امروز: چهارشنبه 27 تیر 1397 برابر با 17 جولای 2018

جمعه, 29 فروردين 1393 10:37

جام جم آنلاین: در دوره ساسانیان، در شرق استان اصفهان و در دل کویر ایران، شهری با هدف برقراری ارتباط بین جنوب و مرکز با شمال ایران ساخته شد که براساس نام محلی آن، «نارسینه» به معنی انارستان و کنون آن را «انارک» مي‌نامند. 
به گزارش ایسنا، این شهر در فاصله 225 کیلومتری اصفهان و حدود 400 کیلومتری تهران، با مساحتی حدود 80 هکتار قرار دارد. درباره وضعیت این روستای تاریخی که به مرور با پیشرفت علم در حال شهر شدن است، گفته مي‌شود که کنون بافت تاریخی و منحصر بفرد انارک، در معرض تخریب بسیار سریعی قرار گرفته و متاسفانه متروک شدن خانه‌ها نیز سرعت انهدام و حجم ویرانی آن را دوچندان کرده است. 
حمید مظاهری تهرانی، کارشناس رشته مرمت آثار تاریخی در این مورد مي‌گوید: سقف بسیاری از خانه‌ها، بخصوص در دامنه و مناطق مرتفع‌تر فروریخته و بار آوار ناشی از آن، عامل خسارت زدن به بخش‌های سالم‌تر زیرین شده است.
تجدید نشدن کاهگل پشت‌بام‌ها یکی از اصلي‌ترین عوامل تخریب این بناهای عمدتا خشتی است. بارندگي‌های سیل‌آسای چند سال گذشته نیز مزید بر علت شده است. 
وی مي‌افزاید: متاسفانه تعداد زیادی از بادگیر‌های معروف شهر انارک در سال‌های اخیر فروریخته است. همچنین ساخت‌وسازهای غیراصولی و خارج از الگو در قلب بافت و تخریب تعداد قابل توجهی از بناهای قدیمی و باارزش واقع ‌شده در دامنه کوه با هدف ساخت نوعی معبر، لطمه‌های شدیدی به کالبد و زیبایی انارک وارد کرده است. 
او تاکید مي‌کند: حفاري‌های تاسیسات شهری یکی از اصلي‌ترین عوامل سست و تخریب‌کننده پی ساختمان‌های قدیمی است که بسیاری از مردم را مجبور به انجام بازسازي‌های غیراصولی و نازیبا کرده است. 
مظاهری، انارک را کلکسیونی غنی از هنر معماری و تزئینات کویری دانست که در آن، گونه‌های بدیع و نایابی از انواع بادگیر‌ها، پنجره‌های مشبک، درها و پنجره‌های چوبی و سردرهای خشتی و گچی، کتیبه‌های خشتی و گچی و بسیاری دیگر از عناصر معماری بافت و تزئینات با اصلي‌ترین شیوه‌های فنی (به خصوص کار با خشت، کاهگل و سیمگل) و متعلق به دوره‌های مختلف تاریخی اجرا شده‌اند. 
او درباره بافت قدیمی انارک توضیح داد: در این بافت به ‌طور کلی از معماری مناطق کویری الهام گرفته شده است. در این بافت دیوار‌ها خشتی و بلند و تا ارتفاعی محدود با روکشی از سنگ هستند که سقف‌های گنبدی، تاق و چشمه، قوسی و مسطح در معماری آن کاربرد فراوان دارد. حیاط خانه‌های اصیل معمولا آجرفرش و سنگفرش است و اتاق‌ها تاقچه و رف‌های متعدد دارند. با توجه به صخره‌ای بودن منطقه، زیرزمین به‌ ندرت در آن دیده مي‌شود. بیشتر خانه‌ها بادگیر دارند و پشت‌بام‌ها مانند سایر مناطق کویری با چند لایه کاهگل پوشش داده شده‌اند. 
او ادامه داد: در حال حاضر درست در کنار شهر تاریخی انارک، یک شهرک جدید ساخته شده است که از لحاظ اسلوب معماری و بافت، کوچك‌ترین شباهت یا سنخیتی با بافت قدیم ندارد که از آثار تاریخی متعدد و باارزش این شهر به مسجد «حاج محمدرضا»، «تکیه حسینیه»، «رباط انارک»، «رباط مشجری»، «عبادتگاه» یا «چهارطاقی نخلک» (اثری بي‌نظیر متعلق به دوره ساسانی) و نیز «حمام قدیمی انارک» (که در سال 1343 به‌ طور کامل تخریب شد) مي‌توان اشاره کرد. 
وی بیان کرد: انارک به‌ لحاظ داشتن معادن فراوان و تنوع کاني‌ها یکی از 4 منطقه مهم کانی ایران محسوب مي‌شود. کنون از میان 46 معدن قدیمی انارک، فقط معدن سرب نخلک فعالیت مختصری دارد. این معدن یکی از قدیمي‌ترین معادن جهان است که براساس شواهد باستان‌شناسی، پیشینه هخامنشی دارد. 
(شماره خبر: 100841267275/  دوشنبه 29 فروردین 1390 - ساعت 20:17)

جمعه, 29 فروردين 1393 10:35

- کان ها
- انارک پس از جنگ جهانی دوم
- طرز بهره برداری از معادن انارک
- کانی هایی با نام ایرانی
- معدن سرب نخلك
- آكواریوم معدنی كشور
- قانون امتیاز انحصاری استخراج انتیمون انارک نایین به شرکت مختلط شونمان و شرکاء اصفهان


کان ها: انارک از معادن زیر زمینی فراوان و نیز معادن سنگ (مانند سنگ صورتی انارک) بهره مند گردیده که می توان به معدن مس مسکنی (واقع در 30 کیلومتری باختر انارک)، معدن مس تال مسی (واقع در 35 کیلومتری شمال باختری انارک)، معدن سرب نخلک (واقع در 55 کیلومتری شمال خاوری انارک در کوه قلعه بزرگ)، معدن سرب چاه خربزه (واقع در 30 کیلومتری شمال خاوری انارک)، معدن آهن خالو حیدر (واقع در 15 کیلومتری شمال انارک)، معدن آهن بته علم (در 30 کیلومتری شمال انارک)، معدن منگنز (واقع در دامنه باختری کوه باباخالد) و معادن مس باقرق، مس تلخه، مس چاه خونی، نیکل چاه شوره، سرب چاه میله، مس سبرز، مس و طلای کال کافی، مس کوه یزرگی، مس کپه حلوانی، مس ونیکل گودمراد، مس و نیکل چشمه کریم، مس کن مس، مس چاه پلنگ، مس وطلای خونی، مس قبله، مس تنوره، مس پوزه، مس قنده هاری، سرب مرغه، سرب چاه معلا، سرب و طلای ریزآب دم، سرب دم سفید، آهن خواروبوالعظیم، سرب و زغال سنگ سیاه کوه، آهن چاه سفید، آهن خالوحیدر، آهن بوته اسماعیلان، آهن فالگاه، سرب خومو، سرب گودر، سرب بزکش، سرب سوزابه، زاج چاه لقه، کرومیت دم عبدوله، زاج گردنه زاغاب، فیروزه و آهن چفت چغو، گوگرد معلا، گوگرد سنگ آب، گوگرد آفتاب رو، آنتیموان و طلای پتیار، ترکمانی و ... اشاره کرد.


کتاب "فرهنگ تاریخ نائین" (جلد سوم تاریخ نائین) نوشته سید عبدالحجه بلاغی (چاپخانه مظاهری - تهران) در 1369 ه.ق. صفخات 31و 32
نائین در سال 1327 به مساعی آقای دکتر طبا وکیل نائین شهریت یافت. نائین دارای سه مرکز است و دهات آن به قرار ذیل است:
الف: انارک، دارای ده ده است: 1- انارک  2- اسمعیلان  3- پیوک  4- چاه گربه  5- حاجی باقر  6- حاجی مهدی  7- عشین  8- عبدالکافی  9- علم حاجی باقر  10- معلا
(تبصره: انارک در پانزده فرسنگی سمت شرقی نائین در پای کوهی است، آبش بسیار کم و کفاف اهالی را نمی دهد. انارک در سابق به واسطه اینکه حمل مال التجاره با شتر رواج بود، آباد بود. بعدها در زمان حسین کاشی - یاغی معروف که انارک را غارت نمود - اهالی آن دربدر شدند و قسمت مهمی از اهالی آنجا به شاهرود رفته و در آن شهر محله ای مخصوص از انارکی های متواری تشکیل شد.)
انارک که در اواخر قاجاریه بسیار خلوت شده بود در دوره سلطنت اعلیحضرت فقید (رضا شاه) که توجهی نسبت به کانها (معادن) به عمل آمد به مناسبت معادن سرب و مس و آنتیموان و غیره که در کوه های اطرافش موجود است مطمح نظر شده و روز به روز آباد شد و قبل از شهریور 1320 نزدیک بود شهری صنعتی بشود ولی در اثر پیش آمد شهریور و رفتن مهندسین آلمانی از آنجا کارگران که تعداد آنها بالغ بر سه هزار نفر بودند به پانصد نفر تنزل یافت
معادن باغ قرق، تل مسی، مسکنی، نخلک، سبرز، چاه سفید، گودمراد در آنجا مشهورند..
اهالی انارک در حدود سه هزار نفرند که اعرف آنها میرزا سیدمحمد صدرالسادات انارکی و سیدعبدالکریم برادر ایشان که زمانی نماینده مجلس بود و میرمهدیخان پسر صدرالسادات و غیره می باشند که به بازرگانی اشتغال دارند.
ب- جندق و بیابانک که دارای 22 ده است:  ...
ج- شهر نائین که دارای 239 ده است: ...
جمعیت نائین: طبق سرشماری 6 مرداد ماه 1320 شمسی 1718 خانوار است به شرح ذیل: 3081 مرد و 3709 زن جمع 6790 نفر.


