امروز: چهارشنبه 27 تیر 1397 برابر با 17 جولای 2018

یکشنبه, 25 مهر 1395 19:39
میز در زندگی ما ایرانی‌ها نقش مهم و کلیدی را ایفا می‌کند. میز یک ابزار برای انجام برخی امور با سهولت بیشتر و پرهیز از ایستادن نیست بلکه در فرهنگ ما ایرانی‌ها میز جایگاه و وجهه اجتماعی افراد را مشخص می‌کند. هرچقدر میز بزرگ‌تر، گران‌تر و با طرح‌های مدرن‌تر به همان نسبت جایگاه اجتماعی فرد هم بالاتر. در ایران این میزها هستند که افراد را به ما معرفی می‌کنند نه دانش، تخصص، مهارت، خلق‌وخو و سایر ویژگی‌های آن‌ها. هرگز در ایران شما نمی‌توانید تشخیص دهید کسی که پشت یک میز قرار گرفته چه میزان شایستگی آن میز را داشته است، گاهی حتی برخی افراد با دست یافتن به یک میز آن را در شان خود نمی‌بینند و دستور تعویض آن را می‌دهند تا بتوانند پشت میز جدید زوایای بیشتری از شخصیت خود را پنهان کنند. میزها برای مدیران ایرانی در حکم خدایانی هستند که عیوب آن‌ها را می‌پوشاند البته گاهی عیوب مدیران در پشت میزها پنهان نمی‌شود و آن‌قدر آن عیوب بزرگ هستند که ناگزیرند اتاق، خودرو و محل سکونت خود را نیز تغییر دهند تا نقاط ضعف و عیب‌های فراوانشان پشت همه این اشیا پنهان بماند.
مدیران ایرانی ارتباط عاطفی خاصی با میزها برقرار می‌کنند؛ ناصر میرسپاسی استاد برجسته منابع انسانی کشور در کتاب خود به یک مطالعات بین‌المللی در این زمینه اشاره دارد. وی در این کتاب با اشاره به نتایج کار تحقیقاتی "گیرت هوفستده" در مقایسه بیش از چهل کشور در زمینه فرهنگ عمومی چهار شاخص فاصله قدرت، پرهیز از خطر، مردگرایی و فردگرایی را در ایرانی‌ها تحلیل می‌کند. بر این اساس در ایران فاصله قدرت نسبتاً زیاد است به این معنی که سلسله‌مراتب قدرت به‌راحتی پذیرفته می‌شود و این ویژگی در کنار سایر نتایج تحقیق به‌خوبی آشکار می‌کند ایرانی‌ها مردمانی ریاست‌طلب هستند و این تمایز بسیار زیاد بین رئیس و مرئوس موجب شده است مردم ایران تشنه قدرت و دستیابی به سمت‌های بالاتر و میزهای بزرگ‌تر باشند. در این کار مطالعاتی آمده است اجتناب از خطر در ایرانی‌ها نسبتاً بالاست ولی میزان آن از فاصله قدرت کمتر است. این یعنی مدیران برای حفظ جایگاه خود محتاط هستند و کمتر ریسک می‌کنند. همچنین مرد گرایی در مفهوم خشن بودن روابط اجتماعی، چندان قوی نیست به این معنی که جامعه نسبتاً عاطفی و احساسی است و در بیشتر تصمیم‌گیری‌ها نیز احساسات و روابط عاطفی  بر منطق غلبه دارند.  شاخص فردگرایی نیز در ایرانی‌ها نسبتاً بالاست به این معنی که اشخاص اولویت بالاتری برای منافع خود نسبت به منافع جامعه قائل هستند و این نیز یکی از عوامل اصلی اختلاس‌های گسترده و دریافت حقوق‌های غیرمنصفانه مدیران و تبعیض میان آن‌ها و کارمندان است. جالب است بدانید بر اساس نتایج همین تحقیق در کشورهای سوئیس، فنلاند، آلمان، اتریش و اسرائیل فاصله قدرت کم است؛ اکنون با این مقایسه ساده شاید درک بهتری از تفاوت رویکرد مدیریتی در ایران و کشورهای توسعه یافته به دست آورده باشید.
