امروز: شنبه 02 تیر 1397 برابر با 23 جون 2018

جمعه, 12 خرداد 1396 00:29
شهرداری یک مسئولیت دشوار و دارای گستردگی موضوعی است. شهردار یک شهر به‌صورت مستقیم در کیفیت زندگی شهروندان نقش دارد. عمران و آبادانی، بهداشت و محیط‌زیست، معماری و زیباسازی، فرهنگ و هنر، مشاغل شهری، عبور و مرور، رفاه و امکانات، حقوق شهروندی و به‌طور کلی همه آنچه یک شهروند برای زندگی به آن نیاز دارد را یک شهردار باید فراهم کند. نقش شهرداران در زندگی مردم بدون تردید بیش از مقامات عالی‌رتبه کشوری و حتی رئیس‌جمهور است و بنابراین انتخاب فردی آگاه نسبت به تمامی حوزه‌های شهری و آرمان‌گرا جهت ایجاد رفاه برای شهروندان از اهمیت بالایی برخوردار است.
پیش از تشکیل شوراهای اسلامی شهر، شهرداران با گزینش و صلاحدید وزارت کشور بر کرسی مدیریت شهری تکیه می‌زدند و اکنون طی چهار دوره گذشته و آغاز پنجمین دوره شورای شهر این اعضای پارلمان شهر هستند که شهردار را انتخاب و معرفی می‌کنند. انتصاب و یا انتخاب شهرداران نیز همانند سایر مقامات دولتی بیش از آنکه بر اساس شایستگی انجام شود بر پایه روابط فرد با مقامات انجام شده است. در سال‌های اخیر نیز علاوه بر روابط خاص با مدیران رده بالا برخورداری از مدرک دکترا و تحصیلات عالی به سایر عوامل گزینشی افزوده شده است.
در ایران تخصص گرایی، برخورداری از سوابق کارا و مؤثر در حوزه مدیریتی مورد نظر، آگاهی از نیازهای سازمانی و درخواست‌های موجود نقش چشمگیری در انتخاب مدیران ندارد. اعضای شوراهای شهر بیش از آنکه در حوزه شهری دارای تخصص باشند از سایر زمینه‌ها پای به عرصه مدیریت شهری می‌گذارند و از این رو همیشه این شهرداران هستند که شورا را هدایت و راهبری می‌کنند که خود یک آسیب جدی برای اداره شهر برشمرده می‌شود.
بدون تردید مهم‌ترین عامل برای گزینش یک شهردار برخورداری از سوابق و تجارب در حوزه مدیریت شهری است. ارزیابی عملکرد فرد در گذشته و بررسی نقاط قوت و ضعف مدیریتی وی می‌تواند بهترین راهکار برای سنجش توانایی‌های یک مدیر باشد. با این اوصاف در شهر اصفهان با وجود چالش‌های فراوان زیست‌محیطی، ترافیکی و طراحی نا به هنجار شهری از یک‌سو و بحران درآمدزایی از سوی دیگر در شهرداری چه کسی باید بر صندلی بالاترین مقام شهری تکیه بزند؟
اصفهان در یک دهه گذشته با بحران شدید مدیریت شهری و استانی مواجه بوده است. وضعیت نا به سامان منابع آبی، خشکی زاینده‌رود و تالاب گاوخونی، رشد مهاجرت به مرکز استان، توقف اجرای پروژه‌های زیرساختی و فرار سرمایه‌گذاران نتایج مدیریت ضعیف شهرداران و استانداران اصفهان بوده است.
مدیران اصفهانی به قدرت لابی‌گری و تعاملات سازنده با مقامات ارشد، شهره عام و خاص هستند. نصف جهان آن‌قدر ظرفیت و منابع در اختیار دارد که با اندکی تدبیر و تعامل می‌توان به‌سادگی جایگاه آن را تا سطح بهترین سکونتگاه‌های خاورمیانه و حتی خاور دور ارتقا داد.
اصفهان در شرایط کنونی به شهرداری نیاز دارد که در درجه نخست تجربه‌ای موفق در مدیریت شهری را از خود به نمایش گذاشته باشد. مدیران دولتی و صاحب‌نام گزینه‌های خوبی برای اداره یک شهر با بحران‌های مختلف اصفهان نیستند. این شهر به مدیری نیاز دارد که بتواند با راهکارهای بخش خصوصی و عدم وابستگی به درآمدهای مالیاتی و فروش تراکم اداره شود.
این مدیر شهری باید از تجارب شهرهای مدرن و توسعه‌یافته دنیا آگاهی داشته باشد و تلاش کند با راهکارهای روز مدیریت شهری در جهان مشکلات را برطرف کند. طراحی پارکینگ‌های مدرن، استانداردسازی خیابان‌ها، جلوگیری از هدر رفت منابع آبی و بازچرخانی آب با فناوری‌های روز دنیا و رشد خطوط حمل‌ونقل عمومی و ... بخشی از راهکارهای لازم برای بهبود کیفیت زندگی در شهر اصفهان است.
