امروز: چهارشنبه 27 دی 1396 برابر با 16 ژانویه 2018

شنبه, 02 ارديبهشت 1396 18:10
من مغرور، خسته، عصبی و عجول اما همیشه با پشتکاری که داشته ام عیب هایم را پوشانده ام. سال ۹۴ و ۹۵ خدا چنان مرا زمین گیر کرد که غرورم شکست. من ماندم و یک دنیای کثیف، زشت و بی ارزش. هر روز عصبی تر هر روز بدتر از دیروز اما نمی دانم چرا در دلم امید نمرد. در اوج درماندگی آیه هایش را خواندم عجیب وصف حالم بود و چه معجزه گر مرا هدایت کرد. شعر، موسیقی، قدم زدن های بی پایان، عکاسی،نوشتن های شوق انگیز و چای خوش عطر شدند شادی روزهای پر تلاطم زندگی من و چقدر عجیب من بی تفاوت شدم و چه لذتی پیدا کرد زندگی. هیچ چیز را فراموش نکردم، هنوز هم زخم های قلبم مرهم نیافته اند اما دنیا را با خوب و بدش پذیرفتم و ایمان آوردم خدا در روزهای سخت بیشتر مراقب من است. روزهای سخت را پشت سر گذاشتم و امیدوار بودم سال ۹۶ را فقط با چالش انتخابات شورای شهر اصفهان شروع خواهم کرد اما از قرار خدا خیلی دوستم داشت و چالشی سخت را برایم خلق کرد؛ اندکی گریستم اما چه زود بی تفاوت شدم از قرار خدا دارد من را تمرین می دهد برای روزهای سخت تر و من هر روز قویتر می شوم. واقعیت را پذیرفتم
من تسلیم نمی شوم؛ این ها بازی خداست فقط من باید صبورتر شوم. سال هاست دعایم سر سجاده نماز درخواست ایمان و صبر است و چقدر صبورانه مرا صبور پرورش می دهد. چقدر پر طاقت شده ام چقدر بی تفاوت؛ آرامشم را به هیچ قیمتی نفروختم خیلی ها خریدارم شدند اما من فروشنده نبوده ام، نیستم و نخواهم بود. گوهری بس گران قیمت در درون خود یافته ام که آن را هرگز نخواهم فروخت نه به مقام نه پول و نه شهوت. آرامم آرام آرام با آنکه تمام داشته هایم همان شعر و موسیقی و دوربین و کاغذ و قلم است؛ داشته هایی که قیمت ندارند. هیچ نمی خواهم جز آرامشی که تو برایم مهیا ساخته ای و از آن که حرف میزنم بندگانت یا مرا دیوانه می خوانند یا حسرت به دل می شوند که چرا سختی ها بی طاقتش نمی کند. من خوشبختم با همه داشته ها و نداشته هایم. من در باشگاه انسان سازی خدا ثبت نام کرده ام و یک مربی بیشتر ندارم تا اینجا یاد گرفته ام بی تفاوت باشم و امیدوار اما از پشتکارم کاسته نشود. راستی نمی دانستم در این دنیای کثیف آدم های فرشته صفت کم نیستند حالا که کار خود را به خدا سپرده ام فرشته های زمینی اش را بیشتر کنار خود می یابم. من به خدا ایمان دارم و این روزها دیگر برایم سختی معنا ندارد هر چه از دوست رسد نیکوست. مطمئنم خدا خیلی دوستم دارد که نمی گذارد اشک های سر سجاده ام تمام شود و من ایمان دارم این اشک ها نجاتم می دهد. بی تفاوتم به همه سختی ها به همه بدی ها و امیدوارم به بزرگی خدا.
من تسلیم نمی شوم این ها بازی خداست فقط من باید کمی صبورتر باشم.
(سینا ایرانپور انارکی)
سه شنبه, 22 فروردين 1396 11:42
هدف از تشکیل شورای شهر واگذاری امور از بخش دولتی به مردم و پرهیز از دخالت‌های دولت در امور مدیریت شهری بوده است. طبق ماده یک قانون شوراها، شورای اسلامی شهر و روستا به‌منظور پیشبرد سریع برنامه‌های اجتماعی، اقتصادی، عمرانی، بهداشتی، فرهنگی، آموزشی، پرورش و سایر امور رفاهی از طریق همکاری مردم و نظارت بر امور روستا، بخش، شهر و شهرک تشکیل می‌شود. سال 1396 آغاز پنجمین دوره این شورا خواهد بود اما همچنان این نهاد به محیطی تخصصی برای مدیریت شهری و توسعه پایدار شهرها تبدیل نشده است. اعضای شورای شهر را به دلیل نبود نظارت کافی و فیلترهای مناسب جهت گزینش، افرادی فاقد تخصص و گاه بیکار تشکیل می‌دهند و از این رو شورا مزیت ویژه‌ای برای شهر ایجاد نکرده و به فرصتی برای گشت‌وگذار در شهر و برخورداری از حقوق و مزایای عالی برای یک عده افراد نالایق تبدیل‌شده است؛ چهره‌هایی که شورای شهر برای آن‌ها حکم بازی چرخ چرخ عباسی کودکان را دارد.
