امروز: چهارشنبه 27 تیر 1397 برابر با 17 جولای 2018

سه شنبه, 03 مرداد 1396 11:36

با خبر شدیم بسلامتی مجلس در حال تصویب طرحی مبتی بر توزیع کنترل شده مواد مخدر به وسیله دولت هست( راهکاری که پیش از انقلاب هم اجرا شده بود).
من بیش از آنکه عبارت مواد مخدر ذهنم را به خودش مشغول کنه درگیر کلمه"#توزیع" شدم. در اقتصاد توزیع یعنی تقریبا همه چیز. در واقع علم اقتصاد بوجود اومده تا توزیع را عادلانه برقرار کنه تا از توزیع کالا به توزیع عادلانه ثروت دست پیدا کنیم. اما نکته خیلی جالب این هست که در ایران توزیع انرژی (بنزین، نفت، گاز، برق، آب) در انحصار دولت هست، واردات و توزیع بسیاری از کالاهای اساسی(غلات، قند و شکر) نیز در اختیار دولت قرار دارد. بسیاری از کالاهای استراتژیک پتروشیمی و مشتقات نفتی نیز به دولت تعلق دارد. بخش بزرگی از تولید و توزیع خودرو نیز محصور به دولت هست.
از ارائه مثال بیشتر پرهیز می کنم و به سراغ اصل موضوع می روم؛  من دقیقا یه سوال برام پیش اومده الان دقیقا #بخش_خصوصی داره چی در ایران توزیع می کنه؟ بخش خصوصی داره چیکار می کنه؟ قبل از انقلاب تا جایی که من تاریخ سرم میشه بیشتر حجم تولید و توزیع کالاها در اختیار بخش خصوصی بود مگه نه؟! قاچاق کالا و ارز، دلالی و ... نکنه کار بخش خصوصی همین هست، درسته؟ بیچاره بخش خصوصی #اشتغال هم باید ایجاد کنه!!!
(سینا ایرانپور انارکی - 31 تیر 1396)

چهارشنبه, 28 تیر 1396 21:07
مادر کجایی؟ دقیقا کجایی؟ کجایی که میگن جات خوبه؟ اونجا کجاست چه جور جایی هست؟ مادر اگر اونجا خوبه اینجا اصلا جای خوبی نیست. اینجا آدما خیلی تنهان خیلی خسته هستن. اینجا آدما فقط می جنگن برای چی خودشون هم نمی دونن. پول بیشتر، ملک وسیع تر، مقام بالاتر، کسب و کار بزرگتر و شهرت افزونتر. همه در حال جنگن مادر همه آدما اینجا یه داعش خفته تو وجودشون دارن و دنبال فرصتی برای سر بریدن دیگران که هیچ، گاه خودشون هم سر می برن.
مادر میگن جات خوبه؟ میشه بگی اونجا آدما بهم رحم می کنن یا مثل اینجا بی رحم شدن؟ مادر خسته شدم از این روزنامه ها از این خبرهای دردناک. مادر از آتنا اون دختر هفت ساله خبر داری؟ هنوز مردم مبهوت مرگ این کودک هستن و فراموش کردن داعش تا قلب این مملکت اومد.
مادر اونجا هم کسی را دادگاهی می کنن؟ خبر یک هر روز این روزنامه ها بازداشت و دادگاه یکی از همین گردن کلفت هاست. مادر اینجا همه دزدن همه کلاهبردارن و هر کی نیست حتما آدم نیست. مادر اونجا هم قاضی هاش مثل اینجا بعد از چند سال متهم میشن؟ اینجا به قاضی هم اعتمادی نیست مادر؛ عدالت مسخره ترین خواسته آدماست.
مادر میگن جات خوبه؛ اونجا آب هست؟ هوا چطور؟ مادر اینجا تیتر هشدار کمبود آب هر روز بزرگ و بزرگتر میشه و آدما هر روز تشنه و تشنه تر. مادر هوا هوای آلوده ای شده نه گرد و غبار رو نمی گم مادرم، اینجا هوای دل آدما کدر شده، سیاه شده. اینجا آدما هوای همو ندارن مادر. اینجا همه تشنه هستن، تشنه محبت تشنه خوب بودن اما نمی تونن خوب باشن؛ اونجا چطور؟
مادرم میگن جات خوبه؛ اینجا آدما بخاطر جای بالاتر و بهتر زیر پای همدیگه را خالی می کنن. اینجا جنگ قدرت مادر جنگ نه برای زندگی نه، جنگ برای زنده بودن. خیلی وقت آدما زندگی نمی کنن. اینجا آدما دنبال جا هستن دنبال طبقه دنبال نردبام دنبال کسی که ازش بالا برن و زیر پا لهش کنن.
