امروز: چهارشنبه 27 دی 1396 برابر با 16 ژانویه 2018

جمعه, 09 تیر 1396 20:14
خرید هم یک تفریح و هم فرصتی برای جمع‌آوری اطلاعات از بازار و اقتصاد خرد کشور است. بازارگردی یکی از روش‌های بازاریابی و تحقیقات بازار است که تحلیل‌های اقتصادی و مدیریتی را به واقعیت نزدیکی می‌کند.
به فروشگاهی برای خرید لباس‌زیر مراجعه کردم؛ انواع لباس‌های زیر از مارک‌های مختلف داخلی و خارجی را در اختیار داشت اما به من یک مارک ترک را پیشنهاد کرد. طبق معمول گفتم لطفاً مارک‌های داخلی را پیشنهاد بدهید و با لبخند ادامه دادم آخه دیگه شورت و زیرپوش هم باید خارجی خرید کرد؟!
فروشنده گفت: من هم خوشحال می‌شوم جنس ایرانی بفروشم اما نمی‌خواهم شما برای اولین و آخرین بار از من خرید کنید! گفتم چطور مگه؟ نمونه جنس ایرانی را آورد و گفت طرح و کیفیت پارچه این مارک ایرانی و ترک را خودتان مقایسه کنید و اختلاف قیمت هم مدنظر قرار دهید اگر بازهم صلاح دانستید من حرفی ندارم جنس ایرانی ببرید.
مقایسه خیلی ساده بود: پارچه نخی، دوخت زیبا و شکیل، طراحی و برش‌های متقارن و سایزبندی مناسب مارک ترک اصلاً قابل قیاس با مارک ایرانی نبود و باوجود همه این برتری‌ها فقط دو هزار تومان جنس ایرانی ارزان‌تر به فروش می‌رسید. به فروشنده گفتم یعنی تولید این شورت و زیرپوش هم از عهده ایران خارج است؟ با پوزخند جواب داد بله آقا ما در ایران فقط قادر به تولید موشک و انرژی هسته‌ای هستیم!
بدجور حرف فروشنده من را در فکر فرو برد و چقدر راحت اقتصاد خرد این مملکت را به سیاست کلان آن گره زد!

به بازار پوشاک سرک می‌کشم شما نیز فراوان در این بازار مکاره قدم زده‌ و در حیرت قیمت‌ها فقط عبور کرده‌اید. از پوشک کودکان گرفته تا لباس مجلسی زنان و کت‌وشلوارهای مردانه، بازار در تسخیر برندهای ترک و چین است و سهم تولیدکننده داخلی از این بازار گسترده شاید کمتر از 20 درصد در انواع محصولات نساجی باشد.
صنعت نساجی به دلیل ایجاد صنایع جانبی و زنجیره تکمیل همانند مدلینگ، ریسندگی و بافندگی، مواد اولیه، انواع پوست و پشم دام از یک‌سو و از طرف دیگر گستردگی شبکه توزیع و فروش، یکی از صنایع دارای اولویت برای ایجاد اشتغال به شمار می‌رود. ایران روزگاری در این صنعت حرف‌های زیادی برای گفتن داشت و آثار تاریخی کارخانه‌های نساجی آن هنوز هم در شهرهای اصفهان و تهران موجود است.
اکنون برای پوشک کودکان که یکی از پرمصرف‌ترین محصولات نساجی به شمار می‌رود نیازمند بهره‌گیری از برندهای خارجی هستیم.تولید پوشک بچه نیاز به چه فناوری پیشرفته‌تری از موشک‌های نظامی دارد که قادر به ایجاد واحدهای تولیدی بومی با برندهای ایرانی نیستیم؟ از آن فاجعه بارتر چرا بزرگ‌ترین تولیدکننده پلی اکریل در خاورمیانه یعنی کارخانه پلی اکریل اصفهان باوجود نیاز داخلی و خارجی باید تعطیل شود؟

 شیعه هستیم و هر بار طرحی را برای حجاب و عفاف زنان سرزمینمان به اجرا درمی‌آوریم و دخترانمان را معذب می‌کنیم اما همچنان چادر مشکی را بیگانگان(ژاپن، چین، اندونزی) برای ما تولید می‌کنند! چرا باید تنها یک تولیدکننده کوچک در چهارمحال و بختیاری چادر مشکی تولید کند و چرا بعد از یک دهه همچنان سهمی از بازار نداشته باشد در حالی که ایران بزرگ‌ترین مصرف‌کننده چادر مشکی در دنیاست.
همیشه چالش اصلی برای تولید، وجود بازار مصرف است و در ایران صنعت پوشاک به دلیل گستردگی بازار و میزان مصرف داخلی با این چالش مواجه نیست اما بازهم در تولید بسیار ضعیف هستیم.
چه ساده موشک‌های پیشرفته خود را به آن‌سوی مرزها پرتاب کردیم و چه خوب همگی مسئولان از آن به‌افتخار یاد کردند و چه ذلت‌بار باید پوشک بچه، چادر مشکی، پیراهن، شورت و زیرپوش و ... از آن‌سوی مرزها وارد کنیم.
نظامی اقتصاد خوانده‌ای که وی را مدیری استراتژیست می‌شناختم چندی پیش جمله‌ای را به زبان آورد که بیشتر باور کردم که یک نظامی باید همیشه در لباس نظامی‌گری باقی بماند و پای به عرصه سیاست و اقتصاد نگذارد.