شورا یا خانه هنرمندان و ورزشکاران: در ایران هنر و ورزش به‌عنوان یک حرفه و تخصص جایگاه خود را به دست نیاورده است. باوجود استعدادهای فراوان در عرصه‌های مختلف هنری و ورزشی و علاقه جوانان ایرانی به این زمینه‌ها حاکمیت نتوانسته است هنر و ورزش را به در قالب یک صنعت مورد حمایت قرار دهد. از این رو بسیاری از هنرمندان و ورزشکاران باوجود شهرت و کسب عنوان قهرمانی فاقد درآمدهای کافی برای زندگی شخصی هستند و یا پس از گذراندن دوران جوانی یا دوران قهرمانی برای ادامه زندگی و کسب درآمد با مشکلات فراوانی روبرو می‌شوند.
این خلأ سیاست‌گذاری در حاکمیت موجب شده است بسیاری از هنرمندان و ورزشکاران برای جلوگیری از بیکاری و کسب درآمد، شهرت خود را ابزاری برای ورود به عرصه‌های سیاسی قرار دهند. افرادی که بسیاری از آن‌ها تحصیلات و تخصص‌های غیرکاربردی در عرصه‌های سیاسی و مدیریتی دارند و از سوی دیگر درایت و کفایت لازم برای تصمیم‌گیری در عرصه‌های کلان شهر و کشور را ندارند.
تشکیل شوراهای شهر و روستا بسترساز حضور افراد مشهور در عرصه سیاست بوده است. برخی از افرادی که تا پیش از این به دلیل ماهیت و جایگاه مجلس ورود آن‌ها به عرصه سیاست دشوار بود اکنون شورای شهر به خانه آرزوهای آن‌ها تبدیل‌شده است.
در شهر اصفهان چهره‌های به نسبت معروفی همچون مهدی باقربیگی، ندا واشیانی پور و رسول جزینی باسابقه بازیگری، اجرای تلویزیونی و مربیگری کشتی در دوره چهارم با آرای به نسبت بالا و بدون برخورداری از تخصص و سابقه مناسب و فقط به دلیل شهرت توانستند پای به عرصه شورای شهر بگذارند و پس از تهران، شورای شهر اصفهان نیز به خانه هنرمندان و ورزشکاران تبدیل شد. افرادی که پیش از آن هرگز چهره شناخته شده‌ای در هیچ‌یک از حوزه‌های مدیریت و تحلیلگری اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی، عمرانی و به‌طورکلی شهری نبوده‌اند فقط به‌صرف شهرت، صاحب کرسی تصمیم‌گیری برای مردم یک شهر شدند.
برخی از این چهره‌ها حتی سابقه کارمندی و پرداخت بیمه تأمین اجتماعی نیز نداشته‌اند و در حوزه هنر و ورزش نیز اگرچه مستعد به شمار می‌روند اما به هر دلیل در حوزه تخصصی خود نیز به جایگاه درخور توجهی دست نیافته‌اند. اکنون چهار سال است که از حقوق و مزایا و رانت خوبی برخوردار شده‌اند اما در شورای شهر و تصمیم‌گیری‌های کلان شهری تأثیر چندانی ندارند.
 حضور در مراسم‌های مختلف از مراسم ختم گرفته  تا تجلیل از پیشکسوتان و سایر برنامه‌ها بخش بزرگی از زمان ملاقات‌ مردمی ناکارآمد این اعضا را به خود اختصاص داده است. البته این دردی است که بیشتر اعضای شورای شهر به آن مبتلا هستند.
... انتخاب با شماست همشهری: بدون تردید ملاقات و ارتباط آسان مردم با مدیران شهری یک ضرورت به شمار می‌رود و اگر ساختار مناسبی برای ارتباط‌های مردمی ایجاد شود برخی از این ارتباط‌ها منجر به ارائه پیشنهاد‌ها و راهکاری مؤثر جهت بهبود مدیریت شهری خواهد بود اما ملاقات تشریفاتی و غیر هدفمند که بیشتر جنبه جلب آرا عموم مردم را دارد آیا ظلم به همین مردم نخواهد بود.
