امروز: یکشنبه 19 مرداد 1399 برابر با 09 آگوست 2020

یکشنبه, 14 ارديبهشت 1393 08:53
انارک / دوچرخه سواری / 1393
پنج شنبه, 11 ارديبهشت 1393 07:57

انارک / نخلک / دوچرخه سواریبه مناسبت روز جهانی کاروکارگر دیروز شنبه هیات دوچرخه سواری به سرپرستی آقای مهران مطلبی  مسیر 45 کیلومتری انارک تا نخلک را رکاب زدند .مبدا حرکت از شهرداری انارک با حضور شهردار محترم جناب طباطبایی وپرسنل زحمت کش شهرداری ومقصد مجتمع معدنی سرب نخلک بود .هیات دوچرخه سواری در مقصد مورد استقبال ریاست محترم مجتمع جناب ساعی نیا وهمکاران قرار گرفت.

جمعه, 29 فروردين 1393 11:36
انارک نیوز - کویر «ریگ جنّ»
- مشاهده کوچکترین گربه‌سان جهان در "ریگ جن"

کویر «ریگ جنّ»
از صعب العبورترین نواحی دنیا، منطقه کویری و پر از تپه های شنی (تلماسه) و باتلاق های نمکی در کویر مرکزی ایران است. در حال حاضر در این منطقه هیچ علایمی از حیات دیده نمی شود. این کویر در جنوب غربی و غرب دشت کویر، جنوب سمنان، جنوب شرق گرمسار، شرق منطقه حفاظت شده کویر، شمال انارک و غرب جندق قرار گرفته است و وسعتی برابر با 3800 کیلومتر مربع دارد. هیچ گونه چشمه یا چاه آبی در این منطقه وجود ندارد. در بیشتر نقشه ها نامی از این منطقه نبرده شده است. تنها دو کویر شناس اروپایی در گذشته در سفرنامه های خود به وجود چنین کویری در ایران اشاره ای کرده اند.
از دیدگاه زمین شناسی توده های عظیمی از تپه های ماسه ای متحرک و فعال، فاقد پوشش گیاهی (متعلق به دوره کواترنری) محدوده را می پوشانند. زیربنای ریگ جن یک دشت فرسایش یافته است که درحال حاضر تپه های ماسه ای (برخان) و تپه های ماسه ای هرمی آن را اشغال کرده است. تمام ریگ جن دارای رسوبات نمکی فراوان بوده که عمده رسوبات و مواد فرسایش یافته البرز شکل گرفته است.
کویر ریگ جن دومین ماسه زار بزرگ کشور است که بخشی از دشت کویر محسوب می شود. این منطقه بین 33.45 تا 34.45 شمالی و 53 تا 54.45 شرقی قرار دارد. وجود تپه های بلند شنی در ریگ جن، عملاً عبور شتر یا وسایل نقلیه را از این منطقه غیر ممکن می کند. اگر از محلی ها (منظورم اهالی انارک، جندق یا روستاهای کوچک حاشیه ی این منطقه است) سراغ ریگ جن را بگیرید یا در بین آنها پی راهنمای محلی برای عبور از این منطقه بگردید احتمالاً جوابی نخواهید شنید. بدون GPS یا در صورت وجود توفان شن عبور از این منطقه تقریباً غیرممکن است.

خرافات: مردم محلی معتقدند این سرزمین نفرین شده است. در قدیم کاروان ها و مسافران هرگز از این کویر عبور نمی کردند. قدیمی ها معتقد بودند، این سرزمین نفرین شده و پایگاه شیطان ها و ارواح پلید است. مردمی که در اطراف این کویر زندگی می کنند بر همین باور هستند. این مردم محلی می گویند هر کسی که وارد این سرزمین شده زنده نمانده و ناپدید شده است. ریگ جن را مثلث برمودای ایران هم می نامند.
ریگ جن برای مردم محلی نوعی منطقه ی ممنوعه محسوب می شود. البته باید به آنها برای وجود چنین ترسی در قلب هایشان حق داد، این منطقه به دلیل وسعت زیاد و نداشتن چشمه یا چاه آب در گذشته محل عبور کاروان‌ها نبوده است.
چگونه از آن می توان به سلامت عبور کرد: این منطقه با کسی شوخی ندارد و فقط باید با بلدان آن که محدود هم هستند و گروهی مجهز و با تجربه به این سفر بروند که در غیر این صورت چنانچه خودسرانه تصمیم به رفتن به چنین جائی بگیرید برگشتی از این سفر نخواهند داشت.
سفر به ریگ جن انارک: شروع از کلاته باباخالد به سمت مرکز ریگ جن و خروج از مابین جندق و کلاته چوپانان جاده انارک طبس، حدود 320 کیلومتر در دل کویری وحشی به نام ریگ جن که هیچ موجود زنده ای در آن نمی بینید. بهترین و تنها فصل برای سفر به ریگ جن ماه بهمن می باشد و توجه داشته باشید حتی در بهمن در بعضی از نقاط گرمای هوا تا 45 درجه سانتیگراد بالای صفر در ظهر و در شب هم به شدت سرما طاقت فرسا خواهد بود تا 15- درجه (زیر صفر).
شرح مسیر حرکت: از پمپ بنزین انارک به سمت جندق، از جاده قدیم راه را ادامه می دهیم بعد از گردنه زنجیرگاه دست چپ فرعی خاکی را ادامه تا ده نیمه متروکه عشین که بسیار زیباست و تمام آن از سنگ است و بسیار قدیمی است را رد کرده بعد از آنجا به کلاته یا ده بابا خالد می رسیم که آنجا هم زیباست و قلعه قدیمی از گل دارد که جالب است اینجا دیگر به غیر از مزرعه دکتر جعفری آخرین آبادی و نشانه انسان است و آب نیمه شیرین قابل آشامیدن دارد. از این به بعد سفر اصلی به ریگ جن آغاز می شود و ادامه راه را به طرف شمال شرق در بستر رودخانه ای خشک شده که از شرق باباخالد می گذرد پیش می گیریم.
وصف این حدود 320 کیلومتر کویر نوردی که در پیش داریم یعنی منطقه ریگ جن به هفت رشته جبال کوه شنی که بعضی از انها تا 300 متر ارتفاع و حدود 30 کیلومتر طول دارند و مابین این ارتفاعات دشتی کفی و صاف با خاکی لورگ و بسیار پوک و در زیر گل که این چند دشت هم هر کدام حدود 20 کیلومتر و بعضی هم بیشتر طول دارند که در مجموع اصطلاحاً به هر رشته کوه شنی و دشت آن یک کوچه گفته می شود و شما باید هفت کوچه را رد کنید تا از این منطقه زیبا و در عین حال خطرناک خارج شوید. شما اگر خیلی وارد و گروهتان مجهز باشد هر یک روز دو کوچه را رد خواهید کرد یعنی در بهترین شرایط 3.5 روز راه خواهید داشت. در طی مسیر در رشته کوه های شنی به دلیل وزش بادهای شدید، دائم تپه ها جابجا می شوند و به همین خاطر هم به آنها ریگ جن می گویند.
شب كویر هم كه خیال انگیز و توصیف نشدنی است چنــانكه در هیچ جای دیگری نمی توان شب های سرمه ای و پرستاره را این چنین تجربه كرد. شب كه بر كویر چتر می گسترد می خواهی دستت را به هوای چیدن ستاره ها بالاببری. اینجا آسمان و زمین بهم نزدیك ترینند. هر چه روزها آسمان و خورشید پرفروغش به نامهربانی بر زمین سوخته و تفتیده كویر گرما و آتش می پاشند شب ها اما به جبران آن، گویی با مهربانی تمام فاصله ها را از میان برمی دارند و آسمان ستاره های زیبایش را به سخاوت تمام به زمین می بخشد.


