سه شنبه, 08 خرداد 1397 10:30
حجت الاسلام و المسلمین اکبر حمید زاده گیوی از خطيبان مشهور پس از يك دوره طولانى بيمارى درگذشت. وى كه از مبارزان دوران پهلوى بود پس از انقلاب به عنوان نماينده مردم بويين زهرا و آوج انتخاب شده بود. 
زندگینامه حجت الاسلام و المسلمین اکبر حمید زاده گیوی: 
متولد1327، شهرستان خلخال . دروس ابتدائی را در دبستان حافظ زادگاه خودش پشت سر گذاشت و پس از مهاجرت به تهران دوره متوسطه را دردبیرستان نوبختی آغاز کرد و هم زمان به خواندن ادبیات عرب در حوزه علمیه شاه چراغی مشغول شد، از محضر اساتید بزرگواری استفاده کرد و به دلیل بر خورداری از استعداد بالا سریعا مراحل رشد را طی کرد و توسط مرحوم اقا میرزا علی اصغر هرندی و مرحوم اقای فلسفی به موسسه علمی یکی از مراجع بزرگوار وقت معرفی و مشغول تحصیل شد، در پانزده خرداد سال پنجاه دستگیر و پس ازدو ماه بازداشت در ساواک قم برای سربازی به کازرون اعزام شد و از انجا به تایباد تبعید شد، در جریان فوت سپهبد ضرغام، که فرمانده ژاندرمری وقت بود، توسط سرهنگ شرفی رئیس ساواک تایباد وادار به سخنرانی شد، که به دلیل انجام وظیفه دستگیر و به بازداشتگاه ناحیه ژاندرمری مشهد منتقل شد، که پس از دو ماه باز داشت، به تایباد بر گردانده شد.
پس از سپری شدن این دوران تصمیم گرفت در مشهد بماند و از اساتید مشهد استفاده کند، و در عین حال ارتباط بسیار نزدیکی با تهران، قم و محافل سخنرانی داشت، در دماوند پس از یک سخنرانی دستگیر و به پنج سال زندان محکوم شد ,حدود بیست و شش ماه در زندان اوین و قصر زندانی بود، پس از آزادی، در مجلس چهلم شهدای تبریز سخنرانی و پس از آن دستگیر و به کمیته مشترک ضد خرابکاری انتقال داده شد، و پس از مدتی به نقده تبعید شد، پس از روی کار آمدن شریف امامی سخنرانی و دستگیر شد، مدتی در زندان نقده و با تظاهرات مردم، که آزادی ایشان را می خواستند به زندان ارومیه انتقال دادند و از انجا به انارک نائین تبعید کردند که تا پیروزی انقلاب به طول انجامید.

آثار:
سی گفتار راه تربیت، پدیدآورنده اکبر حمیدزاده گیوی تاریخ نشر ۱۳۹۰ ناشر چاپ و نشر عروج
تدبیر و سیاست در نهج‌البلاغه حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر اکبر حمیدزاده
مجموعه ۱۲ جلدی شرحی بر نهج البلاغه نوشته حجت‌الاسلام اکبر حمیدزاده
(نوانديش / 
کد خبر: ۷۵۶۲۰ / 
تاریخ انتشار: ۰۸ خرداد ۱۳۹۷ - ۰۴:۱۶)
جمعه, 04 خرداد 1397 18:15

انارک نیوز - زایش او در سال 1307 (در انارک) می باشد. پدرش میر عبدالکریم، مادرش فاطمه، خواهرانش سرور و فروغ و برادر کوچکترش میرعبدالرحیم نام داشت.
از کودکی کتاب خوان بود و در سال های دهه 20 در جوانی، ساده باورانه می پنداشت که روزی می شود با قلم و فاش کردن فساد از "ننگ و نکبت" نظام های حاکم رها شد.در 1329 برای ادامه تحصیل راهی آلمان شد در حالی که خلاف رسم زمان که سوسیالیسم را می پسندید، ملی گرا و لیبرال ماند. به فعالیت های دانشجویی و ترجمه مقالات در مجله گروهشان پرداخت و در همانجا با زنی آلمانی ازدواج کزد که حاصل آن آتوسا و میرعبدالکریم هستند. در 1339 از دانشگاه فریدریک ویلهلم (بن) درجه دکترا در علم اقتصاد و تخصص در سیاست اقتصادی گرفت و به ایران بازگشت.

