امروز: شنبه 02 شهریور 1398 برابر با 24 آگوست 2019

دوشنبه, 19 فروردين 1398 10:23
انارک نیوز - دومین فرزند حضرت علی (ع) و فاطمه (س) در روز سوم شعبان سال چهارم هجرت (سه شنبه بیستم دی ماه سال چهارم خورشیدی) در مدینه چشم به جهان گشود و بعدها به "سیّد الشهداء"ملقّب شد. این طفل نورسیده،  چون خبر ولادتش به پیامبر گرامی اسلام (ص ) رسيد اسما او را در پارچه ای سپيد پيچيد و خدمت رسول اکرم (ص) برد، آن گرامی به گوش راست او اذان و به گوش چپ او اقامه گفت . به روزهای اول يا هفتمين روز ولادت با سعادتش ، امين وحی الهی ، جبرئیل ، فرود آمد و گفت : سلام خداوند بر تو باد ای رسول خدا، اين نوزاد را به نام پسر کوچک هارون (شبير) که به عربی (حسين ) خوانده مي شود نام بگذار. 
از ولادت حسین بن علی (ع ) تا رحلت رسول الله (ص) که شش سال و چند ماه بعد اتفاق افتاد، مردم از اظهار محبت و لطفی که پيامبر (ص ) درباره حسين (ع) ابراز مي داشت، به بزرگواری  و مقام شامخ پيشوای سوم آگاه شدند. هنگامی که آیه‌ی تطهیر نازل شد، یکی از پنج تنی که این آیه در مورد آن‌ها نازل شده بود، حسین (ع) بود. او به همراه پدر، مادر و برادر خود زیر رو انداز پیامبر (ص) قرار گرفتند و خداوند این آیه را درباره‌ی آن‌ها نازل کرد: "همانا خداوند می‌خواهد پلیدی را تنها از شما اهل بیت دور گرداند و اراده کرده است شما را پاکیزه سازد". پیامبر اکرم (ص) پس از نزول آیه‌ی تطهیر، بارها آن‌ها را با عنوان "اهل بیت نبوّت" مورد خطاب قرار داده و بر آن‌ها سلام کرده بود و در روز مباهله‌‌ی پیامبر (ص) با مسیحیان نجران پیامبر اکرم (ص) بنا به دستور الهی در آیه‌ی مباهله، حسن و حسین (علیهما السّلام) را به عنوان فرزندان خویش با خود برای مباهله همراه کرد. 
آن گاه که رسول خدا (ص) چشم ازجهان فرو بست، هنوز مراسم دفن پیامبر (ص) انجام نشده بود که دستورات اکید و توصیه‌های مکرّر پیامبر (ص) در واقعه غدیر خم و وصایت به فراموشی سپرده شد. حتّی فدک (دهستان حاصلخیز اهدایی پیامبر (ص) به دختر خود)، به وسیله‌ی حکومت وقت به زور گرفته شد. داغ رسول خدا (ص) و مادر از یک سو و ستمی که بر پدر رفته و فشارهای حکومت از دیگر سو، روح پاک حسین (ع) را سخت می‌آزرد.
تقریبا سی و یک سال داشت که با بیعت مردم، علی (ع) حاکم جامعه اسلامی گردید. بعد از جنگ جمل امیرالمؤمنین (ع)، به همراه فرزندان خود به کوفه هجرت کرد و آنجا را مرکز حکومت اسلامی قرار داد. امام حسین (ع) در هر سه جنگ این دوره  "جمل"، "صفین" و "نهروان" شرکت کرد. 
پس از شهادت حضرت علی (ع) در سال 40 هجری، به فرموده رسول خدا (ص) و وصيت اميرالمؤمنين (ع) امامت و رهبری شيعيان به حسن بن علی (ع)، فرزند بزرگ امیرالمؤمنین (ع)، منتقل گشت. حسین (ع) در تمامی مواضع سیاسی و در مهم‌ترین آن‌ها، ماجرای جنگ امام حسن (ع) با معاویه و توقّف آن، پشتیبان و مطیع امر امام خویش بود. در این واقعه حسین (ع) علی رغم این که اکثریّت قریب به اتّفاق مسلمانان، امام حسن (ع) را تنها گذاشتند، کاملاً مدافع متارکه‌ی جنگ بود و سرسختانه از موضع و تصمیمات برادر حمایت می‌کرد؛ چرا که او نیز حفظ اسلام را در این کار می‌دید. سال ۴۱ هجرى قمرى معاويه با امام حسن(ع) پيمان صلح منعقد می کند.
پس از این جریان، حسین (ع) به همراه برادر از شهر کوفه به مدینه، زادگاه خود، بازگشت.  امّا دیر زمانی نگذشت که در سال 50 هجرى امام حسن (ع) با حیله‌ی معاویه مسموم شد و به شهادت رسید و حسین (ع) جانشین برادر و امام مسلمین گردید. 
 امام حسین (ع ) مي ديد که معاویه با اتکا به قدرت اسلام، بر اريکه حکومت اسلام به ناحق تکيه زده ، سخت مشغول تخريب اساس جامعه اسلامی  و قوانين خداوند است، و از اين حکومت پوشالی مخرب به سختی رنج مي برد، ولی نمي توانست دستی فراز آورد و قدرتی فراهم کند تا او را از جايگاه حکومت اسلامی پايين بکشد، چنانچه برادرش امام حسن (ع ) نيز وضعی مشابه او داشت. 
در تمام طول مدتی  که معاويه از مردم برای ولايت عهدی يزيد، بيعت مي گرفت، حسين (ع) به شدت با او مخالفت کرد، معاويه هم در بيعت گرفتن برای يزيد، به او اصراری نکرد و امام (ع ) همچنين بود و ماند تا معاويه پس از بيست سال حكومت در 15 رجب سال 60 هجری درگذشت. ولی بر خلاف قرارداد صلح با امام حسن (ع)، پسرش يزيد را به جاى خود قرار داد. یزید فردى فاسد و شرابخوار و مخالف با اسلام بود. او علناً مقدسات اسلامى را زير پا مى گذاشت و آشكارا شراب مى خورد.
يزيد خود را اميرالمؤمنين خواند، امام حسين (ع) از همان آغاز كار با او به مخالفت برخاست.
يزيد نامه اى به حاكم مدينه نوشت و به او دستور داد كه از امام حسين (ع) براى يزيد بيعت بگيرد و اگر حاضر نشد او را به قتل برساند. امام (ع) كه حاضر به بيعت كردن با يزيد نبود، 28 رجب شبانه به همراه 82 نفر زنان، كودكان كم سن و سال، افراد سالمند و خانواده ‏اش مدينه را ترک کردند. سوم‌ شعبان‌ به‌ مكه‌ رسیدند و  در خانه‌ عباس‌ بن‌ عبدالمطلب‌ ساکن شدند.
در اين هنگام مردم كوفه كه از مرگ معاويه با خبر شده بودند از دهم رمضان، نامه هاى زيادى براى امام حسين (ع) نوشتند و از او خواستند تا به عراق و كوفه بيايد. پانزدهم رمضان امام حسين (ع) نيز مسلم بن عقيل را به كوفه فرستاد که پنجم شوال به آنجا رسید و به خانه مختار ثقفی رفت. ابتدا هزاران نفر از مردم كوفه با مسلم همراه شدند طوری که مسلم 27 روز قبل از شهادتش از امام خواست در آمدن به کوفه شتاب کند.
امام‌ حسين‌ (ع) پس‌ از دريافت‌ نامه مسلم‌ بن‌ عقيل‌ و احساس‌ خطر از دژخيمان‌يزيد، بالاخره در روز هشتم ذی الحجه، يعنی روزی  که همه مردم مکه عازم رفتن به "مني" بودند و هر کس در راه مکه جا مانده بود با عجله تمام مي خواست خود را به مکه برساند، آن حضرت در مکه ماند. احرام‌ حج‌ خود را به‌ عمره‌ تبديل‌ كرد و پس‌ از انجام‌ مراسم‌ عمره‌ از احرام‌ بيرون‌ آمد و پس‌ از شصت‌ وپنج‌ روز اقامت‌ در مكه‌ به‌ اتفاق‌ حدود هشتاد و شش‌ نفر مرد از شيعيان‌ و دوستان‌ و خانواده‌ خود ازمكه‌ بيرون‌ آمده‌ و به‌ سوي‌ عراق‌ حركت‌ كرد و با اين کار هم به وظيفه خويش عمل کرد و هم به مسلمانان جهان فهماند که يزيد را به رسميت نشناخته و با او بيعت نکرده، بلکه عليه او قيام کرده است.
در همین روز با ورود عبيداللّه بن زياد كه از طرف يزيد به حكومت كوفه گمارده شده بود و بسيار حيله گر و بى رحم بود، هانی که مسلم را جا داده بود دستگیر شد. پس قصرش توسط مسلم و یارانش محاصره شد. مردم كوفه فريب اقدامات عبيداللّه را خورده و پيمان شكنى كردند و مسلم را تنها گذاشتند به گونه ای که هنگام نماز مغرب تنها شد. در كوچه‌هاي‌ كوفه‌ سرگردان‌ بود، تا سرانجام‌ زني‌ به‌ نام‌ «طوعه‌» كه‌ از شيعيان‌ على‌ (ع) بود او را درون‌ خانه‌ برد و پناه‌ داد. اما شب‌ هنگام‌ پسر وي‌ از وجود مسلم‌ در خانه‌مطلع‌ شد و به‌ ماموران‌ عبيدالله‌ خبر داد. مسلم‌ پس‌ ازدرگيري‌ با ماموران‌ ابن‌ زياد و نشان‌ دادن‌ رشادت‌ها و شجاعت‌هاي‌ بسيار مجروح‌ و دستگير و فردایش نهم ذی حجه با هانی شهید شد و بدن مقدس آنها را در حالى كه ريسمان به پاهايشان بسته بودند در ميان كوچه ‏ها و بازارهاى كوفه ‏كشيدند.
