امروز: شنبه 02 تیر 1397 برابر با 23 جون 2018

جمعه, 09 تیر 1396 20:14
خرید هم یک تفریح و هم فرصتی برای جمع‌آوری اطلاعات از بازار و اقتصاد خرد کشور است. بازارگردی یکی از روش‌های بازاریابی و تحقیقات بازار است که تحلیل‌های اقتصادی و مدیریتی را به واقعیت نزدیکی می‌کند.
به فروشگاهی برای خرید لباس‌زیر مراجعه کردم؛ انواع لباس‌های زیر از مارک‌های مختلف داخلی و خارجی را در اختیار داشت اما به من یک مارک ترک را پیشنهاد کرد. طبق معمول گفتم لطفاً مارک‌های داخلی را پیشنهاد بدهید و با لبخند ادامه دادم آخه دیگه شورت و زیرپوش هم باید خارجی خرید کرد؟!
فروشنده گفت: من هم خوشحال می‌شوم جنس ایرانی بفروشم اما نمی‌خواهم شما برای اولین و آخرین بار از من خرید کنید! گفتم چطور مگه؟ نمونه جنس ایرانی را آورد و گفت طرح و کیفیت پارچه این مارک ایرانی و ترک را خودتان مقایسه کنید و اختلاف قیمت هم مدنظر قرار دهید اگر بازهم صلاح دانستید من حرفی ندارم جنس ایرانی ببرید.
مقایسه خیلی ساده بود: پارچه نخی، دوخت زیبا و شکیل، طراحی و برش‌های متقارن و سایزبندی مناسب مارک ترک اصلاً قابل قیاس با مارک ایرانی نبود و باوجود همه این برتری‌ها فقط دو هزار تومان جنس ایرانی ارزان‌تر به فروش می‌رسید. به فروشنده گفتم یعنی تولید این شورت و زیرپوش هم از عهده ایران خارج است؟ با پوزخند جواب داد بله آقا ما در ایران فقط قادر به تولید موشک و انرژی هسته‌ای هستیم!
بدجور حرف فروشنده من را در فکر فرو برد و چقدر راحت اقتصاد خرد این مملکت را به سیاست کلان آن گره زد!

به بازار پوشاک سرک می‌کشم شما نیز فراوان در این بازار مکاره قدم زده‌ و در حیرت قیمت‌ها فقط عبور کرده‌اید. از پوشک کودکان گرفته تا لباس مجلسی زنان و کت‌وشلوارهای مردانه، بازار در تسخیر برندهای ترک و چین است و سهم تولیدکننده داخلی از این بازار گسترده شاید کمتر از 20 درصد در انواع محصولات نساجی باشد.
صنعت نساجی به دلیل ایجاد صنایع جانبی و زنجیره تکمیل همانند مدلینگ، ریسندگی و بافندگی، مواد اولیه، انواع پوست و پشم دام از یک‌سو و از طرف دیگر گستردگی شبکه توزیع و فروش، یکی از صنایع دارای اولویت برای ایجاد اشتغال به شمار می‌رود. ایران روزگاری در این صنعت حرف‌های زیادی برای گفتن داشت و آثار تاریخی کارخانه‌های نساجی آن هنوز هم در شهرهای اصفهان و تهران موجود است.
اکنون برای پوشک کودکان که یکی از پرمصرف‌ترین محصولات نساجی به شمار می‌رود نیازمند بهره‌گیری از برندهای خارجی هستیم.تولید پوشک بچه نیاز به چه فناوری پیشرفته‌تری از موشک‌های نظامی دارد که قادر به ایجاد واحدهای تولیدی بومی با برندهای ایرانی نیستیم؟ از آن فاجعه بارتر چرا بزرگ‌ترین تولیدکننده پلی اکریل در خاورمیانه یعنی کارخانه پلی اکریل اصفهان باوجود نیاز داخلی و خارجی باید تعطیل شود؟

 شیعه هستیم و هر بار طرحی را برای حجاب و عفاف زنان سرزمینمان به اجرا درمی‌آوریم و دخترانمان را معذب می‌کنیم اما همچنان چادر مشکی را بیگانگان(ژاپن، چین، اندونزی) برای ما تولید می‌کنند! چرا باید تنها یک تولیدکننده کوچک در چهارمحال و بختیاری چادر مشکی تولید کند و چرا بعد از یک دهه همچنان سهمی از بازار نداشته باشد در حالی که ایران بزرگ‌ترین مصرف‌کننده چادر مشکی در دنیاست.
