امروز: چهارشنبه 02 اسفند 1396 برابر با 21 فوریه 2018

یکشنبه, 12 آذر 1396 12:11
2 طرح مقابله با بیابان زایی و مقابله با ریزگردها روز یکشنبه در پایگاه هوائی شهید بابائی(هشتم شکاری) واقع در شرق این کلانشهرآغاز شد.
به گزارش ایرنا، این دو طرح شامل نهالکاری به مساحت 500 هکتار و مالچ پاشی به مساحت 400 هکتار است که با حضور محسن مهرعلیزاده استاندار اصفهان و جمعی از نمایندگان مجلس آغاز شد. 
طرح نهالکاری با اعتباری بیش از 2 میلیارد و 200 میلیون تومان و طرح مالچ پاشی با هزینه ای حدود یک میلیارد و 300 میلیون تومان از محل اعتبارات ملی و صندوق توسعه ملی انجام می شود.
به گفته مدیرکل منابع طبیعی و آبخیزداری استان اصفهان امسال حدود یکهزار هکتار از زمین های بیابانی شرق اصفهان که کانون های اصلی بحران را تشکیل می دهد، مالچ پاشی خواهد شد. محمدحسین شاملی خاطرنشان کرد: تا پایان سالجاری همچنین 4 هزار هکتار از این زمین ها نیز نهالکاری می شود. 
فرمانده پایگاه هشتم شکاری اصفهان فروردین امسال گفته بود: برای مقابله با ریزگردها در اصفهان همچون گذشته بطور فعالانه مشارکت می کنیم. امیرسرتیپ دوم مسعود روزخوش که در جمع خبرنگاران سخن می گفت، ادامه داد: پایگاه هشتم شکاری اصفهان برای مقابله با ریزگردها با نهادهای مرتبط از جمله اداره کل منابع طبیعی همکاری می کند بطوری که برای مقابله با این معضل یکهزار هکتار از مناطق پیرامونی و درونی این مجموعه نظامی نهالکاری شده است. وی با بیان اینکه ریزگردها به موتورهواپیما آسیب می زند، افزود: ریزگردها همچنین سبب می شود که دید افقی خلبانها به شدت کاهش یابد.
استاندار اصفهان و نمایندگان مردم اصفهان در مجلس شورای اسلامی همچنین از دیگر طرح های مقابله با بیابان زایی شرق اصفهان بازدید کردند.
به گزارش ایرنا، استان اصفهان 16 کانون بحرانی ریزگردها دارد. دشت سجزی در 20 کیلومتری اصفهان و منطقه نایین تا انارک در 180 کیلومتری شرق این شهرستان از جمله کانون های اصلی ریزگردها در استان اصفهان به شمار می رود. این منطقه 40 هزار هکتار کانون بحرانی ریزگرها و گرد و غبار دارد.
طرح بزرگ نهالکاری 10 هزار هکتاری شرق اصفهان از سال 93 آغاز شد و در سال 94 با سرعت بیشتری و با جدیت پیش رفت و طی این سالها ( 93 و 94) حدود 2 هزار و 500 هکتار از زمین های منطقه شرق اصفهان نهالکاری شد.
این طرح با مشارکت اداره کل منابع طبیعی و آبخیزداری، بسیج سازندگی سپاه صاحب الزمان(ع) و اداره کل محیط زیست استان اصفهان و سازمان های مردم نهاد اجرا می شود. این طرح قرار است تا پایان سال 96 منطقه وسیعی از شرق اصفهان را پوشش دهد و از فرسایش خاک و پدیده گرد و غبار جلوگیری کند.
معضل ریزگردها در دهه اخیر به مشکل و چالشی جدی صنایع و اقتصاد کشورمان و همچنین برای سلامت شهروندان تبدیل شده به نوعی که منشاء بسیاری از بیماری ها را می توان در این ذرات جستجو کرد.
این ذرات یا مانند گرد و غبار منشاء طبیعی دارند و با جریان باد وارد هوای شهر می شود و یا از بستر خشک زاینده رود و تالاب گاوخونی، فعالیت معادن گچ، آجر و یا از احتراق انواع سوخت ها در کوره ها و مشعل ها و بویژه در خودروها و از همه مهمتر از خودروهای دیزلی و خودروهای بنزینی کاربراتوری تولید می شود.
در صورت بی توجهی به مقابله با ریزگردهای شرق اصفهان، سلامت ساکنان فلات مرکزی ایران تا پایتخت تهدید خواهد شد.
(تاریخ خبر: 1396/09/12ساعت: 11:82)
شنبه, 04 آذر 1396 10:05
بررسی زلزله‌های مهم در هفته گذشته؛ زلزله در هفته گذشته بیشترین زمین‌لرزه‌ها مربوط به شهرهای سرپل ذهاب، قصرشیرین، تازه آباد و جوانرود استان کرمانشاه بوده و علاوه بر آن زلزله‌های 4.1 ریشتری در استان‌های خوزستان، ایلام و فارس به ثبت رسیده است.
به گزارش ایسنا، از زلزله 21 آبان ماه در ازگله مرز میان عراق و ایران، منطقه زاگرس به جنب و جوش افتاده است، به گونه‌ای که شاهد ثبت زلزله‌های متعدد در شهرهای اطراف گسل‌های زاگرس هستیم.
بر این اساس در هفته گذشته زلزله‌های بسیاری در این منطقه رخ داده است که مهمترین آن به این شرح است: ... 
یکشنبه، 28 آبان: ... در انارک استان اصفهان زلزله 2 گزارش شده است.
(شنبه / ۴ آذر ۱۳۹۶ / ۰۹:۰۷ - کد خبر: 96090401477)
شنبه, 27 آبان 1396 23:30
  میزبانی گرم هاجر از میهمانان وحشی روستایی که در روزگار آبادانی «کبودان» نام داشت، این روزها گرچه مخروبه، اما روشن به چراغ میزبانی است. میزبان میهمان‌هایی که با طلوع آفتاب، از قله‌های ارتفاعات عباس‌آباد [نایین] آرام آرام پایین می‌آیند و در ضیافت زوج سالخورده‌ای شرکت می کنند که بر مرده ریگ روستای آبا و اجدادی‌شان خانه کرده‌اند.
