امروز: چهارشنبه 27 دی 1396 برابر با 16 ژانویه 2018

پنج شنبه, 07 مرداد 1395 11:31
اتاق ایران به‌منظور کمک به فراهم آوردن بسترهای رشد و توسعه اقتصاد کشور، تبادل افکار و بیان آراء و عقاید مدیران صنعتی، معدنی، کشاورزی و بازرگانی به‌موجب وظایف و اختیارات این قانون اتاق بازرگانی و صنایع و معادن جمهوری اسلامی ایران تأسیس می‌شود. اتاق ایران و زیرمجموعه‌های استانی این اتاق بیشتر با این باور توسعه‌یافته‌اند که در یک تعامل مناسب با دولت و سیاستمداران قادر به بهبود شرایط بنگاه‌های اقتصادی خواهند بود. این دیدگاه غالب اعضای هیئت نمایندگان در سراسر ایران است که از اتفاق بزرگ‌ترین نقطه‌ضعف اتاق‌های بازرگانی شناخته می‌شود. اتاق بازرگانی ایده آل به‌عنوان یک‌نهاد و پارلمان خصوصی در درجه نخست باید محلی برای انسجام‌بخشی میان فعالان اقتصادی کشور و رفع موانع درونی بدون دخالت دولت باشد و پس‌ازآن در تعامل با دولت موانع خارج از بنگاه‌ها را در سطح کلان برطرف کند. تحول در ساختار مدیریتی بنگاه‌های اقتصادی و توسعه و ارتقا مدیریت در بخش خصوصی در اتاق‌های بازرگانی امری بسیار مهم‌تر از تعامل با دولت برای کاهش مالیات و دریافت نقدینگی و تسهیلات ارزان‌قیمت است. اگر اتاق‌ها به‌عنوان نماد بخش خصوصی نتوانند بسترساز ارتقا دانش و کیفیت مدیریت در بنگاه‌ها باشند صرف موافقت دولت با خواسته‌های آن‌ها درزمینه های مالیات، بانک، بیمه، ارز و .. کمک چندانی به آن‌ها در بلندمدت نخواهد کرد. ادامه
(تاريخ : پنجشنبه ۷ مرداد۱۳۹۵ | 8:37 | نویسنده : سینا ایرانپور انارکی)
سه شنبه, 22 تیر 1395 23:27
روزهای پرتنش و آشفته اتاق اصفهان از آغاز سال پیش تاکنون ادامه دارد و از قرار اتاق اصفهان و مدیران آن تصمیم ندارند با آینده‌نگری و مبتنی بر نیاز روز اتاق و اعضای آن تصمیم‌گیری و اقدام کنند.  به جرات باید گفت هیئت نمایندگان و مشاوران اتاق اصفهان نسبت به مشکلات واقعی و چالش‌های این نهاد خصوصی در اصفهان آگاه نیستند و اعتقاد دارند اتاق زمانی تقویت می‌شود که اعضای هیئت نمایندگان از یک گروه به گروه رقیب جذب شوند و از سوی دیگر تعاملات سیاسی و تشریفاتی اتاق با سازمان‌ها و نهادهای دیگر افزایش یابد. ادامه
(تاريخ : سه شنبه ۲۲ تیر۱۳۹۵ | 19:32 | نویسنده : سینا ایرانپور انارکی)
یکشنبه, 20 تیر 1395 22:33
اقتصاد اصفهان رو به فروپاشی تیتر و عبارتی بسیار سنگین به نظر می‌رسد که شاید در برداشت نخست مبالغه در وضعیت نابه سامان اقتصادی اصفهان تشخیص داده شود. اما نویسنده بر این باور است که اقتصاد اصفهان طی دو دهه گذشته در سراشیبی سقوط قرارگرفته است و تا سال 1400 شمسی نیز این استان و شهر در صورت ناتوانی در اجرای چند پروژه استراتژیک و دارای اولویت این بار پس از سرمایه گریزی به‌زودی باید منتظر شهروند گریزی از این استان باشد. ادامه
(تاريخ : یکشنبه ۲۰ تیر۱۳۹۵ | 20:55 | نویسنده : سینا ایرانپور انارکی)
شنبه, 05 تیر 1395 22:28
در سال گذشته با انتشار دو یادداشت تلاش کردم پیش از آنکه اتاق اصفهان در پرتگاه سقوط قرار بگیرد نکاتی را به هیات نمایندگان و دبیر کل اتاق بازرگانی اصفهان گوشزد کنم. این یادداشت ها را هر چقدر بازرگانان بی طرف و کسانی که قلبا خواهان پیشرفت اتاق بودند، مورد تائید قرار دادند بر خلاف آنها مدیران اتاق و وابستگان آنها به جای پذیرش نقد، نویسنده را نکوهش و به عنوان های مختلف متهم کردند. رئیس و هیات نمایندگان اتاق اصفهان اکنون بیش از یکسال از فعالیت خود را پشت سر گذاشته و به خوبی واقعیت های پنهان خود را در مدیرت اتاق به اعضا نشان داده اند. سید عبدالوهاب سهل آبادی، رئیس جدید اتاق که از ریاست خانه صنعت، معدن و تجارت به منصب ریاست اتاق اصفهان دست یافته بود کلید خانه را به اتاق آورد غافل از آنکه قفل اتاق کامپیوتری است و با کلید کهنه خانه گشوده نمی شود.
ادامه در http://anaraki.blogfa.com/post/223
(سینا ایرانپور انارکی / جمعه چهارم تیرماه 1395)
سه شنبه, 25 خرداد 1395 21:38
ماجرای حقوق های چند ده میلیونی و چند صد میلیونی مدیران بانکی و بیمه ای شاید امروز رسانه ای شده اما این ماجرا چند دهه است که در ایران جریان دارد.

