امروز: شنبه 02 شهریور 1398 برابر با 24 آگوست 2019

یکشنبه, 31 فروردين 1393 12:53

 انارک نیوز 

متن سخنرانی مهندس حمید رحیم پور انارکی برای مردم شهرستان نائین که هرگز نگذاشتند یا نشد که در زمان رسمی تبلیغات انتخابات مجلس هشتم (اسفند 86) ایراد شود.

بسم الله الرحمن الرحیم

سخنم را با یاد و نام خداوند جان و خرد آغاز می کنم. من حمید رحیم پور انارکی مهندس برق از دانشگاه صنعتی اصفهان هستم و سال ها است هیچ مسئولیت دولتی را نپذیرفته ام و در بخش خصوصی به کار مشغولم. توجه داشته باشید پس از پایان سخنرانی هم جلسه پرسش و پاسخ خواهیم داشت.


کمترین انتظار از کسانی که وارد رقابت‌های انتخابانی می‌شوند، این است که یا منشأ فکر و اندیشه‌ای تازه و یا حامل و حامی تفکری رایج برای نظام تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری کشور باشند.
درد مردم را خوب می‌شناسم. همین حالا هم که وضع معیشتی زندگیم طوری ا‌ست که ماشین شخصی دارم، تا حدود زیادی از وسایل نقلیه عمومی استفاده می‌کنم تا در بطن جامعه باشم درددل‌های مردم را بشنوم. در حقیقت نمی‌خواهم بین من و جامعه‌ام فاصله‌ای باشد.
به نظرم مجلس نهادی ا‌ست که در حالی که سیاست‌های کلان کشور را تبیین می‌کند، بیشتر باید نگاهی تخصصی به مسائل داشته باشد پس به متخصص بیشتر نیاز دارد.
من در این سال‌ها کشورهائی را از نزدیک دیده‌ام. کشورهای فقیر یا ثروتمندی که باعث شده تجربیات خوبی داشته باشم و بتوانم کشور خودم را از نظر منابع معدنی و مالی با آنها مقایسه کنم. این تجربه می‌تواند به من کمک بسیاری کند تا دید بازتری داشته باشم و با مشکلات مالی آسان تر برخورد کنم.
اصلاً نمی‌خواهم تبلیغ کنم. من نیامده ام که هزینه کنم که به مجلس بروم چون اصلاً کیسه‌ای برای این کار ندوخته ام. فکر می‌کنم اسمم این قدر شناخته شده هست که اگر مردم بدانند در انتخابات شرکت کرده‌ام نیازی به تبلیغ نداشته باشم. اگر بخواهند به من رأی می‌دهند و اگر هم نخواهند رأی نمی‌دهند.
من همیشه به شهرم، منطقه ام و کشورم احساس تعلق خاصی داشته ام. حضورم در انتخابات به واسطه مشورت‌هایی بود که در یک‌ونیم سال گذشته با بسیاری از دوستانم داشتم. از ابتدا خیلی راغب به این کار نبودم اما بعد به این نتیجه رسیدم که حضورم می‌تواند موثر و مفید باشد.
شما کسی را می‌خواهید که بتواند مدافع حقوقتان باشد و نگاه جامع‌تری نسبت به اجتماع داشته باشد و شاید کسی که هیچ مسئولیت دولتی نداشته باشد ترسی هم از از دست دادن آن نخواهد داشت پس راحت تر از حقوق شما دفاع خواهد کرد.
مهم این است که نماینده مجلس این ظرفیت را داشته باشد که برای خود مشاورانی دلسوز و آگاه از سطح جامعه و نهادهای مدنی تدارک ببیند تا آن مشاوران تحولات را در تمامی عرصه‌های سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی رصد کرده و به آن نماینده اطلاع دهند تا وی نسبت به تحولات اشراف دقیق و روزآمد داشته باشد و به موقع عکس العمل یا عمل لازم را انجام دهد.
نباید فراموش کرد که وظیفه اصلی شخصی که به عنوان نماینده مردم در مجلس حضور می‌یابد، تدوین برنامه‌ها و قانون‌گذاری به شکل عام است و بنابراین باید دارای صلاحیت‌هایی چون دارابودن نگاه عمیق سیاسی و اجتماعی به مسایل کشور در سطحی ملی و جهانی باشد. در مجموع نماینده مردم در مجلس شورا باید فارغ از دغدغه‌های شخصی و صنفی، دارای دیدی عمیق و ژرف باشد و به همراه یک پشتوانه قوی سیاسی- اجتماعی در این صحنه حیاتی حضور یابد.
جایی که نماینده بدان راه یافته است، خواه‌ناخواه وظیفه‌ای سنگین در سطح ملی و بین‌المللی بر دوش او گذارده بنابراین توجه به مشکلات شهرستانی که به عنوان نماینده آن انتخاب شده است، تنها بخش کوچکی از کاری است که باید انجامش دهد. این البته بدان معنا نیست که کم توجه باشد به مسایل و دغدغه‌های موکل، به خصوص آنکه با اشرافی که به موضوعات مربوط به حوزه نمایندگی خود دارد، می‌تواند دیگر کمیسیون‌های مربوطه و کل نمایندگان را نسبت به موضوع توجیه کند.
اصلاً تصور کنید مجلسی را که افق دید تمام اعضایش فقط حل مشکلات و مسایل مربوط به خودشان باشد. هیچ کس نمی‌تواند بیشتر از آن چه می‌داند کاری انجام دهد.
دولت‌ها با مجالس شورا قانون‌ها را به وجود می‌آورند، اما اینکه آن را چگونه اجرا کنند و پلیس‌ها چگونه رفتار کنند به عواملی از جمله خلق ‌و ‌خوی عمومی مردم کشور بستگی دارد.
اگر اکثریت مردم به آزادی بیان علاقمند باشند، آزادی بیان وجود خواهد داشت، حتی اگر آن را غیرقانونی اعلام کنند. اگر مردم نسبت به اقلیت‌ها حس خوبی نداشته باشند، حتی در صورت حمایت قانون، آن‌ها سرکوب خواهند شد.
یک سیاستمدار اصلاح‌طلب، سیاستمداری است که اگر چه در اهداف، انقلابی می‌اندیشد اما در عمل و رفتار، واقعیت‌ها را درمی‌یابد و گاه برخی محافظه‌کاری‌ها را نیز چه بسا پذیرا می‌شود تا فاصله خویش از رفتارهای غیر قانونی و خشونت‌آمیز را حفظ کرده باشد.
قانون اساسی قانونی بشری است و نمی‌تواند بی‌عیب باشد و انسان همواره در حال تحول، تکامل و تجربه است ولی در همین قانون اداره کشور با آرای عمومی است.
دیدگاهم متفاوت است و با شیوه های مختلفی کار می کنم، ارتباطات گسترده ای دارم. در سطح اجرائی و مقامات دوستان متنفذی دارم که بی شک برای گسترش منطقه و رشد شهرستان به کمکمان خواهند آمد.
بیائید احساساتی نباشیم که به خویش و قوم خود رأی بدهیم یا به همشهری خود رأی بدهیم. بیائید روی منطق پیش برویم و هر نماینده ای که انتخاب می شود صاحب فکر و حرف حسابی باشد تا همه منتفع شویم.
ازانگیزه هایم فعال شدن گروه ها و تشکل های مردمی است. من یاور شما هستم. داشتن آب و نان و مسکن حق همه است. تشکیل و تحکیم خانواده حق همه ما است. نداشتن چشم انداز روشنی برای طبقه فقیر مشکل همه ما است. این حق شما است که حرف هایتان مستقیماً به گوش مسئولین برسد.
شهرستان نائین با جمعیتی حدود 55755 نفر (1.37% جمعیت استان) و نسبت تقریباً برابر زن و مرد با دو سوم جمعیت شهرنشین می باشد.
15643 نفر کمتر از 18 سال (28.1% جمعیت) ، 9985 نفر 18 تا 24 ساله و 5132 نفر 25 تا 29 ساله یعنی 15117 نفر 18تا 29 ساله (27.1% جمعیت)، 4004 نفر 30 تا 34 ساله و 3610 نفر 35 تا 39 ساله (7614 نفر 30 تا 39 ساله 13.7% جمعیت)، 10196 نفر 40 تا 59 ساله (18.3% جمعیت)، 5971 نفر 60 تا 79 ساله (10.7% جمعیت)، 1214 نفر سنین بالاتر (2.1% جمعیت) هستند.
جمعیت باسواد حدود 15919 خانوار یا 41790 نفر است.
مساحت شهرستان 35757.625 کیلومتر مربع (33.67% مساحت استان) و تراکم نسبی 1.5 نفر در هر کیلومتر مربع ( 4% تراکم استان) می باشد.
وسعت بیابان 39.6% استان (871750 هکتار) و وسعت شن زار 62.8% استان (626825 هکتار) می باشد.
دارای مرتع خوب 34250 هکتار (4.14% از مراتع استان) است.
رتبه سیزدهم در جذب سرمایه در استان (16 شهرستان ) را دارد.
اگر فکر می کنید با این اعداد و ارقام به همین وضع قانعید حرفی برای گفتن نیست اما اگر خواهان تغییر وضعیت موجود هستید به دیگر سخنانم توجه فرمائید.
انتقاد اقتصادی به سیستم و انتقاد به بیکاری ها دارم. با توجه به منابع عظیم نفتی، طبیعتاً «اقتصاد ما باید مبتنی بر نفت و غیرمتکی بدان باشد» در واقع ثروت نفت باید به عنوان استارت موتور اقتصاد ایران عمل نماید تا بتواند پویایی و تحرک لازم را در بخش صنعت و تولید که اساساً موتور اقتصاد ایران هستند به وجود آورد.
برخی را اعتقاد بر این است که با رهاسازی و عدم کنترل اجتماعی مداخله‌گرا و عرضه کالاها و خدمات به قیمت واقعی بازار و تخصیص بهینه عوامل و منابع تولید، سود بنگاه‌های تولیدی افزایش می‌یابد که به نوبه خود به انباشت سرمایه صاحبان این بنگاه‌ها و به تبع آن، افزایش ظرفیت‌های تولیدی منجر می‌شود. در نتیجه، تقاضا برای نیروی کار افزایش می‌یابد و با افزایش دستمزدهای نیروی کار، سرمایه انباشته شده مجدداً ریزش می‌کند و فقر کاهش می‌یابد.
مبنای استدلالی این سیاست‌ها این است که رشد اقتصادی نیازمند انباشت سرمایه است و فقرا دهان‌های بازی هستند که افزایش درآمد یا دستمزد آنها یا کمک‌های یارانه‌ای و رفاهی و افزایش قدرت خرید آنها به دلیل نیاز شدید به پس‌انداز منجر نمی‌شود. بنابراین باید با اجرای سیاست‌های تورمی، آنها را وادار به کاهش مصرف و کاهش تقاضا کرد. از طرف دیگر، افزایش درآمدها باید نصیب ثروتمندانی شود که به لحاظ نیازهای مصرفی اشباع شده‌اند و هرگونه درآمد اضافی آنان به معنای افزایش پس‌اندازها و در نتیجه انباشت سرمایه است. به عبارت دیگر،کار ویژه دولت در این گونه برنامه‌ها و سیاست‌ها، امکان‌پذیر ساختن انباشت هرچه بیشتر سرمایه برای صاحبان سرمایه است. لذا مکانیزم بازار و سیاست‌های اقتصاد کلان باید به‌گونه‌ای باشد که درآمد از قاعده هرم گروه‌های درآمدی به سمت قله هرم حرکت کند و پس از انباشت سرمایه، از طریق مکانیزم رخنه به پایین به واسطه سرمایه‌گذاری‌های تولیدی و ایجاد اشتغال صاحبان سرمایه، به‌ تدریج گروه‌های کم‌درآمد و فقیر از اشتغال و افزایش درآمد منتفع خواهند شد. به‌زعم این نظریه، رشد اقتصادی از طریق مکانیزم‌های بازار، خود‌به‌خود فقر و نابرابری‌های اجتماعی را از میان بر‌می‌دارد.
اکثر صاحب ‌نظران اقتصادی معتقدند که در طی اجرای این سیاست‌ها در دوره گذار اقتصادی تا تحقق یافتن رخنه به پایین، حداقل در کوتاه‌مدت فقر افزایش می‌یابد و فقرای جدیدی به وجود می‌آیند.
اگر متوسط جمعیت خانوار را در مناطق شهری 4.5 نفر در نظر بگیریم، در سال 1383، حدود 20 میلیون نفر از جمعیت کشور زیر خط فقر نسبی قرار داشته‌اند. همان‌طور که پیش‌بینی‌های سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی نشان می‌دهد، در سال 1388، جمعیت زیر خط فقر مطلق به 14.25 میلیون نفر افزایش خواهد یافت و جمعیت زیر خط فقر نسبی هم از 20.2 میلیون نفر در سال 83 به 22.85 میلیون نفر در سال 88 افزایش خواهد یافت.
با توجه به اینکه در طول این سال‌ها نرخ رشد جمعیت کاهش می‌یابد، دلایل این افزایش فقر را باید در سیاست‌های اقتصادی و اجتماعی دولت و بازار جست‌وجو کرد.
یکی از عمده‌ ترین دلایل گستردگی فقر در ایران نرخ بالای بیکاری است.
بررسی‌های انجام شده حاکی از آن است که %75 بیکاران عضو خانواده‌های فقیر هستند. در چنین شرایطی، رقم بالای تورم که بین 10 تا 15 درصد در نوسان بوده است، در کنار نبود سیاست‌های حمایتی کافی و پوشش تأمین‌اجتماعی، موجب سود بردن لایه‌های بالایی درآمدی و گسترش فقر و محرومیت و تبعیض و فشار بیشتر بر زندگی اقشار پایین به ویژه کارگران مزد بگیر، حقوق‌بگیران ثابت و کشاورزان فقیر شده است. گسترش نابرابری‌های اجتماعی در سال‌های اخیر به مهاجرت‌های ناشی از فقر دامن زده است.
قاچاق و اعتیاد به مواد مخدر نیز یکی از معضلات اجتماعی جدی است که به‌طور مستقیم و غیرمستقیم به فروپاشی روابط خانوادگی و اجتماعی بهنجار و آسیب‌پذیری جدی کودکان دامن می‌زند.
من می گویم تنها راه برون رفت از این وضعیت در این منطقه توسعه صنعتی و استفاده گسترده از معادن منطقه می باشد.
موج جدید را از طریق آزادیخواهی و سخنان تأئید آمیز شما می خواهم. اگر خواهان ادامه وضع موجود هستید من حرفی برای گفتن ندارم اما اگر خواهان تغییر در وضع موجود هستید که عموماً هستید حرف های من معترض، من منتقد به درد شما می خورد. قول می دهم میخکوب!؟ شوید.

سقف شریعت بر ستون معشیت بنا شده است (چون فقر از دری وارد شود دین از در دیگر خارج می شود).
حرف طرف مقابل، حرف مخالف شنیده شود و بعد هم بهترینش اجرائی شود.

 اصل شرافت انسانی و حرمت انسان غیر قابل تعرض است.

دروغگو دشمن خداست.

اعتراض به سیاست و اجتماع دارم که باید بتوانی حرف بزنی. تمایل به اینکه همه تلاش کنیم حرفی بزنیم، انتقادی بکنیم، ایرادی بگیریم، رهنمودی بگیریم تا از این همه یکی شکفته شود.
امر به معروف و نهی از منکر مشروط به تاثیر مثبت است و این موضوع در مسائل اجتماعی و سیاسی کنونی از پیچیدگی‌های بیشتری برخوردار است. کسی پیدا شده که حرف های شما را به بالائی ها برساند. چه نماینده بشوم و چه نشوم یادآور می شوم که وظیفه نماینده است که حداقل هر شش ماه یکبار به مردم گزارش دهد و این جور نباشد که فقط در نزدیکی های رأی دادن پیدایش شود.
چه خواهم کرد؟ شعار نمی دهم و دقیقاً نمی دانم چه می توانم بکنم ولی این مطالب در نظرم است: تقریباً بیکاری جوانان یا در شغل مناسب با تحصیل شان، نداشتن مسکن، کمبود آب، ازدواج و دردهای مردم و مسایل و مشکلاتی که از زبان شما گفته شد که در راه تحقق و حل آنها مشکلاتی هم وجود دارد اما وعده پیگیری و انجام را با سعی می دهم.

با توجه به موقعیت و میدان عمل می بینم چه می توان کرد و کدام را می توان زودتر انجام داد و کدام را دیرتر انجام داد.

تمام تلاشم را خواهم کرد و در خود می بینم تا حد زیادی آنها را پیش ببرم و بلکه با کمک شما بطور کامل به سرانجام مقصود برسانم.

انتظار از نماینده این که نماینده با مدیران می آید و وقت ندارد و اگر کسی مثلاً از فرماندار ناراحت باشد نمی تواند پیش او سخن بگوید و حرف زدن و انتقاد از او مشکل ساز می شود به گونه ای که دیگر کسی اعتراض نمی کند. تغییر این وضعیت در جهت مردم کار آسانی است.
انتظار و توقع دارم با هم ارتباط بیشتری داشته باشیم، مسائل و مشکلات را از زبان خودتلن بشنوم تا بشود با تلاش و پیگیری حل کرد. از قشرهای مختلف با من تماس بگیرند و مشکلاتشان را بگویند. هروقت که لازم است بخواهید تا من تنظیم بکنم و بیایم و در محل حل و فصل کنیم.
از نمایندگان قبلی کم و بیش تشکر می کنم و بهیچ وجه در تضاد قرار نمی گیرم و انتقاد نمی کیم. واقعاً نمایندگان قبلی به نحوی هر یک خصلت های مثبتی داشته اند و کارهائی مثبت کرده اند. مطالبی را پیش برده اند و من این سرنخ ها را اگر نماینده بشوم لابد اطلاعاتش را به من می دهند و من از آنها خواهم گرفت. هرچه را ناتمام گذاشته اند من پیگیری خواهم کردو تعصبی ندارم که راه هائی را که دیگران رفته اند من نباید بروم. هر کار خیری بخواهم بکنم با توجه به سابقه اش خواهد بود. این نماینده مسئله آب را جائی رسانده است و آن دیگری مسئله گاز را به جائی رسانده، دیگری صحبت از آوردن صنایع عظیم کرده است و آن دیگری ردیف بودجه ملی را گرفته است. این ها قدم های بزرگی است دستشان هم درد نکند.
خوش قلبی و خیرخواهی داشته اند و دارم. من هم اگر نماینده شوم احتمالاً قصوراتی خواهم داشت که با پیشنهادات و انتقادات شما کم خواهد شد و به چیزهائی که شما می خواهید نزدیکتر می شوم. به میان شما خواهم آمد و با شما صحبت خواهم کرد.
اگر همه ما که اینجا هستیم اختیارمان فقط دست یک نفر باشد و یک نفر مثل من گوینده باشد هرگز شما به مقصودتان نخواهید رسید. شما وقتی به مقصد خواهید رسید که همگی شما بتوانید در حد تخصص، دانش، توقعتان و توانتان نظرتان را ابراز نمائید و تصمیم گیرندگان بشنوند.
ممکن است در بین این سخنان اشتباهی هم باشد ولی چه بسا میان این همه اشتباه باز هم دو کلام حرف حساب باشد که کارگشا باشد.
اگر ما توقعمان را روی این بگذاریم که بایستی کار مردم انجام شود اولین آن این است که مردم بتوانند حرف بزنند و نظرشان را ابراز نمایند و با سانسور و خود سانسوری مواجه نباشند.
اجازه نخواهم داد اطرافیان افکارم را منحرف نمایند و هم زمان با مقامات دولتی کمتر حرکت خواهم کرد و وقتم در اختیار شما خواهد بود و بایستی میان کلیه افراد از جمله مخالفان نظرم هم بروم تا همگی حرف های هم را بشنویم و افکار شکوفا شود.
بایستی صحبت کردن با هم را یاد بگیریم و به افکار دیگران احترام بگذاریم. شنیدن و وسط حرف دیگران صحبت نکردن را بیاموزیم و قبل از گوش دادن تصمیم نگیریم.
معمولاً عادت کرده ایم گوینده باشیم تا شنونده و در شوراها وقتی سریع به نتیجه می رسیم که همگی غایب و فقط یک نفر حضور داشته باشد. روی مایه گذاشتن روی انتقاد و اعتراض تأکید می کنم. من نماینده ای خواهم بود که منتقد و معترض به پاره ای از سیاست ها هستم و توقع دارم که شما هم منتقد و معترض باشید. بخواهید و ببینید چه شد و چه نشد؟ پیگیری کارهایتان را بکنید، چه کارهائی شدیا نشد و قبل از چهار سال کلیه اخطارها را به من داده باشید، چه جاهائی قوی بوده ام؟ کجا را پیگیری نکرده ام؟ کجا سست بوده ام؟ حق هم ندارم دلخور و ناراحت شوم و به هر حال نماینده آن که حتی رأی هم نداده است هم هستم.
نماینده شهرستان نائین واقعاً بایستی نماینده شهرستان باشد، نماینده تمام ملت باشد نه نماینده دولت که فقط کارهای دولت پیش رود و من فقط جلوی شما سر خم خواهم کرد نه وزیر و وکیل.
نظارت بر مصرف منابع در شرکت های دولتی و ممیزی آنها باید صورت پذیرد تا منابع اتلاف نشوند. رفع بیکاری و سرمایه گذاری در صنایع، تسهیلات وام و اشتغال زائی از برنا مه هایم است.
وام دانشجوئی، کارآموزی مفید دانشجویان که واقعی نه کلیشه ای کا را یاد بگیرند و وضعیت عمرانی از دیگر برنامه هایم است. همه در برابر قانون برابرند و کسی به دلیل منصبش نمی تواند بگیر و ببند راه بیندازد و پاسخگوی اعمالش نباشد.
در رابطه با فقر و اعتیاد و مواد مخدر و این که اعتیاد بیماری است. آدم هائی بیمار بوده اند یا شده اند و به اعتیاد پناه برده اند و اگر پیشگیری های اجتماعی موثری می شد تا این حد گسترده نمی شد. باید نسبت به درمان اقداماتی شود که این مسئله ای ملی است که منطقه ای هم هست.
عوامل بوجود آورنده آن پیچیده است، اعتیاد، بیکاری، طلاق و .. و.. به هم وابسته اند و یک زنجیره به هم پیوسته هستند و هریک تشدید کننده دیگری است و آسیب های اجتماعی می باشند که من و تو و همه ما مقصریم.
بیماری بوده است و مشکلاتی داشته و شرایط هم مهیا بوده است و خودش هم سستی نشان داده است پس معتاد شده.البته شخص مسئول اعمالش است و شاید اگر من هم در آن شرایط و آن سن و آن محیط اجتماعی و آن مشکلات بودم من هم ای بسا می شدم. یا ژنش در من نبوده و یا بر محیط و مشکلات غلبه کرده ام و یا به نحو دیگری بیمار نشدم.
شاید هم به نحو دیگری مریض شده ام و خود نمی دانم.
به هرحال همه با هم مریض نمی شوند و توان افراد با هم تفاوت می کند.

