امروز: دوشنبه 01 مرداد 1397 برابر با 23 جولای 2018

یکشنبه, 06 خرداد 1397 11:54
انارک نیوز - وقتی نوجوان بودم و سینما می رفتم بر روی پرده بزرگ سینما عشق و امید را می دیدم. 
جوانی بی چیز دیگران را نجات می داد و انتظار دریافت پاداش را نداشت. با اینکه خودشان فقیر بودند اما اگر از پا افتاده ای را می دیدند دست اورا می گرفتند و بلندش می کردند انتظاری هم نداشتند. در بدبختی بزرگ شده بود اما لقمه نان حرام از گلویش پایین نمی رفت.
در فیلم هایی که می رفتم در بیشتر آنها اذان و منار مسجد و امید و آرزو برای نیازمندان دیده می شد. تفاوت آدم خوب و بد را می دیدی که آدم بد همیشه بازنده و آدم خوب برنده بود حتی اگر آدم بد ثروتش بی شمار بود. 
ایمان اینها یک جور دیگر بود. این یکی مسجد و آن یکی کاباره می رفت اما هیچکدام ریا نمی کرد. وقتی نگاهشان می کردی می فهمیدی با کی طرفی! آدمها ساده تر بودند و شناختنشان از روی تبپشان خیلی سخت نبود و هر چیزی می دیدی تقریباً همان چیزی بود که نشان می داد.
آدمهای بی چیز ولی با روح های بزرگ می توانستند آدمهای پولداری را که روحهای حقیری داشتند را تغییر دهند. طرف آواره و هزارتا غم داشت اما اسمش علی بی غم بود و تخم امید را می افشاند و دیگران را خوشحال می کرد.
توی فیلمها کمتر تفنگ بود و چاقو و قمه می دیدی. یکی برای از پشت زدن و دیگری برای دفاع از ناموس بود. هم خوب می دیدی و هم بد. آخر همه فیلمها هم خوبی و امید برنده می شد و بدی محکوم به نابودی بود. می دیدی آرزوها دست یافتنی هستند هرچند بنظر دور از دسترس می آمدند. گنج قارون هم در اندیشه ها می گنجید. می توانستی سلطان قلبها شوی. 
فیلمها را با هنرپیشه هایش انتخاب می کردم که محمدعلی فردین را خیلی دوست داشتم. بیش از دیگران امید را در دل دیگران زنده می کرد. بهروز وثوقی تیپ جدید و جدای از دیگران و رو به رشد بود. داشت سینمای جدیدی را معرفی می کرد. ناصر ملک مطیعی هم تیپ خاصی از مردان بود که داشتند کم کم جای خود را از دست می دادند. آخرین فیلمی را که رفتم سفر سنگ از سعید راد بود.
دیروز پنجم خرداد ماه 1397 ناصر ملک مطیعی از بین ما رفت و امروز او را به خاک می سپارند. قبل از آن هم محمدعلی فردین رفته بود. یادشان بخیر.
داشتم قکر می کردم اینان چهل سال پیش با پیروزی انقلاب پرشور اسلامی هنگامی که یادها و خاطره هایشان را زنده زنده دفن کردیم اما خودشان در بین ما بودند و نفس می کشیدند، مردند یا وقتی جان به جان آفرین تسلیم کردند یا وقتی در گور آرام گرفتند؟ یا هنوز زنده اند تا موقعی که یادی از آنان می شود؟

ما چگونه زندگی می کنیم و زنده ایم یا مرده؟ قضاوت را به شما می سپارم!

پنج شنبه, 03 خرداد 1397 14:30
انارک نیوز - از تیرماه 1390 به بعد زمان به سرعت به زیان کارخانه آجر آژند می گذشت. با توجه به آماده بودن سوله های صنعتی، سالن تولید با امکان نصب جراثقال سقفی و انبارها، فونداسیون های ماشین آلات و سیلوها، سالن برق، ساختمان اداری و مسکونی، بیش از صد و سی هزار خشت آماده برای ساخت کوره، معدن خاک رس و پیش پرداخت خرید ماشین آلات هر روز دیرتر شروع به کار کردنش زیان به حساب می آمد.