مادر میگن جات خوبه؛ اما اینجا دیگه تشخیص فرق خوبی و بدی مادرم خیلی سخت شده. آدما گم شدن، بلاتکلیف شدن، موندن تو کار خودشون. اینجا خوبی را باید از اول تعریف کرد و هزار بار گفت تا شاید کسی بفهمه.
مادر خدا کنه جات خوب باشه اینجا اصلا جای خوبی نیست. اینجا جای زرنگی، پر رویی، چاپلوسی و به بازی گرفتن آدماست اونجا نمی دونم جای چه جور آدمایی هست اما جایی که مادر باشه حتما جای خوبیه. مادر دعا کن یکم دعامون کن اینجا هم آدما جایی برای آدمیت باقی بگذارن خیلی حیوون صفت شدیم؛ مادرم میگن جات خوبه، دعامون کن حیوون از این دنیا نریم.
(سینا ایرانپور انارکی - سه شنبه ۲۷ تیر ۱۳۹۶)
سه شنبه, 27 تیر 1396 11:44
 بسیاری از ما هنگام انتخاب رشته تحصیلی و یا شغل، نخستین پرسشی که از خود و دیگران داریم این است که کدام رشته یا شغل بازار کار خوبی دارد یا درآمد بیشتری از آن به دست می یاد؟ تعداد انگشت شماری از افراد هم از همان دوران نوجوانی دل به یک رشته یا شغل می سپارند و بی توجه به درآمد یا شرایط کاری آن را ادامه می دهند.
یکی دنبال عشق خود می رود و دیگری دنبال پول و همه ما در هر دو گروه برنده و بازنده زیاد سراغ داریم. اما وای به حال روزی که عمری را پشت سر گذاشته باشیم و شغلی که عاشقش بودیم نتوانسته باشد حتی نیازهای معمولی زندگی ما را تامین کند و یا شغلی که فکر می کردیم پردرآمد است یا بازار کار خوبی دارد خود را در آن بی استعداد و کم علاقه بشناسیم. چه انتخاب های دشواری، انتخاب هایی که اگر پول به دست آمده باشد بازنده هستیم اگر هم به دست نیامده باشد باز هم بازی را باخته ایم. بیگانه ای عجیب است این پول و چقدر راحت معیار انتخاب هایمان شده است این بیگانه.
گاهی به کم به اندازه ای که یک زندگی معمول را بتوانی اداره کنی از بودنش راضی هستی اما پول از تو گریزان است چون شغلت، عشقت پولساز نیست یا بازار کار خوبی ندارد‌. گاه نیز اینقدر درآمد داری که برای خرجش درمانده می شوی و باز هم لذتی نمی بری. این بیگانه باشد یا نباشد معیار بود و نبودهای زندگی ما شده است و در پناه آن گاه عشق را هم فراموش می کنیم. گاه می آید و مدتی هست و گاه می رود و دیگر هم نمی آید.
گاه هر روز بیشتر و بیشتر می شود و گاه هر روز کمتر و کمتر. چه درد بزرگی است وحشت از فقر وحشت از نبودن این بیگانه؛ بیگانه ای که اکنون صاحبان اندیشه می گویند بودنش خوشبختی نمی آورد اما نبودنش حتما بدبختی به دنبال دارد.
اما من تنها ترسم از معیار شدن این بیگانه میان ما آدمیان است که گاه بخاطر این بیگانه من و شما انصاف را زیر پا می گذاریم، معرفت را خاک می کنیم و فراموش می کنیم این پول بودنش در اندازه رفع نیاز موهبت است و مابقی هر چه بیشتر عیار بیگانه پرستی ماست. این بیگانه همیشه بیگانه می ماند چه باشد چه نباشد خیلی حسرت نبودن و شوق بودنش را به دل راه ندهید.