تمام اعضای شورای شهر از امکانات کامل شهرداری اصفهان برخوردار هستند و یک اتومبیل اختصاصی با راننده به صورت تمام‌وقت در اختیار آن‌هاست و این حداقل امتیازی است که شهرداری برای آن‌ها فراهم کرده است اما جالب اینجاست که بدانید بسیاری از این رانندگان محترم به‌جای اینکه برای رسیدگی به امور شهری در اختیار اعضای شورا باشند، امور شخصی آن‌ها را پیگیری می‌کنند.
کسانی که تا پیش از ورود به شورای شهر برخورداری از یک حقوق دو میلیون تومانی در ماه آرزویشان بوده است اکنون با مزایا و پاداش‌هایی که خودشان مصوب می‌کنند یا شهرداری به آن‌ها هدیه می‌دهد درآمدهای نجومی دارند؛ از رانت‌ها چیزی نگویم بهتر است.
اکنون انتخابات دیگری در راه است و بازهم مردم باید انتخاب کنند و بازهم بازار وعده‌ها و دروغ‌ها چقدر داغ می‌شود. می‌توانید مجری، بازیگر، ورزشکار و افراد ناکارآمد و فاقد تخصص اما معروف را به شورا وارد کنید؛ می‌توانید هم کمی با تحقیق افرادی حداقل دارای شایستگی‌های اولیه و برخوردار از دانش و تخصص که البته در جستجوی رانت نیستند را بر کرسی شورای شهر بنشانید. اکنون انتخاب با شماست چهار سال شاهد بازی چرخ چرخ عباسی مدیران شهری باشید یا توسعه آگاهانه شهر با کارشناسان با تجربه.
[دوشنبه ۲۱ فروردین ۱۳۹۶ ] [ 11:46 ] [ سینا ایرانپور انارکی ]
پنج شنبه, 17 فروردين 1396 20:57

روزگاری بود مارابال وپر یادش بخیر
زندگی هاساده بود ومختصریادش بخیر
فکر ایام قدیم وغصه های قصه اش
ایدم هردم چوفیلمی درنظریادش بخیر.
مردمان نیکومرام وبذله واسوده حال
دور بودانسان زدست خیروشریادش بخیر
توبره خالی باباو نگاه گرم او
هرشب ادینه میامد زدریادش بخیر
جمعه ها وقت سحرطفلان برای شستشو
سوی حمام دست دردست پدر یادش بخیر
دور ازچشمان بابافارغ ازهردردسر
درخزینه بارفیقان غوطه وریادش بخیر
لقمه نان باپیاز واب شیرین سراب
بودصدبهتر زهر د,ر وگهر یادش بخیر
از برای پخت نان وگرمی کاشانه ها
پشته های چوب وهیزم برکمریادش بخیر
چایی اندراستکان کوچک وزرین کمر
وه چه می چسپیدباقندیاشکریادش بخیر
گله داران فصل تابستان وهنگام تراز
می فرستادند ترف وکشک تریادش بخیر
تخم مرغ بومی اندرروغنی از شیربز
همره نان محلی ای پسریادش بخیر
عطردیزی درتنورداغ هنگام غروب
کرده بیچاره مارا دربدر یادش بخیر
پای درپوتین درون کوچه های پرزگِل
لیزخوردن های مابافرق سریادس بخیر
رنگ وبوی عیدنوروز ونوای سازودف
حال مامیکرد ان زیروزبر یادش بخیر
ازسراب وچشمه ابش چه گویم ای عزیز
مادران بادیگهای روی سریادش بخیر
بانوان اسوذه ازچشمان مردان حریص
چارقی برسر مثال یک قمریادش بخیر
شامگاهان صحبت همسایه هاگل مینمود
درمیان مادران هرگذر یادش بخیر
دیده ام مادربزرگ خوشدل وفرزانه را
دامنی پوشیده ازعهد قجریادش بخیر
سیزده نوزوز صحرای خوش پشت حصار
والدین ازپیش وما ازپشت سر یادش بخیر
تابرادرخسته شد بنشست بر روی زمین
گفت یابا یک کمی اهسته تر یادش بخیر
بودایامی که چون کبک دری اسوده حال
میدوید این بچه درکوه وکمریادش بخیر
فارغ ازبودونبودزندگی چون خواب خوش
سالها بامادرومهرپدر یادش بخیر
شیرجه دربند درنجیل باصفای بی حدش
های وهوی بچه ها چون شیر نر یادش بخیر
وحشت از چوب معلم گاه ازفریاد او
کرده بودماراکمی گیج وپکر یادش بخیر
قطعه شعرحافظ وتاریخ عهدغزنوی
تامعلم گفت من کردم زبریادش بخیر
از ورای کوچه باغ وتیغ های چینه اش
می پریدیم توی باغ همچون فنریادش بخیر
جمله زحمت بود ان بار گران زندگی
لیک ان بارگران و پرخطر یادش بخیر
بچه بودیم فارغ ازسودوزیان زندگی
خودندانستیم چه رادادیم هدریادش بخیر
اینکه میخوانید یاران گوشه ای ازمطلب است
کین حقیر بنوشت باچشمان تر یادش بخیر
کودک امروز اگر چیزی نمی گوید بدان
روزگاری سخت بنویسد به زر. یادش بخیر
بارجایی گوی چندان غصه تاکی میخوری.?