طرز بهره برداری از معادن انارک
در نطق 11 مهرماه 1333 آقای دکتر پیرنیا نماینده مجلس شورای ملی آمده بود:
منطقه انارک یک منطقه فوق العاده بی آبی است و در آن جا به هیچ وجه وسیله کشاورزی موجود نیست. مردم انارک ناچارند به وسیله بهره برداری از معدن امرار معاش بکنند و معاششان را به این وسیله تأمین کنند به طوری که بهره برداری از معادن در منطقه انارک همان موقعیتی را که مثلاً برنج یا چای برای گیلان دارد یا فرض بفرمائید خرما برای خوزستان دارد همان وضعیت را در اقتصاد آن منطقه وضع بهره برداری از معادن دارد.
بنابراین همان طور که نمی شود مردم گیلان را از بهره برداری برنج و چای محروم کرد و این کار را به دست دولت داد، نمی شود مردم انارک را از بهره برداری از معدن محروم کرد و این کار را از آنها منتزع کرد و داد به دست دولت.
منتها کار بهره برداری از معادن در مقایسه اش با کار کشاورزی دو اشکال بزرگ دارد: اولاً اشکالش این است که در موقع بهره برداری از معادن تقسیم معادن به قطعات کوچک تر میسّر نیست همان طوری که در کشاورزی میسر است و بنابراین ناچارند که یک شرکت سهامی تشکیل بدهند و همه اهل محل و همه شرکت های بهره برداری در این کار شریک می شوند.
به علاوه اشکال دیگری که دارد این است که بهره برداری از معادن از لحاظ فنّی خیلی مشکل تر از بهره برداری از آب و خاک کشاورزی است و احتیاج به اطلاعات فنی یعنی احتیاج بیشتری به کمک دولت دارد و بنابراین دولت باید در این کار مداخله داشته باشد و نظارت کند. به همین جهت ... یک شرکتی تأسیس بشود که %25 سهامش متعلق به دولت باشد و %75 سهامش تقسیم بشود بین شرکت هائی که بهره برداری می کنند و بین مردم حتی کارگرانی که در معدن انارک کار می کنند شریک بشوند و سهیم باشند.


کانی هایی با نام ایرانی   /     (برگرفته از ویکی پدیا fa.wikipedia.org/wiki/کانی)
بیرونیت (Birunite): سیلیکات کلسیم و کربنات کلسیم آب‌دار.این کانی در سال ۱۹۵۷ میلادی کشف و به افتخار دانشمند ایرانی، ابوریحان بیرونی نام‌گذاری شد تا بزرگداشتی بر پژوهش‌های وی درباره کانی‌ها و سنگ‌ها باشد.
آویسنیت (Avicennite): اکسید تالیم و آهن. این کانی در سال ۱۹۵۸ میلادی کشف شد و به افتخار دانشمندایرانی، پورسینا، نام‌گذاری شد. پورسینا نخستین طبقه‌بندی کانی‌ها را در کتاب شفا آورده‌است.

تالمسیت (Talmessite): آرسنات آب‌دار کلسیم، منیزیم و باریم. این کانی را باریان و هرپن در سال ۱۹۶۰ در معدن قدیمی تالمسی در کنار روستایی به همین نام در انارک (استان اصفهان) کشف کردند و نام این معدن را بر آن گذاشتند. این کانی ویژگی فلوئورسان دارد و رنگ آن بی‌رنگ تا سبز می‌شود.

ایرانیت (Iranite): کرومات سرب آب‌دار. این کانی را باریان و هرپن در سال ۱۹۶۳ در یکی از معدن‌های قدیمی سبرز در شمال غربی انارک کشف کردند و نام ایرانیت را بر آن نهادند. این کانی زرد زعفرانی و دارای جلای شیشه‌ای، در پیرامون نایبندان نیز یافت می‌شود.
خونیت (Khuniite): کرومات سرب، روی و مس. این کانی را ادیب و اتمان در سال ۱۹۷۰ میلادی در معدن قدیمی خونی در شمال انارک کشف کردند. این کانی، به کانی ایرانیت شباهت زیادی دارد، اما رنگ زرد آن به قهوه‌ای گرایش دارد.
انارکیت (Anarakite):  کلریدِ بازیِ روی و مس. این کانی را ادیب و اتمان در سال ۱۹۷۲ در انارک کشف کردند و نام همین بخش را بر این کانی سبز رنگ نهادند.

خادمیت (Khademite): سولفاتِ بازی و آب‌دار آلومینیوم. این کانی را باریان، برتلون و صدرزاده در ساغند یزد کشف کردند و به افتخار نصرالله خادم، ریاست آن زمان سازمان زمین‌شناسی ایران، نام‌گذاری کردند.

 


معدن سرب نخلك
در ايران دورۀ هخامنشى سه معدن فعال شناسايى شده، معدن آهن نى ريز، معدن طلاى قلعه زرى بيرجند، معدن نقره و سرب نخلک که آزمایش رادیو کربن 14 روی آثار آتشکده این معدن تاریخی فراتر از 2500 سال قدمت را نشان می دهد. بعلاوه وجود یك كارونسرای مخروبه قدیمی می تواند مبین عبور یك راه ارتباطی از جنوب شرقی معدن باشد.
تعداد زیادی آثار كارهای قدیمی، ابزار سنگی و وسایل ساخته شده از آهن خام كه در این ناحیه یافت شده موید این نظر است. قدمت این كارها كه عمق 125 متری (نزدیك سطح آب) دیده شده حدود 2000 سال حدس زده می شود.
در سال 1332 به شركت سهامی كل معادن و ذوب فلزات ایران واگذار گردیده است، با كمك یك كوره ابتدائی كه بوسیله هیزم گرم می شده به ذوب سرب نیز مبادرت می ورزیده اند.
تولید اصلی معدن نخلک كنسانتره سرب با عیار 55% می باشد. مواد معدنی استخراجی حاوی کانیهای گالن یا سولفور سرب و سروزیت یا کربنات سرب می باشد. مواد معدنی از کارگاههای استخراج از عمق 200 متری زمین استخراج شده و توسط اسکیپ به سطح زمین منتقل می شود. استخراج ماده معدنی با عیار 7% می باشد. تولید کارخانه مجتمع کنسانتره می باشد.
سابقه راه اندازی کارخانه فرآوری این معدن به سال 1335 می‌رسد و می‌توان از آن به عنوان نخستین کارخانه فرآوری مواد معدنی ایران نام برد. در روش فرآوری قدیمی کارخانه کانسنگ استخراجی پس از سنگجوری، توسط سنگ شکنهای چکشی خرد شده و سپس توسط میز لرزان عملیات فرآوری انجام می شد. در نهایت کنسانتره حاصل جهت تسویه به کوره معدن ارسال می شد ولی بدلیل آلایندگی زیاد، این روش کنار گذاشته شد.
در مدار جدید فرآوری که طراحی و نصب آن توسط یک شرکت فرانسوی انجام شد کانسنگ استخراجی پس از خردایش در واحد سنگ شکنی فکی و مخروطی تا ابعاد زیر 1 سانتیمتر، به میز لرزان منتقل می شود. کنسانتره میز دارای عیار 50 درصد می باشد و بعنوان محصول نهایی به فروش می رسد.
سپس باطله میز لرزان به بخش جیگ منتقل شده و در این بخش در چند مرحله (رافر، کلینر و رمق گیر) کنسانتره قابل قبول بدست می آید. محصول میانی جیگ نیز پس از نرم شدن در آسیا به واحد فلوتاسیون منتقل می شود. در این کارخانه دو کنسانتره از بخش جیگ و فلوتاسیون بدست می آید و در مقابل دو نوع باطله دانه درشت و دانه ریز حاصل می شود که این باطله ها در دو بخش مجزا انباشته می شوند. کنسانتره نهایی دارای عیار 63 درصد سرب و حدود ppm 700- 600 نقره می باشد.
این معدن در حال تبدیل شدن به نخستین موزه معادن ایران است و عملیات اجرایی این کار نیز آغاز شده‌است.


بلانیان: انارك به دلیل این كه یكی قدیمی ترین مناطق كشف و استخراج كانی های فلزی در جهان می باشد، به "آكواریوم معدنی كشور" مشهور شده است.
رییس اداره صنایع نایین در گفتگو با خبرنگار نایین نیوز گفت: گذشته، حال و آینده صنعت و معدن در بخش انارك به هم گره خورده است و ازهم جدا شدنی نیست.
"عباس بلانیان" افزود: کمتر کسی از زنان و مردان تلاشگر این خطه کویری را می توان یافت که در معدنکاری تجربه ای نداشته باشد. وی ادامه داد: قدیمی ترین مدرسه تخصصی معدن در کشور ایران در نخلک ایجاد شده است. بلانیان افزود: شواهد و مدارک باستان شناسی این نکته را تأیید می کند که انارک جزو قدیمی ترین مناطق کشف و استخراج کانی های فلزی در جهان بوده.
وی تصریح کرد: مجتمع معدنی "سرب نخلک" یکی از معادن انارک است که بیش از دو هزار سال قدمت دارد و در 46کیلومتری شمال شرق انارک و در حاشیه کویر مرکزی قرار دارد. رییس اداره صنایع انارک افزود: به گفته کارشناسان، انارک در زمان ساسانیان ناحیه ای بر سر راه معدن نخلک بوده که پس از متروک شدن نخلک، آن ناحیه نیز به شهری ارتباطی میان جنوب و مرکز ایران تبدیل شده است.
همچنین ادامه داد: در نخلک "آتشگاه"، "چهارطاقی" و "بقایایی از یک آبادی متعلق به معدنچیان دوره ساسانی" بر جای مانده است که نشان می دهد در این منطقه از روزگاران باستان، تأسیسات معدن وجود داشته است. بلانیان خاطر نشان کرد: اقتصاد شهر انارک به معدن وابسته است به طوری که معادن "سرب نخلک"، "مس طالمسی"، "مس مسکنی"، "سرب سیاه کوه" و "طلای خونی" از مهمترین معادن حوزه انارک به شمار می آیند.
وی یادآور شد: سال 1308، شمش های سرب ۳۰ کیلوگرمی را در این معدن تولید و با شتر به انارک منتقل می کردند. بلانیان افزود: با توجه به قدمت نخلک و زیر زمینی بودن آن، این خطه به عنوان موزه معدنی کشور شناخته می شود و عملیات اجرایی موزه با تخصیص ۱۰میلیارد ریال اعتبار درحال انجام است که اکنون بیش از ۲۰۰نفر به طور مستقیم در معدن سرب نخلک اشتغال دارند.
دیگر معادن و کارخانه های انارک
وی با ذکر معادن انارک بیان نمود: معدن طالمسی در ۳۴کیلومتری غرب انارک سالهاست که به دلیل ذخیره کم مس تعطیل می باشد. همچنین معدن طلای خونی در جنوب شرقی و 53 کیلومتری شهر انارک قرار گرفته و فعالیت آن در ابتدای راه است. از دیگر معادن انارک می توان به "مس مسکنی"، "چاه خربزه"، "آهن خالو حیدر"، "آهن بته علم" و "معدن منگنز" اشاره کرد.
وی همچنین از بهره برداری از کارخانه تولید "پودر میکرونیزه معدنی" با سرمایه ی بالغ بر ۳۰میلیارد ریال و اشتغال مستقیم ۶۰نفر در ناحیه صنعتی انارک خبر داد و گفت: این کارخانه از واحدهای فعال بخش خصوصی است. وی با اشاره به یکی دیگر از واحدهای صنعتی فعال در بخش معدن در انارک افزود: واحد سیمان ویژه با ۸۵۰میلیارد ریال اعتبار و اشتغال مستقیم ۳۰۰نفر و صنایع جانبی از جمله پاکت سازی با ۸۰میلیارد ریال اعتبار و اشتغال ۷۰نفر از جمله پروژه های بزرگ در حال احداث بخش خصوصی در منطقه است.
بلانیان تأکید کرد: با بهره برداری از این واحد تولیدی، اقتصاد منطقه انارک دگرگون خواهد شد. وی در پایان گفت: شهر انارک که از دیرباز مهد تمدن کهن صنعت ذوب فلز ایران لقب داشته و امروز نیز به دلیل تنوع و تکثیر معادن موجود، در انتظار پویایی و امید به توسعه بر اساس صنایع مبتنی بر فرآوری معادن منطقه لحظه شماری می کند.
لازم بذکر است، انارک در شرق استان اصفهان و در دل کویر واقع شده‌ و با وسعت بالغ بر 18هزار کیلومترمربع، بزرگترین بخش از نظر وسعت و کم جمعیت‌ترین بخش استان است. این بخش دارای یکی از زیباترین آسمانهای شب و منطقه‌ای بسیار جذاب و مناسب برای کویرنوردی است. اهالی محل به انارک "ناروسینه" (narossineh) می گویند که به معنی انارستان است + 1388/8/15


