امروز: شنبه 02 تیر 1397 برابر با 23 جون 2018

جمعه, 01 دی 1396 10:31

شب یلدا شده و ، دفتر شعرم شده باز
سخنی تازه ندارم ، به جز راز و نیاز

وین نیازم با خدا در فصل نو بارش بود
راز من با او نهان ، واضح ترین خواهش بود

این زمستان کاش باشد برف و آغازی سپید
بر همه دلها رساند ، زندگانی و امید

فصل رنگ رنگ خزان ، طی شد و سرما آمد
با کسان جمع شوید ، چله و یلدا آمد

مجلس خویش به آداب کهن گرم کنید
میوه ، آجیل و تنقل ، به تن گرم کنید

یاد اجداد و بزرگ و ، پدر و مادرمان
شعر پیشین وسرودی که خوش آید سرمان

صله رحم برکت آرد و ، جویباری روان
شب نشینی آشتی و عشق ، فزاید به میان

همدلی و هم نشینی ، دوستی موجب کند
وحدتی سرشار و ، مهر ‌و عاطفه غالب کند

جمع پدرو مادربزرگ و نوه و ، خواهر برادر
با هم سر سفره ،چو شویم جوشش و یاور

وه چه زیباست همه آداب و رسم این وطن
هرکدامین ، فلسفه دارد ،حواشی را سخن

پاس داریم ، ما همه ایرانی نیکو سرشت
زین چنین آداب و معنا ،کشوری اندربهشت

دعوتی پرجوش ، حضور دوست ، یار
خویش واقوام ، انیس و مونسندو "بیقرار"