پدیده‌ای همچون مدیر- مالکی که در بخش خصوصی ایران جریان دارد و یکی از موانع بزرگ بر سر توسعه صنعتی ایران به شمار می‌رود بیانگر وابستگی شدید مدیران ایرانی به میزهایشان است. یعنی حتی یک مدیر ایرانی در بخش خصوصی و به‌ دوراز وابستگی به دولت و با وجود دستیابی به سود و ثروت فراوان همچنان حاضر نیست میز مدیریت را به یک مدیر جوان و یا برخوردار از دانش مدیریت تحویل دهد. در ایران عنوان‌های مدیر و رئیس اهمیتی بسیار بالاتر از عنوان سرمایه‌گذار و کارآفرین دارند. در تمام شرکت‌ها و برندهای برتر جهان به‌خوبی شاهد هستیم که با تقسیم‌بندی توانمندی‌های مدیران به مدیر ساخت و کارآفرین، مدیر بهره‌برداری، مدیر توسعه، مدیر نوآور و ... سازمان‌ها در هر برهه زمانی متناسب با نیاز آن دوره مدیری با توانمندی‌های متفاوت را استخدام می‌کنند. این موضوع تا اندازه‌ای اهمیت دارد که مایکروسافت که روزگاری با کارآفرینش بیل گیتس شرکتی کوچک به شمار می‌رفت؛ باگذشت زمان و پیشرفت در هر دوره، مدیریت خود را تغییر داد از چند سال پیش یک جوان 28 ساله هندی را برای پست مدیرعاملی مناسب تشخیص داد. اما در ایران بسیار به ‌ندرت پیش می‌آید که یک مالک حاضر به استخدام مدیر شود و به همین دلیل بنگاه‌داری در ایران در سطح بنگاه‌های کوچک و متوسط هرگز بسترساز شکل‌گیری برندهای مطرح در بازارهای جهانی نشده است. مدیر ایرانی در بخش خصوصی عدم اطمینان را بهانه‌ای قرار داده تا مدیریت را تا زنده است در اختیار خود نگه دارد و در بسیاری از موارد هم پس از مرگ مالک، فرزندان قادر به اداره این شرکت‌ها نیستند و شاهد فروپاشی آن‌ها هستیم.
عشق به میز را در نهادهای بخش خصوصی نیز به‌خوبی مشاهده می‌کنیم. دعوای بر سر دستیابی به ریاست اتاق‌های بازرگانی سراسر کشور و اتاق ایران نمونه بارز ریاست‌طلبی ایرانی‌ها در بخش خصوصی است. مردمانی که عاشق میز هستند اما ادعای خدمت دارند. دردناک آنجاست که چهره‌های شاخص بخش خصوصی باوجود ثروت و رانت و جایگاه در پارلمان بخش خصوصی در جستجوی راهی برای ورود به دولت هستند و این‌یک فاجعه است که بخش خصوصی مدعی، آرزویش توسعه کسب‌وکارها و بهبود شرایط بخش خصوصی نیست. با انتصاب محمد نهاوندیان ریاست سابق اتاق ایران به ریاست نهاد ریاست جمهوری اکنون فعالان مطرح بخش خصوصی برای کسب سمتی مشابه محمد نهاوندیان تلاش می‌کنند. این اگر شیفتگی به ریاست و یا عشق‌ورزی به میزها نیست، چیست؟ من باور نمی‌کنم این افراد سودای خدمت در سر داشته باشند.
در بخش دولتی نیز یک نگاه ساده به چهره‌های مطرح بعد از انقلاب نشان می‌دهد هر که به دولت راه‌یافته است، علاقه‌ای برای خروج نداشته است. هاشمی رفسنجانی ریاست قوه مقننه را در کارنامه خود دارد دو دوره رئیس‌جمهور می‌شود و بعد از آن ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام را بر عهده می‌گیرد. اما ریاست مجمع و عبور از سن 70 سالگی نیز موجب نمی‌شود که بار دیگر که برای ریاست جمهوری ثبت نام نکند. احمدی‌نژاد همچنان سودای ریاست جمهوری در سر دارد. علی لاریجانی وزارت ارشاد، ریاست صداوسیما، دبیری شورای امنیت ملی و ریاست قوه مقننه را در کارنامه دارد و خانوادگی در رأس قدرت قرار دارند اما آیا لاریجانی منتظر فرصتی برای دستیابی به سمت ریاست جمهوری نیست؟
این‌ها چهره‌های نام‌آشنای بخش دولتی و خصوصی هستند اما چه بسیار افراد که اکنون سال‌هاست در بالاترین سطوح مدیریت کشور فعالیت دارند و در هر دوره سمت آن‌ها تغییر می‌کند اما جایگاهشان خیلی نه. این میز چه خاصیتی دارد که هر کس پشت آن قرار می‌گیرد دوست ندارد از پشت آن کنار برود؟ گاهی به نظر می‌رسد مدیران ایرانی پشت این میزها یا شلوار از تن به در می‌کنند و دیگر خجالت می‌کشند کنار بروند یا شاید بندگان خدا کار دیگری بلد نیستند و اگر مدیر نباشند بیکار می‌مانند. بعضی‌ها هم که از قنداق مادر مدیر هستند و بدون طی سلسله‌ مراتب میز ریاست را تصاحب می‌کنند و تنها حضرت عزرائیل است که می‌تواند آن‌ها راضی به کناره‌گیری کند.
پشت این میزها چیست که یا به بهانه خدمتگزاری و یا نبود نیروی معتمد حاضر به تحویل آن به دیگری نمی‌شوند؟ مگر شما چه کسی هستی؟ مگر از کجا آمده‌ای؟ مگر همه این سال‌ها که شما بودی چه اتفاق شگرفی رخ‌داده است؟ گاهی دلم برای خدا می‌سوزد که چطور به تو اطمینان کرد و میز را به تو سپرد اما تو از خدا هم سختگیرتر هستی و نمی‌توانی از این میز دل بکنی.

