پنج شنبه, 02 آذر 1396 12:09
مهمانان ویژه ی همایش: علی اکبر یاغی تبار، محسن انشایی، اکبر کتابدار، بهمن بنی هاشمی، سیدحامداحمدی، منیره حسینی، تارا کسرایی، حجت نظریان، مهرداد محمدی، حسن اسدی شبدیز، محمدعلی دشتی، فرامرز ریحان صفت و کیهان ژولیده
مجریان همایش: احسان همتی، تارا کسرایی
سخرانان همایش: مدیر مسئول انتشارات گیوا #محمدصدیق سپهری نیا، مدیر داخلی انتشارات گیوا #سیده محبوبه حسینی، مدیر محترم امور ایثارگران سازمان آتش نشانی #مهدی شمس
با حضور گرم: خانواده های شهدای آتشنشان پلاسکو، شاعران انجمن ادبی دورخیز و انجمن ادبی فروغ و برندگان مسابقات ادبی گیوا
اجرای موسیقی: هاتف شرار (این خواننده روشندل روز شنبه کنسرتی جهت کمک به زلزله زدگان کرمانشاه دارد)

منتظر حضور گرمتان در نخستین همایش جایزه ادبی گیوا هستیم.
آدرس: خیابان انقلاب، بین فلسطین و شهید برادران مظفر، پلاک ۱۰۸۰، سرای کتاب.
زمان: سوم آذرماه ۱۳۹۶ از ساعت ۱۶ الی ۲۰
روابط_عمومی انتشارات گیوا
تلفن های تماس : 0990-9484857، 021-66123880، @givabook، @givabook_site
شنبه, 27 آبان 1396 23:20
به گزارش خبرگزاری فارس از اصفهان، حجت‌الاسلام رضا صادقی مدیرکل اوقاف استان اصفهان صبح امروز در نشست خبری هفته اوقاف ضمن گرامیداشت این هفته و تسلیت به مردم زلزله‌زده اظهار داشت: شب گذشته 400 پتو و تشک و نیز یک تریلی آب معدنی برای زلزله‌زدگان از موقوفات منطبق با کمک به درماندگان ارسال شد، تا زمانی که غرب کشور نیاز داشته باشد، آماده کمک هستیم. وی با اشاره به اشتغال‌زایی اداره اوقاف در اصفهان ابراز داشت: کاروانسراهای ابوزیدآباد آران و بیدگل، روستای ظفرقند اردستان، عباسی شهر کوهپایه، شهر انارک، شهر ورزنه، بازار بزرگ و چوپانان نائین و حمام بهشت گلپایگان با همکاری اوقاف فعال شده و به اشتغال‌زایی نیز کمک کرده است. (تاریخ: ۱۱:۱۴ - ۱۳۹۶/۰۸/۲۳کدخبر: ۱۳۹۶۰۸۲۳۰۰۰۴۶۳)

مدیرکل اوقاف و امور خیریه استان اصفهان با اشاره به اینکه هتل، سوییت و هایپرمارکت امام‌زاده سید محمد خمینی‌شهر تا پایان سال به بهره‌برداری خواهد رسیده، گفت: کاروانسراهایی نیز به بخش خصوصی واگذار کرده‌ایم تا رونق اقتصادی و جذب گردشگری اتفاق بیافتد و هم موضوع اشتغال در نقاط مختلف استان بهبود یابد. برای مثال کاروانسرای ابوزیدآباد آران و بیدگل، زفرقند اردستان، کاروانسرای عباسی شهر کوهپایه و کاروانسرای شهر انارک و ورزنه نیز واگذار شده‌اند. (ایسنا ۲۳ آبان ۱۳۹۶ / ۱۲:۰۶)

مدیرکل اوقاف و امور خیریه استان اصفهان راه‌اندازی کاروانسراها در راستای جذب توریست و اشتغال را مهم ارزیابی کرد و ادامه داد: در هر کاروانسرا حدود 15 نفر مشغول به کار می‌شوند، کاروانسرای ابو زید آباد آران و بیدگل، کاروانسرا شهر انارک و ورزنه از جمله کاروانسراهایی است که به مرحله اشتغال‌زایی رسیده‌اند. (تسنیم / شناسه خبر: 1573735 / ۲۳ آبان ۱۳۹۶ - ۱۲:۳۴)
دوشنبه, 22 آبان 1396 13:49
رئیس اداره میراث فرهنگی شهرستان نائین از بازدید بیش از 33 هزار نفر گردشگر خارجی از بناهای تاریخی و جاذبه های گردشگری این شهرستان از ابتدای سال جاری تا پایان مهرماه خبر داد.
