امروز: شنبه 02 تیر 1397 برابر با 23 جون 2018

سه شنبه, 12 ارديبهشت 1396 12:45
بی تردید معلمی شبیه ترین شغل دنیا به پیامبری است؛ پیامبری که هدایت فرزندان سرزمینش و درخشش آنان در آینده تمام افتخار اوست. معلم ها خود نمی دانند که چگونه زندگی یک انسان را می سازند آن هم با یک جمله با یک نگاه با یک تشویق ساده. هرگز از زیاد نمی برم آقای سید عبدالکریم صدری معلم انشا خودم در سال دوم راهنمایی شهید مطهری انارک که چگونه من را عاشق نوشتن کرد. نام من را هر هفته آخر کلاس صدا می زد یک نمره ۲۰ در دفتر کلاسی می گذاشت و می گفت سینا بخون نخوانده به نوشته های من اعتماد داشت و نمی دانست سینا ۲۰ سال بعد جرات پیدا می کند خود را نویسنده بخواند. نمی دانم کجاست هر کجا هست آسمان زندگی اش پر از نور الهی باشد.
دوست دارم تاثیرگذارترین معلمان و اساتید دوران تحصیلم را اینجا معرفی کنم. مدیر دبستان فرخی انارک:مرحوم محمد علی عربی،کلاس اول: معصومه طالبی، کلاس دوم: منیره یعقوبی، کلاس سوم:فاطمه ذکریایی، کلاس چهارم: حسنقلی اشرف، کلاس پنجم: محمود توکلی، مدیر مدرسه راهنمایی شهید مطهری:میرزا محمد ایراندوست، دبیر پرورشی: یداله طالبی،دبیر ریاضی: عباسعلی نجفیان،دبیر عربی: آقای اکبری،دبیر تاریخ: محمود بقایی نیا،مدیر دبیرستان شهید باهنر انارک:حسین اناری،دبیر زیست شناسی: مرتضی غفرانی(همچنان هم دوست هست هم استاد )، دبیر شیمی:مهدی شبانی، دبیر ادبیات: آقای پوربافرانی. مقطع لیسانس: استاد درس های مدیریت تولید و مدیریت تعمیر و نگهداری: شهرام کرمی(همچنان هم دوست هست هم استاد)، ریاضی و آمار: عباس علوی شاد، پژوهش عملیاتی: مجتبی آقاجانی، اصول حسابداری: حسین ادیب، حسابداری صنعتی: فرید الدین علامه حائری. مقطع فوق لیسانس: درس مدیریت تحول: احمد ودادی. اساتید روزنامه نگاری: مرحوم محمد رضا ثقفیان، مهناز عرب، امیر اکبری، هادی نعمت الهی، محمد صادق جنان صفت. استاد تحقیقات بازار: علی صفامهر.
اینها نام هایی هستند که در دل و ذهن من تا زنده هستم زنده می مانند. هر کجا هستند خداوند پشت و پناهشان باشد. روز معلم بر همه پیامبران دوران مبارک.
(سه شنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۶ ] [ 1:36 ] [ سینا ایرانپور انارکی]
پنج شنبه, 07 ارديبهشت 1396 22:22
برکناری مرتضی سقائیان نژاد، شهردار سابق اصفهان آن هم پس از 12 سال سکانداری کرسی شهرداری یکی از رویدادهای مهم چهارمین دوره شورای شهر اصفهان بود. برکناری شهردار با نفوذ اصفهان از یک‌سو و تغییر ریاست شورای شهر در همان ابتدای دوره از عباس حاج رسولی به رضا امینی حکایت از انجام اصلاحات اساسی در مدیریت شهری اصفهان داشت. انتصاب مهدی جمالی نژاد بر کرسی شهرداری اصفهان به همان اندازه که عده‌ای را به وجد آورد عده‌ای دیگر را از تجربه کم این مدیر جدید دچار نگرانی کرد.
پس از امپراتوری سقائیان نژاد به عنوان یک مدیر شهری توانمند که بسترساز اجرای بسیاری از  پروژه‌های بزرگ عمرانی در کلان‌شهر اصفهان شده بود؛ پذیرش مسئولیت شهرداری کار آسانی نبود. مهدی جمالی نژاد باوجود جوانی و تجربه کم ثابت کرد قادر است یک شورای شهر کم‌تجربه و دوقطبی را با خود همسو کند. جمالی نژاد بسیار آگاه بود که با کاهش چشمگیر درآمد شهرداری اصفهان و بحران‌های سیاسی شهر سیاست زده اصفهان در این پست باقی نخواهد ماند مگر رفیق گرمابه و گلستان همه بزرگان شهر شود.
شهردار جدید اصفهان برخلاف شهردار سابق تخت امپراتوری را کنار گذاشت و هر چه بزرگان شهر گفتند وی تعظیم کرد. شهردار شد پای ثابت جلسات شورای شهری که سقائیان نژاد اصلاً برای آن ارزشی قائل نبود. زرگرپور استاندار اصفهان را ستود و استاندار هم متقابلاً.
نمایندگان مجلس هم در برابر تواضع و حرف‌شنوی جمالی نژاد وی را گزینه‌ای مناسب برای دستیابی به اهداف خود دانستند. شهردار جدید اصفهان باید محبوب سرمایه‌داران این شهر نیز باشد تا پروژه‌ها در این روزهای کم‌درآمد شهرداری بر زمین نماند؛ پس به دست‌بوسی بزرگان اتاق بازرگانی اصفهان هم رفت و شد عزیز دل سرمایه‌داران از همه‌جا مانده و در حال ورشکستگی که توافق و همکاری با شهرداری اصفهان می‌توانست برای هر دو آن‌ها راهگشا باشد.
