امروز: چهارشنبه 27 دی 1396 برابر با 16 ژانویه 2018

شنبه, 06 خرداد 1396 17:23

در روز جهانی موزه و در هفته بزرگداشت میراث فرهنگی، شهرستان نائین با برنامه ریزی و اجرای برنامه های متنوعی توسط میراث فرهنگی این شهرستان، درخشش قابل توجهی داشت.
به گزارش روابط عمومی اداره کل میراث فرهنگی استان اصفهان، محمود مدنیان رئیس میراث فرهنگی شهرستان نائین صبح امروز با بیان گزارشی از عملکرد این شهرستان در هفته میراث فرهنگی عنوان کرد: با توجه به برنامه ریزی های به عمل آمده و هماهنگی های انجام شده امسال و در هفته میراث فرهنگی این شهرستان برنامه های جذاب و متنوعی را در این هفته برنامه ریزی و اجرا نمود، که از آن جمله می توان به نمایشگاه عکس اقامتگاه های بوم گردی و جاذبه های گردشگری بومی نایین، که به جهت معرفی جاذبه های بومی و محلی شهرستان شامل، آداب و رسوم، جاذبه های طبیعی آثار تاریخی و جاذبه های گردشگری به صورت نمایشگاه عکس در خانه تاریخی نایین برگزار گردید اشاره کرد.
مدنیان افزود: نایین با پیشینه تاریخی  چند هزار ساله دارای ریشه های فرهنگی غنی، همراه با چشم اندازهای زیبای کوهستانی تا کویری، مناطق حفاظت شده، صنایع دستی ویژه، یکی از مهمترین مراکز توسعه اکوتوریسم و ژئو توریسم می باشد که در این نمایشگاه مناطق مختلف از جمله منطقه گردشگری "اشین" واقع در بخش انارک، معرفی و به نمایش در آمد.
(تاریخ و زمان تایید: 1396/03/06 11:11)

شنبه, 30 ارديبهشت 1396 11:56
برای کشاندن مردم پای صندوق رای نظام از هیچ چیز دریغ نمی کند. انتخابات که نزدیک می شود ایران آزاد آزاد می شود. شعر و ترانه و موسیقی در لحظه لحظه هایمان جاری می شود و تمام مسئولان نظام خاطرخواهمان می گردند و از یارانه گرفته تا کلام عاشقانه ما را سرشار می کنند. قید و بندهای بیهوده هم برداشته می شود. وعده های بی پایه و اساس هم که خوراک هر روزمان می کنند.
مردم هم مثل همیشه می آیند اما مطمئنم این جماعت نه بخاطر یارانه و نه وعده و وعیدها و نه بی قیدی ها پای صندوق رای سبز نمی شوند؛ اینها می آیند تا امید زنده بماند و  شاید تدبیری رقم بخورد. این مردمان نه رییس می خواهند و نه روحانی به کارشان می آید. اینها فقط تشنه محبت هستند تشنه ذره ای انصاف اما چه افسوس که ناظران و مجریان انتخابات زیر هوای خنک کولرها سوختن آنها را مثل ۳۸ سال گذشته نمی بینند.
تعداد مجریان کم، فضای های برگزاری نامناسب و رفتارهای نادرست جز بی انصافی از هیچ کجا نشات نمی گیرد. یعنی این رای که مدعی هستیم رای به نظام است نباید با رضایت اخذ شود؟! دلم برای کودکی که همراه پدر و مادرش زیر آفتاب و در صف طولانی گریه می کرد، سوخت. دلم برای آن پیرزن و پیرمرد ناتوان که قادر به ایستادن نبودند، شکست. دلم دل دل می کند، دلم انصاف می خواهد. بی انصافی تا کجا هم وطن؟!
[ شنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۶ ] [ 8:38 ] [ سینا ایرانپور انارکی ]
شنبه, 30 ارديبهشت 1396 11:49
سینا ایرانپور انارکی فرزند علی در تاریخ 25/2/1364 در شهر انارک از توابع شهرستان نائین به دنیا آمد. وی تا مقطع دیپلم علوم تجربی را در شهر انارک گذارند و پس از آن برای ادامه تحصیل همراه با خانواده به شهر اصفهان مهاجرت کرد. وی همزمان با تحصیل در مقطع پیش دانشگاهی وارد رادیو اصفهان شد و تلاش کرد مهارت نویسندگی خود را در حوزه رسانه به کار گیرد اما موانع و شرایط خاص فعالیت در صدا و سیما منجر شد پس از دو سال از ادامه همکاری منصرف شود.
سال 84 پیش از ورود به دانشگاه فعالیت خود را در سازمان آگهی های سرپرستی روزنامه همشهری استان اصفهان آغاز کرد که این تجربه بسترساز ورود وی به عرصه فعالیت های بازرگانی گردید. همزمان با فعالیت در سازمان آگهی ها تحت آموزش های مرحوم محمد رضا ثقفیان از اساتید حوزه خبر، نگارش متون مختلف برای حاشیه نیازمندی های جامع شهر را آغاز کرد.