تا اوایل انقلاب در پست های مهم اقتصادی کار می کرد و به دو زبان آلمانی و انگلیسی کاملاً وارد بود. ابتدا به ترجمه شاهکارهای ادبی از آلمانی، به تفنن و بدون دریافت وجه مشغول شد. اولین اثرش که به صورت کتاب چاپ و منتشر شد "قصر" از کافکا بود اما پس از انقلاب و محدودیت بسیار برای کارکردن و نان درآوردن به "ترجمه حرفه ای" روی آورد. علاوه بر آثار ادبی، بیشتر آنچه را که در دنیا اهمیت یافته بود ترجمه می کرد.
آثار را برای ترجمه خود برمی گزید تا خواننده ایرانی سریع و سهل با روند تفکر بشر آشنا شود و ترجمه را به گونه ای می پسندید که خواننده باور کند نوشته خود نویسنده را می خواند که ارزش فرهنگی هم دارد.
ترجمه کتاب "سلول" را بسیار دوست می داشت که در آن هیچ نشانی از حال و هوای روزمرگی نیست! می گفت: یک فرهنگی جهانی داریم که همگان در سراسر جهان در ساخت آن شریک اند و به ناچار فراگیر می شود و هیچ جامعه ای در بلندمدت نمی تواند خود را از آن دور نگه دارد.
در 1379 درگذشت. روحش شاد و یادش گرامی باد./حرا-1/4/92/

آثار: قریه ما
ناشر: خامه تهران / چاپ: پویا آبان ماه 1360 / تعداد صفحات :282
موضوع: تاریخچه خاندان صدریه با نگاهی جامعه شناسانه به برخی از تحولات تاریخی. در صفحه 2 آمده است:
توان ما - هر اندازه ناتوان - نقطه ی امید به شمار آید.
امید ما - هر اندازه مایوس - در این ماجرا به کار آید.
هدف ما - هر اندازه ناممکن - از آن چشم نمی پوشیم.
کوشش ما - هر اندازه بیهوده - باز می کوشیم.
تقلای ما - هر اندازه فرسوده - تنها نشانه ی زندگی است.
و تسلیم ما - هر اندازه مفهوم - سرآغاز بندگی است.
چون سرما را توان تحمل نمی داریم.
اندام عریان خود را بر آتش می گذاریم.

- مقالات شامل:
تفننی در کنار کار اصلی/ نشریه: اطلاع رسانی و کتابداری «تحقیقات اطلاع رسانی و کتابخانه‌های عمومی» تابستان 1370 - شماره 1 (5 صفحه - از 82 تا 86)
روند تکامل ترجمه در قرن اخیر/ نشریه: اطلاع رسانی و کتابداری «تحقیقات اطلاع رسانی و کتابخانه‌های عمومی» تابستان 1370 - شماره 1 (1 صفحه - از 68 تا 68)
دیدگاهها/ نشریه: علوم انسانی «گزارش» تیر 1374 - شماره 53 (2 صفحه - از 11 تا 12)

- نظرات و دیدگاهش تحت عنوان "فراتر از خط قرمز" در کتاب "خط قرمز، آزادی اندیشه و بیان و حد و مرزهای آن، مجموعة مقاله و مصاحبه" (شامل بيست و دو مقاله و مصاحبه در زمينه بيان حد و مرز آزادي انديشه)/ 1377

- و قسمتی از ترجمه هایش:
قصر/ فرانتس کافکا
چهره های سیمون ماشار/ برتولت برشت/ 1351
در انبوه شهرها/ برتولت برشت
سلول/ هورست بینک/ 138 صفحه/ نشر آبی/ 1364
كاخ شیشه ‏اى سیاست/ كورت والدهایم/ 400 صفحه/ اطلاعات/ 1365
تل گرسنه/ دفتی دوموریه/ 488 صفحه/  میترا، فردوس/ 1368
خانه اشباح (ادبیات)/ ایزابل آلنده/ 516 صفحه/ فردوس/ 1368
زندگی و مرگ لنین/ رابرت پاین/ 682 صفحه/ نشر آبی
کینز و پس از کینز (مسایل اقتصادی سال های پس از جنگ)/ مایکل استوارت/ 383 صفحه/ فردوس/ 1368
کاتاسترویکا: دهکده های پوتمکین گورباچف همراه با مقاله ای از هنری کیسینجر/ الکساندر زینوویف/ 198 صفحه/  نشر آبی/ 1369
ناقوس ساز (شعر)/ فردریش شیلر /چاپ در کتاب هفته
فریضه ای برای شهر اراس/ اندرزی ژچی پیورسکی/ 208 صفحه/ نشر آبی/ 1371
نبرد براى فلسطین/ فریدریش شرایبر/ 372 صفحه/ نشر آبی/ 1373
تاریخ جهان: تحول اندیشه، تمدن و فرهنگ جهان - جلد 1 و 2/ تئودور اچ . فون لاو، جان هرسكويتز، جول اچ. وينر و ماروين پری/ 1377
داریوش و پارس ها (تاریخ و فرهنگ ایران در دوره هخامنشیان)/ والتر هینتس/ 304 صفحه/  موسسه انتشارات امیرکبیر
مبانی نقاشی و خطاطی ( رمان )/ ژوزه ساراماگو/ 328 صفحه/ فردوس/ 1378
دومین انقلاب (پراسترویكا)/ میخاییل سرگی یویچ گورباچف/ 548 صفحه/ نشر آبی/ 1379
کفچه ماهی (رمان)- جلد 1 و 2/ گونتر گراس/ 448 و 400 صفحه/ فردوس/ 1379
آوای وزغ/ گوانتر گراس/ 304 صفحه/ فردوس/ 1380
طبل حلبی/ گونتر گراس/ 736 صفحه/ نوقلم
گروه محکومین/ فرانتس کافکا
خاطرات ویلی برانت


