امروز: شنبه 25 مرداد 1399 برابر با 15 آگوست 2020

جمعه, 18 آبان 1397 16:00
انارک نیوز: شعری از آقای محمد رجایی انارکی متخلص به رجا 

بر تو ای کوه سلام 
بر تو ای کوه درود 
یاد ایام خوش مدرسه را یادت هست کودکی بودم خرد 
همچو مستان در مدرسه مست
کودکی شاد به اواز و سرود 
فارغ از بود و نبود؟ 
سالها رفته ولی
تو برافراشته ای چون آنروز
من کودک شده ام پیر چه زود
و پس چند صباحی دیگر
می شوم نیست چو دود
و تو تا دهر بپاست
همچنان خواهی بود
بر بلندی کوه واقع در پشت دبستان فرخی قدیم

سه شنبه, 08 آبان 1397 22:24
انارک نیوز: مدت‌هاست در اقتصاد ایران مطالعه می‌کنم، می‌نویسم و فعال هستم. با صدها کارآفرین و بازرگان نشست و برخاست داشته‌ام و گاهی در جزئیات زندگی و روابط افراد نیز خواسته و ناخواسته ورود پیدا کرده‌ام. اقتصاد اکنون مهم‌ترین موضوع خرد و کلان کشور به شمار می‌رود و بسیاری نسبت به اصلاحات اقتصادی دیدگاه‌ها و ادعاهایی دارند اما خوب که دقیق می‌شوم یک معضل، یک عیب یا بهتر هست بگویم یک وجه اشتراک را در همه آن حرف‌ها و دیدگاه‌ها و ادعاها شاهد هستم. 
«رانت» و «سوبسید» وجه اشتراک زندگی اقتصادی همه ما ایرانی‌هاست. تعجب نکنید اگر کمی صبور باشید و این مقاله را تا پایان مطالعه کنید به خوبی در می‌یابید ما ایرانی‌ها بدون رانت با وجود این قوانین نمی‌توانیم زندگی کنیم و قطعاً کارتن‌خواب می‌شویم.
متن کامل را در وبلاگ شخصی نویسنده مطالعه فرمایید: http://anaraki.blogfa.com
(سینا ایرانپور انارکی - 6 آبان 97)
 

 

جمعه, 13 مهر 1397 12:33
انارک نیوز: حرف های دل یک زن سرپرست خانواده که برای تامین معاش رفتگری می کند در کنار یک بازیگر و کارگردان سرشناس که از پائین ترین سطح جامعه به بالاترین جایگاه اجتماعی دست پیدا کرده آدمیزاد را متحیر می کند در آنچه خداوند رقم می زند.
- زندگی ما آدمیان نتیجه سرنوشت و تقدیر هست یا تلاش و پایداری؟
یکی محتاجی لقمه ای نان و دیگری هر چه بخواهد فراهم هست! گاهی در انصاف و عدالت هم دچار تردید می شوی!
- در برابر خداوند هرگز نمی شود قضاوت انسانی داشت؛ باید ببینی و گاهی اشک بر چشمانت جاری شود و گاهی لبخند بزنی بر خلقت خداوند.
- این کجا و آن کجا، تو کجا و خالق کجا؟
خدایا ما را اندکی صبر با چاشنی حکمت میهمان کن که زندگی بس دشوار است و درک آن بسیار دشوارتر.
(سینا ایرانپور انارکی - چهارشنبه 8 شهریور 1396)

دوشنبه, 26 شهریور 1397 23:46

انارک نیوز: 
پول میرود زدستم بازاریان خدا را
یکدم نظرنمایید جیب من گدا را 

کشتی ما شکسته دربحر زندگانی
کس کو کمک رساندمارا به اشکارا

ده روزدورگردون گردیده دل پرازخون
ماندیم به حسرت و اه دیدار اشنا را

یارب سلامتی ده تا خویش را بداریم
زیرا دوا و دکتر کی میکند مدارا ?