در مهر ماه 1384 وارد دانشگاه آزاد واحد مبارکه شد و ظرف مدت 7 ترم در مقطع کارشناسی(لیسانس) در رشته مدیریت صنعتی فارغ التحصیل گردید. تحصیل همزمان در رشته مدیریت و کار در واحد بازاریابی و فروش شرکت هایی همچون همشهری ، چهل پنجره اسپادانا، دهکده جهانی سینا و در صنایع مختلف موجب شد دانش و مهارت های مدیریتی خود را ارتقا دهد.
آشنایی با گروه تحقیقات بازار پیک سانگ (آوای تصویر) و تجربه آموزی در این حوزه علاقه وی به رشته مدیریت را افزایش داد و کم کم خود را به عنوان یک تحلیلگر و مشاور مدیریت معرفی کرد. تجربه کار در صنعت و اجرای سیستم های ایزو در شرکت های قطعه سازی خودرو و مواد غذایی، حلقه دانش و مهارت های مدیریتی این کارشناس را تکمیل کرد.  در اسفند ماه 1388 در حالی عازم خدمت سربازی در نیروی زمینی ارتش شد که سابقه چهار سال فعالیت را در روزمه خود داشت.
ایرانپور انارکی با وجود تحصیلات مدیریت و کار در بخش های صنعتی و بازرگانی هرگز نتوانست نوشتن را کنار بگذارد و در آذر ماه 1385 همکاری خود را با سرویس اجتماعی روزنامه سراسری جام جم آغاز نمود که نخستین تجربه حرفه ای وی در حوزه رسانه های مکتوب به شمار می رفت.
وی در خاطرات خود می گوید: در کلاس سوم دبستان مطلب کوتاهی را برای مجله پوپک(ویژه کودک و نوجوان) ارسال کردم که در شماره جدید آن منتشر شد و این نخستین بار بود که نام خود را در یک نشریه مشاهده کردم و از شدت خوشحالی در پوست خود نمی گنجیدم.
پس از خدمت سربازی به فعالیت خود در عرصه بازاریابی و فروش ادامه داد اما پس از مدتی دغدغه هایی که برای نوشتن داشت موجب شد کار با روزنامه هایی همچون همشهری و زاینده رود را آغاز کند و با گذشت چند ماه به عنوان دبیر سرویس اقتصادی به استخدام روزنامه اصفهان امروز در آمد.
فعالیت وی به صورت تخصصی در حوزه اقتصاد و پیگیری های گسترده وی در ارتباط با فعالان اقتصادی و چالش های این بخش مهم کشور بسترساز شهرت ایشان به عنوان یکی از روزنامه نگاران خوش آتیه در استان اصفهان گردید. دو سال متوالی موفق به دریافت جایزه یادداشت برتر در بخش فنی و موضوعی در سال های 1392 و 1393 از جشنواره مطبوعات استان اصفهان شد و بدین ترتیب جایگاه خود را در عرصه رسانه های مکتوب استانی تثبیت کرد. همکاری با هفته نامه سراسری دنیای کسب و کار بار دیگر کمک کرد این روزنامه نگار با مطبوعات تهران ارتباط برقرار کند و توانایی های خود را در سطح ملی به نمایش بگذارد.
سال 1392 تصمیم به ادامه تحصیل در رشته مدیریت گرفت و این بار در مقطع کارشناسی ارشد مدیریت اجرایی گرایش استراتژیک در دانشگاه آزاد واحد تهران مرکز پذیرش شد. همزمان در دوره های بنیادی و تکنیکال بورس نیز شرکت کرد و توانست با فعالیت در بورس دانش اقتصادی خود را نیز افزایش دهد.
سال 1393 با ناامیدی از محدودیت های فعالیت های رسانه ای در استان اصفهان عازم تهران شد و فعالیت خود را به عنوان خبرنگار سرویس صنعت و معدن در روزنامه اقتصادی تعادل آغاز کرد. کار در کنار خبرنگاران حرفه ای و با تجربه و تحت نظارت یکی از روزنامه نگاران برجسته کشور یعنی محمد صادق جنان صفت موجب شد مهارت های روزنامه نگاری وی ارتقا یابد و پس از سه ماه نیز توانست دبیری سرویس اقتصادی تعادل را بر عهده بگیرد. فعالیت ایرانپور در تهران متاسفانه دوام چندانی نداشت و به دلایل خانوادگی ناگزیر به بازگشت به اصفهان شد.
سینا در بازگشت به اصفهان بار دیگر به عنوان دبیر سرویس اقتصادی فعالیت خود را در روزنامه اصفهان امروز از سر گرفت و پس از مدتی نخستین ویژه نامه روزانه اقتصادی در استان اصفهان را در این روزنامه منتشر کرد. درآمد کم، محدودیت های رسانه ای، احتیاط بیش از اندازه مدیر مسئول بار دیگر وی را از ادامه فعالیت در رسانه ناامید کرد و این بار تصمیم گرفت برای همیشه کار در رسانه را رها کند و مرتبط با رشته تحصیلی و بخش بازرگانی فعالیت خود را ادامه دهد.