مشاهده کوچکترین گربه‌سان جهان در "ریگ جن"
گربه شنی کوچکترین عضو خانواده گربه‌سانان است که با جثه‌ای کوچک اقداماتی خارق‌العاده انجام می‌دهد و هر انسانی را مبهوت فعالیت‌های خود می‌کند.
به گزارش خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، منطقه اصفهان، این گربه‌سان کوچک از کمیاب‌ترین گونه‌های حیات وحش ایران و جهان محسوب می‌شود و تنها گربه‌ای است که در بیابان‌های واقعی یافت می‌شود و سازگاری عجیبی با تغییر دمای مناطق ماسه‌ای و شنی دارد. گربه شنی به علت تراکم جمعیتی پایینی که دارد اصولا به عنوان گونه‌ کمیاب معرفی می‌شود و همیشه در منطقه خطر قرار می‌گیرد. طبق بررسی‌های سال 2008 اتحادیه بین المللی حفاظت از طبیعت (IUCN) این گونه در لیست قرمز قرار گرفته است.
برای پیدا کردن گربه شنی شاید روزها زمان لازم باشد چراکه به هیچ وجه رد پایش بر روی شن و ماسه باقی نمی‌ماند و پس از دیدن نورهای مصنوعی سریعا چشمان خود را می‌بندد. این گونه دارای شنوایی قویی است چنان که اصوات ماورای صوت را هم می‌شنود و حرکت جانوران را علاوه بر روی زمین در زیر زمین نیز رصد می‌کند.
گربه شنی دارای جثه‌ای کوچک است، اما شکارهایی که انجام می‌دهد هر بیننده‌ای را متحیر می‌کند. این گربه‌سان بین یک و نیم تا سه کیلوگرم وزن دارد، اما گاهی گزارش شده که گوسفند، بز و حتی گوساله بوفالو را هم شکار می‌کند و در شکار پرندگان نیز عملکردی بی‌نظیر دارد.
حسین اکبری، رییس اداره حفاظت محیط زیست شهرستان نایین، در گفت‌وگو با خبرنگار ایسنای منطقه اصفهان خاطرنشان کرد: به استناد بررسی‌های علمی سال‌های اخیر، مجموعه پهناور "ریگ جن" غنی‌ترین زیستگاه گربه شنی در کشور و یکی از مهمترین زیستگاه‌های این گونه کمیاب و شاخص در جهان می‌باشد به طوری که بیشترین مشاهدات و مستندات این گونه در زیستگاه‌های ایران در سال‌های اخیر از این منطقه به دست آمده است.
وی ادامه داد: گربه شنی با نام علمی (felis margarita) کوچکترین عضو از خانواده گربه سانان ایران و یکی از کمیاب‌ترین گونه‌های حیات وحش کشور است که مختص زیستگاه‌های ماسه‌ای و بیابانی اطراف کویر مرکزی و نواحی شرق و جنوب شرق ایران است.
رییس اداره حفاظت محیط زیست شهرستان نایین با بیان اینکه این جانور نادر و شاخص یکی از شاهکارهای سازگاری با شرایط سخت محیط های بیابانی است، افزود: دمای هوا در عرصه‌های ماسه‌ای و شنی بیابان‌ها بسیار متغیر بوده و در برخی نواحی در اوج تابستان به 60 درجه بالای صفر رسیده و در زمستان هم ممکن است تا 25 درجه زیر صفر برسد و یخبندان شدید ایجاد شود.
وی گفت: یکی از ویژگی‌های حیاتی این گونه زیبا و جذاب، وجود موهای فشرده سیاه یا قهوه‌ای رنگ در کف دست و پاهای حیوان است تا به عنوان یک عایق، تحمل دمای سوزان ماسه‌ها را در گرمای تابستان به راحتی میسر سازد و هم‌چنین با ایجاد سطح بیشتر، مانع از فرو رفتن دست و پا و پنجه‌ها در ماسه‌ها و سهولت حرکت و جابه‌جایی شود.
رییس اداره حفاظت محیط زیست شهرستان نایین افزود: گوش‌های این حیوان هم دارای موهای بلند و فشرده‌ای بوده تا از یک سو از وارد شدن ماسه‌ها و گرد و خاک به داخل گوش جلوگیری شود و از سوی دیگر به شنوایی و تشخیص جهات صدا کمک کند.
اکبری به ویژ‌گی منحصر به فرد این گربه اشاره کرد و ادامه داد: گربه شنی در هنگام برخورد با نورهای غیر طبیعی از جمله نور خودرو معمولا به سرعت چشمانش را بسته تا مانع انعکاس نور توسط چشم‌ها و درنتیجه دیده نشدن و شناسایی آن توسط انسان شده و آن را از خطرات احتمالی صیانت کند.
وی با بیان اینکه این گونه شب فعال بوده و معمولا از اوایل غروب تا طلوع آفتاب به شکار رفته و در طول روز در لانه و مخفیگاه‌های خود استراحت می‌کند، ادامه داد: تغذیه این گربه معمولا از جوندگانی مانند موش‌ها، دوپاها و خزندگان است و با وجود جثه کوچک قادر به شکار پرندگانی مانند باقرقره، چکاوک‌ها و هوبره است.
رییس اداره محیط زیست شهرستان نایین تاکید کرد: گربه شنی بی‌تردید یک ذخیره و سرمایه بسیار ارزشمند اکولوژیکی در طبیعت، گنجینه گردشگری گرانبها و یک بستر مهم پژوهشی و آموزشی به شمار می‌رود.
اکبری از برنامه‌ریزی و آغاز مطالعات مقدماتی برای اجرای پروژه بررسی الگوهای پراکنش و تراکم جمعیتی گربه شنی با استفاده از فناوری دوربین‌های خودکار (camera trap) در مجموعه زیستگاهی عظیم و منحصر بفرد "ریگ جن" خبر داد و گفت: این پروژه با مشارکت و همکاری حفاظت محیط زیست استان اصفهان، مراکز دانشگاهی، انجمن‌های تخصصی مردم نهاد و کارشناسان بین‌المللی در سال 1393 اجرا خواهد شد.
وی در خصوص چگونگی اجرای پروژه اظهار کرد: پروژه بررسی الگوی پراکنش و تراکم گربه شنی در سه مرحله شامل مطالعات مقدماتی و مکان‌یابی مناسب برای دوربین گذاری، نصب اصولی دوربین‌ها در مکان‌های تعیین شده، جمع آوری و تجزیه و تحلیل داده‌ها و تهیه بانک اطلاعاتی و برنامه‌های مدیریتی مربوطه انجام می‌شود و هم‌چنین تهیه عکس‌های حرفه‌ای نیز بخش دیگری از اهداف این پروژه است.
رییس اداره محیط زیست شهرستان نایین افزود: به کارگیری فناوری دوربین‌های تله‌ای در مطالعات بوم شناسی اکنون روشی موثر و کارآمد در جهان برای مطالعات حیات وحش به‌ ویژه گونه‌های کمیاب و نادر محسوب شده و اطلاعات ارزشمندی از جمله الگوهای پراکنش زمانی و مکانی، تراکم جمعیت، ثبت و مستند سازی حضور گونه هدف، برخی الگوهای رفتاری و مسیرهای جابه‌جایی در اختیار محققان قرار داده و این اطلاعات در اتخاذ برنامه‌های حفاظتی و مدیریتی گونه‌های جانوری و زیستگاه‌ها بسیار با ارزش و موثر است.
اکبری از برنامه‌های مدیریتی و تحقیقاتی دیگر در عرصه‌های حفاظت شده استان در خصوص گربه شنی خبر داد و افزود: تحقیقاتی توسط متخصصان دانشگاهی برای تهیه بانک اطلاعاتی و حفاظت شایسته و موثر از این گونه در عمق زیستگاه‌های شهرستان نایین، عرصه‌های کویر مرکزی از جمله زیستگاه‌های عظیم ریگ جن، پناهگاه حیات وحش عباس آباد، منطقه شکار ممنوع کوه بزرگی انارک، مجموعه هیزم چاه و منطقه دق سرخ انارک انجام شده است.
وی اضافه کرد: این تحقیقات دستاوردهای موثری در مستند سازی، شناسایی نواحی پراکنش، درمان، احیا و بازگشت به طبیعت نمونه‌های مصدوم، ترویج و آموزش جوامع محلی و جلب مشارکت عمومی در حفاظت، شناخت، مقابله و رفع تهدیدها از جمله شکار غیر مجاز و تخریب زیستگاه‌ها داشته است.
(کد خبرنگار: 13023 خبرگزاری ایسنا/  سرویس: استان ها - اصفهان/ کد خبر: 92110100606/ سه‌شنبه ۱ بهمن ۱۳۹۲ - ۱۴:۲۴)