زمان انجام این پروژه از شروع تا پایانش سه سال در نظر گرفته شده بود و به همین دلیل جزو کارخانه های زود بازده بود. بوروکراسی اداری برای دادن مجوزهای دولتی توجهی به زمان انجام آن نداشت. هرچند وقتی موضوع طولانی شدن زمان ساخت را پیش کشید و از آن برای فسخ قرارداد اجاره زمین استفاده کرد به هیچوجه مسئله تعهد تأمین مطمئن آب آنرا که بر عهده اداره آب بود را نپذیرفت . کارآفرین در انارک با مردم سرتاپا امیدوار تنها بود.
بهره برداری از این کارخانه می توانست باعث اشتغال مستقیم حداقل چهل نفر و بطور غیرمستقیم همین تعداد نفر و با در نظر گرفتن هر خانوار چهار نفر، بهره مند شدن حداقل سیصد نفر از قشر کم درآمد گردد.

از سرمایه گذاری مردم انارک هم شش ماه می گذشت و اگر وام را می دادند با توجه به پیش پرداخت خرید ماشین آلات که انجام شده و موعد تحویل آنها فرا رسیده بود در مدت سه ماه نصب و همزمان ساخت کوره شروع می شد. یک ماه پس از آن تست و راه اندازی بود.
اواخر بهار سال 91 ادامه پروژه با توجه به گرانی و تورم غیراقتصادی شد و بنظر می رسید عاجزانه با دست خالی بی نتیجه بر درب بسته می کوبیم و اراده ای جدی جمعی برای کم کردن معضل بیکاری با رفع محرومیت از این منطقه نیست. انارک همچنان محروم باقی می ماند. 
دی ماه 91 پس از چهار سال و نیم از شروع آن بر هیچیک از ما پوشیده نبود که نه از آب خبری هست و نه از وام. پروژه کارخانه آجر آژند انارک با شکست کامل همراه شده بود و تنها راه تغییر پروژه بود تا حداقل قسمتی از سرمایه جان سالم به در برد.
شرکت نیز بیشترین فعالیتش را برای برداشتن موانع کرده بود اما راه به جایی نبرد. از مردم پوزش خواست هر چند از مدتها قبل شروع به پس دادن اصل سرمایه پرداختی مردمی کرده بود که با هزاران امید آنرا جهت ایجاد کار برای جوانانشان و تشکیل خانواده آنان داده بودند.  با آرزوهای برباد رفته چه می شد کرد؟
خرداد ماه سال 93 شرکت در اطلاعیه شماره 5 خود اعلام کرد که نمی تواند بیش از این زیان حاصل از سرمایه گزاری بی نتیجه در پروژه انارک را تحمل نماید. 
جهاد کشاورزی هم کوتاه نمی آمد و بدون توجه به خشکسالی درازمدت، نبود آب در انارک و تأکید مسئولین بر انجام پروژه های کم نیاز به آب همچنان بر تکمیل کارخانه آجر پر نیاز به آب پافشاری و تهدید می کرد!
من ماندم و مردم.
چهارشنبه, 02 خرداد 1397 12:25
این روزها حال دریاچه ارومیه چندان مساعد نیست. خشکسالی‌ها، هجوم ریزگردها و بروز دیگر چالش‌ها از عواقب خشکی این دریاچه محسوب می‌شود. بر اساس تاکیدات کارشناسان امر اگر دریاچه ارومیه خشک شود، ریزگردهای آن کشور را با چالش روبه‌رو می‌کند. ...
آنچه در ادامه می‌خوانید نظرات محمد درویش، کارشناس محیط‌زیست در گفت‌و‌گو با «آرمان» درباره ماحصل پروژه‌های انتقال آب در کشور است.