بدین ترتیب شهردار اصفهان شهر را فتح کرد و امپراتوری سقائیان نژاد در هم شکست. جمالی نژاد برای ماندن باید همه را راضی نگه دارد و برای پیشرفت باید چهره‌ای متفاوت از یک مدیر شهری را به نمایش بگذارد و داستان از اینجا به بعد اوج می‌گیرد. یک نمایش بی‌نظیر که می‌تواند همه نگاه‌ها را به‌سوی اصفهان جلب کند. جمالی نژاد بدون تردید کارگردان خوبی است چرا که برای فروش نمایش خود رسانه‌های شهر را نیز با خود همسو کرده است تا منتقدی باقی نماند.
"اصفهان شهر دوچرخه" نخستین طرح شهردار جدید اصفهان است. بازگشت به گذشته و ترویج فرهنگ  دوچرخه‌سواری در شهر دوچرخه یعنی اصفهان. هم نوستالژی دارد هم با رویکردهای نوین مدیریت شهری همسو است. طرح ایستگاه‌های دوچرخه اگرچه در زمان سقائیان نژاد اجرایی شده است اما جمالی نژاد این طرح را تا اندازه یک طرح ملی بر سر زبان‌ها می‌اندازد و ضمن افزایش تعداد این ایستگاه‌ها، برند شهری اصفهان روی موضوع شهروندان دوچرخه‌سوار تقویت می‌شود.
شهر گرفتار ترافیک وحشتناک و آلودگی دردناکی است. تونل مترو پیشرفت آنچنانی ندارد و اتوبان‌های اطراف شهر دیگر با خیابان‌های پر ترافیک تفاوت آنچنانی ندارند. مهدی جمالی نژاد برگ دیگری را برای قرار گرفتن در صدر اخبار رو می‌کند.
 "سه‌شنبه‌های بدون خودرو" این طرح آنقدر سر و صدا به پا می‌کند که اجرای آن در شهرهای دیگر و به  عنوان یک طرح ملی بر سر زبان‌ها می‌افتد. خیابان چهارباغ عباسی که نیمی از آن به دلیل حفر تونل مترو بن‌بست شده است با اجرای طرح سه‌شنبه‌های بدون خودرو کامل بسته می‌شود تا ترافیک خیابان‌های هم‌جوار آن افزایش یابد اما شهردار اصفهان هر روز معروف‌تر می‌شود.
این آغاز یک ایده زیبا اما پر چالش است؛ چهارباغ عباسی پیاده‌رو می‌شود. چه بسیار افراد که بابت این طرح و ایده هوراها برای جمالی نژاد کشیدند و آفرین آفرین گفتند تا قند در دل شهردار جدید اصفهان آب و اندکی به شکل‌گیری امپراتوری خود در شهر امیدوار شود.
اعضای شورای شهر اصفهان که برکناری سقائیان نژاد را کاری بزرگ می‌دانستند و با حذف وی به خود  می‌بالیدند با اقدامات جمالی نژاد فرصت را غنیمت دانسته و بازار سلفی گرفتن سر طرح‌های شهردار جدید بسیار داغ شد. یک پای ثابت تمام طرح‌های کوچک و بزرگی که در شهر گشایش می‌یافت اعضای بی‌خاصیت شورای شهر اصفهان بودند. اعضایی که به‌جای بررسی و تحلیل نقاط قوت و ضعف شهرداری و مدیریت شهری و بهره‌گیری از مشاوران دارای تخصص برای دستیابی به راهکارهای قانونی جهت توسعه شهر کارشان شده بود حضور در مراسم‌ها، افتتاح‌ها، ملاقات پیشکسوتان ورزشی و بسیاری از اموری که فقط وقت‌گذرانی بود و بس.
"هر هفته چند افتتاح" حرکت دیگری بود که باهدف رویداد سازی در شهرداری اصفهان کلید خورد.  رسانه‌های شهر ذوق‌زده شدند و خبرنگارهای خود را بسیج کردند که مبادا از این رویداد آگهی ساز غفلت شود. از خاطرم نمی‌رود روزگاری را که سقائیان نژاد بابت خرید رسانه‌های شهر مورد انتقاد بود اما خبر نداشت پس از خودش کسی بر این صندلی تکیه خواهد زد که رسانه‌ها را نه‌تنها می‌خرد بلکه کاملاً با خود همسو می‌کند.
هزینه آگهی و رپرتاژ آگهی‌ها در این دوره دو چندان می‌شود و رسانه‌ها فراموش کرده‌اند که شهر در  حال خفه شدن است؛ رسانه‌ها از یاد بردند که اصفهان بیش از رویداد نیازمند تدبیر و عقلانیت در مدیریت شهری است. رسانه‌ها یا نمی‌دانستند یا نخواستند بدانند که نصف جهان حتی یک خیابان استاندارد ندارد با تأکید می‌گویم در هیچ دوره‌ای از شهرداران و شوراهای شهر اصفهان حتی یک خیابان استاندارد ساخته نشده است.