بااین بزرگوار اعلام کرد:" سپاه مشکل اقتدار را حل کرده اما دولت مشکل اقتصاد را حل نکرده است" بعضی جمله‌ها ظاهری زیبا و فریبنده دارند اما با اندکی تأمل به فاجعه طرز فکر و دیدگاه مملکت‌داری در ایران  می‌رسیم. چند سؤال از این نظامی اقتصاد خوانده دارم: نخست آیا سپاه و دولت دو نهاد جدا از یکدیگر هستند و اگر هستند چرا؟ مگر در یک نظام و در راستای یک هدف برای خدمت به مردم تشکیل نشده‌اند؟
دوم اقتدار موشکی یا نظامی واقعاً عامل بازدارندگی است؟ موشک‌ها و تجهیزات نظامی ما هرچقدر هم پیشرفته آیا آمریکا، اسرائیل، روسیه، چین، ترکیه، انگلستان و آلمان و سایر کشورهای تولیدکننده تسلیحات نظامی در جنگ مستقیم یا نیابتی مقابله‌به‌مثل نخواهند کرد؟
ژاپن، کره جنوبی و بسیاری از کشورهای اروپایی، ساختار نظامی خاصی در اختیار ندارند اما به دلیل توسعه اقتصادی و فرهنگی از جایگاه درخور توجهی در دنیا برخوردار هستند.پرسش اساسی این است که ما امنیت را برای چه می‌خواهیم؟ آیا فقط نبود جنگ کافی است یا رشد سرمایه‌گذاری، رفاه و آسایش مردم، اشتغال جوانان و کاهش جرم و بزهکاری باید نتیجه ایجاد امنیت باشد؟

مشکل اقتصاد را باید کل نظام برطرف کند نه اینکه نهادی به نهاد دیگر پاس دهد و دیگری را مقصر جلوه دهد. مشکل اقتصاد را با رفع موانع تولید در کنار رفع موانع فرهنگی و فکری حاکمان و مردم می‌توان حل کرد نه با دعوا پشت تریبون‌ و رسانه‌ها. مشکل اقتصاد را باید با ایجاد امنیت فکری و روانی برای سرمایه‌گذاران و کارآفرینان داخلی و خارجی برطرف ساخت.
از قیمت تمام‌شده موشک‌های ساخت ایران اطلاع دقیقی ندارم اما اطلاعات پراکنده و غیررسمی نشان می‌دهد قیمت هر موشک دور برد یک تا سه میلیارد تومان است. با بودجه موشک‌هایی که در شهرهای موشکی کشور ذخیره شده است قادر به تولید و صادرات چند میلیارد دلار پوشاک می‌توانستیم باشیم؟
ساخت موشک همراه  با تولید پوشک و پوشاک (کالای ایرانی) می‌تواند از یک‌سو عامل بازدارندگی و از سوی دیگر عامل صادرات دانش، فرهنگ، هنر و اقتصاد این کشور به تمام دنیا باشد تا کالای ایرانی را نماد اقتدار ایران بشناسند نه موشک‌هایش را. همه‌چیز از روش فکری و تعریف ما از امنیت و اقتدار ناشی می‌شود؛ واقعاً تا کی و کجا می‌توان جنگید؟
(سینا ایرانپور انارکی / جمعه ۹ تیر ۱۳۹۶)
سه شنبه, 30 خرداد 1396 20:08
معروف است که اگر می خواهید آگاه شوید یک کشور در حال توسعه است ابتدا وضعیت مدارس و کیفیت آموزش آن را بررسی کنید و اگر در بخش آموزش شاهد تحول بودید می توانید به توسعه آن کشور در آینده امیدوار باشید. در حیرتم که امیر کبیر در یکصد و شصت و سه سال قبل یعنی سال یک هزار و دویست و سی و سه شمسی چگونه از روند توسعه آگاه بود اما اکنون دوازده دوره ریاست جمهوری در ایران می گذرد و با وجود روسای جمهوری که مدارک دانشگاهی تا دکترا داشته اند همچنان کسی در اندیشه توسعه نیست. یکشنبه بیست و هشت خرداد ۹۶ در حالی که در خیابان ناصرخسرو تهران قدم میزدم از اتفاق بنای دارالفنون یادگار امیرکبیر را دیدم و نتوانستم بی تفاوت از کنار این اندیشه بزرگ گذر کنم. روحت شاد مرد بزرگ.
اینجا تهران، اینجا ناصر خسرو، اینجا دارالفنون.
(سینا ایرانپور انارکی - 29 خرداد 1396)
چهارشنبه, 17 خرداد 1396 12:51

صنایع شیمیایی در ایران با توجه به مزیت‌ها و فرصت‌های سرمایه‌گذاری یکی از سودآورترین صنایع کشور به شمار می‌رود. این صنعت گسترده و با حلقه‌های تکمیلی فراوان در بخش پایین‌دستی اما همچنان با رویه‌های سنتی و غیر سیستمی مدیریت می‌شود. حاشیه سود فراوان از یک سو و نبود نظارت کافی در قیمت‌گذاری و تشخیص بهای تمام‌شده در صنایع شیمیایی کشور موجب شده است دلالی در این صنعت مهم‌ترین عامل عدم توسعه شناخته شود. تقریباً بیشتر محصولات شیمیایی تولیدی در کشور فاقد قیمت ثابت و مشخصی است و این رقابت ناسالم به نام تولید اما به کام دلال تمام می‌شود تا تولیدکننده در لباس تولید دلالی کند.