سال 1394 یکی از سال های دشوار زندگی سینا بود. پس از قطع همکاری با روزنامه اصفهان امروز بر خلاف انتظار مدت ها بیکار شد و در همان مقطع مادر خود بر اثر جراحی قلب باز از دست داد که وی از این اتفاق به ناگوارترین رویداد زندگی خود یاد می کند. پس از آن شرایط بسیار دشوار شد اما مثل همیشه در اوج ناامیدی نتوانست تلاش خود را متوقف کند و سرانجام در بهمن ماه همان سال به عنوان کارشناس تحقیقات بازار در یک شرکت تولیدکننده مواد شیمیایی استخدام شد.
ایرانپور انارکی پس از جدایی از رسانه اما باز هم نتوانست نوشتن را کنار بگذارد و در اوج مشکلات خیلی زود نوشتن را از سر گرفت و با وجود شرایط دشوار زندگی و آسیب های روحی بر روی وبلاگ خود متمرکز شد و انتشار یادداشت های جنجالی در وبلاگ شخصی اش چهره ای متفاوت از آقای نویسنده به نمایش گذاشت. یادداشت های چالش بر انگیز وی درباره عملکرد اتاق بازرگانی اصفهان و شهرداری اصفهان نام وی را بر سر زبان ها انداخت و کم کم برند سینا ایرانپور انارکی به جایگاه بالاتری نزد افکار عمومی بویژه فعالان اقتصادی دست پیدا کرد.
سینا درباره واکنش های فعالان اقتصادی درباره یادداشت هایش می گوید: برایم بسیار عجیب بود برخی افراد از هیات نمایندگان اتاق اصفهان با من تماس می گرفتند و یادداشت های من را تقدیر می کردند اما همان ها در جلسات خصوصی اتاق مدعی شده بودند ایرانپور از ما پول خواسته است و چون پولی به وی پرداخت نکرده ایم بر علیه ما این یادداشت ها را منتشر می کند. وی در ادامه می گوید:پس از مدتی حتی ریاست اتاق با من جلسه گذاشت و پیشنهاد داد به عنوان مشاور و با حقوق و مزایای خیلی خوب در اتاق حضور داشته باشم و فشار قلمم را از روی اتاق بردارم اما با مشورت دوستان متوجه شدم هدف از این پیشنهاد صرفا خریدن قلم من هست و با پذیرفتن پیشنهاد آنها در حقیقت تمام حرف هایی که درباره ام می زدند را تایید خواهم کردم. هرگز نپذیرفتم و 10 روز بعد یادداشت تندتری را منتشر کردم.
وبلاگ دانسته های یک عشق نویسندگی (anaraki.blogfa.com  ) هر روز با رشد تعداد بازدید کننده روبرو بود و به خوبی توانست خلاء رسانه های موجود را که گرفتار خط قرمزهای فراوان و مدیران محتاط بود، جبران کند. با گذشت یکسال دوری از رسانه ها در حالی که همکاران رسانه ای فکر می کردند سینا از رسانه ها طرد شده است و کسی حاضر به انتشار نوشته های وی نیست با درخواست روزنامه دنیای اقتصاد همکاری خود را با این رسانه جهت ارائه یادداشت های تخصصی شروع کرد. انتشار یادداشت های تخصصی وی در این روزنامه پرمخاطب اثبات کرد وقتی هدفمند و با علاقه کار کنی شاید کمی دیر اما حتما مخاطب و مشتری خود را خواهی یافت.
اگرچه اکنون رسانه های استانی و سراسری از وی درخواست همکاری و ارائه یادداشت و گزارش دارند اما سینا به شدت معتقد است وقتی برای دل خودش و به دور از محدودیت های رسانه ای دست به قلم می شود لذت بیشتری از نوشتن می برد. دیگر نویسندگی برای سینا یک شغل نیست او نویسندگی را برای خود یک عشق متصور است که با آن می تواند همه نداشته هایش را فراموش کند و فقط بر روی هدفش متمرکز باشد.
نگارش داستان های کوتاه، شعر، متن های ادبی، طنز و بسیاری قالب های نگارشی را در این دو سال تجربه کرده است تا بتواند با بهبود سبک نگارشی و کیفیت متن در درجه نخست مخاطب را شیفته نوشته های خود کند. به جای مطالعه بیشتر، تامل و تفکر روی موضوعات و ساده نویسی را سر لوحه کار خود قرار داده است و بازخوردهایی که از عموم مردم و افراد اهل فن دریافت کرده نشان می دهد جذابیت نگارشی متون خود را تا اندازه زیادی بالا برده است.
