امروز: چهارشنبه 02 اسفند 1396 برابر با 21 فوریه 2018

سه شنبه, 07 مهر 1394 16:49
در روز سه شنبه مورخ 94/7/7 به مناسبت روز آتش نشانی و ایمنی مراسمی با حضور بخشدار,شهردار ,مسئولین ادارات شهر و مدارس در ایستگاه آتش نشانی برگزار و در پایان با غبار روبی گلزار شهدا به اتمام رسید.
(شهرداری انارک- ۱۳۹۴/۰۷/۰۷)
دوشنبه, 06 مهر 1394 22:30
جانمایی منبع جدید آب انارک انجام شد. روز گذشته دوشنبه پنجم مهر ماه، کارشناسان اداره آب و فاضلاب استان و شهرستان و با حضور شهردار و مسئولین آب انارک و مسئول خدمات شهری شهرداری نسبت به جانمایی منبع جدید آب انارک اقدام نمودند. این منبع در شمال انارک خواهد بود و کلنگ اجرای آن زده شد. این امر حیاتی تامین بودجه شده و پی از طی مراحل اداری در آینده نزدیک اجرایی می شود.
دوشنبه, 06 مهر 1394 11:50
پارکینگ شهرداری / مهر 1394عملیات ساختمانی پارکینگ شهرداری انارک شروع شد.
شهرداری انارک پارکینگ جداگانه ای برای ماشین آلات خود نداشت و در شهرداری مستقر می شدند که با آغاز عملیات ساختمانی پارکینگ شهرداری در زمینی به مساحت 2000 متر مربع واقع در کنار شهرداری امید می رود خدمت رسانی بهتر صورت گیرد.


پنج شنبه, 26 شهریور 1394 18:36
اصفهان - ايرنا - چند طرح عمراني روز پنجشنبه با حضور استاندار اصفهان در شهرستان نايين به بهره برداري رسيد و اجراي چند طرح ديگر آغاز شد. 
به گزارش ايرنا، در سفر يك روزه استاندار اصفهان به شهرستان نايين، عمليات طرح احداث ميدان شهرك قائميه بمنظور تامين و دسترسي و تسهيل در بهبود عبور و مرور شهروندان و ساكنان شهرك قائميه اين شهرستان با اعتباري بالغ بر ۶ ميليارد ريال از محل اعتبارات شهرداري و پروژه هاي عمراني آغاز شد. آغاز به كار عمليات اجرايي پروژه احداث پل آسان رو و عابر پياده واقع در بلوار جواد الائمه بمنظور تسهيل در رفت و آمد شهروندان نيز با اعتباري بالغ بر دو ميليارد ريال از محل اعتبارات استاني و شهرداري از ديگر پروژه هايي بود كه در سفر رسول زرگرپور به اين شهرستان انجام شد. پارك بوستان فرهنگ شهرستان نايين نيز افتتاح شد.
استاندار اصفهان در ادامه سفر به شهرستان نايين با حضور در بخش انارك اين شهرستان ، چند طرح عمراني را افتتاح و يك طرح عمراني ديگر را كلنگ زني كرد. افتتاح و بهره برداري ساختمان آتش نشاني انارك، آسفالت معابر و زير سازي معابر و بافت قديم شهرك ناروسينه با اعتباري بالغ بر ۱۳ ميليارد ريال از جمله اين طرح هاست. استاندار اصفهان همچنين از كارخانه توسعه و فرآوري مس مسكني در بخش انارك بازديد كرد.
استاندار اصفهان در بدو ورود به نايين در گلزار شهداي اين شهر حضور يافت و به مقام شامخ شهيدان سرافراز اداي احترام كرد. وي همچنين از مراحل توسعه امام زاده سلطان سيد علي(ع) بازديد كرد.