ایران آنلاین / از این روست که باید گفت، «کبودان» خالی از سکنه هست، اما خالی از زندگی نیست! سال‌هاست که محیطبان‌های منطقه عباس‌آباد این زوج سالخورده را می‌شناسند. زن و مردی که بیش از 70 بهار را پشت سرگذاشته‌اند و بیش از 15 سال است که به کبودان بازگشته‌اند تا به همان سبک و سیاق پدران‌شان زندگی کنند. دیوارهای خشتی و کاهگلی خانه‌های مخروبه این روستا برای آنها یادآور خاطرات خوش گذشته است. اما ویژگی خاص این روستا که تاریخچه آن- به روایتی- به سه هزار سال قبل بازمی‌گردد، تنها به این بازماندگان نیست و چنان که گفتیم، میهمانان خاص کبودان هستند که این روستا را ویژه کرده‌اند. سرریز شدن گله‌های کل و بز و میش وحشی از کوه‌ها به این روستا(کبودان در دامنه کوه‌های عباس‌آباد و در دل یکی از مناطق کم نظیر حیات‌وحش ایران قرار دارد) و همزیستی‌شان با این زن و مرد و خوردن علوفه از دست تنها بانوی این روستا، جلوه‌ای بدیع از زیبایی است که هر روز و هر روز خلق می‌شود. صدای این زن در گوش این حیوانات وحشی چنان طنینی دارد که آنها مطمئن از امنیت خود با سرعت از کوه پایین می‌آیند تا ساعتی میهمان این خانواده مهربان باشند. داستان زندگی رجبعلی، هاجر و محمدرضا یزدانی(برادر هاجر که به این زوج پیوسته است) روایت انسان‌هایی است که غبار شهر را از آستین خود شسته و به اینجا آمده‌اند تا به دور از هر گونه نشانی از ماشین و تکنولوژی- و حتی برق- در آرامشی بی‌بدیل زندگی کنند و میزبانی صلح‌آمیزشان با حیوانات وحشی، زبانزد همه محیطبان‌های منطقه باشد.

از جهنم تا بهشت: با همان سادگی روستایی سخن می‌گوید. تنها بانوی روستای کبودان که هر روز میزبان و پذیرای ده‌ها حیوان‌وحشی است. آمار همه آنها را بخوبی دارد و تک به تک‌شان را می‌شناسد، چنان که اگر یکی از آنها غایب باشد، بلافاصله پیگیر می‌شود. می‌گوید سال‌ها در شهر زندگی کرده اما از 15 سال قبل به زادگاهش بازگشته و حالا در بهشت زندگی می‌کند. زندگی در جایی که از امکانات اولیه در آن خبری نیست دشوار و سخت است اما برای این زن و همسر و برادرش اینجا همان بهشت گمشده‌ای است که بی‌خبری در آن بهترین خبر است. هاجر یزدانی 70 بهار را پشت سرگذاشته است اما همچنان مثل یک شیرزن در کوه و کمر برای زندگی تلاش می‌کند. همه حیوانات وحشی این منطقه او را بخوبی می‌شناسند و هر روز با شنیدن صدای او از کوه سرازیر می‌شوند. می‌گوید: در خانه‌ام همیشه به روی این حیوانات باز است و آنها هر روز صبح زود تا عصر در خانه‌ام میهمان هستند و با غروب آفتاب دوباره به کوه بازمی‌گردند. هاجر از روزهایی گفت که برای زندگی به شهر آمد اما زندگی روستایی را به شهر ترجیح داد. من در این روستا به دنیا آمدم و همه آبا و اجداد ما در این روستا زندگی کرده‌اند. کبودان روستای ییلاقی و تاریخی است که فاصله زیادی تا شهر نایین دارد. وقتی چشم باز کردم خودم را در این روستا و در کنار مردم مهربان آن دیدم. 20 خانوار در این روستا زندگی می‌کردند و آثار تاریخی به جا مانده در اینجا حکایت از تاریخ کهن این منطقه دارد. روستای ما در دل کوه قرار دارد و از آب و برق و گاز و تلفن خبری نیست و حتی تلفن همراه نیز در این جا خط نمی‌دهد. در گذر زمان و با شدت یافتن کم آبی و از رونق افتادن کشاورزی کم کم اهالی روستا به شهرهای اطراف مهاجرت کردند و این روستا نیز به سرنوشت بسیاری از روستاها دچار شد.

من و همسرم در کنار 5 پسرم در این روستا مانده بودیم و همه فرزندانم را در اینجا به دنیا آوردم. اما شرایط سخت زندگی باعث شد تا ما نیز راه مهاجرت را در پیش بگیریم و برای چند سال به تهران بیاییم. منطقه نارمک تهران جایی بود که در آنجا زندگی می‌کردیم اما روح ما زنده نبود. هر روز خاطرات سال‌ها زندگی و روزهای خوبی را که در روستا داشتیم با همسرم مرور می‌کردیم و افسوس می‌خوردیم. زندگی در شهر برای ما جهنم بود. همسرم خیاط بود و پیراهن دوزی می‌کرد. فرزندانم همگی ازدواج کردند و زندگی مستقلی را در پیش گرفتند. احساس می‌کردیم ریشه ما در روستا باقی مانده است و نمی‌توانیم از این ریشه جدا شویم. 15 سال قبل مهم‌ترین تصمیم زندگی‌مان را گرفتیم و دوباره به روستا بازگشتیم؛ روستایی که از سکنه خالی شده بود و دیگر خبری از خانوارهای آن نبود و بسیاری از خانه‌های آن هم خراب شده بودند. به هر خانه و درختی که نگاه می‌کردیم، خاطرات برای ما زنده می‌شد و احساس می‌کردیم به دوران جوانی‌مان بازگشته‌ایم. همه آبا و اجدادمان در قبرستان همین روستا دفن بودند و دلتنگی‌مان را با فاتحه‌ای در کنار مزارشان برطرف می‌کردیم.