ایرانپور انارکی در 24/9/94 از پایان نامه کارشناسی ارشد خود با عنوان برنامه ریزی راهبردی شرکت نساجی گلنثار با رویکرد بازار دفاع کرد و این پایان نامه به زودی در قالب یک کتاب تخصصی منتشر خواهد شد. وی یک مجموعه داستان کوتاه و مجموعه یادداشت نیز در دست نگارش دارد که در صورت تامین هزینه های لازم در بازار نشر عرضه خواهد شد.
این نویسنده و تحلیلگر اقتصادی اکنون مدیر بازرگانی یک شرکت تولید مواد شیمیایی در بخش خصوصی است و در کنار آن فعالیت های رسانه ای و اجتماعی خود را نیز ادامه می دهد.
مهمترین هدف شخصی که وی دنبال می کند بهبود کیفیت نگارشی و لذت مخاطب از مطالعه متون تولیدی است. وی معتقد است اگر مخاطب از مطالعه متن لذت ببرد می توان به مرور از طریق قلم فرهنگ و نگرش جامعه را بهبود بخشید و هیچ چیز در دنیا جذابتر از این نیست که کسی به تو بگوید نوشته ات را خواندم حالم را خوب کرد. 
این کارشناس ارشد مدیریت با هدف اصلاح ساختارهای سازمانی در مدیریت شهری و بهسازی نیروی انسانی شهر تصمیم گرفته است در پنجمین دوره انتخابات شورای شهر اصفهان شرکت کند و شعار "شهر را علمی مدیریت کنیم" برای خود انتخاب کرده و یادداشتی را با همین عنوان در وبلاگ شخصی خود منتشر کرده است.
[ پنجشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۶ ] [ 8:34 ] [ سینا ایرانپور انارکی ]
چهارشنبه, 20 ارديبهشت 1396 18:17
اشتغال، مسکن، ازدواج، رشد اقتصادی، مبارزه با فساد و آزادی بیان مهمترین دروغ های بزرگ کاندیداهای ریاست جمهوری ایران است.
می گویم دروغ چون هر شش مورد وعده هایی که داده می شود نتیجه یک برنامه اجرایی هستند نه راهکارهای دستیابی به این نتایج. نامزدهای کنونی بویژه سه نامزد اصولگرا که تجربه اجرایی کافی ندارند تمام حرفشان روی نتایج متمرکز شده و حتی در یک مورد قادر به تشریح روش دستیابی به نتایج مورد اشاره نیستتد و فقط توجیهشان ظرفیت ها و استعداهای طبیعی و انسانی موجود در کشور است؛ همانند ظرفیت های گردشگری ایران که همگی به آن اشاره می کنند اما هیچ درکی از مدیریت تخصصی و علم گردشگری ندارند مشاوری هم در این حوزه استخدام نکرده اند. حرف زدن از نتیجه مانند حرف زدن از آرزو و رویاست همیشه جذاب است اما وقتی راهکاری نداشته باشیم رویاها همیشه رویا باقی می مانند. زیر سوال بردن عملکرد گذشته دیگری و اتهام فساد هم راهکار نخ نما شده ای است که مردم ایران فقط به آن می خندند و در دل خود می گویند یعنی خود تو سواستفاده نکرده ای؟ در سازمانی که مدیر بوده ای چه ساختاری برای جلوگیری از فساد ایجاد کرده ای؟ آیا مالیات را پرداخت کرده ای؟ سازمان تحت مدیریت تو چقدر رشد اقتصادی داشته است؟
خودتی آقای کاندیدا !!! این ملت در این چهار دهه آنقدر دروغ شنیده اند که دروغ سنج درونیشان فعال شده است؛ پس خودت را خسته نکن عزیز دلم لااقل دروغ جدیدتری بگو شاید باورمان شد.
[ سه شنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۶ ] [ 17:35 ] [ سینا ایرانپور انارکی ]
شنبه, 16 ارديبهشت 1396 11:25
قسمت این بوده از اغاز که زن ناز کند.