ادامه
یکشنبه, 14 خرداد 1396 12:25
مجموعه دو جلدی «ماه‌نوش و صورتک‌های آسمانی» نوشته مریا یزدانی با تصویرگری آیدین سلسبیلی از سوی انتشارات هوپا روانه بازار کتاب شد.
به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) مجموعه دو جلدی «ماه‌نوش و صورتک‌های آسمانی» نوشته مریا یزدانی با تصویرگری آیدین سلسبیلی و عنوان‌های «جادوی ستارگان» و «ترانه‌های توکانا» به تازگی از سوی انتشارات هوپا برای کودکان و نوجوانان منتشر شده است.

در این مجموعه ماجراهای خواهر و برادر کوچکی به نام‌های «پارسا» و «ماه‌نوش» بیان می‌شود که برای سه ماه تابستان به همراه مادرشان به خانه پدربزرگشان که در شهر دیگری است، می‌روند تا از پدربزرگ مواظبت کنند. مادر بچه‌ها زنی بی‌حوصله و سخت‌گیر است اما پدربزرگ، مردی خوش‌اخلاق و مهربان است. بچه‌ها به او علاقه‌مند می‌شوند و در طول سه ماهی که در خانه پدربزرگ هستند ماجراهای عجیبی برایشان رخ می‌دهد. یکی از این ماجراها که در دومین جلد این مجموعه یعنی «ترانه‌های توکانا» به آن پرداخته می‌شود دیدار ماه نوش با یک جادوگر پیر در جنگل است، جادوگری که همه موجودات را تبدیل به سنگ می‌کند اما هرچه ورد می‌خواند نمی‌تواند ماه‌نوش را تبدیل به سنگ کند.
داستان این‌گونه آغاز می‌شود: «آن‌روز یکی از بهترین روزهای زندگی «ماه‌نوش» و «پارسا» بود. مسافرت به شهر یک «پدربزرگ» عجیب و غریب و دوست‌داشتنی. آن هم نه مثل همیشه برای یکی دو روز، بلکه برای سه ماهِ تابستان!
«مهناز خانم» که چمدان‌های قرمزش را دنبالش می‌کشید بلند گفت: «یعنی واقعاً می‌خوای گلدونه رو با خودت بیاری اونجا؟ کوتاه هم که نمی‌آی؟ نه؟!
ماه‌نوش گفت: «می‌ذارمش رو پاهام! بابا یادش می‌ره! خشک می‌شه!‌ شاید عنکبوته تشنه‌ش بشه!»
پارسا گفت: «روی پای خودشه! چی کار به تو داره؟!»
از پله‌های اتوبوس که بالا رفتند، «پدر» هم پشت سرشان بالا آمد. گلدانِ بلندی تو بغلش بود. دوباره گفت: «ببین مهناز!‌ چهار تا چمدونه. دو تا کوله. یه گلدون. اثاث‌ها جهنم!‌
حواست به بچه‌ها باشه! چشم ازشون برندار! پارسا مامانت رو اذیت نکنی‌ها! باشه پسرم؟ ماه‌نوش جون کاری نداری بابا؟» و ماه‌نوش را آرام بوسید و گلدان را روی پایش گذاشت.
پدر به طرف در رفت. قبل از پیاده‌شدن، چند بار دیگر هم برگشت و نگاهشان کرد. ماه‌نوش پشت برگ‌ها فرو رفته بود.»

در بخشی از کتاب «ترانه‌های توکانا» می‌خوانیم: «ماه‌نوش پرنده را با توپ و تَشَر پراند و به طرف برکه راه افتاد تا خارپشت را پیدا کند. او را بلندتر از همیشه صدا می‌زد و جلو می‌رفت. در گوشه و کنار مسیرش، تابلوهایی بود که رویش نوشته بود: «خطر مرگ»، «محدوده‌ تمساح‌ها»، «خطر جادوگر»، «احتمالِ سنگ‌شدن»، «خدانگهدار!»، «طلسم قهوه‌ای»، «لطفاً برگرد!»، «کمی عاقل باش!» اما ماه‌نوش نمی‌توانست هیچ‌کدام را ببیند، بنابراین جلو و جلوتر رفت.
پرنده‌ها و راسوهای نارنجی به لباسش می‌چسبیدند و سعی می‌کردند جلویش را بگیرند. پشه‌ها نیشش می‌زدند که برگردد. اما او خارپشت را صدا می‌زد و در دلِ جنگل جلو می‌رفت.
ماه‌نوش که ردی از خارپشت نجسته بود، مثل شبحی بنفش بیشتر و بیشتر در سبزی غلیظ جنگل فرو می‌رفت.
ساعت‌ها گذشت. کم‌کم سکوت سنگینِ دور و برش او را به خود آورد، حتی دریغ از نغمه‌ی یک پرنده، آواز یک جیرجیرک یا وزوز یک پشه‌کوره. کمی جلوتر محدوده‌ی باتلاق‌های کوچک بود که قولوپ قولوپ صدا می‌کردند. ماه‌نوش حس کرد در میان گاز بدبویی که بوی تخم‌مرغ داشت، راه می‌رود.»