(نویسنده: #سینا_ایرانپور_انارکی / یکشنبه 25 تیرماه 1396)
جمعه, 23 تیر 1396 19:47

تا پا به شهر خوب بهاران نهاده ام
گویی به شهر خویش رهی نو گشوده ام
گفت اصفهان خوشست به اوای زنده رود
بی زنده رود او به صفاهان روم چه سود
اینجا صفای کوه ودمن پاک وبی غش است
دارد هوای پاک که محبوب و دلکش است
صحرا پراز شکوفه وگلهای لاله گون
چون فرشی ازبهار که بوده به تیسفون
کبکان خوش خرام به هنگام صبحدم
ایند و نغمه ها به سرایند دم به دم
وقت غروب ورفتن خورشید شامگاه
زیباست اسمان زلالش ز نور ماه
رقص ستارگان ز پس شاخه های بید
شادابی ونشاط وصفارا دهد نوید
کهپایه های خرم و ازادی وحوش
بیننده را برد به فضایی زجنب وجوش
در پارک کوهساروبلندای این دیار
هر کس رود دمی بزداید زدل غبار
با جنگلی زسرو ودرختان رنگ رنگ
کز ابتدای شهر کشیدست بیدرنگ
تا انتهای شهر به دامان کوهسار
گردیده وعده گاه همه مردم دیار
اینجا جماعتی زهمه قوم درهم است
بی حاصل وفقیر زعقل وادب کم است
از کوچه های شهر اگر کرده ای گدر
بر مه رخان شهر اگر کرده ای نظر
شیراز وترک سیم وشش را رها کنی
صد شهر عشق را چو بخارا فدا کنی
این شهر محوریست زدانایی وادب
گر گویمش یهشت ندارید زمن عجب
گوید رجا چو مدح بهاران به صد غرور
خواهم من از خدا بدهد لدت حضور
(محمد رجایی انارکی)

پنج شنبه, 22 تیر 1396 11:31
انارک نیوز - این روزها عجیب تشنه نوشتنم. نیمه های شب بر می خیزم از قرار کسی به من می گوید وقت زیادی نداری بلندشو بنویس.
فقط می نویسم و سیراب نمی شوم. می نویسم و توهین و افترا می شنوم. می نویسم بی آنکه یک نفر جز او از من خواسته باشد، می نویسم شاید زمان تنگ است و باید آنچه نانوشته تحریر کنم. رسانه خودم شده ام و با همه رسانه ها بیگانه. ریالی از این نوشته ها درآمدی ندارم و قلمم بی قیمت شده است.  نمی دانم چرا هر چه می گذرد عرصه برایم تنگ تر می شود بخاطر ندارم تنگ نظری کرده باشم بخاطر ندارم بر کسی تنگ گرفته باشم خاطرم نیست از او هم نعمت فراوان خواسته باشم، اما امروز همه چیز در تنگناست و او می گوید فقط بنویس. می نویسم حتی اگر بازدیدکننده این نوشته ها عدد صفر را نشان دهد می نویسم حتی اگر هر روز یکی بلاکم کند یا لفت بدهد و برود.
تشنه ام آدم تشنه سراب هم که روبرویش باشد به امید قطره ای آب راه را ادامه می دهد. عجیب بی تفاوت شده ام عجیب بی خیالم منتظر چه اتفاقی هستم نمی دانم؛ دوباره صدایم می کند باید بروم از قرار قصه ای دیگر باید نوشت.
(#دلنوشته - سینا ایرانپور انارکی - چهارشنبه 21 تیر 1396)
جمعه, 29 فروردين 1393 12:56

همشهری وضع اقتصادی منطقه انارک را بررسی می کند

اصفهان-سینا ایرانپور انارکی: بخش انارک در شرق استان اصهان و با وسعت 18هزار کیلومتر مربع که بزرگ ترین بخش در اصفهان محسوب می شود، در 75 کیلومتری شهرستان نائین واقع شده است.
آسمان شب آن چشم نواز است و طبیعت مسحور کننده و بسیار جذابش کویرنوردان را به سوی خود می خواند، اما برجسته ترین ویژگی انارک غنی بودن ذخایر معدنی آن است که نزدیک به 2درصد از معادن ایران را در خود جای داده است. انارک یکی از مناطق قدیمی کشف و استخراج کانی های فلزی در جهان به شمار می رود و به گفته رئیس پیشین اداره صنایع و معادن شهرستان نائین، انارک را می توان «آکواریوم معدنی کشور» نام نهاد. «عباس بلانیان» ادامه می دهد: مجتمع معدنی «سرب نخلک» یکی از معادن انارک است که با 2هزار سال قدمت در 46کیلومتری شمال شرق انارک و در حاشیه کویر مرکزی قرار دارد.