شهر خلاق اصفهان با مدیرانی عقب‌مانده به‌جای آنکه راهکارهایی جدید برای دستیابی به درآمدهای پایدار شهری طراحی کند تمام خلاقیت اعضای شورای شهر و شهردارش طراحی بسته تخفیف برای فروش تراکم در این شهر پر تراکم بود!
جمالی نژاد هر روز طرحی نوین برای شهر داشت و مشاورانش خوب می‌دانستند این شهردار نوپا پا نمی‌گیرد مگر مثل بادکنک آن را باد کنند. این بار نوروز فرصت اجرای ایده جدید مدیریت شهری بود.
 قواره‌ای نو برای شهر اصفهان دوختند؛ قواره‌ای زیبا  برای شهروندان ظاهربین. نزدیک عید دیوارهای شهر با قراردادی چند میلیاردی در اختیار دانشجویان هنر قرار گرفت. هنرمندانی که سهم ناچیزی از قرارداد میلیاردی شهرداری و دانشگاه داشتند اما تمام سختی کار با آنها بود تا شهردار و شورای شهر همه جا از زیبایی شهر سخن بگویند و استاندار هم با گفتن جمله چهره شهر متحول شده است مهر تائید پای عملکرد مدیران شهری زد.
دیوارهای شهر نقاشی شدند و نمادها بر سر چهارراه‌ها و میدان‌ها نشستند تا مردم شهر در ترافیک بی‌پایان شهر که امیدی به پایانش نداشتند به تماشای نقش و نگار بنشینند و در دل خود بگویند عجب شهردار خوبی، شهر را برایمان کرده نگارخانه! شهر زیبا شد اما بر تعداد مبل‌ها و نیمکت‌ها افزوده نشد؛ شهر زیبا شد اما در جستجوی یک سرویس بهداشتی باید تمام شهر را زیر پا بگذاری؛ شهر زیبا شد اما باید همانند ماهی در آکواریوم من و شما هم در خودرو با شیشه‌های بسته در و دیوارهای را به نظاره بنشینیم و فراموش کنیم که این شهر پارکینگ کافی ندارد.
شهر زیبا شد اما مردم جایی برای ماندن در این شهر ندارند. جای خالی هنر معماری، جای خالی طراحی استاندارد، جای خالی ایمنی و بهداشت، جای خالی محیط‌های تفریحی و جای خالی مدیری که دلش برای مردم بسوزد نه برای امپراتوری که می‌تواند داشته باشد و نباید از دست بدهد بدجور خالی است.
اقتصاد شهر واژه‌ای است که مدیران شهری اصفهان درکی از آن ندارند و در هر زمینه که مدعی  باشند در این حوزه برای نمایش هم هیچ اقدامی نکرده‌اند. مشاغل شهری از رونق افتاده‌اند و بستر کارآفرینی شهری نیز به هیچ‌وجه فراهم نیست. مغازه‌ها و فروشگاه‌ها یکی پس از دیگری تعطیل می‌شوند و مجتمع‌های تجاری رونقی ندارند. تمام حرف شورا و شهردار در اقتصاد، گردشگری است و شادمان هستند از افزایش گردشگر خارجی و داخلی در نوروز اما خوب می‌دانند این رشد گردشگر مقطعی است و ربطی به اقدامات آنها ندارد.
این شهر چگونه شهر دوچرخه‌ها شود در حالی که مسیر دوچرخه‌سواری در هیچ خیابانی طراحی نشده است؟ دوچرخه هوا را تازه نمی‌کند اکنون جان مردم این شهر را در میان آهن‌پاره‌ها می‌ستاند.
این شهر چگونه شهر خلاق نام‌ گرفته است در حالی که هیچ خیابان و محیط مناسبی برای تردد معلولان و جانبازان ندارد اما تا دلتان بخواهد هر هفته شهردار آن پروژه‌ها افتتاح می‌کند!
این شهر چگونه شهر شادمانی و نشاط می‌شود در حالی که مراکز تفریحی‌اش از تعداد انگشتان دو دست تجاوز نمی‌کند! هر بار شهروندانش از خود باید بپرسند کجا برویم و سرانجام تمام تفریحشان می‌شود سیتی سنتر!
این شهر چگونه نصف جهان است در حالی که میراث فرهنگی خود را به لودرها سپرده است تا از روی آن رد شوند تا برای من و شما خیابان و میدانی جدید بسازند چرا که قادر به نگهداری میراث به جا مانده نیستند.
این شهر چگونه قطب گردشگری است در حالی که تمام مردم آن برای تفریح سیتی سنتر را بر می‌گزینند؟! شهری که حتی زیر ساخت آماری مناسب برای محاسبه تعداد گردشگران و برنامه‌ریزی برای پاسخگویی نیازهای آنها ندارد. یک هتل پنج ستاره واقعی و رانندگان تاکسی آموزش دیده در اختیار ندارد.
این شهر نه زیباست و نه خلاق، این شهر دیگر شهر شیخ بهایی نیست. اینجا امپراتوری مدیران عقب افتاده‌ای است که تشنه قدرت و شهرت هستند و بس. اینجا اصفهان نیست پاتوق سیاست‌مداران سیاست زده است. اما خاطرمان باشد این شورای بی تخصص و شهردار بی‌تدبیر را من و شما انتخاب کرده‌ایم؛ یادمان باشد خوب هم یادمان باشد.