قانون امتیاز انحصاری استخراج انتیمون انارک نایین به شرکت مختلط شونمان و شرکاء اصفهان
‌‌مصوب 28 مهر ماه 1311 شمسی مجلس شورای ملی
‌ماده اول - مجلس شورای ملی به اداره کل صناعت اجازه می‌دهد امتیاز انحصاری استخراج انتیمون را در خاک انارک واقعه در نایین از تاریخ‌تصویب این قانون به مدت بیست و پنج سال به شرکت مختلط سهامی تجارتی و مهندسی شونمان و شرکاء اصفهان مطابق مواد ذیل واگذار نماید.
‌ماده دوم - شرکت صاحب امتیاز مکلف است در ظرف هیجده ماه از تاریخ تصویب این قانون نقشه حوزه امتیاز را برداشته نقاط مورد استفاده و‌استخراج را تعیین و به اداره کل صناعت تقدیم دارد - هر گاه در حوزه امتیاز (‌خاک انارک) سوای نقاط معینه در نقشه مزبوره در آتیه کشف انتیمون شود‌این نقاط معدنی از مورد امتیاز خارج است مواد معدنی دیگر نیز که ممکن است در ضمن استخراج انتیمون در حوزه امتیاز به دست بیاید جزو این امتیاز‌نیست.
‌ماده سوم - صاحب امتیاز مکلف است از تاریخ شروع به استخراج سالی دو تن انتیمون فلزی صنعتی در تهران به دولت تحویل دهد علاوه بر مقادیر‌مزبوره صدی پنج از کل مواد مستخرجه متعلق به دولت است که صاحب امتیاز در سر معدن جنساً و یا قیمتاً به انتخاب دولت هر سال تحویل خواهد‌داد.
‌ماده چهارم - از کلیه ماشین آلات مربوطه این امتیاز فقط عوارضی اخذ خواهد شد که در تاریخ تصویب این قانون معمول است و اخذ می‌شود.
‌ماده پنجم - صاحب امتیاز برای احتیاجات خود راجع به این امتیاز می‌تواند ابنیه لازم در محل ساخته و ماشینها را نصب کند - دکوویل و راه شوسه‌فرعی جهت حمل مواد مستخرجه دایر نماید ولی در اراضی اشخاص مکلف است رضایت صاحبان اراضی را جلب کند پس از انقضای مدت بیست و‌پنج سال تمام ماشین آلات و دکوویل و راه و سایر دارایی غیرمنقول صاحب امتیاز که مربوط به استخراج است مجاناً متعلق به دولت خواهد شد.
‌ماده ششم - پس از انقضای مدت امتیاز اگر دولت خواست استخراج معادن مورد امتیاز را به کسی واگذار نماید در صورت تمایل دولت و تساوی‌شروط صاحب امتیاز حق تقدم خواهد داشت.
‌ماده هفتم - هر گاه صاحب امتیاز در ظرف دو سال و نیم از تاریخ تصویب این قانون آنتیمون استخراج ننماید و یا در طول مدت امتیاز بر خ/>‌ماده هشتم - دولت در پیشرفت کار صاحب امتیاز در حدود قوانین مملکتی مساعدتهای ممکنه را به عمل خواهد آورد.
‌ماده نهم - صاحب امتیاز موظف است در ظرف دو سال از تاریخ تصویب این قانون کوره‌های کوچک برای ذوب آهن و تفکیک مواد انتیمون در‌محل نصب نماید و در صورتی که از تأسیس کوره‌های ذوب آهن منصرف شوند این امتیاز ملغی و کلیه ماشین آلات و تأسیساتی که تا آن تاریخ نموده‌اند‌مجاناً به دولت تعلق خواهد داشت.
‌ماده دهم - صاحب امتیاز نمی‌تواند امتیاز مذکور را به دیگری انتقال دهد.
‌این قانون که مشتمل بر ده ماده است در جلسه بیست و هشتم مهر ماه یک هزار و سیصد و یازده شمسی به تصویب مجلس شورای ملی رسید.
‌رییس مجلس شورای ملی - دادگر

جمعه, 29 فروردين 1393 10:28

نارُسّينه قديم يا انارک فعلى، آبادى اسم و رسم دارى بوده كه حالا در دل بيابانى عبوس، ميان چند كوه منفرد، يكه و تنها افتاده. فاصله اش تا اصفهان 215 كيلومتر است. در جنوبش پس از عبور از اِسمعيلان و دق حوض بانو و كوير سياه كوه به اردكان مى رسيم.
ديوار هاى بلند خشتى، ‌سقف هاى گنبدى طاق و چشمه دار، يا ضربى، بادگيرهاى استوار بر فراز بام ها از ويژگى هاى معمارى انارک است. داخل اتاق ها، كَنده چوها كه به گويش اناركى همان پَستو يا دولاب ها هستند، با سقف هاى كوتاه تر از خود اتاق خودنمايى مى كنند. طاقچه و رف كه محل قرار دادن چراغ هاى نفتى و بادى در قديم بوده و چَپله ها در بالاى كَنده چو براى قرار دادن اشياى قيمتى خانه از مشخصات ديگر خانه هاى انارک است.
تحقيقات باستان شناسى حكايت از اكتشاف معادن و بقاياى كوره هاى ذوب فلزات در اين منطقه دارد. ابزارهاى آهنى، چوبى، توبره هاى چرمى، حجم زياد سرباره ها , آزمايشات كربن روى قطعات به كار رفته در قلعه ها و كارگاه هاى كهن ذوب فلزات قدمت آن ها را تا ۲۰۰۰ سال بر آورد كرده است.
اين تحقيقات همچنين نشان مى دهد كه در ايران دورۀ هخامنشى سه معدن فعال شناسايى شده. معدن آهن نى ريز، معدن طلاى قلعه زرى بيرجند، معدن نقره و سرب نخلک.
از اين اطلاعات تاريخى كه بگذريم از حدود بيش از صد سال پيش دوباره بهره بردارى از معادن اين منطقه به صورت قرار داد و پرداخت اجاره به دولت آغاز شد كه در اوج رونق آنها - در دورۀ پهلوى اول – با حضور كارشناسان و مهندسان آلمانى از ۴۶ معدن، بهره بردارى مى شده است.
از همان دوره مردان و حتى زنان بسيارى در معادن اين منطقه كار مى كرده اند. پيرانى كه حالا پاتوقشان ميدان قافله گاه و معابر تنگ و باريک خاكى انارکج است و با حقوق ناچيز بازنشستگى معدن روزگار دشوارى را مى گذرانند و على رغم اصرار فرزندانشان تحمل هياهوى شهر را ندارند. تنها دلخوشى اينان باز گفتن خاطرات خوش روزگار پر رونق گذشته است.

كشاورزى در اين منطقه به صورت باغ دارى رواج داشته است. آبى كه به زحمت بسيار از راه قنات ها به سطح مى آمده به مصرف باغ هاى ميوه مى رسيده كه امروز به دليل خشكسالى و تخريب قنات ها، در اثر بى توجهى، چيزى از آن باغ ها بر جا نمانده است.
مزارع مشجرى، معلا، پيوك، بيدچاه، اِسمعيلان، چاه گربه، اَشين و سِبَرز، امروز متروک و غم زده چشم انتظار مرگ درختان انگشت شمار خود هستند.