علی محمدی زاده (بی قرار انارکی) 95/9/29

سه شنبه, 28 آذر 1396 13:10
انتشار لایحه بودجه ۹۷ واکنش‌های متفاوت و فراوانی را به دنبال داشت. مهم‌ترین واکنش‌ها به موضوع افزایش عوارض خروج از کشور و اختصاص مبالغ قابل توجه به برخی از مؤسسات و نهادهای فرهنگی فاقد نظارت دولت و مجلس نشان داده شد. باز هم سهم کاریکاتور، جوک و شوخی در نقد این لایحه بیش از تحلیل‌های جدی بود و این حکایت از تداوم رویه همیشگی جامعه در برخورد با موضوعات کاملاً جدی دارد و شاید با این طرز برخورد چنین لایحه‌ای شایسته ما باشد.
دولت همانند چند سال گذشته برای جلوگیری از ورشکستگی قابل پیش‌بینی به جای اصلاحات اقتصادی همانند یک کاسب‌کار برای کشور بودجه‌ریزی کرده است. حذف یارانه نقدی 30 میلیون نفر نه با هدف هدفمندی یارانه‌ها بلکه ناتوانی دولت در توزیع منصفانه یارانه، رشد منابع درآمدی مشخص همانند مالیات، قیمت حامل‌های انرژی و عوارض خروج از کشور نه با هدف بهبود کیفیت خدمات‌رسانی بلکه برای جبران هزینه‌های جاری، رشد بودجه وزارت بهداشت و درمان نه با هدف بهبود کیفیت خدمات ارزان به مردم بلکه جبران هزینه‌های سرسام‌آور این وزارتخانه که بدون تردید عملکرد آن فاقد توجیه اقتصادی بوده؛ نمونه‌هایی از بودجه‌ریزی کاسب‌کارانه دولت به شمار می‌رود.
 فروش سهام شرکت‌های دولتی به نام خصوصی‌سازی و یا فروش خدمت دوره سربازی بدون تردید بیش از آنکه هدفی بر مبنای توسعه را دنبال کند یک رویکرد درآمدزایی برای جبران هزینه‌هاست و این یعنی دولت ایده جدیدی برای رشد تولید ناخالص ملی ندارد و هر چه قابل‌فروش باشد را با هدف جلوگیری از کسری بودجه خواهد فروخت.
از سوی دیگر دولت حقوق کارمندان خود و بازنشستگان را همراه با بودجه مؤسسات و نهادهای فرهنگی بدون نظارت و وابسته به چهره‌های شاخص سیاسی و مذهبی را افزایش داده است تا بدین‌وسیله هم از بخشی از مردم دلجویی کرده باشد هم مانع از اعتراض برخی گروه‌های مذهبی و سیاسی شود.
دولت مدعی است که بودجه ۹۷ را بر اساس رویکرد عملکردی تدوین کرده اما پاسخی برای یک پرسش جدی ندارد و آن اینکه کدام واحد نظارتی عملکرد مدیران دولت را ارزیابی خواهد کرد؟ اگر مدیری بودجه را بر اساس عملکرد اعلامی مصرف نکرد چگونه با وی برخورد خواهد شد؟ دولت، مجلس و قوه قضائیه هر سه نهاد نظارتی دارند اما هیچ‌کدام از این نهادها قدرت نظارتی کافی برای برخور‌د با مدیران را دارا نیستند!
دولت در بهینه‌سازی هزینه‌های جاری و پیشگیری از تشریفات و بروکراسی ناکارآمد و افزایش بهره‌وری نیروی انسانی خود هیچ راهکاری را در بودجه ترسیم نکرده است. افزایش ناچیز حقوق کارکنان و بازنشستگان فقط یک حرکت پوپولیستی و فاقد ارزش کیفی است. بودجه ۹۷ برای رشد بهره‌وری چه برنامه و هدفی را دنبال می‌کند؟
رئیس‌جمهور در نطق خود در مجلس پیش از ارائه لایحه بودجه مدعی شد کسانی که قادر به تأمین نیازهای زندگی خود با درآمدهای موجود نباشند می‌توانند به هر یک از نهادهای حمایتی مراجعه و از خدمات آن‌ها بهره‌مند شوند. این ادعا تا چه اندازه با واقعیت‌های اجتماعی و اقتصادی ایران سازگاری دارد؟ آیا این اظهار نظر خلاف حقوق شهروندی و منزلت انسانی نیست؟
دولتی که نمی‌تواند برنامه مشخصی برای توزیع یارانه و ثروت عمومی تنظیم کند و حتی قادر به شناسایی مناسب افراد نیازمند و ثروتمند نیست چگونه می‌خواهد هر شخصی که به نهادهای حمایتی مراجعه کرد را بنا بر اظهارات شخصی مورد حمایت قرار دهد؟