خوش گفت هاتفم دوش ارامش دوگیتی
جز اسکناس چه باشد بیمار را مداوا

خوبان به حلقه ما یک پارچه درجنونند
چون انتظار باشد مجنون بینوا را

هنگام تنگدستی دست میکشی زهستی
کین ره کشد به پایان افسانه شما را

ساقی به باده گفتی غم از بدن بر اید
افسوس اثرندارد اب روی سنگ خارا

در کوی پولداران ما را گذر ندادند
تغییر ده خدایا رسم بد قضا را

گویی کفایت امد از بازی زمانه
یک لقمه نان خالی بی منت این رجارا

سه شنبه, 20 شهریور 1397 22:39
انارک نیوز: پیش خودم گفتم بازیهای محلی را تا اونجایی که حافظه ام یاری می کنه نام ببرم و قوانین اونها را بگم. 
1- یکی کایه اله یا الک دولک که تقریبا همه قانونشو می دونن و معمولا بازی عصرهای زمستان و خصوصا روز عرفه (یکروز مانده به عید) که قدیمیا کتهاشونو برعکس می پوشیدند تا کایه اله اکیرن با چه شور و شوقی.
2- دوم بازی تگ و بالا که سه نقطه داره که بهش بکه bokke می گن، بکه بالا و بکه پایین، نقطه وسط که می گن نیم چوسکه nimchoska و دودسته می شن یک عده بالا و دومی پایین تا به تعداد رفیقان همه توپ را بزنن و کسی که اصطلاحاً سوخته در فاصله زمانی طی کردن توپ که معمولا دورتر پرتاب می شد براثر ضربه طرفی که از گردونه خارج شده باید بیاد بکه پایین و برگرده بالا.
اگر  دراین فاصله تیم پایینی توپ را گرفت و به بازیکنی که درحال بالا و پایین دویدنه زد وتوپ اصابت کرد طرف دوباره می سوزه. الغرض دم در خونه ما هر روز بعداز ظهر مخصوصاً زمستونا تا غروب آفتاب بازی می کردیم. از همه جای نخلک می اومدن و بازی می کردند. آدم بزرگا هم بودن، خلاصه خوش بود اون روزا. اینم بگم روی بکه هرکی ایستاده بود درامان بود از ضربه توپ و نهایتا سوختن.
3- بازی بعدی داجوال یا سرخ وکینو بود که تو یک چار دیواری جمع می شدیم وبا توپهای تنیس همدیگر را می زدیم. یک شور و حال خاصی داشت و به دو صورت اجرا می شد.
یکی اینکه هرکی می خورد، می نشست بیرون. اصطلاحاً می سوخت و نهایتا یک نفر می موند و صورت دیگرش این بود که همه همدیگه را با توپ می زدن. اینقدر همدیگه را با توپ می زدن تا تاریک می شد یا خسته می شدن یا مادر پدرا می اومدن و به ضرب کتک بچه ها را می بردند.
چه شور و حالیش دارت دی کایه داجوال یا همی سرخ وکینو.
4-  بازی دیگه که نیاز به نشستن داشت و متشکل از چند نفر بود و با سنگ و چوب و اینها انجام می شد. ابزار بازی اینها بود چوب خط گندی یا کلفتی. پهنک .مندیل که دستها را می بردیم پشت سرمون و از طرف مقابل می خواستیم که حدس بزنه تو دست طرف چیه؟
اگر درست می گفت که هیچی ولی اگر غلط می گفت پشت دستی می خورد. این بازی هم مختص عصرهای زمستان و پاییز بود.
5- یکی دیگه از بازیها کایه سنگ بی به سه صورت انجام می شد، یکی یک قل دوقل سه سنگی بود به اینصورت که مرحله اول دوتا سنگ زمین بود و یکی تو دست. سنگ را می انداختیم بالا و قبل از اینکه سنگ بیفته اون یکی سنگ را از زمین برمی داشتیم.
مرحله دوم با یک سنگ دو تا برمی داشتیم.
مرحله سوم دو تا سنگ تو دست بود و یکی را می انداختیم بالا و با نوک انگشت سبابه رو زمین می کشیدیم.
مرحله چهارم یک سنگ را می انداختیم بالا و د وتای دیگه را می گذاشتیم زمین، دوباره سنگ را می انداختیم بالا و دو تای دیگه را برمی داشتیم. اگر سنگ را که بالا انداخته بودیم به سینه اصابت می کرد و می گرفتیم باید سنگ را بالا میانداختیم و هفت بار به سینه می زدیم یا هفت مرحله سنگ را بالا انداخته و با دست به زمین و سینه می زدیم و می گفتیم هفت برسینه.
مرحله پنجم انگشت سبابه را روی انگشت بلند می گذاشتیم و با انگشت شست دروازه ای درست میکردیم و یکی از سنگها را به عنوان عروس انتخاب می کردیم و باید این سنگها با بالا انداختن سنگی که در دست بود به داخل دروازه هدایت می کردیم و سنگی که نشان شده بود با یک ضرب داخل دروازه هدایت می شد و بعد جمع کردن سنگهایی که به داخل دروازه هدایت شده بود، با پرتاب سنگ به بالا جمع می شد.
مرحله بعد آبشار بود به این ترتیب که سنگهارا می ریختیم زمین و ابتدا یک سنگ بالا می رفت و سنگ دیگری را جمع می کرد، دوباره دوسنگ بالا می رفت و سنگ دیگری را جمع می کرد.
البته این روند به همین سادگی نبود چندین بار سنگ می افتاد و به اصطلاح می سوختیم.
مرحله بعد تخم کن بود به این ترتیب که همه سنگها را در دست می گرفتیم و یکی یکی می گذاشتیم زمین، یک سنگ تو کف دست نگه می داشتیم و با اون سنگ کف دست را با سنگ زمین عوض می کردیم.
مرحله بعد بشکن بود که حتما باید سنگ روی هم بخوره و صدای آن را همبازیا بشنوند.
مرحله بعد نشکن بود که سنگ نباید صدا داشته باشه. البته همه مراحل پرتاب سنگ به بالا رکن اصلی بازی بود.
پنج سنگی هم همین مراحل را داشت و کمی سخت تر، نوبت بازی هم با بالا انداختن همه سنگها و گرفتن با پشت دست انجام می شد.
(کریم سهیلی - 16 و 21 شهریور ماه 1397)