جذب مشارکت مردمی و بخش خصوصی در اجرای پروژه‌های شهری، ایجاد منابع درآمدی جدید برای شهرداری و توسعه مشاغل شهری موضوع مهم دیگری است که شهردار اصفهان باید قادر به اجرای آن باشد. تعامل با سایر شهرهای جهان و جذب سرمایه‌گذاران خارجی را نیز باید از حرف به عمل نزدیک کند.
ارتباط با مقامات عالی نظام و دولت از دیگر ویژگی‌های شهردار جدید اصفهان باید باشد. مدیریت شهر اصفهان با بحران‌های موجود بدون تعامل کارساز و مؤثر با سران نظام امکان‌پذیر نیست و بنابراین شهردار اصفهان باید دیپلماسی را نیز به‌خوبی بشناسد.
مسعود صرامی، مدیرعامل شرکت پرستیژلند ایران از معدود چهره‌های سرشناس اصفهان است که تمام ویژگی‌های بالا را یک جا در اختیار دارد. صرامی دکترای مدیریت یا هر رشته دیگری را ندارد اما اجرای هم‌زمان دو ابر پروژه شهری یعنی اصفهان سیتی سنتر و شهرک سلامت اصفهان به‌وسیله شرکت تحت مدیریت وی که همراه با جلب سرمایه‌گذار خارجی و مشارکت بخش خصوصی بوده است؛ گواه توانایی‌های این فعال اقتصادی در مدیریت شهری است.
موفقیت اصفهان سیتی سنتر به عنوان یکی از 10 شاپ مال بزرگ دنیا و تداوم روند توسعه آن در یک دهه گذشته به‌خوبی نشان می‌دهد این مجموعه هدفمند و با رویکرد مشتری مداری در سطح استانداردهای جهانی مدیریت می‌شود.
اجرای هم‌زمان پروژه شهرک سلامت به‌وسیله مسعود صرامی نیز بیانگر توجه این سرمایه‌گذار به ضرورت‌های رفاهی و بهداشتی شهروندان اصفهانی است. شهرک سلامت و اصفهان سیتی سنتر تا ابتدای سال 97 تکمیل و آماده بهره‌برداری می‌شوند و با همین دو پروژه اصفهان در بهبود استانداردهای کیفیت زندگی در صدر شهرهای کشور و حتی خاورمیانه قرار خواهد گرفت.
مدیرعامل پرستیژلند ایران از روابط و دیپلماسی خوبی نیز در تعامل با مقامات عالی کشور نیز برخوردار است. تاکنون بیشتر وزرای وقت و معاونان رئیس‌جمهور نیز از این مجموعه بازدید داشته‌اند و همچنین صرامی در مدیریت بحران‌های مجموعه همانند حادثه ریزش سقف پارکینگ و یا آتش‌سوزی ساختمان در حال ساخت نیز عملکرد خوبی از خود به نمایش گذاشته است.
اصفهان سیتی سنتر از بخل و تنگ‌نظری برخی چهره‌ها نیز در امان نبوده است و با جوسازی‌های فراوان تلاش کرده‌اند تکمیل این پروژه را به بهانه‌های مختلف متوقف کنند اما صرامی از عهده این نوع رفتارهای سیاسی نیز به‌خوبی برآمده است.
دیگر شهر اصفهان به یک آقای دکتر اتوکشیده، خوش‌چهره و بله‌ قربان‌گو نیازی ندارد. مردم اصفهان یک شهردار با تجربه و موفق در حوزه مدیریت شهری می‌خواهند که قادر باشد با دیدگاه‌های نوین و تجارب جهانی، نصف جهانشان را اداره کند. شورای شهر جدید اصفهان به‌جای انتخاب از میان اعضای خود و یا بررسی چهره‌های اصلاح‌طلب استانی و کشوری اندکی جسارت به خرج دهد و مدیری کارآزموده و غیرسیاسی را برای شهرداری اصفهان برگزیند؛ این حداقل انتظار مردم از اصلاح‌طلبان راه یافته به شورای شهر است.