در نخلک «آتشگاه»، «چهارطاقی» و «بقایایی از یک آبادی متعلق به معدنچیان دوره ساسانی» برجای مانده است که نشان می دهد در این منطقه از روزگاران باستان، تاسیسات معدن وجود داشته است. وی ادامه می دهد: اقتصاد شهر انارک همیشه به معدن وابسته بوده است و معادن «سرب نخلک»، «مس طالمسی»، «مس مسکنی»، «سرب سیاه کوه» و «طلای خونی» از ذخایر مهم حوزه انارک به شمار می آیند.
«حسن حسنی» نماینده شهرستان نائین در مجلس شورای اسلامی نیز در آیین آغاز عملیات بهره برداری از بزرگ ترین معدن مس استان اصفهان در بخش انارک یکی از ظرفیت های بالای منطقه انارک را معادن مس آن مطرح می کند.
«محمود گوهرین» که بزرگ ترین سرمایه گذار معدن مس استان اصفهان است نیز می گوید: بیشترین معادن مس استان اصفهان در حوزه انارک و در مسافتی کمتر از 100کیلومتر از معدن مسکنی انارک، قدیمی ترین و بزرگ ترین معدن مس استان اصفهان است. به گفته وی قدیمی ترین آثار مسی کشف شده متعلق به 4هزار و 100سال پیش از میلاد در سیلک کاشان است و بررسی ها و کاوش ها نشان می دهد که اهالی آن منطقه، مس مورد نیاز خود را از معدن مسکنی انارک تامین می کرده اند.
گوهرین می افزاید: تاریخچه بهره برداری این معدن، حاکی از آن است که 400 سال پیش یعنی از دوره صفویه تاکنون این معدن در چندین دوره مورد بهره برداری قرار گرفته است، اما در 20 سال اخیر فعالیت نداشت و به صورت متروکه در آمده بود. وی در مورد اقدامات و فعالیت های مهم انجام گرفته در این معدن می گوید: مطالعات زمین شناسی ناحیه ای و منطقه ای، نمونه برداری و مطالعات کانی شناسی و سنگ شناسی، ارزیابی ذخیره با استفاده از روش های جدید زمین آماری، ارائه گزارش پایانی اکتشاف و اخذ گواهی کشف از سازمان صنایع و معادن استان اصفهان، انجام مطالعات اکتشاف تکمیلی و استخراجی، اخذ پروانه بهره برداری معدن از سازمان صنایع و معادن، انتخاب روش فراوری کانسنگ در این معدن و انجام مطالعات در زمینه تامین آب از اقدمات مهم انجام گرفته در این معدن است.
سابقه راه اندازی کارخانه فراوری معدن سرب نخلک به سال 1330 می رسد و می توان از آن به عنوان نخستین کارخانه فراوری مواد معدنی ایران نام برد. این معدن به گفته رئیس پیشین اداره صنایع و معادن شهرستان نائین با توجه به قدمت وزیر زمینی بودن آن، به عنوان «موزه معدنی کشور» شناخته می شود و عملیات اجرایی موزه با تخصیص 10 میلیارد ريال اعتبار در حال انجام است.
کانی ها و معادن انارک
در انارک ذخایر متنوعی چون سرب، آهن، طلا، مولبیدن، پیریت، نیکل، کبالت، اورانیوم، مس، زاغ و آنتیموان یافت شده است. معادنی چون سرب نخلک، مس مسلکنی، مس طالمسی، طلای خونی، آهن خالو حیدر، آهن بته علم، معدن منگنز، نیکل چاه شوره، سرب و زغال سنگ سیاه کوه، کرومیت دم عبدوله، فیروزه و آهن چفت چغو، گوگرد معلا، طلای پتیار، معادن سنگ و خاک مختلف برخی از معادن نامگذاری شده در انارک هستند. اما فعلاً فقط معدن سرب نخلک فعال و سایر معادن آن سال هاست که غیر فعال شده اند.
همت، تلاش و سرمایه اهالی انارک
اما مردم انارک دست روی دست نگذاشتند. با تلاش مستمر و سرمایه گذاری بخش خصوصی، شرکت توسعه و عمران انارک تاسیس شد و به مرور زمان شرکت فراز معادن، بهره برداری از معادن سنگ را آغاز کرد و چند سال بعد انارک موفق به ایجاد یک شهرک صنعتی شد. کارخانه پودر سنگ (فراوری پودر میکرونیزه معدنی)، کارخانه پاکت سازی (زنجیره تامین صنایع سیمان)، شرکت سیمان انارک (بهره برداری از معادن اولیه سیمان)، شرکت آجرآژندانارک (بهره برداری از معادن خاک) از دیگر کارخانه هایی بودند که در مدت 10سال اخیر راه اندازی شده و یا همچون کارخانه سیمان و آجر در حال راه اندازی هستند.
