امروز: دوشنبه 28 آبان 1397 برابر با 19 نوامبر 2018

چهارشنبه, 26 ارديبهشت 1397 10:08
انارک نیوز - هنگام ناامنی منازل (ایستگاه کاروانها) مورد تاخت و تاز یاغیان و دزدان بوده است به طوری که ملا حیدر انارکی گفته است:
هر آن کس بار تهران را بگیرد /   امیدوارم جلودارش بمیرد
تمام منازل حالی به حالی  /   سفید و قیلاقه آتش بگیرد
مگو تهران بگو ویرانه ی غم  /   به بالای سرش کوه دماوند
صدوسی و سه چشمه دارد کوه البرز  /   نمی ارزد به یک جرعه آب انارک
توضیح: در هنگام حمله، تلفات کاروانیان زیاد و دو منزل ذکر شده از بقیه نا امن تر بوده است که توصیه به نرفتن می کند.
هم چنین:
فلک ویران شوی ویرانه کردی  /   انارک را همه غم خانه کردی
به بالاخانه ها بستی صف جنگ  /   پی خونریزی خلق کردی آهنگ
و از دیگر شعر های فکاهی این شاعر انارکی:
الاغ جعفر معصوم بس که هشیار است  /   ز روی صاحب خویش آن الاغ بیزار است
نه کاه و نه جوی می دهد به آن حیوان  /   ز گشنگی نظرش سوی کاه دیوار است

از دیگر شعرای قدیمی انارک ملا عزیز انارکی بوده است که نقل می کنند:
عده ای از ساربانان برای پیدا کردن شتر هایشان منزل به منزل سراغ می گیرند تا به شیراز می رسند و در کاروانسرائی اطراق می کنند. چند نفر جهت خرید سوروسات (مایحتاج) به شهر می روند.
در یکی از میدان ها شاعری بساط خود را جهت مشاعره پهن کرده ولی همانندی نمی یافته و می گوید عجب شهر علم و ادبی است که کسی نیست با من مشاعره کند!
بچه های انارکی می گویند ما شاعری داریم که می تواند با تو مشاعره نماید و قرار فردا را در همان زمان و مکان می گذارند.
فردای آن روز ملا عزیز انارکی به همان میدان می رود و در بین مردم خوش ذوق شیراز که برای مشاعره جمع شده اند قرار می گیرد. شاعر بار و بنه خود را از الاغش پیاده می کند و داد سخن می دهد و سراغ شاعر انارکی را که بایستی با او مشاعره کند می گیرد.
ملا عزیز انارکی با ریخت و قیافه ساربانی پا پیش می گذارد که شاعر با دیدن آن قیافه او را هجو می کند و می گوید:
شاعر که توئی به لب لبانت ......   /   از مغز سرت تا زیر زبانت .....!
ملا عزیز انارکی در جواب هجو را پاسخ می دهد که:
 این حرف خوش و روی خوشت من دیدم   /    بر ریش و سبیل پدرت من .....!
این .......... خری که یک من تبریز است    /   سیصد درمش به خواهرت بخشیدم!
مردم پس از این حاضر جوابی به کف زدن و شادباش به ملا عزیز انارکی می پردازند و شاعر پشیمان از این مشاعره بار و بنه خود را جمع می کند و از معرکه خارج می شود.
یکشنبه, 16 ارديبهشت 1397 12:26

انارک نیوز - شهر انارک (تأسیس شهرداری سال 1337)، مرکز بخش انارک و از بخش های شهرستان نائین، استان اصفهان در ایران است که در 75 کیلو متری شمال خاوری نائین و در راه آسفالته ای که از نائین به سمت شمال خاوری منشعب گردیده قرار دارد.
انارک در دامنه جنوب خاوری مرتفع ترین کوه این بخش یعنی دره انجیر با 2438 متر ارتفاع واقع شده است.
آب وهوا: هوای انارک معتدل متمایل به گرم و خشک بوده، بیشترین درجه حرارت در تابستان ها 41 درجه سانتی گراد بالای صفر و کمترین آن در زمستان ها 7 درجه زیر صفر می باشد. میزان بارندگی سالیانه ی انارک به طور متوسط 150 میلی متر بوده است.
پیشینه تاریخی: از بنای اولیه و وجه تسمیه انارک اطلاع دقیقی در دست نیست و دورترین تاریخ باقیمانده در آن مربوط به رباطی است که تاریخ 1301 هجری قمری را دارد.
اهمیت کنونی انارک به خاطر معادن اطراف آن است. انارک باغات انار داشته است.
جمعیت: بر اساس سر شماری 1355 نزدیک به 2700 نفر را شامل می گردد.
نژاد: آریائی.
زبان: فارسی با گویش محلی.
دین: اسلام، شیعه دوازده امامی.
فرآورده ها: گندم، جو، انار و پسته به مقدار کم در حوالی انارک.
آب کشاورزی فقط از طریق کاریز تهیه می شود و آب آشامیدنی در منبع ذخیره و پس از کلریزه شدن از طریق لوله کشی در اختیار اهالی قرار می گیرد. برق مصرفی شهر انارک از برق سراسری تأمین می گردد.
صادرات: قالی و قالیچه با طرح نائین و نقشه های افشان، ترنجی و بته ای از صادرات محلی انارک است که به مقدار کم صادر می شود. سرب از صادرات مهم انارک از معدن سرب نخلک به شمار می رود که در دست بخش دولتی است.
رستنی ها: از درختان گز و تاغ و از گیاهانی که کاربرد داروئی دارند، به مقدار کم آویشن در پیرامون انارک می روید. هم چنین پوشش گیاهی در حد بسیار ضعیف جهت چرای دام در بعضی از فصول موجود است.
جانوران و پرندگان: روباه، شغال، گرگ و خرگوش در پیرامون انارک دیده می شود.
سازمان های دولتی و ملی: دارای ادارات بخشداری، شهرداری، بهداری، کلانتری، آموزش و پرورش، پست، مخابرات و بانک ملی می باشد.
هم چنین درمانگاه، دو دبستان، دو مدرسه راهنمائی تحصیلی، دو دبیرستان، یک کتابخانه عمومی، دو (یا سه) باب مسجد و مغازه های گوناگون وجود دارد.
راه ها: دو راه از انارک به اطراف کشیده شده که عبارتند از:
    - راه آسفالته به طول 75 کیلومتر به سمت جنوب باختری که تا نائین امتداد یافته است.
    - راه آسفالته که به طول حدود 325 کیلومتر به سمت خاور کشیده شده و به مشهد منتهی می شود.
بخش انارک: از شمال به شهرستان های سمنان و دامغان، از خاور به خور و بیابانک، از جنوب به خرانق (از بخش های اردکان)، از جنوب باختری به حومه نائین و از باختر به شهرستان اردستان محدود می گردد.
تقسیمان کشوری: بخش انارک از شهر انارک و دهستان چوپانان تشکیل گردیده است.
بخش انارک به علت قرار گرفتن در منطقه نیمه کویری از داشتن رودخانه بی بهره بوده و کوه های قابل توجهی نیز در آن به چشم نمی خورد. تنها کوه نسبتاً مرتفع آن دره انجیر است.
کان ها: این منطقه مانند اکثر نقاط کویری و نیمه کویری دیگر از معادن زیر زمینی فراوان و نیز معادن سنگ (مانند سنگ صورتی انارک) بهره مند گردیده که می توان به معدن مس مسکنی (واقع در 30 کیلومتری باختر انارک)، معدن مس تال مسی (واقع در 35 کیلومتری شمال باختری انارک)، معدن سرب نخلک (واقع در 55 کیلومتری شمال خاوری انارک در کوه قلعه بزرگ)، معدن سرب چاه خربزه (واقع در 30 کیلومتری شمال خاوری انارک)، معدن آهن خالو حیدر (واقع در 15 کیلومتری شمال انارک)، معدن آهن بته علم (در 30 کیلومتری شمال انارک)، معدن منگنز (واقع در دامنه باختری کوه باباخالد) و معادن مس باقرق، مس تلخه، مس چاه خونی، نیکل چاه شوره، سرب چاه میله، مس سبرز، مس و طلای کال کافی، مس کوه یزرگی، مس کپه حلوانی، مس ونیکل گودمراد، مس و نیکل چشمه کریم، مس کن مس، مس چاه پلنگ، مس وطلای خونی، مس قبله، مس تنوره، مس پوزه، مس قنده هاری، سرب مرغه، سرب چاه معلا، سرب و طلای ریزآب دم، سرب دم سفید، آهن خواروبوالعظیم، سرب و زغال سنگ سیاه کوه، آهن چاه سفید، آهن خالوحیدر، آهن بوته اسماعیلان، آهن فالگاه، سرب خومو، سرب گودر، سرب بزکش، سرب سوزابه، زاج چاه لقه، کرومیت دم عبدوله، زاج گردنه زاغاب، فیروزه و آهن چفت چغو، گوگرد معلا، گوگرد سنگ آب، گوگرد آفتاب رو، آنتیموان و طلای پتیار، ترکمانی و ... اشاره کرد.
جمعیت بخش انارک: بر اساس سرشماری 1355 نزدیک به چهار هزار نفر.
وضع اقتصادی: از نظر اقتصادی بخش انارک در سطح پائینی قرار دارد و به علت نامساعد بودن شرایط محیطی و آب و هوائی هیچگونه کشاورزی و دامداری درخور توجهی صورت نمی گیرد. کشاورزی منحصر است به کشت مقداری گندم و جو که تکافوی جمعیت بسیار کم این بخش را نمی کند و از محصولات باغی، مقدار ناچیزی انار و پسته در این بخش بدست می آید. تنها ممر درآمد اهالی  از نظر صادراتی قالی و قالیچه با طرح نائین و نقشه های افشان، ترنج و بته ای بافته می شود.
سنگ ساختمانی صورتی انارک اینک جایگاهی در بازار سنگ ایران دارد.
حداکثر جمعیت این بخش را کارگران معادن که از نقاط مجاور به این منطقه مهاجرت کرده اند تشکیل می دهند.