جمعه, 29 فروردين 1393 11:18

سوغات سبز از دق سرخ
 اصفهان- براستي كوير با طبيعت شگرف و رنگ به رنگش چه بازي هايي بر سر آدم درمي آورد.

گاهي در سكوت مطلقش حتي مي تواني صداي بال زدن سنجاقكي را هم بشنوي و لختي بعد از غرش مهيب طوفانش مي خواهي كر شوي، گاهي بر اثر گرماي روزش به آتش ذغالي مي ماني و در سرماي شبش به بيد لرزاني، گاهي كوره سوزان روزش از ديدن آبي آسمانش سيرت مي كند و جادوي هوشبر شبش اسير، گاهي در ژلاتين ماسه هايش اصلا نمي تواني قدم از قدم برداري اما در بستردق سفت و سختش حتي هواپيما هم مي تواند نشست و برخاست كند و گاهي....
زيبايي كوير تنها به دلارامي، سكوت و دست نخوردگيش نيست، هنر خلق يكجاي اين همه تضاد در آلبوم آفرينشش، بخش ديگري از تنوع رنگ به رنگ و جذابيت هاي دلفريبي است كه بيننده را مسحور جمالش مي كند.
دقdagh (به فتح د)، گوشه چشمي از مظاهر متلون مناطق كويري است كه توجه هر كس را به خود جلب مي كند.
هنوز درست نمي دانم وجه تسميه كلمه دق چيست اما در بعضي جاها آمده است: دَق يا دَغ همان داغ است به معني زمين خشك.
دَق در لغت نامه دهخدا بدين معناست: دَق.(صفت) سر بي مو.(برهان). دغ و رجوع به دغ شود. معني دَغ در برهان نيز چنين است:زمين بي علف، يعني زميني كه هرگز گياه در آن نرسته باشد و در(فرهنگ) آنندراج به معني زمين بي علف معني شده است.(تبيان، ۲۹/۵/۹۱)
با اين حال، از نظر نگارش فارسي،دغ(دال با غين) به معني زمين بي گياه صحيح است نه دق (با دال و قاف) به معني كوبيدن، با اين وصف در زمان حاضر در بيشتر منابع علمي دغ را با دال وقاف بكار برده ­اند.
در كتاب فرهنگ نظام (جلد سوم تأليف سيد محمد علي داعي الاسلام) دق (با دال و قاف ) به معني كوبيدن و دق الباب به معناي كوبيدن در خانه و آرد كردن آورده شده در حالي كه دغ(با حروف نوشتاري دال و غين ) را زمين بي گياه آورده و دغسر را به كسي كه پيش سرش مو نداشته باشد، اطلاق كرده است.در همان منبع نيز آمده كه: در زبان محلي اناركي‘ دغ زميني است كه بر آن سيلاب آمده و خشكيده و يك طبقه از گل محكم احداث شده كه مانع روئيدن چيزي است.
همچنين در فرهنگ فارسي معين و عميد، دغ به معني زميني كه علف و گياه در آن نرويد، آورده شده و دغسر به سر بي موي طاس و كسي كه ريش و سبيل و ابرو و مژه را پاك بتراشد، گفته شده است. تنها در فرهنگ فارسي عميد علاوه بر اين از كلمه دك نيز براي دغ استفاده شده و دك را به معني ريگستان يا زمين هموار و كوبيده و هموار، همچنين مترادف با دغ ، سر بي مو، زمين خشك و سخت، زمين بي آب و علف، درخت بي برگ گفته شده است.در همين منبع دك و لك به معني خشك و خالي، زمين بي آب و علف كه با نگارش دق و لق يا دغ و لغ نيز بكار برده شده است.درهر حال، آنچه مسلم است از نظر نوشتاري دغ صحيح است و منظور زمين بي گياه است كه محدوديتي مانع رويش در آن مي ­شود.(عباسي، كوه ها و بيابان هاي ايران)
قدر مسلم در فرهنگ ما استفاده از دق ريشه ديرينه دارد براي نمونه وجه تسميه شهر دو هزار ساله جندق واقع در شمال ‌شرقي استان اصفهان به همين واژه بازمي گردد چون نامش مشتق از دو كلمه جنب(كنار) و دق است.
در تعريف دق چنين آمده است:
دق، زمين هاي رسي بسيار همواري هستند كه فاقد نمك اند و يا نمك آنها ناچيز است. معمولا سطح آنها از مواد كربناته سفيد مي شود، به همين دليل رنگ اين مناطق غالبا بسيار روشن و براق است. دق هايي به رنگ هاي نخودي و خاكستري نيز وجود دارند، اغلب آنها در حاشيه داراي ترك هاي گلي هستند و در قسمت هاي داخلي بسيار سخت و كاملا هموارند.دق ها چنان صاف و صيقلي هستند كه مي توان از آنها بعنوان باند پرواز استفاده كرد. دق در قسمت هاي كم شيب بويژه حوضه ي انتهايي مسيل ها و رودخانه هاي مناطق بياباني شكل مي گيرد.نحوه پيدايش آن هنوز بطور دقيق روشن نيست.به نظر مي رسد به هنگام پايين بودن سطح آب زير زميني، جريان هاي سطحي فصلي سبب رسوب ريز دانه هاي رس و امثال آن و همچنين تشكيل قشر سختي شده كه در اثر وزش باد سطح آن صاف و صيقلي مي شود.(سلوتي، بابانيانوري، ص۲۳-۲۴)
يك تعريف ديگر از دق حاكيست: دق به سرزمين‌هاي نسبتاً همواري گفته مي‌شود كه رودخانه‌اي در آن جريان دارد و بدليل شيب ناچيز و كم، رسوبات ريزدانه در آنها ته ‌نشين مي‌شود و اشكال نسبتاً مسطح و همواري به رنگ‌هاي روشن را به وجود مي‌آورند.(نگاهي به جغرافياي طبيعي استان كرمان)