به یاد دکتر (میر) عبدالرحمن صدریه انارکی
دکتر عبد الرحمن صدریه را من از دانشگاه فریدریک ویلهلم در شهر بن آلمان می‏ شناختم، هر دو دانشجوی آن دانشگاه بودیم. یاد باد آن روزگاران یاد باد! دوست نزدیک و همدرس او شاپور مسعودی بود، از مردم تویسرکان و از اخلاف شاهزاده ‏های قدیم، بسیار خوش صحبت و اهل دل‏ که هم شب زنده ‏داری می‏ کرد و هم درس می‏ خواند و از غرایب آنکه باید سال پیش در همین‏ اوقات باشد که او هم روی در نقاب خاک کشید و همانجا در غربت بن، به خاک رفت. من همواره‏ ترجیع بندی از یک تصنیف آلمانی را بیاد دارم که او به شوخی و خنده در مورد متعددی که‏ حرفی و مشکلی پیش می‏ آمد می‏ خواند: Ach,in Funfzieg Yahre ist alles Vorbei «برو بابا،تا پنجاه ساله دیگه همه چیز تمومه».
صدریه پس از اخذ درجه دکترا در اقتصاد به ایران بازگشت ولی مسعودی همانجا در پیش‏ عهد و عیال آلمانیش ماند و به ایران بازنگشت. صدریه هم همسرش آلمانی بود ولی خودش‏ اهل کویر، از انارک که پس از اتمام تحصیل تاب سرمای آلمان را نیاورد و به وطن بازگشت. اگر از ظاهرش چیزی نمی ‏شد فهمید در باطن، در ته قلبش گرمای کویر تفته و روشن بود. در ایران‏ او به دلیل لیاقت و درستی‏ اش تا بالاترین مقامات دولتی در بخش‏های اقتصادی خود را برکشید و در هر سمتی که بود از خود لیاقت و شایستگی نشان داد و همواره ریاستش با محبوبیت همراه‏ بود، پس از بیست و سه سال این علاقه معنوی را در مجلس ختم او در خانقاه صفی علیشاه‏ می‏شد به عیان دید.
شرح‏ حال جالب و خواندنی او و خاندانش را در کتاب ماندنی «قریه ما» که حکایتی است از تاریخ اجتماعی سده اخیر ایران می ‏توان خواند و تصویر زنده‏ اش را از گوشه تاریخ ایران، در قبل‏ و بعد از پهلوی، در آن جست و دگرگونیهای پست و بلند زندگی یک خانواده بزرگ ایرانی را در آن‏ دید. مطالبی که برای تاریخ‏ نویسان اقتصادی و اجتماعی این عهد بسیار ارزشمند است.
صدریه بیشتر با دوستان نزدیکش می‏ جوشید و دمخور بود، علاقه وافری به بحث داشت با آهنگ صدائی چون الماس تیز! نوشتن با قلم را عادت نداشت، پشت ماشین تحریر می ‏نشست و ساعتها می‏ نوشت و ترجمه می‏ کرد. گروه محکومین کافکا، خاطرات ویلی برانت صدر اعظم‏ سابق سوسیالیست آلمان، پروستوریکا گورباچف بخشی از آثار اوست به ترجمه و کتاب‏ «قریه ما »به گمان من مهمترین اثر تألیفی ماندگار می‏تواند به‏ شمار آید. افسوس که:
آن پنجه کمانکش و انگشت خط نویس‏ هر بندش اوفتاده به جائی و مفصلی
در یکی از دفعاتی که دیداری در خانه ی ما داشتیم، پس از صحبت های بسیار و بحث مفصل که‏ عادت او بود، کاغذی از جیب بیرون آورد و گفت شعر مرا گوش کن! چیزی ‏که من در مورد او سراغ نداشتم طبع شعرش بود و علاقه به شعر، شعرش را برایم خواند و بعد به یادگار، آن را به‏ من داد که اکنون یادگاریست از او: انسانی با اخلاق، بردبار و بسی خصلت‏های نیکوی دیگر.
("بخارا" آذر و اسفند 1380 - شماره 21 و 22 / پایگاه مجلات تخصصی نور / هوشنگ ساعدلو - 10 دی‏ماه 1380)