به گزارش روابط عمومی اداره کل میراث فرهنگی استان اصفهان؛ محمود مدنیان رئیس اداره میراث فرهنگی شهرستان نائین صبح امروز 22 آبان ماه با اعلام این خبر گفت : بر اساس آمار ورودی گردشگران خارجی به شهرستان نائین و بازدید از بناهای تاریخی و جاذبه های گردشگری این شهرستان از ابتدای سال جاری تا کنون بیش از 33 هزار نفر گردشگر خارجی به شهرستان نائین وارد و از بناهای تاریخی و جاذبه های گردشگری این شهرستان بازدید نموده اند . او خاطر نشان کرد: بیشترین آمار ورود گردشگران متعلق به قاره اروپا و کشورهای آلمان،‌ فرانسه و ‌ایتالیا بوده و تقریباً از تمامی نقاط و قاره های جهان گردشگران مختلف در این مدت حضور داشته اند که در این بین گردشگرانی از کشورهای شرق آسیا، ‌جنوب آسیا، آفریقا، آمریکای شمالی و جنوبی و استرالیا به چشم می خورند .
مدنیان افزود: مهمترین جاذبه های گردشگری شهرستان نائین که گردشگران خارجی از آن بازدید می نمایند شامل مسجد جامع نائین، ‌خانه تاریخی پیرنیا، موزه کویر نائین، ‌محلات تاریخی ‌باب المسجد، ‌چهل دختران و نوآباد، نارین قلعه، بازار تاریخی نائین، ‌کارگاه های عبابافی محمدیه، کویرهای مناطق شرقی شهرستان، انارک و چوپانان بازدید می نمایند .
شهرستان نائین در شرق استان اصفهان و با بیش از 1200 اثر تاریخی شناسایی شده و صنایع دستی متعدد و منحصر به فرد، ‌جاذبه های بسیار زیبای کویری و کوهستانی، جاذبه های معدنی، ‌آداب و رسوم سنتی و بومی خاص منطقه، حیات وحش زیبا با پوشش گیاهی و جانوری خاص و ... یکی از مهمترین شهرستان های گردشگری استان اصفهان محسوب می گردد.
(1396/08/22 12:02)
جمعه, 05 آبان 1396 13:47
در این منطقه کویری تا چشم کار می کند تپه های شنی است و باتلاق های نمک که مهم ترین بهانه تبدیل ریگ جن به یکی از صعب العبور ترین نواحی جهان به شمار می رود. 
نمک... ماسه... باتلاق و شنزارهای روان! این تمام چیزی است که در ریگ جن خواهید دید؛ مثلث برمودای ایران که جز تپه های سوزان هدیه دیگری برای مسافرانش ندارد. ریگ جن آنقدر صعب العبور است که از دوران های قدیم هیچ کاروان و مسافری از آن عبور نمی کرده است. بنابراین طبیعی است که هیچ روستایی هم در آن وجود نداشته باشد.
این منطقه در باورهای مردم بومی کویر، سرزمین نفرین شده است! آنها معتقدند که ارواح پلید و شیاطین در این سرزمین اسرارآمیز حکومت می کنند و به همین دلیل هر که پا به ریگ جن می گذارد بلعیده می شود و دیگر باز نمی گردد! اما شاید برایتان عجیب باشد که بدانید این روزها ریگ جن تبدیل به یکی از مقاصد گردشگری ایران شده است و تورهای گردشگری هر از چندگاهی به این کویر سوزان و بلعنده سفر می کنند. سرزمینی که اگر پایتان را به آنجا بگذارید خواهید دید که در شعاع پنجاه کیلومتری تان هیچ جنبده‌ای وجود ندارد!
ریگ جن در جنوب غربی و غرب دشت کویر، جنوب سمنان، جنوب شرق گرمسار، شرق منطقه حفاظت شده کویر ، شمال انارک و غرب جندق قرار گرفته است! این دقیق ترین آدرسی است که می توان از کویری داد که نام و نشانش در بیشتر نقشه ها وجود ندارد. انگار که ریگ جن سرزمین حذف شده دوران باشد!
ریگ جن با وسعتی حدود 3800 کیلومتر مربع در حاشیه شمالی به کوه گوگردی ، در حاشیه شرقی به جاده دامغان - جندق و در قسمت شمالی به رودخانه ورگی که از ارتفاعات کوه گوگردی سر چشمه می گیرد می رسد. این رود در جهت شمال غربی-جنوب شرقی وارد ریگ جن می شود و کوه ملا هادی در حاشیه جنوبی این ریگ زار قرار دارد.
اما بهترین مسیر دستیابی به آن هم بخش شمال شرق پارک ملی کویر است، یعنی جاده سنگفرش ملک آباد که البته داخل مرز پارک بوده و زیر نظر سازمان حفاظت محیط زیست اداره می شود. بنابراین باید از این سازمان مجوز عبور بگیرید. مسیر دیگر ورود به ریگ جن هم جندق است که دقیقا در نقطه مقابل، یعنی در بخش شرقی پارک قرار دارد.