همیشه چالش اصلی برای تولید، وجود بازار مصرف است و در ایران صنعت پوشاک به دلیل گستردگی بازار و میزان مصرف داخلی با این چالش مواجه نیست اما بازهم در تولید بسیار ضعیف هستیم.
چه ساده موشک‌های پیشرفته خود را به آن‌سوی مرزها پرتاب کردیم و چه خوب همگی مسئولان از آن به‌افتخار یاد کردند و چه ذلت‌بار باید پوشک بچه، چادر مشکی، پیراهن، شورت و زیرپوش و ... از آن‌سوی مرزها وارد کنیم.
نظامی اقتصاد خوانده‌ای که وی را مدیری استراتژیست می‌شناختم چندی پیش جمله‌ای را به زبان آورد که بیشتر باور کردم که یک نظامی باید همیشه در لباس نظامی‌گری باقی بماند و پای به عرصه سیاست و اقتصاد نگذارد.
بااین بزرگوار اعلام کرد:" سپاه مشکل اقتدار را حل کرده اما دولت مشکل اقتصاد را حل نکرده است" بعضی جمله‌ها ظاهری زیبا و فریبنده دارند اما با اندکی تأمل به فاجعه طرز فکر و دیدگاه مملکت‌داری در ایران  می‌رسیم. چند سؤال از این نظامی اقتصاد خوانده دارم: نخست آیا سپاه و دولت دو نهاد جدا از یکدیگر هستند و اگر هستند چرا؟ مگر در یک نظام و در راستای یک هدف برای خدمت به مردم تشکیل نشده‌اند؟
دوم اقتدار موشکی یا نظامی واقعاً عامل بازدارندگی است؟ موشک‌ها و تجهیزات نظامی ما هرچقدر هم پیشرفته آیا آمریکا، اسرائیل، روسیه، چین، ترکیه، انگلستان و آلمان و سایر کشورهای تولیدکننده تسلیحات نظامی در جنگ مستقیم یا نیابتی مقابله‌به‌مثل نخواهند کرد؟
ژاپن، کره جنوبی و بسیاری از کشورهای اروپایی، ساختار نظامی خاصی در اختیار ندارند اما به دلیل توسعه اقتصادی و فرهنگی از جایگاه درخور توجهی در دنیا برخوردار هستند.پرسش اساسی این است که ما امنیت را برای چه می‌خواهیم؟ آیا فقط نبود جنگ کافی است یا رشد سرمایه‌گذاری، رفاه و آسایش مردم، اشتغال جوانان و کاهش جرم و بزهکاری باید نتیجه ایجاد امنیت باشد؟

مشکل اقتصاد را باید کل نظام برطرف کند نه اینکه نهادی به نهاد دیگر پاس دهد و دیگری را مقصر جلوه دهد. مشکل اقتصاد را با رفع موانع تولید در کنار رفع موانع فرهنگی و فکری حاکمان و مردم می‌توان حل کرد نه با دعوا پشت تریبون‌ و رسانه‌ها. مشکل اقتصاد را باید با ایجاد امنیت فکری و روانی برای سرمایه‌گذاران و کارآفرینان داخلی و خارجی برطرف ساخت.
از قیمت تمام‌شده موشک‌های ساخت ایران اطلاع دقیقی ندارم اما اطلاعات پراکنده و غیررسمی نشان می‌دهد قیمت هر موشک دور برد یک تا سه میلیارد تومان است. با بودجه موشک‌هایی که در شهرهای موشکی کشور ذخیره شده است قادر به تولید و صادرات چند میلیارد دلار پوشاک می‌توانستیم باشیم؟
ساخت موشک همراه  با تولید پوشک و پوشاک (کالای ایرانی) می‌تواند از یک‌سو عامل بازدارندگی و از سوی دیگر عامل صادرات دانش، فرهنگ، هنر و اقتصاد این کشور به تمام دنیا باشد تا کالای ایرانی را نماد اقتدار ایران بشناسند نه موشک‌هایش را. همه‌چیز از روش فکری و تعریف ما از امنیت و اقتدار ناشی می‌شود؛ واقعاً تا کی و کجا می‌توان جنگید؟
(سینا ایرانپور انارکی / جمعه ۹ تیر ۱۳۹۶)
سه شنبه, 30 خرداد 1396 20:08
معروف است که اگر می خواهید آگاه شوید یک کشور در حال توسعه است ابتدا وضعیت مدارس و کیفیت آموزش آن را بررسی کنید و اگر در بخش آموزش شاهد تحول بودید می توانید به توسعه آن کشور در آینده امیدوار باشید. در حیرتم که امیر کبیر در یکصد و شصت و سه سال قبل یعنی سال یک هزار و دویست و سی و سه شمسی چگونه از روند توسعه آگاه بود اما اکنون دوازده دوره ریاست جمهوری در ایران می گذرد و با وجود روسای جمهوری که مدارک دانشگاهی تا دکترا داشته اند همچنان کسی در اندیشه توسعه نیست. یکشنبه بیست و هشت خرداد ۹۶ در حالی که در خیابان ناصرخسرو تهران قدم میزدم از اتفاق بنای دارالفنون یادگار امیرکبیر را دیدم و نتوانستم بی تفاوت از کنار این اندیشه بزرگ گذر کنم. روحت شاد مرد بزرگ.