مریا یزدانی، متولد 1356 است. «پای جدید اردک کوچولو» نام داستان کوتاهی به قلم این نویسنده است که در مجموعه‌ای به نام داستان‌هایی برای نوجوانی آهوی اول به چاپ رسیده و موفق به دریافت جایزه‌ آهوی نقره‌ای از جشنواره‌ ادبی کومش شده است. او همچنین گردآوری و تصحیح کتاب ماما آش پخت را به عهده داشته که مجموعه‌ای از انشاهای فرزندان کارکنان معدن در یک منطقه‌ کویری به نام انارک است. نقاشی و تصویرگری برای کودکان از فعالیت‌های دیگر اوست.
آیدین سلسبیلی، در سال 1360 متولد شد. او کارشناس گرافیک کامپیوتری، عضو پیوسته انجمن تصویرگران ایران و عضو هیأت مدیره‌ سازمان جهانی گرافیک کامپیوتری است. آیدین سلسبیلی تاکنون بیش از 20 نمایشگاه انفرادی و گروهی در زمینه‌ی تصویرگری نقاشی، حجم و هنرهای مفهومی برگزار کرده است. از آثار او می‌توان به تصویرگری سه‌بعدی شاهنامه فردوسی و طراحی موزه‌ی مجازی آثار باستانی ایران اشاره کرد. طراحی شخصیت‌های سه‌بعدی برای پروژه‌های پویانمایی و بازی‌های رایانه‌ای از عمده فعالیت‌های اوست.
انتشارات هوپا مجموعه دو جلدی «ماه‌نوش و صورتک‌های آسمانی» را با شمارگان هزار نسخه و قیمت 180 هزار ریال برای هر جلد منتشر کرده است.
(کد مطلب: 248843 / 14 خرداد 1396 ساعت 10:00)
جمعه, 12 خرداد 1396 00:29
شهرداری یک مسئولیت دشوار و دارای گستردگی موضوعی است. شهردار یک شهر به‌صورت مستقیم در کیفیت زندگی شهروندان نقش دارد. عمران و آبادانی، بهداشت و محیط‌زیست، معماری و زیباسازی، فرهنگ و هنر، مشاغل شهری، عبور و مرور، رفاه و امکانات، حقوق شهروندی و به‌طور کلی همه آنچه یک شهروند برای زندگی به آن نیاز دارد را یک شهردار باید فراهم کند. نقش شهرداران در زندگی مردم بدون تردید بیش از مقامات عالی‌رتبه کشوری و حتی رئیس‌جمهور است و بنابراین انتخاب فردی آگاه نسبت به تمامی حوزه‌های شهری و آرمان‌گرا جهت ایجاد رفاه برای شهروندان از اهمیت بالایی برخوردار است.
پیش از تشکیل شوراهای اسلامی شهر، شهرداران با گزینش و صلاحدید وزارت کشور بر کرسی مدیریت شهری تکیه می‌زدند و اکنون طی چهار دوره گذشته و آغاز پنجمین دوره شورای شهر این اعضای پارلمان شهر هستند که شهردار را انتخاب و معرفی می‌کنند. انتصاب و یا انتخاب شهرداران نیز همانند سایر مقامات دولتی بیش از آنکه بر اساس شایستگی انجام شود بر پایه روابط فرد با مقامات انجام شده است. در سال‌های اخیر نیز علاوه بر روابط خاص با مدیران رده بالا برخورداری از مدرک دکترا و تحصیلات عالی به سایر عوامل گزینشی افزوده شده است.
در ایران تخصص گرایی، برخورداری از سوابق کارا و مؤثر در حوزه مدیریتی مورد نظر، آگاهی از نیازهای سازمانی و درخواست‌های موجود نقش چشمگیری در انتخاب مدیران ندارد. اعضای شوراهای شهر بیش از آنکه در حوزه شهری دارای تخصص باشند از سایر زمینه‌ها پای به عرصه مدیریت شهری می‌گذارند و از این رو همیشه این شهرداران هستند که شورا را هدایت و راهبری می‌کنند که خود یک آسیب جدی برای اداره شهر برشمرده می‌شود.
بدون تردید مهم‌ترین عامل برای گزینش یک شهردار برخورداری از سوابق و تجارب در حوزه مدیریت شهری است. ارزیابی عملکرد فرد در گذشته و بررسی نقاط قوت و ضعف مدیریتی وی می‌تواند بهترین راهکار برای سنجش توانایی‌های یک مدیر باشد. با این اوصاف در شهر اصفهان با وجود چالش‌های فراوان زیست‌محیطی، ترافیکی و طراحی نا به هنجار شهری از یک‌سو و بحران درآمدزایی از سوی دیگر در شهرداری چه کسی باید بر صندلی بالاترین مقام شهری تکیه بزند؟
اصفهان در یک دهه گذشته با بحران شدید مدیریت شهری و استانی مواجه بوده است. وضعیت نا به سامان منابع آبی، خشکی زاینده‌رود و تالاب گاوخونی، رشد مهاجرت به مرکز استان، توقف اجرای پروژه‌های زیرساختی و فرار سرمایه‌گذاران نتایج مدیریت ضعیف شهرداران و استانداران اصفهان بوده است.