منادی همبستگی ملی هستم. وقتی کسی نماینده شد دیگر خیلی برایش خور و نائین و جندق و انارک تفاوتی نمی کند که اولاً نماینده کل شهرستان می باشد و انگهی این می گنجد که از کل منابع ملی استفاده نماید.
یعنی ابتدا به ملت نگاه می کند و سپس به این گوشه ملت و تازه این را در رابطه با جهان می بیند. یک نماینده برگزیده باید بتواند در موضعی قرار گیرد که دید جهانی داشته باشد تا بتواند تعاملی با دیگر ممالک داشته باشد تا کلیه ارتباطات بهتر شود.
بتواند از امکانات دیگر کشورها استفاده نماید تا وضعیت مملکت بهتر شود و از تضادها، تنش ها و وضعیت های نه جنگ نه صلح بگریزد و به آن دامن نزند.
اولاً من بشری هستم که از اینجا برخاسته ام، که بیشتر به اینجا و این محیط متعلقم و در ایرانم که در جهانم و از سوئی دیگر ابتدا من یک بشرم که به کل جهان تعلق دارم و با جهان باید زیست کنم، محیط هم باید با جهان زیست کند، با ملت بایستی همنوائی، هم نواختی، هماهنگی و همکاری داشته باشیم و بعد در منطقه موثر باشم.
که خب آبت که جائی نمی رود، گازت که جائی نمی رود ما پیگیری می کنیم ولی یک مقدار به مسائل مملکت هم توجه داشته باش.
یعنی اینکه من نماینده فقط کارم این نیست که فقط به آب و نان منطقه برسم مملکت را باید با قواعد و قانون اداره کرد ولی مترقی و رو به پیشرفت و رو به جوامع جهانی بایستی داشته باشیم.
برای عبور از شرایط کنونی اقتصاد ایران که تورم همراه با رکود دو دهه‌ای در کارنامه خود دارد، مطالعه تجربه کشورهای امریکای; لاتین، چین و هند در زمینه رشد و تقویت سرمایه‌داری ملی برای اندیشمندان و سیاستگذاران اقتصادی لازم و ضروری است.
ما نبایستی که نظر به افغانستان و عراق و پاکستان داشته باشیم حتی ترکیه هم مورد نظر ما نیست. نظر به اروپا باید داشت. توسعه و تلاش، ابتکار و خلاقیت بایستی رو به اروپا و غرب باشد. رو به دنیای پیشرفته باید نگاه کنیم.
مردم نباید از ترقی و از چیزهای مدرن بترسند.
بایستی به سنت های خود بیندیشیم و چیزهائی را که به دلایلی سنت شده اند و مانده اند ولی حالا بایستی منسوخ شوند، بایستی زیرش بزنیم همانطور که شاهنشاهی تا قرن ها و هزاره ها مد شده بود و جا افتاده بود و سیستم بود. به وقتش تحول کردیم
ثمره نخست این انقلاب روی آوردن به صورت‌های قانونی و دموکراتیک بود، موضوعیت قانون اساسی و میزان شدن رای مردم دستاورد بزرگ نظامی بود که «جمهوریت» و «اسلامیت» را در پیوندهای هم‌سرشت با یکدیگر می‌دید. جمهوری هم بدون دموکراسی صوری است و دموکراسی یعنی اشخاص و نماینده هر ایل و طایفه بتواند بگوید می خواهم بیایم و نماینده شوم و جداسازی هم در حد امکان نشود. نه تنها انتخابات از دل این انقلاب برآمد، بلکه مبنا و مدار و دوام و استمرار آن هم قلمداد شد. منشأ قدرت مردم شدند و دروازه سرنوشت ملت بر پایه حق حاکمیت او چرخید.
اصلاحات در کجا شکل گرفت؟ در ادامه انقلاب و برای پیگیری آرمان‌های نخست آن یعنی در آنجا که احساس می‌شد در راه نیل به این آرمان‌ها موانع و یا حداقل کاستی‌ها و کندی‌هایی به وجود آمده است.
انشاا.. مشکلی هم در تأئید صلاحیت ها نبوده است و نیست و در سلامت برگزاری انتخابات سالم هم انشاا.. به یاری خداوند مشکلی نخواهد بود و شمارش آرا درست خواهد بود و اظهار تأسف از اینکه تعدادی از نامزدها حذف شده اند و ای کاش ساز و کاری بود که اینها را مردم می توانستند حذف کنند و مردم این قدر آگاهی دارند که سره را از ناسره تا حدودی تشخیص دهند حتی اگر همه جا به دقت هم نتوانند. به هر حال قوانینی وجود دارد که اجرا می شود و تا این قانون هست همه باید اجرا کنیم.
نماینده نباید بدون توجه به قابلیت ها و شناخت مدیران را عوض نماید تا مجبور شود در زمان کوتاهی چند نفر را عوض نماید و صرفاً به دلیل این که افکارش یا رأیش مخالف است آنها را عوض نماید.
نماینده باید بتواند جهانی فکر کند. ضعف مفرط ایران در رویارویی با استعمار و قدرت‌های اروپایی باعث جدا شدن پاره‌ای از سرزمین‌ها - در قفقاز و ماوراءالنهر و بخش‌هایی از افغانستان- شد. پدیده‌ای که در طول تاریخ و در دوره‌های فترت ایران بارها اتفاق افتاده بود، اما هیچ‌گاه منجر به پیدایش کشورها و ملت‌هایی با هویت جدید، آن هم در برابر هویت ایرانی نشده بود، که این بار چنین شد.
یک مسئله قابل توجه دیگر این است که در عصر جدید در جوار ایران و در بیشتر موارد درون ایران زمین تاریخی، سرزمین‌هایی به عنوان کشور و محل زیست ملت‌های جدیدالولاده و نوظهور با نام‌های جدید پدید آمده‌اند که تقریباً هیچ یک به عنوان کشور و ملت بیش از صد سال تاریخ ندارند. دولت‌های اینگونه کشورها در پروژه‌های ملت‌سازانه خویش به شدت به تاریخ احساس نیاز می‌کنند. در میان مؤلفه‌های سازنده ملت هیچ یک مهم‌تر و مؤثرتر و بنیادی‌تر از تاریخ و خاطره‌های مشترک تاریخی و میراث فرهنگی نیستند. کشورهای نوظهور هر یک به دنبال سهم خود از مواریث مشترک منطقه هستند. میراثی که بخش عظیمی از آن تا گذشته ‌های نه چندان دور به عنوان میراث تاریخی ایران و ایرانی به شمار می‌آمد و تعریف می‌شد.
اینک ما چه بخواهیم و چه نخواهیم با جنگ و جدالی بر سر تاریخ و در تارخ روبه‌روایم. هر کس به گونه‌ای در تلاش است تاریخ را به نفع خود تفسیر و تسخیر کرده و بر آن فرمان براند. اگر تاریخ را به گونه یک سرزمین فرض کنیم می‌توان گفت که هم‌اکنون میان ملت‌ها و دولت‌ها بر سر فرمانروایی بر آن جنگ و جدالی تمام عیار در جریان است.
گویی جریان موسوم به جهانی شدن نیز به تندترشدن آتش آن- دست کم در منطقه ما- انجامیده است. اینک ما درباره ایران نه با تجزیه جغرافیایی که پیش و بیش از آن با تجزیه تاریخی رو در روایم. در بسیاری از فیلم‌ها، رمان‌ها و دیگر محصولات فرهنگی و هنری غربی- آمریکایی، این غرب است که به عنوان محور تاریخ جهانی معرفی می‌شود و دیگران حول محور او به گردش در می‌آیند و معنای هستی خود را از او می‌گیرند.
پیداست که ایران برای رویارویی با چالش‌های بنیان‌کنی که هویت و هستی تاریخی‌اش را تهدید می‌کنند به ابزار و فنون جدید نیازمند است. از جمله مهمترین چیزهایی که ایران به آن نیازمند است علوم تاریخی زنده، پویا، هشیاری، آگاهی و توجه عمومی جدی همه ایرانیان به میراث در معرض تهدید و غارت تاریخی خویش است.
از یاد نبریم که گذشته چون غولی است که اگر ما بر شانه‌های او نشستیم به همان اندازه بزرگ و نیرومند می‌شویم و اما اگر او بر شانه‌های ما نشست ما را زیر نیروی سهمگین خویش نیست و نابود می‌کند. نیز بیندیشیم و بدانیم آنان که بر تاریخ (گذشته) حکم می‌رانند فرمانروایان اکنون و آینده‌اند! اگر ما خود را در تاریخ و جغرافیای جهان کنونی و آینده تعریف نکنیم دیگران ما را به مقتضای منافع و اهداف خود تعریف خواهند کرد.
در روزگار ما تجزیه کشورها از تاریخ آغاز می‌شود و به جغرافیا می‌انجامد.
باید در ارتباطمان با افکار عمومی غربی کاملاً شفاف و عقلائی عمل کنیم. ملت‌های غربی را نمی‌توان با ایراد سخنرانی ایدئولوژیک که چانه‌زنی بر نمی‌تابد و همین‌طور با تمرکز بر عقیده، عاطفه و فراموش کردن عقل و منطق جذب کرد.
آمریکا بیشترین ادعاها را علیه کلیت سیاست خارجی ایران مطرح می کند و بر 4 ایراد خود به جمهوری اسلامی ایران پای خواهند فشرد.این ایرادها عبارتند از:
* دستیابی به سلاح‌های هسته‌ای، حمایت از تروریسم جهانی، نقض حقوق بشر و خرابکاری در روند صلح اعراب و اسرائیل. امریکا برای هیچ یک از این چهار اتهام دلیل و سند محکمه‌پسندی ارائه نمی‌دهد.
جمعیت جوان چه می خواهد، چه انتظاراتی دارد؟ جمعیت جوان هیچ قابل مقایسه با گذشته و حتی بیست سال قبل نیست. فرزندی که در برابر پدر و مادر مودب می‌نشست و از حرف‌زدن و دخالت خودداری می‌کرد و منتظر اشاره پدر و مادر بود، با فرزند امروز که اطلاعات بسیار دارد و از رسانه‌های داخل و خارج استفاده می‌کند و انگیزه‌های فراوان بشری در او زنده و بیدار شده و طالب و تشنه رسیدن به مقاصد است و خود را رها و آزاد احساس می‌کند، بسیار متفاوت است.
وقتی از دانشجویان می‌پرسی برای چه به دانشگاه می‌روید، دانشجویان خیلی بی‌انگیزه و بی‌تفاوت هستند. عشق و علاقه‌ای که مثلاً زمانی که من به دانشگاه می‌رفتم وجود داشت را کمتر می‌توان دید.
من می‌بینم که فرد دانشجوست، بزرگ شده اما به واقع فرصت رشد عالی را پیدا نکرده است.

دل‌گویه های یک جوان ایرانی را برایتان می گویم. "وقتی سخن از انتظارات و مطالبات جوان امروزی جامعه ما به میان می‌آید شاید آنچه که بیش از هر چیز دیگری به ذهن خود او و یا مسئولین و متولیان امر، متبادر می‌شود اموراتی همچون اشتغال، ازدواج، مسکن و امثالهم می باشد. اما در ورای تمامی اینها که هیچ عقل سلیمی منکر اهمیت یا اولویتشان نمی‌گردد، و البته در تمامی این کره خاکی نیز به نوعی جزء دغدغه‌ها و برنامه‌های اصلی سیاستمداران و گردانندگان عرصه اقتصادی و اجتماعی کشورها می‌باشند، مطلبی هست که چندان عجیب نیست اگر آن را ریشه تمامی معضلات و مشکلات یاد شده قلمداد کنیم. آری قیم‌مآبی و آن هم در کثیف‌ترین و منزجرکننده‌ترین شکل خود یعنی استفاده ابزاری و شعاری و تبلیغاتی از جوان، بی‌شک آزاردهنده‌ترین مسئله‌ای است که جوان اصیل ایرانی حتی به قیمت نبود شرایط ازدواج و اشتغال و ... حاضر به پذیرفتن و تن در دادن به آن نمی‌باشد.
همان جوانی که وقتی صحبت از میدان دادن یا مسئولیت‌پذیری او به میان می‌آید نه تنها موجودی ارزشمند و قابل توجه نیست بلکه به رذائلی همچون احساساتی بودن، اعمال انفعالی، هواهای جوانی، غرور کاذب و ... متهم می‌شود.جای بسی تعجب است که همین جوان و با همین مختصات، بهانه و سرفصل تمامی شعارها و تبلیغات و برنامه‌های تشنگان قدرت و ثروت قرار می‌گیرد. و در این قالب ناگهان او بدل می‌شود به موجودی مملو از نشاط و شادابی جوانی، انرژی‌های سرشار و مثبت و پویا، دارای ذهنی خلاق و مبتکر و به‌طور کلی موجودی نازنین و دوست داشتنی.
و به راستی چه نیکو شترمرغی است این جوان ایرانی در دست دلسوزانش!!!
آری من یک جوان ایرانی هستم. من نه اشتغال می‌خواهم، نه ازدواج، نه مسکن. قبل از همه اینها می‌خواهم: مرا پله نردبان آمال و آرزوهای خود قرار ندهید."
اما ای جوان من می گویم هم اشتغال، هم ازدواج، هم مسکن و هم استفاده نکردن ابزاری از شما همه با هم حق شما است.
زنان می‌توانند نقش مهمی در روند توسعه، در کار و تولید، در نظم و ثبات و در پیشرفت جامعه داشته باشند. البته سطح اقتصادی جامعه هم به ایجاد شرایط بهتر برای زنان کمک می‌کند. دو موضوع مهم دیگر- یکی آموزش و مهارت و دیگری اشتغال و درآمد- نیز به رشد شخصیت زنان، کسب هویت و رهایی آنان یاری می‌رساند، و همین مسائل است که توسعه را به وجود می‌آورد.
به زنان اجازه داده شود خودشان فعال شوند. این نوع نگاه به زن بستگی به سطح توسعه صنعتی جامعه دارد که اگر بالا باشد، به زن نیز به عنوان نیرویی فعال و کارگزار نگاه می‌شود و زن به جای منفعل بودن، عامل اصلی تلقی می‌شود.
با بی‌توجهی به رشد زنان، آنان را از چرخه کار و تولید خارج می‌کنیم، در حالی که این برای جامعه در حال توسعه اولویت دارد. ما باید بتوانیم شرایط و زمینه‌ای را فراهم کنیم که توانایی‌های زنان به بار بنشیند.
در جامعه سنتی همیشه به زن القا شده که تو ضعیف هستی، تو تابعی، تو باید اطاعت کنی، تو نقش فرودستی در این ساختار اجتماعی داری، و وظیفه تو بچه‌داری و خانه‌داری و آشپزی است.
حتی زمانی که زن تخصص و مهارت دارد، نمی‌تواند کار تخصصی‌اش را انجام دهد و شغل دیگری به او می‌دهند که در نتیجه آن، تقسیم کار اجتماعی آسیب می‌بیند.
در نگاه کنترلی به زن، او فردی تابع تصور می‌شود که نمی‌تواند بزرگ شود و برای خودش تصمیم بگیرد زیرا عقل ناقصی دارد. توانایی‌های زنان خدشه‌دار می‌شود. اینکه می‌گویند طبیعت زن این است که ضعیف و لطیف باشد، در حالی که ظرافت‌ها و لطافت‌های زن به معنای ضعیف بودن او نیست. اگر اجازه بدهیم زن آموزش ببیند، مهارت کسب کند و شرایط برابر با مردان داشته باشد، آن وقت می‌بینیم در خیلی از حوزه‌هایی که گفته می‌شود کار زن نیست، زنان توانایی‌هایی از خود نشان می‌دهند ای بسا بیشتر از مردان.
اشتغال و به رسمیت شناختن حق مالکیت زن، همراه با آموزش و کسب مهارت زنان، مسائلی است که به آنها توجه نمی‌شود.
اصل شکوفایی انسان‌هاست. زنان چه ‌بسا از جنبه‌هایی می‌توانند نقش مهم‌تر از مردان در فرآیند توسعه ایفا کنند.
مردان با ذهنیت‌های کاملاً نادرستی با زنان برخورد می‌کنند. سکوت زنان بر این برخوردها می‌افزاید.
امنیت در جامعه برای زنان دغدغه اصلی است، آرامش ندارند و به چشم حقارت به آنها نگاه می شود که مشکل فرهنگی است. امکانات برایشان مهیا نیست.
روی تعریف و تمجید از تحصیلات و تحصیل کرده ها و جذب قشر دانشجو تاکید می کنم. قشر جوان ما که در این زمانه به هر حال به هر طریق وارد دانشگاه ها می شوند با مسائل جدیدی آشنا می شوند. افق های جدیدتری را جلوی خود می بینند و ممکن است در تضادهائی با محیط و پدر ومادر خود قرار گیرند که انعکاساتی دارد. اما باید دانست که آنها فرهیخته ترین جوانان ما هستند. کسانی هستند که بی گدار به آب نمی زنند. نپخته و نخواسته و یا با تعریف حرفی نمی زنند. بنابراین آنها بایدبیشتر میدانداری کنند و در وسط میدان باشند.
پیام رسان باشند، پیام ده باشند و اجتماعاتی را برای آنها داشته باشیم مانند باشگاه جوانان که بتوانند ایده های خود را بگویند و سرگرم باشند.
به باشگاه ها و کلوپ های ورزشی برای جوانان می پردازم. باید سالنی باشدکه شب جوانان دور هم جمع شوند و مقالاتی را بخوانند، نظریاتی را مطرح کنند و نقد و تفسیر نمایند. هنری باشد و قابلیت نقد. صاحب اختیاری باشد ولی دخالت بیجا نباشد.
برخوردهای آزادانه باشد و بدون ترس و وحشت حرف های خود را بزنند حتی اگر به نظر ما خطا باشد، حتی اگر اشتباه کنند و در این اشتباهات است که پخته می شوند. ما الان در مملکتمان جوّی را فراهم کرده ایم که چهار نفر روراست نمی توانند با هم حرف بزنند. عده ای با ماسکی و ریائی و تظاهری ابراز وجود می کنند و بعداً هرکدام هر کار دلشان خواست می کنند فارغ از هر حرفی که زده اند و قول و قراری که با هر کسی گذاشته اند و این سالوس و نیرنگ و ریا است که باید با برخوردهای بین همی خیلی عمیق برطرف شود و این فقط در یک محیط آزاد تحقق می یابد.
انسان‌ها سرمایه‌اند. آنها هم یاری‌رسان به توسعه و هم هدف توسعه‌اند.
جذب قشر تحصیل کرده وظیفه همه ما است. بایستی نالید از این که پس از سی سال از گذشت انقلاب هنوز ارزش تحصیلات و تخصص ها آن طور که باید شناخته شده نیست. بعضی وقت ها می بینیم کسی که نه تجربه دارد و نه تحصیلات عالی و نه تخصصی، پست و مقامی را اشغال می کند که بعداً معلوم می شود کارآئی ندارد. سپس تقصیر عملکرد بدش را به شانس و وضع هوا و زمین و دیگران می اندازد.
در حالی که این همه جوان که تخصص و تحصیل و تجربه را دارند ما آنها را از تخصص و تحصیل شان منفک می کنیم و به کارهای نامربوط دیگر می فرستیم و به جای دیگر.
یعنی هر چه خرج کرده ایم به هدر می دهیم و کسی را می گذاریم که باید به شانس و غیب و دیگر چیزها تکیه کند و در واقع با راندمان بسیار کمی از تحصیلات استفاده می کنیم. باید این نگاه را تقویت کنیم که دیگر دنیا تخصصی شده و ما هم باید بیشتر روی تخصص ها کار کنیم.
کسی می تواند پزشکی کند که پزشکی خوانده باشدو گذشت آن دوران حکیم باشی ها و این قضایا. کسی می تواند مهندسی کند و روی توسعه صنعتی و مهندسی ژنتیک و مهندسی اجتماع و مهندسی گام به گام ، مهندسی معکوس و هزاران نوع مهندسی دیگر کار کند که مهندسی را خوانده باشد و تجاربش را به دست آورده باشد. مطمئن باشید به این سادگی ها به این ها نمی توان مفتی گفت بروید پی کارتان.
بایستی این ها را جذب کنیم و به آنها بها دهیم. ما این همه تحصیل کرده و پروفسور در مملکت داریم و در منطقه خودمان هم، اما چقدر برای آنها مشغولیت درست کرده ایم. خب اینها امکانات توسعه ای هستند که باید استفاده کرد. این ها بزرگترین سرمایه های ما هستند. این ها سرمایه های ماندگار هستند که جهان می خواهد آنها را از ما بقاپد.
باید کارگاه ها و کارخانه ها و تأسیسات را راه بیندازیم و برای آنها متخصص مربوطه را هم بیاوریم. و اگر از روش های سنتی و قدیمی استفاده کنیم کم راندمان خواهد بود و آخرش هم چیزی جز تعطیلی و ورشکستگی نخواهد بود. تاکید می کنم بایستی روی تحصیلکرده بنا را بگذاریم و همبستگی ها را بیشتر کنیم. فلانی در خور است و برای آنجا کار می کند و دیگری در نائین است و برای آنجا کار می کند. ما همه در یک شهرستانیم و همه باید برای شهرستان کار نمائیم.
دیدید وقتی توانستیم مردم و شورای خور و انارک با هم باشیم و تومار بنویسیم که ما آب می خواهیم و بایستی آبرسانی به مقداری باشد که به هر دو برسد قطر لوله را زیاد کردند. در رابطه با راه و گاز هم مشکل داریم و نیاز داریم. خواستن توانستن است.
اگر خود انارک بود آبی و گازی در کار نبود. خور برای کارخانه پتاس گاز می خواهد به انارک هم می رسد.
پس یک شهرستانیم و اگر باهم شکوفا شود به درد می خورد و افتخار می کنیم. اگر فقط مرکز شهرستان رشد کند برای ما خوب نیست و ننگ است. وقتی با هم رشد کنیم خوب است و بایستی همه با هم فکر کنیم چطور می توانیم شهرستان مان را رونق دهیم.
همه جزو یک شهرستانیم و همه باید تلاش کنیم که همه با هم پیشرفت کنیم و مثلاً اگر خور رشد کند و جندق رشد نکند هر روز اختلاف بیشتر می شود. باید با هم باشیم و بنشینیم و همه فکر کنیم که چطور همه با هم برویم بالا و پله های ترقی را طی کنیم.
این را باید انجام دهیم و بایستی استاندارد زندگی را در همه شهرستان ارتقا دهیم و در همه مملکت این کار را بکنیم تا دیگر غصه اقواممان را در دیگر نقاط نخوریم که بیکارند یا در رفاه نیستند.
اگر واقعاً نمی توان این کار را کرد و خور و نائین با هم مشکل دارند بهتر است دو شهرستان شوند ولی تا یک شهرستان هستند بایستی همبستگی باشد.
اگر نماینده به این برسد و به آن نرسد بایستی دو نماینده داشته باشد ولی حالا که یک نماینده دارد بایستی به همه جا برسد تا این اختلاف از بین برود و گرنه خور بایستی به سمتی برود و نائین به سمتی دیگر.اگر قرار است در یک شهرستان با هم زندگی کنیم بیائید با هم کار کنیم. نائینی ها اگر بگویند نائین و خوری ها اگر بگویند خور ما می گوئیم ما مانند یک درختیم که اگر شاخه ها را خشک نمائیم تنه درخت خشک می شود و اگر تنه را خشک نمائیم باز شاخه ها و درخت خشک می شود. پس انارکی و خوری و جندقی و نائینی نداریم و شهرستان مان باید پیشرفت کند و بایستی همبستگی داشته باشیم.
مردم صاحب حق هستند چه دانسته رأی بدهند چه ندانسته. نمایندگی تکلیفی است که به گردن من گذاشته می شود تا نماینده شما باشم، خدمتگزار شما شوم و این وظیفه من است و منتّی هم نخواهم داشت. دیگر نمایندگان را هم به شهرستان خواهم آورد تا از نزدیک مشکلات شما را ببینند. برای شما وقت می گذارم. با شما خواهم بود و در میان شما خواهم بود. مدیران عالی رتبه را هم به میان شما خواهم فرستاد.
تا حالا عموماً از بچگی که یادمان می آید تا حالا، نماینده جماعت با افراد و قشر خاصی سر و کار دارد و یک پیرامونی مشخصی دارند که اینها کارچرخان او هستند و راهبرش هستند و ارتباطش هستند. خیلی هم به بقیه بهائی نمی دهند. وقتی هم فلان نماینده می خواهد بیاید و تو هم به گونه ای خبر می شوی که دارد می آید یا آمده خانه فلان آقا یا فلان جا، جلسه ای است و هیشکی هم به تو نگفته. نمی دانی بروی یا نروی. اگر هم بروی در چه حد می توانی بگوئی و این اهانتی به شعور افراد می باشد.
من جلساتی عمومی خواهم داشت با اطلاع قبلی و فکر می کنم سیستم باید این جوری باشد که نماینده اولاً بیشتر به حوزه خود سر بزند. ثانیاً با اطلاع قبلی هم سر بزند.
مسئولین منطقه را هم خبر کند، از طریق مقامات محلی قبلاً حضور خود را به اطلاع برساند تا دیگران با اطلاع باشند، از پیش فکر و اندیشه ای کرده باشند تا بتوانند نماینده را به صلاّبه بکشند که تو یک ماه، یک سال یا فلان قدر وقت گذشته و توقع مان این بوده و بر آن بوده، اشکال کجا بوده که پیش نرفته و این جور نباشد که چهار تا آدم خاص پچ پچ کنند و در گوشی و با روشی خاص نماینده را راه ببرند و نماینده با بطن مردم برخورد نداشته باشد.
مردم می خواهند با نماینده صحبت کنند و درددل دارند. نماینده را تا چهار سال نمی شود عوض کرد و چنین نماینده ای را باید تحمل کرد پس بایستی در بین مردم بتوان او را استیضاح کرد و او بایستی پاسخگو باشد.
شعار هایمان باید برای زندگی بهتر و مدنی تر و رو به ییشرفت باشد. از عوام فریبی بپرهیزیم، از شعارهای دهن پرکنی که هیچوقت یک نفر به تنهائی قدرت انجام آن را ندارد یا جوّی برای انجام آن نیست بپرهیزیم.
ما باید بتوانیم رو در روی نماینده بایستیم و بتوانیم بر خلاف نظراتی که مورد قبول ما نیست صحبت کنیم. ما آقا بالا سر انتخاب نمی کنیم تا حتی زمان آمدنش را هم فقط بعضی ها خبردار شوند.
این گونه نمایندگان به حقوق شما اعتقادی ندارند یا اگر دارند جرأت نمی کنند از حقوق شما دفاع کنند این بی احترامی به شما است.
ختم کلام این که برای من و شما و ما همه با هم، انسان هائی که با هم خواهیم بود بن بستی وجود نخواهد داشت چون بر این باوریم که "یا راهی خواهیم یافت یا راهی خواهیم ساخت". باور کنید ما می توانیم.   (اسفند 86)