اینجا تهران، اینجا ناصر خسرو، اینجا دارالفنون.
(سینا ایرانپور انارکی - 29 خرداد 1396)
جمعه, 19 خرداد 1396 21:45
متأسفانه با خبر شدیم استاد میر جلال فاطمی اناركی نویسنده مقتدری كه خاطراتش را در این وبلاگ منتشر می کردیم جان به جان آفرین تقدیم کرده استبا عرض تسلیت به خاندان محترم فاطمی و همسر و نوه هایش یکی از خاطرات او را که آخرین نوشته های منتشر شده اش می باشد را در زیر می آوریم. روحش شاد و یادش گرامی باد.
خاطرات یکی از کاندیدا های دوره اول مجلس شورای اسلامی از نائین
خاطراتی ازجوانانی مانند احمد مومنی در سال های 60 به بعد
چشمانم سفید شد تا یکی از این جوانان خودش را نشان بدهد .انچه در باره این جوانان می گویم به دور از کلمه ای اغراق است .اولین دوره انتخابات مجلس پس از انقلاب درحال برگزاری بود . تعداد کاندیداهای شهرستان نائین به 12 نفر میرسید . از انارک من و اقای مهندس فرازی . یک روحانی از خور و بیابانک و سایرین از شهر نائین .شبی جلسه مهمی در خانه یکی از سرشناسان نائین و با حضور افرادی صاحب نام و تاثیر گذار در انتخابات برقرار بود .اینکه تعداد کاندیداها کم شود و خودشان از میان خودشان کاندیدای اصلح را انتخاب کنند . کسی پا پس نکشید . هنوز رای گیری دور اول نتیجه اش اعلام نشده بود . من یک نفر را به چشم دکور نگاه میکردند . نه نام و رسمی داشتم . وابسته به حزبی نبودم. هیچ پولی نیز برای هزینه های انتخابات تخصیص نداده بودم.انتظار انصراف داشتند . خیلی هم پا پی من نشدند چون میدانستند که کسی رای اش را به من نمیدهد .یکی از کاندیداها دکتر حسینی استاد دانشگاه و تحصیل کرده امریکا بود .هزینه سنگینی برای این انتخابات در نظر گرفته بود . به سبک انتخابات امریکا  کارناوال های اتوموبیل تشکیل میداد و برای قدرت نمائی به انارک و خور و بیابانک و جندق و تمام روستاها میرفت و مخارجی غیر معمول میکرد . در اینجلسه دکتر حسینی بلند شد تا حرف هایش را بزند . با این جمله شروع کرد .یک جوان انارکی از 40 جوان تحصیلکرده نائینی بهتر است .گفت : شما کاندیداها با چشمان خودتان دیده اید که این جوانان انارکی برای پیروزی کاندیدایشان  چه خون دلی می خورند . با شکم گرسنه در صحراها، جاده ها و عمق معادن  پوستر تبلیغاتی می چسبانند. با جان ودل وبدون اینکه کمترین انتظاری داشته باشند برای پیروزی کاندیدایشان جان می کنند . ای کاش که در نائین فقط چند نفر ازاین جوانان مخلص پیدایشان میشد  بدون ذره ای تردید جوانان زیر 30 سال سن انارک را در اواوئل انقلاب ، رشید ترین ، بی ریاترین ، و سالم ترین جوانان انارک میدانم . بسیاری از کاربران جوان امروزی ما  فرزندان همان جوانان هستند . چند روز بعد از این جلسه نتیجه دور اول انتخابات نائین اعلام شد که اینجانب و دکتر شمس الدین حسینی به دور دوم راه پیدا کردیم .استاندار اصفهان اقای کاظم بجنوردی از اعضای اصلی حزب جمهوری خواه بود .برایش سرافکندگی بود که از یکی از شهرستانهایش ( نائین ) کاندیدای حزب موفق نشود . اقای حسینی از اعضای حزب جمهوری خواه نیز بود . روز 24 /12/ سال 58 نتیجه دور اول اعلام شد. این مخلص و دکتر حسینی به دور دوم انتخابات راه پیدا کردیم . دور دوم باید در اردیبهشت برگزار می شد . فردای اعلام نتیجه انتخابات دور اول ، در تاریخ 29 اسفند نامه ای از استانداری دریافت کردم که پاک سازی شده ام . هیچ دلیلی بر علت پاکسازی بیان نشده بود . مامورین حزب در سرتاسر حوزه انتخابیه پراکنده بودند و از گفتن هیچ تهمت و ناسزائی دریغ نمیکردند . معذلک دور دوم انتخابات را نیز با اکثریت ارا من بردم .با حدود کمتر از 1000 رای نسبت ب کاندیدای دیگر . تنها راهش این بود که برخی ز صندوق های جندق را باطل کنند . استدلالشان نیز نسبتا محکمه پسند بود.