راه اندازی معادن بدون کمک دولت
معادن و کارخانه های رونق گرفته در شهر انارک صرفاً خصوصی بوده و با سرمایه اشخاص حقیقی و بدون سرمایه گذاری دولت راه اندازی شده اند و از نکات قابل توجه دیگر تحصیلات مرتبط بسیاری از جوانان انارک در حوزه مهندسی معدن و زمین شناسی است که می تواند پشتوانه ای قوی برای راه اندازی معادن انارک باشد. معماری نسبتاً مناسب، فضای شهری و ترمیم آثار تاریخی همچون قلعه ها، توسعه امامزده شهر انارک، بازسازی مهمانسرای انارک که هم اکنون به محیطی زیبا با معماری سنتی و امکانات مناسب تبدیل شده است و ایجاد مجتمع رفاهی-گردشگری و رستوران در حاشیه جاده ورودی شهر، رونق بازار مسکن با رشد ساخت و ساز در شهرک اقماری شهید رجایی، شکل گیری موزه مردم شناسی انارک و طبیعت بکر و مزارع و باغ های زیبای اطراف انارک که شیفتگان بسیاری داشته و محلی مثال زدنی برای استراحت و لذت بردن از طبیعت است، همه و همه از مزایای انارک امروز است که به همت مردم سخت کوش این شهر محقق شده است.
کمبودها و چالش های انارک
بزرگ ترین چالش های مردم انارک در درجه نخست تامین آب آشامیدنی این شهر است و در این میان احیای سد آبی دره انجیر انارک در اولویت قرار دارد و علاوه بر آن به کارگیری تکنیک های آبخیزداری برای یافتن منابع آبی جدید و ذخیره سازی آب می تواند راهگشا باشد. اکنون بیشتر آب مصرفی انارک از مناطق اطراف و با تانکرهای آب تامین می شود و هر سال کم آبی گریبان گیر ساکنان این شهر است. اما چالش دوم، اتصال انارک به شبکه سراسری گاز است که این نیز تاثیر بسزایی در توسعه صنعتی شهر انارک خواهد داشت. بیش از 15 سال است که در شهر انارک لوله کشی گاز انجام شده است، اما هرگز گازی به این لوله تزریق نشده است. چالش سوم شهر انارک که کاملا به 2 چالش دیگر مربوط می شود، کمبود جمعیت این شهر است. انارک هم اکنون کمتر از 2هزار نفر سکنه دارد. قطعا تامین آب و گاز می تواند از مهاجرت بیشتر جلوگیری کند و با توجه به راه اندازی کارخانه های جدید، افراد و خانواده های بیشتری را به دلیل امکان اشتغال، به انارک جذب کند و به این ترتیب چالش جمعیتی شهر انارک رفع شود.
(سینا ایرانپور انارکی /  همشهری دوشنبه 22 خرداد 1391 شماره 5708، پیوست اصفهان)
جمعه, 09 تیر 1396 20:14
خرید هم یک تفریح و هم فرصتی برای جمع‌آوری اطلاعات از بازار و اقتصاد خرد کشور است. بازارگردی یکی از روش‌های بازاریابی و تحقیقات بازار است که تحلیل‌های اقتصادی و مدیریتی را به واقعیت نزدیکی می‌کند.
به فروشگاهی برای خرید لباس‌زیر مراجعه کردم؛ انواع لباس‌های زیر از مارک‌های مختلف داخلی و خارجی را در اختیار داشت اما به من یک مارک ترک را پیشنهاد کرد. طبق معمول گفتم لطفاً مارک‌های داخلی را پیشنهاد بدهید و با لبخند ادامه دادم آخه دیگه شورت و زیرپوش هم باید خارجی خرید کرد؟!