پشت این میزها ثروت هست، رانت هست، حقوق بی‌پایه و اساس هست، قدرت هست اما می‌دانم عشق نیست. یعنی تو از علی هم عاشق‌تری؟ دلسوزتری؟ خلافت که کسی جز او شایستگی آن را نداشت از ایشان دریغ کردند اما لب به شکایت باز نکرد؛ ایستاد و عاشقانه بی‌خلافت به مردمش خدمت کرد تا خود مردم او را به خلافت رساندند. کاش تو هم اجازه می‌دادی مردم یا کارگرانت سراغت بیایند و از تو بخواهند نه اینکه هر چه از ثروت و قدرت لابی‌گری داری به کار می‌گیری تا به یک میز بزرگ‌تر دست پیدا کنی.
دل بکن برادر، دل بکن از این میز ، اگر دل نمی‌کنی تو را به خدایی که می‌پرستی نگو برای خدمت آمده‌ای نگو و نخواه که کسی باور کند.
دل بکن رفیق، دل بکن از این میز، اگر دل نمی‌کنی تو را به خدا دنبال مقصری به غیر از خود بابت عقب‌ماندگی‌ها و مشکلات امروز کسب‌وکار خودت و کشور نگرد.
دل بکن از این میز و ایمان داشته باش حتی اگر پشت این میز برهنه هم که باشی خداوند چشم همگان را بر تو خواهد بست.
دل کندن از داشته‌ها نخستین اصل برای به دست آوردن چیزهای ارزشمندتر است.دل بکن و امیدوار باش.
شنبه 24 مهر 1395/ سینا ایرانپور انارکی
شنبه, 13 شهریور 1395 19:04

سینا ایرانپور انارکی یکی از روزنامه‌نگاران اقتصادی است که با آغاز دوره جدید اتاق‌های بازرگانی در سال گذشته و نمایش عملکرد ضعیف مدیران این اتاق‌ها به‌ویژه اتاق بازرگانی اصفهان انتقادهای تندی را مطرح کرد .
اتاق خبر: سینا ایرانپور انارکی یکی از روزنامه‌نگاران اقتصادی است که با آغاز دوره جدید اتاق‌های بازرگانی در سال گذشته و نمایش عملکرد ضعیف مدیران این اتاق‌ها به‌ویژه اتاق بازرگانی اصفهان انتقادهای تندی را مطرح کرد و خیلی زود به‌عنوان یکی از معدود منتقدان سرسخت پارلمان بخش خصوصی مطرح شد. این فارغ‌التحصیل کارشناسی ارشد مدیریت اجرایی که هم‌زمان با فعالیت در زمینه پژوهش‌های مدیریتی تجربه روزنامه‌نگاری اقتصادی را نیز داراست در گفتگو با اتاق خبر دیدگاه‌های خود درباره انتخابات میان‌دوره‌ای اتاق بازرگانی ایران را مطرح کرد. ایرانپور معتقد است: شایستگان بخش خصوصی سهمی در مدیریت اتاق‌های بازرگانی کشور ندارند و این نام‌ها و چهره‌های لابی‌گر هستند که به عضویت هیئت‌رئیسه اتاق ایران و اتاق‌های شهرستانی درمی‌آیند و فعالان بخش خصوصی  اگر خواهان پیشرفت و توسعه اتاق بازرگانی و مجموعه بخش خصوصی هستند باید در الگوهای خود برای مدیریت این پارلمان و انتخاب هیئت‌رئیسه تجدیدنظر کنند.
-آقای ایرانپور برای شروع باگذشت بیش از یک سال از فعالیت اتاق‌های بازرگانی عملکرد هیئت نمایندگان جدید را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
برخلاف آنچه انتظار می‌رفت در دوره جدید باوجود تغییرات گسترده در اعضای هیئت نمایندگان اتاق‌ها و شعارهایی که چهره‌های جدید مطرح می‌کردند شاهد تحول خاصی در عملکرد و سیاست‌گذاری اتاق‌های بازگانی نبوده‌ایم. بیشتر اتاق‌های بازرگانی شهرستانی که در خواب به سر می‌برند و چند اتاق بزرگ کشور هم دچار سیاست زدگی شده‌اند و ازاین‌رو نمره من به اتاق منفی است.
-فکر نمی‌کنید توقع شما از اتاق‌های بازرگانی بیش‌ از اندازه است؟
توقع من از اتاق‌های بازرگانی در اندازه قانون اتاق بازرگانی ایران و قانون بهبود محیط کسب‌وکار است که کمتر از 30 درصد مفاد این دو قانون در همه این سال‌ها به‌وسیله نمایندگان پارلمان بخش خصوصی اجراشده است. هیئت نمایندگان حتی برای قانون خود اتاق هم‌ارزشی قائل نیست و نه کتابچه قانون اصطلاح می‌شود و نه مفاد موجود در آن به اجرا درمی‌آید. بنابراین پارلمان بخش خصوصی که مشاور سه قوه شناخته می‌شود اصولاً شایستگی مشاوره ندارد چراکه خود نه قانون‌گذار خوبی است و نه به قانون عمل می‌کند.