[ پنجشنبه ۱۱ خرداد ۱۳۹۶ ] [ 1:35 ] [ سینا ایرانپور انارکی ]
شنبه, 06 خرداد 1396 18:28
کس زخیروشراین دنیای دون اگاه نیست
نقدکن اکنون سعادت رامجال اه نیست
چون نشدافشا برای کس چه باشد پیش رو
شاد زی کین راه ورسم زندگی دلخواه نیست
راز هستی را که میداند که برماروکند
جزنسیم صبحگاهان کس از ان اگاه نیست
ما به معشوق ار نمودیم ره ز عقل خویش بود
ایتی دیدیم وگفتیم او به جز الله نیست
هر که شد مشتاق کوی دوست اورا نیست باک
چون نیازش برطبیب ورای درمانگاه نیست
بر در استان جانان گفت سر باید نهاد
کندر انجا صحبت از شغل ومقام وجاه نیست
می خرامد عابد عاشق بدین درگه سحر
زاهد مغرور را ره سوی این درگاه نیست
با نسیم صبحگاهان گفتم ای ازاده خو
فاش گویم جز دوچندی کس رفیق راه نیست
گو رجا را گوشدار کندر سرا ی اخرت
جزبد و خوب عمل نقشی ترا همراه نیست
(تقدیم به دوستان گرانقدر. محمدرجایی انارکی)
شنبه, 30 ارديبهشت 1396 11:56
برای کشاندن مردم پای صندوق رای نظام از هیچ چیز دریغ نمی کند. انتخابات که نزدیک می شود ایران آزاد آزاد می شود. شعر و ترانه و موسیقی در لحظه لحظه هایمان جاری می شود و تمام مسئولان نظام خاطرخواهمان می گردند و از یارانه گرفته تا کلام عاشقانه ما را سرشار می کنند. قید و بندهای بیهوده هم برداشته می شود. وعده های بی پایه و اساس هم که خوراک هر روزمان می کنند.
مردم هم مثل همیشه می آیند اما مطمئنم این جماعت نه بخاطر یارانه و نه وعده و وعیدها و نه بی قیدی ها پای صندوق رای سبز نمی شوند؛ اینها می آیند تا امید زنده بماند و  شاید تدبیری رقم بخورد. این مردمان نه رییس می خواهند و نه روحانی به کارشان می آید. اینها فقط تشنه محبت هستند تشنه ذره ای انصاف اما چه افسوس که ناظران و مجریان انتخابات زیر هوای خنک کولرها سوختن آنها را مثل ۳۸ سال گذشته نمی بینند.
تعداد مجریان کم، فضای های برگزاری نامناسب و رفتارهای نادرست جز بی انصافی از هیچ کجا نشات نمی گیرد. یعنی این رای که مدعی هستیم رای به نظام است نباید با رضایت اخذ شود؟! دلم برای کودکی که همراه پدر و مادرش زیر آفتاب و در صف طولانی گریه می کرد، سوخت. دلم برای آن پیرزن و پیرمرد ناتوان که قادر به ایستادن نبودند، شکست. دلم دل دل می کند، دلم انصاف می خواهد. بی انصافی تا کجا هم وطن؟!
[ شنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۶ ] [ 8:38 ] [ سینا ایرانپور انارکی ]
شنبه, 30 ارديبهشت 1396 11:49
انارک نیوز - سینا ایرانپور انارکی فرزند علی در تاریخ 25/2/1364 در شهر انارک از توابع شهرستان نائین به دنیا آمد. وی تا مقطع دیپلم علوم تجربی را در شهر انارک گذارند و پس از آن برای ادامه تحصیل همراه با خانواده به شهر اصفهان مهاجرت کرد. وی همزمان با تحصیل در مقطع پیش دانشگاهی وارد رادیو اصفهان شد و تلاش کرد مهارت نویسندگی خود را در حوزه رسانه به کار گیرد اما موانع و شرایط خاص فعالیت در صدا و سیما منجر شد پس از دو سال از ادامه همکاری منصرف شود.
سال 84 پیش از ورود به دانشگاه فعالیت خود را در سازمان آگهی های سرپرستی روزنامه همشهری استان اصفهان آغاز کرد که این تجربه بسترساز ورود وی به عرصه فعالیت های بازرگانی گردید. همزمان با فعالیت در سازمان آگهی ها تحت آموزش های مرحوم محمد رضا ثقفیان از اساتید حوزه خبر، نگارش متون مختلف برای حاشیه نیازمندی های جامع شهر را آغاز کرد.
در مهر ماه 1384 وارد دانشگاه آزاد واحد مبارکه شد و ظرف مدت 7 ترم در مقطع کارشناسی(لیسانس) در رشته مدیریت صنعتی فارغ التحصیل گردید. تحصیل همزمان در رشته مدیریت و کار در واحد بازاریابی و فروش شرکت هایی همچون همشهری ، چهل پنجره اسپادانا، دهکده جهانی سینا و در صنایع مختلف موجب شد دانش و مهارت های مدیریتی خود را ارتقا دهد.
آشنایی با گروه تحقیقات بازار پیک سانگ (آوای تصویر) و تجربه آموزی در این حوزه علاقه وی به رشته مدیریت را افزایش داد و کم کم خود را به عنوان یک تحلیلگر و مشاور مدیریت معرفی کرد. تجربه کار در صنعت و اجرای سیستم های ایزو در شرکت های قطعه سازی خودرو و مواد غذایی، حلقه دانش و مهارت های مدیریتی این کارشناس را تکمیل کرد.  در اسفند ماه 1388 در حالی عازم خدمت سربازی در نیروی زمینی ارتش شد که سابقه چهار سال فعالیت را در روزمه خود داشت.