اگر از تهران عازم ریگ جن می شوید باید بدانید که فاصله تهران تا جندق حدود 170 کیلومتر است. بنابراین برای این سفر باید طوری برنامه ریزی کنید که برای رفت و برگشت سوخت و تجهیزات کافی داشته باشید.

سفر به سرزمین ارواح خبیثه! در سال 1900 سون هدین، كویرنورد بزرگ سوئدی اولین گردشگری بود که سعی کرد ریگ جن را تجربه کند. اما به دلیل باتلاقی بودن منطقه از تصمیمش منصرف شد و در نتیجه از حاشیه غربی و جنوبی ریگ جن عبور كرد. او بعدها در كتاب كویرهای ایران به طور مفصل درباره این کویر نوشت تا در سال 1930 آلفرنس گابریل" با ایده گرفتن از این کتاب راهی ایران شود و عزم ریگ جن کند. اما او هم تنها از عرض ریگ جن گذشت. تا این که در سال 1380 اولین کویر نورد ایرانی راهی ریگ جن شد تا طلسم این سرزمین اسرارآمیز را بشکند. دكتر علی پارسا، برای اولین سفر با شتر راهی ریگ جن شد اما سفرهای بعدیش را با تیم های کویرنوردی انجام داد.
اگر شما هم کافی انگیزه پیدا کرده اید که جانتان را کف دستتان بگیرید و راهی ریگ جن شوید، بهتر است خیلی عجله نکنید. توصیه می کنیم که اگر تا به حال کویر نوردی نکرده اید و به اصطلاح حرفه ای نیستید، برای اولین تجربه به هیچ عنوان ریگ جن را انتخاب نکنید که در این صورت رفتنتان با خودتان است و برگشتنتان با خدا! حتی اگر هم حرفه ای هستید حتماً گروهی به این منطقه سفر کنید. آن هم با یک تیم کاملا حرفه ای.
بهترین وسیله برای عبور از این کویر‌، جیپ های سبك وزن است و البته فراموش نکنید که هر لحظه امکان گیر کردن و گم شدنتان در کویر ریگ جن وجود دارد. پس باید از همه امكان های نرم افزاری مثل نقشه های دقیق و GPS که قبلا تمام مسیرهای عبور از ریگ جن روی آن مشخص شده است استفاده کنید. این البته به جز اطلاع مسئولان محلی از سفر تیم کویرگردی به ریگ جن است که باید کاملا در جریان نقشه سفر تیم باشند.
سفر به ریگ جن معمولا با بیشترین حد تجهیزات صورت می گیرد. در این سفر معمولا برای مدت حداقل 15 روز غذا‌، آب، بنزین و وسایل فنی ماشین ها برداشته می شود تا در صورت بروز مشکل حفظ گروه امکان پذیر باشد.
اما ریگ جن غیر از احتمال گم شدن و ته کشیدن منابع حیاتی، بهانه های دیگری هم برای بلعیدن مسافرانش دارد! فرو رفتن در گل و لجن و باتلاق های ریگ جن یكی از مهم ترین خطرهایی است که هر مسافری را تهدید می کند.

(خبر فوری / 5 آبان 1396 - 12:19)
چهارشنبه, 03 آبان 1396 19:17
مدت‌هاست موضوع برخورداری از ثروت و چگونگی مصرف پول به یک دغدغه اساسی تبدیل شده است و در این باره مطالعه و کنکاش لازم است. رشد ضریب جینی به‌عنوان شاخصی برای بررسی اختلاف طبقاتی در ایران بیش از آنکه رویدادی ناشی از سو مدیریت باشد یک خواسته عمومی است.
مردم ایران به‌صورت خودخواسته جامعه را بر اساس دارایی (درآمد، اموال) و درجات اجتماعی (تحصیلات، شغل) طبقه‌بندی می‌کنند و بر پایه همین طبقه‌بندی میان خود و دیگران تمایز قائل می‌شوند. این نوعی رخداد فرهنگی و نهادینه شده در جامعه ایرانی است. سال‌های طولانی اصل و نسب و شجره خانوادگی از اهمیت بسزایی در طبقه‌بندی جامعه برخوردار بود که به‌مرور این عامل کم‌رنگ‌تر شد. جامعه ایرانی در نیم‌قرن اخیر دچار واهمه و ترس عمیق نسبت به آینده شده است و از این‌رو همیشه برای بهبود شرایط به‌ویژه درزمینه مالی تلاش می‌کند، بی‌آنکه هدف مشخصی داشته باشد.