(چهارشنبه ۶ اردیبهشت ۱۳۹۶ / 21:39 / سینا ایرانپور انارکی - روزنامه نگار و کارشناس ارشد مدیریت اجرایی)
لطفا در انتشار این یادداشت همراه با ذکر منبع در شبکه های اجتماعی بنده را مورد حمایت قرار دهید.
شنبه, 02 ارديبهشت 1396 18:10
انارک نیوز - من مغرور، خسته، عصبی و عجول اما همیشه با پشتکاری که داشته ام عیب هایم را پوشانده ام. سال ۹۴ و ۹۵ خدا چنان مرا زمین گیر کرد که غرورم شکست. من ماندم و یک دنیای کثیف، زشت و بی ارزش. هر روز عصبی تر هر روز بدتر از دیروز اما نمی دانم چرا در دلم امید نمرد. در اوج درماندگی آیه هایش را خواندم عجیب وصف حالم بود و چه معجزه گر مرا هدایت کرد. شعر، موسیقی، قدم زدن های بی پایان، عکاسی،نوشتن های شوق انگیز و چای خوش عطر شدند شادی روزهای پر تلاطم زندگی من و چقدر عجیب من بی تفاوت شدم و چه لذتی پیدا کرد زندگی. هیچ چیز را فراموش نکردم، هنوز هم زخم های قلبم مرهم نیافته اند اما دنیا را با خوب و بدش پذیرفتم و ایمان آوردم خدا در روزهای سخت بیشتر مراقب من است. روزهای سخت را پشت سر گذاشتم و امیدوار بودم سال ۹۶ را فقط با چالش انتخابات شورای شهر اصفهان شروع خواهم کرد اما از قرار خدا خیلی دوستم داشت و چالشی سخت را برایم خلق کرد؛ اندکی گریستم اما چه زود بی تفاوت شدم از قرار خدا دارد من را تمرین می دهد برای روزهای سخت تر و من هر روز قویتر می شوم. واقعیت را پذیرفتم
من تسلیم نمی شوم؛ این ها بازی خداست فقط من باید صبورتر شوم. سال هاست دعایم سر سجاده نماز درخواست ایمان و صبر است و چقدر صبورانه مرا صبور پرورش می دهد. چقدر پر طاقت شده ام چقدر بی تفاوت؛ آرامشم را به هیچ قیمتی نفروختم خیلی ها خریدارم شدند اما من فروشنده نبوده ام، نیستم و نخواهم بود. گوهری بس گران قیمت در درون خود یافته ام که آن را هرگز نخواهم فروخت نه به مقام نه پول و نه شهوت. آرامم آرام آرام با آنکه تمام داشته هایم همان شعر و موسیقی و دوربین و کاغذ و قلم است؛ داشته هایی که قیمت ندارند. هیچ نمی خواهم جز آرامشی که تو برایم مهیا ساخته ای و از آن که حرف میزنم بندگانت یا مرا دیوانه می خوانند یا حسرت به دل می شوند که چرا سختی ها بی طاقتش نمی کند. من خوشبختم با همه داشته ها و نداشته هایم. من در باشگاه انسان سازی خدا ثبت نام کرده ام و یک مربی بیشتر ندارم تا اینجا یاد گرفته ام بی تفاوت باشم و امیدوار اما از پشتکارم کاسته نشود. راستی نمی دانستم در این دنیای کثیف آدم های فرشته صفت کم نیستند حالا که کار خود را به خدا سپرده ام فرشته های زمینی اش را بیشتر کنار خود می یابم. من به خدا ایمان دارم و این روزها دیگر برایم سختی معنا ندارد هر چه از دوست رسد نیکوست. مطمئنم خدا خیلی دوستم دارد که نمی گذارد اشک های سر سجاده ام تمام شود و من ایمان دارم این اشک ها نجاتم می دهد. بی تفاوتم به همه سختی ها به همه بدی ها و امیدوارم به بزرگی خدا.
من تسلیم نمی شوم این ها بازی خداست فقط من باید کمی صبورتر باشم.