انارک: کوچک ترین شهر استان اصفهان ولی بزرگ ترین بخش آن می باشد. انارک به طول جغرافیائی 53 درجه و 41 دقیقه و 56 ثانیه شرقی از نصف النهار گرینویج و عرض جغرافیائی ۳۳ درجه و ۱۸دقیقه و 42 ثانیه شمالی ازخط استوا قرار دارد. ارتفاع آن از سطح دریا 1474 متر می باشد.
انارک که بیمارستان 25 تختخوابی هم داشته، بیشترین لطمه را از جنگ جهانی دوم دیده است و پس از رفتن آلمانی ها از رشد اقتصادی افتاد.
قابل ذکر است که دومین فرودگاه هواپیمائی کشوری استان اصفهان در انارک و بانک ملی آن پنجاهمین واحد بانک ملی در ایران می باشد.
انارک شامل معادن بسیاری از جمله معدن سرب نخلک (معدن باستانی) می باشد و می گویند در انارک هر نوع ماده معدنی را می توان یافت.
مساجدش به اسامی جامع، حاج محمدرضا، زکریا و یک حسینیه و نیز مسجد چهارده معصوم در شهرک می باشد.
دارای یکی از زیباترین آسمان های شب (می خواهی دستت را به هوای چیدن ستاره ها بالاببری) و منطقه ای بسیار جذاب و مناسب برای شروع کویر نوردی است.


انارک قدیم: راه قدیمی مال رو شتران انارک به ورامین شامل 11 منزل به ترتیب زیر بوده است :
انارک به عشین (6 فرسخ)، عشین به گوهر (7 فرسخ)، گوهر به بوالعظیم (4 فرسخ)، بوالعظیم به چاه شور حاج امین (4 فرسخ)، چاه شور به سفیدآب (7 فرسخ)، سفیدآب به قیلاقه (7 فرسخ)، قیلاقه به باباهماد (4 فرسخ)، باباهماد به کریم خانی (6 فرسخ)، کریم خانی به حصار حسن بیگ (4 فرسخ)، حسن بیگ به قهوه خانه کویر (4 فرسخ) و کویر به ورامین (4 فرسخ)   مجموعاً 57 فرسخ.
هنگام ناامنی منازل مورد تاخت و تاز یاغیان و دزدان بوده است.
در سده قبل انارک دارای یک آسیاب بادی (اهر وا به زبان محلی که فقط تلی خاک از آن به جا مانده و در حدود یک کیلومتری جاده انارک بیدچاه بوده است)،  چهار آسیاب گاوی (یکی از آنها در محل منزل مرحوم عظیمی انارکی) و 14 دکان رنگرزی نخ بوده است.
از هفت محله قدیمی انارک محله ی عرب ها از بین رفته است و محل ایلیاتی ها جایگاه استراحت قافله ها بوده است.


... در سال 1265ق (1227-1228 خورشیدی) عدّه ای از راهزنان بلوچ به انارک _ شهرکی در نزدیک خور _ حمله ور شده و ضمن منکوب کردن اهالی، تعدادی شتر و گوسفند و اموال انارکی ها را به سرقت برده و سپس به سوی خور آمده و در مزرعه کمال در 15 کیلومتری شمال شرقی آنجا به استراحت پرداختند. انارکی ها به ابراهیم سلطان فرمانده سربازان محلی شکایت بردند و او بی درنگ با افراد تحت امر خود به بلوچ های مهاجم حمله برد اما به سختی شکست خورد و جمعی از افرادش کشته شدند. چون خبر این واقعه به صدر اعظم وقت _ امیرکبیر _ رسید او را احضار و توبیخ کرد، اما ابراهیم سلطان شکایت مکتوب انارکی ها را نشان داد و به این ترتیب خود را از خشم امیر رها کرد. اما مناصب نظامی را از او گرفتند. امیر فرمان داد که شاعرزاده به جای نظامی گری باید به کسب دانش بپردازد.
... انارک در سی فرسنگی جندق و سمت قبله واقع است. «دربندان» که یکی از منازل عرض راه است اول خاک انارک و دوازده فرسخ تا آنجا مسافت دارد. قلعه ی مختصری از قدیم بر فراز کوه آنجا ساخته بودند. از زمان خاقان مرحوم طاب مضجه چند خانواری محض اخبار طایفه ی بلوچ که از آن بیابان به سمت یزد و کرمان عبور می کردند و در آن قلعه سکنا داشته اند.
شاهنشاه مغفور اعلی ا... درجاته بعد از ان که قدری دایر شده بود و مردم از اطراف در آنجا جمع شده بودند سه هزار تومان حسب الاستدعا به آنها مرحمت فرمودند، حصاری برای حفظ سکنه در ذیل آن جبل کشیدند.
الان (1301 ق= 1262 یا 1263 ش) هزار و دویست خانوارند. چهار هزار نفر ذکور و سه هزار اناث. شغل غالب آنها شترداری، گوسفند هم به قدر ضرورت دارند. پنجاه هزار نفر شتر متجاوز و بیست هزار گوسفند به طور متیقّن در دست آنها هست. و پیوسته به مسافرت و کرایه اشتغال دارند. معادن مس و سرب هم در آنجا هست. از جمله معدن چاه پلنگ است که سابق بر این روزی هفتصد نفر عمله در آنجا کار می کرد و مداخل کلّی سپرده اند و الان در معادن سرب مشغول کارند.
خانه های آنجا به واسطه ضیق محل دیوار و فضائی ندارد و اتاق ها ساخته و در آنها منزل کرده اند. ده درب خانه هم دارد که دیواری جزئی بر آن کشیده اند. دو مسجد و دو حمام دایر هم نیز دارد. این سال ها به واسطه ی امنیت و قطع طایفه ی ضاله ی بلوچ چند خانواری از قلعه بیرون آمده در خارج قلعه خانه ها بنا کرده اند، یک درب کاروانسرای بزرگ هم در بیرون ساخته اند.
آب آنجا منحصر به چشمه ای است که در پای همان کوه واقع شده قریب یک بند هم آب دارد. خیلی شیرین و خوشگوار. باغات خیلی مختصر که اشجار آن توت و انجیر است و از همین آب مشروب می شود. و این آب و ملک بر هفتاد و دو تقسیم شده که هر حصّه ای دوازده فنجان و هر فنجانی پنجاه تومان قیمت حالیه آن است که جمیعاً چهل و سه هزار و دویست تومان می شود.
در عهد صفویه جزو یزد بوده و پس از آن، آنچه قدما در نظر دارند و خبر می دهند از جزو یزد خارج شده در تحت حکومت سمنان بوده است. چند سال قبل به تیول مرحومه ی مغفوره مهدعلیا طاب ا... ثراها مقرّر شد. این ایّام به تیول جناب مهدی قلی خان مجدالدّوله مقرّر است.
ده پانزده مزرعه مختصر هم دارد که قابل ذکر نیست. چند درب دکان هم از هر قبیل دارد. پانصد تومان مالیات دیوانی آنجاست. ولی آنچه معروف است با رعیت دو هزار تومان معامله می شود. سرباز ندارد. تفنگچی و شکارزنان خوب دارد. اغلب آهل آنجا صاحب ثروت و سامان و وضع اشراف و اعیان آنجا این است که رجال آنها ده ذرع چلوار را یک زیرجامه می کنند. بسا آن که دو زیرجامه نیز بر روی هم می پوشند.
بعد از قصبه ی نائین به جندق از همه جا نزدیک تر است و به همین واسطه رعایای جندق را رعایت مراتع آسوده نمی گذارند. دوا و طبیب ندارد. مردم آنجا بسیار کم ناخوش می شوند. در نسوان آنها هم حجاب و پرده ای نیست، مثل اعراب بادیه نشین رجال و نسوان آنها مخلوط است.         فی شهر ذی حجّة الحرام سنه 1301 ق
... در 1301 ق جمعیت انارک 7000 نفر، خور 1703، جندق 810، فرّخی 939، بیاضه (=مفازه) 484، مهرجان 324، ایراج 240، اردیب 260، گرمه (=جرمق) 202، عروسان گرمه 62، آبگرم و هفتومان 92، بازیاب 83، خنج 80، دهنو 88 و حاجی آباد 98 نفر است. پس جمعیت خور و بیابانک و روستاهای تابعه  5465 نفر بوده است.
(از آینه ی میراث (فصل نامه ویژه نقد کتاب، کتاب شناسی و اطلاع رسانی در حوزه ی متون) دوره جدید سال چهارم، ضمیمه شماره 6، سال 1385/ کتاب جغرافیای جندق و بیابانک نوشته ابراهیم دستان [یغمای ثانی][1242-1310 ه.ق])

