امروز: شنبه 01 ارديبهشت 1397 برابر با 20 آوریل 2018

پنج شنبه, 28 مرداد 1395 12:46
چه سحری در تو نهفته که این چنین مرا مجذوب خود کرده ای. هر چه هست , هر چقدر هم از تو دوری کنم باز هم عاشق تو می مانم. باور می کنی دوست دارم طرح پارچه مبلمان خانه ام روزنامه باشد, لباسم نقشی از روزنامه داشته باشد و قاب عکسی از بهترین گزارش هایم که در روزنامه چاپ کرده ام را در اتاقم نصب کنم. دوست دارم اگر خدا روزی دختری به من داد مانتو طرح روزنامه به او هدیه کنم و شاید روزگاری صاحب یک روزنامه باشم با اینکه از دردسرهای آن گریزان هستم. عشق است چه بگویم عاشق که باشی ترس, دشواری و غرور را کنار می گذاری تا به هر قیمتی عشق بازی کنی حتی با دلهره و چه لذتی دارد زندگی با عشق.
(سینا ایرانپور انارکی)
جمعه, 15 مرداد 1395 18:54
سلام
تقدیم به همه دختران سرزمینم
* چشمانت را می بندی یعنی تکیه گاه می خواهی. تکیه گاه که بخواهی یعنی بازوانم باید جایگاه گیسوانت شوند چه کیفی دارد تکیه گاه تو بودن. نگاهم که می کنی غرق نگاهت می شوم چشمانت مرا وعده دریا می دهند مهر نگاهت بی خیالم می کند از همه بدی ها , همه سختی ها. زبان که می گشایی پاسخی ندارم جز اینکه بگویم: " ای جاااانم" تو فقط حرف بزن بگو تا هزار بار جان فدای تو شوم فدای تو که می شوم دلم آرام می گیرد.
هزار عطر که بر تن زنی باز هم عطر وفایت, عطر نجابتت مرا بیشتر سوی تو می کشد. عزیز دل میدانم خسته ای از تبعیض, درمانده ای از پوشش اجباری, دلشکسته ای از زخم زبان ها و نگرانی برای آینده مبهم. مهربان هر چه را از تو گرفته اند یک چیز را تو از خودت دریغ نکن , همیشه دخترانه زندگی کن و ترانه بمان, ترانه که باشی شاد یا غمگین دل همه را می بری همه را عاشق می کنی. تو هر چه باشی ترانه زندگی هستی. تو بی آواز هم ترانه خوان هستی پس در بی صدایی روزهای دشوار هم ترانه بمان تا عشق در سرزمینمان نمیرد. نام تمام دختران سرزمینم را ترانه می گذارم تا اگر همه آواها و صداها را خفه کردند باز هم ترانه با نگاهش با دل پر طپشش آواز عشق بسراید.
تمام روزها روز تو هست "ترانه"*
(دل نوشته ای از: سینا ایرانپور انارکی)
پنج شنبه, 14 مرداد 1395 12:30
کودکی 9 ساله بودم که برای نخستین بار نام خودم را در یک نشریه به تماشا نشستم و ذوق کردم و از معلم و همکلاسی گرفته تا همسایه همه را خبر کردم که ببینید اسمم در مجله چاپ‌شده است. «پوپک» مجله‌ای ویژه کودکان و نوجوانان بود که برایم تبدیل به خاطره‌انگیزترین نام در زندگی‌ام شد. از آن روزها 22 سال می‌گذرد شمارش نکرده‌ام چند هزار بار تاکنون نام من در رسانه‌ها منتشرشده است اما دلم یک‌چیز را خوب می‌شمارد و برای هر بارش می‌تپد، دلم تو را می‌شمارد تو که هر بار که نوشتم خوب یا بد آمدی و گفتی نوشته‌ات را خواندم شاید باورش نکردم، شاید نفهمیدمش اما خواندمش چون تو را و قلمت را باور دارم.
دیگر تماشای نامم دل‌خوشم نمی‌کند هر روز که تو بیایی و کامنتی بگذاری من خوشحالم. روزهایی که نوشته‌هایم بر دلت می‌نشیند روزهای باشکوه زندگی من است روزهایی که خدا به من آموخته در بدترین حال هم که باشم بازهم کنارم هست و بندگانش را به سمتم روانه می‌کند با یک‌کلام ساده من را تا عرش بالا می‌بری و می‌گویی «به دلم نشست » من عاشق به دل نشستن‌های تو هستم این را که می‌گویی پر پرواز به من می‌دهی تا قلم را با دستم نه بادلم بردارم. وقتی می‌گویی حرفت به‌جاست در پوست خودم نمی‌گنجم. انتقاداتت هم دوست دارم چون می‌دانم خبر من را خوانده‌ای ، چه اشتباه از من باشد چه یک اختلاف دیدگاه همین‌که به زبان آورده‌ای یعنی به قلمم به نامم احترام گذارده‌ای.
چه روزهای رؤیایی است که اگر خبری از من به تو نرسد تو خبر از من می‌گیری و می‌گویی پس چرا مطلب جدید نمی‌نویسی؛ آن روزها خودم را بیشتر باور می‌کنم که شاید بودنم برای تو معنا پیداکرده است. آن روزها دیگر من نیستم که می‌نویسم آن روزها خداست که بر من الهام می‌کند که برای تو بنویسم؛ بی‌نام، بی‌ادعا، بی انتظار. من نام تو را مخاطب نمی‌گذارم تو نگار منی، نگاری که خبر برای من به ارمغان آورده است. من نگارنده خبری برای تو هستم و روز من روزهایی است که تو با منی. تنهایم نگذار دلم برای کامنت های داغت برای شیر کردنت برای پیام خصوصی‌ات می‌تپد و قلم‌به‌دست می‌گیرد. امروز را تو به من تبریک نگو من تو را امروز و هر روز می‌ستایم.