و

«به آفتاب سلامی دوباره خواهم کرد»
سلام بر همه شما!
گویا هنوز باید دعای داریوش کبیر هخامنشی را بخوانیم که: خداوندا ملت مرا از دروغ و ریا به دور دار!
گویا داریوش می‌دانسته که دروغ و تزویر و ریا کالای رایجی است که جا را برای تمدن تنگ می‌کند، اما یقیناً به درستی نمی‌دانسته که منشأ تزویر و ریا ترس از گزمه‌های خود اوست!
وقتی قدرتمندان می‌ترسند سانسور را حاکم می‌کنند و وقتی فرودستان بترسند خودسانسوری حاکم می‌شود و بادمجان دور قاب و فرصت‌طلبان بله قربان گو، از آب گل‌آلود هم میگو می‌گیرند!
تا ما نتوانیم رک و راست با هم گفتگو کنیم و از عواقب حرفمان به شدت بترسیم! همه چیز از جمله انتخابات در گرداب ریا و دروغ و فرصت طلبی غوطه می‌خورد.
آزادی اندیشه و بیان و نشر که نباشد هر چه نخواهی خواهد بود! با آزادی اندیشه و بیان است که مشت رسوایان وا می‌شود و تشت رسوایان به زمین می‌افتد.
من به عنوان یکی از شما داوطلب نمایندگی شما شده‌ام با این همت و امید که جمع زیادی از شما را همراه کنم و بذر آزادی اندیشه را بکاریم و بارور کنیم. یقیناً به تدریج هزاران گل شکفته خواهد شد و شهامت ابراز اندیشه بارور خواهد شد، مشکلات و راه حل‌ها نمایان خواهند شد و راه از کژ راهه مشخص خواهد شد و منطقه و کشور علمی و منطقی مدیریت خواهد شد، و هر مسئولی گزارشگر و پاسخگو خواهد شد یا از سر جای خود خواهد رفت.
من از کسانی که هوادار این خط فکری هستند تقاضای همراهی در انتخابات و بعد از انتخابات را دارم. لازمه چنین حرکتی هوشیاری و پیگیری و امیدواری است.
باید بتوانیم و می‌توانیم لایه فرهیخته و تحصیلکرده‌ی منطقه و کشور را امیدوار کنیم که چند گل هم نشانه‌ای از بهار است معلمین و دانشجویان نیروهای کم و کم‌اثری نیستند، زنان که بیش از نیمی از جمعیت ما را تشکیل می‌دهند وزنه سنگین تصمیم‌گیری‌ها هستند، جوانان با آن تعداد زیاد و انرژی فراوان موتور حرکت اندیشه‌های جدیدند.
امروزه باید درک کرده باشیم که بشر موجودی اجتماعی است و اندیشه و حرکت فردی تا اجتماعی نشود برد چندانی نخواهد داشت. می‌توانیم اندیشمندان خود را امیدوار به حرکات اجتماعی کنیم و از آنها کمک بگیریم تا مردم ما بیشتر روحیه اجتماعی بگیرند و کسانی که درد مشترک دارند بیشتر و صمیمی‌تر در ارتباط با هم باشند و نیروهایشان را هم‌سو بکار گیرند. یک نماینده باید بتواند زمینه‌های لازم را ایجاد نماید.
حرکت اجتماعی بر مبنای حقوق بشر ایده‌آل من است و «دست من از دست شما می‌کند طلب!»
من به عنوان داوطلب نمایندگی شما اگر بتوانم موج حرکات اجتماعی را اندکی به جلو هل دهم احساس رضایت می‌کنم و اگر شما پذیرفتید و نماینده شما شدم، می‌دانم که با حمایت شما خواهم توانست نیروهای منطقه‌ای را به کمک بگیرم و با مشکلات عمرانی و اجتماعی و فرهنگی و سیاسی موفق برخورد کنم. در صورت وجود میدان، متخصصین و کارشناسان از عهده‌ی حل مسایل ما برمی‌آیند، تأمین بودجه برای اجرای نظر کارشناسی در این منطقه کویری اگر «مشکل» هم باشد، «بسیار مشکل» نیست! با تدبیر و استدلال و مدیریت و پیگیری قابل حل است.
نمایندگان سابق هر کدام قدم هایی برداشته‌اند خشت‌هایی بر خشت‌هایی نهاده‌اند و نماینده بعد همواره می‌تواند از سکوی موجود راهی به سوی سکوی ایده‌آل ایجاد کند.
مشکلات ما مثل مشکلات همه‌ی کشور است! محرومیت، بیکاری، بی‌درآمدی، فقر، بیماری، افسردگی، اعتیاد و ... بعضی در بعضی مناطق پررنگ‌ترند و بعضی کم ‌رنگ‌تر.
شور و نشاط خود را از دست داده‌ایم، حتی جوان ما شور و نشاط و دلگرمی لازم را ندارد، بزرگترها بجای آنکه از جوان ها نشاط بگیرند در غم کار آنها افسرده می‌شوند و بازتاب می‌دهند. کمی تا قسمتی به نفرین شده‌ها می‌مانیم.
از دید من سیاست حذف که این سال ها رواج داشته و هر گروه و دارودسته‌ای تا مسئولیتی را پذیرفته به قلع و قمع قبلی‌ها پرداخته بزرگترین خسارات را به ما وارد کرده. خوب است و لازم است که منادی جذب باشیم و از دفع و حذف نیروهای باتجربه پرهیز کنیم و تجربه و علمی بر تجربه و علم موجود بیفزائیم. خوب است که علم و مدیریت علمی را بهایی دهیم و مسایل را از طریق کارشناسان مسایل حل و فصل کنیم. لازم است که مردم درد را بگویند لازم است که نماینده صدای مردم را بشنود و حس کند و انتقال دهد و با هوشیاری پیگیری کند. وقتی مردم جمع باشند و هر کس فقط پیگیر مسایل شخصی خود نباشد صداها بهم شبیه و نزدیک خواهند شد. راه‌حل‌های زیادی برای هر مشکل پیدا خواهد شد و کارشناسانه بهترین راه‌حل پیدا خواهد شد.
نظرم این است که اگر ارتباط صادقانه و شفاف باشد جایی برای فرار از مسئولیت و نیاز به دروغ و ریا نخواهد بود و اگر ارتباط گسترده باشد جایی برای غفلت نخواهد بود. نیروی انجام کارها را در همبستگی با همفکران و میدان دادن به فکرهای مخالف و متفاوت و جدید می‌توان فراهم کرد.
توقع من به عنوان داوطلب نمایندگی این است که این بار و هر بار دیگر هم در انتخاب نماینده بیشتر به سمت و سوی فکری داوطلب توجه شود که در گفتار و کردارش نمود پیدا می‌کند. کمتر به دنبال زوایای کوچک فامیل‌گرایی، همشهری گرایی یا منافع جزئی و شخصی باشیم. ما مردمانی هستیم که در میان خود سیاستمداران و اندیشمندان و نویسندگان و شاعران قابل توجهی داشته‌ایم و داریم. ما اصولاً بیشتر مردمانی اخلاقی و فرهنگی هستیم و حیف است که از این پشتوانه‌ها استفاده نکنیم.
ضروری است که از محدوده کوچک خود فراتر بنگریم و محدوده خود را در ارتباط با منطقه و کشور و جهان تماشا کنیم و از این ایستگاه حرکت کنیم.
در انتها سرفصل هدف های خود را در خطوط زیر ارائه می‌کنم:
1. حرکت در جهت برقراری آزادی اندیشه و بیان و نشر اندیشه.
2. حرکت در جهت حذف سانسور، خود سانسوری و ریا و تزویر.
3. حرکت در جهت همبستگی منطقه‌ای و ملی و جهانی.
4. حرکت در جهت شناخت ریز مشکلات هر محل، پیگیری اقدامات انجام شده و آغاز اقدام جدید.
5. حرکت در جهت سامان‌دهی زنان و جوانان در تشکل‌های مردمی پیشرفته.
6. حرکت در جهت جذب افراد و امکانات و پرهیز از حرکات دفعی و حذفی.
7. حرکت در جهت ایجاد ارتباط مردمی گسترده و فعال.
8. حرکت در جهت توسعه صنعتی و معدنی منطقه و رفع معضل بیکاری که مادر بسیاری از مشکلات است.
9. حرکت در جهت کویرزدایی و احیای جنگل های کویری.
10. حرکت در جهت اقتصاد علمی و توسعه پایدار.
11. حرکت در جهت پیشگیری و درمان بیماری اعتیاد در منطقه و در کشور.

جمعه, 29 فروردين 1393 11:36
انارک نیوز - کویر «ریگ جنّ»
- مشاهده کوچکترین گربه‌سان جهان در "ریگ جن"

کویر «ریگ جنّ»
از صعب العبورترین نواحی دنیا، منطقه کویری و پر از تپه های شنی (تلماسه) و باتلاق های نمکی در کویر مرکزی ایران است. در حال حاضر در این منطقه هیچ علایمی از حیات دیده نمی شود. این کویر در جنوب غربی و غرب دشت کویر، جنوب سمنان، جنوب شرق گرمسار، شرق منطقه حفاظت شده کویر، شمال انارک و غرب جندق قرار گرفته است و وسعتی برابر با 3800 کیلومتر مربع دارد. هیچ گونه چشمه یا چاه آبی در این منطقه وجود ندارد. در بیشتر نقشه ها نامی از این منطقه نبرده شده است. تنها دو کویر شناس اروپایی در گذشته در سفرنامه های خود به وجود چنین کویری در ایران اشاره ای کرده اند.
از دیدگاه زمین شناسی توده های عظیمی از تپه های ماسه ای متحرک و فعال، فاقد پوشش گیاهی (متعلق به دوره کواترنری) محدوده را می پوشانند. زیربنای ریگ جن یک دشت فرسایش یافته است که درحال حاضر تپه های ماسه ای (برخان) و تپه های ماسه ای هرمی آن را اشغال کرده است. تمام ریگ جن دارای رسوبات نمکی فراوان بوده که عمده رسوبات و مواد فرسایش یافته البرز شکل گرفته است.
کویر ریگ جن دومین ماسه زار بزرگ کشور است که بخشی از دشت کویر محسوب می شود. این منطقه بین 33.45 تا 34.45 شمالی و 53 تا 54.45 شرقی قرار دارد. وجود تپه های بلند شنی در ریگ جن، عملاً عبور شتر یا وسایل نقلیه را از این منطقه غیر ممکن می کند. اگر از محلی ها (منظورم اهالی انارک، جندق یا روستاهای کوچک حاشیه ی این منطقه است) سراغ ریگ جن را بگیرید یا در بین آنها پی راهنمای محلی برای عبور از این منطقه بگردید احتمالاً جوابی نخواهید شنید. بدون GPS یا در صورت وجود توفان شن عبور از این منطقه تقریباً غیرممکن است.

خرافات: مردم محلی معتقدند این سرزمین نفرین شده است. در قدیم کاروان ها و مسافران هرگز از این کویر عبور نمی کردند. قدیمی ها معتقد بودند، این سرزمین نفرین شده و پایگاه شیطان ها و ارواح پلید است. مردمی که در اطراف این کویر زندگی می کنند بر همین باور هستند. این مردم محلی می گویند هر کسی که وارد این سرزمین شده زنده نمانده و ناپدید شده است. ریگ جن را مثلث برمودای ایران هم می نامند.
ریگ جن برای مردم محلی نوعی منطقه ی ممنوعه محسوب می شود. البته باید به آنها برای وجود چنین ترسی در قلب هایشان حق داد، این منطقه به دلیل وسعت زیاد و نداشتن چشمه یا چاه آب در گذشته محل عبور کاروان‌ها نبوده است.
چگونه از آن می توان به سلامت عبور کرد: این منطقه با کسی شوخی ندارد و فقط باید با بلدان آن که محدود هم هستند و گروهی مجهز و با تجربه به این سفر بروند که در غیر این صورت چنانچه خودسرانه تصمیم به رفتن به چنین جائی بگیرید برگشتی از این سفر نخواهند داشت.
سفر به ریگ جن انارک: شروع از کلاته باباخالد به سمت مرکز ریگ جن و خروج از مابین جندق و کلاته چوپانان جاده انارک طبس، حدود 320 کیلومتر در دل کویری وحشی به نام ریگ جن که هیچ موجود زنده ای در آن نمی بینید. بهترین و تنها فصل برای سفر به ریگ جن ماه بهمن می باشد و توجه داشته باشید حتی در بهمن در بعضی از نقاط گرمای هوا تا 45 درجه سانتیگراد بالای صفر در ظهر و در شب هم به شدت سرما طاقت فرسا خواهد بود تا 15- درجه (زیر صفر).
شرح مسیر حرکت: از پمپ بنزین انارک به سمت جندق، از جاده قدیم راه را ادامه می دهیم بعد از گردنه زنجیرگاه دست چپ فرعی خاکی را ادامه تا ده نیمه متروکه عشین که بسیار زیباست و تمام آن از سنگ است و بسیار قدیمی است را رد کرده بعد از آنجا به کلاته یا ده بابا خالد می رسیم که آنجا هم زیباست و قلعه قدیمی از گل دارد که جالب است اینجا دیگر به غیر از مزرعه دکتر جعفری آخرین آبادی و نشانه انسان است و آب نیمه شیرین قابل آشامیدن دارد. از این به بعد سفر اصلی به ریگ جن آغاز می شود و ادامه راه را به طرف شمال شرق در بستر رودخانه ای خشک شده که از شرق باباخالد می گذرد پیش می گیریم.
وصف این حدود 320 کیلومتر کویر نوردی که در پیش داریم یعنی منطقه ریگ جن به هفت رشته جبال کوه شنی که بعضی از انها تا 300 متر ارتفاع و حدود 30 کیلومتر طول دارند و مابین این ارتفاعات دشتی کفی و صاف با خاکی لورگ و بسیار پوک و در زیر گل که این چند دشت هم هر کدام حدود 20 کیلومتر و بعضی هم بیشتر طول دارند که در مجموع اصطلاحاً به هر رشته کوه شنی و دشت آن یک کوچه گفته می شود و شما باید هفت کوچه را رد کنید تا از این منطقه زیبا و در عین حال خطرناک خارج شوید. شما اگر خیلی وارد و گروهتان مجهز باشد هر یک روز دو کوچه را رد خواهید کرد یعنی در بهترین شرایط 3.5 روز راه خواهید داشت. در طی مسیر در رشته کوه های شنی به دلیل وزش بادهای شدید، دائم تپه ها جابجا می شوند و به همین خاطر هم به آنها ریگ جن می گویند.
شب كویر هم كه خیال انگیز و توصیف نشدنی است چنــانكه در هیچ جای دیگری نمی توان شب های سرمه ای و پرستاره را این چنین تجربه كرد. شب كه بر كویر چتر می گسترد می خواهی دستت را به هوای چیدن ستاره ها بالاببری. اینجا آسمان و زمین بهم نزدیك ترینند. هر چه روزها آسمان و خورشید پرفروغش به نامهربانی بر زمین سوخته و تفتیده كویر گرما و آتش می پاشند شب ها اما به جبران آن، گویی با مهربانی تمام فاصله ها را از میان برمی دارند و آسمان ستاره های زیبایش را به سخاوت تمام به زمین می بخشد.