-چرا مردم جندق حتی یک رای مخالف به اقای فاطمی نداده اند و 4000 رای به نفع ایشان به صندوق ریخته شده است ؟  این چند صندوق مورد شک و تردید است و ارای ان باطل میشود .
مهدی اشرف نتوانست به احساساتش غلبه کند , در حضور من به فرمانداری امد و سیلی محکمی به پای گوش فرماندار زد . به اطاق فرماندار رفتیم . صادقانه چنین گفت :خدا میداند هیچ کاری از دست من ساخته نیست . مامورین خاصی از تهران امده اند که همگی صاحب اختیارند . حق با شماست . موضوع انتخابات نائین را برخی روزنامه ها با اب و تاب نوشتند منجمله روزنامه جنبش با عنوان : از شگفتی های انتخابات  !!!!     اقای مومنی در جریان این وقایع هستند . کلیه جوانان ان روز انارک که رویا هایشان نقش بر اب شد از کم و کاست قضایا مطلعند . جلال
(چوپانان آباد - شنبه 13 خرداد 1396 - نویسنده: نسل سومی)
شنبه, 06 خرداد 1396 17:23

در روز جهانی موزه و در هفته بزرگداشت میراث فرهنگی، شهرستان نائین با برنامه ریزی و اجرای برنامه های متنوعی توسط میراث فرهنگی این شهرستان، درخشش قابل توجهی داشت.
به گزارش روابط عمومی اداره کل میراث فرهنگی استان اصفهان، محمود مدنیان رئیس میراث فرهنگی شهرستان نائین صبح امروز با بیان گزارشی از عملکرد این شهرستان در هفته میراث فرهنگی عنوان کرد: با توجه به برنامه ریزی های به عمل آمده و هماهنگی های انجام شده امسال و در هفته میراث فرهنگی این شهرستان برنامه های جذاب و متنوعی را در این هفته برنامه ریزی و اجرا نمود، که از آن جمله می توان به نمایشگاه عکس اقامتگاه های بوم گردی و جاذبه های گردشگری بومی نایین، که به جهت معرفی جاذبه های بومی و محلی شهرستان شامل، آداب و رسوم، جاذبه های طبیعی آثار تاریخی و جاذبه های گردشگری به صورت نمایشگاه عکس در خانه تاریخی نایین برگزار گردید اشاره کرد.
مدنیان افزود: نایین با پیشینه تاریخی  چند هزار ساله دارای ریشه های فرهنگی غنی، همراه با چشم اندازهای زیبای کوهستانی تا کویری، مناطق حفاظت شده، صنایع دستی ویژه، یکی از مهمترین مراکز توسعه اکوتوریسم و ژئو توریسم می باشد که در این نمایشگاه مناطق مختلف از جمله منطقه گردشگری "اشین" واقع در بخش انارک، معرفی و به نمایش در آمد.
(تاریخ و زمان تایید: 1396/03/06 11:11)

شنبه, 30 ارديبهشت 1396 11:56
برای کشاندن مردم پای صندوق رای نظام از هیچ چیز دریغ نمی کند. انتخابات که نزدیک می شود ایران آزاد آزاد می شود. شعر و ترانه و موسیقی در لحظه لحظه هایمان جاری می شود و تمام مسئولان نظام خاطرخواهمان می گردند و از یارانه گرفته تا کلام عاشقانه ما را سرشار می کنند. قید و بندهای بیهوده هم برداشته می شود. وعده های بی پایه و اساس هم که خوراک هر روزمان می کنند.