سه شنبه, 11 ارديبهشت 1397 13:47
انارک نیوز - نام مبارک امام زمان عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف هم نام پیامبر اکرم (ص) و کنیه ایشان هم کنیه پیامبر (ص) (ابو القاسم) و ملقب به مهدی (به معنای هدایت شده) آل محمد (ص) می باشد. ولی از خطاب قرار دادن ایشان با نام اصلی تا قبل از ظهور مبارکشان نهی شده است. 
وجود مقدس ایشان دارای القاب فراوان می باشد که اباصالح، قائم آل محمد، مهدی آل محمد، حجة الله، ولی الله، بقیة الله، امام منتظَر، صاحب الزمان و امام زمان از مشهورترین آنهاست. 
قرآن کریم در آیات زیر درباره ایشان فرموده اند:
وَنُرِ‌يدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْ‌ضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِ‌ثِينَ ﴿٥﴾ وَنُمَكِّنَ لَهُمْ فِي الْأَرْ‌ضِ وَنُرِ‌يَ فِرْ‌عَوْنَ وَهَامَانَ وَجُنُودَهُمَا مِنْهُم مَّا كَانُوا يَحْذَرُ‌ونَ ﴿٦﴾ (ترجمه: و خواستيم بر كسانى كه در آن سرزمين فرو دست شده بودند منّت نهيم و آنان را پيشوايان [مردم‌] گردانيم، و ايشان را وارث [زمين‌] كنيم، (۵) و در زمين قدرتشان دهيم و [از طرفى‌] به فرعون و هامان و لشكريانشان آنچه را كه از جانب آنان بيمناك بودند، بنمايانيم. ﴿٦﴾ سوره قصص، آیات 5-6.
وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ‌ مِن بَعْدِ الذِّكْرِ‌ أَنَّ الْأَرْ‌ضَ يَرِ‌ثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ ﴿١٠٥﴾ (ترجمه: و در حقيقت، در زبور پس از تورات نوشتيم كه زمين را بندگان شايسته ما به ارث خواهند برد. سوره انبیاء، آیه ۱۰۵.
امام دوازدهم (عج) تنها فرزند امام حسن عسکری (ع) است. تولد او شب نیمه شعبان در سال ۲۵۵ق (11 مرداد ماه 248 خورشیدی) در سامرا بوده است. مادرش کنیزی بود که «نرجس» دختر یشوعا از ذریه شمعون یكى از حواریون حضرت عیسى (ع) خوانده می شده است.
در هنگام تولد او حکیمه عمه امام یازدهم (ع) حضور داشته. هرچند در ابتدای حضورش در خانه اثری از علایم بارداری در نرجس نمی‌بیند. امام حسن عسکری (ع) ولادت فرزندش را مخفی نگه داشت زیرا خبر ظهور و انتظار شیعه برای او امر شایعی بود و حکومت وقت در پی یافتنش بود.
رواياتي از پيامبر اسلام (ص) در دست بوده که بر اساس آنها حضرت مهدي (عج) دوازدهمين جانشين پيامبر مي‌شود و اوست که دستگاه ظلم ستمگران را در هم مي‌کوبد و لذا خلفای بني‌عباس به خيال پيشگيري از ظهور وي، امام دهم و يازدهم را شديداً تحت نظر داشتند و حتي پس از وفات امام يازدهم، به دستور خلیفه عباسی، معتمدکاملاً خانه امام (ع) و ساکنين خانه را تفتيش و بعضي از زنان را بازداشت کردند تا اثري از فرزند امام بيابند. فاطمه و جعفر خواهر و برادر امام حسن عسکری(ع) اعلام کردند که فرزندی از امام (ع) به دنیا نیامده‌است.
پس از مرگ امام حسن عسکری (ع) جعفر بن علی، برادرش اعلام کرد که امام (ع) فرزندی نداشته‌است و وی جانشین برادر است؛ ولی به هنگام نماز گزاردن بر بدن ایشان، امام حجت بن الحسن (عج) عمویش را کناری زد و بر او نماز گزارد.
امام مهدی (عج) در پنج سالگی و پس از درگذشت پدرش (سن ۲۸ سالگی) در هشتم ربیع الاول سال ۲۶۰ ق (15 دی ماه 252 خورشیدی) به امامت رسید و از نظرها پنهان شد. تا سال ۳۲۹ ق ارتباط او با شیعیان از طریق چهار نماینده مشخص صورت می‌گرفت و از آن پس، غیبت طولانی او آغاز شده و وظیفه رهبری و هدایت شیعیان را به عالمان دینی سپرده است. صاحب الزمان هر ساله در حج شرکت می‌کند.
در روایات شیعیان نشانه‌های متعددی برای ظهور مهدی قائم ذکر شده‌است از جمله: خروج یمانی، سفیانی، صیحه آسمانی که از آمدن قائم خبر می‌دهد، کشته‌شدن نفس زکیه در مکه تنها ۱۵ روز قبل از ظهور قائم، فرورفتن سرزمین بیداء (فرورفتن ارتش سفیانی در زمین در هنگام رژه در مکه). این نشانه‌ها در یک سال اتفاق می‌افتد. حضرت مهدی (عج) در بین رکن‌ها و مقام ابراهیم، در کعبه ظهور می‌کند. روز ظهور مقارن با عاشورا است.
تعداد یاران امام عصر (عج) هنگام ظهور علنی در مکه ۳۱۳ نفر (به تعداد یاران غزوه بدر) هستند. این تعداد کسانی هستند که از آغاز حرکت ایشان را همراهی می‌کنند، اما به تدریج بر این تعداد افزوده می‌شود. البته ناگفته نماند که این ۳۱۳ نفر به دلیل خصایل برجسته‌ای که دارند نقش فرماندهی و رهبری را در لشکر آن حضرت به عهده دارند. جبرئیل در سمت راست او و میکائیل در سمت چب او حرکت می‌کند.
اولین نشانه ظهور طلوع خورشید از مغرب در جمعه است. نام شمشیر آن حضرت سیف الله می باشد و حضرت عیسی(ع) هنگام ظهور با ایشان نماز می گذارند و محل حکومت جهانی اسلامی پر از عدل و داد پیش از روز قیامت ایشان شهر کوفه خواهد بود و عمری طولانی خواهند داشت. ایشان زمین را از ظلم و جور پاک خواهد کرد.

