امروز: شنبه 25 مرداد 1399 برابر با 15 آگوست 2020

پنج شنبه, 06 ارديبهشت 1397 19:00

عظمت از دست رفته 
انارک نیوز - از زمان ترک دیار سالهای زیادی گذشته بود ولی همه ساله چندین بار برای زیارت اقوام ندیم و دوستان قدیم به آنجا می شدم تا هجران از دل بزدایم و ادای دین بنمایم. 
یک بار که بر این باب به دیار رفته بودم هوای دیدن کوچه های قدیمی شهر در سر افتاد و لنگان و آهسته به کوچه ها درآمدم. به هر خانه ای می رسیدم بر در و دیوار آن می نگریستم و خاطرات گذشته در ذهنم زنده می گردید و گاه طاقت از کف میدادم و بر گذشته افسوس می خوردم.
ناگهان خود را در ابتدای یکی از کوچه های منشعب از راسته بازار یا همان راسه کیچه قدیم خودمان یافتم.  دکانی با دربی فلزی متعلق به مرحوم محمد مهدی.
ایستادم و زمانی بر در و دیوار آن نگریستم. به خاطر آوردم ایام طفولیت و عنفوان شباب خود و سایر دوستان را که کیسه ای در دست به آن دکان می شدیم برای خرید قند و چای و دیگر مایحتاج زندگی. کله قندی را وزن می کرد و با چرتکه محاسبه و در دفتر حساب خود به خط سیاق یادداشت می نمود.
دلم گرفت. به راه شدم . در مسیر خود دکانهای بسته را دیدم یکی پس از دیگری.
لحظه ای دوران قدیم را در خاطر خود زنده گردانیدم. صبح را که با آفتابه ای از آب مقابل هر دکانی آب پاشی می شد و ساعتی از ظهر گذشته را که تعدادی از بازاریان برسکوی درب مغازه مرحوم آقا حسین می نشستند و اخبار رادیو را با جان و دل می نشینند و با هم بحث می کردند. اخبار داغ جنگ ویتنام و تفسیر سیاسی روز را.
راسته بازار نه این بود که اکنون جلوه گر است با معدود مغازه به اندازه انگشتان یک دست.
روزگاری جمعیت دیار ما انارک شاید از پنج هزار نفر تجاوز می کرده. مدارس پربود از دانش آموز و معادن مملو از کارگر و دانش اندوز. همه اصحاب به کار و زندگی ها برقرار و دکانها پر بود از خوراکی ها و پارچه و دیگر مایحتاج زندگی.
به هر درب دکان قدیم که می رسیدم سیمای محجوب و خنده زلال و چهره گشاده صاحب دکان را که اکنون به جز یکی دو نفر از آنها در قید حیات نیستند به خاطر می آورم.
خداوند تمام آنها را بیامرزد و رحمتشان کند و آنهایی را که در قید حیات اند سلامت بدارد. 
به هر روی راسته بازار عظمتی داشت بس والا. بازاریانی با انصاف و قانع . کسی از بازاریان در پی کسب سود و اندوختن مال از راه حرام نبود. کاسبی بود و گذران زندگی. نه شکایتی می شد از ایشان و نه حکایتی بود از خلاف آنان و پیشه ورانی بودند که به کارهای مختلفی اشتغال داشتند.
بازاری بود خود ساخته و بی پرده. بزرگتر ها خوب به یاد دارند اسامی آنها را. مرحومان :
غلامحسین قاسمی نژاد (روغنی) بقال- علی واحدی (حلبی ساز)- حسین رجایی (تعمیرکار سماور)- آقا غضنفر (بقال)- آقاحسین مرتضوی (بقال)- سید حسین جوادزاده (بقال)- صمد صمدی (ساعت ساز)- حسن عرب (بقال)- نرگس عرب (بقال)- جعفرقلی بقایی (قصاب)- عزیزا.. قادرزاده (قصاب)- محمدرضا یاور (کافی) قصاب- حسین صدیقی (بقال)- محمد داماد نرگس عرب (بقال)- عمویی (بقال)- حاجی سعیدی (بقال)- حاج عباس معصومی (بقال)- علی آقا هاشمی (بقال)- حسین زواره ای (فرش فروش)- عبدالحمید زواره ای (پینه دوز و تعمیرکار گیوه)- محمد روحانی (بقال)- حاج باقر طاهری (بقال)- خدیجه صفاری (میوه فروش)- استاد رضا محمدی (میوه فروش در تابستانها)- محمد وکیل زاده (وکیلی) نجار- استاد محمد جندقی (آرایشگر و دندان کش) و آقایان اسماعیل بنیادی (بقال) و حسن صحرایی (حلبی ساز) و شاید نزدیک به ده مورد نانوایی خانگی در محله های مختلف شهر.
توضیح این که در بقالی های شهر علاوه بر مواد خوراکی همه نوع وسیله و از جمله پارچه – باطری چراغ قوه- ظروف نیکلی آشپزخانه- شیرینی و تقریبا تمام احتیاجات آن زمان خانواده ها یافت می شد و کسی برای خرید به سایر بلاد مسافرت نمی کرد.
به یاد دارم دکتر دندان پزشکی در شهر نبود و استاد محمد جندقی با وسیله مخصوص به خود شخص مریض را در مغازه بر روی صندلی می نشانید و مشغول کشیدن دندان وی می شد که گاه از شدت درد مریض ناتوان از صندلی بر زمین می نشست و گاهی تا نیمه راه راسته بازار در حالی که استاد مشغول کشیدن دندان وی بود بر زمین می غلتید زیرا در آن زمان داروی بی حسی برای دندان وجود نداشت ولی اینک کسی صبحگاهان راسته بازار را آب و جارو نمی کند. صدای خنده کودکان به گوش نمی رسد تا با قهقه و شادی خود قلم شیرینی یک ریالی را به رخ دیگران بکشند و با ده شاهی جیبی پر از تخمه کنند.
دیگر سیمای بشاش بازاریان به چشم نمی آید. بوی ادویه محلی در راسته بازار مشام ساکنین را عطر آگین نمی کند. چند درب مغازه باقی مانده بسیار سوت و کور است. اگر آقایان شفیعی و بلوچی و یکی دو صاحب مغازه دیگر نبودند فقط نامی از آن بود چون جسمی بدون روح.
یاد باد آن راسته بازار قدیم *** با بزرگانی چو گل شاد و بسیم
خوش سخن چون بلبلان نغمه خوان *** نیک خو چون دایه های مهربان
بود شاهین ترازوشان دقیق *** با همه بودند چون یاری صدیق
با ملایک بود کار و بارشان *** کم فروشی کس ندید در کارشان
روحشان با رحمت حق باد شاد *** یادشان پیوسته اندر یاد باد
(کلامی از محمد رجایی انارکی)