پنج شنبه, 03 خرداد 1397 14:30
انارک نیوز - از تیرماه 1390 به بعد زمان به سرعت به زیان کارخانه آجر آژند می گذشت. با توجه به آماده بودن سوله های صنعتی، سالن تولید با امکان نصب جراثقال سقفی و انبارها، فونداسیون های ماشین آلات و سیلوها، سالن برق، ساختمان اداری و مسکونی، بیش از صد و سی هزار خشت آماده برای ساخت کوره، معدن خاک رس و پیش پرداخت خرید ماشین آلات هر روز دیرتر شروع به کار کردنش زیان به حساب می آمد.
زمان انجام این پروژه از شروع تا پایانش سه سال در نظر گرفته شده بود و به همین دلیل جزو کارخانه های زود بازده بود. بوروکراسی اداری برای دادن مجوزهای دولتی توجهی به زمان انجام آن نداشت. هرچند وقتی موضوع طولانی شدن زمان ساخت را پیش کشید و از آن برای فسخ قرارداد اجاره زمین استفاده کرد به هیچوجه مسئله تعهد تأمین مطمئن آب آنرا که بر عهده اداره آب بود را نپذیرفت . کارآفرین در انارک با مردم سرتاپا امیدوار تنها بود.
بهره برداری از این کارخانه می توانست باعث اشتغال مستقیم حداقل چهل نفر و بطور غیرمستقیم همین تعداد نفر و با در نظر گرفتن هر خانوار چهار نفر، بهره مند شدن حداقل سیصد نفر از قشر کم درآمد گردد.

از سرمایه گذاری مردم انارک هم شش ماه می گذشت و اگر وام را می دادند با توجه به پیش پرداخت خرید ماشین آلات که انجام شده و موعد تحویل آنها فرا رسیده بود در مدت سه ماه نصب و همزمان ساخت کوره شروع می شد. یک ماه پس از آن تست و راه اندازی بود.
اواخر بهار سال 91 ادامه پروژه با توجه به گرانی و تورم غیراقتصادی شد و بنظر می رسید عاجزانه با دست خالی بی نتیجه بر درب بسته می کوبیم و اراده ای جدی جمعی برای کم کردن معضل بیکاری با رفع محرومیت از این منطقه نیست. انارک همچنان محروم باقی می ماند. 
دی ماه 91 پس از چهار سال و نیم از شروع آن بر هیچیک از ما پوشیده نبود که نه از آب خبری هست و نه از وام. پروژه کارخانه آجر آژند انارک با شکست کامل همراه شده بود و تنها راه تغییر پروژه بود تا حداقل قسمتی از سرمایه جان سالم به در برد.
شرکت نیز بیشترین فعالیتش را برای برداشتن موانع کرده بود اما راه به جایی نبرد. از مردم پوزش خواست هر چند از مدتها قبل شروع به پس دادن اصل سرمایه پرداختی مردمی کرده بود که با هزاران امید آنرا جهت ایجاد کار برای جوانانشان و تشکیل خانواده آنان داده بودند.  با آرزوهای برباد رفته چه می شد کرد؟
خرداد ماه سال 93 شرکت در اطلاعیه شماره 5 خود اعلام کرد که نمی تواند بیش از این زیان حاصل از سرمایه گزاری بی نتیجه در پروژه انارک را تحمل نماید. 
جهاد کشاورزی هم کوتاه نمی آمد و بدون توجه به خشکسالی درازمدت، نبود آب در انارک و تأکید مسئولین بر انجام پروژه های کم نیاز به آب همچنان بر تکمیل کارخانه آجر پر نیاز به آب پافشاری و تهدید می کرد!
من ماندم و مردم.
جمعه, 28 ارديبهشت 1397 13:40
انارک نیوز - در تابستان سال 1390 برای تکمیل ساخت کارخانه آجر آژند انارک با دو چالش روبرو بودیم آب و کمبود سرمایه.
آب در بوق و کرنا بود که با لوله کشی به انارک می رسد و تسهیلات بانکی هم برای منطقه محروم به سادگی پرداخت می شود. رئیس سابق بانک ملی انارک که نائینی بود و خیلی نزد انارکی ها مورد احترام بود نیز در مرکز بانک ملی مرکز استان فرد با نفوذی بود.