-لطفاً به چند نمونه از این قوانین اشاره‌کنید.
یکی از مهم‌ترین مفاد قانون اتاق بازرگانی ماده 5 بند (و) است. در این بند کوشش در راه شناسایی بازار کالاهای صادراتی ایران در خارج از کشور و تشویق و کمک به مؤسسات مربوطه جهت شرکت در نمایشگاه‌های بازرگانی داخلی و خارجی جزو وظایف اصلی اتاق بازرگانی برشمرده شده است که ازنظر بنده اتاق در زمینه تحقیقات بازار بین‌المللی و شناسایی بازارهای صادراتی باهدف حمایت از تولید داخلی و توسعه صادرات اقدام کارا و مؤثری انجام نداده است. بیشتر هیئت‌های تجاری خارجی که به ایران می‌آیند و یا سفرهای خارجی نمایندگان بخش خصوصی بی‌هدف و فاقد نتیجه تأثیرگذار است چراکه متأسفانه مدیران در پارلمان بخش خصوصی بیشتر بر اساس منافع شخصی به مدیریت امور مشغول هستند و موفقیت جمعی بخش خصوصی آن‌چنان‌که بایدوشاید میان این چهره‌های سرشناس مطرح نیست.
بند (ط) این ماده قانونی هم به ایجاد و اداره مرکز آمار و اطلاعات اقتصادی به‌منظور انجام وظایف و فعالیت‌های اتاق اشاره دارد ولی باوجود راه‌اندازی این مرکز در اتاق ایران سرمایه‌گذاری آن‌چنانی برای ایجاد سازوکارهای آماری در بخش خصوصی انجام نگرفته است. اتاق‌های شهرستان‌ها که اصلاً این واحد را ایجاد نکرده‌اند و بدون تردید بدون فعالیت آماری در اتاق‌های شهرستان، اتاق ایران نیز نمی‌تواند آمار و نتایج خوبی از سراسر کشور به دست آورد. جالب اینجاست کتابچه قانون اتاق فقط 16 صفحه دارد و از این 16 صفحه فقط 3 صفحه آن به وظایف اتاق اختصاص‌یافته است اما به همین تعداد ناچیز ماده و بند نیز اعتنایی نمی‌شود و به جرات می‌توانم بگویم بسیاری از اعضای هیئت نمایندگان در ایران حتی یک‌بار این کتابچه 16 صفحه‌ای را مطالعه نکرده‌اند.
-به موارد قانون بهبود مستمر هم که اجرا نمی‌شود، اشاره‌کنید.
قانون بهبود مستمر ویژه حمایت از بخش خصوصی تدوین و تصویب‌شده است و بسیاری از مفاد آن باید به‌وسیله اتاق بازرگانی و اتاق اصناف عملیاتی شود اما اتاق‌ها فقط منتظر هستند دولت قانون را اجرا کند و هیچ مسئولیتی بر دوش خود احساس نمی‌کند. این قانون بخش‌های اثرگذاری برای بهبود ساختار بخش خصوصی و مدیریتی کشور در نظر گرفته است اما هیچ‌کس به آن توجهی ندارد. برای نمونه ماده 17 قانون بهبود مستمر محیط کسب‌وکار به تشکیل سازمان نظام مشاوره مدیریت اشاره دارد و اتاق بازرگانی را موظف به تهیه اساسنامه این سازمان کرده است تا برای تصویب در مجلس ارائه کند اما اصلاً این نوع قوانین و وظایف را هیئت نمایندگان و هیئت‌رئیسه در برنامه‌های کاری خود قرار نمی‌دهند. از اتاق فقط چند حرف تکراری همیشه شنیده می‌شود. مالیات و بیمه زیاد و نقدینگی تولید کم است و سال‌هاست این حرف تکرار و 90 درصد جلسات تشریفاتی شورای بخش خصوصی و دولت نیز به همین موضوع پرداخته می‌شود اما هرگز به نتیجه‌ای نرسیده است. پارلمانی که درگیر مالیات و بیمه و تسهیلات بانکی است هرگز گام مؤثری برای توسعه زیرساخت‌های بخش خصوصی بر نخواهد داشت و تا این دیدگاه اصلاح نشود هر شخصی پای به این نهاد بگذارد تحول خاصی رخ نمی‌دهد. به اعضای هیئت نمایندگان اتاق ایران پیشنهاد می‌کنم قانون بهبود مستمر که 24 صفحه بیشتر نیست هم مطالعه کنند و کمی خود را موظف به اجرای مفاد آن بدانند.