امام حسين (ع) با خانواده و ياران خود به طرف كوفه حركت كرد و در نزديكى كوفه بود كه خبر پيمان شكنى مردم كوفه و شهادت مسلم را آوردند. عبيداللّه كه با شهادت مسلم بر اوضاع كوفه تسلط پيدا كرده بود حر بن يزيد رياحى را براى زير نظر گرفتن امام حسين (ع) و همراهانش فرستاد که 27 ذی حجه او و سپاهش در برابر امام قرار گرفت و از حرکت امام به سوی کوفه جلوگیری نمود.  کاروان امام مسیر دیگری را برگزید. دوم محرم سال 61 هجری به کربلا رسیدند که در همین روز عمر بن سعد با چند هزار نفر از کوفه به كربلا اعزام شد. ابن زیاد به عمر بن سعد وعده داده بود كه اگر امام حسين (ع) را به شهادت برساند او را حاكم رى خواهد كرد. فردایش عمر بن سعد به کربلا رسید.
ششم یا هفتم محرم نامه‌ ابن‌ زیاد به‌ عمر بن‌ سعد مبنی‌ بر بستن‌ راه‌ رودخانه‌ فرات‌ به‌ روی ‌كاروان‌ امام‌ رسید. او دستور داد امام حسين (ع) و يارانش را محاصره كنند و  آب را بر روى آنان ببندند. هشتم محرم حضرت‌ عباس‌ با بیست‌ و هشت‌ نفر (یا سی‌ سوار و بیست‌ پیاده‌ با بیست‌ مشك‌ آب)‌ به‌ طرف‌ رود فرات‌ رفت تا آب‌ آورد که با مأموران‌ عمر بن‌ سعد درگیر شد. همان شب ملاقات‌ امام‌ با عمر سعد سر گرفت.
وقتی فرمان‌ جنگ‌ توسط‌ ابن‌ زیاد داده شد، اندکی پس از وقت نماز عصر نهم محرم (روز تاسوعا)، لشکر کوفه به فرمان عمر بن سعد آماده نبرد با سپاه امام (ع) شد؛ اما با درخواست امام (ع)، عمر بن سعد یک شب به امام (ع) و یارانش فرصت داد تا شب را به نماز و دعا سپری کرده، همچنین مجدداً درباره جنگ یا تسلیم بیندیشند. در شامگاه روز تاسوعا امام حسين (ع) ياران و خاندان خود را گردآورده خطاب به آن ها فرمودند: من خاندان و یارانی نیکوتر از شما نمی‌شناسم و چون فردا روز نبرد است، از من بر شما ذمتی نیست، -من بيعتم را از شما برداشتم- پس اجازه می‌دهم که در تاریکی شب راه خویش پیش گیرید و برويد. پس از پایان سخنان امام (ع)، اصحاب و یاران حضرت (ع) یکی پس از دیگری به پا خاستند و ضمن تأکید بر همراهی و حمایت همه جانبه خویش از امام (ع)، بر وفاداری به بیعت خود پای فشردند. در این شب، بریر بن خضیر از حضرت (ع) اجازه خواست تا برود و عمر بن سعد را موعظه کند.
صبح عاشورا، امام (ع) به همراه یارانش نماز صبح خود را اقامه کردند. پس از اقامه نماز، حضرت(ع) صفوف نیروهای خود را كه سى و دو تن سواره و چهل تن پیاده بودند منظم کرد. ایشان زهیربن قین را فرمانده جناح راست لشکر و حبیب بن مظاهر را بر –جناح چپ- میسره سپاه خود امیر کرد و پرچم جنگ را به دست برادرش عباس(ع) سپرد. به دستور امام (ع) اصحاب خيمه ها را در پشت سر خود قرار داده، اطراف آن را كه پيش از آن خندق حفر و از هيزم و نی پر نموده بودند آتش زدند تا مانع تهاجم دشمن از پشت سر گردند.
در آن سوی میدان نیز، عمر بن سعد نماز صبح خود را به جای آورد و فرماندهان سپاهش را که بنا بر قول مشهور چهار هزار نفر بودند، معین نمود، 
پیش از آغاز جنگ امام حسین (ع) برای اتمام حجت با لشکر کوفه، سوار بر اسب شده همراه با گروهی از يارانش به سوي لشكر دشمن، پيش آمد. پس از حمد خدای، نخست خود را معرفی فرمود که فرزند دختر پیامبر (ص) و وصی و پسر عم اوست و حمزه سیدالشهداء و جعفر طیار عموهای ایشان بوده اند؛ سپس به حدیثی از پیامبر (ص) اشاره کرد که فرمود:حسن و حسین سرور جوانان اهل بهشتند؟ پس آن حضرت (ع) در ضمن خطابه، رو به فرماندهان سپاه کوفه، نامه نگاری های ایشان را به یاد آنها آورد که البته همگی انکار کردند و سخن از تسلیم به میان آوردند و امام (ع) پاسخ داد: نه، به خدا سوگند که هرگز دست ذلت به سوی ایشان نمی برم. 
صبح عاشورا وقتی امام حسین (ع) بانگ برآورد: هل من ناصر ینصرنی؟ آیا یاری دهنده ای هست که به یاری من آید، حر بن یزید ریاحی فریاد امام (ع) را شنید. سپاه کوفه را ترک و به اردوگاه امام (ع) پیوست. حر از امام (ع) خواست اجازه دهد قبل از همه یاران، به سپاه یزید حمله برد و به شهادت رسید.  در ابتدای جنگ روز عاشورا حملات به صورت گروهی انجام شد و طی اولین حملات عده زیادی از یاران امام به شهادت رسیدند. بعد از آن، یاران امام به صورت فردی و یا دو نفری به مبارزه می رفتند.
ناکامی سپاه عمر بن سعد در یکسره کردن کار امام (ع) و یارانش موجب شد تا پسر سعد دستور تخریب خیمه های امام (ع) را صادر کند. پس سپاه کوفه از هر سو به خیمه های حضرت حمله ور شدند. تعداد دیگری از یاران امام (ع) نیز در این مدت به شهادت رسيدند. 
ظهر عاشورا امام حسین (ع) و یارانش جهت اقامه نماز به پا خاستند امام (ع) به زهیر بن قین و سعید بن عبدالله حنفی فرمودند تا در برابر حضرت (ع) و حدود نیمی از یاران آن حضرت (ع) بایستند و از نمازگزاران در برابر حملات احتمالی دشمن، محافظت نمایند. با شروع نماز، سپاه عمر سعد امام حسین (ع) و دیگر نمازگزاران را هدف تیرها و هجمه های خود قرار داد. پس از اتمام نماز، یاران یکی پس از دیگری به میدان رفتند و به شهادت رسیدند.
اولین کسی که از بنی هاشم از امام (ع) اجازه میدان طلبید و به شهادت رسید علی بن حسین (ع) علی اکبر بود. بعد از آن دیگر برادران امام (ع)، پیش از عباس بن علی (ع) به شهادت رسیدند دیگر خاندان بنی هاشم نیز یکی پس از دیگری از جمله فرزندان عقیل بن ابی طالب،عبدالله بن مسلم بن عقیل و همچنین فرزندان جعفر بن ابی طالب، عدی بن عبدالله بن جعفر طیار و نیز فرزندان امام حسن (ع)، قاسم بن حسن (ع) و برادرش ابوبکر و برادران ابوالفضل (ع)، عبدالله، عثمان و جعفر و... نیز یکی پس از دیگری به میدان رفتند و همگی به شهادت رسیدند. اما ابوالفضل العباس (ع)، -پرچمدار سپاه و نیز حافظ خیمه ها- که وظیفه آوردن آب نیز به خاطر در محاصره بودن سپاه امام(ع) با او بود؛ برای آوردن آب رفته بود که در نبرد با نگهبانان شریعه فرات به شهادت رسید..
پس از شهادت تمامی یاران و انصار و بنی هاشم، ابا عبدالله (ع) به میدان رفت. امام(ع) وقتی طفل شیر خوارش را دید که از تشنگی می گرید، او را روی دست گرفته و به نزدیک صحنه نبرد بردند و گفتند: "ای جماعت! اگر به من رحم نمی کنید پس به این کودک شیرخوار رحم کنید." ولی حرملة بن کاهل اسدی تیری بر گلویش زد و آن کودک را در آغوش پدر به شهادت رساند.
