمی کند. من خوشبختم با همه داشته ها و نداشته هایم. من در باشگاه انسان سازی خدا ثبت نام کرده ام و یک مربی بیشتر ندارم تا اینجا یاد گرفته ام بی تفاوت باشم و امیدوار اما از پشتکارم کاسته نشود. راستی نمی دانستم در این دنیای کثیف آدم های فرشته صفت کم نیستند حالا که کار خود را به خدا سپرده ام فرشته های زمینی اش را بیشتر کنار خود می یابم. من به خدا ایمان دارم و این روزها دیگر برایم سختی معنا ندارد هر چه از دوست رسد نیکوست. مطمئنم خدا خیلی دوستم دارد که نمی گذارد اشک های سر سجاده ام تمام شود و من ایمان دارم این اشک ها نجاتم می دهد. بی تفاوتم به همه سختی ها به همه بدی ها و امیدوارم به بزرگی خدا.
من تسلیم نمی شوم این ها بازی خداست فقط من باید کمی صبورتر باشم.
(سینا ایرانپور انارکی)
جمعه, 01 ارديبهشت 1396 11:49
تا خود فکندم در دامن دل
الوده گشتم بر عشق عاجل
امدبه قلبم این ایه نازل
بیچاره این دل بیچاره این دل
باید چه سازم ای نازنینم
تا کی به یادت تنها نشینم
افسار دل را من کرده ام ول
بیچاره این دل بیچاره این دل
گیسو پریشان افکنده بر دوش
او خورده باده من مست ومدهوش
در عرش اعلا او کرده منزل
بیچاره این دل بیچاره این دل
تابش دهد دل یک تارگیسو
گاهی ازاین سو گاهی از ان سو
عقل من ای مه گردیده زایل
بیچاره این دل بیچاره این دل
گفتم تو مارا دیوانه کردی
بر من نگاهی رندانه کردی
دانستم انگه دل را چه حاصل
بیچاره این دل بیچاره این دل
این دورهستی دارد کم وبیش
مارا میازار دیگر تو از خویش
دل بر تو باشد ای دوست مایل
بیچاره این دل بیچاره این دل
جانا مرنجان قلب حزینم
در عشق و مستی من بهترینم
از عاشق خود گشتی تو غافل
بیچاره این دل بیچاره این دل
گفتم بیاسا. با ما نگارا
بر حال ما کن یکدم مدارا
گفتی رها کن این عشق باطل
بیچاره این دل بیچاره این دل
رو سوی یاری بیگانه کردی
ما را رفیق پیمانه کردی
دل را نباشد عشق تو شامل
بیچاره این دل بیچا ه این دل
از دیده بارد اشک ندامت
دیدار ما شد روز قیامت
عهد من و دل گردیده مشکل
بیچاره این دل بیچاره این دل
من با رجایی خوکرده بودم
حرف دلم را رو کرده بودم
گفتا به من او ای مرد عاقل
بیچاره این دل بیچاره این دل
(تقدیم به دوستان بزرگوار خودم محمد رجایی انارکی(رجا))
پنج شنبه, 24 فروردين 1396 23:46
همشهریان عزیز. بهار است و نسیم صبحگاهان تقدیم بشما از حال و هوای بهاری ولایت درانارک
خوش نسیم از کوهسار اید همی
چون مسیحا میوزد دَم برجمال ادمی
پاگذارم چون به خاک مانده از دوران او
خویش را دریابم ازبود و نبود خود کمی
گر چه دردشت کویرو خشک دارد جایگاه
کوهسارانش شود ( خرم بهشتی) با نَمی
چون نظر برکوچه های تنگ و باریکش کنم
زیر لب درمدح. اواز دل بخوانم تَرنمی
تا بیاد ارم زمان خردی و عهد شباب
پا نهد در دل چوکوه دره انجیرش غمی
خاطرات خویش تا یاد اورم هر نیمه شب
دل سپارم کوچه هایش را به هر پیچ و خمی
هرکسی دیدار بگشاید به روی خاک او
اشک بنشیند بروی گونه هاش، چون شبنمی
سر فرو افکنده گر دیوار سخت کوچه هاش
بهر ترمیمش نه بینم محرم و نا محرمی
من گرفتارم به عشق دیدن ویرانه هاش ،
تا گشایم دل به یاد روزگارانش دمی
تا درخت توت و انجیر و انارش شد فنا
اهل دل افراشتند بر بام کویش پرچمی
سوزم از سوز دیار و نالم از دست زمان
ای فلک بگذار بر الام شهرم مرهمی
بگذریم گر از درشتیها و سختی های دهر
گر کویر انگشتری باشد تو انرا خاتمی
هر چه امد پیش رو هیچ است بایدچشم بست
چون همین امروز هم زیباتر از شهر بمی
(تقدیم به هم ولایتی های بزرگوار ازمحمد رجایی انارکی)
شاد باش و دیر زی ای شهر زیبای خدا
چون در این صحرای سوزان قلب مارا همدمی
گر رجایی وصف تو گوید به چندین بیت شعر
عشق ورزیدن به تو دارد برایش عالمی
(تقدیم به همشهری های بزرگوار ازمحمد رجایی انارکی)