عمر رفته بر نمیگردد دگر یادش بخیر
(محمد رجائی انارکی)

چهارشنبه, 09 فروردين 1396 21:35
ثبت نام همشهری گرامی حسن حلوانی در انتخابات شورای شهر خور انجام شد.
با آگاه کردن تمامی همشهریان و دوستان خود با زنگ زدن یا ملاقات چهره به چهره و رای دادن در 29 اردیبهشت ماه 1396 نشان می دهیم که ما می توانیم نماینده ای در شورای شهر خور داشته باشیم.
انارک نیوز به این نامزد انارکی تبریک و بیشترین تلاش خود را برای حمایت از ایشان به عمل خواهد آورد.
دوشنبه, 07 فروردين 1396 21:35
ثبت نام همشهری گرامی سینا ایرانپور انارکی سینا ایرانپور انارکیدر انتخابات شورای شهر اصفهان انجام شد.
خود او می گوید: نمیدونم خوشحال باشم از ثبت نام برای شورای شهر یا نه! از یک طرف وقتی مسئول ثبت نام فهمید سابقه روزنامه نگاری در حوزه اقتصاد دارم ابراز خوشحالی کرد و گفت خدا را شکر یک آدم فرهیخته هم ثبت نام کرد و از طرف دیگه گلایه کرد از افراد بیکار و فاقد شرایطی که خودشون را برای این جایگاه مناسب دیدن و در این مدت ثبت نام کردن با گفتن این حرفش حس بدی بم دست داد. وقتی اسم روزنامه اقتصادی تعادل را به عنوان سابقه اعلام کردم گفت پس اصلاح طلبم هستی یه جوری گفت انگار اصلاح طلبی جرم هست!!! اگرچه نه اصلاح طلب هستم و نه اصولگرا. خدایا توکل به خودت. یا علی.
با آگاه کردن تمامی همشهریان و دوستان خود با زنگ زدن یا ملاقات چهره به چهره و رای دادن در 29 اردیبهشت ماه 1396 نشان می دهیم که ما می توانیم نماینده ای در شورای شهر اصفهان داشته باشیم.
انارک نیوز به این نامزد انارکی تبریک و بیشترین تلاش خود را برای حمایت از ایشان به عمل خواهد آورد.
جمعه, 04 فروردين 1396 15:02
جشن همدلی و همبستکی سوم فروردین 1396 درنجیل انارکامروز سوم فروردین ماه 1396 هوا ابری و دلپذیر بود و امید به بارش باران می رفت. از ساعت 14 که اندک اندک جمع دوستداران این گردهم آیی بزرگ تشکیل می شد بنظر می رسید امسال با سالهای پیش تفاوتهایی هم دارد.
جایی که افراد با سماورو کتری و شیرینی از سالها پیش با آویشن از دوستان و همشهریانی که از راههای دور و نزدیک خود را می رساندند که در این مراسم شرکت نمایند با چادری که می گفت مجوز فروش در این تفریحگاه قدیمی انارکیها یعنی دره انجیر یا به قول بومی ها "درنجیل" را دارد اشغال شده بود و آنها به گوشه ای دورتر و بی نشان در این بازار مکاره رانده شده بودند.
هر آن به دوستداران بی قرار که خواهان دیدار آنانی بودند که سالها چشم انتظارشان بودند و شاید در خواب هم نمی دیدند که آنها را ببینند افزوده می شد.
ساعت 16 شلوغی عبور و مرور سواری ها در میدانگاه اصلی که قسمتی از آن به مانند گذشته صاف شده بود اما هنوز قسمتی دیگر به بهانه درختکاری بی استفاده مانده به اوج رسید.