با از رونق افتادن معادن و خشكسالى عملاً راهى جز مهاجرت براى نسل جوان انارک باقى نمانده است.
آمارهاى بجا مانده از انارک كه به همت اناركى هاى سختكوش و پژوهشگر حفظ شده خبر از وجود ۱۲۰۰۰  شتر در حدود صد سال پيش مى داده كه امروز حتى يک شتر در سراسر انارک وجود ندارد. سليمان ساربان پيرى كه با او به گفتگو نشسته ايم از آن روزگار مى گويد.
گويش محلى مردم انارك وجه تشابهى با گويش مردمان ميمه، اردستان، گز و نايين دارد.
تنها چيزى كه غم تنيده در اين ديار را مى شويد و از دل مى زدايد صفاى مردم پاک سرشتى است كه بى ريا با تو حرف مى زنند و با گرمى به اندرونى خانه شان راهت مى دهند. مردمى كه با عشق به خاک ديارشان ويرانى انارک را باور ندارند؛ مثل اين شعر از محمد على ابراهيمى شاعر انارکى:
تو نارُسينه اى خِرابَه نَهى
نوگيمونُت گوگَرد و خاك رَهى
اما نارُسينَه ويشتَنِهى
گو پُر از گود و گُوُرو چاه و چَهى
گو آدِم هَر يا پا اِ نه اِوينه
اى نارُسينه اى نارُ سينه.
 با اين كه هر جا پا مى گذارم
پر از گودال و چاله است
و تو ديگر آن انارک پيشين نيستى،
گمان نكن كه گرد و غبار بى ارزش راهى،
تو خرابه نيستى، اى انارک اى انارک.
(منبع: www.jadidonline.com/story/25012008/frnk/anarak / مهراوه سروشيان)

جمعه, 29 فروردين 1393 10:23

چهره برگزیده رشته مهندسی شیمی در هفتمین همایش چهره های ماندگار (1387)


* متولد: سال 1315
* سوابق علمی:
کارشناسی: دانشکده نفت آبادان-1339
کارشناسی ارشد: مهندسی شیمی- دانشگاه مهندسی CASE آمریکا- 1343
دکترا: مهندسی شیمی- دانشگاه ایالتی پنسیلوانیا- آمریکا-1346
* فعالیت: در زمینه‌های تحقیقاتی آلودگی هوا، پدیده های انتقال و بخصوص دستگاه‌های کنترل آلودگی هوا از قبیل شوینده‌های فیلترهای الکتریکی و فیلترهای کیسه‌ای، 
 استفاده از انرژی خورشیدی جهت کاهش مصرف انرژی‌
* محقق و مشاور و طراح پروژه‌های صنعتی‌
* مولف: کتاب مهندسی محیط‌
و بیش از 40 مقاله علمی در مجلات معتبر بین‌المللی‌
* استاد مهندسی شیمی دانشگاه شیراز*نقطه نظرات: اختصاص اعتبارات بیشتر به توسعه دوره‌های تحصیلات تکمیلی و تلاش بیشتر در خصوص فرهنگسازی و الگوسازی نخبگان در دانشگاه‌ها و فراهم کردن امکان استمرار تدریس اساتید در دانشگاه‌ها بدون دغدغه و بازنشستگی از جمله ضرورت‌های توسعه فعالیت‌های علمی در کشور است. علاوه بر شناساندن نخبگان، پیگیری نظرات و مسائل آنها و کمک به پیشبرد فعالیتهای علمی آنها از دیگر جنبه‌های قابل ملاحظه این بحث است. 
افراد تقدیر شده در همایش به امکانات مادی نیاز ندارند و تنها خواست آنها این است که بتوانند دانشجو داشته باشند و تدریس کنند و به تحقیقاتشان ادامه دهند.  بحث بازنشستگی مشکلاتی در بعضی از دانشگاه‌ها ایجاد کرده است و اگر امکاناتی فراهم شود تا اساتید بتوانند با خیال آسوده دانشجو بپذیرند، خواست دیگری ندارند و تنها خواستار در اختیار گذاشتن تجربیات اندوخته خود به دیگران هستند.
 شورای شهر انارک طی مصوبه ای خیابان بازار را به خیابان "دکتر منصور طاهری انارکی" تغییر نام داد و در همین راستا خانواده طاهری نیز منزل پدری خود را (واقع در خیابان مکارم) برای استقرار فرهنگسرای انارک اهدا نمودند.

جمعه, 29 فروردين 1393 10:21

 

Siavash Pourkamali is an Associate Professor in the Electrical Engineering Department at University of Texas at Dallas. Prior to joining UT Dallas he was an Assistant Professor at the University of Denver. He received the BS degree in electrical engineering from Sharif University of Technology, Tehran, Iran, in 2001, and the MS and the PhD degrees in electrical engineering from Georgia Institute of Technology, Atlanta, GA, in 2004 and 2006, respectively.

Prof. Pourkamali’s current research interests are in the areas of Integrated silicon-based MEMS/NEMS, self-aligned and tip-based batch nanofabrication technologies, and micro/nanomechanical resonant sensors. He is a recipient of a 2011 National Science Foundation CAREER Award, the 2008 University of Denver Best Junior Scholar Award, and the 2006 Georgia Tech Electrical and Computer Engineering Research Excellence Award. He was also a silver medalist in the 29th International Chemistry Olympiad (ICHO) in 1997.

Professional Preparation
 Degree Major Institution Year
 PhD Electrical Engineering Georgie Institute of Technology, Atlanta, GA 2006
 MS Electrical Engineering Georgie Institute of Technology, Atlanta, GA 2004
 BS Electrical Engineering Sharif University of Technology, Tehran, Iran 2001

 Research and Expertise: MEMS, NEMS, Microsystems

Publications
  Year Publication   Type
forthcoming
X. Guo, E. Mehdizadeh, Y. Yi, and S. Pourkamali, “Thermal-Piezoresistive Resonators and SelfSustained Oscillators for Gas Recognition and Pressure Sensing,” To appear in IEEE Sensors Journal.
Other
forthcoming
H. Hall, A. Rahafrooz, J. Brown, V. Bright, and S. Pourkamali, “I-shaped thermally actuated VHF resonators with submicron components,” to appear in Elsevier Journal of Sensors and Actuators A: Physical.
Other
2013
E. Mehdizadeh, A. Hajjam, A. Rahafrooz and S. Pourkamali, “Nano-precision force and displacement measurement using MEMS resonant structures,” Submitted to IEEE Sensors Conference, 2013.
Conference paper
2013
E. Mehdizadeh and S. Pourkamali, “Two Degrees-Of-Freedom Thermally Actuated Nano-Positioner with Integrated Nano-Tips For Scanning Probe Nanolithography,” Proceedings of Nanomechanical Sensing Workshop, 2013.
Conference paper
2013
A. Iqbal, J. Chapin, E. Mehdizadeh, B. Purse, and S. Pourkamali, “Resonant response validation of micro-channel encapsulated disk resonators via fluorescent imaging,” International Conference on Microtechnologies in Medicine and Biology, 2013.
Conference paper
 
 Additional Information
 
Teaching  
 
  • Fall 2007, 2008, 2009, 
  • Spring 2011, 2012 ENEE 3011- Physical Electronics
  • Winter 2012 ENEE 2222- Advanced Electronics
  • Spring 2007, Fall 2007, Summer 2011 ENGR 4810- Introduction to MEMS and Microsystems
  • Fall 2010 ENEE 4800 - Introduction to Nanotechnology
  • Spring 2009, 2010, Fall 2010 ENGR 4210 - Introduction to Nano-Electro-Mechanical Systems
  • Winter 2007-2011 ENGR 1621- Engineering Concepts and Practice
  • Fall 2006 ENGR 3610- Engineering Analysis

 
Professional Contributions
 
  • June 2012 NSF ECCS Panel, Electronics, Photonics, and Magnetic Devices (EPMD)
  • June 2011 NSF ECCS Panel, Electronics, Photonics, and Magnetic Devices (EPMD)
  • April 2011 University of Denver Professional Research Opportunities for Faculty (PROF)
  • review committee member
  • Dec. 2009 NSF CMMI Panel, Sensors and Sensing Systems (SSS)
  • July 2008 NSF EEC Panel, Nanotechnology Undergraduate Education
  • May 2008 NSF ECCS Panel, Integrative, Hybrid and Complex Systems (IHCS)

 
Journal Reviewer  
 
  • 2005-present IEEE/ASME Journal of Micro Electro Mechanical Systems
  • 2006-present IEEE Sensors Journal
  • 2006-present Elsevier Journal of Sensor and Actuators A: Physical
  • 2006-present Journal of Micromechanics and Micro-Engineering
  • 2008-present IEEE Transactions on Advanced Packaging
  • 2009-present IEEE Transactions on Ultrasonics, Ferroelectrics and Frequency Control
  • 2009-present IOP Journal of Nanotechnology
  • 2009-present Reviewer, Journal of Intelligent Robotic Systems
  • 2010-present Reviewer, IOP Journal of Physics D: Applied Physics
  • 2011-present Reviewer, IEEE Transactions on Electron Devices
  • 2011-present Reviewer, Journal of Micromachines
  • 2011-present Elsevier Journal of Sensor and Actuators B: Chemical

 
Conference Peer Review/Organization  
 
  • Spring 2012 Technical Program Committee Member, 2012 IEEE Sensors Conference
  • Spring 2011 Technical Program Committee Member, 2011 IEEE Sensors Conference
  • Winter 2010 Technical Program Committee Member, 23rd Canadian Conference on Electrical and Computer Engineering
  • Summer 2009 Member of organization committee, 2009 IEEE Transducers Conference

 
 

Department Directory: Mechanical and Materials Engineering

Directory

 Dr. Siavash Pourkamali 

Assistant Professor

Academic Title: PhD, Georgia Institute of Technology

Description
Dr. Siavash Pourkamali is an assistant professor in the Department of Electrical and Computer Engineering at the University of Denver. He received the B.S. degree in electrical engineering from Sharif University of Technology, Tehran, Iran, in 2001, and the M.S. and the Ph.D. degrees in electrical engineering from the Georgia Institute of Technology, Atlanta, GA, in 2004 and 2006, respectively. He joined the engineering faculty of the University of Denver in September 2006.
Prof. Pourkamali's current research interests are in the areas of Integrated Silicon NEMS and Nanosystems, Nanofabrication Technologies, Nanomechanical Resonant Sensors, and Nano-Robotics for Cellular and Molecular Biology.
Prof. Pourkamali is a 2006 recipient of Georgia Tech Electrical and Computer Engineering research excellence award, and 2005 Sigma-Xi best M.S. thesis award. He is also a silver medal winner in the 29th International Chemistry Olympiad (ICHO). He holds over five patents in the areas of silicon micro/nanomechanical resonators and filters and nanofabrication technologies.

Areas of Research
Integrated Silicon NEMS and Nanosystems, Nanofabrication Technologies, Nanomechanical Resonant Sensors, and Nano-Robotics for Cellular and Molecular Biology

جمعه, 04 خرداد 1397 18:15

انارک نیوز - زایش او در سال 1307 (در انارک) می باشد. پدرش میر عبدالکریم، مادرش فاطمه، خواهرانش سرور و فروغ و برادر کوچکترش میرعبدالرحیم نام داشت.
از کودکی کتاب خوان بود و در سال های دهه 20 در جوانی، ساده باورانه می پنداشت که روزی می شود با قلم و فاش کردن فساد از "ننگ و نکبت" نظام های حاکم رها شد.در 1329 برای ادامه تحصیل راهی آلمان شد در حالی که خلاف رسم زمان که سوسیالیسم را می پسندید، ملی گرا و لیبرال ماند. به فعالیت های دانشجویی و ترجمه مقالات در مجله گروهشان پرداخت و در همانجا با زنی آلمانی ازدواج کزد که حاصل آن آتوسا و میرعبدالکریم هستند. در 1339 از دانشگاه فریدریک ویلهلم (بن) درجه دکترا در علم اقتصاد و تخصص در سیاست اقتصادی گرفت و به ایران بازگشت.