برخی از کارشناسان حوزه محیط‌زیست پروژه‌ انتقال آب از دریاچه وان را یکی از راهکارها برای مقابله با خشکی دریاچه ارومیه می‌دانند. این در حالی است که با بررسی نتایج پروژه‌های انتقال آب در کشور این اقدام با تبعات محیط‌زیستی متعدد همراه بوده است. پروژه‌های انتقال آب باعث شده تا سیستم هیدرولیکی در طبیعت از بین برود. در این شرایط می‌توان به‌جای جنگ با قوانین طبیعت از طریق شناخت قوانین حاکم بر آن چیدمانی را انتخاب کرد تا اقدامات انجام شده پایدار و همخوان با واقعیت‌های اکولوژیکی، اقلیمی و هیدرولوژیکی باشد.
در مدیریت آب، رفتن به سمت غلبه بر تفکرات سازه‌ای یک خطای راهبردی است که در بسیاری از کشورها مسئولان محیط‌زیست متوجه این خطا شده و در تلاش برای رفع آن هستند. مسئولان امر باید بدانند که لازم نیست، وسیله‌ای را از ابتدا اختراع و سپس استفاده کرد، بلکه با استفاده از تجربیات گذشته می‌توان تمامی مشکلات را برطرف کرد. در این شرایط نیاز به تکرار تجربیات ناخوشایند در این‌باره نیست. 
هم‌اکنون بودجه مناسب برای جبران این خسارت‌ها وجود ندارد... برای مثال در حال حاضر به 9‌هزار‌میلیارد برای خلاصی از سد گوند نیاز است، اما به‌دلیل نبود چنین هزینه‌هایی باید خطر شور شدن کارون را به جان خرید. پس در این شرایط باید اقدامی کرد تا حتی الامکان پروژه‌های انتقال آب در کشور اجرا نشود.
در وضعیت کنونی کشور باید از هر گونه طرح انتقال آب جلوگیری کرد. باید دانست که طرح‌های انتقال آب همچون مرفین عمل کرده و سبب می‌شود تا اهالی آن منطقه به‌جای استفاده خردمندانه از آب همچنان بی‌مبالات به هدر رفت آب ادامه دهند. باید تلاش شود تا مصرف را بهینه کرده و در حوزه آبخیز معیشت‌هایی را متناسب با توان اکولوژیکی پروژه آبخیز طراحی کرد. در حوزه آبخیز دریاچه ارومیه نیز نیازی به طرح انتقال آب از دریاچه‌های وان، ارس، زاب و خرز نیست، بلکه دریاچه ارومیه بیش از دو برابر متوسطه کشور ریزش‌های آسمانی دارد.
...
**در کشور ما شهرهای متعدد با چالش کم آبی و بی‌‌‌آبی مواجه هستند. آیا در مناطق متضرر از خشکسالی می‌توان اقدامات دیگر برای حل این معضل انجام داد؟ 
بله. باید دانست هم‌اکنون بحران آب در استان‌های اصفهان، یزد و کرمان بروز کرده است. تمامی آنها ناشی از طرح‌های انتقال آب است. در این میان به ازای هر لیتر آبی که وارد این خاک به‌دلیل طرح‌های انتقال آب‌ شده، چندین برابر بارگذاری می‌شود. اگر طرح‌های انتقال آب در اصفهان اجرا نمی‌شد، طبیعتا هرگز کارخانه فولاد در این استان تاسیس نمی‌شد و وسعت اراضی کشاورزی به پنج برابر افزایش نمی‌یافت. درضمن هرگز صنایع پتروشیمی در استان اصفهان مستقر نمی‌شد. همچنین در صورت عدم اجرای طرح‌های انتقال آب هرگز در یزد شاهد احداث 15 کارخانه نبودیم.
در این میان استان یزد می‌توانست از محل تقویت زیرساخت‌های بومی مسئولانه در حوزه مسائل تاریخی، فرهنگی و ... بودجه تولید کند و نیازی به ایجاد صنایع و کشاورزی پرمصرف نبود. امید است به‌جایی برسیم تا تمامی افراد بدانند که صرف هزینه برای طرح‌های انتقال آب و سدسازی‌های بی‌رویه همچون تزریق مرفین به یک بیمار برای کاهش میزان درد است. این در حالی است که در روند درمان باید منشأ بیماری مشخص و نسبت به رفع عارضه اقدامات درمانی انجام داد و فقط به صرف تزریق مرفین اقدام مناسبی برای درمان بیمار انجام نمی‌شود.