مدیران اصفهانی به قدرت لابی‌گری و تعاملات سازنده با مقامات ارشد، شهره عام و خاص هستند. نصف جهان آن‌قدر ظرفیت و منابع در اختیار دارد که با اندکی تدبیر و تعامل می‌توان به‌سادگی جایگاه آن را تا سطح بهترین سکونتگاه‌های خاورمیانه و حتی خاور دور ارتقا داد.
اصفهان در شرایط کنونی به شهرداری نیاز دارد که در درجه نخست تجربه‌ای موفق در مدیریت شهری را از خود به نمایش گذاشته باشد. مدیران دولتی و صاحب‌نام گزینه‌های خوبی برای اداره یک شهر با بحران‌های مختلف اصفهان نیستند. این شهر به مدیری نیاز دارد که بتواند با راهکارهای بخش خصوصی و عدم وابستگی به درآمدهای مالیاتی و فروش تراکم اداره شود.
این مدیر شهری باید از تجارب شهرهای مدرن و توسعه‌یافته دنیا آگاهی داشته باشد و تلاش کند با راهکارهای روز مدیریت شهری در جهان مشکلات را برطرف کند. طراحی پارکینگ‌های مدرن، استانداردسازی خیابان‌ها، جلوگیری از هدر رفت منابع آبی و بازچرخانی آب با فناوری‌های روز دنیا و رشد خطوط حمل‌ونقل عمومی و ... بخشی از راهکارهای لازم برای بهبود کیفیت زندگی در شهر اصفهان است.
جذب مشارکت مردمی و بخش خصوصی در اجرای پروژه‌های شهری، ایجاد منابع درآمدی جدید برای شهرداری و توسعه مشاغل شهری موضوع مهم دیگری است که شهردار اصفهان باید قادر به اجرای آن باشد. تعامل با سایر شهرهای جهان و جذب سرمایه‌گذاران خارجی را نیز باید از حرف به عمل نزدیک کند.
ارتباط با مقامات عالی نظام و دولت از دیگر ویژگی‌های شهردار جدید اصفهان باید باشد. مدیریت شهر اصفهان با بحران‌های موجود بدون تعامل کارساز و مؤثر با سران نظام امکان‌پذیر نیست و بنابراین شهردار اصفهان باید دیپلماسی را نیز به‌خوبی بشناسد.
مسعود صرامی، مدیرعامل شرکت پرستیژلند ایران از معدود چهره‌های سرشناس اصفهان است که تمام ویژگی‌های بالا را یک جا در اختیار دارد. صرامی دکترای مدیریت یا هر رشته دیگری را ندارد اما اجرای هم‌زمان دو ابر پروژه شهری یعنی اصفهان سیتی سنتر و شهرک سلامت اصفهان به‌وسیله شرکت تحت مدیریت وی که همراه با جلب سرمایه‌گذار خارجی و مشارکت بخش خصوصی بوده است؛ گواه توانایی‌های این فعال اقتصادی در مدیریت شهری است.
موفقیت اصفهان سیتی سنتر به عنوان یکی از 10 شاپ مال بزرگ دنیا و تداوم روند توسعه آن در یک دهه گذشته به‌خوبی نشان می‌دهد این مجموعه هدفمند و با رویکرد مشتری مداری در سطح استانداردهای جهانی مدیریت می‌شود.
اجرای هم‌زمان پروژه شهرک سلامت به‌وسیله مسعود صرامی نیز بیانگر توجه این سرمایه‌گذار به ضرورت‌های رفاهی و بهداشتی شهروندان اصفهانی است. شهرک سلامت و اصفهان سیتی سنتر تا ابتدای سال 97 تکمیل و آماده بهره‌برداری می‌شوند و با همین دو پروژه اصفهان در بهبود استانداردهای کیفیت زندگی در صدر شهرهای کشور و حتی خاورمیانه قرار خواهد گرفت.
مدیرعامل پرستیژلند ایران از روابط و دیپلماسی خوبی نیز در تعامل با مقامات عالی کشور نیز برخوردار است. تاکنون بیشتر وزرای وقت و معاونان رئیس‌جمهور نیز از این مجموعه بازدید داشته‌اند و همچنین صرامی در مدیریت بحران‌های مجموعه همانند حادثه ریزش سقف پارکینگ و یا آتش‌سوزی ساختمان در حال ساخت نیز عملکرد خوبی از خود به نمایش گذاشته است.
اصفهان سیتی سنتر از بخل و تنگ‌نظری برخی چهره‌ها نیز در امان نبوده است و با جوسازی‌های فراوان تلاش کرده‌اند تکمیل این پروژه را به بهانه‌های مختلف متوقف کنند اما صرامی از عهده این نوع رفتارهای سیاسی نیز به‌خوبی برآمده است.
دیگر شهر اصفهان به یک آقای دکتر اتوکشیده، خوش‌چهره و بله‌ قربان‌گو نیازی ندارد. مردم اصفهان یک شهردار با تجربه و موفق در حوزه مدیریت شهری می‌خواهند که قادر باشد با دیدگاه‌های نوین و تجارب جهانی، نصف جهانشان را اداره کند. شورای شهر جدید اصفهان به‌جای انتخاب از میان اعضای خود و یا بررسی چهره‌های اصلاح‌طلب استانی و کشوری اندکی جسارت به خرج دهد و مدیری کارآزموده و غیرسیاسی را برای شهرداری اصفهان برگزیند؛ این حداقل انتظار مردم از اصلاح‌طلبان راه یافته به شورای شهر است.