اثني عشريه (دوارده امامی) شاخه‌ ای از شيعه اماميه است كه تعداد گروندگانش از هم شاخه‌های اماميه بيشتر است. شاخه‌هاي ديگري چون مكتب پنج امامي زيديه و مکتب هفت امامي اسماعيلیه پيرواني دارند ولي شاخه‌هاي ديگري كه به تعداد ديگري امام معتقد بوده‌اند، در طول تاريخ اسلام پيدا شده‌اند و بعد از مدتي كوتاه از بين رفته‌اند.

در قرن چهارم هجری و هنگامی که سلسله شیعه آل بویه بر عراق و ایران مسلط شدند. هفتاد سال از غیبت امام (عج) می‌گذشت و آل‌بویه که در ابتدا شیعه زیدی بودند، به شیعه دوازده امامی گرایش یافتند و از آن حمایت نمودند.
زمانی که شاه اسماعیل صفوی ایران را تسخیر نمود. بعد از شکست شاه صفوی از ترکان عثمانی او در نزد طرفدارانش به عنوان نماینده امام زمان (عج) شناخته می‌شد. پادشاهان صفويه در ترويج آئين تشيّع کوشش بسيار کردند و آنرا مذهب رسمي ايران قرار دادند.

جنبش بابی از جنبش‌های موعودگرایی بود. این جنبش نتیجه حدود نیم قرن انتظار برای ظهور امام زمان بدنبال فرارسیدن هزاره حضرت مهدی (عج) و تعالیم و آموزه‌های جنبش شیخیه بود. علی محمد باب ابتدا ادعا نمود که بابِ امام زمان است و سپس در سال ۱۲۶۴ ه. ق. /۱۸۴۸ م. آشکارا ادعا نمود که مهدی موعود است.  او بعدها در شهر تبریز تیرباران شد. این جنبش در نهایت به گسست از شیعه و تشکیل آیینی جدید منجر شد.

در میان کتاب‌های عهد عتیق در کتاب دانیال که بعد از اسارت یهودیان در بابل نوشته شده‌است به منجی آخرالزمان اشاره شده‌است. عیسی بنا به نقل اناجیل از ظهور ناگهانی پسر انسان، بازگشت خود به هنگام انقضای عالم، بر قرار شدن عدالت در آن دوران و حتمی بودن حکومت عدل خبر داده‌است. در نوشته‌های بین‌العهدین (فاصلهٔ زمانی کتاب دانیال تا زمان تدوین انجیل‌ها) مانند (خنوخ، ۱:۴۶ـ۳) به ظهور یک منجی در آخرالزمان اشاره می‌شود. او وجودی ازلی است که پیش از خلق جهان، زمان ظهور و برنامهٔ او نزد خدا معلوم و مقرر بوده‌است.
در دین زردشت و در بندی از گاهان (یسن ۴۳، بند ۳) از مردی سخن گفته شده‌است که در آینده می‌آید و «راه نجات را می‌یابد».

مدت امامت امامان (ع):
  •  (۱) امام علی بن ابی‌طالب (ع) ۶۳۲ میلادی تا ۶۶۱ میلادی(۲۹ سال)
  •  (۲) امام حسن مجتبی (ع) ۶۶۱ تا ۶۷۰ (۹ سال)
  •  (۳) امام حسین بن علی (ع) ۶۷۰ تا ۶۸۰ (۱۰ سال)
  •  (۴) امام سجاد (ع) ۶۸۰ تا ۷۱۲ (۳۲ سال)
  •  (۵) امام محمد باقر (ع) ۷۱۲ تا ۷۳۲ (۲۰ سال)
  •  (۶) امام جعفر صادق (ع) ۷۳۲ تا ۷۶۵ (۳۳ سال)
  •  (۷) امام موسی کاظم (ع) ۷۶۵ تا ۷۹۹ (۳۴ سال) 
  •  (۸) امام علی بن موسی الرضا (ع) ۷۹۹ تا ۸۱۷ (۱۸ سال) 
  •  (۹) امام محمد التقی (ع) ۸۱۷ تا ۸۳۵ (۱۸ سال) 
  •  (۱۰) امام علی النقی (ع) ۸۳۵ تا ۸۶۸ (۳۳ سال)
  •  (۱۱) امام حسن عسکری (ع) ۸۶۷ تا ۸۷۴ (۷ سال)
  •  (۱۲) امام حجت بن حسن (مهدی) (عج) از ۸۷۴ میلادی.
قابل ذکر است که دوره امامت حضرت امام علی بن ابی‌طالب (ع) از درگذشت پیامبر اسلام (ص)  آغاز شده‌است و آغاز امامت هر امام (ع) مصادف با درگذشت امام پیشین است.
زادروز ایشان پنجشنبه 11 مرداد ماه 248 خورشیدی یا اول آگوست 869 میلادی و شروع امامت پنجشنبه 15 دی ماه 252 خورشیدی یا 4 ژانویه 874 میلادی می باشد.
پنج شنبه, 06 ارديبهشت 1397 19:00