تا اوایل انقلاب در پست های مهم اقتصادی کار می کرد و به دو زبان آلمانی و انگلیسی کاملاً وارد بود. ابتدا به ترجمه شاهکارهای ادبی از آلمانی، به تفنن و بدون دریافت وجه مشغول شد. اولین اثرش که به صورت کتاب چاپ و منتشر شد "قصر" از کافکا بود اما پس از انقلاب و محدودیت بسیار برای کارکردن و نان درآوردن به "ترجمه حرفه ای" روی آورد. علاوه بر آثار ادبی، بیشتر آنچه را که در دنیا اهمیت یافته بود ترجمه می کرد.
آثار را برای ترجمه خود برمی گزید تا خواننده ایرانی سریع و سهل با روند تفکر بشر آشنا شود و ترجمه را به گونه ای می پسندید که خواننده باور کند نوشته خود نویسنده را می خواند که ارزش فرهنگی هم دارد.
ترجمه کتاب "سلول" را بسیار دوست می داشت که در آن هیچ نشانی از حال و هوای روزمرگی نیست! می گفت: یک فرهنگی جهانی داریم که همگان در سراسر جهان در ساخت آن شریک اند و به ناچار فراگیر می شود و هیچ جامعه ای در بلندمدت نمی تواند خود را از آن دور نگه دارد.
در 1379 درگذشت. روحش شاد و یادش گرامی باد./حرا-1/4/92/

آثار: قریه ما
ناشر: خامه تهران / چاپ: پویا آبان ماه 1360 / تعداد صفحات :282
موضوع: تاریخچه خاندان صدریه با نگاهی جامعه شناسانه به برخی از تحولات تاریخی. در صفحه 2 آمده است:
توان ما - هر اندازه ناتوان - نقطه ی امید به شمار آید.
امید ما - هر اندازه مایوس - در این ماجرا به کار آید.
هدف ما - هر اندازه ناممکن - از آن چشم نمی پوشیم.
کوشش ما - هر اندازه بیهوده - باز می کوشیم.
تقلای ما - هر اندازه فرسوده - تنها نشانه ی زندگی است.
و تسلیم ما - هر اندازه مفهوم - سرآغاز بندگی است.
چون سرما را توان تحمل نمی داریم.
اندام عریان خود را بر آتش می گذاریم.

- مقالات شامل:
تفننی در کنار کار اصلی/ نشریه: اطلاع رسانی و کتابداری «تحقیقات اطلاع رسانی و کتابخانه‌های عمومی» تابستان 1370 - شماره 1 (5 صفحه - از 82 تا 86)
روند تکامل ترجمه در قرن اخیر/ نشریه: اطلاع رسانی و کتابداری «تحقیقات اطلاع رسانی و کتابخانه‌های عمومی» تابستان 1370 - شماره 1 (1 صفحه - از 68 تا 68)
دیدگاهها/ نشریه: علوم انسانی «گزارش» تیر 1374 - شماره 53 (2 صفحه - از 11 تا 12)

- نظرات و دیدگاهش تحت عنوان "فراتر از خط قرمز" در کتاب "خط قرمز، آزادی اندیشه و بیان و حد و مرزهای آن، مجموعة مقاله و مصاحبه" (شامل بيست و دو مقاله و مصاحبه در زمينه بيان حد و مرز آزادي انديشه)/ 1377

- و قسمتی از ترجمه هایش:
قصر/ فرانتس کافکا
چهره های سیمون ماشار/ برتولت برشت/ 1351
در انبوه شهرها/ برتولت برشت
سلول/ هورست بینک/ 138 صفحه/ نشر آبی/ 1364
كاخ شیشه ‏اى سیاست/ كورت والدهایم/ 400 صفحه/ اطلاعات/ 1365
تل گرسنه/ دفتی دوموریه/ 488 صفحه/  میترا، فردوس/ 1368
خانه اشباح (ادبیات)/ ایزابل آلنده/ 516 صفحه/ فردوس/ 1368
زندگی و مرگ لنین/ رابرت پاین/ 682 صفحه/ نشر آبی
کینز و پس از کینز (مسایل اقتصادی سال های پس از جنگ)/ مایکل استوارت/ 383 صفحه/ فردوس/ 1368
کاتاسترویکا: دهکده های پوتمکین گورباچف همراه با مقاله ای از هنری کیسینجر/ الکساندر زینوویف/ 198 صفحه/  نشر آبی/ 1369
ناقوس ساز (شعر)/ فردریش شیلر /چاپ در کتاب هفته
فریضه ای برای شهر اراس/ اندرزی ژچی پیورسکی/ 208 صفحه/ نشر آبی/ 1371
نبرد براى فلسطین/ فریدریش شرایبر/ 372 صفحه/ نشر آبی/ 1373
تاریخ جهان: تحول اندیشه، تمدن و فرهنگ جهان - جلد 1 و 2/ تئودور اچ . فون لاو، جان هرسكويتز، جول اچ. وينر و ماروين پری/ 1377
داریوش و پارس ها (تاریخ و فرهنگ ایران در دوره هخامنشیان)/ والتر هینتس/ 304 صفحه/  موسسه انتشارات امیرکبیر
مبانی نقاشی و خطاطی ( رمان )/ ژوزه ساراماگو/ 328 صفحه/ فردوس/ 1378
دومین انقلاب (پراسترویكا)/ میخاییل سرگی یویچ گورباچف/ 548 صفحه/ نشر آبی/ 1379
کفچه ماهی (رمان)- جلد 1 و 2/ گونتر گراس/ 448 و 400 صفحه/ فردوس/ 1379
آوای وزغ/ گوانتر گراس/ 304 صفحه/ فردوس/ 1380
طبل حلبی/ گونتر گراس/ 736 صفحه/ نوقلم
گروه محکومین/ فرانتس کافکا
خاطرات ویلی برانت


به یاد دکتر (میر) عبدالرحمن صدریه انارکی
دکتر عبد الرحمن صدریه را من از دانشگاه فریدریک ویلهلم در شهر بن آلمان می‏ شناختم، هر دو دانشجوی آن دانشگاه بودیم. یاد باد آن روزگاران یاد باد! دوست نزدیک و همدرس او شاپور مسعودی بود، از مردم تویسرکان و از اخلاف شاهزاده ‏های قدیم، بسیار خوش صحبت و اهل دل‏ که هم شب زنده ‏داری می‏ کرد و هم درس می‏ خواند و از غرایب آنکه باید سال پیش در همین‏ اوقات باشد که او هم روی در نقاب خاک کشید و همانجا در غربت بن، به خاک رفت. من همواره‏ ترجیع بندی از یک تصنیف آلمانی را بیاد دارم که او به شوخی و خنده در مورد متعددی که‏ حرفی و مشکلی پیش می‏ آمد می‏ خواند: Ach,in Funfzieg Yahre ist alles Vorbei «برو بابا،تا پنجاه ساله دیگه همه چیز تمومه».
صدریه پس از اخذ درجه دکترا در اقتصاد به ایران بازگشت ولی مسعودی همانجا در پیش‏ عهد و عیال آلمانیش ماند و به ایران بازنگشت. صدریه هم همسرش آلمانی بود ولی خودش‏ اهل کویر، از انارک که پس از اتمام تحصیل تاب سرمای آلمان را نیاورد و به وطن بازگشت. اگر از ظاهرش چیزی نمی ‏شد فهمید در باطن، در ته قلبش گرمای کویر تفته و روشن بود. در ایران‏ او به دلیل لیاقت و درستی‏ اش تا بالاترین مقامات دولتی در بخش‏های اقتصادی خود را برکشید و در هر سمتی که بود از خود لیاقت و شایستگی نشان داد و همواره ریاستش با محبوبیت همراه‏ بود، پس از بیست و سه سال این علاقه معنوی را در مجلس ختم او در خانقاه صفی علیشاه‏ می‏شد به عیان دید.
شرح‏ حال جالب و خواندنی او و خاندانش را در کتاب ماندنی «قریه ما» که حکایتی است از تاریخ اجتماعی سده اخیر ایران می ‏توان خواند و تصویر زنده‏ اش را از گوشه تاریخ ایران، در قبل‏ و بعد از پهلوی، در آن جست و دگرگونیهای پست و بلند زندگی یک خانواده بزرگ ایرانی را در آن‏ دید. مطالبی که برای تاریخ‏ نویسان اقتصادی و اجتماعی این عهد بسیار ارزشمند است.
صدریه بیشتر با دوستان نزدیکش می‏ جوشید و دمخور بود، علاقه وافری به بحث داشت با آهنگ صدائی چون الماس تیز! نوشتن با قلم را عادت نداشت، پشت ماشین تحریر می ‏نشست و ساعتها می‏ نوشت و ترجمه می‏ کرد. گروه محکومین کافکا، خاطرات ویلی برانت صدر اعظم‏ سابق سوسیالیست آلمان، پروستوریکا گورباچف بخشی از آثار اوست به ترجمه و کتاب‏ «قریه ما »به گمان من مهمترین اثر تألیفی ماندگار می‏تواند به‏ شمار آید. افسوس که:
آن پنجه کمانکش و انگشت خط نویس‏ هر بندش اوفتاده به جائی و مفصلی
در یکی از دفعاتی که دیداری در خانه ی ما داشتیم، پس از صحبت های بسیار و بحث مفصل که‏ عادت او بود، کاغذی از جیب بیرون آورد و گفت شعر مرا گوش کن! چیزی ‏که من در مورد او سراغ نداشتم طبع شعرش بود و علاقه به شعر، شعرش را برایم خواند و بعد به یادگار، آن را به‏ من داد که اکنون یادگاریست از او: انسانی با اخلاق، بردبار و بسی خصلت‏های نیکوی دیگر.
("بخارا" آذر و اسفند 1380 - شماره 21 و 22 / پایگاه مجلات تخصصی نور / هوشنگ ساعدلو - 10 دی‏ماه 1380)

جمعه, 29 فروردين 1393 11:13

انارک نیوز - محمدعلی ابراهیمی انارکی متخلص به "کویر" در سال 1323 خورشیدی در انارک متولد شد. او، تحصیلات ابتدائی را در زادگاه خویش و دوره ی متوسطه را در شهرستان نائین به پایان رسانید. در سال 1341 به استخدام وزارت آموزش و پرورش در آمد و پس از دریافت لیسانس در رشته ی زبان انگلیسی به تدریس در دبیرستان های انارک، میمه و اصفهان پرداخت.
آثار:
 