(۱۷:۴۶ - ۲۶/۰۶/۱۳۹۴ :خبر تاريخ | ۸۱۷۶۳۵۵۷ :خبر كد. )
پنج شنبه, 26 شهریور 1394 18:18
انارک / افتتاح ایستگاه آتش نشانی / 26 شهریور 1394امروز پنجشنبه 26 شهریور 1394، ایستگاه آتش نشانی و خدمات ایمنی انارک افتتاح شد.
در این افتتاحیه نماینده شهرستان نائین و خور و بیابانک، مقاماتی از استان، شهرستان و شهر انارک شرکت داشتند. در این افتتاحیه استاندار و همراهان، امام جمعه نائین، فرماندار نائین و همراهان، شورای شهر انارک و مقامات شهر تشریف داشتند. مقدم این محترمین را به شهر انارک گرامی می داریم.
پنج شنبه, 19 شهریور 1394 11:28
شهرداري انارك در نظر دارد به استناد مصوبه شماره 157 مورخ 24/5/94 شوراي اسلامي شهر انارك  نسبت به فروش تعداد 22 پلاك مسكوني و و تعداد 8 پلاك تجاري واقع در شمال شهر جنب اداره برق از طريق مزايده قدام نمايد.
(شهرداری انارک، ۱۳۹۴/۰۶/۱۶)
سه شنبه, 17 شهریور 1394 19:00
ديروز شنيه در جريان معارفه ي شهردار جديد نارُسّنه (آقای طباطبایی) بر عملكرد شوراي شش ساله صحه گذاشته شد و از كرده ها و ناكرده هايشان به طور شفاهي تقدير به عمل آمد. در پايان جلسه شنيدم شهروندي مي گفت: دو تا ... رئيس گرتاين و اختيارشني از بقيه هگيره و هيمِيّاشني ويرونه كه و هيمكّيشني ناراضي سات. نيصپي مردم رهشني شينيگيره و ايشيين. اُو گُ نَيُمه، گازي جي گُ نَيُمه، مدرسه هامني جي گُ ايشي. پي و ماي ها جي گُ بي در بيلا گرتاين. اسمه جي مُزّي دس هئگيرن، چيرا هَنَگيرن؟
مخاطبش پرسيد : غير از مزار اَبي كياشني خيراب كه؟
گوينده گفت :ايشُ ري قَله وَ پَشتي بالابو ها ايوين. ايشُ تو كيچه ها و گشت ايزن و خيراب و خوروبي ها ايوين.
شهروند ديگري كه استراق سمع مي كرد ابرو بالا انداخته گفت: گِندش بعد براِية، وِيُسّيت.
(نوشته شده توسط محمدعلی ابراهیمی انارکی در یکشنبه سی و یکم شهریور 1392)
جمعه, 13 شهریور 1394 11:24
اولین سفرش به انارک  با تلخکامی همراه بود. می گفت: راه درازی را پشت سر گذاشته تا به خانه ی پدری رسیده است . پزشک متخصص بود و تحصیل کرده ی خارج. ته لهجه اش نشان می داد که فرزند کویر است همانجا که پدرش دیده به جهان گشوده و پدر بزرگش در خاک آن  آرمیده است. آوازه ی زیبایی شهر، آرامش روز و سکوت شبانه ی  آن، او را در گرمای کشنده ی تابستان به کویر کشانده بود. نه او کسی را می شناخت که در حکم غریبه بود و نه کسی او را  به جا می آورد که  ساکنان هم، دیگر بومی نبودند . و چه دشوار است تحمل دردی که انسان در خانه ی پدری احساس غربت کند.
 از موتور سوار جوانی که جلو اتومبیلش ویراژ داد سراغ سالمندان و پیران ولایتی را گرفت. بی اطلاعی جوان از شناخت معمرین او را به فکر فرو برد. " پدرم می گفت در اینجا ،همه یکدیگر را می شناسند! " کمی جلو تر آمد. مردی میان سال  کپسولهای خالی گاز را  بر ترک موتور می بست. کنارش ترمز کرد." سلام . شما انارکی هستید؟ "   "بله ."    " ممکن است بگویید مسن ترین مرد آین آبادی کیست ؟ " مرد با انگشت پیرمردی را در خیابان مکارم نشان داد که روی چارپایه ای نشسته و به عصایش تکیه زده بود. " اون آقا ست ، اسمش آمحمد است . از او پیر تر نداریم . انارکی خالص است .