در هر صورت آنچه از تعاريف برمي آيد، اين است كه دق به زمين‌هاي سخت، كوبيده شده، برآمده و در عين حال صيقلي گفته مي شود كه براحتي كنده نمي شود و علف و گياهي هم در آن نمي رويد.
درواقع دق، پايين ترين سطح يك منطقه بياباني و كويري است كه رسوب آبرفتها و سيلابهاي منشعب از نقاط مرتفع اطراف در آن جمع و بر اثر تبخير و وزش باد بر سطح آن، به قطعات مشبك داراي سطوح مقطع برآمده و سخت تبديل مي شود.
دق در بعضي جاها مانند دق سرخ انارك فاقد شوري و در بعضي جاها مانند
كوير دق سرخ اردستان قليايي است.
رنگ دق ها هم با يكديگر تفاوت دارد مثل همين دق سرخ كه مايل به رنگ اخرايي است و دق كبوترخان كرمان يا دق بانو انارك كه روشن و خاكستري است.
شكل هندسي و اندازه اشكال مشبك دق ها نيز بر حسب نوع رسوبات و خاك آنها با يكديگر فرق دارد.
در حرير شنزار كوير بخصوص هنگام بدمستي باد مي توان هنر لطيف طبيعت را در خلق آفرينه ها و خط خطي هاي موزونش بر روي سطح ريزدانه هاي جواهرآساي شني ديد و بر فراز سينوس شنهايش از اينسو به آنسو غلتيد و به نرمي بر شيب سرسره ي تلماسه هاش لغزيد و سپس در قفاي مسير طي شده، رد پاي خود را بوضوح و دقت جاي اثر انگشت ديد.
اما در دق كه در نقاط پست مناطق كويري و بياباني تشكيل مي شود، انگار زمين عمدا مي خواهد چهره عبوس و زمختش را به وجهي معكوس به رخ بكشد تا در كنار جلد ژله اي و روكش لطيف اطلسي اش(رمل)، شدت پوست كلفتي و انعطاف ناپذيرش را هم نشان بدهد و با نمايشي توام از اوج نرمي و سختي، بازيگوشي و رنديش را در هنرواره آميزه اضدادش ثابت كند.
در دق برخلاف ريتم منعطف و صاف ماسه زار كوير، زمين آنقدر سفت، چاك چاك و برجسته و برآمده است كه هر رهنوردي، مي تواند تمام خلل و فرج زير پايش را كاملا حس كند.
اين زمين آنچنان محكم و سفت و پرجنم است كه حتي هواپيماهاي غول آسا هم مي توانند در آن فرود آيند كه نمونه اش عمليات ناموفق آزادسازي گروگان هاي آمريكايي به كمك نيروي ارتش اين كشور است كه از دق هاي اطراف طبس بعنوان باند فرودگاه استفاده شده بود.(سلوتي، بابانيانوري، ص۲۳)
من امروز اينجا در گستره دق سرخ (dagh-sorkh) جايي در۱۹۰ كيلومتري شمال شرق شهرستان نايينم در حالي كه زير پايم از چينش پازل هاي صيقلي از جنس خاك رس، يكدست قلمبه سلمبه است، پازل هايي شبيه قطعات سنگ فرش خيابان هاي قديمي اما با رنگ و لعاب مسي.
دق اينجا به نمدي سرخ مي ماند كه پاي باد و باران و دماي هواي طبيعت كويري ، آنقدر آن را ورماليده و درهم تنيده كه حسابي سفت و سخت و زمخت شده است.
دق سرخ انارك در پنج قطعه كوچك و بزرگ از۵۰ هكتار تا دو هزار هكتار و در مجموع با وسعت حدود هشت هزار هكتار در۵۰ كيلومتري شرق نايين قرار دارد.
وسعت دق هاي شهرستان نايين از جمله دق هاي سرخ، آشتيان و بانو به۱۰ هزار هكتار برآورد مي شود.
البته غير از دق سرخ انارك واقع در شهرستان نايين، دق بزرگتر ديگري هم وجود دارد كه از قضا نامش نيز شبيه همين جاست با اين فرق كه آن راكوير دق سرخ اردستان يا زواره مي خوانند كه وسعتش حدود۶۳۹ كيلومترمربع(با عرض تقريبي۲۳ و طول ۲۷.۵ كيلومتر)است با زميني شور و اشكالي هندسي به ريخت گل كلمي و چندضلعي‌ كه خود چندضلعي هايش هم به سه نوع كاسه اي، گمبدي و دروازه اي تقسيم مي شوند.
دقي كه گذر امروزم به آنجا افتاده، يعني دق سرخ انارك خود شامل پنج قطعه است كه من تنها در باره مشاهداتم از يكي از آنها دارم قلم مي زنم و از حال آن چهار تاي ديگر بي خبرم، هر چند كه ظاهرا تفاوت چنداني با هم ندارند.
در منتهي اليه شرق دق اينجا كه زمينش به سرخ اخرايي مي زند، كوه بند انارك قرار دارد و در غربش ارتفاعات شيركوه يا كوه زرد.
شمال دق سرخ نيز به منطقه شكار ممنوع كوه بزرگي (ملاهادي) انارك مي رسد و جنوب غربش به منطقه حفاظت شده كهياز و جنوب و جنوب شرقش به دشت و نواحي كوهستاني روستاهاي سهيل و سپرو.
در مجاور دق سرخ بدليل غني بودن سفره هاي آب زير زميني، مزارع سرسبزي هم وجود دارد.
يك خط آهن شرقي – غربي در موازات بستر دق سرخ كشيده شده كه هرازگاه قطاري مانند ماري تيره گون از بيخ گوشش بيرون مي خزد و به راهش مي رود و با نفير سرفه هايش و نعره سوت هايش، آرامش دق را برهم مي زند.
در وسط اين بخش دق، يك چاه پلمپ شده هم وجود دارد كه همراهانم، آن را چاه نفت مي خوانند، گرچه ريختش اصلا به چاه نفت نمي خورد اما اگر راستش را بخواهيد اين سرزمين مادري پرگوهرمان، آنقدر ما را به داشتن همه نعمات خدادادي عادت داده است كه اگر همين الان هم از همين دق ناخن خشكش، درياي الماس هم بيرون بريزد، دور از انتظار نيست، گرچه بعد از مراجعتم از كوير،