در گوشه ای و چادری سیرابی شتر و دمنوش فروخته می شد و بدنبالش سوغات انارک و کارهای دستی و آش انغوزه و برو تا ذرت مکزیکی. و در گوشه ای دورافتاده نذری آش می دادند که بسیار قابل تقدیر و سپاسگزاری است تا دوستان قدیمی که پذیرایی با چای آویشن در لیوانهای کاغذی و شیرینی حاج بادام می دادند ولی در میان این بازار گم شده بودند و عده ای می خواستند پول به آنها بدهند که با خنده می گفتند اینجا همانند سالهای گذشته رایگان است و فقط خنده رضایت شما کافی است.

همگی از پیر و جوان، دختر و پسر، زن و مرد خوشحال بودند و خنده و شادی این فضای همدلی و همبستگی را که خداپسندانه بود پر کرده بود و بسیاری می گفتند ای کاش این ساعات خوش که بی هیچ هزینه ای مهیا شده بارها در این روزها تکرار می شد. چقدر ساده می توانیم شاد شویم.
قطراتی از باران الهی را داشتیم که باید گفت ببار ای بارون، ببار و حاکی از رضایت الهی از این گردهم آیی خودخواسته و بدون هیچ تبلیغی از پیش بود و از بانیان بی چشمداشت این مراسم و آنان که نذری خود را در این گردهم آیی آورده بودند کمال تشکر را داریم.
هنگام نظرخواهی نوشتاری، تنها یک نفر با پرخاشگری و برافروختگی به دختر خانم کوچکی که نزدش رفته بود گفته بود، غرضتان از این کارها چیست؟ که پاسخش داده شده بود، دیدار دوستان!
مگر شاد بودن هم قصد و غرض است. ای کاش این دید و بازدید نوروزی که خودجوش است به محلی برای تجارت و کیسه برای عده ای تبدیل نمی شد و همت عالیه و نذری بیش از پیش همه گیر می شد.

ساعت 18 بود که گروه گروه به خانه های خود بازگشتند و برخی راهی شهرهای دور خود تا شادی خود را در خانه های خود نیز تقسیم نمایند. امسال از سالهای پیش افزونتر بودند و چند گروه گردشگری نیز با شنیدن گوش به گوش این گردهم آیی حضور به هم رسانده بودند. خدا نگه دارشان باشد این هزاران نفر را هم.

در نظرخواهی از همشهریان گرامی موارد انتقادی زیر دیده می شود.
1- بیش از همه بازار مکاره ای که سادگی دید و بازدید را مشکل کرده بود تا در نظر عده ای هدف تشکیل این گردهم آیی را تغییر دهد.
2- نبود پارکینگ درخور این جمعیت انبوه
3- نبود دستشویی
4- سنگ اندازی در دادن سماور اوقافی به دست اندرکاران چای آویشن که حاصلش چای نیم گرم بود که دلیلش ازدحام همزمان یاران بود.
5- سطل زباله بجای کیسه زباله.
6- زشتی منظره کوه درنجیل که همچنان از آن بهره برداری سودجویانه می شود.
7- نبود مدیریت متمرکز برای هر چه با شکوه تر برگزار کردن این جمع دوستانه.

و موارد دیگر از جمله:
1- باور نکردن حضور این جمعیت انبوه قبل از آمدن.
2- نبود جعبه ای برای واریز وجه برای آنانی که می خواهند برای دل خود و رفاه همشهریان در سالهای آتی کمک نمایند تا کاستی ها کاهش یابد.
3- سپاسگزاری و تداوم با شکوهتر.
4- سپاس از جمع آوری زباله ها توسط چند تن از همشهریان طبیعت دوست.

و در پایان یکی از نظرات را می آوریم.
با سلام و درود بر بنیان گذاران کار نیک و شاد جمعی! برپاکردن رسمی بسیار مشکل است و توش و توان می خواهد و برپا نگه داشتن آن بسیار مشکلتر. می توان گفت شمایان تنها زنده گان این زمان این دیارید.
تلاشتان همیشگی باشد و نتیجه همواره پرنشاط و شاد جمعی پایدار خواهد بود. هر سال از سال پیش بهتر بوده اید و بهتر هم خواهید شد. می گی نه، پارسال و پیرارسال و امسالش را قیاس کن و سال دیگر را پیش بینی کن.
به امید روزهای بی سایه ...، والسلام.