مردم هم مثل همیشه می آیند اما مطمئنم این جماعت نه بخاطر یارانه و نه وعده و وعیدها و نه بی قیدی ها پای صندوق رای سبز نمی شوند؛ اینها می آیند تا امید زنده بماند و  شاید تدبیری رقم بخورد. این مردمان نه رییس می خواهند و نه روحانی به کارشان می آید. اینها فقط تشنه محبت هستند تشنه ذره ای انصاف اما چه افسوس که ناظران و مجریان انتخابات زیر هوای خنک کولرها سوختن آنها را مثل ۳۸ سال گذشته نمی بینند.
تعداد مجریان کم، فضای های برگزاری نامناسب و رفتارهای نادرست جز بی انصافی از هیچ کجا نشات نمی گیرد. یعنی این رای که مدعی هستیم رای به نظام است نباید با رضایت اخذ شود؟! دلم برای کودکی که همراه پدر و مادرش زیر آفتاب و در صف طولانی گریه می کرد، سوخت. دلم برای آن پیرزن و پیرمرد ناتوان که قادر به ایستادن نبودند، شکست. دلم دل دل می کند، دلم انصاف می خواهد. بی انصافی تا کجا هم وطن؟!
[ شنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۶ ] [ 8:38 ] [ سینا ایرانپور انارکی ]
شنبه, 30 ارديبهشت 1396 11:49
انارک نیوز - سینا ایرانپور انارکی فرزند علی در تاریخ 25/2/1364 در شهر انارک از توابع شهرستان نائین به دنیا آمد. وی تا مقطع دیپلم علوم تجربی را در شهر انارک گذارند و پس از آن برای ادامه تحصیل همراه با خانواده به شهر اصفهان مهاجرت کرد. وی همزمان با تحصیل در مقطع پیش دانشگاهی وارد رادیو اصفهان شد و تلاش کرد مهارت نویسندگی خود را در حوزه رسانه به کار گیرد اما موانع و شرایط خاص فعالیت در صدا و سیما منجر شد پس از دو سال از ادامه همکاری منصرف شود.
سال 84 پیش از ورود به دانشگاه فعالیت خود را در سازمان آگهی های سرپرستی روزنامه همشهری استان اصفهان آغاز کرد که این تجربه بسترساز ورود وی به عرصه فعالیت های بازرگانی گردید. همزمان با فعالیت در سازمان آگهی ها تحت آموزش های مرحوم محمد رضا ثقفیان از اساتید حوزه خبر، نگارش متون مختلف برای حاشیه نیازمندی های جامع شهر را آغاز کرد.
در مهر ماه 1384 وارد دانشگاه آزاد واحد مبارکه شد و ظرف مدت 7 ترم در مقطع کارشناسی(لیسانس) در رشته مدیریت صنعتی فارغ التحصیل گردید. تحصیل همزمان در رشته مدیریت و کار در واحد بازاریابی و فروش شرکت هایی همچون همشهری ، چهل پنجره اسپادانا، دهکده جهانی سینا و در صنایع مختلف موجب شد دانش و مهارت های مدیریتی خود را ارتقا دهد.
آشنایی با گروه تحقیقات بازار پیک سانگ (آوای تصویر) و تجربه آموزی در این حوزه علاقه وی به رشته مدیریت را افزایش داد و کم کم خود را به عنوان یک تحلیلگر و مشاور مدیریت معرفی کرد. تجربه کار در صنعت و اجرای سیستم های ایزو در شرکت های قطعه سازی خودرو و مواد غذایی، حلقه دانش و مهارت های مدیریتی این کارشناس را تکمیل کرد.  در اسفند ماه 1388 در حالی عازم خدمت سربازی در نیروی زمینی ارتش شد که سابقه چهار سال فعالیت را در روزمه خود داشت.
ایرانپور انارکی با وجود تحصیلات مدیریت و کار در بخش های صنعتی و بازرگانی هرگز نتوانست نوشتن را کنار بگذارد و در آذر ماه 1385 همکاری خود را با سرویس اجتماعی روزنامه سراسری جام جم آغاز نمود که نخستین تجربه حرفه ای وی در حوزه رسانه های مکتوب به شمار می رفت.
وی در خاطرات خود می گوید: در کلاس سوم دبستان مطلب کوتاهی را برای مجله پوپک(ویژه کودک و نوجوان) ارسال کردم که در شماره جدید آن منتشر شد و این نخستین بار بود که نام خود را در یک نشریه مشاهده کردم و از شدت خوشحالی در پوست خود نمی گنجیدم.
پس از خدمت سربازی به فعالیت خود در عرصه بازاریابی و فروش ادامه داد اما پس از مدتی دغدغه هایی که برای نوشتن داشت موجب شد کار با روزنامه هایی همچون همشهری و زاینده رود را آغاز کند و با گذشت چند ماه به عنوان دبیر سرویس اقتصادی به استخدام روزنامه اصفهان امروز در آمد.
