امروز: چهارشنبه 27 دی 1396 برابر با 17 ژانویه 2018

چهارشنبه, 28 تیر 1396 20:55
دوشنبه 26 تیرماه تعدادی از لوازم پزشکی که توسط خیرین و همکاری آقای باقری خریداری و به درمانگاه انارک اهداء شده بود مورد بازید مسئولین بخشدار، شهردار، امام جماعت واعضای شورای اهالی انارک قرار گرفت. درتاریخ 96/4/27 جناب آقای فرماندار و امام جماعت شهرستان نایین، بخشدارمحترم انارک و شورای شهر و شهردار و همراهان محترم فرماندار نیز بازدیدی از مرکز جامع سلامت به عمل آوردند که در طی آن از وسایل و تجهیزاتی که خیرین محترم با همکاری حمیدرضا باقری خریداری نموده بودند هم بازدید و فرماندارمحترم ازهمکاران محترم تقدیر و تشکر نمودند.
همچنین  دیروز سه شنبه ۲۷/ ۴/ ۹۶ مراسم افتتاح دارالقران الکریم حضرت ولی عصر (عج) شهر انارک (دبستان فرخی سابق) با مدیریت خانم اسماعیل زاده، با حضور امام جمعه محترم و فرماندارمحترم و رییس آموزش و پرورش نایین و دیگر مسئولین همراه و امام جماعت محترم و بخشدار محترم و شهردار محترم و کلیه مسئولین شهر انارک برگزار و افتتاح گردید.
جلسه ای هم با حضور فرماندار محترم، امام جمعه محترم، رئیس آموزش وپرورش و دیگر همراهان شهرستان نائین درمحل بخشداری انارک با حضور بخشدار و شهردار و امام جماعت ودیگر مسئولین انارک برگزار شد. در این جلسه مسائل و مشکلات اشتغال و مدارس ودیگر مشکلات شهر بررسی و گفتگو شد که درپایان مسئولین شهرستان قولهای مساعدی را دادند.
سه شنبه, 06 تیر 1396 11:29
دوشنبه 5 تیرماه نماز عید فطر در انارک با حضور پر شور نمازگزاران انارکی برگزار شد. طاعات و عبادات همگی مقبول درگاه ایزد یکتا.
دوشنبه, 22 خرداد 1396 11:52
بسمه تعالی
اطلاعیه شماره شش زیارتگاه شاهچراغ شهر انارک
با سلام و احترام به استحضار همشهریان گرانقدر میرساند با توجه به همکاری خانه کارگر استان اصفهان و شرکت پتوی لیلیان بن کارت های تخفیف 900.000 ریالی جهت خرید سه تخته پتو ایرانی هر پتو 300.000ریال تخفیف جهت همشهریان عزیز و محترم تهیه و در اختیار نماینده زیارتگاه سید احمد ابن اسحاق ابن موسی ابن جعفر علیه السلام و نماینده کارگران شهر انارک در خانه کارگر استان اصفهان قرار داده شده است همشهریان گرانقدر جهت دریافت بن کارتهای تخفیف تا عید سعید فطر به آستان مقدس زیارتگاه یا فروشگاه مواد غذایی سید الشهدا شهر انارک جناب علی اقا علیزاده انارکی مراجعه و بن کارت تخفیف را دریافت و جهت دریافت پتو تخفیف دار ایرانی لیلیان به آدرس اصفهان خیابان پروین حدفاصل شهرداری منطقه 10و پمپ بنزین لاین آهسته رو از ساعت 9 لغایت 21 مراجعه و نسبت به تحویل پتو ایرانی لیلیان اقدام نمایید.
با تشکر- روابط عمومی وهیات امناء زیارتگاه شاه چراغ شهر انارک
نماینده زیارتگاه و کارگران شهر انارک در خانه کارگر استان اصفهان- جلال علیزاده انارکی
شنبه, 26 فروردين 1396 20:02
کلنگ آب انبار سنتی خیر ساز انارک توسط حاجیه خانم نرگس نیکخواه انارکی همسر مرحوم حاج باقر کلباسی انارکی با حضور مسئولین شهرستان نایین به زمین زده شد.