انچه در دور و زمانست پراز رازکند
گر چه برمرد گهی نغمه بدساز کند
یا در عشوه برای دل او باز کند
چون دم عیسی مریم به زمانه نفسند
مردها بوالهوسند
در لطافت نتوان گفت کم از گل دارند
چون درختان ثمربخش همه پربارند
در دل مرد گل ازعشق ووفا میکارند. ابر مانند که بر دشت ودمن می بارند
لیک برمردنباشدیک ازاین چندپسند
مردها بوالهوسند
شعر مردان همه در وصف رخ زن باشد
زعشق زن پیرهن پاره ورا تن باشد
حیف درسینه ی اوقلب چو اهن باشد گر ورا زن چوعسل در دل مسکن باشد
گِرد زنهای دگرشیره خور همچون مگسند
مردها بوالهوسند
مرد را روشنی خانه زن زندگی است
کار زن راست بگویم همه اش بندگی است
باور عشق به زن دردل مردسادگی است
هرکه گفت عشق به کشتن دهدم یاوگی است
مردهاچون زخوش بخت به جایی برسند
همه شان بوالهوسند
گاه گاهی به حرم بهر هوسهای درون
زوجه دارند که. شاید شود از حد برون
فکر این مسیله سازد همه راغرق جنون
عجبا مرد چه کرده است دراین دهر زبون
مردها خود همه دانند که بی زن نه کسند
بی جهت بوالهوسند
مرد از دامن زن سر به ثریا سایید
ورنه کِی مردتوانست رود تا ناهید
مادری بود که او رازتن خود زایید
سالها همچو پرستار زمردن پایید
لیک در خانه زبد خلقی چومیرعسسند
مردها بوالهوسند
گر زن خوب رجایی شود از غیب نصیب
مرد را نیست نیازی به مداوای طبیب
چون دل هردوشودپاک چودلدار و حبیب
نهراسند که دزدانه شوند دست به جیب
گر چه گه تلخ مزاجند ولیکن ملسند
مردها بوالهوسند.
درپاسخ به شعر زیبایی که در کانال دوست گرامی جناب نوری در خصوص خانم ها امده لازم دیدم قطعه ای تقدیم کنم امیدوارم اقایان را گِلِه ای پیش نیاید. (رجا)انارکی
شنبه, 16 ارديبهشت 1396 11:20
روزگاری عاشق پزشکی بودم و چه لذتی داشت نقش آقای دکتر در بازی های کودکانه. بزرگتر شدم، قلم شد همدم روزهای تنهایی ام. هر روز عصاره وجودم را می گرفت و بر تن کاغذ می نشاند. کمی بعد عاشق فوتبال شدم و چه گل ها که نثار دروازه نکردم اما عطرش مرا سرمست نکرد. عاشق سینما شدم و رویایم سیمرغ شد اما پرواز خسته ام کرد روی زمین نشستم و عاشق پول شدم تا جایگزین همه نداشته هایم شود. من بدو، پول بدو و هرگز معشوقه ام نشد؛ این عشق یک طرفه بود گفتم تو را هم نمی خواهم؛ رهایش کردم. گفتم عشق لایق انسان هاست و در جستجوی معشوقه ای زیبارو چشمانم را به شیطان سپردم، یکی پس از دیگری آمدند و نماندند. خدای من پس آرام جان من کجاست؟ دل بریدم از همه عشق ها و معشوقه ها و چشمانم را بستم. دلم را در دستان خودم گرفتم و از خدا هیچ نخواستم همه چیز خوب خوب شد من شدم راضی به رضای خودش. اندکی بعد چشمانم را باز کردم تو را یافتم بدون آنکه تو را خواسته باشم؛ تو سال هاست با منی و من چشمم دیگری را جستجو می کرد تو شدی همه داشته من، همه نداشته من. چه عجیب است هر چه را جستجو می کنی و برای داشتنش پا به زمین می کوبی، نمی یابی مگر از داشتنش دل بکنی. دل کندم و حالا هر روز صبح یکی به در می زند و می گوید فرستاده خداست. دل بکن عزیز دل، کسی پشت در منتظر ایستاده است، دل بکن عزیز دلم.
[ جمعه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۶ ] [ 9:29 ] [ سینا ایرانپور انارکی ]
سه شنبه, 12 ارديبهشت 1396 12:45
بی تردید معلمی شبیه ترین شغل دنیا به پیامبری است؛ پیامبری که هدایت فرزندان سرزمینش و درخشش آنان در آینده تمام افتخار اوست. معلم ها خود نمی دانند که چگونه زندگی یک انسان را می سازند آن هم با یک جمله با یک نگاه با یک تشویق ساده. هرگز از زیاد نمی برم آقای سید عبدالکریم صدری معلم انشا خودم در سال دوم راهنمایی شهید مطهری انارک که چگونه من را عاشق نوشتن کرد. نام من را هر هفته آخر کلاس صدا می زد یک نمره ۲۰ در دفتر کلاسی می گذاشت و می گفت سینا بخون نخوانده به نوشته های من اعتماد داشت و نمی دانست سینا ۲۰ سال بعد جرات پیدا می کند خود را نویسنده بخواند. نمی دانم کجاست هر کجا هست آسمان زندگی اش پر از نور الهی باشد.