[ پنجشنبه ۱۱ خرداد ۱۳۹۶ ] [ 1:35 ] [ سینا ایرانپور انارکی ]
شنبه, 06 خرداد 1396 18:28
کس زخیروشراین دنیای دون اگاه نیست
نقدکن اکنون سعادت رامجال اه نیست
چون نشدافشا برای کس چه باشد پیش رو
شاد زی کین راه ورسم زندگی دلخواه نیست
راز هستی را که میداند که برماروکند
جزنسیم صبحگاهان کس از ان اگاه نیست
ما به معشوق ار نمودیم ره ز عقل خویش بود
ایتی دیدیم وگفتیم او به جز الله نیست
هر که شد مشتاق کوی دوست اورا نیست باک
چون نیازش برطبیب ورای درمانگاه نیست
بر در استان جانان گفت سر باید نهاد
کندر انجا صحبت از شغل ومقام وجاه نیست
می خرامد عابد عاشق بدین درگه سحر
زاهد مغرور را ره سوی این درگاه نیست
با نسیم صبحگاهان گفتم ای ازاده خو
فاش گویم جز دوچندی کس رفیق راه نیست
گو رجا را گوشدار کندر سرا ی اخرت
جزبد و خوب عمل نقشی ترا همراه نیست
(تقدیم به دوستان گرانقدر. محمدرجایی انارکی)
شنبه, 30 ارديبهشت 1396 11:56
برای کشاندن مردم پای صندوق رای نظام از هیچ چیز دریغ نمی کند. انتخابات که نزدیک می شود ایران آزاد آزاد می شود. شعر و ترانه و موسیقی در لحظه لحظه هایمان جاری می شود و تمام مسئولان نظام خاطرخواهمان می گردند و از یارانه گرفته تا کلام عاشقانه ما را سرشار می کنند. قید و بندهای بیهوده هم برداشته می شود. وعده های بی پایه و اساس هم که خوراک هر روزمان می کنند.
مردم هم مثل همیشه می آیند اما مطمئنم این جماعت نه بخاطر یارانه و نه وعده و وعیدها و نه بی قیدی ها پای صندوق رای سبز نمی شوند؛ اینها می آیند تا امید زنده بماند و  شاید تدبیری رقم بخورد. این مردمان نه رییس می خواهند و نه روحانی به کارشان می آید. اینها فقط تشنه محبت هستند تشنه ذره ای انصاف اما چه افسوس که ناظران و مجریان انتخابات زیر هوای خنک کولرها سوختن آنها را مثل ۳۸ سال گذشته نمی بینند.
تعداد مجریان کم، فضای های برگزاری نامناسب و رفتارهای نادرست جز بی انصافی از هیچ کجا نشات نمی گیرد. یعنی این رای که مدعی هستیم رای به نظام است نباید با رضایت اخذ شود؟! دلم برای کودکی که همراه پدر و مادرش زیر آفتاب و در صف طولانی گریه می کرد، سوخت. دلم برای آن پیرزن و پیرمرد ناتوان که قادر به ایستادن نبودند، شکست. دلم دل دل می کند، دلم انصاف می خواهد. بی انصافی تا کجا هم وطن؟!
[ شنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۶ ] [ 8:38 ] [ سینا ایرانپور انارکی ]
شنبه, 30 ارديبهشت 1396 11:49
سینا ایرانپور انارکی فرزند علی در تاریخ 25/2/1364 در شهر انارک از توابع شهرستان نائین به دنیا آمد. وی تا مقطع دیپلم علوم تجربی را در شهر انارک گذارند و پس از آن برای ادامه تحصیل همراه با خانواده به شهر اصفهان مهاجرت کرد. وی همزمان با تحصیل در مقطع پیش دانشگاهی وارد رادیو اصفهان شد و تلاش کرد مهارت نویسندگی خود را در حوزه رسانه به کار گیرد اما موانع و شرایط خاص فعالیت در صدا و سیما منجر شد پس از دو سال از ادامه همکاری منصرف شود.
سال 84 پیش از ورود به دانشگاه فعالیت خود را در سازمان آگهی های سرپرستی روزنامه همشهری استان اصفهان آغاز کرد که این تجربه بسترساز ورود وی به عرصه فعالیت های بازرگانی گردید. همزمان با فعالیت در سازمان آگهی ها تحت آموزش های مرحوم محمد رضا ثقفیان از اساتید حوزه خبر، نگارش متون مختلف برای حاشیه نیازمندی های جامع شهر را آغاز کرد.
در مهر ماه 1384 وارد دانشگاه آزاد واحد مبارکه شد و ظرف مدت 7 ترم در مقطع کارشناسی(لیسانس) در رشته مدیریت صنعتی فارغ التحصیل گردید. تحصیل همزمان در رشته مدیریت و کار در واحد بازاریابی و فروش شرکت هایی همچون همشهری ، چهل پنجره اسپادانا، دهکده جهانی سینا و در صنایع مختلف موجب شد دانش و مهارت های مدیریتی خود را ارتقا دهد.