بخشدار انارک گفت: با توجه به عدم وجود آب انبار در شهر انارک وبه جهت ذخیره آب ودر برداشت آب درشرایط بحران در شهر کویری انارک آب انبار احداث خواهد شد. علوی افزود:ساخت اب انبار به حجم ۹۰۰متر مکعب توسط حاجیه خانم نرگس نیکخواه انارکی همسر مرحوم حاج باقر کلباسی انارکی با هزینه ایی بالغ بردو میلیارد ریال عملیات آن آغاز شد.
این مراسم باحضور امام جمعه نایین،سرپرست فرمانداری شهرستان نایین ،بخشدار انارک،مدیر آبفا انارک ،رییس واعضای شورای شهر واقشار مختلف مردم برگزارشد.(فرمانداری شهرستان نایین - ۳۹۶/۰۱/۲۶)
پنج شنبه, 24 فروردين 1396 23:39
بازدید امام جمعه نائین حجت السلام سجادی وفرماندار آقای ثالثی وبخشدارانارک آقای علوی از معتکفین درمحل اعتکاف درمسجد چهارده معصوم انارک.
(پنج شنبه 24 فروردین ماه)
یکشنبه, 10 ارديبهشت 1396 18:49
امام علی(ع) ده سال پس از وفات حضرت فاطمه (س) ، با فاطمه کلابیه ازدواج کرد. ثمره این ازدواج  چهار پسر به نام های عباس (چهارمین پسر از پسرهای حضرت امیرالمومنین)، عون، جعفر و عثمان بود که بزرگترین آن ها عبّاس بود که در روز چهارم شعبان سال 26 هجری قمری در مدینه چشم به جهان گشود. کنیه اش ابوالفضل و لقبش سقاء وچون چهره دل آرا وطلعت زیبائی داشت او را (قمربنی هاشم) می نامیدند. 
فاطمه را به علت داشتن این چهارپسر، امّ البنین(مادر پسران) نامیده اند. امّ البنین آن چنان به امیرالمؤمنین وفادار بودکه پس از شهادت آن حضرت، شوهر دیگری اختیارنکرد با آن که بیش از بیست سال پس از آن حضرت زنده بود.
عباس نه تنها در قامت رشید بود، بلکه در خِرَد برتر و در جلوه های انسانی هم رشید بود. عباس در سنین دوازده تا چهارده سالگی، زمانی که علی (ع) با دشمنان درگیر بود، در برخی از جنگ ها شرکت داشته. همچنین درجنگ صفین، زمانی که سپاه معاویه راه آب را به روی امیرالمؤمنین و سپاهش بسته بودند؛ امام (ع) جمعی رابه فرماندهی امام حسین (ع) جهت باز کردن راه فرستادکه عباس هم در آن جمع حاضر بوده و در رکاب برادرش جنگیده است.
عباس چهارده ساله بود که پدرش درواقعه محراب خونین کوفه در رمضان سال چهلم هجری به  شهادت رسید. او با چشمانی اشکبار و خاطری اندوهگین، شاهد دفن شبانه و پنهانی پدرش بوده است.
در سن هیجده سالگی با لُبابه دختر عبیداللّه بن عبّاس پسر عموی پیامبر اکرم ص ازدواج کرد. حاصل ازدواج فرزندانی به نامهای عبیداللّه و فضل، حسن، قاسم و یک دختر بود اما بین تاریخ نگاران در تعداد آنها اختلاف نظر وجود دارد. می گویند بعد از تولد فضل به عباس لقب ابوالفضل (پدر فضل) دادند. 
عباس سال های تلخ امامت برادرش حسن (ع) را هم تجربه کرد. سالهایی که حیله گری های معاویه و ستم های امویان اوج گرفته بود. دورانی که وعّاظ در منبر ها معاویه را مدح و به علی (ع) ناسزا می گفتند. وقتی امام حسن (ع) مسموم و شهید شد . عباس24 سال داشت. 