**هم‌اکنون اصفهان، یزد، کرمان و ... با مشکلات بی‌آبی و کم‌آبی مواجه هستند. این مساله هجوم ریزگردها، خشکسالی، از بین رفتن رونق کشاورزی و صنعت در آن مناطق را به‌دنبال دارد. برای کاهش این مقوله چه اقداماتی می‌توان انجام داد؟
هم‌اکنون در استان اصفهان طرح‌های مناسبی در این‌باره در حال اجرا است. در این استان شاهد تقویت بوم‌گردی‌ها، اکوکمپ‌ها و تقویت زیرساخت‌های لازم برای رونق گردشگری طبیعی و بیابانی هستیم. این مقوله باعث بروز مهاجرت معکوس شده است. این اقدامات باعث شده تا بر تعداد ساکنان در شهرهای بیابانک، انارک،‌ نرمه، جندق و ... افزوده شود. این اقدامات نو باعث شده تا بدون کاهش آب زیر زمینی و بروز آلودگی اقدامات مناسب انجام شود. این الگو را می‌توان در دیگر مناطق استان اصفهان و یزد به‌دلیل بروز بحران‌های فراوان امتداد داد. برای مثال هم‌اکنون در استان اصفهان شاهد احداث شهرک سلامت، ایجاد مجتمع‌های گردشگری جذاب همچون سی تی سنترها هستیم. این اقدامات می‌تواند تمامی روستاهای استان اصفهان را به یک مرکز مناسب برای جذب گردشگری تبدیل کند.
...
شهر یزد در این بستر باید تلاش کند تا با احیای تاریخ از جذابیت‌های خود استفاده کند. برای مثال در این شهر می‌توان گردشگران را به‌جای اجرای پروژه‌های متعدد به تماشای یخدان‌ها، بادگیرها و قنات‌های ترغیب کرد. در این وضعیت نیازی به اخذ مجوز و ایجاد کارخانه‌های آن‌چنانی در این شهر نیست، بلکه استان‌های یزد و اصفهان باید اتصال بزرگ‌ترین نیروگاه‌های خورشیدی و بادی را طراحی کرده و به این شکل بتوانند با بحران خشکسالی مقابله کنند.
(کد خبر: 82923478 (6514131)  تاریخ خبر: 1397/03/02 ساعت: 8:55)
دوشنبه, 31 ارديبهشت 1397 21:38
انارک نیوز - وِجْدان به نیروی درونی هر فرد گفته می‌شود که خوب و بد یک کردار را به وسیلهٔ آن درک می‌کند. 
دورکیم به‌عنوان اولین جامعه‌شناسانی که از وجدان جمعی سخن به میان آورده است، وجدان جمع یا «روح جمع» را دلیل تداوم جامعه و پیوند نسل‌ها در طی هزارها سال و خوبی و بدی عمل را تابع وجدان جمع می داند. و آن را به عنوان واقعیتی آشکار، جدا از وجدان‌های فردی در جهت بیان امر اجتماعی به کار برده است. هر قدر وجدان جمعی قوی‌تر باشد خشم بر ضد جرم یعنی بر ضد تخطی از فرمان‌های اجتماعی شدیدتر است.
وجدان جمعی نماد نظر جامعه در مورد نقض قانون می باشد. پس در جامعه پیشرفته وجدان عمومی تصمیم می گیرد قانونی نقض شده است یا خیر و بر اساس آن دادگاه حکم را صادر می نماید.