فعالیت وی به صورت تخصصی در حوزه اقتصاد و پیگیری های گسترده وی در ارتباط با فعالان اقتصادی و چالش های این بخش مهم کشور بسترساز شهرت ایشان به عنوان یکی از روزنامه نگاران خوش آتیه در استان اصفهان گردید. دو سال متوالی موفق به دریافت جایزه یادداشت برتر در بخش فنی و موضوعی در سال های 1392 و 1393 از جشنواره مطبوعات استان اصفهان شد و بدین ترتیب جایگاه خود را در عرصه رسانه های مکتوب استانی تثبیت کرد. همکاری با هفته نامه سراسری دنیای کسب و کار بار دیگر کمک کرد این روزنامه نگار با مطبوعات تهران ارتباط برقرار کند و توانایی های خود را در سطح ملی به نمایش بگذارد.
سال 1392 تصمیم به ادامه تحصیل در رشته مدیریت گرفت و این بار در مقطع کارشناسی ارشد مدیریت اجرایی گرایش استراتژیک در دانشگاه آزاد واحد تهران مرکز پذیرش شد. همزمان در دوره های بنیادی و تکنیکال بورس نیز شرکت کرد و توانست با فعالیت در بورس دانش اقتصادی خود را نیز افزایش دهد.
سال 1393 با ناامیدی از محدودیت های فعالیت های رسانه ای در استان اصفهان عازم تهران شد و فعالیت خود را به عنوان خبرنگار سرویس صنعت و معدن در روزنامه اقتصادی تعادل آغاز کرد. کار در کنار خبرنگاران حرفه ای و با تجربه و تحت نظارت یکی از روزنامه نگاران برجسته کشور یعنی محمد صادق جنان صفت موجب شد مهارت های روزنامه نگاری وی ارتقا یابد و پس از سه ماه نیز توانست دبیری سرویس اقتصادی تعادل را بر عهده بگیرد. فعالیت ایرانپور در تهران متاسفانه دوام چندانی نداشت و به دلایل خانوادگی ناگزیر به بازگشت به اصفهان شد.
سینا در بازگشت به اصفهان بار دیگر به عنوان دبیر سرویس اقتصادی فعالیت خود را در روزنامه اصفهان امروز از سر گرفت و پس از مدتی نخستین ویژه نامه روزانه اقتصادی در استان اصفهان را در این روزنامه منتشر کرد. درآمد کم، محدودیت های رسانه ای، احتیاط بیش از اندازه مدیر مسئول بار دیگر وی را از ادامه فعالیت در رسانه ناامید کرد و این بار تصمیم گرفت برای همیشه کار در رسانه را رها کند و مرتبط با رشته تحصیلی و بخش بازرگانی فعالیت خود را ادامه دهد.
سال 1394 یکی از سال های دشوار زندگی سینا بود. پس از قطع همکاری با روزنامه اصفهان امروز بر خلاف انتظار مدت ها بیکار شد و در همان مقطع مادر خود بر اثر جراحی قلب باز از دست داد که وی از این اتفاق به ناگوارترین رویداد زندگی خود یاد می کند. پس از آن شرایط بسیار دشوار شد اما مثل همیشه در اوج ناامیدی نتوانست تلاش خود را متوقف کند و سرانجام در بهمن ماه همان سال به عنوان کارشناس تحقیقات بازار در یک شرکت تولیدکننده مواد شیمیایی استخدام شد.
ایرانپور انارکی پس از جدایی از رسانه اما باز هم نتوانست نوشتن را کنار بگذارد و در اوج مشکلات خیلی زود نوشتن را از سر گرفت و با وجود شرایط دشوار زندگی و آسیب های روحی بر روی وبلاگ خود متمرکز شد و انتشار یادداشت های جنجالی در وبلاگ شخصی اش چهره ای متفاوت از آقای نویسنده به نمایش گذاشت. یادداشت های چالش بر انگیز وی درباره عملکرد اتاق بازرگانی اصفهان و شهرداری اصفهان نام وی را بر سر زبان ها انداخت و کم کم برند سینا ایرانپور انارکی به جایگاه بالاتری نزد افکار عمومی بویژه فعالان اقتصادی دست پیدا کرد.