در صورت دریافت بازی های دیگر از آقای کریم سهیلی یا دیگر دوستان، این خبر تکمیل خواهد شد.
یکشنبه, 28 مرداد 1397 00:22

انارک نیوز - گرامی داشت هنرمند خوش صدای انارک آقای علی فتوحی که یاد و خاطره اش زنده است.

فتوحی جان ، ز چه شد یکدفعه خاموش شدی 
مملو از مهر و صفا ، یکسره بی هوش شدی 

همه اشعار تو زیبا و ، صدایت چه رسا
ز شزاب معرفت ، اکمل و مدهوش شدی

علی استاد آواز و ، نوازندگی چندین ساز
این گمان نیست چو برفتی ، فراموش شدی

دیگر نشنیدیم ، نی و ، ترانه ، تصنیف تو را
از فرط بلا ، فعل قضا ، دافع و در کوش شدی

آری، زوجودت بسی مسرور و تومحبوب فلوب
قلب تو ریش و ، به سازت کاستی پوش شدی

گر رنج و مشقت زتنت ، خُلق تو آرام و نکو
نَک دعوت حق گشتی و از جام ولا نوش شدی

مردن و محو ، ز قاموس هنرمندان نیست
خاصه ، در چند هنر عجین و در جوش شدی

نام تو فخر دراین خطه و ، یادت باقی است
پر درخشش ، به لقاء زود کفن پوش شدی

مغفوری ومرحوم علی، فاتحه برروح و روانت
بر خاک نقابت بنهادی و ، به آغوش شدی

" بی قرارم " ، ز فقدان جنین دوست شفیق
نام تو زنده ، چو مجذوب دل و گوش شدی

علی محمدی زاده انارکی ( بی قرار )
۱۶ / ۵ / ۹۷

هنرمندان نمی میرند
دوست فرهیخته و گرامی ،هنرمند مردمی و محبوب ، مرحوم استاد علی فتوحی ،روانش شاد . این یاد بود جهت معرفی مرحوم به سایر دوستان و همچننین تسلی خاطر خانواده ایشان و یادی از پدرومادر مرحومشان تقدیم میدارم .
اینجانب آن مرحوم را از همان زمانی که صدایش از جانب همکلاسان دوره ابتدائیش کشف کرده بودند می شناسم. اولین بار درحالی که بنده در آموزش و پرورش انارک استخدام ومشغول کاربودم جهت برگزاری جشنی نیازبه قاری قران داشتیم که ضمن معرفی دوستان وی خودم به درمنزلشان که هنوز درمحله قدیم انارک بود رفتم مادر مرحومشان اشاره کردند علی هست ولی بعلت کم رویی قایم شده بالاخره باسماجت بنده ایشان برای اولین بار اجرادرحضورجعیت راپذیرفتند .ازآن موقع دریافتم که صدای بسیار دلنشین و زیبا دارند . تا اینکه چندین بار به عنوان تک خوان سرود و ترانه از وی دعوت میکردیم . ازآن پس کماکان حضورایشان درسایر مراسم ها دیده میشد . بعدها که در شهر یزد مشغول کارشدبه کلاسهای کلاسیک آواز و موسیقی روی آورد که مورد استقبال بسیاری از هنردوستان آنجاقرار گرفت .لذا پیشرفت و علاقه ی وی روز بروز بیشتر مشاهده میشد که حضور ایشان در جشنها ومراسم ها پیوسته در انارک هم به چشم میخورد وبه محبویت ایشان می افزود تااینکه اقدام به دادن سیدی وهنر نمایی او گردید که معرف حضور همگان است .