ترس از آینده که بیشتر از احتمال بروز جنگ یا انقلاب دیگر، بحران اقتصادی و تورم افسارگسیخته، مقابله ابرقدرت‌ها با ایران و انزوای کشور، ضرورت مهاجرت و ... ناشی می‌شود و همگی یک بحران اجتماعی را در ایران رقم‌زده است. ایرانی‌ها بدون آنکه هدف مشخصی داشته باشند و بسیار بیش از نیاز خود برای کسب ثروت و مال‌اندوزی تلاش می‌کنند و کسانی که مسیر درآمدزایی را می‌یابند دیگر قانع نمی‌شوند.
ثروتمندان و خانواده‌های برخوردار در ایران با افزایش درآمد هرگز سبک زندگی خود را تغییر نمی‌دهند بلکه فقط کمیت‌ها را با خرید دارایی گران‌تر مانند خانه بزرگ‌تر، خودرو مدل‌بالا، لوازم‌خانگی مارک، لباس بیشتر و گران‌قیمت، سفرهای خارج از کشور، ملک و زمین بیشتر و ... افزایش می‌دهند. این در حالی است که کیفیت فکری، فرهنگی، تربیتی و به‌طورکلی سبک زندگی خانوادگی آن‌ها هیچ بهبودی نمی‌یابد.
اقشار ضعیف جامعه نیز باوجود ناتوانی در کسب درآمدهای نجومی تلاش می‌کنند به هر شکل از قشر مرفه عقب نمانند و آن‌ها نیز حتی با مقروض شدن و گاه حذف بسیاری از ضرورت‌ها سرمایه اندک خود را صرف به رخ کشیدن دارایی‌ها خود می‌کنند. تعویض خودرو، مبلمان و وسایل خانه و بسیار از تجملات دیگر که فراتر از درآمدهای کارگران و کارمندان است از رقابت برای ارتقا طبقه اجتماعی آن هم با به رخ کشیدن دارایی‌ها و تجملات ناشی می‌شود.
بسیاری از دارایی‌ها و امکانات خریداری شده توسط افراد جامعه فراتر از نیاز مصرفی و حتی درآمد آن‌هاست اما جامعه ایرانی به این دور باطل قدم نهاده است و حاضر به تأمل و تفکر درباره نتایج این رویکرد در زندگی شخصی و اجتماعی نیست. ما ایرانی‌ها زیاده‌خواه شده‌ایم بدون آنکه نیاز واقعی در ما وجود داشته باشد. رقابت برای حفظ و یا ارتقا طبقه اجتماعی و ترس از آینده ما را در همه‌چیز پرمصرف بار آورده است. نتیجه این رویداد اجتماعی کاهش زمان مطالعه و تحقیق، بی‌توجهی به سلامت جسمی و روانی، پرهیز از تأمل بابت فلسفه زندگی و سرانجام رشد کمیت‌ها و کاهش کیفیت زندگی بوده است.
ما فقط برای داشتن و دارایی بیشتر تلاش می‌کنیم بدون آنکه از آن دارایی بهره‌برداری مناسبی داشته باشیم و همیشه نیز دارایی‌ها را سرانجام برای نسل بعد باقی می‌گذاریم؛ بی‌آنکه شخصاً عایدی به دست آورده باشیم. از قرار تأمین نسل بعد (فرزندان) را نیز خودخواسته برعهده‌گرفته‌ایم. این نوع نگاه به زندگی بسترساز کسب درآمد و ثروت از هر راه و روشی است و گاه برای دارایی بیشتر دزدی، خسارت به دیگران، سو استفاده از موقعیت‌ها و ... را نوعی زرنگی و فرصت‌طلبی تلقی می‌کنیم.
تابلو «به‌اندازه نیازتان بردارید اما هر چه را که بر می‌دارید میل کنید» که در رستوران هتل آسمان اصفهان نصب شده است از دورریز ۳۷ کیلو غذا در یک روز که معادل غذای ۱۱۹ نفر است خبر می‌دهد و به خوبی بیانگر زیاده‌خواهی بی‌هدف و حرص بی‌دلیل ما ایرانی‌هاست.
آن‌قدر این عادت نادرست رفتاری در ما نهادینه شده است که حتی در هنگام غذا خوردن نیز نگران آن هستیم مبادا کم بیاوریم یا مبادا دیگران به میز ما نگاه کنند و بگویند این‌ها پول کافی برای سفارش غذا نداشته‌اند. آیا انسان نسبت به ساده‌ترین نیاز خود یعنی غذا و حجم معده خود نیز ناآگاه نیست که تا این اندازه غذا را دورریز می‌کند؟
قطعاً پاسخ منفی است بلکه این غذای اضافه نیز از زیاده‌خواهی بیش از نیاز ناشی می‌شود تا با غذای بیشتر و تجمل‌گرایی طبقه اجتماعی خود را نشان دهد و از سوی دیگر ترس از آینده که در سرتاسر زندگی دچار آن است را رفع کند. آن‌قدر ترس از آینده در وجود ما نهادینه شده است که هنگام غذا خوردن هم نگران گرسنه ماندن هستیم.