اینکه از همه جا بی‌خبر باشی برترین ویژگی زندگی در روستا است و اینجا خبری از ماشین و موبایل و وسایل رنگارنگ نیست. اینجا زندگی در سایه درختان و حیات‌وحش آن جاری است. هاجر یزدانی هنوز هم مثل روزهای جوانی بوته علوفه را به دوش می‌کشد و برای دادن آن به حیوانات وحشی به دل کوه می‌رود. او از این همزیستی مسالمت‌آمیز این‌گونه می‌گوید: وقتی همراه با همسرم به روستا بازگشتیم می‌دانستیم که زندگی سختی در پیش خواهیم داشت اما ما متعلق به همان روزهای سخت بودیم. حیات‌وحش این منطقه بکر و منحصر به فرد است و گله‌های قوچ، بز و میش در اینجا زندگی می‌کنند. روزهای اولی که به روستا بازگشتیم احساس کردیم این حیوانات پناهی ندارند و باید به آنها کمک کنیم و به همین دلیل سعی کردیم اعتماد آنان را جلب کنیم. بعد از مدتی آنها به ما نزدیک شدند و اکنون سال‌هاست که در کنار هم زندگی می‌کنیم. صبح زود گله‌های آنها ازکوه سرازیر می‌شوند و به روستا و خانه ما می آیند و تا عصر میهمان ما هستند. در این مدت نیز برایشان علوفه و یونجه‌هایی که محیطبان منطقه و اداره محیط زیست دراختیارمان قرار می‌دهد می‌ریزم و با غروب آفتاب دوباره به کوه بازمی‌گردند. آنها به ما پناه آوردند و در این سال‌ها هیچگاه به خوردن گوشت آنها فکر نکردم. همه آنها را می‌شناسم و اگر یکی از آنها کم شود متوجه می‌شوم. به خاطر خشکسالی سال‌های اخیر غذای این حیوانات وحشی نیز کم شده است و به همین دلیل برای پیدا کردن غذا از کوه پایین می‌آیند. وقتی در کوه آنها را صدا می‌زنم با سرعت سرازیر می‌شوند به‌طوری که نگران پرت شدن آنها از کوه می‌شوم. در این سال‌ها هیچگاه اجازه نداده‌ام کسی آنها را شکار کند و اگر کسی قصد این کار را داشته باشد باید اول مرا با تیر بزند.

به خاطر وجود این حیوانات نمی‌توانیم محصولات زیادی از زمین کشاورزی به‌دست بیاوریم زیرا این حیوانات وحشی در کنار کبک‌ها محصولات ما را می‌خورند ولی با وجود این هیچگاه مانع آنها نمی‌شویم. بودن در کنار این حیوانات بهترین لحظه‌های زندگی من است و در سفره غذای ما خبری از گوشت نیست و مایحتاج ضروری‌مان را با کمک چوپان‌های منطقه تهیه می‌کنیم. در طول سال چند روزی برای دیدن فرزندان و نوه‌هایمان به نایین و اصفهان می‌رویم و خیلی زود به روستا بازمی‌گردیم زیرا نمی‌توانیم در شهر بمانیم. زندگی در روستا در کنار چیزهایی است که خدا داده است اما در شهر باید با چیزهایی که به دست انسان ساخته شده است زندگی کرد و شهر چیزی برای زندگی ندارد. همه این حیوانات مرا خیلی دوست دارند و به خاطر وجود محیطبان‌های وظیفه‌شناس آنها در کمال امنیت در این منطقه زندگی می‌کنند. یکی از روزها یک شکارچی همراه همسرش به اینجا آمدند. مرد خانواده شکارچی بود و همسرش نیز گوشت‌های شکار را در یخچال خانه‌شان قرار می‌داد و آن را طبخ می‌کرد. وقتی به اینجا آمدند از دیدن همزیستی مسالمت‌آمیز ما با این حیوانات متعجب شده بودند. وقتی همسر این شکارچی براحتی به این حیوانات نزدیک شد و عکس سلفی گرفت با پرخاش به همسرش از او خواست که شکار را متوقف کند و هیچگاه گوشت شکار را به خانه نیاورد.

اینجا خبری از بیماری نیست: محمدرضا یزدانی زندگی‌اش را به دیوارهای کاهگلی خانه‌های این روستا گره زده است. وقتی خبردار شد که خواهرش به همراه همسرش برای زندگی به روستا بازگشته‌اند او نیز به جایی بازگشت که به آنجا تعلق داشت. می‌گوید 30 سال در معدن کار کردم و بعد از آن کار سخت و طاقت‌فرسا معنای واقعی زندگی را در زادگاهم پیدا کرده‌ام. محمدرضا چند سالی از خواهرش کوچکتر است و با وجود آنکه همسر و فرزندانش در شهرستان زندگی می‌کنند اما ترجیح داد برای ادامه زندگی به این روستا بازگردد. می‌گوید: ما 5 خواهر و برادر بودیم که دو نفر از ما به رحمت خدا رفت و یکی از برادرانم نیز در انارک زندگی می‌کند. من سال‌ها در معدن مس کار کردم و کمتر آفتاب را می‌دیدم. وقتی باخبر شدم که خواهرم و همسرش برای زندگی به روستا بازگشته‌اند من هم به کنار آنها آمدم. همسرم نیز از اهالی همین روستا است و تنها به خاطر فرزندانمان نمی‌توانست همراه من بیاید ولی هیچگاه مانع رفتن من نشد. زندگی واقعی هرکسی جایی است که به آنجا تعلق دارد و همه خاطرات و روزهای خوب زندگی من در این روستا رقم خورده است. به‌دلیل کمبود آب، کشاورزی عملاً امکان پذیر نیست و ما تنها برای مصرف خودمان کشاورزی می‌کنیم. حضور ما برای این حیوانات امنیت به همراه داشت و آنها در آرامش به ما نزدیک می‌شوند و غذا می‌خورند. ما سه نفر تنها ساکنان باقی‌مانده این روستای ییلاقی هستیم و هنوز هم مثل گذشته‌ها شب‌ها زیر نور فانوس می‌نشینیم و از روزهای خوب گذشته حرف می‌زنیم. در اینجا خبری از بیماری نیست و تا به امروز هیچگاه مریض نشده‌ایم و سلامتی بهترین ارمغان زندگی در این روستا است.