پس از چند سال اقامت در یزد به اصفهان آمدند . ابتدا از این بابت ناراحت بود چراکه دوستان زیادی را از دست داده بود تااینکه بزودی در اصفهان هم جایش باز شد واین نگرانی ازوی کاسته شد . استاد علی فتوحی علاوه بر آواز و تصنیف و ترانه های محلی به چندین ساز ایرانی ازجمله تمبک و دف ، نی ، سه تار و کمانچه نیز مسلط بودند و واقعا باهنر شعر و آواز و موسیقی سنتی رابطه ی تنگاتنگی داشت . اشعار انارکی و بعضا فارسی را خودش می سرود و آهنگسازی مینمود و بیشتراشعارفارسی را هم از شعرای نامی استفاده می کزد .
آن مرحوم هیچگاه نمی خواست با القاب و عنوان مطرح شود لذا با این همه هنرمندی باز هم تاحدودی گمنام بود . دردوشهرهمزبانمان از صدای گرم ایشان بنام شهر خودسیدی بافیلم پر کرده بودند بدون انکه نامی از او برده شودکه انارکیها شاکی شده بودند.
من و ایشان بارها به اتفاق در منزلمان با اجرای آهنگ وصدای زیبایش باخواندن اشعار اینجانب ساعتها اوقاتی را سپری می کردیم .سازو نوای علی هیچگاه انسان راازخود بیخودنمی کرد ، بلکه انسان رابه خودمی آورد.
مرحوم استاد علی فتوحی ازلحاظ هنری دارای نبوغ و افکار والایی بودند ، به انارک و اطراف بسیار علاقه داشت. به پدر،مادر، اقوام و دوستان علاقه وافری داشتند .دو ترانه جدا برای پدر ومادرش زمانی که درقید حیات بودند ،خوانده همچنین ترانه هایی برای انارک واطراف. وی به ساده زیستی اهمیت میداد .دوست داشت پسرش هم درآینده بخواند. ازدیگر هنرهایش اجرای نوحه خوانی دلنشین در روزهای تاسوعا و عاشورا بویژه همراه دسته زنجیرزنی در انارک بود . از زمانی که آن حادًه تلخ برایش پیش آمد ، بسیاربه شکست روحی دچارشد که چندین عمل مشکل روی صورتش انجام گرفت . بارها من به او دلداری می دادم ،می گفت ؛ خوشبختانه حنجره ام آسیب ندیده .هرچه از بعد شخصیت و صداقت ایشان بگویم کم گفته ام..
اغلب پیامهایمان به صورت شعربود که سروده خودمان بودومصرع یا تک بیت یکدیگررا جواب میدادیم .
دو جمله آخرش درپاسخ پیامهایم که این اواخر برایم ارسال کرده چنین نوشته اند : " امیدوارم یکباردیگر به منزلتان بیایم و شما اشعارتان را دکلمه کنید من هم آهنگ بنوازم وفیلم بگیریم "."علیخان شما همیشه در روح و ذهنم خواهی ماند ."
خدارحمت کند این دوست عزیز و مخلص را . خداوند به خانواده اش صبر عنایت کند .
جهت شادی روح آن مرحوم فاتحه .