با اینکه امام (ع) تنها مانده بود، اما تا مدتی کسی برای رویارویی با آن حضرت پا پیش نمی نهاد. هنگامی که امام (ع) مشغول وداع با اهل حرم بودند به دستور عمر بن سعد، سپاه کوفه به خیمه های حضرت (ع) حمله ور شدند و او را هدف تیرهای خود قرار دادند. پس از آن شمر بن ذی الجوشن، با تنى چند از سپاه كوفه، به خیمه های حضرت (ع) حمله ور شد و ميان او و خيمه هايش، جدایی انداخت. امام (ع) چون چنین دید فریاد زد: «وای بر شما اگر دین ندارید و از روز معاد نمی هراسيد لااقل در دنیایتان آزاده باشید». پیادگان تحت امر شمر، امام (ع) را احاطه کردند ولی همچنان پیش نمی آمدند. شمر بن ذى الجوشن به تيراندازان دستور داد او را تيرباران كنند پس تیرها از هر سو بر امام (ع) باریدن گرفت و از فراوانىِ تيرها، بدن حضرت (ع) پر از تیر شده بود. شمر آنان را به حمله و تمام کردن کار امام (ع) تشویق می کرد. اما کسی نمی پذیرفت پس شمر و به نقلی سنان بن انس از اسب پياده شد و سر امام (ع) را جدا کرد و به دست خولی داد. پس از شهادت امام (ع)، دشمن جامه و لوازم امام (ع) را غارت و او را برهنه رها کردند. به دستور عمر بن سعد برای اجرای فرمان ابن زیاد، ده نفر داوطلب از سپاهیان کوفه با اسبان خويش بدن شريف امام حسين (ع) را لگدكوب كردند.
عمر بن سعد در همان روز سر مقدس امام حسين (ع) و همچنین سرهاى مقدس ياران و جوانان بنى هاشم را که هفتاد و دو سر بودند را را به سوى عبيداللَّه روانه كوفه كرد. پس از شهادت امام (ع)، سپاه دشمن برای غارت خیمه های حضرت (ع) هجوم آورده آنچه اسب و شتر و اثاث بود همه را به غارت برده جامه‏ ها و زينت آلات زنان را نيز به تاراج بردند. شمربن ذی الجوشن به همراهان گروهى از سپاهیان دشمن وارد خیمه گاه شدند. شمر قصد شهادت امام سجاد (ع) را در سر می پروراند که حضرت زینب (س)، مانع شد. عمر بن سعد دستور داد زنان حرم را در چادری جمع کردند و تعدادی را بر محافظت آنان گماشت.
واقعه كربلا گرچه از نظر زمان كوتاه بود و تنها يكروز از صبح تا عصر به طول انجاميد اما لحظه لحظه آن درس شهامت و ايثار و فدا كارى ، ايمان و اعتقاد و اخلاص بود. خون هاى مطهر امام حسين (ع) و يارانش به اسلام حيات تازه بخشيد و زمينه سرنگون شدن دودمان فاسد اموى را فراهم آورد.
امام حسين (ع) روز دهم محرم سال 61 هجرى (سه شنبه بیستم مهر ماه پنجاه و نه خورشیدی)، در سن 57 سالگى در كربلا به شهادت رسيد. مرقد ايشان و برادر فداكارش اباالفضل و فرزندان و يارانش در شهر كربلا در عراق قرار دارد.
در واقعه عاشورا علی بن حسین (ع) که سخت بیمار بود به همراه فرزندش محمد (ع) که کودکی بود که به چهارمين بهار زندگيش نزديک می شد و حضرت زینب (س) و بقیه بازماندگان، به اسارت گرفته شدند. عمر بن سعد و سپاهیانش اسرا را به کوفه نزد ابن زیاد حاکم اموی آنجا برده و از کوفه به شام دربار یزید فرستاده شدند.
عمر بن سعد، پس از شهادت امام حسین (ع) و یاران بزرگوارش دستور داد جسدهای لشکریان خود را که 88 نفر بودند دفن کنند؛ اما پیکرهای پاک، مطهر، امام (ع) و یاران باوفایش بر زمین ماند. پس از رفتن ابن سعد و یارانش در روز یازدهم، جماعتی از بنی اسد که در نزدیکی کربلا منزل داشتند به صحنه کربلا وارد شدند در موقعی از شب که ایمن از دشمن بودند بر امام حسین (ع) و یارانش نماز گذاردند و آنها را دفن نمودند. برخی دیگر هم روز سیزدهم محرم را زمان دفن شهدای کربلا بیان کرده اند.
دست کم، چهار روایت تاریخی در زمینه دفن سر امام حسین (ع) آمده است:
  1. عبیداللّه بن زیاد سر امام (ع) را در کوفه به دار آویخت و آن را در شهر گرداند و پس از مدتی آن را همراه با سر دیگر شهدا  به سوی یزید به شام (دمشق) فرستاد، عاتکه (دختر یزید و همسر عبدالملک بن مروان) با احترام سر امام (ع) را شست وشو داد و خوشبو کرد. سپس آن را در باغی در دمشق (باغ قصر یا باغی دیگر) دفن کردند.
  2. به روایتی دیگر، سر امام را، پس از آنکه به کوفه و شام و عسقلان و مصر بردند، کفن کردند و در کنار قبر فاطمه علیهالسلام در قبرستان بقیع در مدینه به خاک سپردند.
  3. به گفتۀ علم الهدی، سر امام (ع) را از شام به کربلا بازگرداندند و در کنار بدن حضرت به خاک سپردند.
  4. سرقت آن در شام توسط یکی از دوستان اهل بیت (ع) و خاکسپاری آن در کنار قبر امیرالمؤمنین (ع) در نجف اشرف.
پس از شهادت امام حسین (ع) امام سجاد (ع) و حضرت زینب (س) که در کاروان اسیران بودند، خطابه‌های رسایی خواندند. حضرت زینب در مجلس عبیداللّه بن زیاد در کوفه و در دربار یزید در دمشق، و امام سجاد (ع) در مجلس یزید این خطبه‌ها را خواندند و به بیان ماهیت قیام امام حسین (ع)، افشای حکومت فاسد یزید و نیرنگ کوفیان پرداختند.
از نهضت هاي شيعي پس از عاشورا، مي ‏توان‏ «انقلاب توابین‏»، «انقلاب مدينه‏»، «قيام‏ مختار»، «قيام زید»، و... حرکت هاي ديگر را نام برد.

برای حسین ‌بن علی (ع) پنج همسر نام برده شده است.
- رَباب پدرش نصرانی بود که در زمان خلافت عمر اسلام آورد و حضرت علی (ع) از دختر او برای امام حسین (ع) خواستگاری کرد. حاصل این ازدواج پسری به نام عبداللّه و دختری به نام سُکَینه بود. رَباب در کربلا حضور داشته است، زیرا فرزندش عبداللّه که به علی‌اصغر شهرت یافته است و در کربلا شهید شد، کودکی شیرخوار بود. وی در سال ۶۲ درگذشت.
- شهربانو، علی‌اوسط یا امام‌ سجاد (ع) فرزند اوست.
- لیلا. جد لیلی، عروة بن مسعود ثقفی، صحابی رسول خدا و مادرش، میمونة، دختر ابوسفیان بود. علی اکبر پسر بزرگ امام حسین (ع)، فرزند او بود.
- امّ اسحاق دختر طلحة بن عبیداللّه، از اصحاب مشهور رسول خدا و مادرش جَرباء بود. امّ اسحاق نخست با امام حسن مجتبی (ع) ازدواج کرد. امام حسین با این بانو ازدواج کرد. حاصل این ازدواج دختری به‌نام فاطمه بود. ام‌اسحاق پس از شهادت امام حسین با عبداللّه‌ بن عبدالرحمان‌ بن ابی‌بکر ازدواج کرد.
- سُلافه یا ملومه، که برای امام پسری به‌نام جعفر به‌ دنیا آورد. 
برای حسین ‌بن علی (ع)، شش فرزند نام برده شده است. منابع متقدم فرزندان امام را چهار پسر و دو دختر و منابع متأخر شش پسر و سه دختر نوشته‌اند :
۱) علی‌(اکبر)، پسر بزرگ امام حسین، فرزند لیلی.
۲) علی‌(اوسط)، امام چهارم شیعیان، معروف به زین‌العابدین و سجاد، فرزند شهربانو.
۳) عبداللّه، فرزند خردسال امام. مادرش رَباب بود. نام ابن طفل شهید را علی‌(اصغر) هم نامیده اند.
۴) جعفر. مادرش سُلافه یا ملومه بود. وی در زمان حیات امام از دنیا رفت و نسلی از او باقی نماند.
۵) فاطمه، دختر بزرگ امام. مادرش امّ اسحاق بود. تاریخ دقیق تولد فاطمه مشخص نیست، ولی چون مادرش بعد از شهادت امام حسن (۴۹ یا ۵۰) به همسری امام حسین درآمد، تولد وی بعد از این سال بوده است.
فاطمه نخست با حسن مُثّنی (ابی‌طالب) ازدواج کرد. او در کربلا حضور داشت و به همراه دیگر اعضای خاندان امام حسین، به اسارت به شام برده شد. میان او و یزید در دربار سخنانی رد و بدل گردید. فاطمه پس از درگذشت شوهرش، با عبدالله ‌بن عمرو بن عثمان ‌ بن عفان ازدواج کرد. پس از مرگ عبداللّه، والی مدینه عبدالرحمان ‌بن ضحاک از او خواستگاری کرد که نپذیرفت. وفات او در حدود نودسالگی بوده است. 
۶) سُکَینه، دختر کوچک امام حسین، فرزند رَباب.
به جز این شش فرزند، نام دو پسر و یک دختر دیگر در منابع متأخر دیده می‌شود که عبارت‌اند از: علی‌اصغر، محمد و زینب. در کتاب‌های تاریخی از جزئیات زندگی ایشان گزارشی در دست نیست. همچنین در برخی کتاب‌های تذکره و مراثیِ متأخر، از دختر چهار ساله امام حسین به نام رقیه سخن به میان آمده است.