عظمت از دست رفته 
انارک نیوز - از زمان ترک دیار سالهای زیادی گذشته بود ولی همه ساله چندین بار برای زیارت اقوام ندیم و دوستان قدیم به آنجا می شدم تا هجران از دل بزدایم و ادای دین بنمایم. 
یک بار که بر این باب به دیار رفته بودم هوای دیدن کوچه های قدیمی شهر در سر افتاد و لنگان و آهسته به کوچه ها درآمدم. به هر خانه ای می رسیدم بر در و دیوار آن می نگریستم و خاطرات گذشته در ذهنم زنده می گردید و گاه طاقت از کف میدادم و بر گذشته افسوس می خوردم.
ناگهان خود را در ابتدای یکی از کوچه های منشعب از راسته بازار یا همان راسه کیچه قدیم خودمان یافتم.  دکانی با دربی فلزی متعلق به مرحوم محمد مهدی.
ایستادم و زمانی بر در و دیوار آن نگریستم. به خاطر آوردم ایام طفولیت و عنفوان شباب خود و سایر دوستان را که کیسه ای در دست به آن دکان می شدیم برای خرید قند و چای و دیگر مایحتاج زندگی. کله قندی را وزن می کرد و با چرتکه محاسبه و در دفتر حساب خود به خط سیاق یادداشت می نمود.
دلم گرفت. به راه شدم . در مسیر خود دکانهای بسته را دیدم یکی پس از دیگری.
لحظه ای دوران قدیم را در خاطر خود زنده گردانیدم. صبح را که با آفتابه ای از آب مقابل هر دکانی آب پاشی می شد و ساعتی از ظهر گذشته را که تعدادی از بازاریان برسکوی درب مغازه مرحوم آقا حسین می نشستند و اخبار رادیو را با جان و دل می نشینند و با هم بحث می کردند. اخبار داغ جنگ ویتنام و تفسیر سیاسی روز را.
راسته بازار نه این بود که اکنون جلوه گر است با معدود مغازه به اندازه انگشتان یک دست.
روزگاری جمعیت دیار ما انارک شاید از پنج هزار نفر تجاوز می کرده. مدارس پربود از دانش آموز و معادن مملو از کارگر و دانش اندوز. همه اصحاب به کار و زندگی ها برقرار و دکانها پر بود از خوراکی ها و پارچه و دیگر مایحتاج زندگی.
به هر درب دکان قدیم که می رسیدم سیمای محجوب و خنده زلال و چهره گشاده صاحب دکان را که اکنون به جز یکی دو نفر از آنها در قید حیات نیستند به خاطر می آورم.
خداوند تمام آنها را بیامرزد و رحمتشان کند و آنهایی را که در قید حیات اند سلامت بدارد. 
به هر روی راسته بازار عظمتی داشت بس والا. بازاریانی با انصاف و قانع . کسی از بازاریان در پی کسب سود و اندوختن مال از راه حرام نبود. کاسبی بود و گذران زندگی. نه شکایتی می شد از ایشان و نه حکایتی بود از خلاف آنان و پیشه ورانی بودند که به کارهای مختلفی اشتغال داشتند.
بازاری بود خود ساخته و بی پرده. بزرگتر ها خوب به یاد دارند اسامی آنها را. مرحومان :
غلامحسین قاسمی نژاد (روغنی) بقال- علی واحدی (حلبی ساز)- حسین رجایی (تعمیرکار سماور)- آقا غضنفر (بقال)- آقاحسین مرتضوی (بقال)- سید حسین جوادزاده (بقال)- صمد صمدی (ساعت ساز)- حسن عرب (بقال)- نرگس عرب (بقال)- جعفرقلی بقایی (قصاب)- عزیزا.. قادرزاده (قصاب)- محمدرضا یاور (کافی) قصاب- حسین صدیقی (بقال)- محمد داماد نرگس عرب (بقال)- عمویی (بقال)- حاجی سعیدی (بقال)- حاج عباس معصومی (بقال)- علی آقا هاشمی (بقال)- حسین زواره ای (فرش فروش)- عبدالحمید زواره ای (پینه دوز و تعمیرکار گیوه)- محمد روحانی (بقال)- حاج باقر طاهری (بقال)- خدیجه صفاری (میوه فروش)- استاد رضا محمدی (میوه فروش در تابستانها)- محمد وکیل زاده (وکیلی) نجار- استاد محمد جندقی (آرایشگر و دندان کش) و آقایان اسماعیل بنیادی (بقال) و حسن صحرایی (حلبی ساز) و شاید نزدیک به ده مورد نانوایی خانگی در محله های مختلف شهر.
توضیح این که در بقالی های شهر علاوه بر مواد خوراکی همه نوع وسیله و از جمله پارچه – باطری چراغ قوه- ظروف نیکلی آشپزخانه- شیرینی و تقریبا تمام احتیاجات آن زمان خانواده ها یافت می شد و کسی برای خرید به سایر بلاد مسافرت نمی کرد.
به یاد دارم دکتر دندان پزشکی در شهر نبود و استاد محمد جندقی با وسیله مخصوص به خود شخص مریض را در مغازه بر روی صندلی می نشانید و مشغول کشیدن دندان وی می شد که گاه از شدت درد مریض ناتوان از صندلی بر زمین می نشست و گاهی تا نیمه راه راسته بازار در حالی که استاد مشغول کشیدن دندان وی بود بر زمین می غلتید زیرا در آن زمان داروی بی حسی برای دندان وجود نداشت ولی اینک کسی صبحگاهان راسته بازار را آب و جارو نمی کند. صدای خنده کودکان به گوش نمی رسد تا با قهقه و شادی خود قلم شیرینی یک ریالی را به رخ دیگران بکشند و با ده شاهی جیبی پر از تخمه کنند.
دیگر سیمای بشاش بازاریان به چشم نمی آید. بوی ادویه محلی در راسته بازار مشام ساکنین را عطر آگین نمی کند. چند درب مغازه باقی مانده بسیار سوت و کور است. اگر آقایان شفیعی و بلوچی و یکی دو صاحب مغازه دیگر نبودند فقط نامی از آن بود چون جسمی بدون روح.
یاد باد آن راسته بازار قدیم *** با بزرگانی چو گل شاد و بسیم
خوش سخن چون بلبلان نغمه خوان *** نیک خو چون دایه های مهربان
بود شاهین ترازوشان دقیق *** با همه بودند چون یاری صدیق
با ملایک بود کار و بارشان *** کم فروشی کس ندید در کارشان
روحشان با رحمت حق باد شاد *** یادشان پیوسته اندر یاد باد
(کلامی از محمد رجایی انارکی)


یادش بخیر
دور از هیاهوی شهرهای صنعتی و بوی دود اتومبیل. فضایی آرام با بوی دلنشین آتش هیزم و صدای سماور در حال جوش با آبی از سراب.
چه دلچسب چای آتش پز قند پهلو در پیاله و خوردن با همان پا پیاله خودمان بی مزاحمت و بی دردسر و هیاهوی همسایه.
یادش بخیر قدما که نانی را در آبدوغ یا آب کشکی رقیق همانند رنگ آسمان به ظرفی بزرگ لقمه می کردند و دست جمعی در هوای گرم تابستان زیر ساباط بر گرد آن می نشستند و به نوبت با قاشقی آن را نوش جان می کردند و یا با دست لقمه بر دهان می نهادند و لذت می بردند.
خوردن دمپخت روی آتش کیلک با قابلمه مسی زیر ساباط روی گیلیم جُلی چه کیفی داره یادش بخیر از اون روزها فقط خاطره ای مانده هیهات.... یادش بخیر
(عکس از سابات خانه خاله رباب)


یادی از کامیونداران قدیم
در زمانهای قدیم از حدود سنه 1320 تا دهه 40 کامیوندارانی می‌زیستند که زحمات بسیاری متحمل می‌شدند. سالیان دراز را در جاده خاکی انارک نائین پشت فرمان اینترناش‌ها و دیگر خودرو‌ها راندند تا سنگ معادن انارک را به بنادر ایران از جمله بندر پهلوی و دیگر نقاط حمل کنند. آن روز‌ها استاد رضا با یک دستگاه کمپرسی خدمات این کامیون‌ها را انجام می‌داد. آن روزگار خدمات پستی انارک را یک دستگاه کامیون استودی دو کابین از آقای محمود قاضبی انجام می‌داد.
یادی کنیم از تمام این زحمتکشان پشت فرمان که روزگاری آبادانی و رونق را به انارک هدیه می‌آوردند ولی اکنون اسیر خاک گشته.
یادشان گرامی و فاتحه‌ای نثار روح این عزیزان می‌کنیم، عزیزانی چون حاج علی آقا طاهری، میرزا اشرف، مهدی اشرف، حسین عرب، حبیب صفاری، عبد الرحیم طالبی، حسن نوروزی، آقای محمدی و دیگرانی که از قلم نگارنده جا ماندند. (hasar در 1392/04/01)