مشاهده کوچکترین گربه‌سان جهان در "ریگ جن"
گربه شنی کوچکترین عضو خانواده گربه‌سانان است که با جثه‌ای کوچک اقداماتی خارق‌العاده انجام می‌دهد و هر انسانی را مبهوت فعالیت‌های خود می‌کند.
به گزارش خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، منطقه اصفهان، این گربه‌سان کوچک از کمیاب‌ترین گونه‌های حیات وحش ایران و جهان محسوب می‌شود و تنها گربه‌ای است که در بیابان‌های واقعی یافت می‌شود و سازگاری عجیبی با تغییر دمای مناطق ماسه‌ای و شنی دارد. گربه شنی به علت تراکم جمعیتی پایینی که دارد اصولا به عنوان گونه‌ کمیاب معرفی می‌شود و همیشه در منطقه خطر قرار می‌گیرد. طبق بررسی‌های سال 2008 اتحادیه بین المللی حفاظت از طبیعت (IUCN) این گونه در لیست قرمز قرار گرفته است.
برای پیدا کردن گربه شنی شاید روزها زمان لازم باشد چراکه به هیچ وجه رد پایش بر روی شن و ماسه باقی نمی‌ماند و پس از دیدن نورهای مصنوعی سریعا چشمان خود را می‌بندد. این گونه دارای شنوایی قویی است چنان که اصوات ماورای صوت را هم می‌شنود و حرکت جانوران را علاوه بر روی زمین در زیر زمین نیز رصد می‌کند.
گربه شنی دارای جثه‌ای کوچک است، اما شکارهایی که انجام می‌دهد هر بیننده‌ای را متحیر می‌کند. این گربه‌سان بین یک و نیم تا سه کیلوگرم وزن دارد، اما گاهی گزارش شده که گوسفند، بز و حتی گوساله بوفالو را هم شکار می‌کند و در شکار پرندگان نیز عملکردی بی‌نظیر دارد.
حسین اکبری، رییس اداره حفاظت محیط زیست شهرستان نایین، در گفت‌وگو با خبرنگار ایسنای منطقه اصفهان خاطرنشان کرد: به استناد بررسی‌های علمی سال‌های اخیر، مجموعه پهناور "ریگ جن" غنی‌ترین زیستگاه گربه شنی در کشور و یکی از مهمترین زیستگاه‌های این گونه کمیاب و شاخص در جهان می‌باشد به طوری که بیشترین مشاهدات و مستندات این گونه در زیستگاه‌های ایران در سال‌های اخیر از این منطقه به دست آمده است.
وی ادامه داد: گربه شنی با نام علمی (felis margarita) کوچکترین عضو از خانواده گربه سانان ایران و یکی از کمیاب‌ترین گونه‌های حیات وحش کشور است که مختص زیستگاه‌های ماسه‌ای و بیابانی اطراف کویر مرکزی و نواحی شرق و جنوب شرق ایران است.
رییس اداره حفاظت محیط زیست شهرستان نایین با بیان اینکه این جانور نادر و شاخص یکی از شاهکارهای سازگاری با شرایط سخت محیط های بیابانی است، افزود: دمای هوا در عرصه‌های ماسه‌ای و شنی بیابان‌ها بسیار متغیر بوده و در برخی نواحی در اوج تابستان به 60 درجه بالای صفر رسیده و در زمستان هم ممکن است تا 25 درجه زیر صفر برسد و یخبندان شدید ایجاد شود.
وی گفت: یکی از ویژگی‌های حیاتی این گونه زیبا و جذاب، وجود موهای فشرده سیاه یا قهوه‌ای رنگ در کف دست و پاهای حیوان است تا به عنوان یک عایق، تحمل دمای سوزان ماسه‌ها را در گرمای تابستان به راحتی میسر سازد و هم‌چنین با ایجاد سطح بیشتر، مانع از فرو رفتن دست و پا و پنجه‌ها در ماسه‌ها و سهولت حرکت و جابه‌جایی شود.
رییس اداره حفاظت محیط زیست شهرستان نایین افزود: گوش‌های این حیوان هم دارای موهای بلند و فشرده‌ای بوده تا از یک سو از وارد شدن ماسه‌ها و گرد و خاک به داخل گوش جلوگیری شود و از سوی دیگر به شنوایی و تشخیص جهات صدا کمک کند.
اکبری به ویژ‌گی منحصر به فرد این گربه اشاره کرد و ادامه داد: گربه شنی در هنگام برخورد با نورهای غیر طبیعی از جمله نور خودرو معمولا به سرعت چشمانش را بسته تا مانع انعکاس نور توسط چشم‌ها و درنتیجه دیده نشدن و شناسایی آن توسط انسان شده و آن را از خطرات احتمالی صیانت کند.
وی با بیان اینکه این گونه شب فعال بوده و معمولا از اوایل غروب تا طلوع آفتاب به شکار رفته و در طول روز در لانه و مخفیگاه‌های خود استراحت می‌کند، ادامه داد: تغذیه این گربه معمولا از جوندگانی مانند موش‌ها، دوپاها و خزندگان است و با وجود جثه کوچک قادر به شکار پرندگانی مانند باقرقره، چکاوک‌ها و هوبره است.
رییس اداره محیط زیست شهرستان نایین تاکید کرد: گربه شنی بی‌تردید یک ذخیره و سرمایه بسیار ارزشمند اکولوژیکی در طبیعت، گنجینه گردشگری گرانبها و یک بستر مهم پژوهشی و آموزشی به شمار می‌رود.
اکبری از برنامه‌ریزی و آغاز مطالعات مقدماتی برای اجرای پروژه بررسی الگوهای پراکنش و تراکم جمعیتی گربه شنی با استفاده از فناوری دوربین‌های خودکار (camera trap) در مجموعه زیستگاهی عظیم و منحصر بفرد "ریگ جن" خبر داد و گفت: این پروژه با مشارکت و همکاری حفاظت محیط زیست استان اصفهان، مراکز دانشگاهی، انجمن‌های تخصصی مردم نهاد و کارشناسان بین‌المللی در سال 1393 اجرا خواهد شد.
وی در خصوص چگونگی اجرای پروژه اظهار کرد: پروژه بررسی الگوی پراکنش و تراکم گربه شنی در سه مرحله شامل مطالعات مقدماتی و مکان‌یابی مناسب برای دوربین گذاری، نصب اصولی دوربین‌ها در مکان‌های تعیین شده، جمع آوری و تجزیه و تحلیل داده‌ها و تهیه بانک اطلاعاتی و برنامه‌های مدیریتی مربوطه انجام می‌شود و هم‌چنین تهیه عکس‌های حرفه‌ای نیز بخش دیگری از اهداف این پروژه است.
رییس اداره محیط زیست شهرستان نایین افزود: به کارگیری فناوری دوربین‌های تله‌ای در مطالعات بوم شناسی اکنون روشی موثر و کارآمد در جهان برای مطالعات حیات وحش به‌ ویژه گونه‌های کمیاب و نادر محسوب شده و اطلاعات ارزشمندی از جمله الگوهای پراکنش زمانی و مکانی، تراکم جمعیت، ثبت و مستند سازی حضور گونه هدف، برخی الگوهای رفتاری و مسیرهای جابه‌جایی در اختیار محققان قرار داده و این اطلاعات در اتخاذ برنامه‌های حفاظتی و مدیریتی گونه‌های جانوری و زیستگاه‌ها بسیار با ارزش و موثر است.
اکبری از برنامه‌های مدیریتی و تحقیقاتی دیگر در عرصه‌های حفاظت شده استان در خصوص گربه شنی خبر داد و افزود: تحقیقاتی توسط متخصصان دانشگاهی برای تهیه بانک اطلاعاتی و حفاظت شایسته و موثر از این گونه در عمق زیستگاه‌های شهرستان نایین، عرصه‌های کویر مرکزی از جمله زیستگاه‌های عظیم ریگ جن، پناهگاه حیات وحش عباس آباد، منطقه شکار ممنوع کوه بزرگی انارک، مجموعه هیزم چاه و منطقه دق سرخ انارک انجام شده است.
وی اضافه کرد: این تحقیقات دستاوردهای موثری در مستند سازی، شناسایی نواحی پراکنش، درمان، احیا و بازگشت به طبیعت نمونه‌های مصدوم، ترویج و آموزش جوامع محلی و جلب مشارکت عمومی در حفاظت، شناخت، مقابله و رفع تهدیدها از جمله شکار غیر مجاز و تخریب زیستگاه‌ها داشته است.
(کد خبرنگار: 13023 خبرگزاری ایسنا/  سرویس: استان ها - اصفهان/ کد خبر: 92110100606/ سه‌شنبه ۱ بهمن ۱۳۹۲ - ۱۴:۲۴)

جمعه, 29 فروردين 1393 11:18

سوغات سبز از دق سرخ
 اصفهان- براستي كوير با طبيعت شگرف و رنگ به رنگش چه بازي هايي بر سر آدم درمي آورد.

گاهي در سكوت مطلقش حتي مي تواني صداي بال زدن سنجاقكي را هم بشنوي و لختي بعد از غرش مهيب طوفانش مي خواهي كر شوي، گاهي بر اثر گرماي روزش به آتش ذغالي مي ماني و در سرماي شبش به بيد لرزاني، گاهي كوره سوزان روزش از ديدن آبي آسمانش سيرت مي كند و جادوي هوشبر شبش اسير، گاهي در ژلاتين ماسه هايش اصلا نمي تواني قدم از قدم برداري اما در بستردق سفت و سختش حتي هواپيما هم مي تواند نشست و برخاست كند و گاهي....
زيبايي كوير تنها به دلارامي، سكوت و دست نخوردگيش نيست، هنر خلق يكجاي اين همه تضاد در آلبوم آفرينشش، بخش ديگري از تنوع رنگ به رنگ و جذابيت هاي دلفريبي است كه بيننده را مسحور جمالش مي كند.
دقdagh (به فتح د)، گوشه چشمي از مظاهر متلون مناطق كويري است كه توجه هر كس را به خود جلب مي كند.
هنوز درست نمي دانم وجه تسميه كلمه دق چيست اما در بعضي جاها آمده است: دَق يا دَغ همان داغ است به معني زمين خشك.
دَق در لغت نامه دهخدا بدين معناست: دَق.(صفت) سر بي مو.(برهان). دغ و رجوع به دغ شود. معني دَغ در برهان نيز چنين است:زمين بي علف، يعني زميني كه هرگز گياه در آن نرسته باشد و در(فرهنگ) آنندراج به معني زمين بي علف معني شده است.(تبيان، ۲۹/۵/۹۱)
با اين حال، از نظر نگارش فارسي،دغ(دال با غين) به معني زمين بي گياه صحيح است نه دق (با دال و قاف) به معني كوبيدن، با اين وصف در زمان حاضر در بيشتر منابع علمي دغ را با دال وقاف بكار برده ­اند.
در كتاب فرهنگ نظام (جلد سوم تأليف سيد محمد علي داعي الاسلام) دق (با دال و قاف ) به معني كوبيدن و دق الباب به معناي كوبيدن در خانه و آرد كردن آورده شده در حالي كه دغ(با حروف نوشتاري دال و غين ) را زمين بي گياه آورده و دغسر را به كسي كه پيش سرش مو نداشته باشد، اطلاق كرده است.در همان منبع نيز آمده كه: در زبان محلي اناركي‘ دغ زميني است كه بر آن سيلاب آمده و خشكيده و يك طبقه از گل محكم احداث شده كه مانع روئيدن چيزي است.
همچنين در فرهنگ فارسي معين و عميد، دغ به معني زميني كه علف و گياه در آن نرويد، آورده شده و دغسر به سر بي موي طاس و كسي كه ريش و سبيل و ابرو و مژه را پاك بتراشد، گفته شده است. تنها در فرهنگ فارسي عميد علاوه بر اين از كلمه دك نيز براي دغ استفاده شده و دك را به معني ريگستان يا زمين هموار و كوبيده و هموار، همچنين مترادف با دغ ، سر بي مو، زمين خشك و سخت، زمين بي آب و علف، درخت بي برگ گفته شده است.در همين منبع دك و لك به معني خشك و خالي، زمين بي آب و علف كه با نگارش دق و لق يا دغ و لغ نيز بكار برده شده است.درهر حال، آنچه مسلم است از نظر نوشتاري دغ صحيح است و منظور زمين بي گياه است كه محدوديتي مانع رويش در آن مي ­شود.(عباسي، كوه ها و بيابان هاي ايران)
قدر مسلم در فرهنگ ما استفاده از دق ريشه ديرينه دارد براي نمونه وجه تسميه شهر دو هزار ساله جندق واقع در شمال ‌شرقي استان اصفهان به همين واژه بازمي گردد چون نامش مشتق از دو كلمه جنب(كنار) و دق است.
در تعريف دق چنين آمده است:
دق، زمين هاي رسي بسيار همواري هستند كه فاقد نمك اند و يا نمك آنها ناچيز است. معمولا سطح آنها از مواد كربناته سفيد مي شود، به همين دليل رنگ اين مناطق غالبا بسيار روشن و براق است. دق هايي به رنگ هاي نخودي و خاكستري نيز وجود دارند، اغلب آنها در حاشيه داراي ترك هاي گلي هستند و در قسمت هاي داخلي بسيار سخت و كاملا هموارند.دق ها چنان صاف و صيقلي هستند كه مي توان از آنها بعنوان باند پرواز استفاده كرد. دق در قسمت هاي كم شيب بويژه حوضه ي انتهايي مسيل ها و رودخانه هاي مناطق بياباني شكل مي گيرد.نحوه پيدايش آن هنوز بطور دقيق روشن نيست.به نظر مي رسد به هنگام پايين بودن سطح آب زير زميني، جريان هاي سطحي فصلي سبب رسوب ريز دانه هاي رس و امثال آن و همچنين تشكيل قشر سختي شده كه در اثر وزش باد سطح آن صاف و صيقلي مي شود.(سلوتي، بابانيانوري، ص۲۳-۲۴)
يك تعريف ديگر از دق حاكيست: دق به سرزمين‌هاي نسبتاً همواري گفته مي‌شود كه رودخانه‌اي در آن جريان دارد و بدليل شيب ناچيز و كم، رسوبات ريزدانه در آنها ته ‌نشين مي‌شود و اشكال نسبتاً مسطح و همواري به رنگ‌هاي روشن را به وجود مي‌آورند.(نگاهي به جغرافياي طبيعي استان كرمان)
در هر صورت آنچه از تعاريف برمي آيد، اين است كه دق به زمين‌هاي سخت، كوبيده شده، برآمده و در عين حال صيقلي گفته مي شود كه براحتي كنده نمي شود و علف و گياهي هم در آن نمي رويد.
درواقع دق، پايين ترين سطح يك منطقه بياباني و كويري است كه رسوب آبرفتها و سيلابهاي منشعب از نقاط مرتفع اطراف در آن جمع و بر اثر تبخير و وزش باد بر سطح آن، به قطعات مشبك داراي سطوح مقطع برآمده و سخت تبديل مي شود.
دق در بعضي جاها مانند دق سرخ انارك فاقد شوري و در بعضي جاها مانند
كوير دق سرخ اردستان قليايي است.
رنگ دق ها هم با يكديگر تفاوت دارد مثل همين دق سرخ كه مايل به رنگ اخرايي است و دق كبوترخان كرمان يا دق بانو انارك كه روشن و خاكستري است.
شكل هندسي و اندازه اشكال مشبك دق ها نيز بر حسب نوع رسوبات و خاك آنها با يكديگر فرق دارد.
در حرير شنزار كوير بخصوص هنگام بدمستي باد مي توان هنر لطيف طبيعت را در خلق آفرينه ها و خط خطي هاي موزونش بر روي سطح ريزدانه هاي جواهرآساي شني ديد و بر فراز سينوس شنهايش از اينسو به آنسو غلتيد و به نرمي بر شيب سرسره ي تلماسه هاش لغزيد و سپس در قفاي مسير طي شده، رد پاي خود را بوضوح و دقت جاي اثر انگشت ديد.
اما در دق كه در نقاط پست مناطق كويري و بياباني تشكيل مي شود، انگار زمين عمدا مي خواهد چهره عبوس و زمختش را به وجهي معكوس به رخ بكشد تا در كنار جلد ژله اي و روكش لطيف اطلسي اش(رمل)، شدت پوست كلفتي و انعطاف ناپذيرش را هم نشان بدهد و با نمايشي توام از اوج نرمي و سختي، بازيگوشي و رنديش را در هنرواره آميزه اضدادش ثابت كند.
در دق برخلاف ريتم منعطف و صاف ماسه زار كوير، زمين آنقدر سفت، چاك چاك و برجسته و برآمده است كه هر رهنوردي، مي تواند تمام خلل و فرج زير پايش را كاملا حس كند.
اين زمين آنچنان محكم و سفت و پرجنم است كه حتي هواپيماهاي غول آسا هم مي توانند در آن فرود آيند كه نمونه اش عمليات ناموفق آزادسازي گروگان هاي آمريكايي به كمك نيروي ارتش اين كشور است كه از دق هاي اطراف طبس بعنوان باند فرودگاه استفاده شده بود.(سلوتي، بابانيانوري، ص۲۳)
من امروز اينجا در گستره دق سرخ (dagh-sorkh) جايي در۱۹۰ كيلومتري شمال شرق شهرستان نايينم در حالي كه زير پايم از چينش پازل هاي صيقلي از جنس خاك رس، يكدست قلمبه سلمبه است، پازل هايي شبيه قطعات سنگ فرش خيابان هاي قديمي اما با رنگ و لعاب مسي.
دق اينجا به نمدي سرخ مي ماند كه پاي باد و باران و دماي هواي طبيعت كويري ، آنقدر آن را ورماليده و درهم تنيده كه حسابي سفت و سخت و زمخت شده است.
دق سرخ انارك در پنج قطعه كوچك و بزرگ از۵۰ هكتار تا دو هزار هكتار و در مجموع با وسعت حدود هشت هزار هكتار در۵۰ كيلومتري شرق نايين قرار دارد.
وسعت دق هاي شهرستان نايين از جمله دق هاي سرخ، آشتيان و بانو به۱۰ هزار هكتار برآورد مي شود.
البته غير از دق سرخ انارك واقع در شهرستان نايين، دق بزرگتر ديگري هم وجود دارد كه از قضا نامش نيز شبيه همين جاست با اين فرق كه آن راكوير دق سرخ اردستان يا زواره مي خوانند كه وسعتش حدود۶۳۹ كيلومترمربع(با عرض تقريبي۲۳ و طول ۲۷.۵ كيلومتر)است با زميني شور و اشكالي هندسي به ريخت گل كلمي و چندضلعي‌ كه خود چندضلعي هايش هم به سه نوع كاسه اي، گمبدي و دروازه اي تقسيم مي شوند.
دقي كه گذر امروزم به آنجا افتاده، يعني دق سرخ انارك خود شامل پنج قطعه است كه من تنها در باره مشاهداتم از يكي از آنها دارم قلم مي زنم و از حال آن چهار تاي ديگر بي خبرم، هر چند كه ظاهرا تفاوت چنداني با هم ندارند.
در منتهي اليه شرق دق اينجا كه زمينش به سرخ اخرايي مي زند، كوه بند انارك قرار دارد و در غربش ارتفاعات شيركوه يا كوه زرد.
شمال دق سرخ نيز به منطقه شكار ممنوع كوه بزرگي (ملاهادي) انارك مي رسد و جنوب غربش به منطقه حفاظت شده كهياز و جنوب و جنوب شرقش به دشت و نواحي كوهستاني روستاهاي سهيل و سپرو.
در مجاور دق سرخ بدليل غني بودن سفره هاي آب زير زميني، مزارع سرسبزي هم وجود دارد.
يك خط آهن شرقي – غربي در موازات بستر دق سرخ كشيده شده كه هرازگاه قطاري مانند ماري تيره گون از بيخ گوشش بيرون مي خزد و به راهش مي رود و با نفير سرفه هايش و نعره سوت هايش، آرامش دق را برهم مي زند.
در وسط اين بخش دق، يك چاه پلمپ شده هم وجود دارد كه همراهانم، آن را چاه نفت مي خوانند، گرچه ريختش اصلا به چاه نفت نمي خورد اما اگر راستش را بخواهيد اين سرزمين مادري پرگوهرمان، آنقدر ما را به داشتن همه نعمات خدادادي عادت داده است كه اگر همين الان هم از همين دق ناخن خشكش، درياي الماس هم بيرون بريزد، دور از انتظار نيست، گرچه بعد از مراجعتم از كوير،
حسين اكبري رييس محيط زيست نايين، اين ادعاي نفتي را بكل رد كرد و گفت: چون در اين خطه سطح آبهاي تحت الارضي بالاست، تعدادي چاه براي كار كشاورزي حفر شده اما در برخي از آنها پلمپ شده كه اين هم يكي از آنهاست.
در سيرواسير گستره چشم اندازم، افق جنوب دق سرخ به آغاز خط زلال بركه يا آبگيري مي ماند كه هي در پيش چشمم بالا و پايين مي رود.اولش باورم نمي شود، آخر چطور ممكن است در دل تفته كوير، طراوت دريا را ديد، پس بي اختيار و با كمي ترديد بسويش قدم برمي دارم اما هرچه مي روم، درجا مي زنم، انگار از آب و آبگير خبري نيست، بازهم كمي ديگر جلو مي روم و بازهم پيشتر و پيشتر، اما، نه، انگار ول معطلم.
خوب نبايد هم غير از اين انتظاري داشته باشم، انگار طبيعت پرحوصله و رند دشت كوير، حسابي مرا دست انداخته است، چون در منتهاي ديدرسم، خط سرابي پيش چشمم گشوده و با نشان دادن در باغ سبز اغواگرش، مرا به بازي گرفته است.
با اين حال از دستش آزرده نمي شوم، چون حتي پنداره اغواي زلال سرابش وقتي با لعاب لعلگون دقش درهم مي آميزد، منظره ي دلفريبي را در پيش چشم زيبايي طلبم مي گشايد.
اگر مي خواهيد ته حرفم را بفهميد كافي است رخسار عروس ملوس لاله گوني را در پيش چشمتان مجسم كنيد كه نواري از توري سفيد را بر فرق سرش آراسته اند.
البته شهرستان نايين دق هاي ديگري هم دارد: يكي دق آشتيان و ديگري دق بانو.
دق آشتيان با ابعاد دو در سه كيلومترش در جوار تلماسه هاي ريگ جن واقع است.
اگر شش كيلومتر به سمت غرب چوپانان برويد در حالي كه۱۶۰ كيلومتر از شمال شرق نايين دور افتاده باشيد به همين دق مي رسيد، به دق آشتيان كه نامش نيز برگرفته از يك روستاست به همين نام در همين جا.
رسوبات زمين دق ها اغلب از جنس رس، شيل و مارن است و جنس زمين دق آشتيان از جنس دق سرخ است، يعني خاك رس با همان رنگ و رخساره.
دق آشتيان در نوع خود كم نظير بحساب مي آيد چون دشت سرخي است در حصار تپه ماهورهاي مرتفع ريگ جن با چشم اندازهاي بسيار بديع و دلنواز.
اين دق در فصل پاييز و زمستان و در صورت وجود بارش هاي رگباري و ايجاد سيلاب، به آبگيري تبديل مي شود كه بصورت موقت پذيراي پرندگان مهاجر است.
تاغزارهاي پيرامون دق آشتيان محل زندگي گونه هاي بسيار با ارزشي مانند هوبره ، گربه شني، انواع دوپا مثل موش پامسواكي، روباه شني و معمولي، كاركال و انواع پرندگان و خزندگان خشكزي است.
بطوركلي دق ها را معمولا بر حسب رنگ و لعاب، جنس خاك يا قرابت مختصات محلي آنها نامگذاري مي كنند، مثل دق سرخ كه رنگش به سرخي مي زند يا دق آشتيان كه نام روستاي همجوار با آن است.
اما برخي دق ها هم وجود دارند كه از اسمشان نمي توان به باطنشان پي برد مثل دق بانو كه برخلاف تصور، منتسب به يك زن نيست بلكه منتسب به شخصي به نام محمدرضا بانو اهل انارك است كه در جريان يك درگيري در اين شهر كشته شده و نام اين دق و يك آب آنبار احداثي در آن را به نام وي نامگذاري كرده اند.
همچنين است دق سياه كوه انارك كه برخلاف اسمش، دقي است با روكش سفيد قليائي عين دق تيوك(عروس).
از دق هاي حوزه شهرستان خور و بيابانك مي توان از دق ملا، دق يه برزي، دق ميرزا، دق حجت آباد نيز نام برد.
البته اغلب اينها، دق هاي كوچكي است كه در مناطق مختلف كويري و بياباني حوزه شهرستان هاي نايين و خور و بيابانك پراكنده اند اما اگر بخواهيد بدانيد بزرگترين و مهمترين دق هاي كشور كدامند بايد از دق كبوترخان بين كرمان و رفسنجان، دق پترگان در ۱۳۵كيومتري قائنات و دق سرخ در شمال شهر اردستان نام ببرم.
درهر حال، هميشه چنته كوير براي شگفت زده كردن آدم پر است، حتي اگر دهها بارهم به آنجا رفته باشيد بازهم هميشه در واداي اسرارآميزش چيزي براي برانگيختن اعجابتان، رويش حس زيبايي طلبتان و در فرجام، بردن ره توشه اي و خاطره اي به ياد ماندني از آن با خود خواهيد يافت، عين بردن سوغاتي سبز از دقي سرخ.
منابع:
۱- سايت تبيان- ريشه نام جندق- ۲۹/۵/۹۱
۲- عباسي، حميد، تعاريف پايه از دق (دغ) و كوير، سايت كوه ها و بيابان هاي ايران
۳- نگاهي به جغرافياي طبيعي استان كرمان، سايت انجمن علمي و گروه آموزشي جغرافياي استان كرمان
۴- سلوتي، ساسان، بابانيانوري، معصومه، بيابان گردي در ايران، پاييز??، انتشارات ايرانشناسي، چاپ اول