توجه: عرب وقتی اسمی واحد را برای چند نفر می‌گذاشت، آن‌ها را با عناوین اکبر، اوسط و اصغر و در مورد زنان با عناوین کبری، وسطی و صغری یاد می‌کرد. پس امام حسین (ع) سه پسر با نام "علی" (البته اگر کودک شیرخواره عبداللّه را هم به نام علی خوانده  باشند) داشته است.
مبدأ تاریخ هجری شمسی (1/1/1) برابر است با روز جمعه 22 مارس 622 میلادی (گرگوری) و مبدأ سال قمری، یعنی اول محرم سال یکم هجری قمری، برابر است با روز پنج شنبه بیست و ششم تیر سال اول شمسی یا 18 ژوئیه 622 میلادی.
زادروز امام حسین (ع) روز سوم شعبان سال چهارم هجری برابر است با یک هزار و دویست و هفتاد و سه (1273) روز پس از مبدأ هجرت، و در تطبیق با سال های شمسی برابر است با روز سه شنبه بیستم دی ماه سال چهارم خورشیدی یا 10 ژانویه 626 میلادی.
چنان که گفتیم زادروز امام حسین (ع) 1273 روز پس از مبدأ هجرت است، اما روز شهادت آن سرور، دهم محرم سال 61 هجری برابر با 21272 روز بعد از مبدأ هجرت است. بنابراین، طول عمر ایشان 19999 روز است; یعنی یک روز کمتر از بیست هزار روز.
پس روز عاشورای سال شصت و یک هجری برابر است با روز سه شنبه بیستم مهر ماه پنجاه و نه خورشیدی (12 اکتبر 680 میلادی).
جمعه, 16 فروردين 1398 17:04
ایرنا- ...**واژگونی خودرو در نایین 2 مصدوم داشت 
واژگونی یک دستگاه خودرو mvm در کیلومتر 60 محور انارک - نایین به مصدوم شدن 2 نفر منجر شد. 
رییس جمعیت هلال احمر نایین زمان وقوع این حادثه را ساعت11و 15 دقیقه روز دوشنبه اعلام کرد و افزود : مصدومان پس از دریافت خدمات درمانی اولیه، توسط پایگاه امداد و نجات ملااحمد نایین به بیمارستان حشمتیه نایین منتقل شدند. 
ابراهیم عادل زاده گفت علت بروز این حادثه توسط پلیس راه در دست بررسی است. 
وی افزود: به محض اطلاع نیروهای هلال احمر، اورژانس ، پلیس راه در محل حادثه حاضر شدند. 
صبح امروز نیز واژگونی یک دستگاه خودرو سواری پراید در کیلومتر 47 محور انارک - چوپانان به مصدوم شدن چهار نفر منجر شد. 
(کد خبر: 83265504 (6960308)  - 1398/01/16 16:20)
جمعه, 16 فروردين 1398 09:17
انارک نیوز: اخبار ناگفته انارک در هفته جاری از شنبه سوم فروردین ماه 98 تا امروز نهم به شرح زیر می باشد. قابل ذکر است که در صورت دریافت هرگونه خبر و توضیح از نتایج جلسات و تصمیم های گرفته شده، به اطلاع همشهریان عزیز رسانده می شود. 

همایش پیاده روی خانوادگی، یکشنبه ۱۱فروردین ۹۸ ساعت ۸ صبح از شهرداری انارک تا آب انبار سنتی شهر برگزار شد.
- مسیرهای روستایی انارک وجاده کنارگذر گردنه زنجیرگاه بازسازی و مرمت گردید.
- دوشنبه طوفان شن انارک را در نوردید که باعث مسدود شدن محور انارک _ نایین توسط نیروهای آتش نشانی شهرداری انارک، راهدار خانه انارک، کلانتری، پایگاه امداد و نجات بین شهری انارک و نیروهای پایگاه بسیج مسلم بن عقیل شهر انارک شد.
هدایت مسافرین توسط عوامل ایستگاه آتش نشانی شهرداری انارک،  پایگاه مقاومت بسیج مسلم بن عقیل به مساجد شهر انارک جهت اسکان اضطراری انجام شد.
سه شنبه, 13 فروردين 1398 21:12
انارک نیوز - حضرت ابوالقاسم محمد بن عبدالله (ص) آخرین و برترین فرستاده‌ی خدا و پنجمین رسول از پیامبران اولوالعزم است. خداوند او را به همراه بهترین کتاب آسمانی یعنی قرآن کریم که در آن کامل ترین نسخه دین مطابق با فطرت، که توسط حضرت ابراهیم اسلام نامیده شده فرستاده که دینی جهان شمول است.
محمد بن عبد الله (ص) در تورات و برخى كتب آسمانى «احمد» نامیده شده است. آمنه مادر حضرت محمد (ص) پیش از نامگذارىِ فرزندش توسط عبدالمطلب به محمّد، وى را «احمد» نامیده بود. كنیه اش ابوالقاسم و ابوابراهیم و القاب ایشان رسول اللّه، نبى اللّه، مصطفى، محمود، امین، امّى، خاتم، مزّمل، مدّثر، نذیر، بشیر، مبین، كریم، نور، رحمت، نعمت، شاهد، مبشّر، منذر، مذكّر، یس، طه‏ و...  نخستین معصوم در دین مبین اسلام می باشند. 

روز جمعه، هفدهم ربیع الاول عام الفیل (به روایت شیعه مصادف با اول خرداد 53 قبل از هجرت به خورشیدی) (عام الفیل، همان سالى است كه ابرهه، با چندین هزار مرد جنگى از یمن به مكه یورش آورد تا خانه خدا (كعبه) را ویران سازد و همگان را به مذهب مسیحیت وادار سازد؛ اما او و سپاهیانش در مكه با تهاجم پرندگانى به نام ابابیل مواجه شده، به هلاكت رسیدند و به اهداف شوم خویش نایل نیامدند. آنان چون سوار بر فیل بودند، آن سال به سال فیل (عام الفیل) معروف گشت) برابر با سال 570 میلادى (به روایت شیعه اما بیشتر علماى اهل سنّت تولد آن حضرت را روز دوشنبه دوازدهم ربیع الاول آن سال دانسته‏ اند) در مكه معظمه پا به دنیا گذاشت، پدرش عبدالله بن عبدالمطلب بن هاشم (عمرو) بن عبدمناف بن قصّى بن كلاب بن مرّة بن كعب بن لوىّ بن غالب بن فهر بن مالك بن نضر (قریش) بن كنانة بن خزیمة بن مدركة بن الیاس بن مضر بن نزار بن معد بن عدنان و مادرش آمنه دختر وهب بن عبد مناف بوذ.
فاصله بین عدنان تا حضرت اسماعیل، فرزند ابراهیم خلیل الرحمن (ع) به هفت پشت مى‏ رسد.
ولادت پیامبر با معجزاتی در جهان همراه بود که از آنها می توان به موارد زیر اشاره کرد:
  • ممنوع شدن شیاطین از رفتن به آسمان های هفتگانه و گرفتن خبر
  • سرنگون شدن همه بت ها
  • ترک برداشتن کنگره های طاق کسری و فروریختن چهارده کنگره آن
  • خشک شدن دریاچه ساوه که برای ایرانیان مقدس بود
  • باطل شدن سحر، ساحران و جادوی جادوگران و قطع شدن ارتباط کاهنان با همزادان شیطانی آنها
عبدالله، پدر حضرت محمد(ص) پیش از ولادت فرزندش از دنیا رفته بود، مادرش پس از تولد حضرت محمّد(ص) دو سال و چهارماه و به روایتى شش سال زندگى كرد. محمد را پس از تولد طبق عادت مرسوم، به دایه‌ای به نام حلیمه بنی سعد سپرد  و پس از آن عبدالمطلب پدربزرگ۸۰ ساله، سرپرستی حضرت محمد (ص) را برعهده گرفت.
در ۸ سالگی عبدالمطلب نیز درگذشت و ابوطالب، عمویش (که در آن هنگام نفوذ زیادی در مکه داشت) سرپرستی او را برعهده گرفت. در ۱۲ سالگی همراه ابوطالب با کاروانی به شام سفر کرد. در این سفر با بحیرا سرجیوس (یک راهب مسیحی) دیدار کرد و بشارت پیامبریش را از وی شنید و ایشان را از خطر یهود در مورد نبی مکرم اسلام (ص) مطلع کرد.
حضرت محمد (ص) در تجارت با شریف ترین زن قریش، خدیجه کبری دختر خویلد شرکت کرد و بعد از این مشارکت نظر خدیجه که خواستگارانی بسیار از اشراف داشت به آن حضرت جلب شد و بعد از آنکه توسط یکی از بستگان تمایل خود را به اطلاع حضرت محمد (ص) رساند ، آن حضرت در 25 سالگی با خدیجه کبری که سنی بین ۴۰ تا ۴۵ سال داشت ازدواج کرد.
از اتفاقات مهم دوران کودکی و جوانی حضرت می توان به :
  • انتخاب کردن شغل چوپانی که شغل اکثر انبیا بوده است.
  • مشهور شدن به صفت امین به دلیل امانت داری ایشان
  • در حالی که بیست ساله بود شرکت در پیمان جوانمردانه حلف الفضول که برای حمایت از مظلومان بین جوانان قریش در خانه عبدالله بن جدعان بسته شد.
  • حل اختلاف به وجود آمده بین سران قریش بر سر نصب حجرالاسود، که نزدیک بود به جنگی خانگی منجر شود.