(سینا ایرانپور انارکی)
جمعه, 01 ارديبهشت 1396 11:49
تا خود فکندم در دامن دل
الوده گشتم بر عشق عاجل
امدبه قلبم این ایه نازل
بیچاره این دل بیچاره این دل
باید چه سازم ای نازنینم
تا کی به یادت تنها نشینم
افسار دل را من کرده ام ول
بیچاره این دل بیچاره این دل
گیسو پریشان افکنده بر دوش
او خورده باده من مست ومدهوش
در عرش اعلا او کرده منزل
بیچاره این دل بیچاره این دل
تابش دهد دل یک تارگیسو
گاهی ازاین سو گاهی از ان سو
عقل من ای مه گردیده زایل
بیچاره این دل بیچاره این دل
گفتم تو مارا دیوانه کردی
بر من نگاهی رندانه کردی
دانستم انگه دل را چه حاصل
بیچاره این دل بیچاره این دل
این دورهستی دارد کم وبیش
مارا میازار دیگر تو از خویش
دل بر تو باشد ای دوست مایل
بیچاره این دل بیچاره این دل
جانا مرنجان قلب حزینم
در عشق و مستی من بهترینم
از عاشق خود گشتی تو غافل
بیچاره این دل بیچاره این دل
گفتم بیاسا. با ما نگارا
بر حال ما کن یکدم مدارا
گفتی رها کن این عشق باطل
بیچاره این دل بیچاره این دل
رو سوی یاری بیگانه کردی
ما را رفیق پیمانه کردی
دل را نباشد عشق تو شامل
بیچاره این دل بیچا ه این دل
از دیده بارد اشک ندامت
دیدار ما شد روز قیامت
عهد من و دل گردیده مشکل
بیچاره این دل بیچاره این دل
من با رجایی خوکرده بودم
حرف دلم را رو کرده بودم
گفتا به من او ای مرد عاقل
بیچاره این دل بیچاره این دل
(تقدیم به دوستان بزرگوار خودم محمد رجایی انارکی(رجا))
پنج شنبه, 31 فروردين 1396 12:09
صنایع پتروشیمی و شیمیایی حلقه‌های یک زنجیره بزرگ و دارای ارزش‌افزوده فراوان هستند. این زنجیره با حذف هر یک از حلقه‌ها منجر به نابودی دیگری می‌شود. ایران به دلیل برخورداری از نفت و گاز در هر دو بخش برای تولید و توسعه دارای مزیت رقابتی است و بدون تردید این دو صنعت به‌عنوان بخش فرآوری مواد نفتی از جایگاه ارزنده‌ای در رشد تولید ناخالص ملی برخوردار هستند. در صنعت پتروشیمی، ارزش‌افزوده واقعی مطابق آمارهای جهانی به تکمیل زنجیره ارزش و ایجاد صنایع پایین‌دستی پیوند خورده است و این یعنی بخش بزرگی از ارزش‌افزوده، مربوط به تولید محصولات پایین‌دستی است که نزدیکی بیشتری به بازار مصرف نهایی دارند. در سال‌های اخیر سیاست‌گذاری‌های کلان کشور در چگونگی عرضه مواد اولیه و نرخ‌گذاری خوراک یک تهدید جدی برای زنجیره بزرگ صنایع پتروشیمی و شیمیایی کشور به شمار می‌رود.
سایت بهین یاب انتظارات را برآورده نکرده است:  تأمین مواد اولیه در صنایع شیمیایی کشور یکی از موانع بزرگ در راستای توسعه این صنعت شناخته می‌شود. اکنون بیشتر صنایع شیمیایی در زمینه‌های مختلف تولیدی برای تأمین مواد اولیه و یا گازهای تولیدشده در پتروشیمی‌ها همانند اتیلن اکساید و ... با محدودیت عرضه و قیمت بالا مواجه هستند.
محصولات پایین‌دستی صنایع شیمیایی کشور با ادامه این روند در عرضه مواد اولیه به دلیل قیمت پایین محصولات مشابه وارداتی به‌زودی از یک تولیدکننده به واردکننده محصولات شیمیایی در کشور تبدیل می‌شوند. از یک‌سو سایت بهین یاب که باهدف تسهیل فرآیندهای اداری و افزایش شفافیت در وزارت صنعت، معدن و تجارت طراحی و ایجاد شد همچنان با محدودیت‌های فراوانی در دریافت و ثبت اطلاعات مواجه است و به‌جای کاهش فرآیند اداری تمام امور دریافت مجوزها را دچار یک پروسه طولانی و دردسر ساز کرده است.
کارشناسان وزارتخانه نیز قادر به رفع موانع موجود در سایت بهین یاب و پاسخگویی به موقع نیستند و از این رو دریافت یک مجوز و گاهی حتی ثبت درست یکسری اطلاعات در این سایت ماه‌ها یک فعالیت تولیدی را به تعویق می‌اندازد.
بورس کالا به عرضه منصفانه مواد اولیه کمکی نمی‌کند: ماهیت راه‌اندازی و توسعه بورس کالا افزایش شفافیت در عرضه و قیمت‌گذاری مناسب است اما در مواد اولیه صنایع شیمیایی، بورس کالا با وجود رانت و محدودیت‌های قانونی از یک‌سو و رفتار سودجویانه پتروشیمی‌ها از سودی دیگر نیازهای صنایع پایین‌دستی برآورده نمی‌شود.
تولیدکنندگان کوچک و متوسط در صنایع پایین‌دستی معتقدند مواد اولیه‌ای که از طریق بورس کالا عرضه می‌شود، پاسخگوی نیاز آن‌ها نیست و از سوی دیگر قیمت برخی محصولات در بازارهای داخلی آن‌قدر بالاست که تولیدکننده قدرت خرید این مواد را ندارد و یا افزایش قیمت تمام‌شده کالای تولیدی را به همراه خواهد داشت.
پتروشیمی‌ها با توجه به اهمیت صادرات و جذابیت‌های موجود در بازار صادراتی خوراک خود را باقیمت پایین‌تر در بازار هدف عرضه می‌کنند و بدین ترتیب صنایع پایین‌دستی قادر به عرضه محصولات تولیدی به قیمت و کیفیت مناسب نخواهند بود و در برابر محصولات وارداتی از بازار حذف و در بسیاری موارد ناگزیر به ترجیح واردات بر تولید داخلی می‌شوند.
ثبات نرخ مهم‌ترین راهبرد برای توسعه است: تعیین نرخ خوراک هر سال چالش بزرگ صنایع پتروشیمی در محاسبه سود و برنامه‌ریزی تولید به شمار می‌رود. نبود ثبات در قیمت‌گذاری خوراک بسترساز رانت‌خواری، ترغیب سرمایه‌گذاران به دلالی و واردات، تضعیف صنایع پایین‌دستی و جلوگیری از جذب سرمایه‌های خارجی می‌شود.