مدتی است تلگرام فیلتر شده و طبق نظر دادگاه رسانه و گروهی از دولتیان باعث فساد، ناامنی جامعه، اخلال در سیستم اقتصادی و حتی افزایش قیمت دلار و ... می شد. که با فیلتر شدن آن خیلی از مشکلات جامعه بایستی حل شده باشد. اما به گفته وزیر مخابرات از کاربرانی که بین 40 تا 45 میلیون نفر در این پیامرسان اجتماعی بودند علیرغم فیلتر شدن و فیلتر شدن فیلتر شکن ها هنوز چند ده میلیون نفر از آن استفاده می کنند. ده ها میلیاردها تومان هم به چند شرکت داده شده تا پیامرسان مشابه داخلی را در بستر آن ایجاد و فیلتر تلگرام را غیر قابل نفوذ نمایند که موفقیت آنان چندان نبوده است.
دولت خرج می کند تا کاربران نتوانند از آن استفاده کنند و میلیونها کاربر خرج می کنند تا از فیلتر بگذرند که در هر صورت یک بازی باخت-باخت و خرج از جیب مردم می باشد!
در این مورد مردم را آگاه ننموده اند و اینک وجدان عمومی نظری مخالف قانون دارد که قابل تأمل است اما توجهی به آن نمی شود و می تواند باعث افزایش نافرمانی های مدنی گردد.
جمعه, 28 ارديبهشت 1397 13:40
انارک نیوز - در تابستان سال 1390 برای تکمیل ساخت کارخانه آجر آژند انارک با دو چالش روبرو بودیم آب و کمبود سرمایه.
آب در بوق و کرنا بود که با لوله کشی به انارک می رسد و تسهیلات بانکی هم برای منطقه محروم به سادگی پرداخت می شود. رئیس سابق بانک ملی انارک که نائینی بود و خیلی نزد انارکی ها مورد احترام بود نیز در مرکز بانک ملی مرکز استان فرد با نفوذی بود.

آب مورد نیاز به میزان 12000 متر مکعب در سال بود. بدون نامه تأمین مطمئن آب در سال 1389 امکان دریافت زمین نبود. شرکت آبفای منطقه نایین با عنایت به اجرای خط انتقال آبرسانی به شهر انارک آنرا تا پایان سال 89 امکان پذیر دانست. اما سال 1390 هم تمام شد و خبری از آن نبود. 
دومین چالش نیز کمبود سرمایه برای این پروژه بود. اواخر سال 90 برای اخد تسهیلات سرمایه ثابت از محل سهمیه باقیمانده سالهای 1384 تا 88 بنگاههای کوچک اقتصادی زودبازده و کارآفرین به بانک ملی معرفی شدیم که یکی از معاونان آن آقای مطهری نائینی رئیس قدیمی بانک ملی انارک بود که در ابتدا برخورد خوبی هم داشت. آقای عباس ایرانپور هم ملاقاتی با ایشان داشت. سپس ایشان معاون تسهیلاتی بانک شد اما پس از یک سال رفت و آمد نصیبمان فقط کفش پاره بود و بدتر اینکه قیمت ارز نیز تقریباً دو برابر شد.
در دی ماه 1391 دست به دامان نماینده محترم آقای سید حمیدرضا طباطبایی نائینی هم شدیم که نهایت تلاش خود را کردند. اما نتیجه همه این تلاشها هزینه، تلف شدن زمان و بوروکراسی اداری بود.

و این چنین بود که میانه تابستان 92 دست از پا درازتر دریافتیم دولت نه آب را تأمین می نماید و نه تسهیلات کم بازده را.
شروع پروژه میانه بهار 87 بود و اینک پس از بیش از پنج سال گذشت زمان به شدت مقروض و آبی هم در کار نبود. افزون بر آن گوش سازمان جهاد کشاورزی هم بدهکار این منطق نبود که بدون آب نمی توان اجرای پروژه را ادامه داد و خواهان اجرای کامل طرح تا اوایل پاییز 1393 بود.
همچنین تعهدی می خواست که در صورت تمام نشدن طرح تا اوایل پاییز 1393 دیگر هیچ ادعایی نسبت به اعیانی طرح نداشته باشم و حق هرگونه اعتراضی را از خود سلب و ساقط نمایم.
خلاصه اش اینکه آنها در تأمین آب بدعهدی کردند و من بایستی تاوانش را می دادم.