ما ایرانی‌ها به خاطر ترس از آینده و زیاده‌خواهی بیش از نیاز خود همیشه اضافه می‌آوریم و هرگز لذتی از آنچه داریم نمی‌بریم. واقعیت تلخی است اما ثروتمندان ایرانی نیز با همین رویکرد شاید رفاه را تجربه می‌کنند اما هرگز آرامش و برخورداری از یک زندگی شاد و سلامت را به دست نمی‌آورند.
(نویسنده: سینا ایرانپور انارکی - 1 مهر 1396)
سه شنبه, 02 آبان 1396 13:31
یکی از معدود ایرانیانی که جسدش را پس از مرگ به دانشگاه بخشیده است
 او دل از دنیا کنده، سه طلاقه‌اش کرده، او مرگ را زندگی می‌کند، هر روز، هر لحظه، هر نفس. اسمش دکتر حمید زاهدی است، 56 ساله، متولد آبان در گنبد کاووس، جایی بسیار دورتر از خاک اجدادی‌اش در انارک. ما 33 دقیقه با هم حرف زدیم، گاهی خندیدیم، گاهی بغض کردیم و گاه اشک دوید توی چشم‌هایمان.
حمید زاهدی از آن آدم‌های خاص است، از آنها که مادر دهر قرینه‌شان را کمتر می‌زاید؛ دانشیار بازنشسته رشته بیهوشی دانشگاه تهران، ‌جدی به وقتش، بذله‌گو به موقعش و رُک هر جا لازم باشد و البته شجاع، خیلی زیاد، دل بریده از دنیا و هر آنچه در آن هست.
او گفت اگر به خودش باشد، دوست دارد هر چه زودتر از این دنیا برود، اما چون به خودش نیست راه دفتر خانه‌ای را پیش گرفته و وصیت‌نامه‌ای تنظیم کرده و در آن نوشته جسدم مال شما، هر وقت که شد، هر وقت که روح از جسمم پرکشید.
حمید زاهدی جسدش را پس از مرگ بخشیده به دانشگاه علوم پزشکی تهران، همان جا که در آن درس خوانده و درس داده، همان جا که می‌خواهد بعد مرگش دوباره استادی کند، این بار اما روی تخت تشریح، زیرتیغ جراحی، با شرحه شرحه شدن زیر دست دانشجویان و بارها و بارها زخم خوردن و رفتن توی محلول «فرمُل» و رفت و آمد در یخچال سالن تشریح.
... شما کسی هستید که تشریح جسد را به چشم دیده‌اید، در عین حال کسی هستید که رضایت دادید جسدتان بعد از فوت روی تخت تشریح قرار بگیرد و همه این اتفاقات برایش تکرار شود، چطور راضی شدید؟ من در همه سال‌هایی که درس خواندم، دانشجوی دانشگاه تهران بودم و کل هزینه‌های تحصیلم به صد هزار تومان نمی‌رسید. آن موقع کارت دانشجویی ارزش زیادی داشت و با ارائه آن همه چیزها را با 50 درصد تخفیف می‌خریدیم و کتاب‌هایی هم که از خارج می‌آمد با ارز هفت تومان بود. در واقع پول تحصیل من و امثال من از جیب همین مردم داده شده و حالا نسبت به آنها احساس دین می‌کنم.مضاف بر این که آموزش در چهار پنج سال اخیر بسیار مغفول مانده، بخصوص بعد از طرح تحول سلامت که من نامش را می‌گذارم طرح تحول کسالت. در این چند سال آموزش نادیده گرفته شده و حتی وزیر می‌گوید تخت‌های آموزشی را در اختیار درمان قرار داده‌ایم که معنی این حرف یعنی آموزش به صفر و زیر صفر رفته و به بیمار به چشم پول درآوردن نگاه می‌شود. طبیعتا دانشجویان با این وضع چیز زیادی یاد نمی‌گیرند و هر چه می‌دانند از راه تجربه به دست می‌آید که این خیلی بد است. من بارها به شاگردانم گفته‌ام وحشت می‌کنم اگر قرار باشد زیر دست شما بیهوش شوم یا جراحی کنم.
شما از چه زمانی به فکر اهدای جسدتان افتادید؟ بیشتر از پنج سال پیش درخواستی به دانشگاه تهران دادم که هیچ جوابی نگرفتم، اما حدود دو ماه قبل که رئیس پزشکی قانونی کشور در اخبار 20:30 اعلام کرد که دانشگاه‌ها با کمبود جسد روبه‌رو هستند، دنبال کار را گرفتم و وصیت‌نامه‌ای را در دفترخانه تنظیم کردم که امیدوارم اجرا شود.