ایرانپور انارکی با وجود تحصیلات مدیریت و کار در بخش های صنعتی و بازرگانی هرگز نتوانست نوشتن را کنار بگذارد و در آذر ماه 1385 همکاری خود را با سرویس اجتماعی روزنامه سراسری جام جم آغاز نمود که نخستین تجربه حرفه ای وی در حوزه رسانه های مکتوب به شمار می رفت.
وی در خاطرات خود می گوید: در کلاس سوم دبستان مطلب کوتاهی را برای مجله پوپک(ویژه کودک و نوجوان) ارسال کردم که در شماره جدید آن منتشر شد و این نخستین بار بود که نام خود را در یک نشریه مشاهده کردم و از شدت خوشحالی در پوست خود نمی گنجیدم.
پس از خدمت سربازی به فعالیت خود در عرصه بازاریابی و فروش ادامه داد اما پس از مدتی دغدغه هایی که برای نوشتن داشت موجب شد کار با روزنامه هایی همچون همشهری و زاینده رود را آغاز کند و با گذشت چند ماه به عنوان دبیر سرویس اقتصادی به استخدام روزنامه اصفهان امروز در آمد.
فعالیت وی به صورت تخصصی در حوزه اقتصاد و پیگیری های گسترده وی در ارتباط با فعالان اقتصادی و چالش های این بخش مهم کشور بسترساز شهرت ایشان به عنوان یکی از روزنامه نگاران خوش آتیه در استان اصفهان گردید. دو سال متوالی موفق به دریافت جایزه یادداشت برتر در بخش فنی و موضوعی در سال های 1392 و 1393 از جشنواره مطبوعات استان اصفهان شد و بدین ترتیب جایگاه خود را در عرصه رسانه های مکتوب استانی تثبیت کرد. همکاری با هفته نامه سراسری دنیای کسب و کار بار دیگر کمک کرد این روزنامه نگار با مطبوعات تهران ارتباط برقرار کند و توانایی های خود را در سطح ملی به نمایش بگذارد.
سال 1392 تصمیم به ادامه تحصیل در رشته مدیریت گرفت و این بار در مقطع کارشناسی ارشد مدیریت اجرایی گرایش استراتژیک در دانشگاه آزاد واحد تهران مرکز پذیرش شد. همزمان در دوره های بنیادی و تکنیکال بورس نیز شرکت کرد و توانست با فعالیت در بورس دانش اقتصادی خود را نیز افزایش دهد.
سال 1393 با ناامیدی از محدودیت های فعالیت های رسانه ای در استان اصفهان عازم تهران شد و فعالیت خود را به عنوان خبرنگار سرویس صنعت و معدن در روزنامه اقتصادی تعادل آغاز کرد. کار در کنار خبرنگاران حرفه ای و با تجربه و تحت نظارت یکی از روزنامه نگاران برجسته کشور یعنی محمد صادق جنان صفت موجب شد مهارت های روزنامه نگاری وی ارتقا یابد و پس از سه ماه نیز توانست دبیری سرویس اقتصادی تعادل را بر عهده بگیرد. فعالیت ایرانپور در تهران متاسفانه دوام چندانی نداشت و به دلایل خانوادگی ناگزیر به بازگشت به اصفهان شد.
سینا در بازگشت به اصفهان بار دیگر به عنوان دبیر سرویس اقتصادی فعالیت خود را در روزنامه اصفهان امروز از سر گرفت و پس از مدتی نخستین ویژه نامه روزانه اقتصادی در استان اصفهان را در این روزنامه منتشر کرد. درآمد کم، محدودیت های رسانه ای، احتیاط بیش از اندازه مدیر مسئول بار دیگر وی را از ادامه فعالیت در رسانه ناامید کرد و این بار تصمیم گرفت برای همیشه کار در رسانه را رها کند و مرتبط با رشته تحصیلی و بخش بازرگانی فعالیت خود را ادامه دهد.
سال 1394 یکی از سال های دشوار زندگی سینا بود. پس از قطع همکاری با روزنامه اصفهان امروز بر خلاف انتظار مدت ها بیکار شد و در همان مقطع مادر خود بر اثر جراحی قلب باز از دست داد که وی از این اتفاق به ناگوارترین رویداد زندگی خود یاد می کند. پس از آن شرایط بسیار دشوار شد اما مثل همیشه در اوج ناامیدی نتوانست تلاش خود را متوقف کند و سرانجام در بهمن ماه همان سال به عنوان کارشناس تحقیقات بازار در یک شرکت تولیدکننده مواد شیمیایی استخدام شد.