بخش زیادی از جامعه هم‌اکنون نیز با وجود بهره‌مندی از حقوق و یا مستمری قادر به اداره زندگی خانوادگی خود نیستند اما نهادهای مورد اشاره هرگز به همین یک علت که شما حقوق‌بگیر هستید آن‌ها را تحت پوشش قرار نمی‌دهند. اکنون یک حقوق حداقل کارگری کفاف زندگی یک نفره هم نمی‌دهد چه برسد به زندگی یک خانواده اما هرگز این خانواده‌های مورد حمایت هیچ نهادی قرار نمی‌گیرند! معیار نهادهای حمایتی برای تشخیص و حمایت چه خواهد بود و چگونه خانواده‌ها و یا افراد باید نیازمندی خود را اثبات کنند؟
بسیاری از افراد جامعه باوجود کسب درآمد اما قادر به پرداخت بیمه تأمین اجتماعی و یا حتی بیمه سلامت نیستند و این در حالی است که شاهد تضعیف بودجه بیمه سلامت ایرانیان در لایحه بودجه هستیم. چرا یک شهروند ایرانی چه بیکار و چه شاغل نباید از یک بیمه حداقلی درمان برخوردار باشد؟ آیا وقتی نیازهای اولیه یک شهروند (خوراک، مسکن و شغل) را قادر به پاسخگویی نیستیم نباید مسئولیت درمان وی را در زمان بیماری بپذیریم؟
دولت تصمیم دارد با مالیات کشور را اداره کند و بیش از ۵۰ درصد بخش درآمدی بودجه ۹۷ را به مالیات اختصاص داده است اما نه راهکاری برای گسترش شبکه مالیات ستانی و جلوگیری از فرار مالیاتی در نظر گرفته است و نه صاحبان کار و سرمایه را بابت چگونگی مصرف این درآمد توجیه می‌کند. یکی از مهم‌ترین عوامل فرار مالیاتی و پرداخت مالیات طبق قانون، بی‌اعتمادی صاحبان کار و عموم مردم به نحوه مصرف این درآمد در دولت است. دولت چگونه می‌خواهد به شهروندان ایرانی اثبات کند که مالیات و یا حتی عوارض دریافتی از آن‌ها صرف امور بیهوده جاری نمی‌شود؟
یک شهروند اگر مطمئن باشد پولی که به دولت پرداخت می‌کند با هر عنوانی بدون تردید برای بهبود کیفیت زندگی خودش در کشور صرف می‌شود بلادرنگ از پرداخت آن نه طفره می‌رود و نه اعتراضی می‌کند.
آنچه مسلم است بودجه ۹۷ هیچ خبری از تحول در اقتصاد ایران به دنبال ندارد و شواهد به خوبی گویای شکل‌گیری تورم و گرانی و تنزل کیفیت زندگی در سال پیش رو خواهد بود. دولت‌های ایران همچنان تصمیمی برای اصلاحات اقتصادی و جلوگیری از چرخه باطل مدیریت ناکارآمد ندارند و وعده اشتغال و تولید فقط یک ادعای پوچ بیش نیست چرا که هیچ مشوقی برای تولید و بهبود کسب‌وکارها در بودجه مشاهده نمی‌شود. یعنی نتیجه ماه ها بررسی کارشناسان و اساتید اقتصادی حقوق بگیر دولت بهتر از این نمی توانست باشد؟
(سینا ایرانپور انارکی / انتشار: روزنامه اعتماد / سه شنبه 28 آذر 1396)
دوشنبه, 22 آبان 1396 22:46
امان از این احساس و غیرت که فقط با مرگ و خون به جوش می آید. ما یاد نگرفته ایم برای زندگی خوب داشتن هم صدا و همراه یکدیگر باشیم اما کافی است ساختمانی فرو بریزد، جنگی آغاز شود یا دخترکی در آتش شهوت حیوانی بسوزد همه به صف می شویم برای واریز پول، به تن کردن لباس شهادت و یا به آتش کشیدن زندگی یک حیوان.
میلیاردها اختلاس می شود اما جوک می سازیم، مسئولی دروغ می گوید پوزخند می زنیم، آب و خاکمان آرام آرام به کف می رسد کاریکاتور می کشیم.
در این میان روشنفکرانمان هم خوشحالند که تنها هنرشان نوشتن و سخنرانی کردن است و امثال من هم که لابد در تلاش برای جذب لایک و فالوور بیشتر.
زلزله در هر روز زندگی ما جاریست و اینقدر به خود لرزیده ایم که دیگر چندین ریشتر بیشتر هم تکانمان نمی دهد.
کاش برای سقف فرو ریخته این جامعه متزلزل هم صدا و همراه می شدیم به خدا آدم هایش بدجور یخ زده اند؛ بدجور. خدایا کی به خودمان می آییم؟ تو را خدا ما را به حال خودمان وامگذار.
(سینا ایرانپور انارکی)
چهارشنبه, 17 آبان 1396 13:05