پیش از اسلام حنیف به دو دسته افراد اطلاق می‌شد: عرب‌هایی که پیرو آیین ابراهیم بودند و بت پرستانی که تنها برخی از مراسم دینی مربوط به آیین ابراهیم مانند حج یا ختنه را انجام می‌دادند.
حضرت محمد (ص) قبل از رسالت نیز یکتا پرست بودند و ناخشنود از روش زندگی مردم مکه، گهگاه در غار حرا در یکی از کوه‌های اطراف آن دیار به تفکر و عبادت می‌پرداخت. از 27 رجب سال چهلم عام الفیل (610 میلادى)، كه در سن چهل سالگى جبرییل بر محمد (ص) ظاهر شد و ۳ بار به او گفت: «إقرأ — بخوان!» و سپس این آیه‌ها را برایش خواند: ( إقرأ بِاسمِ رَبّك الّذي خَلَق. خَلَقَ الإنسانَ مِن عَلَق. إقرأ وربُّك الأكرَم، الَّذي عَلَّمَ بِالقَلَم، عَلَّمَ الإنسانَ ما لَم يَعلَم.)
بخوان به نام پروردگارت که آفرید؛ که انسان را از خون بسته (علق) آفرید. بخوان که پروردگار بسیار بخشنده‌است، آن که با قلم آموزش داد. به انسان آموخت آنچه را که نمی‌دانست. (سوره علق، آیه‌های ۱ تا ۵) به رسالت مبعوث شد تا 28 صفر سال یازدهم هجرى، كه رحلت فرمود، به مدت 23 سال عهده‏ دار امر رسالت و نبوت بود.
پیامبر اکرم (ص) در سه مرحله به ابلاغ رسالت پرداخت:
  1. دعوت سری که اولین مرحله دعوت ایشان بود. نخستین زنی که به پیامبر اسلام (ص) ایمان آورد ، همسر ایشان ام المؤمنین خدیجه (س) بود و پس از ایشان نخستین مردی که ایمان آورد، علی بن ابی طالب (ع) پسرعموی ده ساله بوده است.
  2. دعوت خویشان و نزدیکان که با نزول آیه انذار صورت گرفت و به یوم الدار معروف است. و در آن روز رسول خدا (ص)، حضرت علی (ع) را به جانشینی خود انتخاب کرد.
  3. پس از سه سال، دعوت علنی
در آن شرایط سختی که مشرکان قریش بر رسول خدا(ص) تحمیل کرده بودند، دو حامی رسول خدا (ص) یعنی عموی ایشان ابوطالب (ع) و همسر مهربان ایشان، ام المؤمنین خدیجه (س) بودند که فشارهای سیاسی،اجتماعی ،اقتصادی و روحی را از ایشان برداشتند و تا زمانی که عموی ایشان زنده بود، کسی جرآت آزار و اذیت های جسمانی و کشیدن نقشه قتل حضرت را نداشت.
پس از آنکه اشراف مشرک قریش دیدند، نمی توانند به هیچ صورتی جلوی نشر اسلام را بگیرند و با توجه به حامیان رسول خدا (ص) قادر به آسیب رساندن به ایشان نیستند، شروع به آزار و اذیت تازه مسلمانان کردند. هر قبیله مسؤولیت آزار و اذیت مسلمانان خود را به عهده گرفت و آنان که هیچ قبیله یا عشیره ای یا حامی نداشتند،مجبور به تحمل انواع آزار و اذیت ها شدند. سمیه بنت خباب که به عنوان نخستین زن شهید اسلام شهرت دارد، بردهٔ ابوجهل بود. او با نیزهٔ اربابش به این دلیل که نمی‌خواست از اسلام برگردد، کشته شد. بلال حبشی، یک مسلمان بردهٔ دیگر، به دست اربابش امیة بن خلف شکنجه می‌شد.
پس از آنکه آزار و اذیت های مشرکان افزایش یافت و مسلمانان نیز که دیگر طاقت این شکنجه ها را نداشتند، پیامبر (ص) دستور هجرت به حبشه را صادر کردند. هجرت به حبشه در سال پنجم بعثت صورت گرفته است و در آن حدود هشتاد نفر مسلمان مرد و زن حضور داشته اند. سرپرستی این کاروان را جعفر بن ابی طالب به عهده داشت. عمرو بن عاص و عبدلله بن ربیعة به همراه هدایان فروان، بلافاصله بعد از هجرت مسلمانان راهی حبشه شدند تا اینان را به مکه برگرداند. آن دو ابتدا با دادن هدایایی به درباریان نجاشی آنان را به طرف خود کشانیدند ولی با سخنان هوشمندانه و شجاعانه جعفر بن ابی طالب ،اقدامات آنان بی اثر ماند. همچنین جعفر در پاسخ سؤال نجاشی در مورد حضرت عیسی (ع) آیاتی از سوره مریم را برای او خواند،که تأثیر عمیقی در نجاشی گذاشت. پس از این سخنان ، نجاشی به فرستادگان قریش گفت که به هیچ عنوان حاضر به برگرداندن مسلمانان نیست و آنان تا هر زمان که بخواهند می توانند در حبشه زندگی کنند.
پس از آنکه قریش موفق به برگرداندن مهاجران به حبشه نشد، شروع به مبارزه به صورت ، محاصره اقتصادی و اجتماعی بنی هاشم کرد.
وضعیت اسفبار بنی هاشم در شعب ابیطالب به مدت سه سال ادامه داشت به گونه ای ناله های فرزندان آنان، آرام آرام، موجب نرمی دل های بعضی از متنفذان قریش شد. به همین دلیل تصمیم گرفتند تا این پیمان نامه را پاره کنند. از طرف دیگر جبرئیل خبر خورده شدن پیمان نامه توسط موریانه ها را به رسول خدا (ص) داد. این دو رویداد موجب شد تا بنی هاشم از شعب بیرون آیند و به زندگی عادی خود بازگردند.
پس از آن دو اتفاق تلخ برای رسول خدا (ص) افتاد تا ایشان سال دهم بعثت را سال غم و اندوه بنامند. این دو اتفاق ،یکی وفات عموی ایشان حضرت ابوطالب (ع) بود و دیگری به فاصله چند روز، وفات همسر با وفای ایشان ام المؤمنین حضرت خدیجه (س) در ۶۵ سالگی بود. حضرت هر دوی این بزرگواران را در قبرستان مُعَلیّ در کنار جدشان عبدالمطلب دفن کردند.
پس از فوت ابوطالب،ریاست بنی هاشم به ابولهب رسید و او حمایت بنی هاشم را از پیامبر (ص) برداشت. پیامبر(ص) بر اثر اختناق محیط مکه ، تصمیم گرفت به محیط دیگری برود و بدین منظور شهر طائف را انتخاب نمود.
رسول خدا (ص) به همراه زید بن حارثه عازم طائف شدند تا با بزرگان قبیله ثقیف دیدار کرده و آنان را به اسلام دعوت کنند. ولی آنها دست رد به سینه پیامبر (ص) زدند و سفیهان و بردگان خود را مجبور کردند تا با دشنام و به دنبال رسول خدا (ص) رفته و او را سنگباران کنند. رسول خدا پس از ده روز توقف در طائف و ناامیدی از حمایت قبیله بنی ثقیف راه مکه را در پیش گرفت.
در ۲ یا ۳ سال پیش از هجرت به مدینه، در یک شب به سفری به نام معراج، از مسجدالاقصی به آسمان رفتند. مسلمانان در۲۷ رجب «لیلةالاسراء و المعراج» را جشن می‎‎‎گیرند. بنا به نظر بیش‌تر مفسران قرآن، آیه‌های آغازین سوره اسراء به معراج اشاره دارند.
نخستین مسلمانان یثرب در یک گروه شش نفری در سال یازدهم بعثت نزد رسول خدا (ص) در مکّه اسلام آوردند. زمانی که اینان برای حج به مکه آمده بودند،رسول خدا (ص) به دعوت قبایل در موسم حج مشعول بودند، در «عقبه» به پیامبر (ص) برخورد کردند و رسول خدا (ص) از آنان خواست تا بنشینند تا برای آنان سخن بگوید. آنان پذیرفتند. آن حضرت اساس دعوت اسلام را برایشان عرضه کرد و آیاتی از قرآن تلاوت نمود. آنها پیش از آن خبر ظهور پیامبری را از یهودیان شنیده بودند، وی را همو دانسته و دعوتش را پذیرفتند و اظهار امیدواری کردند که با پذیرفتن دعوت رسول خدا(ص) با یکدیگر متحد شوند.
در موسم حج سال سیزدهم بعثت، تعداد هفتاد مرد و دو زن در عقبه با پیامبر (ص) بعیت کردند. به این صورت که زمانی حجاج در منی بودند، مسلمانان یثربی با هم قرار گذاشتند تا به عقبه رفته و با رسول خدا(ص) بیعت کنند. پس از اعلام حمایت نظامی یثربیان از پیامبر (ص) و شیوع اسلام در آن، بیشتر مسلمانان از مکه به مدینه هجرت کردند.
در دارالندوه  پیشنهاد داده شد تا از هر خاندان قریش کسی به نمایندگی از آن خاندان، شبانه به رسول خدا (ص) حمله کنند و ایشان را به قتل برسانند . چهل نفر از مشرکان قریش داوطلب شدند تا ایشان را بکشند. مورخین این روز را، روز « یوم الزحمه» می نامند.