آب مورد نیاز به میزان 12000 متر مکعب در سال بود. بدون نامه تأمین مطمئن آب در سال 1389 امکان دریافت زمین نبود. شرکت آبفای منطقه نایین با عنایت به اجرای خط انتقال آبرسانی به شهر انارک آنرا تا پایان سال 89 امکان پذیر دانست. اما سال 1390 هم تمام شد و خبری از آن نبود. 
دومین چالش نیز کمبود سرمایه برای این پروژه بود. اواخر سال 90 برای اخد تسهیلات سرمایه ثابت از محل سهمیه باقیمانده سالهای 1384 تا 88 بنگاههای کوچک اقتصادی زودبازده و کارآفرین به بانک ملی معرفی شدیم که یکی از معاونان آن آقای مطهری نائینی رئیس قدیمی بانک ملی انارک بود که در ابتدا برخورد خوبی هم داشت. آقای عباس ایرانپور هم ملاقاتی با ایشان داشت. سپس ایشان معاون تسهیلاتی بانک شد اما پس از یک سال رفت و آمد نصیبمان فقط کفش پاره بود و بدتر اینکه قیمت ارز نیز تقریباً دو برابر شد.
در دی ماه 1391 دست به دامان نماینده محترم آقای سید حمیدرضا طباطبایی نائینی هم شدیم که نهایت تلاش خود را کردند. اما نتیجه همه این تلاشها هزینه، تلف شدن زمان و بوروکراسی اداری بود.

و این چنین بود که میانه تابستان 92 دست از پا درازتر دریافتیم دولت نه آب را تأمین می نماید و نه تسهیلات کم بازده را.
شروع پروژه میانه بهار 87 بود و اینک پس از بیش از پنج سال گذشت زمان به شدت مقروض و آبی هم در کار نبود. افزون بر آن گوش سازمان جهاد کشاورزی هم بدهکار این منطق نبود که بدون آب نمی توان اجرای پروژه را ادامه داد و خواهان اجرای کامل طرح تا اوایل پاییز 1393 بود.
همچنین تعهدی می خواست که در صورت تمام نشدن طرح تا اوایل پاییز 1393 دیگر هیچ ادعایی نسبت به اعیانی طرح نداشته باشم و حق هرگونه اعتراضی را از خود سلب و ساقط نمایم.
خلاصه اش اینکه آنها در تأمین آب بدعهدی کردند و من بایستی تاوانش را می دادم.

چه کنم چه نکنم که خودکرده را تدبیر نیست. با دلو دیگری به چاه رفتم و اینک در قعر چاه بودم. برای نجات سرمایه به این در و آن در زدم تا شاید قسمتی از سرمایه را با تغییر طرح نجات دهم که این خان را هم در ادامه خواهم آورد!
سه شنبه, 25 ارديبهشت 1397 14:55
انارک نیوز - در منطقه انارک گروهی کارآفرین داریم که حق و حقوق دولتی را می دهند و از منابع طبیعی یا امکانات خاص انارک استفاده می برند اما با اینکه درآمد بالایی از انارک نصیبشان می شود در اقتصاد مردم انارک تأثیری ندارند . اینها بلندگوهای قوی دارند و حرفشان نزد مسئولین دررو دارد، برخی نیز به امید واهی درآمد و کار دنبال آنانند. در هر صورت حتی اگر طبیعت را زشت یا منابع را به هدر دهند مجوز دولتی دارند. 
آیا نباید اقتصاد انارک به ازای ریالی که آنها می گذارند و به ازای آن تومانی از منابع برگشت ناپذیر انارک برداشت می کنند دیناری بهره ببرد؟