چه کنم چه نکنم که خودکرده را تدبیر نیست. با دلو دیگری به چاه رفتم و اینک در قعر چاه بودم. برای نجات سرمایه به این در و آن در زدم تا شاید قسمتی از سرمایه را با تغییر طرح نجات دهم که این خان را هم در ادامه خواهم آورد!
پنج شنبه, 27 ارديبهشت 1397 21:24
انارک نیوز - هوای بهاری دلپذیر و آفتاب تابان گرمای لذتبخشی داشت. نیمروز جوانی خوش اندام، دلچسب و خوشپوش با آوایی خوش آهنگ و گوشنواز سوار بر اسبی سفید همانند فرشته ای سوار بر ابر در دشت می تاخت. از دور مردی بی چیز و خسته را در راه دید، بدون از دست دادن وقت در آنی خود را به او رساند و پیاده شد. هر دو همراه شدند. 
مرد از دیدن او شگفت زده شد. او کجا و من کجا؟ امروز بخت با من یار است! در ذهن خود کاخ آرزوهای خود را ساخت. همراهی با همچون اویی را در خواب هم نمی دید. سکه های زر، آب و نان و جایی برای خفتن. جامه های ابریشمی و شراب گوارا. حتی تکه نانی کپک زده هم برای او بس بود.

جوان بر دوشش ریسمان های خوشرنگ زیادی آویخته بود که دنباله آنها با نسیم ملایم حرکات نرمی می کردند. در بین آنها رسن های نازک و کلفت و مناسب با هر سلیقه ای دیده می شد. در خورجین اسب هم کیسه های زر، نقره و مسی بود که صدای به هم خوردن آنها وسوسه کننده بود. هر یک از آنها می توانست زندگی آن مرد را که به سختی گذران زندگی داشت دگرگون سازد.

مرد خوشحال از بخت خود که روزگار به او روی خوشش را نشان داده است از او مسیر و قصدش را پرسید که ده مجاور بود و برای رسیدگی به نعل اسبش نزد آهنگری می رفت که کارش زبانزد بود اما ظهر کار را ترک می کرد. وقت تنگ بود و کار زیاد.
از او درباره ریسمانها با رنگ های دلنواز  رنگین کمان پرسید که بدجوری چشمش را گرفته بود. پاسخ شنید از آن برای کمک به آنان که در راه مانده اند و نای آمدن ندارند استفاده می کنم! همچنین به گردن آنانی می اندازم که نمی خواهند مرا همراهی نمایند. با بستن این بندها به گردنشان آنان را همراه خود می کنم. پس از همراه شدن، مرید من و من مرادشان می شوم. 
از لباس بسیار زیبا و خیره کننده اش پرسید که گفت روزی از دشمنم حقیقت خواستم اگر مایل است باهم به شنا رویم. او که ساده بود وارد آب شد و من لباسش را پوشیدم. از آنروز با ظاهر آراسته و لباس حقیقت در راهم. شیفتگان حقیقت دیگر او را که راست را لخت و بی پروا می گوید دوست ندارند و مرا که ناراستی و راستی را درهم آمیخته و با چهره دوست داشتنی به آنان پیشنهاد می کنم بیشتر می پسندند.

به دهی ویرانه رسیدند و نزد آهنگر پیر رفتند. نزدیک ظهر بود و آهنگر جایگزینی نعل را نپذیرفت که جوان پیشنهاد سکه ای زر را برای کارش به او داد و آهنگر مشغول شد. صدای اذان آمد و خواست کارش را به بعد بیندازد که جوان سکه ای دیگر را بر مزد افزود. دوباره مشغول شد که به خود آمد و سکه های اضافی را نپذیرقت. از جوان اصرار و از پیرمرد انگار. پشت پا به کیسه سکه های طلا زد و با یاد خدا راهی مسجد شد. آخرت باقی را بر دنیای فانی ترجیح داد. جوان پوزخندی زد و به دنبال او به راه افتاد!