آشنایی با گروه تحقیقات بازار پیک سانگ (آوای تصویر) و تجربه آموزی در این حوزه علاقه وی به رشته مدیریت را افزایش داد و کم کم خود را به عنوان یک تحلیلگر و مشاور مدیریت معرفی کرد. تجربه کار در صنعت و اجرای سیستم های ایزو در شرکت های قطعه سازی خودرو و مواد غذایی، حلقه دانش و مهارت های مدیریتی این کارشناس را تکمیل کرد.  در اسفند ماه 1388 در حالی عازم خدمت سربازی در نیروی زمینی ارتش شد که سابقه چهار سال فعالیت را در روزمه خود داشت.
ایرانپور انارکی با وجود تحصیلات مدیریت و کار در بخش های صنعتی و بازرگانی هرگز نتوانست نوشتن را کنار بگذارد و در آذر ماه 1385 همکاری خود را با سرویس اجتماعی روزنامه سراسری جام جم آغاز نمود که نخستین تجربه حرفه ای وی در حوزه رسانه های مکتوب به شمار می رفت.
وی در خاطرات خود می گوید: در کلاس سوم دبستان مطلب کوتاهی را برای مجله پوپک(ویژه کودک و نوجوان) ارسال کردم که در شماره جدید آن منتشر شد و این نخستین بار بود که نام خود را در یک نشریه مشاهده کردم و از شدت خوشحالی در پوست خود نمی گنجیدم.
پس از خدمت سربازی به فعالیت خود در عرصه بازاریابی و فروش ادامه داد اما پس از مدتی دغدغه هایی که برای نوشتن داشت موجب شد کار با روزنامه هایی همچون همشهری و زاینده رود را آغاز کند و با گذشت چند ماه به عنوان دبیر سرویس اقتصادی به استخدام روزنامه اصفهان امروز در آمد.
فعالیت وی به صورت تخصصی در حوزه اقتصاد و پیگیری های گسترده وی در ارتباط با فعالان اقتصادی و چالش های این بخش مهم کشور بسترساز شهرت ایشان به عنوان یکی از روزنامه نگاران خوش آتیه در استان اصفهان گردید. دو سال متوالی موفق به دریافت جایزه یادداشت برتر در بخش فنی و موضوعی در سال های 1392 و 1393 از جشنواره مطبوعات استان اصفهان شد و بدین ترتیب جایگاه خود را در عرصه رسانه های مکتوب استانی تثبیت کرد. همکاری با هفته نامه سراسری دنیای کسب و کار بار دیگر کمک کرد این روزنامه نگار با مطبوعات تهران ارتباط برقرار کند و توانایی های خود را در سطح ملی به نمایش بگذارد.
سال 1392 تصمیم به ادامه تحصیل در رشته مدیریت گرفت و این بار در مقطع کارشناسی ارشد مدیریت اجرایی گرایش استراتژیک در دانشگاه آزاد واحد تهران مرکز پذیرش شد. همزمان در دوره های بنیادی و تکنیکال بورس نیز شرکت کرد و توانست با فعالیت در بورس دانش اقتصادی خود را نیز افزایش دهد.
سال 1393 با ناامیدی از محدودیت های فعالیت های رسانه ای در استان اصفهان عازم تهران شد و فعالیت خود را به عنوان خبرنگار سرویس صنعت و معدن در روزنامه اقتصادی تعادل آغاز کرد. کار در کنار خبرنگاران حرفه ای و با تجربه و تحت نظارت یکی از روزنامه نگاران برجسته کشور یعنی محمد صادق جنان صفت موجب شد مهارت های روزنامه نگاری وی ارتقا یابد و پس از سه ماه نیز توانست دبیری سرویس اقتصادی تعادل را بر عهده بگیرد. فعالیت ایرانپور در تهران متاسفانه دوام چندانی نداشت و به دلایل خانوادگی ناگزیر به بازگشت به اصفهان شد.
سینا در بازگشت به اصفهان بار دیگر به عنوان دبیر سرویس اقتصادی فعالیت خود را در روزنامه اصفهان امروز از سر گرفت و پس از مدتی نخستین ویژه نامه روزانه اقتصادی در استان اصفهان را در این روزنامه منتشر کرد. درآمد کم، محدودیت های رسانه ای، احتیاط بیش از اندازه مدیر مسئول بار دیگر وی را از ادامه فعالیت در رسانه ناامید کرد و این بار تصمیم گرفت برای همیشه کار در رسانه را رها کند و مرتبط با رشته تحصیلی و بخش بازرگانی فعالیت خود را ادامه دهد.
سال 1394 یکی از سال های دشوار زندگی سینا بود. پس از قطع همکاری با روزنامه اصفهان امروز بر خلاف انتظار مدت ها بیکار شد و در همان مقطع مادر خود بر اثر جراحی قلب باز از دست داد که وی از این اتفاق به ناگوارترین رویداد زندگی خود یاد می کند. پس از آن شرایط بسیار دشوار شد اما مثل همیشه در اوج ناامیدی نتوانست تلاش خود را متوقف کند و سرانجام در بهمن ماه همان سال به عنوان کارشناس تحقیقات بازار در یک شرکت تولیدکننده مواد شیمیایی استخدام شد.