به سراغ راه حل نهایی می رویم و با پنج گام ساده پرسش، پیامد (معلول)، چرایی (علت)، چاره (راه حل) و انجام پیش می رویم.
1 - برای اینکه به بیراهه نرویم ابتدا باید چند پرسش را پاسخ دهیم!
الف - کارآفرین کیست؟ کارآفرین کسی است که یک سرمایه‌گذاری جدید را فراهم می‌کند، آن را عملیاتی می‌کند و مسئول موفقیت یا شکست آن است. او می خواهد کارفرمای خود باشد و رویایی دارد که خستگی ناپذیر آنرا دنبال می کند. پاداش موفقیت او پول است. 
ب - مدیر حرفه ای کیست؟ مدیر حرفه‌ای کار اختصاص داده شده به وی را با در نظر گرفتن پرداخت پول به انجام می‌رساند. در واقع حساب شده و هدایت شده سرمایه گذاری می کند.
پ - تفاوت کارآفرین و مدیر حرفه ای چیست؟ کارآفرین علاوه بر بوجود آوردن یک شرکت جدید، ریسک‌پذیر و نوآور است در حالی‌که مدیر حرفه‌ای تنها اجراکننده است.
ت - آیا محیط زیست مهمتر است یا بهتر شدن وضع زندگی مردم؟ مردم محلی حق تصمیم‌گیری در مدیریت محیط زیست خود را ندارند پس درآمد حاصل در زندگی آنان نقشی ندارد.
2 - با این چند تعریف ساده مشخص می شود مشکل انارک با مدیران حرفه ای است که می دانند پولشان را در استفاده از کدامیک ار منابع انارک سرمایه گذاری نمایند و چگونه از حمایت های دولتی حداکثر استفاده را ببرند بدون اینکه در برابر این برداشت و تخریب منابع به مردم انارک پاسخگو باشند.
3 - دلیل بی توجهی به خواست مردم این است که مردم محلی نفوذی در دستگاه‌های دولتی ندارند و شهروندان نمی‌توانند عملکرد مسئولان را به چالش بکشند. پس مسئولین از قدرت‌ مصونیت خود در راه تصمیم گیری های مخالف نظر مردم استفاده می کنند.
4 - راه حل پیشگیرانه پاسخگو کردن مسئولین محلی به این تصمیم گیری ها و راه حل نهایی پاسخگو کردن مسئولین شهرستان می باشد.
5- انجام این کار وقتی امکان پذیر است که با نماینده محترم هماهنگی به عمل آید تا در زمانی که چند ساعت وقت دارند به انارک تشریف بیاورند. زمان آنرا هم چند روز زودتر به اطلاع مردم برسانند. ایشان به تناسب خواسته های مردم با همراهانی که پاسخگو باشند قدم رنجه و مردم آزادانه پرسش های خود را مطرح نمایند. در ضمن اگر نیاز باشد بدون حضور همراهان جلسه ادامه یابد.
اگر قول پیگیری دادند در جلسه بعدی یادآوری و نتیجه آنرا اعلام نمایند.
دوشنبه, 24 ارديبهشت 1397 18:26
معاون توسعه کارآفرینی و اشتغال وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی گفت: امسال در استان اصفهان در بحث اشتغال فراگیر بیش از 1600 میلیارد تومان تسهیلات در نظر گرفته شده که توسط بانک های عامل هشت گانه در اختیار متقاضیان قرار خواهد گرفت.
به گزارش خبرگزاری فارس از نایین، عیسی منصوری بعد از ظهر امروز در جلسه کارگروه اشتغال در فرمانداری نایین با اشاره به این‌که در سال 96 و 97 تسهیلات بانکی خوبی برای سرمایه‌گذاران فراهم شده است اظهار داشت: امسال در استان اصفهان در بحث اشتغال فراگیر بیش از هزار و 600 میلیارد تومان تسهیلات در نظر گرفته شده که توسط بانک‌های عامل هشت‌گانه در اختیار متقاضیان قرار خواهد گرفت.وی ادامه داد: نرخ سود مشارکت تسهیلات بحث اشتغال فراگیر با توجه به نوع طرح‌ها بین 10 تا 16 درصد خواهد بود.
معاون توسعه کارآفرینی و اشتغال وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی خاطرنشان کرد:  در حوزه اشتغال روستایی نیز امسال در استان اصفهان افزون بر 270 میلیارد تومان تسهیلات بانکی با نرخ سود 6 تا 10 درصد در نظر گرفته شده است.
منصوری تصریح کرد: بر اساس بازخوردهای دریافت شده و تجربه دو ماهه آخر سال 1396، دستورالعمل و بخشنامه جدید دریافت تسهیلات در سال 97 در استان اصفهان تا پایان هفته ابلاغ خواهد شد که در دستورالعمل جدید علاوه بر افزایش سرعت دریافت وام، اختیار عمل کمیته‌های فنی شهرستان‌ها نیز به طور چشمگیری افزایش یافته و شهرستان‌ها می‌توانند وام‌های تا سقف 250 میلیون تومان را در شهرستان تصویب و خود مستقیم به بانک‌های عامل معرفی کننند. وی به افزایش سرعت دریافت وام اشاره کرد و گفت: در این بخشنامه زمان ماندگاری طرح در دستگاه‌ها و بانک‌ها نسبت به سال گذشته از سه ماه به یک ماه کاهش یافته است؛ در حال حاضر مقداری کندی بررسی و پرداخت تسهیلات در بانک‌ها داریم که امیدواریم با رایزنی‌های صورت گرفته و تمهیدات اندیشیده شده، این زمان نیز کاهش یابد.
معاون وزیر کار در ادامه با اشاره به ظرفیت‌های بسیار خوب شهرستان نایین برای ایجاد اشتغال اظهار داشت: جلسه امروز به منظور بررسی وضعیت موجود اشتغال و توافق برای برنامه‌های توسعه اقتصادی و اشتغال شهرستان نایین برگزار شده که مقرر شد طرح‌هایی در زمینه‌های گردشگری، صنایع دستی، معدن و صنایع معدنی و طرح‌های روستایی در اولویت کاری قرار گیرد.
در ادامه این جلسه، عباسعلی پوربافرانی، نماینده مردم شهرستان‌های نایین و خور و بیابانک اظهار داشت: سال گذشته در قالب طرح‌های اشتغال فراگیر بیش از 17 میلیارد و 800 میلیون تومان تسهیلات در قالب 40 طرح به شهرستان نایین اختصاص یافته که تاکنون بیش از 85 درصد آن محقق شده است. پوربافرانی با اشاره به ظرفیت بالای شهرستان تاریخی نایین در زمینه گردشگری افزود: شهرستان نایین با بیش از هزار و 200 اثر تاریخی در سال گذشته بیش از 40 هزار نفر بازدیدکننده و گردشگر خارجی داشته است که این خود نشان از ظرفیت و پتانسیل بالای شهرستان در این حوزه را نشان می‌دهد.وی به بخش معدن و صنایع معدنی اشاره کرد و گفت: بخش انارک به عنوان آکواریوم معدنی کشور شناخته شده و قدیمی‌ترین معدن ایران در این منطقه قرار دارد که باید در این زمینه نیز سرمایه‌گذاری‌های لازم جهت ایجاد اشتغال پایدار صورت گیرد.
(تاریخ: ۱۷:۲۷ - ۱۳۹۷/۰۲/۲۴کدخبر: ۱۳۹۷۰۲۲۴۰۰۱۰۸۲)
شنبه, 22 ارديبهشت 1397 19:32
انارک نیوز - انارک منطقه ای محروم است حتی اگر دولت آنرا محروم نداند. جالب است همه موافق و مشوق سرمایه گذاری در منطقه محروم انارک بودند و پروژه آجر اشتغال 40 نفر را بطور مستقیم به همراه داشت.
اردیبهشت ماه 1387 ابتدای پیگیری جدی و بدون وقفه من برای گرفتن مجوزهای دولتی ساخت کارخانه آجر سفالی در انارک بود و اواخر تیرماه 89 یعنی پس از دو سال و دو ماه و دستور استاندار زمین را تحویل دادند.  فارغ از اینکه بدانند در این بیست و شش ماه بر سرمایه گذار چه گذشت و آیا هنوز با توجه به شرایط ناپایدار اقتصادی، طرح اقتصادی است یا خیر.
بیشتر سرمایه گزاران تا از دریافت تسهیلات بانکی مطمئن نشوند کاری انجام نمی دهند اما من چشمم را روی این اصل اساسی بستم و از جیب خود مشغول بستن قراردادهای مختلف شدم که صدها میلیون تومان می شد.