حسين اكبري رييس محيط زيست نايين، اين ادعاي نفتي را بكل رد كرد و گفت: چون در اين خطه سطح آبهاي تحت الارضي بالاست، تعدادي چاه براي كار كشاورزي حفر شده اما در برخي از آنها پلمپ شده كه اين هم يكي از آنهاست.
در سيرواسير گستره چشم اندازم، افق جنوب دق سرخ به آغاز خط زلال بركه يا آبگيري مي ماند كه هي در پيش چشمم بالا و پايين مي رود.اولش باورم نمي شود، آخر چطور ممكن است در دل تفته كوير، طراوت دريا را ديد، پس بي اختيار و با كمي ترديد بسويش قدم برمي دارم اما هرچه مي روم، درجا مي زنم، انگار از آب و آبگير خبري نيست، بازهم كمي ديگر جلو مي روم و بازهم پيشتر و پيشتر، اما، نه، انگار ول معطلم.
خوب نبايد هم غير از اين انتظاري داشته باشم، انگار طبيعت پرحوصله و رند دشت كوير، حسابي مرا دست انداخته است، چون در منتهاي ديدرسم، خط سرابي پيش چشمم گشوده و با نشان دادن در باغ سبز اغواگرش، مرا به بازي گرفته است.
با اين حال از دستش آزرده نمي شوم، چون حتي پنداره اغواي زلال سرابش وقتي با لعاب لعلگون دقش درهم مي آميزد، منظره ي دلفريبي را در پيش چشم زيبايي طلبم مي گشايد.
اگر مي خواهيد ته حرفم را بفهميد كافي است رخسار عروس ملوس لاله گوني را در پيش چشمتان مجسم كنيد كه نواري از توري سفيد را بر فرق سرش آراسته اند.
البته شهرستان نايين دق هاي ديگري هم دارد: يكي دق آشتيان و ديگري دق بانو.
دق آشتيان با ابعاد دو در سه كيلومترش در جوار تلماسه هاي ريگ جن واقع است.
اگر شش كيلومتر به سمت غرب چوپانان برويد در حالي كه۱۶۰ كيلومتر از شمال شرق نايين دور افتاده باشيد به همين دق مي رسيد، به دق آشتيان كه نامش نيز برگرفته از يك روستاست به همين نام در همين جا.
رسوبات زمين دق ها اغلب از جنس رس، شيل و مارن است و جنس زمين دق آشتيان از جنس دق سرخ است، يعني خاك رس با همان رنگ و رخساره.
دق آشتيان در نوع خود كم نظير بحساب مي آيد چون دشت سرخي است در حصار تپه ماهورهاي مرتفع ريگ جن با چشم اندازهاي بسيار بديع و دلنواز.
اين دق در فصل پاييز و زمستان و در صورت وجود بارش هاي رگباري و ايجاد سيلاب، به آبگيري تبديل مي شود كه بصورت موقت پذيراي پرندگان مهاجر است.
تاغزارهاي پيرامون دق آشتيان محل زندگي گونه هاي بسيار با ارزشي مانند هوبره ، گربه شني، انواع دوپا مثل موش پامسواكي، روباه شني و معمولي، كاركال و انواع پرندگان و خزندگان خشكزي است.
بطوركلي دق ها را معمولا بر حسب رنگ و لعاب، جنس خاك يا قرابت مختصات محلي آنها نامگذاري مي كنند، مثل دق سرخ كه رنگش به سرخي مي زند يا دق آشتيان كه نام روستاي همجوار با آن است.
اما برخي دق ها هم وجود دارند كه از اسمشان نمي توان به باطنشان پي برد مثل دق بانو كه برخلاف تصور، منتسب به يك زن نيست بلكه منتسب به شخصي به نام محمدرضا بانو اهل انارك است كه در جريان يك درگيري در اين شهر كشته شده و نام اين دق و يك آب آنبار احداثي در آن را به نام وي نامگذاري كرده اند.
همچنين است دق سياه كوه انارك كه برخلاف اسمش، دقي است با روكش سفيد قليائي عين دق تيوك(عروس).
از دق هاي حوزه شهرستان خور و بيابانك مي توان از دق ملا، دق يه برزي، دق ميرزا، دق حجت آباد نيز نام برد.
البته اغلب اينها، دق هاي كوچكي است كه در مناطق مختلف كويري و بياباني حوزه شهرستان هاي نايين و خور و بيابانك پراكنده اند اما اگر بخواهيد بدانيد بزرگترين و مهمترين دق هاي كشور كدامند بايد از دق كبوترخان بين كرمان و رفسنجان، دق پترگان در ۱۳۵كيومتري قائنات و دق سرخ در شمال شهر اردستان نام ببرم.
درهر حال، هميشه چنته كوير براي شگفت زده كردن آدم پر است، حتي اگر دهها بارهم به آنجا رفته باشيد بازهم هميشه در واداي اسرارآميزش چيزي براي برانگيختن اعجابتان، رويش حس زيبايي طلبتان و در فرجام، بردن ره توشه اي و خاطره اي به ياد ماندني از آن با خود خواهيد يافت، عين بردن سوغاتي سبز از دقي سرخ.
منابع:
۱- سايت تبيان- ريشه نام جندق- ۲۹/۵/۹۱
۲- عباسي، حميد، تعاريف پايه از دق (دغ) و كوير، سايت كوه ها و بيابان هاي ايران
۳- نگاهي به جغرافياي طبيعي استان كرمان، سايت انجمن علمي و گروه آموزشي جغرافياي استان كرمان
۴- سلوتي، ساسان، بابانيانوري، معصومه، بيابان گردي در ايران، پاييز??، انتشارات ايرانشناسي، چاپ اول