ایرانپور انارکی پس از جدایی از رسانه اما باز هم نتوانست نوشتن را کنار بگذارد و در اوج مشکلات خیلی زود نوشتن را از سر گرفت و با وجود شرایط دشوار زندگی و آسیب های روحی بر روی وبلاگ خود متمرکز شد و انتشار یادداشت های جنجالی در وبلاگ شخصی اش چهره ای متفاوت از آقای نویسنده به نمایش گذاشت. یادداشت های چالش بر انگیز وی درباره عملکرد اتاق بازرگانی اصفهان و شهرداری اصفهان نام وی را بر سر زبان ها انداخت و کم کم برند سینا ایرانپور انارکی به جایگاه بالاتری نزد افکار عمومی بویژه فعالان اقتصادی دست پیدا کرد.
سینا درباره واکنش های فعالان اقتصادی درباره یادداشت هایش می گوید: برایم بسیار عجیب بود برخی افراد از هیات نمایندگان اتاق اصفهان با من تماس می گرفتند و یادداشت های من را تقدیر می کردند اما همان ها در جلسات خصوصی اتاق مدعی شده بودند ایرانپور از ما پول خواسته است و چون پولی به وی پرداخت نکرده ایم بر علیه ما این یادداشت ها را منتشر می کند. وی در ادامه می گوید:پس از مدتی حتی ریاست اتاق با من جلسه گذاشت و پیشنهاد داد به عنوان مشاور و با حقوق و مزایای خیلی خوب در اتاق حضور داشته باشم و فشار قلمم را از روی اتاق بردارم اما با مشورت دوستان متوجه شدم هدف از این پیشنهاد صرفا خریدن قلم من هست و با پذیرفتن پیشنهاد آنها در حقیقت تمام حرف هایی که درباره ام می زدند را تایید خواهم کردم. هرگز نپذیرفتم و 10 روز بعد یادداشت تندتری را منتشر کردم.
وبلاگ دانسته های یک عشق نویسندگی (anaraki.blogfa.com  ) هر روز با رشد تعداد بازدید کننده روبرو بود و به خوبی توانست خلاء رسانه های موجود را که گرفتار خط قرمزهای فراوان و مدیران محتاط بود، جبران کند. با گذشت یکسال دوری از رسانه ها در حالی که همکاران رسانه ای فکر می کردند سینا از رسانه ها طرد شده است و کسی حاضر به انتشار نوشته های وی نیست با درخواست روزنامه دنیای اقتصاد همکاری خود را با این رسانه جهت ارائه یادداشت های تخصصی شروع کرد. انتشار یادداشت های تخصصی وی در این روزنامه پرمخاطب اثبات کرد وقتی هدفمند و با علاقه کار کنی شاید کمی دیر اما حتما مخاطب و مشتری خود را خواهی یافت.
اگرچه اکنون رسانه های استانی و سراسری از وی درخواست همکاری و ارائه یادداشت و گزارش دارند اما سینا به شدت معتقد است وقتی برای دل خودش و به دور از محدودیت های رسانه ای دست به قلم می شود لذت بیشتری از نوشتن می برد. دیگر نویسندگی برای سینا یک شغل نیست او نویسندگی را برای خود یک عشق متصور است که با آن می تواند همه نداشته هایش را فراموش کند و فقط بر روی هدفش متمرکز باشد.
نگارش داستان های کوتاه، شعر، متن های ادبی، طنز و بسیاری قالب های نگارشی را در این دو سال تجربه کرده است تا بتواند با بهبود سبک نگارشی و کیفیت متن در درجه نخست مخاطب را شیفته نوشته های خود کند. به جای مطالعه بیشتر، تامل و تفکر روی موضوعات و ساده نویسی را سر لوحه کار خود قرار داده است و بازخوردهایی که از عموم مردم و افراد اهل فن دریافت کرده نشان می دهد جذابیت نگارشی متون خود را تا اندازه زیادی بالا برده است.
ایرانپور انارکی در 24/9/94 از پایان نامه کارشناسی ارشد خود با عنوان برنامه ریزی راهبردی شرکت نساجی گلنثار با رویکرد بازار دفاع کرد و این پایان نامه به زودی در قالب یک کتاب تخصصی منتشر خواهد شد. وی یک مجموعه داستان کوتاه و مجموعه یادداشت نیز در دست نگارش دارد که در صورت تامین هزینه های لازم در بازار نشر عرضه خواهد شد.
این نویسنده و تحلیلگر اقتصادی اکنون مدیر بازرگانی یک شرکت تولید مواد شیمیایی در بخش خصوصی است و در کنار آن فعالیت های رسانه ای و اجتماعی خود را نیز ادامه می دهد.
مهمترین هدف شخصی که وی دنبال می کند بهبود کیفیت نگارشی و لذت مخاطب از مطالعه متون تولیدی است. وی معتقد است اگر مخاطب از مطالعه متن لذت ببرد می توان به مرور از طریق قلم فرهنگ و نگرش جامعه را بهبود بخشید و هیچ چیز در دنیا جذابتر از این نیست که کسی به تو بگوید نوشته ات را خواندم حالم را خوب کرد. 