1- ای نارسینه (اشعار گویشی)، نشر نقش جهان، چاپ اول، 1378
2- شعر کویر (مجموعه اشعار)، نشر گل‌افشان، چاپ اول، ۱۳۸۱
3- انارک (از دیدگاه تاریخی، جغرافیایی و اجتماعی)، نشر رنگینه، چاپ اول، ۱۳۸۳ و ویرایش دوم 1390
4- مدرسه‌ی فرخی، نشر گلستان ادب، چاپ اول، ۱۳۸۵
5- انارک (آثار همایش گویش شناسی)، نشر گلستان ادب، چاپ اول، ۱۳۸۵
6- فرهنگ کویر (واژه‌نامه‌ی انارکی)، نشر گلستان ادب، چاپ اول، ۱۳۸۷
*- گزیده اشعار طرب انارکی "مجدالاشراف"، 1389
7- پژوهشی در انساب انارکی ها (جلد اول)، چاپ اول، 1390

"ای نارُسینه" نوروز انارک تماشائی است. ازدحام جمعیت و کثرت اتومبیل ها چهره شهر را دگرگون می سازد. انارکی ها و انارکی زاده ها از گوشه و کنار مملکت بزای دیدن زادگاه خود و نیاکان به اینجا روی می آورند. خویشاوندان سببی و نسبی همه زیر یک سقف، نوروز را پاس می دارند.
آنجه در این میان رنگ غربت گرفته است نوع گفتار مردم است که بومی نیست و اگر هست اندک است و از زبان سالمندان شنیده می شود. گویش محلی شیرین و دلاویز انارکی که قواعد محکمی نیز دارد، با کمال تأسف در حال رنگ باختن است. بیشتر انارکی های شهرنشین ما آنگاه که یاد نارُسینه می کنند زبان مادری را از یاد می برند و فرزندان آنها که نیاموخته اند، بیگانه با آن، تنها به دهان گوینده چشم می دوزند.
آیا تاکنون به این نکته اندیشیده اید که اگر گویش از میان برود از فرهنگ چه می ماند؟ پاسدار این میراث کهن جز ما چه کسی است؟ صادقانه بگویم ما در این زمینه اهمال ورزیده ایم و گویش را به فرزندانمان تعلیم نداده ایم تا فرزندانشان تعلیم نگیرند، مشکل در همین جاست.
به سراغ «ای نارُسینه» می روم. کتابی که یکی از فرهنگیان انارک در سال 1387 منتشر ساخته است. کتاب محتوی اشعار محلی انارکی است که به گفته ی خود از این قالب برای احیای یک گویش رو به فنا استفاده کرده است. او قصه ای را به نظم درآورده است. قصه ای که تنها مربوط به زندگی او و ما نیست. بلکه قصه زندگی تمام مردان و زنان پاکدل و نیک اندیشی است که از بطن جامعه ی کوچک کویری این مرز و بوم جوشیده اند و زبان و سنن خویش را به دیگران منتقل کرده اند.
داستان، داستان من و ما نیست. داستان زندگی سالخوردگان خمیده قامتی است که چین های صورت پرفروغشان با شکستگی دیوارهای خشتی در هم آمیخته و نشان از بودن و ماندن آبادی دارد. درود بر اینها که ماندند تا اصالت بماند. تا فعل ماندن همه چیز گوباتر صرف شود. و از این مانده ها یکی قهرمان قصه می شود. یکی که نام ویژه ای ندارد. شاید همنام مادر من یا مادر شما یا مادر دوست مشترکمان باشد. یکی که اجدادش زاییده این آب و خاک بوده و خود نیز در دامان همین خاک پرورش یافته است.
یکی قد علم می کند که هیچ یک از شهرهای مجاور را ندیده و دنیایش فراتر از دنیای پیرامون آبادی نیست. خدای را سپاس می گوید که مالک همه جاست و این همه جا را از "قبله" شروع می کند که کوهی است سمت قبله و با این انتخاب، روی به قبله نمودن و خاضعانه در مقابل معبود ایستادن را گوشزد می کند.

از نخلک می گوید، معدن سربی که نیش کلنگ کارگران در عمق چند صدمتری هرزمان با ضربه ی رحمت آفرین خود پیکر سنگی کوه را به لرزه می اندازد. از تلخی "تلخه"، شوری "شورابه" و ریگزار "علم" و "مشجّری" می گوید و آنجا که پس از برشمردن یک یک آبادی ها، ذهنش فرو می ماند وسعت کلام را از آنچه که می بیند و می داند فراتر می برد و احاطه ی خداوند متعال بر مُلک هستی را، از غرب تا شرق و از شمال تا جنوب بر زبان می آورد.
از یایی گُ آفتاو اِتاوَه       تا یایی گُ سِر وِ خاک اِساوه

یکی قد علم می کند تا بعد از هشتاد و سه بهار از زندگی اش در عین پیری و دردمندی باز هم بر چهره ی روزگار لبخند بزند و گریستن گروهی را در غم کم و بیش روزگار به تمسخر بکشد.
هِر چند گُ پیر و دردمِندی       از شوق وِ روزگار اِخندی

نوروز را ارج می نهد و مقدمات استقبال از آن را گرامی می دارد اما تأکیدش بر خانه ی دل تکاندن و غم از آن زدودن است.
یُرتی دل اِگر گُ دِرشوری       افسوسی ویَشته ها اخوری

کهنگی خشت و شکاف های سقف اتاقش را که محلی مناسب برای لانه سازی زنبور شده است را خطرناک می داند.
ده یاش و دُنده سله داره       خاک از بیغلُش وِ ریم اِواره

از بادگیر می گوید و قدرت خنک کنندگی اش در گرمای تابستان و نبودن پشه.
یک پشه تا صبح دی نانیشّه       آسوده ای از هوجومی پشّه

داستان حوض "حاج لطفی" را با بیانی عارفانه در باور شنونده می نشاند و هم آهنگی میان کلمات قصه را با ریزش قطرات اشک بر گونه ی چروکیده خود حفظ می کند.
ما مَکّه شویمنی هیچ گرتا       ها یُمنی هُو یمنی هیچ گرتا

او پیام آور نسلی است که گذشته را به آینده پیوند داده است. او در کنار نشستن بر پشت شتر، آرمیدن در صندلی هواپیما را نیز تجربه کرده است. آنچه او دیده نسل آینده نخواهد دید لذا به دنبال فرصتی است تا فشرده ی زندگی هشتاد و سه ساله اش را در قالب جملاتی پندآمیز به دیگران بازگو کند.
ای کَسّر و مَسّری ویلایت       ای اهل دل و سری ویلایت
خُی هِم هَنیگیت و مالی هِم بیت       دَسّی هِم و پا و بالی هِم بیت

و سرانجام با بیان "خدا زیباست به او عشق بورزید" کلامش را در این منظومه به پایان می رساند.
پابندی نیما و دایی خُی بیت       دلباخته ای خیدایی خُی بیت

شعر کویر دومین کتاب اوست که در بهار 1381 چاپ و منتشر شد. این کتاب که 232 صفحه دارد گزیده ای از اشعار فارسی شاعر را شامل رباعیات، غزلیات و مثنویات تا سال 1380 در برگرفته است. در شعر کویر بنا بر آنچه سید محمد نحوی در مقدمه آن نوشته است سادگی و همواری و پاکی و صداقت همانند زلالی چشمه ی دیانت و اعتقاد موج می زند که این همه را می توان از صفا و پاکی ذاتی وجود خود او دانست. از طرفی، قدرت توصیف و دورپردازی او و فضای روح نواز شعر او را بایستی از مختصات دید باز و گسترده ی او در طبیعت کویر دانست.
او در عین مهارت و شیفتگی که در سرودن شعر از خود نشان می دهد هیچ گونه ادعائی بر بلندی سخن خویش ندارد که صد البته این نیز یکی از ویژگی های انسان های آزادیست که خود را به خاطر هنر از دیگران ممتاز نمی دانند.
مضامین شعرش متنوع است تا خواننده را کسل نکند. گاه از بهار و گاه پائیز سخن می گوید. گاهی پیری و جوانی را موضوع شعر خود قرار می دهد و گاهی نیز غزل عاشقانه می سراید تا چاشنی شعرش باشد. اما از مادر و محبت مادری نیز غافل نمی ماند و این وجود عزیز را با زیباترین کلام توصیف می کند.
با آنکه شش دهه از عمر را پشت سر گذاشته با همان شدت و علاقه و پشتکار جوانی به کار تدریس مشغول است و شعرش نیز بالطبع حال و هوای جوانی دارد. به زادگاهش عشق می ورزد و از هر فرصتی جهت معرفی آن به بهترین وجه استفاده می کند. منظومه ی زیر گواه این مطلب است.
ای زادگاه کوچک من در دل کویر
یاد محیط پاک و نشاط آورت به خیر
بر خشت های خام تو در سقف ضربی ات
بر تک درخت کوچک انجیر کوهی ات
بر سنگریزه های حیاطت که آفتاب
رنگ سفید چهره اشان را گرفته است
بر چرخ چاه و محور درهم شکسته اش
بر یُرت های خالی و درهای بسته اش
بر آسیاب دستی افتاده در غبار
بر مشک آب سایه ی تنها درخت نار
بر کاسه ی سفالی زیرش که مرغکان
روزی سه چهار مرتبه سیراب می شوند
بر بادگیر رو به شمالت که هر بهار
تنها دو چشمه آن باز می شود
بر پشت بام های گلینت که مهرماه
با توده های کاهگل اندود می شود
بر دانه های ریز سفیدی که روی خشت
هر روز وقت سرزدن آفتاب صبح
بر روی پلّه ی دم در دود می شود
از راه دور، بوسه ی مستانه می زنم.