از: محمدرضا شكراللهي
ایرنا /  کدخبر : 80711745(3386665) / تاریخ مخابره : ۱۳۹۲/۰۴/۰۴ / زمان مخابره : ۱۱:۲۷
سرویس خبر : فرهنگی- میراث فرهنگی و گردشگری- استانها- فرهنگی


پسته کاری در720 هكتار از زمین های شهرستان نایین
مدیر جهاد كشاورزی نایین از پسته کاری در 720 هکتار از زمین های این شهرستان خبر داد و گفت: كه 300هكتار آن در زمان حاضر بارور بوده و بقیه نهال است.
به گزارش خبرنگارباشگاه خبرنگاران اصفهان احمد رضا باقریان' امروزدر حاشیه كارگاه آموزشی ترویجی پیوند درختان پسته در نایین، اظهار داشت: از 320 هكتار طرح توسعه باغات پسته این شهرستان در منطقه 'دق سرخ 'كه از چهارسال قبل آغاز شده، حدود یكصد هكتار در سال جاری به مرحله پیوند زدن رسید.
وی افزود: در راستای افزایش بهبود و افزایش عملكرد محصول تولیدی پسته، درختان آن را در سال چهارم كاشت پیوند می زنند كه در صورت موفقیت پیوندها، از سال هفتم به بعد باردهی اقتصادی آن شروع می شود.
وی افزود:بیشتر رقم مورد استفاده در پیوند درختان در منطقه دق سرخ، رقم پسته 'اكبری' است كه در مجموع در شهرستان رقم های 'احمدآقایی'، 'فندقی' و 'خیابانی 'نیز كشت می شود.
در این كارگاه كه با هماهنگی واحدهای باغبانی و اداره آموزش و ترویج این مدیریت و شركت حامیان كشاورزی نایین در منطقه' دق سرخ 'برگزار شد، گروهی از باغداران پسته شهرستان شركت كردند.
شركت كنندگان در این دوره آموزشی یكروزه، علاوه بر كسب اطلاعات از مراحل پیوند زنی درختان پسته، از منطقه 'دق سرخ انارك 'در 80كیلومتری شرق شهرستان نایین نیز دیدن كردند./س
باشگاه خبرنگاران  /  کد خبر:۳۹۹۰۹۴۰  /  تاریخ انتشار: ۲۷ خرداد ۱۳۹۱ - ۱۲:۳۶  /  اصفهان/


برداشت گندم از 500 هکتار از زمین های شهرستان نایین اصفهان
مدیر جهاد كشاورزی نایین از پیش بینی برداشت دو هزار تن گندم از مزارع كویری 'دق سرخ انارك' و 'چوپانان ' این شهرستان خبر داد.
'احمد رضا باقریان 'در گفتگو با خبرنگارباشگاه خبرنگاران اصفهان افزود: برداشت گندم از دهه دوم خرداد ماه از كشتزارهای این مناطق آغاز شده است.
وی گفت: دو دستگاه كمباین نیز در كار برداشت مكانیزه گندم در این شهرستان فعال است.
باقریان اضافه كرد: سطح زیر كشت گندم در این شهرستان 500هكتار و متوسط عملكرد این محصول چهار تن در هكتار است.
وی گفت: از سال 84 تاكنون بذر رقم 'بم' برای افزایش بهره وری از منابع آب و خاك به زارعان این شهرستان معرفی شد كه از مزایای آن نسبت به ارقام محلی و 'روشن'، سازگاری به شوری و خشكی و مقاومت به ریزش و خوابیدگی و همچنین افزایش عملكرد در واحد سطح و كیفیت نانوایی بهتر است.
در سال جاری نرخ تضمینی خرید هر كیلوگرم گندم مازاد بر نیاز كشاورزان، چهار هزار و200 ریال اعلام شده استب/.
باشگاه خبرنگاران  /  کد خبر:۳۹۷۸۸۵۰  /  تاریخ انتشار: ۱۶ خرداد ۱۳۹۱ - ۱۰:۴۵  /  اصفهان/

جمعه, 29 فروردين 1393 11:13

انارک نیوز - محمدعلی ابراهیمی انارکی متخلص به "کویر" در سال 1323 خورشیدی در انارک متولد شد. او، تحصیلات ابتدائی را در زادگاه خویش و دوره ی متوسطه را در شهرستان نائین به پایان رسانید. در سال 1341 به استخدام وزارت آموزش و پرورش در آمد و پس از دریافت لیسانس در رشته ی زبان انگلیسی به تدریس در دبیرستان های انارک، میمه و اصفهان پرداخت.
آثار:
 
1- ای نارسینه (اشعار گویشی)، نشر نقش جهان، چاپ اول، 1378
2- شعر کویر (مجموعه اشعار)، نشر گل‌افشان، چاپ اول، ۱۳۸۱
3- انارک (از دیدگاه تاریخی، جغرافیایی و اجتماعی)، نشر رنگینه، چاپ اول، ۱۳۸۳ و ویرایش دوم 1390
4- مدرسه‌ی فرخی، نشر گلستان ادب، چاپ اول، ۱۳۸۵
5- انارک (آثار همایش گویش شناسی)، نشر گلستان ادب، چاپ اول، ۱۳۸۵
6- فرهنگ کویر (واژه‌نامه‌ی انارکی)، نشر گلستان ادب، چاپ اول، ۱۳۸۷
*- گزیده اشعار طرب انارکی "مجدالاشراف"، 1389
7- پژوهشی در انساب انارکی ها (جلد اول)، چاپ اول، 1390

"ای نارُسینه" نوروز انارک تماشائی است. ازدحام جمعیت و کثرت اتومبیل ها چهره شهر را دگرگون می سازد. انارکی ها و انارکی زاده ها از گوشه و کنار مملکت بزای دیدن زادگاه خود و نیاکان به اینجا روی می آورند. خویشاوندان سببی و نسبی همه زیر یک سقف، نوروز را پاس می دارند.
آنجه در این میان رنگ غربت گرفته است نوع گفتار مردم است که بومی نیست و اگر هست اندک است و از زبان سالمندان شنیده می شود. گویش محلی شیرین و دلاویز انارکی که قواعد محکمی نیز دارد، با کمال تأسف در حال رنگ باختن است. بیشتر انارکی های شهرنشین ما آنگاه که یاد نارُسینه می کنند زبان مادری را از یاد می برند و فرزندان آنها که نیاموخته اند، بیگانه با آن، تنها به دهان گوینده چشم می دوزند.
آیا تاکنون به این نکته اندیشیده اید که اگر گویش از میان برود از فرهنگ چه می ماند؟ پاسدار این میراث کهن جز ما چه کسی است؟ صادقانه بگویم ما در این زمینه اهمال ورزیده ایم و گویش را به فرزندانمان تعلیم نداده ایم تا فرزندانشان تعلیم نگیرند، مشکل در همین جاست.
به سراغ «ای نارُسینه» می روم. کتابی که یکی از فرهنگیان انارک در سال 1387 منتشر ساخته است. کتاب محتوی اشعار محلی انارکی است که به گفته ی خود از این قالب برای احیای یک گویش رو به فنا استفاده کرده است. او قصه ای را به نظم درآورده است. قصه ای که تنها مربوط به زندگی او و ما نیست. بلکه قصه زندگی تمام مردان و زنان پاکدل و نیک اندیشی است که از بطن جامعه ی کوچک کویری این مرز و بوم جوشیده اند و زبان و سنن خویش را به دیگران منتقل کرده اند.
داستان، داستان من و ما نیست. داستان زندگی سالخوردگان خمیده قامتی است که چین های صورت پرفروغشان با شکستگی دیوارهای خشتی در هم آمیخته و نشان از بودن و ماندن آبادی دارد. درود بر اینها که ماندند تا اصالت بماند. تا فعل ماندن همه چیز گوباتر صرف شود. و از این مانده ها یکی قهرمان قصه می شود. یکی که نام ویژه ای ندارد. شاید همنام مادر من یا مادر شما یا مادر دوست مشترکمان باشد. یکی که اجدادش زاییده این آب و خاک بوده و خود نیز در دامان همین خاک پرورش یافته است.
یکی قد علم می کند که هیچ یک از شهرهای مجاور را ندیده و دنیایش فراتر از دنیای پیرامون آبادی نیست. خدای را سپاس می گوید که مالک همه جاست و این همه جا را از "قبله" شروع می کند که کوهی است سمت قبله و با این انتخاب، روی به قبله نمودن و خاضعانه در مقابل معبود ایستادن را گوشزد می کند.