عباس درهمه دوران زندگی اش، همراه برادرش امام حسین(ع) بود. او جوانی خودرا صرف خدمت به امام حسین (ع) کرد. او درمیان جوانان بنی هاشم که حدودسی نفر بودند، شکوه و احترام خاصّی داشت. پس از مرگ معاویه، هنگامی که حاکم مدینه امام حسین (ع) رابه دارالإماره دعوت کرد تا پیام یزید را به او تسلیم نماید، عباس به همراه این سی نفر در بیرون از دارالإماره حاضر بودند و ترس ازحضور آنان باعث شد که در آن روز هیچ خطری امام را تهدید نکند.

عباس سرپرستی قافله امام حسین (ع) را در کوچ به کربلا بر عهده داشت. «شَمِر بن شُرَحْبیل (ذی الجوشن)» فردی به نام «عبداللّه بن ابی محل» را که حضرت امّ ‏البنین (ع) عمه او می‏ شد، به نزد عبیداللّه بن زیاد فرستاد تا برای حضرت عباس (ع) و برادران او امانی دریافت دارد. سپس آن را به غلام خود «کَرْمان» یا «عرفان» داد تا به نزد لشکر عمر سعد ببرید. شمر امان نامه را گرفت و به عمر سعد نشان داد. عمر سعد که می‏ دانست این تلاش‏ها بی ‏نتیجه است، شمر را توبیخ کرد؛ زیرا امان دادن به برخی نشان از جنگ با بقیه است. شمر که می‏ انگاشت او از جنگ طفره می‏ رود، گفت: «اکنون بگو چه می‏ کنی؟ آیا فرمان امیر را انجام می‏ دهی و با دشمن می‏ جنگی و یا به کناری می‏ روی و لشکر را به من وامی‏ گذاری؟» عمر سعد تسلیم شد و گفت: «نه! چنین نخواهم کرد و سرداری سپاه را به تو نخواهم داد. تو امیر پیاده ‏ها باش!» شمر امان نامه را ستاند و به سوی اردوگاه امام به راه افتاد. وقتی رسید، فریاد برآورد: خواهرزادگان ما کجایند؟
حضرت عباس (ع) و برادرانش سکوت کردند. امام به آن‏ها فرمود: «پاسخش را بدهید، اگر چه فاسق است». حضرت عباس (ع) به همراه برادرانش به سوی او رفتند و به او گفتند: «خدا تو و امان تو را لعنت کند! آیا به ما امان می‏ دهی، در حالی که پسر رسول‏ خدا (ص) امان ندارد؟!» شمر با دیدن قاطعیت حضرت عباس (ع) و برادرانش خشمگین و سرافکنده به سوی لشکر خود بازگشت.
 عباس (ع) ازبرادران ديگرش بزرگتر بود و هر چهار برادر به امام خويش، حسين (ع) وفادار بودند و هیچکدام فرزند نداشتند و در کربلا در روز عاشورا قبل ازحضرت عباس شهید شدند. وقتی که تمام اصحاب و یاران حضرت امام حسین (ع) شهید شدند و جز حضرت عباس وسید الشهدا (ع) هیچکس زنده نماند، در روز عاشورا و در صحرای سوزان کربلا ، عباس با دیدن لبهای خشکیده و چشمان اشکبار  فرزندان امام (ع)، بی اختیار مشک آب را بر دوش گرفت. او رفت و با شجاعت صف دشمن را شکست، خود را به آب فرات رساند، مشک را پر کرد و با لبهایی تشنه به آب فرات نظاره کرد، شایسته نبود او قبل از حسین و فرزندان تشنه اش خود را سیراب کند. عباس برای حفظ آب دو دست خود را از دست داد و با ضربه های دشمنان از اسب به پایین افتاد. امام حسین (ع) خود را به بالین عباس رساند و او در آغوش برادر به دیدار محبوب شتافت و امام را با کوله باری ازغم و اندوه درکربلا تنها گذاشت. عباس در موقع شهادت 35 سال داشت.