یادش بخیر
دور از هیاهوی شهرهای صنعتی و بوی دود اتومبیل. فضایی آرام با بوی دلنشین آتش هیزم و صدای سماور در حال جوش با آبی از سراب.
چه دلچسب چای آتش پز قند پهلو در پیاله و خوردن با همان پا پیاله خودمان بی مزاحمت و بی دردسر و هیاهوی همسایه.
یادش بخیر قدما که نانی را در آبدوغ یا آب کشکی رقیق همانند رنگ آسمان به ظرفی بزرگ لقمه می کردند و دست جمعی در هوای گرم تابستان زیر ساباط بر گرد آن می نشستند و به نوبت با قاشقی آن را نوش جان می کردند و یا با دست لقمه بر دهان می نهادند و لذت می بردند.
خوردن دمپخت روی آتش کیلک با قابلمه مسی زیر ساباط روی گیلیم جُلی چه کیفی داره یادش بخیر از اون روزها فقط خاطره ای مانده هیهات.... یادش بخیر
(عکس از سابات خانه خاله رباب)


یادی از کامیونداران قدیم
در زمانهای قدیم از حدود سنه 1320 تا دهه 40 کامیوندارانی می‌زیستند که زحمات بسیاری متحمل می‌شدند. سالیان دراز را در جاده خاکی انارک نائین پشت فرمان اینترناش‌ها و دیگر خودرو‌ها راندند تا سنگ معادن انارک را به بنادر ایران از جمله بندر پهلوی و دیگر نقاط حمل کنند. آن روز‌ها استاد رضا با یک دستگاه کمپرسی خدمات این کامیون‌ها را انجام می‌داد. آن روزگار خدمات پستی انارک را یک دستگاه کامیون استودی دو کابین از آقای محمود قاضبی انجام می‌داد.
یادی کنیم از تمام این زحمتکشان پشت فرمان که روزگاری آبادانی و رونق را به انارک هدیه می‌آوردند ولی اکنون اسیر خاک گشته.
یادشان گرامی و فاتحه‌ای نثار روح این عزیزان می‌کنیم، عزیزانی چون حاج علی آقا طاهری، میرزا اشرف، مهدی اشرف، حسین عرب، حبیب صفاری، عبد الرحیم طالبی، حسن نوروزی، آقای محمدی و دیگرانی که از قلم نگارنده جا ماندند. (hasar در 1392/04/01)