از: محمدرضا شكراللهي
ایرنا /  کدخبر : 80711745(3386665) / تاریخ مخابره : ۱۳۹۲/۰۴/۰۴ / زمان مخابره : ۱۱:۲۷
سرویس خبر : فرهنگی- میراث فرهنگی و گردشگری- استانها- فرهنگی


پسته کاری در720 هكتار از زمین های شهرستان نایین
مدیر جهاد كشاورزی نایین از پسته کاری در 720 هکتار از زمین های این شهرستان خبر داد و گفت: كه 300هكتار آن در زمان حاضر بارور بوده و بقیه نهال است.
به گزارش خبرنگارباشگاه خبرنگاران اصفهان احمد رضا باقریان' امروزدر حاشیه كارگاه آموزشی ترویجی پیوند درختان پسته در نایین، اظهار داشت: از 320 هكتار طرح توسعه باغات پسته این شهرستان در منطقه 'دق سرخ 'كه از چهارسال قبل آغاز شده، حدود یكصد هكتار در سال جاری به مرحله پیوند زدن رسید.
وی افزود: در راستای افزایش بهبود و افزایش عملكرد محصول تولیدی پسته، درختان آن را در سال چهارم كاشت پیوند می زنند كه در صورت موفقیت پیوندها، از سال هفتم به بعد باردهی اقتصادی آن شروع می شود.
وی افزود:بیشتر رقم مورد استفاده در پیوند درختان در منطقه دق سرخ، رقم پسته 'اكبری' است كه در مجموع در شهرستان رقم های 'احمدآقایی'، 'فندقی' و 'خیابانی 'نیز كشت می شود.
در این كارگاه كه با هماهنگی واحدهای باغبانی و اداره آموزش و ترویج این مدیریت و شركت حامیان كشاورزی نایین در منطقه' دق سرخ 'برگزار شد، گروهی از باغداران پسته شهرستان شركت كردند.
شركت كنندگان در این دوره آموزشی یكروزه، علاوه بر كسب اطلاعات از مراحل پیوند زنی درختان پسته، از منطقه 'دق سرخ انارك 'در 80كیلومتری شرق شهرستان نایین نیز دیدن كردند./س
باشگاه خبرنگاران  /  کد خبر:۳۹۹۰۹۴۰  /  تاریخ انتشار: ۲۷ خرداد ۱۳۹۱ - ۱۲:۳۶  /  اصفهان/


برداشت گندم از 500 هکتار از زمین های شهرستان نایین اصفهان
مدیر جهاد كشاورزی نایین از پیش بینی برداشت دو هزار تن گندم از مزارع كویری 'دق سرخ انارك' و 'چوپانان ' این شهرستان خبر داد.
'احمد رضا باقریان 'در گفتگو با خبرنگارباشگاه خبرنگاران اصفهان افزود: برداشت گندم از دهه دوم خرداد ماه از كشتزارهای این مناطق آغاز شده است.
وی گفت: دو دستگاه كمباین نیز در كار برداشت مكانیزه گندم در این شهرستان فعال است.
باقریان اضافه كرد: سطح زیر كشت گندم در این شهرستان 500هكتار و متوسط عملكرد این محصول چهار تن در هكتار است.
وی گفت: از سال 84 تاكنون بذر رقم 'بم' برای افزایش بهره وری از منابع آب و خاك به زارعان این شهرستان معرفی شد كه از مزایای آن نسبت به ارقام محلی و 'روشن'، سازگاری به شوری و خشكی و مقاومت به ریزش و خوابیدگی و همچنین افزایش عملكرد در واحد سطح و كیفیت نانوایی بهتر است.
در سال جاری نرخ تضمینی خرید هر كیلوگرم گندم مازاد بر نیاز كشاورزان، چهار هزار و200 ریال اعلام شده استب/.
باشگاه خبرنگاران  /  کد خبر:۳۹۷۸۸۵۰  /  تاریخ انتشار: ۱۶ خرداد ۱۳۹۱ - ۱۰:۴۵  /  اصفهان/

جمعه, 29 فروردين 1393 10:51
  • 1- گازگشی
  • 2- تکمیل لوله کشی آب
  • 3- حل مشکلات کارآفرینان
  • 4- بهره برداری از معادن
  • 5- ایجاد فرهنگسرا در محیط رباط و محیطی مناسب برای فعالیت جوانان و خانم ها
  • 6- ایجاد جو مناسب برای گوش دادن به حرف حساب
  • 7- آسفالت راه عبور به مزارع در جاده گردنه زنجیرگاه
جمعه, 29 فروردين 1393 10:35

- کان ها
- انارک پس از جنگ جهانی دوم
- طرز بهره برداری از معادن انارک
- کانی هایی با نام ایرانی
- معدن سرب نخلك
- آكواریوم معدنی كشور
- قانون امتیاز انحصاری استخراج انتیمون انارک نایین به شرکت مختلط شونمان و شرکاء اصفهان


کان ها: انارک از معادن زیر زمینی فراوان و نیز معادن سنگ (مانند سنگ صورتی انارک) بهره مند گردیده که می توان به معدن مس مسکنی (واقع در 30 کیلومتری باختر انارک)، معدن مس تال مسی (واقع در 35 کیلومتری شمال باختری انارک)، معدن سرب نخلک (واقع در 55 کیلومتری شمال خاوری انارک در کوه قلعه بزرگ)، معدن سرب چاه خربزه (واقع در 30 کیلومتری شمال خاوری انارک)، معدن آهن خالو حیدر (واقع در 15 کیلومتری شمال انارک)، معدن آهن بته علم (در 30 کیلومتری شمال انارک)، معدن منگنز (واقع در دامنه باختری کوه باباخالد) و معادن مس باقرق، مس تلخه، مس چاه خونی، نیکل چاه شوره، سرب چاه میله، مس سبرز، مس و طلای کال کافی، مس کوه یزرگی، مس کپه حلوانی، مس ونیکل گودمراد، مس و نیکل چشمه کریم، مس کن مس، مس چاه پلنگ، مس وطلای خونی، مس قبله، مس تنوره، مس پوزه، مس قنده هاری، سرب مرغه، سرب چاه معلا، سرب و طلای ریزآب دم، سرب دم سفید، آهن خواروبوالعظیم، سرب و زغال سنگ سیاه کوه، آهن چاه سفید، آهن خالوحیدر، آهن بوته اسماعیلان، آهن فالگاه، سرب خومو، سرب گودر، سرب بزکش، سرب سوزابه، زاج چاه لقه، کرومیت دم عبدوله، زاج گردنه زاغاب، فیروزه و آهن چفت چغو، گوگرد معلا، گوگرد سنگ آب، گوگرد آفتاب رو، آنتیموان و طلای پتیار، ترکمانی و ... اشاره کرد.


کتاب "فرهنگ تاریخ نائین" (جلد سوم تاریخ نائین) نوشته سید عبدالحجه بلاغی (چاپخانه مظاهری - تهران) در 1369 ه.ق. صفخات 31و 32
نائین در سال 1327 به مساعی آقای دکتر طبا وکیل نائین شهریت یافت. نائین دارای سه مرکز است و دهات آن به قرار ذیل است:
الف: انارک، دارای ده ده است: 1- انارک  2- اسمعیلان  3- پیوک  4- چاه گربه  5- حاجی باقر  6- حاجی مهدی  7- عشین  8- عبدالکافی  9- علم حاجی باقر  10- معلا
(تبصره: انارک در پانزده فرسنگی سمت شرقی نائین در پای کوهی است، آبش بسیار کم و کفاف اهالی را نمی دهد. انارک در سابق به واسطه اینکه حمل مال التجاره با شتر رواج بود، آباد بود. بعدها در زمان حسین کاشی - یاغی معروف که انارک را غارت نمود - اهالی آن دربدر شدند و قسمت مهمی از اهالی آنجا به شاهرود رفته و در آن شهر محله ای مخصوص از انارکی های متواری تشکیل شد.)
انارک که در اواخر قاجاریه بسیار خلوت شده بود در دوره سلطنت اعلیحضرت فقید (رضا شاه) که توجهی نسبت به کانها (معادن) به عمل آمد به مناسبت معادن سرب و مس و آنتیموان و غیره که در کوه های اطرافش موجود است مطمح نظر شده و روز به روز آباد شد و قبل از شهریور 1320 نزدیک بود شهری صنعتی بشود ولی در اثر پیش آمد شهریور و رفتن مهندسین آلمانی از آنجا کارگران که تعداد آنها بالغ بر سه هزار نفر بودند به پانصد نفر تنزل یافت
معادن باغ قرق، تل مسی، مسکنی، نخلک، سبرز، چاه سفید، گودمراد در آنجا مشهورند..
اهالی انارک در حدود سه هزار نفرند که اعرف آنها میرزا سیدمحمد صدرالسادات انارکی و سیدعبدالکریم برادر ایشان که زمانی نماینده مجلس بود و میرمهدیخان پسر صدرالسادات و غیره می باشند که به بازرگانی اشتغال دارند.
ب- جندق و بیابانک که دارای 22 ده است:  ...
ج- شهر نائین که دارای 239 ده است: ...
جمعیت نائین: طبق سرشماری 6 مرداد ماه 1320 شمسی 1718 خانوار است به شرح ذیل: 3081 مرد و 3709 زن جمع 6790 نفر.


طرز بهره برداری از معادن انارک
در نطق 11 مهرماه 1333 آقای دکتر پیرنیا نماینده مجلس شورای ملی آمده بود:
منطقه انارک یک منطقه فوق العاده بی آبی است و در آن جا به هیچ وجه وسیله کشاورزی موجود نیست. مردم انارک ناچارند به وسیله بهره برداری از معدن امرار معاش بکنند و معاششان را به این وسیله تأمین کنند به طوری که بهره برداری از معادن در منطقه انارک همان موقعیتی را که مثلاً برنج یا چای برای گیلان دارد یا فرض بفرمائید خرما برای خوزستان دارد همان وضعیت را در اقتصاد آن منطقه وضع بهره برداری از معادن دارد.
بنابراین همان طور که نمی شود مردم گیلان را از بهره برداری برنج و چای محروم کرد و این کار را به دست دولت داد، نمی شود مردم انارک را از بهره برداری از معدن محروم کرد و این کار را از آنها منتزع کرد و داد به دست دولت.
منتها کار بهره برداری از معادن در مقایسه اش با کار کشاورزی دو اشکال بزرگ دارد: اولاً اشکالش این است که در موقع بهره برداری از معادن تقسیم معادن به قطعات کوچک تر میسّر نیست همان طوری که در کشاورزی میسر است و بنابراین ناچارند که یک شرکت سهامی تشکیل بدهند و همه اهل محل و همه شرکت های بهره برداری در این کار شریک می شوند.
به علاوه اشکال دیگری که دارد این است که بهره برداری از معادن از لحاظ فنّی خیلی مشکل تر از بهره برداری از آب و خاک کشاورزی است و احتیاج به اطلاعات فنی یعنی احتیاج بیشتری به کمک دولت دارد و بنابراین دولت باید در این کار مداخله داشته باشد و نظارت کند. به همین جهت ... یک شرکتی تأسیس بشود که %25 سهامش متعلق به دولت باشد و %75 سهامش تقسیم بشود بین شرکت هائی که بهره برداری می کنند و بین مردم حتی کارگرانی که در معدن انارک کار می کنند شریک بشوند و سهیم باشند.


کانی هایی با نام ایرانی   /     (برگرفته از ویکی پدیا fa.wikipedia.org/wiki/کانی)
بیرونیت (Birunite): سیلیکات کلسیم و کربنات کلسیم آب‌دار.این کانی در سال ۱۹۵۷ میلادی کشف و به افتخار دانشمند ایرانی، ابوریحان بیرونی نام‌گذاری شد تا بزرگداشتی بر پژوهش‌های وی درباره کانی‌ها و سنگ‌ها باشد.
آویسنیت (Avicennite): اکسید تالیم و آهن. این کانی در سال ۱۹۵۸ میلادی کشف شد و به افتخار دانشمندایرانی، پورسینا، نام‌گذاری شد. پورسینا نخستین طبقه‌بندی کانی‌ها را در کتاب شفا آورده‌است.

تالمسیت (Talmessite): آرسنات آب‌دار کلسیم، منیزیم و باریم. این کانی را باریان و هرپن در سال ۱۹۶۰ در معدن قدیمی تالمسی در کنار روستایی به همین نام در انارک (استان اصفهان) کشف کردند و نام این معدن را بر آن گذاشتند. این کانی ویژگی فلوئورسان دارد و رنگ آن بی‌رنگ تا سبز می‌شود.

ایرانیت (Iranite): کرومات سرب آب‌دار. این کانی را باریان و هرپن در سال ۱۹۶۳ در یکی از معدن‌های قدیمی سبرز در شمال غربی انارک کشف کردند و نام ایرانیت را بر آن نهادند. این کانی زرد زعفرانی و دارای جلای شیشه‌ای، در پیرامون نایبندان نیز یافت می‌شود.
خونیت (Khuniite): کرومات سرب، روی و مس. این کانی را ادیب و اتمان در سال ۱۹۷۰ میلادی در معدن قدیمی خونی در شمال انارک کشف کردند. این کانی، به کانی ایرانیت شباهت زیادی دارد، اما رنگ زرد آن به قهوه‌ای گرایش دارد.
انارکیت (Anarakite):  کلریدِ بازیِ روی و مس. این کانی را ادیب و اتمان در سال ۱۹۷۲ در انارک کشف کردند و نام همین بخش را بر این کانی سبز رنگ نهادند.

خادمیت (Khademite): سولفاتِ بازی و آب‌دار آلومینیوم. این کانی را باریان، برتلون و صدرزاده در ساغند یزد کشف کردند و به افتخار نصرالله خادم، ریاست آن زمان سازمان زمین‌شناسی ایران، نام‌گذاری کردند.

 


معدن سرب نخلك
در ايران دورۀ هخامنشى سه معدن فعال شناسايى شده، معدن آهن نى ريز، معدن طلاى قلعه زرى بيرجند، معدن نقره و سرب نخلک که آزمایش رادیو کربن 14 روی آثار آتشکده این معدن تاریخی فراتر از 2500 سال قدمت را نشان می دهد. بعلاوه وجود یك كارونسرای مخروبه قدیمی می تواند مبین عبور یك راه ارتباطی از جنوب شرقی معدن باشد.
تعداد زیادی آثار كارهای قدیمی، ابزار سنگی و وسایل ساخته شده از آهن خام كه در این ناحیه یافت شده موید این نظر است. قدمت این كارها كه عمق 125 متری (نزدیك سطح آب) دیده شده حدود 2000 سال حدس زده می شود.
در سال 1332 به شركت سهامی كل معادن و ذوب فلزات ایران واگذار گردیده است، با كمك یك كوره ابتدائی كه بوسیله هیزم گرم می شده به ذوب سرب نیز مبادرت می ورزیده اند.
تولید اصلی معدن نخلک كنسانتره سرب با عیار 55% می باشد. مواد معدنی استخراجی حاوی کانیهای گالن یا سولفور سرب و سروزیت یا کربنات سرب می باشد. مواد معدنی از کارگاههای استخراج از عمق 200 متری زمین استخراج شده و توسط اسکیپ به سطح زمین منتقل می شود. استخراج ماده معدنی با عیار 7% می باشد. تولید کارخانه مجتمع کنسانتره می باشد.
سابقه راه اندازی کارخانه فرآوری این معدن به سال 1335 می‌رسد و می‌توان از آن به عنوان نخستین کارخانه فرآوری مواد معدنی ایران نام برد. در روش فرآوری قدیمی کارخانه کانسنگ استخراجی پس از سنگجوری، توسط سنگ شکنهای چکشی خرد شده و سپس توسط میز لرزان عملیات فرآوری انجام می شد. در نهایت کنسانتره حاصل جهت تسویه به کوره معدن ارسال می شد ولی بدلیل آلایندگی زیاد، این روش کنار گذاشته شد.
در مدار جدید فرآوری که طراحی و نصب آن توسط یک شرکت فرانسوی انجام شد کانسنگ استخراجی پس از خردایش در واحد سنگ شکنی فکی و مخروطی تا ابعاد زیر 1 سانتیمتر، به میز لرزان منتقل می شود. کنسانتره میز دارای عیار 50 درصد می باشد و بعنوان محصول نهایی به فروش می رسد.
سپس باطله میز لرزان به بخش جیگ منتقل شده و در این بخش در چند مرحله (رافر، کلینر و رمق گیر) کنسانتره قابل قبول بدست می آید. محصول میانی جیگ نیز پس از نرم شدن در آسیا به واحد فلوتاسیون منتقل می شود. در این کارخانه دو کنسانتره از بخش جیگ و فلوتاسیون بدست می آید و در مقابل دو نوع باطله دانه درشت و دانه ریز حاصل می شود که این باطله ها در دو بخش مجزا انباشته می شوند. کنسانتره نهایی دارای عیار 63 درصد سرب و حدود ppm 700- 600 نقره می باشد.
این معدن در حال تبدیل شدن به نخستین موزه معادن ایران است و عملیات اجرایی این کار نیز آغاز شده‌است.