مرقد مطهر حضرت ابوالفضل العباس در نزدیکی قبر برادرش امام حسین علیه السلام در کربلاست.
یکشنبه, 24 مرداد 1395 00:01
حضرت امام رضا (ع) در 11 ذی قعده 148 هجری (مصادف با سال وفات امام صادق (ع) در شهر مدينه پا به دنيا گذاشت. پدرش امام موسی کاظم (ع) هفتمین امام و  مادر آن حضرت کنیزی به نام تکتم بود و بعد از ولادت حضرت رضا او را طاهره نامید. کنيه آن حضرت ابوالحسن و مشهورترين لقبش رضا (به معنای خشنودی می‌باشد) و دیگر از القاب مشهورش "عالم آل محمد" است. آن حضرت قامتی معتدل و ميانه داشت. در تابستان بر حصير و در زمستان بر پلاس بود. جامه خشن می پوشيد و چون در ميان مردم می آمد آن را زينت می داد.
عمر آن حضرت در روز وفات پدرش که در سال 183 ﻫ.ق. به دست هارون عباسی به شهادت رسیدند، 35 سال بوده و آن حضرت پس از پدرش بيست سال در جهان زندگی کرد که اين مدت، روزگار امامت و خلافت آن حضرت است. در طول اين مدت آن حضرت ده سال حکومت هارون رشيد، سپس پنج سال بعد از‌ آن که مقارن با خلافت امین بود و دوران آرامش امام (ع) می باشد و پس از آن مامون به خلافت تکيه زد و بيست سال حکومت کرد. خطری که حکومت مامون را تهدید می‌کرد علویان بودند.
او نامه ای به حضرت رضا (ع) نگاشت و او را به خراسان دعوت کرد. امام نيز عذر و بهانه بسيار آورد اما وی همچنان به آن حضرت نامه می نگاشت و از آن حضرت خواستار آمدن می شد. تا آنجا که امام رضا (ع) دانست که چاره ای جز اين ندارد. پس با فرزندش ابوجعفر (امام نهم(ع)) که هفت سال داشت از مدينه رهسپار مرو شد. مأمون، امام رضا(ع) را از مدينه به بصره، اهواز، فارس و از آنجا به نيشابور آورد.  وی  به هر شهری که قدم می گذاشت مردم آن شهر به سويش می آمدند و در خصوص مسايل دينی خود از وی پرسش می کردند و او نيز پاسخشان می داد و برای آنان احاديث بسياری از پدر و پدرانش، از علی (ع) و رسول خدا (ص) نقل مي کرد.
علی بن موسی الرضا (ع) چون به نيشابور قدم نهاد، حدیث سلسلة الذهب را نقل کرد: مرا پدرم موسی کاظم از پدرش جعفر صادق از پدرش محمد باقر از پدرش علی زين العابدين از پدرش حسين شهيد کربلا از پدرش علی بن ابی طالب حديث کرد که گفت: عزيزم و نور چشمانم رسول خدا (ص) می فرمايد: کلمه " لا اله الا الله " دژ من است. هر که آن را بگويد به دژ من وارد گشته است و آن که به دژ من وارد شده از عذاب من ايمن و آسوده است. او چند قدمی حرکت کرد و سپس برگشت و گفت: به شرط‌ های آن و من از جمله شرط‌ های آن هستم.
مأمون در مرو همراهان امام را در يک خانه و علی بن موسی  الرضا (ع) را در خانه ای ديگر جای داد و وی را مورد اکرام و بزرگداشت قرار داد. به آن حضرت پيشنهاد کرد که امارت و خلافت را بپذيرد. اما آن حضرت امتناع کرد و در اين باره گفت و گوهای بسيار در گرفت که حدود دو ماه طول کشيد. در تمام اين مدت امام رضا (ع) از پذيرش آن پيشنهاد سر باز مي زد.