فروشنده گفت: من هم خوشحال می‌شوم جنس ایرانی بفروشم اما نمی‌خواهم شما برای اولین و آخرین بار از من خرید کنید! گفتم چطور مگه؟ نمونه جنس ایرانی را آورد و گفت طرح و کیفیت پارچه این مارک ایرانی و ترک را خودتان مقایسه کنید و اختلاف قیمت هم مدنظر قرار دهید اگر بازهم صلاح دانستید من حرفی ندارم جنس ایرانی ببرید.
مقایسه خیلی ساده بود: پارچه نخی، دوخت زیبا و شکیل، طراحی و برش‌های متقارن و سایزبندی مناسب مارک ترک اصلاً قابل قیاس با مارک ایرانی نبود و باوجود همه این برتری‌ها فقط دو هزار تومان جنس ایرانی ارزان‌تر به فروش می‌رسید. به فروشنده گفتم یعنی تولید این شورت و زیرپوش هم از عهده ایران خارج است؟ با پوزخند جواب داد بله آقا ما در ایران فقط قادر به تولید موشک و انرژی هسته‌ای هستیم!
بدجور حرف فروشنده من را در فکر فرو برد و چقدر راحت اقتصاد خرد این مملکت را به سیاست کلان آن گره زد!

به بازار پوشاک سرک می‌کشم شما نیز فراوان در این بازار مکاره قدم زده‌ و در حیرت قیمت‌ها فقط عبور کرده‌اید. از پوشک کودکان گرفته تا لباس مجلسی زنان و کت‌وشلوارهای مردانه، بازار در تسخیر برندهای ترک و چین است و سهم تولیدکننده داخلی از این بازار گسترده شاید کمتر از 20 درصد در انواع محصولات نساجی باشد.
صنعت نساجی به دلیل ایجاد صنایع جانبی و زنجیره تکمیل همانند مدلینگ، ریسندگی و بافندگی، مواد اولیه، انواع پوست و پشم دام از یک‌سو و از طرف دیگر گستردگی شبکه توزیع و فروش، یکی از صنایع دارای اولویت برای ایجاد اشتغال به شمار می‌رود. ایران روزگاری در این صنعت حرف‌های زیادی برای گفتن داشت و آثار تاریخی کارخانه‌های نساجی آن هنوز هم در شهرهای اصفهان و تهران موجود است.
اکنون برای پوشک کودکان که یکی از پرمصرف‌ترین محصولات نساجی به شمار می‌رود نیازمند بهره‌گیری از برندهای خارجی هستیم.تولید پوشک بچه نیاز به چه فناوری پیشرفته‌تری از موشک‌های نظامی دارد که قادر به ایجاد واحدهای تولیدی بومی با برندهای ایرانی نیستیم؟ از آن فاجعه بارتر چرا بزرگ‌ترین تولیدکننده پلی اکریل در خاورمیانه یعنی کارخانه پلی اکریل اصفهان باوجود نیاز داخلی و خارجی باید تعطیل شود؟

 شیعه هستیم و هر بار طرحی را برای حجاب و عفاف زنان سرزمینمان به اجرا درمی‌آوریم و دخترانمان را معذب می‌کنیم اما همچنان چادر مشکی را بیگانگان(ژاپن، چین، اندونزی) برای ما تولید می‌کنند! چرا باید تنها یک تولیدکننده کوچک در چهارمحال و بختیاری چادر مشکی تولید کند و چرا بعد از یک دهه همچنان سهمی از بازار نداشته باشد در حالی که ایران بزرگ‌ترین مصرف‌کننده چادر مشکی در دنیاست.
همیشه چالش اصلی برای تولید، وجود بازار مصرف است و در ایران صنعت پوشاک به دلیل گستردگی بازار و میزان مصرف داخلی با این چالش مواجه نیست اما بازهم در تولید بسیار ضعیف هستیم.
چه ساده موشک‌های پیشرفته خود را به آن‌سوی مرزها پرتاب کردیم و چه خوب همگی مسئولان از آن به‌افتخار یاد کردند و چه ذلت‌بار باید پوشک بچه، چادر مشکی، پیراهن، شورت و زیرپوش و ... از آن‌سوی مرزها وارد کنیم.
نظامی اقتصاد خوانده‌ای که وی را مدیری استراتژیست می‌شناختم چندی پیش جمله‌ای را به زبان آورد که بیشتر باور کردم که یک نظامی باید همیشه در لباس نظامی‌گری باقی بماند و پای به عرصه سیاست و اقتصاد نگذارد.