محیطبان‌های بی‌نام و نشان: محمد رضا حلوانی یکی از محیطبان‌های اداره محیط زیست نایین است که از 15 سال قبل وظیفه محیطبانی در ارتفاعات عباس‌آباد و منطقه کبودان را برعهده دارد. او از نزدیک شاهد همزیستی مسالمت‌آمیز تنها اهالی باقی‌مانده روستای کبودان و حیوانات وحشی این منطقه است. او با تأکید بر اینکه آنها محیطبان‌های بی‌نام و نشانی هستند می‌گوید: سال‌هاست که آنها را می‌شناسم و به خاطر وجود آنها است که امنیت برای حیات‌وحش این منطقه حاکم است. بسیاری از مسئولان و میهمانان آنها برای دیدن حیات‌وحش به این منطقه می‌آیند واز نزدیک شاهد این همزیستی هستند. خانم و آقای یزدانی سال‌هاست که در این روستای خالی از سکنه زندگی می‌کنند و حتی وقتی قرار شد تا از طریق نصب فیبرهای نوری به آنها برق داده شود قبول نکردند زیرا معتقد بودند با آمدن برق پای انسان‌های زیادی به اینجا باز می‌شود و حیات‌وحش این منطقه به خطر می‌افتد. آنها هر وقت احساس می‌کنند ممکن است به خاطر وجود غریبه‌ای این حیوانات به روستا نیایند یونجه‌ها را به دوش کشیده و در کوهستان به این حیوانات می‌دهند. در زندگی‌شان هیچگاه محتاج کسی نیستند و مثل فرزندانشان از این حیوانات مراقبت می‌کنند. شاید بهترین راه برای قدردانی از تلاش آنها حمایتی است که اداره محیط زیست می‌تواند از آنها داشته باشد.
(13:45 :: 1396/8/23 - شناسه خبر: 282458)

یکشنبه, 21 آبان 1396 10:05
دم ریگ‌ جن در کنار تمام جذابیت‌هایش می‌تواند نحسی را هم به دنبال داشته باشد. البته این نحسی تنها به‌خاطر رعایت نکردن اصول رانندگی آفرودی به‌وجود می‌آید و سال‌های دور و نزدیک، باعث مرگ چند نفر شده است.
به گزارش اخبار خودرو ، آخر هفته گذشته شرایطی فراهم شد تا با گروهی از آفرودرهای حرفه‌ای عرض «دم ریگ‌ جن» را در کویر مرکزی ایران طی کنیم. دم ریگ‌ جن به‌عنوان یکی از معروف‌ترین کویرهای ایران هر ساله توجه تعداد قابل توجهی از رانندگان آفرود را برای سفر و کسب تجربه به خود جلب می‌کند.
عبور بزرگان تویوتا از کویر نفرین شده: سال‌های دور این مکان را نحس و نفرین‌شده می‌دانستند و ورود به محوطه دم ریگ‌ جن، کاری غیرمعقول شناخته می‌شد. اما با پیشرفت تجهیزات معلوم شد که خبری از نحسی و نفرین‌شدگی این کویر نیست و تنها به‌خاطر وسعت و سبک تغییرات بافت آن، مخوف و از طرفی قدرتمند به نظر می‌رسد.
گذشتن از عرض دم ریگ‌ جن کار نشدنی نیست، اما نیاز به تجهیزات خوب و امکانات مناسب برای این کار دیده می‌شود. همچنین تجربه پیش‌نیاز ورود به دم ریگ‌ جن است و همیشه رانندگان آشنا به کویر وارد این محدوده می‌شوند.
دم ریگ‌ جن در کنار تمام جذابیت‌هایش می‌تواند نحسی را هم به دنبال داشته باشد. البته این نحسی تنها به‌خاطر رعایت نکردن اصول رانندگی آفرودی به‌وجود می‌آید و سال‌های دور و نزدیک، باعث مرگ چند نفر شده است.
خودروهای ما در سفر: در این سفر سه روزه، چهار دستگاه تویوتا پرادو ۶ سیلندر دو در حضور داشتند که یکی از این خودرو‌ها به‌عنوان لیدر، مسیر را برای دیگر همراهان باز می‌کرد. دو دستگاه تویوتا لندکروزر ۶ سیلندر، یکی دنده‌ای و دیگری اتوماتیک هم در این سفر حاضر بودند.
همچنین تویوتا اف‌جی‌کروزر، سه نماینده در این سفر داشت و تنها ۸ سیلندر این برنامه، تویوتا لندکروزر اتاق ۱۰۰ بود. از جذابیت‌های این سفر حضور قدرتمندترین خودروهای نشان تویوتا بود و از هر اتاق این خودروساز، بهترین‌ها حضور داشتند.
همچنین خودروهای حاضر از نظر ظاهری و فنی ارتقا پیدا کرده بودند و همین مساله باعث شده بود تا پا‌به‌پای هم رمل‌های دم ریگ‌ جن را طی کنند. خودروها به چه تجهیزات اضافه‌ای مجهز بودند؟ تمام خودروهای حاضر به سیستم تقویت تعلیق و همچنین لاستیک‌های گل درشت مجهز شده بودند. برخی خودروها سیستم تعلیق به‌مراتب حرفه‌ای‌تری داشتند و کاربرد آن‌ها در سه روز رانندگی، کاملا ملموس بود.