پس بار ديگر يادداشتی به آن امام داد که: حال که از پذيرش آنچه بر شما پيشنهاد می شود امتناع می کنی پس بايد ولايت عهدی مرا بپذيری. امام (ع) به سختی از اين کار امنتاع کرد. مأمون آن حضرت را خصوصی پيش خود خواند و در خلوت که جز فضل بن سهل و آن دو کسی ديگر حضور نداشت به آن حضرت گفت: شما ناگزير بايد آنچه من خواسته ام بپذيری و من گريزی از آن ندازم. امام رضا (ع) به وی گفت: من خواسته تو را مبنی بر ولی عهد کردن خودم می پذيرم بدان شرط که نه امر کنم و نه نهی. نه فتوا دهم و نه داوری کنم. نه کسی را منصوب و نه کسی  را معزول گردانم و هيچ چيزی را که برپاست تغيير ندهم. مأمون همه اين شرايط را پذيرفت. وی در پاسخ کسانی که علت پذیرفتن ولایت عهدی را از او می‌پرسیدند می‌گفت: من تحت فشار و اکراه این امر را پذیرفته ام.
مأمون فرمان داد سکه ها را به نام آن حضرت ضرب کردند و بر آنها نام رضا (ع) بزنند و در هر شهری از ولايت عهدی حضرت رضا (ع) خطبه خواندند. مأمون به خط و انشای خويش عهدنامه ولايت عهدی  امام رضا (ع) را نوشت و بر آن نيز شاهد گرفت و امام رضا (ع) نيز به خط شريف خود بر اين عهد نامه نگاشت. آنگاه اين عهد نامه در جميع آفاق و در کعبه و ميان قبر رسول الله (ع) و منبر وی خوانده شد و خواص مأمون و بزرگان دانشمند بر آن شهادت دادند.
مأمون بارها او را با پرسش درباره هر چيزی  می آزمود و امام به او پاسخ می داد و پاسخ وی کامل بود و به آياتی از قرآن مجيد تمثل می جست. مأمون دانشمندان ديگر اديان را جمع می کرد و آنگاه حضرت رضا (ع) را نيز احضار می کرد . آنان از امام پرسش می کردند و آن حضرت يکی پس از ديگری آنان را شکست می داد.
پس از عقد ولایتعهدی (در هفتم ماه رمضان سال ۲۰۱) چون عید (ظاهراً عید فطر سال ۲۰۱ه‍.ق) رسید مأمون از امام خواست تا نماز عید بخواند، اما امام بر مبنای شرایطی که در ابتدای ولایتعهدی با مأمون ذکر کرده بود از پذیرش اقامه نماز عید عذر خواست. مأمون اصرار کرد و امام ناچار قبول کرد و فرمود: پس من همچون رسول خدا (ص) به نماز خواهم رفت. مأمون نیز پذیرفت. مردم انتظار داشتند که امام رضا (ع) همچون خلفا با آداب و رسوم خاصی از خانه خارج خواهد شد، اما شگفت زده دیدند که حضرت با پای برهنه در حالی که تکبیر می‌گوید به راه افتاد. امیران که با لباس رسمی و معمول این گونه مراسم آمده بودند، با دیدن این وضع، یکباره از اسبها فرود آمده و کفش ها را از پا درآوردند و با گریه و تکبیرگویان پشت سر امام به راه افتادند. امام در هر قدم که می‌رفت سه بار تکبیر می‌گفت.
فضل به مأمون گفت: اگر امام رضا (ع) بدین صورت به مصلّی برسد، مردم فریفته او می‌شوند، بهتر آن است که از او بخواهی برگردد. پس مأمون فردی را فرستاد و از امام خواست که برگردد. آن حضرت کفش خود را خواست، آن را به پا کرد و سوار بر مرکب شد و بازگشت. مأمون دخترش ام حبيبه را در آغاز سال 202 به ازدواج وی در آورد.