دوست دارم تاثیرگذارترین معلمان و اساتید دوران تحصیلم را اینجا معرفی کنم. مدیر دبستان فرخی انارک:مرحوم محمد علی عربی،کلاس اول: معصومه طالبی، کلاس دوم: منیره یعقوبی، کلاس سوم:فاطمه ذکریایی، کلاس چهارم: حسنقلی اشرف، کلاس پنجم: محمود توکلی، مدیر مدرسه راهنمایی شهید مطهری:میرزا محمد ایراندوست، دبیر پرورشی: یداله طالبی،دبیر ریاضی: عباسعلی نجفیان،دبیر عربی: آقای اکبری،دبیر تاریخ: محمود بقایی نیا،مدیر دبیرستان شهید باهنر انارک:حسین اناری،دبیر زیست شناسی: مرتضی غفرانی(همچنان هم دوست هست هم استاد )، دبیر شیمی:مهدی شبانی، دبیر ادبیات: آقای پوربافرانی. مقطع لیسانس: استاد درس های مدیریت تولید و مدیریت تعمیر و نگهداری: شهرام کرمی(همچنان هم دوست هست هم استاد)، ریاضی و آمار: عباس علوی شاد، پژوهش عملیاتی: مجتبی آقاجانی، اصول حسابداری: حسین ادیب، حسابداری صنعتی: فرید الدین علامه حائری. مقطع فوق لیسانس: درس مدیریت تحول: احمد ودادی. اساتید روزنامه نگاری: مرحوم محمد رضا ثقفیان، مهناز عرب، امیر اکبری، هادی نعمت الهی، محمد صادق جنان صفت. استاد تحقیقات بازار: علی صفامهر.
اینها نام هایی هستند که در دل و ذهن من تا زنده هستم زنده می مانند. هر کجا هستند خداوند پشت و پناهشان باشد. روز معلم بر همه پیامبران دوران مبارک.
(سه شنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۶ ] [ 1:36 ] [ سینا ایرانپور انارکی]
پنج شنبه, 07 ارديبهشت 1396 22:22
برکناری مرتضی سقائیان نژاد، شهردار سابق اصفهان آن هم پس از 12 سال سکانداری کرسی شهرداری یکی از رویدادهای مهم چهارمین دوره شورای شهر اصفهان بود. برکناری شهردار با نفوذ اصفهان از یک‌سو و تغییر ریاست شورای شهر در همان ابتدای دوره از عباس حاج رسولی به رضا امینی حکایت از انجام اصلاحات اساسی در مدیریت شهری اصفهان داشت. انتصاب مهدی جمالی نژاد بر کرسی شهرداری اصفهان به همان اندازه که عده‌ای را به وجد آورد عده‌ای دیگر را از تجربه کم این مدیر جدید دچار نگرانی کرد.
پس از امپراتوری سقائیان نژاد به عنوان یک مدیر شهری توانمند که بسترساز اجرای بسیاری از  پروژه‌های بزرگ عمرانی در کلان‌شهر اصفهان شده بود؛ پذیرش مسئولیت شهرداری کار آسانی نبود. مهدی جمالی نژاد باوجود جوانی و تجربه کم ثابت کرد قادر است یک شورای شهر کم‌تجربه و دوقطبی را با خود همسو کند. جمالی نژاد بسیار آگاه بود که با کاهش چشمگیر درآمد شهرداری اصفهان و بحران‌های سیاسی شهر سیاست زده اصفهان در این پست باقی نخواهد ماند مگر رفیق گرمابه و گلستان همه بزرگان شهر شود.
شهردار جدید اصفهان برخلاف شهردار سابق تخت امپراتوری را کنار گذاشت و هر چه بزرگان شهر گفتند وی تعظیم کرد. شهردار شد پای ثابت جلسات شورای شهری که سقائیان نژاد اصلاً برای آن ارزشی قائل نبود. زرگرپور استاندار اصفهان را ستود و استاندار هم متقابلاً.
نمایندگان مجلس هم در برابر تواضع و حرف‌شنوی جمالی نژاد وی را گزینه‌ای مناسب برای دستیابی به اهداف خود دانستند. شهردار جدید اصفهان باید محبوب سرمایه‌داران این شهر نیز باشد تا پروژه‌ها در این روزهای کم‌درآمد شهرداری بر زمین نماند؛ پس به دست‌بوسی بزرگان اتاق بازرگانی اصفهان هم رفت و شد عزیز دل سرمایه‌داران از همه‌جا مانده و در حال ورشکستگی که توافق و همکاری با شهرداری اصفهان می‌توانست برای هر دو آن‌ها راهگشا باشد.
بدین ترتیب شهردار اصفهان شهر را فتح کرد و امپراتوری سقائیان نژاد در هم شکست. جمالی نژاد برای ماندن باید همه را راضی نگه دارد و برای پیشرفت باید چهره‌ای متفاوت از یک مدیر شهری را به نمایش بگذارد و داستان از اینجا به بعد اوج می‌گیرد. یک نمایش بی‌نظیر که می‌تواند همه نگاه‌ها را به‌سوی اصفهان جلب کند. جمالی نژاد بدون تردید کارگردان خوبی است چرا که برای فروش نمایش خود رسانه‌های شهر را نیز با خود همسو کرده است تا منتقدی باقی نماند.