دیدگاه‌های موجود در سطوح مدیران ارشد صنایع شیمیایی بیانگر تلاش برای کاهش نرخ خوراک به‌ عنوان یک راهبرد در راستای توسعه شناخته ‌شده است. این دیدگاه نادرست به بی‌ثباتی در صنعت پتروشیمی و شیمیایی کشور دامن زده است. مهم‌ترین عامل جذب سرمایه‌گذار داخلی و خارجی در این صنعت و هر صنعتی پیش‌بینی سود در بلندمدت به شمار می‌رود که وضعیت 10 سال گذشته نشان می‌دهد برنامه‌ریزی بلندمدت در این صنعت امکان ندارد.
اظهارات برخی تحلیلگران صنایع پتروشیمی د‌‌ر رابطه با تعیین سقف 85د‌‌رصد‌‌ی نرخ خوراک د‌‌ر ماد‌‌ه 53 برنامه توسعه نسبت به نرخ کشورهای عمد‌‌ه تولید‌‌کنند‌‌ه نشان می‌دهد اکنون واحد‌‌های پتروشیمی به فوب خلیج‌فارس عاد‌‌ت کرد‌‌ه‌اند‌‌ و این موضوع که قانون‌گذار به سقف 85د‌‌رصد‌‌ی تمایل نشان می‌دهد برای واحد‌‌هایی که نرخ گاز را باقیمت فوب خرید‌‌اری ‌کرد‌‌ه‌اند‌‌ یک مزیت است. از طرف د‌‌یگر واحد‌‌های تولیدی که خوراک را ارزان‌تر خریداری ‌کرد‌‌ه‌اند‌‌ به ‌احتمال زیاد با مشکل مواجه می‌شوند. اما به‌طور کلی 85د‌‌رصد‌‌ رقم سقف است و امکان کاهش آن نیز وجود دارد به‌ویژه در محصولات پروپیلن و پلی پروپلین که دولت روی قیمت‌گذاری آن‌ها حساس است و تلاش می‌کند نرخ خوراک آن‌ها را محدود سازد.
اما به‌طور کلی مهم‌ترین عامل مؤثر برای سرمایه‌گذاری، نه ارزانی و گرانی قیمت خوراک بلکه ثابت بود‌‌ن آن است. سرمایه‌گذار تمایل دارد که در وضعیت ثبات و پیش‌بینی آینده به این عرصه وارد شود و بنابراین مدیران اجرایی و قانون‌گذاران ‌باید‌‌ با همکاری اتحاد‌‌یه‌ها و انجمن‌های تولید‌‌کنند‌‌گان محصولات پتروشیمی به یک فرمول ثابت و نهایی برای حداقل 10 سال آینده دست پیدا کنند.
(سینا ایرانپور انارکی / کارشناس ارشد مدیریت اجرایی و تحلیلگر اقتصادی / انتشار: مجله صنعت و شیمی / [ چهارشنبه ۳۰ فروردین ۱۳۹۶ ] [ 10:54 ])
پنج شنبه, 24 فروردين 1396 23:46
همشهریان عزیز. بهار است و نسیم صبحگاهان تقدیم بشما از حال و هوای بهاری ولایت درانارک
خوش نسیم از کوهسار اید همی
چون مسیحا میوزد دَم برجمال ادمی
پاگذارم چون به خاک مانده از دوران او
خویش را دریابم ازبود و نبود خود کمی
گر چه دردشت کویرو خشک دارد جایگاه
کوهسارانش شود ( خرم بهشتی) با نَمی
چون نظر برکوچه های تنگ و باریکش کنم
زیر لب درمدح. اواز دل بخوانم تَرنمی
تا بیاد ارم زمان خردی و عهد شباب
پا نهد در دل چوکوه دره انجیرش غمی
خاطرات خویش تا یاد اورم هر نیمه شب
دل سپارم کوچه هایش را به هر پیچ و خمی
هرکسی دیدار بگشاید به روی خاک او
اشک بنشیند بروی گونه هاش، چون شبنمی
سر فرو افکنده گر دیوار سخت کوچه هاش
بهر ترمیمش نه بینم محرم و نا محرمی
من گرفتارم به عشق دیدن ویرانه هاش ،
تا گشایم دل به یاد روزگارانش دمی
تا درخت توت و انجیر و انارش شد فنا
اهل دل افراشتند بر بام کویش پرچمی
سوزم از سوز دیار و نالم از دست زمان
ای فلک بگذار بر الام شهرم مرهمی
بگذریم گر از درشتیها و سختی های دهر
گر کویر انگشتری باشد تو انرا خاتمی
هر چه امد پیش رو هیچ است بایدچشم بست
چون همین امروز هم زیباتر از شهر بمی
(تقدیم به هم ولایتی های بزرگوار ازمحمد رجایی انارکی)
شاد باش و دیر زی ای شهر زیبای خدا
چون در این صحرای سوزان قلب مارا همدمی
گر رجایی وصف تو گوید به چندین بیت شعر
عشق ورزیدن به تو دارد برایش عالمی
(تقدیم به همشهری های بزرگوار ازمحمد رجایی انارکی)
سه شنبه, 22 فروردين 1396 11:42
هدف از تشکیل شورای شهر واگذاری امور از بخش دولتی به مردم و پرهیز از دخالت‌های دولت در امور مدیریت شهری بوده است. طبق ماده یک قانون شوراها، شورای اسلامی شهر و روستا به‌منظور پیشبرد سریع برنامه‌های اجتماعی، اقتصادی، عمرانی، بهداشتی، فرهنگی، آموزشی، پرورش و سایر امور رفاهی از طریق همکاری مردم و نظارت بر امور روستا، بخش، شهر و شهرک تشکیل می‌شود. سال 1396 آغاز پنجمین دوره این شورا خواهد بود اما همچنان این نهاد به محیطی تخصصی برای مدیریت شهری و توسعه پایدار شهرها تبدیل نشده است. اعضای شورای شهر را به دلیل نبود نظارت کافی و فیلترهای مناسب جهت گزینش، افرادی فاقد تخصص و گاه بیکار تشکیل می‌دهند و از این رو شورا مزیت ویژه‌ای برای شهر ایجاد نکرده و به فرصتی برای گشت‌وگذار در شهر و برخورداری از حقوق و مزایای عالی برای یک عده افراد نالایق تبدیل‌شده است؛ چهره‌هایی که شورای شهر برای آن‌ها حکم بازی چرخ چرخ عباسی کودکان را دارد.