دیگر بار شورش برخاست. مأمون در سال ۲۰۲ ه‍.ق. از مرو رهسپار عراق شد و ولیعهدش رضا (ع) و وزیرش فضل بن سهل ذوالریاستین همراه وی بودند. مامون انديشيد که جز با کشتن وزیر سیاستمدار و رییس سپاهش فضل و حضرت رضا (ع) نمی تواند مخالفان و انتقاد گران عباسی و شورشیان علوی را از مخالفت باز دارد. از اين رو فضل را در حمام سرخس از پای در آورد. .چون به توس رسیدند، امام رضا(ع) در يکی از روستاهای نوقان به نام سناآباد در آخر صفر سال ۲۰۳ ه‍.ق. وفات کرد و بیماری آن حضرت بیش از سه روز نبود و سمی به او خوراندند.
مأمون يک شبانه روز مرگ آن حضرت را پنهان داشت سپس در پی  محمد بن جعفر و گروهی از اهل بيت و خاندان ابوطالب که در خراسان بودند، فرستاد. خبر مرگ امام (ع) را به ايشان داد و گريست و بسيار بی تابی کرد و جنازه آن حضرت را بديشان نشان داد. سپس دستور داد آن حضرت را غسل دهند و خود جنازه را برداشت به همين جايی که اکنون مدفن آن حضرت است، آوردند و به خاک سپرد  و در همان جا نيز قبر هارون الرشيد بود. قبر حضرت رضا (ع) پس روی هارون و در قبله او قرار گرفته است.
شاه عباس اول از اصفهان پياده به خراسان آمد و دستور داد گنبد و بارگاه آن حضرت را تذهيب کنند. کار تذهيب گنبد امام رضا (ع) در سال 1010 هجری شروع شد و در سال 1016 هجری پايان پذيرفت.

وی همسری به نام سبیکه داشت که از خاندان ماریه همسر پیامبر (ص) بوده است و مادر امام محمد تقی جواد (ع) می باشد و ام حبیبه دختر مامون که فرزندی برایش ذکر نشده است. در شماره و اسامی فرزندان وی اختلاف است، پنج پسر و يک دختر. نام فرزندان وی چنين است : محمد (امام نهم(ع)) ، حسن، جعفر، ابراهيم، حسن و عايشه و یا چهار پسر و يک دختر  و یا تنها فرزندش محمد بن علی جواد (ع) و یا دو پسر داشت که نام آنها محمد (ع) و موسی بود و یا دختر دیگری.
سه شنبه, 14 آذر 1396 00:02
حضرت‌ امام‌ جعفر صادق‌ عليه‌ السلام‌، امام ششم و رئيس‌ مذهب‌ جعفرى‌ (شيعه‌) در روز 17 ربيع‌ الاول‌ سال‌ 83 هجرى‌ معروف به سال قحطى، در مدینه دیده به جهان گشود. پدرش‌ امام‌ محمد باقر (ع‌) و مادرش‌ "ام‌ فروه‌" دختر قاسم‌ بن‌ محمد بن‌ ابى‌ بكر مى‌باشد.
كنيه‌ آن‌ حضرت‌ "ابو عبدالله‌" و لقبش‌ "صادق‌" (راستگو) است‌. حضرت‌ تا سن‌ 12 سالگى‌ معاصر جد گراميش‌ حضرت‌ امام سجاد (ع) بود. پس‌ از رحلت‌ امام‌ چهارم‌ مدت‌ 19 سال‌ نيز در خدمت‌ پدر بزرگوارش‌ امام‌ محمد باقر (ع‌) زندگى‌ كرد. بنابراين‌ صرف‌ نظر از جنبه‌ الهى‌ و افاضات‌ رحمانى‌ كه‌ هر امامى‌ آن‌ را دار مى‌باشد، بهره‌مندى‌ از محضر پدر و جد بزرگوارش‌ موجب‌ شد كه‌ آن‌ حضرت‌ با استعداد ذاتى‌ و شم‌ علمى‌ و ذكاوت‌ بسيار، به‌ حد كمال‌ علم‌ و ادب‌ رسيد و در عصر خود بزرگترين‌ قهرمان‌ علم‌ و دانش‌ گرديد.