"اصفهان شهر دوچرخه" نخستین طرح شهردار جدید اصفهان است. بازگشت به گذشته و ترویج فرهنگ  دوچرخه‌سواری در شهر دوچرخه یعنی اصفهان. هم نوستالژی دارد هم با رویکردهای نوین مدیریت شهری همسو است. طرح ایستگاه‌های دوچرخه اگرچه در زمان سقائیان نژاد اجرایی شده است اما جمالی نژاد این طرح را تا اندازه یک طرح ملی بر سر زبان‌ها می‌اندازد و ضمن افزایش تعداد این ایستگاه‌ها، برند شهری اصفهان روی موضوع شهروندان دوچرخه‌سوار تقویت می‌شود.
شهر گرفتار ترافیک وحشتناک و آلودگی دردناکی است. تونل مترو پیشرفت آنچنانی ندارد و اتوبان‌های اطراف شهر دیگر با خیابان‌های پر ترافیک تفاوت آنچنانی ندارند. مهدی جمالی نژاد برگ دیگری را برای قرار گرفتن در صدر اخبار رو می‌کند.
 "سه‌شنبه‌های بدون خودرو" این طرح آنقدر سر و صدا به پا می‌کند که اجرای آن در شهرهای دیگر و به  عنوان یک طرح ملی بر سر زبان‌ها می‌افتد. خیابان چهارباغ عباسی که نیمی از آن به دلیل حفر تونل مترو بن‌بست شده است با اجرای طرح سه‌شنبه‌های بدون خودرو کامل بسته می‌شود تا ترافیک خیابان‌های هم‌جوار آن افزایش یابد اما شهردار اصفهان هر روز معروف‌تر می‌شود.
این آغاز یک ایده زیبا اما پر چالش است؛ چهارباغ عباسی پیاده‌رو می‌شود. چه بسیار افراد که بابت این طرح و ایده هوراها برای جمالی نژاد کشیدند و آفرین آفرین گفتند تا قند در دل شهردار جدید اصفهان آب و اندکی به شکل‌گیری امپراتوری خود در شهر امیدوار شود.
اعضای شورای شهر اصفهان که برکناری سقائیان نژاد را کاری بزرگ می‌دانستند و با حذف وی به خود  می‌بالیدند با اقدامات جمالی نژاد فرصت را غنیمت دانسته و بازار سلفی گرفتن سر طرح‌های شهردار جدید بسیار داغ شد. یک پای ثابت تمام طرح‌های کوچک و بزرگی که در شهر گشایش می‌یافت اعضای بی‌خاصیت شورای شهر اصفهان بودند. اعضایی که به‌جای بررسی و تحلیل نقاط قوت و ضعف شهرداری و مدیریت شهری و بهره‌گیری از مشاوران دارای تخصص برای دستیابی به راهکارهای قانونی جهت توسعه شهر کارشان شده بود حضور در مراسم‌ها، افتتاح‌ها، ملاقات پیشکسوتان ورزشی و بسیاری از اموری که فقط وقت‌گذرانی بود و بس.
"هر هفته چند افتتاح" حرکت دیگری بود که باهدف رویداد سازی در شهرداری اصفهان کلید خورد.  رسانه‌های شهر ذوق‌زده شدند و خبرنگارهای خود را بسیج کردند که مبادا از این رویداد آگهی ساز غفلت شود. از خاطرم نمی‌رود روزگاری را که سقائیان نژاد بابت خرید رسانه‌های شهر مورد انتقاد بود اما خبر نداشت پس از خودش کسی بر این صندلی تکیه خواهد زد که رسانه‌ها را نه‌تنها می‌خرد بلکه کاملاً با خود همسو می‌کند.
هزینه آگهی و رپرتاژ آگهی‌ها در این دوره دو چندان می‌شود و رسانه‌ها فراموش کرده‌اند که شهر در  حال خفه شدن است؛ رسانه‌ها از یاد بردند که اصفهان بیش از رویداد نیازمند تدبیر و عقلانیت در مدیریت شهری است. رسانه‌ها یا نمی‌دانستند یا نخواستند بدانند که نصف جهان حتی یک خیابان استاندارد ندارد با تأکید می‌گویم در هیچ دوره‌ای از شهرداران و شوراهای شهر اصفهان حتی یک خیابان استاندارد ساخته نشده است.
شهر خلاق اصفهان با مدیرانی عقب‌مانده به‌جای آنکه راهکارهایی جدید برای دستیابی به درآمدهای پایدار شهری طراحی کند تمام خلاقیت اعضای شورای شهر و شهردارش طراحی بسته تخفیف برای فروش تراکم در این شهر پر تراکم بود!
جمالی نژاد هر روز طرحی نوین برای شهر داشت و مشاورانش خوب می‌دانستند این شهردار نوپا پا نمی‌گیرد مگر مثل بادکنک آن را باد کنند. این بار نوروز فرصت اجرای ایده جدید مدیریت شهری بود.