 حسین نوروزی انارکی كاشف معدن مس سرچشمه
29 فروردین سال جاری, پرسشی در فیس بوک مطرح کردم که کاشف معادن مس سرچشمه کرمان که یک شخصیت انارکی بوده است , نامش چیست؟
ما انارکی ها که به حق ادعا داریم, سابقه قدیمی ترین معادن ایران را داریم, سابقه ای که قدمت ان به چند هزار سال می رسد, کسی پاسخ صحیح ام را نداد.
همواره در میان هر قوم, قبیله و ملت, گروهی که در زمره روشنفکران محسوب میشوند و عمرشان را در کارهای پژوهشی و تحقیقاتی صرف کرده اند, چنین وظایفی بر دوش آنهاست.باید با اگاه کردن سایرین, دستاوردها و افتخارات خود را خبررسانی کنند. افسوس! شتر را گم کرده ایم و دنبال افسارش می گردیم.
اواخر سال های 1950 میلادی, یک محقق معدنشناس انگلیسی مستر واتس, به معادن کرومیت اسفندقه کرمان - بندرعباس ماموریت پیدا کرد تا از ذخایر و عیار سنگهای این معادن اطلاع پیدا کند. مرحوم پدرم مباشر و استادکار آن معادن بود.
قرار شد شخص دیگری را نیز که نظیر مستر واتس, معدنشناس باشد معرفی گردد تا در حومه کرمان و رفسنجان کاوشگری کند و چنین وظیفه ای را انجام دهد. پدر, حسین نوروزی انارکی را که در معادن انارک یا اصفهان مشغول کار بود, معرفی کرد و اعزام شدند. با یک قمقمه اب و یک چکش, در کوهها و بیابانهای کرمان رهایش کردند تا کاوشگری کند. همراهانش, دو نفر از مردم بومی منطقه به عنوان راهنما بودند. انواع مشقت ها را متحمل شد. مارگزیدگی, مالاریا, گرسنگی و بی غذائی. سرگردان در کوه و بیابان بود و دست بردار نبود. می گفت نا امید نیستم. هنوز چند منطقه مانده است که باید کاوش کنم. منظورم از این نوشته ها, پرداختن به غیرت و شرف انارکی ست. دست خالی برگشتن را ننگ خود میدانست. نمونه سنگ هائی که در اخرین کاوش ها یافته بود به معدن اسفندقه, نزد پدر اورد و گفت: معدنی یافته ام که مس چکشی دارد. یعنی اینکه اگر با چکش بر روی سنگ بزنید, بجای انکه سنگ بشکند, خم می شود.
نزد مهندس واتس و پدر عیار آن سنگ مس را و اینکه در هر تن آن چه میزان باید طلا و نقره باشد, با لمس انگشتانش تعین کرد و چنین نیز بود.
اکتشاف حسین نوروزی, برای دولت وقت - علی امینی - آنقدر اهمیت داشت که مهندس قراگوزلو, مدیرعامل معادن و فلزات, ایشان را به هیات دولت برد تا مورد قدر دانی قرار گیرد. در هیات دولت و شخص نخست وزیر, ستایش بسیاری از ایشان به عمل آمد و تصویب شد که ماهی هزار تومان علاوه بر حقوق ماهانه تعلق گیرد. مهندس واتس در مجله تایم, مقاله ای نوشت و اقای نوروزی را به عنوان Scanner - کاوشگر معدن معرفی کرد. هنوز در معادن انگلیس, در میان کارگران و معدنکاران آنجا, کسی را که سنگ شناس برجسته معدن باشد را نوروزی اسکنر می نامند. بزرگواری این مرد و شخصیت بی نظیرش مثال زدنیست دنبال شهرت نبود. در همان موقع کسانی بودند که پیشنهادهای مالی سنگینی به او می دادند که اگر معدنی پیدا کرد, قبل از انکه به دولت خبر دهد به آنها بگوید تا بتوانند جواز آن معدن را کسب کنند که انجام چنین کاری را دور از شان خود می دانست. چندی پیش در همین فیس بوک از خانواده اش پرسیدم که آیا می دانید مرحوم پدرتان چه شخصیت بزرگی بوده و چه کرده است؟ اطلاعی نداشتند.
انارکی یعنی عزت نفس , شرف , بی نیازی در عین نیازمندی. باید به این مردم سخت کوش, احترام گذاشت. میر جلال فاطمی (hasar در 1392/06/05)


تنها اتوبوس مسافربری انارک
مدلش قدیمی بود و راننده اش بومی. سالها بود که هر صبحدم از انارک بسوی اصفهان حرکت می کرد و شبانگاه برمی گشت. تعداد مسافرش در اغلب اوقات کم بود از این رو به زحمت مخارج خود و راننده اش را تأمین می کرد. محمد که نام پدرش را برای شناسایی استفاده می کرد از 1350 در این خط رفت و آمد می کرد. می گفت: سالهاست قصد تعویض اتوبوس را دارم، امکاناتم اجازه نمی دهد و کسی هم حمایتم نمی کند. بسیار به این در و آن در زده ام اما نتیجه ای نگرفته ام.*
بالاخره در تابستان 92 مجبور به فروش اتوبوس شد و مردم برای رفتن به نایین و اصفهان دچار سختی بسیار شدند. (* برگزیده از کتاب " انارک از دیدگاه تاریخی، جغرافیایی و اجتماعی" اثر محمدعلی ابراهیمی انارکی)