تو منتظر نگار و نگار منتظر خبر تو
روزتون پیشاپیش مبارک و جشن امشبتون رویایی
(تقدیم به همه دوستان عزیز خبرنگارم/ نگار خبر/ سینا ایرانپور انارکی)
پنج شنبه, 07 مرداد 1395 11:31
اتاق ایران به‌منظور کمک به فراهم آوردن بسترهای رشد و توسعه اقتصاد کشور، تبادل افکار و بیان آراء و عقاید مدیران صنعتی، معدنی، کشاورزی و بازرگانی به‌موجب وظایف و اختیارات این قانون اتاق بازرگانی و صنایع و معادن جمهوری اسلامی ایران تأسیس می‌شود. اتاق ایران و زیرمجموعه‌های استانی این اتاق بیشتر با این باور توسعه‌یافته‌اند که در یک تعامل مناسب با دولت و سیاستمداران قادر به بهبود شرایط بنگاه‌های اقتصادی خواهند بود. این دیدگاه غالب اعضای هیئت نمایندگان در سراسر ایران است که از اتفاق بزرگ‌ترین نقطه‌ضعف اتاق‌های بازرگانی شناخته می‌شود. اتاق بازرگانی ایده آل به‌عنوان یک‌نهاد و پارلمان خصوصی در درجه نخست باید محلی برای انسجام‌بخشی میان فعالان اقتصادی کشور و رفع موانع درونی بدون دخالت دولت باشد و پس‌ازآن در تعامل با دولت موانع خارج از بنگاه‌ها را در سطح کلان برطرف کند. تحول در ساختار مدیریتی بنگاه‌های اقتصادی و توسعه و ارتقا مدیریت در بخش خصوصی در اتاق‌های بازرگانی امری بسیار مهم‌تر از تعامل با دولت برای کاهش مالیات و دریافت نقدینگی و تسهیلات ارزان‌قیمت است. اگر اتاق‌ها به‌عنوان نماد بخش خصوصی نتوانند بسترساز ارتقا دانش و کیفیت مدیریت در بنگاه‌ها باشند صرف موافقت دولت با خواسته‌های آن‌ها درزمینه های مالیات، بانک، بیمه، ارز و .. کمک چندانی به آن‌ها در بلندمدت نخواهد کرد. ادامه
(تاريخ : پنجشنبه ۷ مرداد۱۳۹۵ | 8:37 | نویسنده : سینا ایرانپور انارکی)
سه شنبه, 22 تیر 1395 23:27
روزهای پرتنش و آشفته اتاق اصفهان از آغاز سال پیش تاکنون ادامه دارد و از قرار اتاق اصفهان و مدیران آن تصمیم ندارند با آینده‌نگری و مبتنی بر نیاز روز اتاق و اعضای آن تصمیم‌گیری و اقدام کنند.  به جرات باید گفت هیئت نمایندگان و مشاوران اتاق اصفهان نسبت به مشکلات واقعی و چالش‌های این نهاد خصوصی در اصفهان آگاه نیستند و اعتقاد دارند اتاق زمانی تقویت می‌شود که اعضای هیئت نمایندگان از یک گروه به گروه رقیب جذب شوند و از سوی دیگر تعاملات سیاسی و تشریفاتی اتاق با سازمان‌ها و نهادهای دیگر افزایش یابد. ادامه
(تاريخ : سه شنبه ۲۲ تیر۱۳۹۵ | 19:32 | نویسنده : سینا ایرانپور انارکی)
یکشنبه, 20 تیر 1395 22:33
اقتصاد اصفهان رو به فروپاشی تیتر و عبارتی بسیار سنگین به نظر می‌رسد که شاید در برداشت نخست مبالغه در وضعیت نابه سامان اقتصادی اصفهان تشخیص داده شود. اما نویسنده بر این باور است که اقتصاد اصفهان طی دو دهه گذشته در سراشیبی سقوط قرارگرفته است و تا سال 1400 شمسی نیز این استان و شهر در صورت ناتوانی در اجرای چند پروژه استراتژیک و دارای اولویت این بار پس از سرمایه گریزی به‌زودی باید منتظر شهروند گریزی از این استان باشد. ادامه
(تاريخ : یکشنبه ۲۰ تیر۱۳۹۵ | 20:55 | نویسنده : سینا ایرانپور انارکی)
شنبه, 05 تیر 1395 22:28
در سال گذشته با انتشار دو یادداشت تلاش کردم پیش از آنکه اتاق اصفهان در پرتگاه سقوط قرار بگیرد نکاتی را به هیات نمایندگان و دبیر کل اتاق بازرگانی اصفهان گوشزد کنم. این یادداشت ها را هر چقدر بازرگانان بی طرف و کسانی که قلبا خواهان پیشرفت اتاق بودند، مورد تائید قرار دادند بر خلاف آنها مدیران اتاق و وابستگان آنها به جای پذیرش نقد، نویسنده را نکوهش و به عنوان های مختلف متهم کردند. رئیس و هیات نمایندگان اتاق اصفهان اکنون بیش از یکسال از فعالیت خود را پشت سر گذاشته و به خوبی واقعیت های پنهان خود را در مدیرت اتاق به اعضا نشان داده اند. سید عبدالوهاب سهل آبادی، رئیس جدید اتاق که از ریاست خانه صنعت، معدن و تجارت به منصب ریاست اتاق اصفهان دست یافته بود کلید خانه را به اتاق آورد غافل از آنکه قفل اتاق کامپیوتری است و با کلید کهنه خانه گشوده نمی شود.
ادامه در http://anaraki.blogfa.com/post/223
(سینا ایرانپور انارکی / جمعه چهارم تیرماه 1395)
سه شنبه, 25 خرداد 1395 21:38
ماجرای حقوق های چند ده میلیونی و چند صد میلیونی مدیران بانکی و بیمه ای شاید امروز رسانه ای شده اما این ماجرا چند دهه است که در ایران جریان دارد.