سه شنبه, 10 اسفند 1395 10:45
عدم استقلال وکلا، فساد اقتصادی را افزایش می‌دهد
 حقوقدان بدون حقوق
رشته حقوق و حرفه وکالت به جهت تأثیرگذاری قانون و نقش آن در زندگی تمام افراد یک جامعه و اهمیت موضوع دفاع در میان اقشار مختلف از شأن و جایگاه ویژه‌ای در طول تاریخ برخوردار بوده است. حقوق یکی از رشته‌های دشوار تحصیلی و حرفه وکالت یکی از مشاغل سطوح بالا در هر کشوری شناخته می‌شود. از دیرباز دانشجویان و فارغ‌التحصیلان رشته حقوق نزد افکار عمومی افرادی باهوش، توانمند و دارای آینده‌ای درخشان شناخته شده‌اند و برخورداری از شأن اجتماعی بالا، تمکن مالی، تأثیرگذاری در معادلات سیاسی از ویژگی‌های بارز وکلا بوده است. اما اکنون حقوقدان‌های ایرانی در حالی که سیستم قضایی، اقتصادی و اجتماعی کشور با آسیب و تهدید جدی به جهت کاهش استقلال این حرفه مواجه است نمی‌توانند از حقوق خود دفاع کنند.
رشد بدون کیفیت دانشکده‌های حقوق: حرفه وکالت نیز همانند سایر مشاغل و رشته‌هایی که دارای مزیت و برتری‌های نسبی است باگذشت زمان و آگاهی افکار عمومی افراد زیادی را به سوی خود جذب کرد. در ایران بیش از آنکه بر استعداد و علایق شخصی متمرکز شویم فرهنگ قالب کشور افراد را ترغیب به بر عهده گرفتن مسئولیت‌هایی کرده است که گاهی حتی با توانمندی‌های فرد سازگار نیست. رشد بیش از نیاز فارغ‌التحصیلان رشته پزشکی، دندانپزشکی و مهندسی برق و مکانیک نمونه‌های برجسته این رویداد اجتماعی در ایران است. در اقتصاد نیز آگاهی سرمایه‌داران از حاشیه سود بالای مصالح ساختمانی و مواد غذایی موجب شد به یک‌باره شاهد افزایش واحدهای تولید سیمان، آجر، کاشی و سرامیک و یا ماکارونی، لبنیات و سایر باشیم که اکنون همگی در حال ورشکستگی و توقف تولید هستند.
 مسئولان دانشگاهی و سیاسی بیش از آنکه به نیاز کشور در بلندمدت توجه داشته باشند و مطابق با نیاز و مد نظر قرار دادن کیفیت بستر رشد دانشگاه‌ها و یا واحدهای تولیدی را فراهم آورند با افزایش بی‌رویه مجوزها در عرصه رشته‌های دانشگاهی و واحدهای تولیدی بسترساز ایجاد یک رقابت ناسالم می‌شوند. این رقابت ناسالم و به دور از دعوا بر سر کیفیت تهدیدهای جدی را در بلندمدت برای کشور به همراه خواهد داشت.
اکنون رشد بیش از نیاز فارغ‌التحصیلان رشته حقوق یکی از مشکلات ریشه‌ای این رشته به شمار می‌رود. فارغ‌التحصیلانی که بسیاری از آن‌ها در دانشکده‌های فاقد استاندارد کیفی آموزشی و زیردست اساتیدی کم‌تجربه و بی‌تجربه مدرک لیسانس و حتی فوق‌لیسانس دریافت کرده‌اند و اکنون برای کسب درآمد ناگزیر به اقداماتی دور از شأن این حرفه هستند.
مخاطره تخصص وکالت با قانون‌گذاری نادرست: در سال 1379 شمسی و در قالب برنامه سوم توسعه ماده‌ای برای بهبود وضعیت فارغ‌التحصیلان رشته حقوق و رفع چالش تأمین وکیل برای برخی متهمان خاص تصویب شد. در این ماده (ماده 187 قانون برنامه توسعه سوم) آمده است: به‌منظور اعمال حمایت‌های لازم حقوقي و تسهيل دستيابي مردم به خدمات قضائي و حفظ حقوق عامه، به قوه قضائيه اجازه داده مي‌شود تا نسبت به تائيد صلاحيت فارغ‌التحصيلان رشته حقوق جهت صدور مجوز تأسیس مؤسسات مشاور حقوقي اقدام کند.
حضور مشاوران مذكور در محاكم دادگستري و ادارات و سازمان‌های دولتي و غيردولتي براي انجام امور وكالت متقاضيان مجاز خواهد بود.تائيد صلاحيت كارشناسان رسمي دادگستري نيز به طريق فوق امكان‌پذير است.آئين‌نامه اجرايي اين ماده و تعيين تعرفه كارشناسي افراد مذكور به تصويب رئيس قوهقضائیه خواهد رسيد.