یکشنبه, 02 ارديبهشت 1397 12:27
انارک نیوز - نام معصوم ششم علی (ع) ملقب به "سجاد" و "زين العابدين" مي باشد. وی فرزند حسين بن علی بن ابيطالب (ع) و "شهربانو" دختر يزدگرد می باشد و در پنجم شعبان سال 38 هجری قمری (شنبه 18 دی ماه 37 خورشیدی) در مدينه ولادت يافت. 
حضرت سجاد (ع) و فرزند آن حضرت یعنی امام محمد باقر (ع) که حدود چهار سال داشته است در واقعه جانگداز کربلا حضور داشت ولی به علت بيماری  و تب شديد از آن حادثه جان به سلامت برد، اين بيماری موقت چند روزی بيش ادامه نيافت.
سن شريف حضرت سجاد (ع) را در روز دهم محرم سال 61 هجری قمری (20 مهرماه 59 خورشیدی) که بنا به وصيت پدر به امامت رسيد، در حدود 24 سال نوشته اند. آنچه در حادثه کربلا بدان نياز بود، نشر پيام شهادت حسين (ع) بود که حضرت سجاد (ع) در ضمن اسارت با عمه اش زينب (ع)  آن را با شجاعت و شهامت و قدرت بی نظير فرياد کردند.
حضرت سجاد (ع) را در حال بيماری بر شتری بی هودج سوار کردند و دو پای  حضرتش را از زير شکم آن حيوان به زنجير بستند. ساير اسيران را نيز بر شتران سوار کرده، روانه کوفه نمودند. ابن زياد دستور داده بود رؤسای قبايل مختلف را به زندان اندازند و مردم را گفته بود بدون اسلحه از خانه ها خارج شوند. در چنين حالتی دستور داد سرهای مقدس شهدا را بين سرکردگان قبايلی که در کربلا بودند تقسيم و سر امام شهيد حضرت ابا عبد الله الحسين (ع) را در جلو کاروان حمل کنند. بدين صورت کاروان را وارد شهر کوفه نمودند.
عبيد الله زياد مي خواست وحشتی در مردم ايجاد کند و اين فتح نمايان خود را به چشم مردم آورد. گويی مردم کوفه تازه از خواب بيدار شده و دريافته اند که اين اسيران، اولاد حضرت علی (ع) و فرزندان پيغمبر اسلام (ص) مي باشند که مردانشان در کربلا نزديک کوفه به شمشير بيداد کشته شده اند. همهمه از مردم برخاست و کم کم تبديل به گريه شد. حضرت سجاد (ع) در حال اسارت و خستگی و بيماری به مردم نگريست و فرمود : اينان بر ما مي گريند؟ پس عزيزان ما را چه کسی کشته است؟
زينب خواهر امام حسين (ع) مردم را امر به سکوت کرد و پس از حمد و ثنای خداوند متعال و درود بر پيامبر گرانقدرش، حضرت محمد ( ص ) فرمود: "... ای اهل کوفه ، ای حيلت گران و مکرانديشان و غداران ، هرگز اين گريه های شما را سکون مباد. مثل شما، مثل زنی است که از بامداد تا شام رشته خويش مي تابيد و از شام تا صبح به دست خود بازمي گشاد. هشدار که بنای ايمان بر مکر و نيرنگ نهاده ايد ...".
سپس حضرت زينب ( ع ) مردم کوفه را سخت ملامت فرمود و گفت: "همانا دامان شخصيت خود را با عاری و ننگی بزرگ آلود کرديد که هرگز تا قيامت اين آلودگی را از خود نتوانيد دور کرد . خواری و ذلت بر شما باد. مگر نمي دانيد کدام جگرگوشه از رسول الله (ص)  را بشکافتيد، و چه عهد و پيمان که بشکستيد، و بزرگان عترت و آزادگان ذريه او را به اسيری  برديد، و خون پاک او به ناحق ريختيد ...".
ابن زياد دستور داد امام سجاد (ع) و زينب کبری و ساير اسيران را به مجلس وی آوردند و در آن جا جسارت را نسبت به سر مقدس حسين (ع) و اسيران کربلا به حد اعلا رسانيد، ابن زياد يا پسر مرجانه اسيران کربلا را پس از مکالماتی که در مجلس او با آنان روی داد، دستور داد به زندانی پهلوی مسجد اعظم کوفه منتقل ساختند، و دستور داد سر مقدس امام حسین (ع) را در کوچه ها بگردانند تا مردم دچار وحشت شوند.
يزيد در جواب نامه ابن زياد که خبر شهادت امام حسين (ع) و يارانش و اسير کردن اهل و عيالش را به او نوشته بود، دستور داد سر امام حسين (ع) و همه يارانش را و همه اسيران را به شام بفرستند. بر دست و پا و گردن امام حضرت سجاد (ع) زنجير نهاده، بر شتر سوارش کردند و اهل بيت را بر شتران بی جهاز سوار کردند و راهی شام نمودند.
روز اول ماه صفر سال 61 ه.ق (11 آبان ماه 59 خورشیدی)، شهر دمشق غرق در شادی و سرور است، زيرا يزيد اسيران کربلا را که اولاد پاک رسول الله (ص) هستند، افراد خارجی و ياغي معرفی کرده که اکنون در چنگ آنهايند. چند روزی را در زندان گذراندند، در مجلس، يزيد چوب دستی خود را بر لب و دندانی نواخت که بوسه گاه حضرت رسول الله (ص) و علی مرتضی و فاطمه زهرا (ع) بوده است. وقتی زينب (ع) اين جسارت را از يزيد مشاهده فرمود و اولين سخنی که يزيد به حضرت سيد سجاد (ع) گفت چنين بود : "شکر خدای را که شما را رسوا ساخت "، بی درنگ حضرت زينب (ع) در چنان مجلسی بپاخاست. دلش به جوش آمد و زبان به ملامت يزيد گشود و با فصاحت و بلاغت پيام خون و شهادت را بيان فرمود و در سنگر افشاگری پرده از روی سيه کاری يزيد برداشت،
حضرت زين العابدين (ع) وقتی با يزيد روبرو شد، فرمود : ای يزيد، به خدا قسم، چه گمان مي بری اگر پيغمبر خدا (ص) ما را به اين حال بنگرد؟ اين جمله چنان در يزيد اثر کرد که دستور داد زنجير را از آن حضرت برداشتند و همه اطرافيان از آن سخن گريستند.
يزيد بر اثر افشاگريهای امام (ع) و پريشان حالی اوضاع مجبور شد در صدد استمالت و دلجويی حال اسيران برآيد. از امام سجاد (ع) پرسيد : آيا ميل داريد پيش ما در شام بمانيد يا به مدينه برويد؟ امام سجاد (ع) و زينب کبری (ع) فرمودند: ميل داريم پهلوی  قبر جدمان در مدينه باشيم.
در ماه صفر سال 61 ه.ق اهل بيت عصمت با جلال و عزت به سوی مدينه حرکت کردند. نعمان بن بشير با پانصد نفر به دستور يزيد کاروان را همراهی کرد. امام سجاد (ع) و زينب کبری (ع) و ياران و دلسوختگان عزای حسينی  وارد مدينه شدند. ابتدا به حرم جد خود حضرت رسول الله (ص) و سپس به بقيع رفتند و شکايت مردم جفاپيشه را با چشمانی اشک ريزان بيان نمودند.
از آن پس تاريخ اسلام شاهد قيام هايی بود که از رستاخيز حسينی در کربلا مايه مي گرفت، از جمله واقعه حره که سال 63 ه.ق اتفاق افتاد، و کارگزاران يزيد در برابر قيام مردم مدينه کشتارهای عظيم به راه انداختند و سه روز در آن غارت و کشتار کرد و پس از سه روز از مردم برای یزید بیعت گرفت و ایشان را غلام یزید خواند اما به توصیه یزید آزاری به امام نرسانید.
نهضت توابین که رهبری آن را سلیمان بن صرد خزاعی، به همراهی تنی چند از دیگر سرشناسان شیعه در کوفه بر عهده داشتند. توابین در مجموع بر آن بودند تا در صورت پیروزی، امامت جامعه را به اهل بیت (ع) بسپارند و طبعا از نسل حضرت فاطمه (ع)، کسی جز حضرت علی بن حسین(ع) برای این کار وجود نداشت. اما رابطه سیاسی خاصی بین امام سجاد (ع) و توابین وجود نداشته است.
قیام مختار نیز سومین جنبش مهم پس از واقعه کربلا است که درباره ارتباط امام سجاد (ع) با این جنبش نیز ابهاماتی وجود دارد. این ارتباط نه تنها از زاویه نگرش سیاسی، بلکه از جنبه اعتقادی (پیروی از محمد بن حنفیه) نیز مشکلاتی را در بردارد. گفته شده که مختار پس از آنکه موفق شد در کوفه شیعیانی را به سوی خود جذب کند، از امام سجاد (ع) استمداد جست، اما امام روی خوش نشان نداد.
اولاد حضرت علی (ع) هر يک در گوشه و کنار در صدد قيام و انتقام بودند تا سرانجام به قيام ابو مسلم خراسانی  و انقراض سلسله ناپاک بنی اميه منتهی شد.
حضرت زين العابدين (ع) پس از واقعه کربلا 35 سال عمر کرد که تمام آن مدت به مبارزه و خدمت به خلق و عبادت و مناجات با حق سپری شد. صحيفه سجاديه که از ارزنده ترين آثار اسلامی  است، شامل 57 دعا از ایشان است که مشتمل بر دقيق ترين مسائل توحيدی و عبادی و اجتماعی و اخلاقی است و بدان "زبور آل محمد (ص)" نيز مي گويند.
سرانجام به تحريک هشام، خليفه اموی، وليد بن عبد الملک، امام زين العابدين  سيد الساجدين (ع) را مسموم کرد و در 12 محرم سال 95 ه.ق (آدینه 17 مهر ماه 92 خورشیدی) درگذشت و در بقيع کنار قبر عمویش امام حسن مجتبی (ع) مدفون شد.

در منابع تاریخی تعداد فرزندان امام سجاد (ع) ۱۵ نفر ذکر شده که ۱۱نفر آنها پسر و ۴ نفر دختر بوده‌اند. 
  • امام محمد باقر(ع) که مادرش ام عبدالله دختر امام حسن(ع) زن عقدی امام سجاد (ع) بوده است.
  • عبدالله و حسن و حسین اکبر، مادر این سه یک کنیز بوده است.
  • زید در سال ۷۹ هجری قمری دیده به جهان گشود و به سال ۱۲۲ هجری قمری در عصر خلافت هشام بن عبدالملک مروان به فرمان او و بدست یوسف بن عمر ثقفی به شهادت رسید. او در مبارزه علیه دستگاه مستبد خلافت اموی، بسیار جدی و صریح بود و در عین اعتقاد و اذعان به امامت ولایت امام باقر علیه السلام و امام صادق علیه السلام، قیام مسلحانه علیه دستگاه اموی را وظیفه خود می دانست. مرکز اصلی فعالیتی سیاسی زید در کوفه بود و در همان منطقه قیام کرد و به شهادت رسید. و عمر، مادر این دو یک کنیز بوده است.
  • حسین اصغر و عبدالرحمن و سلیمان، مادر این سه یک کنیز بوده است.
  • علی که کوچکترین فرزند امام سجاد(ع) بوده است. و خدیجه که مادر این دو یک کنیز بوده است.
  • محمد اصغر مادرش کنیز بوده است.
  • فاطمه و علّیه و ام کلثوم، که مادر این سه یک کنیز بوده است.
    زادروز ایشان شنبه 18 دی ماه 37 خورشیدی یا 8 ژانویه 659 میلادی و شهادت آدینه 17 مهر ماه 92 خورشیدی یا 10 اکتبر 713 میلادی می باشد.
یکشنبه, 02 ارديبهشت 1397 10:24
انارک نیوز - دیروز اول اردیبهشت ماه روز بزرگداشت سعدی، امروز روز تاسیس سپاه انقلاب اسلامی (1358)، سالروز اعلام انقلاب فرهنگی (1359)، روز زمین پاک و فردا روز بزرگداشت شیخ بهایی یا روز معمار می باشد. 