پنج شنبه, 25 مرداد 1397 10:08
انارک نیوز - معروف است که اگر می خواهید آگاه شوید یک کشور در حال توسعه است ابتدا وضعیت مدارس و کیفیت آموزش آن را بررسی کنید و اگر در بخش آموزش شاهد تحول بودید می توانید به توسعه آن کشور در آینده امیدوار باشید. در حیرتم که امیر کبیر در یکصد و شصت و سه سال قبل یعنی سال یک هزار و دویست و سی و سه شمسی چگونه از روند توسعه آگاه بود اما اکنون دوازده دوره ریاست جمهوری در ایران می گذرد و با وجود روسای جمهوری که مدارک دانشگاهی تا دکترا داشته اند همچنان کسی در اندیشه توسعه نیست. یکشنبه بیست و هشت خرداد ۹۶ در حالی که در خیابان ناصرخسرو تهران قدم میزدم از اتفاق بنای دارالفنون یادگار امیرکبیر را دیدم و نتوانستم بی تفاوت از کنار این اندیشه بزرگ گذر کنم.
روحت شاد مرد بزرگ.
اینجا تهران، اینجا ناصر خسرو، اینجا دارالفنون.
(سینا ایرانپور انارکی - 29 خرداد 1396)
سه شنبه, 23 مرداد 1397 20:08
انارک نیوز - دموکراسی یا مردم‌سالاری واژه‌ای پرطمطراق در ادبیات سیاسی جهان است که انتخابات نخستین واژه در دستیابی به آن شناخته می‌شود. بررسی نتایج حاصل از انتخابات در دوره‌های مختلف و عملکرد منتخبین، مردم را به این نتیجه رسانده است که برگزاری انتخابات و واگذاری تصمیم‌گیری به در قالب انتخابات به عموم افراد جامعه رویکرد مؤثری برای گزینش و انتخاب افراد شایسته نیست و مردم عادی در تشخیص فرد شایسته عملکرد خوبی از خود به نمایش نگذاشته‌اند. سوابق و شواهد نشان می‌دهد شایسته‌سالاری با این نوع دموکراسی هرگز محقق نخواهد شد.
بدون تردید انتخاب، امری بسیار دشوار است و به دانش و شناخت کافی نسبت به نامزدها از یک سو و درک کافی نیازها و ضرورت‌های جامعه در سطوح مختلف از سوی دیگر نیاز دارد. آمار بالای طلاق‌های رسمی و عاطفی، پشیمانی افراد از انتخاب رشته تحصیلی و شغل در جامعه ایرانی به خوبی گویای ناتوانی در تصمیم‌گیری و انتخاب‌های شایسته در میان افراد جامعه است.
اگر تا پیش از این تصور خوبی نسبت به انتخابات در ایران نداشتیم اما انتخاب ترامپ در آمریکا نیز نشان داد کشوری توسعه یافته و ابرقدرت همچون آمریکا نیز مردم آن باوجود ادعای دموکراسی در انتخاب‌های خود گاهی دچار جوزدگی می‌شوند و ساختارهای انتخاباتی در کشورهای توسعه یافته نیز دچار نقاط ضعف فراوان هستند. کما اینکه رهبران برگزیده طی چند سال گذشته در جهان هم با عملکردهای پر اشتباه نشان داده‌اند مردم در جهان، قضاوت درستی نسبت به چهره‌های سیاسی برای واگذاری امور به آن‌ها ندارند و بنابراین فقط نباید مردم ایران را گرفتار این نقطه ضعف دانست.
با این اوصاف چرا با گذشت 38 سال از انقلاب و برگزاری صدها انتخابات مردم ایران در انتخاب گزینه شایسته همچنان دچار اشتباه هستند؟ چرا مردم در آمریکا و سایر کشورها نیز به دفعات در انتخابات عملکرد خوبی از خود نشان نداده‌اند؟ پاسخ به این پرسش در عدم کارایی روش گزینش نامزدها و شرایط تائید صلاحیت‌ها از یک سو و اطلاعات ناکافی مردم از ضرورت‌های جامعه از سوی دیگر و مهم‌تر از این دو مورد نبود شفافیت در ارزیابی عملکرد چهره‌های سیاسی نهفته است. اما راهکار چیست؟
باز طراحی ساختارهای نظارتی و ارائه گزارش عملکرد