شورا یا خانه هنرمندان و ورزشکاران: در ایران هنر و ورزش به‌عنوان یک حرفه و تخصص جایگاه خود را به دست نیاورده است. باوجود استعدادهای فراوان در عرصه‌های مختلف هنری و ورزشی و علاقه جوانان ایرانی به این زمینه‌ها حاکمیت نتوانسته است هنر و ورزش را به در قالب یک صنعت مورد حمایت قرار دهد. از این رو بسیاری از هنرمندان و ورزشکاران باوجود شهرت و کسب عنوان قهرمانی فاقد درآمدهای کافی برای زندگی شخصی هستند و یا پس از گذراندن دوران جوانی یا دوران قهرمانی برای ادامه زندگی و کسب درآمد با مشکلات فراوانی روبرو می‌شوند.
این خلأ سیاست‌گذاری در حاکمیت موجب شده است بسیاری از هنرمندان و ورزشکاران برای جلوگیری از بیکاری و کسب درآمد، شهرت خود را ابزاری برای ورود به عرصه‌های سیاسی قرار دهند. افرادی که بسیاری از آن‌ها تحصیلات و تخصص‌های غیرکاربردی در عرصه‌های سیاسی و مدیریتی دارند و از سوی دیگر درایت و کفایت لازم برای تصمیم‌گیری در عرصه‌های کلان شهر و کشور را ندارند.
تشکیل شوراهای شهر و روستا بسترساز حضور افراد مشهور در عرصه سیاست بوده است. برخی از افرادی که تا پیش از این به دلیل ماهیت و جایگاه مجلس ورود آن‌ها به عرصه سیاست دشوار بود اکنون شورای شهر به خانه آرزوهای آن‌ها تبدیل‌شده است.
در شهر اصفهان چهره‌های به نسبت معروفی همچون مهدی باقربیگی، ندا واشیانی پور و رسول جزینی باسابقه بازیگری، اجرای تلویزیونی و مربیگری کشتی در دوره چهارم با آرای به نسبت بالا و بدون برخورداری از تخصص و سابقه مناسب و فقط به دلیل شهرت توانستند پای به عرصه شورای شهر بگذارند و پس از تهران، شورای شهر اصفهان نیز به خانه هنرمندان و ورزشکاران تبدیل شد. افرادی که پیش از آن هرگز چهره شناخته شده‌ای در هیچ‌یک از حوزه‌های مدیریت و تحلیلگری اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی، عمرانی و به‌طورکلی شهری نبوده‌اند فقط به‌صرف شهرت، صاحب کرسی تصمیم‌گیری برای مردم یک شهر شدند.
برخی از این چهره‌ها حتی سابقه کارمندی و پرداخت بیمه تأمین اجتماعی نیز نداشته‌اند و در حوزه هنر و ورزش نیز اگرچه مستعد به شمار می‌روند اما به هر دلیل در حوزه تخصصی خود نیز به جایگاه درخور توجهی دست نیافته‌اند. اکنون چهار سال است که از حقوق و مزایا و رانت خوبی برخوردار شده‌اند اما در شورای شهر و تصمیم‌گیری‌های کلان شهری تأثیر چندانی ندارند.
 حضور در مراسم‌های مختلف از مراسم ختم گرفته  تا تجلیل از پیشکسوتان و سایر برنامه‌ها بخش بزرگی از زمان ملاقات‌ مردمی ناکارآمد این اعضا را به خود اختصاص داده است. البته این دردی است که بیشتر اعضای شورای شهر به آن مبتلا هستند.
... انتخاب با شماست همشهری: بدون تردید ملاقات و ارتباط آسان مردم با مدیران شهری یک ضرورت به شمار می‌رود و اگر ساختار مناسبی برای ارتباط‌های مردمی ایجاد شود برخی از این ارتباط‌ها منجر به ارائه پیشنهاد‌ها و راهکاری مؤثر جهت بهبود مدیریت شهری خواهد بود اما ملاقات تشریفاتی و غیر هدفمند که بیشتر جنبه جلب آرا عموم مردم را دارد آیا ظلم به همین مردم نخواهد بود.