به یاد روزی افتادم که در بهار 59، به بهانه انقلاب فرهنگی، عده ای را به دانشگاه ها فرستادند تا به برخی از دانشجویان بفهمانند دیگر جایی برای ماندن در دانشگاه ندارند و دانشگاه ها باید اسلامی شود.

بهمن 62 که دانشگاه ها بازگشایی شد، چهره ها تغییر کرده بود و عده ای از دانشجویان اخراج، گروهی شهید، برخی از نخبگان جذب و بورسیه دانشگاه های خارج از کشور و تعدادی خودخواسته جذب بازار کار و یا دچار مشکلات روحی شده بودند. یک دانشجو هم که قبل از انقلاب فرهنگی حدود 14 سال داشت و همیشه بحث بود که از پس امتحانات رشته مهندسی بر می آید یانه؟ اکنون بزرگ شده بود.

استادان نیز گروه گروه اخراج یا ترک وطن کرده بودند و آنی که قبلاً مربی حل تمرین ریاضی بود، حالا ریاضی درس می داد.

وقتی وارد کلاس واحد تخصصی شدیم، جوانی وارد کلاس شد که او را به عنوان استاد، تشخیص ندادیم اما گفت دکترای مهندسی فارغ التحصیل M.I.T امریکا است. ما عموماً 23 ساله و او 27 ساله بود.

استادی را به یاد می آورم که قدرش را ندانستم و الکترومغناطیس را چنان درس می داد که همان دم جذب می کردی و با یکبار شنیدن نام هر دانشجو او را به نام  به خاطر می سپرد. اما او را هم تحمل نکردند و پس از بازگشایی، بالاخره کاری کردند تا به خارج از کشور جایی که قدر او را می دانستند برود.

خلاصه زمانه، زمانه فرار مغزها یا به قولی فرار مغزهای پوسیده بود.

پنج شنبه, 30 فروردين 1397 14:00
انارک نیوز - شنبه اول اردیبهشت ماه 1397: ولادت حضرت ابوالفضل العباس (ع) (4 شعبان 26 ه.ق) و روز جانباز - روز بزرگداشت سعدی 
2 اردیبهشت ماه: ولادت حضرت امام زین العابدین (ع) (5 شعبان 38 ه.ق) - تاسیس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (1358) - سالروز اعلام انقلاب فرهنگی (1359) - روز زمین پاک (=22 آوریل) - جشن گیاه آوری
3 اردیبهشت ماه: روز بزرگداشت شیخ بهایی و روز معمار - روز ملی کارآفرینی - جشن اردیبهشتگان (روز اردیبهشت) - روز جهانی کتاب و حق پدید آورنده (23 آوریل)
5 اردیبهشت ماه: شکست حمله نظامی آمریکا به ایران در طبس (1359) - روز جهانی مالاریا (25 آوریل)
6 اردیبهشت ماه: روز جهانی مالکیت معنوی (26 آوریل)
7 اردیبهشت ماه: روز ایمنی حمل و نقل
8 اردیبهشت ماه: ولادت حضرت علی اکبر (ع) (11 شعبان 33 ه.ق) و روز جوان - روز جهانی ایمنی و سلامت در محیط کار (28 آوریل)
9 اردیبهشت ماه: روز شوراها - روز روانشناس و مشاوره
10 اردیبهشت ماه: آغاز عملیات بیت المقدس (1361) - روز ملی خلیج فارس
11 اردیبهشت ماه: روز کار و کارگر (=اول می)
12 اردیبهشت ماه (تعطیل): ولادت حضرت قائم عجل ا... تعالی فرجه (15 شعبان 255 ه.ق) و روز جهانی مستضعفان - شهادت استاد مرتضی مطهری (1358) و روز معلم
13 اردیبهشت ماه: روز جهانی آزادی مطبوعات (سوم می)
15 اردیبهشت ماه: روز بزرگداشت شیخ صدوق - روز جهانی ماما (5 می) - جشن بهاربد (جشن میانه بهار) - روز پیام آوری زرتشت
18 اردیبهشت ماه: روز بیماری های خاص و صعب العلاج (=8 می) - روز جهانی صلیب سرخ و هلال احمر (8 می)
19 اردیبهشت ماه: روز بزرگداشت شیخ کلینی و روز اسناد ملی و میراث مکتوب
22 اردیبهشت ماه: روز سربازان گمنام امام زمان (عج)
24 اردیبهشت ماه: لغو امتیاز تنباکو به فتوای آیت ا.. میرزاحسن شیرازی (1270) 
25 اردیبهشت ماه: روز بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی و پاسداشت زبان فارسی - روز جهانی خانواده‌ها (15 می)
27 اردیبهشت ماه: روز ارتباطات و روابط عمومی (=17 می)
28 اردیبهشت ماه: روز بزرگداشت حکیم عمرخیام - روز جهانی موزه و میراث فرهنگی (18 می)
30 اردیبهشت ماه: روز ملی جمعیت
31 اردیبهشت ماه: روز اهدای عضو، اهدای زندگی - روز جهانی تنوع فرهنگی برای گفت و گو و توسعه (21 می)
سه شنبه, 28 فروردين 1397 17:28
انارک نیوز - قبل از سرمایه گذاری در کارخانه فرغون سازی در شرکت فراز معادن همین سیصد هزار تومان را سرمایه گذاری کرده بودم که تعریف آن هم خالی از لطف نیست. 
چند روزی از عید نوروز 1378 گذشته بود که زنگ منزل پدر خانمم را زدند و چند نفر از آقایان فعال طرفدار وکیل وارد شدند و گفتند با هدف فعال نمودن معادن متروكه انارك بخصوص مسکنی و ايجاد اشتغال در منطقه محروم انارک برای جوانان، شركتي را می خواهیم تأسیس نماییم.
از مهندس م.ب.ا پرسیدم: مهندس خود شما چقدر سرمایه گذاری می کنید؟ پاسخ شنیدم دو میلیون تومان.
با شناختی که از آقایان و بازی انتخابات داشتم قول سیصد هزار تومان را دادم که شنیدم دویست میلیون تومان سرمایه جمع شد و شرکت بانام فراز معادن انارك تأسيس شد.
شرکت توانست با استفاده از اعتبار خوب زنان و مردان انارکی سهامدار که اکثراً در معادن نخلک مشغول یا بازنشسته بودند معدن سنگ باارزشی را که در گرفتنش دچار مشکل جدی شده بود بگیرد.
همچنین با پشتيباني نماينده مردم نایین آقای مهندس سید ابوالفضل رضوی علیرغم وجود اطلاعات اكتشافی دقيق و ميزان ذخیره قطعی توانست پروانه بهره برداری از معدن مس مسکنی را در سال 1379 بگیرد که هرگز فعال نشد.
حال هیئت موسس شرکت چه کسانی بودند و برای گرفتن معدن چه کسانی و چگونه به اداره معادن در تهران رفتند و پس از سوددهی و خرید ماشین آلات هریک از آقایان مهندسین بزرگ سهامدار چگونه توانستند میزان سهام خود را نجومی افزایش دهند در حالی که سهم مردم همان که بود ماند و چرا معدن مس مسکنی فعال نشد، داستانی دارد که فعلاً جایش اینجا نیست!
به هر حال زمستان 78 انتخابات مجلس شورای اسلامی برگزار و مردم انارک برایم سنگ تمام گذاشتند که در انارک حیرت انگیز و نزدیک به صد در صد بود. دوستان انارکی وکیل برای این که در شهرستان رأی نیاورم چه داستان های مزخرفی سر هم کردند گفتن ندارد که شرم آور است.
از طرف دیگر آنانی که می گفتند "دیانت ما عین سیاست ماست، سیاست ما عین دیانت ماست." داستانی دیگر دارند.
ای دل ز زمانه رسم احسان مطلب   /   وز گردش دوران سر و سامان مطلب
درمان طلبی درد تو افزون گردد   /   با درد بساز و هیچ درمان مطلب