ایرانپور انارکی پس از جدایی از رسانه اما باز هم نتوانست نوشتن را کنار بگذارد و در اوج مشکلات خیلی زود نوشتن را از سر گرفت و با وجود شرایط دشوار زندگی و آسیب های روحی بر روی وبلاگ خود متمرکز شد و انتشار یادداشت های جنجالی در وبلاگ شخصی اش چهره ای متفاوت از آقای نویسنده به نمایش گذاشت. یادداشت های چالش بر انگیز وی درباره عملکرد اتاق بازرگانی اصفهان و شهرداری اصفهان نام وی را بر سر زبان ها انداخت و کم کم برند سینا ایرانپور انارکی به جایگاه بالاتری نزد افکار عمومی بویژه فعالان اقتصادی دست پیدا کرد.
سینا درباره واکنش های فعالان اقتصادی درباره یادداشت هایش می گوید: برایم بسیار عجیب بود برخی افراد از هیات نمایندگان اتاق اصفهان با من تماس می گرفتند و یادداشت های من را تقدیر می کردند اما همان ها در جلسات خصوصی اتاق مدعی شده بودند ایرانپور از ما پول خواسته است و چون پولی به وی پرداخت نکرده ایم بر علیه ما این یادداشت ها را منتشر می کند. وی در ادامه می گوید:پس از مدتی حتی ریاست اتاق با من جلسه گذاشت و پیشنهاد داد به عنوان مشاور و با حقوق و مزایای خیلی خوب در اتاق حضور داشته باشم و فشار قلمم را از روی اتاق بردارم اما با مشورت دوستان متوجه شدم هدف از این پیشنهاد صرفا خریدن قلم من هست و با پذیرفتن پیشنهاد آنها در حقیقت تمام حرف هایی که درباره ام می زدند را تایید خواهم کردم. هرگز نپذیرفتم و 10 روز بعد یادداشت تندتری را منتشر کردم.
وبلاگ دانسته های یک عشق نویسندگی (anaraki.blogfa.com  ) هر روز با رشد تعداد بازدید کننده روبرو بود و به خوبی توانست خلاء رسانه های موجود را که گرفتار خط قرمزهای فراوان و مدیران محتاط بود، جبران کند. با گذشت یکسال دوری از رسانه ها در حالی که همکاران رسانه ای فکر می کردند سینا از رسانه ها طرد شده است و کسی حاضر به انتشار نوشته های وی نیست با درخواست روزنامه دنیای اقتصاد همکاری خود را با این رسانه جهت ارائه یادداشت های تخصصی شروع کرد. انتشار یادداشت های تخصصی وی در این روزنامه پرمخاطب اثبات کرد وقتی هدفمند و با علاقه کار کنی شاید کمی دیر اما حتما مخاطب و مشتری خود را خواهی یافت.
اگرچه اکنون رسانه های استانی و سراسری از وی درخواست همکاری و ارائه یادداشت و گزارش دارند اما سینا به شدت معتقد است وقتی برای دل خودش و به دور از محدودیت های رسانه ای دست به قلم می شود لذت بیشتری از نوشتن می برد. دیگر نویسندگی برای سینا یک شغل نیست او نویسندگی را برای خود یک عشق متصور است که با آن می تواند همه نداشته هایش را فراموش کند و فقط بر روی هدفش متمرکز باشد.
نگارش داستان های کوتاه، شعر، متن های ادبی، طنز و بسیاری قالب های نگارشی را در این دو سال تجربه کرده است تا بتواند با بهبود سبک نگارشی و کیفیت متن در درجه نخست مخاطب را شیفته نوشته های خود کند. به جای مطالعه بیشتر، تامل و تفکر روی موضوعات و ساده نویسی را سر لوحه کار خود قرار داده است و بازخوردهایی که از عموم مردم و افراد اهل فن دریافت کرده نشان می دهد جذابیت نگارشی متون خود را تا اندازه زیادی بالا برده است.
ایرانپور انارکی در 24/9/94 از پایان نامه کارشناسی ارشد خود با عنوان برنامه ریزی راهبردی شرکت نساجی گلنثار با رویکرد بازار دفاع کرد و این پایان نامه به زودی در قالب یک کتاب تخصصی منتشر خواهد شد. وی یک مجموعه داستان کوتاه و مجموعه یادداشت نیز در دست نگارش دارد که در صورت تامین هزینه های لازم در بازار نشر عرضه خواهد شد.
این نویسنده و تحلیلگر اقتصادی اکنون مدیر بازرگانی یک شرکت تولید مواد شیمیایی در بخش خصوصی است و در کنار آن فعالیت های رسانه ای و اجتماعی خود را نیز ادامه می دهد.
مهمترین هدف شخصی که وی دنبال می کند بهبود کیفیت نگارشی و لذت مخاطب از مطالعه متون تولیدی است. وی معتقد است اگر مخاطب از مطالعه متن لذت ببرد می توان به مرور از طریق قلم فرهنگ و نگرش جامعه را بهبود بخشید و هیچ چیز در دنیا جذابتر از این نیست که کسی به تو بگوید نوشته ات را خواندم حالم را خوب کرد. 
این کارشناس ارشد مدیریت با هدف اصلاح ساختارهای سازمانی در مدیریت شهری و بهسازی نیروی انسانی شهر تصمیم گرفته است در پنجمین دوره انتخابات شورای شهر اصفهان شرکت کند و شعار "شهر را علمی مدیریت کنیم" برای خود انتخاب کرده و یادداشتی را با همین عنوان در وبلاگ شخصی خود منتشر کرده است.
[ پنجشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۶ ] [ 8:34 ] [ سینا ایرانپور انارکی ]