در برخی خودروها سپرهای آهنی نیز دیده می‌شد که تا حدی زاویه ورود و خروج خودرو را نسبت به نسخه استاندارد بهبود بخشیده بود. سینی زیر رادیاتور، وینچ، پمپ باد حرفه‌ای، مسیریاب نرم‌افزار حرفه‌ای، اسنوکل، دف‌لاک، باک زاپاس، کیسه‌خواب‌های حرفه‌ای، یخچال، چادر، بیل و… جزو تجهیزاتی بودند که در اکثر خودروها وجود داشتند و سرنشینان خودروها با تکیه بر تجربه خود و امکانات همراهشان، برای شرکت در این سفر سه روزه آماده بودند.
آغاز لمس رمل‌ها: صبح روز چهارشنبه، خودروها بعد از سوخت‌گیری در شهر انارک وارد جاده‌های فرعی شدند و در بیابان و راه‌آب‌ها به سمت دم ریگ‌ جن حرکت کردند.
بعد از حدود یک ساعت رانندگی، به رمل‌ها و تپه‌های شنی کوتاه رسیدیم. انارک در قسمت پایین دم ریگ‌ جن واقع شده و در سال‌های دور به‌عنوان یکی از اصلی‌ترین راه‌های جاده‌ای در کشور شناخته می‌شد.
بعد از رسیدن به رمل‌ها، خودروها باد لاستیک خود را کاهش دادند تا سطح تماس خود را با تپه‌های شنی افزایش دهند. در این مرحله همه خودروها باد چرخ‌های خود را روی فشار ۱۰ تا ۱۲ قرار دادند.
سپس سرتیم، ترتیب حرکت خودروها را مشخص کرد و بعد از آن وارد اولین رمل‌های دم ریگ‌ جن شدیم.با ورود به رمل‌ها، خودروها فاصله طولی با خودروی جلویی را رعایت و در ساعات ابتدایی حرکت، از وضعیت چهار چرخ درگیر کمک سبک استفاده می‌کردند.
همچنین زمانی‌که به دو‌راهی می‌رسیدند، منتظر خودروی پشت سر می‌ماندند تا مسیر را به او تحویل دهند. در برخی مسیرها که به شیب‌های تند و یا رمل‌های پوک بر‌می‌خوردیم، برخی خودروها مجبور به استفاده از حالت کمک‌سنگین بودند.
اما روز اول سفر بدون حاشیه نبود. بعد از اتمام روز نخست، مشخص شد که به‌خاطر رمل‌های پیچ‌در‌پیچ، سینی رادیاتو، سپر جلو و رادیاتور برخی خودروها آسیب دیده یا تحت فشار قرار گرفته است.
با این حال، کاروان تویوتاسواران توانستند در روز اول حدود ۳۴ کیلومتر خط صاف را در رمل‌ها رانندگی کنند. با نزدیک شدن به تاریکی شب، لیدر گروه محل کمپ را مشخص کرد و خودروها و رانندها تا ۸ صبح روز پنج‌شنبه استراحت کردند. در این مدت خودروها توسط رانندگان و همراهان، بارها بررسی شدند تا در ادامه مسیر احتمال بروز هر مشکل کاهش پیدا کند.
با آغاز روز دوم، میزان رمل‌های بلند افزایش پیدا کرد و تا حدی ریسک و خطر کار افزایش یافت. در برخی مسیرها، لندکروزرها به‌خاطر فاصله محوری بیشتر نسبت به پرادو دو در و اف‌جی‌کروزر با مشکلاتی روبه‌رو بودند. اما تمام گروه توانستند مسیر روز دوم را هم در دم ریگ جن طی کنند و به نقطه غربی آن نزدیک شوند. در این روز حدود ۳۰ کیلومتر خط مستقیم طی شد و با غروب آفتاب، گروه جایگاه اقامت شب دوم را هم برپا کرد.
روز سوم پیش از ساعت ۱۰ صبح، گروه محل کمپ را ترک کرد و به مسیر خود ادامه داد. در نهایت بعد از گذشت از ساعت ۱۲:۳۰، تیم آفرودرها توانست از منطقه نزدیک به «چوپانان» خارج شود. بعد از گذشت از مسیرهای خاکی و رملی تخت، خودروها به جاده آسفالت رسیدند و دوباره باد لاستیک‌های خود را در حالت استاندارد قرار دادند. بدین‌ترتیب این گروه توانست بار دیگر عرض دم ریگ جن را از غرب به شرق طی کند و سفر خود را در سه روز انجام دهد.
جربه بالا؛ موفقیت اصلی در کاهش زمان سفر: در این سفر افرادی با خودروهایشان آمده بودند که علاوه بر قوای مناسب خودروهایشان، تجربه کافی برای رانندگی در دم ریگ جن را داشتند. تمام رانندگان در این سفر بارها منطقه کویر مرکزی و دم ریگ‌ جن را سفر کرده بودند و برخی از آن‌ها، هنوز هر ماه به این منطقه می‌آیند.
یکی از اصلی‌ترین دلایل کاهش زمان سفر برای پیمودن دم ریگ جن، تجربه بالای همین رانندگان بود. همچنین در کنار آشنایی آن‌ها با سبک دم ریگ‌ جن، شناخت جامعشان از خودروهایشان باعث شد در معدود دفعاتی خودروهای تویوتا در ریگ‌های این کویر گیر کنند. به همین دلیل همیشه، عامل تجربه را یکی از اصلی‌ترین دلایل موفقیت برخی آفرودرها اعلام می‌کنند.