مرد دوباره به دنبالش دوید. نمی توانست از او دل بکند. از او پرسید پس چرا با ریسمان رنگی دلم را بدست نمی آوری و مرا تشویق نمی کنی؟ جوان گفت تو با پای خودت همراه من شدی و نیازی به آن نیست.
مشتاقانه نامش را پرسید که شیطان بود.
گوشش نخواست که چیزی بر خلاف آنچه تا بحال رشته بود و باور کرده بود، بشنود. غلام حلقه به گوش وی شد. بالاخره حقیقت ناب را نزد مراد خود یافته بود. حاضر بود جان ناچیز خود را فدای برآورده کردن خواسته ناگفته او  نماید.

هدفم از گفتن این داستان روشن کردن مثلث زر و زور و تزویر برای به بند کشیدن انسانها یا به زبانی دیگر چپاول (غارت) و خرحمالی (برده کشی) و خرکردن آنها است که در ادامه به آن خواهم پرداخت.

سه شنبه, 25 ارديبهشت 1397 14:55
انارک نیوز - در منطقه انارک گروهی کارآفرین داریم که حق و حقوق دولتی را می دهند و از منابع طبیعی یا امکانات خاص انارک استفاده می برند اما با اینکه درآمد بالایی از انارک نصیبشان می شود در اقتصاد مردم انارک تأثیری ندارند . اینها بلندگوهای قوی دارند و حرفشان نزد مسئولین دررو دارد، برخی نیز به امید واهی درآمد و کار دنبال آنانند. در هر صورت حتی اگر طبیعت را زشت یا منابع را به هدر دهند مجوز دولتی دارند. 
آیا نباید اقتصاد انارک به ازای ریالی که آنها می گذارند و به ازای آن تومانی از منابع برگشت ناپذیر انارک برداشت می کنند دیناری بهره ببرد؟

به سراغ راه حل نهایی می رویم و با پنج گام ساده پرسش، پیامد (معلول)، چرایی (علت)، چاره (راه حل) و انجام پیش می رویم.
1 - برای اینکه به بیراهه نرویم ابتدا باید چند پرسش را پاسخ دهیم!
الف - کارآفرین کیست؟ کارآفرین کسی است که یک سرمایه‌گذاری جدید را فراهم می‌کند، آن را عملیاتی می‌کند و مسئول موفقیت یا شکست آن است. او می خواهد کارفرمای خود باشد و رویایی دارد که خستگی ناپذیر آنرا دنبال می کند. پاداش موفقیت او پول است. 
ب - مدیر حرفه ای کیست؟ مدیر حرفه‌ای کار اختصاص داده شده به وی را با در نظر گرفتن پرداخت پول به انجام می‌رساند. در واقع حساب شده و هدایت شده سرمایه گذاری می کند.
پ - تفاوت کارآفرین و مدیر حرفه ای چیست؟ کارآفرین علاوه بر بوجود آوردن یک شرکت جدید، ریسک‌پذیر و نوآور است در حالی‌که مدیر حرفه‌ای تنها اجراکننده است.
ت - آیا محیط زیست مهمتر است یا بهتر شدن وضع زندگی مردم؟ مردم محلی حق تصمیم‌گیری در مدیریت محیط زیست خود را ندارند پس درآمد حاصل در زندگی آنان نقشی ندارد.
2 - با این چند تعریف ساده مشخص می شود مشکل انارک با مدیران حرفه ای است که می دانند پولشان را در استفاده از کدامیک ار منابع انارک سرمایه گذاری نمایند و چگونه از حمایت های دولتی حداکثر استفاده را ببرند بدون اینکه در برابر این برداشت و تخریب منابع به مردم انارک پاسخگو باشند.
3 - دلیل بی توجهی به خواست مردم این است که مردم محلی نفوذی در دستگاه‌های دولتی ندارند و شهروندان نمی‌توانند عملکرد مسئولان را به چالش بکشند. پس مسئولین از قدرت‌ مصونیت خود در راه تصمیم گیری های مخالف نظر مردم استفاده می کنند.
4 - راه حل پیشگیرانه پاسخگو کردن مسئولین محلی به این تصمیم گیری ها و راه حل نهایی پاسخگو کردن مسئولین شهرستان می باشد.