به هر چیز فکر می کنی و برات تبدیل به یک دغدغه میشه آهسته آهسته در همون راستا قدم بر میداری و با کمی صبوری شک نکن بش میرسی. 
امروز قرارداد نخستین کتابم را امضا کردم. کتاب به درخواست قدیمی ترین سازمان توسعه ای ایران و با تحقیق و نگارش من منتشر خواهد شد.
این کتاب بر پایه تاریخ شفاهی و مطالعات سازمانی نگارش میشه و شاید بتونم ادعا کنم اولین کتاب در نوع خودش حداقل در ایران خواهد بود کما اینکه توسعه و خصوصی سازی شرکت های ایرانی محور اصلی این کتاب هست.
ممنون از دکتر دماوندی و دکتر نظری عزیز بابت اعتمادی که به من کردند و اجرای این کار را به من سپردند.
منتظر خبر چاپ اولین رمان من باشید مطمئنم این یکی قله هم فتح می کنم چون برای چیزی جز این به دنیا نیومدم. 
(سینا ایرانپور انارکی / سه شنبه شانزدهم آبان نود و شش)

چهارشنبه, 17 آبان 1396 12:47
اگر از من بپرسند چرا در ایران شبکه‌های مجازی بیش از کشورهای دیگر با استقبال مواجه شده است مهم‌ترین عامل آن را پرهیز از عمق گرایی و تأمل و تفکر و علاقه به اطلاعات عمومی وسیع می‌دانم.
در فرصت‌های اقتصادی و فرهنگی موجود در شبکه‌های مجازی تردیدی نیست اما با توجه به آنکه در ایران هرگز آموزشی برای فناوری‌های جدید پیش از ورود داده نمی‌شود این همیشه مردم هستند که بی‌اطلاع از کاربردهای سالم و درست گرفتار مخاطرات تکنولوژی‌های جدید می‌شوند.
دولت نیز در ایران به‌جای آموزش و فرهنگ‌سازی همیشه پس از ورود یک فناوری و رشد مخاطرات، محدودیت و حذف را در دستور کار قرار می‌دهد.
برخورد امنیتی با ویدئو، ماهواره و فیلتر سایت‌ها و شبکه‌های مجازی و جلوگیری از رشد اینترنت پرسرعت نمونه‌ای از روش‌های نادرست دولت‌های ایران برای مقابله با خطرات ناشی از امکانات و ابزارهای جدید رسانه‌ای در کشور بوده است. روشی که هرگز نیز نتیجه مؤثری به دنبال نداشته و اتفاقاً با منع مردم و رفتار امنیتی، آن‌ها را بیش از پیش برای به کارگیری این نوع ابزارهای رسانه‌ای تحریک و ترغیب کرده است.
دیگر همه ما می‌دانیم که سرانه مطالعه در ایران پایین است و همیشه نیز بابت این سرانه ناچیز خود را ملامت کرده‌ایم اما هرگز در بعد فرهنگی و آموزشی اقدام مؤثری در این زمینه انجام نداده‌ایم.
در برخورد با چالش‌های فرهنگی و آموزشی نیز بیشتر رویکرد دولت‌ها در ایران کمی بوده است و معمولاً با رشد یارانه مطبوعات، چاپ، کاغذ و یا توزیع رایگان کتاب به‌وسیله سازمان‌ها و نهادهای مختلف در تلاش برای بهبود سرانه مطالعه بوده‌ایم که این راهکار نیز بیشتر بسترساز شکل‌گیری یک نوع فساد در میان صاحبان رسانه و نشر شده است و تأثیر خاصی در کیفیت محتوای رسانه، کتاب و افزایش علاقه مردم به مطالعه نداشته است.
همگی این عبارت را شنیده‌ایم که مردم ایران در دانش و اطلاعات اقیانوسی به عمق یک اپسیلون هستند و این واقعیت فرهنگی با شکل‌گیری شبکه‌های مجازی و تلاش روزافزون برای ارائه محتوای کوتاه و خلاصه‌تر رو به گسترش و حتی نهادینه‌سازی فرهنگ سطحی‌نگری در کشور خواهد بود.
نهادینه‌سازی فرهنگ سطحی‌نگری مهم‌ترین آسیبی که به دنبال دارد شکل‌گیری یک جامعه ناآگاه و فاقد قدرت تحلیلگری در ابعاد مختلف سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی است.
جامعه‌ای که قدرت تحلیل خود را از دست می‌دهد بدون تردید چه در داخل و چه در مواجهه با جامعه جهانی قادر به اتخاذ تصمیم‌های درست و منطقی نخواهد بود و به‌سادگی با مخاطرات فراوانی مواجه می‌شود.