جبرئیل خبر این توطئه را به ایشان داد. رسول خدا (ص) به حضرت علی (ع) گفت تا به جای او بخوابد و از همان برد یمانی سبز رنگی که رسول خدا (ص) روی خود می کشید ، استفاده کند.

مشرکان  چون متوجه شدند گمراه شده اند به تکاپو افتاده و به دنبال ایشان گشتند و توسط یک راهنما تا پای کوه ثور که رسول خدا (ص) به همراه ابوبکر در آنجا پنهان شده بودند، آمدند، و با مشاهده تارهای عنکبوبت بر در غار به داخل غار نرفتند.
رسول خدا (ص) در قبا منتظر رسیدن یار و پسر عم خود حضرت علی (ع) شدند که بعد از هجرت رسول خدا (ص) به همراه کاروانی که شامل زنان و دختران پیامبر (ص) و بنی هاشم می شد، از جمله - حضرت زهرا (س) و فاطمه بنت اسد - و سایر کسانی که هنوز موفق به هجرت نشده بودند ، به سمت مدینه در حرکت بود.
همراهان پیامبر (ص)  که با او از مکه به مدینه مهاجرت کردند به مهاجران شهرت یافتند و مردم یثرب که پیامبر و مهاجران را یاری رسانده بودند، انصار نامیده شدند.
پیامبر(ص) در این مدت که در قبا بودند،اقدام به ساختن مسجد قبا کردند و پس از رسیدن کاروان حضرت علی (ع) ، به همراه ایشان راهی مدینه شدند. فاصله میان بیعت عقبه دوم و هجرت رسول خدا به مدینه بین هفتاد روز تا سه ماه بود،
آن حضرت علاوه بر رسالت، به مدت ده سال امر زعامت و زمامدارى مسلمانان را پس از مهاجرت به مدینه طیبه بر عهده داشت.
حضرت هنگام ورود به یثرب فرمودند،هر کجا که شترشان توقف کند،همانجا اقامت خواهند گزید. نخستین اقدام رسول خدا (ص) در کنار خانه، ساختن مسجدی است که امروزه به مسجد النبی معروف است.
طعنه های یهودیان بر قبله اول مسلمانان بیت المقدس، موجب آزار مسلمانان و رسول خدا (ص) می شد، تا اینکه در نیمه ماه رجب سال دوم آیه تغییر قبله، در مسجد بنی سالم بن عوف که امروزه به مسجد ذوالقبلتین معروف است، نازل شد و قبله مسلمانان به سمت مکه تغییر یافت.
در زمان رسول خدا (ص)، نبردهای مسلمانان به دو قسمت تقسیم می شد.
  1. جهادهایی که خود رسول خدا (ص) در آنها شرکت می کردند که به آنها غزوه می گفتند و تعداد آنها را 26 یا 27 عدد نوشته اند.
  2. جهادهایی که رسول خدا (ص) ، یکی از اصحاب خود را فرمانده سپاه می کردند و خود شخصاً در آن ها شرکت نمی کردند، که به آنها سریه می گویند و تعداد آنها به روایت ابن اسحاق 35 سریه است.
رسول خدا (ص) برای جلوگیری از تجارت مشرکان قریش، دستور به غارت کاروان ها دادند تا با ناامن کردن راه ها، اقتصاد قریش را مختل کنند. به همین دلیل به اصحاب خود دستور جهاد دادند.
در هفدهم رمضان سال دوم غزون بدر در نزدیکی چاه های بدر بین مسلمانان و مشرکین در گرفت که در این نبرد مسلمانان توانستند قریشیان را شکست سختی بدهند و بسیاری از سران قریش در این جنگ کشته یا اسیر شدند.
پیامبر(ص) در نبرد بدر پرچم را به دستان مبارک امام علی (ع) دادند و پس از آرایش سپاه خود در برابر مشرکین قرار گرفتند. در ابتدا نبرد تن به تنی بین سه تن از قریش به نام های عتبة بن ربیعه،شیبة بن ربیعة و ولید بن عتبة به ترتیب با حمزة سید الشهدا،عبیدة بن حارث و علی بن ابی طالب (ع) در گرفت که اینان توانستند هر سه مشرک قریشی را بکشند و اولین پیروزی را برای سپاه اسلام به دست آورند.
دیگر وقایع سال دوم:
  1. وجوب روزه ماه رمضان
  2. مقرّر شدن اذان اسلامی و تعیین فصول
  3. عروسی امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب (ع) با حضرت زهرا (س)
بی شک مهم ترین اتفاق سال سوم هجری غزوه احد است که در هفتم شوال آن سال اتفاق افتاد و مسلمانان بسیاری از جمله : حمزه بن عبدالمطلب (سید الشهدا)، مصعب بن عمیر و ... به شهادت رسیدند.
در این حمله حدود هفتاد نفر از اصحاب رسول خدا (ص) به شهادت رسیدند و خود ایشان مجروح شد و عده بسیاری از مسلمانان فرار کرده و به بالای کوه احد فرار کردند و تنها عده کمی چون حضرت علی (ع) در کنار رسول خدا (ص) باقی ماندند. و در این جنگ بود که ندای « لا فتی الا علی لاسیف الا ذوالفقار » شنیده می شد. به هر حال مشرکان پس از این پیروزی به مکه و مسلمانان به مدینه بازگشتند.
امام حسن مجتبی (ع) نیز در نیمه رمضان این سال متولد شدند.
وقایع سال چهارم:
  1. میلاد امام حسین (ع) در سوم شعبان
  2. وفات فاطمه بنت اسد مادر حضرت علی (ع)
  3. نزول آیه تحریم شراب
بی شک مهم ترین رویداد سال پنجم هجری، غزوه احزاب یا خندق است.
پس از آنکه در غزوه بنی نضیر رسول خدا (ص) یهودیان را از شهر اخراج نمودند، چند تن از سران آنها به نزد قریشیان رفتند و با تحریک آنها و دادن وعده ی تامین مالی یک سپاه به فرماندهی قریش ، آنها را راضی به حمله به مدینه کردند. آنها همچنین قبیله های غطفان و بنی سلیم را نیز با دادن رشوه یک سال محصولات خیبر با خود همراه ساختند.
قبیله خزاعه که از هم پیمانان رسول خدا (ص) بودند،خبر این سپاه عظیم را به ایشان رساندند. حضرت نیز با جمع کردن اصحاب خود بار دیگر نظر آنها را در مورد نحوه برخورد با مشرکین جویا شدند. در این شورا همه تصمیم به دفاع در داخل شهر را گرفتند و به پیشنهاد سلمان فارسی، خندق هایی را در شمال مدینه کندند. به دلیل اینکه اعراب با خندق آشنایی نداشتند و از طرفی طول و عرض خندق ها بسیار وسیع بود، لشگر احزاب در پشت خندق ها متوقف شدند و نبرد تنها به صورت پرتاب تیر صورت می گرفت. همجنین در این نبرد، عمرو بن عبدود به همراه چند تن دیگر از خندق ها گذشتند. او که از قهرمانان و دلاوران عرب بود، پس از یک نبرد سخت با حضرت علی (ع) از پای درآمد و رسول خدا (ص) ضربتی را که حضرت علی (ع) در این روز زدند را از عبادت جن و انس بالاتر دانستند.
در اوایل جنگ حییّ بن اًخطب، به سوی قبیله بنی قریظه، تنها قبیله یهودی هم پیمان رسول خدا(ص) که هنوز در مدینه باقی مانده بود رفت، و با تحریک آنها، اینان را مجاب به حمله از پشت سر به سمت سپاهیان رسول خدا(ص) کرد.
پس از آنکه مشرکان متوجه شدند که نمی توانند از خندق ها عبور کنند و همچنین با سرد شدن هوا و اتمام آذوقه آنها و با خدعه ای که نعیم بن مسعود به آنها زد، مشرکان تصمیم گرفتند که به شهر خود بازگردند و پیروزی دیگری برای سپاه اسلام رقم خورد. پس از پایان غزوه خندق ، رسول خدا (ص) به سوی بنی قریظه رفتند و ریشه یهود را در غزوه بنی قریظه برای همیشه در مدینه کندند.
بی شک مهم ترین رویداد سال ششم صلح حدیبیه است که در قرآن در سوره فتح از آن به عنوان فتح المبین یاد می شود. همچنین در این سال رسول خدا (ص) نامه هایی را به همراه سفیرانی به سمت کشورهای روم، ایران، مصر، عمان، یمن و بحرین فرستادند.
در ذی القعده سال هفتم حج عمره ای که در سال گذشته محقق نشده بود، انجام شد که به عمرة القضاء معروف است.
مهم ترین اتفاق این سال غزوه خیبر است . در این غزوه رسول خدا (ص) خطر یهودیان را برای همیشه از بین برد. از دیگر اتفاقات این سال بازگشت مهاجران حبشه به مدینه است.
در سال هشتم پس از آنکه قریش پیمانی را که در حدیبیه با رسول خدا (ص) بسته بود، را شکست، رسول خدا (ص) به همراهی ده هزار نفر از مسلمانان از مدینه عازم مکه شدند. حرکت سپاه به صورت مخفیانه بود و تنها زمانی قریشیان از سپاه رسول خدا (ص) آگاه شدند که آتش های افروخته شده در اردوی سپاه اسلام را مشاهده نمودند. ابوسفیان که دید نمی تواند در برابر سپاه اسلام مقاومت کند، بالاجبار اسلام آورد و از رسول خدا(ص) امان خواست.