این کارشناس ارشد مدیریت با هدف اصلاح ساختارهای سازمانی در مدیریت شهری و بهسازی نیروی انسانی شهر تصمیم گرفته است در پنجمین دوره انتخابات شورای شهر اصفهان شرکت کند و شعار "شهر را علمی مدیریت کنیم" برای خود انتخاب کرده و یادداشتی را با همین عنوان در وبلاگ شخصی خود منتشر کرده است.
[ پنجشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۶ ] [ 8:34 ] [ سینا ایرانپور انارکی ]
شنبه, 23 ارديبهشت 1396 16:40
توسعه یک مفهوم کیفی و همه‌جانبه بر پایه سه رکن اقتصاد، محیط‌ زیست و محل سکونت است. شهر یا محل سکونت سومین رکن از حلقه توسعه شناخته می‌شود و بالاترین میزان اثرگذاری بر انسان به عنوان محور توسعه را دارد. شهر به تنهایی خود یک مفهوم گسترده را شامل می‌شود که ارتباطات انسانی، فرهنگ، هنر، سیاست، اقتصاد، محیط‌زیست و دانش را به خوبی در خود می‌گنجاند. این یعنی شهر، منطقه، محله و به طور کلی محل سکونت یک شهروند مهم‌ترین بخش از زندگی وی را تشکیل می‌دهد و اگر رکن سوم توسعه یعنی شهر به خوبی مدیریت نشود نه تنها توسعه تحقق نمی‌یابد بلکه با افول شاخص کیفیت زندگی، انسان به عنوان محور توسعه دچار از هم گسیختگی و پریشان حالی خواهد شد. تردیدی نیست که چنین مفاهیم گسترده و مهمی بدون برخورداری مدیران شهری از دانش و تخصص‌های کاربردی قابل اجرا نخواهد بود و بنابراین باید شهر را علمی مدیریت کنیم.
طراحی و معماری شهری: شهر اصفهان به نصف جهان شهرت دارد که این شهرت را مدیون مدیریت صفویه و مدیر نخبه‌ای همچون شیخ بهایی است. اصفهان در دوره‌ای که مدرن‌ترین شهرهای کنونی جهان حرفی برای گفتن در عرصه گردشگری نداشته‌اند با رویکرد علمی طراحی شده است. طراحی خارق العاده و جامع میدان شاه یا نقش‌جهان نمونه‌ای حیرت‌انگیز  از طراحی علمی و مبتنی بر نیاز بشر به شمار می‌رود. این میدان قرن‌ها پیش یک سیتی سنتر بزرگ و جامع را به شهر اصفهان تقدیم کرده است. پس از دوران صفوی و باوجود رشد دانشگاه‌ها و حضور مدیرانی با مدرک دکترا در پست شهرداری و شورای شهر، همچنان شهروندان حتی شاهد ساخت و راه‌اندازی یک خیابان و یا پل استاندارد در شهر اصفهان نبوده‌اند. در این شهر حتی یک خیابان مسطح که آب باران در آن انباشت نشود وجود ندارد. کدام‌یک از خیابان‌های حتی تازه‌ساخت شهر اصفهان با استانداردهای عمرانی، محیط زیستی، طراحی و استانداردسازی برای عبور و مرور دوچرخه و عبور و مرور افراد معلول و با عرض مناسب طراحی‌شده‌اند؟ این یک فاجعه است که چهار دهه پس از انقلاب و با وجود ادعای بی‌شمار مدیران شهری تحصیل‌کرده حتی یک خیابان استاندارد و مدرن در اصفهان وجود ندارد. ترافیک اصفهان از رشد تعداد اتومبیل‌ها نیست بلکه از بی‌تدبیری در طراحی اصولی و تخصصی اتوبان‌ها و خیابان‌های سطح شهر، طراحی نادرست و رشد ناچیز حمل و نقل عمومی و کمبود پارکینگ در نقاط مختلف شهر ناشی می‌شود.