از نخلک می گوید، معدن سربی که نیش کلنگ کارگران در عمق چند صدمتری هرزمان با ضربه ی رحمت آفرین خود پیکر سنگی کوه را به لرزه می اندازد. از تلخی "تلخه"، شوری "شورابه" و ریگزار "علم" و "مشجّری" می گوید و آنجا که پس از برشمردن یک یک آبادی ها، ذهنش فرو می ماند وسعت کلام را از آنچه که می بیند و می داند فراتر می برد و احاطه ی خداوند متعال بر مُلک هستی را، از غرب تا شرق و از شمال تا جنوب بر زبان می آورد.
از یایی گُ آفتاو اِتاوَه       تا یایی گُ سِر وِ خاک اِساوه

یکی قد علم می کند تا بعد از هشتاد و سه بهار از زندگی اش در عین پیری و دردمندی باز هم بر چهره ی روزگار لبخند بزند و گریستن گروهی را در غم کم و بیش روزگار به تمسخر بکشد.
هِر چند گُ پیر و دردمِندی       از شوق وِ روزگار اِخندی

نوروز را ارج می نهد و مقدمات استقبال از آن را گرامی می دارد اما تأکیدش بر خانه ی دل تکاندن و غم از آن زدودن است.
یُرتی دل اِگر گُ دِرشوری       افسوسی ویَشته ها اخوری

کهنگی خشت و شکاف های سقف اتاقش را که محلی مناسب برای لانه سازی زنبور شده است را خطرناک می داند.
ده یاش و دُنده سله داره       خاک از بیغلُش وِ ریم اِواره

از بادگیر می گوید و قدرت خنک کنندگی اش در گرمای تابستان و نبودن پشه.
یک پشه تا صبح دی نانیشّه       آسوده ای از هوجومی پشّه

داستان حوض "حاج لطفی" را با بیانی عارفانه در باور شنونده می نشاند و هم آهنگی میان کلمات قصه را با ریزش قطرات اشک بر گونه ی چروکیده خود حفظ می کند.
ما مَکّه شویمنی هیچ گرتا       ها یُمنی هُو یمنی هیچ گرتا

او پیام آور نسلی است که گذشته را به آینده پیوند داده است. او در کنار نشستن بر پشت شتر، آرمیدن در صندلی هواپیما را نیز تجربه کرده است. آنچه او دیده نسل آینده نخواهد دید لذا به دنبال فرصتی است تا فشرده ی زندگی هشتاد و سه ساله اش را در قالب جملاتی پندآمیز به دیگران بازگو کند.
ای کَسّر و مَسّری ویلایت       ای اهل دل و سری ویلایت
خُی هِم هَنیگیت و مالی هِم بیت       دَسّی هِم و پا و بالی هِم بیت

و سرانجام با بیان "خدا زیباست به او عشق بورزید" کلامش را در این منظومه به پایان می رساند.
پابندی نیما و دایی خُی بیت       دلباخته ای خیدایی خُی بیت

شعر کویر دومین کتاب اوست که در بهار 1381 چاپ و منتشر شد. این کتاب که 232 صفحه دارد گزیده ای از اشعار فارسی شاعر را شامل رباعیات، غزلیات و مثنویات تا سال 1380 در برگرفته است. در شعر کویر بنا بر آنچه سید محمد نحوی در مقدمه آن نوشته است سادگی و همواری و پاکی و صداقت همانند زلالی چشمه ی دیانت و اعتقاد موج می زند که این همه را می توان از صفا و پاکی ذاتی وجود خود او دانست. از طرفی، قدرت توصیف و دورپردازی او و فضای روح نواز شعر او را بایستی از مختصات دید باز و گسترده ی او در طبیعت کویر دانست.
او در عین مهارت و شیفتگی که در سرودن شعر از خود نشان می دهد هیچ گونه ادعائی بر بلندی سخن خویش ندارد که صد البته این نیز یکی از ویژگی های انسان های آزادیست که خود را به خاطر هنر از دیگران ممتاز نمی دانند.
مضامین شعرش متنوع است تا خواننده را کسل نکند. گاه از بهار و گاه پائیز سخن می گوید. گاهی پیری و جوانی را موضوع شعر خود قرار می دهد و گاهی نیز غزل عاشقانه می سراید تا چاشنی شعرش باشد. اما از مادر و محبت مادری نیز غافل نمی ماند و این وجود عزیز را با زیباترین کلام توصیف می کند.
با آنکه شش دهه از عمر را پشت سر گذاشته با همان شدت و علاقه و پشتکار جوانی به کار تدریس مشغول است و شعرش نیز بالطبع حال و هوای جوانی دارد. به زادگاهش عشق می ورزد و از هر فرصتی جهت معرفی آن به بهترین وجه استفاده می کند. منظومه ی زیر گواه این مطلب است.
ای زادگاه کوچک من در دل کویر
یاد محیط پاک و نشاط آورت به خیر
بر خشت های خام تو در سقف ضربی ات
بر تک درخت کوچک انجیر کوهی ات
بر سنگریزه های حیاطت که آفتاب
رنگ سفید چهره اشان را گرفته است
بر چرخ چاه و محور درهم شکسته اش
بر یُرت های خالی و درهای بسته اش
بر آسیاب دستی افتاده در غبار
بر مشک آب سایه ی تنها درخت نار
بر کاسه ی سفالی زیرش که مرغکان
روزی سه چهار مرتبه سیراب می شوند
بر بادگیر رو به شمالت که هر بهار
تنها دو چشمه آن باز می شود
بر پشت بام های گلینت که مهرماه
با توده های کاهگل اندود می شود
بر دانه های ریز سفیدی که روی خشت
هر روز وقت سرزدن آفتاب صبح
بر روی پلّه ی دم در دود می شود
از راه دور، بوسه ی مستانه می زنم.