-با این انتقاداتی که به ساختار اتاق بازرگانی دارید پیشنهاد شما برای انتخابات هیئت‌رئیسه جدید چیست؟
قبل از اشاره به انتخابات باید عرض کنم  اتاق با یک چالش اساسی روبروست و آن تفکر دولتی حاکم بر این نهاد خصوصی است. اتاق‌های بازرگانی مانند وزارتخانه‌ها و سازمان‌های دولتی اداره می‌شوند و در عملکرد مدیریتی برتری نسبت به نهادهای دولتی ندارند. اتاق در واقع یک‌نهاد شبه‌دولتی است. شرایط و کیفیت ساختار سازمانی موجود، فرآیندهای اجرایی، چگونگی استخدام و به‌کارگیری کارکنان و از آن مهم‌تر حضور چهره‌های مطرح دولتی در هیئت نمایندگان و حتی هیئت‌رئیسه گواه این مدعاست. یک بررسی خیلی ساده نشان می‌دهد تعداد فراوانی از اعضای هیئت نمایندگان اتاق ایران حتی یک تجارت مستقل ندارند و این فاجعه است. کارت‌های بازرگانی ناکارآمد و افرادی که از هیچ فعالیت اقتصادی دارای هویتی برخوردار نیستند اما صاحب قدرت و نفوذ در اتاق به شمار می‌روند خصوصی بودن این پارلمان را زیر سؤال می‌برد. اتاق همچنان زیر پرچم دولت سینه می‌زند و بزرگان آن تشنه رسیدن به مقام‌های دولتی هستند و حضور محمد نهاوندیان رئیس اسبق اتاق ایران در نهاد ریاست جمهوری متأسفانه به‌جای تأثیر مثبت بر هیئت نمایندگان اتاق تأثیر منفی گذاشت چراکه اکنون باانگیزه بیشتری از نردبان اتاق بالا می‌روند تا بتوانند جایگاهی در دولت بیابند. این تفکر چهره‌های سرشناس بخش خصوصی بزرگ‌ترین آسیب را به اتاق زده است. به‌جای آنکه دولت پیرو بخش خصوصی باشد همانند بسیاری از کشورها که دولت وام‌دار کارآفرینان و فعالان اقتصادی است در ایران برعکس این بخش خصوصی است که خود را وام‌دار دولت می‌داند و راه‌حل مشکلات را در تعامل بیشتر با دولت احساس می‌کند.
و اما انتخابات هیئت‌رئیسه جدید به نظر من آن‌چنان‌که شواهد نشان می‌دهد در این انتخابات نیز بخش خصوصی به منفعت جدیدی نخواهد رسید.
-چرا؟
پاسخ شما در نام‌های مطرح‌شده برای هیئت‌رئیسه جدید نهفته است. تمام کسانی که تاکنون اعلام نامزدی برای هیئت‌رئیسه کرده‌اند و یا شایعه حضور آن‌ها در انتخابات مطرح است هم‌اکنون نیز در اتاق صاحب قدرت و نفوذ هستند و فقط می‌خواهند این قدرت و نفوذ را در صورت امکان افزایش دهند بنابراین پارلمان بخش خصوصی با انتخاب هیئت‌رئیسه جدید هم دچار تحول خاصی نخواهد شد.
-فکر می‌کنید دولت در تعیین رئیس جدید دخالت خواهد کرد؟
به نظر من اگر دخالت نکند هم باز هم بخش خصوصی روی پای خود نخواهد ایستاد چراکه چهره‌های مطرح بخش خصوصی نیز آن‌چنان دارای دیدگاه‌های تحول گرایانه برای مدیریت اتاق نیستند. از علا میر محمدصادقی، مسعود خوانساری، پدرام سلطانی، مجتبی خسرو تاج و غلامحسین شافعی اسم می‌برم چراکه هرکدام به یک طیف خاص و جایگاه‌های متفاوت تعلق دارند به نظر بنده هرکدام به ریاست اتاق برسند آنچه اتاق نیاز دارد یعنی اصلاح ساختار مدیریتی و هدف‌گذاری برای دستیابی به توسعه محقق نمی‌شود. البته به‌طور قطع روش مدیریتی و سطح تعاملات هر یک از این افراد متفاوت خواهد بود اما اصل موضوع همان اصلاح تفکر مدیریت بخش خصوصی است که هیچ‌کدام گام مؤثری برای آن بر نخواهند داشت.
حتی اگر پدرام سلطانی به ریاست برسد؟
بله حتی اگر پدرام سلطانی به ریاست برسد. البته آقای سلطانی چند ویژگی متمایز دارد که شاید در برخی زمینه‌ها روند اتاق ایران را تغییر دهد اما ایشان هم محصور در قدرت و نفوذ افراد دیگر کاری از پیش نخواهد برد
- با این دیدگاه‌هایی که مطرح کردید انتخابات اتاق باید چگونه برگزار شود؟
به نظر من ابتدا باید در قانون اتاق اصلاحاتی صورت بگیرد و شاخص‌هایی برای انتخاب رئیس و هیئت‌رئیسه تعریف شود. به‌طور مثال هیچ فرد دارای مقام دولتی یا شبه‌دولتی قادر به حضور در هیئت‌رئیسه اتاق نباشد و یا شاخص‌ها و شرایط احراز برای نامزدی افراد در هیئت‌رئیسه تدوین شود. برای مثال حتماً یک کسب‌وکار خصوصی و با بیش از 100 نفر نیروی انسانی در اختیار داشته باشند. الزام تحصیلات دانشگاهی حداقل کارشناسی از دانشگاه‌های مورد تائید وزارت علوم، تسلط به یک زبان خارجی، فعالیت به‌عنوان یک صادرکننده این‌ها می‌توانند تا اندازه زیادی استاندارد افراد حاضر در هیئت‌رئیسه اتاق ایران را افزایش دهد.