 حسین نوروزی انارکی كاشف معدن مس سرچشمه
29 فروردین سال جاری, پرسشی در فیس بوک مطرح کردم که کاشف معادن مس سرچشمه کرمان که یک شخصیت انارکی بوده است , نامش چیست؟
ما انارکی ها که به حق ادعا داریم, سابقه قدیمی ترین معادن ایران را داریم, سابقه ای که قدمت ان به چند هزار سال می رسد, کسی پاسخ صحیح ام را نداد.
همواره در میان هر قوم, قبیله و ملت, گروهی که در زمره روشنفکران محسوب میشوند و عمرشان را در کارهای پژوهشی و تحقیقاتی صرف کرده اند, چنین وظایفی بر دوش آنهاست.باید با اگاه کردن سایرین, دستاوردها و افتخارات خود را خبررسانی کنند. افسوس! شتر را گم کرده ایم و دنبال افسارش می گردیم.
اواخر سال های 1950 میلادی, یک محقق معدنشناس انگلیسی مستر واتس, به معادن کرومیت اسفندقه کرمان - بندرعباس ماموریت پیدا کرد تا از ذخایر و عیار سنگهای این معادن اطلاع پیدا کند. مرحوم پدرم مباشر و استادکار آن معادن بود.
قرار شد شخص دیگری را نیز که نظیر مستر واتس, معدنشناس باشد معرفی گردد تا در حومه کرمان و رفسنجان کاوشگری کند و چنین وظیفه ای را انجام دهد. پدر, حسین نوروزی انارکی را که در معادن انارک یا اصفهان مشغول کار بود, معرفی کرد و اعزام شدند. با یک قمقمه اب و یک چکش, در کوهها و بیابانهای کرمان رهایش کردند تا کاوشگری کند. همراهانش, دو نفر از مردم بومی منطقه به عنوان راهنما بودند. انواع مشقت ها را متحمل شد. مارگزیدگی, مالاریا, گرسنگی و بی غذائی. سرگردان در کوه و بیابان بود و دست بردار نبود. می گفت نا امید نیستم. هنوز چند منطقه مانده است که باید کاوش کنم. منظورم از این نوشته ها, پرداختن به غیرت و شرف انارکی ست. دست خالی برگشتن را ننگ خود میدانست. نمونه سنگ هائی که در اخرین کاوش ها یافته بود به معدن اسفندقه, نزد پدر اورد و گفت: معدنی یافته ام که مس چکشی دارد. یعنی اینکه اگر با چکش بر روی سنگ بزنید, بجای انکه سنگ بشکند, خم می شود.
نزد مهندس واتس و پدر عیار آن سنگ مس را و اینکه در هر تن آن چه میزان باید طلا و نقره باشد, با لمس انگشتانش تعین کرد و چنین نیز بود.
اکتشاف حسین نوروزی, برای دولت وقت - علی امینی - آنقدر اهمیت داشت که مهندس قراگوزلو, مدیرعامل معادن و فلزات, ایشان را به هیات دولت برد تا مورد قدر دانی قرار گیرد. در هیات دولت و شخص نخست وزیر, ستایش بسیاری از ایشان به عمل آمد و تصویب شد که ماهی هزار تومان علاوه بر حقوق ماهانه تعلق گیرد. مهندس واتس در مجله تایم, مقاله ای نوشت و اقای نوروزی را به عنوان Scanner - کاوشگر معدن معرفی کرد. هنوز در معادن انگلیس, در میان کارگران و معدنکاران آنجا, کسی را که سنگ شناس برجسته معدن باشد را نوروزی اسکنر می نامند. بزرگواری این مرد و شخصیت بی نظیرش مثال زدنیست دنبال شهرت نبود. در همان موقع کسانی بودند که پیشنهادهای مالی سنگینی به او می دادند که اگر معدنی پیدا کرد, قبل از انکه به دولت خبر دهد به آنها بگوید تا بتوانند جواز آن معدن را کسب کنند که انجام چنین کاری را دور از شان خود می دانست. چندی پیش در همین فیس بوک از خانواده اش پرسیدم که آیا می دانید مرحوم پدرتان چه شخصیت بزرگی بوده و چه کرده است؟ اطلاعی نداشتند.
انارکی یعنی عزت نفس , شرف , بی نیازی در عین نیازمندی. باید به این مردم سخت کوش, احترام گذاشت. میر جلال فاطمی (hasar در 1392/06/05)