وقتی با این رانندگان صحبت می‌کردیم، متوجه شدیم اکثرشان تجربه چندساله در کویرنوردی داشتند و به اتفاق تاکید می‌کردند که هیچ‌گاه نباید طبیعت را دست‌کم گرفت و به توانایی‌های خود مغرور شد زیرا همیشه قدرت طبیعت بیشتر از انسان و خودروها بوده و در بسیاری از موارد باید به حرف‌های تصویری ریگ‌ها گوش داد.
در برخی مواقع، دیده می‌شد که افراد گروه مسیر خود را تغییر می‌دادند و به‌جای مجادله با یک شیب تند، مسیر بهتری را باز می‌کردند. در صورتی‌که برخی افراد در سفرهای کویری سعی دارند از هر شیب و تپه‌ای بالا بروند و اینجاست که حوادث جبران ناپذیری رخ می‌دهد.
آفرودرها حافظ طبیعت هستند: برخی فکر می‌کنند که رانندگان آفرودی با خودروهایشان دائما به طبیعت صدمه می‌زنند و بافت گیاهی مخصوص کویر را از بین می‌برند. ولی واقعیت این است که رانندگان واقعی آفرود تاکید شدیدی بر حفظ منابع طبیعی دارند و در بسیاری از مواقع، بیشتر از مردم عادی در سالم نگه‌داشتن کویر و طبیعت آن کوشش می‌کنند.
در این سفر رانندگان و لیدر گروه همیشه با حفظ فاصله مناسب از گیاهان عبور می‌کردند. همچنین در بحث جمع‌آوری زباله‌ها، تاکید بسیاری داشتند و نگذاشتند پسماندی از سفر آن‌ها در دل طبیعت جا بماند.
بسیاری از رانندگان آفرودی، همیشه چوب لازم برای آتش زدن را با خود به همراه می‌آورند و برای روشن کردن آتش، به سراغ چوب‌های خشک در کویر هم نمی‌روند.
استفاده از ظروف یک‌بار مصرف کاغذی و همچنین جا نگذاشتن قوطی‌های شیشه‌ای، فلزی و پلاستیکی یکی از وظیفه‌های اصلی هر طبیعت‌گردی است که این گروه به این مساله تاکید زیادی داشتند.
کدام خودروها بهترین عملکرد را داشتند؟نمی‌توان گفت که خودرویی در این سفر ضعیف ظاهر شد. تمام خودروهای تویوتا از پس مسیر، سرنشینان و بار خود بر‌آمدند و توانستند به سلامت به منزل و شهر خود برگردند. 
اما در این سفر قابلیت حرکتی تویوتا پرادو ۶ سیلندر دو در و اف‌جی‌کروزر تا حدی بالاتر از لندکروزرها بود و راحت‌تر از بزرگ خاندان تویوتاهای شاسی مستقل مسیر را طی می‌کردند.
اما نباید فراموش کرد که سواری تویوتاهای لندکروزر اتاق ۱۰۰ تا حدی از سایر خودروهای همراه نرم‌تر بود و همچنین امکان جابه‌جایی وسایل و مسافر بیشتری را داشتند.
(کد خبر: 205924 - ۲۰ آبان ۱۳۹۶ - ۱۵:۵۶)
دوشنبه, 15 آبان 1396 13:30
متخصصان کشور در تحلیل خشکسالی‌های اخیر اعلام کردند؛ ایران در مواجهه با خشکسالی دائمی/فرونشست زمین و طوفان‌های گردوغبار پیامد کاهش بارش‌ها
پژوهشگران کشور بر اساس نتایج مطالعات انجام شده با تاکید بر اینکه خشکسالی اخیر کشور ناشی از خشکسالی دوره‌ای نیست، اعلام کردند: خشکسالی بیشتر موجب افزایش طوفان‌های گرد و غبار خواهد شد که لازم است از طریق راهکارهایی چون مالچ‌پاشی و روش‌های زیستی بر این مهم فائق آمد.
به گزارش ایسنا، طبق تعریف سازمان جهانی هواشناسی طوفان گرد و غبار عبارت است از بادی که مخصوص نواحی خشک و نیمه خشک بوده و بر اثر وزش آن ابر متراکمی از گرد و غبار در فضا ایجاد می‌شود. تراکم این ابر غبار آلود آن چنان زیاد است که جلوی دید را کاملا گرفته و ارتفاع آن گاه تا 3 هزار متر می‌رسد....
کردوانی،زمین‌های کشاورزی که به دلیل  کمبود آب رها شده‌اند، احداث چاه‌های نفت و خشک شدن تالاب‌ها و باتلاق‌ها و دریاچه‌هایی چون طشک و بختگان از عوامل ایجاد ریزگردهای داخلی هستند. احداث چاه‌های نفت و خشک شدن تالاب‌ها و باتلاق‌ها و دریاچه‌هایی چون طشک و بختگان را از دیگر عوامل ایجاد ریزگردهای داخلی ذکر کرد و ادامه داد: یکی از روش‌های مقابله با طوفان‌های شن و ماسه و بیابان‌زایی از طریق جنگلکاری عنوان شده است. در سال 1340 با جنگلکاری، شن و ماسه تثبیت می‌شدند.
وی با بیان اینکه این روش در منطقه «حارص‌آباد» سبزوار و «ابوزیدآباد» کاشان اجرایی شد، گفت: تثبیت شن و ماسه باید در دشت‌هایی صورت گیرد که به دلیل نبود پوشش گیاهی، گرد و خاک تولید می‌شود؛ ولی در مناطقی مانند مسیر اردکان به طرف انارک و جندق که پوشش گیاهی ندارد، ولی به دلیل ریگزار بودن زمین با شدیدترین بادها ریزگرد تولید می‌کند، نیازی به جنگلکاری ندارد چون طبیعت، پوشش سنگی بیابانی در سطح زمین ایجاد کرده است.