اما چرا این فرهنگ رو به گسترش است؛ یک پاسخ کوتاه دارد مردم شاهد موفقیت افرادی در جامعه هستند که بدون برخورداری از دانش و تخصص و فقط با برخورداری از عنوان دکترا آن‌هم بدون گذراندن مراتب تحصیلی به مقام و ثروت دست پیدا کرده‌اند.
از سوی دیگر به‌جای آنکه صاحبان اندیشه و تفکر الگو باشند و باعرضه اندیشه‌های آن‌ها به شیوه‌ای مؤثر عقلانیت در جامعه توسعه یابد سلبریتی ها و شومن ها آن هم بدون برخورداری از دانش و تخصص و صرفاً با سوءاستفاده از شهرت و عرضه محتوای هات رسانه‌ای به الگو تبدیل می‌شوند و از آن طرف صاحبان اندیشه در جملات کوتاه و گاه جعلی هر روز کوچک و کوچک‌تر.
 راهکار چیست؟
راهکار نخست؛ پیشگیری قبل از درمان یعنی آموزش پیش از رشد و گسترش ابزارهای رسانه‌ای و فناوری‌هاست. می‌دانیم که باز هم در سال‌های نه‌چندان دور فناوری‌های جدیدی تولید و در اختیار عموم مردم قرار خواهد گرفت پس باید این بار هوشمندانه پیش از رشد، عموم مردم را برای استفاده آموزش داد.
دوم؛ باید فرهنگ‌سازی را از کودکان آغاز کرد. اگر خواستار شکل‌گیری جامعه‌ای اهل مطالعه و تفکر و برخوردار از توان تحلیلگری هستیم آموزش کودکان باید در صدر فهرست استراتژی‌های کشور قرار بگیرد و یک برنامه عملیاتی مؤثر برای آن تدوین کرد.
سوم؛ سرمایه‌گذاری بر روی کمیت‌های فرهنگی و اجتماعی متوقف و از این پس برای بهبود کیفیت سرمایه‌گذاری مادی و معنوی داشته باشیم.
واقعیت آن است که پرداخت یارانه روش منسوخ شده‌ای است که دیگر هیچ کمکی به بهبود کیفیت در هیچ زمینه‌ای نمی‌کند و بیشتر دولت‌های موفق جهان نیز یارانه را فقط در امور رفاهی همانند بهداشت و آموزش مورد استفاده قرار می‌دهند تا هزینه‌های افراد جامعه کاهش یابد؛ اما حمایت یارانه‌ای از صنعت، سینما، ورزش و رسانه نه تنها بسترساز بهبود کیفیت نبوده بلکه بیشتر عامل شکل‌گیری فساد و تبعیض شناخته می‌شود. بنابراین باید روش‌های تشویقی برای بهبود کیفیت را جایگزین روش‌های افزایش کمیت کرد.
چهارم؛ تحصیلات دانشگاهی و حضور در دوره‌ها و سمینارهای آموزشی دیگر معیار شایستگی علمی و مهارتی افراد نیست بلکه فقط ابزاری برای تفاخر به جهت برخورداری از یک مدرک آموزشی و درجه تحصیلی است.
با رشد روزافزون مدارک دانشگاهی جعلی و یا اخذ مدرک به پشتوانه سابقه و نه گذراندن تحصیلات آکادمیک از یک‌سو و ناکارآمدی تحصیلات دانشگاهی از سوی دیگر موجب شده است مدرک و درجه به تخصص و مهارت برتری یابد و دیگر کسی برای یادگیری تلاشی نمی‌کند چرا که بیشتر صاحبان مقام و ثروت نیز بدون برخورداری از تخصص و دانش به موفقیت دست پیدا کرده‌اند.
کار بسیار دشواری است اما باید ضمن اصلاح روش‌های آموزشی با ارج‌گذاری بر فعالیت دانشمندان و نخبگان علمی برای افراد جامعه الگوهای علمی معرفی کرد. همچنین ضمن فرهنگ‌سازی باید با نظارت اصولی بر روند صدور مدارک دانشگاهی جعلی، پولی و پایان‌نامه‌ها بستر توسعه علمی را فراهم کرد.
آگاه باشیم که نهادینه‌سازی فرهنگ سطحی‌نگری در یک جامعه بسترساز بروز دیکتاتوری و استعمار و استثمار توسط مزدوران داخلی و دشمنان خارجی خواهد بود.
(سینا ایرانپور انارکی / نگارش: 28 مهر 1396 / انتشار: 14 آبان 1396)
چهارشنبه, 03 آبان 1396 19:17
مدت‌هاست موضوع برخورداری از ثروت و چگونگی مصرف پول به یک دغدغه اساسی تبدیل شده است و در این باره مطالعه و کنکاش لازم است. رشد ضریب جینی به‌عنوان شاخصی برای بررسی اختلاف طبقاتی در ایران بیش از آنکه رویدادی ناشی از سو مدیریت باشد یک خواسته عمومی است.