جمعه, 29 فروردين 1393 11:09

شهر انارك يا (نارسينه) با خانه هاي خشتي، مساجد آجري و كوچه هاي باريك مانند ياقوتي زيبا در دشت كوير قرار دارد.
به گزارش خبرنگار حوزه ميراث فرهنگي باشگاه خبرنگاران، انارك اين حاشيه نشين كوير همچون ياقوتي زيبا در دشت كوير قرار دارد نام محلي آن (نارسينه) است كه معني انارستان مي دهد.
بافت قديمي آن كوچه هايي باريك با خانه هاي خشتي ومساجد آجري، برج ها و آتشگاه است.
انارك داراي هفت محله بوده كه با كوچه هاي باريك وزيبا به هم متصل هستند.
بنابر اين گزارش، اين شهر در ميان كوه هاي برهنه قرار دارد و مجموعه اي است از 48مزرعه و روستاي داير و باير و داراي بافتي كهن با چشمه هاي قديمي، بام هاي كاهگلي و بادگيرهاي استوار بر بام هاي قوسي بوده كه در نوع خود منحصر به فرد است.
بنابر اين گزارش، انارك موزه مردم شناسي كوچكي نيز دارد كه در سال 83تاسيس شده است.
بافت تاريخي انارك، بعنوان يكي از زيباترين بافت تاريخي منطقه از تنوع فضايي و معماري سنتي خاص برخوردار است در دوره هاي صفويه و قاجاريه اين بافت داراي رونق بسيار خوبي بوده و با توجه به حمله متعدد بيگانگان بر اين شهر مردم نيز تأسيسات و تجهيزاتي براي دفاع از شهر ساخته بودند.
اين تأسيسات شامل وجود چهار برج در چهار قسمت از تپه هاي اطراف و داخل شهر و حصار مربوط به حصار شاهي كه دور تا دور شهر انارك را در بر گرفته است.
چهار برج موجود در بافت تاريخي شهر انارك در چهار قسمت به طور جداگانه بوده كه هر كدام محوطه اي از اطراف شهر را زير نظر داشته است.
مهمترين برج شهر انارك در حال حاضر بلندترين و بزرگترين برج محسوب مي شود معروف به برج كوه سراب يا برج سفيد بوده كه بر روي بزرگترين تپه شهر واقع شده است.
بنا بر اين گزارش اين برج از سنگ و ملات گل و آهك ساخته شده كه به صورت مدور و داراي سه طبقه بوده كه از بالاي آن تقريباً اكثر مناطق شهر قابل رويت است./ي2
گزارش از مرضيه اميري.

(به نقل از باشگاه حبرنگاران     www.yjc.ir/fa/news/4323692  با کد خبر:۴۳۲۳۶۹۲ و تاریخ انتشار: ۱۰ فروردين ۱۳۹۲ - ۱۲:۵۳)

جمعه, 29 فروردين 1393 11:04

جشن با شکوه نوروز در انارک

انارک نیوز - در نوروز 1390 بین عده ای خوش فکر انارکی از دختر و پسر، زن و مرد، تصمیم گرفته شد از همگی انارکی ها و وابستگانشان، در سوم فروردین ماه بین ساعات 16 تا 18 در درنجیل که تفریحگاهی قدیمی در نزدیکی انارک می باشد دعوت شود گرد هم جمع گردند تا دیدارها تازه گردد بخصوص برای آنان که نتوانسته اند در این زمان کوتاه هم را ببینند.
در دست نوشته کوتاهی آمده بود:
برآمد باد صبح و بوی نوروز
به کام دوستان و بخت پیروز
مبارک بادت این سال و همه سال
همایون بادت این روز و همه روز
منتظر حضور گرم شما در همایش بزرگ انارکی ها
چهارشنبه 90/1/3 درهّ انجیر ساعت 16
این دعوت گردهمایی در روز و ساعت و مکان مشخص، دهان به دهان و بدون دعوت رسمی بود و حساسیت هایی را برانگیخت اما بطور محدود و بدون پذیرایی انجام شد.

در نوروز 1391 دعوت با چسباندن دعوت نامه پشت شیشه چندین فروشگاه در انارک و دعوت از بعضی مقامات شهر انجام شد که شامل پذیرایی با "چای آویشن و شکلات" بود اما علیرغم برگزاری مناسب و پایکوبی، کمبود پارکینگ مناسب، خاطره شادی باهم بودن را برای برخی کمرنگ نمود. تعداد شرکت کنندگان حدود 800 نفر بود.
در دعوت نامه آمده بود:
"به نام دگرگون کننده فصل ها"
شیشه عطر بهار، لب دیوار
شکست و همه جا پر شد از بوی
خدا
عیدتنی نیبارک
وعده ما هر سال 3 فروردین، ساعت 4 بعداز ظهر تا 6، درنجیل
ساو زیمینی اتشی ویرتنی ونشو

  در نوروز 1392 با توجه به استقبال گسترده انارکی ها و خویشاوندانشان و این که همشهریان از ماه ها قبل سراغ می گرفتند تا پیشاپیش از تشکیل آن خیالشان راحت شود برنامه گسترده تر گردید و هیچ دعوت رسمی و چسباندن دعوت نامه در انارک انجام نشد و پذیرایی با "چای اسطوخودوس و شیرینی حاج بادام" همراه با "بادبادک بازی" و "راهپیمایی خانوادگی" بود. در ضمن بطور خودجوش "موسیقی و پایکوبی" نیز به این جشن حال و هوای خوشتری داد. تعداد شرکت کنندگان از مرز هزار نفر گذشت.
دیدار ها به گونه ای بود که خود پس از بیش از بیست سال یکی از دوستان قدیمی را که دخترش عروس انارکی ها شده بود را ناباورانه در آغوش کشیدم و دوست دیگرم را که از شهری دیگر فقط برای بودن در این آیین آمده بود.
جالب توجه بود که پذبرایی با کمک دوستان، خودخواسته و بدون توقع انجام شد و شنیدم دوستی به خاطر صفای دلش، وجهی را برای این جشن در نظر گرفته بود که بدلیل کثرت شرکت کنندگان و نتوانستن شرکت در این گردهمایی که به دبگری واگذار کزده بود به سال آتی موکول شد.
 
برای پذیرایی از لیوان های یکبار مصرف کاغذی استفاده شد و در پایان، برخی از دوستان خودخواسته به جمع آوری آنها پرداختند که از آنها سپاسگزاریم.
امسال به همت بعضی دوستان وضعیت پارکینگ کمی بهبود یافته بود و درهم ریختگی و نارضایتی مشاهده نشد. برخی نیز بلافاصله پس از پایان جشن انارک را به سوی محل زندگیشان ترک نمودند.
گلایه برخی از همشهریان از نبود برنامه های بیشتر از جمله موسیقی محلی همراه با آواز و بلندگو برای سخنرانی یا تغییر محل جشن بود که فعلاً برای اولی به مجوز ارشاد و دومی امکاناتبشتر نیاز است که مخالفانی هم دارد.


بی شک آیین های نیک، جشن ها با ما یا بی ما، پابرجا می مانند و هر سال بهتر از سال گذشته به راه خود ادامه می دهند. امید است این جشن باستانی نیز سرآغازی دوباره باشد بر برآورده شدن آرزوهای جوانان و امیدهای کهن سالانی که بر باد رفته است.