" به سراغ آمحمد رفت . چشمش که به سنگفرش خیابان افتاد چهره اش متبسم شد. از آنچه می دید احساس شادی می کرد. غرور ملی یعنی همین. از اتومبیل پیاده شد. سلام کرد و بی آن كه  منتظر پاسخ بماند دستانش را بر شانه ی پیرمرد گذاشت و چهره اش را بوسید. چهره ی یک مرد ولایتی را . نود سال زحمت و تلاش و محرومیت را . خودش را معرفی کرد پدرش را و پدر بزرگش را هم. و منتظر جواب ماند . آمحمد نگاه در نگاهش دوخت . دکتر سر فرود آورد و با صدای بلند گفته هایش را تکرار کرد. پیرمرد  مکثی کرد ، کوتاه  و گذرا، کمتر از ده ثانیه و این مختصر زمان کافی بود تا او پرونده ی یکی از معتمدان یک قرن پیش آبادی را مرور کند که شتر فراوان داشت و  امین و بخشنده بود. و خانه در محله ی بیک علی داشت و آرامگاهش بالا دست  اتاقک خشتی (سرد خانه) در قبرستان قدیم بود. دکتر با کاشتن بوسه وداع بر پیشانی پیرمرد روانه ی آرامستان شد.
شوق لحظه ای بر مزار پدر بزرگ نشستن و فاتحه ای خواندن دلش را لبریز از شور و نشاط کرده بود. اتومبیلش را کنار تپه ی مولتانی نگاه داشت . به اطراف نگریست . اینجا كه .... نکند اشتباه آمده باشد.  از مردی که سبد پر از نان در دست داشت نشانی قبرستان قدیم را پرسید. " همین جاست . حال دیگر قبرستان نیست . پارکش کردند . می خواهند گل بکارند." دانه های درشت عرق بر پیشانی دکتر نشست. با یک نگاه عرصه ی پهناور  مزار را برانداز کرد. از اتومبیل پیاده شد. به بلوکهای  سیمانی روی تپه تکیه زد. آرنج ها را بر گردی استخوان زانو نهاد و سر را در فرو رفتگی دو دست گرفت. لختی در اندیشه فرو رفت .اندیشه ای پیوند خورده با اندوه ، اکنده از غم ، غمی گنگ و سنگین که به هیچ زبانی قابل توصیف نبود. " یعنی انارک هیچ اندیشمند و ادیب و خیر نداشته ؟  مزار طرب انارکی  آن شاعر خوش قریحه و پدرش حاج محمد رضا بانی مسجد کجاست ؟ حاج باقر بزرگ کجا مدفون است ؟  آرامگاه ملا ابوالحسن و پدرش آخوند ملا رضا  را کجا می توان یافت.؟
 پدرم افراد زیادی از بزرگان آبادی را نام می برد. بدون شک هویت تاریخی شهر با نابودی قبرستان از میان رفته  ، اگر تفکر خمیر مایه ی این کار بود هم قبرستان حفظ می شد و هم پارک ایجاد می گردید .افسوس.. " برای پرسش هایش پاسخی نداشت ،کسی هم  پاسخ گویش نبود. راه درازی آمده بود .بی حاصل .  اتومبیل ر ا به حرکت آورد پنجاه متر جاده خاکی قبرستان را با تأنی طی كرد و در  همواری جاده از نظر ناپدید شد. این اولین و آخرین سفر او به انارك بود.
(نوشته شده توسط آقای محمدعلی ابراهیمی انارکی در جمعه هفدهم شهریور 1391 و ساعت 12:48 در وب لاگ کویر انارک)