مردم ایران به‌صورت خودخواسته جامعه را بر اساس دارایی (درآمد، اموال) و درجات اجتماعی (تحصیلات، شغل) طبقه‌بندی می‌کنند و بر پایه همین طبقه‌بندی میان خود و دیگران تمایز قائل می‌شوند. این نوعی رخداد فرهنگی و نهادینه شده در جامعه ایرانی است. سال‌های طولانی اصل و نسب و شجره خانوادگی از اهمیت بسزایی در طبقه‌بندی جامعه برخوردار بود که به‌مرور این عامل کم‌رنگ‌تر شد. جامعه ایرانی در نیم‌قرن اخیر دچار واهمه و ترس عمیق نسبت به آینده شده است و از این‌رو همیشه برای بهبود شرایط به‌ویژه درزمینه مالی تلاش می‌کند، بی‌آنکه هدف مشخصی داشته باشد.
ترس از آینده که بیشتر از احتمال بروز جنگ یا انقلاب دیگر، بحران اقتصادی و تورم افسارگسیخته، مقابله ابرقدرت‌ها با ایران و انزوای کشور، ضرورت مهاجرت و ... ناشی می‌شود و همگی یک بحران اجتماعی را در ایران رقم‌زده است. ایرانی‌ها بدون آنکه هدف مشخصی داشته باشند و بسیار بیش از نیاز خود برای کسب ثروت و مال‌اندوزی تلاش می‌کنند و کسانی که مسیر درآمدزایی را می‌یابند دیگر قانع نمی‌شوند.
ثروتمندان و خانواده‌های برخوردار در ایران با افزایش درآمد هرگز سبک زندگی خود را تغییر نمی‌دهند بلکه فقط کمیت‌ها را با خرید دارایی گران‌تر مانند خانه بزرگ‌تر، خودرو مدل‌بالا، لوازم‌خانگی مارک، لباس بیشتر و گران‌قیمت، سفرهای خارج از کشور، ملک و زمین بیشتر و ... افزایش می‌دهند. این در حالی است که کیفیت فکری، فرهنگی، تربیتی و به‌طورکلی سبک زندگی خانوادگی آن‌ها هیچ بهبودی نمی‌یابد.
اقشار ضعیف جامعه نیز باوجود ناتوانی در کسب درآمدهای نجومی تلاش می‌کنند به هر شکل از قشر مرفه عقب نمانند و آن‌ها نیز حتی با مقروض شدن و گاه حذف بسیاری از ضرورت‌ها سرمایه اندک خود را صرف به رخ کشیدن دارایی‌ها خود می‌کنند. تعویض خودرو، مبلمان و وسایل خانه و بسیار از تجملات دیگر که فراتر از درآمدهای کارگران و کارمندان است از رقابت برای ارتقا طبقه اجتماعی آن هم با به رخ کشیدن دارایی‌ها و تجملات ناشی می‌شود.
بسیاری از دارایی‌ها و امکانات خریداری شده توسط افراد جامعه فراتر از نیاز مصرفی و حتی درآمد آن‌هاست اما جامعه ایرانی به این دور باطل قدم نهاده است و حاضر به تأمل و تفکر درباره نتایج این رویکرد در زندگی شخصی و اجتماعی نیست. ما ایرانی‌ها زیاده‌خواه شده‌ایم بدون آنکه نیاز واقعی در ما وجود داشته باشد. رقابت برای حفظ و یا ارتقا طبقه اجتماعی و ترس از آینده ما را در همه‌چیز پرمصرف بار آورده است. نتیجه این رویداد اجتماعی کاهش زمان مطالعه و تحقیق، بی‌توجهی به سلامت جسمی و روانی، پرهیز از تأمل بابت فلسفه زندگی و سرانجام رشد کمیت‌ها و کاهش کیفیت زندگی بوده است.
ما فقط برای داشتن و دارایی بیشتر تلاش می‌کنیم بدون آنکه از آن دارایی بهره‌برداری مناسبی داشته باشیم و همیشه نیز دارایی‌ها را سرانجام برای نسل بعد باقی می‌گذاریم؛ بی‌آنکه شخصاً عایدی به دست آورده باشیم. از قرار تأمین نسل بعد (فرزندان) را نیز خودخواسته برعهده‌گرفته‌ایم. این نوع نگاه به زندگی بسترساز کسب درآمد و ثروت از هر راه و روشی است و گاه برای دارایی بیشتر دزدی، خسارت به دیگران، سو استفاده از موقعیت‌ها و ... را نوعی زرنگی و فرصت‌طلبی تلقی می‌کنیم.
تابلو «به‌اندازه نیازتان بردارید اما هر چه را که بر می‌دارید میل کنید» که در رستوران هتل آسمان اصفهان نصب شده است از دورریز ۳۷ کیلو غذا در یک روز که معادل غذای ۱۱۹ نفر است خبر می‌دهد و به خوبی بیانگر زیاده‌خواهی بی‌هدف و حرص بی‌دلیل ما ایرانی‌هاست.