تنها اتوبوس مسافربری انارک
مدلش قدیمی بود و راننده اش بومی. سالها بود که هر صبحدم از انارک بسوی اصفهان حرکت می کرد و شبانگاه برمی گشت. تعداد مسافرش در اغلب اوقات کم بود از این رو به زحمت مخارج خود و راننده اش را تأمین می کرد. محمد که نام پدرش را برای شناسایی استفاده می کرد از 1350 در این خط رفت و آمد می کرد. می گفت: سالهاست قصد تعویض اتوبوس را دارم، امکاناتم اجازه نمی دهد و کسی هم حمایتم نمی کند. بسیار به این در و آن در زده ام اما نتیجه ای نگرفته ام.*
بالاخره در تابستان 92 مجبور به فروش اتوبوس شد و مردم برای رفتن به نایین و اصفهان دچار سختی بسیار شدند. (* برگزیده از کتاب " انارک از دیدگاه تاریخی، جغرافیایی و اجتماعی" اثر محمدعلی ابراهیمی انارکی)

یکشنبه, 02 ارديبهشت 1397 12:44
انارک نیوز - رسانه رکن چهارم دموکراسی است اما در ایران دموکراسی به معنای واقعی وجود ندارد. اینکه رسانه‌ها در ایجاد و توسعه دموکراسی عملکرد خوبی نداشته‌اند یا حاکمان به رسانه معتقد نیستند جای تأمل و بحث فراوان دارد. رسانه نقش بسزایی در هدایت حاکمان یک کشور دارد و مردم به واسطه رسانه بسیاری از حقوق خود را می‌توانند مطالبه کنند و ناظر بر عملکرد مسئولان باشند. 