اتاق خبر - اختلاس نیز که دیگر موضوعی نخ نما شده به حساب می آید برای دولتمردان که هیچ برای مردم نیز تبدیل به یک عادت شده است. در هر دولت قرعه به نام یک نفر در می آید و وی می شود مفسد فی الارض. سال گذشته یکی از اتفاقات جدیدی که رسانه ای شد اشاره صریح وزیر اقتصاد به عدم موافقت و همکاری مدیران رده بالای وزارتخانه برای واگذاری شرکت ها به بخش خصوصی آن هم به دلیل عضویت در هیات مدیره این شرکت ها و برخورداری از پاداش های بی حساب بود.

هر سه موضوع در میان مردم، نمایندگان مجلس و صاحبان قدرت سال هاست که مطرح و در جلسات خصوصی درباره آن سخن رانده شده است اما هر بار یکی از هزاران مفاسد مورد اشاره در برهه ای از زمان به وسیله یک رسانه بر ملا شده است و قوه قضائیه و مجریه پس از آن ورود پیدا کرده اند. پرسش اینجاست که آیا این فسادهای آشکار از دید مسئولان رده بالای کشور پنهان مانده است و آنها آگاهی ندارند و یا خود آنها نیز سهمی در این مفاسد دارند و ترجیح می دهند ساکت بمانند؟ همیشه در تمام دولت ها میزان حقوق رئیس جمهور، وزرا و نمایندگان مجلس مورد پرسش قرار گرفته است و معمولا با یک پاسخ کلیشه ای مواجه بوده ایم و آن هم عضویت مقام مورد نظر در هیات علمی دانشگاه و بسنده کردن وی به حقوق هیات علمی و اگر هم در هیات علمی عضویت نداشته اند حقوقی بین 2 تا 10 میلیون تومان با توجه به سمت فرد اعلام شده است!