اتاق خبر - اختلاس نیز که دیگر موضوعی نخ نما شده به حساب می آید برای دولتمردان که هیچ برای مردم نیز تبدیل به یک عادت شده است. در هر دولت قرعه به نام یک نفر در می آید و وی می شود مفسد فی الارض. سال گذشته یکی از اتفاقات جدیدی که رسانه ای شد اشاره صریح وزیر اقتصاد به عدم موافقت و همکاری مدیران رده بالای وزارتخانه برای واگذاری شرکت ها به بخش خصوصی آن هم به دلیل عضویت در هیات مدیره این شرکت ها و برخورداری از پاداش های بی حساب بود.

هر سه موضوع در میان مردم، نمایندگان مجلس و صاحبان قدرت سال هاست که مطرح و در جلسات خصوصی درباره آن سخن رانده شده است اما هر بار یکی از هزاران مفاسد مورد اشاره در برهه ای از زمان به وسیله یک رسانه بر ملا شده است و قوه قضائیه و مجریه پس از آن ورود پیدا کرده اند. پرسش اینجاست که آیا این فسادهای آشکار از دید مسئولان رده بالای کشور پنهان مانده است و آنها آگاهی ندارند و یا خود آنها نیز سهمی در این مفاسد دارند و ترجیح می دهند ساکت بمانند؟ همیشه در تمام دولت ها میزان حقوق رئیس جمهور، وزرا و نمایندگان مجلس مورد پرسش قرار گرفته است و معمولا با یک پاسخ کلیشه ای مواجه بوده ایم و آن هم عضویت مقام مورد نظر در هیات علمی دانشگاه و بسنده کردن وی به حقوق هیات علمی و اگر هم در هیات علمی عضویت نداشته اند حقوقی بین 2 تا 10 میلیون تومان با توجه به سمت فرد اعلام شده است!

چطور ممکن است وقتی مدیر عامل یک شرکت صد درصد خصوصی در ایران با تعداد نیرویی کمتر از 100 نفر حقوق و مزایایی بیش از 10 میلیون تومان دریافت کند و یا اگر خود سرمایه گذار است درآمد سالیانه ای بیش از 500 میلیون تومان داشته باشد اما یک مقام عالی رتبه کشوری با این مبالغ ناچیز به مردم خدمت کند؟ مسئولان کشور یا از مزایایی منحصر به فرد برخوردار هستند که بر حقوق بالا ترجیح دارد و یا مردم را ساده می انگارند؟! در واقعیت هم مردم هیچ کشوری انتظار ندارند مسئولان عالی رتبه به رایگان برای آنها کار کنند بلکه انتظارشان اتفاقا عکس این موضوع است چرا که می خواهند کسانی در قدرت باشند که هم حقوق و مزایای خوب دریافت کنند و هم مدیریتی موثر و کارا را در امور کشور عرضه کنند.