آن‌قدر این عادت نادرست رفتاری در ما نهادینه شده است که حتی در هنگام غذا خوردن نیز نگران آن هستیم مبادا کم بیاوریم یا مبادا دیگران به میز ما نگاه کنند و بگویند این‌ها پول کافی برای سفارش غذا نداشته‌اند. آیا انسان نسبت به ساده‌ترین نیاز خود یعنی غذا و حجم معده خود نیز ناآگاه نیست که تا این اندازه غذا را دورریز می‌کند؟
قطعاً پاسخ منفی است بلکه این غذای اضافه نیز از زیاده‌خواهی بیش از نیاز ناشی می‌شود تا با غذای بیشتر و تجمل‌گرایی طبقه اجتماعی خود را نشان دهد و از سوی دیگر ترس از آینده که در سرتاسر زندگی دچار آن است را رفع کند. آن‌قدر ترس از آینده در وجود ما نهادینه شده است که هنگام غذا خوردن هم نگران گرسنه ماندن هستیم.
ما ایرانی‌ها به خاطر ترس از آینده و زیاده‌خواهی بیش از نیاز خود همیشه اضافه می‌آوریم و هرگز لذتی از آنچه داریم نمی‌بریم. واقعیت تلخی است اما ثروتمندان ایرانی نیز با همین رویکرد شاید رفاه را تجربه می‌کنند اما هرگز آرامش و برخورداری از یک زندگی شاد و سلامت را به دست نمی‌آورند.
(نویسنده: سینا ایرانپور انارکی - 1 مهر 1396)
جمعه, 28 مهر 1396 11:37
انارک نیوز - دوست دارم کتاب زندگی آدم ها، شرکت ها، افراد موفق و حتی ناموفق ها را بنویسم. بعد از سال ها خوندن و نوشتن هیچ چیز برای من جذاب تر از نگارش تجارب شخصی آدم ها نیست. ما آدم ها فقط کافیه به درستی سرگذشت و تجارب خودمون رو روی کاغد بیاریم و  منصفانه، صادقانه و آگاهانه تحلیلش کنیم مطمئنم یک کتاب ارزشمند را به جامعه عرضه خواهیم کرد.
لذت می برم از گوش دادن و در فکر فرو رفتن و تحلیل همه اون چیزهایی که می بینم و می شنوم.لذت می برم از گفتگوهای بی پرده و کیف می کنم وقتی پشت پرده آدم ها را بدون اینکه به زبون بیارن کشف می کنم حتی گاهی از کشف خودم به وجد می یام. دوست دارم زندگی آدما را با خوب و بد بنویسم من عاشق نوشتنم و هیچ مثل نوشتن از خودم و آدم ها من را به آرامش نمی رسونه.
این دوستان عزیز هر یک مشاوری خبره در حوزه های مختلف کسب و کار هستن که امروز در کنار هم یک عصرانه شیرین و شور را تجربه کردیم (باقلوا و دوغ داشت این عصرانه).
بیشتر شنیدم با اینکه خودم عامل شکل گیری این گروه و جلسه بودم و دوستان هم در تعجب بودند از کم حرفی من اما فکر می کنم بیش از بقیه استفاده کردم. اونها نمی دونن که من روزی قصه امروز را خواهم نوشت و شاید قصه تجربه های اونها هم من بنویسم. ممنون از عزیزانم دکتر مجید سدیدی، مقداد صرامی، سپهر حلاجیان، محمد علوی و حسین طاهری.
قدردان اشتراک تجربه های شما هستم دوستان عزیز.
(سینا ایرانپور انارکی / چهارشنبه 26 مهر۹۶ )
یکشنبه, 16 مهر 1396 20:57
همه آنچه امروز بدان گرفتار هستیم نتیجه تربیت ما در دوران کودکی است. مهم نیست کجا کار می کنیم یا چه جایگاهی داریم مهم این است که خواسته و ناخواسته در کنار هم زندگی می کنیم و خوبی ها و بدی هایمان مستقیم و غیرمستقیم بر همه ما اثر می گذارد و نتیجه اش همین جامعه آشفته امروز ماست. 
آینده بهتری وجود ندارد مگر نسل آینده یعنی کودکان امروز را بهتر از دیروز خودمان تربیت کنیم و اگر نه تا ابد هیچ نسلی اصلاح نمی شود و هیچ آینده بهتری وجود نخواهد داشت. بسوزیم یا بسازیم انتخاب با خود ماست؛ آینده نسل بعد را ما امروز رقم می زنیم.
(سینا ایرانپور انارکی - جمعه 14 مهر 1396)