در ساختار مدیریتی کشور چیزی که بیش از هر موضوع مدیریتی به چشم می‌آید؛ نبود سیستم نظارتی مؤثر بر عملکرد مدیران است. در ایران مدیران و مسئولان بی‌توجه به برنامه‌های بالادستی و پایین‌دستی و بر اساس منطق و ایدئولوژی شخصی هر نوع اقدامی را که صلاح بدانند انجام می‌دهند و سرانجام نیز با هر نوع عملکردی همیشه از خود دفاع کرده‌اند و هیچ نهاد و سازمانی نیز قادر به مواخذه آن‌ها نبوده است. هرگز در ایران شاهد ارزیابی عملکرد منصفانه از مدیران و ارائه گزارش‌های شفاف از سوی شخص آن‌ها نبوده‌ایم.
مدیران در ایران پایبند به چشم‌انداز و برنامه‌های تدوین شده نیستند و همیشه خود و تیم اجرایی خود را بالاتر از برنامه‌های تدوینی و حتی قانون دانسته‌اند. همیشه برنامه‌ها و قانون نقد شده‌اند تا مدیران بتوانند بهانه‌ای برای فرار از عملکرد قابل ارزیابی داشته باشند.
این وضعیت به چند دلیل ایجاد شده است: نخست ضعف قانون در تعریف اهرم‌های نظارتی و قابل مواخذه که حتی مجلس شورای اسلامی باوجود آنکه قانون‌گذاری و نظارت، دو وظیفه اصلی آن شناخته می‌شود هرگز نتوانسته مدیران اجرایی را موظف به انجام برنامه‌های تدوینی کند. مجلس تنها ابزار خود برای تهدید و مواخذه را استیضاح می‌داند و بدون تردید تمام عملکرد یک وزارتخانه را نمی‌توان در جلسه استیضاح مورد بررسی و نقد قرار داد. از آن مهم‌تر وزیری که استیضاح می‌شود پس از برکناری هرگز در قبال ضعف عملکردی در هیچ دادگاهی محاکمه نمی‌شود و فقط پست وزارت را از دست می‌دهد و چه‌بسا پس از وزارت هم با سمتی دیگر در دولت باقی بماند.
اصلاح و تقویت قانون‌های نظارتی در قوه مقننه، قوه قضائیه، شورای نگهبان، دیوان محاسبات و سازمان بازرسی کل کشور از یک سو و تعریف اهرم‌های متعدد نظارتی از ضرورت‌های ساختار نظارتی کشور به شمار می‌روند. همچنین باید ترتیبی اتخاذ شود که تمام مدیران موظف به تهیه گزارش شفاف عملکردی مبتنی بر سیستم‌ها، روش‌ها و برنامه‌های جاری و بلندمدت باشند و این گزارش‌ها ابزاری برای تائید صلاحیت آن‌ها برای ارتقا و یا حفظ جایگاه فعلی آن‌ها قلمداد شود.
ایجاد سازمان نظام رتبه‌بندی مدیران
در ایران برای رشته‌های مختلف مهندسی سازمان نظام‌مهندسی جهت رتبه‌بندی فنی و تخصصی آن‌ها وجود دارد اما با وجود اهمیت مدیریت و نقش آن در جامعه، مدیران هرگز رتبه‌بندی نمی‌شوند. رتبه‌بندی مدیران ضمن تخصصی کردن کار مدیریتی راهکار مناسبی برای تشخیص توانمندی افراد جهت بر عهده گرفتن پست‌های مدیریتی نیز خواهد بود. اکنون بسیاری از مدیران بدون تجربه و تخصص کافی در سمت‌های مدیریتی منصوب شده‌اند که این واقعیت با شایسته سالاری فاصله زیادی دارد.
اجرای سیستم مدیریت عملکرد در تمام سازمان‌ها
مدیریت عملکرد یک سیستم ارزیابی تخصصی در رشته مدیریت است که همانند بسیاری از سیستم‌های دیگر مدیریتی در ایران مگر در چند شرکت خاص در سطح سازمان‌ها پیاده‌سازی نشده است. مدیریت عملکرد راهکاری علمی و تخصصی برای آگاهی از کیفیت و کمیت کار کارکنان و مدیران در تمام سطوح سازمانی است و تا اندازه زیادی چالش سازمان‌ها را در تشویق، ارتقا، افزایش پاداش و بهبود بهره‌وری رفع می‌کند. ضرورت دارد سازمان‌های ایرانی نیز با هدف دستیابی به شناخت دقیق از عملکرد مدیران در تمام سطوح از وزرای کابینه و نمایندگان مجلس گرفته تا مدیران عملیاتی این سیستم را پیاده‌سازی کنند و آن را ابزاری برای معرفی افراد شایسته به جامعه در فرصت‌های سیاسی و انتخاباتی قرار دهند.