پس‌ از درگذشت‌ پدر بزرگوارش‌ 34 سال‌ نيز دوره‌ امامت‌ او بود كه‌ در اين‌ مدت‌ "مكتب‌ جعفرى‌" را پايه‌ريزى‌ فرمود و موجب‌ بازسازى‌ و زنده‌ نگهداشتن‌ شريعت‌ محمدى‌ (ص‌) گرديد . داراى‌ حكمت‌ و علم‌ وسيع‌ و نفوذ كلام‌ و قدرت‌ بيان‌ بود. با كمال‌ تواضع‌ و در عين‌ حال‌ با نهايت‌ مناعت‌ طبع‌ كارهاى‌ خود را شخصا انجام‌ مى‌داد و در برابر آفتاب‌ سوزان‌ حجاز بيل‌ به‌ دست‌ گرفته‌، در مزرعه‌ خود كشاورزى‌ مى‌كرد و مى‌فرمود: اگر در اين‌ حال‌ پروردگار خود را ملاقات‌ كنم‌ خوشوقت‌ خواهم‌ بود زيرا به‌ كد يمين‌ و عرق‌ جبين‌ آذوقه‌ و معيشت‌ خود و خانواده‌ام‌ را تأمين‌ مى‌نمايم‌.  
زندگى‌ پربار امام‌ جعفر صادق‌ (ع‌) مصادف‌ با خلافت‌ پنج‌ نفر از بنى‌ اميه‌  و دو نفر از خلفاى‌ عباسى‌ بود و دوران امامت امام ششم یکی از طوفانى‌ترين‌ ادوار تاريخ‌ اسلام‌ است‌ كه‌ از يك‌ سو اغتشاشها و انقلابهاى‌ پياپى‌ گروههاى‌ مختلف‌ ، به ويژه‌ از طرف‌ خونخواهان‌ امام‌ حسين‌ (ع‌) رخ‌ مى‌داد،
آن حضرت مردم را بر آن می داشت تا در قیامی که عمویش زید بن علی بن الحسین (ع) بر ضد دولت امویان کرده بود، پشتیبان زید باشند. هنگامی که خبر قتل زید به او رسید بسیار ناراحت شد و اندوهی عمیق به او دست داد و نیز هنگامی که جنبش محمد بن عبدالله بن حسن  (ع) شکست خورد، امام را حزن و اندوه فرا گرفت و سخت بگریست و مردم را مسؤول کوتاهی در برابر آن جنبش دانست. قیام یحیی بن زید پسر عمویش، به اینها باید قیام عبدالله بن محمد باقر (ع)، برادر حضرت، و عبیدالله اعرج بن حسین بن زین العابدین (ع) پسر عموی حضرت را افزود.
سرانجام انقلاب‌ "ابو سلمه‌" در كوفه‌ (هرگاه از او می‌پرسیدند: امام کیست؟ می‌گفت: شتاب مکنید. او می‌خواست کار زمامداری را به فرزندان ابوطالب بسپارد ولی امام به دعوت ابوسلمه پاسخ نداد و نامه او را سوزاند. زیرا دعوت ابوسلمه دعوتی سیاسی بود، نه آنکه امام صادق (ع) را امام واجب اطاعت بداند) و سیاه جامگان به رهبری "ابو مسلم‌" (ابو مسلم خراسانی که در برپایی دولت عباسیان تلاش بسیار کرده بود را منصور عباسى‌ به قتل رساند) حكومت‌ شوم‌ هزار ماهه‌ بنى‌ اميه‌ را برانداخت‌ و خلافت عباسیان شروع شد. امام با حسن استفاده از این فترت و ضعف قدرت سیاسی به بسط و اشاعه معارف دینی همت می گمارد.
گسترش زائدالوصف سرزمین اسلامی و مواجهه اسلام و تشیع با افكار، ادیان، مذاهب و عقاید گوناگون اقتضای جهادی فرهنگی داشت و امام صادق (ع) به بهترین وجهی به تبیین، تقویت و تعمیق “هویت مذهبی تشیع” پرداخت. از عصر جعفری است كه شیعه در عرصه های گوناگون كلام، اخلاق، فقه، تفسیر و… صاحب هویت مستقل می شود.