 قواره‌ای نو برای شهر اصفهان دوختند؛ قواره‌ای زیبا  برای شهروندان ظاهربین. نزدیک عید دیوارهای شهر با قراردادی چند میلیاردی در اختیار دانشجویان هنر قرار گرفت. هنرمندانی که سهم ناچیزی از قرارداد میلیاردی شهرداری و دانشگاه داشتند اما تمام سختی کار با آنها بود تا شهردار و شورای شهر همه جا از زیبایی شهر سخن بگویند و استاندار هم با گفتن جمله چهره شهر متحول شده است مهر تائید پای عملکرد مدیران شهری زد.
دیوارهای شهر نقاشی شدند و نمادها بر سر چهارراه‌ها و میدان‌ها نشستند تا مردم شهر در ترافیک بی‌پایان شهر که امیدی به پایانش نداشتند به تماشای نقش و نگار بنشینند و در دل خود بگویند عجب شهردار خوبی، شهر را برایمان کرده نگارخانه! شهر زیبا شد اما بر تعداد مبل‌ها و نیمکت‌ها افزوده نشد؛ شهر زیبا شد اما در جستجوی یک سرویس بهداشتی باید تمام شهر را زیر پا بگذاری؛ شهر زیبا شد اما باید همانند ماهی در آکواریوم من و شما هم در خودرو با شیشه‌های بسته در و دیوارهای را به نظاره بنشینیم و فراموش کنیم که این شهر پارکینگ کافی ندارد.
شهر زیبا شد اما مردم جایی برای ماندن در این شهر ندارند. جای خالی هنر معماری، جای خالی طراحی استاندارد، جای خالی ایمنی و بهداشت، جای خالی محیط‌های تفریحی و جای خالی مدیری که دلش برای مردم بسوزد نه برای امپراتوری که می‌تواند داشته باشد و نباید از دست بدهد بدجور خالی است.
اقتصاد شهر واژه‌ای است که مدیران شهری اصفهان درکی از آن ندارند و در هر زمینه که مدعی  باشند در این حوزه برای نمایش هم هیچ اقدامی نکرده‌اند. مشاغل شهری از رونق افتاده‌اند و بستر کارآفرینی شهری نیز به هیچ‌وجه فراهم نیست. مغازه‌ها و فروشگاه‌ها یکی پس از دیگری تعطیل می‌شوند و مجتمع‌های تجاری رونقی ندارند. تمام حرف شورا و شهردار در اقتصاد، گردشگری است و شادمان هستند از افزایش گردشگر خارجی و داخلی در نوروز اما خوب می‌دانند این رشد گردشگر مقطعی است و ربطی به اقدامات آنها ندارد.
این شهر چگونه شهر دوچرخه‌ها شود در حالی که مسیر دوچرخه‌سواری در هیچ خیابانی طراحی نشده است؟ دوچرخه هوا را تازه نمی‌کند اکنون جان مردم این شهر را در میان آهن‌پاره‌ها می‌ستاند.
این شهر چگونه شهر خلاق نام‌ گرفته است در حالی که هیچ خیابان و محیط مناسبی برای تردد معلولان و جانبازان ندارد اما تا دلتان بخواهد هر هفته شهردار آن پروژه‌ها افتتاح می‌کند!
این شهر چگونه شهر شادمانی و نشاط می‌شود در حالی که مراکز تفریحی‌اش از تعداد انگشتان دو دست تجاوز نمی‌کند! هر بار شهروندانش از خود باید بپرسند کجا برویم و سرانجام تمام تفریحشان می‌شود سیتی سنتر!
این شهر چگونه نصف جهان است در حالی که میراث فرهنگی خود را به لودرها سپرده است تا از روی آن رد شوند تا برای من و شما خیابان و میدانی جدید بسازند چرا که قادر به نگهداری میراث به جا مانده نیستند.
این شهر چگونه قطب گردشگری است در حالی که تمام مردم آن برای تفریح سیتی سنتر را بر می‌گزینند؟! شهری که حتی زیر ساخت آماری مناسب برای محاسبه تعداد گردشگران و برنامه‌ریزی برای پاسخگویی نیازهای آنها ندارد. یک هتل پنج ستاره واقعی و رانندگان تاکسی آموزش دیده در اختیار ندارد.
این شهر نه زیباست و نه خلاق، این شهر دیگر شهر شیخ بهایی نیست. اینجا امپراتوری مدیران عقب افتاده‌ای است که تشنه قدرت و شهرت هستند و بس. اینجا اصفهان نیست پاتوق سیاست‌مداران سیاست زده است. اما خاطرمان باشد این شورای بی تخصص و شهردار بی‌تدبیر را من و شما انتخاب کرده‌ایم؛ یادمان باشد خوب هم یادمان باشد.
(چهارشنبه ۶ اردیبهشت ۱۳۹۶ / 21:39 / سینا ایرانپور انارکی - روزنامه نگار و کارشناس ارشد مدیریت اجرایی)
لطفا در انتشار این یادداشت همراه با ذکر منبع در شبکه های اجتماعی بنده را مورد حمایت قرار دهید.