چطور ممکن است وقتی مدیر عامل یک شرکت صد درصد خصوصی در ایران با تعداد نیرویی کمتر از 100 نفر حقوق و مزایایی بیش از 10 میلیون تومان دریافت کند و یا اگر خود سرمایه گذار است درآمد سالیانه ای بیش از 500 میلیون تومان داشته باشد اما یک مقام عالی رتبه کشوری با این مبالغ ناچیز به مردم خدمت کند؟ مسئولان کشور یا از مزایایی منحصر به فرد برخوردار هستند که بر حقوق بالا ترجیح دارد و یا مردم را ساده می انگارند؟! در واقعیت هم مردم هیچ کشوری انتظار ندارند مسئولان عالی رتبه به رایگان برای آنها کار کنند بلکه انتظارشان اتفاقا عکس این موضوع است چرا که می خواهند کسانی در قدرت باشند که هم حقوق و مزایای خوب دریافت کنند و هم مدیریتی موثر و کارا را در امور کشور عرضه کنند.

داستان عجیبی است که ما در ایران واقعیت ها را می دانیم در جلسات خصوصی هم به زبان می آوریم اما باز هم دوست داریم خود را ناآگاه نشان دهیم. مردم و مسئولان کشور همگی نسبت به آنچه در جریان است آگاهی دارند اما از قرار با یکدیگر رودربایستی می کنند. تاکنون تعداد فیش های حقوقی که منتشر شده است به تعداد 10 نفر هم نمی رسد اما در ایران هزاران مدیر حقوق و پاداش هایی بسیار فراتر از آنچه شایستگی آن را دارند، دریافت می کنند. تاکنون موضوع حقوق مدیران بیمه و بانک رسانه ای شده است اما کاش فقط این دو نهاد گرفتار چنین شرایطی بودند.

حقوق و پاداش های غیر قانونی و فراتر از انتظار و همچنین تسهیلات با مدت بازپرداخت بیش از 20 سال در تمام مدیران رده بالای دولتی، شرکت های به اصطلاح خصولتی که بسیاری از آنها زیانده نیز هستند به فراوانی مشاهده می شود. همچنین دیر یا زود به غیر از بخش دولتی در نهادهای عمومی همچون شهرداری ها نیز پاداش های غیر قانونی به اعضای شورای شهر و مدیران رده بالای شهری نیز بر ملا خواهد شد. اینها واقعیت هایی بسیار روان و آشکار در جامعه ایرانی است که با وجود آگاهی از آن به سادگی از کنارش گذر کرده و خسارت های فراوانی را وارد ساخته ایم. شاید دور از ذهن نباشد اگر حقوق و مزایای کارکنان و مدیران رده بالا متناسب با عملکردشان تنظیم شود؛ دولت بتواند با سهولت و حتی بیشتر از یارانه نقدی فعلی را به مردم مردم اختصاص دهد.

اکنون چند پرسش اساسی مطرح است: 

1-چرا باید وزیر اقتصاد با وجود آگاهی از عملکرد نادرست مدیران رده بالای وزارتخانه دریاره واگذاری شرکت های دولتی در امر نظارت، تنبیه و حذف مدیران خاطی ناتوان باشد؟

2- آیا روسای جمهور، وزرا و نمایندگان مجلس در دوره های مختلف نسبت به حقوق و مزایای چند ده میلیونی مدیران تاکنون ناآگاه بوده اند که هیچ اقدامی برای اصلاح ساختار صورت نگرفته است؟

3-آیا اکنون که روسای دو قوه دستور جدی برای پیگیری و مجازات مدیران با حقوق های چند ده میلیونی صادر کرده اند این مشکل برای همیشه برطرف خواهد شد و یا باز هم با معرفی تعدادی خاطی و مجازات آنها سایر متهمان این پرونده بزرگ به فراموشی سپرده می شوند؟