جمعه, 24 فروردين 1397 11:40

انارک نیوز- در انارک آثاری از گذشتگان داریم که تعدادی از آنان در زیر آمده است.
- گویش محلی
- بافت تاریخی
- حصار
- محله ها
- برج های چهارگانه
- مساجد
- رباط (کاروانسرای) انارک
- امامزاده شاهچراغ در انارک و امامزاده پیرمردان در بیدچاه انارک
- موزه ی مردم شناسی کویر انارک
- رباط مشجری و رباط عباس آباد
- قلعه بزرگ و آتشگاه (چهارتاقی)
- دیگر قلعه ها و برج ها
- حوض (آب انبار)ها
- مدرسه فرخی
- حمام
- بیمارستان سارمان بودجه
- آرامستان قدیمی


گویش محلی
گویش محلی مردم انارک که بازمانده زبان ایران باستان است دارای واژه های مشابه بسیاری با گویش زرتشتیان و شباهت زیادی به گویش اطراف دارد. کلمات زیادی از آن از دست رفته و کلمات فارسی جایگزین شده اند. متأسفانه این گویش کمتر بر زبان جوانان جاری می گردد.
بافت تاریخی
بیشتر شهر را بناهای با ارزش تاریخی تشکیل داده که از دوره قاجار و بناهای اطراف چشمه از دوره های قبل از آن به جا مانده است.
حصار
برای حفاظت شهر از شر غارتگران که چشم به ثروت اهالی دوخته بودند ساخته شده و از آن نزدیک به صد متر باقی مانده است.
محله ها
هفت محله با نامهای جویباره، قافله گاه، علی بیگ، سراب، عربها (از بین رفته)، بیابانک و پشت حصار
برج های چهارگانه
برج سفید: بر رأس کوه سراب قرار گرفته و محیطش 17 متر و ارتفاعش 7/5 متر و دارای سه طبقه می باشد. این برج از بیرون توسط گچ پوشیده شده بود که به مرور زمان از بین رفته و در بازسازی سال 1373 توسط جوانان شهر از گچ کاری مجدد خودداری گردید و در بارندگی سال 1386 مجدداً دیوار قسمت غربی طبقه سوم فرو ریخت.
برج کوه کمرناصر: بیرون از حصار قرار داشت و در دهه 1340 به علت ساخت منبع اصلی شهر تخریب گردید.
برج حاج عبدالرحیم: روبروی رباط (موقوفه حاج محمدعلی) انارک می باشد.
برج پیرمردان فاطمه نساء: نیمه خرابه می باشد.
مساجد
مسجد حاج محمدرضا: تاریخ اتمام بنای مسجد 1181 ه.ق. می باشد که هنگام برپایی حکومت کریم خان زند است . مسجد در مرکز انارک در محبه سراب قرار دارد. ضخامت دیوارهای جانبی 60 سانتی متر و با سقف ضربی پوشیده شده است. بنای کوچکتری به نام شبستان نیز بخشی از این مسجد است که از آن استفاده نمی شود. گچبری ریبائی در محراب مسجد بود که که به علت بی توجهی در اوایل دهه 1360 هنگام تعمیر مسجد از بین رفت. آخرین بیت گچبری چنین است:
از بهر تاریخش چنین زد ساقی جنت رقم            باز ایزدش بیچون دهد (او را بهشت اندر جزا)
مسجد جامع: در گذشته مسجد شیخی خوانده می شد. مهمترین ویژگی آن سقف گنبدی و بزرگ می باشد.
حسینیه: در گذشته مسجد بالاسری خوانده می شد. از داخل 26 در 18/5 متر است. 15 صفه دارد که هر کدام به طایفه ای تعلق داشته و با نام همان طایفه خوانده می شد.
رباط (کاروانسرای) [حاج محمد علی حاج حیدر] انارک
در سال 1262 بنا شده و استفاده از امکاناتش برای همه رایگان بود. سنگ شناسه آن در سال 1378 دزدیده شد. این بنای موقوفه با بودجه سازمان میراث فرهنگی جهت  فرهنگسرای شهر و اقامتگاه سنتی بازسازی گردید.

استاد ارجمند آقای ابراهیمی فرموده اند: این رباط در سال 1301 هجری قمری به همت حاج محمد علی حاج حیدر از بزرگان و متعینین انارك بنا شده است.
فرزندان او حاج محمد ابراهیم و حاج حیدر حسن معروف به كلانتر بودند. طوایف: حاج حیدری، حیدری، كلانتری، رحیمی و اناركی از خاندان حاج حیدر محسوب می شوند.
روی ستون سمت راست در ورودی رباط بر سنگ مرمرینی كه در شب پنج شنبه 11 بهمن ماه سال 1378 به سرقت رفت چهاربیت شعر سروده ی "حسینی" و به خط "بهایی" نوشته شده بود كه سا ل ساختن رباط و بانی آن را مشخص می سازد.تصویر این سنگ و اطلاعات مربوط به رباط را می توانید در صفحات 243 الی 253 كتاب "انارك از دیدگاه تاریخی ،جغرافیایی و اجتماعی " مطالعه فرمایید.
 انتساب این اثر برجسته كه به دست یك اناركی انسان دوست ساخته شده به پادشاهی كه 999 كاروانسرا ساخته است (شاه عباس صفوی) تعمدی نیست و ناشی از سهو و خطای ذهن است.

سمت راست در ورودی در ضلع شرقی کاروانسرا بر روی یکی از دیوارهای بیرونی کاروانسرا کتیبه ای بدین مضمون بر روی سنگ مرمر به ابعاد 80*40 به خط نستعلیق معمولی وجود داشت.
حاج محمدعلی آن نیکزاد   /   منعم والاگهر خوش سرشت
طرفه رباطی ز مبرات خیر   /   ساخته از آب و گل و خاک و خشت
از پی تاریخ رباطش ز صدق   /   گفت حسینی و بهایی نوشت
ایزد بیچون به بهای رباط   /   داده به او محفل نیک از بهشت

"به لعنت خدا گرفتار باد کسی که شتر ناخوش و گر در این رباظ بیاورد (1301)."
با احتساب ماده تاریخ کتیبه چنین استنباط می شود که کاروانسرای فوق در زمان ناصرالدین شاه ساخته شده است.
امامزاده ها
امامزاده شاهچراغ در انارک
 شهرستان نایین
بسم ا... الرحمن الرحیم، آقای دکتر علی اکبر دهخدا در کتاب لغت نامه صفجه 259 آورده که انارک یکی از بخش های ارزنده سه گانه شهرستان نایین می باشد و در شمال خاوری شهرستان واقع شده و انارک از یازده آبادی بزرگ و کوچک تشکیل گردیده است و در کتاب فرهنگ جغرافیایی ایران جلد دهم استان دهم اصفهان صفحه 27 نگاشته انارک مرکز بخش شهرستان نایین و در 75 کیلومتری واقع شده است و از امتیازات ارزنده اش داشتن معدن سرب و مس و زغال سنگ می باشد و از فراز زنذگی و برازندگی این سامان دارا بودن بقعه امامزاده شاهچراغ است و در کتاب بیست هزار زیارتگاه جهان از کتب خطی آستان قدس رضوی علیه السلام در جلد 26 صفحه 142 آورده بقعه مبارکه امامزاده شاهچراغ زینت بخش انارک است و تاریخ بنای این بقعه از 400 سال می گذرد و قبلاً دارای سنگ قبری بوده که به سرقت برده اند و به طوری که مطلعین و سالخوردگان از پدران واجدادشان نقل می کنند امامزاده شاهچراغ سید احمد بن اسحاق بن موسی بن جعفر علیه السلام می باشد و از جلالت این بقعه مردمان خیری تصمیم نمودند یک مسجد بسیار مجلل و زایرسرا و مصلی بسازند و یک استشهادی بسیار مهم از بزرگان این سامان که دارای امضاهای گرانقدری است بر صحت شجره امامزاده شاهچراغ نزد مادر و دختری بود و آن دو این شجره را در نزدیک به دید اشخاص قرار می دادند ولی بعد مخفی نمودند و حال معلوم نیست کجاست و این امامزاده دارای کراماتی است و امید است در آینده ساختن بقعه و صحن و تشکیلات آن از هر حیث سبب شادی زایرین محترم باشد و حقیر علی فلسفی از امام جماعت انارک حجت الاسلام پوربافرانی و هیأت امنای بقعه مبارکه امامزاده شاهچراغ و بزرگان مسجد قاطمه الزهرا علبهاالسلام که برای صحت امامزاده شاهچراغ به نام های خوذ مزین نموده اند و برای این ناچیز علی فلسفی فرستادند بسیار تشکر و این ناچیز به برکت جد امجد امامزاده شاهچراغ عزت دارین و خیر دنیا و آخرت برای همه آنان از ایزد متعال خواستارم.
به تاریخ 17 ربیع الاول 1344 برابر با 10/11/1391 مصادف با روز ولادت با سعادت رسول اکرم و امام جعفر صادق علیهماالسلام
شماره 801 مورخ 10/11/1391 شجره نامه امامزادگان و سادات – مشهد مقدس مدرسه امام رضا/ مشهد – شیخ علی فلسفی 

قابل دکر است دیگر امامزاده انارک یعنی پیرمردان در (بیدّچاه) هم برادر شریف ایشان بوده اند.
امامزاده پیرمردان در (بیدچاه) انارک (سیدحبیب ابن سیداسحاق ابن موسی ابن جعفر علیه السلام)
امام موسی بن جعفر عليه السلام در هفتم صفر 128 هجری قمری در ابواء بين مكه و مدينه متولد و در 25 رجب سال 183 هجری قمری توسط سندی بن شاهك به امر هارون الرشيد با خرمای آلوده به سم در بغداد به شهادت رسيد. برجسته ترين لقب وي «باب الحوائج» مي باشد. امام موسی كاظم در فرو بردن خشم ،حلم و شكيبائی،عبادت و بندگی خدا، امانت و راستی در عصر خود بی نظير بوده است. امام دارای 37 فرزند بوده كه شامل 19 پسر و 18 دختر می باشد كه سیزدهمين پسر وي اسحاق نام داشته است.

مشاهده شده كه نام پسران امام موسي كاظم عليه السلام در حرم شريف ايشان در كاظمين در لوحي نصب شده ذكر گرديده كه نام اسحاق در آن وجود داشته و به نقل از خادم آن حرم مطهر، آرامگاه سيد اسحاق در ايران می باشد.

در كتاب كنزالانساب-مرتضي علم الهدی ص66 آمده است :
زماني كه امام هشتم عليه السلام در 7 رمضان سال 201 ه.ق مقام ولايتعهدی خلافت مامون را به اجبار عهده دار شدند طي نامه ای كه توسط پيك مخصوصي به مدينه ارسال نمودند، خواهرش حضرت معصومه عليها السلام و برادران خود را به قصد ديدار به خراسان دعوت نمودند. به محض رسيدن دعوتنامه، خاندان امام موسی كاظم عليه السلام كه حدود 22نفر از جمله سيد اسحاق، سيد عبدالله، شاهزاده حسين و ... بودند، به همراه حضرت فاطمه معصومه عليها السلام به اشتياق ديدار با امام رضا عليه السلام از طريق مدينه به بصره و سپس از آنجا وارد شيراز شدند و از راه اصفهان به ساوه عازم قم بوده اند كه بدين طريق به توس هجرت نمايند.
حضرت فاطمه معصومه عليها السلام در شهر قم بیمار شد و پس از چند روز بیماری، درگذشت و در این شهر مدفون است.