بااین بزرگوار اعلام کرد:" سپاه مشکل اقتدار را حل کرده اما دولت مشکل اقتصاد را حل نکرده است" بعضی جمله‌ها ظاهری زیبا و فریبنده دارند اما با اندکی تأمل به فاجعه طرز فکر و دیدگاه مملکت‌داری در ایران  می‌رسیم. چند سؤال از این نظامی اقتصاد خوانده دارم: نخست آیا سپاه و دولت دو نهاد جدا از یکدیگر هستند و اگر هستند چرا؟ مگر در یک نظام و در راستای یک هدف برای خدمت به مردم تشکیل نشده‌اند؟
دوم اقتدار موشکی یا نظامی واقعاً عامل بازدارندگی است؟ موشک‌ها و تجهیزات نظامی ما هرچقدر هم پیشرفته آیا آمریکا، اسرائیل، روسیه، چین، ترکیه، انگلستان و آلمان و سایر کشورهای تولیدکننده تسلیحات نظامی در جنگ مستقیم یا نیابتی مقابله‌به‌مثل نخواهند کرد؟
ژاپن، کره جنوبی و بسیاری از کشورهای اروپایی، ساختار نظامی خاصی در اختیار ندارند اما به دلیل توسعه اقتصادی و فرهنگی از جایگاه درخور توجهی در دنیا برخوردار هستند.پرسش اساسی این است که ما امنیت را برای چه می‌خواهیم؟ آیا فقط نبود جنگ کافی است یا رشد سرمایه‌گذاری، رفاه و آسایش مردم، اشتغال جوانان و کاهش جرم و بزهکاری باید نتیجه ایجاد امنیت باشد؟

مشکل اقتصاد را باید کل نظام برطرف کند نه اینکه نهادی به نهاد دیگر پاس دهد و دیگری را مقصر جلوه دهد. مشکل اقتصاد را با رفع موانع تولید در کنار رفع موانع فرهنگی و فکری حاکمان و مردم می‌توان حل کرد نه با دعوا پشت تریبون‌ و رسانه‌ها. مشکل اقتصاد را باید با ایجاد امنیت فکری و روانی برای سرمایه‌گذاران و کارآفرینان داخلی و خارجی برطرف ساخت.
از قیمت تمام‌شده موشک‌های ساخت ایران اطلاع دقیقی ندارم اما اطلاعات پراکنده و غیررسمی نشان می‌دهد قیمت هر موشک دور برد یک تا سه میلیارد تومان است. با بودجه موشک‌هایی که در شهرهای موشکی کشور ذخیره شده است قادر به تولید و صادرات چند میلیارد دلار پوشاک می‌توانستیم باشیم؟
ساخت موشک همراه  با تولید پوشک و پوشاک (کالای ایرانی) می‌تواند از یک‌سو عامل بازدارندگی و از سوی دیگر عامل صادرات دانش، فرهنگ، هنر و اقتصاد این کشور به تمام دنیا باشد تا کالای ایرانی را نماد اقتدار ایران بشناسند نه موشک‌هایش را. همه‌چیز از روش فکری و تعریف ما از امنیت و اقتدار ناشی می‌شود؛ واقعاً تا کی و کجا می‌توان جنگید؟
(سینا ایرانپور انارکی / جمعه ۹ تیر ۱۳۹۶)
سه شنبه, 30 خرداد 1396 20:08
معروف است که اگر می خواهید آگاه شوید یک کشور در حال توسعه است ابتدا وضعیت مدارس و کیفیت آموزش آن را بررسی کنید و اگر در بخش آموزش شاهد تحول بودید می توانید به توسعه آن کشور در آینده امیدوار باشید. در حیرتم که امیر کبیر در یکصد و شصت و سه سال قبل یعنی سال یک هزار و دویست و سی و سه شمسی چگونه از روند توسعه آگاه بود اما اکنون دوازده دوره ریاست جمهوری در ایران می گذرد و با وجود روسای جمهوری که مدارک دانشگاهی تا دکترا داشته اند همچنان کسی در اندیشه توسعه نیست. یکشنبه بیست و هشت خرداد ۹۶ در حالی که در خیابان ناصرخسرو تهران قدم میزدم از اتفاق بنای دارالفنون یادگار امیرکبیر را دیدم و نتوانستم بی تفاوت از کنار این اندیشه بزرگ گذر کنم. روحت شاد مرد بزرگ.
اینجا تهران، اینجا ناصر خسرو، اینجا دارالفنون.
(سینا ایرانپور انارکی - 29 خرداد 1396)