بلانیان: انارك به دلیل این كه یكی قدیمی ترین مناطق كشف و استخراج كانی های فلزی در جهان می باشد، به "آكواریوم معدنی كشور" مشهور شده است.
رییس اداره صنایع نایین در گفتگو با خبرنگار نایین نیوز گفت: گذشته، حال و آینده صنعت و معدن در بخش انارك به هم گره خورده است و ازهم جدا شدنی نیست.
"عباس بلانیان" افزود: کمتر کسی از زنان و مردان تلاشگر این خطه کویری را می توان یافت که در معدنکاری تجربه ای نداشته باشد. وی ادامه داد: قدیمی ترین مدرسه تخصصی معدن در کشور ایران در نخلک ایجاد شده است. بلانیان افزود: شواهد و مدارک باستان شناسی این نکته را تأیید می کند که انارک جزو قدیمی ترین مناطق کشف و استخراج کانی های فلزی در جهان بوده.
وی تصریح کرد: مجتمع معدنی "سرب نخلک" یکی از معادن انارک است که بیش از دو هزار سال قدمت دارد و در 46کیلومتری شمال شرق انارک و در حاشیه کویر مرکزی قرار دارد. رییس اداره صنایع انارک افزود: به گفته کارشناسان، انارک در زمان ساسانیان ناحیه ای بر سر راه معدن نخلک بوده که پس از متروک شدن نخلک، آن ناحیه نیز به شهری ارتباطی میان جنوب و مرکز ایران تبدیل شده است.
همچنین ادامه داد: در نخلک "آتشگاه"، "چهارطاقی" و "بقایایی از یک آبادی متعلق به معدنچیان دوره ساسانی" بر جای مانده است که نشان می دهد در این منطقه از روزگاران باستان، تأسیسات معدن وجود داشته است. بلانیان خاطر نشان کرد: اقتصاد شهر انارک به معدن وابسته است به طوری که معادن "سرب نخلک"، "مس طالمسی"، "مس مسکنی"، "سرب سیاه کوه" و "طلای خونی" از مهمترین معادن حوزه انارک به شمار می آیند.
وی یادآور شد: سال 1308، شمش های سرب ۳۰ کیلوگرمی را در این معدن تولید و با شتر به انارک منتقل می کردند. بلانیان افزود: با توجه به قدمت نخلک و زیر زمینی بودن آن، این خطه به عنوان موزه معدنی کشور شناخته می شود و عملیات اجرایی موزه با تخصیص ۱۰میلیارد ریال اعتبار درحال انجام است که اکنون بیش از ۲۰۰نفر به طور مستقیم در معدن سرب نخلک اشتغال دارند.
دیگر معادن و کارخانه های انارک
وی با ذکر معادن انارک بیان نمود: معدن طالمسی در ۳۴کیلومتری غرب انارک سالهاست که به دلیل ذخیره کم مس تعطیل می باشد. همچنین معدن طلای خونی در جنوب شرقی و 53 کیلومتری شهر انارک قرار گرفته و فعالیت آن در ابتدای راه است. از دیگر معادن انارک می توان به "مس مسکنی"، "چاه خربزه"، "آهن خالو حیدر"، "آهن بته علم" و "معدن منگنز" اشاره کرد.
وی همچنین از بهره برداری از کارخانه تولید "پودر میکرونیزه معدنی" با سرمایه ی بالغ بر ۳۰میلیارد ریال و اشتغال مستقیم ۶۰نفر در ناحیه صنعتی انارک خبر داد و گفت: این کارخانه از واحدهای فعال بخش خصوصی است. وی با اشاره به یکی دیگر از واحدهای صنعتی فعال در بخش معدن در انارک افزود: واحد سیمان ویژه با ۸۵۰میلیارد ریال اعتبار و اشتغال مستقیم ۳۰۰نفر و صنایع جانبی از جمله پاکت سازی با ۸۰میلیارد ریال اعتبار و اشتغال ۷۰نفر از جمله پروژه های بزرگ در حال احداث بخش خصوصی در منطقه است.
بلانیان تأکید کرد: با بهره برداری از این واحد تولیدی، اقتصاد منطقه انارک دگرگون خواهد شد. وی در پایان گفت: شهر انارک که از دیرباز مهد تمدن کهن صنعت ذوب فلز ایران لقب داشته و امروز نیز به دلیل تنوع و تکثیر معادن موجود، در انتظار پویایی و امید به توسعه بر اساس صنایع مبتنی بر فرآوری معادن منطقه لحظه شماری می کند.
لازم بذکر است، انارک در شرق استان اصفهان و در دل کویر واقع شده‌ و با وسعت بالغ بر 18هزار کیلومترمربع، بزرگترین بخش از نظر وسعت و کم جمعیت‌ترین بخش استان است. این بخش دارای یکی از زیباترین آسمانهای شب و منطقه‌ای بسیار جذاب و مناسب برای کویرنوردی است. اهالی محل به انارک "ناروسینه" (narossineh) می گویند که به معنی انارستان است + 1388/8/15


قانون امتیاز انحصاری استخراج انتیمون انارک نایین به شرکت مختلط شونمان و شرکاء اصفهان
‌‌مصوب 28 مهر ماه 1311 شمسی مجلس شورای ملی
‌ماده اول - مجلس شورای ملی به اداره کل صناعت اجازه می‌دهد امتیاز انحصاری استخراج انتیمون را در خاک انارک واقعه در نایین از تاریخ‌تصویب این قانون به مدت بیست و پنج سال به شرکت مختلط سهامی تجارتی و مهندسی شونمان و شرکاء اصفهان مطابق مواد ذیل واگذار نماید.
‌ماده دوم - شرکت صاحب امتیاز مکلف است در ظرف هیجده ماه از تاریخ تصویب این قانون نقشه حوزه امتیاز را برداشته نقاط مورد استفاده و‌استخراج را تعیین و به اداره کل صناعت تقدیم دارد - هر گاه در حوزه امتیاز (‌خاک انارک) سوای نقاط معینه در نقشه مزبوره در آتیه کشف انتیمون شود‌این نقاط معدنی از مورد امتیاز خارج است مواد معدنی دیگر نیز که ممکن است در ضمن استخراج انتیمون در حوزه امتیاز به دست بیاید جزو این امتیاز‌نیست.
‌ماده سوم - صاحب امتیاز مکلف است از تاریخ شروع به استخراج سالی دو تن انتیمون فلزی صنعتی در تهران به دولت تحویل دهد علاوه بر مقادیر‌مزبوره صدی پنج از کل مواد مستخرجه متعلق به دولت است که صاحب امتیاز در سر معدن جنساً و یا قیمتاً به انتخاب دولت هر سال تحویل خواهد‌داد.
‌ماده چهارم - از کلیه ماشین آلات مربوطه این امتیاز فقط عوارضی اخذ خواهد شد که در تاریخ تصویب این قانون معمول است و اخذ می‌شود.
‌ماده پنجم - صاحب امتیاز برای احتیاجات خود راجع به این امتیاز می‌تواند ابنیه لازم در محل ساخته و ماشینها را نصب کند - دکوویل و راه شوسه‌فرعی جهت حمل مواد مستخرجه دایر نماید ولی در اراضی اشخاص مکلف است رضایت صاحبان اراضی را جلب کند پس از انقضای مدت بیست و‌پنج سال تمام ماشین آلات و دکوویل و راه و سایر دارایی غیرمنقول صاحب امتیاز که مربوط به استخراج است مجاناً متعلق به دولت خواهد شد.
‌ماده ششم - پس از انقضای مدت امتیاز اگر دولت خواست استخراج معادن مورد امتیاز را به کسی واگذار نماید در صورت تمایل دولت و تساوی‌شروط صاحب امتیاز حق تقدم خواهد داشت.
‌ماده هفتم - هر گاه صاحب امتیاز در ظرف دو سال و نیم از تاریخ تصویب این قانون آنتیمون استخراج ننماید و یا در طول مدت امتیاز بر خ/>‌ماده هشتم - دولت در پیشرفت کار صاحب امتیاز در حدود قوانین مملکتی مساعدتهای ممکنه را به عمل خواهد آورد.
‌ماده نهم - صاحب امتیاز موظف است در ظرف دو سال از تاریخ تصویب این قانون کوره‌های کوچک برای ذوب آهن و تفکیک مواد انتیمون در‌محل نصب نماید و در صورتی که از تأسیس کوره‌های ذوب آهن منصرف شوند این امتیاز ملغی و کلیه ماشین آلات و تأسیساتی که تا آن تاریخ نموده‌اند‌مجاناً به دولت تعلق خواهد داشت.
‌ماده دهم - صاحب امتیاز نمی‌تواند امتیاز مذکور را به دیگری انتقال دهد.
‌این قانون که مشتمل بر ده ماده است در جلسه بیست و هشتم مهر ماه یک هزار و سیصد و یازده شمسی به تصویب مجلس شورای ملی رسید.
‌رییس مجلس شورای ملی - دادگر

جمعه, 29 فروردين 1393 10:30
سینا ایرانپور انارکی (جام جم 3/6/87)

انگشت را می گذاریم وسط نقشه ایران، اینجا کویر است، اینجا آسمان آبی آبی است، اینجا انارک است. شهری که به طول 53 درجه و 41 دقیقه و 45 و 82 صدم ثانیه شرقی از نصف النهار گرینویچ و عرض 33 درجه و 18 دقیقه و 38 و 79 صدم شمالی از خط استوا قرار دارد، ارتفاع آن از سطح دریا 1491 متر است و در 75 کیلومتری شمال شرقی شهر فرش یعنی شهر نائین از توابع استان اصفهان و در راه اسفالته ای که از نائین به سمت شمال شرقی منشعب شده، قرار گرفته است. اینجا خاک طلاست و این شهر نمایشگاهی است از معادن فلزات مختلف در دل کویر، اینجا شهرک صنعتی نیست، اینجاشهر، شهر فرهنگ است و زمین، زمین کانی ها، اینجا نارُسینه است.

از نائین که رهسپار جاده انارک می شوی، تمام مسیر بیابانی است بدون حتی یک درخت. هیچ آبادی و روستائی نیز وجود ندارد و اینجاست که پی می بری واقعاً آب آبادانی است. نیاز به پرسش و تحقیق ندارد. درد مردمان کویر در سالیان دراز آب بوده و بس که اگر آب بود، با همت این مردمان حتی بدون حمایت دولت این سرزمین روی دیگری از خود به نمایش می گذاشت. اما از قرار، کویر باید همیشه یکرو، یکرنگ و بی ریا باقی بماند. این حقیقت کویر است، زمین و خاک و آسمان روشن.انارک در دامنه جنوب شرقی مرتفع ترین کوه منطقه یعنی دره انجیر با 2438 متر ارتفاع واقع شده است.

تابلو 5 کیلومتری انارک را نشان مي‌دهد. از اینجا که روبه‌رو را به نظاره بنشینی، هیچ گاه به ذهنت خطور هم نمي‌کند انارکی که پیش رویت است و گاه آن را روستا و ده مي‌نامند (هرچند در تقسیمات جغرافیایی  سیاسی بخش محسوب مي‌شود)‌ چیزی شبیه به یک روستا یا شهری تاریخی از کاه و گل باشد؛ تو از این فاصله تمدن را مي‌بینی، ساختمان و سوله‌های بزرگ، پمپ بنزین، کارخانه پودر سنگ و دیگر وارد انارک شده‌ای.

خیابانی را که بیشتر ادارات دولتی در آن واقع شده‌اند، ادامه مي‌دهیم. به یک سالن ورزشی مي‌رسیم که عمر زیادی از آن نمي‌گذرد. ساختمان جدید شهرداری انارک در سمت چپ و ساختمان مخابرات در سمت راست و بعد از آن تنها مدرسه راهنمایی دخترانه انارک به نام هجرت است و متصل به آن دبیرستان دخترانه شهید صمدی. سمت چپ را که بنگری راهنمایی پسرانه شهید مطهری است؛ یادآور روزهایی پرخاطره، روزهایی که قلم به دست گرفتنم بزرگ‌ترین و مهم‌ترین خاطرات آن دوران است. 

و حال پس از شاید 10 سال برای انارک یا به عبارتی نارسینه مي‌نویسم.

انارک به معنای انار کوچک و نارسینه به معنای اناری در سینه کوه است. انار نماد عشق است و این عشق بر سینه کوهی روییده که نعمت زندگی را برای مردمانی که روزگاری از کنار واهه‌ای مي‌گذشتند و شترهایشان را سیراب مي‌کردند و خود نیز آرامش جان مي‌یافتند به ارمغان آورده. انارک زاییده عشق است و عشق سبب معرفت و دوستی و مهمان نوازی و شهرتشان به فرهنگ و مردم‌داری نیز از همین عشق است. انار نماد انارک است. نماد دل پک و روشن و زلال مردمان این خطه کویری است و بي‌شک محمد پهلوان که نخستین سنگ بنای این آبادی را گذاشته، گرفتار عشق شده است. 

محمد پهلوان در زمان شاه عباس اول انارک یا نارسینه را بنیان نهاد و این خاک با دیواری بلند و با دو دروازه محکم که فقط از آن دو، یک دروازه با آثاری ناچیز باقي‌مانده، حفاظت مي‌شده است. آثاری از سه قلعه قدمی نیز باقی مانده است. یکی از آنها روی کوه اصلی قرار دارد که به سبب چشمه آبی که از آن برخوردار بوده، خانمان مردم در پناه آن شکل گرفته است. این قلعه به همت اهالی چند سال پیش مورد مرمت و بازسازی قرار گرفته است. از دیواری که انارک را در آغوش مي‌گرفته و از گزند اشرار محفوظ مي‌داشته نیز چند متری کوتاه در پشت کوه ذکر شده ماندگار است. آنچه مسلم است، شهر بسیار مورد هجوم عیاران و اشرار قرار گرفته و در عصیان و هرج و مرجی که نایب حسین کاشی و دار و دسته علی ورامینی به پا کردند مردم انارک و بخصوص نایب علی و تفنگچیان صبور بومی بسیار مقاومت کردند، اما شهر عاقبت به دست راهزنان تسخیر شد.

ساختمانهای قدیمی

از انارک و ساخت و سازهای آن سند معتبری مربوط به اوایل سلطنت ناصرالدین شاه قاجار موجود است که طی آن میرزا تقي‌خان امیرکبیر در محرم‌الحرام 1267 هجری قمری خطاب به بزرگان و ریش‌سفیدان انارک نوشته و به اهالی درباره ساخت قلعه و حصار هشدار داده و به وقایع مهم و غم‌انگیزی که در انارک رخ داده ازجمله شیوع بیماری وبا در این شهر، اشاره کرده است که این نامه مبنی بر پرداخت وجهی برای ساخت قلعه‌ای به منظور تامین امنیت محل از دستبرد راهزنان نیز است.

در ادامه مسیر، اگر از اولین میدان به سمت راست برویم، به باسابقه‌ترین مدرسه انارک یعنی دبستان فرخی مي‌رسیم که تاریخ تاسیس آن 1315 هجری شمسی است؛ دبستانی که مردان کوچک دیروزش، بزرگمردان امروز عرصه علم و صنعت هستند.

در کنار دبستان، بهداری و پس از آن شهرداری و بخشداری سابق و ساختمان بعدی دبیرستان شهید باهنر است. تا همین چند سال پیش این دبیرستان فعال بود و با 3 کلاس اول، دوم و سوم تنها در رشته تجربی اداره مي‌شد، اما متاسفانه مهاجرت‌های روزافزون و کاهش جمعیت موجبات تعطیلی این دبیرستان را فراهم کرد و دانش‌آموزان معدود انارکی را روانه خوابگاه‌های دانش‌آموزی شهرستان نائین کرد. این روند سایر مدارس را نیز تحت تاثیر قرار داد و اگر فکری اندیشه نشود و جمعیت رفته بازنگردد و تعداد دانش‌آموزان افزایش نیابد، باید منتظر تعطیلی راهنمایی و دبستان نیز بود و بي‌شک تنها راه، ایجاد اشتغال در منطقه و افزایش امکانات آموزشی و رفاهی است تا بتوان آب رفته را به جوی بازگرداند و جمعیت فعلی را حفظ و مهاجران را نیز ترغیب به بازگشت کرد که البته امری است بسیار دشوار.

به ساختمان دبیرستان که مي‌رسی، در واقع به پایان شهر انارک در قسمت جنوبی رسیده‌ای که آن طرف‌تر جاده کمربندی وجود دارد و باید گفت راه ارتباطی طریق‌الرضا(ع) است. بخش انارک به دلیل وسعت زیاد و واقع شدن در مرکز کشور بر سر چهارراه ارتباطی طریق‌الرضا(ع) و محور ترانزیتی اتصال کشورهای آسیای میانه به آبهای آزاد خلیج فارس واقع شده و در صورت توجه و توسعه و تجهیز محورهای ارتباطی بخش و عبور راه‌آهن از نظر حمل و نقل کالا و مسافر از پتانسیل فوق‌العاده‌ای برخوردار است. این جاده سبب شده تا انارک تبدیل به شهری گذری گردد و مسافران و اتوبوسران‌ها تنها برای استراحت دقایق کوتاه را در انارک بگذارنند، بدون آن که آگاه باشند در این شهر چه مي‌گذرد و چه بر آن گذشته انارک شهر توریستی نیست، ابنیه آن اندک است و مرکز تفریحی خاص و ویژه‌ای ندارد کما این که آنچه از طبیعت بکر و میراث فرهنگی در خود جای داده برنامه‌ریزی و سازماندهی خاصی برای آن صورت نگرفته و تبلیغات هم که در واقع هیچ است. بنابراین توریست‌ها و بازدیدکنندگان از شهر انارک، خود مردم انارک هستند که مقیم تهران، اصفهان، یزد و سایر شهرهای ایران شده و در ابتدای بهار و آغاز سال نو و برخی از روزهای تابستان یا فصل شکار و رویش ریواس و انغوزه که گیاهانی خودرو هستند و مصارف دارویی دارند یا از آنها رب و آش محلی تهیه مي‌شود و همین طور برای تفریح و مسافرت انارک را برمي‌گزینند و شاید انارک برای انارکي‌های مقیم سایر شهرها حکم شهرهای شمال را دارد که مردم برای مسافرت و تفریح به آنجا مي‌روند. باور نکردنی است، اما در ایام سال نو جمعیت کمتر از هزار و 500 نفری شهر انارک به یکباره به 2 تا 3 هزار نفر مي‌رسد. 
برای آنها که مزارع و دشت‌ها و محل‌های طبیعی و بکر انارک را مي‌شناسند، گریز از شهر و شهرنشینی و آرامش در پناه کوه و دشت و هوای پک انارک برتر از هر قرص مسکنی است که آرامش را به اعصاب و روان آنها بازمي‌گرداند.

تقریبا دو، سه سالی است چهره شهر تغییراتی محسوس کرده است؛ تغییراتی که ناشی از ابتکار عمل شهردار ی است. دیوارهای برخی از قسمت‌های شهر که در معرض عموم قرار دارند، با همان طرح و سبک سنتی با کاه و گل مرمت و بازسازی شده تا نمای پیشین خود را حفظ کرده باشند. از خیابان 22 بهمن اگر مسیر را مستقیم ادامه دهیم به مرکز اصلی شهر خواهیم رسید. یک میدان وسیع که البته فقط نامش میدان است؛ نه جدول کاری و نه فضای سبزی. اگر یک روز از آنجا دیدن کردید تعجب نکنید. آنجا حتی یک چراغ راهنمایی و رانندگی یا تابلویی وجود ندارد و به هر طرف که خواستید از 3 جهت که پیش رو دارید مي‌توانید وارد شوید. سمت راست خیابان بازار است که بازار انارک و اکثر فروشگاه‌ها و مغازه‌ها در همین خیابان واقع شده و روبه‌رو هم به جایگاه تولد انارک مي‌رسید. به همان اناری در سینه کوه و به همان چشمه، اینجا محله سراب است همان جایی که اولین ساختمان‌ها و خانه‌ها در آن بنا شد.