سینا درباره واکنش های فعالان اقتصادی درباره یادداشت هایش می گوید: برایم بسیار عجیب بود برخی افراد از هیات نمایندگان اتاق اصفهان با من تماس می گرفتند و یادداشت های من را تقدیر می کردند اما همان ها در جلسات خصوصی اتاق مدعی شده بودند ایرانپور از ما پول خواسته است و چون پولی به وی پرداخت نکرده ایم بر علیه ما این یادداشت ها را منتشر می کند. وی در ادامه می گوید:پس از مدتی حتی ریاست اتاق با من جلسه گذاشت و پیشنهاد داد به عنوان مشاور و با حقوق و مزایای خیلی خوب در اتاق حضور داشته باشم و فشار قلمم را از روی اتاق بردارم اما با مشورت دوستان متوجه شدم هدف از این پیشنهاد صرفا خریدن قلم من هست و با پذیرفتن پیشنهاد آنها در حقیقت تمام حرف هایی که درباره ام می زدند را تایید خواهم کردم. هرگز نپذیرفتم و 10 روز بعد یادداشت تندتری را منتشر کردم.
وبلاگ دانسته های یک عشق نویسندگی (anaraki.blogfa.com  ) هر روز با رشد تعداد بازدید کننده روبرو بود و به خوبی توانست خلاء رسانه های موجود را که گرفتار خط قرمزهای فراوان و مدیران محتاط بود، جبران کند. با گذشت یکسال دوری از رسانه ها در حالی که همکاران رسانه ای فکر می کردند سینا از رسانه ها طرد شده است و کسی حاضر به انتشار نوشته های وی نیست با درخواست روزنامه دنیای اقتصاد همکاری خود را با این رسانه جهت ارائه یادداشت های تخصصی شروع کرد. انتشار یادداشت های تخصصی وی در این روزنامه پرمخاطب اثبات کرد وقتی هدفمند و با علاقه کار کنی شاید کمی دیر اما حتما مخاطب و مشتری خود را خواهی یافت.
اگرچه اکنون رسانه های استانی و سراسری از وی درخواست همکاری و ارائه یادداشت و گزارش دارند اما سینا به شدت معتقد است وقتی برای دل خودش و به دور از محدودیت های رسانه ای دست به قلم می شود لذت بیشتری از نوشتن می برد. دیگر نویسندگی برای سینا یک شغل نیست او نویسندگی را برای خود یک عشق متصور است که با آن می تواند همه نداشته هایش را فراموش کند و فقط بر روی هدفش متمرکز باشد.
نگارش داستان های کوتاه، شعر، متن های ادبی، طنز و بسیاری قالب های نگارشی را در این دو سال تجربه کرده است تا بتواند با بهبود سبک نگارشی و کیفیت متن در درجه نخست مخاطب را شیفته نوشته های خود کند. به جای مطالعه بیشتر، تامل و تفکر روی موضوعات و ساده نویسی را سر لوحه کار خود قرار داده است و بازخوردهایی که از عموم مردم و افراد اهل فن دریافت کرده نشان می دهد جذابیت نگارشی متون خود را تا اندازه زیادی بالا برده است.
ایرانپور انارکی در 24/9/94 از پایان نامه کارشناسی ارشد خود با عنوان برنامه ریزی راهبردی شرکت نساجی گلنثار با رویکرد بازار دفاع کرد و این پایان نامه به زودی در قالب یک کتاب تخصصی منتشر خواهد شد. وی یک مجموعه داستان کوتاه و مجموعه یادداشت نیز در دست نگارش دارد که در صورت تامین هزینه های لازم در بازار نشر عرضه خواهد شد.
این نویسنده و تحلیلگر اقتصادی اکنون مدیر بازرگانی یک شرکت تولید مواد شیمیایی در بخش خصوصی است و در کنار آن فعالیت های رسانه ای و اجتماعی خود را نیز ادامه می دهد.
مهمترین هدف شخصی که وی دنبال می کند بهبود کیفیت نگارشی و لذت مخاطب از مطالعه متون تولیدی است. وی معتقد است اگر مخاطب از مطالعه متن لذت ببرد می توان به مرور از طریق قلم فرهنگ و نگرش جامعه را بهبود بخشید و هیچ چیز در دنیا جذابتر از این نیست که کسی به تو بگوید نوشته ات را خواندم حالم را خوب کرد. 
این کارشناس ارشد مدیریت با هدف اصلاح ساختارهای سازمانی در مدیریت شهری و بهسازی نیروی انسانی شهر تصمیم گرفته است در پنجمین دوره انتخابات شورای شهر اصفهان شرکت کند و شعار "شهر را علمی مدیریت کنیم" برای خود انتخاب کرده و یادداشتی را با همین عنوان در وبلاگ شخصی خود منتشر کرده است.
[ پنجشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۶ ] [ 8:34 ] [ سینا ایرانپور انارکی ]
چهارشنبه, 20 ارديبهشت 1396 18:17
اشتغال، مسکن، ازدواج، رشد اقتصادی، مبارزه با فساد و آزادی بیان مهمترین دروغ های بزرگ کاندیداهای ریاست جمهوری ایران است.
می گویم دروغ چون هر شش مورد وعده هایی که داده می شود نتیجه یک برنامه اجرایی هستند نه راهکارهای دستیابی به این نتایج. نامزدهای کنونی بویژه سه نامزد اصولگرا که تجربه اجرایی کافی ندارند تمام حرفشان روی نتایج متمرکز شده و حتی در یک مورد قادر به تشریح روش دستیابی به نتایج مورد اشاره نیستتد و فقط توجیهشان ظرفیت ها و استعداهای طبیعی و انسانی موجود در کشور است؛ همانند ظرفیت های گردشگری ایران که همگی به آن اشاره می کنند اما هیچ درکی از مدیریت تخصصی و علم گردشگری ندارند مشاوری هم در این حوزه استخدام نکرده اند. حرف زدن از نتیجه مانند حرف زدن از آرزو و رویاست همیشه جذاب است اما وقتی راهکاری نداشته باشیم رویاها همیشه رویا باقی می مانند. زیر سوال بردن عملکرد گذشته دیگری و اتهام فساد هم راهکار نخ نما شده ای است که مردم ایران فقط به آن می خندند و در دل خود می گویند یعنی خود تو سواستفاده نکرده ای؟ در سازمانی که مدیر بوده ای چه ساختاری برای جلوگیری از فساد ایجاد کرده ای؟ آیا مالیات را پرداخت کرده ای؟ سازمان تحت مدیریت تو چقدر رشد اقتصادی داشته است؟
خودتی آقای کاندیدا !!! این ملت در این چهار دهه آنقدر دروغ شنیده اند که دروغ سنج درونیشان فعال شده است؛ پس خودت را خسته نکن عزیز دلم لااقل دروغ جدیدتری بگو شاید باورمان شد.
[ سه شنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۶ ] [ 17:35 ] [ سینا ایرانپور انارکی ]
شنبه, 16 ارديبهشت 1396 11:25
قسمت این بوده از اغاز که زن ناز کند.
انچه در دور و زمانست پراز رازکند
گر چه برمرد گهی نغمه بدساز کند
یا در عشوه برای دل او باز کند
چون دم عیسی مریم به زمانه نفسند
مردها بوالهوسند
در لطافت نتوان گفت کم از گل دارند
چون درختان ثمربخش همه پربارند
در دل مرد گل ازعشق ووفا میکارند. ابر مانند که بر دشت ودمن می بارند
لیک برمردنباشدیک ازاین چندپسند
مردها بوالهوسند
شعر مردان همه در وصف رخ زن باشد
زعشق زن پیرهن پاره ورا تن باشد
حیف درسینه ی اوقلب چو اهن باشد گر ورا زن چوعسل در دل مسکن باشد
گِرد زنهای دگرشیره خور همچون مگسند
مردها بوالهوسند
مرد را روشنی خانه زن زندگی است
کار زن راست بگویم همه اش بندگی است
باور عشق به زن دردل مردسادگی است
هرکه گفت عشق به کشتن دهدم یاوگی است
مردهاچون زخوش بخت به جایی برسند
همه شان بوالهوسند
گاه گاهی به حرم بهر هوسهای درون
زوجه دارند که. شاید شود از حد برون
فکر این مسیله سازد همه راغرق جنون
عجبا مرد چه کرده است دراین دهر زبون
مردها خود همه دانند که بی زن نه کسند
بی جهت بوالهوسند
مرد از دامن زن سر به ثریا سایید
ورنه کِی مردتوانست رود تا ناهید
مادری بود که او رازتن خود زایید
سالها همچو پرستار زمردن پایید
لیک در خانه زبد خلقی چومیرعسسند
مردها بوالهوسند
گر زن خوب رجایی شود از غیب نصیب
مرد را نیست نیازی به مداوای طبیب
چون دل هردوشودپاک چودلدار و حبیب
نهراسند که دزدانه شوند دست به جیب
گر چه گه تلخ مزاجند ولیکن ملسند
مردها بوالهوسند.
درپاسخ به شعر زیبایی که در کانال دوست گرامی جناب نوری در خصوص خانم ها امده لازم دیدم قطعه ای تقدیم کنم امیدوارم اقایان را گِلِه ای پیش نیاید. (رجا)انارکی