پیشنهاد دیگری که برای انتخابات اتاق‌ دارم برگزاری انتخابات به‌صورت گروهی و نه انفرادی است تا یک گروه یک دست که قادر به ارائه کار گروهی قوی‌تری هستند، مدیریت اتاق را در دست بگیرند. این پیشنهاد از آن جهت اهمیت دارد که در دوره‌های گذشته به‌وضوح اختلافات میان اعضای هیئت‌رئیسه و عدم تفویض اختیار از سوی رئیس به سایر اعضا یکی از موانع بزرگ برای همکاری مؤثر در اتاق بوده است. با معرفی گروه‌های 7 نفره که هر یک نیز جایگاه آن‌ها در هنگام نامزدی مشخص است می‌تواند تا اندازه زیادی این مانع را برطرف کند اگر چه شائبه انحصار قدرت در یک گروه را ایجاد می‌کند اما کیفیت اجرا افزایش می‌یابد.
نکته دیگر حضور حداقل یک زن در هیئت‌رئیسه اتاق به‌عنوان نماینده بانوان بازرگان است که می‌تواند ضمن ارتقای جایگاه زن در بخش خصوصی، فرصت رفع موانع فعالیت‌های اقتصادی برای بانوان را نیز فراهم آورد.
برای جمع‌بندی موضوع انتخابات هم‌عرض می‌کنم اتاق پارلمان بخش خصوصی نمی‌شود مگر به‌جای نام‌ها، نان‌آوران نامزد هیئت‌رئیسه شوند. متأسفانه بسیاری از بازرگانان و کارآفرینان توانمند و دارای شایستگی‌های مدیریتی به دلیل تمرکز بر روی تجارت خود از فعالیت‌های تشکیلاتی پرهیز می‌کنند و از سوی دیگر تعامل خوبی با رسانه‌ها ندارند و بنابراین هرگز به چهره شاخصی در عرصه اتاق بازرگانی تبدیل نمی‌شوند. این یک عیب بزرگ برای اتاق است چرا که مدیران توانمندی که می‌توانند بسترساز تحول شوند را از دست می‌دهد. به نظر بنده باید کارآفرینان برجسته و توانمند کشور، پارلمان بخش خصوصی را فرصتی برای بهبود کل شرایط اقتصادی بدانند و با حضور پر رنگ‌تر خود مانع از دستیابی افراد ناکارآمد به بخش‌های مدیریتی این بخش شوند. متأسفانه در بین چهره‌های مطرح برای نامزدی هیئت‌رئیسه حتی یک صادرکننده نمونه کشوری یا کارآفرین بزرگ با سطح اشتغال بالا مشاهده نمی‌شود.  البته خودم آگاه هستم مواردی که مطرح کردم شاید سال‌های بسیار دور در اتاق بازرگانی محقق شود ولی امیدوارم تا اندازه‌ای مدنظر افراد بانفوذ کنونی اتاق قرار بگیرد.
(کد خبر: 368909 تاریخ انتشار: 13 شهریور 1395 - 10:10)
دوشنبه, 08 شهریور 1395 22:50
مهدی جمالی نژاد، شهردار کنونی اصفهان از یک سال پیش تاکنون در گفتمان مدیریتی خود تأکید بسزایی بر موضوع توسعه گردشگری داشته است. از همان آغاز طرح ایجاد سازمان گردشگری زیرمجموعه این شهرداری مطرح شد که البته به دلیل تداخل با وظایف سازمان میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی به‌وسیله وزارت کشور این طرح پذیرفته نشد. تأکید جمالی نژاد بر موضوع گردشگری در اصفهان رویکردی کاملاً استراتژیک است که چه این رویکرد بر اساس تجارب و تئوری شخص جمالی نژاد در پیش‌گرفته شده باشد و چه مشاوران و همفکرانش بر اساس مطالعات و یا شنیده‌ها این رویکرد را در دستور کار شهرداری قرار داده باشند در هر دو صورت بسیار ارزشمند و قابل دفاع است. چالش مدیریت شهری با تأکید بر توسعه گردشگری از آنجایی آغاز می‌شود که جمالی نژاد و مدیران سطح بالای شهرداری اصفهان دچار خطای دید در مقایسه و مقیاس اصفهان به‌عنوان یک ابر شهر با شهربازی می‌شوند. از یک سال گذشته تاکنون آنچه در دوره مدیریت جمالی نژاد آغاز و به سرانجام رسیده است طرح بهبود محیط شهری با نصب مجسمه‌ها و نقاشی دیوارها و ... بوده است. بدون تردید آغاز به کار آکواریوم بزرگ ناژوان در کارنامه اجرایی این شهردار قرار نمی‌گیرد اگرچه افتتاح آن به دست وی بوده است. برگزاری چند همایش بزرگ و مرتبط با حوزه گردشگری و امضای تفاهم‌نامه با اتاق بازرگانی از دیگر اقدامات دوره جمالی نژاد به شمار می‌رود. اما جمالی نژاد در این‌یک سال هیچ طرح بزرگ و یا کوچک مؤثر در حوزه گردشگری را که بسترساز جذب گردشگران داخلی و خارجی شود به اجرا درنیاورده است.