پس از آنکه قریشیان تسلیم مسلمانان شدند، در سال نهم دیگر قبایل عرب نیز دیگر در خود توان ایستادگی در برابر رسول خدا (ص) را نمی دیدند، به همین دلیل همگی تسلیم اسلام شدند. در این سال همچنین آخرین غزوه رسول خدا (ص) یعنی غزوه تبوک در این سال اتفاق افتاد.
در سال دهم هجرى (632 م) که پایه هاى حکومت اسلام کاملاً مستحکم شده بود، پیامبر گرامى اسلام حضرت محمد (ص) به موازات مکاتبه با سران دولِ جهان و مراکز مذهبى، نامه اى نیز براى اسقف نجران یمن «ابو حارثه» فرستاد و اهالى آن منطقه را به اسلام دعوت کرد. در روز 24 ذی الحجه که روز مباهله رسول خدا (ص) با نصاراى نجران است؛ پیامبر پیش از آنکه مباهله کند، عبا بر دُوش مبارک گرفت و حضرت امیرالمؤمنین و فاطمه و حَسَن و حسین عَلیهمُ السلام را داخل در زیر عبا نمود و گفت: پروردگارا هر پیغمبرى را اهل بیتى بوده است که مخصوص ترین خلق بوده اند به او، خداوندا اینها اهل بیت من هستند پس از ایشان برطرف کن شک و گناه را و پاک کن ایشان را پاک کردنى. پس جبرئیل نازل شد و آیه تطهیر در شأن ایشان آورد. پس حضرت رسول (ص) آن چهار بزرگوار را بیرون برد از براى مباهله چون نگاه نصارى بر ایشان افتاد و حقّیّت آن حضرت و آثار نزول عذاب مشاهده کردند جُرأت مُباهله ننمودند و استدعاى مصالحه و قبول جزیه نمودند
حضرت رسول (ص) بعد از هجرت، ده سال در مدينه ماند و حج به جا نياورد تا آن كه در سال دهم خداوند عالميان اين آيه را فرستاد كه: «و اذّن فى النّاس بالحجّ يأتوك رجالا و على كلّ ضامر يأتين من كلّ فجّ عميق، ليشهدوا منافع لهم»؛ و در ميان مردم براى اداى حج بانگ برآور تا پياده و سوار بر هر شتر لاغرى كه از هر راه دورى مى آيند به سوى تو روى آورند.
وقتی حضرت رسول (ص) از اعمال حجة الوداع فارغ شد متوجه مدينه شد و حضرت اميرالمؤمنين (ع) و ساير مسلمانان در خدمت آن حضرت بودند و چون به غدیر خم رسيدند. حق تعالى اين آيه را فرستاد: «يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ».
يعنى: «اى پيغمبر بزرگوار! برسان به مردم آن چه فرستاده شده است بسوى تو از جانب پروردگار تو» در باب نص بر امامتعلى بن ابى طالب (ع) و خليفه نمودن او در ميان امت خود؛ پس فرمود: «وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ»؛ پس اگر نكنى رسالت خدا را نرسانده ای و خدا تو را نگاه مى دارد از شر مردم.
رسول اکرم (ص) در آنجا خطبه معروف غدیرخم را قرائت فرمودند و حضرت علی (ع) را به جانشینی خود معرفی کردند. سپس همه بر گرد رسول خدا (ص) و اميرالمؤمنين (ع) جمع شدند و با آن حضرت بيعت نمودند.
دوشنبه 28 صفر، بنا به روایت بیشتر علماى شیعه و دوازدهم ربیع الاول بنا به قول اكثر علماى اهل سنّت، در سال یازدهم هجرى (6 خرداد ماه 11 خورشیدی) در سن 63 سالگى، در مدینه بر اثر زهرى كه زنى یهودى به نام زینب در جریان نبرد خیبر به آن حضرت خورانیده بود به شهادت رسیدند و در همان خانه‏ اى كه وفات یافته بود دفن شدند. هم اكنون مرقد مطهر آن حضرت، در مسجد النبى قرار دارد.
در سقیفه بنی ساعده خلافت را از حضرت علی (ع) غضب کردند.

پس از ابوبکر، به ترتیب عمر بن خطاب، عثمان بن عفان و علی بن ابیطالب (ع) به خلافت رسیدند که به خلفای راشدین مشهورند. پس از آنان حکومت به بنی امیه و سپس به بنی عباس رسید. عبدالرحمان سوم و جانشینانش در آندلس، فاطمیان، حفصیان و مرینیان نیز خود را جانشین محمد می‌دانستند.
سلاطین عثمانی هیچ‌گاه رسماً خلیفه نبودند. تنها عبدالمجید دوم از ۱۹۲۲ تا ۱۹۲۴ خود را خلیفه تمامی مسلمانان خواند.

بعد از درگذشت خدیجه کبری ، پیامبر با زنان دیگری که اکثراً بیوه بودند ازدواج کرد.
همسران: سوده بنت زمعه بیوه‌ای ۳۵ ساله بود، عایشه بنت ابى بكر، امّ شریك بنت دودان، حفصه بنت عمر که شوهر اولش در جنگ بدر کشته شد و بیوه‌ ای ۲۰ ساله بود، ام حبیبه دختر ابوسفیان (رهبر اهالی مکه و مخالف پیامبر) بیوه عبید بود، امّ سلمه بنت عاتكه بیوه ابوسلمه بود، زینب بنت جحش زن طلاق‌گرفتهٔ زید (فرزندخواندهٔ حضرت محمد(ص)) بود، زینب بنت خزیمه بیوه عبیده بود و کمی پس از ازدواج در ۳۱ سالگی درگذشت، میمونه بنت حارث بیوه بود و در ۵۱ سالگی ازدواج کرد، جویریه بنت حارث دختر رئیس قبیله بنی‌مصطلق بود، صفیّه بنت حىّ بن اخطب از اسیران یهودی در جنگ خیبر بود که شوهرش پس از جنگ خیبر اعدام شده بود و ماریه را فرمانروای مصر هدیه داده بود و کنیز ایشان بود.

فرزندان: الف)  1. قاسم. او پیش از بعثت پیامبر اكرم (ص) تولد یافت. از این رو پیامبر (ص) را ابوالقاسم نامیدند. 2. عبدالله. این كودك چون پس از بعثت به دنیا آمده بود، وى را «طیّب» و «طاهر» مى‏ گفتند. 3. ابراهیم. او در اواخر سال هشتم هجرى متولد شد و در رجب سال دهم هجرى وفات یافت.
عبدالله و قاسم از خدیجه كبرى (س) و ابراهیم از ماریه قبطیه متولد شدند. و هرسه آنان در سنین كودكى از دنیا رفتند.
ب) دختران: 1. زینب (س). 2. رقیه (س). 3. ام كلثوم (س). 4. فاطمه زهرا (س).
دختران پیامبر اسلام (ص) همگى از حضرت خدیجه (س) متولد شدند و تمام فرزندان رسول خدا (ص) جز فاطمه زهرا (س) پیش از رحلت آن حضرت، از دنیا رفته بودند.
ام‌کلثوم و رقیه با عثمان ازدواج کردند و پیش از حضرت محمد (ص) درگذشتند . ماریه نیز پسری به نام ابراهیم آورد که در دو سالگی درگذشت.
تنها فرزندى كه از آن حضرت در زمان رحلتش باقى مانده بود، فاطمه زهرا (س)، آخرین دختر وى بود. این بانوى مكرّمه، افتخار بانوان عالم، بلكه همه انسان‏ ها و مورد تقدیس و تكریم فرشتگان عرشى است. همو است كه مادر سبطین و امّ الأئمة المعصومین(ع) است.گرچه پیامبر اسلام(ص) به تمام خاندان مؤمن خویش علاقه‏ مند بود، اما در میان همسرانش بیش از همه، به خدیجه كبرى (س) و در میان فرزندانش بیش از همه، به فاطمه زهرا (س) علاقه‏ مند بوده و اظهار محبت و لطف مى‏ فرمود.
رحلت ایشان (یکشنبه) 6 خرداد ماه 11 خورشیدی یا 27 می 632 می باشد.
سه شنبه, 13 فروردين 1398 21:10
شهردار انارک، اتخاذ تدابیر و راهکارهای لازم قبل از وقوع فاجعه در شهر انارک را در گرو توجه بیشتر مسئولان شهرستان و استان دانست. به گزارش خبرنگار گروه استان های باشگاه خبرنگاران جوان از اصفهان،حسین سبحانی نسب، شهردار انارک گفت::این روز‌ها بیشتر از همیشه شهر انارک را در رفع و رجوع مشکلات برون شهری دست تنها و غریب میبینم، شهری با پتانسیل‌های خارق العاده گردشگری، تاریخی و فرهنگی بیش از این‌ها نیازمند توجه مسئولین شهرستان و استان میباشد.