در تابستان 1389 با توجه به سرمایه گزاری سنگین این پروژه از شرکت آجر آژند انارک برای سرمایه گذاری و ادامه سریع کار دعوت به عمل آمد.
بتون ریزی فونداسیون سوله ها در انارک دشواری هایی را بوجود آورد و با تأخیر غیرمسئولانه شرکت پیمانکار زمان بندی پروژه بهم ریخت و در پایان با نارضایتی از نحوه انجام، اختلاف دراز مدت و چند سال بعد به دادگاه نایین کشید. ولی با توجه به اینکه در قرارداد داور و ناظر پروژه یک نفر همشهری و ذینفغ فرزندش بود راه به جایی نبردیم. نظریه کارشناس محترم دادگستری برای معایب هم موجود است.
در زمستان از سرمایه گذاری حدود 323 نفر از اهالی بازنشسته و قشر کم درآمد ولی مشتاق انارک استقبال به عمل آمد که در بین آنان هیچیک از افراد پولدار انارکی هم نیست هرچند همه آنان را در جریان گذاشته بودم.
در کمتر از یک سال یعنی تیرماه 1390 سوله سالن تولید، انبارها، سالن توزیع برق کارخانه و فونداسیون ماشین آلات، سیلوها ساختمان اداری و اتاق استراحت با بیش از هزار مترمربع زیربنا آماده شد. پیشرفت کار حدود 35% کل کار بود و وام 28% بانکی سنگینیش را بر روی پروژه انداخته بود. دنبال دریافت وام از دولت برای خرید ماشین آلات و کوره افتادیم که از دیگر خانها به مراتب سخت تر و زجرآور بود. پس از تصویب یک میلیارد تومان در کارگروه اشتغال شهرستان بالاخره دی ماه 90 در کارگروه اشتغال استان و جهت اعلام نظر با فشار آقای وکیل دکتر حسین حسنی بافرانی که در آستانه انتخابات مجلس بود به بانک ملی فرستاده شد.
اما کجا رفت وام های آقای دکتر احمدی نژاد رییس جمهور و از آن به ما چه رسید را در ادامه خواهم آورد!
چهارشنبه, 19 ارديبهشت 1397 20:58
انارک نیوز - وقتی سیلی بنیان کن در راه است و این سیل به خانه ما می رسد می توانیم کارهای مختلفی انجام دهیم که عبارتند از:
1- خود را به خواب بزنیم، وقت تلف کنیم و امیدوار باشیم هیچ اتفاقی نمی افتد.
2- جلوی سیل بایستیم و با دست خالی آنرا منحرف کنیم.
3- سیل بند بسازیم.