می‌توان گفت از سال ۴۰ ق. پس از شهادت امام علی (ع)  تا نزدیک به پایان سده نخستین هجرت، جز معدودی از صحابه و تابعان از فقه درست -فقه آل محمد (ص)- بی‌بهره بودند. در روزگار امام باقر (ع) اندکی گشایش پدید آمد و سالیان دوران امامت امام صادق (ع) عصر انتشار فقه آل محمد یا به تعبیر دیگر، روزگار تعلیم و تدریس فقه جعفری بود. در این سالها مدینه نیز چهره دیگری یافته بود.
چهار هزار راوی برای امام جعفر صادق (ع) مغز متفکر جهان شیعه برشمرده اند و  بسیاری از فقها از پرورش یافتگان مکتب ایشان بوده‌اند. جابر ابن حیان -کیمیاگر معروف که در غرب به نام Geber خوانده‌ می‌شود- بسیاری از اختراعات خود را منتسب به جعفر صادق (ع) یا با تغییرات جزئی از آموزه‌های او می‌داند. به نظر چنین می‌آید که امام معلمی بود که نگارش را به دیگران (مثلاً شاگردانش) می‌سپرد.
مالک بن انس، پیشوای یکی از مذاهب چهارگانه فقهی اهل سنت، مدتی شاگرد جعفر صادق (ع) بود. ابوحنیفه، پیشوای یکی دیگر از مذاهب چهارگانه فقهی اهل سنت، نیز شاگرد جعفر صادق (ع) بود. به عنوان نمونه، آلوسی درباره عظمت علمی صادق (ع) گفته‌است: اگر جعفر بن محمد (ع) نبود، مردم احکام و مناسک حجشان را نمی‌دانستند.
بیشترین حجم روایات، احادیثی است كه از امام صادق (ع) نقل شده است، اهمیت معارف منقول از جعفر بن محمد (ع) به میزانی است كه شیعه به ایشان منسوب شده است: ”شیعه جعفری“. كمتر مسئله دینی (اعم از اعتقادی، اخلاقی و فقهی) بدون رجوع به قول امام صادق (ع) قابل حل است.
از دیگر ده ائمه عمر بیشتری نصیب ایشان شد و ایشان با شصت و پنج سال عمر شیخ الائمه محسوب می شود. مردی از امام خواست وی را چیزی بیاموزد که به خوبی دنیا و آخرت برسد و مختصر باشد، فرمود: دروغ مگو.
حضرت دست کم یک نوبت از سوی منصور به عراق احضار شد و چندی در آنجا ناچار به اقامت شده است. حضرت‌ صادق‌ (ع‌) بر اثر توطئه‌هاى‌ منصور عباسى‌ در سال‌ 148 هجرى‌ مسموم‌ و در قبرستان‌ بقيع‌ در مدينه‌ در كنار قبر پدرش، امام باقر (ع) و جدش، امام سجاد (ع)  و عمویش، امام حسن (ع) دفن شد.

حضرت‌ امام‌ صادق‌ (ع‌) هفت‌ پسر و سه‌ دختر داشت‌. همسرانش فاطمه (مادر اسماعیل، عبدالله، ام فروة)، حمیده بربریة یک کنیز (مادر موسی (امام کاظم علیه‌السلام)، اسحاق، محمد) و زنانی دیگر (مادران بقیه فرزندان وی) بوده‌اند.
فرزندانش؛ اسماعیل (از امامان اسماعیلیه که پيش‌ از وفات‌ حضرت‌ امام صادق‌ (ع‌) از دنيا رفته‌ است‌)، عبدالله افطح، موسی کاظم (ع) (امام هفتم شیعیان)، محمد دیباج، اسحاق، علی عریضی، عباس، ام فروة، اسماء و فاطمه می باشند.
پس‌ از حضرت‌ صادق‌ (ع‌) مقام‌ امامت‌ بنا به‌ امر خدا به‌ امام‌ موسى‌ كاظ‌م‌ (ع‌) منتقل‌ گرديد.