همچنین در قسمت دیگری از این قانون آمده استانتخاب رئیس مركز امور مشاوران حقوقي، وكلا و كارشناسان از قضاتي كه داراي پايه قضايي 9 به بالا بوده و داراي حداقل 10 سال سابقه كار قضايي هستند و معرفي آن از طرف معاونت قضايي به رياست محترم قوه قضاييه جهت صدور ابلاغ براي مدت 2 سال است.
این قانون بسترساز شکل‌گیریمجموعه‌ای همتراز و مشابه کانون وکلا شد با این تفاوت که کانون وکلا کاملاً مستقل و به دور از دخالت قوای سه‌گانه و هر نهاد دیگری فعالیت داشته است اما مرکز امور مشاوران حقوقی با نظارت و دخالت مستقیم قوه قضاییه اداره می‌شود و این یعنی وکیل دیگر در محاکم قضایی قدرت دفاع خود را از دست خواهد داد زیرا مجوز و حتی درآمد خود را نیز باید از دادگستری دریافت کند.
فارغ‌التحصیلانی که پیش از این برای ورود به حرفه وکالت پس از کارآموزی و کسب تجربه باید در آزمون تخصصی کانون وکالت شرکت می‌کردند تا در صورت کسب امتیاز لازم به پروانه وکالت دست پیدا کنند با این قانون دیگر نیازی به کسب تجربه و سنجش کیفیت علمی و فنی ندارند و این یک ضربه جدی بر پیکره کانون وکلا و حرفه وکالت بود. اکنون بسیاری از افرادی که با عنوان مشاور حقوقی و وکیل پرونده‌های قضایی را برعهدهمی‌گیرند به جهت کمبود دانش و تجربه در برابر قضات حرف چندانی برای دفاع ندارند و بیشتر به همکار و همراه قضات تبدیل شده‌اند تا وکیل مدافع موکل.
رشد فساد در نبود استقلال وکلا: شاید در ظاهر عدم استقلال حرفه وکالت و ارتباط آن با فساد کمی دور از ذهن به نظر برسد اما با کمی تأمل در می‌یابیم اگر وکلا به کارمندان و واسطه‌های قضایی در دادگستری‌ها تبدیل شوند دیگر نباید از آن‌ها انتظار داشت مدافعان خوبی برای حقوق افراد فراخوانده شده به دادگاه به‌عنوان شاکی یا متهم باشند.
همسویی وکیل و قاضی در پرونده‌های قضایی و تضعیف جایگاه وکالت نسبت به قضاوت بسترساز فساد گسترده به‌ویژه در پرونده‌های اقتصادی خواهد بود. با کاهش دانش و تجربه وکلا در شرایط کنونی و اینکه هر فرد فارغ‌التحصیلی در رشته حقوق می‌تواند وکالت کند باید شاهد رشد تبانی، رشوه و سوءاستفاده باشیم.
از سوی دیگر تعداد بیش از نیاز فعالان حرفه وکالت بسترساز شکل‌گیریشبکه‌ای برای تصاحب پرونده‌های قضایی در کشور و کسب درآمد به هر قیمت شده است. تشویق افراد به انجام طلاق توافقی با هزینه کم و در کوتاه‌ترین مدت نمونه بارز وضعیت نامناسب اقتصادی حرفه وکالت به دلیل کمبود پرونده و کمبود دانش در حوزه‌های تخصصی وکالت است. در برخی مواقع یک وکیل هم‌زمان 10 تا 15 پرونده طلاق توافقی را برعهده می‌گیرد و بدون تردید این روش در رشد آمار طلاق تأثیر چشمگیری خواهد داشت که یک آسیب جدی اجتماعی به شمار می‌رود.
سندسازی در پرونده‌های قضایی، تهیه اسناد جعلی، به‌کارگیری شاهدان صوری و افزایش دروغ و کلاه‌برداری و فریب قضات نیز چالش‌های دیگری است که تهدید اقتصادی حرفه وکالت به همراه خواهد داشت. برای ایجاد اشتغال و کاهش تعرفه خدمات نباید به هر اقدامی رضایت داد چرا که کاهش کیفیت همیشه آسیب‌های فراوان اجتماعی و اقتصادی جبران‌ناپذیر را به همراه خواهد آورد.