محیط‌زیست و سلامت شهری: اینجا اصفهان است و سلامت شهروند را با اتوبوس سلامت تضمین می‌کنند! کسی نیست از اعضای شورای شهر و مدیران شهری جویا شود که برای یافتن سرویس بهداشتی در سطح شهر به عنوان حداقل نیاز بهداشتی شهروندان چقدر باید جستجو کرد؟ چرا سرویس‌های بهداشتی موجود تا این اندازه کثیف و غیربهداشتی هستند؟ شهری که حتی یکی از پارک‌ها و فضاهای سبزش نیمکت و تجهیزات ارگونومیک و استاندارد ندارد؛ شهرگردی موش‌ها و گربه‌ها در کنار شهروندان به امری عادی تبدیل شده است و کم‌کم این حیوانات هم به عنوان جمعیت شهری سرشماری نفوس و مسکن می‌شوند. شهری که برای یافتن یک سطل زباله در خیابان‌هایش باید کیلومترها زباله را در جیب خودت حمل کنی اما اگر شهروندی کیسه زباله‌اش را در زمان نامناسب و یا مکان نامناسب بیرون بیاورد چند روز بعد تصویر خود را در شهرداری منطقه باید مشاهده کند و مورد اهانت و جریمه قرار بگیرد. تجهیز شهر به سطل‌های زباله مناسب و امکانات بهداشتی حداقلی آنچنان هم کار پیچیده‌ای نیست اما شهردار اصفهان دوست دارد با دوچرخه، سلامتی را به شهر بازگرداند! دوچرخه‌ای که محلی برای عبور و مرور آن در خیابان‌ها طراحی نشده است.
برنامه محوری مدیران شهری: مدیریت مقاطع مختلفی دارد یک روز ساخت، روزی راه‌اندازی، روزی برندسازی و روزگاری دیگر توسعه و در هر دوره نیز توازن و تناسب در مدیریت جامع باید رعایت شود. مدیران با توجه به نیاز هر دوره و توانمندی‌هایی که از آن برخوردار هستند انتخاب می‌شوند اما در ایران برنامه‌ای وجود ندارد که با توجه به برنامه، مدیر منصوب شود. چهار دوره از شورای شهر به اتمام رسیده است اما همچنان شورای شهر محل استخدام افراد بیکار، بی تخصص و یا چهره‌های رانت طلب و جاه طلب است که به جرات می‌توان گفت از مدیریت علمی شهر هیچ نمی‌دانند. شورای شهر باید مرکز تحقیق و پژوهش‌های شهری و برنامه‌ریز مدیریت شهری باشد و مطابق با برنامه تدوین شده شهردار انتخاب کند اما از شورای شهری که حقوق‌بگیر شهرداری است چگونه باید انتظار مدیریت علمی داشت؟!
کسی مدعی نیست که اعضای شورای شهر و یا شهردار اصفهان کاری نکرده‌اند اتفاقاً بسیار کار کرده‌اند اما کار درست و مبتنی بر اصول علمی در کجا انجام شده است؟ شهر نیازمند انجام کار درست است و برای دستیابی به این هدف باید به کسانی فرصت ورود به شورای شهر را داد که قادر به طراحی و تدوین علمی پروژه‌های شهری باشند. شورای شهر جای مشاور املاکی، هنرمند، استاد فرسوده دانشگاه، کارمند ناتوان شهرداری و سیاستمدار بازنشسته نیست باید کار را به نخبگان عرصه اقتصاد، مدیریت، فرهنگ و محیط زیست شهرمان بسپاریم. حال این شما و این رکن سوم توسعه که مجریان آن را شما انتخاب می‌کنید و تردید نداشته باشید شورای شهر سهم بیشتری حتی از رئیس‌جمهور در کیفیت زندگی و آینده شما دارد.
[ جمعه ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۶ ] [ 12:8 ] [ سینا ایرانپور انارکی ] کاندیدای انتخابات پنجمین دوره شورای شهر اصفهان (کارشناس ارشد مدیریت اجرایی- روزنامه‌نگار اقتصادی)
چهارشنبه, 20 ارديبهشت 1396 18:17
اشتغال، مسکن، ازدواج، رشد اقتصادی، مبارزه با فساد و آزادی بیان مهمترین دروغ های بزرگ کاندیداهای ریاست جمهوری ایران است.
می گویم دروغ چون هر شش مورد وعده هایی که داده می شود نتیجه یک برنامه اجرایی هستند نه راهکارهای دستیابی به این نتایج. نامزدهای کنونی بویژه سه نامزد اصولگرا که تجربه اجرایی کافی ندارند تمام حرفشان روی نتایج متمرکز شده و حتی در یک مورد قادر به تشریح روش دستیابی به نتایج مورد اشاره نیستتد و فقط توجیهشان ظرفیت ها و استعداهای طبیعی و انسانی موجود در کشور است؛ همانند ظرفیت های گردشگری ایران که همگی به آن اشاره می کنند اما هیچ درکی از مدیریت تخصصی و علم گردشگری ندارند مشاوری هم در این حوزه استخدام نکرده اند. حرف زدن از نتیجه مانند حرف زدن از آرزو و رویاست همیشه جذاب است اما وقتی راهکاری نداشته باشیم رویاها همیشه رویا باقی می مانند. زیر سوال بردن عملکرد گذشته دیگری و اتهام فساد هم راهکار نخ نما شده ای است که مردم ایران فقط به آن می خندند و در دل خود می گویند یعنی خود تو سواستفاده نکرده ای؟ در سازمانی که مدیر بوده ای چه ساختاری برای جلوگیری از فساد ایجاد کرده ای؟ آیا مالیات را پرداخت کرده ای؟ سازمان تحت مدیریت تو چقدر رشد اقتصادی داشته است؟
خودتی آقای کاندیدا !!! این ملت در این چهار دهه آنقدر دروغ شنیده اند که دروغ سنج درونیشان فعال شده است؛ پس خودت را خسته نکن عزیز دلم لااقل دروغ جدیدتری بگو شاید باورمان شد.