اصفهان یکی از مهم‌ترین قطب‌های صنعتی و گردشگری کشور به شمار می‌رود اما این قطب قدرتمند هرگز از ابزار رسانه بهره‌برداری مناسبی نداشته است. رسانه در اصفهان بیش از آنکه مستقل و نوآور عمل کند مطیع و وابسته شناخته می‌شود و از این رو مهم‌ترین مطالبات مردم این استان از جمله موضوع آب، خشکی زاینده‌رود، تقسیم غیرمنصفانه حق آبه کشاورزان، رشد بی‌رویه مالیات صنایع و کمبود بودجه دریافتی، فرار سرمایه‌داران، عدم گزینش مدیران لایق برای مقام‌های ارشد استانی و بسیاری موارد دیگر بر زمین مانده است.
(سینا ایرانپور انارکی / یکشنبه ۲ اردیبهشت ۱۳۹۷)
جمعه, 17 فروردين 1397 23:36
در طول تاریخ زن را همیشه موجودی ضعیف متصور بوده‌ایم و غفلت کرده‌ایم که فرزندان همیشه در کانون خانواده بیش از هر کس از مادر درس می‌آموزند. زن به جهت محبت و عشق ذاتی که از آن برخوردار است بدون تردید بیش از سایر اعضای خانواده قادر به تأثیرگذاری فکری و روانی بر افراد است. هر چقدر مادران قوی و جسورتر، فرزندان نیز در جامعه حضور موفق‌تری داشته‌اند. 
شاید زنان در کسب شهرت و بالا رفتن از پله‌های ترقی همچون مردان خوش آوازه نباشند اما زندگی بیشتر مردان موفق در پرتو یک مادر، خواهر و یا زن جسور و خوش‌فکر پایدار شده است. عشق زنانه معجزه می‌کند برای تشویق و ترغیب و ایجاد اعتماد به نفس در مردان و ما مردان هر چقدر هم قدرتمند و توانا بسیار نیازمند تائید و حمایت یک زن هستیم.
در این چند سال اخیر به شدت شاهد رشد جسارت در زنان ایرانی هستیم؛ حضور مؤثر در پست‌های اجرایی و مسئولیت‌های سازمانی، موفقیت در کرسی‌های علمی و دانشگاهی خودباوری را در زنان ایرانی افزایش داده است.
بسیاری از زنان ایرانی با آنکه همچنان خانه‌دار هستند اما در تغییر سبک زندگی عملکرد بهتری نسبت به مردان داشته‌اند و آرام آرام جسارت خود را برای بر عهده گرفتن مسئولیت‌های جدید بهبود بخشیده‌اند.
دختران دهه 70 نیز در دورانی طلایی که فرزند سالاری مرسوم شده است با روحیاتی متفاوت از دهه شصتی‌های سردرگم و آشفته زندگی را برای خود ترسیم کرده‌اند. دیگر ریسک بخش جدایی‌ناپذیر دختران امروز ایران است و به آسانی حجاب از سر بر می‌دارند و حتی از صحنه پیش از خودکشی خود فیلم‌برداری می‌کنند.
زن بدون تردید محور تحولات فرهنگی و اجتماعی در هر کشوری است و از این رو سیاست‌گذاری و سرمایه‌گذاری مدیران رسانه‌ای در تمام دنیا بیش از هر چیز بر جنسیت زن تمرکز دارد. حضور و نفوذ سلیبریتی های زن در جهان نزد افکار عمومی به‌خوبی گواه این ادعاست که این زنان هستند که تحولات فرهنگی و فکری را رقم می‌زنند.
مهم‌ترین عامل شکل‌گیری رویدادهای اخیر در ایران همچون اعتراض به حجاب اجباری در خیابان و مشارکت قابل توجه دختران و زنان ایرانی در پویش نه به حجاب اجباری حکایت از واقعیتی دارد که هنوز هم مسئولان ایرانی آن را باور نکرده‌اند؛ واقعیت به همین سادگی است زن ایرانی دیگر نمی‌ترسد.
نه رفتارهای توهین‌آمیز مأموران امر به معروف و نهی از منکر و نه برخورد فیزیکی مأموران سایر ارگان‌ها دیگر برای زن ایرانی اهمیتی ندارد و بیش از آنکه آن‌ها را خانه‌نشین کند آن‌ها را به خیابان آورده است.
زن ایرانی دیگر حق خود را در خانه جستجو نمی‌کند؛ زن ایرانی اکنون در جستجوی سهم خود از خیابان، پارک، سینما و محیط کار است. مسئولان باور کنند یا نه این جسارت را خودشان برای زن ایرانی خلق کرده‌اند.
اجبار هرگز در طول تاریخ پایان خوشی برای هیچ سلسله و نظامی نداشته است. اجبار یعنی زور یعنی ظلم یعنی بی‌عدالتی و زن ایرانی دیگر ترسی ندارد از آسیب‌ها چرا که قرن‌ها او را خانه‌نشین کرده‌ایم و رفت و آمدش را به چالش کشیده‌ایم و ذره ذره روح زخمی او غرورش را تقویت کرده است.
این دختران را زنانی مسلمان و زخم خورده تربیت کرده‌اند و اکنون باور دارند که باید نه تنها حق خود بلکه حق مادران خود را نیز امروز بگیرند. دیگر بی‌حجابی برای زن ایرانی گناه نیست ما کاری با او کرده‌ایم که بی‌حجابی را حق خود می‌داند و حجاب را یک ظلم آشکار.
این پایان یک اجبار و زورگویی آشکار است؛ نه رضاخان با زور توانست حجاب از سر زن ایرانی بر دارد و نه در این چهار دهه به زور توانستیم حجاب بر سرش کنیم. زن پیش از زنانگی انسان است و اکنون این انسان برای نه به حجاب اجباری نه بلکه برای نه به زورگویی و ظلم ترسش را کنار گذاشته است.
(سینا ایرانپور انارکی / جمعه 17 فروردین 1397)
چهارشنبه, 15 فروردين 1397 11:53