تقویت ساختار و جایگاه کانون وکلا، بهبود کیفیت دوره کارآموزی و آزمون وکالت، جلوگیری از رشد پذیرش دانشکده‌های حقوق به‌ویژه در دانشگاه‌های فاقد اساتید با تجربه و متخصص، افزایش جذب فارغ‌التحصیلان حقوق در دادگستری و مراکز حقوقی با توجه به کمبود نیروی موجود در این نهادها، تدوین درس حقوق در مقطع متوسطه جهت آشنایی نوجوانان به مباحث حقوقی و استخدام فارغ‌التحصیلان در آموزش و پرورش، اصلاح روش استخدام قضات (در استخدام قضات به جای فارغ‌التحصیلانبی‌تجربه که در تشخیص ضعیف عمل می‌کنندهمانند کشورهای توسعه یافته وکلای با تجربه و کارآزموده با سوابق طولانی برای حرفه قضاوت به کار گرفته شوند.) این موارد راهکارهایی ساده هستند که بسیاری از آن‌ها ضمن بهسازی نیروی انسانی در رشته حقوق ساختار مدیریت حقوقی کشور را نیز بهبود خواهد بخشید.
(سینا ایرانپور انارکی - 10 اسفند 1395)
یکشنبه, 08 اسفند 1395 14:19
امروز برای اهدای سلول های بنیادی خونساز در بیمارستان سید الشهدا(امید) اصفهان ثبت نام کردم و به نظرم رسید این بابت این کار خدا پسندانه و موثر برای سلامتی اطلاع رسانی کنم. شاید روزی خودمان به این سلول ها نیاز پیدا کنیم. 
پيوند سلول‌های بنيادي خون‌ساز يك راه درماني مؤثر براي بيماري از سرطان‌ها و بیماری‌های ژنتيكي صعب‌العلاج است.براي انجام اين پیوند لازم است فردي با ژن‌های مشابه ازنظر سيستم خاصي در بدن كه HLA ناميده می‌شود (سيستم سازگاري نسجي) به بيمار سلول بنيادي سالم اهدا كند.گرچه احتمال يافتن دهنده در افراد خانواده فرد به علت تشابهات ژنتيكي بيشتر است اما اين احتمال صد درصد نيست.
در صورت وجود يك بانك سلول‌های بنيادي خون‌ساز اين احتمال وجود دارد كه از بين افراد غير منسوب نیز يك دهنده براي فرد بيمار پيدا شود.
با توجه به پيشرفت روزافزون درزمینه ي پيوند سلول بنيادي خون‌ساز در همه جوامع و من‌جمله كشور عزيزمان ايران تلاش بسياري صورت گرفته است كه بانك دهندگان سلول‌های بنيادي شكل گيرد.اهداي سلول‌های بنيادي خون‌ساز يك عمل خداپسندانه است كه منجر به نجات جان يك كودك يا يك فرد مبتلا به بيماري صعب‌العلاج مي‌گردد.
شما نيز در این امر خداپسندانه سهيم گرديد.
روش اهدا: در مرحله اول پس از مشاوره و مصاحبه با كارشناسان اهداي سلول‌های بنيادي و يافتن پاسخ سؤالات احتمالي شما در اين زمينه پرسشنامه‌ی مربوطه را تكميل می‌نمایید.چنانچه شما منعي از نظر اهداي سلول بنيادي نداشته باشيد رضایت‌نامه‌ی مربوط به اهداي سلول بنيادي را امضاء خواهيد كرد سپس ٣میلی‌لیتر خون از شما گرفته می‌شود.
آزمایش‌ها جهت تعيين نوعHLAشما بر روي اين نمونه انجام‌شده و در بانك سلول بنيادي خون‌ساز ذخيره می‌شود تا در صورت لزوم آن را جهت يافتن دهنده‌ای براي بيمار نيازمند جستجو كنند.چنانچه شما اين شانس را يافته باشيد كه HLAشما با بيماري سازگار شود با شما تماس گرفته می‌شود و از شما جهت اهداي سلول بنيادي دعوت می‌شود.شما مختار به قبول دعوت هستيد كه در صورت قبول معاینه‌ی پزشكي كامل از نظر سلامت واژ نظر بیماری‌های منتقله از راه خون و سلول بنيادي  به صورت رایگان از شما انجام می‌شوید و به مدت ٤-٥ روز يك دارو به شما تزريق می‌شود و سپس سلول‌های بنيادي جداسازي می‌گردد و به فرد نيازمند اهدا می‌شود.
اطلاعات شخصي شما در اختيار مركز  پذیره‌نویسی سلول‌های بنيادي بوده و تحت هيچ شرايطي در اختيار شخص يا افراد غير مرتبط قرار نمی‌گیرد.در موارد تحقيقات فقط اطلاعات ژنتيكي بدون نام ممكن است با اجازه‌ی مركز مورد استفاده قرار گيرد.
عوارض اهداي سلول بنيادي خون‌ساز: تاکنون عوارض جدي ثابت‌شده اي براي اهداي سلول بنيادي گزارش نشده است.
[ یکشنبه ۸ اسفند ۱۳۹۵ ] [ 10:17 ] [ سینا ایرانپور انارکی ]