[ سه شنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۶ ] [ 17:35 ] [ سینا ایرانپور انارکی ]
شنبه, 16 ارديبهشت 1396 11:25
قسمت این بوده از اغاز که زن ناز کند.
انچه در دور و زمانست پراز رازکند
گر چه برمرد گهی نغمه بدساز کند
یا در عشوه برای دل او باز کند
چون دم عیسی مریم به زمانه نفسند
مردها بوالهوسند
در لطافت نتوان گفت کم از گل دارند
چون درختان ثمربخش همه پربارند
در دل مرد گل ازعشق ووفا میکارند. ابر مانند که بر دشت ودمن می بارند
لیک برمردنباشدیک ازاین چندپسند
مردها بوالهوسند
شعر مردان همه در وصف رخ زن باشد
زعشق زن پیرهن پاره ورا تن باشد
حیف درسینه ی اوقلب چو اهن باشد گر ورا زن چوعسل در دل مسکن باشد
گِرد زنهای دگرشیره خور همچون مگسند
مردها بوالهوسند
مرد را روشنی خانه زن زندگی است
کار زن راست بگویم همه اش بندگی است
باور عشق به زن دردل مردسادگی است
هرکه گفت عشق به کشتن دهدم یاوگی است
مردهاچون زخوش بخت به جایی برسند
همه شان بوالهوسند
گاه گاهی به حرم بهر هوسهای درون
زوجه دارند که. شاید شود از حد برون
فکر این مسیله سازد همه راغرق جنون
عجبا مرد چه کرده است دراین دهر زبون
مردها خود همه دانند که بی زن نه کسند
بی جهت بوالهوسند
مرد از دامن زن سر به ثریا سایید
ورنه کِی مردتوانست رود تا ناهید
مادری بود که او رازتن خود زایید
سالها همچو پرستار زمردن پایید
لیک در خانه زبد خلقی چومیرعسسند
مردها بوالهوسند
گر زن خوب رجایی شود از غیب نصیب
مرد را نیست نیازی به مداوای طبیب
چون دل هردوشودپاک چودلدار و حبیب
نهراسند که دزدانه شوند دست به جیب
گر چه گه تلخ مزاجند ولیکن ملسند
مردها بوالهوسند.
درپاسخ به شعر زیبایی که در کانال دوست گرامی جناب نوری در خصوص خانم ها امده لازم دیدم قطعه ای تقدیم کنم امیدوارم اقایان را گِلِه ای پیش نیاید. (رجا)انارکی
شنبه, 16 ارديبهشت 1396 11:20
انارک نیوز - روزگاری عاشق پزشکی بودم و چه لذتی داشت نقش آقای دکتر در بازی های کودکانه. بزرگتر شدم، قلم شد همدم روزهای تنهایی ام. هر روز عصاره وجودم را می گرفت و بر تن کاغذ می نشاند. کمی بعد عاشق فوتبال شدم و چه گل ها که نثار دروازه نکردم اما عطرش مرا سرمست نکرد. عاشق سینما شدم و رویایم سیمرغ شد اما پرواز خسته ام کرد روی زمین نشستم و عاشق پول شدم تا جایگزین همه نداشته هایم شود. من بدو، پول بدو و هرگز معشوقه ام نشد؛ این عشق یک طرفه بود گفتم تو را هم نمی خواهم؛ رهایش کردم. گفتم عشق لایق انسان هاست و در جستجوی معشوقه ای زیبارو چشمانم را به شیطان سپردم، یکی پس از دیگری آمدند و نماندند. خدای من پس آرام جان من کجاست؟ دل بریدم از همه عشق ها و معشوقه ها و چشمانم را بستم. دلم را در دستان خودم گرفتم و از خدا هیچ نخواستم همه چیز خوب خوب شد من شدم راضی به رضای خودش. اندکی بعد چشمانم را باز کردم تو را یافتم بدون آنکه تو را خواسته باشم؛ تو سال هاست با منی و من چشمم دیگری را جستجو می کرد تو شدی همه داشته من، همه نداشته من. چه عجیب است هر چه را جستجو می کنی و برای داشتنش پا به زمین می کوبی، نمی یابی مگر از داشتنش دل بکنی. دل کندم و حالا هر روز صبح یکی به در می زند و می گوید فرستاده خداست. دل بکن عزیز دل، کسی پشت در منتظر ایستاده است، دل بکن عزیز دلم.
[ جمعه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۶ ] [ 9:29 ] [ سینا ایرانپور انارکی ]