وقتی این تصمیم را گرفتید با همسرتان مشورت کردید؟ من با همسر و سه فرزندم مشورت کردم. همسرم پزشک است، دخترم هم وکیل است و مشغول گذراندن دوره دکتری حقوق است، پسرم مهندسی برق الکترونیک قبول شد که بعد از مدتی درس را رها کرد و موبایل‌فروشی باز کرد و پسر کوچکم هم دندانپزشک است و سرباز. با همه‌شان که صحبت کردم موافق بودند. ولی حتی اگر موافق هم نبودند من این کار را می‌کردم، چون اعتقاد قلبی من است.
با اقدام شما اعضای خانواده ترغیب نشدند که کار شما را تکرار کننند؟ فعلا که نه. من برای این کار انگیزه‌های شخصی دارم، علاوه برمطالبی که قبلا گفتم، دوست دارم زحماتی که شهدا و جانبازان برای برقراری امنیت در کشور کشیدند را با اهدای جسدم در راه آموزش جبران کنم و ارج بنهم.
یک جسد که به دانشگاه می‌آید، چند ماه تشریح می‌شود و دست آخر چه اتفاقی برایش می‌افتد؟ جنازه‌ها در ماده فرمل نگهداری می‌شوند و هر وقت لازم باشد روی تخت تشریح گذاشته می‌شوند. بعد هم که کار تشریح تمام می‌شود و جسد دیگر قابل استفاده نیست، یا تحویل خانواده فرد می‌شود یا پزشکی قانونی آن را می‌برد برای دفن. من در وصیت‌نامه‌ام به صراحت نوشته‌ام وقتی تاریخ مصرفم منقضی شد، من را کنار دیوار کلاس درس دانشگاه علوم پزشکی دفن کنند. متن سنگ قبرم را هم نوشته‌ام.
یعنی اگر فامیل بخواهند به مزار شما سری بزنند و فاتحه‌ای بخوانند هر بار باید بیایند دانشگاه؟ این طور خیلی راحت‌تر از این است که بخواهند بروند بهشت زهرا.
با دانشگاه هماهنگ کرده‌اید؟واسط این کار پزشکی قانونی بوده و خودم هم مشغول پیگیری هستم تا حتما این اتفاق رخ دهد.
از این که تصور کنید روزی بدنتان شرحه شرحه و مثله می‌شود چه حسی دارید؟خیلی خوشحالم اگر بتوانم برای آموزش جوانان این کشور خدمتی انجام دهم.
اما همه آدم‌ها بدنشان را دوست دارند و حداکثر راضی می‌شوند اهدای عضو کنند، نه آن که تکه تکه شوند روی تخت تشریح. دل کندن از مسائل دنیوی راحت نیست، اما همه ما باید آمادگی داشته باشیم. من خیلی سال است که آماده‌ام.
شما حتما به محلی که قرار است دفن شوید سر زده‌اید، آنجا که می‌روید چه حال و هوایی دارید؟خوشحال می‌شوم از تصور این که روزی دانشجویان با دیدن سنگ قبرم کمی فکر می‌کنند و عبرت می‌گیرند و شاید خودشان روزی این کار را انجام دهند.
متن سنگ قبرتان را هم آماده کرده‌اید؟ دکتر حمید زاهدی، دانشیار رشته بیهوشی دانشگاه علوم پزشکی تهران، فرزند مرحوم جعفرآقا و مرحومه طاهره زاهد انارکی، در تاریخ 6/8/40 آمدم تا بیاموزم، ماندم تا از من بیاموزند، در تاریخ... رفتم و اهدا کردم تا عبرت بگیرند.
متن سنگ قبرتان اشک آدم را درمی‌آورد. فکر می‌کنید چند سال عمر خواهید کرد؟ اگر به من باشد دوست دارم هر چه زودتر از این دنیای آلوده بروم و راحت شوم، اما به هر حال عمر آدم بستگی به مراقبت خودش دارد و هر چه سالم‌تر زندگی کند، بیشتر عمر خواهد کرد.
پس این که می‌گویند عمر دست خداست چیست؟ خدا خودش می‌فرماید سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمی‌دهیم مگر این که خودشان بخواهند. من اگر غذای چرب و شیرین بخورم و تحرک نداشته باشم معلوم است که به انواع امراض مبتلا می‌شوم و عمرم کوتاه می‌شود. در واقع در موضوع مرگ، هم یک جور جبر وجود دارد و هم اختیار.
شما چند کیلو هستید؟ 74 کیلو.
قدتان چه قدر است؟ 174 سانتی‌متر.
پس بدن استانداردی دارید؟ بجز شکمم که بعد از بازنشستگی کمی بزرگ شده.
پس می‌توانیم بگوییم شما یک جسد با کیفیت هستید! تقریبا.