انارک نیوز - تاکنون هیچ‌کدام از شعارهای اقتصادی سالیانه کشور محقق نشده است. عدم تحقق شعارهای اقتصادی از یک‌سو ناشی از استراتژی نامناسب تدوین شعارها و از سوی دیگر نبود انسجام و اراده کافی در دولت‌ها و حتی شهروندان می‌شود. در ایران شاهد تدوین و تصویب برنامه‌های فراوانی همچون توسعه پنج‌ساله، برنامه و بودجه سالیانه، چشم‌انداز ۱۴۰۴، برنامه اقتصاد مقاومتی و استراتژی توسعه صنعتی بوده‌ایم و اما در دستیابی به بخش زیادی از اهداف این برنامه‌ها موفق عمل نکرده‌ایم. 
تدوین نادرست و غیرکارشناسی برنامه در ایران و اولویت موضوعات سیاسی و بین‌المللی نسبت به چالش‌های ساختاری درونی توسط دولت‌ها مهمترین عوامل شکست در برنامه‌ریزی‌های ایران به شمار می‌رود.
مفهوم توسعه در تمام جهان به ما گوشزد می‌کند که «انسان‌محور توسعه است» و برای قدم گذاشتن در مسیر توسعه باید نخست روی نیروی انسانی هر کشوری سرمایه‌گذاری کرد. آموزش مهمترین رکن سرمایه‌گذاری روی نیروی انسانی شناخته می‌شود که با گذشت چند دهه از نگارش برنامه‌های توسعه‌ای در ایران همچنان هیچ‌کدام از دولت‌های بر سرکار آمده اولویت خود را به موضوع آموزش اختصاص نداده‌اند...

میزان رضایتمندی نیروی انسانی در ایران بسیار پایین است و آمارهای داخلی و خارجی نیز بهره‌وری نیروی کار را در این کشور پایین ارزیابی می‌کند. رضایتمندی و بهره‌وری دو شاخص مهم در اقتصاد و مدیریت شناخته می‌شوند که ارتباط مستقیمی با یکدیگر دارند و کاهش و افزایش هر کدام اثری همسو بر دیگری خواهد گذاشت.
علم اقتصاد و مدیریت با هدف هدایت مدیران در انتخاب تصمیم‌های بهینه به وجود آمده‌اند و تأکید بسزایی بر موضوع بهره‌وری منابع دارند. مهمترین منبع و سرمایه در تمام دنیا نیروی انسانی است و غفلت از این سرمایه به‌عنوان محور توسعه به سادگی تمام برنامه‌ریزی‌ها و مطالعات را غیرقابل تحقق می‌کند.
در کشوری که آموزش و تحصیلات دانشگاهی از اهمیت پایینی برخوردار است و مدارک تحصیلی با پول و رابطه حاصل می‌شود و از سوی دیگر نیروی انسانی با ٨ساعت کار روزانه قادر به تأمین حداقل‌های زندگی نیست، چطور باید انتظار تحقق شعار حمایت از کالای ایرانی را داشته باشیم؟
کالای ایرانی به دست نیروی انسانی ایرانی تولید و عرضه می‌شود اما این نیروی انسانی هم مهارت و تخصص کافی ندارد و هم با کار ثابت روزانه از دستمزد و مزایای کافی برای اداره زندگی خود برخوردار نیست. این نوع نیرو اگر بخواهد نیز قادر به تولید محصولی باکیفیت و بهینه حتی برای مصرف داخلی نخواهد بود.
سینا ایرانپور انارکی / 15 فروردین ماه 1397)

 
شنبه, 11 فروردين 1397 20:29

انارک نیوز - از شهر من فقط دیوارهای کاهگلی باقیمانده و از من خاطره های کودکی و نوجوانی.
شرمنده ام شهر من کاری برای تو نکردم کاری برای خودم هم نکردم 
چقدر سخت هست تماشای زیبایی ها و استعدادها و حسرت خوردن 
تنها دلخوشی این روزهای من این است که برخی جوانان تو همت کرده اند تا از خانه ها و دیوارهای قدیمی تو محلی امن و آرام برای گردشگران فراهم کنند. 
شرمنده ام شهر من. 
انارک تا مصر شدن فاصله زیادی دارد اما ظرفیت های فراوانی برای گردشگری دارد که نیازمند سرمایه‌گذاری و همت جوانان این شهر هست.
(سینا ایرانپور انارکی / 11 فروردین ماه 1397)