4-آیا نظام پرداخت و تنظیم حقوق و مزایای کارکنان دولت در کشور امری دشوارتر از موضوع مالیات است که تاکنون ساختار آن اصلاح نشده است؟ چطور با اجرای نظام جامع مالیاتی دولت به سادگی بخش خصوصی را در پرداخت مالیات آنچنان تحت نظارت قرار می دهد که کوچکترین درآمدهای بخش خصوصی در هنگام مالیات ستانی قابل شناسایی است اما همین دولت خبر ندارد مدیرانش چه اندازه حقوق می گیرند؟

5-چرا رسانه ها هر از گاهی کنترل شده تصویرگر فساد می شوند و چرا مردم با وجود آگاهی واکنشی نشان نمی دهند؟

پاسخ تمام این پرسش ها در دو چیز نهفته: نخست «توسعه زیر پوستی فرهنگ فساد » و دوم اصل« نظارت» است. البته در ایران تمام سازمان ها و نهادها از نبود نظارت اصولی و تخصصی رنج می برند. نبود قدرت نظارتی کافی موجب می شود هر بار در یک دولت فساد به گونه ای جدید و به نام فرد جدیدی مطرح شود در حالی که فساد در تمام نهادهای حکومتی وجود دارد و بسیاری از آنها نیز تحت نظارت دولت نیستند.

فیش های حقوقی بسیاری از نمایندگان مجلس و قضات نیز وضعیت بهتری نسبت به مدیران قوه مجریه ندارد. اما همیشه یا برای مقصر جلوه دادن دولت قبلی و یا برای تخریب دولت فعلی فسادها رونمایی می شوند و هرگز نظام های مدیریتی را هیچ کدام از قوای سه گانه در هیچ دوره ای اصلاح نکرده اند.

مدیران بخش خصوصی کشور هم از این موضوع مستثنی نیستند چرا که اصل نظارت در شرکت های صد در صد خصوصی ایران نیز آنچنان که باید اجرا نمی شود. نبود نظارت بر اتاق های بازرگانی سراسر کشور «مشت نمونه خروار» وجود فساد در بخش خصوصی ایران است.

فساد در ایران به یک نمایش تکراری تبدیل شده است که هر بار بازیگرانش تغییر می کنند اما فیلمنامه همیشه ثابت است. رسانه ها نیز در این نمایش نقش نورپردازی را دارند که باید منتظر دستور تنظیم نور از سوی کارگردان باشند. اما در موضوع توسعه فرهنگ فساد به صراحت باید گفت کشوری که همه افراد از مردم عادی تا مسئول، فساد و محل آن را می دانند مجازات مفسد یک خود فریبی است.

فرهنگ فساد در جامعه ایرانی زیر عنوان حق و حقوق در حال توسعه است و به صورت فراگیر مردم ایران احساس می کنند حق و حقوقشان را بر اساس انصاف و شایستگی دریافت نمی کنند و این نگرش در فرهنگ کشور نهادینه شده است. نبود عدالت اجتماعی خود عاملی قدرتمند برای ترغیب فرد به سوی فساد زیر عنوان حق و حقوق است.

بیشتر افراد در جامعه ایرانی به گونه ای تربیت می شوند که همیشه دچار احساس دست درازی دیگران و به ویژه دولت به حقوق خود هستند و بنابراین زمانی که خود به مقامی دست می یابند اختلاس و یا دریافت حقوق و پاداش های بالا را فرصتی برای پس گرفتن حق از دست رفته خود تشخیص می دهند در حالی که این رفتار، پایمال کردن حقوق دیگران به شمار می رود.

نیش های فیش های حقوقی مدیران خبر از تزریق یک زهر فرهنگی در عمق جامعه می دهد. فساد اقتصادی موجود در جامعه ایرانی ریشه در ضعف های فرهنگی جامعه دارد که با چند اعدام و یا استعفا درمان نمی شود. در کشوری که نمایندگان مجلس آن به عنوان نخبگان سیاسی و وکیل مردم به دلیل حقوق و مزایای خاص برخی از کمیسیون ها از عضویت در کمیسیون فرهنگی پرهیز می کنند باید منتظر رویدادهایی بسیار اسفناک تر از حقوق های ناعادلانه مدیران آن بود. پیشگیری از فساد با اجرای عدالت اجتماعی و بازسازی فرهنگی جامعه ضمن اصلاح ساختار نظارتی تنها پادزهر این زهری است که تا عمق جان جامعه نفوذ کرده است.

(کد خبر: 351295 / تاریخ انتشار: 25 خرداد 1395 - 13:11 / سینا ایرانپور انارکی* نویسنده، خبرنگار اقتصادی و مشاور مدیریت)