داستان عجیبی است که ما در ایران واقعیت ها را می دانیم در جلسات خصوصی هم به زبان می آوریم اما باز هم دوست داریم خود را ناآگاه نشان دهیم. مردم و مسئولان کشور همگی نسبت به آنچه در جریان است آگاهی دارند اما از قرار با یکدیگر رودربایستی می کنند. تاکنون تعداد فیش های حقوقی که منتشر شده است به تعداد 10 نفر هم نمی رسد اما در ایران هزاران مدیر حقوق و پاداش هایی بسیار فراتر از آنچه شایستگی آن را دارند، دریافت می کنند. تاکنون موضوع حقوق مدیران بیمه و بانک رسانه ای شده است اما کاش فقط این دو نهاد گرفتار چنین شرایطی بودند.

حقوق و پاداش های غیر قانونی و فراتر از انتظار و همچنین تسهیلات با مدت بازپرداخت بیش از 20 سال در تمام مدیران رده بالای دولتی، شرکت های به اصطلاح خصولتی که بسیاری از آنها زیانده نیز هستند به فراوانی مشاهده می شود. همچنین دیر یا زود به غیر از بخش دولتی در نهادهای عمومی همچون شهرداری ها نیز پاداش های غیر قانونی به اعضای شورای شهر و مدیران رده بالای شهری نیز بر ملا خواهد شد. اینها واقعیت هایی بسیار روان و آشکار در جامعه ایرانی است که با وجود آگاهی از آن به سادگی از کنارش گذر کرده و خسارت های فراوانی را وارد ساخته ایم. شاید دور از ذهن نباشد اگر حقوق و مزایای کارکنان و مدیران رده بالا متناسب با عملکردشان تنظیم شود؛ دولت بتواند با سهولت و حتی بیشتر از یارانه نقدی فعلی را به مردم مردم اختصاص دهد.

اکنون چند پرسش اساسی مطرح است: 

1-چرا باید وزیر اقتصاد با وجود آگاهی از عملکرد نادرست مدیران رده بالای وزارتخانه دریاره واگذاری شرکت های دولتی در امر نظارت، تنبیه و حذف مدیران خاطی ناتوان باشد؟

2- آیا روسای جمهور، وزرا و نمایندگان مجلس در دوره های مختلف نسبت به حقوق و مزایای چند ده میلیونی مدیران تاکنون ناآگاه بوده اند که هیچ اقدامی برای اصلاح ساختار صورت نگرفته است؟

3-آیا اکنون که روسای دو قوه دستور جدی برای پیگیری و مجازات مدیران با حقوق های چند ده میلیونی صادر کرده اند این مشکل برای همیشه برطرف خواهد شد و یا باز هم با معرفی تعدادی خاطی و مجازات آنها سایر متهمان این پرونده بزرگ به فراموشی سپرده می شوند؟

4-آیا نظام پرداخت و تنظیم حقوق و مزایای کارکنان دولت در کشور امری دشوارتر از موضوع مالیات است که تاکنون ساختار آن اصلاح نشده است؟ چطور با اجرای نظام جامع مالیاتی دولت به سادگی بخش خصوصی را در پرداخت مالیات آنچنان تحت نظارت قرار می دهد که کوچکترین درآمدهای بخش خصوصی در هنگام مالیات ستانی قابل شناسایی است اما همین دولت خبر ندارد مدیرانش چه اندازه حقوق می گیرند؟

5-چرا رسانه ها هر از گاهی کنترل شده تصویرگر فساد می شوند و چرا مردم با وجود آگاهی واکنشی نشان نمی دهند؟

پاسخ تمام این پرسش ها در دو چیز نهفته: نخست «توسعه زیر پوستی فرهنگ فساد » و دوم اصل« نظارت» است. البته در ایران تمام سازمان ها و نهادها از نبود نظارت اصولی و تخصصی رنج می برند. نبود قدرت نظارتی کافی موجب می شود هر بار در یک دولت فساد به گونه ای جدید و به نام فرد جدیدی مطرح شود در حالی که فساد در تمام نهادهای حکومتی وجود دارد و بسیاری از آنها نیز تحت نظارت دولت نیستند.

فیش های حقوقی بسیاری از نمایندگان مجلس و قضات نیز وضعیت بهتری نسبت به مدیران قوه مجریه ندارد. اما همیشه یا برای مقصر جلوه دادن دولت قبلی و یا برای تخریب دولت فعلی فسادها رونمایی می شوند و هرگز نظام های مدیریتی را هیچ کدام از قوای سه گانه در هیچ دوره ای اصلاح نکرده اند.