جمعه, 18 اسفند 1396 18:39
می گن پسرهای امروزی بی مسئولیت شدن، می گن دیگه مرد تو جامعه نداریم، می گن کسی مسئولیت قبول نمی کنه. این عبارت ها را فراوان می شنویم و دیگر باور کرده ایم که واقعیت همین هست و بس!
- دقت کرده اید همیشه حسرت به دل گذشته هستیم.
- روزگاری یک‌زن وقتی به عقد یک مرد در می آمد تحت هر شرایطی خود را متعهد به مرد و زندگی خود می دانست و با بی پولی و بی غذایی و حتی اعتیاد یک مرد کنار می آمد تا زندگی پایدار بماند.
- روزگاری یک مرد با یک شغل و چند ماه حقوق قادر به خرید اتوموبیل و خانه بود و حتی برای آینده فرزندان خود نیز سرمایه فراهم می کرد.
- روزگاری ساختن مهمترین مسئولیت هر ایرانی بود و تعهد به حفظ خانواده مهمترین دغدغه هر ایرانی.
- روزگاری خیانت و روابط متعدد با جنس مخالف یک فاجعه انسانی بود.
- اما اکنون روزگاری است که دغدغه ای مهمتر از خودخواهی و نیازهای شخصی برای هر ایرانی وجود ندارد.
- روزگاری که یک مرد حتی اصراری بر مرد بودن خود ندارد، مردی که اگر خانه و درآمدش از کیسه پدر نیست به سختی مخارج خود را تامین می کند آن هم اگر شاغل باشد.
روزگاری که ازدواج کالای لوکس به شمار می رود و دختر و پسر پای میز معامله می نشینند نه سفره عقد.
- روزگاری که به یک جمله بالای چشم تو ابروست خانواده از هم می پاشد و تعهد معنایی ندارد.
- روزگاری که همه در جستجوی کسی هستند که مسئولیت زندگی خود را به دوش او بیاندازند.
- روزگاری که برخی چشم ها فریفته چشم و ابرو و چشم های دیگر فریفته دور بازو و مارک اتومبیل است.
- روزگاری که تعهد یک شوخی به تمام معناست.
روزگاری که در خراب کردن و فرو ریختن متخصص شده ایم و حوصله ای برای ساختن نداریم.
- روزگاری که مسئولان یک جامعه به جای مسئولیت پذیری و حل مشکلات آنها را حواله به آینده می دهند.
- روزگاری که در فرار از مسئولیت از یکدیگر سبقت می گیریم.
- روزگار بچه مایه دارها، روزگار ژن خاص، روزگار ازدواج سفید، روزگار تنوع طلبی، روزگار آشفتگی، سردرگمی روزگار ادم های امروز ماست.
- کاش در گذشته می ماندیم؛ نه دینی برایمان مانده و نه ایمانی، انسانیت را جایی از تاریخ به جا گذاشته ایم. 
(سینا ایرانپور انارکی - جمعه: ۱۸ اسفند۹۶)
یکشنبه, 29 بهمن 1396 18:09

زمین ناامن 
آسمان ناامن
دریا ناامن

از قرار تن ایرانی فقط زیر خاک امنیت دارد و بس 
اینجا حادثه ها از سر تقدیر نیست 
کسی در اندیشه تدبیر نیست

(سینا ایرانپور انارکی / حادثه‌ی سقوط هواپیمای تهران-یاسوج)

چهارشنبه, 25 بهمن 1396 11:15

یک تامین اجتماعی ورشکسته و اظهار نظر یک رییس جمهور خوشحال: کارفرمایانی که تا پایان سال ۹۶ نیرو استخدام کنند تا پایان سال ۹۷ از پرداخت حق بیمه این نیروهای جدید معاف هستند!!!
تشویق کارفرما برای اشتغال زایی خیلی خوبه اما نه به هر قیمت و هر روشی؟! لااقل دولت اول بدهی های قبلی خودش به تامین اجتماعی را پرداخت کنه بعد چاله جدید بکنه.
می ترسم از روزی که مستمری بازنشستگان تامین اجتماعی هم به عاقبت بازنشستگان فولاد دچار بشه.
(سینا ایرانپور انارکی)