به‌کارگیری اهرم‌های تخصصی در شورای نگهبان
شورای نگهبان با تمرکز بر موضوع اعتقاد به مبانی نظام جمهوری اسلامی و رهبری افراد را مورد گزینش قرار می‌دهد و عملکرد اجرایی با توجه به فرصت ناچیز جهت بررسی، هرگز مورد توجه قرار نمی‌گیرد. باید پذیرفت شورای نگهبان به‌تنهایی قادر به تشخیص صلاحیت افراد برای نامزدی در زمینه‌های مختلف نیست و یا باید کارشناسان این شورای برای بررسی دقیق سوابق و عملکرد نامزدهای ثبت نامی افزایش یابد و یا مراجع دیگری نیز جهت تشخیص شایستگی افراد برای نامزدی در انتخابات در نظر گرفته شوند.
 برگزاری آزمون تخصصی متناسب با نوع انتخابات جهت ارزیابی دانش فنی و حقوقی فرد نسبت به آن جایگاه و انجام مصاحبه تخصصی از اهرم‌هایی است که می‌تواند گزینش و تشخیص صلاحیت را تخصصی کند و درصد خطا برای انتخاب را کاهش دهد. کما اینکه با این روش تعداد نامزدها کاهش و کیفیت افراد برگزیده افزایش می‌یابد و روند تصمیم‌گیری مردم تسهیل می‌شود البته انجام این امور نیازمند افزایش زمان بررسی به وسیله شورای نگهبان یا مراجع دیگر است.
ایجاد توقع در مردم بر اساس نیاز و اهداف
یک چالش اساسی در کشور نبود آگاهی در مردم نسبت به اهداف، چشم‌انداز و برنامه‌های کوتاه و بلندمدت است. باوجود تدوین سیاست‌های کلان و چشم‌انداز توسعه در کشور مردم و مسئولان ایران نسبت به وظایف شهروندی و مدیریتی خودآگاهی ندارند و این خود موجب سردرگمی هنگام تصمیم‌گیری و انتخاب  منطقی و متناسب با نیاز روز جامعه و کشور می‌شود. اکنون کشور برای ریاست جمهوری، مجلس شورای اسلامی، مجلس خبرگان و شورای اسلامی شهر و روستا به چه افراد و با چه تخصص و تجاربی نیاز دارد که مردم آن‌ها را برگزینند؟
پاسخ به این پرسش نیازمند آگاهی مردم نسبت به اهداف و وظایف هر یک از این بخش‌ها مطابق با دوره حاضر است تا بتوانند فرد متناسب با ضرورت‌های روز جامعه را انتخاب کنند. باید در درجه نخست برنامه‌ها و چشم‌اندازها تا پایین‌ترین سطح جامعه یعنی شهروندان تدوین شوند تا ضمن آگاهی هر فرد جامعه نسبت به وظایف خود از اهداف و برنامه‌هایی که چهره‌های سیاسی در جایگاه‌های مختلف باید دنبال کنند نیز مطلع شوند و صرفاً بر اساس شهرت افراد و یا عنوان دکتر و مهندس و رابطه نسبی رأی خود را به داخل صندوق نیاندازند.
اکنون دو انتخابات بزرگ دیگر یکی در سطح ریاست جمهوری و دیگری در سطح مدیریت شهری نزدیک است و همچنان با فرایند گذشته صلاحیت افراد مورد بررسی قرار می‌گیرد و بدون تردید باز هم تعدد نامزدها، فرصت ناکافی برای شناخت و نبود شفافیت در عملکرد آن‌ها موجب خواهد شد مردم انتخاب منطقی نداشته باشند و به‌ویژه در عرصه انتخابات شورای شهر باز هم چهره‌های مشهور هنری و ورزشی و یا سیاستمداران معروف بالاترین شانس را برای کسب بالاترین آرا دارند در صورتی که بسیاری از آن‌ها در عمل ثابت کرده‌اند شایستگی حضور در چنین موقعیت‌هایی را ندارند.
بنابراین اطلاع‌رسانی شفاف رسانه‌ها، پرهیز از جوسازی تبلیغاتی و حمایت از افراد شایسته و نخبگان که در بسیاری موارد از پایگاه مردمی و توانمندی مالی مناسبی جهت تبلیغات برخوردار نیستند می‌تواند بسترساز کاهش خطای مردم در انتخاب افرادی صالح و شایسته برای بر عهده گرفتن مسئولیت باشد.
(دانسته های یک عشق نویسندگی - سینا ایرانپور انارکی - جمعه 6 اسفند 1395)