مدیران بخش خصوصی کشور هم از این موضوع مستثنی نیستند چرا که اصل نظارت در شرکت های صد در صد خصوصی ایران نیز آنچنان که باید اجرا نمی شود. نبود نظارت بر اتاق های بازرگانی سراسر کشور «مشت نمونه خروار» وجود فساد در بخش خصوصی ایران است.

فساد در ایران به یک نمایش تکراری تبدیل شده است که هر بار بازیگرانش تغییر می کنند اما فیلمنامه همیشه ثابت است. رسانه ها نیز در این نمایش نقش نورپردازی را دارند که باید منتظر دستور تنظیم نور از سوی کارگردان باشند. اما در موضوع توسعه فرهنگ فساد به صراحت باید گفت کشوری که همه افراد از مردم عادی تا مسئول، فساد و محل آن را می دانند مجازات مفسد یک خود فریبی است.

فرهنگ فساد در جامعه ایرانی زیر عنوان حق و حقوق در حال توسعه است و به صورت فراگیر مردم ایران احساس می کنند حق و حقوقشان را بر اساس انصاف و شایستگی دریافت نمی کنند و این نگرش در فرهنگ کشور نهادینه شده است. نبود عدالت اجتماعی خود عاملی قدرتمند برای ترغیب فرد به سوی فساد زیر عنوان حق و حقوق است.

بیشتر افراد در جامعه ایرانی به گونه ای تربیت می شوند که همیشه دچار احساس دست درازی دیگران و به ویژه دولت به حقوق خود هستند و بنابراین زمانی که خود به مقامی دست می یابند اختلاس و یا دریافت حقوق و پاداش های بالا را فرصتی برای پس گرفتن حق از دست رفته خود تشخیص می دهند در حالی که این رفتار، پایمال کردن حقوق دیگران به شمار می رود.

نیش های فیش های حقوقی مدیران خبر از تزریق یک زهر فرهنگی در عمق جامعه می دهد. فساد اقتصادی موجود در جامعه ایرانی ریشه در ضعف های فرهنگی جامعه دارد که با چند اعدام و یا استعفا درمان نمی شود. در کشوری که نمایندگان مجلس آن به عنوان نخبگان سیاسی و وکیل مردم به دلیل حقوق و مزایای خاص برخی از کمیسیون ها از عضویت در کمیسیون فرهنگی پرهیز می کنند باید منتظر رویدادهایی بسیار اسفناک تر از حقوق های ناعادلانه مدیران آن بود. پیشگیری از فساد با اجرای عدالت اجتماعی و بازسازی فرهنگی جامعه ضمن اصلاح ساختار نظارتی تنها پادزهر این زهری است که تا عمق جان جامعه نفوذ کرده است.

(کد خبر: 351295 / تاریخ انتشار: 25 خرداد 1395 - 13:11 / سینا ایرانپور انارکی* نویسنده، خبرنگار اقتصادی و مشاور مدیریت)

شنبه, 22 خرداد 1395 10:50

نمی دونم نماز می خونی یا نه، نمی دونم می تونی روزه بگیری یا نه، نمی دونم دیروز دلت کجا بود و فردا فکرت کجاست ولی می دونم خدا را دوست داری. من که نمازم قضا شد، برای سحری هم خواب بودم، روزه ام هم شاید نتونم بگیرم مثل روزای گذشته.
اما امروز آرومم، می خوام آروم هم به پایان ببرم. دیروز هم فال گرفتم هم استخاره، هم خوب اومد هم بد، هم گناه داشتم هم بی گناه بودم، هم مالم رو صدقه دادم هم هدر؛ اما امروز بی فال و بی استخاره خوبم. من فقط صبح که بیدار شدم یک آرزو کردم ، آرام باشم و آرامش بخش. خدایا هر چی می خوای بدی، بده. هر چی می خوای بگیری، بگیر اما آرامش را از هیچکس نگیر.
راستی خدا جون اگر آرامشم را گرفتی ایمانم را اگر ندارم به من هدیه کن و هیچوقت از من نگیر.
روزتون سرشار از آرامش
(سینا ایرانپور انارکی)

چهارشنبه, 19 خرداد 1395 11:37

سال های دور، کودکی اش را دوست داشتم
گونه هایی درشت ، پوستی سفید و چشمانی درخشان
شیرین زبان و دلبر
کودک بود و شیطنتش هایش او را زیباتر می کرد
دوستش داشتم اما فصل رویشش را بی خبر بودم
قدم کوتاه بود به پنجره نمی رسید و بیشتر صدایش را می شنیدم
اندک اندک قد کشید و من ذره ذره بزرگ شدم
او کودک ماند و دلبر
من سپید موی شدم و موقر
هنوز هم مثل همان کودکی اش دلبری می کند
و من حسرت به دل، نه کودکی ام را با او قسمت کردم  و نه در بزرگسالی با او همنشین شدم
اکنون بهار رو به پایان و تابستان رو به آغاز است
یعنی فصل رویش شقایق
از بهار تا تابستان باید یک عمر فاصله باشد تا فصل شقایق ماندگار شود و من امیدوار