کوه پا برجاست قلعه نیز به مرمت اهالی شهر استوار است. البته درختی وجود ندارد از پایین که نگاه کنی، بافت قدیمی انارک روبه‌روی شما و در پناه کوه به شما سلام مي‌کند. نمي‌دانم چرا هرگاه به این قسمت از شهر مي‌نگرم، کسی صدایم مي‌کند؛ صدایی از سالیان دور، صدایی از دل انارک، صدایی که مي‌گوید کاش دوستم داشته باشی و من شک ندارم که این صدا را، این خاک را دوست دارم. از چشمه بگویم. اشتباه نکنید، از چشمه‌ای که جویبار آن از کوه سرازیر مي‌شود و در پایین در گردابی جمع مي‌گردد و فضایی طبیعی و دلنشین ایجاد مي‌کند چیزی نمي‌بینید. به لطف تمدن و پیشرفت، اینجا لوله‌کشی صورت گرفته و منبع ایجاد شده و شما چند شیر آب که مردم از آن برای مصرف روزانه آب بر مي‌دارند مي‌بینید. لابد ناامید شده و از خود مي‌پرسید اگر انارک این چشمه را ندارد، پس دیگر چه دارد؟ طرحی که شما در محله سراب مي‌بینید، متعلق به سالیان دور است و اتفاقی نیست که یکی، دو دهه اخیر رخ داده باشد. فکر مي‌کنید نزدیك‌ترین ساختمان و از ابتدائی ترین ساختمان‌های انارک در کنار این چشمه چیست؟ پاسخ مسجد کوچکی است به نام مسجد ذکریا. اما این مسجد با فضای محدود خود جوابگوی جمعیتی که هر روز فزونی مي‌گرفت نبود و به ناچار اهالی آن زمان دست به کار تسطیع زمین ناهموار و صخره‌ای شمال غرب چشمه شدند و از معماران و مهندسان صاحب نام یاری طلبیدند. کوره‌های آجرپزی را در گوشه و کنار آبادی به کار انداختند و ساختمان مسجد حاج محمدرضا را آغاز کردند. از قدیمي‌ترین ماخذی که درباره پیشینه انارک مي‌توان نام برد، محراب همین مسجد است که روی آن ابیاتی گچبری شده وجود داشت و تاریخ اتمام مسجد را به سال 1181 هجری قمری نشان مي‌داد. این گچبری زیبا و با ارزش را دست تغافل ابنای روزگار در اوایل 1360 شمسی به نابودی کشاند و دوستداران هنر و علاقه‌مندان به میراث ادب و فرهنگ گذشتگان را برای همیشه از لذت دیدار آن محروم کرد.

در کنار مسجد حاج محمد رضا و روبه‌روی نانوایی انارک، حمام عمومی وجود دارد که از دیگر آثار موجود در انارک است و چند سالی است دیگر مورد استفاده عموم قرار نمي‌گیرد. موزه میراث فرهنگی انارک نیز در همین مکان واقع شده و طی دو سه سال اخیر فعالیت خود را آغاز کرده است. 

میان مسجد حاج محمدرضا و حمام عمومی، پلکان وسیع و تقریبا مرتفعی وجود دارد که راه بالا رفتن از دامنه کوه و رسیدن به حسینیه انارک و بافت ساختمانی قدیم انارک را هموار مي‌سازد حسینیه انارک از دیگر بناهای تاریخی شهر مي‌باشد که دور تادور آن را رواق‌های زیبا احاطه کرده که نشیمنگاه‌های خاصی برای عزاداران به حساب مي‌آید و بالای تمام رواق‌ها و برخی رواق‌ها روی دیوارشان یک بشقاب آبی یا سفید رنگ متعلق به عهد قاجار قرار گرفته است. حسینیه تا چند سال پیش سقف نداشت و ایام محرم با چادر، همانند بسیاری از روستاهای دیگر پوشیده مي‌شد؛ اما به لطف یکی از اهالی خیر انارک هماکنون حسینیه دارای سقف و پوشش مناسبی شده است. علاوه بر مسجد حاج محمدرضا و حسینیه، انارک یک مسجد جامع نیز دارد که ظاهراً چندین سال بعد از احداث مسجد حاج محمدرضا به جهت آن که احساس مي‌شود کوچک است و متناسب با جمعیت شهر نیست در همان میدان اصلی شهر مسجد جامع بنا مي‌شود. زیارتگاه پیرمردان انارک نیز که از مرکز زیارتی و تفریحی است، با همکاری و سرمایه مردم شهر بازسازی و توسعه پیدا کرده و استراحتگاه مناسبی برای مسافران محسوب مي‌شود و از امکانات لازم مانند سرویس‌های بهداشتی، محل استراحت و... برخوردار است.

معماری انارک

همان طور که اشاره شد، اگر از پلکان مسجد حاج محمد رضا به سمت بالا برویم با بافت ساختمانی و معماری انارک بیشتر مواجه مي‌شویم. انارک از هر سمت چشم اندازی متفاوت دارد از کنار جاده، برج و با روی شهر دیده مي‌شود که بالای کوه برجی قرار گرفته که در واقع همان قلعه بازسازی شده است و دیوارها وحصار شهر از کوه سرازیر شده و پیرامون شهر چرخیده است. 

از سمت شمال، شهر انارک انگار ردیف بي‌پایانی از بادگیرهاست که همگی رو به شمال ایستاده‌اند تا هوایی خنک به خانه‌ها ببرند. خانه‌های بافت قدیمی انارک از نقشه‌ خاص و واحدی پیروی نمي‌کنند، بلکه بنا به مقتضیات مکانی و میزان زمین ساخته شده‌اند. در این خانه‌ها بادگیر عنصر اصلی خانه است. در خانه‌های بزرگ بادگیر روی صفه (ایوان بزرگ خانه) قرار دارد و در خانه‌های کوچک بادگیر روی یکی از اتاق‌ها قرار گرفته است. در بیشتر خانه‌ها از آجرکاری به عنوان پنجره و نرده استفاده شده و تمام اتاق‌ها دارای تاقچه هستند. بیشتر خانه‌های انارک (بخصوص خانه‌های اعیانی) به دست معماران اردکانی و یزدی ساخته شده‌اند و متاسفانه تخلیه شدن خانه‌های قدیمی و عدم حفظ و نگهداری و مرمت این خانه‌ها موجب تخریب بافت قدیم شهر و ویرانی آنها شده است. به طور کلی مي‌توان گفت دیوارهای بلند خشتی، سقف‌های گنبدی طاق و چشمه‌دار یا ضربی و بادگیرهای استوار بر فراز بام‌ها از ویژگي‌های معماری انارک است. شایان ذکر است یکی از اهالی شهر که مقیم اصفهان است چند سال پیش اقدام به احداث خانه‌ای با سبک معماری سنتی انارک کرد و هم اکنون شهروند دیگری چنین خانه‌ای را در دست ساخت دارد.

از دیگر جاذبه‌های تاریخی انارک کاروانسرای چهار ایوانی است که توسط حاج محمد ولی ساخته شده است. در ضلع شرقی کاروانسرا کتیبه‌ای بر سنگ مرمر با خط نستعلیق نوشته شده است که به تاریخ 1310 هجری قمری و به بانی آن اشاره مي‌کند. همین طور رباط مشجری با وسعتی معادل هزار مترمربع از آثار زیبای انارک است که بین راه قدیم چوپانان به انارک واقع شده و مصالح آن آجر و سنگ و در تاریخ 1301 هجری قمری به دست حاج مهدی انارکی ساخته شده است.

چشمه‌ای به نام بازیاب نیز در مسیر مهرجان به چوپانان اندکی دورتر از جاده اصلی، در دامنه کوهی بلند قرار گرفته است. آب این چشمه در میان منطقه خود از شگفتي‌هاست و لیکن گوارایی آن به معجزه مي‌ماند. بر دیوارهای کوه بازیاب نیز حفره‌های بسیار صعب‌العبور است که ظاهرا در قدیم انبار و محل نگهداری اشیاء و کالاهای خاص بود.

اما بشنوید از آبادي‌های انارک که تعداد آن از 40 مورد هم بیشتر است. این آبادي‌ها مکان‌هایی بسیار زیبا و بکر برای گردشگری هستند. به برخی از این اسامی دقت کنید: اسماعیلان، آشتیان، چاه شوره بالا و پایین، چاه گربه و مزرعه مرغاب، چوپانان، عشین،  سهل چو و دراز، قبله و... این اسامی هم در نوع خود جالب هستند که البته با توجه به نوع محصول و درختان آن آبادی با شرایط اقلیم یا صاحب آن نامگذاری شده‌اند.

اقتصاد انارک

انارک حدود 40 معدن دارد که از این تعداد، چند معدن در حال حاضر فعال هستند و بقیه به دلایلی تعطیل یا اصلا مورد بهره‌برداری قرار نگرفته‌اند. 

قابل اشاره است که ایران 13 معدن طلای شناسایی شده دارد که 2 یا 3 معدن مورد بهره‌برداری قرار گرفته و یکی از این 13 معدن به نام طلای خونی که هنوز مورد بهره‌برداری قرار نگرفته در جنوب شرقی و 53 کیلومتری شهر انارک واقع شده است.

اقتصاد شهر انارک به معدن وابسته است و باید گفت خاک این منطقه طلاست. معادن سرب نخلک (فعال است )، مس مسکنی، سرب سیاه کوه و مس طالمسی از معادن برجسته انارک هستند و سرب نخلک از معروف‌ترین معادن سرب ایران محسوب مي‌شود. البته معادن مختلف سنگ ساختمانی نیز در جاي‌جای بخش انارک در حال فعالیت هستند که با تاسیس شرکت فراز معادن انارک بهره‌برداری از این معادن رونق بیشتری یافته است. جالب است بدانیم طبق تحقیقات باستان‌شناسی صورت گرفته در ایران دوره هخامنشی سه معدن فعال شناسایی شده است: معدن آهن نی ریز، معدن طلای قلعه‌زری بیرجند و نقره و سرب نخلک انارک.

از دیگر معادن انارک که البته بیشتر آنها غیر فعالند، معدن آهن خالوحیدر، آهن بته علم، معدن منگنز، نیکل چاه شوره، سرب و زغال سنگ سیاه کوه، کرومیت دم عبدوله، فیروزه و آهن چفت چغو، گوگرد معلا، آنتیموان و طلای پتیار و... هستند و اینجاست که انارک را باید نمایشگاهی از کاني‌ها و فلزات نامید و افسوس خورد که چرا با این همه داشته، انارک هنوز هم یک انار کوچک است، هنوز هم مهاجرت ادامه دارد و هنوز هم بیکاری در این شهر درد است.

از دیگر منابع اقتصادی انارک، کشاورزی و دامداری است که با اجرای 14 طرح کشاورزی در منطقه چوپانان و برخورداری از آب 3 قنات روستای چوپانان، حجت آباد و آشتیان، مردم این روستاها به کشاورزی مشغول شده‌اند. به نحوی مي‌توان گفت دهستان چوپانان قطب کشاورزی شهرستان نائین است با محصولاتی چون جو، گندم، پسته، صیفی جات، زرد آلو و بادام. دامداری نیز حرفه‌ای است که در آمد خوبی برای بسیاری از انارکي‌ها به سبب شرایط اقلیمی مناسب منطقه و داشتن چراگاهی برای پرورش گوسفندان به ارمغان آورده است.

مردم انارک لهجه محلی نیز دارند که بسیار شیرین و طناز است که این لهجه با کلی تفاوت و غلظت در میان کلمات، مشابه با لهجه مردم نائین و اردستان است و این تفاوت در حدی است که بسادگی مي‌توان تشخیص داد شخص اهل کدام شهر است. این لهجه در بیان وگفتار بي‌شباهت به لهجه زرتشتي‌ها نیست.

همه آنچه گفته شد، ناگفته‌هایی است کوتاه از زمینی کوچک اما قلبی بزرگ به نام انارک که در صورت سرمایه‌گذاری بیشتر و ارائه تسهیلات این شهر بدون وابستگی مي‌تواند یک قدرت اقتصادی و یک منطقه گردشگری در کشور محسوب شود.

اینجا ایران است، اینجا کویر است و خاک از طلاست، اینجا انارک است.

جمعه, 29 فروردين 1393 10:23

چهره برگزیده رشته مهندسی شیمی در هفتمین همایش چهره های ماندگار (1387)


* متولد: سال 1315
* سوابق علمی:
کارشناسی: دانشکده نفت آبادان-1339
کارشناسی ارشد: مهندسی شیمی- دانشگاه مهندسی CASE آمریکا- 1343
دکترا: مهندسی شیمی- دانشگاه ایالتی پنسیلوانیا- آمریکا-1346
* فعالیت: در زمینه‌های تحقیقاتی آلودگی هوا، پدیده های انتقال و بخصوص دستگاه‌های کنترل آلودگی هوا از قبیل شوینده‌های فیلترهای الکتریکی و فیلترهای کیسه‌ای، 
 استفاده از انرژی خورشیدی جهت کاهش مصرف انرژی‌
* محقق و مشاور و طراح پروژه‌های صنعتی‌
* مولف: کتاب مهندسی محیط‌
و بیش از 40 مقاله علمی در مجلات معتبر بین‌المللی‌
* استاد مهندسی شیمی دانشگاه شیراز*نقطه نظرات: اختصاص اعتبارات بیشتر به توسعه دوره‌های تحصیلات تکمیلی و تلاش بیشتر در خصوص فرهنگسازی و الگوسازی نخبگان در دانشگاه‌ها و فراهم کردن امکان استمرار تدریس اساتید در دانشگاه‌ها بدون دغدغه و بازنشستگی از جمله ضرورت‌های توسعه فعالیت‌های علمی در کشور است. علاوه بر شناساندن نخبگان، پیگیری نظرات و مسائل آنها و کمک به پیشبرد فعالیتهای علمی آنها از دیگر جنبه‌های قابل ملاحظه این بحث است. 
افراد تقدیر شده در همایش به امکانات مادی نیاز ندارند و تنها خواست آنها این است که بتوانند دانشجو داشته باشند و تدریس کنند و به تحقیقاتشان ادامه دهند.  بحث بازنشستگی مشکلاتی در بعضی از دانشگاه‌ها ایجاد کرده است و اگر امکاناتی فراهم شود تا اساتید بتوانند با خیال آسوده دانشجو بپذیرند، خواست دیگری ندارند و تنها خواستار در اختیار گذاشتن تجربیات اندوخته خود به دیگران هستند.
 شورای شهر انارک طی مصوبه ای خیابان بازار را به خیابان "دکتر منصور طاهری انارکی" تغییر نام داد و در همین راستا خانواده طاهری نیز منزل پدری خود را (واقع در خیابان مکارم) برای استقرار فرهنگسرای انارک اهدا نمودند.

پنج شنبه, 28 فروردين 1393 23:35


اینک به شرح آبادی های بزرگ و کوچک و حتی مزارع غیر مسکونی به ترتیب حروف الفبا می پردازیم (به نقشه هم نیم نگاهی داشته باشید).
اسماعیلان (و مزرعه محمدآباد)، آشتیان، الله آباد (یا مزرعه جواد)، بیدچاه (و مزارع زرگرآباد، دره انجیر، شوره چاه و  زیارتگاه پیرمردان)، پیوک، چاه شوره بالا (و چاه شوره پائین)، چاه گربه (و مزرعه مرغاب)، چوپانان، زالوبند، زوار(و مزارع چاه سنجد و لجینه)، سرخشاد(و مزارع چاه قلی و چاه گز)، صدرآباد، عباس آباد، عبدالکافی (و مزارع کال بی کند و میرکوله)، عروسان، عشین (و مزارع لوت آباد و گزوار)، علم حاج باقری، کبودان، مزرعه حاج باقر، مزرعه حاج مهدی (و مزرعه چاه درختک)، مشجری، معدن طالمسی (و مزارع سهله چو، قبله و شمس آباد)، معدن نخلک، معلّا (و مزارع سهل، چاه خربزه، سهل چو و دراز)، ونچه، همت آباد.

اسماعیلان Esmaeelan
 ده با طول جغرافیائی 53 درجه و 41 دقیقه، عرض 33 درجه و 15 دقیقه با ارتفاع 1400 متر می باشد.
 دشتی، معتدل خشک و در 7 کیلومتری جنوب انارک واقع است.
 کوه: کوه انبار در 4 کیلومتری خاور، کوه طلای سبز و  کوه عروسان در جنوب آبادی.
 کان: کان آهن در 5 کیلومتری جنوب خاوری آبادی.
 کار و پیشه: کشاورزی، دامداری، باغداری و کارگری.
 کشت: آبی، آب کشاورزی و آشامیدنی از کاریز و آب انبار.
 فرآورده ها: گندم، جو، پنبه، انار، پسته و خرما.
 رستنی ها: درختان تاغ، گز و بنه، گیاهان بالنگو و قدومه که کاربرد داروئی دارند و پوشش گیاهی برای چرای دام.
 جانوران و پرندگان: گرگ، روباه، شغال، خرگوش، کبک و قمری.
 مزرعه محمدآباد در جنوب وابسته به این آبادی است.

آشتیان Ashtian
 ده با طول جغرافیائی 54 درجه و 18 دقیقه، عرض 33 درجه و 38 دقیقه با ارتفاع 885 متر می باشد.
 کویری، گرم خشک و در 94 کیلومتری شمال خاور انارک واقع است.
 کوه: کوه کله پهنو، کوه کج کلاه در جنوب باختر و کوه انبار در خاور آبادی.
 کار و پیشه: کشاورزی، دامداری، باغداری و فرشبافی با طرح نائینی.
 کشت: آبی، آب کشاورزی و آشامیدنی از کاریز.
 فرآورده ها: گندم، جو، یونجه، پنبه، تره بار، ارزن، انار، پسته و سنجد و انگور.
 رستنی ها: پوشش گیاهی برای چرای دام.
 جانوران: روباه و شغال.

الله آباد Allah Abad
 مزرعه با نام دیگر مزرعه جواد با طول جغرافیائی 54 درجه و 10 دقیقه، عرض 33 درجه و 37 دقیقه با ارتفاع 850 متر می باشد.
 کویری، گرم خشک و در 68 کیلومتری شمال خاوری انارک واقع است.
 کوه: کوه کج کلاه در جنوب و تپه های شنی در شمال آبادی.
 کار و پیشه: کشاورزی، دامداری و فرشبافی.
 کشت: آبی، آب کشاورزی و آشامیدنی از چاه نیمه ژرف و آب انبار.
 فرآورده ها: گندم، جو، یونجه، پنبه و تخمه آفتاب گردان.
 رستنی ها: درخت تاغ و پوشش گیاهی برای چرای دام.
 جانوران: روباه، شغال و خرگوش.

بیدچّاه Bidachchah
 مزرعه با طول جغرافیائی 53 درجه و 41 دقیقه، عرض 33 درجه و 20 دقیقه با ارتفاع 1500 متر می باشد.
 میانکوهی، معتدل خشک و در 4 کیلومتری شمال انارک واقع است.
 کوه: کوه بیدچاه در شمال خاوری، خاور و جنوب و کوه دره انجیر در باختر و شمال باختری آبادی.
 کان: معدن مس تلخه در 9 کیلومتری باختر آبادی.
 کار و پیشه: کشاورزی.
 کشت: آبی، آب کشاورزی و آشامیدنی از چشمه.
 فرآورده ها: تره بار، انار، انجیر و بادام.
 رستنی ها: درخت بنه، گیاهان پونه، آویشن و خاکشیر که کاربرد داروئی دارند و پوشش گیاهی برای چرای دام.
 جانوران و پرندگان: روباه، شغال، خرگوش، کبک و تیهو.
 دارای: زیارتگاهی به نام پیرمردان.
 مزارع زرگر آباد در 2 کیلومتری جنوب خاور، دره انجیر در یک کیلومتری باختر و شوره چاه در 6 کیلومتری جنوب باختری آبادی است.

پیوک Piyook
 مزرعه با طول جغرافیائی 53 درجه و 45 دقیقه، عرض 33 درجه و 20 دقیقه با ارتفاع 1570 متر می باشد.
 پایکوهی، معتدل خشک و در 11 کیلومتری شمال خاوری انارک واقع است.
 کوه: کوه پیوک در شمال باختری آبادی.
 کار و پیشه: کشاورزی، دامداری و مرغداری.
 کشت: آبی، آب کشاورزی و آشامیدنی از کاریز و چشمه.
 فرآورده ها: گندم، جو، زیره، انار، توت و بادام.
 رستنی ها: درختان گز، بنه و انجیر کوهی، گیاهان خاکشیر، آویشن و بومادران که کاربرد داروئی دارند و پوشش گیاهی برای چرای دام.
 جانوران و پرندگان:  روباه، شغال، خرگوش، کبک و تیهو.

چاه شوره بالا Chah Shooreh Bala
 ده با طول جغرافیائی 53 درجه و 42 دقیقه، عرض 33 درجه و 25 دقیقه با ارتفاع 1340 متر می باشد.
 دشتی، معتدل خشک و در 21 کیلومتری شمال انارک واقع است.
 کوه: کوه چاه گربه در 3 کیلومتری خاور و کوه یشم در 7 کیلومتری جنوب باختری آبادی.
 کار و پیشه: کشاورزی، دامداری و فرشبافی.
 کشت: آبی، آب کشاورزی و آشامیدنی کاراز یز و آب انبار.
 فرآورده ها: گندم، جو، تره بار، انار، پسته و انجیر.
 رستنی ها: درختان بنه، بادام کوهی و گیاهان کاکوتی و آویشن که کاربرد داروئی دارند و پوشش گیاهی برای چرای دام.
 جانوران و پرندگان: روباه، شغال، بزکوهی، خرگوش و کبک.
 مزرعه چاه شوره پائین در 2 کیلومتری شمال این آبادی است.