ادامه ...
(تاريخ : دوشنبه ۸ شهریور۱۳۹۵ | 21:40 | نویسنده : سینا ایرانپور انارکی)
پنج شنبه, 28 مرداد 1395 12:46
انارک نیوز - چه سحری در تو نهفته که این چنین مرا مجذوب خود کرده ای. هر چه هست , هر چقدر هم از تو دوری کنم باز هم عاشق تو می مانم. باور می کنی دوست دارم طرح پارچه مبلمان خانه ام روزنامه باشد, لباسم نقشی از روزنامه داشته باشد و قاب عکسی از بهترین گزارش هایم که در روزنامه چاپ کرده ام را در اتاقم نصب کنم. دوست دارم اگر خدا روزی دختری به من داد مانتو طرح روزنامه به او هدیه کنم و شاید روزگاری صاحب یک روزنامه باشم با اینکه از دردسرهای آن گریزان هستم. عشق است چه بگویم عاشق که باشی ترس, دشواری و غرور را کنار می گذاری تا به هر قیمتی عشق بازی کنی حتی با دلهره و چه لذتی دارد زندگی با عشق.
(سینا ایرانپور انارکی)
جمعه, 15 مرداد 1395 18:54
سلام
تقدیم به همه دختران سرزمینم
* چشمانت را می بندی یعنی تکیه گاه می خواهی. تکیه گاه که بخواهی یعنی بازوانم باید جایگاه گیسوانت شوند چه کیفی دارد تکیه گاه تو بودن. نگاهم که می کنی غرق نگاهت می شوم چشمانت مرا وعده دریا می دهند مهر نگاهت بی خیالم می کند از همه بدی ها , همه سختی ها. زبان که می گشایی پاسخی ندارم جز اینکه بگویم: " ای جاااانم" تو فقط حرف بزن بگو تا هزار بار جان فدای تو شوم فدای تو که می شوم دلم آرام می گیرد.
هزار عطر که بر تن زنی باز هم عطر وفایت, عطر نجابتت مرا بیشتر سوی تو می کشد. عزیز دل میدانم خسته ای از تبعیض, درمانده ای از پوشش اجباری, دلشکسته ای از زخم زبان ها و نگرانی برای آینده مبهم. مهربان هر چه را از تو گرفته اند یک چیز را تو از خودت دریغ نکن , همیشه دخترانه زندگی کن و ترانه بمان, ترانه که باشی شاد یا غمگین دل همه را می بری همه را عاشق می کنی. تو هر چه باشی ترانه زندگی هستی. تو بی آواز هم ترانه خوان هستی پس در بی صدایی روزهای دشوار هم ترانه بمان تا عشق در سرزمینمان نمیرد. نام تمام دختران سرزمینم را ترانه می گذارم تا اگر همه آواها و صداها را خفه کردند باز هم ترانه با نگاهش با دل پر طپشش آواز عشق بسراید.
تمام روزها روز تو هست "ترانه"*
(دل نوشته ای از: سینا ایرانپور انارکی)
پنج شنبه, 14 مرداد 1395 12:30
انارک نیوز - کودکی 9 ساله بودم که برای نخستین بار نام خودم را در یک نشریه به تماشا نشستم و ذوق کردم و از معلم و همکلاسی گرفته تا همسایه همه را خبر کردم که ببینید اسمم در مجله چاپ‌شده است. «پوپک» مجله‌ای ویژه کودکان و نوجوانان بود که برایم تبدیل به خاطره‌انگیزترین نام در زندگی‌ام شد. از آن روزها 22 سال می‌گذرد شمارش نکرده‌ام چند هزار بار تاکنون نام من در رسانه‌ها منتشرشده است اما دلم یک‌چیز را خوب می‌شمارد و برای هر بارش می‌تپد، دلم تو را می‌شمارد تو که هر بار که نوشتم خوب یا بد آمدی و گفتی نوشته‌ات را خواندم شاید باورش نکردم، شاید نفهمیدمش اما خواندمش چون تو را و قلمت را باور دارم.