تمام اعضای شورای شهر از امکانات کامل شهرداری اصفهان برخوردار هستند و یک اتومبیل اختصاصی با راننده به صورت تمام‌وقت در اختیار آن‌هاست و این حداقل امتیازی است که شهرداری برای آن‌ها فراهم کرده است اما جالب اینجاست که بدانید بسیاری از این رانندگان محترم به‌جای اینکه برای رسیدگی به امور شهری در اختیار اعضای شورا باشند، امور شخصی آن‌ها را پیگیری می‌کنند.
کسانی که تا پیش از ورود به شورای شهر برخورداری از یک حقوق دو میلیون تومانی در ماه آرزویشان بوده است اکنون با مزایا و پاداش‌هایی که خودشان مصوب می‌کنند یا شهرداری به آن‌ها هدیه می‌دهد درآمدهای نجومی دارند؛ از رانت‌ها چیزی نگویم بهتر است.
اکنون انتخابات دیگری در راه است و بازهم مردم باید انتخاب کنند و بازهم بازار وعده‌ها و دروغ‌ها چقدر داغ می‌شود. می‌توانید مجری، بازیگر، ورزشکار و افراد ناکارآمد و فاقد تخصص اما معروف را به شورا وارد کنید؛ می‌توانید هم کمی با تحقیق افرادی حداقل دارای شایستگی‌های اولیه و برخوردار از دانش و تخصص که البته در جستجوی رانت نیستند را بر کرسی شورای شهر بنشانید. اکنون انتخاب با شماست چهار سال شاهد بازی چرخ چرخ عباسی مدیران شهری باشید یا توسعه آگاهانه شهر با کارشناسان با تجربه.
[دوشنبه ۲۱ فروردین ۱۳۹۶ ] [ 11:46 ] [ سینا ایرانپور انارکی ]
پنج شنبه, 17 فروردين 1396 20:57

روزگاری بود مارابال وپر یادش بخیر
زندگی هاساده بود ومختصریادش بخیر
فکر ایام قدیم وغصه های قصه اش
ایدم هردم چوفیلمی درنظریادش بخیر.
مردمان نیکومرام وبذله واسوده حال
دور بودانسان زدست خیروشریادش بخیر
توبره خالی باباو نگاه گرم او
هرشب ادینه میامد زدریادش بخیر
جمعه ها وقت سحرطفلان برای شستشو
سوی حمام دست دردست پدر یادش بخیر
دور ازچشمان بابافارغ ازهردردسر
درخزینه بارفیقان غوطه وریادش بخیر
لقمه نان باپیاز واب شیرین سراب
بودصدبهتر زهر د,ر وگهر یادش بخیر
از برای پخت نان وگرمی کاشانه ها
پشته های چوب وهیزم برکمریادش بخیر
چایی اندراستکان کوچک وزرین کمر
وه چه می چسپیدباقندیاشکریادش بخیر
گله داران فصل تابستان وهنگام تراز
می فرستادند ترف وکشک تریادش بخیر
تخم مرغ بومی اندرروغنی از شیربز
همره نان محلی ای پسریادش بخیر
عطردیزی درتنورداغ هنگام غروب
کرده بیچاره مارا دربدر یادش بخیر
پای درپوتین درون کوچه های پرزگِل
لیزخوردن های مابافرق سریادس بخیر
رنگ وبوی عیدنوروز ونوای سازودف
حال مامیکرد ان زیروزبر یادش بخیر
ازسراب وچشمه ابش چه گویم ای عزیز
مادران بادیگهای روی سریادش بخیر
بانوان اسوذه ازچشمان مردان حریص
چارقی برسر مثال یک قمریادش بخیر
شامگاهان صحبت همسایه هاگل مینمود
درمیان مادران هرگذر یادش بخیر
دیده ام مادربزرگ خوشدل وفرزانه را
دامنی پوشیده ازعهد قجریادش بخیر
سیزده نوزوز صحرای خوش پشت حصار
والدین ازپیش وما ازپشت سر یادش بخیر
تابرادرخسته شد بنشست بر روی زمین
گفت یابا یک کمی اهسته تر یادش بخیر
بودایامی که چون کبک دری اسوده حال
میدوید این بچه درکوه وکمریادش بخیر
فارغ ازبودونبودزندگی چون خواب خوش
سالها بامادرومهرپدر یادش بخیر
شیرجه دربند درنجیل باصفای بی حدش
های وهوی بچه ها چون شیر نر یادش بخیر
وحشت از چوب معلم گاه ازفریاد او
کرده بودماراکمی گیج وپکر یادش بخیر
قطعه شعرحافظ وتاریخ عهدغزنوی
تامعلم گفت من کردم زبریادش بخیر
از ورای کوچه باغ وتیغ های چینه اش
می پریدیم توی باغ همچون فنریادش بخیر
جمله زحمت بود ان بار گران زندگی
لیک ان بارگران و پرخطر یادش بخیر
بچه بودیم فارغ ازسودوزیان زندگی
خودندانستیم چه رادادیم هدریادش بخیر
اینکه میخوانید یاران گوشه ای ازمطلب است
کین حقیر بنوشت باچشمان تر یادش بخیر
کودک امروز اگر چیزی نمی گوید بدان
روزگاری سخت بنویسد به زر. یادش بخیر
بارجایی گوی چندان غصه تاکی میخوری.?
عمر رفته بر نمیگردد دگر یادش بخیر
(محمد رجائی انارکی)