اگر بخواهید کسی را ترغیب به اهدای جسد کنید با چه جملاتی او را مجاب می‌کنید؟ سعی می‌کنم با جملات علمی و اخلاقی بحث را مطرح کنم. برایشان از پزشکان جامعه می‌گویم و این همه شکایتی که مردم از کیفیت کارشان دارند. به مردم می‌گویم که علت این است که پزشکان به اندازه کافی آموزش نمی‌بینند.
(تاریخ انتشارسه شنبه 2 آبان 1396 ساعت 02:00 / جام جم آنلاین)
دوشنبه, 01 آبان 1396 11:39
از اول آبان ماه مدیریت کاروانسرا ی انارک (رباط) انارک تغییر می کند و برادران ارجمند مختاریان که در مزایده اوقاف برنده شدند، مسئولیت این مکان ارزشمند شهر زیبایمان را به عهده خواهند گرفت.
ضمن تبریک به آقایان مختاریان برای ایشان آرزوی موفقیت کرده و امیدواریم با  تجربه ای که ایشان در ‌زمینه گردشگری و جذب توریست در دیگر نقاط کشور عزیزمان داشته اند حضورشان در انارک باعث رونق و شناساندن هرچه بیشتر زادگاهمان گردد و با تعامل و ارتباط تنگاتنگی که با مردم و مسئولین شهر و بخش  بعمل  خواهند آورد چشم اندازی روشن از میزبانی شهر باستانی نارسینه از مهمانان و گردشگران  خواهد داشت.
امیدواریم با مدیریت جدید  این مکان افتخارآمیز شهر با آغوش باز از همه بازدیدکنندگان و مهمانانش استقبال نماید. (ابراهیم زاهد انارکی)
انارک نیوز نیز به نوبه خود به مدیریت جدید تبریک و آرزوی ده سال پر رونق گردشگری را برای ایشان دارد.
پنج شنبه, 27 مهر 1396 10:53
چو از کویر نکردی گذر نمی دانی             که از کویر گذشتن چه عالمی دارد
دشت کویر برای همه شناخته شده است. تنها قسمتی از آن، بخش وسیعی از استان اصفهان را در برگرفته است که عظیم است و بی پایان ، بی باران و تفتیده است. آسمان آبی اش اگرچه بخیل است، گرفته نیست و خاکستری نمی شود. کویر، سرزمین شگفتی هاست با زیبایی های تحسین انگیز. انعکاس این زیبایی ها در سکوت شبانه اش، در آسمان آبی پرستاره اش، در تپه های شنی برهنه اش، در ریگزارهای سرگردانش، در شکوفایی گل های وحشی و پیش رسش، در حلقه حلقه چاه های قناتش و در معماری ویژه اش، تماشایی تر است. از بارزترین مظهر کویر، طبیعت خشن و در عین حال خیال انگیز آن است که آفتاب سوزان تابستان و سرمای استخوان سوز زمستان، کمترین ره آوردش به حساب می آید. مردم برای گریز از گرما به اتاق های بادگیر دار پناه می بردند که هوا را خنک می سازد و با آب و برق بیگانه است. آسمان همیشه نیلگونش، گریستن نمی داند و اگر بداند دریغ از اشکی که بر دامن افشاند. از این رو زمین در بیشتر ایام سال خشکی خویش را فریاد می زند و در گوش همگان، به جای ترنم صدای آب، سوگ نامه سراب را زمزمه می کند که سراینده و نوازنده اش طبیعت است. شعر و آهنگش تلخی غم آلودی دارد که بسیار کسان شنیده اند اما نچشیده اند و اگر هم چشیده اند دم برنیاورده اند که اینجا دیگر حنای سراب هم رنگ ندارد. اما کویر گردی حس دیگری دارد برای پا گذاشتن به سکوتی شگرف. با تور کویر گردی همراه شوید تا دل تنهای طبیعت سفر کنید و غرق در آرامش شوید. با همگردی همراه باشید برای سفری کویری به شهر انارک...اردکان سکوت کویر: غروب آفتاب، وقتی که خورشید مغرب آخرین شعاع روشن خود را از افق دوردست روانه دیوارهای خشتی می کند. وقتی که پیرزن ها و پیرمردها به استقبال گوسفندانشان که از چرای روزانه برمی گردند و آخرین فاصله پشت حصار تا آغل را، به حالت دو طی می کنند، می روند، وقتی که کوچه ها از تردد خالی می شود و هیاهوی مردم می خوابد و تاریکی همه جا را فرا می گیرد، سکوت کویر آغاز می شود و کویر گردی دلنشین می شود. داخل آبادی را لامپ های پر قدرت برق روشن کرده و خارج آن که با پنج دقیقه قدم زدن از هرسو، دست نیافتنی است. تنها به نور مهتاب و سوسوی ستارگان و راه خیال انگیز شیری که روبه قبله است، روشن می شود. چه زیباست شب و چه پرمعناست سکوت کویر، سکوت کوهستان، سکوت بیابان و سکوت زمین