این امامزاده در مسیر انارک به بیدچّاه واقع شده و حدود دو کیلومتر با انارک و یک کیلومتر با بیدچاه فاصله دارد و متاسفانه در سال های اخیر چند بار مورد دستبرد و حفاری واقع شده و تا اعماق آن پبش رفته اند.
 
قابل دکر است دیگر امامزاده انارک یعنی شاهچراغ هم برادر شریف ایشان بوده اند.
موزه ی مردم شناسی کویر انارک
چگوته می توان نسل نو را بدون داشتن ابزار لازم، با نحوه ی کار و فعالیت افراد، در گذشته آشنا کرد؟ من، محمدعلی ابراهیمی، سال 1382 مسافرت هایی را به گوشه و کنار جهت دیدار با همشهریان و دریافت اشیای اهدایی آنان آغاز کردم. سال بعد، این اموال زا به همراه آنچه خود تدارک دیده بودم، با موافقت آقای حمید عظیمی شهردار انارک، در یکی از سالن های بلااستفاده ی شهرداری به نمایش گذاشتم. این اشیا در قسمت های زیر دسته بندی شده بود:
1- ریسندگی و بافندگی 2- معدن کاری 3- سنگواره 4- شترداری 5- کشاورزی 6- پوشاک 7- حشرات و گیاهان 8- آثار مکتوب 9- ارتباطات اجتماعی
موزه ی مردم شناسی کویر انارک در رورز شنبه 31/2/84 رسماً گشایش یافت. از آن پس بازدید از آن به سرپرستی خودم بطور رایگان آغاز گردید.
در سال 86، شهرداری انارک بخش مردانه ی حمام عمومی را با صرف هزینه ای هنگفت جهت موزه تغییر کاربری داد. در اسفندماه اداره ی موزه به صورت هیأت اجرایی درآمد و کلیه اموالش بجز شناسنامه ی آن که مورد بی مهری قرار گرفت به محل جدید منتقل شد. محلی که در شرایط موجود جوابگوی نیاز موزه نیست.*
رباط مشجری و رباط عباس آباد
قلعه بزرگ و آتشگاه (چهارتاقی)
با قدمتی 2000 ساله شرق معدن نخلک می باشد.
دیگر قلعه ها و برج ها
قلعه اسماعیلان، اشین، برج معلا، زوار، پیوک، چاه گربه، زرگباد
حوض (آب انبار)ها
حاج لطفی، کُتُل، مهندس اکبری، لاریون


مدرسه فرخی
مكان اوليه:  در كنار رباط حاج محمد علي حاج حيدر كه پس از مرمت ، توسط شوراي اسلامي شهر كه اينك واپسين روزهايش را سپري مي كند به ثمن بخس، ده ساله اجاره داده شد ساختمان  خشتي آجري معظمي وجود دارد كه سير تحول گوناگوني در يك قرن گذشته داشته است. اين ساختمان نيز كه توسط باني رباط ساخته شده در بدو امر به وسيله ي مير سيد علي صدريه  فرزند ميرمهدي خريداري شد. و قسمتي از آن به مدرسه ي چهاركلاسه ي انارك اختصاص يافت.
استقبال از افتتاح دبستان پسرانه ي فرخي  در اوايل كار در ميان اقشار مختلف مردم، شدت فراوان و ضعف مختصري داشت. تعدادي انگشت شمار مي گفتند: "اگر بچه ها را به مدرسه بفرستيم نامشان ثبت  دفتر دولت مي شود و پس از پايان تحصيلات آن ها را به اجباري مي برند." جمعي از محمد عبدالله(ذوالفقاري) كه خود مكتبي جدا از  مكتب ملا ابوالحسن داشت راهنمايي مي خواستند.او در جواب مي گفت: " ما جي اِ شِم او وَ درس هَتِم. شيما!  وَچاتني ايهِندِونيت مَدرسه تا آدِم گِرتِن." گروهي كه اكثريت را تشكيل مي دادند بر اين عقيده بودند كه مدارس جديد باعث پيشرفت بچه ها و احراز مقام هاي عالي توسط آن ها مي شود.طولي نكشيد كه فوايد تحصيلات ابتدايي در مدرسه بر همگان روشن شد و پذيرش ان در ميان عوام و خواص يك پارچه گرديد. 
نخستين سالهاي درس:در ابتداي تأسيس مدرسه ، آخوند ملا ابوالحسن ، علاوه بر تدريس ، مديريت آن را نيز به عهده داشت . او ،آخرين مكتب دار اناركي و فرزند آخوند ملا رضاست. در سال 1298 هجري در انارك ديده به جهان گشود. دركودكي ،در محضر پدر به كسب دانش پرداخت سپس براي كسب علو م ديني به نايين عزيمت كرد. درسن 14 سالگي پدرش را از دست داد . در 28 سالگي پس از ازدواج و اقامت در انارك و داير كردن مكتب خانه به تعليم كودكان پرداخت . اين مكتب خانه در سال 1308 خورشيدي به دستور"ميرزاصادق خان فاطمي " به مدرسه تبديل شد. در اين زمان تمام مدارس زير نظر دولت بود و همه ي كاركنان دولت مكلف به پوشيدن لباس متحدالشكل و كلاه لبه دار پهلوي بودند. اين تكليف ،پس از چندي شامل حال دانش آموزان و معلمين مدارس نيز شد و كلاه پهلوي جاي دستار شير شكري را گرفت . اين تغيير لباس براي ملاابوالحسن كه در كسوت روحانيت مي زيست غير قابل تحمل بود . مرگ او در اثر سكته قلبي اتفاق افتاد و در آرامستان قديم انارك در جوار پدر به خاك سپرده شد. متأسفانه ،مزار اين دو روحاني و ديگر خفتگان وادي خاموشان در دوره ي سوم شوراي اسلامي شهر جهت تيديل قبرستان به پارك ويران شد. 
ملا ابوالحسن ، دانش آموزان را كه از نظر سواد در سطح يكساني نبودند طبقه بندي كرده عده اي رادر كلاس دوم و جمعي را نيز دركلاس سوم جاي داد. بچه هاي كم سن و سال در كلاس هاي تهيه آموزش مي ديدند. براي سومي ها هنوز كتاب حساب و هندسه آماده نشده بود از اينرو يكي از معلمين به نام نكويي ناييني حساب سياق تعليم مي داد. تخته سياه در سال 1309 به كلاس ها اضافه شدكه به جاي نصب بر سينه ي ديوار روي سه پايه اي چوبين قرار مي گرفت. گچ مصرفي كلاس ها به شكل خام از معدن روسور آورده مي شد كه پس از پخته شدن و به عمل آمدن مورد استفاده قرار مي گرفت. تعدادي از شاگردان مدرسه كه از نظر سن بر ديگران برتري داشتند عبارت بودند از ميرباقر طباطبايي ، ولي الله فيضي فرزند ميرزا فيض الله روحاني انارك،برادران بقايي فرزندان حاج باقر حاج حسين،عباس و محمد نيكخواه ، محمد رحيمي ،شعبان علي طاهري و محمد علي زاهديان.
در سال 1310 ميرزا ابوالحسن خان ناييني مدير مدرسه شد. او مديري جدي و به قول بچه ها زهر دار و پر جذبه بود. پس از او ، خرد پژوه مدير يت مدرسه را به عهده گرفت .او در كارش ملايمت داشت و با بچه ها كنار مي آمد. در آن تاريخ هنوز بسياري از بچه ها شناسنامه نداشتندو با نام پدر شناخته مي شدند كه البته در دفتر آمار مشكلاتي را فراهم مي كرد. مديريت مدرسه ي فرخي پس از خرد پژوه به معلم حساب يعني نكويي ناييني واگذار شد كه مانند همشهري خود سختگير بود. او از هر غلط املايي يا اشتباهي در حساب بنا به گفته ي آقاي حسن زاهدي دانش آموز آن روزگار دو نمره كم مي كرد تا بچه ها را وادار به كاركردن كند. از جمله معلميني كه در بدو تأسيس مدرسه ي فرخي در انارك خدمت مي كردند مي توان محمد عبدالله (ذوالفقاري) فيضي ، تمدن دوست ، و حاج ميرزا رضا غفاري را نام برد.
(نوشته شده توسط محمدعلی ابراهیمی انارکی در 1392)


حمام انارک
از این بنای محکم، معتبر و قدیمی، دیگر نه نامی به جا مانده و نه نشانه ای. تا پیش از دهه ی 40، در فاصله ی بیست و پنج متری چشمه ی آب، حمامی بود ساخته شده از سنگ و آجر و ساروج. 
این بنا شامل دو قسمت مردانه و زنانه بود. بخش مردانه با داشتن ایوانهای بلند در قسمت رختکن و محفظه هایی برای نگهداری کفش و صحنی وسیع و حوضچه ی پاشویی و نظافتخانه بود. گلخنی داشت که خوراک روزانه اش سه خروار هیزم (درمنه) بود. حمام خزینه بود.*


بیمارستان سازمان بودجه
در سال 1335 کلنگ ساختن بیمارستانی در جوار درمانگاه سابق انارک به زمین زده شد که هرگز بطور رسمی گشایش نیافت. این بیمارستان که سازمان برنامه هزینه ی آن را تأمین می کرد با کارگرانی که اداره ی معادن به این امر اختصاص داده بود طی دوسال و نیم شکل گرفت اما به بهره برداری نرسید.
این بیمارستان، به کرات مورد استفاده ی ساز مان ها و ادارات دولتی قرار گرفته است. زمانی درمانگاه، سالی چند تلفن خانه ی معادن، سپس اداره ی مخابرات، مدتی مقر فنی حرفه ای و سالیانی دراز نیز بسیج از آن استفاده می کرد و هم اکنون گوشه ای از آن در اختیار سازمان میراث فرهنگی است.*


آرامستان قدیمی
انارک سه گورستان دارد. قدیمی ترین آنها در جنوب غربی آبادی بین انارک و شهرک واقع شده و گلزار شهدا را نیز در میان خود دارد *(اکثر سطح آن در سال 1390 به بهانه ی ساخت پارک و فضای سبز تخریب شد).*

* برگزیده از کتاب " انارک از دیدگاه تاریخی، جغرافیایی و اجتماعی" اثر محمدعلی ابراهیمی انارکی