دلار که اوایل بهمن ماه 96 حدود 4500 تومان بود ایام عید به 6000 تومان و چندی پیش به 7000 تومان رسید.
در گروههایی مطرح شد که دلار بالا برود، به ما چه؟ بنظر می رسد توی این مملکت نیستند تا به یاد آورند پارسال گوشت 38 هزار تومان و بعد 48 هزار تومان و دیروز 60 هزار تومان شد.
سکه طلا پارسال حدود یک میلیون و الان دو میلیون تومان شده است.
دولت وقتی می خواهد قیمت چیزی را مثل حامل های انرژی در مجلس بالا ببرد قیمت آنرا در خلیج فارس به دلار اعلام می کند و اصلاً به گوشش نمی رود که اینجا ایران است و حقوق دریافتی به دلار نیست! حالا بگو گرانی دلار به من چه؟
پس دلار تا کنه وجود ما ریشه دوانده و هربار بالا رود بایستی بر خود بلرزیم که چقدر از ارزش ریال کم شده و چقدر خدمات دولتی و مایحتاج ضروری گران می شود.
این پایین آمدن قدرت خرید یعنی کمتر می توانی بخری، یعنی تولید روی دست تولیدکننده می ماند و آخرش بیکاری من و تو و فقر و اعتیاد و ... .
حال بگو وقتی کار برای مردان به سختی گیر می آید و فرزندانت و اطرافیانت کاری گیر نمی آورند، آن زن سرپرست خانواده که شوهرش معتاد یا در بستر افتاده یا فوت کرده چه کند؟
به قول فلانی تورم و گرانی را عمه بی سواد من در کوره دهات فهمید تو هنوز نفهمیده ای؟

دیشب هجدهم اردیبهشت ماه 97 که ترامپ رییس جمهور آمریکا بر صفحه تلویزیون ظاهر شد و اعلام کرد از برنامه جامع هسته ای (برجام) خارج می شود وضعیت قیمت آنرا آشفته تر کرد و امروز برخی از نمایندگان محترم مجلس پرچم آمریکا و قرارداد برجام را در صحن مجلس و تعدادی دانشجو در میدان آزادی سوزاندند.
رگهای گردنمان بیرون زده و مرگ بر این و آن می گوییم تا کدامین مشکل را با این روش حل نماییم.
زمزمه هایی از سوی دلواپسان از عدم کفایت سیاسی رییس جمهور روحانی شنیده می شود - که وقتی سخنرانی می نماید نمی دانم نابسامانی ها و فساد رو به گسترش را قبول کنم یا حرف های زیبای ایشان را - که شب های سیاه و سردی را مژده می دهد.

اینک بگویید در چنین شرایطی بایستی هرگونه خطری را منکر شویم و به قول آنان که لباس عافیت پوشیده اند همچنان قدرتمندانه توی پوزه آمریکا بزنیم، با یاری چین و روسیه و لشکر بیکاران به جنگ دشمن سراپا مسلح آمریکای شرور جهانخوار و غده سرطانی منطقه اسراییل صهیونیست برویم یا مسئولین حکومتی به فکر بیفتند و با همین دو ریال که برایمان باقی مانده و هنوز اختلاس نشده تا به دلار تبدیل و از ایران خارج و ریال و قدرت خرید ضعیفتر شود فکری به حال اقتصاد کنند که آخرین نفس هایش را می کشد و آنرا از چنگال مخوف سیاست زدگی نجات دهند.

بر طبل جنگ زدن ساده است اما مدیریت جنگ در دنیای تکنولوژی های پیشرفته و دهکده کوچک جهانی دشوار است. بهتر است به هوش باشیم.
شیوه نمایشی سایت:
  • Font size:
  • Decrease
  • Reset
  • Increase