دیگر تماشای نامم دل‌خوشم نمی‌کند هر روز که تو بیایی و کامنتی بگذاری من خوشحالم. روزهایی که نوشته‌هایم بر دلت می‌نشیند روزهای باشکوه زندگی من است روزهایی که خدا به من آموخته در بدترین حال هم که باشم بازهم کنارم هست و بندگانش را به سمتم روانه می‌کند با یک‌کلام ساده من را تا عرش بالا می‌بری و می‌گویی «به دلم نشست » من عاشق به دل نشستن‌های تو هستم این را که می‌گویی پر پرواز به من می‌دهی تا قلم را با دستم نه بادلم بردارم. وقتی می‌گویی حرفت به‌جاست در پوست خودم نمی‌گنجم. انتقاداتت هم دوست دارم چون می‌دانم خبر من را خوانده‌ای ، چه اشتباه از من باشد چه یک اختلاف دیدگاه همین‌که به زبان آورده‌ای یعنی به قلمم به نامم احترام گذارده‌ای.
چه روزهای رؤیایی است که اگر خبری از من به تو نرسد تو خبر از من می‌گیری و می‌گویی پس چرا مطلب جدید نمی‌نویسی؛ آن روزها خودم را بیشتر باور می‌کنم که شاید بودنم برای تو معنا پیداکرده است. آن روزها دیگر من نیستم که می‌نویسم آن روزها خداست که بر من الهام می‌کند که برای تو بنویسم؛ بی‌نام، بی‌ادعا، بی انتظار. من نام تو را مخاطب نمی‌گذارم تو نگار منی، نگاری که خبر برای من به ارمغان آورده است. من نگارنده خبری برای تو هستم و روز من روزهایی است که تو با منی. تنهایم نگذار دلم برای کامنت های داغت برای شیر کردنت برای پیام خصوصی‌ات می‌تپد و قلم‌به‌دست می‌گیرد. امروز را تو به من تبریک نگو من تو را امروز و هر روز می‌ستایم.
تو منتظر نگار و نگار منتظر خبر تو
روزتون پیشاپیش مبارک و جشن امشبتون رویایی
(تقدیم به همه دوستان عزیز خبرنگارم/ نگار خبر/ سینا ایرانپور انارکی)
پنج شنبه, 07 مرداد 1395 11:31
اتاق ایران به‌منظور کمک به فراهم آوردن بسترهای رشد و توسعه اقتصاد کشور، تبادل افکار و بیان آراء و عقاید مدیران صنعتی، معدنی، کشاورزی و بازرگانی به‌موجب وظایف و اختیارات این قانون اتاق بازرگانی و صنایع و معادن جمهوری اسلامی ایران تأسیس می‌شود. اتاق ایران و زیرمجموعه‌های استانی این اتاق بیشتر با این باور توسعه‌یافته‌اند که در یک تعامل مناسب با دولت و سیاستمداران قادر به بهبود شرایط بنگاه‌های اقتصادی خواهند بود. این دیدگاه غالب اعضای هیئت نمایندگان در سراسر ایران است که از اتفاق بزرگ‌ترین نقطه‌ضعف اتاق‌های بازرگانی شناخته می‌شود. اتاق بازرگانی ایده آل به‌عنوان یک‌نهاد و پارلمان خصوصی در درجه نخست باید محلی برای انسجام‌بخشی میان فعالان اقتصادی کشور و رفع موانع درونی بدون دخالت دولت باشد و پس‌ازآن در تعامل با دولت موانع خارج از بنگاه‌ها را در سطح کلان برطرف کند. تحول در ساختار مدیریتی بنگاه‌های اقتصادی و توسعه و ارتقا مدیریت در بخش خصوصی در اتاق‌های بازرگانی امری بسیار مهم‌تر از تعامل با دولت برای کاهش مالیات و دریافت نقدینگی و تسهیلات ارزان‌قیمت است. اگر اتاق‌ها به‌عنوان نماد بخش خصوصی نتوانند بسترساز ارتقا دانش و کیفیت مدیریت در بنگاه‌ها باشند صرف موافقت دولت با خواسته‌های آن‌ها درزمینه های مالیات، بانک، بیمه، ارز و .. کمک چندانی به آن‌ها در بلندمدت نخواهد کرد. ادامه
(تاريخ : پنجشنبه ۷ مرداد۱۳۹۵ | 8:37 | نویسنده : سینا ایرانپور انارکی)
سه شنبه, 22 تیر 1395 23:27
روزهای پرتنش و آشفته اتاق اصفهان از آغاز سال پیش تاکنون ادامه دارد و از قرار اتاق اصفهان و مدیران آن تصمیم ندارند با آینده‌نگری و مبتنی بر نیاز روز اتاق و اعضای آن تصمیم‌گیری و اقدام کنند.  به جرات باید گفت هیئت نمایندگان و مشاوران اتاق اصفهان نسبت به مشکلات واقعی و چالش‌های این نهاد خصوصی در اصفهان آگاه نیستند و اعتقاد دارند اتاق زمانی تقویت می‌شود که اعضای هیئت نمایندگان از یک گروه به گروه رقیب جذب شوند و از سوی دیگر تعاملات سیاسی و تشریفاتی اتاق با سازمان‌ها و نهادهای دیگر افزایش یابد. ادامه
(تاريخ : سه شنبه ۲۲ تیر۱۳۹۵ | 19:32 | نویسنده : سینا ایرانپور انارکی)