چاه گربه Chah Gorbeh
ده با طول جغرافیائی 53 درجه و 43 دقیقه، عرض 33 درجه و 26 دقیقه با ارتفاع 1300 متر می باشد.
 پایکوهی، معتدل خشک و در 24 کیلومتری شمال انارک واقع است.
 کوه: کوه چاه گربه در یک کیلومتری جنوب خاوری آبادی.
 کار و پیشه: کشاورزی، دامداری، باغداری و فرشبافی.
 کشت: آبی، آب کشاورزی و آشامیدنی از کاریز و آب انبار.
فرآورده ها: گندم، جو، پنبه، تره بار، انار، پسته، بادام، توت، انجیر و انگور.
 رستنی ها: درختان تاغ و بادام کوهی، گیاهان آویشن، پونه، گل تلخو، بارهنگ و خاکشیر که کاربرد داروئی دارند و پوشش گیاهی برای چرای دام.
 جانوران و پرندگان: قوچ، میش، بزکوهی، کبک و تیهو.
 مزرعه مرغاب در یک کیلومتری شمال وابسته به این آبادی است.

چوپانان Choopanan
 ده با طول جغرافیائی 54 درجه و 23 دقیقه، عرض 33 درجه و 37 دقیقه با ارتفاع 900 متر می باشد.
 کویری، گرم خشک و در 96کیلومتری شمال خاوری انارک واقع است.
 کوه: کوه انبار در 2 کیلومتری خاور آبادی.
 کار و پیشه: کشاورزی، کارگری و فرشبافی با طرح نائینی.
 کشت: آبی، آب کشاورزی و آشامیدنی از کاریز.
 فرآورده ها: گندم، جو، یونجه و تره بار.
 رستنی ها: درخت بادام کوهی،گیاه آویشن که کاربرد داروئی دارد و پوشش گیاهی برای چرای دام.
 جانوران: روباه و شغال.
 دارای: دفتر پست، پمپ بنزین، شرکت تعاونی روستائی، مدرسه راهنمائی، دبستان، شورای ده، درمانگاه، حمام، فروشگاه، مواد نفتی، دکان ها و مسجد.

زالوبند Zaloo Band
 مزرعه با طول جغرافیائی 54 درجه و 29 دقیقه، عرض 33 درجه و 41 دقیقه با ارتفاع 910 متر می باشد.
 کویری، گرم خشک و در 114 کیلومتری شمال خاوری انارک واقع است.
رودخانه فصلی نه آب از جنوب آبادی می گذرد.
 کوه: کوه زالوبند در شمال، کوه زرمو در جنوب خاوری و  کوه تختک در شمال باختری آبادی.
 کار و پیشه: کشاورزی و دامداری.
 کشت: آبی، آب کشاورزی و آشامیدنی از چشمه.
 فرآورده ها: گندم، جو، پنبه، ارزن، تره بار، انار، پسته و خرما.
 رستنی ها: گیاه گل زرد که کاربرد داروئی دارد و پوشش گیاهی برای چرای دام.
 جانوران و پرندگان: گرگ، شغال، خرگوش و کبک.
 دارای آب انبار های قدیمی است.

زوار Zavar 
 ده با طول جغرافیائی 53 درجه و 27 دقیقه، عرض 33 درجه و 30 دقیقه با ارتفاع 1500 متر می باشد.
 پایکوهی، معتدل خشک و در 57 کیلومتری شمال باختری انارک واقع است.
 کوه: کوه قبله در 4 کیلومتری و کوه عشین  در 5 کیلومتری جنوب خاوری آبادی.
 کان: کان آهن و منگنز به نام چاه سفید در 12 کیلومتری شمال آبادی.
 کار و پیشه:  دامداری، باغداری و فرشبافی.
 کشت: آبی، آب کشاورزی و آشامیدنی از چشمه.
 فرآورده ها: انجیر و توت.
 رستنی ها: گیاهان آویشن و کلپوره که کاربرد داروئی دارند و پوشش گیاهی برای چرای دام.
 جانوران و پرندگان: روباه، شغال، یوزپلنگ، خرگوش، کبک، تیهو و سینه سیاه.
 مزارع چاه سنجد در 6 کیلومتری شمال باختری و  لجینه در 8 کیلومتری باختر وابسته به این آبادی است.

سرخشاد Sorkh Shad 
 ده با طول جغرافیائی 53 درجه و 29 دقیقه، عرض 33 درجه و 39 دقیقه با ارتفاع 1280 متر می باشد.
 پایکوهی، معتدل خشک و در 74 کیلومتری شمال باختری انارک واقع است.
 کوه: کوه بابابزرگی در شمال باختری و کوه سرخشاد در شمال آبادی.
 کان: معدن منگنز در 3 کیلومتری شمال باختری آبادی.
 کار و پیشه: کشاورزی و دامداری.
 کشت: آبی، آب کشاورزی و آشامیدنی از چشمه.
 فرآورده ها: تره بار.
 رستنی ها: درخت تاغ، گیاهان کلپوره و آویشن که کاربرد داروئی دارند و پوشش گیاهی برای چرای دام.
 جانوران و پرندگان: گرگ، روباه، شغال، آهو، قوچ، میش، بزکوهی و کبک.
 مزارع چاه قلی در 4 کیلومتری جنوب و چاه گز  در 13 کیلومتری شمال باختری وابسته به این آبادی است.

صدرآباد Sadr Abad
 ده با طول جغرافیائی 53 درجه و 44 دقیقه، عرض 33 درجه و 35 دقیقه با ارتفاع 952 متر می باشد.
 کویری، گرم خشک و در 45 کیلومتری شمال انارک واقع است.
 کار و پیشه: کشاورزی و دامداری.
 کشت: آبی و دیمی، آب کشاورزی و آشامیدنی از کاریز و آب انبار.
 فرآورده ها: گندم، جو، ارزن، تره بار، انار، پسته و خرما.
 رستنی ها: درختان گز و تاغ، گیاهان آویشن و کلپوره که کاربرد داروئی دارند و پوشش گیاهی برای چرای دام.
 جانوران و پرندگان: روباه، شغال، آهو، خرگوش و کبک.
 فرودگاه در 8 کیلومتری جنوب  این آبادی است.

عباس آباد Abbas Abad 
 ده با طول جغرافیائی 54 درجه و 26 دقیقه، عرض 33 درجه و 31 دقیقه با ارتفاع 1050 متر می باشد.
 کویری، گرم خشک و در 104 کیلومتری شمال خاوری انارک واقع است.
 کوه: کوه رودقاضی، کوه انبار در شمال و  کوه میرزا در جنوب آبادی.
 کان: کان سرب در جنوب باختری آبادی.
 کار و پیشه: کشاورزی و باغداری.
 کشت: آبی، آب کشاورزی و آشامیدنی از کاریز.
 فرآورده ها: گندم، جو، یونجه و تره بار، انار، انجیر، انگور و خرما.
 رستنی ها: درخت بادام کوهی و پوشش گیاهی برای چرای دام.
 جانوران: روباه، شغال و خرگوش.
 دارای: یک کاروانسرای شاه عباسی.

عبدالکافی Abdol Kafi
 مزرعه با طول جغرافیائی 53 درجه و 40 دقیقه، عرض 33 درجه و 23 دقیقه با ارتفاع 1500 متر می باشد.
 میانکوهی، معتدل خشک و در 29 کیلومتری شمال باختری انارک واقع است.
 کوه: کوه سفید در 4 کیلومتری شمال باختری، کوه یشم در 2 کیلومتری جنوب و کوه آسان سیاه در 6 کیلومتری باختر آبادی.
 کار و پیشه: کشاورزی، دامداری و باغداری.
 کشت: آبی، آب کشاورزی و آشامیدنی از کاریز.
 فرآورده ها: گندم، جو، تره بار، انار، بادام و توت.
 رستنی ها: درختان بادام کوهی و گز، گیاهان خاکشیر و آویشن که کاربرد داروئی دارند و پوشش گیاهی برای چرای دام.
 جانوران و پرندگان: روباه، شغال، قوچ، میش، بزکوهی، کفتار، خرگوش، کبک و تیهو.
 مزارع کال بی کند در 7 کیلومتری باختر و میرکوله در 9 کیلومتری شمال باختر وابسته به این آبادی است.

عروسان Aroosan
 مزرعه با طول جغرافیائی 54 درجه و 23 دقیقه، عرض 33 درجه و 26 دقیقه با ارتفاع 1300 متر می باشد.
 پایکوهی، گرم خشک و در 179 کیلومتری شمال خاوری نائین واقع است.
 رودخانه های فصلی عروسان از خاور و  کبودان از شمال خاوری آبادی می گذرد.
 کوه: کوه میرزا در خاور آبادی.
 کار و پیشه: کشاورزی و دامداری.
 کشت: آبی، آب کشاورزی و آشامیدنی از کاریز.
 فرآورده ها: گندم، جو، پنبه، تره بار، توت، انار، پسته، انجیر و زردآلو.
 رستنی ها: درخت گز،گیاهان خاکشیر، آویشن، کلپوره و شاه تره که کاربرد داروئی دارند و پوشش گیاهی برای چرای دام.
 جانوران: گرگ، روباه، شغال، کفتار، آهو و خرگوش.

عشین Ashin
 ده با طول جغرافیائی 53 درجه و 29 دقیقه، عرض 33 درجه و 30 دقیقه با ارتفاع 1380 متر می باشد.
 پایکوهی، معتدل خشک و در 57 کیلومتری شمال باختری انارک واقع است.
 کوه: کوه عشین در جنوب و جنوب باختری آبادی.
 کار و پیشه: کشاورزی، دامداری و باغداری.
 کشت: آبی، آب کشاورزی و آشامیدنی از چشمه.
 فرآورده ها: جو، تخمه آفتابگردان، تره بار، انار، پسته و انجیر.
 رستنی ها: گیاهان آویشن، کلپوره و قدومه که کاربرد داروئی دارند و پوشش گیاهی برای چرای دام.
 جانوران: روباه، شغال، خرگوش، بزکوهی و آهو.
 مزارع لوت آباد و گزوار در جنوب وابسته به این آبادی است.

علم حاج باقری Alame Haj Bagheri
 ده با طول جغرافیائی 53 درجه و 46 دقیقه، عرض 33 درجه و 35 دقیقه با ارتفاع 1000 متر می باشد.
 دشتی، معتدل خشک و در 42 کیلومتری شمال خاوری انارک واقع است.
 کوه: کوه برج در خاور و کوه حوض انبار در جنوب خاوری آبادی.
 کان: کان سرب در 7 کیلومتری جنوب باختری آبادی.
 کار و پیشه: کشاورزی، دامداری و باغداری.
 کشت: آبی، دیمی، آب کشاورزی و آشامیدنی از کاریز، چشمه و آب انبار.
 فرآورده ها: گندم، جو، ارزن، تره بار ، انار، پسته و خرما.
 رستنی ها: درختان تاغ و گز و پوشش گیاهی برای چرای دام.
 جانوران و پرندگان: روباه، شغال، خرگوش، کبک و تیهو.

کبودان Kaboodan
 مزرعه با طول جغرافیائی 54 درجه و 26 دقیقه، عرض 33 درجه و 26 دقیقه با ارتفاع 1380 متر می باشد.
 میانکوهی، گرم خشک و در 185 کیلومتری شمال خاوری نائین واقع است.
 رودخانه های فصلی کبودان از شمال و عروسان از باختر آبادی می گذرد.
 کوه: کوه میرزا در 5 کیلومتری شمال خاوری آبادی.
 کار و پیشه: کشاورزی، دامداری، باغداری، کارگری و فرشبافی.
 کشت: آبی، آب کشاورزی و آشامیدنی از چشمه.
 فرآورده ها: گندم، جو، تره بار و بنشن.
 رستنی ها: درختان گز و بادام کوهی، گیاهان اسپرزه، شاه تره و قدومه که کاربرد داروئی دارند و پوشش گیاهی برای چرای دام.
 جانوران: گرگ، روباه، شغال، کفتار، قوچ، میش، آهو، بزکوهی.
 دارای مسجد است.

مزرعه حاج باقر Haj Bagher
 مزرعه با طول جغرافیائی 53 درجه و 39 دقیقه، عرض 33 درجه و 26 دقیقه با ارتفاع 1360 متر می باشد.
 دشتی، معتدل خشک و در 115 کیلومتری شمال باختری نائین و 40 کیلومتری شمال جاده آسفالته نائین_انارک واقع است.
 کوه: کوه سفید در 4 کیلومتری جنوب باختری آبادی.
 کار و پیشه: کشاورزی، دامداری، باغداری، کارگری و فرشبافی.
 کشت: آبی، آب کشاورزی و آشامیدنی از کاریز.
 فرآورده ها: گندم، جو، تره بار، انار، پسته و زردآلو.
 رستنی ها: درختان بادام کوهی و بنه، گیاهان خاکشیر، آویشن و بالنگو که کاربرد داروئی دارند و پوشش گیاهی برای چرای دام.
 جانوران و پرندگان: گرگ، روباه، شغال، کفتار، یوزپلنگ، کبک و تیهو. 

 مزرعه حاج مهدی Haj Mehdi
 مزرعه با طول جغرافیائی 53 درجه و 44 دقیقه، عرض 33 درجه و 25 دقیقه با ارتفاع 1360 متر می باشد.
 پایکوهی، معتدل خشک و در 26 کیلومتری شمال خاوری انارک واقع است.
 کوه: کوه چاه گربه در شمال خاوری آبادی.
 کار و پیشه: کشاورزی، دامداری و باغداری.
 کشت: آبی، آب کشاورزی و آشامیدنی از کاریز و آب انبار.
 فرآورده ها: گندم، جو، تره بار، انار، پسته، بادام و توت.
 رستنی ها: درختان بنه و بادام کوهی، گیاهان آویشن و کلپوره که کاربرد داروئی دارند و پوشش گیاهی برای چرای دام.
 جانوران و پرندگان: روباه، شغال، قوچ، میش، خرگوش و کبک.
 مزرعه چاه درختک در 2 کیلومتری جنوب باختری این آبادی است.

مشجّری Moshajjari
ده با طول جغرافیائی 54 درجه و 5 دقیقه، عرض 33 درجه و 27 دقیقه با ارتفاع 935 متر می باشد.
کویری، گرم خشک و در134 کیلومتری شمال خاوری نائین واقع است.  کوه: کوه کشکی در شمال خاور و کوه خونی در خاور آبادی.
کار و پیشه: کشاورزی، دامداری و باغداری.
کشت: آبی، آب کشاورزی و آشامیدنی از چاه نیمه ژرف و آب انبار.
فرآورده ها: گندم، جو، یونجه، تره بار، انار، پسته و سنجد.
رستنی ها: درخت گز، گیاه آویشن که کاربرد داروئی دارد و پوشش گیاهی برای چرای دام.
جانوران: روباه، شغال، خرگوش و آهو.
دارای یک کاروانسرا است.که رباطی است به مساحت تقریبی یکهزار متر مربع که با رنج و خرج زیاد در بیابانی بی آب و ریگزار و خطرناک بنا شده. در اطراف رباط «پایان»و چاهی عمیق و حوضی چند که از آب باران پر می شده کنده و ساخته ‏اند. بنای رباط هم با استحکام و استواری که دارد از بی مواظبتی دستخوش ویرانی و خرابی است و سزاوار است اولیای امور (از محل اوقاف) یا صاحبان خیر به تعمیر آن اقدام فرمایند.
در ایوان مسجد رباط کتیبه سنگی نصب است که تاریخ و نام بانی بنا بر آن کنده شده به این عبارت:
عاقلان دیدند دنیا نیست بنگاه خلود
باری اندر وی نورزیدند سودای ثبات
لیک ازین دیر دو در هر کس به نیکی در گذشت
نام نیکش زنده ماند لاجرم بعد از ممات
همچو حاجی مهدی آن مرد خدا کز فرط خیر
زین بنای نیک پی گردید ز اهل التفات
خامه«اقبال»در تاریخ اتمامش نوشت
ماند از مهدی به دنیا باقیات الصالحات
وقف مؤبد نمود جناب حاجی مهدی ولد مرحوم آقا محمد رفیع انارکی سنه 1307. (گوینده این اشعار میرزا آقا اقبال است که نام و تخلص او به آقای اقبال یغمائی رسیده.)

معدن طالمسی Tal Mesi
 ده با طول جغرافیائی 53 درجه و 28 دقیقه، عرض 33 درجه و 23 دقیقه با ارتفاع 1480 متر می باشد.
 پایکوهی، معتدل خشک و در 33 کیلومتری شمال باختری انارک و 24 کیلومتری شمال جاده آسفالته انارک_نائین واقع است.
 کوه: کوه زاقاب در جنوب باختری بادی.
 کان: کان مس در خاور و شمال آبادی.
 کار و پیشه: باغداری و فرشبافی.
 کشت: آبی، آب کشاورزی و آشامیدنی از چشمه.
 فرآورده ها: توت و گلابی.
 رستنی ها: درخت تاغ، گیاهان کلپوره و آویشن که کاربرد داروئی دارند و پوشش گیاهی برای چرای دام.
 جانوران و پرندگان: روباه، شغال، قوچ، بزکوهی، خرگوش، کبک و تیهو.
 مزارع سهله چو و قبله در شمال و شمس آباد در شمال باختری وابسته به این آبادی است.

معدن نخلک Nakhlak
 ده با طول جغرافیائی 53 درجه و 51 دقیقه، عرض 33 درجه و 34 دقیقه با ارتفاع 980 متر می باشد.
 پایکوهی، معتدل خشک و در 52 کیلومتری شمال خاوری انارک واقع است.
 کوه: کوه قلعه بزرگ در جنوب باختری، کوه نخلک در باختر و کوه کلاه نمدی در شمال باختری آبادی.
 کان: معدن سرب در کنار آبادی.
 کار و پیشه: کشاورزی، باغداری، کارگری، دامداری و فرشبافی با طرح های نائینی و کاشی و نقش های لچک، ترنج و گلدانی.
 کشت: آبی، آب کشاورزی و آشامیدنی از چاه ژرف، چشمه، آب انبار و لوله کشی.
 فرآورده ها: گندم، جو، یونجه، پنبه، ذرت و خرما.
 رستنی ها: درختان گز وتاغ، گیاهان آویشن و بالنگو که کاربرد داروئی دارند و پوشش گیاهی برای چرای دام.
 جانوران و پرندگان: گرگ، روباه، شغال، بزکوهی، قوچ، میش، خرگوش، کبک و تیهو.
 دارای: دفتر پست و تلفن، شرکت تعاونی، دبستان، درمانگاه، حمام و فروشگاه، مواد نفتی و مسجد.

معلّا Moalla
 ده با طول جغرافیائی 53 درجه و 50 دقیقه، عرض 33 درجه و 25 دقیقه با ارتفاع 1500 متر می باشد.
 میانکوهی، معتدل خشک و در 61 کیلومتری شمال خاوری انارک واقع است.
 کوه: کوه تل سیاه در شمال خاوری، کوه میله در شمال باختری، کوه آینه در جنوب خاوری و  کوه معلی در باختر آبادی.
 کار و پیشه: کشاورزی و باغداری.
 کشت: آبی، آب کشاورزی و آشامیدنی از کاریز و چشمه.
 فرآورده ها: گندم، جو، تره بار، زردآلو، انار، انجیر، توت و بادام.
 رستنی ها: درختان بادام کوهی، گز و بنه، گیاهان پونه، آویشن و خاکشیر که کاربرد داروئی دارند و پوشش گیاهی برای چرای دام.
 جانوران و پرندگان: روباه، شغال، قوچ، میش، کفتار، خرگوش، کبک و تیهو.
 مزارع سهل، چاه خربزه و سهل چو در شمال باختری و دراز در باختر  این آبادی است.

ونچّه Venachcheh
 مزرعه با طول جغرافیائی 53 درجه و 34 دقیقه، عرض 33 درجه و 26 دقیقه با ارتفاع 1370 متر می باشد.
 دشتی، معتدل خشک و 44 کیلومتری شمال جاده آسفالته نائین_انارک واقع است.
 کوه:  کوه سفید در جنوب آبادی.
 کار و پیشه: کشاورزی و باغداری.
 کشت: آبی، آب کشاورزی و آشامیدنی از چشمه
 فرآورده ها: سیر، گوجه و بادمجان، انار، زیتون، انجیر و توت.
 رستنی ها: بوته قلم، گیاهان قدومه، اسطوخودوس، ریواس، انغوزه، شکرتقال و ریواس که کاربرد داروئی دارند و پوشش گیاهی برای چرای دام.
جانوران و پرندگان: روباه، شغال، خرگوش،کبک و تیهو.

همت آباد Hemmat Abad
 ده با طول جغرافیائی 54 درجه و 17 دقیقه، عرض 33 درجه و 42 دقیقه با ارتفاع 850 متر می باشد.
 کویری، گرم خشک و در 134 کیلومتری شمال خاور انارک واقع است.
 رودخانه فصلی نه آب از شمال آبادی می گذرد.
 نمکزار گرداب در باختر آبادی است.
 کوه: کوه میرشریف در شمال و  کوه تختک در شمال خاور آبادی.
 کار و پیشه: کشاورزی، دامداری و باغداری.
 کشت: آبی، آب کشاورزی و آشامیدنی از کاریز و آب انبار.
 فرآورده ها: گندم، جو، پنبه، یونجه، تره بار، سنجد، انار، پسته، انجیر و خرما.
 رستنی ها: درختان تاغ و گز و پوشش گیاهی برای چرای دام.
 جانوران: روباه، بزکوهی، قوچ، میش و آهو.