5- انجام این کار وقتی امکان پذیر است که با نماینده محترم هماهنگی به عمل آید تا در زمانی که چند ساعت وقت دارند به انارک تشریف بیاورند. زمان آنرا هم چند روز زودتر به اطلاع مردم برسانند. ایشان به تناسب خواسته های مردم با همراهانی که پاسخگو باشند قدم رنجه و مردم آزادانه پرسش های خود را مطرح نمایند. در ضمن اگر نیاز باشد بدون حضور همراهان جلسه ادامه یابد.
اگر قول پیگیری دادند در جلسه بعدی یادآوری و نتیجه آنرا اعلام نمایند.
شنبه, 22 ارديبهشت 1397 19:32
انارک نیوز - انارک منطقه ای محروم است حتی اگر دولت آنرا محروم نداند. جالب است همه موافق و مشوق سرمایه گذاری در منطقه محروم انارک بودند و پروژه آجر اشتغال 40 نفر را بطور مستقیم به همراه داشت.
اردیبهشت ماه 1387 ابتدای پیگیری جدی و بدون وقفه من برای گرفتن مجوزهای دولتی ساخت کارخانه آجر سفالی در انارک بود و اواخر تیرماه 89 یعنی پس از دو سال و دو ماه و دستور استاندار زمین را تحویل دادند.  فارغ از اینکه بدانند در این بیست و شش ماه بر سرمایه گذار چه گذشت و آیا هنوز با توجه به شرایط ناپایدار اقتصادی، طرح اقتصادی است یا خیر.
بیشتر سرمایه گزاران تا از دریافت تسهیلات بانکی مطمئن نشوند کاری انجام نمی دهند اما من چشمم را روی این اصل اساسی بستم و از جیب خود مشغول بستن قراردادهای مختلف شدم که صدها میلیون تومان می شد.

در تابستان 1389 با توجه به سرمایه گزاری سنگین این پروژه از شرکت آجر آژند انارک برای سرمایه گذاری و ادامه سریع کار دعوت به عمل آمد.
بتون ریزی فونداسیون سوله ها در انارک دشواری هایی را بوجود آورد و با تأخیر غیرمسئولانه شرکت پیمانکار زمان بندی پروژه بهم ریخت و در پایان با نارضایتی از نحوه انجام، اختلاف دراز مدت و چند سال بعد به دادگاه نایین کشید. ولی با توجه به اینکه در قرارداد داور و ناظر پروژه یک نفر همشهری و ذینفغ فرزندش بود راه به جایی نبردیم. نظریه کارشناس محترم دادگستری برای معایب هم موجود است.
در زمستان از سرمایه گذاری حدود 323 نفر از اهالی بازنشسته و قشر کم درآمد ولی مشتاق انارک استقبال به عمل آمد که در بین آنان هیچیک از افراد پولدار انارکی هم نیست هرچند همه آنان را در جریان گذاشته بودم.
در کمتر از یک سال یعنی تیرماه 1390 سوله سالن تولید، انبارها، سالن توزیع برق کارخانه و فونداسیون ماشین آلات، سیلوها ساختمان اداری و اتاق استراحت با بیش از هزار مترمربع زیربنا آماده شد. پیشرفت کار حدود 35% کل کار بود و وام 28% بانکی سنگینیش را بر روی پروژه انداخته بود. دنبال دریافت وام از دولت برای خرید ماشین آلات و کوره افتادیم که از دیگر خانها به مراتب سخت تر و زجرآور بود. پس از تصویب یک میلیارد تومان در کارگروه اشتغال شهرستان بالاخره دی ماه 90 در کارگروه اشتغال استان و جهت اعلام نظر با فشار آقای وکیل دکتر حسین حسنی بافرانی که در آستانه انتخابات مجلس بود به بانک ملی فرستاده شد.
اما کجا رفت وام های آقای دکتر احمدی نژاد رییس جمهور و از آن به ما چه رسید را در ادامه خواهم آورد!