(تاريخ : سه شنبه ۱۸ خرداد۱۳۹۵ | 14:13 | نویسنده : سینا ایرانپور انارکی)
جمعه, 31 ارديبهشت 1395 22:30
منو نمی خواست، آخه خیلی ضعیف و زشت بودم
هر چی گفتم گفت نه
هر چی گفت گفتم به چشم
اما بازم شرط گذاشت
گفت دلت مال من، گفتم مال تو
گفت مهرت مال من ، گفتم مال تو
گفت نگاهت مال من گفتم مال تو
گفت دروغ می گی
گفتم چه جوری ثابت کنم
گفت نمیدونم
گفتم قیمت بزار می دونم قیمت نداره، اما قیمت بزار
گفت جون می خوام، گفتم جونم مال تو
گفت دروغ می گی
گفتم چی گرو بزارم تا باور کنی؟
گفت عاشق، عشقش رو گرو میزاره
گفتم عشقم گرو وجودت
گفت حرف کو تا عمل!
گفتم می نویسم امضا می کنم
گفت خیلی ها نوشتن و یادشون رفت
گفتم شاهد می یارم سند می زنم
گفت عشق را با سند و قانون مطالبه نمی کنن
گفتم نمی رم هر کاری بگی می کنم
گفت نری در می مونی درمونده میشی
گفتم درمان درد تویی
گفت اسیر میشی
گفتم با تو آزادم با تو رهام با تو پر پرواز دارم با تو زنده ام، نگو برو
برو دلت کوچیکه کم می یاری، می شکنی،  برو
گفتم بمیرم هم نمی رم نمی رم، نگو
گفت بی معرفت التماست کردم نری اما رفتی حالا می گم برو نمیری
حالا نمیری که کمرم شکسته
حالا نمیری که جونی به تن نمونده
حالا نمیری که دلم پوسیده
حالا نمیری،! برو، برو نمون می سوزی
گفتم نه نمی رم، بزار یه بار دورت بگردم
گفت من که دیگه بر و رویی ندارم که دورم بگردی، نمی خوام برو
گفتم بزار بوت کنم
گفت من که دیگه عطری ندارم
گفتم از بارون خواهش می کنم به باره، از خورشید می خوام بتابه
گفت نمیشه نمی تونی، بشه هم دیگه فایده نداره
گفتم اگه عشقم واقعی باشه میشه می تونم، فقط یه قولی باید بدی
قول! چه قولی؟
اگر بارون بارید و آفتاب تابید، بزاری دور سرت بگردم، بزاری ببوسمت
گفت آخه تو که پر نداری به سرم نمیرسی
گفت تو بخوای من پرواز می کنم
گفت باشه، ولی فقط یک بار، فقط یک بار
ابر بارید، قد برافراشت
 خورشید تابید، سر برگرداند رو به آفتاب
چشم هایش را گشود
دیگر از پیله خبری نبود
شاپرکی زیبا بر دور گل چرخید، بوسه بر گل زد و سوی آسمان پرکشید
گل ماند و جوانه ای که از شاپرک بر دلش مانندگار شد

تقدیم به همه گل های زندگیمون
توضیح: زندگی پروانه ها چه در مرحله لاروی و چه در مرحله بلوغ به گیاهان وابسته است. آن ها می دانند اگر گیاهان نباشند حیاتشان رو به فناست. به همین دلیل هیچگاه در خوردن شهد اسراف نمی کنند و هر بار که روی گلی می نشینند گرده آن گل را به گل های دیکر منتقل می کنند تا گل بتواند "دانه" تولید کند. جالب آن است تعداد گل هایی که گرده هایشان توسط حشرات منتقل می شود ده ها برابر نیاز حشره به شهد گل است. چقدر خوبه ما آدما هم تو رابطه از گل و پروانه درس بگیریم. گاهی باید بریم بگذریم تا چیزی از ما ماندگار بشه.

(جمعه 31 اردیبهشت 1395، سینا ابرانپور انارکی)