و آسمان که تاریکی شب را همراهی می کند و آشفته نمی شود مگر با آوای خروس نیم شب و نمی شکند مگر با بانگ موذن در صبحدم که خفتگان را به سوی معبود می خواند و طلیعه روزی دیگر را بشارت می دهد. بالای سر هزاران قندیل از چراغ اختران، چشم را نوازش می دهد و روح را سیراب می سازد. حتی اگر پرورش یافته شهر باشی و نا آشنا با ستارگان، هفت برادران را با یک نگاه و خوشه پروین را با نگاهی دیگر خواهی یافت. لحظاتی چند اگر نظاره گر آسمان پرستاره شوی، شهاب سنگ های سرگردان را خواهی دید که خطی نورانی در مسیری مستقیم بر صفحه سیاه آسمان می کشند و نابود می شوند. با تور کویر گردی همراه شوید و شبی پر ستاره در آرامش کویر سپری کنید. شهر انارک از روستاهای کویری ایران است که شب های بی هیاهویی دارد. انارکسرگذشت تلخ و شیرین کویر: در کویر، دل آسمان مغرب که بگیرد، چهرها گشاده می گردد، زیرا این گرفتگی پیام آور باران است و باران در کویر یعنی زندگی، کویر باران نخورده توان را از هر جنبنده ای می گیرد. زمین می سوزد، چوپان به همراهی گوسفندانش کوچ می کند و درختان در دل تابستان به استقبال خزان می روند و اگر ببارد، زمین سوخته جان می گیرد و نشانه حیات را با رویش گیاهان بیابانی در خود پدیدار می سازد. رنگین کمان کویر تماشایی است. تولدشان به غمزه خورشید است و نابودی شان به مستوری آن. در حاشیه این دشت وسیع "انارک" این یاقوت زیبای کویر، پیکر خاکی رنگ خود را در میان چند کوه منفرد و صخره ای به نمایش گذاشته و در طی چندین قرن هزاران انسان صلح جو و آرامش طلب را مجذوب خویشتن کرده است. دل به تور کویر گردی، شهر انارک بسپارید و لحظات پر ستاره ای را جاودانه کنید. انارکشهر انارک: شهر انارک، بخش پرآوازه ای است، اسم و رسمی دارد و اعتباری، نامش به سبب شکوه معنی یا موسیقی مطبوع کلمه از میوه بهشتی انار گرفته شده که سرسبزی و فراوانیش مشروط به بودن آب است. نام محلی آن نارسینه است که واژه ای خوش آهنگ است و تنها بر زبان اهالی بومی جاری می شود و انارستان را معنی می دهد.
                                        و پا تاول و دسم پینه داری                  هیوایی خاکی نارسینه داری
                                        با تاول پا و پینه ی دست                    بی تاب جمال کوی خویشم
گویش محلی مردم شهر انارک، شیرین و دلاویز است و قواعد محکمی دارد با این حال رو به اضمحلال است. بافت قدیم شهر، با کوچه های باریک، ساختمان های خشتی برج ها، آتشگاه ها، پشت بام های کاهگلی و بادگیرهای استوار بر فراز بام های قوسی و ضربی اش یادها و یادگارها را در درون خود نهفته داد. کویر و آبادی هایش را باید دید با تور کویر گردی همراه شوید و دیدنی هایش را ببینید. در کوچه هایی که تابع هیچ اصل هندسی و برنامه شهرسازی نیستند، پهن و باریک می شوند و انحنا می پذیرند اما به بن بست نمی رسند و قوافل شتر را به سهولت در دل خود جا می دهند، باید گام برداشت و دور از هیاهوی شهر، دوست داشتن و دوست داشته شدن را تجربه کرد با این مضامین که:
من، سنگ فرش کوچه ها را دوست دارم
من، در گذرها، نقش پا را دوست دارم
دیوار خشتی، کوچه خاکی، طاق ضربی
شهری چنین با این نما را، دوست دارم
من، تپه های ماسه ای را می پسندم
آخر نه، من، کار خدا را، دوست دارم
در کوچه های تنگ و بی بن بست هر روز
دیدار یار آشنا را، دوست دارم
آلودگی های تمدن، کشت ما را
من، زندگی در این فضا را، دوست دارم
بی ادعایی، صاف بودن، بی ریایی
من، خلق با این محتوا را دوست دارم
من، مرده مردان با حال کویرم
من، مردمان با صفا را دوست دارم
پیران حدیث رفته می گویند و من هم
بشنیدن این قصه ها را، دوست دارم
من نیز مانند شما هرجا که باشم
این مردمان بی ریا را، دوست دارم
بیزارم از بودن در آن آلودگی ها
من، زیستن در این هوا را دوست دارم....شهر انارک(چهارشنبه 26 مهر 96)