(۱۵ آبان ۱۳۹۶ / ۰۱:۵ / کد خبر: 96081408585)
شنبه, 06 آبان 1396 09:25
زلزله
بررسی زلزله‌های هفته گذشته: پنج شنبه 4 آبان در مهریز استان یزد زلزله 2.1، بندر لنگه زلزله 2.6، مرزن آباد استان مازندران زلزله 2.1، نهبدان استان خراسان جنوبی زلزله 2.8، چناره استان کردستان زلزله 2.2، انارک استان اصفهان زلزله 2.4، لالی استان خوزستان زلزله 2، سرخه استان سمنان زلزله 2.3، بهاباد استان یزد زلزله 2.3، مود استان خراسان جنوبی زلزله 2.4، فیروز کوه استان تهران زلزله 2.2، فاریاب استان کرمان زلزله 2.7 و سنگان استان خراسان رضوی زلزله 2.4 رخ داد ه است.
(ایسنا - شنبه / ۶ آبان ۱۳۹۶ / ۰۴:۰۰ - کد خبر: 96080502738)
جمعه, 05 آبان 1396 13:47
در این منطقه کویری تا چشم کار می کند تپه های شنی است و باتلاق های نمک که مهم ترین بهانه تبدیل ریگ جن به یکی از صعب العبور ترین نواحی جهان به شمار می رود. 
نمک... ماسه... باتلاق و شنزارهای روان! این تمام چیزی است که در ریگ جن خواهید دید؛ مثلث برمودای ایران که جز تپه های سوزان هدیه دیگری برای مسافرانش ندارد. ریگ جن آنقدر صعب العبور است که از دوران های قدیم هیچ کاروان و مسافری از آن عبور نمی کرده است. بنابراین طبیعی است که هیچ روستایی هم در آن وجود نداشته باشد.
این منطقه در باورهای مردم بومی کویر، سرزمین نفرین شده است! آنها معتقدند که ارواح پلید و شیاطین در این سرزمین اسرارآمیز حکومت می کنند و به همین دلیل هر که پا به ریگ جن می گذارد بلعیده می شود و دیگر باز نمی گردد! اما شاید برایتان عجیب باشد که بدانید این روزها ریگ جن تبدیل به یکی از مقاصد گردشگری ایران شده است و تورهای گردشگری هر از چندگاهی به این کویر سوزان و بلعنده سفر می کنند. سرزمینی که اگر پایتان را به آنجا بگذارید خواهید دید که در شعاع پنجاه کیلومتری تان هیچ جنبده‌ای وجود ندارد!
ریگ جن در جنوب غربی و غرب دشت کویر، جنوب سمنان، جنوب شرق گرمسار، شرق منطقه حفاظت شده کویر ، شمال انارک و غرب جندق قرار گرفته است! این دقیق ترین آدرسی است که می توان از کویری داد که نام و نشانش در بیشتر نقشه ها وجود ندارد. انگار که ریگ جن سرزمین حذف شده دوران باشد!
ریگ جن با وسعتی حدود 3800 کیلومتر مربع در حاشیه شمالی به کوه گوگردی ، در حاشیه شرقی به جاده دامغان - جندق و در قسمت شمالی به رودخانه ورگی که از ارتفاعات کوه گوگردی سر چشمه می گیرد می رسد. این رود در جهت شمال غربی-جنوب شرقی وارد ریگ جن می شود و کوه ملا هادی در حاشیه جنوبی این ریگ زار قرار دارد.
اما بهترین مسیر دستیابی به آن هم بخش شمال شرق پارک ملی کویر است، یعنی جاده سنگفرش ملک آباد که البته داخل مرز پارک بوده و زیر نظر سازمان حفاظت محیط زیست اداره می شود. بنابراین باید از این سازمان مجوز عبور بگیرید. مسیر دیگر ورود به ریگ جن هم جندق است که دقیقا در نقطه مقابل، یعنی در بخش شرقی پارک قرار دارد.
اگر از تهران عازم ریگ جن می شوید باید بدانید که فاصله تهران تا جندق حدود 170 کیلومتر است. بنابراین برای این سفر باید طوری برنامه ریزی کنید که برای رفت و برگشت سوخت و تجهیزات کافی داشته باشید.

سفر به سرزمین ارواح خبیثه! در سال 1900 سون هدین، كویرنورد بزرگ سوئدی اولین گردشگری بود که سعی کرد ریگ جن را تجربه کند. اما به دلیل باتلاقی بودن منطقه از تصمیمش منصرف شد و در نتیجه از حاشیه غربی و جنوبی ریگ جن عبور كرد. او بعدها در كتاب كویرهای ایران به طور مفصل درباره این کویر نوشت تا در سال 1930 آلفرنس گابریل" با ایده گرفتن از این کتاب راهی ایران شود و عزم ریگ جن کند. اما او هم تنها از عرض ریگ جن گذشت. تا این که در سال 1380 اولین کویر نورد ایرانی راهی ریگ جن شد تا طلسم این سرزمین اسرارآمیز را بشکند. دكتر علی پارسا، برای اولین سفر با شتر راهی ریگ جن شد اما سفرهای بعدیش را با تیم های کویرنوردی انجام داد.
اگر شما هم کافی انگیزه پیدا کرده اید که جانتان را کف دستتان بگیرید و راهی ریگ جن شوید، بهتر است خیلی عجله نکنید. توصیه می کنیم که اگر تا به حال کویر نوردی نکرده اید و به اصطلاح حرفه ای نیستید، برای اولین تجربه به هیچ عنوان ریگ جن را انتخاب نکنید که در این صورت رفتنتان با خودتان است و برگشتنتان با خدا! حتی اگر هم حرفه ای هستید حتماً گروهی به این منطقه سفر کنید. آن هم با یک تیم کاملا حرفه ای.