وی بیان کرد:تا جایی که توانسته ایم تمام همت و قوای خود را به کار بسته ایم تا دغدغه‌های این شهر را کاهش دهیم و بر طبق وظیفه انسانی، شرعی و قانونی خود، دیگر نهاد‌ها را در تمامی امورات و بحران‌ها یاری دهیم، اما به واقع کسی تا به حال از مسئولان شهرستان به این نکته توجه کرده است که اگر مشکلی برای نیروی انسانی، تجهیزات، ماشین آلات شهرداری انارک پیش بیاد و از حد توان شهرداری کاسته شود راهکار برای رفع دغدغه‌ها چیست؟
شهردار انارک افزود: متاسفانه در بحث محور انارک_نایین دچار مشکلات فراوانی هستیم و نیازمند نگاه ویژه‌ای از سوی مسئولین راهداری شهرستان در این خصوص هستیم. نیروی انسانی و تجهیزات شهرداری در هر لحظه‌ای به یاری نهاد‌ها دیگر می‌شتابند، اما کافیست خدای نکرده مشکلی برای نیروی انسانی در خارج از محدوده پوشش خود رخ دهد چگونه می‌توان آن خلا را پر کرد
سبحانی نسب تاکید کرد:متاسفانه در بحث امکانات اداره آتش نشانی و نیروی انسانی این اداره با مشکلات جدی و ویژه‌ای روبه رو هستیم. به عنوان مثال اگر دو سانحه همزمان رخ دهد خدمات رسانی به آن‌ها شدیدا سخت و پیچیده خواهد شد.
این مسئول در پایان به پیشگیری، آسیب شناسی و رفع مشکلات پیش رو اشاره کرد و گفت:بهتر است تا فاجعه‌ای رخ نداده، تدابیر لازم اندیشیده شود که اگر اتفاق ناخوشایندی رخ داد تمام عمر انگشت اشاره به سمت یکدیگر نگیریم و دنبال مقصر نگردیم. با احترام به تمامی مسئولین، همکاران و نیرو‌های خدوم، این مشکلات مطرح و امیدواریم راهکار لازم اتخاذ شود.
(کد خبر: ۶۸۸۳۹۸۳ - ۱۳ فروردين ۱۳۹۸ - ۱۱:۱۷)
 
دوشنبه, 12 فروردين 1398 19:23
شهردار انارک از اسکان اضطراری و موقت بیش از ۱۵۰۰ مسافر و گردشگر نوروزی گرفتار در طوفان و باد شدید ۱۲ فروردین ۹۸ خبر داد.
به گزارش خبرنگار گروه استان های باشگاه خبرنگاران جوان از اصفهان،حسین سبحانی نسب، شهردار انارک گفت: امدادرسانی به مسافرین گرفتار در طوفان شدید و بارش‌های امروز در شهر انارک به خوبی انجام و تمامی مسافرین در راه مانده در مساجد، حسینیه و سالن شهرداری انارک اسکان داده شده اند. 
حسین سبحانی نسب، اظهار کرد: همزمان با بارش ها، شاهد باد و طوفان شدید در محور انارک_نایین، گردنه زنجیرگاه، جاده‌های روستایی و برون شهری بودیم که با همکاری آتش‌نشانی و پرسنل امدادی، خروجی انارک در نزدیکی اداره راهداری بسته و از تردد وسایل نقلیه در محور انارک_نایین جلوگیری به عمل آمد تا بعد از به وجود آمدن آرامش جوّی، تردد‌ها به حالت عادی برگردد. 
وی ادامه داد: بر همین اساس و با حاکم بودن شرایط نامساعد جوی، ۱۵۰۰ نفر از مسافرین اسکان اضطراری یافتند و شهرداری انارک علاوه بر خدمات همیشگی و تلاش نیرو‌های خدوم این اداره، تمام تجهیزات و ماشین آلات خود را در این راستا به کار گرفت هر چند که مشکلاتی از قبیل: سقوط درختان، آبگرفتگی معابر، آسیب دیدگی به تابلو‌ها و تجهیزات شهرداری انارک به وجود آمد.
سبحانی نسب با اشاره به فعالیت‌های شهرداری انارک افزود:شهرداری انارک، تمامی دستگاه‌ها، ماشین آلات و تجهیزات خویش را در محور‌های برون شهری، گردنه زنجیرگاه، جاده‌های انارک، محور انارک_نایین و محدوده‌هایی خارج از حریم شهر انارک به کار بست تا احتمال بروز حادثه به حداقل ممکن خود برسد.
شهردار انارک تاکید کرد:از مدیران و مسئولین بالادست تقاضا داریم فکری اساسی و تدابیری شایسته‌تر را برای کنترل بحران‌ها اتخاذ کنند چرا که در حال حاضر شهرداری انارک تک وتن‌ها تمام پتانسیل خود را در راستای پوشش حوادث به کار می‌گیرد و اگر روزی تجهیزات و ماشین آلات این اداره با مشکل روبه رو شود کنترل حوادث و بحران‌ها سخت‌تر از قبل می‌شود.
این مسئول بیان کرد:از راهداری شهرستان نایین تقاضا داریم حضور فعال تری در سطح محور انارک_نایین داشته یا ماشین آلات و تجهیزات بیشتری در اختیار شهرداری انارک قرار دهند چرا که واقعیت این است که اختلال در خدمات برون شهری انارک وجود دارد.
(کد خبر: ۶۸۸۳۵۵۲ - ۱۲ فروردين ۱۳۹۸ - ۱۸:۴۲)
 
دوشنبه, 12 فروردين 1398 13:32
یازدهم فروردین ۹۸، همایش پیاده روی خانوادگی با عنوان غذای سالم، جامعه سالم با ورزش در شهر انارک برگزار شد.
به گزارش خبرنگار گروه استان های باشگاه خبرنگاران جوان از اصفهان ،حسین سبحانی نسب، شهردار انارک گفت: به مناسبت عید سعید باستانی نوروز و عید بزرگ مبعث همایش پیاده روی خانوادگی باحضور مسئولین شهرانارک رأس ساعت هشت از مقابل شهرداری انارک برگزارشد.
حسین سبحانی نسب بیان کرد:این همایش جهت شادابی، نشاط و تقویت روحیه اهالی شهر باهمکاری شورای شهر ونمایندگی اداره ورزش وجوانان انارک برگزارشد
شهردار انارک با اشاره به شعار این همایش، غذای سالم، هوای سالم، جامعه سالم با ورزش، تاکید کرد: ورزش همگانی باید مورد توجه همه اقشار و خانواده ها قرار گیرد و ما با توجه به این امر مهم، این گونه همایش ها را در دستور کار قرار داده ایم. ورزش پیاده روی، تحرک و نشاط و شور زندگی را در انسان ها به وجود می آورد و تعطیلات نوروزی بهترین بهانه برای ایجاد همایش پیاده روی بود.
سبحانی نسب عنوان کرد: درپایان این همایش به شرکت کنندگان به قیدقرعه هدایایی به رسم یادبود اهدا و رزمی کاران کونگو انارک نیز باحرکات نمایشی لحظات هیجان انگیزی را برای شرکت کنندگان در همایش پیاده روی خلق کردند.
(کد خبر: ۶۸۸۲۷۱۴ - ۱۱ فروردين ۱۳۹۸ - ۲۱:۰۳)
جمعه, 09 فروردين 1398 10:41
انارک نیوز: اخبار ناگفته انارک در هفته جاری از شنبه سوم فروردین ماه 98 تا امروز نهم به شرح زیر می باشد. قابل ذکر است که در صورت دریافت هرگونه خبر و توضیح از نتایج جلسات و تصمیم های گرفته شده، به اطلاع همشهریان عزیز رسانده می شود. 

- برگزاری "جشنارک 98" (جشن نیلوفری انارک) در شنبه سوم فروردین ماه 1398 ساعت 16 تا 18 با شرکت همشهریان و استقبال افزونتر از سالهای پیشین در درنجیل.
- بارش متناوب و شدید باران که از ساعت یک بعد از ظهر دوشنبه شروع شد تا چهارشنبه نیز  ادامه داشت. رعد و برق و باران شدید باعث وقوع سیل گردید که .به اغلب جاده های مزارع آسیب رساند. جاری شدن سیل در رودخانه بین شهری انارک را هم داشتیم که امداد رسانی نیروهای خدمات شهری شهرداری و آتش نشانی انارک را شاهد بودیم.
مسافرین در راه مانده در پی بارش شدید باران پس از تکمیل ظرفیت مدارس شهر در حسینیه شهدای انارک اسکان داده شدند.
سد بالادستی بتونی منابع طبیغی هم سرریز شد. پشت سد قدیمی اولیه دره انجیر که تأمین کننده قسمتی از آب انارک است  آبی مشاهده نگردید.
میزان بارندگی در شهر انارک 30میلیمتر بوده است.
- واژگونی خودرو ۲۰۶ در محور انارک چوپانان کیلومتر ۵ ( گردنه زنجیرگاه)  که ۲ نفر مصدوم حادثه  توسط اورژانس اعزام گردیدند.
- در پی بارش باران در شهر انار‌ک عوامل آتش نشانی و خدمات ایمنی شهرداری انارک در محل های حادثه خیز و دیوار های فرسوده نوار خطر نصب کردند.
- طی تماس تلفنی با شماره ۱۲۵ ایستگاه آتش نشانی شهرداری انارک مبنی بر فرو رفتن سواری پیکان در گل و لای مزرعه زرگر آباد و احتمال سقوط به داخل دره سریعا عوامل آتش نشانی به محل اعزام و سواری مذکور رهاسازی شد.
- حادثه واژگونی سواری دنا در کیلومتر ۳۵ محور انارک _ چوپانان رخ داد که خوشبختانه این حادثه تلفات جانی در پی نداشت.
- امدادرسانی به ۵ خانوار گرفتار در کویر انارک و منطقه عشین انجام شد.
- نشست ادبی شعر به مناسبت عید باستانی نوروز و عید بزرگ مبعث پیامبر اعظم(ص)، با حضور شعرای شهرمان و مهمانان شاعر از نائین در محل کتابخانه برگزار شد.