بهترین وسیله برای عبور از این کویر‌، جیپ های سبك وزن است و البته فراموش نکنید که هر لحظه امکان گیر کردن و گم شدنتان در کویر ریگ جن وجود دارد. پس باید از همه امكان های نرم افزاری مثل نقشه های دقیق و GPS که قبلا تمام مسیرهای عبور از ریگ جن روی آن مشخص شده است استفاده کنید. این البته به جز اطلاع مسئولان محلی از سفر تیم کویرگردی به ریگ جن است که باید کاملا در جریان نقشه سفر تیم باشند.
سفر به ریگ جن معمولا با بیشترین حد تجهیزات صورت می گیرد. در این سفر معمولا برای مدت حداقل 15 روز غذا‌، آب، بنزین و وسایل فنی ماشین ها برداشته می شود تا در صورت بروز مشکل حفظ گروه امکان پذیر باشد.
اما ریگ جن غیر از احتمال گم شدن و ته کشیدن منابع حیاتی، بهانه های دیگری هم برای بلعیدن مسافرانش دارد! فرو رفتن در گل و لجن و باتلاق های ریگ جن یكی از مهم ترین خطرهایی است که هر مسافری را تهدید می کند.

(خبر فوری / 5 آبان 1396 - 12:19)
جمعه, 05 آبان 1396 12:12
معرفی جاذبه‌های گردشگری ایران؛ عجایب چهارگانه ترسناک ایران را بشناسید+تصاویر
خبرگزاری میزان- در ایران، مناطق عجیبی برای گردشگری چون باغی که از درختانش سنگ آویزان است، جنگلی که از آن صدای جیغ به گوش می‌رسد، مثلث برمودای ایران و .... وجود دارد.
به گزارش خبرنگار گروه اقتصاد خبرگزاری میزان، هدف همه‌ی گردشگران از سفر، فقط تماشای مناظر دیدنی و خوش‌گذرانی نیست، بلکه برخی هم هستند که برای برطرف کردن احساس کنجکاوی، کسب دانش و … سفر و مقصد خود را انتخاب می‌کنند.مناطقی در ایران وجود دارد که افراد کنجکاو می‌توانند برای کشف آن‌ها سفر کنند.
باغی که از درختانش سنگ آویزان است! ...
 ...
جنگلی که از آن صدای جیغ به گوش می‌رسد. ...

آیا ایران «مثلث برمودا» دارد؟
«ریگ جن» شگفت‌انگیزترین، اسرارآمیزترین و ترسناک‌ترین منطقه در ایران است، این منطقه‌ی کویری که پر از تپه‌های ماسه‌یی است، در جنوب سمنان قرار دارد. این منطقه در شرق دریاچه‌ی نمک، شمال چوپانان و انارک و غرب جندق، یعنی در کویر مرکزی ایران واقع است و به‌دلیل وسعت زیاد و نداشتن چشمه یا چاه آب، در گذشته‌های دور، کاروان‌ها از آنجا عبو نمی‌کردند و فقط در سال‌های اخیر، گروه‌هایی از محققان و سیاحان به این منطقه رفته‌اند.
 «ریگ جن» با وسعتی حدود ۳۸۰۰ کیلومترمربع در حاشیه‌ی شمالی‌اش به کوه گوگردی و در حاشیه‌ی شرقی‌اش به جاده‌ی دامغان می‌رسد. بهترین مسیر دستیابی به آن، بخش شمال شرقی «پارک ملی کویر» است، جاده‌ی سنگ‌فرش ملک‌آباد که البته داخل مرز پارک است و زیر نظر سازمان حفاظت محیط‌ زیست اداره می‌شود.
مسیر دیگر برای ورود به «ریگ جن» جندق است که در بخش شرقی پارک قرار دارد. چند سال پیش، علی پارسا – کویرشناس مقیم آمریکا – همراه میران‌زاده – رییس وقت پارک ملی کویر – با هواپیما بر فراز «ریگ جن» پرواز کردند تا ثابت کنند این منطقه شباهتی با «مثلث برمودا» ندارد.
 نگاه محلی‌ها به این منطقه، توضیح داد: محلی‌ها، چوپان‌ها و ساربان‌ها معتقدند که اگر کسی پایش به «ریگ جن» برسد، ناپدید و توسط ارواح و موجودات ماورایی به قلب «ریگ جن» فرستاده می‌شود! یکی از کاوشگران می‌گوید که حتی شترهای اهالی کویر هم وقتی به این منطقه می‌رسند، می‌ایستند و حرکت نمی کنند.
«آلفونز گابریل» اتریشی و یک کاوشگر سوئدی قصد داشتند این منطقه را کشف کنند، اما هیچ‌کدام نتوانستند از این بخش کویر عبور کنند و «گابریل» فقط با عبور کردن از عرض منطقه، به‌ناچار به سمت یزد برگشت و این وظیفه به کاوشگران کنجکاو ایرانی محول شد. در نهایت، علی پارسا همراه با گروهش توانست از طول این کویر عبور کند.
 این منطقه، پوشش گیاهی و جانوری ندارد و تا کنون گزارشی درباره‌ی حیواناتی که احتمال دارد در اینجا زندگی کنند، ارائه نشده است. شن‌زارهای گسترده‌ی این منطقه و باتلاق‌های آن، هر انسانی را به وحشت می‌اندازد. اگر کسی بدون تجهیزات لازم به این منطقه سفر کند، گرفتار گل و لجن‌های بیابان می‌شود و به قولی، به کسانی می‌پیوندد که در این بیابان ناپدید شده‌اند!
دیوارهایی که اجساد کودکان در آن‌ها دفن بود. ...
... این مناطق، ترس را در بازدیدکنندگان برمی‌انگیزند. وجود چنین جاذبه‌هایی در کشورهای دیگر، ممکن است برای گردشگران علاقه‌مند به «گردشگری سیاه» جذاب باشد و برای دیدن آن‌ها هزینه صرف کنند. در ایران نیز علاقه‌مندان به حوزه‌ی «گردشگری سیاه» می‌توانند به این مناطق بروند.
(کد خبر: 361605 - 11:16 - 05 آبان 1396)